برچسب: کوروش احمدی

  • جنگی دیگر در راه است؟ / احمدی: ترامپ تا امتیاز نگیرد عقب‌نشینی نمی‌کند

    جنگی دیگر در راه است؟ / احمدی: ترامپ تا امتیاز نگیرد عقب‌نشینی نمی‌کند

    به گزارش اقتصادران، براساس اخبار و مواضعی که رییس‌جمهوری ایالات‌متحده اتخاذ کرده و می‌کند ظاهرا حیات سیاسی‌اش به دو متغیر سرنوشت برنامه هسته‌ای ایران و ذخایر غنی‌سازی شده در خاک کشورمان منوط است؛ بدین معنا که ترامپ تلاش دارد تا با کسب امتیازهای حداکثری از ایران به توافقی کاملا متفاوت از برجام دست یابد در غیر این صورت بعید نیست که دوباره درگیر جنون شده و جنگ دیگری را علیه ایران، منطقه و جهان با هزینه بالا تحمیل کند.

    به گزارش اعتماد، ارسال طرح پیشنهادی جدید ایران در پاسخ به اصلاحیه‌های پیشنهادی ایالات‌متحده درباره طرح پایان جنگ، بار دیگر نشانه‌هایی از تداوم مسیر دیپلماسی میان تهران و واشنگتن بعد از تمدید توقف آتش را آشکار کرده است؛ مسیری که به ادعای ناظران هر چند شکننده، اما هنوز متوقف نشده است.

    به ادعای اکسیوس، این پاسخ از طریق میانجیگری پاکستان به واشنگتن منتقل شده؛ گفتنی است همزمان با آن، جزییات ادعایی یک پیشنهاد ۱۴ ماده‌ای نیز ازسوی رسانه‌هایی چون وال‌استریت ژورنال منتشر شده که بر یک فرآیند دو مرحله‌ای برای پایان درگیری تاکید دارد؛ تمرکز فوری بر بازگشایی تنگه هرمز و توقف حملات و در گام بعدی ورود به پرونده هسته‌ای و تحریم‌ها.

    این درحالی است که استیو ویتکاف، فرستاده ویژه کاخ سفید، با ارسال اصلاحیه‌هایی خواستار بازگشت صریح موضوع هسته‌ای به متن توافق شده و شروطی ازجمله توقف انتقال اورانیوم غنی‌شده را مطرح کرده است. همزمان، دونالد ترامپ با استناد به توقف تبادل آتش، مدعی پایان خصومت‌ها شده تا از فشار ضرب‌الاجل قانونی کنگره عبور کند؛ ادعایی که با تردید فزاینده در میان قانونگذاران امریکایی به واسطه نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای همراه شده است.

    با این همه برخی تحلیلگران معتقدند این تحولات همزمان نشان می‌دهد که هر چند دوطرف همچنان در تاکتیک‌ها و اولویت‌ها اختلاف دارند، از تقدم پرونده هسته‌ای گرفته تا نحوه رفع تحریم‌ها، اما چارچوبی حداقلی برای ادامه گفت‌وگو شکل گرفته است. لذا پیشنهاد مرحله‌بندی‌شده ایران تلاشی برای تفکیک بحران فوری امنیت انرژی و تنگه هرمز از مناقشه راهبردی برنامه هسته‌ای است، این درحالی است که واشنگتن می‌کوشد این دو را به‌هم گره بزند تا اهرم فشار خود را حفظ کند.

    در این میان هستند گروهی که همچنان باور دارند نقش پاکستان به عنوان میانجی و همزمان فشارهای داخلی در امریکا می‌تواند مسیر مذاکرات را تعیین‌کننده‌تر کند. با این همه به نظر می‌رسد برآیند این روند حاکی از آن است که نه جنگ به‌طور واقعی پایان یافته و نه دیپلماسی به بن‌بست کامل رسیده، بلکه هر دو در وضعیتی معلق قرار دارند که آینده آن بیش از هر چیز به تصمیمات سیاسی در واشنگتن و میزان انعطاف‌پذیری متقابل طرفین بستگی دارد.

    در همین راستا با هدف ارزیابی سناریوهای احتمالی سرنوشت تنش میان تهران و واشنگتن به واسطه تحرکات روزهای اخیر با کوروش احمدی، دیپلمات پیشین کشورمان در نیویورک گفت‌وگو کرده است. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

    کوروش احمدی، دیپلمات پیشین کشورمان در پاسخ به پرسش در رابطه با سناریوهای احتمالی پیرامون پیشنهادات جدید ایران که اخیرا از طرق میانجی پاکستانی به واشنگتن ارسال شده است، گفت: خبر چندانی از محتوای طرح جدید ایران که پنجشنبه از طریق پاکستان به امریکا منتقل شده، نداریم. در هر صورت نشریات اکسیوس و وال استریت ژورنال گزارشاتی را در مورد این طرح جدید منتشر کرده‌اند، اما به واقع نمی‌دانیم درست است یا خیر. در هر حال آقای بقایی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی هم در مصاحبه‌ای خاطرنشان کردند خاتمه جنگ و صلح پایدار، اولویت تهران در مذاکره با امریکا است. لذا روشن نیست که معنی این گزاره چیست و آیا طرف مقابل باتوجه به خوی تجاوزکارانه‌ای که از این کشور سراغ داریم، می‌پذیرد که اول بین دو کشور صلح پایدار برقرار و تضمین‌های لازم داده شود و بعد در مورد بحث غنی‌سازی که به ادعای امریکا دلیل اصلی تجاوزاتش بوده، مذاکره کنند یا خیر.

    به باور احمدی مشکل این است که مقامات ایرانی توضیح چندانی در مورد مواضعی که طی یکی، دو هفته گذشته مبنای کارشان بوده است، نمی‌دهند و به‌رغم اینکه طرح‌هایی که به امریکا ارایه می‌شود و امریکا هم طبیعتا بلافاصله آن را دراختیار اسراییل قرار می‌دهد، اطلاعاتی به مردم در داخل کشور نمی‌دهند و این در شرایطی است که مردم به‌حق نگران شرایط و تداوم وضعیت معلق و بلاتکلیفی حاکم و شرایط اقتصادی کشور هستند. به هر حال امیدواریم که امریکا طرح جدید ایران را بپذیرد و مذاکرات از سر گرفته شود و طی آن همه موضوعات موردبحث قرار گیرد.

    این تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی در ادامه و در رابطه با این گمانه‌زنی که گفته می‌شود واشنگتن همچنان بر حل مساله هسته‌ای خواهان امتیازهای حداکثری است گفت: طی یکی، دو هفته اخیر شایعاتی در فضای سیاسی کشور مطرح شد با این مضمون که ایران حاضر به مذاکره با امریکا در مورد غنی‌سازی و محموله ۴۴۰ کیلو اورانیوم ۶۰درصد نیست. به واقع همچنان نمی‌دانم این شایعات درست است یا خیر. اما به نظر می‌رسد واقعیت روی زمین و خارج از ذهن ما این است که ترامپ حداقل در این مرحله حیات سیاسی خود را با همین دو موضوع گره زده است، یعنی اگر در ازای جنگ پرهزینه‌ای که به کشور خود و کشورهای منطقه تحمیل کرده، نتواند امتیازی در این رابطه بگیرد، بسیار غیرمحتمل است که وادار به عقب‌نشینی شود و جنون او ممکن است حتی عود کند.

    به گفته احمدی در سیاست داخلی امریکا، ترامپ به دنبال توافقی با ایران است که بتواند آن را بهتر از توافق برجام در دولت اوباما معرفی کند. از آنجا که برجام بر دو محور غنی‌سازی حداقلی در ایران و رفع تحریم‌های هسته‌ای علیه ایران استوار بود، توافقی با ایران که متضمن تداوم حداقلی غنی‌سازی در ایران و حفظ ساختار غنی‌سازی باشد، برای ترامپ در حکم شکستی فاحش خواهد بود و موجب خواهد شد که او در درون امریکا مضحکه شود و کل دوران ریاست‌جمهوری او و میراث سیاسی او تحت الشعاع این موضوع قرار گیرد. لذا او تمام تلاش خود را خواهد کرد که به توافقی بهتر از برجام تن دهد.

