برچسب: کاظم صدیقی

  • بهره‌برداری سیاسی از یک ضایعه خانوادگی؟! / آقای صدیقی درباره سکوت مردم سوءبرداشت نکنید

    بهره‌برداری سیاسی از یک ضایعه خانوادگی؟! / آقای صدیقی درباره سکوت مردم سوءبرداشت نکنید

    به گزارش اقتصادران، کاظم صدیقی، امام جمعه پیشین تهران، در سخنانی جنجالی درباره درگذشت فرزندش، محمدمهدی صدیقی، گفته که او «در حال سجده سحری جان مظلوم و محنت کشیده خود را به جان آفرین تسلیم نمود». این توصیف، هرچند به ظاهر بیانگر اندوه و احترام به شخصیت مرحوم است، اما در واقع نمونه‌ای بارز از خودنمایی رسانه‌ای و برجسته‌سازی شخصی در سایه مصیبت خانوادگی است. آن هم در شرایطی که افکار عمومی و رسانه‌ها به رغم حساسیت ویژه نسبت به پرونده‌های جنجالی مالی و حاشیه‌های خانوادگی صدیقی، نسبتاً سکوت اختیار کرده‌اند. به نظر می‌رسد بعد فوت فرزند صدیقی و مراسم ختم و تسلیت‌هایی که این خانواده پرحاشیه دریافت کردند، آقای صدیقی گمان کرده با حضور پررنگ در فضای عمومی، می‌تواند چالش‌های پیشین را پشت سر گذاشته و به موقعیت قبلی بازگردد! این رویکرد، اما نه تنها آرامش و همدلی ایجاد نمی‌کند، بلکه حساسیت و نارضایتی عمومی را افزایش می‌دهد.

    محمدمهدی صدیقی در سال‌های اخیر در مدیریت املاک و مؤسسات وابسته به حوزه علمیه فعالیت داشت و پرونده‌هایی از جمله باغ ازگل و هتل جهان در مشهد او را به کانون توجه رسانه‌ها و نهاد‌های نظارتی کشاند. این پرونده‌ها شامل واگذاری زمین‌ها و درآمد‌ها به شرکت‌ها و مؤسساتی بود که نام خانواده و فرزند صدیقی در آنها نقش مدیریتی داشت.

    با وجود پیچیدگی و حساسیت این پرونده‌ها، واکنش صدیقی به درگذشت فرزندش عمدتاً متکی بر جملات احساسی و مذهبی است و به نوعی تلاش می‌کند توجه عمومی را از مسائل مالی و قضایی به روایت شخصی و مذهبی خود منتقل کند. کارشناسان معتقدند چنین رفتاری نه بیان اندوه واقعی است و نه راهی برای ایجاد آرامش اجتماعی، بلکه نوعی نمایشگری شخصی و تبلیغاتی است که اعتماد عمومی به نهاد‌های دینی را تضعیف می‌کند.

    سوءبرداشت از سکوت جامعه

    تجربه نشان داده است که وقتی جامعه نسبت به پرونده‌ها سکوت می‌کند، برخی افراد ممکن است از این سکوت برای برجسته کردن خود و روایت شخصی خود استفاده کنند. در این مورد، صدیقی به جای سکوت و تامل، با انتشار توصیفی پرطمطراق از مرگ فرزندش، حضور خود را در مرکز توجه عمومی پررنگ‌تر کرده است.

    این رفتار باعث می‌شود توجه افکار عمومی بار دیگر به پرونده‌ها و ابهامات پیشین جلب شود و واکنش‌های منفی در شبکه‌های اجتماعی افزایش یابد. بسیاری بر این باورند که چنین خودنمایی‌هایی نه تنها اعتماد اجتماعی را کاهش می‌دهد، بلکه فاصله میان رهبران مذهبی و مردم را بیشتر می‌کند.

    مرگ محمدمهدی صدیقی، بدون شک یک ضایعه خانوادگی است، اما رویکرد صدیقی در استفاده از این مصیبت برای برجسته‌سازی شخصی و مذهبی، پرسش‌های جدی درباره انگیزه‌ها و اخلاق رسانه‌ای او ایجاد می‌کند. جامعه نشان داده که سکوت نسبت به پرونده‌های جنجالی نباید بهانه‌ای برای خودنمایی یا تبلیغ شخصی شود. بیان سخنان احساسی و مذهبی، در حالی که پرونده‌های مالی و حاشیه‌های خانوادگی همچنان محل پرسش و ابهام‌اند، بیش از آنکه تسکین‌بخش باشد، اعتماد عمومی را تضعیف و فاصله میان رهبران دینی و مردم را عمیق‌تر می‌کند.

  • ستاد ائمه جمعه و دستگاه قضایی؛ باختند، بدجوری هم باختند!

    ستاد ائمه جمعه و دستگاه قضایی؛ باختند، بدجوری هم باختند!

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی نوشت:

    صادقانه باید گفت که هر چه براساس منطق متعارف و عقل سلیم نگاه کنیم، متوجه رفتار آقای صدیقی و ستاد ائمه جمعه و حتی دستگاه قضایی نمی‌شویم. در واقع هر اقدامی کردند نتیجه مطلوب را نگرفتند سهل است که به زیان آنان هم شد. به عبارت دقیق‌تر اعتبار ساختار را نزد اعتبار فرد قربانی کردند ولی در نهایت اعتبار این شخص را هم نتوانستند حفظ کنند که بدتر نمودند. در پایان هر دو باختند، بدجوری هم باختند. به گمانم از ابتدا نفهمیدند این مساله‌ای نیست که بتوان آن را لاپوشانی کرد و هر کوششی برای انکار آن، ماجرا را بدتر می‌کند. از ابتدا که خبر این فساد مطرح شد، ماشین جعل روشن شد. برای نجات خود پیاپی اخبار خلاف و ضد و نقیض به صورت رسمی و غیر رسمی از سوی مسوولان حوزه علمیه ازگل منتشر شد. ولی از آنجا که دروغگو کم‌حافظه است، خیلی سریع این دروغ‌ها آشکار می‌شد. در واقع متوجه نشدند که از برکات وجود اینترنت، به راحتی نمی‌توان هر چیزی را دروغ گفت و اطمینان داشت که آن دروغ‌ها رو نمی‌شود. دروغ‌های گفته شده دو اثر منفی داشت. از یک سو بیانگر اثبات و‌ اقرار به فساد بودند و از سوی دیگر قرینه این بود که اگر کسی دروغ بگوید پس به طریق اولی هر کار دیگری هم می‌کند؛ پس دروغ‌ها کارکردی منفی برای آنان داشت.

