برچسب: هوش مصنوعی

  • تاریکی تابستان، سوزِ زمستان / زیر و بم ناترازی برق در ایران

    تاریکی تابستان، سوزِ زمستان / زیر و بم ناترازی برق در ایران

    به گزارش اقتصادران، ایران در آستانه دهه تازه با شکافی روشن میان «ظرفیت نامی» و «برقِ در دسترس» روبه‌رو است: ظرفیت نصب‌شده ≈۹۴ گیگاوات، اما توان عملیاتی قابل ‌اتکا پایین‌تر است و کسری‌های فصلی تکرار می‌شود. رشد سریع تقاضای خانگی و صنعتی، افت بازده ناوگان حرارتی، فرسودگی واحدها، وابستگی بالای سوختی به گاز و دوره‌های خشکسالی، این شکاف را تشدید کرده‌اند. این مقاله با رویکرد تحلیلی و سیاست‌محور سه محور را پوشش می‌دهد: (۱) معماری و عملکرد ناوگان نیروگاهی داخل کشور؛ (۲) مقایسه کمی با کشورهای پیشرو؛ (۳) برون‌یابی مسیر جهانی و پیشنهاد بسته سیاستی/مالی برون‌رفت. هدف، ارایه تصویری روشن و عملیاتی برای تصمیم‌گیران و ذی‌نفعان صنعت برق است. باشد که رستگار شوند.

    ظرفیت و شبکه نیروگاهی داخلی

    پیش از انقلاب، ظرفیت نصب ‌شده کشور کمتر از ۷،۵۰۰ مگاوات بود و سبد تولید عمدتا بر نیروگاه‌های بخاری و آبی استوار بود. امروز ظرفیت نامی به حدود ۹۴،۰۰۰ مگاوات رسیده است؛ اما محدودیت سوخت، خروج واحدها برای تعمیرات اساسی و فرسودگی بخشی از ناوگان باعث می‌شود «توان عملیاتی قابل ‌اتکا» به ‌مراتب پایین‌تر از ظرفیت نامی باشد. رد این ناترازی در نقشه استانی نیز آشکار است: تمرکز آبی در خوزستان و تمرکز حرارتی در تهران-اصفهان-یزد-کرمان، در کنار کمبود ظرفیت در استان‌های پرمصرف ترکیب فناوری امروز بیش از هر چیز حرارتی است (گازسوز و سیکل ترکیبی بیش از چهارپنجم ظرفیت)، آبی در مرتبه‌ای حدود یک‌هفتم، هسته‌ای محدود به ۱،۰۲۰ مگاوات بوشهر و تجدیدپذیرها در سطحی ناچیز. همان‌طور که جدول نشان می‌دهد، خورشیدی و بادی-با کانون‌هایی در کرمان، یزد، فارس و قزوین-هنوز در مقیاس نمادینند و به‌هیچ‌وجه پاسخگوی رشد تقاضا نیستند.

    نقشه استانی یک پیام واحد و بی‌پیرایه دارد: تمرکز ظرفیت هیدروالکتریک در خوزستان، یک ریسک سیستمیک وابسته به اقلیم می‌سازد؛ هر چرخه خشکسالی می‌تواند توان دردسترس در ساعات اوج را چند ده‌ درصد کاهش دهد و تمرکز تولید حرارتی در تهران-اصفهان-یزد-کرمان نیز وابستگی ساختاری به گاز خط لوله و سوخت مایع پشتیبان را تعمیق کرده و شکنندگی عرضه در زمستان را بالا می‌برد. به‌موازات آن، شکاف تولید-مصرف در مرکز کشور سبب می‌شود کلانشهرها خریدار خالص برق باشند و هزینه‌های انتقال بین‌ناحیه‌ای، تلفات فنی/غیرفنی و ریسک افت قابلیت اطمینان-به‌ویژه در حلقه تهران-اصفهان-قم-البرز-افزون شود. از سوی دیگر، استقرار خورشیدی و بادی-even در پهنه‌های کلاس A-در سطح نمادین متوقف مانده و سهم ظرفیت و انرژی حاصل چنان ناچیز است که در مرتبه خطای گرد کردن آمار ملی قرار می‌گیرد؛ نشانه‌ای روشن از عقب‌ماندگی فناورانه و از ‌دست رفتن منافع مقیاس و زنجیره تامین داخلی. نتیجه روشن است: باید نقشه بهینه ‌مکانی را با محور خورشیدی یزد-کرمان-سمنان-خراسان و محور بادی منجیل-سیاهکل-خواف-تربت‌جام به اجرا گذاشت و همزمان، تبدیل واحدهای گازسوزِ ساده به سیکل ترکیبی را در اولویت سرمایه‌گذاری پنج‌ساله قرار داد تا با افزایش بازده حدود ۱۵-۲۰ واحد درصد و کاهش مصرف سوخت ویژه، شکاف پیک و ریسک سوختی مهار شود.

