برچسب: کرسنت

  • خسارات میلیاردی پرونده کرسنت و از دست رفتن منابع ملی / ردپای سعید جلیلی در میلیاردها تومان غارت اموال مردم ایران

    خسارات میلیاردی پرونده کرسنت و از دست رفتن منابع ملی / ردپای سعید جلیلی در میلیاردها تومان غارت اموال مردم ایران

    به گزارش اقتصادران، دادگاه تجدیدنظر انگلستان در امور تجاری و بازرگانی روز دوشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۴، اعتراض شرکت ملی نفت ایران نسبت به حکم توقیف و مصادره ساختمان این شرکت در لندن به نفع شرکت کرسنت را وارد ندانست و رأی بدوی را تأیید کرد.

    ملک مورد اشاره، ساختمانی اداری و تجاری به ارزش تقریبی ۱۰۰ میلیون پوند (معادل ۱۲۵ میلیون دلار) است که در قلب لندن واقع شده و با نام «خانه شرکت نفت ایران» یا NIOC House شناخته می‌شود. بر اساس رأی دادگاه، این ساختمان باید در ازای بخشی از بدهی شرکت ملی نفت ایران به شرکت اماراتی «کرسنت» به این شرکت واگذار شود.

    این ساختمان پیش‌تر محل استقرار «اتاق بازرگانی بریتانیا و ایران» بود؛ نهادی که ریاست آن را نورمن لمون، وزیر دارایی پیشین بریتانیا از حزب محافظه‌کار برعهده داشت و جک استراو، وزیر خارجه اسبق این کشور، ریاست هیأت‌مدیره آن را بر عهده داشت.

    دومین ضربه به دارایی‌های ایران در خارج از کشور

    پرونده کرسنت تاکنون شرکت ملی نفت ایران را در معرض خطرات حقوقی و مالی گسترده‌ای در خارج از کشور قرار داده است. پیش از این نیز ساختمان شرکت ملی نفت ایران در روتردام هلند به دلیل بدهی سنگین به شرکت کرسنت و بر اساس حکم داوری بین‌المللی توقیف و سپس در مزایده‌ای عمومی به شرکت Heuvel واگذار شد.

    تلاش‌های ایران برای لغو این مزایده با استناد به قوانین مصونیت اموال دولتی بی‌نتیجه ماند و در نهایت دادگاه روتردام در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۴ رأی به مصادره قطعی این ملک صادر کرد. این حکم یکی از جنجالی‌ترین آراء صادرشده علیه دارایی‌های بین‌المللی ایران در سال‌های اخیر تلقی می‌شود.

    ماجرای توقیف‌ها از سه سال پیش و پس از شکایت شرکت اماراتی کرسنت آغاز شد. این شرکت پس از صدور حکم محکومیت ایران، به دنبال توقیف دارایی‌های خارجی شرکت ملی نفت در کشور‌های مختلف از جمله بریتانیا و هلند رفت.

    ساختمان مصادره شده ایران در هلند

    ساختمان مصادره شده ایران در هلند

    از توقیف در هلند تا تأیید نهایی حکم فروش

    به گزارش اقتصاد۲۴، ساختمان شرکت ملی نفت ایران در روتردام ابتدا در تاریخ ۲۰ مه ۲۰۲۲ به درخواست شرکت کرسنت به‌صورت موقت توقیف شد. دادگاه هلند در ژانویه ۲۰۲۳ این حکم را تأیید کرد و مسیر فروش ملک در مزایده را هموار ساخت.

    در ۲۰ آوریل ۲۰۲۳، این ساختمان در یک مزایده عمومی به شرکت Heuvel فروخته شد. شرکت ملی نفت ایران با طرح اعتراض، فروش ملک را غیرقانونی خواند و آن را مغایر با مصونیت اموال دولتی دانست، اما دادگاه منطقه‌ای روتردام در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۴ اعتراض را رد و حکم مصادره نهایی را صادر کرد.

    تکرار ماجرا در لندن

    ساختمان لندن دومین دارایی بزرگ ایران است که پس از حکم داوری کرسنت، از مالکیت ایران خارج شده است. پیش از ماجرای روتردام، در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۴۰۳ دادگاهی در بریتانیا حکم توقیف ساختمانی متعلق به شرکت ملی نفت ایران به ارزش ۱۰۰ میلیون پوند را صادر کرد. رأی اخیر دادگاه تجدیدنظر در ۱۴ مهرماه ۱۴۰۴ نیز این حکم را قطعی کرد.

    این ساختمان که با نام NIOC House شناخته می‌شود، در نزدیکی پارلمان بریتانیا و کلیسای وست‌مینستر قرار دارد و بیش از نیم‌قرن در مالکیت ایران بود. پس از سال‌ها رهاشدگی، بیژن نامدار زنگنه در دولت گذشته دستور بازسازی آن را صادر کرد و مالکیتش به صندوق بازنشستگی صنعت نفت منتقل شد.

    شرکت اماراتی کرسنت در جریان پیگیری‌های حقوقی خود، این ملک را به عنوان یکی از دارایی‌های اصلی شرکت ملی نفت ایران شناسایی و برای توقیف معرفی کرد. در حالی که صندوق بازنشستگی صنعت نفت مالکیت آن را برای خود می‌دانست، دادگاه بریتانیا مالکیت را متعلق به شرکت ملی نفت ایران تشخیص داد و حکم به مصادره آن داد.

    گزارش سایت «میزنفت» در همان زمان حاکی بود که ارزش این ساختمان سه‌نبش در یکی از بهترین مناطق لندن، حدود ۸۰۰ میلیون دلار برآورد شده است. جلسه نهایی بررسی این پرونده در اسفندماه ۱۴۰۲ برگزار و در اردیبهشت ۱۴۰۳ رأی به نفع شرکت کرسنت صادر شد.

    ریشه پرونده کرسنت به کجا بازمی‌گردد؟

    اکنون بیش از دو دهه از امضای قرارداد گازی بین شرکت ملی نفت ایران و شرکت اماراتی «کرسنت پترولیوم» می‌گذرد؛ قراردادی که امضایش در زمان ریاست‌جمهوری محمد خاتمی و وزارت بیژن زنگنه صورت گرفت. بر اساس این توافق، ایران متعهد شد به مدت ۳۰ سال گاز میدان مشترک «سلمان» را از طریق خط لوله‌ای زیر بستر خلیج فارس به امارات صادر کند.

    ساختمان مصادره شده ایران در لندن

    ساختمان مصادره شده ایران در لندن

    طبق برنامه، صادرات گاز باید از سال ۱۳۸۵ آغاز می‌شد، اما دولت محمود احمدی‌نژاد با مخالفت با مفاد قرارداد و در پی فشار‌های سیاسی داخلی، اجرای آن را متوقف کرد. این تصمیم سرآغاز اختلافات حقوقی و در نهایت طرح شکایت شرکت کرسنت در دیوان داوری بین‌المللی شد.

    از قرارداد اقتصادی تا میدان جدال سیاسی

    گزارش‌ها نشان می‌دهد مذاکرات اولیه قرارداد از سال ۱۹۹۷ آغاز و در سال ۲۰۰۱ نهایی شد. بر اساس آن، ایران باید روزانه ۵۰۰ میلیون فوت‌مکعب گاز از میدان سلمان را به امارات صادر می‌کرد و این میزان به تدریج تا ۸۰۰ میلیون فوت‌مکعب افزایش می‌یافت.

    قیمت گاز نیز بر مبنای قیمت نفت خام تعیین شده بود؛ برای هفت سال نخست هر هزار مترمکعب گاز ۱۷.۵ دلار و در ۱۸ سال بعد ۳۸.۸۵ دلار محاسبه می‌شد. این نرخ بسیار پایین‌تر از قیمت جهانی گاز بود و به یکی از محور‌های اصلی انتقاد مخالفان داخلی قرارداد بدل شد.

    با وجود آماده‌سازی زیرساخت‌ها از جمله احداث خط لوله و سکو‌های صادراتی در جزیره مبارک، در سال ۲۰۱۰ اجرای قرارداد متوقف ماند. اختلافات سیاسی، اتهامات فساد و فضای ملتهب داخلی مانع از آغاز صادرات گاز شد و در نتیجه، موضوع به داوری بین‌المللی ارجاع شد.

    خسارات میلیاردی شکایت کرسنت و از دست رفتن منابع ملی

    برآورد‌ها نشان می‌دهد خسارت‌های ناشی از این پرونده بین ۱۱ تا ۱۸ میلیارد دلار است. افزون بر جریمه مالی، گاز میدان سلمان نیز سال‌ها بدون استفاده سوخته و سالانه حدود ۱.۸ میلیارد دلار ضرر مستقیم به ایران وارد کرده است.

    در مقابل، امارات متحده عربی سال‌هاست روزانه بیش از ۵۵۰ میلیون فوت‌مکعب گاز از بخش خود در این میدان مشترک برداشت می‌کند، در حالی که سهم ایران همچنان بلااستفاده باقی مانده است.

    کاهش اعتماد بین‌المللی به نظام قرارداد‌های نفتی ایران نیز از پیامد‌های دیگر این پرونده بود و باعث شد بسیاری از شرکت‌های خارجی از همکاری با ایران خودداری کنند.

    مسیر حقوقی و شکست نهایی ایران در داوری بین‌المللی

    دادگاه داوری بین‌المللی در سال ۱۳۹۳ شرکت ملی نفت ایران را به نقض تعهدات قراردادی محکوم کرد. اگرچه در آن زمان اجازه رسیدگی به اعتراضات ایران صادر شد، اما در مهر ۱۴۰۰ دیوان دائمی داوری با رد دو اعتراض باقی‌مانده، حکم نهایی را صادر و ایران را محکوم به پرداخت ۲.۴۳ میلیارد دلار خسارت به همراه بهره سالانه معادل نرخ بین‌بانکی امارات به اضافه یک درصد کرد.

    این مبلغ باید تا دی ۱۴۰۰ پرداخت می‌شد، اما با تأخیر ایران، جریمه‌های مضاعفی نیز بر آن افزوده شد. به گفته محمد دهقان، معاون حقوقی دولت رئیسی، رقم واقعی خسارت بسیار بالاتر از عدد اعلام شده است.

    نقش سعید جلیلی و اختلافات داخلی در شکست ایران

    پرونده کرسنت نه‌تنها به بحرانی اقتصادی، بلکه به موضوعی سیاسی میان جناح‌های مختلف تبدیل شد. سعید جلیلی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، از مخالفان سرسخت اجرای قرارداد بود و معتقد بود ایران در صورت شکست در داوری، حداکثر ۸۱۵ میلیون دلار خسارت خواهد پرداخت؛ اما در عمل، خسارت چندین برابر این رقم شد.

    در نامه‌ای که در اسفند ۱۳۸۸ جلیلی به محمود احمدی‌نژاد نوشت، تأکید کرده بود که ادعای ۲۹ میلیارد دلاری کرسنت مبنای حقوقی ندارد و قرارداد به‌دلیل فساد باطل است؛ اما روند رسیدگی برخلاف پیش‌بینی او پیش رفت و ایران در تمام مراحل داوری شکست خورد.

    در مهر ۱۳۸۹، احمدی‌نژاد در پی‌نوشت همان نامه خطاب به وزیر نفت وقت هشدار داد: «به نظر می‌رسد دست‌های فراوانی در کار است تا از انجام کار درست جلوگیری شود. مراقبت کنید.» با این حال، اختلافات داخلی دولت مانع هرگونه تصمیم مؤثر شد و اجرای قرارداد عملاً متوقف ماند.

    پایان باز یک پرونده قدیمی

    اکنون، پس از بیش از دو دهه از آغاز ماجرای کرسنت، ایران نه‌تنها صدها میلیون‌ دلار جریمه پرداخت کرده، بلکه دو ملک ارزشمند خود در لندن و روتردام را نیز از دست داده است.

