برچسب: پزشکان

  • پرستاري و طبابت زیر سایه امنیت جانی که وجود ندارد!

    پرستاري و طبابت زیر سایه امنیت جانی که وجود ندارد!

    به گزارش اقتصادران، بنفشه سام‌گيس نوشت:

    پزشكي قانوني راي داده و رييس اداره معاينات پزشكي قانوني شهرستان بويراحمد، در 8 خط، با ادبياتي اداري، خطاب به كلانتري ياسوج نوشته كه ضربات چاقو به گردن «امين خواهاني‌پور» علاوه بر جراحات متعدد و از جمله پارگي عروق و اعصاب گردن، باعث فلج تارهاي صوتي، اختلال در حرف زدن و توليد صدا، كاهش ظرفيت تنفسي و درجاتي از اختلال در بلع شده است. امين خواهاني‌پور، پرستار بيمارستان جليل ياسوج بود و بامداد 11 آذر پارسال و در ساعت كار در اورژانس بيمارستان، يك مرد غريبه از پشت سر به او حمله كرد و به گردنش چاقو زد. امين 20 روز در بيمارستان بستري بود؛ 12 روز در بخش مراقبت‌هاي ويژه و 8 روز در بخش داخلي و جراحي. اوايل بهمن پارسال، با پيامك به سوالاتم جواب داد.

    «…. تقريبا ساعت 3 نيمه شب، فردي كه اصلا نه بيمار بود و نه همراه بيمار، وارد بيمارستان شده و كنار استيشن پرستاري بود و من از كنار ايشان رد شدم و بدون هيچ حرف و صحبت و جر و بحثي، از پشت سر با چاقو به من حمله كرد و به گردنم ضربه وارد كرد. فرصت دفاع از خود و فرار نداشتم. بعد از چند ثانيه متوجه شدم كه چاقو خوردم. فورا به اتاق CPR و بعد به اتاق عمل منتقل شدم. تا زماني كه بيهوشم كردن، هوشيار بودم…. ضربه چاقو، وريد ژوگولار و عصب واگ رو قطع كرد و شريان كاروتيد دچار خراشيدگي سطحي شد (وريد ژوگولار، دو سياهرگ بسيار مهم در هر دو طرف گردن است، عصب واگ، طولاني‌ترين عصب مغزي كه در بلع غذا، صحبت كردن، فعاليت‌هاي پاراسمپاتيك و گوارش نقش دارد، شريان كاروتيد مسير خون‌رساني به نواحي پيشين مغز است) ضارب، باز هم مي‌خواسته به كادر درمان چاقو بزنه كه توسط بقيه همراهان دستگير ميشه و خودش رو به تشنج مي‌زنه و توسط نيروي انتظامي دستگير ميشه …. هيچ خصومتي نبود. نيروي انتظامي ازش تست مواد گرفت و منفي بود… در بازجويي اوليه ميگه كه اصلا به بيمارستان مراجعه نكرده، وقتي فيلم صحنه حمله رو بهش نشون دادن، گفت بر اثر مصرف مواد بوده … فعلا نمي‌تونم صحبت كنم و دست چپم بي‌حسه …. ضارب فعلا در بازداشته…»

    آقاي خواهاني پور، پيامكش را با اين جمله‌ها تمام كرد: «متاسفانه در بيمارستان ما، حراست و نگهبان خيلي ضعيف عمل مي‌كنن چون تعداد همراهان خيلي زياده و حراست، اجازه برخورد با درگيري‌ها رو نداره. يك هفته بعد از حمله به من، يكي از ديگر از پرستاران همين بيمارستان، چنان از همراه بيمار كتك خورد كه شبكيه چشمش پاره شد و مجبور شدن چشمش رو جراحي كنن. شنيدم كه بعد از اين حوادث، يگان امداد در بيمارستان مستقر شده … امنيت جاني نداريم ….»

    حالا بيش از 11 ماه از حادثه چاقو خوردن امين گذشته و ضارب با قيد وثيقه ازاد شده. خانواده امين وكيل گرفته‌اند و منتظر دريافت ديه‌اند. امين هنوز نمي‌تواند حرف بزند. برادرش مي‌گويد صداي حرف زدن امين به حدي ضعيف است كه تقريبا شنيده نمي‌شود و 11 ماه است كه امين، حرف‌هايش را يا روي كاغذ يا روي صفحه پيامك گوشي تلفن همراه مي‌نويسد. آخرين تشخيص پزشك معالج اين بوده كه ممكن است به زودي، همان مقدار اندك از تارهاي صوتي كه سالم مانده‌اند هم از بين بروند مگر اينكه، تزريق ژل‌هاي ترميمي به تارهاي صوتي. اثري نجات‌بخش داشته باشد. نزديك يك سال است كه امين، از جيب خانواده مي‌خورد چون بعد از حادثه، خانه‌نشين شده. تيرماه امسال، طرح خدمت امين در بيمارستان جليل ياسوج تمام شد و ظاهرا ناتواني از تكلم، دليل ناگفته‌اي بود كه مسوولان بيمارستان را براي همكاري با اين پرستار 35 ساله بي‌رغبت كرد. برادرش مي‌گويد امين براي انجام خدمات پرستاري هيچ مشكلي ندارد ولي تا امروز و با وجود چند مكاتبه با دانشگاه علوم پزشكي ياسوج و وزارت بهداشت، درخواست اشتغال مجدد امين به عنوان پرستار قراردادي به نتيجه نرسيده و آخرين جوابي كه خانواده امين از مسوولان شنيده‌اند اين بوده كه: «اشتغال برادرتان به عنوان پرستار قراردادي، غيرقانوني است و ما هم كار غيرقانوني انجام نمي‌دهيم.»

    آنچه به سر «امين خواهاني‌پور» آمد، بخشی از حملات فيزيكي و كلامي و رواني همراهان بيماران و مراجعان مراكز درماني سراسركشور به پرستاران و پزشكان و نيروهاي اورژانس 115 و بهياران است. درحالي كه جامعه پرستاري و پزشكي معتقدند اين حملات و تهاجم برخی همراهان بيماران به پرستاران و پزشكان، تا يك دهه قبل بي‌سابقه بوده و هر اعتراضي، صرفا با يك مشاجره كلامي و با وساطت اطرافيان، تمام و حل مي‌شده، امروز مي‌شود با فرضي نزديك به يقين گفت كه کمتر پرستار و پزشكي پيدا هست كه ظرف 10 سال اخير و در دوره فعاليت حرفه‌اي‌اش در مراكز درماني دولتي، از ضرب شست فيزيكي و كلامي مراجعان بي‌نصيب مانده باشد. تجربه زنان پرستار و پزشك و بهيار از اين حملات، ازجنس فحش شنيدن و هل داده شدن و زخم خوردن و چنگ زده شدن از هم جنس و تهديد به قتل و تهديد به تجاوز بوده و هست اما بعضی ازمردان درمانگر، تجربه‌هاي ملموس‌تر و آسيب زننده‌تري دارند؛ مشت توي صورت‌شان زده شده، مونيتور و طبقه فلزي به سرشان كوبيده شده، تيزي چاقو، صفحه ميزشان را دريده، دست و پاي‌شان را شكسته‌اند، گلوله سينه شان را شكافته، مرده‌اند…

    خانم ميم، پزشك متخصص بيماري‌هاي زنان در يكي از بيمارستان‌هاي هرمزگان است. خانم ميم، پارسال بعد از جراحي يك مادر باردار 28 ساله، توسط همراهان بيمار تهديد به قتل شد و از همراهان بيمار كتك خورد به اين دليل كه در زمان جراحي اين زن باردار، براي متوقف كردن خونريزي غير قابل كنترل ناشي از سقط و براي نجات جان مادر، ناچار شد رحم بيمار را خارج كند.