    این دیپلمات پیشین کشورمان در پاسخ به پرسش دیگر درباره محاصره دریایی کشورمان و ایجاد کریدوری از طریق میانجی پاکستانی به منظور انتقال محموله‌های ایران به کشور ثالث و جزییات برقراری این کریدور جاده‌ای در مقطع کنونی گفت: واقعیت این است که تخصصی در ارتباط با حمل و نقل جاده‌ای و جایگزین کردن راه‌های زمینی به جای راه‌های دریایی نداریم. اما این را می‌دانیم که در شرایط عادی حدود ۹۰درصد واردات و صادرات ایران از مسیر دریا و به ویژه بنادر امام خمینی و شهید رجایی انجام می‌شود، لذا کارشناسان اتفاق‌نظر دارند که راه‌های زمینی قطعا نمی‌تواند جایگزین راه‌های دریایی شود. البته بخشی از کالاهای اساسی و مواد غذایی و خوراک دام و طیور را از کریدوری که ذکر شد و شاید در مراحل بعد از شهر «مرسین» ترکیه و «فاو» عراق می‌توان وارد کرد. اما هم ظرفیت محدود است و هم هزینه بسیار بالا خواهد بود. به باور احمدی اینکه چرا پاکستان در مقطع فعلی دست به احداث چنین کریدوری زده تصور می‌کنم دو دلیل می‌تواند داشته باشد: اولا روابط ایران و پاکستان همیشه به لحاظ تاریخی و همجواری بسیار دوستانه بوده و علاقه به ایران در مردم پاکستان ریشه‌دار است.

    ثانیا در حقوق بین‌الملل محاصره دریایی باید با رعایت اصول عام حقوق بشردوستانه و نیز حقوق کشورهای بی‌طرف همراه باشد. بدان معنا که امریکا به لحاظ حقوقی ملزم است که مانع انتقال اقلام بشردوستانه مانند غذا و دارو نشود. احتمالا به همین علت امریکا طبعا امکان مخالفت با ایجاد کریدوری از طریق پاکستان را نداشته است.

    این دیپلمات پیشین کشورمان در پاسخ به دیگر پرسش در ارتباط با سناریوهای احتمالی تداوم محاصره دریایی توسط واشنگتن گفت: به واقع صورت مساله این است که ادامه بسته ماندن تنگه هرمز از یک طرف و ادامه محاصره دریایی امریکا از طرف دیگر تا چه بازه زمانی می‌تواند ادامه یابد و اثرات آن بر اقتصاد جهانی چه خواهد بود. اساسا مشکلی که در این رابطه وجود دارد این است که عواقب سوء ادامه این وضعیت عمدتا متوجه جنوب جهانی است و می‌تواند این سرزمین‌ها را با بحران غذایی مواجه کند، چراکه کشورهای آسیایی و آفریقایی از توان اقتصادی و توان مدیریتی محدودتری برخوردارند و مشکل‌تر می‌توانند عوارض این بحران در آب‌های منطقه ما را مدیریت کنند.

    به گفته احمدی ترامپ در این دوره مدعی است که نه تنها به تنگه هرمز نیازی ندارد، بلکه تولید و صدور نفت امریکا طی دو ماه گذشته رو به افزایش گذاشته و روزانه حدود ۵ و نیم میلیون بشکه نفت از امریکا صادر می‌شود. به لحاظ کود شیمیایی و مواد اولیه تولید کود نیز امریکایی‌ها مدعی اندکه عمده واردات آن‌ها از کانادا و ترینیداد انجام می‌شود، ضمن اینکه کشاورزان امریکایی به طور معمول قبل از آغاز فصل ملزومات خودرا انبار می‌کنند. حتی در صورت درستی این ادعاها، اما تردیدی نیست که بهای کود و مواد غذایی جهانی است و با افزایش قیمت آن در دنیا در امریکا نیز افزایش قیمت رخ می‌دهد و این موجب اختلال در اقتصاد از جمله الزام بانک مرکزی به بالا بردن نرخ بهره با هدف کنترل تورم می‌شود و این امر می‌تواند روی سرمایه‌گذاری و نهایتا رشد اقتصادی تاثیر سوء بگذارد. این البته دورنمایی است که مربوط به کوتاه‌مدت نیست و ممکن است موجب شود تمرکز ترامپ بر اولویت‌های سیاسی امروز و فردایش ادامه نداشته باشد.

    احمدی در ادامه این گفت‌وگو و در ارتباط با تبعات این محاصره دریایی برای ایران بالاخص صادرات نفت کشورمان خاطرنشان کرد: در کوتاه‌مدت فکر می‌کنم ایران متوجه تلاش برای واردات کالاهای اساسی از طریق زمینی از مسیر کشورهای همسایه خواهد بود. در مورد صدور نفت به چین از طریق راه‌آهن هم صحبت می‌شود اما روشن است که صدور نفت از این طریق بسیار گران تمام خواهد شد و حجم نفت صادراتی بسیار محدود خواهد بود. لذا، اگر به واقع صادرات نفت از ایران کاهش جدی داشته باشد، این خطر وجود دارد که استخراج نفت به تدریج دشوار شود و از این جهت به چاه‌های نفت صدمه وارد گردد. به گفته این تحلیلگر مسائل بین‌الملل اگر چه راه‌هایی مانند صادرات و واردات زمینی وجود دارد، اما ممکن است این راه‌ها چندان افاقه نکند. البته برخی نیز با توجه به این سخن درست که محاصره دریایی در حکم اعلان جنگ است، توصیه می‌کنند که ایران به اقدام نظامی برای شکستن محاصره متوسل شود. اما این توصیه در صورتی می‌تواند درست باشد که ایران از امکانات نظامی لازم و کافی برخوردار باشد. چالش دیگر این است که در صورت شروع حمله ازسوی ایران، ترامپ بهانه‌ای به دست خواهد آورد که هم مشکلات حقوقی ادامه جنگ در کنگره را کاملا برطرف کند و هم باتوجه به نیروی هوایی امریکا و اسراییل تهدیداتی جدی ممکن است متوجه زیرساخت‌های ایران شود.

    احمدی در پاسخ به پرسش دیگر در این رابطه که شرایط داخلی ایالات‌متحده چقدر می‌تواند دونالد ترامپ را وادار به عقب‌نشینی کند، گفت: به طور کلی بسیار بعید می‌دانم که اعمال فشارهایی از جانب کنگره تاثیر چندانی بر سیاست‌ها و برنامه‌های ترامپ داشته باشد. مطابق قانون اساسی امریکا، رییس‌جمهور اختیارات بسیار گسترده‌ای در هدایت سیاست خارجی امریکا و استفاده از نیروهای مسلح این کشور دارد و روسای جمهور همیشه توانسته‌اند با توسل به ابزارها و راه فرارهای حقوقی و فنی کنگره را دور بزنند. در آخرین تحول ترامپ طی نامه‌ای به کنگره، اعلام کرده که جنگ از ۷ آوریل به بعد متوقف شده و ترک مخاصمه انجام شده است و آن مهلت ۶۰ روز رعایت شده است. حال اگر در تئوری، کنگره این استدلال را با توجه به ادامه حالت خصمانه موجود و محاصره دریایی نپذیرد، اولا باتوجه به اکثریت جمهوری‌خواه در کنگره، بسیار بعید است که تصویب طرحی در رد موضع ترامپ ممکن باشد.

    به باور احمدی ثانیا حتی در صورت رد استدلال ترامپ نیز او می‌تواند هر مصوبه‌ای از کنگره را وتو کند و در این صورت کنگره تنها با دوسوم می‌تواند وتوی رییس‌جمهور را بی‌اثر کند. لذا، بسیار بعید است که از این رویارویی‌های بین حزب اقلیت و کاخ سفید خروجی مفیدی در جهت مهار تجاوزگری‌های ترامپ حاصل شود.