    در حالی که اماراتی‌ها همچنان از گاز میدان مشترک سلمان بهره‌برداری می‌کنند، ایران تنها تماشاگر روندی است که از یک قرارداد اقتصادی آغاز شد و به بحرانی سیاسی، حقوقی و مالی با ابعادی تاریخی بدل شد.

  • مصادره ساختمان شرکت نفت ایران در لندن به نفع اماراتی ها / چه کسی جوابگوی این زیان بزرگ است؟

    مصادره ساختمان شرکت نفت ایران در لندن به نفع اماراتی ها / چه کسی جوابگوی این زیان بزرگ است؟

    به گزارش اقتصادران، شرکت ملی نفت ایران روز سه‌شنبه در تلاش خود برای جلوگیری از واگذاری یک ساختمان به منظور پرداخت حکم داوری ۲.۴ میلیارد دلاری به شرکت کرسنت شکست خورد. حالا ساختمان NIOC House در لندن به نفع شرکت اماراتی کرسنت مصادره می‌شود .

    بلوک اداری لندن ۱۰۰ میلیون پوند (۱۲۵ میلیون دلار) ارزش داشت. این ملک در خیابان ویکتوریا، در نزدیکی پارلمان بریتانیا و کلیسای تاریخی وست مینستر قرار دارد و نزدیک به ۵۰ سال متعلق به شرکت ملی نفت ایران بود. حالا دومین ساختمان این شرکت در روتردام هلند به نفع کرسنت گس کورپوریشن (Crescent Gas Corporation) به مزایده گذاشته شده است. ارزش این ساختمان اعلام نشده اما به نظر می‌رسد تا پرداخت کامل جریمه هنوز فاصله زیادی وجود داشته باشد.

    این اولین ساختمانی نیست که به این سرنوشت دچار می شود.

    در پی این رأی، ملک مذکور در تاریخ ۲۰ آوریل ۲۰۲۳ طی یک مزایده عمومی به شرکت Heuvel واگذار شد.

    کرسنت در ۲۰ مه ۲۰۲۲ حکم توقیف موقت ملک شرکت ملی نفت ایران را دریافت کرده بود پس از آن، در تاریخ ۵ دسامبر ۲۰۲۲ دادگاه هلند رأی داوری بین‌المللی را به رسمیت شناخت و امکان اجرای آن را فراهم کرد به همین دلیل، ساختمان مذکور در یک مزایده عمومی به فروش رسید.

    رازهای نگفته از یک قرارداد

    سید مهدی حسینی، از مدیران بلندپایه صنعت نفت که مسئولیت حل پرونده‌های متعددی را در دادگاه‌های بین‌المللی بر عهده داشته است، روایتی ناگفته از ماجرای قرار داد کرسنت دارد.

     او تاکید کرد: مدیرعامل شرکت کرسنت آقایی به نام «حمید جعفر» بود که ارتباط نزدیکی با مقامات دولت امارات متحده عربی داشت. ما یک میدان مشترک با شارجه در جزیره‌ی بوموسی داشتیم به نام میدان «مبارک» که البته الان تخلیه شده است. عملیات بهره‌برداری از این میدان توسط کنسرسیومی از شرکت‌های آمریکایی و اروپایی انجام می‌شد. البته باید اشاره کنم پیش از انقلاب این قرارداد یک طرفه با امی شارجه و «بیوتس» بسته شده بود اما در زمان جنگ امارات یک طرفه و بدون اطلاع ایران قرارداد را از این شرکت به کرسنت منتقل کرد. طبق پروتکل ۱۹۷۱ سهم ایران و شارجه از منافع «مبارک» مساوی تعیین شده بود که به نظر من کرسنت در حساب‌ها تقلب کرد و از نظر من شرکت نامعتبری بود.

    به هر حال ما همان زمان در حال تلاش برای احقاق حق خودمان در این میدان بودیم و اتفاقا کار را در این بخش هم پیش بردیم. شرکت کرسنت بارها پیشنهادات متعددی را برای همکاری با ما مطرح کرده بود اما این پیشنهادات هیچ‌گاه به امضای قرارداد منجر نشده بود .باید اشاره کنم شخص «حمید جعفر» از قبل از انقلاب از معتمدین دولت امارات و در مذاکرات سه جزیره شرکت داشت. با توجه به شکل فعالیت این شرکت در میدان مبارک من این شرکت را متقلب تشخیص دادم و پیشنهاداتش برای پروژه‌های متعدد شامل اکتشاف در شمال بوموسی و خرید گاز از ایران و انتقال گاز قطر به پاکستان از طریق ایران و نیز خرید گاز از ایران را رد کردم. بالاخره این قرارداد در زمانی به امضا رسید که من مدیرعامل شرکت کالای لندن بودم. قرارداد منعقد شده با کرسنت بر صادرات گاز از میدان مشترک سلمان به امارات دلالت داشت. نکته این‌جاست که امارات به گاز ایران نیاز داشت. همین حالا امارات با قیمت بالا از آمریکا گاز وارد می‌کند و همین موضوع نشان می‌دهد فرصت تا چه حد برای در اختیار گرفتن بازار امارات و نزدیک شدن به این کشور و گره زدن منافع اقتصادی آن با ایران وجود داشت.

    او گفت: ماجرای گاز کرسنت البته کلا ماجرای بهت‌آوری است. از هر طرف نگاه کنید متعجب می‌شوید. این گاز در زمان عقد قرارداد هنوز استحصال نشده بود اما امروز به جای صادر شدن در حال سوختن است. حالا قراردادی منعقد شده بود که ما بابت این گازی که می‌سوزد می‌توانستیم پول بگیریم اما ماجرا جور دیگری پیش رفت و گفتند این گاز ارزان فروخته شده است .

    سید مهدی حسینی گفت: ماجرا را معاون آقای احمدی نژاد، آقای رحیمی و آقای کردان که مرحوم شدند علم کردند که این‌جا سوء استفاده اتفاق افتاده و قرارداد را زیر سئوال بردند اما موضوع این بود که قرارداد، قردادی بود که قابل مذاکره. می‌شد حتی قیمت را اصلاح کرد و موضوع را حل کرد.

    او به نقطه‌ی برخورد سیاست‌گذاران ایرانی با قراردادهای بین‌المللی اشاره کرد و گفت: یک اشکال بزرگ وجود دارد، آن هم این است که ما در برخی موارد شاهدیم قرارداد بین‎‌المللی را شوخی می‌گیرند و فکر می‌کنند می‌توانند مشکل را حل کنند این در حالی است که جهان شوخی ندارد، شرکتی که قرارداد می‌بندد، سیاسی‌کاری و سیاسی‌بازی و … را قبول نمی‌کند. خلاصه اتفاقات رخ داده در اوایل دولت آقای احمدی‌نژاد سبب شد که کشور درگیر یک بحران بزرگ شود.

    او گفت: لزوما شرکت‌ها در جهان همواره سالم نیستند، ممکن است حتی شرکتی مصر به سوءاستفاده باشند، حتی اگر چنین اتفاقاتی در جهان رخ دهد، راهش این نیست که یک طرفه زیر قرارداد بین‌المللی زده شود بلکه لازم است مشکل در ابعاد و شکل دیگری از طریق مذاکره و مفاد پیش‌بینی شده در قرارداد حل شود.

    او گفت: یادم هست نشستی با حضور مقامات امنیتی و … برگزار شد، بالاخره موضوع این بود که باید ۱۸ میلیار د دلار غرامت بدهید و … و مقامات کشور مصمم بودند مشکل را حل کنند. من را هم دعوت کردند و گفتند به این‌جا بیایید و مشورت بدهید چه کنیم. من در آن جلسات شرکت کردم. یک راهکار که از سوی برخی مطرح می‌شد این بود که اگر ما، مقامات درگیر در این پرونده را به دادگاه ببریم و علیه آن‌ها حکمی در دادگاه صادر شود و ثابت کنیم که در جریان انعقاد این قرارداد فساد اتفاق افتاده است می‌توانیم بر رای دادگاه‌های بین‌المللی تاثیر بگذاریم و ماجرا ختم شود . من همان جا توضیح دادم که ما عضو کنوانسیون نیویورک نیستیم و در نتیجه رای دادگاه داخلی ما نمی‌تواند در دادگاه‌های بین‌المللی مورد استناد قرار گیرد.

    حسینی گفت: این اتفاق همان زمانی افتاد که مسئولان درگیر در قرارداد کرسنت را در دادگاه می‌بردند و می‌آوردند و زندانی می‌کردند، در نتیجه این فرضیه منتفی شد و گفتند حالا چطور می‌توانیم مشکل را حل کنیم؟ من پیشنهاد دادم و گفتم این مشکل تنها و تنها از طریق مذاکره قابل حل است و می‌توانیم با مذاکره مشکل را حل کنیم. حتی پیشنهاد دادم و گفتم با توجه به نزدیکی آقای «حمید جعفر» به دولت امارات، بهتر است مذاکرات ما با دولت امارات باشد چرا که مطمئنا دولت امارات می‌تواند بر وی تاثیر بگذارد .

    او با تاکید بر این‌که برای اولین بار است این ماجرا را شرح می‌دهد، تاکید کرد: همان جا به من پیشنهاد شد شخصا وارد عمل شوم و خودم مسئولیت مذاکره را بر عهده بگیرم . قبول کردم چون می‌دانستم حل نشدن این مشکل چه خسارت عظیمی را به کشور وارد می‌کند. بارها به امارات رفتم و با این ماموریت شروع به مذاکره کردم و توانستم نظر موافق آن‌ها را جلب کنم.

     او گفت: دولت امارات نیاز وافری به گاز داشت و در نتیجه حاضر بودند با خرید گاز از ایران مشکل را حل کنند، این فرصتی برای ما بود که وارد بازار امارات شویم. در مذاکرات اعلام کردیم حاضریم گاز را بفروشیم به شرط این‌که شرکت کرسنت از دعوای خود صرف نظر کند و آن‌ها هم پذیرفتند. اتفاق مهمی که رخ داد این بود که با طرف مذاکره یعنی سعید الخوری ، رئیس شرکت انوک؛« شرکت نفت دوبی» که عضو شورای انرژی امارات هم بود به توافق رسیدیم که گاز را با قیمتی بسیار خوب فکر می‌کنم آن زمان بین ۴ تا ۶ دلار بود، از ما بخرند و ماجرا تمام شود. مدیرعامل این شرکت چند باری به ایران سفر کرد و در نهایت قراردادی مبنی بر صادرات گاز ایران به امارات منعقد شد که اجرایش می‌توانست مشکل را برای همیشه حل کند.

    آن زمان مرحوم رستم قاسمی وزیر نفت بود و قرارداد با حضور آقای احمدوند مشاور وزیر به امضا رسید. قرار شد ما از میدان سلمان به میدان تخلیه‌ی شده‌ی مبارک خط لوله بکشیم چرا که از میدان مشترک مبارک دو خط لوله به دوبی و شارجه موجود است و با این اقدام صادرات گاز را کلید بزنیم و مشکل را حل کنیم اما متاسفانه و به دلایلی که نمی‌دانم چیست این قرارداد دوم هم اجرایی نشد و بحران حل نشده باقی ماند .

    او گفت: تصور کنید امارات تاسیسات تولید گاز مایع راه انداخته و با قیمت گزاف از آمریکا گاز می‌خرد. حالا اجرایی شدن این قرارداد چقدر می‌توانست به نفع ما باشد؟

    ماجرای کرسنت منحرف شد

    حسینی گفت: متاسفانه با عدم اجرای قرارداد بین‌المللی با سرنوشت کشور شوخی کردند. در قراردادهای بین‌المللی ، اگر هم مشکلی وجود داشته باشد باید از طرقی حل شود که مورد تایید نظامات بین‌المللی و دادگاه‌هاست . باید اول می‌دیدند اگر قیمت پایین است، راهی برای مذاکره گذاشته شده است یا خیر و اتفاقا راهی برای مذاکره گذاشته بودند. این طور نیست که بلندگو دست بگیرند و برای تسویه حساب با یک جناح سیاسی راه بیفتند که در امضای این قرارداد فساد اتفاق افتاده است. در نتیجه‌ی این کارها به جای این که در مملکت پول بسازیم شاهدیم که اموال کشور را در دادگاه‌ها می‌گیرند و این اتفاقات تلخ رخ می‌دهد.

