برچسب: وزارت اقتصاد

  • چه کسی به جای همتی کلیددار وزارت اقتصاد خواهد شد؟

    چه کسی به جای همتی کلیددار وزارت اقتصاد خواهد شد؟

    به گزارش اقتصادران،  استیضاح عبدالناصر همتی، وزیر اقتصاد و امور دارایی دولت سیزدهم با رای عدم اعتماد مجلس دوازدهم برگزار شد و حالا بر اساس گفته‌های عباس گودرزی، عضو هیات رییسه مجلس دوازدهم دولت نهایتا سه ماه فرصت قانونی در اختیار دارد تا برای این وزارتخانه وزیر جدید تعیین کند و تا آن زمان سرپرست برای وزارتخانه تعیین خواهد شد.

    علی طیب نیا، حجت میرزایی و کامل تقوی نژاد اسامی هستند که به عنوان سرپرست‌های وزارت اقتصاد و امور داریی مطرح شده‌اند و نامشان در فضای مجازی و رسانه‌ای مطرح شده است. هر کدام از این افراد چه پیشینه‌ای دارند؟

    علی طیب نیا؛ سکانداز وزارت اقتصاد دولت روحانی و با کارنامه مدیریت نرخ تورم

    علی طیب‌نیا یک چهره دانشگاهی است که عمدتاً او را یکی از موفق‌ترین مدیران اقتصادی می‌دانند. کسی که توانست در دولت روحانی تورم را کنترل کند. حضور و فعالیت او در ستاد انتخاباتی مسعود پزشکیان از همان زمان به عنوان نویدی برای فعالیت او در دولت جدید در نظر گرفته شد، اما در نهایت طیب نیا به عنوان مشاور عالی رییس جمهور منصوب شد.

    طیب نیا که دانش آموخته اقتصاد در دانشگاه تهران و دانشگاه لندن است، اقتصاددان نهادگرای میانه‌رو شناخته می‌شود و نظریات خاصی درباره اقتصاد دارد. مثلا او با پرداخت نقدی یارانه‌ها مخالف است.

    طیب نیا در دولت مرحوم هاشمی و سیدمحمد خاتمی به طور پیوسته دبیر و مشاور کمیسیون اقتصادی دولت بود. در سال ۱۳۷۶ او به صورت همزمان به عنوان معاون طرح و بررسی (امور اقتصادی) به عنوان معاون رئیس جمهور وقت فعالیت می‌کرد، و همه مسئولیت‌های اقتصادی معاون اجرایی رئیس جمهور را برعهده داشت.

    در سال‌های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ و در دوره محمود احمدی نژاد علی طیب نیا نماینده رئیس جمهور در شورای پول و اعتبار نیز بود، او به صورت همزمان معاونت امور اقتصادی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و عضو شورای اقتصاد کشور نیز بود.

    حضور طیب نیا به عنوان وزیر اقتصاد در دولت نخست روحانی دوران مثبتی در کارنامه کاری او رقم زد و از او به عنوان وزیری با برنامه‌های موثر یاد می‌شود. مهمترین برنامه شاید، ساماندهی موسسات مالی و اعتباری غیر مجاز بود. همین برنامه طیب نیا، باعث مخالفت شدید مجلس با او شد. او که توانسته بود بعد از سال‌ها، نرخ تورم را تک رقمی کند و بسیاری از شاخصه‌های اقتصادی را بهبود ببخشد. با این حال او سه بار از مجلس اصولگرا کارت زرد گرفت که البته زیر سایه نقش آفرینی جریان‌های سیاسی در تصمیم گیری‌های اقتصادی بود. او در دولت دوم روحانی حضور نداشت و رخداد‌های اقتصادی در ان زمان جای خالی مدیریت طیب نیا در وزارت اقتصاد را به خوبی نمایان کرد.

    *حجت میرزایی؛ متخصص پژوهش های اقتصادی و چهره صندوق بازنشستگی به وزارت اقتصاد می‌رود؟

    در نخستین روز‌های آغاز به کار دولت چهاردهم حجت میرزایی به عنوان رییس صندوق بازنشستگی کشور معرفی شد. فردی که در چند سال گذشته در سمت‌های مختلف از جمله مرکز پژوهش‌های اتاق ایران فعالیت داشته و سابقه روشنی دارد. از سوابق تحصیلی وی می‌توان به دکتری اقتصاد و کارشناسی ارشد توسعه و برنامه ریزی اشاره کرد. وی تا کنون مسئولیت معاونت امور اقتصادی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، مدیرعامل سابق موسسه سیاست پژوهی صبا و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی را برعهده داشته است.

    میرزایی در دوران فعالیت خود، به‌عنوان معاون اقتصادی و برنامه‌ریزی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در دولت حسن روحانی فعالیت داشت. در این دوره، بر سیاست‌گذاری‌های اقتصادی و برنامه‌ریزی‌های کلان نظارت می‌کرد. پیش از آن، در شهرداری تهران مسئولیت معاونت برنامه‌ریزی و توسعه شهری را بر عهده گرفت و در بازه زمانی ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۷ در حوزه مدیریت شهری نقش داشت.

    حجت الله میرزایی علاوه بر مسئولیت‌های اجرایی، در حوزه پژوهش‌های اقتصادی نیز فعال بوده و به تدریس و تربیت دانشجویان پرداخته است. تجربه او در حوزه‌های مختلف، به‌ویژه در سیاست‌گذاری اقتصادی و مدیریت شهری، سبب شده است که در سطوح مدیریتی مختلف به کار گرفته شود.

    کامل تقوی نژاد؛چهره کارکشته حوزه بانکی با دیدگاه های نزدیک به طیب نیا

    نام کامل تقوی نژاد به عنوان نامزد اصلی تصدی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در ابتدای دولت مطرح شد. چهره‌ای نزدیک به علی طیب نیا و غلامرضا تاجگردون که سوابق بانکی در کارنامه اش پررنگ است.

    تقوی نژاد متولد ۱۳۴۳ و دارای دکترای سیاست‌گذاری عمومی، کارشناسی برنامه‌ریزی اجتماعی و کارشناسی ارشد مدیریت سیستم‌ها دانشگاه تهران است. در دهه ۸۰ در حزب مشارکت فعال بود و با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد همانند بسیاری از چهره‌های عضو و نزدیک به این حزب به حاشیه رانده شد. در ۲۰ سال گذشته، اما تقوی نژاد رزومه پرباری در زمینه حضور در سمت‌های بانکی و اقتصادی دارد. علاوه بر این، تقوی نژاد پیش از آن نیز در وزارت‌خانه‌های امور اقتصادی و دارایی و وزارت تعاون در دولت خاتمی، رئیس سازمان برنامه و بودجه گیلان، مدیرکل در مجموعه وزارت کشور، وزارت جهاد سازندگی و سازمان ثبت احوال کشور، فعالیت کرده است.

    تقوی نژاد در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۹۷ توسط سعید نمکی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به عنوان معاون توسعهٔ مدیریت و منابع و همچنین سرپرست معاونت برنامه‌ریزی راهبردی و هماهنگی وزارت بهداشت منصوب شد. نمکی در معارفهٔ معاون توسعه گفت: تقوی‌نژاد از مهره‌های کم‌نظیر جمهوری اسلامی ایران است و از وزیر اقتصاد خواستم او را که قرار بود به عنوان رئیس تأمین اجتماعی معرفی شود را زودتر به وزارت بهداشت منتقل کند.

    او از تیر ۱۴۰۱ با حکم رئیس کل بانک مرکزی به عنوان رئیس هیئت سرپرستی مؤسسه اعتباری نور منصوب شد و این مؤسسه در آذر ماه ۱۴۰۲ به بانک ملی ایران انتقال یافت. او که که در انتخابات مجلس هشتم در لیست حزب اعتماد ملی، ائتلاف اصلاح طلبان و ائتلاف مردمی اصلاحات قرار داشت در انتخابات مجلس دوازدهم به عنوان کاندیدای اصلاح طلبان در عرصه رقابت‌های حضور داشت که از ورود به مجلس بازماند.