    احمدی در پاسخ به سوال دیگر در رابطه با آثار و تبعات جهانی انسداد تنگه هرمز تشریح کرد: در مورد تنگه هرمز، بر این باورم که اقدامات ایران در شرایط جنگی در مقام دفاع از خود کاملا درست و مشروع بوده است. اما در ارتباط با شرایط بعد از خاتمه جنگ، ایران باید به جهات حقوقی، توجه لازم را مبذول نماید. رژیم حقوقی تنگه‌ها در کنوانسیون حقوق دریاها تثبیت شده و اگرچه ایران عضو این کنوانسیون نیست و به این رژیم حقوقی متعهد نمی‌باشد، اما ۱۷۰ کشور این کنوانسیون را امضا و تصویب کرده‌اند و تردیدی در اینکه ادامه این رژیم حقوقی برای دنیا مهم است، وجود ندارد.

    به گفته این دیپلمات پیشین کشورمان یک دلیل فرعی این است که هر گونه تغییری در رژیم حقوقی تنگه هرمز بدعتی برای تضعیف رژیم حقوقی همه ۱۵ تنگه استراتژیک و حیاتی دیگر در دنیا خواهد بود. رعایت این کنوانسیون برای کشورهای دوست ما به ویژه چین نیز بسیار مهم است، چراکه بیش از ۹۵درصد صادرات حدودا ۴ تریلیون دلاری چین از راه دریا انجام می‌شود. وابستگی چین به خلیج‌فارس و تنگه هرمز هم بسیار زیاد است و به همین دلیل چین طی دو ماه گذشته بارها خواستار «بازگشت وضعیت تنگه هرمز به وضعیت قبل از جنگ» شده است.

    احمدی در پایان گفت: این موضوع برای کشورهای خلیج‌فارس هم که ۶ کشور از ۸ کشور ساحلی این پهنه آبی کنوانسیون را تصویب کرده‌اند، حیاتی است. به علاوه، عمان که کشور ساحلی دیگر تنگه هرمز است نیز کنوانسیون مذکور را تصویب کرده و به آن پایبند است. این نکات و بسیاری نکات دیگر ایجاب می‌کند که ایران هر تغییری که برای تنگه هرمز در شرایط صلح درنظر دارد، حتما از راه تفاهم با جامعه بین‌المللی باشد؛ چراکه در غیر این صورت یک اجماع جهانی علیه ایران شکل خواهد گرفت که مقدمه آن را نیز انگلیس و فرانسه مهیا کرده‌اند و بستر حقوقی برای آن نیز در قالب قطعنامه ۲۸۱۷ تدارک دیده شده است.

  • طولانی بسته ماندن تنگه هرمز به ضرر ایران است

    طولانی بسته ماندن تنگه هرمز به ضرر ایران است

    به گزارش اقتصادران، کورش احمدی دیپلمات پیشین در روزنامه شرق نوشت: در حالی که در مذاکرات ایران و آمریکا جدیتی دیده نمی‌شود، دو مشکل، یکی در داخل و دیگری در خارج، مستعد تبدیل‌شدن به بحران هستند.

    ۱. بلاتکلیفی و تعلیق وجه غالب وضعیتی است که این روز‌ها دوباره بر کشور حاکم شده است. بیکاری‌ها و تعطیل یا کم‌تحرکی بنگاه‌های اقتصادی و تورم ناشی از جنگ می‌تواند در صورت ماندگاری شبح جنگ سوم در آسمان کشور و ناامیدی از مذاکرات، دور باطلی از موج‌های بعدی بیکاری و تورم بیشتر را رقم بزند. مطابق آمار رسمی، رکود در سه‌ماهه اول ۱۴۰۴، یعنی قبل از جنگ ۱۲‌روزه شروع شده بود.

    ۲. هم‌زمان، با توجه به توقف عبور کود‌ها و مواد اولیه مربوطه از تنگه هرمز، جهان در معرض خطر بروز جدی یک بحران غذایی-‌مالی، به‌ویژه در جنوب جهانی قرار گرفته است.

    تمرکز این یادداشت بر تلاش آمریکا برای مقصر جلوه‌دادن ایران در یک بحران غذایی-مالی در جنوب جهانی است. مقامات ما باید توجه داشته باشند مشکلاتی که بر اثر بسته‌شدن تنگه هرمز در سطح جهانی شکل گرفته، کمتر متوجه آمریکا و اروپا و بیشتر متوجه جنوب جهانی است.

    در حوزه انرژی، اسرائیل و آمریکا به نفت خلیج فارس وابسته نیستند. اسرائیل مصرف نه‌چندان بالای نفت و گاز خود را از جمهوری باکو، قزاقستان و… تأمین می‌کند و آمریکا نیز بعد از افزایش تولید نفت شیل در آن کشور، به نفت خلیج فارس وابسته نیست.

    آمریکا حتی از کمبود نفت و گاز در دو ماه اخیر سود برده و صدور نفت خام آمریکا به ۵.۴۸ میلیون بشکه در روز افزایش یافته است. در حالی که در دوره مشابه در سال گذشته، صدور نفت از آمریکا معادل ۲۷ نفتکش بزرگ بود، در این دوره ۷۰ نفتکش بزرگ از آمریکا نفت بارگیری کرده‌اند. صدور نفت آمریکا به آسیا در دو ماه گذشته ۳۰ درصد افزایش یافته؛ این در حالی است که به‌طور سنتی بازار‌های آسیایی عمدتا به نفت خلیج فارس وابسته بودند. وابستگی اروپا نیز به برخی فراورده‌های نفتی آمریکا، به‌ویژه سوخت جت و گاز، به‌سرعت در حال افزایش است.

    مشکل در حوزه غذایی-مالی بسیار پیچیده‌تر است. توقف صدور کود‌ها و مواد اولیه کود‌ها از خلیج فارس، به اضافه افزایش بهای بنزین و گازوئیل مورد استفاده در کشاورزی، خطر افزایش تورم در ماه‌های آینده و واکنش بانک‌های مرکزی به صورت افزایش نرخ بهره برای کنترل تورم را تشدید کرده است. هم‌زمان، افزایش بهره وام‌ها دورنمای سرمایه‌گذاری و توسعه در غرب و بقیه جهان را تیره خواهد کرد. اگرچه رأی‌دهندگان آمریکایی به‌طور سنتی نسبت به افزایش بهای بنزین حساس‌اند و افزایش ۲۵ تا ۳۰‌درصدی بهای بنزین به موقعیت جمهوری‌خواهان در انتخابات کنگره لطمه زده، اما مشکل بزرگ‌تر همچنان از ناحیه تورم و افزایش نرخ بهره است.

    بااین‌حال، باید توجه داشت که در این حوزه نیز آسیب‌پذیری آمریکا کمتر از دیگر مناطق جهان به‌ویژه بازار‌های آسیایی و جنوب جهانی است. آمریکا دارای امتیازات ساختاری مهمی است که آن را در مقایسه با دیگر مناطق محافظت می‌کند. تنها حدود ۱۵ درصد از کود‌های مصرفی در آمریکا به تولیدات خلیج فارس وابسته است و مابقی از داخل یا از کانادا و ترینیداد تأمین می‌شود.

    به‌علاوه، طبق آمار موجود، اکثر کشاورزان آمریکایی قبل از بحران، عمده اقلام مورد نیاز را انبار کرده‌اند. اما چون بازار کود‌ها نیز مانند بازار انرژی جهانی است، عواقب افزایش بهای جهانی شامل آمریکا نیز خواهد شد. بااین‌حال، اگر مشکل برای آمریکا مشکل تورم و بهره بالاست، برای بقیه جهان مشکل به صورت بحران انسانی و امنیت غذایی خود را نشان داده و ضعف مدیریت و تولید داخلی و فقدان تأمین اجتماعی در جنوب جهانی می‌تواند موجب مشکلات مضاعف شود.