    «وقتي اين زن به بيمارستان منتقل شد، با نتايج سونوگرافي متوجه شديم كه بارداري غير طبيعي داره و سقط كرده و بايد كورتاژ بشه. در زمان آماده‌سازي براي بستري پيش از جراحي، بيمار به دليل بارداري خارج از رحم و چسبندگي جفت به خونريزي افتاد. شدت خونريزي در حدي بود كه به صورت اورژانسي به اتاق عمل اعزام شد و حتي فرصتي براي كسب رضايت همسر نداشتيم. بيمار به حدي بدحال بود كه در زمان آماده‌سازي براي جراحي، براي يك لحظه تمام علائم حياتي‌اش هم قطع شد. با پزشك مقيم دانشگاه علوم پزشكي هرمزگان تماس گرفتم و تاييد كرد كه براي متوقف شدن خونريزي، رحم بيمار رو خارج كنم. اين تصميم، تنها راه نجات زن بود اگرچه مي‌دونستم در بعضي مناطق هرمزگان، زن بدون رحم، مايه ننگ خانواده است. ولي اين زن يك فرزند 5 ساله هم داشت و من در اون لحظه به عنوان تنها متخصص زنان اين بيمارستان، بايد بين يك مادر باردار مرده ولي داراي رحم يا يك مادر بدون رحم ولي زنده در كنار بچه 5‌سا‌له‌اش، انتخاب مي‌كردم. جراحي انجام شد و مادر، از مرگ نجات پيدا كرد ولي خبري كه به خانواده و همراهان بيمار رسيده بود، باعث شد به سمت اتاق عمل هجوم بيارن چون اصلا نمي‌تونستن استدلال من رو براي اين جراحي بپذيرن. قبل از حمله به اتاق عمل، پرونده بيمار رو پاره كرده بودن و نگهبان و خدمه بيمارستان رو كتك زده بودن و به تمام پزشكان و پرستاران بيمارستان فحش داده بودن. مديريت بيمارستان با پليس 110 تماس گرفت و پليس، چند مامور به بيمارستان فرستاد ولي شرايط به حدي غيرقابل كنترل بود كه فرمانده انتظامي شهرستان به بيمارستان اومد تا درگيري رو متوقف كنه. خانواده و همراهان بيمار كه حدود 50 نفر بودن، به فرمانده انتظامي گفتن مي‌خوان با جراح صحبت كنن. من با همراهي فرمانده انتظامي و رييس بيمارستان، به سالن بخش زايمان رفتم و در حالي كه دو مامور انتظامي به عنوان محافظ كنار من ايستاده بودن، براي چند خانم كه خودشون رو مادر و خواهر و دوستان بيمار معرفي كردن، شرايط رو توضيح دادم. در حال توضيح وضعيت و علت اين جراحي بودم كه يكي از اين خانم‌ها به من حمله كرد و با دو تا دستش من رو به ديوار كوبيد و با فحاشي، تهديد به قتل كرد و مرتب داد مي‌زد كه زنده‌ات نمي‌ذاريم، زنده ات نمي‌ذاريم. نيروي انتظامي، بالاخره خانواده رو از محيط بيمارستان اخراج كرد و تا صبح در محوطه بيمارستان حضور داشت تا مبادا درگيري جديدي اتفاق بيفته.»

    آقاي سين، پزشك متخصص داخلي در يكي از بيمارستان‌هاي استان اردبيل است. آقاي سين، پارسال دو بار توسط بيمارانش تهديد به قتل شد چون حاضر نبود بدون نسخه به اين بيماران قرص آرامبخش و مرفين بدهد.

    «بار اول، تابستون پارسال بود. ساعت 4 صبح، كشيك اورژانس بيمارستان بودم كه مردي به اتاق مطب اومد و گفت پذيرش و ترياژ نشده ولي بدحاله و براش قرص آرامبخش بنويسم. گفتم اول بايد پذيرش بشه و در صورت تشخيص پرستار ترياژ، قرص آرامبخش مي‌نويسم. هنوز جمله من به انتها نرسيده بود كه چاقويي از جيبش درآورد و گفت پزشك قبل از تو، همين كار رو كرده و تو هم بايد بنويسي. چاقو رو باز كرد. چاقو رو روي ميز كوبيد و گفت حالا بنويس، حالا اون چيزي كه من مي‌خوام رو بنويس. من الان 400 تا كلونازپام خوردم و روي هوام. مردن من با مردن تو براي من فرقي نمي‌كنه دكتر. بنويس هر چي مي‌خوام. قرص رو نوشتم و نسخه رو گرفت و رفت. به محض اينكه از اتاقم خارج شد، يكي از پرستارا كه چاقوي فرورفته توي ميز رو ديده بود به حراست بيمارستان اطلاع داد. من هم از اتاقم به پاويون رفتم. اين مرد يك ربع بعد به اورژانس برگشته بود و دنبال من مي‌گشت. حراست به پليس 110 تلفن زد و مامور انتظامي اومد و از صفحه ميز و جاي چاقو عكس گرفت و عكس به شكايت من ضميمه شد ولي چون اون روز، جمعه بود، نمي‌تونستيم عكس رو به دادگاه برسونيم. اين مرد صبح جمعه بازداشت شد و بعد از ظهر جمعه به دليل فقدان ادله كافي با حكم قاضي كشيك آزاد شد. عصر شنبه دوباره به اورژانس اومد و به پزشك كشيك اورژانس گفت كه براش قرص آرامبخش بنويسه. به محض ورودش به بيمارستان، به دادستان شهر تلفن زديم و بابت آزاد شدنش شكايت كرديم و دادستان دستور بازداشت داد و گفت كه قاضي كشيك مقصر بوده و صبح يكشنبه، نيروي انتظامي عكس و پرونده رو به دفتر دادستان فرستاد و اين آقا، به 8 ماه حبس محكوم شد… بار دوم چند ماه بعد اتفاق افتاد. باز هم ساعت 4 صبح، كشيك اورژانس بودم كه مردي اومد و قمه 50 سانتي روي ميزم گذاشت و گفت برام مرفين بنويس برم تزريق كنم. اين مرد هم پذيرش نشده بود. با تجربه بار اول، مي‌دونستم كه نبايد مخالفت كنم. گفتم برو اتاق تزريقات تا من پرونده تشكيل بدم. اين مرد كه يا از خماري حرف من رو نشنيد يا حوصله انتظار نداشت، روي ميزم كوبيد و سطل زباله رو از كنار اتاق برداشت و به ديوار كوبيد و با فحاشي، شيشه‌هاي الكل رو شكست. حراست بيمارستان به نيروي انتظامي خبر داد و پليس اومد و مرد رو از اورژانس بيرون كرد. مرد، بعد از 10 دقيقه به اورژانس برگشت و به من گفت آقاي دكتر، تعهد دادم ولي بيرون از اورژانس منتظرتم.»