    ایران در نیمه پایین سرانه: با حدود ۴،۲ مگاوات‌ساعت به‌ ازای هر نفر، در نیمه پایین توزیع جهانی قرار دارد؛ حتی پایین‌تر از میانگین اقتصادهای صنعتی و بسیاری از کشورهای خلیج‌فارس. این وضعیت، با وجود مزیت نسبی آشکار ایران در پتانسیل تابش خورشیدی و رژیم‌های بادی، بیش از هر چیز بازتابِ ناکارآمدی سازوکارهای سیاستگذاری و تنظیم‌گری است. از منظر اقتصاد انرژی، ترکیب یارانه‌های فراگیر، سیگنال‌های قیمتی مخدوش و عدم‌قطعیت‌های قراردادی، انگیزه سرمایه‌گذاری در تولید کارا و مدیریت تقاضا را تضعیف کرده است. در سطح نهادی نیز گسست میان رگولاتوری، اپراتور مستقل شبکه و سیاست صنعتی موجب شده هم نرخ نفوذ فناوری‌های پاک پایین بماند و هم پروژه‌های سیکل ترکیبی و ذخیره‌سازی با تاخیر یا مقیاس ناکافی اجرا شوند. به تعبیر فنی، ایران در «قفل کربنی» گرفتار شده است: شدت انرژی بالا، بازده پایین ناوگان حرارتی و ریسک‌های سوخت‌رسانی زمستانه، سطح رفاه مصرف‌کننده و امنیت عرضه را همزمان فرسایش می‌دهد.

    ترکیب برندگان جهانی: فرانسه با اتکای پایدار به برق هسته‌ای، کانادا با هیدرو، برزیل با سبد هیدرو-خورشید-باد و چین با مقیاس و نوآوری صنعتی، همگی از راهبردهای صنعتی-بازاری شفاف و همساز با مقررات پیروی می‌کنند. این کشورها با ابزارهایی چون قراردادهای خرید تضمینی بانک‌پذیر (PPA)، بازار ظرفیت، استانداردهای کارایی اجباری، قیمت‌گذاری کربن/ETS و سرمایه‌گذاری هدفمند در انتقال/ذخیره‌سازی، ریسک پروژه را به‌طور معناداری کاهش داده‌اند. افزون بر آن، همترازی سیاست صنعتی با زنجیره تامین داخلی (توربین، پنل، باتری) و اتصال فرامرزی شبکه‌ها (Interconnectors) امکان بهینه‌سازی منطقه‌ای و صادرات پایدار را فراهم کرده است. در برابر، ایران به رانت گاز یارانه‌ای و نیروگاه‌های حرارتی کم‌بازده متکی مانده و عملا از قافله تنوع‌بخشی و کربن‌زدایی عقب افتاده است؛ نبودِ بازار ظرفیت کارآمد، نااطمینانی ارزی در PPAها و ضعف قواعد چرخش مالیات/تعرفه به زیان پروژه‌های پاک عمل می‌کند و ریسک اعتباری بخش خصوصی را بالا نگه می‌دارد.

    تجارت برقِ کم‌سهم اما معنادار: صادرات خالص ایران در ۲۰۲۴ حدود ۳ TWh (کمتر از یک درصد تولید سالانه) بوده است؛ سطحی ناپایدار که با نوسانات دما، کمبود گاز یا افت تولید آبی به سرعت فرو می‌ریزد و قابلیت برنامه‌ریزی بلندمدت را تضعیف می‌کند. این حجم محدود، در قیاس با ظرفیت بالقوه مبادله منطقه‌ای، نشان می‌دهد که اتصال‌های فرامرزی موجود از منظر ظرفیت انتقال، قابلیت اطمینان و ترتیبات قراردادی، اثرگذاری حاشیه‌ای دارند. از سوی دیگر، الگوی فصلی تراز انرژی-واردات در دوره‌های پیک تابستان/زمستان و صادرات در میانه سال-سطح عمیق‌تری از شکنندگی را عیان می‌کند که با اصلاحات شبکه، ذخیره‌سازی و مدیریت بار می‌تواند تعدیل شود. نتیجه روشن است: تا زمانی که کفایت تولید داخلی و انعطاف شبکه ارتقا نیابد، تجارت برق نه می‌تواند ابزار راهبردی امنیت انرژی باشد و نه محرک معنادار ارزآوری پایدار.