    هم‌زمان، مهم است که ترامپ در ذهن ساده خود آمریکا را مصون و حتی منتفع از بحران تصور می‌کند. هم‌زمان، او عقب‌نشینی بدون دریافت امتیازی در مورد محموله اورانیوم ۶۰ درصد و غنی‌سازی صفر در ایران را برای خود در حکم خودکشی سیاسی می‌داند. در نتیجه، در غیاب فشار حادی از ناحیه بسته‌بودن تنگه هرمز بر اقتصاد آمریکا در کوتاه‌مدت، مشکل می‌توان احتمال عقب‌نشینی از سوی او را داد و تصور کرد که مسائلی مانند جام جهانی و انتخابات کنگره موجب فشار بر او خواهد شد. تصور او این است که خسارت سیاسی ناشی از عقب‌نشینی‌اش بدون کسب امتیاز از ایران، تفاوتی با خسارات ناشی از ادامه جنگ تا پاییز ندارد.

    اینکه مقامات ما متوجه بحران در داخل و خارج باشند و انجام اقدامی را در دستور کار داشته باشند یا خیر، مسئله بسیار مهمی است. ایران حق داشت در شرایطی که هدف حمله تجاوزکارانه قرار گرفته بود، ترتیباتی را در تنگه هرمز اتخاذ کند، اما به درازاکشیدن آن، مانند به درازاکشیدن گروگانگیری، جنگ با عراق و موارد متعدد دیگر، حتما به سود ایران نخواهد بود و این بار جنوب جهانی نیز شدیدا ضرر خواهد کرد. از طرفی، بعد از اینکه مذاکرات قالیباف-ونس امیدی را برانگیخت، به نظر می‌رسد مجددا به رویکرد گذشته برگشته‌ایم. ترکیبی از محاصره اقتصادی، مشکلات اقتصادی داخلی و مشکلاتی که متوجه جنوب جهانی است، ایجاب می‌کند که مقامات ما تدبیر جدیدی بیندیشند.

  • عمان با عوارض گیری از تنگه هرمز مخالف است

    عمان با عوارض گیری از تنگه هرمز مخالف است

    به گزارش اقتصادران، یک دیپلمات بازنشسته در یادداشتی به قواعد حقوقی تنگه هرمز پرداخته است. کوروش احمدی در روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:

    همیشه به درستی گفته شده که ایران به لحاظ جغرافیایی از بیشترین امتیازات برخوردار و با کمترین مخمصه‌ها مواجه است. در جریان جنگ تجاوزکارانه اخیر، تنگه هرمز به بهترین نحو ممکن یکی از امتیازات جغرافیای ایران را به نمایش گذاشت. اکنون سوال این است که آیا از این پس، این جغرافیای ممتاز در تعامل با یک سیاست خارجی درست به تقویت موقعیت ژئوپلیتیک کشور خواهد انجامید یا سیاستی نادرست غلبه خواهد یافت و این امتیاز ژئوپلیتیک کشور را در مسیر فرسایش قرار خواهد داد.

    از این نظر در یک نقطه عطف تاریخی قرار داریم. همان‌طور که دور زده شدن ایران توسط کریدورهای تجاری و لوله‌های انتقال انرژی طی چند دهه اخیر موجب تضعیف موقعیت ژئوپلیتیک ایران شد، امروز نیز سیاستی نادرست در مورد تنگه هرمز می‌تواند در جهت تخلیه ظرفیت ژئوپلیتیک این آبراه حیاتی به ضرر ایران عمل کند.

    تردید نیست که ایران در شرایطی که هدف حمله تجاوزکارانه قرار گرفته بود، حق داشت در مقام دفاع از خود و در چارچوب قوانین منازعات مسلحانه در دریا، ترتیباتی را که لازم می‌داند در تنگه هرمز اتخاذ کند. اما تمرکز این یادداشت بر شرایط تنگه هرمز در دوره صلح است. پرداختن به این موضوع امروز از آن جهت ضروری است که مجلس در کار تنظیم قانونی دائمی در زمینه اعمال مدیریت ایران بر این تنگه است و همزمان موضوع تنگه هرمز عملا به یکی از دو موضوع اصلی در مذاکرات ایران و آمریکا تبدیل شده‌است. لذا، اگر امروز تصمیمات اشتباهی گرفته شود، احتمال دارد کشور را برای سال‌ها درگیر بحران و خسارات عظیم دیگری کند.

    تنگه هرمز به‌عنوان آبراهی طبیعی به همراه ۱۵ تنگه استراتژیک یا حیاتی دیگر همواره مورد توجه روندهای حقوقی بوده‌است. کنوانسیون حقوق دریاهای ۱۹۸۲ رژیم حقوقی «حق عبور ترانزیت» را برای تنگه‌های طبیعی وضع کرد. تاکنون نزدیک به ۱۷۰کشور به شمول ۶کشور از ۸کشور خلیج‌فارس این کنوانسیون را تصویب کرده‌اند. سه کشور ایران، آمریکا و امارات این کنوانسیون را امضا کرده، اما تصویب نکرده‌اند. در کنوانسیون پیشین که در ۱۹۵۸ تصویب شده‌ بود، رژیم حقوقی خاصی برای تنگه‌ها وضع نشده‌ بود و فرض بر این بود که «حق عبور بی‌ضرر» در آب‌های سرزمینی کشورها در تنگه‌ها نیز قابل اعمال است. با توجه به اینکه کشورهای ساحلی حق تعلیق موقت عبور کشتی‌های خارجی از آب‌های سرزمینی خود را داشتند، در ماده۱۶ کنوانسیون۱۹۵۸، حق عبور از تنگه‌ها «غیرقابل تعلیق» اعلام شد. بر پایه مفاد این دو کنوانسیون و نیز برخی مصوبات دیوان بین‌المللی دادگستری و کمیسیون حقوق بین‌الملل، اکثر حقوق‌دانان عبور «غیرقابل تعلیق» کشتی‌ها از تنگه‌ها در شرایط عادی را یک قاعده عرفی در حقوق بین‌الملل می‌دانند.

    ایران که کنوانسیون ۱۹۵۸ را تصویب نکرده، «حق عبور ترانزیت» در کنوانسیون ۱۹۸۲ در تنگه‌ها را نیز به رسمیت نشناخته است. ایران در قانون مناطق دریایی خود مورخ ۱۳۷۲ ضمن اینکه «حق عبور بی‌ضرر» را برای آب‌های سرزمینی خود مبنا قرار داده، اما در آن نیز سخنی از «عبور بدون تعلیق» در آب‌های سرزمینی در داخل تنگه هرمز نیست. با توجه به حساسیت مناطق دریایی ایران در تنگه هرمز و موقعیت ایران به‌عنوان قوی‌ترین کشور منطقه، این موضع حقوقی ایران در قبل و بعد از انقلاب تصمیمات قابل درک و بجایی است.

    با این حال، اکنون در تصمیم‌گیری برای آینده تنگه هرمز، مسوولان ما باید توجه داشته باشند که تنگه هرمز بین ایران و عمان مشترک است و اگر چه ما مجاز و محق به اعمال رژیم حقوقی مطلوب خود در دریای سرزمینی خود در داخل این تنگه هستیم، اما حداقل تصمیم‌گیری برای کل تنگه بدون جلب موافقت عمان ممکن نیست؛ خاصه آنکه خطوط رسمی تفکیک ترافیک دریایی (TSS) که توسط سازمان دریانوردی بین‌المللی و با موافقت کشورهای مناطق دریایی تعیین می‌شود، در جنوب خط منصف تنگه هرمز، یعنی در آب‌های سرزمینی عمان قرار دارند. دلیل این تصمیم این است که عمق آب در داخل تنگه هرمز در سمت عمانی تنگه قرار دارد؛ اگرچه در خارج از تنگه و در امتداد جزایر تنب و فارور عمق آب و خطوط TSS به سمت سواحل ایران میل می‌کنند.