    مدیر پیشین وزارت نفت گفت: ما زمانی این قرارداد دوم را منعقد کردیم که هنوز می‌شد مشکلات حل شود. هنوز این شرکت ادعا نکرده بود که برای فروش گاز به پالایشگاه‌ها و طرف‌های قراردادش تعهد داده و در نتیجه بابت عدم اجرای قرارداد خسارت دیده است اما حتی این موضوع هم اجرایی نشد و در نتیجه دولت امارات هم دست شرکت کرسنت را برای دریافت خسارتش باز گذاشت.

    بعد از امضای قرارداد با دولت امارات و عدم اجرای قرارداد توسط ما چند بار آقای سعید الخوری را دیدم .ایشان التماس می کرد که قرارداد را اجرا کنیم چون آمریکایی‌ها فشار گذاشتند که قرارداد را اجرا نکنیم. درحقیقت ما غیر از بی اعتباری خودمان و زیان فراوان مالی و موضوع برد کرسنت کاری را کردیم که آمریکا می خواست. سوال این است که چه کسانی و در اجرای چه ماموریتی این تخلف بزرگ را انجام دادند؟

    راهی برای حل مشکل بود؟

    او گفت: در این سال‌ها کارهای زیادی شد، جلسات متعددی در دادگاه شرکت کردیم اما وکیل‌های قدر قدرتی که بتوانند پرونده را به نفع ما حل کنند را نگرفتیم. من یک مثال می‌زنم تا برایتان روشن شود. شرکت آمریکایی «اشلند» که خریدار نفت ایران بود، پول خرید نفت ایران را نمی‌داد و ما به دادگاه‌های واشنگتن و برمودا شکایت بردیم و در نهایت در دادگاه برمودا با استخدام وکلایی توانستیم تا قران اخر پول نفت‌مان را بگیریم . اتفاقا یکی از کسانی که علیه ما صحبت کرد، آیت‌الله زاده بود و با امام جماعت آن زمان شرکت فلات قاره نسبت فامیلی داشت، رفته بود ادعا کرده بود که من در دادگاه او را تهدید به مرگ کرده‌ام. در نهایت وکلای ما هزار سئوال را طراحی کردند و از لابه‌لای جواب‌های ایشان توانستند ثابت کنند این فرد مخالف انقلاب است و کار به جایی رسید که رایی که به ضرر ما داده شده بود، نقض گردید. باور نمی‌کنید که در جلسه‌ی آخر دادگاه وی با صدای بلند گریه می‌کرد؟ ما با استخدام این وکلا توانستیم حقوق کشور و مردم را استیفا کنیم اما احتمالا در این پرونده از حضور چنین وکلایی بی‌بهره بودیم.

    او گفت: فقط یک نکته را بگویم. اگر ما آن روز این قرارداد را اجرایی می‌کردیم و به امارات گاز صادر می‌کردیم آیا امارات در حمله‌ی اسراییل به ایران چنین رفتاری را می‌کرد؟ چرا باید آسمان کشورهای همسایه برای حمله به ایران باز باشد؟ ما در یارگیری حتی بین همسایگان خودمان ضعیف عمل کردیم و این اتفاق تلخی است که رخ داده است .

    حسینی گفت: آن‌چه مهم است این‌که ما باید خودمان را مهیای ورود به دادگاه عالی انگلستان کنیم و در آن‌جا با تمام توان دفاع کنیم شاید بتوانیم مانع از مصادره این ساختمان که متعلق به صندوق بازنشستگی نفت است، شویم.

    چه کسی مسئول این زیان بزرگ است؟

    سعید جلیلی، دبیر وقت شورای امنیت ملی گه از مخالفان پروپا قرص اجرای این قرارداد است پیش‌بینی کرده بود عدم اجرای این قرارداد خسارت چندانی ندارد.

    تیرماه سال گذشته بود که محسن قمصری، مدیر پیشین امور بین‌الملل شرکت ملی نفت درباره در ارزیابی قرارداد گازی با کشور امارات با عنوان کرسنت اظهار داشت: مطلب مهم در قضیه کرسنت این است که طرف ایرانی مخالف اجرایی شدن این قرارداد به دلیل شکاف در مسائل داخلی بود و با صرف هزینه‌هایی که کردند؛ توانستند این قضیه را در داخل کشور به نشریات و رسانه‌ها بکشانند و شروع به تبلیغات بر ضد قرارداد کردند.

    وی معتقد است کارشکنی‌هایی که برخی داخل ایران علیه قرارداد کردند درواقع به نفع کشور امارات شد. زیرا طرف اماراتی با برنامه‌ریزی قبلی که داشت؛ توانست موضوع را به دادگاه بکشاند و حکم بگیرد به این ترتیب هم توانست ما را در دادگاه محکوم کند و خسارت بگیرد و هم توانست در این مدت که ما مشغول عملیات در این میدان مشترک بودیم؛ حفاری‌هایی سمت امارات انجام دهد و به راحتی گاز را به صورت رایگان برداشت کرده و تصرف کند.

    در یکی از مناظره‌ها سعید جلیلی نامزد ریاست‌جمهوری عنوان کرد در پرونده کرسنت فساد انجام شده و وزارت نفت دولت اصلاحات به وزیری زنگنه به ثمن‌بخس قرارداد بسته‌اند. زنگنه هم از جلیلی خواست تا با او مناظره کند؛ پیشنهادی که البته جلیلی آن را رد و عنوان کرد که جای متهم در دادگاه است نه اینکه در تلویزیون مناظره کند.

    اما بیژن زنگنه در یک فایل صوتی «اسرار هویدا کرد»؛ او از نقش جلیلی در جلوگیری از اجرای قرارداد کرسنت گفت و حتی پیشنهاد این جریان برای تشکیل یک دادگاه صوری: «سندهایی هست که رفته‌اند قوه قضائیه را تحت فشار قرار داده‌اند تا قاضی ویژه تعیین کند که حکم مورد نظر آن‌ها را بدهد تا به دیوان داوری بدهیم. اقرار کردند، شرم‌آور است که به یک عده گفته‌اند که بیایید و بگویید فساد کرده‌ایم و به فساد اقرار کنید بعد ما شما را محکوم می‌کنیم، بعد که محکومیت ما در دادگاه تمام شد، شما اعاده حیثیت کنید. سند آن هست.»

    حالا بیست و سه سال از جنجال کرسنت می‌گذرد و همچنان در هر انتخابات ریاست جمهوری عده‌ای تلاش دارند بگویند این قرارداد سند فسادی است که رخ داده اما همچنان ابعاد کامل این ماجرا روشن نیست و شرکت کرسنت همچنان به دنبال طرح شکایت در دادگاه‌های بین‌المللی است.

  • «کرسنت» اسم رمز دور جدید حملات جلیلیون به اژه‌ای / به سایه کشاندن پرونده چای دبش توسط تندروها

    «کرسنت» اسم رمز دور جدید حملات جلیلیون به اژه‌ای / به سایه کشاندن پرونده چای دبش توسط تندروها

    به گزارش اقتصادران، غلامحسین محسنی اژه‌ای در ماه‌های اخیر در چند پرونده مهم و خبرساز نامی محوری بود؛ از ماجرای استعفای ظریف تا به سرانجام رساندن پرونده چای دبش و ماجرای قدیمی کرسنت.

    مخالفانِ حضور ظریف در دولت پزشکیان، دو رییس قوه را تحت فشار گذاشته بودند تا برکناری ظریف از دولت را پیگیری کنند؛ محسنی اژه ای به عنوان رییس قوه قضاییه و محمدباقر قالیباف به عنوان رییس مجلس.

    زیر پوست این مطالبه و فشار بر این دو رییس قوه البته طرح بزرگتری در جریان بود؛ انداختن توپ برکناری معاونی که نقش مهمی در رییس جمهور شدن پزشکیان داشت به زمین قوایی که قرار بود در مسیر وفاق با دولت حرکت کنند. رئیس قوه قضاییه در همان روزها در یک جلسه پرسش و پاسخ دانشجویی به شدت از طرف یکی از حاضران در مورد موضوع ظریف تحت فشار قرار گرفت تا پاسخگوی علت عدم برکناری ظریف باشد. در نهایت هم اژه ای سفیر ابلاغ پیام برکناری ظریف شد.

    با این وجود رویه حلقه نزدیکان سعید جلیلی و دولت سیزدهم در هجمه علیه رییس قوه قضاییهنه تنها کم نشد که شدت بیشتری گرفت؛ به خصوص که رسیدگی و حکم دهی در مورد پرونده چای دبش و محکوم شدن دو وزیر دولت سیزدهم در این پرونده خشم عیان آن ها را به دنبال داشت.

    حلقه نیروهای دولت سیزدهم و برخی از نیروهای سعید جلیلی بعد از اعلام احکام این پرونده سعی کردند تا با تمرکز بر «کلیدواژه های» سهل انگاری از بار حقوقی اتهامات و جرائم دو وزیر کشاورزی و صمت دولت سیزدهم در این پرونده بکاهند اما باز هم این اژه ای بود که ۲۰ اسفند سال گذشته با تاکید بر این که مبلغ تخلف در پرونده چای دبش مبلغ کمی نیست، گفت: ادعا می‌شود که برخی محکومان این پرونده صرفاً به سبب سهل‌انگاری و عدم نظارت، حکم محکومیت دریافت کرده‌اند، اما به هیچ وجه اینگونه نیست. مسائل مطروحه در پرونده به لحاظ حقوقی، متضمن عنوان مجرمانه هستند و ترک فعل ساده محسوب نمی‌شوند.

    همزمان با اعلام احکام این پرونده نیروهای سعید جلیلی و حلقه دولت سیزدهم راهبردی را در دستورکار قرار دادند که از ایام رقابت های انتخاباتی ۱۴۰۳ در نظر گرفته بودند؛ تمرکز بر پرونده کرسنت بدون اراده ای برای حضور در یک مناظره برای روشن شدن ابعاد موضوع.

    این دستور کار ادامه داشت و تغییر ماه و سال هم نتوانست تاثیری بر این دستور کار بگذارد. آخرین دور این حملات نیز زمانی قوت گرفت که رییس قوه قضاییه به صراحت زبان به نقد نحوه بررسی پرونده کرسنت در دوران قبل از حضور خود در قوه قضاییه پرداخت.

    اژه ای یک هفته پیش در یک سخنرانی تاکید کرد که «در پرونده کرسنت هر کسی که اتهامش ثابت شد، در دستگاه قضایی محکوم شده است» و گفت:«شما می‌گویید شهید رئیسی در پرونده کرسنت خوب عمل کرد؛ پس چرا در دوره ایشان پرونده به نتیجه نرسید؟»

    این تصریح رییس قوه قضاییه توپخانه رجانیوز،رسانه حامی دوآتشه دولت قبل را مجهزتر از قبل به سمت او تنظیم و در مطلبی به تندی به رویکرد رسانه‌ای قوه قضاییه در قبال پرونده فساد عظیم چای دبش حمله کرد و نوشت:«حجم رقم مطرح‌شده در پرونده چای دبش، کمتر از یک‌دهم خسارت کرسنت بود؛ اما همین پرونده، سهمی به‌مراتب بزرگ‌تر در اخبار رسمی قوه قضاییه پیدا کرد».

    با مرور رخدادها و کنش های شش ماه گذشته این جریان تا امروز مشخصا این طیف سیاسی، از نظر آنها تنها پرونده موجود و لازم برای رسیدگی در قوه قضاییه کرسنت است. این طیف هیچ مطالبه دیگری از دستگاه قضایی ندارد و اگر تا قبل از این ظریف را بهانه ای برای حملات رسانه ای علیه دستگاه قضا یا تذکرات آتشین نمایندگان در مجلس قرار می داد حالا صراحتا می گوید چای دبش را رها کن و تنها به کرسنت توجه کن.