  • بانک مرکزی و وزارت اقتصاد نمی‌توانند جلوی افزایش قیمت دلار را بگیرند / منافع ملی، قربانی منافع الیگارش‌ها و مافیاها شده است / وضعیت بازار ارز، خوراک براندازی است

    بانک مرکزی و وزارت اقتصاد نمی‌توانند جلوی افزایش قیمت دلار را بگیرند / منافع ملی، قربانی منافع الیگارش‌ها و مافیاها شده است / وضعیت بازار ارز، خوراک براندازی است

    به گزارش اقتصادران، در روزهای اخیر بازار ارز بیش از چند ماه گذشته متلاطم شده و با وجود این که قیمت دلار اکنون در حدود ۸۸ هزار تومان نوسان می‌کند، اما این ارز آمریکایی طی این هفته حتی کانال ۹۲ هزار تومان را هم لمس کرد. بازار ارز ایران این روزها در وضعیت کابوس‌واری به سر می‌برد که کارشناسان از ماه‌های قبل درباره آن هشدار داده بودند؛ بازاری که به‌شدت ترمز بریده است و در حال حاضر کسی حاضر نیست پاسخگوی این شرایط باشد. اگرچه وزیر اقتصاد به صراحت گفته که مدیریت بازار ارز برعهده بانک مرکزی است، اما شواهد این‌گونه نشان می‌دهد که کسی توان مدیریت این بازار را ندارد و بازار ارز بر تمام بازارها چیره شده است. حال آیا باید منتظر باشیم که قیمت دلار، صد هزار تومان را نیز رد کند؟

     

    هیچ‌کدام از نهادهای اقتصادی مسئول، اختیار تصمیم‌گیری ندارند

    این سوال را از حسین راغفر، تحلیلگر اقتصادی و عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا پرسیدیم و او نیز با اشاره به افزایش قیمت ارز و تاثیر مدیریت بانک مرکزی بر بازار ارز کشور، توضیح داد: در حال حاضر هیچ‌کدام از نهادهای مسئول اقتصادی در کشور، اختیار کافی و لازم را برای تصمیم‌گیری ندارند. اگر هم سیاستی را مطرح می‌کنند، بیشتر به دلیل توجیه مواضع غلطی است که اتخاذ کرده‌اند که متاسفانه دستور می‌گیرند و آن را اجرا می‌کنند.

    وی افزود: این افراد و این مسئولان، تصمیم‌گیرنده نیستند و به وضوح می‌توان دید ۸ میلیارد دلار برای واردات قطعات خودرو، ۴ میلیارد دلار برای واردات طلا و ۳.۵ میلیارد دلار برای واردات خودروی دست دوم تخصیص می‌دهند که هیچ‌کدام اولویت اصلی کشور نیست، ولی منافع گروه‌های ذی‌نفع را تامین می‌کند.

     

    بانک مرکزی و وزارت اقتصاد نمی‌توانند جلوی افزایش قیمت دلار را بگیرند

    راغفر در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: در حال حاضر هیچ کالایی نیست که با دلار ۸۵ هزار تومانی وارد کشور شده باشد و همه کالاها با قیمت‌های گذشته وارد ایران شده‌اند که بسیار با نرخ امروز دلار فاصله دارد، اما بازهم این گروه‌ها با قیمت‌های سرسام‌آور به فروش می‌رسند. بنابراین، ذی‌نفع‌های گردن‌کلفت و پرقدرتی در این زمینه وجود دارند که صحنه‌گردان اصلی اقتصاد کشور هستند، اما مشکلات ارزی به اسم بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و … تمام می‌شود.

    این تحلیلگر اقتصادی تاکید کرد: این صحبت‌ها به این معنی نیست که مسئولان دولتی تقصیر ندارند، ولی نکته قابل توجه این است که به طور کلی، دولت نقش تعیین‌کننده‌ای در تعیین قیمت ارز ندارد، این در حالی است که افزایش قیمت ارز، اصلی‌ترین محرک تورم در کشور است و فسادهای بسیار بزرگی را از قبل نوسانات ارزی در کشور رقم زده‌اند که منجر به شکل‌گیری کانون‌های بسیار قدرتمند اقتصادی و سیاسی شده و عملا دولت در تسخیر این کانون‌ها است؛ بنابراین این‌گونه نیست که بانک مرکزی یا وزارت اقتصاد بتوانند جلوی افزایش قیمت ارز را بگیرند، ولی این کار را انجام ندهند.

    این استاد دانشگاه تصریح کرد: بانک مرکزی هیچ نقشی در افزایش قیمت دلار و کنترل بازار ندارد. البته نه‌تنها بانک مرکزی، بلکه دولت نیز در این زمینه نقش تعیین‌کننده خاصی ندارد. در دولت قبل هم همین‌طور بود. دولت قبل هم اختیار تصمیم‌گیری نداشت و تغییر ماهوی در نظام تصمیم‌گیری اقتصادی از دولت قبل تا کنون پیش نیامده است. در ۳۵ سال گذشته این فرآیند ادامه داشته و هر روز هم نقش مافیا قوت گرفته است.

     

    منافع ملی، قربانی منافع الیگارش‌ها و مافیاها شده است

    راغفر در پاسخ به این سوال که در چنین شرایطی، آیا دولت می‌تواند راهکاری را برای کنترل بازار ارز اجرا کند، گفت: دولت در حال حاضر ارزی ندارد که بخواهد ارزپاشی کند. ارزپاشی‌ها را قبلا انجام داده‌اند و منافع ملی قربانی منافع الیگارش‌ها و مافیاها شده است و ارزی وجود ندارد که بخواهند با آن، بازار را مدیریت کنند. دولت کاره‌ای نیست، به نظر من، باید به مسئولین اصلی کشور این اخطارها و هشدارها را بدهند که ادامه این وضع، پایه‌های سیاسی کشور را تخریب خواهد کرد، پایه‌های اقتصادی و اجتماعی را هم مدت‌ها است تخریب کرده و از اینجا به بعد باید انتظار داشته باشیم پایه‌های سیاسی بیشتر از آن چیزی که تاکنون آسیب خورده، آسیب بخورد. مساله بسیار روشن، این است که باید بین بقای خودشان یا بقای مافیاها و الیگارش‌ها تصمیم بگیرند و یک کدام را انتخاب کنند.

    عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا ادامه داد: آن‌طور که نشان داده می‌شود، دولتی‌ها اصلا اختیاری ندارند که تصمیم بگیرند. با تصمیماتی که در مورد تخصیص ارز در کشور گرفته می‌شود، معلوم است که اختیاری ندارند. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند باید آسیب‌های سیاسی را هم مسئولین اصلی کشور برعهده بگیرند.

     

    قیمت دلار به۱۰۰ هزار تومان و بیشتر هم می‌رسد/ وضعیت بازار ارز، خوراک براندازی است

    راغفر در پایان با اشاره به این که قیمت ارز به صد هزار تومان و بیشتر از آن هم می‌رسد، بیان کرد: شواهدی برای این اتفاق وجود دارد. در حال حاضر ۴ میلیارد دلار طلایی را که از خارج وارد کرده‌اند، با نرخ دلار ۱۱۰ و ۱۲۰ هزار تومان می‌فروشند. وقتی این طلا را به سکه تبدیل می‌کنیم، نرخ دلار تقریبا ۱۱۰ هزار تومان محاسبه می‌شود.

    وی در پایان خاطرنشان کرد: با این شرایط دلار به بالای ۱۱۰ هزار تومان می رسد این اوضاع فاجعه است. به نظر من این‌ها خوراک براندازی است و عناصر خارجی هم به‌شدت در این حوزه فعال هستند. عناصر و مزدوران‌شان چه در رسانه‌ها و چه در کانون‌های دانشگاهی و مراکز تصمیم‌گیری کشور قویاً فعال هستند.

  • اظهارات دو، سه هفته اخیر وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی، بسیار شرم آور است!

    اظهارات دو، سه هفته اخیر وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی، بسیار شرم آور است!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان و رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، با بیان اینکه «جان فوران» می گوید وقتی کل سخنان و مکتوبات امام خمینی (ره) را بررسی می کنید، کل اعتراضاتی که ایشان به رژیم پهلوی داشته را ذیل ۹ عنوان می توان بررسی کرد، گفت: عنوان ها نشان می دهد ما به جدی گرفتن تاریخ و شناختن قفلهای تاریخی بسیار نیاز داریم. سرکوب مطبوعات و احزاب سیاسی، فساد، تقلب در انتخابات، نقض قانون اساسی، از بین بردن استقلال دانشگاه ها، تضعیف عقاید اسلامی، کاپیتولاسیون، فروش نفت به اسرائیل و گسترش دولت، این ۹ بند است. به یقین تغییرات و تفاوتهای فاحشی میان ایران دهه ۱۳۵۰ با امروز وجود دارد، اما ببینید چند تا از این عنوانها برای شما معنی دار جلوه می کند و این نشان می دهد اگر به تاریخ اعتنای بایسته ای نداشته باشیم و در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع، خود را از این گونه دانایی ها محروم کنیم، همه زیان خواهند دید. وقتی هم این زیان فراگیر و همگانی اتفاق می افتد، تعبیر قرآن این است که بپرهیزید از فتنه هایی که در آن فقط آنها که ظلم کردند، عوارض ماجرا منحصرا به آنها اصابت نمی کند و سرنوشت جمعی فراگیر در اینجا نقش آفرینی می کند.

    به دلیل غفلت از تاریخ و معرفت تاریخی بهای سنگینی می پردازیم

    دکتر فرشاد مومنی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی که در دومین نشست از سلسله جلساتی که به مناسبت ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار می شود؛ با عنوان «علیه فراموشی؛ درسهایی از تاریخ شفاهی ایران در هاروارد» سخن می گفت، با اشاره به تعبیری از «سیسرون» که می گوید تاریخ آموزگار بسیار ارجمندی است، اما آموزش بینندگان بسیار کم توجهی دارد، اظهارداشت: با وجود همه تفاوتهای بنیادی که در تجربه تاریخی ایران مشاهده می کنید، اگر نظام تصمیم گیریهای ایران در دوره ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷، که روی آن کار کرده ام، در متنزل ترین سطح می توانست آگاهی های خود را درباره تجربه های تاریخ اقتصادی ایران بالا ببرد، می توانست بیش از ۷۰ درصد خطاهای سیاستی در ایران رخ ندهد. ما بهایی به این سنگینی در باب غفلت از تاریخ و معرفت تاریخی می پردازیم.