    بحث جنجالی دیگر این روزها، بحث دریافت «عوارض عبور» است و برخی افراد درآمد‌های نجومی تا ۸۰۰‌میلیارد دلار در سال برای ایران را نیز اعلام کرده‌اند. (درحالی‌که کل تجارت کشورهای عربی خلیج‌فارس حداکثر ۱۶۰۰‌میلیارد دلار است). حتی اگر یک دلار در ازای یک بشکه نفت عبوری از تنگه را نیز ملاک قرار دهیم، مبلغ مربوطه حداکثر ۷‌میلیارد دلار در سال می‌شود که نصف آن نیز به عمان تعلق می‌گیرد. به هر حال، قواعد عرفی و معاهداتی از جمله کنوانسیون ۱۹۸۲ که عمان عضو آن است، دریافت عوارض عبور در تنگه‌های طبیعی را رد کرده و وزیر حمل‌ونقل عمان نیز بعد از ملاقات با معاون وزارت خارجه ایران اعلام کرد که با اخذ عوارض عبور مخالف است. البته کشورها می‌توانند مبالغی را تحت عنوان ارائه خدمات یا بازیافت هزینه‌ها مطالبه کنند، اما خدمات باید مورد تقاضا باشد و هزینه‌ها ضروری و قابل توجیه.

    ایجاد یک رژیم حقوقی جدید برای تنگه هرمز تنها از طریق تفاهم با دیگر کشورهای جهان ممکن است. اقدامات یک‌جانبه، از جمله در مورد دریافت عوارض، تنها از طریق زور ممکن خواهد بود و موجب خساراتی بسیار بیشتر از مبلغ عوارض فرضی خواهد شد؛ خساراتی ناشی از تنش نظامی و امنیتی دائمی، تحریم شورای امنیت، اختلال در روابط با کشورهای دوست مانند چین و اکثر مناطق دنیا، بیمه بالا برای کشتی‌های عازم ایران، هزینه‌های عملیاتی بالا، تلاش کشورها برای یافتن مسیرهای جایگزین و… .

    منافع عالیه و دراز مدت ما ایجاب می‌کند که ایران ضمن تاکید بر آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز این تنگه را تنگه صلح و نقش خود را حفاظت از امنیت کشتیرانی بین‌المللی آزاد در این تنگه اعلام کند. تنگه هرمز امتیازی است که جغرافیا و ژئوپلیتیک به ایران داده و برخلاف تصور برخی، کشف جدیدی نیست و همیشه وقوف کامل به این موضوع داشته‌ایم. در جریان تجاوز اخیر، جهان بعینه دید که دست ایران در اهرم‌سازی از تنگه هرمز در شرایط جنگی تا چه حد می‌تواند باز باشد. جغرافیای ایران، ازجمله تنگه هرمز برخلاف برخی بازدارندگی‌های کاذب، یک عامل بازدارنده قوی برای ایران است. موافقت‌نامه ایران و عمان مورخ مارس ۱۹۷۴ در مورد «دفاع مشترک از امنیت تنگه هرمز و نظارت بر کشتیرانی در آن» که عملا ایران را در موقعیت محافظ امنیت این آبراه حیاتی قرار داد، نمونه‌ای از یک تجربه موفق در این زمینه بود.

  • تا زمانی که تنگه هرمز بسته است، جنگ تمام نمی‌شود!

    تا زمانی که تنگه هرمز بسته است، جنگ تمام نمی‌شود!

    به گزارش اقتصادران، محدودیت‌ها در تنگه هرمز، قیمت نفت را به شکلی قابل توجه افزایش داده است. این در حالیست که در ده روز ابتدای حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا تلاش کرد تا با مصاحبه‌هایی، وضعیت بازار نفت را کنترل کند. اما در نهایت او در این امر شکست خورد و حالا افزایش قیمت نفت و بنزین در جهان، به پای رئیس جمهور آمریکا به عنوان آغازکننده جنگ با ایران گذاشته می‌شود.

     با کوروش احمد کارشناس بین‌الملل درمورد بحران تنگه هرمز و عدم حمایت اروپا از تصمیمات ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز به گفتگو نشسته‌ایم.

    این دیپلمات پیشین تاکید دارد؛ «اگر مشکل تنگه هرمز نبود، ممکن بود ترامپ تا پیش از این جنگ با ایران را متوقف می‌کرد.» او می گوید؛ « مشخص است که ترامپ مایل به پایان جنگ است، اما اسرائیل مایل به پایان جنگ نیست ومی‌خواهد اهداف خاصی را که دارد، دنبال کند. بنابراین تنگه هرمز به مرکز ثقل جنگ تبدیل شده است و اگر این مساله حل شود ترامپ ممکن است جنگ را متوقف کند.»

    مشروح گفتگو با کوروش احمدی، دیپلمات پیشین را بخوانید؛

    ******

    *آقای احمدی! ترامپ مدام از اروپا‌یی‌ها می‌خواهد تا برای باز کردن تنگه هرمز به آمریکا کمک کند. در چنین شرایطی احتمال اینکه اروپایی‌ها به آمریکا کمک کنند چقدر است؟

    تاکنون یک تعداد از کشورهای اروپایی اظهار کرده اند که نظر مثبتی برای همراهی با آمریکا جهت تامین امنیت تنگه هرمز ندارند و بعضا حتی مانند آلمان به صراحت مخالفت کرده‌اند. کشورهای دیگری نیز برخوردی منفی داشته اند، ولی در را کاملا نبسته‌اند و بعضی نیز مانند ژاپن گفته اند که در حال بررسی‌ موضوع هستند.

    یک تعداد از کشورها هم تاکنون سکوت کرده اند. در مجموع برخورد بسیاری از کشورها تا امروز برای همکاری با آمریکا در تنگه هرمز منفی بوده است. به نظر می‌رسد که ژاپن و کره جنوبی در را برای مشارکت باز گذاشته اند. از سوی دیگر وزیرخارجه آمریکا گفته است که در حال تکمیل یک لیست از کشورهایی است که آماده‌اند تا به این ائتلاف بپیوندند و گفته‌اند تا اواسط یا اواخر این هفته لیست را اعلام می‌کنند.

    برخی کشورهای اروپا به شروع جنگ علیه ایران معترض هستند زیرا…

    مساله این است که کشورهایی با نظر منفی به ویژه در اروپا به شکلی به نحوه شروع جنگ بدون مشورت با متحدان غربی معترض هستند. یعنی حرف آنها این است که نمی‌شود آمریکا جنگی را شروع کند و در میانه آن وقتی به مشکل بربخورد و بعد از ما بخواهد تا به کمکش برویم. کشورهای اروپایی مثل انگلیسی و فرانسه از ابتدا روشن کرده بودند که با اقدامات تهاجمی آمریکا و اسرائیل همکاری نخواهند کرد.

    بعدها با توجه به ادعاهایی که در مورد پرتاب موشک به قبرس و ترکیه و حملات ایران به کشورهای عربی مطرح شد و با توجه به پیمان‌های دفاعی که لندن و پاریس با کشورهای عربی دارند، اعلام شد که در اقدامات تدافعی و دفاعی به قصد دفاع در مقابل حملات ایران به آن کشورها مشارکت می کنند و ناوها و کشتی‌هایی را به منطقه فرستادند و تحرکات و سفرها و صحبت‌هایی در این مورد داشتند. اما در مورد تنگه هرمز مساله به لحاظ اجرایی و عملیاتی هم اقدام نظامی دشواری خواهد بود. چون اقداماتی که ایران در تنگه هرمز انجام می‌دهد اقدامات نظامی نامتقارن است. یعنی به این شکل نیست که نیروی دریایی کلاسیک ایران با نیروهای دریایی کشورهای دیگر درگیری داشته باشند. بلکه به شکل نامتقارن و پرتاب پهپادهای کوچک و موشک‌های کوتاه‌برد به سمت کشتی‌هایی که قصد عبور دارند رخ می‌دهد. بنابراین عملیات نظامی مشخص نیست که به چه شکلی رخ دهد.

    نوعی جنگ متقارن در تنگه هرمز در جریان است

    *بستن تنگه هرمز به‌عنوان اهرمی مهم در دست ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل استفاده شده است. آیا ایران می‌تواند در میان‌مدت هم اثرگذاری داشته باشد؟

    همانطور که گفتم نوعی جنگ نامتقارن در جریان است. نیروی دریایی آمریکا در فاصله دوری از تنگه هرمز قرار دارد و حملاتی که علیه نیروی دریایی ایران انجام دادند، از راه دور و با پرتاب موشک بوده است. این دو نیروی دریایی نزدیک هم و رو در روی هم نیستند و شاهد یک جنگ کلاسیک دریایی نیستیم. آمریکا با پرتاب موشک از راه دور مواضع دریایی ایران را هدف قرار می دهد و ایران هم با پهپادها و ریز پرنده‌ها و موشک‌های کوتاه‌برد علیه مواضع آمریکا و کشتی‌هایی که بدون اجازه ایران قصد عبور از تنگه را دارند، اقدام می کند. این وضعیتی کاملا جدید است و مشخص نیست که آمریکایی‌ها یا احیانا متحدانش به چه شکلی می‌خواهند جلوی حملات پهپادها و موشک‌های کوتاه‌برد را بگیرند.