    از منظر این جریان تکرار مداوم نام کرسنت نوعی فرافکنی است چرا که اگر مطالبه شفاف سازی در مورد پرونده های قدیمی و پر سرو صدای قوه قضاییه وجود دارد چرا یک نفر از این جریان سیاسی یک سوال درباره علت تغییر عجیب وضعیت بابک زنجانی نمی پرسد.

    بابک زنجانی بالغ بر ۱۲ سال پیش یکی از عجیب ترین موارد پرونده های موسوم به اختلاس و رشوه بود. در طی این۱۲ سال یکبار حکم اعدام هم گرفت اما بعد گفته شد به دلیل بدهی های وی این حکم تغییر کرده است. حالا اما شرکت منتسب به او طرف قرار داد شرکت راه اهن در وزارت راه قرار گرفته و حتی برخی رسانه های اصولگرا سعی در توجیه این مساله نیز داشته اند.

    در این بین طیف نزدیک به سعید جلیلی و حلقه نیروهای دولت سیزدهم حتی در اینباره نیز دغدغه و مطالبه ای ندارند. مطالبه این جریان تنها کرسنت است. اما آِیا خود کرسنت نیز بهانه ای بیشتر نیست؟ به نظر می رسد تکرار نام کرسنت در شرایط فعلی با اهداف دیگری پیگیری می شود.

    کرسنت؛ اسم رمز جریان جلیلی و رؤیایی که اژه ای بر هم زد

    جریان جلیلی در سال های اخیر مکررا درباره پرونده کرسنت به نوعی ابزار سیاسی در رقابت های انتخاباتی استفاده کرده است. در تیرماه سال گذشته اما وقتی بیژن زنگنه در ویدئویی صراحتا اعلام کرد که حاضر است با سعید جلیلی درباره پرونده کرسنت مناظره کند و جلیلی نیز این دعوت را با سکوت ادامه دار خود رد کرد، مشخص شد این پرونده بیش از این دغدغه ای در جریان سعید جلیلی باشد نوعی ابزار سیاسی پرسروصدا است که در ایام انتخابات یا منازعات سیاسی مورد استفاده قرار می گیرد.

    با ورود غلامحسین محسنی اژه ای به قوه قضاییه و تعیین تکلیف نهایی این پرونده اما امیدهای این جریان نقش بر آب شد. طیفی که تصور می کرد می تواند به یک اتوبوس محکومین از مسئولین وزرای دولت روحانی پرونده کرسنت را به شاهنامه خوانی با آخر خوش برای خود تبدیل کند به یکباره با قوه قضاییه ای رو به رو شد که پرونده کرسنت را در یک بررسی حقوقی بست و بعد با یک استکان چای دبش به سراغ دو وزیر دولت موعود آن ها رفت. مشخصا مسئول برهم خوردن این رویای خوش از نظر آن ها یک نفر بود؛ غلامحسین محسنی اژه ای!

    تکل پایداری ها روی وفاق دستگاه قضا و دولت

    نوبت دیگر ائتلاف جریان جلیلی-پایداری با محوریت حلقه دولت سیزدهم شکننده کردن فضای وفاق بین دولت چهاردهم و دستگاه قضا است. مشخصا جریان فشاری که این طیف در ماجرای ظریف بر قوه قضاییه وارد کرد در این چارچوب قابل ارزیابی است

    در پرونده های دیگر نیز این طیف سعی کرد تا با به حاشیه بردن تخلفات دولت سیزدهم –مشخصا در پرونده چای دبش- و برجسته کردن موارد دیگری که تخلف طیف سیاسی حامی دولت چهاردهم تفسیر می شد، روابط بین دولت، جریان های سیاسی حامی آن و شخص رییس دولت با رییس قوه قضاییه و این نهاد را تحت تاثیر قرار دهد.

    کشیدن پرونده چای دبش به سایه

    مشخصا حلقه دولت سیزدهم با هم پوشانی قابل توجه با طیف سعید جلیلی و جبهه پایداری تلاش کردند تا با پافشاری بر پرونده کرسنت و فشار بر قوه قضاییه تخلف بزرگ و اختلاس غیر قابل چشم پوشی در پرونده چای دبش و پرونده نهاده های دامی در وزارت کشاورزی دولت قبل را به حاشیه ببرد.

    از منظر این جریان تنها مسائلی در دستگاه قضا باید مورد رسیدگی قرار گیرد که از نظر سیاسی به ضرر طیف رقیب آن ها باشد. در خارج از این حالت هیچ تخلفی نباید در دولت پاکدستان مورد رسیدگی باشد. این طیف سیاسی نه دغدغه ای درباره بیت المال ضایع شده در پرونده چای دبش دارد نه سلامت جامعه که ذیل این اقدامات در تیررس خطر قرار گرفت. آن ها حتی در مورد وضعیت پرابهام بابک زنجانی نیز سوالی از قوه قضاییه ندارند . برای آن ها تا ابد فقط کرسنت اسم رمز عملیات های سیاسی برای تخریب و حذف رقیب است در حالی که حتی شجاعت رو به رو شدن با چهره هایی که آن ها را متخلف می دانند، در یک مناظره رسانه ای را ندارند.

  • آقای جلیلی! چرا این بلا را سر شرکت نفت آوردید؟ /  ۳۰‌سال وزیر بودم نفس‌تان درنیامد امروز کرسنت، کرسنت می‌کنید؟

    آقای جلیلی! چرا این بلا را سر شرکت نفت آوردید؟ / ۳۰‌سال وزیر بودم نفس‌تان درنیامد امروز کرسنت، کرسنت می‌کنید؟

    به گزارش اقتصادران، بیژن نامدار زنگنه وزیر پیشین نفت در ویدئویی جدید در مورد قرارداد کرسنت توضیحاتی ارایه داد و مجددا خواستار برگزاری مناظره با سعید جلیلی شد، متن این اظهارات به شرح زیر است:
    بنده از آقای جلیلی خواستم مناظره کنیم اما ایشان قبول نکردند و باتوجه به اینکه وقت می‌گذرد و عده‌ای هم از دوستان ایشان مطالبی بیان می‌کنند چاره‌ای ندارم که مطالبی را عنوان کنم.  آقای جلیلی شما خبر داشتید که در قرارداد کرسنت قرار بود گاز میدان سلمان که سال‌ها پیش توسط ابوظبی برداشت می‌شد به شیخ‌نشین شارجه صادر شود، این شیخ‌نشین با ابوظبی رقابت دیرینه دارد و ادعا می‌شود با انعقاد قرارداد کرسنت ابوظبی با سفارت امریکا و عربستان هماهنگ شد که این قرارداد لغو شود تا شارجه از لحاظ تامین انرژی مستقل نشود.

    به نظر شما چه ارتباطی بین مخالفت‌های داخلی با این قرارداد با امریکا، اسراییل، عربستان و ابوظبی وجود دارد؟ اینها تماما در اسناد ویکی‌لیکس موجود است.  آقای جلیلی شما اعتراف کردید که کرسنت یک شرکت نفتی متعلق به امارت شارجه است چرا می‌گویید ما با شرکت واسطه و دلال برای صادرات گاز قرارداد بستیم؟

    آقای جلیلی شما می‌گویید قرارداد با قیمت پایین بسته شده مگر خبر ندارید که مکانیسم تجدیدنظر برای قرارداد که قیمت آن وجود داشته و در اسفند ۱۳۸۳ شرکت نفت رسما به کرسنت اعلام کرد، باتوجه به تغییرات در قیمت جهانی نفت باید در قیمت قرارداد تجدیدنظر صورت گیرد؟ و آن شرکت نیز عملا پذیرفت شما به این موضوع توجه نکردید و جلوی مذاکرات تیم آقای احمدی‌نژاد را برای اصلاح قیمت قرارداد گرفتید.  ما قرارداد را منعقد کرده بودیم اما شما جلوی مذاکره برای اصلاح قیمت را گرفتید و حتی مانع همفکران خود شدید که می‌خواستند مذاکره کنند.

    کسانی هستند که در نظر دارند این موضوع را سیاسی کنند در حالی که هم من و هم همکارانم دنبال اجرای این قرارداد بودیم و هم ۳ وزیر بعدی؛ آقایان وزیری‌هامانه، نوذری و رستم قاسمی جز آقای میرکاظمی. خود آقای احمدی‌نژاد هم دنبال این قرارداد بودند چراکه این قرارداد برای کشور درآمد داشت و هم وابستگی متقابل درازمدت بین ایران ‌و امارات در بخش انرژی ایجاد می‌کرد اما شما مانع شدید، چه شد شما تصور کردید از رییس‌جمهور و وزرای نفت کشور بهتر مسائل را می‌فهمید؟  آقای جلیلی فرض کنیم بر فرض محال حرف شما درست باشد برخی افراد فاسد در این موضوع بودند باید مسائل را برای رسیدگی به دستگاه قضا منعکس می‌کردید چرا جلوی اجرای قرارداد را گرفتید؟ رسیدگی به ادعای شما منافاتی با عملیاتی شدن تنها قرارداد مهمی که بعد از سال‌ها با امارات بسته شده بود؛ نداشت.  سازمان برنامه و بودجه، وزارت امور خارجه، وزارت اقتصاد، دفتر امور حقوقی بین‌الملل ریاست‌جمهوری و وزارت نفت و به ویژه شخص رییس‌جمهور وقت جز در دوره وزارت آقای میرکاظمی همه موافق اجرایی کردن قرارداد بودند.

    آقای جلیلی چه اتفاقی افتاد که آقای احمدی‌نژاد که خود ابتدا منتقد قرارداد کرسنت بود پیگیر اجرای آن شد و ‌از وزارت نفت خواست که آن را اجرا کند اما شما مانع شدید، چرا مانع از اجرای دستور رییس‌جمهور وقت شدید؟ آنها خاتمی یا زنگنه که نبودند. آیا به خاطر دارید در نامه‌ای در سال ۱۳۸۸ به آقای احمدی‌نژاد نوشتید که اگر قرارداد کرسنت را اجرا نکنیم خسارت چندانی به ما وارد نمی‌شود و مهم نیست؟ و بر این اساس با هرگونه مذاکره برای اجرای قرارداد مخالفت کردید؟ این روزها که خودتان از خسارت ده‌ها میلیارد دلاری صحبت می‌کنید چه جوابی به این اشتباهات بزرگ دارید؟ آقای جلیلی شما بهتر می‌دانید که اعتبار بین‌المللی کشور چقدر اهمیت دارد اما کاری که با عدم اجرای قرارداد کرسنت با شرکت ملی نفت کردید اعتبار ۱۰۰ساله این شرکت را یکجا حراج کردید.

    چرا این بلا را سر شرکت نفت آوردید؟ آقای جلیلی یک بار مرحوم کردان در سمت وزیر کشور بعد از اینکه از قائم‌مقامی وزارت نفت کنار رفت یک بار به دستور آقای احمدی‌نژاد و یک بار به دستور آقای جعفرنژاد رییس مرکز حقوقی بین‌المللی ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۸۹ با کرسنت توافق کردند، هر دو توافقات خوبی بود، چه توافق بر سر قیمت و اصلاح آن و چه در موضوع فروش سکوی مبارک به ایران.  آقای احمدی‌نژاد در مصاحبه‌ای گفتند که تمام تفاهمات را برای اجرای قرارداد کرسنت انجام دادیم ولی عده‌ای در داخل مانع شدند، آقای جلیلی غیر از شما چه افراد دیگری مانع قرارداد شدند؟

    چون شما که واضح است مانع بودید مکاتبات‌تان هم این را به روشنی نشان می‌دهد، به‌رغم ادعای آقای میرکاظمی که گفت تا سال ۱۳۸۴ هیچ نامه‌ای از سوی دیوان محاسبات بازرسی کل کشور، وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه در رد قرارداد کرسنت به وزارت نفت واصل نشد و امضای همه طرف‌های مرتبط با قرارداد شامل نمایندگان سازمان برنامه و بودجه، وزارت امور اقتصادی و دارایی، وزارت امور خارجه، معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری ‌و نیز نمایندگان مجلس که برای نظارت بر عقد قراردادهای نفتی تعیین شده بودند در این مورد قبل از تنفیذ قرارداد اخذ شده بود. آقای جلیلی شما که ادعا می‌کنید در این قرارداد فساد بوده و اسناد را افشا می‌کنید باید بگویم دوران بگم‌بگم‌ها تمام شده ۲۰ سال است که در جریان تصمیم‌گیری‌ها هستید، باید اسناد خود را به قوه قضاییه می‌دادید که رسیدگی شود، ما برای رسیدگی به فساد از شما بسیار مصرتر هستیم و سابقه ما هم همین را نشان می‌دهد.