    وی با بیان اینکه بی حکمت نیست که در هم تنیدگی تمام عیار میان تاریخ، جامعه شناسی، اقتصاد و علوم سیاسی وجود دارد و اگر خود را از این گنجینه محروم کنیم، بسیاری از مسائل را از دست خواهیم داد، یادآورشد: ما در سرزمینی زندگی می کنیم که نظام تصمیم گیریهای اساسی اش، حتی قادر نیست برای ۱۴۰۴، از تجربه های ۱۴۰۱ هم استفاده کند. وقتی سند لایحه بودجه ۱۴۰۴ را که نگاه می کنید، از دریچه آن عناصری که فاجعه های انسانی و اجتماعی سال ۱۴۰۱ را رقم زد، گویا زخمهای آن حادثه خوب شده و عزیزان دوباره تصمیم گرفته اند یک بار دیگر آن را آزمون کنند.

    ۸۵ درصد خطاهای سیاستی که در نخستین شوک نفتی رخ داده، باز هم تکرار شده

    این اقتصاددان به مقایسه ای که از دوره نخستین شوک نقتی در سال ۵۲ و ۵۶ با دوره ۸۴ تا ۹۰ که دومین شوک بسیار بزرگ نفتی بوده، انجام داده، اشاره کرد و ادامه داد: تقریبا ۸۵ درصد خطاهای سیاستی که در نخستین شوک نفتی اتفاق افتاده، عینا در آخرین تجربه شوک نفتی هم در دوره ۸۴ تا ۹۰ تکرار شده و این بسیار حیرت انگیز و تکان دهنده است و به ما می گوید ما چقدر نیاز داریم که درباره معرفت تاریخی، جدی تر و کوشاتر باشیم.

    شوک به اقتصاد و جامعه ایران بین سقوط صفویه تا آمدن قاجارها، بیش از ۳ برابر شوک ناشی از حمله مغول به ایران بوده

    مومنی با بیان اینکه ما در اسارت مناسبات رانتی قرار داریم و در این چارچوب، مهم ترین عنصر تضمین کننده بقای آن، عدم شفافیت، پنهان کاری و دستکاری واقعیتها است و مراجعه به تاریخ از این زاویه هم به ما کمک می کند، تجربه های آزمون شده در تاریخ ایران را پرتعداد عنوان کرد و گفت: یکی از یافته های کار مطالعاتی، که با موضوع تاریخ اقتصادی ایران در فاصله ۸۰ ساله دوران سقوط صفویه و برآمدن قاجاریه، انجام شد و من در آن مشارکت داشتم، این بود که شوکهای وحشتناکی که به اقتصاد و جامعه ایران وارد شده، بیش از ۳ برابر شوک ناشی از حمله مغول به ایران بوده، اما تعداد کتاب یا مقاله هایی که در باره این دوره در دسترس ما است، بسیار ناچیز است و حکایت از این دارد که تقاضای بایسته ای در ساخت اداره کشور و نظام آموزش و پژوهش ما وجود ندارد که چنین گنجینه هایی همچنان بکر باقی مانده است.

     درکِ به شدت پهلوی زده ای از دوره قاجار داریم

    این استاد دانشگاه حساس شدن نسبت به مساله دستکاری واقعیتها و دشواری های غیرمتعارف فهم عالمانه از اقتصاد در ایران را یکی دیگر از نکاتی برشمرد که در آن پژوهش با آن مواجهه شده و اظهارداشت: از آنجا که اساس ماجرای تداوم مناسبات رانتی، به فریب، پنهان کاری، دستکاری واقعیت و دادن آدرسهای غلط بر می گردد، ما در آن مطالعه، به این نتیجه رسیدیم که نسل من و پس از من، از دوره قاجار، به شدت درک پهلوی زده ای است. مانند همه دوران تاریخی دیگر در ایران که قدرت مستقر به جای اینکه تلاش کند از آنها درس بگیرد، بخش بزرگی از مشروعیت خود را از طریق تخریب و تخطئه قدرت قبلی می بیند، این مساله باعث شده تصویری به غایت مخدوش از قاجاریه در اختیار ما قرار گیرد.

    ماجرای کتاب ۲۰ جلدی جنگهای ایران و روسیه که به طور مشکوکی گم شد!

    مومنی با بیان اینکه ما چند دوره مستقیما حتی با روسیه، درگیری نظامی داشتیم، اما با این حال، چیزی از مکتوبات روسی که به کار فهم واقعیتهای ما بیاید، چندان در دسترس ما قرار ندارد، یادآورشد: باستانی پاریزی می گوید حسن تقی زاده، به شکل استثنایی، توانست یک دوره بیست جلدی کتاب درباره جنگهای ایران و روس، به زبان روسی خریداری کند و به ایران بیاورد، اما می گوید به طرز بسیار مشکوک و غیرمتعارفی، این ۲۰ جلد کتاب گم شد! ما در این زمینه بسیار ماجراها داریم. حتی بعد از انقلاب بلشویکی که آنها این میزان به نوشتن تاریخ ایران اهتمام داشتند، آثاری از نویسندگان آکادمی علوم شوروی که به فارسی ترجمه شد، عمدتا آثار مربوط به پیشاتاریخ و دورانهای میانه بوده و اصلا اهتمام متناسبی برای دوران معاصر، چه از طریق حزب توده و چه هم پیمانان آن، مشاهده نمی کنیم.

    اراده سازمان یافته ای برای مخدوش کردن تجربه جنبشهای اجتماعی بزرگ ایران وجود دارد / بسیاری از انتسابها به آخوند خراسانی درباره انقلاب مشروطه، از بیخ و بن دروغ است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه «اکبر ثبوت» در کتاب خود درخصوص شرح آرای آخوند خراسانی می گوید هم از ناحیه روسها و هم انگلیسی ها، اراده سازمان یافته ای برای مخدوش کردن تجربه های درخشان جنبشهای اجتماعی بزرگ در ایران وجود دارد، افزود: ما شواهدی از موضوع دستکاری هایی از واقعیت که می خواهد ایرانیان را از نظر اندیشه ای، بلاتکلیف نگه دارد، درباره مشروطه و هم جنبش ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی داریم. آقای ثبوت، نشان می دهد بسیاری از چیزهایی که با عنوان واکنش آخوند خراسانی به تجربه انقلاب مشروطیت مطرح شده، از بیخ و بن دروغ است. تکنولوژی آنها در این دروغ پردازی این بوده که از شدت تکرار، آن را به یک باور تبدیل می کنند.

    شدت بی اعتنایی ایرانی ها به آزموده هایشان حیرت انگیز است

    وی با بیان اینکه شدت بی اعتنایی ایرانی ها به آزموده هایشان حیرت انگیز است، به بخشهایی از کتاب «مقاومت شکننده»، نوشته «جان فوران» که در آن اشاره شده ۴۰۰ سال است که ایرانی ها بر سر نبود وضع موجود تفاهم دارند اما فکری برای جایگزین آن نمی کنند و این یادگیری جمعی در ایران بسیار ضعیف است، گفت: چون ماجرای نرخ ارز اخیرا در ایران بسیار سرو صدا برپا کرده، دیدم چقدر اهتمامهای سازمان یافته برای مخدوش کردن کارنامه درخشان و بی نظیر مدیریت ارزی کشور در دوران جنگ وجود دارد. شیوه هایی به کار می برند و مثلا یک بار یک موج راه انداختند با این مضمون که رکورد دار فاصله میان نرخ ارز رسمی با نرخ بازار سیاه، دوران مهندس موسوی است. من آن زمان توضیح دادم که این یک مقایسه غیرکارشناسی و فریب کارانه است که می خواهد توجیه کننده جهت گیریهای فاجعه ساز مشوق تضعیف ارزش پول ملی باشد. به این دلیل که در دوره مهندس موسوی، نحوه مدیریت بازار ارز، زمین تا آسمان نسبت به دوره بعد از جنگ متفاوت شده است.

