برچسب: پزشکان

  • زیرمیزی؛ تخلفی برای تمام فصول!

    زیرمیزی؛ تخلفی برای تمام فصول!

    به گزارش اقتصادران، عضو کمیسیون بهداشت مجلس در روزهای گذشته با اشاره به چالش‌های حوزه سلامت خواستار افزایش نظارت وزارت بهداشت و درمان در بخش دولتی شد.  محمد جمالیان، گفت: در حال حاضر دو موضوع مهم در حوزه سلامت وجود دارد که نیازمند توجه جدی است، متأسفانه بسیاری از بیمارستان‌های خصوصی به دلیل مشکلات اقتصادی اقدام به تعدیل نیرو کرده‌اند و این مساله موجب شده مراجعات به بیمارستان‌های دولتی افزایش پیدا کند. جمالیان افزود: در این شرایط، دو اقدام ضروری باید صورت گیرد؛ نخست اینکه وزارت بهداشت نظارت خود را بر بخش دولتی افزایش دهد زیرا گزارش‌هایی در اختیار داریم که نشان می‌دهد برخی پزشکان در بخش دولتی درخواست‌هایی خارج از ضوابط و زیرمیزی دارند که لازم است با این موارد برخورد جدی صورت گیرد.

    زیرمیزی در اتاق درمان؛ تخلفی برای تمام فصول

    در نظام سلامت، رابطه میان پزشک و بیمار بر پایه اعتماد شکل می‌گیرد؛ بیماری که در شرایط اضطراب، درد و نگرانی به پزشک مراجعه می‌کند، انتظار دارد تنها معیار دریافت خدمات درمانی، نیاز پزشکی او باشد نه توان مالی‌اش برای پرداخت هزینه‌های پنهان. اما پدیده‌ای که سال‌هاست با عنوان «زیرمیزی» در حوزه درمان مطرح می‌شود، این اعتماد را با چالش جدی روبرو کرده است. زیرمیزی یا دریافت مبالغ خارج از تعرفه‌های قانونی، از جمله تخلفاتی است که نه‌تنها حقوق بیمار را نقض می‌کند، بلکه می‌تواند عدالت در دسترسی به خدمات سلامت را نیز خدشه‌دار کند. هرچند طی سال‌های گذشته سیاست‌گذاران حوزه سلامت بارها از مقابله با این پدیده سخن گفته‌اند و قوانین و سامانه‌های نظارتی متعددی نیز برای کنترل آن ایجاد شده، اما گزارش‌های پراکنده از برخی بیماران نشان می‌دهد که این تخلف هنوز به‌طور کامل ریشه‌کن نشده است. در برخی موارد، بیمار برای انجام یک جراحی، دریافت نوبت سریع‌تر یا بهره‌مندی از خدمات تخصصی، با درخواست پرداخت‌هایی مواجه می‌شود که خارج از چارچوب رسمی و قانونی است؛ پرداخت‌هایی که گاه از سر اجبار و برای نجات جان بیمار انجام می‌شود. کارشناسان معتقدند زیرمیزی صرفاً یک تخلف مالی نیست، بلکه نشانه‌ای از وجود نارسایی‌های ساختاری در نظام سلامت است؛ از شکاف میان تعرفه‌های رسمی و هزینه واقعی خدمات گرفته تا ضعف نظارت، نبود شفافیت مالی و مشکلات اقتصادی در بدنه درمان. اما در کنار این عوامل، مساله مهم‌تر، آسیب عمیقی است که این رفتار بر سرمایه اجتماعی و اعتماد مردم وارد می‌کند.

    زیرمیزی چیست و چرا همچنان مساله‌ساز است؟

    زیرمیزی در ادبیات حقوقی و نظام سلامت به دریافت هرگونه وجه، هدیه یا امتیاز خارج از تعرفه رسمی و قانونی گفته می‌شود که پزشک یا واسطه او از بیمار مطالبه کند. این تخلف معمولاً در شرایطی رخ می‌دهد که بیمار به دلیل نیاز فوری درمانی یا نگرانی از به تأخیر افتادن خدمات، ناچار به پذیرش پرداخت می‌شود. گرچه وزارت بهداشت در سال‌های مختلف تلاش کرده با اصلاح تعرفه‌ها، تقویت سامانه‌های رسیدگی به شکایات و برخورد انتظامی با متخلفان این پدیده را مهار کند، اما برخی کارشناسان معتقدند ریشه‌های اقتصادی و ساختاری این تخلف همچنان پابرجاست. در بسیاری از موارد، بیماران از ترس اینکه روند درمانشان مختل شود، شکایتی ثبت نمی‌کنند. همین سکوت، امکان تکرار تخلف را بیشتر می‌کند و چرخه‌ای از فساد خاموش را در بخشی از نظام درمان شکل می‌دهد.

    نگاه حقوقی؛ زیرمیزی جرم و تخلف انتظامی است

    پژمان ایزدی راد، حقوقدان و پژوهشگر حقوق سلامت در این باره به تعادل می‌گوید: دریافت هرگونه وجه خارج از تعرفه مصوب، از منظر حقوقی تخلف آشکار است و بسته به شرایط می‌تواند علاوه بر تخلف انتظامی، واجد وصف کیفری نیز باشد. بیمار در چنین شرایطی حق دارد از طریق سازمان نظام پزشکی، وزارت بهداشت، تعزیرات حکومتی و حتی مراجع قضایی شکایت کند. او ادامه می‌دهد: مشکل اصلی اینجاست که بسیاری از بیماران یا از حقوق خود اطلاع ندارند یا به دلیل نگرانی از تبعات درمانی، شکایت نمی‌کنند. همین مساله باعث می‌شود بخشی از این تخلفات در سایه بماند. در واقع مقابله با زیرمیزی نیازمند برخورد مقطعی نیست، بلکه باید ساختار حقوقی بازدارنده‌تر شود.

    الزام کامل شفافیت مالی در مراکز درمانی

    این حقوقدان اظهار می‌دارد: یکی از راهکارهای موثر، الزام کامل به شفافیت مالی در مراکز درمانی است؛ یعنی هر پرداختی فقط از طریق سیستم رسمی و قابل رهگیری انجام شود. همچنین حمایت حقوقی از بیمارانی که گزارش تخلف می‌دهند اهمیت زیادی دارد. وقتی بیمار احساس کند بعد از شکایت دچار آسیب نمی‌شود، احتمال گزارش‌دهی بیشتر خواهد شد. او تأکید می‌کند: مجازات پزشک متخلف باید بازدارنده باشد. صرف تذکر یا جریمه‌های محدود در برخی موارد اثر کافی ندارد. در تخلفات تکراری باید محرومیت حرفه‌ای جدی‌تر اعمال شود.

    زیرمیزی و زخم اجتماعی اعتماد

    زیرمیزی تنها یک تخلف اداری یا مالی نیست؛ تبعات آن از دیوار بیمارستان فراتر می‌رود و به جامعه بازمی‌گردد.

    معصومه مهدوی، جامعه‌شناس و پژوهشگر اجتماعی نیز در مورد تاثیرات چنین تخلفاتی در بطن جامعه به تعادل می‌گوید: وقتی مردم احساس کنند حتی در حوزه درمان ـ که یکی از انسانی‌ترین عرصه‌های خدمات عمومی است ـ باید پول پنهان پرداخت کنند، اعتماد عمومی به نهادهای اجتماعی آسیب می‌بیند. این مساله فقط به یک پزشک یا یک بیمار محدود نمی‌شود؛ بلکه به تدریج این تصور را ایجاد می‌کند که قانون برای همه یکسان اجرا نمی‌شود.

    او می‌افزاید: زیرمیزی نوعی بازتولید نابرابری است. بیمار ثروتمند می‌تواند با پرداخت بیشتر، خدمات سریع‌تر یا باکیفیت‌تر بگیرد، اما بیمار کم‌درآمد از همان فرصت محروم می‌شود. این وضعیت احساس بی‌عدالتی را در جامعه تشدید می‌کند. این جامعه‌شناس اظهار می‌دارد: پیامدهای چنین رفتاری بسیار فراتر از حوزه سلامت است. وقتی اعتماد در یک حوزه حساس فرو می‌ریزد، بدبینی اجتماعی گسترش پیدا می‌کند. مردم به تدریج احساس می‌کنند در بسیاری از حوزه‌ها برای دریافت حق قانونی خود باید هزینه غیررسمی بپردازند. این همان نقطه‌ای است که سرمایه اجتماعی فرسوده می‌شود. او هشدار می‌دهد: ادامه چنین رفتارهایی می‌تواند موجب کاهش اعتماد به پزشکان به عنوان یک گروه مرجع اجتماعی شود، در حالی که اکثریت پزشکان ممکن است هیچ نقشی در این تخلف نداشته باشند.

    همه‌چیز در طمع شخصی خلاصه نمی‌شود

    در مقابل، برخی پزشکان معتقدند برای فهم این مساله باید شرایط ساختاری نظام سلامت را نیز دید. دکتر فریدون پاشایی پزشک متخصص جراحی عمومی نیز به تعادل می‌گوید: هیچ توجیهی برای دریافت پول غیرقانونی وجود ندارد، اما اگر بخواهیم واقع‌بینانه مساله را بررسی کنیم، باید به مشکلات ساختاری هم توجه کنیم. در برخی حوزه‌های تخصصی، فاصله میان تعرفه واقعی خدمات و هزینه‌های ارایه آن وجود دارد و این شکاف یکی از عوامل ایجاد نارضایتی در بخشی از جامعه پزشکی است.

    او ادامه می‌دهد: باید تأکید کنم اکثریت پزشکان چنین رفتارهایی ندارند و زیرمیزی را نمی‌توان به کل جامعه پزشکی تعمیم داد. اما در مواردی که رخ می‌دهد، بخشی از آن ناشی از ضعف در تنظیم اقتصادی نظام درمان، تأخیر در پرداخت‌ها، مشکلات بیمه‌ها و ناهماهنگی تعرفه‌هاست.

    دکتر پاشایی تاکید می‌کند: برخورد صرفاً تنبیهی کافی نیست. اگر فقط با متخلف برخورد کنیم اما ریشه‌های اقتصادی و مدیریتی را اصلاح نکنیم، مساله به شکل دیگری بازتولید می‌شود. نظام تعرفه‌گذاری باید واقعی‌تر شود، پرداخت بیمه‌ها منظم باشد و پزشک احساس نکند برای ادامه فعالیت حرفه‌ای دچار فشار مالی شدید است.

    یکی از مهم‌ترین دلایل تداوم زیرمیزی، سکوت بیماران است

    او می‌افزاید: بیماری که در آستانه جراحی قرار دارد، بیماری که برای درمان عزیزش زمان کمی دارد یا خانواده‌ای که با اضطراب در بیمارستان حضور دارد، معمولاً در موقعیتی نیست که بتواند وارد فرآیند شکایت شود. بسیاری ترجیح می‌دهند پول را پرداخت کنند و درمان را جلو ببرند. این متخصص جراحی عمومی خاطرنشان می‌کند: از سوی دیگر، برخی بیماران نگران‌اند که شکایت آنها به روند درمانشان آسیب بزند یا رابطه‌شان با پزشک تیره شود. همین ترس، قدرت بازدارندگی قانون را کاهش می‌دهد. به این ترتیب تا زمانی که سازوکار گزارش‌دهی محرمانه، سریع و امن نباشد، مقابله با زیرمیزی دشوار خواهد بود.

    زیرمیزی و تهدید عدالت درمان

    یکی از اصول اساسی نظام سلامت، دسترسی برابر به خدمات درمانی است. اما زیرمیزی دقیقاً این اصل را هدف می‌گیرد. وقتی پرداخت غیررسمی به شرط دریافت خدمت تبدیل شود، بیمار کم‌برخوردار در عمل از بخشی از حق درمان محروم می‌شود. این مساله به‌ویژه در حوزه‌های حساس مانند جراحی، خدمات تخصصی یا درمان بیماری‌های سخت می‌تواند آثار عمیقی بر زندگی افراد بگذارد. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان زیرمیزی را نه فقط یک تخلف مالی، بلکه تهدیدی علیه عدالت اجتماعی می‌دانند.

    خطر نابودی اعتماد عمومی، عدالت درمان و سرمایه اجتماعی در راه است

    زیرمیزی در حوزه درمان، صرفاً یک تخلف مالی میان پزشک و بیمار نیست؛ این پدیده می‌تواند اعتماد عمومی، عدالت درمان و سرمایه اجتماعی را به خطر بیندازد. هرچند اکثریت پزشکان در چارچوب اخلاق حرفه‌ای فعالیت می‌کنند، اما حتی موارد محدود این تخلف نیز می‌تواند تصویری آسیب‌زننده از نظام سلامت ایجاد کند. کارشناسان معتقدند برای مقابله موثر با این معضل، باید همزمان سه مسیر را دنبال کرد: برخورد حقوقی با متخلفان، اصلاح ساختارهای اقتصادی نظام درمان و تقویت شفافیت و نظارت. تنها در این صورت است که می‌توان اطمینان داشت بیمار هنگام ورود به اتاق درمان، دغدغه‌ای جز سلامت خود نخواهد داشت.

     

  • ماجراهای «حق جنگ» برای کادر درمان!

    ماجراهای «حق جنگ» برای کادر درمان!

    به گزارش اقتصادران، بیش از یک ماه از آتش‌بس می‌گذرد و در این ۳۳ روز و به دنبال پایان حملات هوایی امریکا و اسراییل و تنفسی بعد از ۴۰ روز جنگ، این فرصت به دست آمده که مسوولان حوزه سلامت، تاثیرات جنگ بر بهداشت و خدمات درمانی را با نگاه دقیق‌تر و دور از شتابزدگی بررسی کنند.

    به گزارش اعتماد، از ۹ اسفند و با آغاز جنگ، تنگه هرمز که مهم‌ترین گذرگاه برای واردات به داخل کشور است بسته شد و از ۲۵ فروردین هم، با محاصره این گذرگاه توسط ناو‌های امریکایی، تبادل تجاری در بنادر جنوب ایران متوقف شد. گرانی قیمت دلار به موازات آغاز جنگ و آتش‌بس و رفت و برگشت پیام‌ها بین ایران و امریکا، شرایطی بود با تاثیرات مستقیم بر حوزه سلامت.