    آقای جلیلی شما بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی مسوول این پرونده بودید و وقتی ادعا می‌کنید در این قرارداد به دلیل فساد قیمت گاز پایین بوده از آنجایی که قرارداد کرسنت تنها قرارداد گازی ما است که قانون حاکم بر آن قانون ایران بوده؛ می‌توانستید یکی از این کارها را انجام بدهید که انجام ندادید و فرصت‌های طلایی را از دست دادید. شما وقتی مدعی فساد هستید می‌توانستید به دلیل خیار تدلیس از دادگاه‌های ایران تقاضای بطلان قرارداد را بکنید. می‌توانستید به دلیل اینکه قیمت قرارداد خیلی پایین است و با ادعای خیار غبن درخواست بطلان غبن یا غبن فاحش تقاضای بطلان قرارداد را داشته باشید اما هیچکدام از این کارها را نکردید و راه‌های دیگری را رفتید. ظاهرا خود نمی‌دانستید یا نمی‌توانستید. من فکر می‌کنم نمی‌دانستید چطور موضوع را مدیریت کنید و فرصت طلایی را از دست دادید.

    آقای جلیلی می‌توانستید از طریق مجلس مصوبه‌ای را مبنی بر ممنوعیت صادرات گاز ترش دریافت کنید و به این ترتیب کلی از مشکلات کشور و خطرات بعدی را دفع کنید. شما می‌دانید بعد از ما قطری‌ها قرارداد گازی را با شرکت دلفین بستند که تقریبا ۴ برابر حجم میزان صادرات گازی بود که ما با کرسنت منعقد کرده بودیم و درآمد خالص قطر از این قرارداد به مراتب کمتر از درآمد خالص قرارداد ما از کرسنت است ما از قطر در رقابت برای صادرات گاز به امارات عقب ماندیم و کلی درآمد از دست دادیم و امروز شما مدعی هستید که ۱۸ میلیارد دلار خسارت خوردیم خسارت مشخصا محصول مدیریت غیرمدبرانه شما است.

    مگر شما نمی‌گویید قیمت قرارداد کرسنت پایین بوده چرا قراردادی نبستید که یک سنت قیمت بالاتری برای صادرات گاز به امارات داشته باشد؟ هنر شما بستن نیست، متوقف کردن است، توقف کرسنت، توقف برجام، توقف اف‌ای‌تی‌اف، توقف با دنیا. آقای جلیلی شما با این کارتان بازار گاز امارات را تا سال‌ها به‌روی ایران بستید. توهم شما باعث شد که کشور در تلاش برای حضور در بازار گاز منطقه از منظر امنیت و اطلاعاتی شکست بخورد آیا این بود عمق راهبردی شما؟ آقای جلیلی یادتان هست به هنگام اخذ رای اعتماد برای بنده به عنوان وزیر نفت در مرداد ۱۳۹۲ نامه‌ای به آقای روحانی نوشتید و از ایشان خواستید که به من ابلاغ کنند که حق نداشته باشم در مجلس از کرسنت حرفی بزنم و بعد رفیق فابریک‌تان آقای زاکانی هر چه می‌شد در مورد کرسنت علیه منِ دست ‌و زبان‌بسته گفتند و من نتوانستم در مقابل آن حرفی بزنم؟ چون از قبل برنامه چنین تنظیم شده بود گرچه با کمک خدا رای آوردم، اما ثابت کردید جرات مذاکره رویارویی با من را از همان ابتدا نداشتید.

    آقای جلیلی بنده ۳۰‌سال وزیر بودم نفس‌تان درنیامد امروز کرسنت، کرسنت می‌کنید؟ عملکرد سیاه شما را کرسنت تمیز نمی‌کند، حداقل درآمد ما در این قرارداد ۱۰ میلیارد دلار بود که با اقدامات شما هدر رفت، دود هوا شد یا از زیر زمین توسط ابوظبی از مخزن مشترک برداشت شد. چه بگویم؟ یکی داستانی است پر آب چشم. آقای جلیلی باز هم واضح می‌گویم نه گنگ و مبهم مانند شما، مناظره کنیم شما همه با هم بنده تک. یک کلمه بگو بله و بیا. من هیچ قصدی برای پذیرش هیچ مسوولیتی در دولت‌ها ندارم شما فقط زورتان به منِ بی‌کس بی‌پناه می‌رسد که جز خدا پناهی ندارم و هر روز مرا به این طرف و آن طرف می‌کشانید، من ۴۶ سال به کشورم و مردم خدمت کردم حالا سر پیری و با ریش سفید هر روز باید با پیگیری مصرانه امثال شما به دادگاه‌ها و سایر دستگاه‌های نظارتی بروم این است عاقبت کار من. خدا می‌بیند آقای جلیلی، بدانید خدا می‌بیند، خدا به همه ما خیر بدهد؛ والسلام.

  • سعید جلیلی از جان توسعه ایران چه می خواهد؟ / سنگ اندازی جلیلی در ۴ پرونده‌ «کرسنت»، «برجام»، « احیاء برجام» و «اف‌ای‌تی‌اف»

    سعید جلیلی از جان توسعه ایران چه می خواهد؟ / سنگ اندازی جلیلی در ۴ پرونده‌ «کرسنت»، «برجام»، « احیاء برجام» و «اف‌ای‌تی‌اف»

    به گزارش اقتصادران، نام سعید جلیلی با «کرسنت»، «برجام» ، « احیاء برجام» و «اف‌ای‌تی‌اف» گره خورده است. چرا سعید جلیلی در سر مسیر هر پرونده‌ای در حوزه سیاست خارجی مین‌گذاری می‌کند؟ حرف حساب او چیست و از جان توسعه چه می‌خواهد؟چند پرونده سیاست خارجی که با سفره مردم گره خورده باید زیر سایه رویکردهای بنیادگرایی شبکه جلیلی معطل بماند؟

    سنگ اندازی جلیلی در مسیر تعامل با منطقه و غرب

    در نیمه‌های دهه ۸۰ وقتی سعید جلیلی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی تصمیم گرفت تا توافق کرسنت را زمین بزند، شاید نه خودش، نه محمود احمدی‌نژاد و نه هیچ یکی از چهره‌هایی که امروز بر جلیلی و رویکردهایش می‌تازند تصور نمی‌کردند که کرسنت، ضلع نخست مثلثی می شود که هر حرکت ایران در مسیر تنش زدایی را درون خود حل می کند و با بحران سازی مانع از تحقق آن می شود.

    آش رفتارهای سعید جلیلی و شبکه‌اش در طول بیش از دو دهه گذشته به اندازه ای شور شده که صدای چهره هایی همچون محمود احمدی نژاد رییس دولتی که خود با شعارهای پوپولیستی ضدغربی به پاستور رسید و مصطفی پورمحمدی- روحانی اصولگرای سنتی و دبیر جامعه روحانیت مبارز – را در آورد.

    فراتر از این ها، سعید جلیلی در سنگ اندازی در مسیر هر تصمیم و طرح و پروژه ای که به نوعی تعامل با منطقه و غرب را بسترسازی کند ، حتی از بخشی از نیروهای جبهه پایداری نیز در حال سبقت گرفتن است. او با نیروهای جوان و تازه نفس خود شبکه ای تازه ساخته؛ بخشی از این شبکه در پوشش مجری در رسانه‌ زیر سایه برادرش وحید در حال فعالیت هستند؛ بخشی دیگر مردان جوانی هستند که در ستادها و نهادها گوش به فرمان او هستند و نمایندگانی را نیز به مجلس فرستاده تا در زمان لازم به صورت عیان و پنهان راهبردهایش را پیاده کنند.

    او چگونه در طی دو دهه یک مثلث برمودای ضد مذاکره و تعامل و توسعه ساخت؟ قدرت جلیلی در ممانعت از برقراری ارتباط با دنیا تا چه اندازه خواهد بود؟

    سعید جلیلی؛ وقتی برای کرسنت «مین» گذاشت

    سال ۱۴۰۳ سال بازخوانی پرونده‌ای شد که نقطه شروع آن به بیش از دو دهه قبل باز می‌گردد. ایام انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم نام قرارداد کرسنت محوری برای بیان نکاتی مبنی بر نقش سعید جلیلی به این ضرر هنگفت به کشور شد. همان روزها که جلیلی در مناظرات «کرسنت، کرسنت» می‌کرد و سعی داشت تا با متهم کردن «بیژن زنگنه» و «حسن روحانی» و «سید محمد خاتمی» برای خود ردای ضدفساد بدوزد، زنگنه از جلیلی دعوت کرد تا در اینباره با هم مناظره کنند.

    تکرار جمله «جای متهم در دادگاه است نه مناظره»، فضای رسانه ای را برای جلیلی و نورچشمش امیرحسین ثابتی به راه انداخت تا از مناظره با زنگنه فرار کنند؛ حتی این روزها که خبر مصادره دو ساختمان شرکت ملی نفت در اروپا به عنوان غرامت بدعهدی ایران در این قرارداد منتشر شده است. اما ماجرای کرسنت چه بود و سعید جلیلی چگونه با لجبازی خود کرسنت را زمین زد؟

    نیمه نخست دهه ۸۰ وقتی سید محمدخاتمی دولت را تحویل محمود احمدی نژاد داد، بهار نیروهای نزدیک به سعید جلیلی و چهره هایی بود که از پای منبرهای مصباح یزدی و نیروهای تربیت شده او به عرصه سیاست پا گذاشته بودند.

    در ماه های نخست آغاز به کار دولت محمود احمدی نژاد وقتی ادامه مذاکرات قیمت در پرونده کرسنت به دولت نهم واگذار می شود، به یکباره جریانی علیه این قرارداد در کشور کلید می خورد که نقطه آغاز آن اظهارات محمدرضا رحیمی، رییس وقت دیوان محاسبات در نماز جمعه است. او در ان زمان طی سخنانی گفت ما در قرارداد کرسنت میلیاردها دلار ضرر کرده‌ایم!

    محاسبه این میلیاردها دلار ضرر توسط رحیمی در حالی صورت گرفته بود که از اساس هنوز قیمتی تعیین نشده بود تا قرارداد به مرحله اجرا برسد.

    محمود احمدی نژاد در ایام انتخابات سال جاری بعد از مطرح شدن ماجرای کرسنت توسط جلیلی و واکنش زنگنه در ویدئویی ماجرای ممانعت از اجرای کرسنت را اینگونه روایت کرد: «دیوان محاسبات و آقای کردان وارد شدند، گفتند این قرارداد قابل اجرا نیست، زیرا یک سوم یک چهارم قیمت است و به خود طرف هم گفتیم که ما زیر بار آن نمی‌رویم. این باید معتدل باشد جالب اینکه بعدا امارات پذیرفت و قیمت را نزدیک به قیمت بین‌المللی بالا آورد منتها در داخل نمی‌گذاشتند. جوسازی شد.»