    پیاده کردن نیرو در جزایر ایران خط قرمز ترامپ است

    احتمالا تنها راهی که دارند این است که مثلا در سواحل ایران نیرو پیاده کنند یا در سواحل ایران اقدامات خاصی انجام دهند که پایگاه‌های کوچک و متعدد پرتاب پهپاد یا پرتاب موشک را که در طول ساحل ایران پراکنده و استتار شده اند، متوقف کنند. پیدا کردن این پایگاه‌ها کار آسانی نیست و ممکن است مستلزم پیاده کردن نیرو باشد که آن نیز هم خط قرمز ترامپ بوده و هم در داخل آمریکا مخالفت جدی در برابر آن وجود دارد. لذا هم خود امریکا بسیار اکراه دارد تا نیرو پیاده کند و احتمالا کشورهای دیگر هم مایل نباشند چنین چیزی رخ دهد.

    *با توجه به همه آنچه به آن اشاره کردید، وضعیت فعلی در تنگه هرمز تا چه زمانی می‌تواند ادامه داشته باشد؟

    نمی‌شود تاریخ و زمان مشخصی را برای این عملیاتی که در جریان است؛ مطرح کرد. مساله این است که ایران شرایطی دارد و در قالب این شرایط اعلام کرده حاضر به آتش‌بس خواهد بود. مواضع رسمی ایران مواردی چون تضمین به عدم تکرار تجاوز، پرداخت غرامت و شناسایی حقوق هسته ای ایران، لغو تحریم ها و … اعلام شده است. طرف مقابل هیچ نشانه‌ای از پذیرش چنین شرایطی از خود نشان نداده است و به این ترتیب ممکن است جنگ همچنان برای مدتی ادامه پیدا کند.

    با ادامه کنترل ایران بر تنگه هرمز، ترامپ نمی تواند اعلام پیروزی کند

    اگر مشکل تنگه هرمز نبود، ممکن بود ترامپ تا پیش از این جنگ با ایران را متوقف می‌کرد. یعنی امکان داشت اعلام کند به اهدافش رسیده، ایران را تضعیف کرده و جنگ را پایان دهد. اما با ادامه کنترل ایران بر تنگه هرمز هیچ جور برای ترامپ جای مانور باقی نمانده تا اعلام کند که پیروز شده یا به هدفش رسیده است. وضعیتی که در تنگه هرمز پیش آمده یا باید با توافق حل شود و طرفین امتیازاتی به هم بدهند تا ایران کنترل تردد را بردارد یا اینکه فعلا جنگ ادامه یابد. و این خواست ناتانیاهو است و چنین موضوعی متاسفانه برای نتانیاهو بهترین موقعیت را رقم زده است.

    مشخص است که ترامپ مایل به پایان جنگ است، اما اسرائیل مایل به پایان جنگ نیست ومی‌خواهد اهداف خاصی را که دارد، دنبال کند. بنابراین تنگه هرمز به مرکز ثقل جنگ تبدیل شده است و اگر این مساله حل شود ترامپ ممکن است جنگ را متوقف کند.

    تا زمانی که مشکل تنگه هرمز وجود دارد، جنگ تمام نمی شود

    *یعنی احتمال توقف جنگ با رسیدن به یک نتیجه با ترامپ؟ 

    تا زمانی که مشکل تنگه هرمز وجود دارد جنگ بعید است تمام شود. باید دو سه روز آینده را هم صبر کنیم تا ببینیم ائتلافی که ترامپ می‌خواهد درست کند چه شکلی خواهد داشت و آمریکا به چه شکل می‌خواهد دست به اقدام و عملیات بزند. در چند روز آینده می‌توان تصویر دقیق‌تری راجع به اینکه آینده به چه شکلی رقم خواهد خورد.

  • جنگ نهایتا دو هفته دیگر تمام می شود

    جنگ نهایتا دو هفته دیگر تمام می شود

    به گزارش اقتصادران، روزهای پایانی سال ۱۴۰۴، با یکی از بی‌سابقه‌ترین و پرالتهاب‌ترین بحران‌های امنیتی و نظامی در تاریخ معاصر ایران گره خورده است. در سایه جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل، و پس از هدف قرار گرفتن مراکز حساس از جمله بیت رهبری، کشور در یک پیچ تاریخی و سرنوشت‌ساز قرار گرفته است.

    در این شرایط خطیر، پیام اخیر مسعود پزشکیان، به کشورهای عربی همسایه با مضمون «شما هدف ما نیستید»، اگرچه با هدف جلوگیری از گسترش تنش‌های منطقه‌ای و حفظ حسن همجواری صادر شد، اما با واکنش‌های داخلی روبه‌رو شد و هم در خارج از این پیام تفاسیر متعددی شد. از سوی دیگر حملات به ایران از اهداف صرفاً نظامی به انبارهای سوخت در تهران و کرج، شاید نشان‌دهنده ورود جنگ به مرحله‌ای جدید است.

    برای واکاوی دقیق‌تر این تحولات با کوروش احمدی، دیپلمات بازنشسته به گفت‌وگو نشسته ایم.

    او در این مصاحبه می گوید: با توجه به پیشنهاداتی که از طرف کشورهایی مثل اندونزی، پاکستان، چین و غیره برای میانجیگری مطرح شده، من فکر می‌کنم دستگاه دیپلماسی ما نباید با میانجیگری و مداخله کشورها برای حل دیپلماتیک مخالفت کند. باید راه را باز بگذاریم تا تلاش‌های دیپلماتیک شکل بگیرد و این مشکل به شکلی عادلانه و منصفانه و آبرومندانه حل‌وفصل شود.

    مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید؛

    ***

    * آقای احمدی! طی روزهای اخیر آقای پزشکیان پیامی به کشورهای عربی دادند مبنی بر اینکه «شما هدف ما نیستید» و عذرخواهی کردند. به نظر می‌رسد این عذرخواهی منشاء نوعی چنددستگی در سیاست خارجی ایران شده باشد؛ چرا که واکنش‌هایی را در پی داشت و خود آقای پزشکیان مجبور شدند دوباره درباره صحبت‌هایشان توضیح دهند. ارزیابی شما از این موضوع چیست؟

    یک بخش ماجرا این است که باید ببینیم این تصمیم چگونه گرفته شده است. تصریح شده که تصمیم توسط شورای سه‌نفره رهبری موقت اتخاذ شده، در نتیجه طبیعتاً باید با اکثریت آرا همراه بوده باشد. با توجه به صحبت‌های آقای اژه‌ای و همچنین اظهارات ملایم آقای اعرافی می توان احتمال داد این تصمیم باید با اکثریت آرا گرفته شده و اعتبار داشته باشد و همه تابع آن باشند.

    درون مایه این تصمیم این است که نظر بر توقف حمله به کشورهای همسایه بوده است. اینکه آن‌ها مقصر بوده‌اند یا خیر و از پایگاه‌های آمریکایی مستقر در این کشورها به سوی ایران شلیکی انجام شده یا خیر، البته بحث مهم اما متفاوتی است. این کشورها و همچنین آمریکایی‌ها مدعی هستند که این پایگاه‌ها تخلیه شده و از آن‌ها استفاده‌ای نشده است؛ مثلاً مدعی‌اند حملات از مبدأ ناوهای هواپیمابر انجام می‌شود، نه از خاک کشورهای همسایه. البته مقامات ما نظر متفاوتی دارند.