    دولت زمان جنگ اعتنایی به اینکه در بازار سیاه ارز چه می گذرد، نداشت

    این اقتصاددان توضیح داد: در کل دوره جنگ، دولت، معیشت مردم و نیازهای تولیدکنندگان به ارز را به صورت کاملا پیش بینی پذیر و حمایت شده مدیریت می کرد و بنابراین اصلا اعتنا و اهتمامی به اینکه در بازار سیاه ارز چه می گذرد، نداشت. در حالی که در دوره بعد از جنگ، کل مقدرات مردم و تولیدکننده ها را به قاچاقچی ها و مقدراتی که آنها در بازار سیاه ارز تعریف می کنند وصل کرده اند. اکنون می گویند ما خودمان در سازمان برنامه بودیم و درباره اینکه نیازهای معیشتی مصرف کننده و و خانواده ها و تولیدکننده ها را چند نرخی کنیم هم اهتمامهایی داشتیم. با این ادعا چگونه می توان برخورد کرد!؟ اینکه در دوره آقای مهندس موسوی ، رویکردی فراجناحی به دیدگاه های کارشناسی وجود داشته و اجازه حضور دیدگاه های متفاوت داده می شده، واقعیتی است. بنابراین وقتی این گروه ادعا می کنند ما آن زمان هم در مدیریت اقتصادی کشور و سازمان برنامه و بانک مرکزی بودیم و این گونه فکر می کردیم، نمی توانم بگویم این دروغ است، واقعا آنها وجود داشتند و این گونه هم فکر می کردند، اما وقتی آنها به شکل مشکوکی از این استفاده می کنند برای اینکه بگویند در دوره آقای موسوی آن دقت وجود نداشته، باید پرسید اینها حلیم چه کسی را هم می زنند و از طریق مخدوش کردن آن تجربه، می خواهند چه چیزی حاصل کنند!؟

    دولت زمان جنگ اجازه نمی داد معیشت مردم و سرنوشت تولیدکننده ها، دچار بی ثباتی و ناامنی شود

    مومنی تاکید کرد: به آنها می گویم شما حضور داشتید، اما آیا در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع، محلی از اعراب داشتید یا خیر!؟ همه می دانند درباره مسائل نرخ ارز، در دوره جنگ آقای مهندس موسوی، حرف آخر را به آقای عالی نسب سپرده بودند و ایشان مطلقا این گونه فکر نمی کردند و تا آنجا که در توانشان بود، اجازه نمی دادند معیشت مردم و سرنوشت تولیدکننده ها، دچار بی ثباتی و ناامنی شود و آنچه که امروز شاهد آن هستیم که در آن مافیاها رشد می کنند و مردم به طرز فاجعه آمیزی در فقر غوطه می خورند و تولیدکننده ها هم برای بقا ترجیح می دهند مونتاژکاری کنند رخ نمی داد. در دوره جنگ، حتی یک سند درباره اینکه دولت کوچکترین اهتمامی برای تزریق یک دلار، در بازار سیاه، برای کاهش نرخ ارز وجود ندارد. علاوه بر آن، در دوره جنگ، درست مانند بودجه ریالی، بودجه ارزی هم به تصویب قانون گذار می رسید.

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، اضافه کرد: در دوره پس از ۱۳۶۵ که ایران با اولین شوک معکوس نفتی روبرو شد، ما به صورت اجتناب ناپذیر، با تغییراتی در سیاست ارزی هم روبرو بودیم، اما هیچ کدام از آن تغییرات آن دو اهتمام ویژه را تحت تاثیر قرار نمی داد و اهتمام و اراده جدی به معیشت مردم و وضعیت تولیدکنندگان، حتی در سالهای بعد از ۱۳۶۵ هم به قوت خود باقی بود. اگر واقعا حکومت آن زمان هم مانند بعد از جنگ ولنگار شده بود و میدان ارز را عرصه تاخت و تاز قاچاقچیها و مافیاها قرار داده بود، پس خاطره جمعی مثبت ایرانی ها از آن دوره، چگونه پدیدار شده و چرا اکنون دقیقا ضد آن خاطره وجود دارد.

    طنز کیومرث صابری برای ایجاد قطعه ۵۹۸ در بهشت زهرا برای دلالان ارزی

    مومنی یادآورشد: هم سن و سالان من می دانند، بعد از اینکه قطعنامه پذیرفته شد و نرخ ارز در بازار سیاه، شروع به کاهش گذاشت، دستمایه جوکهای عجیب و غریبی درباره سرنوشت دلالان و قاچاقچی های ارز شده بود. زنده یاد کیومرث صابری در روزنامه اطلاعات ستونی با عنوان «دو کلمه حرف حساب» داشت که وقتی چند مورد سکته در میان دلالهای ارز اتفاق افتاد، به طعنه و طنز نوشت که پیشنهاد می کنم قطعه ای در بهشت زهرا با عنوان قطعه ۵۹۸ ایجاد کنیم. یعنی مردم به عنوان جوک، با فراز و فرودهای نرخ ارز در بازار سیاه برخورد می کردند و برای آنها اصلا نرخ ارز در بازاری که اکنون از «سیاه» به «آزاد» مزین شده، اهمیتی نداشت.

    ارکان زندگی مردم و تولیدکننده ها می لرزد وقتی که کوچکترین نوسانی در نرخ ارز در بازار سیاه اتفاق می افتد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: ببینید چگونه تمام ارکان زندگی مردم و تولیدکننده ها می لرزد وقتی که کوچکترین نوسانی در نرخ ارز در بازار سیاه اتفاق می افتد؛ به این دلیل که اکنون کل مقدرات و سرنوشت مردم به آن گره خورده و اگر نیم نگاه حمایت ناقص ناپایدار هم با عنوان «ارز ترجیحی» برای کالاهای اساسی وجود دارد، مقامات مسئول اقتصادی، اکنون با بی پروایی و صراحت، می گویند هدف ما این است که این ارز را از بین ببریم و فقط یک ارز آن هم ارز بازار سیاه داشته باشیم. گویی اگر قاچاقچی ها، که بزرگترین تعزیه گردان این بازار به اصطلاح آزاد هستند، مقدرات سرنوشت مردم را در دست داشته باشند، منافع افرادی بهتر تضمین می شود و چقدر جای دریغ و تاسف است که مقامات رسمی اقتصادی هم از همین ایدئولوژی تبعیت می کنند و تن در دادن به منافع قاچاقچی ها را جزء افتخاراتشان می دانند.

     اظهارات دو، سه هفته اخیر وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی، بسیار شرم آور است

    مومنی با بسیار شرم آور خواندن اظهارات دو سه هفته اخیر وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی، ، گفت: استدلالهایشان را ببینید! می گوید ما الزام قانونی گذاشتیم ، برای اینکه صادرکنندگان غیرنفتی ارز حاصل از صادراتشان را برگردانند، اما چون زورمان به آنها نمی رسد، مردم را تنبیه می کنیم! یعنی ارز ترجیحی را حذف می کنیم و می گوییم مقدراتتان با مطامع قاچاقچی ها تنظیم شود. استدلال دومی که وزیر اقتصاد مطرح کرده این است که می گوید ما پدیده ای به نام قدرت قیمت گذاری دلخواه داریم. بازیگران انحصارگر و شبه انحصارگر مافیایی، هر کاری دلشان بخواهد با قیمتها می کنند، چون زور ما به آنها نمی رسد، مردم را تنبیه می کنیم! استدلالها اکنون به این سطح نزول پیدا کرده است.

    هیچ اقدام اصلاحی، به اندازه کنترل بانکهای خصوصی ایران را از این بلایایی که به آن گرفتار شده، نجات نمی دهد

    این اقتصاددان با بیان اینکه هیچ اقدام اصلاحی، به اندازه کنترل و متوقف کردن بانکهای خصوصی ایران را از این بلایایی که به آن گرفتار شده ، نمی تواند بهتر نجات دهد، اضافه کرد: صورتجلسات شورای اقتصاد و شورای پول و اعتبار در دوره قبل از انقلاب را بررسی کنید، در آن دوره که اوضاع متفاوت بوده و به قول آنها چپ ها و کمونیستها حاکم نبوده اند، رئیس بانک مرکزی می گوید من با دادن امتیاز به بانک های خصوصی مخالفم به این دلیل که بانک مرکزی قادر به نظارت موثر بر طرز عمل آنها نیست. به این دلیل که آنها به مافیاهای دیگر وصل هستند و زور یک کارشناس بانک به آنها نمی رسد.

    مومنی یادآورشد: گزارشهای سالانه مجمع جهانی اقتصاد با عنوان «رقابت پذیری جهانی» نشان می دهد در ۱۰ ساله گذشته، بیش از یک، سوم سالها، از نظر حاکم کردن قانون جنگل و به صفر رساندن اقدامات تنظیم گری در بازار پول، ایران رتبه یک جهان را دارد. یعنی ایران بی تعهدترین حکومت به ترک تازیهای الیگارشی های مالی است. این الیگارش ها در چند دهه ای که سروکله شان در اقتصاد ایران پیدا شده، چه بر سر بازار مسکن، بازار زمین و خودرو و ارز و سکه آورده اند!؟ انحصارهای مالی را پدیدار کرده اید و کاری به این الیگارشها ندارید. آنها به هر چه بخواهند حمله می کنند و به بهای مفلوک و مفلس کردن مردم، سودهای آنچنانی می برند.