    آقای صدیقی در ابتدای ماجرا به دادستان نامه نوشت و مدعی شد که امضایش جعل و انتقال ملک بدون اطلاع او انجام شده است. بنابراین طلبکار هم شد، گو اینکه باید فرزندش را مورد خطاب قرار می‌داد که نداد و تقصیر  گردن دیگرانی افتاد که کاره‌ای نبودند و‌ طبعا محکوم هم نشدند. دو هفته بعد این ادعا تکذیب شد زیرا با پای خودش به محضر رفته و سند را امضا کرده بود، در نتیجه مدعی غفلت شد! و از خدا استغفار کرد و از مردم با همه وجودش! عذرخواهی کرد و تعهد داد که ملک را بازگرداند. کم‌کم و در پشت صحنه رسیدگی قضایی آغاز شد، در حالی که این پرونده به وسیله مردم و افشاگران ضد فساد افشا شده بود و ربطی هم به دستگاه‌های نظارتی و کشف جرم نداشت. پس از رسیدگی قضایی به صورت چراغ خاموش پسر و عروس وی محکوم شدند و خودش بیگناه معرفی شد، در حالی که استغفار وی منتشر شده بود.

    در این فاصله و در نهایت تعجب و با انبانی پر از توصیه‌های اخلاقی به نماز جمعه بازگشته بود و ضربه بزرگی را به آن زد.‌ گرچه پیشتر نیز استقبال از آن به‌شدت کاهش یافته بود. با اعلام محکومیت پسر و عروس وی دوباره تقاضا برای حذف وی از نماز جمعه بالا گرفت. ولی با نهایت تعجب حتی پس از حمله اسراییل هم دوباره به نماز آمد و مردم را به تقوای الهی توصیه کرد!! یک عقل سلیم چه توصیه‌ای برای آقای صدیقی می‌کرد؟ دو فرض را در نظر بگیریم. اول؛ او خویش را در ذیل این نظامی که از آن بهره‌مند شده تعریف کرده و خود را در خدمت آن می‌داند. در این صورت اخلاق و عقل اقتضا می‌کرد که پس از افشای آن فساد، فوری از همه پست‌های خود استعفا دهد و از حکومت و مردم عذرخواهی کند و حتی بگوید که نمازگزاران ترجیحا نمازهایی را که به امامت وی خوانده‌اند اعاده کنند. کسی که چنین وضعی دارد چگونه می‌تواند رییس نهاد امر به معروف و نهی از منکر باقی بماند؟ او با کناره‌گیری کامل خود شاید می‌توانست تاحدی پرونده خودش را بسته و موج ایجاد شده را آرام کند. دوم؛ او نظام را برای خود و منافع و موقعیت خود بخواهد.

    این حالت بسیار نابخردانه است، زیرا اگر نظام ضعیف شود، چیزی برای او باقی نمی‌ماند که بخواهد حفظ کند، لذا اصل چنین حالتی نیز مخالف عقل سلیم است ولی حتی اگر چنین بود، آمدن به نماز و اصرار به حضور در عرصه عمومی نیز به زیانش بود و پرونده را باز نگه می‌داشت که همین گونه هم شد. اصولا یک فرد ضعیف مثل وی در چنین شرایطی نباید در برابر امواج بزرگ ضد فساد بایستد. آن اندازه ایستاد که دوستانش به او توصیه کردند که کنار برد و نرفت، تا اینکه مجبورش کردند استعفا دهد و حتی در این استعفا نیز دلایل و توجیهات غیر واقعی را ذکر کند که از نظر کسی پذیرفتنی نبود. او نه تنها به خودش ضربه بزرگی زد، بلکه ضربه را به نظامش هم منتقل کرد. نظامی که، یا باید از آن دفاع می‌کرد یا اگر هم از آن دفاع نمی‌کرد، حداقل تکیه‌گاهش می‌بود و نباید تضعیفش می‌کرد. این میزان درک و فهم سیاسی کسانی است که باید همه ‌چیزشان را برای نظام خود بگذارند تا آن همه‌چیز را حفظ کنند. ولی دانسته یا نادانسته خلاف عقل سلیم عمل می‌کنند. وی تمایل به فعالیت علمی، تدریسی و تبلیغی را دلایل استعفای خود ذکر کرده، فعالیت علمی که شوخی است، ولی کسی تدریس می‌کند که درس بگیرد تا آن را منتقل کند. اگر خودش از این واقعه درس گرفت آنگاه درس بدهد. همه اقدامات او در این مدت ضد تبلیغ برای خودش و نظام برآمده از آن بود، آیا همین راه را می‌خواهد ادامه دهد؟ فاتحه!

  • کاظم صدیقی رفت، ستاد امر به معروف را منحل کنید/ بودجه ستاد را به ۸۰۰۰ خانه های جنگ زده مردم اختصاص دهید

    کاظم صدیقی رفت، ستاد امر به معروف را منحل کنید/ بودجه ستاد را به ۸۰۰۰ خانه های جنگ زده مردم اختصاص دهید

    به گزارش اقتصادران، روز گذشته  خبر استعفای کاظم صدیقی از امام جمعه ای تهران و موافقت رهبر انقلاب با این درخواست رسانه ای شد. درخواست برای استعفای کاظم صدیقی اما  به ماه ها قبل و بعد از افشای پرونده زمین خواری باغ ازگل و نقش داشتن فرزندان این روحانی در این پرونده باز می گردد.