    چگونگی تامین مواد اولیه تولید دارو، تجهیزات پزشکی وارداتی، افزایش قیمت لوازم جانبی تولید دارو و کالا‌های سلامت محور، ناترازی مخارج و هزینه و درآمد در بخش سلامت به دلیل افزایش روزانه قیمت‌ها، چه در بازار خدمات و چه در بازار کالاها، مسوولان این حوزه استراتژیک را با چالش‌های فراوانی مواجه کرده که البته راس چالش‌ها، تامین بودجه است. در دولت چهاردهم و برخلاف دولت سیزدهم، مسوولان حوزه سلامت ابایی از طرح مشکلات و چالش‌های این حوزه برای رسانه‌ها ندارند و به تمام سوالات جواب می‌دهند، اگرچه که خطوط قرمز نوشته و نانوشته تحمیل شده بر رسانه، انتشار بعضی از واقعیت‌هایی که این مسوولان می‌گویند را غیرممکن می‌کند.

    حسین کرمانپور که در دولت چهاردهم، سخنگویی و ریاست مرکز اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت را برعهده دارد، هم پزشک است و هم سابقه فعالیت در اورژانس پرمراجعه‌ترین بیمارستان آموزشی دانشگاهی تهران را دارد و هم با واقعیت بی‌پولی بیمارستان دولتی و جیب خالی مراجعانی که توان پرداخت در بخش خصوصی را ندارند، آشناست و هم حالا که دوره «پساجنگ» را سپری می‌کنیم، از چالش‌های ناشی از گرانی ارز و تک‌نرخی شدن ارز و ناتوانی مراکز درمانی برای وفق یافتن با اوضاع فعلی باخبر است.

    بهانه این گفت‌و‌گو با کرمانپور، اعتراض جمعی از پرستاران به ارقام متفاوت «حق جنگ» بود ولی رشته سوال و جواب‌ها، به کمبود بودجه و اختلال در زنجیره تامین کالا‌های حیاتی حوزه سلامت و احتمال کمبود دارو و تجهیزات مصرفی بیمارستانی رسید و اینکه نظام سلامت چطور باید خود را با این ایامی که به تعبیر رییس‌جمهور، ایام صرفه‌جویی است، منطبق کند.

    بعد از جنگ ۴۰ روزه، برای پرستاران و پزشکان رقمی به عنوان حق جنگ واریز شد و پرستاران می‌گفتند که در مواردی، این رقم از طرف دانشگاه علوم پزشکی یا وزارت بهداشت یا مدیریت بیمارستان پرداخت شده است. در ایام جنگ، الزامات فعالیت کادر درمان چطور بود؟

    برای ایام جنگ، آماده‌باش اعلام شد و معنای آماده‌باش همین است که تیم درمان، جز با هماهنگی، به مرخصی نروند و در کنار هم باشند تا نیرو‌ها در صورت لزوم فعال باشند. در جنگ ۴۰ روزه هم همین وضع بود و تیم درمان در مراکز درمانی حاضر بودند.

    به خاطر دارم که معاون بهداشت هم در بخشنامه‌ای اعلام کرد که حتی در صورت ضرورت، تیم درمان در بیمارستان مقیم باشد و فضایی برای اسکان پزشکان و پرستاران در نظر گرفته شود.

    در بعضی بیمارستان‌ها این امکان ایجاد شد که پزشک یا پرستار به صورت خانوادگی مقیم باشند.

    در جنگ ۴۰ روزه، بعضی پرستاران به دلیل نگرانی خانواده یا نگرانی خودشان برای شرایط خانواده، غیبت داشتند. در جنگ ۱۲ روزه، گفته شد که به دلیل شرایط جنگی، غیبت‌ها غیر از مواردی همچون غیبت مادران باردار قابل چشم‌پوشی نیست، چون فشار کار به دوش بقیه کادر درمان می‌افتد. آیا در جنگ ۴۰ روزه هم همین طور بود یعنی ترک کار به دلیل نگرانی شخصی قابل توجیه نیست؟

    خیر؛ موارد غیبت موجه، در هر دو جنگ مشخص شد و این‌طور نبود که هر غیبتی موجه باشد. کمیته‌ای هم تشکیل شد که دلیل غیبت‌ها را بررسی می‌کرد و البته مواردی از غیبت‌ها هم بدون هیچ دلیل خاصی اتفاق افتاده بود. به هر حال باید بین فردی که در بیمارستان مانده و فردی که بدون هیچ دلیل، کار را ترک کرده تفاوتی قائل شویم. دلیل تمام غیبت‌ها، حتی غیبت پرستارانی که همسران نظامی داشتند به صورت مکتوب در این کمیته بررسی شد تا آن تعداد از همکارانی که در مراکز درمانی ماندند و به مردم کمک کردند، احساس نکنند که زحمات‌شان نادیده گرفته شده است. ما اعلام کردیم که برای غیبت‌ها سختگیری و محرومیتی نباشد و افرادی که غیبت داشتند هم، دلیل غیبت‌شان را اعلام کنند، اما امتیاز جنگ، فقط به آن تعداد از تیم درمان تعلق گرفت که در مرکز درمان حضور داشتند و خودشان را با شرایط وفق دادند و برای مردم ایستادند و تلاش کردند که حق مردم پایمال نشود و آن تعداد از تیم درمان که چه با دلیل موجه و چه با دلیل غیرموجه در مرکز درمانی حضور نداشتند، مشمول دریافت امتیاز جنگ نمی‌شدند.

    البته از پرستاران شنیدم که رقم حق جنگ هم ثابت نبوده و مثلا دو پرستار در یک بیمارستان، با اینکه هیچ غیبتی نداشتند و اضافه کار و شیفت کامل داشتند هم، رقم‌های متفاوت و کمتر از ۵ میلیون تومان دریافت کرده‌اند و حتی پرستارانی در بیمارستان‌های سایر شهرها، رقم بیشتر از تهران گرفته‌اند با اینکه در تهران، بیشترین حملات و بیشترین مجروحان را داشتیم. چرا رقم حق جنگ در هر بیمارستان متفاوت بوده؟

    سقف پرداخت به تمام کادر درمان ۱۰ میلیون تومان بود و معترفیم که همین ۱۰ میلیون تومان هم عددی نیست آن‌هم باتوجه به اینکه در زمان جنگ، وزارت بهداشت از معدود دستگاه‌هایی بود که پای کار مردم ایستاد و حدود ۴۰ هزار مجروح این جنگ هم توسط همکاران ما تیمار شدند که کار بسیار مهمی است. اما رقم پرداختی به هر کدام از اعضای تیم درمان‌ها متفاوت بود، چون با پرداخت یکسان، حق بعضی همکاران زیر سوال می‌رفت ولی آن همکارانی که شیفت‌های متعدد داشتند یا مرکز درمانی را ترک نکردند، رقم کامل را دریافت کردند و اختیار پرداخت هم به روسای دانشگاه‌ها و روسای بیمارستان‌ها واگذار شد تا پرداخت‌ها باتوجه به حضور تیم درمان در روز تعطیل یا تعداد شیفت‌ها، با پیگیری عادلانه‌تری محاسبه شود. البته در خانواده بزرگی مثل وزارت بهداشت، انتظار اجرای دقیق عدالت خیلی سخت است و حالا هم اگر هر کدام از تیم درمان، از رقم دریافتی به عنوان امتیاز جنگ شکایتی دارد می‌تواند از طریق سامانه ۱۹۰ به وزارت بهداشت اعلام کند تا بررسی شده و در صورت تضییع حق، پیگیری شود.

    بعضی پرستاران با سامانه ۱۹۰ تماس گرفتند و یکی از اعتراضات هم بابت تفاوت رقم حق جنگ برای پزشکان و پرستاران یک بیمارستان بوده درحالی که تعداد مجروحان جنگی برای گروه پرستاری و پزشک این بیمارستان یکسان بوده است.

    به هیچ کدام از پرستاران و پزشکان، رقم بیشتر از ۱۰ میلیون تومان پرداخت نشده و شایعه پرداخت ارقام بیشتر به پزشکان، غیرواقعی است، چون سقف پرداخت برای تیم درمان تمام بیمارستان‌ها ۱۰ میلیون تومان تعیین شد. در شرایط فعلی، دوقطبی شدن فضا و تقسیم‌بندی پزشک و پرستار یا پرستار و تکنیسین آزمایشگاه یا تکنیسین آزمایشگاه و بخش خدمات بیمارستان، کار عاقلانه، موجه و اخلاقی نیست. هر کدام از همکاران که به رقم دریافتی‌شان اعتراضی دارند، حتما به سامانه ۱۹۰ اعلام کنند و اگر این سامانه هم پاسخگو نبود، به ما اعلام کنند تا از طریق بخش بازرسی وزارت بهداشت، اعتراض‌شان را پیگیری کنیم، چون این اعتراضات قابل بررسی است و باید هم به طور کامل بررسی شود تا حقی پایمال نشود. تیم درمان، آبروی وزارت بهداشت است و اگر سوءمدیریتی اتفاق بیفتد و حقی به درستی ادا نشود، وزارت بهداشت سرمایه اجتماعی خود را از دست خواهد داد و بنابراین، باید با فردی که باعث ایجاد اعتراض شده، صحبت کنیم که با سوءمدیریت، سرمایه اجتماعی ما را خراب نکند. از تمام پرستاران می‌خواهم که از اعتراض خود کوتاه نیایند و حتما به سامانه ۱۹۰ اطلاع بدهند و حتی از طریق رسانه‌ها، اعتراض‌شان را مطرح کنند و ما قول می‌دهیم که اعتراضات را پیگیری کنیم.

    جنگ، یک اتفاق پیش بینی نشده بود؛ منابع «حق جنگ» چطور تامین شد؟

    منابع را در پایان سال ۱۴۰۴ به سختی ولی با کمک دولت تامین کردیم. دولت هم می‌دانست که تامین این رقم، ساده نیست، چون هیچ معلوم نبود که جنگ تا چه زمانی ادامه داشته باشد ولی در پایان سال ۱۴۰۴ با مصوبه هیات دولت، بودجه‌ای برای پرداخت بخشی از طلب‌های معوق وزارت بهداشت اختصاص یافت. وزارت بهداشت، از معدود دستگاه‌هایی است که طلب معوق دائمی دارد و هم در دولت چهاردهم و هم در دولت‌های قبلی، وزرای بهداشت همواره با مشکل طلب‌های معوق ناشی از انباشت بدهی بیمه‌ها و موسسات خدمت‌گیرنده و حتی دولت مواجه بوده‌اند. پایان سال ۱۴۰۴، دولت منابعی برای پرداخت دو الی سه نوبت کارانه کادر درمان و بودجه‌ای هم به عنوان حق جنگ درنظر گرفت که در محاسبات معلوم شد می‌توانیم رقمی بین ۵ تا ۱۰ میلیون تومان برای همکارانی که در مرکز درمانی ایستادند، پرداخت کنیم.

    تاکید می‌کنم که این عدد، با توجه به تورم و وضعیت بازار، عدد قابل‌توجهی نیست به‌خصوص که وزارت بهداشت که بعد از وزارت آموزش و پرورش، بیشترین تعداد نیرو را دارد، همیشه در تامین بودجه با مشکل مواجه است با اینکه خدمات سلامت، همیشه ثابت و پایدار است. امیدوارم که بیمه‌های پایه و تمام موسساتی که از ما خدمت سلامت دریافت می‌کنند، وزارت بهداشت را در اولویت تسویه بدهی‌هایشان بگذارند تا طلب‌های معوق‌مان، صفر شود و همکاران ما بدانند که تیم ملی سلامت طلبی از دولت ندارد و با تورم پیش می‌رود. امروز طلب معوق ۱۸ ماه یا ۱۵ ماه یا ۱۰ ماه قبل همکاران‌مان را پرداخت می‌کنیم درحالی که با این تورم، طلب ۱۸ ماه قبل، امروز ارزش ۱۸ ماه قبل را ندارد و البته، مسوولان وزارت بهداشت هم این کاهش ارزش را می‌فهمند و از اولین روز فعالیت دولت چهاردهم هم برای به‌روزرسانی مطالبات تلاش کردیم چنان‌که روز اول فعالیت دولت، ۱۲ تا ۱۸ ماه تاخیر در پرداخت مطالبات داشتیم، اما امروز این تاخیر به ۶ الی ۷ ماه رسیده و همین تعویق ۶ یا ۷ ماهه هم در کشور بحران پذیر ما، عددی قابل فهم است. امیدوارم مطالبات صفر شود تا بتوانیم به سمت توسعه پیش برویم. مطالبات هم، محدود به پرداخت تیم درمان نیست بلکه امروز شرکت‌های دارویی و تجهیزات پزشکی هم عدد‌های قابل‌توجهی طلبکارند که البته وزارت بهداشت، تقصیری در انباشت این طلب‌ها ندارد. در این چرخه، همه به هم وصل هستیم؛ شرکت‌های دارویی و تجهیزات پزشکی از بیمارستان طلبکارند و بیمارستان، از بیمه طلبکار است و بیمه هم از دولت طلبکار است و انتهای زنجیره، تیم درمان هستند.

    تعداد زیادی از طلبکاران ما، پیمانکاران ساخت و ساز یا تعمیر و تجهیز مراکز بهداشتی و درمانی هستند و دولت به این گروه بزرگ طلبکاران مدیون است. با چنین شرایطی، امروز بیشتر از آنکه به توسعه فکر کنیم، به این فکر می‌کنیم که بدهی‌مان را پرداخت کنیم در‌حالی که بسیاری از تجهیزات بیمارستانی ما مشکل پیدا کرده و بسیاری از تجهیزات بیمارستانی، از بس کار کرده دچار خرابی‌های متعدد می‌شود.

    اوایل سال ۱۴۰۳، در کنگره جامعه جراحان از روسای بیمارستان‌های خصوصی و جراحان بیمارستان‌های آموزشی درباره وضعیت تجهیزات پیشرفته و اقلام مصرفی بیمارستان‌ها پرسیدم و جراحان و روسای بیمارستان‌ها می‌گفتند نه‌تنها امکان خرید تجهیزات نو نیست بلکه تعمیر دستگاه‌ها هم با مشکل مواجه می‌شود. الان وضعیت تامین تجهیزات مورد نیاز بیمارستان‌های آموزشی چطور است؟

    امروز بیش از آنکه نگران تجهیزات بیمارستانی باشیم، نگران تامین دارو هستیم. حلقه اول زنجیره تامین تجهیزات پزشکی و دارو، مواد اولیه و حلقه آخر، محصول ساخته شده است و وضعیت کل زنجیره، تابعی از اقتصاد کشور است. عوامل اصلی در تولید قرص استامینوفن، علاوه بر ماده اولیه، ورق آلومینیوم برای بسته‌بندی و کارتن مقوایی برای تحویل به سیستم پخش و خودروی توزیع و سوخت خودروی توزیع و هزینه حمل و نقل است و مجموع این عوامل، تابعی از اقتصاد است.