    جملات پزشکیان درباره کشورهای عربی می توانست با مشورت حقوقدانان تنظیم شود

    اما در مورد نحوه بیان و جمله‌بندی صحبت‌های آقای پزشکیان، جای بحث وجود دارد. احتمالاً این جمله‌بندی می‌توانست بسیار بهتر و با مشورت حقوقدان‌ها تنظیم شود تا عوارض حقوقی در پی نداشته باشد. منظورم این است که «محتوا و اصل تصمیم» یک بحث است و چون توسط شورای رهبری اتخاذ شده، اصل آن باید برای همه قابل قبول باشد. اما «نحوه اعلام و بیان آن» بحثی دیگر است و به نحوی باید اصلاح شود. باید بین این دو سویه تفکیک قائل شد.

    * کشورهای عربی هم به حملات ایران واکنش نشان داده‌اند و گفته می شود هم پیام هایی هشدارآمیز به ایران فرستاده اند هم قرار است جلسه اتحادیه عرب برگزار شود. این واکنش ها را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا ممکن است کشورهای عربی وارد یک درگیری با ایران شوند؟

    ادعای کشورهای عربی این است که اولاً از پایگاه‌های آمریکایی مستقر در خاک آن‌ها حمله‌ای صورت نگرفته است. ثانیاً مدعی‌اند حملاتی که از جانب ایران انجام شده، فقط متوجه پایگاه‌های آمریکایی نبوده، بلکه به یک‌سری اماکن عمومی و غیرمرتبط با حضور آمریکا نیز اصابت کرده است. در مقابل، مقامات ما تصریح کرده اند که صرفا پایگاه های آمریکا را هدف حمله قرار داده اند. البته این موضوعی است که راه هایی برای کشف حقیقت آن و جود دارد.

    عکس‌العملی که آن دولت ها نشان دادند در واقع واکنش به مجموعه این مباحث بود. البته بحث دیگری هم وجود دارد که آیا از «حریم هوایی» این کشورها استفاده شده یا نه؟ چون شواهد و قرائنی حاکی از آن است که صرف‌نظر از مبدأ شلیک‌ها، موشک‌ها و هواپیماهایی که ایران را هدف قرار داده‌اند از فضای این کشورها استفاده کرده‌اند.

    بر اساس همین ادعاهاست که آن‌ها اعتراض کرده، واکنش نشان داده و حتی بعضاً به‌طور ضمنی تهدید به پاسخگویی کرده‌اند یا گفته‌اند حق عکس‌العمل متناسب را برای خود محفوظ می‌دانند. در همین راستا اقدامات دیپلماتیکی مثل تشکیل جلسه اتحادیه عرب و هماهنگی‌های بین‌المللی داشته‌اند که امری طبیعی است.

    اما اینکه آیا این صحبت‌ها در حد حرف باقی می‌ماند یا جنبه عملی پیدا می‌کند، سؤال مهمی است. به اعتقاد من، هرچند احتمال اقدام عملی وجود دارد، اما این احتمال را بالا نمی‌دانم. آن‌ها سعی می‌کنند دامنه تنش گسترش پیدا نکند. به‌خصوص خبری منتشر شد مبنی بر اینکه عربستان پیشنهاد میانجیگری بین ایران و آمریکا را داده است؛ این نشان می‌دهد ترجیح آن‌ها جلوگیری از گسترش جنگ و تلاش برای تخفیف تنش است.

    * از سوی دیگر، شاهد اظهارات اروپایی‌ها مبنی بر کمک احتمالی به آمریکایی‌ها در این زمینه هستیم. فرانسه گفته بود ناو «شارل دوگل» را به منطقه می‌فرستد و ایتالیا هم اظهارات مشابهی داشته است. فکر می‌کنید اروپا در این زمینه از طرف مقابل حمایت خواهد کرد؟

    تا جایی که من دیده‌ام، کشورهای اروپایی برای همراهی با آمریکا در بُعد «تهاجمی» اکراه داشته‌اند و وارد این فاز از جنگ نشده‌اند. حتی کم‌وبیش با استفاده آمریکا از پایگاه‌هایشان برای نقل‌وانتقال نیرو نیز مخالفت کرده‌اند؛ هرچندکه مواضعشان در طول زمان تغییراتی هم داشته است.

    اروپایی‌ها نگران بالا گرفتن بحران هستند زیرا…

    بخش دیگر عملکرد اروپایی‌ها، حمایت از کشورهای عربی است. کشورهایی مثل ایتالیا، فرانسه و انگلیس در کشورهای عربی بعضا پایگاه دارند. برداشت من این است که صحبت آن‌ها بیشتر بر سر مداخله برای حفظ امکانات خودشان در برابر حملات ایران بوده است. ناوهایی هم که انگلیس و فرانسه فرستاده‌اند، بیشتر برای این است که احتیاطا امکانات و تجهیزات لازم را در منطقه داشته باشند.

    اتفاقاً آمریکا منتقد این کشورهای اروپایی است که چرا با آمریکا و اسرائیل همراهی نکرده اند. طبیعتاً اروپایی‌ها نگران بالا گرفتن بحران هستند؛ با توجه به تجربیاتی که در گذشته در ارتباط با بحران سوریه، شمال آفریقا و خاورمیانه داشته اند و عوارضی که گریبانگیرشان شده، سعی دارند بحران از حد مشخصی فراتر نرود. هرچند که در سطح دیپلماتیک به شدت علیه ایران موضع گرفته‌اند.

    * سؤال دیگری که پیش می‌آید درباره هدف قرار گرفتن انبارهای نفت در تهران و کرج است. می توان گفت حملات از پایگاه‌های نظامی به مرحله زیرساخت‌ها رسیده است یا …؟

    این بحث در چارچوب اهداف و برنامه راهبردی آمریکا و اسرائیل در این جنگ قرار می‌گیرد و این سوال که نهایتاً دنبال چه هستند. ظاهراً آن‌ها انتظار داشتند با زدن امکانات نظامی ایران، نشانه‌هایی از عقب‌نشینی ایران را ببینند تا ایران برای مذاکره و توافق اعلام آمادگی کند و با دادن امتیازاتی کار تمام شود. اما چون هیچ نشانه ای دال بر عقب‌نشینی از جانب ایران دیده نشد، این احتمال وجود داشت که تغییراتی در اهداف عملیاتی خود بدهند.

    ایران با میانجی گری کشورها برای حل دیپلماتیک مسأله جنگ مخالفت نکند

    تا پیش از این، اهداف آن‌ها زدن مقامات، امکانات و زیرساخت‌های نظامی و مراکز مرتبط با کنترل امنیتی و اطلاعاتی و سپس دارایی ها نظامی و صنایع نظامی بود. اما چند ساعت قبل از حمله به انبارهای نفت، ترامپ گفته بود ضربه سختی به ایران وارد خواهد شد، و بعد از آن شاهد حمله به انبارهای سوخت و نفت بودیم. البته در این مرحله هنوز با هدف قرار دادن زیرساخت‌های کلان انرژی مثل پایانه های صادرات نفت و گاز و سایت های تولید گاز و …. فاصله داریم. احتمالاً در این مرحله انتظار دارند که راهی برای حل دیپلماتیک، مذاکره و امضای توافق باز شود.

    نمی‌توان پیش‌بینی کرد که اگر جنگ ادامه یابد آیا به زیرساخت‌های اصلی انرژی هم می‌رسد یا خیر. به هر حال پای صادرات نفت و گاز ایران و تولید و توزیع گاز در میان است. با توجه به پیشنهاداتی که از طرف کشورهایی مثل اندونزی، پاکستان، چین و غیره برای میانجیگری مطرح شده، من فکر می‌کنم دستگاه دیپلماسی ما نباید با میانجیگری و مداخله کشورها برای حل دیپلماتیک مخالفت کند. باید راه را باز بگذاریم تا تلاش‌های دیپلماتیک شکل بگیرد و این مشکل به شکلی عادلانه و منصفانه و آبرومندانه حل‌وفصل شود.