    در همین راستا، مهرداد خدیر در عصرایران نوشت:

    هر که اندک آشنایی با فضای سیاسی و تاریخ معاصر و روحیات و خلقیات و علایق افرادی مانند شیخ کاظم صدیقی داشته باشد از خبر استعفای او از امامت جمعۀ موقت تهران درمی‌یابد که در واقع به شکل محترمانه کنار گذاشته شده و گرنه ماهی یک بار حضور در نماز جمعه و ایراد دو خطبه و سخنان تکراری و بعضا خرافی مانند آنچه درباره غسل آقای مصباح گفت و اندکی گریستن مانع ” تمرکز بر کارهای علمی، تدریسی و تبلیغی” نیست تا به خاطر آن کنار رفته باشد!

    کاظم صدیقی بی‌هیچ سابقۀ مبارزاتی و به صرف هم‌سویی با بخش‌های رادیکال واجد مناصب گوناگون شد و مهم‌تر از همه حکم سال ۸۶  سید محمود هاشمی شاهرودی رییس وقت قوۀ قضاییه به او و انتصاب به ریاست دادگاه عالی انتظامی قضات بود که منصبی بسیار مهم است و حتی برخی عنوان قاضی‌القضات را بر این جایگاه و نه حتی رییس قوه می‌نهند چون رییس قوه دخالتی در کیفیت آرا و مجازات قضات متخلف ندارد اگرچه رییس قوه طبعا به اعتبار نصب بالاتر است.

    کاظم صدیقی شامه‌ای قوی در نزدیک شدن به مردان قدرت و تملق آنان داشت و گرنه طلبه ساده‌ای که پیش از انقلاب به گواه هم حجره‌ای‌های مشهور خود عکس امام خمینی را برمی‌داشت و تصویر آیت‌الله سید کاظم شریعتمداری را می‌چسباند چگونه توانست در ساختار جمهوری اسلامی در بخش واقعی و نه ویترینی قدرت جای گیرد؟  از ۸۶ تا ۹۲ رییس دادگاه عالی انتظامی قضات و از تیر ۸۸ به جای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران.

    ستارۀ اقبال او اما نخست با مغضوب شدن رییس جمهور مورد علاقه – محمود احمدی‌نژاد – افول کرد و سپس با درگذشت هاشمی شاهرودی و بعد فقدان مصباح یزدی و دربارۀ این آخری روایتی نقل کرد که صدای احمد توکلی تازه درگذشته را درآورد و ناچار شد عذرخواهی کند.

    در نظر داشته باشید آقای صدیقی اهل عذرخواهی نبود و در ماجرای باغ ازگل که او را رسوای خاص و عام کرد همه کار کرد جز عذرخواهی و حتی مرحوم رییسی را ستود که به نماز جمعه آمد و او را نوازش کرد و جای شگفتی است که چرا بستگان مرحوم رییسی ادعای صدیقی را تکذیب نکردند و یادآور نشدند به سخنان او نباید اعتماد کرد.

    رییس دادگاه عالی انتظامی قضات و تولیت حوزه علمیه امام خمینی در ازگل و نایب رییس شورای مدیریت حوزه علمیه تهران و از ۹۷ رییس عالی ستاد امر به معروف و نهی از منکر بوده و وقت داشته به نماز جمعه بیاید ولی حالا می‌خواهد بر تدریس و تبلیغ تمرکز کند؟ مگر جمعه‌ها هم تدریس می‌کند و مگر نماز جمعه تبلیغ نیست؟!

    صدیقی البته به جز قدرت به ثروت هم علاقه داشت و می‌توان گفت هم نشینی با اهل ثروت او را به این وضعیت دچار ساخت.  بعد از ادعایی که دربارۀ غسال مصباح یزدی مطرح کرد احمد توکلی نوشت:  “غسال آیت‌الله مصباح یزدی، یک ابَربدهکار بانکی است که جنازه‌های روحانیون سرشناس را به خانه خود می‌برد و غسل می‌دهد!”

    این همان غسالی است که صدیقی در یک برنامه تلویزیونی به نقل از او گفته بود “موقع غسل، میت چشمانش را گشوده و نگاهی مهربانانه به غسال انداخته” و این قصه را به عنوان کرامت مصباح مطرح کرد!  صدیقی البته بعدتر عذرخواهی کرد ولی رفتارهای بعدی او نشان داد همچنان با ثروتمندان نشست و برخاست دارد و این نه شیوه امام خمینی بود که نام او را بر حوزه علمیه خود گذاشته بود نه مَنش آیت‌الله خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی هم به کارآفرینان و سرمایه‌گذاران در جایگاه ریاست جمهوری بها می داد ولی کاظم صدیقی علاقه وافری به این جماعت داشت.

    احمد توکلی نوشته بود:   “بعید است امام وقتی می‌دید فردی آن قدر به روحانیت علاقه مند می‌شود که با زیرپا گذاشتن مقررات قانونی (مواد ۵۲ و ۵۳ آیین نامه مقررات بهداشتی آرامستان‌ها، ابلاغی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، طی نامه شماره ۸۷۰۷۵/ت – مورخ ۹ مرداد ۸۹) پیکر روحانیان را به منزل خویش می‌برد و غسل می‌دهد- و چه بسا این عشق و شوق وی تنها شامل پیکر علمای سرشناس می شود و نصیب پیکر هیچ طلبه فاضل و مهذب ولی گمنامی نمی‌شود- از وی کرامت بپذیرند، چه رسد به آن که کرامت ادعایی را در سیمای رسمی جمهوری اسلامی نقل  و زبان طعن معاندان را بر اسلام و انقلاب و نماز جمعه دراز کنند.”