    بعد از فرازو فرودهای مختلف دولت احمدی نژاد متوجه سود و منفعتی که این قرارداد برای خود دولت می تواند داشته باشد شده و از موضع مخالفت در اینباره دست بر می دارد. بر اساس گفته های بیژن زنگنه در فایل صوتی که در ایام انتخابات منتشر شد، کردان در سال ۱۳۸۷ قائم‌مقام وزیر نفت است و از سوی احمدی‌نژاد مامور به حل موضوع کرسنت می‌شود. او مذاکرات آن را انجام می‌دهد و دور آخر آن وقتی برگزار می‌شود که وزیر کشور شده و در دفترش در وزارت کشور برگزار می‌شود. آنجا به فرمول خوبی می‌رسد که دو طرف قبول داشتند اما فردای این توافق کیهان می‌نویسد که خیانت بزرگی دارد اتفاق می‌افتاد.
    در ادامه احمدی‌نژاد با فرستادن معاون حقوقی خود برای اصلاح قرارداد سعی در زنده کردن آن داشت، توافقات در مسیر مطلوبی قرار گرفت و تفاهم‌ها قرار بود منجر به اجرای قرارداد شود. این بار سعید جلیلی مقابل اجرای قرارداد ایستاد.

    محمود خاقانی مدیر کل پیشین وزارت نفت چندی پیش افشا کرد که پاسخ جلیلی به نامه احمدی نژاد در ۲۵ اسفند ۱۳۸۸ مبنی بر حل کرسنت برای جلوگیری از رفتن به دادگاه این بوده است: این قرارداد هرگز نباید اجرایی شود و اگر به دادگاه برود، ایران فقط ۸۵۰ میلیون دلار جریمه می‌شود.خاقانی مدعی بود کینه شخصی جلیلی با بیژن زنگنه، وزیر وقت دولت خاتمی در امضای قرارداد کرسنت، عامل مقاومت در برابر اجرای قرارداد و ورود خسارت سنگین به کشور است.

    در نهایت سنگ اندازی و مخالفت جلیلی با اجرای قرارداد کرسنت سبب شد، دادگاه به نفع کرسنت حکم صادر کند. پس از حکم اولیه، ایران برای برگرداندن حکم تلاش کرد با افشای فساد در قرارداد کرسنت، این قرارداد را ناموجه جلوه دهد و حکم به نفع ایران تغییر کند. اما این تلاش‌ها نیز ناکام ماند و نهایتاً در حکم قطعی، ایران به پرداخت جریمه محکوم شد.

    حالا دو دهه بعد از این اقدام سعید جلیلی او نه تنها در اینباره پاسخگو نیست بلکه سعی دارد تا با استفاده سیاسی از ضرری که او به منافع ملی زده علیه بیژن زنگنه نیز پرونده سازی کند. او به اندازی در مناظرات اخیر روی این مساله به صورت یکطرفه مانور داد که مصطفی پورمحمدی پاسخ او را روی آنتن زنده داد: «یا آقای زنگنه مجرم است که آقای جلیلی و دوستان او را متهم می‌کنند یا دوستانی که جلوی اجرای قرارداد را گرفتند. من امروز به ملت ایران اعلام می‌کنم عدم اجرای این قرارداد میلیاردها دلار منافع ملت را از دست ما گرفت و میلیاردها دلار خسارت بر ما وارد کرد. ۱۸ میلیارد دلار تقاضای خسارت شده است و چند میلیارد دلار در دادگاه پذیرفته شده است.  سه سال است که آقای زنگنه تقاضای مناظره با آقای جلیلی دارد؛ چرا جواب نمی‌دهد؟».

    بعد از انتخابات زنگنه مجددا درخواست مناظره کرد و البته سعید جلیلی حاضر به مناظره نشد. کرسنت اما در تاریخ با سه نام مخالف ثبت شد؛ قطر به عنوان رقیب ایران، اسرائیل به عنوان دشمن یاران و سعید جلیلی به عنوان برهم زننده توافق.

    مین گذاری سعید جلیلی در ۴ پرونده‌ سیاست خارجی/ جلیلی از جان «توسعه» چه می‌خواهد؟!

    برجام؛ سنگ اندازی شبکه جلیلی در مسیر سه دولت

    سعید جلیلی می تواند این رکورد را برای خود ثبت کند که در مسیر کار سه دولت در راستای عقد و احیاء برجام مهمترین سد بوده است. در سال های نخست دولت حسن روحانی سعید جلیلی و دولت سایه اش و نیروهای بزرگ و کوچکش در نهادهای رسمی و غیررسمی از هیچ کوششی در مسیر برهم زدن برجام کوتاهی نکردند؛ از تجمیع و تحریک ائمه جمعه و سخنران ها و سازماندهی وعاظ و مداحان تا استفاده از ظرفیت هایی که در مجلس نهم به عنوان نماینده داشتند.

    تلاش های بی حد و حصر جلیلی در مسیر انعقاد برجام البته نتیجه ای نداشت اما وقتی دولت نخست ترامپ بر سر کار آمد جریان جلیلی را به خواسته قلبی شان رساند و با خروج از برجام هم فرصت این قرارداد را از بین برد و هم بهانه بنی اسرائیلی برای تخریب دولت وقت و ظریف را به دست جلیلیون داد. در این سال ها سعید جلیلی از شهری به شهر دیگر و از دانشگاهی به دانشگاه دیگر سخنرانی می کرد و طومار اتهام برای دولت روحانی می تراشید. پیاده نظامش در صداوسیما و مجلس و شوراهای عالی برای روحانی ظریف حکم حد و مرگ می دانند و جلیلی قوای خود را تقویت می کرد تا با رسیدن به نهاد دولت روزنه هر ارتباطی را با خارج از کشور مسدود کند و خط ارتباطی ایران تنها محدود به مسکو شود!

    بخت یار جلیلی نبود یا دفع قضا و قدر بود او در انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم کاندیدای باقی نماند. نیروهاش اما از صدر تا ذیل بدنه قوه مجریه را ساختند. چند ماه از عمر دولت سیزدهم نگذشته بود که اخبار پیدا و پنهانی از این موضوع منتشر شد که سیعد جلیلی و نیروهایش در حال سنگ اندازی در مسیر احیاء برجام هستند.

    علی‌اکبر صالحی، رییس پیشین سازمان انرژی اتمی در روزهای انتخابات در پاسخ به سوالی پیرامون نقش جلیلی در جلوگیری از احیای برجام، گفته که «توافق در آستانه تمام شدن بود؛ قرار بود شهید

    امیرعبداللهیان برای امضای توافق برود. ظاهرا در شورای عالی امنیت ملی پیشنهاد می‌کنند که خواسته‌ای را اضافه کنند و آن منجر به برهم خوردن توافق می‌شود.» این سنگ اندازی ها به اندازه ای علنی بود که امیرحسین ثابتی صراحتا در اینباره گفته است که «وقتی دولت رییسی در یک راهبرد خطا می‌خواست برجام را در ۱۴۰۰ احیا کند؛ سیدمحمود نبویان مانع شد. آن صندلی یک نفره مجلس می‌تواند جای ۲۹۰ نفر کارکرد داشته باشد. حسن روحانی قبلا گفت اگر مجلسی غیر از مجلس فعلی بود برجام حل و تحریم‌ها برداشته می‌شد.»

    اشاره ثابتی احتمالا به فعالیت های نبویان در  اسفندماه ۱۴۰۰ دارد، وقتی در نشستی تحت عنوان «همایش دفتر ارتباطات فرهنگی» در قم با انتقاد از دولت رییسی به دلیل مفادی از توافق احیا برجام گفت که «در توافق جدید هیچ چیز لغو نمی‌شود؛ اقایان دارند همین را هم توافق می‌کنند. امیرعبداللهیان در مجلس گفت آیسا و کاتسا و یوترن لغو نمی‌شود؛ آمریکا حتی حاضر نشده معافیت دهد. آمریکا قوی ظاهر شده اما دوستان ما بسیار ضعیف ظاهر شده‌اند. کار به جایی رسیده که باقری به بچه‌های انقلابی گفته «تندید». مبنا این شده که می‌گویند بالاخره باید توافق شود دیگر».

    در همان اسفند ۱۴۰۰  جواد کریمی قدوسی نماینده مشهد در مجلس وقت و یکی از جدی‌ترین مخالفان برجام با انتشار یک توئیت از تشکیل یک کمیته ۵ نفره در مخالفت با تیم مذاکره‌کننده در صحن مجلس و درخواست این کمیته برای دیدار با رئیس‌جمهور خبر داد. شنیده ها در ان زمان از این موضوع حکایت داشت که این کمیته ۵ نفره ایده سعید جلیلی بوده و با هدایت او فعالیت میکند. بازی نغز روزگار یا عبرت آزمودن آزموده ها این که امروز حتی جواد کریمی قدوسی هم دست از مواضع قبلی خود برداشته و در سکوت در قبال بسیاری از مسائل تنها به قید یک توئیت که ممنوعیت مذاکره همیشگی نیست بسنده میکند اما اسب سعید جلیلی کماکان یک پا دارد.

    عباس رنجبر، رئیس دفتر جلیلی هم سال ۱۴۰۱  در توئیتی نوشت: «احیای روح برجام و تز رسوا شده‌ حل معیشت از طریق سازش در اذهان مردم؛ شرطی کردن اقتصاد و اعمال خود تحریمی علیه نهادهای داخلی؛ اعطای مجدد اهرم فشار مکانیسم ماشه و نظارت‌های استثنایی به آمریکا و جاسوسان اسرائیل؛ و… آقایان رئیسی و باقری مسئولیت مستقیم تبعات این تصمیم برعهده‌ شماست.»

    جلیلی در ان زمان برای این که محکم کاری جدی در زمینه ممانعت از دستیابی دولت سیزدهم به توافق احیا برجام داشته باشد در نامه ای به رهبرانقلاب اظهارات بی سابقه ای را نیز مطرح کرد. او در این نامه می نویسد که ایران باید سطح غنی سازی را به ۹۰ درصد رسانده و از این طریق پاس میز مذاکره دست برتر را داشته باشد.

    روند مخالفت با احیاء برجام در دولت مسعود پزشکیان از جانب سعید جلیلی در حال پیگیری است. جلیلی که نیروهای میدانی خود در جبهه پایداری را یکی از پس دیگری از دست داده و از بخشی از پایداری ها به صورت بی صدا از او فاصله گرفته اند و دیگر حاضر نیستند برای تقابل با دولت و مخالفت با مذاکرات نقش پیاده نظام او را ایفا کنند حالا با نیروهای جوان تر وارد میدان شده؛ از نمایندگان دهه شصتی مجلس تا چهره هایی تازه ظهور در ستاد امر به معروف و نهی از منکر. او که بعد از درگذشت محمد تقی مصباح یزدی تا اندازه ای جایگاه خود را در بین شاگردان و حلقه پایداری از دست داده است سعی دارد تا با ایجاد ائتلافی با محمد مهدی باقری الگوی جدیدی را پیاده کند؛ باقری برای مخالفت با مذاکره و برجام و ارتباط با دنیا مستندات تاریخی و آخرالزمانی و تفسیر احادیث را به کار بگیرد و جلیلی و شبکه اش تهدید کنند تا حد ممکن در نهادهای مختلف مانع بتراشند.

    سعید جلیلی و FATF

    هفته‌ گذشته بود که ۱۲۰ نماینده مجلس در نامه‌ای به مجمع تشخیص مصلحت نظام، ضمن مخالفت با FATF، مدعی شدند که پذیرش این کنوانسیون نه فقط سودی برای کشور ندارد بلکه باعث می‌شود همه «راه‌های دور زدن تحریم‌ها کشف» شده و «دشمنان آنها را مسدود» کنند و از این جهت برای کشور «مشکلات امنیتی» ایجاد می‌کند. به جز این نامه، برخی نمایندگان نیز از تریبون مجلس سعی دارند جلوی پذیرش FATF را بگیرند.حتی خبر موافقت رهبری برای بررسی مجدد FATF نیز نتوانست تغییری در این رویه جلیلیون ایجاد کند.