    وقتی قیمت تمام این عوامل گران می‌شود، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که قیمت دارو ثابت بماند و اگر انتظار داریم قیمت دارو گران نشود، شرکت تولیدکننده، بعد از مدتی، دیگر امکان ایثار نخواهد داشت. وضع غذای دانشجویی یا حتی غذای مراکز درمانی هم همین است. وزارت بهداشت، وزارت علوم و وزارت آموزش و پرورش، چه در دانشگاه و چه در خوابگاه، تعداد زیادی دانشجو دارند که باید به این دانشجویان صبحانه و ناهار و شام بدهند و وزارت بهداشت باید در مراکز درمانی خود برای بیماران و کارکنان بیمارستان، صبحانه و ناهار و شام توزیع کند.

    پیمانکاری که مسوولیت غذای دانشگاه‌ها و بیمارستان‌ها را تقبل کرده، دائم در مواجهه با اختلاف قیمت است و نمی‌توان انتظار داشت که امروز، چلوکباب را با قیمت سال ۱۴۰۳ عرضه کند، چون در طول یک سال، قیمت روغن و برنج، دائم در حال تغییر بوده علاوه بر آن با یک تحول اقتصادی در اثر آزادسازی قیمت‌ها، نظام توزیع کالابرگ ایجاد شده و حالا این پیمانکار، خواستار ارزش افزوده است و نمی‌توان به او گفت که قرارداد ما با شما رقم دیگری بوده و باید به همان قرارداد پایبند بمانی. این پیمانکار، پارسال یک کیلو برنج را N ریال می‌خرید و حالا باید ۴ N ریال بخرد و باید قیمت غذا را افزایش بدهد.

    البته فشار این تغییر قیمتی به دوش وزارت بهداشت است درحالی که بعضی نمایندگان مجلس می‌گویند فلان بودجه را سه برابر افزایش داده‌اند و مشکل ما را حل کرده‌اند، اما این بودجه در‌حالی سه برابر شده و مثلا از ۳۰۰ میلیون به ۹۰۰ میلیون رسیده که قیمت کالای ۳۰۰ میلیونی، امروز سه میلیارد است و بنابراین، بودجه ما حتی با افزایش ۱۰ برابری هم به پای تورم نمی‌رسد. جا ماندن از تورم باعث نارضایتی کارکنان سلامت خواهد شد، چون قادر به تامین کامل پرداخت به کارکنان نیستیم و تامین دارو و تجهیزات پزشکی هم با مشکل مواجه می‌شود علاوه بر آنکه به پیمانکاران غذا و ساخت و ساز و تعمیرات بدهکار می‌شویم. یک مثال ساده بگویم؛ تیوب سی‌تی اسکن بعد از چندبار تصویر‌برداری باید تعویض شود ولی در فاصله سال ۱۴۰۲ تا امروز، قیمت تیوب سی‌تی اسکن به رقمی رسیده که بیمارستان‌های آموزشی قادر به پرداخت هزینه‌اش نیستند و باید با کمک نیکوکاران یا پرداخت جداگانه توسط وزارت بهداشت خریداری شود.

    نوروز امسال و در اوج جنگ، تا تنگه هرمز و بیمارستان منطقه‌ای رفتم که علاوه بر مجروحان جنگ، مجروحان تصادفات جاده‌ای را هم باید پذیرش می‌کرد ولی در همان ایام، دستگاه سی‌تی اسکن بیمارستان خراب شد و، چون بیمارستان قادر به تامین قطعه یدکی دستگاه نبود، خدمت‌رسانی در بیمارستان متوقف شد. قطعات پیشرفته تجهیزات پزشکی، وارداتی است و باید با ارز تامین شود ولی با این تغییرات قیمت دلار، مدیریت نظام سلامت بسیار سخت و شکننده است و به همین دلیل امیدواریم با خروج کشور از وضعیت جنگی و تامین منابع لازم، شرایط به گونه‌ای بهبود یابد که بتوانیم رضایت در ارائه خدمات ایجاد کنیم.

    این وضع تا چه حد به جنگ و تا چه حد به تغییرات و افزایش قیمت ارز وابسته است؟

    تاثیرات جنگ و دلار تقریبا هم‌تراز هم هستند. از مدت‌ها قبل، بازار دلار به واسطه تحریم‌ها و شرایط کشور و قبض و بسط اقتصاد جهانی، در حال افزایش بود ولی جنگ، این وضع را تشدید کرد. بخش قابل‌توجهی از خدمات حوزه سلامت، متکی بر ارز است. امروز کشور در حال تجربه تحول اقتصادی متعاقب تک‌نرخی شدن ارز است، اما ارز تخصیصی به بسیاری اقلام، به ارز ترجیحی تبدیل شد و ارز تخصیصی به بسیاری از تجهیزات پزشکی، به ارز تالار اول و دوم و نزدیک به عدد ارز در بازار آزاد تبدیل شد. با این وضعیت، تنها راه تامین هزینه‌های حوزه سلامت، کمک‌رسانی دولت به بیمه‌های پایه است. هر سال تلاش بر این است که افزایش تعرفه‌های پزشکی، سختگیرانه باشد و از تصویب تعرفه‌ها به قیمت روز، جلوگیری شود ولی با عقب‌ماندگی تعرفه‌ها هم، امکان تامین منابع نیست، چون این‌طور که می‌بینیم، با این افزایش قیمت دلار، خدمتی که در سال ۱۴۰۲

    N ریال بوده، امروز به ۱۰۰ N ریال رسیده و بنابراین، حتی با افزایش ۱۰۰ یا ۲۰۰ درصدی تعرفه‌های پزشکی هم پر کردن فاصله افزایش قیمت‌ها و هزینه‌ها ممکن نیست.

    بنابراین، افزایش سهم سلامت به ۸ درصد از تولید ناخالص ملی هم در شرایط فعلی کمک‌رسان نیست؟

    کمک‌رسان نیست، چون هزینه‌ها به شدت افزایش یافته. یک خودروی تولید ایران که ابتدای سال ۱۴۰۲ حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ میلیون تومان بوده الان به بیش از دو میلیارد تومان رسیده. تمام تلاش دیپلماسی کشور این است که با حفظ عزت ملی به توافق برسیم و هنر بزرگ دستگاه دیپلماسی این است که اجازه ندهد جنگ ادامه یابد تا از این پس بتوانیم بنای ساخت و ساز را بگذاریم. اقتدار خیلی مهم است و در جنگ ۴۰ روزه شاهد اقتدار در مقابل هر قدرت یا هر ابرقدرتی بودیم که چشم طمع به کشور ما دارد، ولی شرایط به هر حال هم امنیت و هم حوزه سلامت را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و از فردای تفاهمی که با حفظ اقتدار ایجاد خواهد شد، هزینه‌ها نمایان می‌شود. البته در حال حاضر، در حال تامین تجهیزات بیمارستانی هستیم. هم دولت کمک می‌کند و هم توسط بعضی همسایگان، طوری کار می‌کنیم که قطار خدمات سلامت از حرکت نایستد، ولی اگر شرایط به همین شکل ادامه یابد، باید در همه چیز صرفه‌جویی کنیم. پتروشیمی‌ها در جنگ ۴۰ روزه هدف حمله قرار گرفتند.

    امروز گروه‌های محیط‌زیستی، جنبش مصرف نکردن پلاستیک را شروع کرده‌اند و من و خانواده‌ام هم از این جنبش حمایت می‌کنیم. امروز باید گرانول‌هایی مثل شیشه نوشابه و بطری آب معدنی و پت را تبدیل کنیم، چون امکان واردات گرانول، نیست و بنابراین، باید تا حد ممکن در مصرف پلاستیک صرفه‌جویی کنیم تا سرم‌سازی‌ها برای تامین محفظه پلاستیکی سرم با مشکل مواجه نشوند و حتی پزشکان هم در تجویز سرم صرفه‌جویی کنند، چون هیچ منبع علمی درباره سرم درمانی بی‌رویه وجود ندارد و امروز در تمام کشور‌های توسعه یافته، سرم فقط در بیمارستان‌ها استفاده می‌شود و فقط ۷ یا ۸ درصد مصارف سرم‌ها، در کلینیک‌ها و مطب‌هاست.

    من می‌خواهم از مردم خواهش کنم که حتی در مصرف انرژی هم صرفه‌جویی کنند، چون روشن ماندن لامپ بیمارستان‌ها و اتاق‌های جراحی، مشروط به صرفه‌جویی است. از استادان بیمارستان‌های آموزشی تقاضا می‌کنم که در مصرف تجهیزات بیمارستانی که در این بیمارستان‌ها هم بسیار پرمصرف است، اصل را بر صرفه‌جویی بگذارند و همان شیوه‌ای که ژاپنی‌ها و فرانسوی‌ها بعد از جنگ جهانی دوم در پیش گرفتند را انجام بدهیم تا آسیب‌های جنگ، کمتر روی کشورمان اثر بگذارد.

  • ماجرای نفوذ پزشکان قلابی در بیمارستان‌ها چیست؟

    ماجرای نفوذ پزشکان قلابی در بیمارستان‌ها چیست؟

    به گزارش اقتصادران، هفته گذشته رئیس پلیس فتا پایتخت از دستگیری فردی با مدرک دیپلم که خود را به عنوان پزشک در فضای مجازی معرفی و اقدام به عمل جراحی غیرمجاز کرده بود، خبر داد. این متهم با سوءاستفاده از مُهر پزشکان واقعی، اقدام به جلب اعتماد مردم و انجام اعمال پزشکی غیرقانونی در بیمارستان می‌کرد.

    با دستیگری این فرد توسط پلیس، این سوال مطرح می‌شود که این موضوع فقط یک تخلف فردی نیست، بلکه یک مشکل عمیق در نظام نظارت سلامت است که چگونه این تخلف بزرگ از تمامی لایه‌های نظارتی عبور کرده است. این موضوع حاکی از آن است که نظارت مؤثر ساختاری در بسیاری از بخش‌های نظام سلامت کارآمد نیست.

    «بابک شکارچی» معاون فنی و نظارت سازمان نظام پزشکی در این باره  گفت: همواره فریاد می‌زنیم که خواهش می‌کنیم هر کس تمایل دارد در این زمینه فعالیت کند، ابتدا از ما استعلام بگیرد. ما اطلاعات لازم را در اختیارتان قرار می‌دهیم که بیمارستان‌ها و دیگر مراکز چه عملکردی دارند. همچنین، ما به‌طور مداوم می‌گوییم که خواهش می‌کنیم سیما و رسانه‌ها این نکته را به مردم منتقل کنند که اگر کسی به شما می‌گوید من این هستم، به سایت نظام پزشکی مراجعه کنید. این سایت کاملاً عمومی است و بررسی آن کمتر از یک دقیقه زمان می‌برد. لازم است که درباره این فرد که ما در موردش صحبت می‌کنیم، صحبت کنیم؛ چرا که این شخص کار خود را از فضای مجازی آغاز کرده و نمی‌خواهیم به سادگی از کنار او بگذریم.

    به گفته وی اصل کار این فرد در جایی است که ما مداوم فریاد می‌زنیم؛ به‌خصوص وقتی که اسنپ و دیوار تمایل دارند تبلیغ کنند، باید به‌درستی درک کنند که این شخصی که به آن‌ها مراجعه کرده، قابل اعتماد است یا خیر. متأسفانه، این بررسی‌ها به‌درستی انجام نمی‌شود و صورت مسئله پاک می‌شود. بهتر است این موضوع را جدی‌تر بگیریم و به‌جای کوچک کردن آن، به آن اهمیت بدهیم. این افراد با نفوذ و قدرت، از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کنند.

    شکارچی تاکید کرد: ما هر تلاشی که می‌کنیم، باید به اسنپ و دیوار بگوییم که باید از این قضایا آگاه باشند. این فرد کار خود را از فضای مجازی آغاز کرده و به‌راحتی به بیمارستان‌ها نفوذ می‌کند. ما به‌طور قطع با بیمارستان‌هایی که به این افراد اجازه عمل می‌دهند، برخورد خواهیم کرد و این مسئله را رها نخواهیم کرد. بیمارستانی که این‌گونه عمل می‌کند، قطعاً دچار مشکلاتی است که باید به آن رسیدگی شود.

    معاون فنی و نظارت سازمان نظام پزشکی در ادامه گفت: متأسفانه، به نظر می‌رسد که هیچ‌کس به این هشدارها توجه نمی‌کند. اکنون ممکن است صدها نفر مشابه این فرد وجود داشته باشند که اصلاً پزشک نیستند و در فضای مجازی فعالیت می‌کنند. بیمارستان‌ها ممکن است با این افراد همکاری کرده و شرایط را برای آن‌ها فراهم کنند. ما همچنین در مکان‌های مختلف، حتی آرایشگاه‌ها، مواردی داریم که تحت نظارت وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی نیستند و باید به آن‌ها رسیدگی کنیم.

    شکارچی با بیان اینکه بسیاری از این فعالیت‌ها تحت نظارت دانشگاه‌ها و وزارت بهداشت نیستند، گفت: در حالی که مطب‌ها تحت نظر سازمان‌های مربوطه هستند، ولی هنوز هم این قبیل افراد به راحتی در فضای مجازی فعالیت می‌کنند. فضای مجازی به دلیل فقدان قوانین و نظارت کافی، بستر مناسبی برای اینگونه سوءاستفاده‌ها شده است. ما باید از نهادهای تبلیغاتی مانند دیوار بخواهیم که قبل از انتشار آگهی‌ها، مجوزهای لازم را از این افراد بگیرند تا بتوانند از سلامت جامعه محافظت کنند.

    به گفته وی متأسفانه، واقعیت این است که بسیاری از افراد در فضای مجازی بدون مجوز و نظارت کافی به فعالیت می‌پردازند. این موضوع می‌تواند به ایجاد خطرات جدی برای سلامت جامعه منجر شود. ممکن است صدها فرد دیگر هم وجود داشته باشند که هیچ تخصص و صلاحیتی ندارند و در این فضا فعالیت می‌کنند. بسیاری از مراکز بهداشتی، از جمله آرایشگاه‌ها و دیگر خدمات مشابه، تحت نظارت وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی نیستند و این مسئله نگران‌کننده است. حتی اگر بیمارستانی تحت نظارت باشد، ممکن است در عمل مشکلاتی وجود داشته باشد که باید به آن‌ها رسیدگی شود.