       اگر ستاد نماز جمعه و خود صدیقی به هشدار او توجه کرده بودند دچار این پایان نمی‌شد هر چند که امیدواریم این پایان آغاز رسیدگی به تخلفات او باشد. آقای توکلی در پایان همان نامه این کلام پیامبر گرامی اسلام را نقل کرده بود: «دو گروه از امّت من هستند که اگر آنها درست شوند امّت من درست می‌شود و اگر آنها فاسد گردند امّت من فاسد می‌گردد. پرسیدند: ای رسول خدا! آن دو گروه کدام‌اند؟ فرمود: فقیهان و زمام‌داران.»  شیخ مورد بحث ما هم داعیه فقاهت دارد و هم در زمره زمام‌داران بود!

        سرنوشت صدیقی را ناشی از موارد زیر می‌توان دانست:

    ۱٫ به جای آن که گوهر وجود خود را جلا دهد به این و آن چنگ می‌زد و مشخصا به دو نفر: هاشمی شاهرودی و مصباح یزدی. در حالی که این دو در نهضت امام خمینی نقشی نداشتند. اولی دو سال بعد از انقلاب به ایران بازگشت و بین هویت ایرانی و عراقی تردد داشت. البته ایرانی بود اما چون مدتی به عنوان سخن‌گوی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق فعالیت کرد به عنوان عضو فقیهان شورای نگهبان کمتر ظاهر می‌شد و خیلی‌ها نمی‌دانستند هر دو یک نفرند. دومی به جز نامه سرگشاده به هویدا در اوایل دهه ۴۰ فعالیت انقلابی و سیاسی نداشت و چون محور کار را مجاهدین خلق و اندیشه‌های شریعتی می‌پنداشت همراهی نکرد و حتی یک حکم هم از امام خمینی ندارد و در کل صحیفه نور تنها دو بار نام او آمده که یک نوبت همراه اعضای شورای مرکزی نهضت سواد‌آموزی است و امام به محسن قرائتی اشاره می‌کند و به او نه! کاظم صدیقی روی این دو نفر حساب کرده بود و وقتی هر دو از دنیا رفتند و شیخ تنها ماند.

    ۲٫ کاظم صدیقی عملا به جای هاشمی رفسنجانی از سال ۸۸ خطبه خواند. آخرین خطبه هاشمی بسیار باشکوه بود و چون رسما کناره نگرفته بود ظهور ناگهانی کاظم صدیقی که واجد هیچ یک از ویژگی‌های هاشمی رفسنجانی با سابقه ۲۸ سال نماز جمعه با انعکاس جهانی نبود مصداق این ضرب‌المثل شد: تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف.

    ۳٫ هر چند ویترین بیرونی ستاد امر به معروف و نهی از منکر دبیر آن بود اما رییس واقعی صدیقی بود. این ستاد در تابستان ۱۴۰۱ پای خود را روی پدال گذاشته بود تا حجاب را به زور مطابق میل کند اما به فاجعه مهسا انجامید. هر گاه بحث جان دختر و زنی به میان آمده که مظلومانه از میان رفته تاوان آن سنگین بوده است. نه که ستاد در این قضیه دخالت داشته ولی اگر ستاد امر به معروف از بین همه وظایف خود تنها به این موضوع گیر نمی داد شاید اتفاقات بعدی هم رخ نمی‌داد. حال که حجاب اجباری در ساحات عمومی و نه ادارات -که از ترس حقوق و استخدام رعایت می‌کنند -به یک پروژه شکست خورده تبدیل شده و کاظم صدیقی هم قانونا نمی تواند در رأس این ستاد حضور داشته باشد کاش این ستاد بی مصرف منحل شود و بودجه ۱۲۳ میلیارد تومانی آن به آسیب دیدگان جنگ ۱۲ روزه اختصاص یابد.

    در حال حاضر شهرداری تهران اسکان موقت و بازسازی خانه های آسیب دیده را بر عهده گرفته و طبعا هزینه آن را از شهروندان دریافت خواهد کرد. چرا ستاد بی مصرف صدیقی را منحل نکنید؟

    درست است که قیمت خانه میلیاردی شده ولی بخش اصلی آن به خاطر قیمت زمین است و اگر قیمت ساخت هر متر مربع خانه را ۱۰ یا حتی ۱۵ میلیون تومان درنظر بگیریم ساخت ۸۰۰۰ خانه آسیب دیده ۱۲۰ میلیارد تومان آب می خورد درست به اندازه بودجه ستاد کاظم صدیقی! اگر کار با ۱۰ تا ۱۵ تومان در هر متر جمع نمی شود مثل حوزه ازگل مجلل و لوکس (به قول تازه به دوران رسیده‌ها لاکچری) نسازید!

    اگر مجلس نماینده اکثریت بود و تنها ۸ تا ۱۳ درصد مردم ایران را نمایندگی نمی‌کرد می توانست در یک طرح این فقره را به تصویب برساند.

    درست است که دست مجلس از امور نظامی کوتاه و به شورای جدیدالتاسیس دفاع سپرده شده، امور سیاسی  هم به شورای عالی امنیت ملی و امور فرهنگی به شورای عالی انقلاب فرهنگی و امور اقتصادی به شورای هماهنگی سران قوا و فضای مجازی هم دست شورای عالی فضای مجازی است ولی تا یک شورای دیگر درست نشده دست‌کم در این فقره مجلس بجنبد!

    نگران ایراد قانون اساسی در شورای نگهبان هم نباشند چون  در قانون اساسی بر امر به معروف و نهی از منکر تأکید شده ولی نگفته ستاد بودجه خوار کم مصرف تشکیل دهید. امر به معروف و نهی از منکر همان کاری بود که یاشار سلطانی انجام داد بی یک ریال بودجه و البته شیخ نشنید!