    در حالی که کل رشد تولید در کشورمان در ۲۰ ساله، ۳۶ درصد بوده، رشد نقدینگی ۱۰ هزار و ۲۵۰ درصد بوده

    وی به گزارش کمیسیون اقتصادی مجلس در اردیبهشت ۱۴۰۰ اشاره کرد که در آن آمده در دو دهه اول پس از ظهور بانکهای خصوصی در اقتصاد ایران، در حالی که کل رشد تولید در کشورمان در این ۲۰ ساله، ۳۶ درصد بوده، رشد نقدینگی ۱۰ هزار و ۲۵۰ درصد بوده است، و افزود: ببینید چه مناسباتی وجود دارد!؟ به آنها که این مناسبات را به ایران تحمیل کردند و خود را زیر پرچم بازارگرایی مخفی کرده اند، می گویم شما آبروی بازارگرایی را هم بردید و این بازارگرایی مبتذل است که ربطی به علم اقتصاد و نظریه معتبر بازار ندارد، بلکه پوششی برای پیگیری مطامع مافیاها است.

     ابعاد خلاف قانون عمل کردن بانکهای خصوصی حدی نمی شناسد / بانکهای خصوصی، چهار، پنجم کل اعتبارات خود را به زیرمجموعه شان داده اند

    مومنی با بیان اینکه برخی بررسی هایی که آقای مهندس بحرینیان انجام داده است نشان می دهد گویی مقام پولی به تسخیر این مافیاها در آمده و مصوبات پرشمار گذرانده اند که بانکهای خصوصی اجازه داشته باشند فراتر از بانکهای تجاری دیگر و دولتی ها، از مردم بهره بگیرند، افزود: ابعاد خلاف قانون عمل کردن بانکهای خصوصی حدی نمی شناسد. در آبان ۱۴۰۳، مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی اعلام کرد آنها همه قانونهای معطوف به بانکداری خصوصی را زیرپا گذاشتند. از جمله اینکه بین دو، سوم تا چهار، پنجم کل اعتبارات خود را به زیرمجموعه شان داده اند. این گزارش می گوید از نظر گستره و عمق فساد ببینید چه خبر است!؟ مواردی داریم که فردی وام گرفته و به او مهلت ۶۰۰ ماهه داده شده است!؟ در کل تاریخ بانکداری دنیا، چند وام با مهلت ۶۰۰ ماهه داده شده است!؟ همین وامهای با این مهلت هم با نرخ بهره صفر بوده است! می گوید با وجود این، بخش اعظم وامهایی که این گونه داده شده، برنگشته است!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: حال ببینید اگر یک چک یک میلیون تومانی یک کارمند برگردد، چه تنبیه هایی برای او درنظر می گیرند!؟ اصلا امکانش بقای او را به خطر می اندازند! این قدر باید این مناسبات ضعیف کش و مافیاپرور باشد!؟

    مومنی به خاطرات محمد یگانه اشاره کرد که در آن آمده که حتی یک بانک خصوصی که پشت آن فسادهای سیاسی و مالی نباشد، در ایران شکل نگرفته است، ضمن شرح عملکرد منفی هژبر یزدانی در این رابطه، تصریح کرد: دکتر حسین بشیریه، می گوید یکی از کانونهای اصلی فروپاشی، در کل تجربه های فروپاشی رژیمهای سیاسی در قرن بیستم، این است که مقامات پولی و مالی شان به تسخیر مافیاها در می آیند. سخت گیریهای غیرعادی نسبت به ضعیف ترین آدمها می کنند و ولنگاریهای غیرعادی تر درباره این الیگارشهای پولی و مالی دارند.

    پندگیری از تجربه های تاریخی فروپاشی رژیم پهلوی، نجات دهنده است

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه پندگیری از تجربه های تاریخی، خصوصا درباره فروپاشی رژیم پهلوی، واقعا نجات دهنده است، ادامه داد: مجید تهرانیان، در مقاله ای شش بحران را ذکر می کند که گریبان رژیم پهلوی را گرفته بود؛ بحران هویت، بحران مشروعیت ، بحران نفوذ، بحران مشارکت، بحران یکپارچگی و بحران توزیع. اگر یک رژیمی، در یک ساخت توسعه نیافته رانتی، آگاهانه از مردمش در رقم زدن به سرنوشت سیاسی و اقتصادی شان مشارکت زدایی کند، گور خود را می کند. آنچنان مسائل شگفت انگیز در این زمینه وجود دارد، که قابل تصور نیست.

    هدیه ای که می توان به عنوان یک درس به حکومت گرامی داد… / ۵۰درصد جمعیت ایران، یک بار هم موفق نمی شوند از بانک وام بگیرند

    مومنی خاطرنشان کرد: هدیه ای که می توان به عنوان یک درس به حکومت گرامی داد، این است که گزارشی بگیرید که چرا در دوران تعدیل ساختاری، نزدیک به دو، سوم از کل جمعیت در سنین فعالیت ایران، هیچ نقشی در تولید ملی ندارند. وقتی مقدرات کشور را در اختیار مافیاها و الیگارشهای پولی و مالی قرار می دهید، روشن است که دیگر راه نفسی برای مردم باقی نمی ماند. این گونه می شود که بانک مرکزی و وزارت کار گزارشی منتشر می کنند و می گویند ۵۰درصد جمعیت ایران، در کل دوره زندگی شان، در شرایط کنونی، یک بار هم موفق نمی شوند از بانک وام بگیرند ، اما حدود ۹۰ درصد کل سپرده ها، متعلق به ۶درصد از سپرده گذاران است. بعد این گونه می شود که یک عضو محترم شورای فقهی بورس اعلام کرده که ۸۵درصد قراردادهای بانکی، مخدوش و دستکاری شده است. برای یک جامعه ای که می خواهد روی پای خود بایستد، اولویت مواجهه با این وضعیت، در مقایسه با اولویتهای دیگری که حکومت گرامی برای خود تعریف می کند، کجا سنجیده شده است!؟ چگونه می شود توضیحی برای عملکرد عزیزانی که این میزان سهل انگاریها را درباره مافیاها روا می دارند پیدا کنیم!؟

    وی با بیان اینکه  آبراهامیان در کتاب خود می گوید، در فاصله ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵، میزان مرگ و میر کودکان، افزایش چشم گیری داشت، ایران از نظر خدمات بیمارستانی و نسبت تختهای بیمارستانی به جمعیت، پایین ترین میزان را در خاورمیانه داشت! یعنی خود خاورمیانه که همیشه جزء پس افتاده ترین جوامع دنیا بوده است، با این حال ایران در انتهای جدول کیفیت خدمات سلامت در دسترس مردم قرار داشته است، اظهارداشت: اکنون بررسی کنید که اوضاع مردم در زمینه آموزش و سلامت چه وضعیتی دارد. سهم پرداخت از جیب برای سلامت را با استانداردهای دنیا مقایسه کنید. خاضعانه از همه اطرافیان آقای رئیس جمهور و همه نهادهای نظارتی تقاضا می کنم که این مصاحبه های اخیری که از یکی از اساتید به نام امور دارویی کشور منتشر شده را بخوانند. در ۱۹ دیماه، رئیس فدراسیون اقتصاد سلامت که از اساتید ممتاز دانشگاه علوم پزشکی تهران هم هستند فرمودند این چه مناسباتی است که قیمت یک داروی تزریقی را که اگر در داخل ساخته شود و قیمت تمام شده آن برای تولیدکننده ها ۱۹هزار و ۵۰۰ تومان است، عامدانه اجازه نمی دهند از ۴ هزار و ۵۰۰ تومان افزایش یابد، بنابراین تولیدکننده ها از تولید آن منصرف می شوند و در نتیجه آن دارو را از هند که جزء کم کیفیتها هم محسوب می شود به قیمت ۲۹۰ هزار تومان به مردم بی پناه و مظلوم می فروشند. این چه مناسباتی است که منافع واردکننده ها را به تولیدکننده ها و مردم اولویت می دهید!؟ بعد هم می گویند ما اجازه افزایش قیمت به کسی نمی دهیم!

    ۹ عنوان اعتراض امام خمینی(ره) به رژیم پهلوی از زبان «جان فوران»

    این استاد اقتصاد به بخشهایی از کتاب «جان فوران» اشاره کرد و افزود: وقتی کل سخنان و مکتوبات امام خمینی (ره) را بررسی می کنید، کل اعتراضاتی که ایشان به رژیم پهلوی داشته را ذیل ۹ عنوان می توان بررسی کرد؛ عنوان ها نشان می دهد ما به جدی گرفتن تاریخ و شناختن قفلهای تاریخی بسیار نیاز داریم. سرکوب مطبوعات و احزاب سیاسی، فساد، تقلب در انتخابات، نقض قانون اساسی، از بین بردن استقلال دانشگاه ها، تضعیف عقاید اسلامی، کاپیتولاسیون، فروش نفت به اسرائیل و گسترش دولت، این ۹ بند است. به یقین تغییرات و تفاوتهای فاحشی میان ایران دهه ۱۳۵۰ با امروز وجود دارد، اما ببینید چند تا از این عنوانها برای شما معنی دار جلوه می کند و این نشان می دهد اگر به تاریخ اعتنای بایسته ای نداشته باشیم و در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع، خود را از این گونه دانایی ها محروم کنیم، همه زیان خواهند دید. وقتی هم این زیان فراگیر و همگانی اتفاق می افتد، تعبیر قرآن این است که بپرهیزید از فتنه هایی که در آن فقط آنها که ظلم کردند، عوارض ماجرا منحصرا به آنها اصابت نمی کند و سرنوشت جمعی فراگیر در اینجا نقش آفرینی می کند.