    تصور می کنم جنگ نهایتا دو هفته دیگر ادامه دارد

    * آمریکایی‌ها دو سه روز پیش گفته بودند این جنگ احتمالاً ۴ تا ۶ هفته طول می‌کشد. تصور شما چیست؟ فکر می‌کنید زمان آن همین‌قدر است، کمتر می‌شود یا بیشتر؟ و چه هدفی را دنبال می‌کنند؟

    هر درگیری نظامی همواره به موازات یک جنگ روانی، لفاظی، رتوریک و رجزخوانی پیش می‌رود. اینکه می‌گویند جنگ ۴ تا ۶ هفته طول می‌کشد، می‌تواند بخشی از همین جنگ روانی، تهدید و رجزخوانی باشد.

    من هرچند کارشناس یا تحلیلگر نظامی نیستم، اما احساس و تصورم این است که این جنگ شاید نهایتاً یک تا دو هفته دیگر بیشتر نتواند ادامه پیدا کند؛ نه دلیلی برای طولانی‌تر شدنش هست و نه ضرورتی دارد. هر دو طرف از هر امکانی که داشتند در این مدت استفاده کرده‌اند و جا دارد پس از این، نتیجه کار در فاز دیگری مشخص شود.

    چین و روسیه می توانستند در شورای امنیت به نفع ایران فعال شوند اما…

    همراه با ادامه برخوردهای نظامی، حتماً باید یک اقدام دیپلماتیک هم شکل بگیرد. معمولاً در چنین منازعاتی شورای امنیت مداخله کرده و درخواست آتش‌بس می‌دهد؛ اما الان شورای امنیت هیچ کاری نمی‌کند، چون آمریکا که عضو دائم شورا و طرف این جنگ است، به راحتی جلوی هر اقدامی را می‌گیرد.

    از طرفی چین و روسیه هم تحرک دیپلماتیکی که از آن‌ها انتظار می‌رفت را اصلاً نداشته‌اند؛ صرفاً در سطح سخنگو یا سفیرشان در سازمان ملل اظهارات کلی در محکومیت حمله به بیت رهبری» و موارد مشابه داشتند. آن‌ها می‌توانستند در شورای امنیت فعال باشند و حرکتی انجام دهند تا حتی اگر آمریکا وتو کرد، این وتو برایش هزینه داشته باشد، اما شاهد چنین اتفاقاتی نیستیم. در واقع کشورها کار را به دست آمریکا که طرف متجاوز در این جنگ است رها کرده‌اند تا ببینند چه می‌شود.

  • بعید است غربی‌ها به منتفی شدن اسنپ‌بک رضایت دهند

    بعید است غربی‌ها به منتفی شدن اسنپ‌بک رضایت دهند

    به گزارش اقتصادران، حالا دیگر چشم‌ها به نیویورک دوخته شده است. در شرایطی که تنها ۵ روز از آخرین فرصت برای پرش از قطعنامه‌های شورای امنیت باقی مانده است، روز اول مهر ماه، مسعود پزشکیان راهی نیویورک می‌شود و بسیاری از کارشناسان منتظر هستند تا ببینند آیا پنجره تازه‌ای از دیپلماسی و امکان گفت‌و‌گو به روی ایران باز خواهد شد؟

    اما واقعا چقدر می‌توان در شرایطی که ساعت شنی برای ایران وارونه شده به امکان تعلیق موقت و شاید رویکردی تازه در مذاکره امید داشت؟

    کوروش احمدی دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل متحد، اما در رابطه با ارزیابی خود از سفر رییس‌جمهوری به نیویورک و فرصت‌های دیپلماتیک احتمالی موجود در حاشیه نشست عمومی سازمان ملل متحد گفته است: «به احتمال زیاد در حاشیه نشست عمومی سازمان ملل متحد مذاکراتی با اروپایی‌ها انجام خواهد شد یا اینکه قاعدتاً باید انجام شود. شرایط به گونه‌ای است که ممکن است مذاکره با آمریکا دشوار باشد و مذاکره با چین و روسیه هم تحصیل حاصل است چرا که از جهات زیادی با این دو کشور همسو هستیم، در نتیجه تنها گفت‌و‌گو با اروپایی‌ها می‌تواند معنی دار باشد.»

    ایران در بزنگاه تاریخ ۱۸ اکتبر برابر با ۱۹ مهر ماه

    البته کوروش احمدی یک اشاره دقیق دیگر نیز داشته است. این کارشناس سیاسی و دیپلمات پیشین می‌گوید: «بسیار بعید است که در فرصت کوتاه تا ۲۸ سپتامبر بتوان کار چندانی انجام داد. چرا که علاوه بر ضرب‌الاجل ۲۸ سپتامبر، یک سررسید مهم دیگر نیز در ۱۸ اکتبر داریم که برای مختومه شدن کل قطعنامه ۲۲۳۱ تعیین شده است.

    چنان که برای توقف اسنپ بک لازم است اروپایی‌ها تا ۲۸ سپتامبر نامه‌ای به رئیس شورای امنیت ارسال کرده و حل مشکل را اعلام کنند. البته این امر تنها زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که هم‌زمان یا پیش از آن، اقدامی برای تمدید سررسید ۱۸ اکتبر نیز صورت گیرد. تحقق هر دو اقدام می‌تواند فرصتی چندماهه برای ادامه مذاکرات فراهم سازد، چرا که اروپایی‌ها به هیچ‌وجه اجازه نخواهند داد ۱۸ اکتبر فرا برسد و قطعنامه‌های ضدایرانی به طور دائم لغو شوند.»»

    اشاره دکتر کوروش احمدی به دو تاریخ مشخص است. اول روز ۲۸ سپتامبر برابر با ۶ مهرماه است که اگر تا این تاریخ مکانیسم ماشه فعال نشود، برای همیشه امتیاز فعال سازی آن از طرف‌های اروپایی برجام گرفته خواهد شد و اسنپ بک به طور کامل لغو می‌شود.

    تاریخ دوم ۱۸ اکتبر است، این تاریخ که برابر با ۱۹ مهرماه سال جاری است، قطعنامه‌های ۶ گانه شورای امنیت برای تحریم ایران است که برای همیشه لغو خواهد شد.

    در واقع اروپایی‌ها می‌دانند که اگر بخواهند برای ۶ ماه امکان اسنپ بک را تمدید کنند باید به مساله تاریخ ۱۸ اکتبر نیز توجه نشان دهند و این بدان معناست که آنان امکان لغو و یا تمدید را نخواهند داشت.

    اروپایی‌ها از فرمول اسنپ بک نخواهند گذشت

    «کوروش احمدی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل بین‌الملل، درباره احتمال فعال‌سازی مکانیسم ماشه از سوی تروئیکای اروپایی و نیز مسأله حضور مسعود پزشکیان در نیویورک و امکان رایزنی‌ها می‌گوید: «اروپا و به طور کلی غربی‌ها به هیچ عنوان از امکان بازگرداندن قطعنامه‌های شش‌گانه سازمان ملل علیه ایران صرف‌نظر نخواهند کرد. بعید است طرف غربی از فرمول اسنپ‌بک عبور کرده و به منتفی شدن آن رضایت دهند؛ همان‌گونه که در سال ۱۳۹۴ بر گنجاندن این مکانیسم به عنوان ابزار بازگشت‌پذیری تحریم‌ها در صورت تخلف ایران اصرار داشتند، امروز نیز بر آن پافشاری خواهند کرد؛ بنابراین بسیار غیرمحتمل است که اجازه دهند قطعنامه ۲۲۳۱ به همراه بند‌های مربوط به اسنپ‌بک در ۲۶ مهر مختومه و منقضی شود. با این حال، به باور من، امکان دستیابی به یک تفاهم وجود داشت که می‌توانست به تمدید سررسید این قطعنامه منجر شود.»

    این دیپلمات پیشین ایران هم چنین تصریح می‌کند: «حتی اگر توافقی میان ایران و آمریکا و ۱+۵ حاصل شود و یا حتی برجام احیا شود، اروپایی‌ها باز قطعنامه ۲۲۳۱ و بند ۱۱ و ۱۲ آن را با هدف بازگشت‌پذیری قطعنامه‌ها به عنوان تضمین حتما مطالبه خواهند کرد، تا اگر ایران در آینده به اصطلاح به تعهدات خود عمل نکرد، آنها بتوانند قطعنامه‌ها را برگردانند.»