    *بعدالتحریر: ستاد محترم موصوف در متن احتمالا توضیح خواهد داد این ستاد را مثل بخشی از مدرسه علمیه به نام خودشان منتقل نکرده بودند و قائم به شخص او نیست و یک امام جمعه موقت دیگر به جای او در رأس ستاد می نشیند ولی ادامه کار آن چه توجیهی دارد وقتی رییس آن به نهی از منکر نیازمندتر از همه بوده و وقتی مهم ترین کارشان ملزم ساختن زنان و دختران به یونیفورم رسمی بوده در حالی که دخترکان شهر اعتنایی به مصوبات آن ندارند و به جز علم الهدای مشهد که دست بردار نیست این اولین تابستانی است که تریبون‌های رسمی حجاب اجبرای را رها کرده‌اند و البته همان گونه که رییس جمهور پزشکیان به معمم زنجانی گفت روحانیون می توانند از مساجد تبلیغ کنند و این دیگر نیاز به بودجه و ستاد امر به معروف ندارد.

  • دهن کجی به انسجام ملی با بازگشت امام جمعه مسئله‌دار پشت تریبون!

    دهن کجی به انسجام ملی با بازگشت امام جمعه مسئله‌دار پشت تریبون!

    به گزارش اقتصادران، انسجام ملی با سخنرانی و توصیه به‌دست نمی‌آید، بلکه به اقدامات عملی، صادقانه و رویکرد‌هایی دشوار بستگی دارد، خصوصاً اینکه با فاصله گرفتن از بحران جنگ این پرسش در بدنه اجتماعی مطرح می‌شود که ساختار قانونی برای صیانت از این انسجام می‌خواهد چه کند؟

    چگونه می‌توان انتظار داشت ملتی زخم‌خورده از جنگ، به‌سوی همدلی حرکت کند، وقتی می‌بیند افرادی با گذشته مسئله‌دار بار دیگر به تریبون رسمی بازمی‌گردند؟ جامعه این بازگشت را نه نشانه ثبات و اطمینان، بلکه علامتی از تحقیر افکار عمومی و نادیده‌گرفتن مطالبات بر حق خود تلقی می‌کند وقتی پاداش سوابق مسئله‌دار، تریبون رسمی می‌شود، چه پیامی به جامعه داده می‌شود؟ باید در نظر داشت پاک‌سازی سطوح بالای مدیریت از چهره‌های مسئله‌دار؛ شفافیت و سلامت مسئولان مهم‌ترین عامل در تقویت سرمایه اجتماعی است از همین‌رو ساختار قانونی باید انسجام ملی را نه به عنوان ابزار، بلکه به عنوان هدف بپذیرد و برای حفظ و پیشبرد آن اقدام‌های عملی را صورت دهد.

  • آفرین آقای حاج علی اکبری! به لجبازی با مردم ادامه بده …

    آفرین آقای حاج علی اکبری! به لجبازی با مردم ادامه بده …

    به گزارش اقتصادران، رشیدی کوچی به انتخاب کاظم صدیقی به عنوان امام جمعه تهران واکنش نشان داد و متنی را در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد. وی مطرح کرد:

    احسنت بر آقای حاج علی اکبری!

    احسنت بر همه اعضا شورای سیاست گذاری ائمه جمعه!

    چه انتخاب دقیقی

    آفرین!

    به لجبازی خود با مردم ادامه دهید …

    حتما در ضربه زدن به اتحاد ملی موفق خواهید شد

  • آقای کاظم صدیقی! به نماز جمعه نرو؛ حداقل فعلا!

    آقای کاظم صدیقی! به نماز جمعه نرو؛ حداقل فعلا!

    به گزارش اقتصادران، در پی بازداشت پسر و عروس شیخ کاظم صدیقی معلم اخلاق و رییس عالی ستاد امر به معروف و نهی از منکر به اتهام زد و بند و احتمالا مرتبط با پرونده باغ ازگل یا حوزه علمیه تحت تولیت و مدیریت  او عزت‌الله ضرغامی رییس پیشین سازمان صدا و  سیما و وزیر دولتی که رییس آن صدیقی را حسب ادعای او نوازش کرده بود به دیدار شیخ رفت و از او خواست از او خواست به نماز جمعه نرود؛ حداقل فعلا.

    مشخص نیست آقای ضرغامی حامل پیامی بوده یا نظر شخصی خود را منتقل کرده ولی آقای صدیقی هم گفته خودم هم چنین نظری دارم. برخی از دلواپسان اما از این تصمیم خرسند نیستند و در ویدیویی که منتشر شده خانمی قضیه را به مخالفت مهندس ضرغامی با ستاد امر به معروف ربط داده و از صدیقی خواسته نه یک قدم که یک شست‌ پا هم عقب‌نشینی نکند! آقای صدیقی هم تحت تاثیر قرار گرفته و با لحن گریان همیشگی گفته کاش شما در کربلا بودید.

    این رفتار نشان می دهد شیخ دست‌بردار نیست و همچنان از احساسات مذهبی بهره می‌برد در حالی که این شایبه پدید می‌آید که آیا در صدد شبیه‌سازی مواجهه خواهر گرامی امام حسین است با زینب کبری؟  اگر هم این نباشد مگر در کربلا حضرت زینب نبود؟ خدای ناکرده برای این خانم چنین شأنی قایل است که می توانسته از پیام رسان کربلا بهتر عمل کند؟! هر چند مشخص نیست آن خانم از کارمندان و حقوق بگیران ستاد امر به معروف با بودجه ۱۲۳ میلیارد تومانی است یا شهروندی عادی و از مشتاقان نماز جمعه به امامت حجت‌الاسلام کاظم صدیقی؟

    شاید بگوید نه!‌ منظورم این بود که او هم زینب را یاری می‌کرد. بسیار خوب! خودتان چه جناب شیخ؟ چرا در هشت سال جنگ -که همواره به کربلا تشبیه می‌شد- در جبهه حاضر نشدید؟ سن و سال‌تان که کاملا با حضور در جبهه می‌خواند. کجا بودی آن موقع؟

    این نوشته برای آن است که یادآور شویم باورهای دینی و مذهبی سرمایه اجتماعی است و همان گونه که برداشت بی‌رویه از چاه های آب موجب خشک شدن آنها شده برداشت بی‌رویه و زیاده از حد از باورهای مذهبی و دینی آن هم برای توجیه رفتارهای شخصی این سرمایه را هم به مخاطره می‌اندازد و نینداخته مگر و عجبا که هم‌لباسان شیخ او را انذار نمی‌دهند که دست بردارد و بس کند و مدتی در دید نباشد!