    معاون فنی و نظارت سازمان نظام پزشکی با تاکید بر اینکه ضروری است که نهادهای نظارتی و تبلیغاتی، مانند دیوار، بر فعالیت‌های این افراد نظارت بیشتری داشته باشند، گفت: باید قوانین و مجوزهای لازم را برای انتشار آگهی‌ها رعایت کنند تا از سلامت مردم محافظت شود. با ایجاد یک سیستم نظارتی قوی‌تر، می‌توان جلوی فعالیت‌های غیرمجاز و خطرناک را گرفت. یکی از مشکلات اصلی این است که برخی افراد با ارائه قیمت‌های بسیار پایین‌تر از پزشکان معتبر، به سادگی جذب مشتریان می‌شوند. این امر به دلیل افزایش تمایل مردم به زیبایی و عمل‌های جراحی است که می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

    به گفته شکارچی، بسیاری از افراد به دنبال تغییرات ظاهری هستند و متأسفانه، در این مسیر ممکن است فریب افرادی را بخورند که تجربه و دانش کافی ندارند. اینکه یک فرد با سن کم و بدون تخصص کافی بتواند در این حوزه فعالیت کند، واقعاً نگران‌کننده است و باید به‌دقت مورد بررسی قرار گیرد.

    معاون فنی و نظارت سازمان نظام پزشکی در ادامه بیان داشت: نقش رسانه‌ها و نهادهای نظارتی بسیار حائز اهمیت است. رسانه‌ها باید اطلاعات دقیقی را به مردم منتقل کنند و از آن‌ها بخواهند که قبل از انتخاب هر نوع خدمات پزشکی، به اعتبار و صلاحیت ارائه‌دهندگان توجه کنند. همچنین، نیاز به ایجاد قوانین و نظارت‌های دقیق‌تر بر فعالیت‌های پزشکی در فضای مجازی وجود دارد تا از بروز خطرات جلوگیری شود. فرآیند آموزشی برای پزشکان و به‌خصوص جراحان زیبایی بسیار طولانی و پیچیده است. این موضوع نشان‌دهنده‌ی این است که اگر کسی با چنین سطح پایینی از تخصص و تجربه وارد این حوزه شود، به احتمال زیاد مشکلاتی وجود دارد که باید مورد بررسی قرار گیرد.

    وی افزود: همه ما در قبال سلامت و ایمنی جامعه مسئول هستیم و نباید در این زمینه کوتاهی کنیم. ایده نماد تبلیغات نظام پزشکی و استفاده از بارکد برای تأیید اعتبار تبلیغات پزشکی بسیار مؤثر است و این اقدام می‌تواند به شفافیت و اعتمادسازی در بازار خدمات پزشکی کمک کند. تبلیغات گسترده و اغواکننده در حوزه جراحی‌های زیبایی می‌تواند تأثیرات منفی بر روی تصمیم‌گیری مردم داشته باشد. بسیاری از افراد به‌ویژه جوانان تحت تأثیر تصاویر و وعده‌های غیرواقعی قرار می‌گیرند و ممکن است به دنبال تغییراتی باشند که نه تنها ضروری نیست، بلکه می‌تواند خطرناک هم باشد.

    شکارچی با انتقاد از تبلیغات در فضای مجازی گفت: بالاخره یک خط بر روی پوست باقی می‌ماند. وقتی به عکس‌ها نگاه می‌کنید، انگار که این تغییرات مادرزادی بوده و فرد از ابتدا همین‌طور بوده است. اما واقعیت این است که بسیاری از این تصاویر کاملاً فتوشاپی هستند و هیچ‌کدام واقعی نیستند. وقتی دستتان مجروح می‌شود، جای زخم حتی اگر کوچک باشد، باقی می‌ماند. به عنوان مثال، من در کودکی واکسن آبله‌مرغان گرفتم و اکنون یک نشانه کوچک بر روی صورتم مانده است.بنابراین چطور می‌شود که در جراحی‌های زیبایی ادعا می‌شود که هیچ‌گونه اثری از زخم باقی نخواهد ماند؟ این موضوعاتی است که ما باید به مردم اطلاع‌رسانی کنیم.

    وی افزود: ما به هیچ‌وجه کوتاهی نمی‌کنیم و مطمئن باشید که با مسئول فنی بیمارستان‌ها و صاحبان موسسات هم برخورد جدی خواهد شد. وزارت بهداشت و معاونت انتظامی به شدت پیگیر این موضوعات خواهند بود و طبق قانون بالاترین مجازات‌ها برای آن‌ها در نظر گرفته خواهد شد. لازم است که همه ما به مردم کمک کنیم تا مسیر درست را پیدا کنند و در انتخاب‌های خود دقت بیشتری داشته باشند. آگاه‌سازی جامعه از طریق مصاحبه‌ها و برنامه‌های آموزشی می‌تواند تأثیرات مثبتی داشته باشد و به افزایش سطح دانش عمومی کمک کند.

    وی با بیان اینکه همچنین تبلیغات درباره محصولات مانند چای‌های لاغری و تقویت مو نیز جای بحث دارد، تاکید کرد: این تبلیغاتی که بدون هیچ‌گونه مستندات علمی انجام می‌شود، می‌تواند باعث گمراهی مردم و آسیب به سلامت آن‌ها شود. این موضوع به‌ویژه در مورد محصولاتی که به‌طور مستقیم با سلامت افراد در ارتباط هستند، بسیار حساس و جدی است. تعجب‌آور است که برخی از تبلیغات پزشکی در کشور ما انجام می‌شود بدون اینکه هیچ نظارتی بر روی آن‌ها وجود داشته باشد. این موضوع می‌تواند به ایجاد سوالات و نگرانی‌هایی در ذهن مردم منجر شود، به‌ویژه در مورد اعتبار و صلاحیت افرادی که در این تبلیغات فعالیت می‌کنند.

    دکتر شکارچی اظهار کرد: به‌طور خاص، این نکته که چگونه یک وب‌سایت بدون هیچ‌گونه مجوز و نظارتی می‌تواند به خود اجازه دهد که در حوزه پزشکی تبلیغ کند، نیاز به بررسی جدی دارد. برای مثال در زمینه رانندگی افراد باید گواهینامه داشته باشند و تحت آزمایش‌ها و فیلترهای خاصی قرار می‌گیرند. در حالی که در حوزه پزشکی، چنین نظارت‌هایی به وضوح ناکافی است.

    معاون فنی و نظارت سازمان نظام پزشکی با انتقاد از اینکه برخی از وب‌سایت‌ها یا پلتفرم‌ها که مجوز رسمی دارند، بدون رعایت الزامات قانونی و نظارتی، به تبلیغ خدمات پزشکی می‌پردازند، گفت: این موضوع به‌ویژه در مورد سازمان‌ها و نهادهایی که باید نظارت کنند، پرسش‌برانگیز است. چرا سازمان‌های مربوطه مانند وزارت ارشاد یا نهادهای قضایی و انتظامی با این تخلفات برخورد نمی‌کنند. وقتی سایتی مانند دیوار یا هر پلتفرم دیگری به سرعت بسته می‌شود، چرا در مورد تبلیغات پزشکی چنین اقداماتی انجام نمی‌شود؟

    وی در پایان خاطرنشان کرد: همچنین برخی از محصولات پزشکی بدون تأییدیه‌های لازم به مردم معرفی می‌شوند، در حالی که محصولات خوراکی و دارویی تحت نظارت‌های سختگیرانه‌ای قرار دارند. این‌عدم نظارت می‌تواند به سلامت عمومی آسیب بزند. نگرانی‌های مشروع درباره صحت و اعتبار اطلاعاتی است که از رسانه‌ها، به‌ویژه صدا و سیما دریافت می‌شود. به طور کلی، اعتماد به رسانه ملی و تبلیغاتی که در آن‌ها انجام می‌شود، باید با دقت و آگاهی انجام شود.

  • اختلاف ۸۰ برابری کارانه پزشکان و پرستاران بی‌سابقه است / در بیمارستان‌ها آنچه اهمیت ندارد سلامت مردم است، فقط پول مهم است!

    اختلاف ۸۰ برابری کارانه پزشکان و پرستاران بی‌سابقه است / در بیمارستان‌ها آنچه اهمیت ندارد سلامت مردم است، فقط پول مهم است!

    به گزارش اقتصادران، مشکلات معیشتی و صنفی پرستاران به عنوان ستون اصلی نظام سلامت، به یکی از جدی‌ترین چالش‌های این حوزه تبدیل شده است. روز شنبه ۱۷ آبان جمعی از پرستاران و کادر درمان بیمارستان‌های یاسوج مقابل ساختمان استانداری تجمع کردند. خواسته اصلی آنان پرداخت فوری کارانه‌ها و معوقات چندماهه حقوقی بود. آنها معترض بودند که وعده‌های مکرر مسئولان دانشگاه علوم پزشکی و استانداری تاکنون عملی نشده و این بی‌توجهی باعث خستگی و دلسردی شدید آنان شده است. همچنین هشدار دادند که تا زمان تحقق وعده‌ها و پرداخت کامل مطالبات، اعتراضات ادامه خواهد داشت.

    چند روز پیش‌تر، یعنی در ۱۴ آبان، پرستاران بیمارستان قائم مشهد نیز دست به تجمع زدند. دلایل این اعتراض تعرفه‌های پایین خدمات پرستاری، تأخیر در پرداخت مطالبات، اضافه‌کار اجباری و شرایط کاری طاقت‌فرسا بود.

    اختلاف ۸۰ برابری کارانه پزشکان و پرستاران بی‌سابقه است

    محمد شریفی مقدم، دبیر کل خانه پرستار درباره علت اعتراضات اخیر پرستاران به  گفت: «مشکل اصلی پرستاران حقوق پایین است. همه می‌دانند که پرستاری شغل سخت، پرخطر و پراسترسی است چراکه با جان مردم سر و کار دارد. از این رو نه جذابیتی دارد و نه پرستاران در این حرفه ماندگارند. در کشور‌های توسعه یافته انگیزاننده‌هایی را در نظر می‌گیرند تا در وهله اول پرستار جذب کنند و در وهله دوم آنها را نگه دارند. در کشور ما، اما کم‌توجهی مسئولان و دولتمردان به نظام سلامت منجر به این شده است که فریاد اعتراض پرستاران بلند شود.»

    وی تاکید کرد: «مشکلات صنف ما یک روزه ایجاد نشده و شاید ده پانزده سال است که ما می‌گوییم به داد پرستاران برسید. این اعتراضات از دهه ۸۰ شروع شد و همچنان ادامه دارد. فرد ناراضی اول غر می‌زند، بعد انتقاد می‌کند، در مرحله بعد مطالبه می‌کند و آنگاه مانند سال گذشته اعتصاب می‌کند ولی گوش کسی بدهکار نیست. یعنی به جای اینکه مشکل را حل کنند صورت مسئله را با برخورد، دستگیری، فرستادن به هیات تخلف، حراست و شکایت پاک می‌کنند.»

    شریفی مقدم در پاسخ به اینکه تعرفه‌گذاری خدمات پرستاران توانسته تاثیری بر دریافتی آنها داشته باشد؟ گفت: «الان پرستاران پایین‌ترین حقوق در سطح کارکنان دولت را دریافت می‌کنند. یک پرستار ۱۷، ۱۸ میلیون حقوق ثابت می‌گیرد و یک پرداخت متغیر هم به عنوان کارانه دارند؛ یعنی گروه‌هایی که خدماتشان تعرفه دارد، در پایان ماه آن رقم جمع و پرداخت می‌شود. در سیستم وزارت بهداشت تنها گروهی که خدمات‌شان تعرفه نداشت، پرستاران بودند. سال ۸۴ پرستاران درخواست کردند که خدمات آنها هم مانند سایر گروه‌ها تعرفه‌گذاری شود و سال ۸۶ مجلس این قانون را تصویب کرد. در این ۱۸ سالی که این قانون تصویب شده، علیرغم دستورات مکرر و پیگیری پرستاران، متاسفانه سیستم پزشک سالار وزارت خانه اجازه اجرای این قانون را به شکل واقعی نداده است.»

    ۶۰ تا ۷۰ هزار پرستار فارغ‌التحصیل خانه‌نشین هستند

    شریفی مقدم با اشاره به اینکه چنین سیاست‌هایی سه راه را پیش روی پرستاران گذاشته است، عنوان کرد: «از این رو پرستار دیگر امیدی به اصلاح ندارد و مهاجرت گزینه اولش است. گروه دوم که شامل ۷۰، ۸۰ درصد پرستاران می‌شود، آنهایی هستند که کار می‌کنند، اما ناامید هستند؛ چراکه هرچه پیگیری می‌کنند، بارقه‌ای از تغییر و اصلاح نمی‌بینند. پرستاری که می‌تواند برود کشور دیگر ۴ هزار دلار بگیرد مگر دیوانه است اینجا بماند و با وجود شرایط سخت، ۲۰۰ دلار دریافت کند؟ عمده پرستاران به دنبال مهاجرت هستند.»

    وی درباره گروه سوم پرستاران بیان کرد: «بخشی که به دلایل مختلف نمی‌توانند مهاجرت کنند، تغییر شغل می‌دهند. برخی در ادارات و برخی در اسنپ کار می‌کنند. یک عده هم در خانه نشسته‌اند. با وجود کمبود شدید کادر پرستاری در بیمارستان‌ها، حدود ۶۰ تا ۷۰ هزار پرستار فارغ‌التحصیل در کشور بیکار و خانه‌نشین هستند. حدود یکی‌دو ماه پیش، در تهران آگهی جذب دو هزار پرستار منتشر شد، اما تنها هزار نفر در آن شرکت کردند و ظرفیت تکمیل نشد. در واقع، گروهی که همچنان مشغول به کارند، همان پرستارانی هستند که امروز دست به اعتراض می‌زنند.»

    به طور متوسط ۸ ماه معوقه کارانه داریم

    دبیر کل خانه پرستار درباره میزان معوقه پرستاران در زمینه کارانه، بیان کرد: «پرستاران به طور متوسط ۸ ماه معوقه کارانه دارند. شرایط پرستاری بحرانی است و علت تمام اینها هم تعارض منافع است؛ یعنی گروهی در وزارت بهداشت سلطه دارند که هیچ گروه دیگری را نمی‌بیند و فقط منافع گروه خاصی را دارند تامین می‌کند. هم پول در اختیارشان است، هم قدرت دارند و هم نظارت در اختیار خودشان است. در مجلس و کمیسیون بهداشت قانون تصویب می‌کنند و در وزارت بهداشت هم هر کاری بخواهند، انجام می‌دهند. منظور هم جامعه پزشکان نیست. تمام روسای دانشگاه‌ها و بیمارستان‌های کشور باید هیات علمی باشند. هیات علمی که چند صد میلیون کارانه و چند ده میلیون حقوق ثابت می‌گیرد، پرستاری که ۱۷، ۱۸ میلیون حقوق ثابت و ۵ الی ۶ میلیون کارانه می‌گیرد را درک نمی‌کند.»