    آقاي سين مي‌گويد كه در بيمارستان‌هاي استان اردبيل، پزشك چاقو خورده، زياد پيدا مي‌شود و درباره وضعيت دو نفر از دوستانش تعريف مي‌كند؛ آقاي ب و آقاي ح كه پزشك متخصص در بيمارستان‌هاي استان‌هايي ديگرند. پارسال، همراه يك بيمار با مشت توي چشم آقاي ب زد و آقاي ح، طوري از همراه يك بيمار كتك خورد كه پوست سرش شكافت و جاي شكافتگي را بخيه زدند. جرم اقاي ح اين بود كه در هنگام تخليه سرم بيمار، كنار بيمار نبود و بيمار ديگري در تخت كناري را معاينه مي‌كرد ….

    آقاي سين كه از 5 سال قبل در اورژانس بيمارستان مشغول به كار است، حرف‌هايش را با اين جمله‌ها تمام مي‌كند: «بيمارستان‌هادر ايران در مواردی كادر درمان با مشکلات امنیتی مواجه‌اند.نگهبان و نيروي انتظامات هم، در زمان درگيري همراهان بيماران با پرستاران و پزشكان، هيچ كاري از دستشون برنمياد چون اجازه برخورد با همراهان بيمار رو ندارن و مسلح هم نيستن و اجازه حمل سلاح هم ندارن و اگر مداخله فيزيكي در درگيري داشته باشن، همراه بيمار مي‌تونه ازشون شكايت كنه و ازشون ديه بگيره. در بيمارستان‌هاي دولتي ما، تكريم كادر درمان بي‌معناست در حالي كه وقتي حرمت پرستار وپزشك با حملات فيزيكي و كلامي همراهان بيماران از بين ميره، كادر درمان هيچ انگيزه‌اي براي جان فشاني نداره. من البته فقط چند مورد از اين حملات رو براي شما تعريف كردم وگرنه فحاشي و كتك و شبه حمله و تهديد به قتل و تهديد به تصادف ساختگي و… بعضی وقت‌ها اتفاق مي‌افته. آيا واقعا بايد شكم پرستار و پزشك با ضربه چاقوي همراه بيمار دريده بشه تا به فكر تامين امنيت كادر درمان بيفتيم ؟ بسياري از دوستان من، ديگه انگيزه‌اي براي كار در بيمارستان دولتي ندارن چون به وضوح شاهدن كه با وجود ممنوعيت و جرم بودن حمل سلاح سرد، در برخی از استان‌هاي محروم كشور، بعضی مردان که وارد بيمارستان دولتي ميشن، يك چاقو هم توي جيبشون دارن. من در استان‌هاي جنوبي ايران هم كار كردم. در اين استان‌ها گاهی درگيري‌ها، مسلحانه است و بنابراين مجروح يك درگيري مسلحانه، در معيت ده‌ها مرد مسلح به سلاح گرم به بيمارستان دولتي منتقل ميشه و در اين بيمارستان‌ها، پرستار و پزشك به محض كوچك‌ترين خطا با اسلحه و سلاح گرم تهديد ميشن. انگار تنها وظيفه پرستار و پزشك در بيمارستان دولتي اين بوده كه روي صندلي بنشينن تا همراه بيمار بياد توي صورتشون مشت بكوبه يا بهشون چاقو بزنه يا بهشون فحش بده. من هر روز كه از خونه به سمت بيمارستان ميام، همسر و مادر و پدرم نگرانن كه آيا زنده و سالم به خونه برمي‌گردم يا نه؟»

    خانم الف، پزشك عمومي در يكي از درمانگاه‌هاي نوار مرزي جنوب ايران است. خانم الف چند ماه قبل به دليل حمله فيزيكي همراه يك بيمار، زخمي شد و به دادگاه شكايت كرد و منتظر دريافت ديه بابت جراحات ناشي از اين حمله است. خانم الف مي‌گويد كه درمانگاه محل خدمتش، با اينكه جمعيت زيادي را در اين تكه از نوار مرزي پوشش مي‌دهد، فقط يك مامور حراست دارد كه اين مامور، همزمان، سرايدار و عضو شوراي شهر هم هست و البته در كنار همه اين وظايف، بايد به زندگي خانوادگي‌اش هم رسيدگي كند.

    «صبح زمستون پارسال، چون درمانگاه خالي بود به پانسيون رفتم. فاصله پانسيون تا درمانگاه، كمتر از سه دقيقه است. نزديك ظهر از درمانگاه با من تماس گرفتن و گفتن يك بيمار با درد شكم اومده. كمتر از سه دقيقه طول كشيد تا به درمانگاه برگشتم و البته در اون لحظه اثري هم از مامور حراست درمانگاه نديدم. همراه بيمار به محض اينكه من رو ديد، شروع كرد به فحاشي با كلمات بسيار ركيك و گفت فلان فلان شده، با كدوم فلان شده‌اي حرف مي‌زني كه نمياي بيمار من رو ويزيت كني؟ من سكوت كردم و مشغول معاينه بيمار شدم. بيمار، سرماخورده و دچار اسهال و درد شكم بود ولي همراه بيمار اصرار داشت كه مشكل از آپانديسيته در حالي كه هيچ علامتي از آپانديسيت نبود. مامور حراست بعد از نيم ساعت به درمانگاه اومد و وقتي فريادهاي همراه بيمار رو شنيد، مرد رو از درمانگاه بيرون كرد. سه روز بعد از اين اتفاق، همين مرد به درمانگاه اومد و با فحاشي و اعتراض به پزشك كشيك گفت چرا درمانگاه در ساعات صبح پزشك مقيم و كشيك نداره و كليد درمانگاه رو با تهديد از پرستار گرفت و درِ درمانگاه رو به روي همكار پزشكم قفل كرد و اطراف درمانگاه گازوييل ريخت و مي‌خواست درمانگاه روآتيش بزنه كه پليس سر رسيده بود و مرد، با يك تعهد آزاد شد در حالي كه 17 پرونده قضايي داشت و در يكي از پرونده‌ها به قتل متهم شده بود. سه ماه قبل از اين درگيري كلامي، بيمار به دليل تموم شدن موجودي واكسن، به من حمله كرد و چنان به دستم چنگ انداخت كه پزشكي قانوني براي زخم منجر به خونريزي شديد، ديه تعيين كرد و دادگاه حكم داد كه بيمار بايد 5 ميليون تومن به من ديه بده.»

    اين درمانگاه، با اينكه تنها مركز درماني در اين تكه از نوار مرزي جنوب است، دندانپزشك ندارد و خانم الف مي‌گويد چند ماه قبل، اين درمانگاه دندانپزشك هم داشت ولي يك بيمار ناراضي از كيفيت خدمات دندانپزشكي، دندانپزشك را در مطبش حبس و او را تهديد به تجاوز گروهي كرده و بعد از اين تهديد دندانپزشك از درمانگاه فرار كرده است…

    آقاي واو، پزشك متخصص داخلي در يكي از بيمارستان‌هاي خيريه دولتي شيراز است؛ بيمارستاني كه مركز پيوند عضو براي كل نوار جنوبي كشور است و طبق دستور مديريت بيمارستان، هيچ بيمار غيرپيوندي، غير از سطوح اول و دوم ترياژ (بيماران بدحال و درآستانه قطع علائم حياتي) نبايد در اورژانس اين بيمارستان بستري شوند. آقاي واو تجربه كوبيده شدن طبقه فلزي پرونده‌هاي پزشكي بر سرش توسط يك بيمار را برايم تعريف مي‌كند.