    از مسائلی که نشانه هایی از قفل شدگی به تاریخ دارد، به سادگی عبور نکنید

    مومنی گفت: صمیمانه به نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور توصیه می کنم از مسائلی که نشانه هایی از قفل شدگی به تاریخ دارد، به سادگی عبور نکنند. آن بی اعتنایی ها به فقر و فساد گسترده و نابرابریهای فزاینده، سیستم را از حرکت می اندازد، و ما را دچار تصلبهای خطرناک می کند. اندازه دلاری تولید ناخالص داخلی ایران در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۹۳ و ۱۴۰۲ بررسی کنید! اندازه اقتصاد ایران در کل این سه نقطه عطف تاریخی، بر حدود ۴۰۰ میلیارد دلار قفل شده است. در حالی که ما در سالهای ۸۴ به بعد نفت را در بعضی از سالها تا بشکه ای ۱۴۰ دلار هم فروخته ایم، چطور می شود آن شرایط با شرایط تحریمی شدید در سال ۱۴۰۲، بر اقتصاد ملی یک اثر مشابه با سال ۱۳۹۳ که به سمت برجام حرکت کردیم بگذارد؟ ببینید جامعه به دلیل این از کارافتادگی ها، دچار پیچیدگی می شود. ما باید به دانایی های تاریخی و آینده شناختی اهتمام کنیم.

  • «کیش اکسپو ۲۰۲۵»؛ نمایشگاهی با اسم پرطمطراق اما توخالی / سکوت کامل خبری یا مخفی کاری عجیب و غریب درباره نمایشگاه!

    «کیش اکسپو ۲۰۲۵»؛ نمایشگاهی با اسم پرطمطراق اما توخالی / سکوت کامل خبری یا مخفی کاری عجیب و غریب درباره نمایشگاه!

    به گزارش اقتصادران، مراسم اختتامیه نمایشگاه «کیش اکسپو ۲۰۲۵» صبح شنبه ۶ بهمن ۱۴۰۳ در مرکز نمایشگاه‌های کیش در شرایطی به کار خود پایان داد که می‌توان آن را یکی از نمونه‌های بی برنامگی در اجرای یک نمایشگاه کاملا بدون هدف دانست.

    جالب این است که حتی این مثلا نخستین نمایشگاه بین المللی فرصت‌های سرمایه گذاری ایران با عنوان «کیش اکسپو» بدون دعوت از رسانه‌ها و در سکوت کامل خبری آغاز شد و در روز افتتاحیه آن رسانه‌ها از وقوع چنین نمایشگاهی کلا بی اطلاع بودند!

    از سوی دیگر این نمایشگاه که باید یک رویداد مهم در توسعه روابط تجاری و بین المللی و جذب سرمایه گذاران می‌بود، در حالی روز ۲۹ دی ماه آغاز به کار کرد که حتی تا روز اختتامیه آن در ۶ بهمن ماه نیز هیچگونه اطلاعاتی از جزئیات آن در دسترس رسانه‌ها قرار نگرفت و حتی بنا بر خبر‌های رسیده از کیش روز اول نمایشگاه نیز، با حداقل غرفه‌های فعال آغاز به کار کرد و بخشی از شرکت کنندگان همچنان در حال غرفه سازی بودند.

    در همین حال ناهماهنگی با سازمان منطقه آزاد کیش در اجرای این رویداد نیز کاملا مشهود بود، چنان که در مراسم آغاز به کار این نمایشگاه با نام اکسپو ۲۰۲۵ کیش حتی مدیران ارشد منطقه آزاد و خود جزیره کیش نیز حضور نداشتند، چنان که گویا اساسا اطلاعی از آن چه در شرف رخ دادن بود نداشته‌اند.

    سکوت کامل خبری یا مخفی کاری عجیب و غریب درباره نمایشگاه

    روند اجرا و برگزاری نمایشگاه، اما چنان بود که حتی رسانه‌ای، چون ایرنا نیز به آن معترض شده و روز ۳۰ دی ماه یعنی یک روز بعد از افتتاحیه بی سروصدای این نمایشگاه نوشت: در عصر ارتباطات مهمترین اصلی که به موفقیت کمک می‌کند تمرکز بر ارتباط سالم، پاسخگو و مستمر با مخاطبان است و تقویت این جایگاه بدون حضور رسانه عملا ممکن نیست. وقتی رویدادی ادعای گردهم آوردن طیف وسیعی از شرکت‌کنندگان، از جمله شرکت‌های تجاری و صنعتی، سازمان‌های سرمایه‌گذاری، مراکز آموزشی و پژوهشی و موسسات فرهنگی را به یدک می‌کشد، قطع یقین بدون باور به نقش رسانه تمامی آنها سرابی بیش نیست.

    در واقع به نظر می‌رسد نمایشگاهی که مدعی «نخستین نمایشگاه بین المللی فرصت‌های سرمایه گذاری ایران» بوده چنان عمل کرده است که در نهایت حتی اعتراض رسانه‌ای، چون ایرنا را نیز برانگیخته و واقعا اگر حتی ایرنا نیز خبری از نمایشگاه نداشته این فرصت‌های سرمایه گذاری چطور قرار بوده است ایجاد شود؟

    جالب‌تر این جا است که «کیش اکسپو ۲۰۲۵» در شرایطی که باید به تقویت روابط تجاری و سرمایه گذاری منجر می‌شد و بازدید کنندگان و مخاطبان را با صنایع خلاق آشنا می‌کرد، در یک سکوت خبری و در شرایطی آغاز به کار کرد که حتی هیچ اطلاعی از جزئیات این نمایشگاه به اصطلاح بین المللی در دست نیست.

    در این بین ایرنا مدعی شده که نه تنها پیگیری‌های مکررش از جزئیات این نمایشگاه بی نتیجه مانده و عملا هیچ اطلاعی از کم و کیف شرکت‌های حاضر در آن در دست نیست، بلکه مجریان آن که بخش خصوصی متولی آن است، از هرگونه پاسخگویی در این راستا خودداری می‌کنند.

    به این ترتیب می‌توان این طور ارزیابی کرد که برگزاری این رویداد بدون پیوست رسانه‌ای در حالی یک روی سکه ماجراست که روی دیگر آن رسانه گریزی متولیان برگزاری آن است.

    برگزار کننده‌ای از وزارت اقتصاد

    در توضیح این نمایشگاه و بر روی سامانه طراحی شده برای این نمایشگاه نیز نوشته شده: «کیش اکسپو با شش محور اصلی، شامل توسعه روابط تجاری بین‌المللی، فرصت‌های سرمایه‌گذاری، ظرفیت‌های ترانزیتی و لجستیکی، همکاری‌های تولیدی و صنعتی، تبادل فناوری و توسعه گردشگری، به دنبال ایجاد یک رویداد پویا و تاثیرگذار است.»

    در این بین البته گفته می‌شود که برگزار کننده نمایشگاه مورد نظر نیز سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های اقتصادی و فنی ایران، یک سازمان دولتی وابسته به وزارت امور اقتصادی و دارایی است که امور مربوط به سرمایه‌گذاری‌های خارجی در ایران، سرمایه‌گذاری‌های ایران در خارج، تأمین مالی خارجی یا استقراض از منابع بین‌المللی و گسترش روابط اقتصادی را بر عهده دارد.

    نکته دیگر این که برای نمایشگاهی که افتتاحیه آن قرار بود در ۲۹ دی ماه برگزار شود، روز ۱۶ همان ماه یعنی تنها ۱۳ روز پیش از برگزاری اطلاعیه‌ای بر روی خروجی قرار گرفت و بر اساس این اطلاعیه آمده بود که: «به اطلاع می‌رساند “نخستین نمایشگاه بین‌المللی کیش اکسپو ۲۰۲۵ ” با هدف ارائه توانمندی‌های تولیدی و با موضوع “تجارت جهانی و فرصت‌های سرمایه‌گذاری” مقرر است از تاریخ ۲۹ دی لغایت ۵ بهمن ۱۴۰۳ در مرکز نمایشگاه‌های بین‌المللی جزیره کیش برگزار شود. به گزارش روابط عمومی سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های اقتصادی و فنی ایران، محور‌های این رویداد شامل: ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری‌های ترانزیتی، همکاری‌های تولیدی و صنعتی، تبادل فناوری و محصولات دانش بنیان و توسعه گردشگری خواهد بود.

    کارآفرینان و علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر ویا حضور در نمایشگاه می‌توانند از طریق مراجعه به درگاه رسانی به نشانی … و یا با دبیرخانه شماره تلفن … تماس حاصل نمایند.»

    در واقع برای نمایشگاهی که قرار بوده با موضوع “تجارت جهانی و فرصت‌های سرمایه‌گذاری” برگزار شود و به ادعای مجریان و برگزار کنندگانش نخستین نمایشگاه بین المللی فرصت‌های سرمایه گذاری ایران بوده، تنها ۱۳ روز پیش از افتتاحیه فرصت ثبت نام ایجاد شده و با این روند دیگر عجیب نبوده که حتی غرفه سازی نیز به پایان نرسیده و مدیران جزیره کیش نیز اساسا از روند رخ داده بی خبر بوده‌اند.