    وی ادامه داد: «سال‌هاست دنیا از بحث تعارض منافع گذر کرده ولی الان وزرای ما یا رییس کمیسیون بهداشت مجلس، هم در بخش خصوصی ذی نفع هستند و هم در بخش دولتی. تصمیمات آنها طوری است که منافع خود را تامین می‌کنند. من تعارض منافع را مانند یک غده سرطانی می‌دانم که هرچه زمان گذشته، بزرگ‌تر شده و ریشه دوانیده است. تعارض منافع مشکل اصلی نظام سلامت است که باید جراحی شود. فعلا هزینه آن را مردم دارند پرداخت می‌کنند. در هیچکدام از بیمارستان‌های ما هیچ خدمات مناسبی ارائه نمی‌شود، چون پزشک متخصص در بیمارستان نیست و پرستار هم کم و بدون انگیزه است. از این رو اعتراضات بخش کوچک ماجراست.»

    شریفی مقدم در پاسخ به اینکه آیا میزان پرداخت کارانه در بیمارستان‌های دولتی و خصوصی متفاوت است؟ بیان کرد: «آنچنان تفاوتی ندارند. ممکن است پرستاری که در بیمارستان خصوصی کار می‌کند یکی دو میلیون تومان بیشتر بگیرد که تفاوت چندانی ندارد. آنچه قابل توجه است، اختلاف چند ده برابری در پرداخت کارانه‌هاست که در هیچ جای دنیا سابقه ندارد.»

    در بیمارستان‌ها آنچه اهمیت ندارد سلامت مردم است؛ پول است که اهمیت دارد

    شریفی مقدم در پاسخ به پرسشی مبنی براینکه چه الگو‌هایی در نظام پرداخت پرستاران در دنیا وجود دارد که می‌توان در ایران اجرا کرد؟ گفت: «در دنیا ما دو سه مدل پرداخت داریم؛ یک مدل فیکس پی منت (Fixed Payment) است که به معنای پرداخت حقوق ثابت است. از زمان پیش از انقلاب تا سال ۷۸ این مدل پرداخت حقوق ثابت را داشتیم. محور آن هم بیمار بود یعنی پزشک سرکار حاضر می‌شد، با حوصله تمام مریض‌ها را ویزیت می‌کرد و به رزیدنت و پرستار هم آموزش می‌داد. این اختلاف پرداختی که وجود داشت حدود دو برابر بود. من به خاطر دارم که به عنوان مثال استاد ۱۵ هزار تومان می‌گرفت، سرپرستار ۱۰ هزار و پرستار ۷ هزار تومان دریافت می‌کرد. در بسیاری از کشور‌های دنیا هنوز هم این شیوه مبنای کار است.»

    وی درباره شیوه دوم نظام پرداختی ادامه داد: «مدل دیگر پرداخت براساس تعرفه خدمت است. این روش از سال ۷۸ به کشور ما آمد، اما نه به شکل واقعی که در کشور‌های توسعه یافته اجرا می‌شود. این کشور‌ها براساس تعرفه، حقوق پرستار را پرداخت می‌کردند، اما در کشور ما بدین صورت اجرا کردند که پزشکان جراح، هم حقوق ثابت هیات علمی را می‌گیرند و هم کارانه. این کارانه‌ها ۵۰۰ تا بود و، چون قدرت دستشان بود آن را به ۱۰ هزار رساندند که مبنای پرداخت بیمه‌هاست. یعنی جراح هم حقوق ثابت می‌گیرد هم تعرفه و هم خیلی‌ها در بیمارستان عمل نمی‌کنند و آن را به رزیدنت می‌سپارند ولی تعرفه اش می‌رود در جیب جراحی که در خانه‌اش خوابیده است. این روش در هیچ جای دنیا سابقه ندارد ولی در کشور ما، چون منافع گروهی را تامین می‌کند، همچنان اصرار به ادامه این روش دارند.»

    دبیرکل خانه پرستار افزود: «مدل سومی وجود دارد که به آن DRG (Diagnosis Related Groups) می‌گویند. بدین صورت که بیمه‌ها خدمات را از تولیدکننده که وزارت بهداشت است را می‌خرند، کارشناسان وزارت بهداشت می‌گویند مثلا برای عمل دیسک کمر مریض باید ۴ روز در بیمارستان بخوابد و برای آن مثلا ۱۰ میلیون تومان دریافت می‌کنیم. بیمارستان سعی می‌کند بیمار را خوب عمل و بعد آن را زود مرخص می‌کند تا بتواند پولش را از بیمه بگیرد. در کشور ما، اما مریض می‌آید دیسکش را عمل کند، اما پایش را هم می‌شکنند و دو ماه در بیمارستان می‌ماند. این دو ماه را بیمه پرداخت می‌کند.»

    وی ادامه داد: «آنچه به قطعیت می‌توانم بگویم که در تمامی کشورها رواج دارد، این است که پرداخت ۳ تا ۵ برابری به طور متوسط، بیشتر نداریم. در آمریکا اگر مثلا پرستار ۶ هزار دلار می‌گیرد، پزشک ۱۲ هزار دلار می‌گیرد یعنی حدود ۲ تا ۲ و نیم برابر. در عربستان به فرض پرستار ۱۰ هزار ریال و پزشک ۱۵ هزار ریال می‌گیرد. درواقع رقم فرق می‌کند ولی نسبت‌ها متعادل هستند و از ۱ و نیم تا متوسط ۳ برابر و به ندرت ۵ برابر اختلاف دارند. در کشور ما کارانه‌های ۶۰، ۷۰ برابری را هم داریم که بی‌سابقه و به معنای این است که سیستم سلامت ما فروپاشیده است.»

     بیمارستان‌ها مریض را به چشم بسته پول نگاه می‌کنند

    شریفی مقدم ضمن بیان اینکه در بیمارستان‌ها آنچه اهمیت ندارد سلامت مردم است و این پول است که اهمیت دارد، گفت: «چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی مریض را به چشم بسته پول نگاه می‌کنند. متاسفانه علاوه بر پرداخت‌هایی که دریافت می‌کنند، زیرمیزی یک پدیده شومی است که آن را هم صراحتا می‌خواهند. گاهی حتی به خاطر فرار مالیاتی دلار طلب می‌کنند. جایی که ثروت و قدرت بدون نظارت باشد، فساد اجتناب ناپذیر است. متاسفانه در سیستم سلامت ما احتمال فساد بالاست.»

  • چند درصد از پزشکان ایرانی زیرمیزی بگیرند؟ / برخی مسئولان نگاه کیلویی به رشته پزشکی دارند!

    چند درصد از پزشکان ایرانی زیرمیزی بگیرند؟ / برخی مسئولان نگاه کیلویی به رشته پزشکی دارند!