    «زمستون پارسال، كشيك اورژانس بودم كه آقايي به همراه داماد و پسرش به اورژانس اومد. بيمار ريوي بود و دستگاه اكسيژن ساز به همراه داشت. درخواست بستري داد و گفتم ما مركز پيوند عضو هستيم و از هر مراجع تنفسي بايد اسكن ريه بگيريم تا در صورت لزوم اجازه بستري بديم. به پزشك مقيم بيمارستان اطلاع دادم و ايشون گفت اگر بيمار، علائم حياتي پايدار داره، نياز به بستري نيست. با اسكن ريه معلوم شد كه ايشون مبتلا به كروناست. همون روز، سه جوون پيوند عضو و دچار آبسه ريوي در اتاق ايزوله بستري كرده بوديم و تخت ايزوله خالي هم نداشتيم و اورژانس هم بسيار شلوغ بود. به اين آقا گفتم شما به بيمارستان ديگري مراجعه كنين چون تخت ايزوله نداريم علاوه بر اينكه شما اصلا نياز به بستري ندارين. شروع به تهديد و فحاشي كرد و گفت كه فردا شيشه‌هاي بيمارستان رو خرد مي‌كنم و بعد از شكايت به سوپروايزر، از اورژانس بيرون رفت. همون لحظه، يك بيمار ايست قلبي به اورژانس آوردن كه بايد به اتاق احيا اعزام مي‌شد و من به مطبم برگشتم كه پرونده اين بيمار رو بنويسم. اين آقا دوباره به اتاق من اومد. چند بار با مشت روي ميز كوبيد و اين‌بار، اعتراضاتش رو با فحش‌هاي ركيك ناموسي تكرار كرد و من هم در سكوت مشغول نوشتن پرونده بودم. در همين لحظه، طبقه فلزي مخصوص پرونده رو از روي ميزم برداشت و توي سرم كوبيد. طوري دچار شوك شدم كه تا مدتي به نوشتنم ادامه دادم. صداي فحاشي بيمار به گوش بقيه كادر درمان رسيد و بيمار رو از بيمارستان اخراج كردن ولي چند دقيقه بعد از اين اتفاق، دچار تهوع و سردرد بسيار شديدي شدم كه احتمال به خونريزي مغزي دادم ولي نتايج اسكن طبيعي بود.»

    آقاي واو مي‌گويد كه در ماه‌هاي اخير موارد زيادي از حملات همراهان بيماران به كادر درمان اين بيمارستان را شاهد بوده و از كتك خوردن يكي از نگهبانان بيمارستان تعريف مي‌كند كه بر اثر شدت حمله همراه بيمار، تارهاي صوتي‌اش پاره شد و بخيه خورد …

    آقاي صاد، نيروي اورژانس 115 در استان اصفهان است. آقاي صاد، اوايل امسال بر اثر حملات خانواده بيمار به ‌شدت مصدوم شد و اعتراضش بابت بي‌توجهي دولت به تهديدهاي جاني عليه كادر درمان را به فضاي رسانه‌هاي تصويري كشاند. در يكي از اين ويدیوها، آقاي صاد در مورد آنچه به دليل اشتباه خانواده بيمار به سرش آمد تعريف مي‌كند.

    «خانواده بيمار، آدرس رو به اشتباه اعلام كرده بودن. وقتي به محل حادثه رسيديم، هنوز از ماشين پياده نشده بودم كه يك نفر به من حمله كرد و با مشت توي صورتم و چشمم كوبيد كه شيشه‌هاي عينكم شكست و پيراهنم رو پاره كرد و من رو از آمبولانس بيرون كشيد. در همين لحظه، مچ پام بين كلاچ و ترمز گير كرد و مچ پام پيچ خورد كه در اون لحظه فقط درد شديد رو احساس كردم ولي روز بعد از اين اتفاقات در معاينه معلوم شد كه تاندون پا بر اثر همين حمله، پاره شده و ناچار شدم پام رو گچ بگيرم. من با همين درد با همكارم به بالين بيمار رفتم و وظيفه‌ام رو انجام دادم و بيمار رو به سرعت به مركز درماني منتقل كرديم. در حين انتقال بيمار به بيمارستان هم، همين فرد مهاجم سوار آمبولانس شده بود و چند بار داخل آمبولانس با فحاشي به من حمله كرد. متاسفانه اين اولين‌بار نيست كه من و همكارم مورد حمله و آزار و اذيت همراه و بيمار قرار مي‌گيريم. هر بار گذشت كرديم ولي اين‌بار گذشت نمي‌كنيم. بعد از انتقال بيمار به بيمارستان، پيگيري قضايي رو شروع كردم و حالا اين فرد محكوم شده و بايد به من ديه و خسارت بده.»

  • ترک بازار طبابت از سوی ۴۰درصد پزشکان عمومی / صندلی‌های رزیدنتی خالی ماندند

    ترک بازار طبابت از سوی ۴۰درصد پزشکان عمومی / صندلی‌های رزیدنتی خالی ماندند

    به گزارش اقتصادران، محمد رئیس زاده در مراسم افتتاحیه شانزدهمین کنگره بین المللی آنستزیولوژی و مراقبت‌های ویژه و درد با اعلام این که 40 درصد پزشکان عمومی در کشور به کاری غیر از طبابت مشغولند، اظهار کرد: این درحالی است که در زمینه پزشک متخصص در برخی رشته‌ها با کمبود روبرو هستیم.

    وی افزود: متاسفانه پزشکان جوان تمایلی به ادامه تحصیل در رشته‌های تخصصی ندارند و مسئولان در دولت‌های قبل به جای پرداختن به دلایل این بی رغبتی و تلاش برای رفع این معضلات به افزایش ظرفیت رشته‌های پزشکی روی آوردند که اقدامی اشتباه بوده است.

    وی ادامه داد: به همین علت پزشکان رغبتی برای ورود به رشته‌های تخصصی ندارند و صندلی‌های دستیاری برخی از رشته‌ها از جمله بیهوشی در کشور خالی مانده است که‌ این‌ امر باعث شده وضعیت رشته بیهوشی از مرز بحران بگذرد.

    رئیس کل سازمان نظام پزشکی اظهار کرد: بسیاری از پزشکان نیز مهاجرت کرده‌اند و این امر زنگ خطری برای نظام سلامت است.

    وی گفت: از 385 ظرفیت رزیدنتی زیر 100 نفر پر شده و امسال تنها 70 نفر فارغ التحصیل شده‌اند.

    رئیس زاده از خروج 850 هیئت علمی علوم پزشکی در سال گذشته خبر داد و بیان کرد: این مسئله در کنار خالی ماندن صندلی‌های رزیدنتی بیانگر آن است که سیاست گذاران به حرف وزارت علوم، سازمان نظام پزشکی و انجمن‌ها گوش نمی‌دهند و به نظرهای کارشناسی آنها عمل نمی‌کنند.