    اخلاقی که شیخ آن را به دیگران توصیه و معروفی که کارکنان ستاد ۱۲۳ میلیارد تومانی بدان امر می کنند ایجاب می کرد به آن خانم بگوید ربطی به ستاد ندارد. من پسر خودم را خیلی خوب تربیت کرده‌ام آن قدر که به جای مهارت آموزی و کسب و کار مثل میلیون ها ایرانی دیگر  دنبال این حرفه رفت که اگر اتهام او ثابت شود اصطلاحا به آن کارچاق‌کنی یا زد و بند می گویند و در این شغل شریف بدون ارتباط و انتساب به آدم هایی دیگر یا ادعای آن نمی‌توان کاری را پیش برد یا ادعا کرد و قضیه از شست پا و یک قدم فراتر است که اگر فراتر نبود قوه قضاییه با این صراحت وارد نمی‌شد.

  • کاظم صدیقی در مورد خودش و پسرانش مثال حضرت نوح را می زند! / ماندن صدیقی در کسوت امام جمعه دهن‌کجی به مردم بود

    کاظم صدیقی در مورد خودش و پسرانش مثال حضرت نوح را می زند! / ماندن صدیقی در کسوت امام جمعه دهن‌کجی به مردم بود

    به گزارش اقتصادران، محمدمهدی شهریاری درباره این‌که مبارزه با فساد فرزندان و افراد نزدیک به مسئولین می‌تواند این پیام را به جامعه بدهد که مبارزه جدی و واقعی با فساد در حال انجام است، گفت: یکی از نارضایتی‌های موجود از سیستم همین است که افراد فکر می‌کنند تبعیض ایجاد شده است، ببینید مثلا وقتی مشکلات اقتصادی در کشور وجود دارد، باید برای همه باشد و همه به صورت یکسان دیده شوند در اینصورت آن نارضایتی به وجود نمی‌آید. اما هنگامی که مشاهده می‌کنند تبعیض وجود دارد و مشکلات برای همه یکسان نیست،  نارضایتی به وجود می‌آید.

    این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی  مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: مردم هنگامی که مشاهده می‌کنند سواستفاده‌های آنچنانی می‌شود، وقتی می‌بینند آقازاده‌ای که تا چند سال پیش یک موتور نداشته سوار شود، امروز صاحب کشتی‌های زیاد،‌ هواپیماهای زیاد و یا شرکت‌های زیادی می‌شود و یک انحصاراتی وجود دارد، این‌ها برای‌شان علامت سوال ایجاد می‌کند. قطعا مردم این مسائل را مشاهده می‌کنند و عکس‌العمل نشان می‌دهند. متاسفانه این رفتارها بدبینی زیادی در جامعه ایجاد کرده است.

    وی تاکید کرد: جدای از بحث مسائل سیاسی و اصلاح‌طلب و اصولگرا، چپ و راست و پایداری و غیر آن، اگر برخوردهای لازم و ضروری به صورت عادلانه و مساوی باشد مردم هم رضایت کامل را از دستگاه قضایی خواهند داشت.

    شهریاری درباره این‌که در موارد مشابه بیان می‌شد رفتار فرزندان و اطرافقان مسئولان به پدرشان ارتباط دارد اما درخصوص آقای صدیقی مثال پسر نوح را می‌زنند و می‌گویند که اقدامات پسران وی به ایشان ربطی ندارد، بیان کرد: در این جریان خود آقای صدیقی هم مقصر بوده است ایشان ظاهرا رفته دفترخانه و سند را به اسم خودش امضا کرده است .

    وی یادآور شد: متاسفانه بعد از این اقدامات دهن‌کجی که به مردم شد این بود که وی مجددا در کسوت امام جمعه موقت تهران ماند که این مساله هم به جایگاه نماز جمعه ضربه زد و هم بر تعداد شرکت‌کنندگان در این نماز اثر گذاشت.  به نظر من این‌ها جای سوال دارد که باید برخورد لازم و متناسب در این ماجرا صورت می‌گرفت.

  • کاظم صدیقی؛ رطب خورده‌ای که منع رطب می‌کرد / زد و بند پسران امام جمعه؛ از زمین‌خواری، هتلداری تا شراکت با فرماندهان سپاه!

    کاظم صدیقی؛ رطب خورده‌ای که منع رطب می‌کرد / زد و بند پسران امام جمعه؛ از زمین‌خواری، هتلداری تا شراکت با فرماندهان سپاه!

    به گزارش اقتصادران، مرکز رسانه قوه قضاییه رسما اعلام کرده دو تن از بستگان حجت الاسلام کاظم صدیقی شامل فرزند و همسر فرزند او با دستور قضایی بازداشت شده‌اند. صدیقی این خبر را تایید کرده و گفته «تابع قانون» خواهد بود. اما به نظر می‌رسد برای تابعیت امام جمعه موقت تهران از قانون کمی دیر است. شواهد نشان می‌دهد پرونده فرزندان او سالهاست که زیر ذره بین رسانه‌ها و قوه قضاییه بوده و در نهایت هم علی رغم وجود برخی مقاومت ها، با چراغ سبز‌هایی از بالا به مرحله اعمال قانون رسیده است.