    به گزارش اقتصادران، دکتر محمد رئیس زاده، رئیس سازمان نظام پزشکی ایران؛ در باغملک زاده شد. در اهواز، دبیرستان نمونه دکتر حسابی، جایی که بادهای خوزستان بوی نفت و دفتر کاهی دانش‌آموزان و امیدهای آینده را باهم می‌آمیخت، جوانی بود که با رتبه ۲۴ کنکور، آن هم با “سهمیه‌ای به‌نام استعداد و ممارست_ راهی تهران شد؛ دانشگاه علوم پزشکی تهران. پزشکی عمومی را آنجا خواند، سپس به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی رفت، تخصص جراحی عمومی و فوق‌تخصص جراحی عروق و تروما را با مشورت دکتر ظفرقندی، در بیمارستان شهدای تجریش گذراند.
    حالا بر مسند ریاست سازمان نظام پزشکی نشسته، مردی که می‌گویند صدای جامعه پزشکی را با قدرت به گوش قدرت می‌رساند. همین چند روز پیش در تهران، بر رقبای سرسخت چیره شد، بالاترین رأی جامعه پزشکی را در کشور و تهران از آن خود کرد و می‌گوید: «رأی، دلی بود.»
    در دوره‌اش، بحث زیرمیزی چون زخمی کهنه همچنان گشوده است. ظرفیت پزشکی، خودکشی و افکار خودکشی جوانان سفیدپوش، سهمیه‌های خاص، ظرفیت پزشکی، عضویت علوم آزمایشگاهی‌ها در نظام پزشکی، و اقتصاد سلامت، بخشی از چالش‌های دیگر نظام سلامت منطبق بر دوره ریاست اوست.
    او صریح سخن گفت، سیاست‌های تعرفه را «کمونیستی» خواند. تاکید کرد در برابر دانشگاه غیرانتفاعی پزشکی می‌ایستد و نیز، سهمیه‌ها باید بازنگری شود. و گفت: نسخه این مسائل را باید پیچید و تجویز مؤثرتری کرد.
    در پایان مصاحبه با دکتر روانه بیمارستان شدیم. عمل جراحی سه ساعته داشت.  در مسیر پرسیدم: پزشکِ نظام یا رئیس‌زاده نظام پزشکی؟ او هم کوتاه گفت: هر دو اعتبار بزرگی‌اند.
    اینک مشروح گفت‌وگوی دکتر محمد رئیس زاده رئیس سازمان نظام پزشکی ایران، را از نظر می‌گذرانید؛
    آقای دکتر بحث را با پدیده زیرمیزی آغاز کنیم. ارزیابی شما از میزان و گستردگی این پدیده در سیستم جامعه پزشکی امروز ایران چیست؟
    ما دو بحث داریم. همکاران بزرگوار ما که مثلاً متخصص اطفال، عفونی یا بیهوشی هستند، ارتباطی با انجام “اینجا پروسیجر” (اقدامات تهاجمی) ندارند. پزشکانی که در واقع اقدام انجام می دهند در قبال بیماران، در معرض زیر میزی قرار دارند. اینها  ۱۵ درصد از جامعه پزشکی کشور هستند و در موقعیتی قرار دارند که اصطلاحاً می‌توانند به این شکل [زیرمیزی] عمل کنند.
    حالا از این ۱۵ درصد، اگر حساب کنیم، نهایتا ۴۰ تا ۵۰ درصد زیر میزی در این عده جریان دارد. حجم عظیمی از همکاران ما در هیئت‌های علمی دانشگاه یا در بخش‌های خصوصی – که فرقی نمی‌کند – با شرافت کامل و با رعایت تمام موازین در حال خدمت هستند. اگر آن را هم در نظر بگیریم، جمعاً چیزی نزدیک به ۷-۸ درصد از جامعه پزشکی ممکن است اهل زیرمیزی باشند. این عدد می‌شود تقریباً یک عدد شاید زیر ۱۳-۱۴ هزار نفر. اگر ۵۰ درصد [از آن ۱۵ درصد] را بگیریم – که باز هم از نظر ما عدد بالایی است – می‌شود کلاً نزدیک به ۷ درصد جامعه پزشکی.
    ولی در واقع ۵۰درصد از آنهایی که در معرض زیر میزی قرار دارند، آن را انجام می دهد…
    بله، ۱۳-۱۴ هزار نفر از جامعه پزشکی. البته عدد را من دست بالا می‌گیرم، شاید مثلاً به سمت گرفتن زیرمیزی حرکت کنند. در این میان تقریباً ۹۲ درصد پزشکان کشور ما خوب، با سلامت کامل و با شرافت کامل دارند به مردم خدمت می‌کنند.
    اما بالاخره این ۷-۸ درصد خیلی برجسته است و تو چشم می‌آید. چرا؟ چون مردم عموماً از جامعه پزشکی چنین انتظاری ندارند. نکته بعدی هم عادت ذات بشر و ذات رسانه است. ذات خبر این است که موارد منفی را بیشتر توجه می‌کنند و می‌بینند. موارد منفی که انجام نمی‌شود را کسی کار ندارد. همه جای دنیا همین جور است. یک میلیون نفر آدم در امنیت  دارند تردد می‌کنند در یک شهری، کار می‌کنند، و پلیس دارد امنیت آن‌ها را تأمین می‌کند، اما آن یک نفری که به ضرب چاقو یا گلوله کشته می‌شود را رسانه می‌بیند و مردم توجه می‌کنند. این ذات بشر، ذات رسانه است. خب بحث روانشناختی عمیق بشری دارد. متوجه‌اید؟ چون نوعاً مردم آن چیزی را که برای خودشان تهدید می‌دانند، بیشتر توجه می‌کنند. چیزی که تهدید می‌دانند، آن چیزی که نعمت است نه، مجهول است معمولاً.
    خب در حوزه سلامت هم همین است. نظام سلامت در ماه ما معمولاً ۹۰ میلیون خدمت حوزه سلامت به مردم ارائه می‌کند. ۹۰ میلیون خدمت. سالانه در واقع ۹۰۰ میلیون تا یک میلیارد خدمت دارد ارائه می‌شود. خب حالا در این عدد بزرگ، حجم زیرمیزی یک عدد خیلی ناچیزی است، اما قابل توجه می‌شود و به آن پرداخته می‌شود.
    پس این جور نیست. من دفاع می‌کنم از قاطبه جامعه پزشکی، ولی مردم بالاخره زیرمیزی را می‌بینند. آن‌هایی که مراجعه می‌کنند به پزشک و پزشکی که زیرمیزی می‌گیرد، بالاخره این پدیده را می‌بینند. حجم عظیمی از مردم کخ به پزشکی مراجعه می‌کنند، دارند خدمت سالم و طبق تعرفه می‌گیرند. پس این بحث اول.
    بحث دوم این است که حتماً باید در واقع این پدیده در کشور درمان شود و مدیریت شود. رابطه مالی بین پزشک و بیمار وجود نداشته باشد و این ایده‌آل جامعه پزشکی است. یعنی قطعاً قاطبه جامعه پزشکی و ما  آرزویمان این است که بحث مالی بین ما و بیمار وجود نداشته باشد. چرا؟ چون من پزشک باید تمام هنرم و تمام توانم و تمام علمم را معطوف کنم که بهترین درمان را به مریض بدهم. وقتی مریض به من مراجعه می‌کند، هنر طبابت من چیست؟ که بهترین روش درمانی را با بروزترین، در واقع پیشرفت‌های علمی، به مریض ارائه بدهم، درمان کنم. من به هیچ وجه دوست ندارم ذهنم درگیر مسائل مالی باشد. این ایده‌آل ماست.
    ما عرضمان این است: کسانی که در کشور مسئول هستند و وظیفه‌شان است، مثل سازمان‌های بیمه‌گر، مثل حکومت، مثل دولت، بیایند وظیفه  تنظیم مالی بین بیمار و ارائه‌دهنده خدمت را به عهده بگیرند.
    ما واقعاً آرزو داریم این کار را بکنند، دستشان را هم می‌بوسیم. اما وقتی آن‌ها غایب هستند و نقش خودشان را درست انجام نمی‌دهند، این روابط ایجاد می‌شود.
    با این استدلال که  راه برای همه ناهنجاریها باز می شود. مثلا فرض کنید بگوییم که دزدی معلول است و تا زمانی که به صورت کامل مطالعه دقیق نشود، جریان خواهد داشت. اما آیا این بحث باعث می شود کاری با سرقت ها و دزدی های جاری نداشته باشیم؟ آن هم در قشری فرهیخته همانند پزشکان…
    بله باز توجیه نمی‌شود. اگر مریضی، هم وطنی، مراجعه می‌کند، نیاز دارد، یک کسی یا نهادی غایب بوده، کارش را انجام نداده، من بیایم از گرده مریض بکشم؟ ما می‌گوییم باید همکاران باید اخلاق حرفه‌ای، تعهد پزشکیشان را و طبیب بودن و حکیم بودن را رعایت کنند.
    حتماً باید این پدیده (زیرمیزی)در کشور درمان شود و مدیریت شود. رابطه مالی بین پزشک و بیمار وجود نداشته باشد و این ایده‌آل جامعه پزشکی است
    اما … ببینید، حوزه اقتصاد سلامت و درمان یک صنعت است. این صنعت را شما نمی‌توانی فقط با توصیه اخلاقی مدیریت کنی. بعضی جاها کار به عنوان”طبیب” اصلاً قابل تداوم نیست. خدمت است. مثلاً شما یک مطب داری. دیگر، مطب باید سر پا بماند. خب چون نهاد مربوطه “غایب” است [سازمان‌های بیمه‌گر و دولت]، این مطب نمی‌تواند دوام بیاورد با این تعرفه‌های دستوری و کمونیستی. دوام نمی‌آورد. شما یا باید این کار را ترک کنید. یا یک کلینیک یا یک بیمارستان یا یک دی‌کلینیک کار کنی. این یک صنعت است. این صنعت را باید حفظ کرد. صنعت را که نمی‌شود گفت خب شما طبیبی باش، حکیم باش. اصلا “من طبیبم، حکیمم”، ولی این صنعت نمی‌چرخد. این مطب، این موسسه نمی‌چرخد. چرا؟ چون شما باید با تعرفه دستوری با ۶۰ درصد زیر قیمت باید بچرخانی.
    اینجا دیگر فقط بحث خودش نیست. من واقعاً دوست دارم، به قول دوستان، حکیم باشم، طبیبی باشم، اصلاً به درآمد و هزینه فکر نکنم. اما این صنعت اینطوری نمی‌چرخد. خب من باید تعطیل کنم مطبم را؟
    ولی نباید هزینه ها را مردم بدهند. من هم حقوقم در رسانه بسیار پایین است، آیا مجازم از جیب شما بردارم؟
    خب، بله، درست است و حتی یک درصد زیرمیزی هم نباید باشد. همکاران من تا حد ممکن باید رعایت کنند. اما یک جایی، خودشان [به لحاظ اقتصادی] تحت فشارند. اما آن ساختار و آن سامانه و صنعت سرپا می‌ماند؟ حاکمیت می‌خواهد حوزه سلامت را به شکل کمونیستی و دستوری اداره کند. بیمه می‌گوید من خودم تعیین خدمت، تعیین قیمت می‌کنم. چقدر؟ ۶۰-۷۰ درصد زیر قیمت تمام‌شده. هر وقت هم خودم خواستم، انجام می‌دهم. هر وقت هم احساس کردم کسورات بزنم، کسورات می‌زنم. هر وقت خواستم جریمه می‌کنم. درسته؟
    ما باید به پدیده زیرمیزی به عنوان یک پدیده اجتماعی نگاه و آنالیز کنیم. رسانه ما الان دارد چکار می‌کند؟ یا مسئولین ما؟ مسئولین ما شب تا صبح می‌گویند زیرمیزی بد است، زیرمیزی بد است، زیرمیزی خیلی بد است، زیرمیزی خیلی خیلی بد است. من می‌گویم تا ۲۰۰ سال دیگر هم این را بگوییم، با این شکل پرداختن، زیرمیزی حل نخواهد شد. چرا؟ چون داریم به معلول می‌پردازیم. علت را بررسی کنید. علت را بررسی کنیم. علت را آنالیز کنیم. در آن علت، هر چقدر تقصیر جامعه پزشکی بود، ما می‌پذیریم و برخورد می‌کنیم. الان هم داریم برخورد می‌کنیم. دیگر، هر چقدر هم مسئولش سایر کسانی بودند، جوابگو باشند. این که من بگویم زیرمیزی بد است و مضمونش این باشد که همه را خراب کنم بر سر جامعه پزشکی، این نه علمی است، نه منطقی است، نه عادلانه است. حل نخواهد شد.
    عرض من این است ما متناسب با آن خدمت، آن ۹۲-۹۳ درصد را هم ببینیم. با این ۷-۸ درصد هم برخورد کنیم. برخورد هم کردیم. من روی شیوه برخورد الان اختلاف نظر دارم. اما انتظار نداشته باشیم با توصیه‌های اخلاقی حل شود.
    آقای دکتر به نظر شما سخت و طولانی مدت شدن آموزش پزشکی به نحوی که افراد زیادی در آن ، اقدام به خودکشی می کنند یا به آن فکر می کنند، تاثیری در ایجاد گره ها و عقده هایی داشته باشد که در زمان طبابت به بروز پدیده های ناهنجار مثل زیر میزی و … کمک کند؟
    بله…مثلاً، اینقدر سخت شدن دوره پزشکی، این که در امتحان قبول شود، بعد هر سال هم امتحان بدهد ، بعد چهار سالش تمام شد، امتحان تخصصی، دیگر باید امتحان برد بدهد، بعد دوباره دو سال دیگر می‌فرستیمش طرح تخصصی با حقوق ماهی ۱۷ میلیون. یعنی این فرد را بعد از در واقع ۱۶-۱۷ سال راهی اش می‌کنیم، می‌گوییم با یک تعرفه حداقلی زندگی‌ات را بچرخان. ناهنجاری که جنابعالی فرمودید اثر می‌گذارد.
    ببینید، رشته پزشکی یکی از طولانی‌ترین، پرهزینه‌ترین و دشوارترین دوره‌های دانشگاهی است. متناسب با این دشواری، باید ارزش واقعی این کار نیز دیده شود. متأسفانه برخی از مسئولان کشور امروزه به این حرفه به صورت کمی و “کیلویی” نگاه می‌کنند که این همان نگرش راهبردی اشتباهی است که من اشاره کردم.
    به عنوان مثال، می‌گویند: “شما پنج دقیقه وقت گذاشتید و دیگری نیز پنج دقیقه وقت گذاشته است.” در حالی که این همکار ما در پشت آن پنج دقیقه، سرمایه‌ای ۲۸ ساله از عمر و تلاش خود گذاشته است. او این پنج دقیقه را در شرایطی صرف می‌کند که اگر خدای نکرده کوچک‌ترین خطایی رخ دهد، ممکن است بینایی بیمار از دست برود یا جان او به خطر بیفتد. این را باید به خوبی درک کنیم.
    اگر مجلس روند را اصلاح کند ما عضویت علوم آزمایشگاهی ها در نظام پزشکی را انجام می دهیم، فقط مشکل علوم آزمایشگاهی نیست، همه لیسانسه‌های حوزه سلامت هستند
    فرمایش شما کاملاً درست است. این‌ها قطعاً در این نوع رویکرد، جوانان جامعه پزشکی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و این اختلالاتی که ایجاد می‌شود، حتماً تأثیر دارد.
    برای کاهش دوره و رفع مشکلات، نمی شود کاری کرد؟
    بله، ما  متناسب با شرایط، کارهایی را کردیم. ما یک هات‌لاین راه انداختیم، در واقع یک خط مستقیم اورژانس راه انداختیم برای همکارانی که مشکلاتی دارند، تحت فشار هستند به لحاظ مسائل شخصی و روانی، که این‌ها را ۲۴ ساعته ما وصل می‌کنیم به روانپزشک‌های برجسته که دارند کار می‌کنند. جلسات متعددی را هم با وزارت بهداشت، با خود نماینده‌ها، با روانپزشک‌ها، با انجمن پیشگیری از خودکشی ایران، با مسئولین وزارتخانه و کمیسیون بهداشت برگزار کردیم. در حوزه آیین‌نامه‌های دستیاری اصلاحاتی ایجاد شد. بحث معیشت دستیاران هم باید در واقع اصلاحات خوبی انجام شد که هنوز البته جای کار دارد.
    ولی مهم‌ترین نکته، امید به آینده است. ببینید، اگر دستیار ما به آینده شغلی‌اش امیدوار باشد،  سخت‌ترین دشواری‌ها را هم تحمل می‌کند.
    شما در ابتدا گفته بودید چتر سازمان نظام پزشکی باید گسترده‌تر باشد، اما بعد از وجود موانع قانونی برای عضویت علوم آزمایشگاهی‌ها سخن گفتید. موضع نهایی شما چیست؟ الان چرا فقط دو نفر ازعلوم آزمایشگاهی ها  عضو هستند و بقیه نیستند؟ اگر مانع قانونی است، باید برای همه باشد. و  اگر این دو نفر مشکل خاصی ندارند و عضویتشان درست است، چرا اعضای سازمان نظام پزشکی از عضویت آنان شکایت کردند که البته نهایتاً هم به نفع علوم آزمایشگاهی‌ها رای داده شد؟…
    مواضع من منافاتی با هم ندارند. من عرض کردم که نظام پزشکی هرچه ساختارش وسیع‌تر و گسترده‌تر شود، استقبال می‌کنیم. تعداد اعضای ما بیشتر می‌شود، قدرت ما بیشتر می‌شود، تقویت می‌شویم. این حرف کلی است.
    در خصوص عضویت علوم آزمایشگاهی، مشکل اصلی قانون سال ۸۳ مجلس در مورد نظام پزشکی است. قانون خاصی که در مجلس شورای اسلامی تصویب شده. آن قانون به من و به هیچکس دیگری این اجازه را الان نمی‌دهد. یعنی خود دوستان علوم آزمایشگاهی هم اگر الان مسئول سازمان نظام پزشکی باشند، این کار را نمی‌توانند انجام دهند. چرا؟ چون قانون سازمان نظام به صراحت نوشته که چه کسانی می‌توانند عضو سازمان نظام پزشکی باشند: پزشک، دندانپزشک، دکترای داروسازی، رشته‌های مامایی، لیسانسی‌های پروانه‌دار و دکترای علوم آزمایشگاهی.
    ببینید: “دکترای علوم آزمایشگاهی” و “لیسانسی‌های پروانه‌دار”. “لیسانس پروانه‌دار” تعریفش بر عهده حوزه وزارت بهداشت است. درست است؟
    حل مشکل دوستان علوم آزمایشگاهی دو مسیر دارد: لیسانسه‌های علوم آزمایشگاهی یا باید وزارت بهداشت به ما بگوید که اینها “لیسانس پروانه‌دار” هستند. ما طبق قانون فقط “لیسانس پروانه‌دار” را می‌توانیم عضو نظام پزشکی کنیم و شماره نظام بدهیم. درست است؟ یا اینکه مجلس قانون را اصلاح کند. یعنی چیزی در اختیار من، رئیس سازمان نظام پزشکی، یا وزیر بهداشت نیست.
     وزیر محترم بهداشت هم بر اساس یک سری ضوابط باید بتواند بگوید اینها “پروانه‌دار” هستند یا نیستند، که خوب تعریف خاص خودش را دارد. متوجه هستید؟
    خیلی لیسانسه‌های دیگری داریم که آنها هم در واقع همین مشکل را دارند. خوب، آنها می‌توانند بیایند تقاضا کنند. قانون باید اصلاح شود.
    پروانه داری محدود به به داشتن مجوز میشود؟
    “پروانه‌دار بودن” یعنی کسی که می‌تواند در واقع یک دفتر مستقل بزند و به ارائه خدمت بپردازد. خوب، مثل مثلاً بینایی‌سنج، مثل شنوایی‌سنج، مثل فیزیوتراپی. پروانه‌دار یعنی می‌توانند پروانه بگیرند، دفتر مستقل بزنند. لیسانسه‌های دیگر، مثلاً لیسانس هوشبری یا اتاق عمل، می‌تواند در خارج [از کشور] یک دفتر بزند؟ نه. پس مشمول “لیسانس پروانه‌دار” نمی‌شود.
    اگر مجلس روند را اصلاح کند ما عضویت علوم آزمایشگاهی ها در نظام پزشکی را انجام می دهیم، فقط مشکل علوم آزمایشگاهی نیست، همه لیسانسه‌های حوزه سلامت هستند.
    من گفتم هر چقدر چتر نظام پزشکی گسترده‌تر شود، ما استقبال می‌کنیم. ولی به شکل موردی، قانون اجازه را به من یا وزیر بهداشت نمی‌دهد. عرض کردم، دوستان اگر ما هم بتوانیم کمک کنیم این مشکل در مجلس حل شود، در خدمتیم. خیلی هم تلاش کردیم مشکلشان حل بشود، باز هم تلاش می‌کنیم.
    بحث بعدی، افزایش ظرفیت پذیرش پزشکی است. در بین ۱۰ رشته دانشگاهی با بازار کار اشباع، هیچ رشته پزشکی وجود ندارد، اما در بین رشته های دارای بازار کار خوب، تعداد پنج رشته پزشکی در ۱۰ رشته اول دانشگاهی داریم. چرا آن رشته های اشباع شده، کنترل نمی شوند اما پزشکی کاملا تحت نظر شماست تا بازار اشباع نشوذ؟ این که همه بخش های اجرا و نظارت و اموزش در پزشکی در اختیار خود پزشکان است، باعث این کنترل شده است؟ منافع شخصی پزشکان عامل چنین اقدامی است؟
    این بحث بسیار مفصلی است . دو سه تا مطلب را من تیتروار بگویم. یکی همین که… خوب، اینها… می‌گویند آقای مثلاً دکتر رئیسی، آقای دکتر ظفرقندی، آقای دکتر مرندی، آقای دکتر شهریاری، خودشان پزشکند، تعارض منافع دارند و نمی‌خواهند پزشکی ظرفیتش زیاد بشود. این حرف کاملاً نادرست و غلط است. کاملاً غلط.
    کدام حوزه را در کشور می‌توانید نام ببرید که به اندازه جامعه پزشکی رشد کیفی و کمی متناسب با نیازهای کشور داده باشد و به سقف چسبانده باشد؟
    دلیل: آقای دکتر ظفرقندی و مرندی و شهریاری… دانشجوی پزشکی که امسال بیاید تا بخواهد به جایگاه هر کدام از این سه تا بزرگوار برسد، ۱۷-۱۸ سال طول می‌کشد، شاید ۲۰ سال طول می‌کشد. خب، این بزرگواران انشاءالله که عمرشان دراز باد، ۸۴-۸۵ ساله می‌شوند. دیگر، واقعاً یک انسانی که ۸۴-۸۵ سالش است، چه تعارض منافعی دارد با یک متخصصی که الان آمده در این حوزه می‌خواهد مثلاً کار کند؟ دکتر شهریاری مثلاً نگران این است که این پزشکی که الان می‌گیرید، ۲۰ سال دیگر چشم پزشک بشود جای من را بگیرد؟ پس این حرف، اگر هر کسی… اگر مرغ پرکنده هم یک ثانیه روی این حرف فکر کند، خنده‌اش می‌گیرد. خنده‌اش می‌گیرد.
    شخصی نگاه نکنید که… جریان بازار کار یک صنف منظوره؟
    کدام حوزه در کشور را می‌توانید نام ببرید که به اندازه‌ی جامعه‌ی پزشکی، رشد کیفی و کمی متناسب با نیازهای کشور داشته و به حد اشباع رسیده باشد؟ ما در سال ۱۳۶۰ تنها ۷۷۰ پزشک متخصص زن داشتیم، در حالی که امروز این تعداد به ۳۰ هزار نفر رسیده است.
    تربیت پزشک متخصص مانند خط تولید خودروی پیکان نیست که بتوان به سادگی ظرفیت آن را افزایش داد. مثلاً اگر من امروز به مدیران ایران خودرو یا سایپا دستور دهم که ظرفیت تولید را به سه میلیون دستگاه در سال برسانند، این کار امکان‌پذیر نیست. چرا؟ چون خط تولید ظرفیت بیشتری ندارد، جاده‌ها گنجایش این حجم از ترافیک را ندارد و اقتصاد مردم نیز توان جذب چنین تعداد خودرویی را ندارد. درست است؟ تنها خودکفایی مطلق داریم، بلکه قابل عرضه به دنیا هم هستیم.
    ما ظرفیت متخصص زنان را ۴۰ برابر کردیم. دانشجوی پزشکی را از ۷۰۰-۸۰۰ نفر در سال رساندیم به ۸۵۰۰ نفر .چرا بیشتر نکردیم؟ چون بیشتر از این دانشکده نداریم. چون بیشتر از این هیئت علمی نداریم. چون بیشتر از این خوابگاه نداریم. چون بیشتر از این تخت آموزشی نداریم که بیمار روی آن بخوابد.
    می شد به جایش ظرفیت ایجاد کرد…
    خب، نه که انجام ندادیم. ببینید، ۸ تا دانشکده را کردیم ۸۰ تا. اینها را کی انجام داد؟ همین آقای دکتر مرندی انجام داد. ببینید، همین آقایان… خب، انجام دادیم. چه جوری؟ ۸۷ سال ما ظرفیت پزشکی به ۸۵۰۰ نفر رسید. یعنی از سال ۱۳۱۳ که دانشگاه پزشکی دانشگاه تهران شروع شد تا ۱۴۰۰ که ۸۰ تا دانشکده پزشکی داریم، ما ظرفیت جذب دانشجوی پزشکی را با تدبیر، با خردمندی – که شما فرمودید “اشباع نیست” – رساندیم به ۸۵۰۰ تا. بهترین حوزه‌ای که تناسب بین آموزش‌گیرندگان… یعنی ما کاری کردیم که بالاخره آدم بیکار و علاف در کشور نداریم، مثل خیلی از رشته‌ها. درسته. خب، این کار را کردیم در طی ۸۷ سال. درسته.
    این ۸۷ سال… چقدر آدم عاقل، بالغ، حاکم مسئول در کشور وجود داشته است؟ چه جوری در طی چهار سال به اندازه ۸۷ سال افزایش ظرفیت می‌دهند؟ چه جوری چهار مساوی ۸۷؟ آیا در طی چهار سال به اندازه ۸۷ سال ما زیرساخت ایجاد کردیم؟
    غیرانتفاعی ها را هم حساب کنید
    نه. آنها که  که هنوز راه نیفتاده و نباید راه بیفتد.
    یعنی اجازه نخواهید داد؟
    اصلاً نباید راه بیفتد. قطعاً جلویش را می‌گیریم. حتماً جلویش را می‌گیریم: هم غیرانتفاعی، هم تغییر در ضابطه تبدیل دانشجویان خارج به داخل.همین الان با این افزایش ظرفیتی در طی چهار سال داده شد – که کاملاً غیرمنطقی است – معادله ۴=۸۷ را انجام دادند… خوب، با همین کار، تقریباً من به شما عرض کنم برای کیفیت آموزش پزشکی کشور ما تابوت سفارش دادیم. از مرثیه‌سرایی و مرثیه‌خوانی و استدلال مؤثر گذشته.
    خب، حالا یک عده می‌خواهند روی همین تابوت با کمیت‌فروشی کاسبی کنند. یعنی بیایند چکار کنند؟ می خواهند برای منفعت خودشان دانشگاه علوم پزشکی غیرانتفاعی بزنند. یعنی بیایند چکار کنند؟ ضوابط تبدیل دانشجویی خارج به داخل را به هم بزنند. معلوم است که این اجازه نباید داده شود.
    آقای دکتر اتفاقا نهادهای بین المللی نیز رتبه مناسب ایران در پژوهش و پیشرفت های دانشگاهی را تایید می کنند و رتبه خوبی داریم. اما در بحث تجربه کاربران از جامعغه پزشکی اصلا رتبه مناسبی نداریم.
    خب اگر قرار باشد آن کسانی که آسیب دیدند، دچار قصور پزشکی شدند، دچار عارضه شدند – که هستند – ما از بین اینها تجربه‌سنجی کنیم، خب معلوم است، حتماً میزان بالا خواهد بود
    نه آن وقت که آمار صد در صد می شود. منظور همه کاربران است ….
     ببینید، میزان ایمنی بیمار در دنیا شاخص دارد. خوب، در دنیا شاخص دارد. بحث رضایتمندی هم شاخص دارد. بحث‌های قصور پزشکی و میزان پرونده‌هایی هم که هست، شاخص دارد. شاخص دارند.
    اینها عمدتاً در سازمان پزشکی قانونی، کار کارشناسا استن، جای دیگری وجود ندارد. جمع اینها را اگر حساب کنیم، در سال چیزی نزدیک ۲۵ تا ۳۰ هزار پرونده قصور پزشکی واصل می‌شود. البته این به این معنی نیست که قصور پزشکی همین است. نه، خیلی‌ها ممکن است شکایت نکنند و دنبال نکنند. اما این ۳۰ هزار یک برآوردی به ما می‌دهد. و این ۳۰ هزار به نسبت حجم در واقع خدماتی که دارد ارائه می‌شود، از نرم دنیا کمتر است. عدد داریم، از نرم دنیا کمتر است. ما معتقدیم همین هم نباید باشد. حتی یک آسیب به یک بیمار برای ما تلخ و ناگوار است. بگویم، کیفیت پزشکی ما و خدمات پزشکی ما به لحاظ این آماری که من خدمتتان عرض کردم، قابل قبول است.
    می خواهند برای منفعت خودشان دانشگاه علوم پزشکی غیرانتفاعی بزنند. یعنی بیایند چکار کنند؟ ضوابط تبدیل دانشجویی خارج به داخل را به هم بزنند. معلوم است که این اجازه نباید داده شود
    هرچند ما، بله، قصوری هم داریم در حوزه سلامت که غیرقابل قبول است، آنها را در هیئت‌های انتظامی بررسی می‌شود. در دنیا هم بررسی می‌شود. در دنیا به همین شکل بررسی می‌شود و چیزی متفاوت از دنیا نیستیم.
    و سوال پایانی درباره سهمیه‌های خاص برای  پزشکی… برخی از مسئولان از تخصیص دو سوم ظرفیت در رده تخصص پزشکی به سهمیه ها صحبت کرده اند. شما چه موضعی دارید؟ آیا این، ضربه سخت تری به کیفیت پزشکی وارد نمی کند؟
    این که دو سوم متخصصین  به سهمیه ها اختصاص یابد آمار دقیقش را ندارم… ولی این عدد به این شکل قطعاً نیست… ولی من به جد معتقدم که کیفیت آموزش پزشکی فدای هیچ سهمیه‌ای نباید بشود، فدای هیچ تبدیل خارج به داخلی نشود، فدای هیچ دانشگاه علوم پزشکی غیرانتفاعی نشود. کیفیت آموزش پزشکی یعنی سلامتی مردم، و سلامتی مردم خط قرمز ماست.
    خب، بنابراین کیفیت آموزش، هر کسی که با ضابطه وارد رشته پزشکی شد، باید استانداردها را ما رعایت کنیم. اگر ما استانداردها را رعایت کنیم، حالا هر کسی با هر شکلی که آمد، آن باید بررسی بشود، آن باید بازبینی بشود. من بحثی ندارم. اما اگر ما استانداردها را رعایت کنیم، خروجی را باید ما محکم روی آن بایستیم و این خروجی باید یک خروجی کاملاً قابل قبولی باشد که ما کیفیت پزشکی‌مان افت نکند.
    ولی آن بحثی که فرمودید، باید بررسی بشود. من آمار دقیق ندارم. اختصاص دادن برخی سهمیه‌ها به برخی دیگر… به نظر من کاری است که باید بازبینی مجدد بشود. مجلس هم باید یک ورود مجدد کند و اینها را تعدیل کند که در واقع این جور نشود که نخبه‌های کشور ما نتوانند در دانشگاه‌های درجه یک تحصیل کنند.
  • بی عدالتی در کنکور / ۶۰ درصد پزشکان آینده با سهمیه وارد دانشگاه می‌شوند!