    وی با تاکید بر اهمیت نقش رشته بیهوشی در پزشکی خاطرنشان کرد: بخش عمده موفقیت جراحان در اتاق عمل مرهون عملکرد متخصصان بیهوشی با تجربه و کارآمد است. تکنولوژی‌های نوین از قبیل هوش مصنوعی رشته بیهوشی را به طور قطع در جهت توانمندتر شدن متحول خواهند کرد.

  • کارانه پزشکان غایب چند صد میلیون، کارانه پرستاران حاضر ۳ میلیون تومان!

    کارانه پزشکان غایب چند صد میلیون، کارانه پرستاران حاضر ۳ میلیون تومان!

    به گزارش اقتصادران؛ بیش از ۱۰ روز از آغاز اعتصابات پرستاران در چند شهر و به خصوص شیراز می‌گذرد. دیگر شهرها هم جسته و گریخته و به صورت یک روزه و خارج از شیفت کاری به این اعتراضات پیوسته‌اند؛ اما مساله مهم این است که آیا مسئولان، مطالبات پرستاران را به درستی درک کرده‌اند و یا باز هم مانند دفعات قبل بنا را بر این دارند تا بار پرداخت معوقات و افزایش ناچیز کارانه و اضافه کار اجباری آنها را به سکوت وادارند.

    هر چند به گفته بسیاری از پرستاران در این چند روز اعتصاب از نهادهای مختلف با آنها تماس گرفته و برای پایان دادن به اعتراضات، آنها را تهدید به اخراج، تبعید، حبس و … کرده‌اند، اما واقعا چه اتفاقی باید رخ بدهد که پرستاران اعتراض در ساعات غیرشیفت را به اعتصاب و دست از کار کشیدن ترجیح بدهند و تا شاید صدایشان به گوش مسئولان برسد؟ پرستارانی که همیشه بیشترین بار درمانی حوزه بهداشت و درمان بر دوش آنها بوده، ساعت‌های طولانی از بیماران مراقبت می‌کردند و در نهایت هم نه قدر ببیند و نه بر صدر نشینند!

    پرستاران اجرای درست قانون را مطالبه می‌کنند

    نکته حائز اهمیت این است که یکی از اعضای کمیسیون برنامه و بودجه مجلس از اختصاص ۱۰ هزار میلیارد تومان بودجه به بخش پرستاری کشور خبر داده و گفته با اینکه آنها از ما برای دو سال ۶ هزار میلیارد درخواست کرده بودند اما در کمیسیون تصویب شد که ۱۰ هزار میلیارد تومان تخصیص داده شود و به این صورت دیگر مشکلات این قشر حل و فصل خواهد شد.

    محمد شریفی مقدم در پاسخ به این اظهارت، می‌گوید: متاسفانه این بار هم همان روش‌های قبلی برای تسکین و نه حل مشکل پرستاران در پیش گرفته شده است. مساله اینجاست که مسئولان نمی‌خواهند به مشکلات ریشه‌ای بپردازند. درد پرستاران تنها پرداخت معوقات نیست! آنها بیش از هر چیز مطالبه‌گر اجرای قانونی هستند که ۱۷ سال از تصویب آن می‌گذرد و هنوز اجرایی نشده است.

    او می‌افزاید: پرداخت معوقات تنها یکی از مطالباتی است که پرستاران در جریان این اعتراض‌ها به آن اشاره کرده‌اند. مساله اصلی این است که آنها می‌خواهند قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری، رفع تبعیض در پرداخت کارانه به پرستاران، اضافه کاری اجباری، کمبود نیروی انسانی و شرایط سخت کاری، شیفت‌های طولانی‌مدت و… مورد توجه قرار گرفته و یک بار برای همیشه حل و فصل شود.

    شریفی مقدم اظهار می‌دارد: در یک کلام، پرستاران اجرای درست قوانینی را می‌خواهند که به تصویب رسیده اما مافیای بزرگی مانع از اجرای آن می‌شود! همان مافیایی که در سال ۷۶ با لابی‌های گسترده مدل پرداخت «فیکس پیمنت» یا همان حقوق ثابت را به پرداخت کارانه و در اولویت قراردادن پزشکان تبدیل کرد!

    چرا باید کارانه یک پزشک ۳۰۰ برابر بقیه کادر درمان باشد

    دبیرکل خانه پرستار می‌گوید: بحث تبعیض یکی از معضلات مهم در حوزه بهداشت و درمان است. اینکه مسئولان تنها به راضی نگه داشتن بخش کوچکی از این حوزه بزرگ اکتفا کرده‌اند و فکر می‌کنند اگر پزشکان را راضی نگه دارند و پرداخت‌های چندصد میلیونی به آنها داشته باشند، می‌توانند حوزه سلامت را سر پا نگه دارند؛ در حالی‌که بیشترین بخش از بار این حوزه بر دوش کادر درمان و به خصوص پرستاران است که همیشه در رده‌های پایین اولویتی قرار داشته‌اند.

    او می‌افزاید: مساله اینجاست که چرا در کشور ما قوانین به درستی اجرا نمی‌شود. بارها اعلام کرده‌ایم که کارانه در اکثر کشورهای دنیا با یک فرمول ساده و دقیق به پزشکان و پرستاران و دیگر کادر درمان پرداخت می‌شود. اگر کارانه یک پزشک ۱۲ هزار دلار است، پرستار ۶ هزار دلار دریافتی دارد؛ یعنی پزشک به دلیل تخصص و البته حضور در اتاق عمل دو برابر پرستار دریافت می‌کند.

    کارانه پزشکان غایب چند صد میلیون، کارانه پرستاران حاضر ۳ میلیون تومان!

    شریفی مقدم می‌گوید: در ایران، پزشک حتی در اتاق عمل حاضر نمی‌شود؛ رزیدنت عمل جراحی را بدون حضور استاد انجام می‌دهد و در نهایت، کارانه‌ پزشک از این عمل جراحی که حتی در آن حاضر نبوده ۳۰۰ میلیون است و بقیه افراد حتی رزیدنتی که عمل را انجام داده و پرستار و مسئول هوشبری و … کارانه سه میلیون تومانی دریافت می‌کنند. این اگر تبعیض آشکار نیست چه نام دیگری می‌توانیم بر آن بگذاریم؟

    او می‌افزاید: البته کارانه ۳۰۰ میلیونی کف دریافتی است و کارانه برخی پزشکان، تا یک میلیارد تومان هم می‌رسد! در این بین پرستاران باید با حقوق ماهی ۱۳ تا ۱۵ میلیون، هزینه‌های زندگی خود را تامین کنند و در نهایت برای اضافه کار اجباری هم ماهی دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان به آنها بدهند.

    طرح نوین خودگردانی بیمارستان‌ها، ظلم به پرستاران بود

    دبیر کل خانه پرستار در پاسخ به این سوال که بعد از سال ۷۶ و برداشت قانون حقوق ثابت چه اتفاقی در سیستم بیمارستان‌ها رخ داد، می‌گوید: طرحی به نام طرح نوین خودگردانی بیمارستان‌ها را ارائه دادند و در آن همه چیز به نفع پزشکان تغییر کرد. بر اساس این طرح، ۶۵ درصد درآمد تعداد عملی که در ماه انجام می‌شود، برای پزشکان است، پنج درصد برای پزشکانی که در بیمارستان به صورت دائم حضور دارند و هشت درصد از این مبلغ برای بیمارستان است. به این ترتیب ۷۸ درصد از درآمد تنها به ۲۰ درصد از افراد در چرخه درمان می رسد و ۲۲ درصد باقیمانده برای ۸۰ درصد کادر درمان است که این مساله خود، گویای ظلمی است که در حق پرستاران می‌شود.