    هدررفت انرژی و سرمایه شرکت کنندگان در یک نمایشگاه نمایشی

    در این بین، اما برگزار کنندگان نمایشگاه توجه نداشتند که برگزاری نمایشگاه به این شکل و با این شرایط می‌تواند در نهایت چه خسارت‌های زیان باری در پیش رو داشته باشد.

    نمایشگاهی با اسم و عنوان پرطمطراق و انبانی خالی از ایده بدون دستاورد و حتی اهداف مشخص که به نظر تنها فرصتی برای مدیران دولتی بوده که در فصل خوش آب و هوا راهی کیش شوند.

    اگر هم قصد مدیران و برگزار کنندگان نمایشگاه استفاده از فرصت فصل سفر به جزیره بوده دستکم می‌توانستند با جذب سرمایه گذار و هم چنین ایجاد اتاق فکر در فرصتی مناسب‌تر و مثلا در سال ۱۴۰۴ چنین نمایشگاهی را برگزار کنند.

    برگزاری اکسپوی ۲۰۲۵ کیش با این عنوان پرطمطراق اکنون در حالی هزینه‌های احتمالا میلیاردی بدون هیچ منفعت و مهمان خارجی را در برداشته که نه شرکت کنندگان سهمی از حضور در چنین نمایشگاه سوت و کوری برده‌اند و نه چندان در وضعیتی که هیچ اطلاع رسانی شده مهمانانی از دیگر کشور‌ها در جریان این روند قرار گرفته‌اند.

    همه این روند نیز در شرایطی است که اکنون ایران جامانده بزرگ از اکسپوی ۲۰۲۵ توکیو نیز هست.

    یعنی در شرایطی که کشور در یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین رویداد‌های اقتصادی و فرهنگی و توریستی جهان حاضر نیست و حتی به بخش خصوصی نیز اجازه حضور در اکسپوی مهم توکیو داده نشده و همین مساله نیز منجر به انتقادات بسیار شد، اکنون گویا سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های اقتصادی و فنی ایران قصد داشته با یک نمایشگاه کاملا نمایشی و کلنگی شده با تکرار نام اکسپو تنها به منتقدان عدم حضور ایران در توکیو نشان بدهد که خودمان اکسپو داریم، اما در نهایت با یک فاجعه تمام عیار با اجرا، اطلاع رسانی و حتی حضور مدیران خود جزیره کیش در این نمایشگاه مواجه شدیم.

    کاش دستکم در این بین مشخص شود دقیقا کدام شرکت‌های خصوصی با چه هزینه و چه وعده‌هایی وارد این نمایشگاه شده‌اند و دستکم در بعد بیلان مالی و تعداد قرارداد‌های بسته شده وزارت اقتصاد برای شهروندان و اصحاب رسانه اعتباری قائل شود تا مشخص شود، هزینه ایاب و ذهاب مدیران دولتی، هزینه حق ماموریت در فصل خوش آب و هوای کیش، هزینه‌های رخ داده برای بخش خصوصی چقدر بوده و در مقابل دقیقا چه برداشتی از این نمایشگاه رخ داده است.

     

     

     

     

     

     

  • دلار، منتظر یک بهانه کوچک برای 75 هزار تومانی شدن است!

    دلار، منتظر یک بهانه کوچک برای 75 هزار تومانی شدن است!

    به گزارش اقتصادران، دلار در آغازین روز هفته وارد کانال ۷۰ هزار تومان شد و در نوسان است. برخی معتقدند که افزایش تنش‌ها در منطقه، به‌خصوص درگیری‌ها در سوریه عامل نوسان قیمت دلار است. گروهی دیگر این افزایش را به گردن فشردگی فنر قیمت‌ها طی چندین ماه اخیر می‌دانند. علاوه بر آن با نزدیک شدن به پایان سال میلادی، تقاضای ارز توسط شرکت‌های تجاری افزایش پیدا می‌کند و این عامل محرک افزایش نرخ دلار است.

    برزو حق‌شناس، تحلیلگر بازار‌های مالی درباره جهش قیمت دلار پس از درگیری‌ها در سوریه به گفت: «طبیعی است وقتی ضریب ریسک بالا می‌رود، قیمت دلار هم رشد می‌کند. این یک مسئله نرمالی است و در همه جای دنیا هم وجود دارد. اما بحث این است که بازارساز تلاش بسیاری کرد که قیمت دلار را پایین نگه دارد و نگذارد وارد کانال ۷۰ هزار تومان شود درحالی که با طبیعت اقتصاد ما سازگار نیست. ارزش قیمت دلار بالاتر از ۷۰ هزار تومان است، اما وقتی بانک مرکزی اجازه رشد نمی‌دهد طبیعی است که با کوچک‌ترین اتفاقی به سمت ارزش ذاتی خود می‌رود.»

    حق‌شناس در پاسخ به اینکه باتوجه به نزدیک شدن به پایان سال میلادی و چینی و به دنبال آن افزایش تقاضای ارز از سوی شرکت‌ها، وضعیت دلار تا پایان سال چه می‌شود؟ گفت: «ما به یک بازه بسیار بدی رسیده‌ایم. از یک سو دهم دی ماه، پایان سال میلادی است و بدتر از آن پایان سال چینی را داریم. از آنجایی که حجم عمده‌ای از شرکت‎‌ها مراوداتشان با چین است، در آن زمان تقاضا خیلی بیشتر خواهد شد و بانک مرکزی با مشکل مواجه می‌شود. از سوی دیگر همزمان است با روی کار آمدن ترامپ و احتمال ایجاد محدودیت برای فروش نفت ما. کار عاقلانه‌ای که در یکی دو ماه گذشته انجام شد و فکر می‌کنم تدبیر آقای همتی بود، اجازه دادند که قیمت دلار در بازار آزاد و نیما یک مقدار بالاتر بیاید. اگر اصرار می‌کردند در همان بازه ۵۸ تا ۶۲ تومان که بانک مرکزی رنچ کرده بود، باشد ما الان با انفجار عجیب و غریب قیمت دلار مواجه می‌شدیم.»

    این کارشناس بازار‌های مالی ادامه داد: «این تفکر منطقی باعث شد یک مقدار مانع جهش عجیب و غریب دلار شود. هرچند رشد فعلی هم زیاد بود و از ۶۰ تومان به ۷۰ هزار تومان رسید، اما اگر آن اجازه صادر نمی‌شد، شاهد جهش عجیب و غریبی در قیمت دلار بودیم که اینبار کنترلش بسیار دشوار می‌شد.»

    حق‌شناس خاطرنشان کرد: «وزارت اقتصاد در حال انجام کار‌های منطقی است. همین که شب گذشته آقای همتی گفتند که باید بازار سرمایه را رونق دهیم تا نقدینگی به سمت بازار‌های سفته‌بازی نرود، منطقی است. در ظاهر هم بانک مرکزی دارد با ایشان همسو می‌شود و در اینصورت فکر می‌کنم بتوانیم دلار را در بازه ۷۰ تا ۷۵ هزار تومان کنترل کنیم. البته به شرط آنکه در حوزه ریسک‌ها اتفاق خاصی رخ ندهد. اگر ریسک‌ها و تنش‌ها در روابط خارجه ما بیشتر شود شاهد قیمت‌های بالاتری از دلار خواهیم بود. درصورتی که تنش‌ها خیلی جدی نشود، روی کار آمدن ترامپ مدیریت شود و در بحث هسته‌ای هم تنش‌ها بالاتر نرود، شاید بتوان در بازه ۷۰ تا ۷۵ هزار تومان قیمت دلار را مدیریت کرد.»

  • چرا فنر دلار در رفت؟ / شقاقی شهری: کار همتی درست بود ولی با تنش های سیاسی مصادف شد!

    چرا فنر دلار در رفت؟ / شقاقی شهری: کار همتی درست بود ولی با تنش های سیاسی مصادف شد!

    به گزارش اقتصادران، در روزهای اخیر، نوسانات نرخ ارز در بازار آزاد به‌طور قابل توجهی افزایش یافته و قیمت دلار به کریدور هفتم رسیده است. این در شرایطی است که به نظر می‌رسد التهابات منطقه و انتظارات تورمی ناشی از نااطمینانی‌ها از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، نقش اول را در تشدید نوسانات دلار ایفا می‌کنند.

    با این وجود، برخی از خبرگزاری‌ها در روزهای اخیر، با تاکید بر رشد 17 درصدی قیمت دلار طی 100 روز فعالیت دولت چهاردهم، سیاست‌های عبدالناصر همتی در وزارت اقتصاد و به‌ویژه افزایش نرخ دلار نیمایی را دلیل اصلی افزایش نرخ ارز در بازار آزاد اعلام کرده‌اند.

    وحید شقاقی شهری، کارشناس اقتصادی، علت نوسانات ارزی در ماه‌های اخیر را بررسی می‌کند و به این سوال پاسخ می‌دهد که آیا سیاست وزارت اقتصاد مبنی بر نزدیک‌تر کردن نرخ دلار نیمایی به نرخ بازار آزاد سبب افزایش قیمت دلار در این بازار شده است یا خیر.