    بی عدالتی در کنکور / ۶۰ درصد پزشکان آینده با سهمیه وارد دانشگاه می‌شوند!

    به گزارش اقتصادران، آمار‌ها نشان می‌دهد ۶۰ درصد پزشکان آینده کشور از مسیر سهمیه وارد دانشگاه‌ها می‌شوند؛ به بیان دیگر، از هر ۱۰ داوطلب، ۶ نفر با سهمیه پذیرش می‌گیرند.

    محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزش و دبیر بازنشسته در گفت‌و‌گو با فرارو به بررسی این مساله پرداخته است:

    سه مرحله سهمیه‌بندی کنکور در ایران؛ از پیش از انقلاب تا امروز

    محمدرضا نیک‌نژاد  گفت: «اینکه امروز از هر ۱۰ نفر، ۶ نفر با سهمیه در رشته پزشکی تحصیل می‌کنند، پیش از آنکه نظام پزشکی کشور را تحت‌تأثیر قرار دهد، بیش از سه دهه عدالت آموزشی را زیر سؤال برده است. در کشور ما تاکنون سه مرحله از سهمیه‌بندی تجربه شده است.»

    پیش از انقلاب، رقابت برابر بود، اما امکانات نابرابر

    او ادامه داد: «مرحله نخست پیش از انقلاب بود؛ در آن زمان سهمیه‌ای وجود نداشت و همه داوطلبان در یک سطح رقابت می‌کردند. البته امکانات آموزشی نابرابر بود و در بسیاری مناطق محروم کمبود معلم و تجهیزات وجود داشت. در چنین شرایطی، کسانی که از نظر اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی غنی‌تر بودند، شانس بیشتری برای ورود به دانشگاه داشتند؛ امری که به بی‌عدالتی منجر می‌شد.»

    پس از جنگ، سهمیه مناطق محروم برای برابری فرصت‌ها تعریف شد

    او اشاره کرد: «مرحله دوم، مربوط به ۱۰ تا ۱۲ سال پس از انقلاب و دوران جنگ است. در این مقطع برای جبران کمبودها، سه منطقه آموزشی تعریف شد و برای هرکدام ضریبی در نظر گرفتند تا دانش‌آموزان سخت‌کوش مناطق محروم بتوانند با دانش‌آموزان پایتخت‌نشین که از زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی بهتری برخوردار بودند، رقابت کنند و عقب نمانند.»

    امروز سهمیه‌ها به امتیاز خانوادگی تبدیل شده‌اند

    او افزود: «اما در مرحله سوم، که به دوره کنونی مربوط است، سهمیه‌ها شکل دیگری پیدا کرده‌اند. در این دوره، برخلاف گذشته که سهمیه‌ها کلی و عمومی بودند، برخی خانواده‌ها یا افراد به واسطه نزدیکی مستقیم یا غیرمستقیم به ساختار‌های سیاسی یا به‌واسطه وابستگی به اعضای هیأت علمی و امتیازات مشابه، امکان ورود به دانشگاه در رشته‌های پرطرفدار مانند پزشکی را بدون رقابتی واقعی به دست می‌آورند. این نوع سهمیه، شاید ناعادلانه‌ترین شکل آن باشد؛ زیرا امتیاز ویژه‌ای به گروهی داده می‌شود، در حالی که دانش‌آموزان مستعد، سخت‌کوش و توانمند در رقابت بازمی‌مانند.»

    نتیجه سازوکار کنونی کنکور دلسردی، سرکوب و شکاف اجتماعی است

    او افزود: «در برخی موارد، داوطلبان سهمیه‌دار حتی با درصد‌های بسیار پایین یا منفی موفق به قبولی در رشته پزشکی می‌شوند. چرا؟ چون با داوطلبان عمومی رقابت نمی‌کنند، بلکه صرفاً با هم‌گروهی‌های خود مقایسه می‌شوند. این اتفاق، در کنار دانشجویان سخت‌کوشی که با تلاش فراوان وارد پزشکی شده‌اند، تفاوت چشمگیری در سطح علمی ایجاد می‌کند. بدتر اینکه، این دسته از دانشجویان حمایت آموزشی خاصی دریافت نمی‌کنند تا ضعف‌هایشان جبران شود. در حالی که اگر قرار است به خاطر شرایط خاص برای آنها امتیاز قائل شویم، باید دوره‌های تقویتی و کلاس‌های ویژه نیز برایشان برگزار شود تا به سطحی مناسب برسند. در این صورت، امتیاز سهمیه قابل درک‌تر و رقابت منطقی‌تر خواهد شد.»