    او می‌افزاید: مساله اینجاست که طرح نوین خودگردانی بیمارستان‌ها اصلا مبنای قانونی نداشت و از همان سال‌ها هم پرستاران به آن اعتراض داشتند، تا سال ۸۶ که بالاخره طرح تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری به مجلس رفت و تصویب شد. از آن سال تا کنون پرستاران منتظرند این طرح به همان شکلی که در قانون مطرح شده اجرا شود اما..!

    دریافتی پرستاران باید ۴۵ میلیون تومان باشد نه ۱۵ میلیون در ماه!

    شریفی مقدم می‌گوید: اگر قوانین به درستی اجرا شوند، پرستاران باید سه برابر آنچه الان دریافتی دارند حقوق بگیرند. در واقع حقوق ۱۵ میلیونی آنها باید مبلغی در حدود ۴۵ میلیون تومان باشد تا بتوان گفت که تبعیض و تضاد منافع در حوزه بهداشت و درمان از بین رفته است. اگر همان روشی که برای پزشکان اجرا شده برای پرستاران هم اجرا شود، هر دو گروه می‌توانند با رضایت کامل به کار خود ادامه دهند.

    او می‌افزاید: اما مساله دیگر کمبود نیروی انسانی و البته نبود امنیت شغلی برای پرستاران است. بی‌توجهی به خواست‌ها و مطالبات این گروه طی سال‌های اخیر باعث شده تا ما با خیل عظیم مهاجرت، ترک کار و یا تغییر شغل از سوی پرستاران مواجه شویم که این مساله با توجه به اینکه قبل از این اتفاقات هم نیروی پرستار موجود در بیمارستان‌های ما کمتر از استاندارد جهانی بود، مشکلات را در حوزه خدمات‌رسانی به بیماران چند برابر کرده است.

  • وضعیت بحرانی در سیستم پزشکی ایران / پزشکان ایرانی مهاجرت می کنند، پزشکان خارجی هم برای ویزیت دو سه دلاری به ایران نمی آیند!

    وضعیت بحرانی در سیستم پزشکی ایران / پزشکان ایرانی مهاجرت می کنند، پزشکان خارجی هم برای ویزیت دو سه دلاری به ایران نمی آیند!

    به گزارش اقتصادران، بی‌میلی برای ادامه تحصیل در دوره‌های دستیاری مدتی‌ست که جامعه پزشکی را تحت تاثیر قرار داده است، وضعیتی که خیلی‌ها را نگران کرده که مبادا به روزهای نداشتن پزشک یا حداقل وجود پزشکان با مهارت کم برسیم، خودکشی رزیدنت‌ها در کنار افزایش میل به مهاجرت عوامل دیگری هستند که بر طبل این نگرانی می‌کوبند، طوری‌که عرفان امینی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و دبیر بیست‌وهفتمین کنگره سالانه جامعه اورولوژی ایران  می‌گوید: «گمان می‌کنم اگر به وضعیت موجود سریع رسیدگی نشود این احتمال وجود دارد که سیستم پزشکی ایران با افتی بسیار قابل توجه مواجه شود.»

    متن کامل گفت‌وگو با دکتر عرفان امینی در ادامه امده است.

     

    آقای دکتر، گزارش‌ها نشان می‌دهد پزشکان برای ادامه تحصیل در دوره‌های دستیاری بی‌میل هستند، چرا؟

    بی‌میلی دستیاران پزشکی عوامل متعددی دارد، خاطرم هست زمانی‌که خودم رزیدنت بودم جَو علمی میان دستیاران خیلی پررنگ‌تر از چیزی بود که امروز هست، شاید بخشی از آن به این دلیل باشد که میزان مهاجرت بعد از دوره پزشک عمومی افزایش پیدا کرده است، شاید خیلی از افرادی که صلاحیت علمی بالایی دارند دیگر دوره دستیاری را در ایران شروع نمی‌کنند بلکه مهاجرت می‌کنند و در کشورهای دیگر دوره دستیاری را سپری می‌کنند.

    مسائل اقتصادی چه‌طور؟

    مسائل اقتصادی در بی‌میل شدن پزشکان برای ورود به دوره دستیاری کم تاثیر نیست، یک رزیدنت که ممکن است از شهرستان به تهران بیاید و این‌جا خانه اجاره کند و البته حقوقی که می‌گیرد کفاف این زندگی را نمی‌دهد قطعاً فکرش درگیرش می‌شود وممکن است نگران آینده‌اش شود در چنین وضعیتی انگیزه رزیدنت‌ها برای داشتن کار و تلاش و حرکت کردن در مرزهای علم کمتر می‌شود.

    متاسفانه فرهنگی که امروز خیلی زیاد شده جراحی‌های زیبایی است، عمل‌هایی که تعرفه‌های آن با جراحی‌های تشخیصی و درمانی متفاوت و بالاتر است، همین مسئله سبب می‌شود دستیاران راغب بشوند که تکنیک‌هایی یاد بگیرند که در آینده برای آن‌ها سود مالی داشته باشد. چنین وضعیتی برای من احساس نگرانی ایجاد کرده که اگر جلوی این روند گرفته نشود در آینده از نظر علمی ما پزشکان ضعیف‌تری خواهیم داشت. باید برای ایجاد انگیزه در دستیاران کارهایی انجام شود با این تمرکز که مسائل اقتصادی همچنان در اولویت است.

    اخیرا اخباری از خودکشی رزیدنت‌ها داشتیم، فکر می‌کنید دلیل آن چیست؟

    در خودکشی احتمالی رزیدنت‌ها عوامل مختلفی موثر هستند، گاهی اوقات یک اختلال زمینه‌ای وجود دارد که اگر فرد در شرایط ایده‌آل قرار بگیرد آن اختلال زمینه‌ای به‌هیچ وجه منجر به خودکشی نخواهد شد، اما همین فرد با اختلال جزئی زمینه‌ای در شرایط بحرانی قرار بگیرد ممکن هست نتواند تحمل کند و دست به خودکشی بزند، این شرایط بحرانی می‌تواند بی احترامی، حس بی عدالتی، مسائل اقتصادی و فشار کاری زیاد باشد. مجموعه این عوامل در خودکشی احتمالی آن‌ها اثر می‌گذارد.

    این بی‌احترامی که گفتید از طرف مردم است؟ چون احساس می‌شود جامعه پزشکی جایگاه قبلی خود را از دست داده است.

    احساس شخصی من این است که آن‌چه در فضای مجازی وجود دارد با چیزی که در واقعیت می‌بینم متفاوت است، احساس می‌شود در فضای مجازی یک هجمه‌ای علیه پزشکان وجود دارد، نسل جوان پزشکان که در فضای مجازی هستند خیلی بیشتر تحت تاثیر این فضا قرار می‌گیرند، اما وقتی بعداً وارد بازار کار می‌شوند و با جامعه بیماران ارتباط می‌گیرند می‌بینند همه چیز متفاوت است. من خودم چنین حسی ندارم و معتقدم بیمارانم به شدت به پزشکان اعتمد دارند و قدردان هستند و از تعامل به آن‌ها حس خوبی می‌گیرم. به‌طورکلی درجاتی از بی اعتمادی در جامعه نسبت به مشاغل ایجاد شده اما احساس می‌کنم پزشکان همچنان مورد اعتماد مردم هستند.