    سیاست درست وزیر اقتصاد با التهابات منطقه مصادف شد

    شقاقی شهری با تحلیل علت نرخ رشد دلار در بازار آزاد، به تجارت‌نیوز گفت: «آقای همتی تلاش کرد که نرخ دلار نیمایی را به نرخ بازار آزاد نزدیک کند. هدف از این سیاست نیز جلوگیری از رانت‌های ارزی، ایجاد مشوق‌های صادراتی و بهبود تراز تجاری بود.»

    او ادامه داد: «متاسفانه این سیاست درست، با شرایط پرالتهاب منطقه مصادف شد و نا‌هم‌خوانی سیاست درست وزارت اقتصاد با شرایط ملتهب منطقه، رشد نرخ دلار بازار آزاد و عقب‌ماندگی نرخ نیمایی را در پی داشت. بنابراین ریشه افزایش نرخ دلار شرایط پرالتهاب منطقه است؛ نه سیاست‌های وزارت اقتصاد.»

    تعیین تکلیف انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نااطمینانی‌ها را کاهش می‌دهد

    این کارشناس اقتصادی با تاکید بر اینکه التهابات منطقه و ابهامات پیرامون نتیجه انتخابات آمریکا بر قیمت دلار بر بازار آزاد دلار سایه افکنده است، توضیح داد: «تعیین تکلیف انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باعث می‌شود که بخشی از نااطمینانی‌ها از بین بروند. راهبردهای تحریمی دونالد ترامپ و کامالا هریس، نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا، در بلندمدت مشابه یکدیگر است؛ با این وجود، در کوتاه‌مدت، تاکتیک آنها در مواجهه با تحریم‌ها متفاوت است.»

    او تصریح کرد: «تمرکز ترامپ بر تحریم‌های فشار بزرگ است که می‌توانند به سرعت روی بخش نفت ایران تاثیر بگذارند؛ به همین دلیل در صورت پیروزی او در انتخابات، احتمالا نرخ دلار حدود 10 درصد افزایش پیدا خواهد کرد.»

    اعمال سیاست‌ها برای مهار قیمت دلار نیازمند یک بازه زمانی حداقل دو تا سه ماهه است

    شقاقی شهری در پاسخ به این سوال که دولت در شرایط کنونی چه راهکاری برای مهار نرخ دلار دارد، اظهار کرد: «امکان مهار نرخ دلار در این شرایط وجود دارد اما پیش‌نیاز آن، تغییر دوباره سیاست‌های ارزی است. دولت برای مهار قیمت دلار در بازار آزاد باید سیاست‌هایی از جمله کنترل حساب سرمایه و ساماندهی جریان ورودی و خروجی اقتصادی ایران و جلوگیری از قاچاق کالا را اجرا کند.»

    او در پایان تاکید کرد: «در شرایط التهاب، خروج سرمایه و سفته‌بازی تشدید می‌شود و جلوگیری از این موارد، ملزم به اعمال سیاست‌های سختگیرانه است. با این وجود، اعمال و ساماندهی سیاست‌های ذکر شده، نیازمند یک دوره زمانی حداقل دو تا سه ماهه است.»

  • پای مدیران خاص به وزارت اقتصاد باز می شود؟ / حکم وزیر اقتصاد برای مدیری که با صلوات، ۵۰۰ میلیون تومان پاداش تصویب کرد! + فیلم

    پای مدیران خاص به وزارت اقتصاد باز می شود؟ / حکم وزیر اقتصاد برای مدیری که با صلوات، ۵۰۰ میلیون تومان پاداش تصویب کرد! + فیلم

    به گزارش اقتصادران عبدالناصر همتی وزیر امور اقتصاد و دارایی دولت چهاردهم، در کمتر از دو ماه حضور در ساختمان این وزارتخانه در باب همایون، افرادی را با خود به وزارت اقتصاد برده است که با انتقادات بسیار مواجه شده است.

    یکی از این افراد پرحاشیه، عباس مرادپور به‌عنوان سرپرست معاونت امور بانکی، بیمه و شرکت‌های دولتی وزارت امور اقتصادی و دارایی است. شخصی که سال ۹۶ از سوی طیب‌نیا، وزیر وقت اقتصاد به عنوان مدیرکل امور بانکی و بیمه وزارت اقتصاد منصوب شده بود و در دولت سیزدهم نیز حضور فعالی داشت. به‌گونه‌ای که در همان هفته‌های نخست شروع به کار دولت سیزدهم، از سوی خاندوزی وزیر وقت اقتصاد به عنوان سرپرست معاونت امور بانکی، بیمه و شرکت‌های دولتی وزارت اقتصاد منصوب شد. هرچند مدتی بعد عباس حسینی از مدیران بیمه‌ای جایگزین مرادپور در وزارت اقتصاد شد و مرادپور نیز با حکم خاندوزی، به عنوان رئیس هیئت عامل صندوق بیمه حوادث طبیعی ساختمان مشغول به کار شد.

    نام عباس مرادپور برای بسیاری یادآور مجمع جنجالی بانک تجارت در سال‌های گذشته است. یعنی تیرماه ۱۴۰۰ که وی به عنوان ناظر مجمع سالیانه بانک تجارت در حضور سهامداران اظهارات جنجالی داشت و با واکنش بسیاری از مردم مواجه شد.

    مرادپور در آن جلسه، برای تصویب پاداش اعضای هیئت‌مدیره بانک تجارت دست به ابتکار جالبی زد و با ذکر صلوات، بلافاصله پاداش ۵۰۰ میلیون تومانی را برای هیئت مدیره بانک تجارت نهایی و تصویب کرد، پاداش که در مقایسه با مجمع قبلی این بانک، ۱۰۰ درصد افزایش داشت.

    حالا حکم همتی برای مرادپور، یادآور مدیری است که با یک صلوات، پاداش ۵۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومانی را تصویب کرد و حالا دوباره به وزارت اقتصاد بازگشته است. مشخص نیست که معیار وزیر اقتصاد برای انتصاب چنین افرادی که نگاه کارشناسی و تخصصی به حوزه محول شده ندارند، چیست؟ آیا چالش قحط الرجال حالا به وزارت اقتصاد رسیده است که باید شاهد حضور افرادی از دولت‌های قبل در این جایگاه حساس باشیم؟

    این در حالی است که همتی وزیر اقتصاد در مراسم تکریم و معارفه معاونت امور بانکی و بیمه ای، گفته بود اگر تحولی قرار باشد صورت بگیرد، باید با تغییر ایجاد شود. 

    بنابراین، بهتر است وزیر اقتصاد به این سؤال پاسخ دهد که چه تحول اقتصادی در دوره حضور مرادپور در دولت‌های روحانی و رئیسی در مجموعه وزارت اقتصاد رقم خورده بود که حالا باید منتظر تحول دیگری با حضور مدیری در وزارت اقتصاد باشیم که با ذکر صلوات، پاداش ۵۰۰ میلیونی به تصویب رساند؟

  • جدال همتی و فرزین بر سر نرخ ارز نیمایی / زور چه کسی بیشتر است؟!

    جدال همتی و فرزین بر سر نرخ ارز نیمایی / زور چه کسی بیشتر است؟!

    به گزارش اقتصادران، وزیر اقتصاد گفت: یک عده می‌گویند اگر نرخ نیما را بالا ببریم تورم ایجاد می‌شود. به نظر بنده، اصلا این گونه نیست. اما رئیس کل بانک مرکزی تاکید دارد که نمی‌توان نرخ نیما را بیش از این افزایش داد، چون ما نگران نرخ تورم هم هستیم.

    با گذشت حدود دوماه از شروع به کار دولت جدید و فعالیت وزیر اقتصاد در ساختمان باب همایون، به نظر می‌رسد اختلافات میان عبدالناصر همتی و محمدرضا فرزین در حوزه سیاست‌های ارزی علنی شده است.

    حال با مقایسه این دو نگرش از سوی کلیددار بانک مرکزی و سکاندار سیاست‌های اقتصادی دولت یعنی وزیر اقتصاد، اختلاف بر سر روند افزایش نرخ ارز نیمایی است. این در شرایطی است که بررسی‌ها نشان می‌دهد از ابتدای پاییز تا به امروز، نرخ دلار در سامانه نیما بیش از هزار و ۷۰۰ تومان افزایش داشته است و امروز به رقم ۴۷ هزار و ۹۰۵ تومان رسیده است. نرخی که بیش از رقم ۴۷ هزار تومان مد نظر فرزین است. مشخص نیست چگونه بانک مرکزی به رغم تاکید شخص اول این بانک مبنی بر عدم افزایش نرخ دلار نیمایی بیش از ۴۷ هزار تومان، باز هم شاهد رشد نرخ دلار نیمایی هستیم؟! آیا دلار نیمایی به زودی به مرز ۵۰ هزار تومان می‌رسد؛ باید صبر کرد و دید که زور چه کسی بیشتر است!