    برخی تحلیل‌ها اظهارات مقام رهبری در دیدار با وزیر کشور و استانداران – ۸ خرداد ۱۴۰۴ – درباره مبارزه با فساد را چراغ سبزی برای رسیدگی به فرزندان کاظم صدیقی می‌دانند. رهبری در این دیدار بر لزوم «دور بودن مسئولان و خانواده هایشان از عوامل فسادزا» تاکید کرد و گفت: «ضرر و زیان دچار شدن یک مسئول به فساد به علت جایگاه حساسی که در آن قرار دارد مضاعف و عذاب آن نیز در پیشگاه الهی دوچندان است.»

    به نظر نمی‌رسد بازداشت فرزندان صدیقی یکباره بوده باشد. یک ماه پیش از سخنرانی رهبری، امام جمعه موقت تهران از تریبون نماز جمعه ۳ اردیبهشت ماه، خاطره‌ای از ابراهیم رئیسی تعریف کرد که اشاره ظریفی به برخی اتهامات علیه خانواده او داشت. صدیقی گفت بعد از «حوادثی که برای ما پیش آمد» ابراهیم رئیسی پشت سر او نماز خوانده و او را نوازش کرده است، چون «می ترسیده ما از صحنه عقب بکشیم». منظور صدیقی از حوادث، رسانه‌ای شدن خبر واگذاری مشکوک یک باغ چهار هزار و ۲۰۰ متری در محله ازگل تهران به حوزه علیمه خانوادگی او بود.

    این سخنان از این رو اهمیت داشت که احتمالا صدیقی زمان بیان آن از دستگیری فرزندانش یا احتمال دستگیری آنها با خبر بوده است.

    ماجرای اقدام مهم قوه قضاییه در بازداشت پسران صدیقی چیست؟

    خبر بازداشت فرزندان صدیقی رسانه‌ای شده، اما هنوز جزئیات اتها‌م‌های آنها روشن نیست.  حجت الاسلام صدیقی این خبر را تایید کرده و گفته دو‌تن از بستگانم با دستور قضایی بازداشت شده‌اند و هم‌اکنون در بازداشت به‌سر می‌برند تا قوه قضایبه همانند همه پرونده‌ها مراحل بررسی اتهام را طی کند.

    در ساعات اولیه اینطور به نظر می‌رسید که بازداشت شدگان، دو پسر صدیقی هستند، اما روابط عمومی قوه قضاییه اعلام کرده این دو نفر، پسر و عروس امام جمعه موقت تهران بوده‌اند.

    خبرگزاری‌های نزدیک به حاکمیت علت بازداشت را «تخلفات و زد و بند‌های مختلف» عنوان کرده‌اند. یک سال پیش، یاشار سلطانی فعال رسانه‌ای در گزارشی مدعی شده بود یکی از اتهام‌های فرزندان صدیقی، زمین‌خواری است.

    از پسران صدیقی چه می‌دانیم؟ | از شراکت با فرماندهان سپاه تا دریافت مجوز پروژه‌های هتلداری و استخراج معدن

    محمد مهدی و محمدحسین، دو فرزند کاظم صدیقی‌اند که اولین بار نامشان در پرونده باغ ازگل رسانه‌ای شد. یاشار سلطانی در گزارشی مدعی شده بود مدرسه علمیه امام خمینی متعلق به خانواده کاظم صدیق در ملکی به ابعاد حدودا ۲۳۰۰۰ متری در شمال تهران قرار گرفته است. بر اساس این گزارش این حوزه علمیه در بخشی از زمین‌هایی واقع شده که از طرف مرکز خدمات مدیریت حوزه‌های علمیه تهران، شهرداری تهران، سازمان اوقاف تملیک است، اما این ۲۳۰۰۰ متر زمین در قالب ۲۰ جلد سند طی دو دهه و در جریان بزرگ و بزرگتر شدن «مدرسه علمیه امام خمینی» در اختیار حوزه‌ی علمیه خطیب جمعه تهران قرار گرفته است.

    یکی از شرکت‌های برادران صدیقی، شرکت پیروان اندیشه قائم است. این شرکت، همان شرکتی که محمد حسین و محمد مهدی، دو پسر و عروس کاظم صدقی – رضوانه آقاگلی_ به همراه جواد عزیزی رئیس پیشین اداره املاک شهرداری تهران در دوره شهرداری قالیباف در سال ۱۴۰۲ تاسیس کرده بود و زمین ۲۳ هزار متری ازگل را ذیل آن به زمین‌های مدرسه علمیه تهران اضافه کرد.

    اما این تنها کسب و کار خانوادگی صدیقی نبوده است. موسسه پژوهشی آموزشی اندیشه‌های امام خمینی که ریاست آن را کاظم صدیقی امام جمعه تهران برعهده دارد و موسسه پیروان اندیشه قائم هم در واقع زیرمجموعه آن به شمار می رود،  یکی دیگر از این کسب و کار‌های خانوادگی است که نام‌های آشنای دیگری در فهرست سهامداران و هیات مدیره آن دیده می‌شود. رضا مطلبی کاشانی صاحب امتیاز تک ماکارون و غسال آیت الله مصباح یزدی، سید مهدی خاموشی رئیس سازمان اوقاف، غلامرضا فیاضی نماینده مجلس خبرگان و سردار حجازی جانشین سپاه قدس _که در سال ۱۴۰۰ درگذشت_ هم از شرکا و اعضای هیات مدیره این موسسه خانوادگی کاظم صدیقی‌اند.

    یکی دیگر از کسب و کار‌های خانوادگی صدیقی، یک شرکت معدنی در خیابان میرداماد تهران است. این شرکت در سال ۱۳۹۱ با مجوز استخراج معادن کشور با مشارکت دو پسر صدیقی و حسام الدین مهدوی ابهری نماینده دوره‌های پنجم، هفتم و هشتم مجلس تاسیس شده است.