    سر نخ هرکدام از این افراد را که بگیریم که ردی از جلیلی می بینیم. بی جهت نبود که مصطفی پور محمدی در مناظرات انتخاباتی سال جاری تاکید کرد که  علت مخالفت جلیلی با اف‌ای‌تی‌اف این بود که نمی‌خواست این کار در دولت حسن روحانی انجام شود.

    او  در منظره انتخاباتی شامگاه ۳۱ خرداد گفته بود: «یادم است در شورای عالی امنیت ملی در سال ۹۵، من مفصل صحبت کردم درباره مشکلات اف‌ای‌تی‌اف؛ ایشان پایان جلسه گفت اگر تو مسئول باشی ما قبول داریم ولی بقیه آقایان را قبول نداریم. ما باید اصل موضوع را حل کنیم!» «در بحث FATF که آقای پورمحمدی در مناظره بیان کردند، اصل ماجرا بر سر مبارزه با پولشویی بود، ما ۳۹ بند آن را اجرا کرده بودیم و دوستان به جای طلبکاری، می‌خواستند بدهکار شوند که ما زیر بار نرفتیم، به آقای پورمحمدی گفتم شما که می‌گویی این قانون این‌طور باید اجرا شود، چرا خودتان آن را اجرا نمی‌کنید؟»

    فردای آن روز پورمحمدی اما نه تنها کوتاه نیامد، بلکه باز هم بر سخنان خود تاکید کرد: «بنای نسبت خلاف به کسی را ندارم. برادرم آقای جلیلی و یکی از فرماندهان ارشد نظامی در آن جلسه پیش من آمدند و همین حرفی که نقل کردم را به من گفتند و اعلام کردند که ما مواضع تو را قبول داریم، استدلال تو را هم قبول داریم، به صحت و درستی عملکرد آقایان شک داریم و مشکل ما این است.»

    جلیلی همچون کرسنت و برجام در مورد اف ای تی اف هم هرگز حاضر به مناظره جدی نشد.

    محمدجواد آذری جهرمی، وزیر سابق ارتباطات، نیز در همان زمان با انتقاد از جلیلی گفت که «می‌دانید که آثار عدم اجرای آن در کشور چیست؟ ‌نپیوستن به اف‌ای‌تی‌اف با سفره مردم چه کرد؟ سفره از ما بهتران چه؟ آیا این نوع تفکر شایسته مدیریت بر این کشور است؟»

    نکته قابل توجه این که سعید جلیلی در پرونده اف ای تی اف و برجام نیروهای یکسانی دارد؛ از محمود نبویان که می گفت با پذیرش اف ای تی اف باید سردار سلیمانی را تحویل دهیم تا امیرحسین ثابتی که یک روز در مورد برجام در مجلس برای عراقچی و ظریف خط و نشان می کشد و یک روز برای اف ای تی اف شرط و شروط می گذ ارد

    مین گذاری سعید جلیلی در ۴ پرونده‌ سیاست خارجی/ جلیلی از جان «توسعه» چه می‌خواهد؟!

    کینه های شخصی و ژست های انقلابی

    مرور اظهارات چهره های دخیل در ماجرای کرسنت و برجام و اف ای تی اف یک نکته مهم را در دل خود دارد. روایتی در ماجرای کرسنت است که می گوید جلیلی از سر کینه با بیژن زنگنه با کرسنت مخالفت و در مسیر ان سنگ اندازی کرد. در ماجرای اف ای تی اف هم پورمحمدی روی انتن زنده تلویزیون در مقابل خود جلیلی یادآوری می کند که مساله او نه اف ای تی اف که رسیدن به توافقی در این زمینه در دولت حسن روحانی است.

    با ارزیابی از این مستندات به نظر می رسد سعید جلیلی شاید و حتما با مسیر توسعه در کشور مشکل دارد اما مشکل اصلی او چهره ها هستند نه ایده ها و توافق ها.

    به نظر می رسد سعید جلیلی در دو دهه گذشته منافع ملی را اسیر حب و بغض های داخلی خود کرده است. حب و بغض های سعید جلیلی و شبکه اش البته تاثیر مستقیمی بر روی سفره ایرانیان داشته است. سفره هایی که کوچک می شود، با همان سرعتی که ژست های انقلابی سعید جلیلی و مردانش رشد می کند.

  • ماله کشی مخالفان کرسنت با عددسازی! / مدافعان رفتار خسارت بار جلیلی نه «عدد می‌فهمند» نه «طول مدت قرارداد»!

    ماله کشی مخالفان کرسنت با عددسازی! / مدافعان رفتار خسارت بار جلیلی نه «عدد می‌فهمند» نه «طول مدت قرارداد»!

    به گزارش اقتصادران، مخالفان کرسنت که در روز‌های گذشته با اعلام عدد عجیب درآمد ۲۰۰ میلیون دلاری قرارداد کرسنت، به دنبال ماله کشی بر از دست دادن ساختمان‌های شرکت نفت در خارج و خسارت وارده به کشور بودند، برای اثبات ادعای خود به سراغ گزارش دیوان محاسبات در سال ۸۷ رفتند، اما دست بر قضا آن گزارش هم نه تنها تایید کننده حرفشان نبود، بلکه اختلاف ۷۰ درصدی با محاسبه آنها را نشان داده و مشخص میکند مشکل آنها همچنان این است که «عدد نمی‌فهمن». درحالی که گزارش دیوان محاسبات‌های آن سال را کسی تهیه کرده بود که بعد‌ها به خاطر فسادمالی به حبس محکوم شد و به زندان افتاد، می‌بنیم که رقم ادعا شده از درآمد ایران از آن گزارش با رقمی که آنها ادعا کردند متفاوت است. مدافعان رفتار خسارت بار جلیلی مدعی شدند که از محل فروش گاز به شرکت کرسنت ایران تنها ۲۰۰ میلیون دلار منفعت میبرد.

    این درحالی است که بر اساس آنچه در گزارش دیوان محاسبات سال ۸۷ آمده این رقم به ۳۴۰ میلیون دلار است. اما نکته اینجاست که مخالفان خودشان هم به خوبی میفهمند که بر فرض صحت گزارش دیوان، این رقم تنها برای ۷ سال ابتدایی این قرارداد بود. ۷ سالی که قیمت گاز فروش رفته قرار بود در ابتدای برای شرکت اماراتی ثابت باشد. این در خالی است که کارشناسان مستقل عدد‌های بالاتری برای این موضوع پیش بینی میکنند.

    اما با این حال سرمایه گذاری ایران در این حوزه می‌توانست از همان سال تا همین امروز میلیارد‌ها دلار درآمد نصیب ایران کند. یک برآورد یده تا سال ۹۳ درآمد ایران را هفت میلیارد دلار نشان میداد. اما نه تنها این مخالفت آنها کشور را از این درآمد محروم کرد، بلکه اظهارات آنها مبنی بر ارزان فروشی گاز که با اهداف داخلی صورت گرفته بود، زبان ترکیه را هم دراز کرد تا به این بهانه درخواست تغییر قیمت فروش گاز را ارائه کند. این نیز البته یکی دیگر از پرده‌های خسارت هنگفت مالی که این جریان به کل کشور وارد کردند.

    در مجموعه با وجود تلاش مخالفان کرسنت برای اثبات ادعای ۲۰۰ میلیون دلاری، انتشار گزارش دیوان محاسبات نشان میدهد که آنها همچنان نه «عدد می‌فهمند» نه «طول مدت قرارداد»، جالب این است که هر دوی این مبالغ را همان رسانه‌ای منتشر میکند که جلیلی و تیمش را در نفت نمایندگی می‌کند.

  • خسارت‌های هنگفت از جیب مردم ایران، تاوان لجبازی سیاسی سعید جلیلی!

    خسارت‌های هنگفت از جیب مردم ایران، تاوان لجبازی سیاسی سعید جلیلی!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه ایران نوشت: حالا اخبار منتشر شده حکایت از آن دارد که دادگاه منطقه‌ای روتردام در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۴ (۹ آبان ۱۴۰۳) اعتراض ایران به حکم خود را رد کرد و رأی به مصادره نهایی این ساختمان داده است. ۹ ماه پیش هم دادگاهی در انگلیس حکم توقیف ساختمانی متعلق به شرکت ملی نفت ایران به ۱۲۵ میلیون دلار را در ازای بخشی از خسارتی که کرسنت با حکم دادگاه بین‌المللی مطالبه می‌کند، صادر کرد.

    شنیدن خبر توقیف و مصادره این ساختمان‌ها که در حقیقت بخشی از دارایی متعلق به همه مردم ایران به شمار می‌روند، ناگوار است؛ اما اینها فقط بخشی از خسارت‌هایی است که طی دو دهه سیاسی‌کاری و تبدیل قرارداد کرسنت به موضوع تسویه‌حساب جناحی به کشور وارد شده است. علاوه بر حکم ۱۸ میلیارد دلاری غرامتی که کرسنت با پیگیری پرونده قرارداد گازی لغو شده‌اش با ایران در دادگاه بین‌المللی به دست آورد، همه آنچه از قبال لغو آن قرارداد در میدان نفتی سلمان برای ایران مانده است، مشعلی سوزان در قلب خلیج فارس است.

    به گفته کارشناسان، ارزش انرژی که در این مشعل به هدر می‌رود تاکنون نزدیک به ۲۵ میلیارد دلار تخمین زده شده است. همچنان که از قبل از تبدیل قرارداد گازی کرسنت، به وجه‌المرافعه یک طیف سیاسی رادیکال علیه جریان رقیبش، ایران نه‌تنها سال‌هاست از برداشت سهم خود از یک میدان گازی مشترک با امارات محروم مانده است، بلکه ابزار کارآمدش برای ایجاد یک موازنه‌ امنیت منطقه‌ای بویژه از ناحیه نقش‌آفرینی در بازار و شراکت گازی‌اش با امارات را هم از دست داده است.

     روایت دو دهه کارشکنی

    دومین حکم توقیف برای ساختمان‌های متعلق به شرکت ملی نفت در کشورهای اروپایی، یک بار دیگر درد این استخوان لای زخم ۲۰ ساله را تازه کرد. ماجرای قرارداد گازی که طی سال‌ها در سایه تبلیغات یک جریان سیاسی- رسانه‌ای و به دلیل بازداشت برخی چهره‌های مرتبط با مذاکرات آن، سعی شده بود به عنوان فساد و خیانت به جامعه معرفی و ادعا شود دلیل لغو یکطرفه قرارداد در دولت نهم، ضرر ناشی از فروش ارزان گاز بوده است.

    اما مطرح شدن دوباره این اتهام‌زنی‌ها در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم از سوی چهره‌ای که خود را رقیب اصلی مسعود پزشکیان می‌دانست، فرصتی شد تا افشای حقایق و پشت‌پرده‌ها تصویر مبهم ماجرای قرارداد کرسنت را آشکار کند. لحظه‌ای که مصطفی پورمحمدی در مناظره زنده تلویزیونی سعید جلیلی را خطاب داد که چرا سه سال است به درخواست مناظره بیژن زنگنه درباره قرارداد کرسنت پاسخ مثبت نمی‌دهد؟

    پورمحمدی در این لحظه اظهار کرد که به دلیل خسارت میلیارد دلاری ناشی از تصمیم به لغو یکطرفه قرارداد، بالاخره یکی از دو طرف خیانتکار است؛ یا کسی که قرارداد را منعقد کرده یا کسی که جلوی اجرای آن را گرفته است. در آن لحظه کسی گمان نمی‌کرد بیژن زنگنه وزیر نفت دولت اول خاتمی و دو دولت روحانی، خود را در جایگاه دفاع دادگاهی مدنی قرار دهد که هیأت منصفه‌اش جمعی از نخبگان و مهندسان بودند. زنگنه در آن جلسه که فایل صوتی کاملش سه روز پس از انتخابات مرحله دوم منتشر شد، نشان داد که تا چه حد ادعای ارزان‌فروشی در قرارداد کرسنت بدون در نظر گرفتن اثر کیفیت و محل تحویل در قیمت هر فوت مکعب گاز، یعنی مقایسه قیمت گاز ترشی که باید با احداث ۹۰ کیلومتر خط لوله داخل دریا از سوی شرکت کرسنت به امارات تحویل داده می‌شد، با LNG قطر که در محل به خریدار تحویل داده می‌شود، ادعایی گزافه بوده است.