    جان انسان در دست پزشکان است، پس باید نخبه باشند

    نیک نژاد گفت: «در برخی رشته‌ها مثل پزشکی، نیاز حتمی به نخبگان داریم. پزشکی با جان انسان‌ها سروکار دارد، بنابراین نباید فردی بدون رقابت و بدون داشتن معیار‌ها و توانایی‌های لازم، سر کلاس پزشکی بنشیند. در غیر این صورت، صدمات وارده به سلامت جامعه چه خواهد شد؟»

    او یادآور شد: «البته مسأله معلمان هم باید جدی گرفته شود. آنها نیز باید نخبه باشند، زیرا معلمان با ذهن دانش‌آموزان سروکار دارند و پزشکان با جان انسان‌ها؛ بنابراین حتماً باید افرادی انتخاب شوند و بتوانند در مقاطع مختلف نقش خطیر خود را ایفا کنند و افرادی که با آنها سروکار دارند را با توجه به حرفه خود نجات دهند.»

    عدم شفافیت در مورد سهمیه‌ها بی‌اعتمادی ایجاد کرده است

    نیک نژاد گفت: «اعتماد‌ها از بین رفته است. وقتی سهمیه‌بندی‌ها توجیه نمی‌شوند، وضعیت آشفته می‌شود. بسیاری از این سهمیه‌ها نامشخص هستند و شفاف‌سازی نمی‌شوند. معلمان و باقی دانش‌آموزان از جزئیات آن بی‌خبرند و حتی اگر اطلاعاتی داشته باشند، بسیار جزئی است. دانش‌آموزان تنها می‌دانند سهمیه‌هایی وجود دارد، اما هیچ شفافیتی در مورد نحوه تخصیص آنها ندارند. برای نمونه، به دانش‌آموزی که پدرش در مقطعی که باید از او حمایت می‌کرد شهید شده، می‌توان حق داد. اما در این میان همه سهمیه‌ها مربوط به خانواده شهید نیست؛ اعضای هیأت علمی و گروه‌های دیگر هم شامل می‌شوند. این مسأله بسیار گسترده است و دقیقاً نمی‌دانیم مشکل اصلی کجاست. اگر واقعاً بخواهیم خیال جامعه را راحت کنیم، باید شفاف‌سازی کنیم.»

    او افزود: «در دل آموزش و پرورش می‌بینم که بچه‌ها تا چه حد دل‌چرکین و ناامید هستند. آنها می‌گویند: «زحمت بکشیم ولی جایی برای ما نیست؟» بسیاری از این دانش‌آموزان اصلاً وارد رقابت کنکور نمی‌شوند، زیرا فکر می‌کنند کنکور برای عده‌ای خاص است یا فقط باید پولدار باشند تا وارد رشته‌های برند شوند یا از سهمیه استفاده کنند. گروه‌های دیگر، به ویژه در مناطق نابرخوردار و خانواده‌هایی که توان مالی محدودی دارند، پیش از دیپلم به دنبال کار آزاد می‌روند یا اگر کنکور بدهند، وارد دانشگاه‌های بدون کنکور می‌شوند.»

    این کارشناس آموزش گفت: «باید به آنها حق داد. بسیاری از دانش‌آموزان بالای ۷۰ درصد از ساختار آموزشی بریده‌اند. آموزش، که نباید فقط برای کنکور و شغل باشد، بخش زیادی از آن در ۹ سال ابتدایی برای پرورش و آماده‌سازی دانش‌آموزان برای ورود به اجتماع است و نیاز‌های شخصی آنها را باید پاسخ دهد. اما چون آموزش و پرورش ما این پتانسیل را ندارد، بخش بزرگی از جامعه ذی‌نفعان شامل والدین، دانش‌آموز و معلم، ناامید شده‌اند و تنها به این سیستم پایبند هستند، چون فکر می‌کنند بدون مدرک نمی‌توانند زندگی خود را پیش ببرند.»

    در نهایت وی تاکید کرد: «قبلاً شاید دانش‌آموزان دبیرستانی علاقه‌ای به ادامه تحصیل نداشتند، اما اکنون وقتی خبر تعطیلی مدارس را می‌شنوند، خوشحال و شاد می‌شوند. چرا به این نقطه رسیده‌اند؟ باید تحقیق و بررسی صورت گیرد تا مشخص شود چگونه آموزش و پرورش می‌تواند مشکلات دانش‌آموزان را حل کند.»

  • چند درصد از پزشکان ایرانی زیرمیزی بگیرند؟

    چند درصد از پزشکان ایرانی زیرمیزی بگیرند؟

    به گزارش اقتصادران، رئیس سازمان نظام پزشکی با بیان اینکه تنها ۷ درصد پزشکان ممکن است زیر میزی بگیرند،گفت: ۴۰۰ هزار نفر در کشور با توانایی مالی بالا بیمه نیستند و خدمات درمانی را در بخش خصوصی دریافت می کنند.

    مراسم روز پزشک با حضور جمعی از پزشکان و دانشجویان پزشکی امروز با حضور محمد رئیس زاده، رئیس سازمان نظام پزشکی کشور در دانشکده داروسازی دانشگاه تهران برگزار شد.

    رییس زاده با اشاره به موضوع اقتصاد سلامت و مشکلات مربوط به آن ،گفت: در حوزه اقتصاد سلامت هیچ زیربنا و دکترین مشخصی در کشور نداریم.

    وی ادامه داد: نظام اقتصاد سلامت مبهم است و سالی ۴۰۰ هزار نفر افراد با توان مالی زیاد مراجعه به بخش خصوص دارند که اصلا بیمه ندارند.اما اجازه نمی دهیم بخش خصوصی قیمت آزاد و تمام شده از آنها بگیرد.

    رئیس نظام پزشکی کشور تصریح کرد: شورای عالی بیمه متصدی فرد بیمه شده نیست و باید از این افراد فاقد بیمه و توانا، قیمت تمام شده کارشناسی خدمات درمانی را دریافت کند.

    رئیس زاده با بیان اینکه در حوزه اقتصاد سلامت استراتژی مشخصی در کشور نداریم،متذکر شد: ما دچار ضعف تئوری در اقتصاد سلامت در  کشور هستیم.

    وی با اشاره به پدیده زیر میزی، افزود: باید علت زیر میزی مشخص شود و به نظر بنده قانون اجرا نمی شود.باید تعرفه بلافاصله بعد از پایان سال انجام شود و پرداخت مربوط به بیمه ها به پزشکان سریع انجام شود.

    رئیس زاده با انتقاد از عقب افتادگی زیاد پرداخت کارانه پزشکان،ابراز کرد: ۸ درصد پزشکان ممکن است زیرمیزی بگیرند اما ۹۲ درصد دیگر مشکلات مختلفی دارند.

    رئیس سازمان نظام پزشکی با بیان اینکه برخی پزشکان  زیرمیزی می گیرد یا کارت به کارت می کنند، متذکر شد: در ماه ۸۰ تا ۹۰ میلیون خدمت درمانی به مردم ارائه می شوند اما در سال ۱۳ تا ۱۵ هزار تخلف رسیدگی می شود ؛ در حالی نزدیک یک میلیارد خدمت درمانی به مردم ارائه می کنند.

    وی ضعف مجری و ناظر قانون را از علل مهم پدیده زیر میزی عنوان کرد و گفت: باید سامانه مالیاتی درست کار کند تا بتواند عدد مشخصی از پزشکان دریافت کند.

    رئیس‌زاده خاطرنشان کرد: پزشکان منظم‌ترین مودیان مالیاتی کشور پزشکان و بیشترین میانگین را پزشکان پرداخت می کنند.

    وی با انتقاد از اینکه کدام کشوری با اقشار نخبه و خدوم خودش این طور برخورد می کند،افزود: خدمت سلامت در دنیا یک ارزش استاندارد و ذاتی دارد حال چقدر می خواهید آن را پایین بیاورید در حالی که همان مطالبات را چند ماه با تاخیر پرداخت می کنند.

    رئیس نظام پزشکی کشور با بیان اینکه به نظر بنده جریانی مخالف جدی نظام سلامت هستند، گفت: افزایش میانگین ویزیت سالانه ۱۶.۵ درصد بوده در حالی که میانگین رشد ۲۵ درصد بوده است.

    رئیس زاده با بیان اینکه رتبه ویزیت پزشکان در ایران در رتبه ۱۰۳ دنیا قرار دارد، گفت: در ۸ سال گذشته رشد تعرفه پزشکی ۱۴ درصد بوده در حالی که میانگین تورم در کشور ۳۰ درصد بوده است.

    وی با بیان اینکه دریافتی پرشکان ایرانی یک بیست و چهارم پزشکان آمریکاست،تصریح کرد: در چند سال آینده متخصص اطفال و بیهوشی نخواهیم داشت.

    رئیس سازمان نظام پزشکی با بیان اینکه بنده مدافع ۹۳ درصد پزشکان هستم، افزود: مطالبات پزشکان در مراکز درمانی و کارانه آنها با تاخیر پرداخت شود و در حالی که بدانید این جامعه تافته جدابافته نیستند و سرمایه کشور هستند.

    رئیس زاده با بیان اینکه هرکس می خواهد سرمایه کشور را با بی تدبیری زمین بزند دشمن است و نتیجه این نگاه این است که دانشجوی عفونی،طب اطفال،اورژانس و بیهوشی کمبود داریم،گفت: نتیجه این شرایط آن فردی است که شرایط حوزه سلامت را درک نمی کند.

    وی متذکر شد:ضعف در فهم مسئولان در حوزه اقتصاد سلامت وجود دارد و باید قانون الزام به قرار داد بیمه ها اجرا شود و مشکلاتی مانند زیر میزی و..معلول سیاستهای غلط هستند.

    رئیس نظام پزشکی کشور تاکید کرد: جامعه پزشکی مورد اعتماد ترین گروه جامعه نزد مردم هستند.

  • بدعت عجیب برخی از پزشکان برای درمان بیماران؛ دریافت سکه و دلار به جای پول!

    بدعت عجیب برخی از پزشکان برای درمان بیماران؛ دریافت سکه و دلار به جای پول!

    به گزارش اقتصادران، به گفته‌ی محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، ۸۰ درصد شکایت‌ها در حوزه سلامت به دلیل برخورد نامناسب، بی‌احترامی و یا تکریم نکردن ارباب رجوع است. در این راستا «کامران باقری لنکرانی» وزیر پیشین بهداشت در گفت‌وگو با خبرنگار در خصوص علت این امر توضیح داد: ارائه خدمات سلامت یک کار پیچیده‌ای است؛ یعنی این‌گونه نیست که تنها یک نفر خدمت را ارائه بدهد. بلکه این امر در ایستگاه‌های مختلف رخ می‌دهد؛ یعنی از پذیرش، نگهبانی، حراست، پرستاری، پزشک و پیراپزشک همه در این میان نقش دارند. یک مسئله مهم این است که در این نقش‌آفرینی، ما بتوانیم اخلاق حرفه‌ای را به‌خوبی رعایت کنیم.

    وی ادامه داد: یک مشکلی که ما با آن روبه‌رو هستیم، این است که کادر ارائه‌کننده خدمات یعنی افرادی که کارکنان نظام سلامت هستند، به‌ویژه در بخش دولتی با یک بار مضاعفی روبه‌رو شده‌اند. همین امر باعث شده که فرسودگی شغلی به وجود بیاید.

    باقری لنکرانی اضافه کرد: از طرف دیگر وقتی آن‌ها با یک فشار کاری زیاد روبه‌رو هستند و تعداد بیماران با ظرفیت پذیرش، به‌ویژه در بخش دولتی هم‌سویی ندارد، مشکلاتی پیش می‌آید. باید سعی کنیم با تأکید بر اخلاق حرفه‌ای، در حد ظرفیت‌شان به کارکنان نظام سلامت مسئولیت واگذار شود، نه اینکه مثلاً بخشی که باید ۱۰ نفر پرستار داشته باشد، دو یا سه نفر آن را اداره کنند. این موارد مشکلاتی را به وجود می‌آورد که ارائه خدمت را مختل می‌کند.

    او با اشاره به چالش‌ عدم نظارت در تعرفه‌ها اظهارکرد: به نظر من مهم‌ترین چالشی که این روزها با آن روبه‌رو هستیم، چالش‌ عدم نظارت در تعرفه‌ها است. آنچه که من می‌بینم و بیشتر نگران آن هستم، این است که تعداد اندکی در گروه پزشکان یا سایر گروه‌ها که خدمات سلامت ارائه می‌دهند، متأسفانه به تعرفه‌ها پایبند نیستند و گاهی اوقات می‌شنویم که هزینه‌هایشان را دلاری یا با سکه دریافت می‌کنند.

    وزیر پیشین بهداشت تاکید کرد: این موضوع نیاز دارد که نسبت به آن حساسیت داشته باشیم. چرا که اولاً اعتماد به ارائه‌دهندگان خدمات سلامت را مختل می‌کند. ثانیاً در بین خود کارکنان نظام سلامت ایجاد نارضایتی می‌کند. همچنین مردم را آزار می‌دهد و بسیاری نمی‌توانند خدمت را به‌موقع دریافت کنند. این موضوعی است که در این چند ماه اخیر، به‌شدت من را متأثر کرده است. اطلاعاتی که از جامعه به من می‌رسد و بیماران‌مان شکایت می‌کنند، نشان می‌دهد که سازماندهی و نظارت در موضوع به‌شدت و بسرعت مورد نیاز است.

    وی در پاسخ به این سوال که چه راهکاری برای کاهش شکایت‌های مربوط به برخورد نامناسب در حوزه سلامت وجود دارد؟ گفت: همان طور که گفتم نظام سلامت پیچیدگی دارد، ممکن است توقعات از آن با واقعیت‌ها تطبیق نداشته باشد. مهم این است که کیفیت خدمات و عدالت در دسترسی به خدمات را حفظ کنیم. این موارد ضروری هستند و اگر این راهبرد، به عنوان راهبرد مبنا قرار بگیرد، در کنار نظارت متولی نظام سلامت که عبارت است از وزارت بهداشت، می‌توانیم وضع بهتری داشته باشیم.