    شما درباره بی‌میلی دستیاران صحبت کردید، احتمال دارد به دلیل کمبودها روزی پزشک وارد ایران کنیم؟

    گمان می‌کنم اگر به وضعیت موجود سریع رسیدگی نشود این احتمال وجود دارد که سیستم پزشکی ایران با افتی بسیار قابل توجه مواجه شود، از طرفی شرایط مانند گذشته هم نیست که ما بتوانیم پزشکانی از خارج از کشور بیاوریم برای این‌که تعرفه‌هایی که آن‌ها کار می‌کنند واقعا متفاوت است و به هیچ عنوان حاضر نخواهند بود با ویزیت دو سه دلاری به ایران بیایند و خدمت کنند، و بعید می‌دانم دولت توانایی داشته باشد بودجه‌های عظیم مورد انتظار آن‌ها را تامین کند. بنابراین اگر خود ایرانی‌ها به‌فکرش نباشند پزشکی خیلی در معرض خطر قرار می‌گیرد، البته این رسیدگی نباید با قوانین بازدارنده باشد، در واقع باید جوی ایجاد شود که خود پزشکان تصمیم بگیرند ایران را به هرجایی از دنیا ترجیح دهند و ایران بمانند، نه این‌که برای نگه داشتن آن‌ها ممنوعیت یا محدودیتی ایجاد کنند.

  • جبران تورم با زير ميزي های پزشکی!

    جبران تورم با زير ميزي های پزشکی!

     

    به گزارش اقتصادران، يكي ديگر از مشكلاتي كه سال‌هاست در حوزه بهداشت و درمان وجود دارد و هيچگاه هم راهكاري مناسب براي آن پيدا نشده است بحث تعرفه‌هاي پزشكي و به طبع آن معضلي به نام زير ميزي است. بر خلاف آن چيزي كه مسوولان اشاره مي‌كنند اين دو رابطه مستقيم با يكديگر دارند. يعني تا زماني كه تعرفه‌هاي پزشكي در كشور به عدد واقعي و مناسب با تورم تعيين نشوند حل معضل زيرميزي غير ممكن به نظر مي‌رسد.

    از يك طرف ديگر مساله مردمي هستند كه همين الان هم به دليل افزايش بي‌رويه هزينه‌هاي درماني خود خواسته از چرخه درمان خارج مي‌شوند و اگر قرار باشد تعرفه‌هاي پزشكي شكل واقعي به خود بگيرند باز هم فشار اين افزايش قيمت بر بيماران وارد مي‌شود. در حالي كه اگر سيستم بيمه در كشور ما درست اجرايي مي‌شد و ديگر هيچ رابطه پولي بين پزشك و بيمار بر قرار نبود نه معضلي به نام زير ميزي وجود داشت و نه اينكه بيماران براي تامين هزينه‌هاي درماني خود تا اين ميزان ناتوان مي‌شدند.

    بسياري از كارشناسان حوزه بهداشت و درمان بر اين باور هستند تا زماني كه تعرفه‌هاي پزشكي شكل واقعي به خود نگيرد نمي‌توان انتظار داشت كه پزشكاني با دريافت زيرميزي خرج و دخل خود را تامين نكنند. از سوي ديگر همانطور كه هزينه‌هاي زندگي به واسطه تورم براي ديگر افراد جامعه افزايش پيدا مي‌كند پزشكان هم از اين قاعده مستثني نيستند. در واقع ديگر آن دوراني كه پزشكان جزو افراد متمول جامعه به حساب مي‌آمدند به پايان رسيده است.

    در حال حاضر تعداد انگشت شماري كه فوق تخصص هستند و سال‌ها تجربه دارند هنوز مي‌توانند بي‌دغدغه هزينه‌هاي زندگي خود را تامين كنند. از سوي ديگر تعداد زيادي از پزشكان هستند كه حتي توانايي راه‌اندازي يك مطب ساده را هم ندارند چون توانايي پرداخت هزينه‌هاي مطب از جمله حقوق منشي، پول آب و برق و گاز و اجاره‌بهای مطب و از همه مهم‌تر ماليات را ندارند.

    از مصوبه شوراي عالي پزشكي تا مصوبه دولت

    هر ساله شوراي عالي پزشكي تعرفه‌هايي را براي نرخ ويزيت پزشكان به تصويب رسانده و به دولت پيشنهاد مي‌دهد و در نهايت هم عددي كه از سوي دولت به تصويب مي‌رسد تفاوت فاحشي با رقم پيشنهادي اين شورا دارد و در نهايت هم اين پزشكان هستند كه مجبورند به اين ارقام پيشنهادي تن بدهند. اما در كنار آنها هستند پزشكاني كه براي پر كردن خلأ ايجاد شده ميان دخل و خرج خود به راه‌هاي ديگري متصول مي‌شوند از جمله فروش داروهاي بدون نسخه كه چند سالي است در بين برخي پزشكان باب شده است و مساله زيرميزي كه سال‌هاست معضلي ماندگار در سيستم بهداشت و درمان كشور ما است و علي‌رغم همه وعده‌ها و دستوراتي كه از سوي مسوولان حوزه بهداشت و درمان صادر مي‌شود اين مساله به قوت خود باقي است و البته متضرر واقعي در اين بين بيماراني هستند كه چاره‌اي جز پرداخت اين زيرميزي‌ها براي دريافت خدمات درماني بهتر را ندارند.

    نبايد افزايش تعرفه‌ها فشاري به بيماران وارد كند

    وقتي در مورد افزايش تعرفه‌هاي پزشكي از نمايندگان مجلس سوال مي‌كنيم همه متفق القول هستند كه اين افزايش نبايد از جيب بيماران پرداخت شده و فشاري به آنها وارد كند اما مساله اينجاست كه وقتي اكثر پزشكان متخصص و فوق تخصص به دليل بد حسابي بيمه‌ها قرار داد خود را با آنها لغو كرده‌اند آيا بيماران چاره ديگري جز پرداخت هزينه‌ها از جيب خود دارند؟ مساله اينجاست كه اعضاي كميسيون بهداشت و درمان مجلس جلوگيري از افزايش هزينه‌هاي درماني را وظيفه وزارت بهداشت و درمان با نظارت دقيق و البته همكاري با سازمان نظام پزشكي مي‌دانند اما تجربه ثابت كرده است كه هيچ كس نمي‌تواند مانع از افزايش هزينه‌هاي درماني شود. از آنجايي كه پيش بيني‌ها نشان مي‌دهد سال آينده تورم افزايش پيدا كرده و به طبع آن هزينه‌هاي درماني نيز افزوده مي‌شوند چه كسي قرار است بر تك تك پزشكاني كه اقدام به دريافت ويزيت‌هاي مورد نظر خود از مردم مي‌كنند نظارت داشته باشد. اينكه مسوولان از مردم انتظار داشته باشند اين تخلفات را گزارش دهند نوعي فرار رو به جلو يا شانه خالي كردن از بار مسووليتي است كه به عهده آنها گذاشته شده است.