    زنگنه در آن سخنان با اشاره به تهدید مطرح شده از سوی شرکت المبادله (امپراطور گازی امارات) و نقش پنهان سرویس امنیتی امارات برای جلوگیری از اجرایی شدن قرارداد کرسنت که پای ایران را به بازار گاز منطقه باز می‌کرد، اشاره کرد. قراردادی که مذاکراتش از سال ۱۳۸۱ آغاز شده بود و تقاضای ایران در اسفند ۱۳۸۳ برای تجدید نظر در قیمت و شرایط قرارداد، سرنوشت آن را به مذاکراتی در بهمن ۱۳۸۴ و تصمیمات دولت محمود احمدی‌نژاد گره زده بود.

    بر اساس اظهارات زنگنه، دستیابی به تفاهم با کرسنت در زمان قائم‌مقامی علی کردان در وزارت نفت با «تشر روزنامه کیهان» و ارسال نامه جلیلی به رئیس‌جمهوری وقت و ابراز این نظر که «شایسته نیست این قرارداد فسادآلود در دولت شما انجام شود» و «ضرری که از محل لغو قرارداد می‌کنیم به یک میلیارد هم نمی‌رسد» به سرانجام نمی‌رسد. این جملات وزیر نفت دولت روحانی است که در آن جلسه گفت: «بارها نامه نوشتم و راه‌حل دادم، اما آنها را اجرا نکردند. انگار بدشان نمی‌آمد محکوم شویم و بگویند اینها خیانت کردند.» زنگنه خطاب به این جریان اضافه کرد که «شما در ۲۰ سال نتوانستید قرارداد جدیدی با قیمت بهتر ببندید، معلوم است حرفتان سند ندارد و فقط شعار می‌دهید.» قاعدتاً این اظهارات زنگنه باید سعید جلیلی را به حضور در مناظره ترغیب می‌کرد، اما او که در دوره پرتلاطم اختلافات درباره کرسنت دبیری شورای امنیت ملی را بر عهده داشت، این دعوت را بی‌جواب گذاشت.

    حال آنکه چنان گفت‌وگوی رودررویی می‌توانست عیار ادعاهای دو سوی این مرافعه را در ترازوی قضاوت واقعی مردم قرار دهد.

    مدعیان خیانت یا مسببان خسارت

    قرارداد کرسنت که با ادعای «پرداخت رشوه در جریان عقد قرارداد» و «فروش زیرقیمت گاز» و با مخالفت یک طیف مشخص سیاسی لغو شد؛ با شکایت شرکت اماراتی به دادگاه بین‌المللی در سال ۱۳۸۸ همراه شد. این سیاسی‌کاری به‌رغم روند طولانی رسیدگی پرونده و بارها در خواست اعاده دادرسی از سوی دولت ایران، در کمترین محاسبه، خسارت ۱۸ میلیارد دلاری را برای کشور به همراه داشته است. حالا هر از گاهی با انتشار اخبار توقیف املاک و دارایی‌های ایران در کشورهای دیگر، کام مردم تلخ می‌شود.

    با این حال خسارات اینچنینی ناشی از بی‌تدبیری ‌و شعارزدگی یک جریان سیاسی که اغلب دیگران را به فساد و خیانت متهم کرده است، در این ماجرا خلاصه نمی‌شود. سال ۱۳۸۷ بود که دادگاه فدرال امریکا به توقیف ۲ میلیارد دلار از دارایی‌های ایران و پرداخت آن به خانواده‌های امریکاییان کشته شده در حملات سال ۱۹۸۳ حکم داد. مدتی بعد برخی دیپلمات‌ها افشا کردند که قرار دادن این ۲ میلیارد دلار در مخاطره توقیف و مصادره، به واسطه سیاست‌های دستوری رئیس‌جمهوری وقت و بی‌تدبیری و عدم مخالفت وزیر اقتصاد و رئیس‌کل وقت بانک مرکزی با خرید اوراق قرضه از امریکا صورت گرفته است. بعدها حسن روحانی رئیس‌جمهوری وقت اعلام کرد، دولت دهم برای خارج کردن این اموال و جلوگیری از توقیف‌شان ۱۰ ماه وقت داشته اما کاری نکرده است.

    مهرماه ۱۳۹۳ هم نمایندگان مجلس ماجرای گم شدن دکل نفتی را افشا کردند که در سال ۱۳۹۰ به قیمت ۸۷ میلیون دلار به ایران فروخته شد، اما هرگز تحویل داده نشد. همچنان که در دولت دهم ۸ فروند نفتکش غول‌پیکر ایران به همراه محموله نفتی‌شان بدون امضای قرارداد حقوقی در اختیار یک تبعه یونانی قرار گرفت و خروج آن از دسترس ایران، خسارت ۱۰۰ میلیون دلاری بر جای گذاشت. صدور حکم مصادره و فروش اموال بنیاد علوی در امریکا نیز در سال ۱۳۹۰ با ادعای واهی نقش‌آفرینی در حملات ۱۱ سپتامبر در حالی انجام شد که تا حدود زیادی رویکرد سیاست خارجی مبتنی بر انکار ضرورت تنش‌زدایی در دولت وقت در روند آن مؤثر بود. رویدادهای خسارت‌باری که بر خلاف کرسنت کسی به دنبال متهم کردن مسببان‌شان نبوده است.

     

  • شاید جبرئیل بر سعید جلیلی نازل شده و به او گفته دولت سایه است! / کدام اصولگرا؟ اینها اصولگرا نیستند

    شاید جبرئیل بر سعید جلیلی نازل شده و به او گفته دولت سایه است! / کدام اصولگرا؟ اینها اصولگرا نیستند

    به گزارش اقتصادران، او از نوع مواجهه با مقصران فساد میلیاردی چای دبش هم گلایه دارد و می گوید « برای وزیر کشاورزی که مواردی نظیر چای دبش و نهاده‌های دامی در دوره او رخ داده و در آن نقش داشته، ۳ سال زندان در نظر گرفتند و بعد هم مرخصی می‌دهند و بیرون می‌آید.»

    او گریزی کوتاه به کرسنت و FATF نیز می زند و معتقد است افرادی چون جلیلی بخاطر کرسنت میلیاردها ضرر به ایران زدند؛«حتی احمدی‌نژاد هم مخالف تصمیم‌گیری جلیلی بوده اما او هنوز هست و می‌گوید من دولت سایه هستم»

    در ادامه گفتگو با مصطفی هاشمی‌طبا، فعال سیاسی اصلاح‌طلب را می‌خوانید:

    ***

    *آقای هاشمی‌طبا! فساد چای دبش، وام‌های میلیاردی برخی مدیران، حقوق‌های نامتعارف و… از جمله فسادهایی است که در طول ۳ سال عمر دولت سیزدهم افشا شد اما جنس برخوردها و مواجهه با این قسم اتفاقات با آنچه مثلا درباره دولت یازدهم و دوازدهم یا طیف منتقد دولت سیزدهم شاهد بودیم متفاوت بود، این برخوردهای دوگانه چه توصیفی از نگاه شما دارد؟

    برخوردها از دوگانه بیشتر است بلکه چندگانه و حتی هزارگانه است، برای مثال به خاطر دزدی یک گوسفند دست یک نفر را قطع می‌کنند اما برای وزیر کشاورزی دولت سابق که مواردی نظیر چای دبش و نهاده‌های دامی در دوره او مطرح شده و خود در آن نقش داشته، ۳ سال زندان در نظر گرفتند و بعد هم مرخصی می‌دهند و بیرون می‌آید.

    در نهایت بله، برخوردها دوگانه است. البته درباره بورس جزئیات را نمی‌دانم و مطلع نیستم که افراد به حق گرفتند یا ناحق، اما کلاً برخوردهای دوگانه به وضوح مشخص است.

    *دلیل اصلی برخوردهای دوگانه چیست؟

    به نظر می‌رسد قدرت‌هایی در ایران هستند که در نگاه به قانون تاثیر دارند، یعنی قانون را به صورت دیگری می‌بینند و از همه بدتر اینکه بعضاً برای فسادی که انجام دادند، محمل مذهبی هم درست می‌کنند. برای مثال می‌گویند واجب است درباره مواردی که لازم می‌دانند، تهمت درست کنند.

    متاسفانه از این موارد زیاد است. در مورد احکام قضایی هم می‌گویند اگر قاضی مدرک نداشته باشد خودش باید تشخیص دهد و تشخیص او مهم است، بعد هم قضات افراد مختلفی هستند که تعابیر مختلف دارند، لذا مشکل قانون‌گذاری و استنباط‌های شخصی و دینی از طرف افراد وجود دارد.

    برای نمونه در قضیه بورس که مدیرعامل آن ۲میلیارد تومان برای خودش وام گرفته، می‌گویند برای وام هم سپرده گذاشته و در نهایت ۳۰ میلیون تومان قسط می‌دهد، ماهی ۴۰ میلیون تومان در جیبش می‌گذارد و در نهایت هم ۲ میلیارد تومان دستش است.

    *می‌توان این برداشت را کرد که با مدیران و یا وزرای دولت سیزدهم که فساد آنها مشخص شده با اغماض برخورد شده است؟

    اول از همه باید به خالی‌بندی‌ها و  دروغگویی‌ها رسیدگی کنند اما قضیه به این ترتیب شده که رسیدگی نمی‌کنند، به برخی رسیدگی می‌کنند به بعضی رسیدگی نمی‌کنند.

    *نگاه جناحی در این نوع مواجهه اثرگذار بوده است؟

    من اصلاً نمی‌فهمم. جلیلی به دلیل تصمیم‌گیری‌های که بابت قضیه کرسنت  کرده حدود ده‌ها میلیارد به این ایران ضرر وارد کرده است، تا جایی که حتی احمدی‌نژاد هم مخالف تصمیم‌گیری جلیلی بوده اما او هنوز هست و می‌گوید من دولت سایه هستم، بعد هم پرچم عراق را دور گردنش می‌اندازد و از طرفی هم عضو شورای عالی امنیت ملی است. من واقعا این موارد را نمی‌فهمم خیلی از موارد را نمی‌فهمم.

    *یعنی می گویید با توجه به ضرری که جلیلی به کشور وارد کرده، باید با او هم برخورد شود اما….

    من نمی‌فهمم. ما در ایران نه قانون، نه مقررات و نه حکم داریم. الان درباره همین اصطلاحی که جلیلی درباره دولت سایه به کار می‌برد، سوال این است که او از کجا دولت سایه شده؟ شاید به او الهام می‌شود و جبرئیل بر او نازل می‌شود.

    *البته جلیلی دست پیش را گرفته و می‌گوید در قضیه کرسنت زنگنه باید محاکمه شود؟

    معلوم است که خطا از کجا است و چه کسی اجازه نداده کار انجام شود و ما محکوم شدیم اما خیلی راحت از آن عبور می‌کنند.

    *در قضیه FATF هم در جریان مناظره‌های انتخاباتی گفته شد که جلیلی و طیف نزدیک به او به دلایل جناحی مانع تراشی کردند.

    خیلی از موارد است. یکی همین FATF است که از کنار آن کلی سواستفاده می‌کنند، چراکه مراودات ما با بانک‌های جهان قطع شده است. البته بنده مقاله‌ای در این مورد نوشتم و مواردی را لیست کردم و گفتم من نمی‌فهمم چه کار می‌توان کرد.

    * می شود این برداشت را داشت که اصولگرایانی از جنس جلیلی کمتر زیر ضرب می روند و …

    کدام اصولگرا؟ کدام آدم اصولگرا به کشور خود لطمه وارد می‌کند؟ حتما اینها اصولگرا نیستند. نمی‌دانم باند، گروه و حزبی هستند که من از آن خبر ندارم.