    محمد حسین صدیقی کمی از برادر خود محمد مهدی فعال‌تر است. او سه شرکت دیگر به نام‌های «طلایه داران اقلیم پارسه»، «تجارت طلایی سامیار ایرانیان» و «طلایه داران باد و خورشید پارسه را در فاصله سال‌های ۸۹ تا ۱۴۰۱ با مشارکت حمید شکیب مهر، فرمانده سابق سپاه قم و خانواده او تاسیس کرده است. به گزارش رویداد۲۴، حوزه فعالیت این شرکت‌ها وسیع است و مشخص نیست، اما یکی از مجوز‌های این شرکت‌ها مربوط به هتل داری است. پیش از این یاشار سلطانی در گزارشی مدعی شده بود هتل جهان در مشهد در سال ۱۳۹۳ از سوی خیرین به حوزه علمیه امام خمینی تهران در ازگل به مدیریت کاظم صدیقی واگذار شده است.

    جالب اینجاست که پسر صدیقی در شرکت طلایه داران باد و خورشید با محمدرضا موسوی مدیرعامل سایپا سیتروئن و احسان باقریان عضو اتحادیه صادر کنندگان نفت و گاز و پتروشیمی ایران و  مدیر عامل شرکت پترو پالایش مهان شریک است. احسان باقریان یک کسب و کار دیگر در حوزه بازرگانی و پخش با نام «شرکت ریحانه گستر راه ابریشم» هم با پسر صدیقی دارد.

    قوه قضاییه از چه زمانی فرزندان صدیقی را تحت نظر دارد؟

    کلاف سردرگم ارتباطات بین فرزندان صدیقی و مسئولان پرنفوذ و معروف نشان می‌دهد آنچه در خبر‌ها تحت عناوین اتهامی «زد و بند‌های مختلف غیرقانونی» برای آنها ذکر شده در واقع از رهگذر همین چهره‌های بنام عبور کرده است.

    نکته حائز اهمیت این جاست که بر اساس اطلاعات روزنامه رسمی، موسسه فوق در ۱۴ مهر سال گذشته (۱۴۰۳) منحل شده و محمدعلی محسنی اژه‌ای در سمت «مدیر تصفیه» مسئول نظارت و اجرای فرآیند تصفیه امور مالی و حقوقی آن شده است. نسبت محمد علی با غلامحسین محسنی اژه‌ای رئیس قوه قضاییه مشخص نیست، اما آنچه روشن است این است بیش از ۸ ماه پیش فرآیند‌های قضایی رسیدگی به تخلفات خانواده صدیقی به نتیجه رسیده و اجرای احکام آغاز شده است. انحلال این شرکت خانوادگی نیز نشان می‌دهد حداقل بخشی از تخلفات درون این موسسه شکل گرفته است. سوال اینجاست که چرا بازداشت فرزندان صدیقی اینقدر طول کشیده است؟

    با وجود وقفه حداقل ۸ ماهه در بازداشت پسران خطیب جمعه تهران، شخص کاظم صدیقی در اولین واکنش به خبر بازداشت گفته «هیچ‌گونه پیگیری درباره بازداشت فرزندم نکرده‌ام و حتی دنبال ایشان نرفته‌ام.»

    صدیقی دو سال پیش در جریان رسانه‌ای شدن خبر انتقال مالکیت زمین چند هزار متری به مدرسه علمیه خود، دست داشتن در تخلف را رد کرده و گفته بود: «فردی با سوء استفاده از اعتماد اقدام به تدوین و ثبت اساسنامه، جعل امضا، تسهیم سهام به آن کیفیت و بدون اطلاع تولیت، مدیر حوزه و برخی اعضا نموده است.»

    بازخوانی سخنرانی‌های خطیب جمعه تهران درباره فساد فرزندان | رطب خورده‌ای که منع رطب می‌کرد

    دستگیری فرزندان صدیقی، بازخوانی اظهارات او به طور خاص در زمینه فساد را ضروری کرده است. کاظم صدیقی در یکی از نماز‌های جمعه سال ۱۳۹۵ خطاب به خانواده‌ها گفته بود: «والدین موظفند فرزندان خود را از فساد حفظ کنند و از ارتباط آنها با افراد آلوده و شبکه‌های جهنمی جلوگیری کنند.»

    او در شهریور ماه ۱۳۹۷ هم در یکی از خطبه‌های نماز جمعه در بحبوحه حملات تند برخی جریان‌ها به دولت روحانی برای اجرای سند ۲۰۳۰ سازمان ملل بر اهمیت نظارت والدین بر تربیت فرزندان تاکید کرده و گفته بود «والدین باید از معلمان بپرسند که به تربیت فرزندان می‌رسند یا سند ۲۰۳۰ را اجرا می‌کنند.»

    صدیقی در همین نماز جمعه تاکید کرده برای مبارزه با فساد باید سراغ  دانه درشت‌ها رفت و «فردای قیامت از مدیران سؤال می‌شود که مدیریتی که به شما داده شد، در راستای منافع شخصی به کار گرفته شد یا به وسیله آن، به مردم خدمت کردید.»

    صدیقی در فروردین ۱۴۰۳ در حالی که احتمالا از پرونده فرزندانش در قوه قضاییه مطلع بوده، موضوع «نفوذ» را مطرح می‌کند و نعوذ بالله خود را با دستگاه امیرالمونین مقایسه کرده و می‌گوید «فساد هم هست. مگر در دستگاه حضرت امیرالمومنین فساد نبودند. مگر دور و بر پیغمبر خدا منافق و نفوذی نبودند؟»

    در حالی که برخی جریان‌ها نظیر روزنامه همشهری وابسته به شهرداری زاکانی توصیه کرده با خطیب جمعه تهران «برخورد مومنانه» شود، باید از اقدام قوه قضاییه در بازداشت و رسانه‌ای کردن خبر تقدیر کرد. به گزارش رویداد۲۴، کسانی که دل در گرو انقلاب دارند باید بدانند برخورد قاطعانه به جای مومنانه با فساد و رانت دانه درشت‌ها نه تنها به  نظام ضربه نمی‌زند بلکه حیات آن را تضمین می‌کند.