    افزايش ۴۶ درصدي تعرفه‌هاي پزشكي سال آينده تصويب شد

    ۵ روز پيش در تاريخ ۲۱ اسفند ماه شوراي عالي بيمه سلامت امروز با حضور همه اعضا تشكيل شد و افزايش ۴۶ درصدي تعرفه‌هاي پزشكي را براي سال آينده تصويب كرد. اين مصوبه بايد در دولت تاييد و ابلاغ شود.

    بر اساس مصوبه شوراي عالي بيمه در صورت آزادسازي نرخ ارز ترجيحي براي سرفصل‌هاي ارايه خدمت (به استثناي دارو)، ميزان رشد جزو فني، لوازم مصرفي پزشكي و هتلينگ تعرفه‌هاي خدمات تشخيصي درماني بازنگري مي‌شود. همچنين لازم است منابع بيمه‌ها از طريق سازمان برنامه و بودجه برابر قانون بيمه همگاني تامين شود.

    تعرفه‌ها بايد قبل از سال ابلاغ شود

    ايرج خسرونيا، رييس جامعه پزشكان متخصص داخلي ايران در اين باره به تعادل مي‌گويد: تصويب شدن اين تعرفه در جلسه شوراي عالي بيمه يك طرف ماجرا است و طرف ديگر قبول كردن اين ميزان افزايش توسط دولت و ابلاغ آن به دستگاه‌هاي اجرايي سوي ديگر ماجرا.

    او مي‌افزايد: بايد در همين چند روز باقيمانده دولت نسبت به تصويب و ابلاغ افزايش تعرفه‌هاي پزشكي اقدام كند چرا كه موكول شدن اين امر به سال آينده مي‌تواند باعث بروز مشكلاتي تازه‌تر شود. هر چند كه با توجه به
    پيش بيني‌ها در مورد افزايش هزينه‌هاي در سال آينده اين رقم هم نمي‌تواند واقعي به نظر برسد اما قبول همين افزايش ۴۶ درصدي از سوي دولت هم يك گام به جلو محسوب مي‌شود. خسرونيا مي‌گويد: مساله اينجاست كه وقتي صحبت از افزايش ۴۶ درصدي تعرفه‌ها مي‌شود به نظر مي‌رسد كه اين ميزان نسبت به وضعيت اقتصادي و معيشتي مردم زياد است اما مساله اينجاست كه دولت نبايد بار اين افزايش را بر دوش مردم بگذارد و بايد كاري كند كه اين افزايش از طريق بيمه‌ها جبران شود و فشار مالي بيشتر به مردم وارد نيايد.

    او همچنين با تاكيد بر لزوم افزايش سهم سلامت از درآمد ناخالص ملي، مي‌افزايد: كاهش سهم حوزه بهداشت و درمان از سهم درآمد ناخالص ملي به اين معنا است كه دست سازمان برنامه و بودجه در خصوص افزايش تعرفه‌هاي پزشكي بسته است. اين مساله نيز بايد مد نظر دولت و مسوولان حوزه بهداشت و درمان قرار بگيرد چرا كه عدم تصويب تعرفه‌هايي كه در شوراي عالي بيمه تصويب شده است مي‌تواند ضربه جبران‌ناپذيري بر پيكر سلامت كشور وارد كند.

    با اين وضعيت بساط زير ميزي جمع نخواهد شد

    دكتر محمد ميرطهماسبي، متخصص بيماري‌هاي قلب و عروق نيز در اين باره به تعادل مي‌گويد: تا زماني كه دولتمردان قبول نكنند تعرفه‌هاي پزشكي را به ميزان واقعي تعيين كنند نمي‌توانيم انتظار داشته باشيم بساط زير ميزي گرفتن برخي از پزشكان جمع شود. در واقع بايد اين واقعيت را پذيرفت كه با وجود افزايش تورم‌ها زندگي براي پزشكان هم مانند ديگر مردم سخت مي‌گذرد و اين تفكر اشتباه كه همه فكر مي‌كنند پزشكان در حال پول پارو كردن هستند بايد از ذهن مردم زدوده شود. او مي‌افزايد: يك فوق تخصص سال‌هاي سال تحصيل كرده سال‌هاي سال هزينه‌هاي چند ميليونی را پرداخت كرده تا توانسته به اين درجه برسد حال اگر قرار باشد براي گذران زندگي روزمره‌اش با مشكل مواجه باشد كه ديگر نبايد به دنبال از بين بردن فساد در سيستم بهداشت و درمان كشور باشيم چرا كه خود با تصميم‌هاي اشتباه شرايط را براي بروز اين فساد فراهم كرده‌ايم.

    ميرطهماسبي همچنين با اشاره به تصويب افزايش ۴۶ درصدي تعرفه‌هاي پزشكي در سال ۱۴۰۳ در شوراي عالي بيمه سلامت، مي‌گويد: افزايش تعرفه خدمات تشخيصي و درماني در سال آينده در سازمان برنامه و بودجه در حال بررسي است و اميدواريم افزايش ۴۶ درصدي تعرفه خدمات با تأييد سازمان برنامه و هيات دولت، بدون تغيير، تصويب و ابلاغ شود. هر چند همين ۴۶ درصد هم نمي‌تواند پاسخگوي نيازها باشد اما حداقل تا حدودي مي‌تواند هزينه‌هاي جانبي پزشكان را تامين كند.

    او از سازمان‌هاي بيمه‌گر به عنوان چالش اصلي عدم افزايش تعرفه‌هاي پزشكي در سال‌هاي گذشته ياد كرده و مي‌افزايد: اگر بيمه‌ها قيمت واقعي تعرفه‌هاي پزشكي را بپردازند اين موضوع قطعاً به نفع سلامت مردم خواهد بود. براساس سياست‌هاي كلي سلامت بايد سهم سلامت از GDP (توليد ناخالص داخلي) از ميانگين منطقه بالاتر باشد. اگر به اين موضوع عمل شود منابع بيمه‌ها نيز به موقع افزايش پيدا مي‌كند.

    بر أساس آخرين اخبار از شوراي عالي سلامت قيمت ويزيت پزشكان در سال ۱۴۰۳ از ۱۳۰ هزار تومان كمتر و از ۳۰۰ هزار تومان بيشتر نخواهد بود. اين در حالي است كه طبق مصوبه شوراي عالي نظام پزشكي در مورد بهاي تمام‌شده خدمات پزشكي در سال آينده اين ارقام پیشنهاد شده است. طبق اين مصوبه، ويزيت پزشك عمومي در سال آينده بايد به ۳۹۴ هزار تومان، ويزيت پزشك متخصص به ۵۹۱ هزار تومان، ويزيت پزشك فوق‌تخصص به ۷۵۲ هزار تومان، ويزيت كارشناس‌ارشد پروانه‌دار به ۳۱۵ هزار تومان و ويزيت كارشناس پروانه‌دار به ۲۷۶ هزار تومان برسد. يعني يك اختلاف ۴۰۰ هزار توماني بين ويزيت پزشك فوق تخصص در شوراي عالي نظام پزشكي و شوراي عالي بيمه وجود دارد.