    گذار یا فرسایش؟

    سهم برق پاک (خورشیدی، بادی و سایر تجدیدپذیرها) در حال افزایش است. اگر کشورها به تعهدات اقلیمی و برنامه‌های اعلام‌شده پایبند بمانند، نقطه عبور تجدیدپذیرها از منابع فسیلی حوالی سال ۲۰۳۷ رخ می‌دهد. در سناریوی تداوم روندهای فعلی، این عبور به دهه ۲۰۸۰ موکول می‌شود. به‌طور مشخص، برآورد دهه ۲۰۸۰ بر روند کاهشی سهم منابع فسیلی و روند افزایشی تجدیدپذیرهاست؛ در مقابل، مسیر تندترِ حوالی ۲۰۳۷ که در آن متغیرهای برون‌زایی چون فشارهای بین‌المللی برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP) و هیات بین‌دولتی تغییر اقلیم (IPCC) برای کاهش استفاده از سوخت‌های فسیلی وارد می‌شود. کاهش هزینه تمام‌شده تولید (LCOE) در خورشید و باد و بهبود عملکرد و هزینه باتری‌ها ادغام این منابع را در شبکه آسان‌تر می‌کند و امکان جابه‌جایی بار و ذخیره‌سازی انرژی را افزایش می‌دهد. با این‌حال، محدودیت زنجیره تامین مواد حیاتی، چالش‌های مکان‌یابی و مجوزدهی پروژه‌ها، و نیاز به تقویت شبکه انتقال و توزیع موانع جدی‌اند.

    پیام نهایی

    جهان در حال دگرگونی است. در افق زمانی بلند، مجال غفلت وجود ندارد: عصر اتکای بی‌چون‌وچرا به سوخت‌های فسیلی رو به پایان است و فصل تازه اقتصادِ برق و زیست‌بومِ هوش مصنوعی آغاز شده؛ فصلی که زیرساخت آن باید بر انرژی‌های پاک بنا شود. گرمایش زمین و هزینه‌های چرخه کامل انرژی هسته‌ای-از تولید سوخت تا مدیریت پسماند-چنان فزاینده است که می‌تواند تا پیش از ۲۰۵۰ نقش هسته‌ای را در بسیاری از کشورها به حاشیه براند؛ همان‌گونه که اروپا با شتاب به سوی انرژی‌های پاک حرکت می‌کند. در این میان، ایران با کوه‌ها و دشت‌های پهناور و ظرفیت‌های کم‌نظیر خورشید، باد، آب و زمین، چرا باید از این موهبت طبیعی و مزیت رقابتی بی‌بهره بماند؟

    حال باید چه کرد؟

    قراردادهای بین‌المللی (EPCF/BOT/BOO): با شرکت‌های معتبر برای ساخت نیروگاه‌های خورشیدی و بادی و نیز تبدیل نیروگاه‌های گازسوز به سیکل ترکیبی قرارداد ببندیم. پایه این قراردادها باید خرید تضمینی برق (PPA) با مدت کافی و «قابل تامین مالی» باشد؛ یعنی بندِ تعهد خرید، شاخص ارزی و جبران تغییر قانون به‌ روشنی در متن بیاید. در اسناد مناقصه، انتقال فناوری، آموزش نیروی انسانی و حداقل سهم ساخت داخل شرط لازم باشد.

    بازآرایی بودجه به نفع زیرساخت پاک: دست‌کم یک درصد تولید ناخالص داخلی در سال طی ۷-۵ سال به برنامه‌ای روشن اختصاص یابد: ۲۰ گیگاوات خورشید، ۸ گیگاوات باد، ۱۵ گیگاوات افزودن بخش بخار به نیروگاه‌های گازسوز به‌همراه سامانه‌های ذخیره‌سازی و تقویت شبکه. این هزینه، جایگزین خسارت‌های خاموشی، مازوت‌سوزی و افت تولید صنعتی می‌شود و بازده اجتماعی بیشتری دارد.

    اصلاح سبد سوخت: سهم گاز در تولید برق که امروز حدود ۸۰ درصد است باید تا ۲۰۳۰ به حداکثر ۶۰ درصد برسد؛ با ارتقای راندمان (CC/CHP)، گسترش سریع تجدیدپذیرها و ممنوعیت مازوت‌سوزی جز در وضعیت اضطراری تعریف‌شده. همزمان، استانداردهای سخت‌گیرانه آلایندگی و کارایی اجرا شود.

    راهبرد ژئوپلیتیک تبادل برق: پیوندهای پایدار انتقال با همسایگان (interconnector) ایجاد و تقویت شود؛ قراردادهای تبادل فصلی و سوآپ با سازوکار تسویه منظم و مدیریت ریسک طرف مقابل منعقد تا پیک‌های تابستان و زمستان پوشش داده شود و بهره‌وری منطقه‌ای بالا رود. دیپلماسی انرژی مکملِ امنیت عرضه است، نه جایگزینِ ظرفیت‌سازی داخلی.

    جمع‌بندی قاطع این است یا به مدار جهان می‌پیوندیم-با تنوع‌بخشی سبد، بهره‌وری، شبکه هوشمند و سرمایه‌گذاری پیوسته در خورشید/باد/ذخیره‌سازی-یا در دورِ باطل «خاموشی تابستانی/مازوت‌سوزی زمستانی» فرسوده می‌شویم. انتخاب، فنی صرف نیست؛ مساله حکمرانی است این متن، مسیر نخست را با اعداد، زمانبندی و سازوکار قراردادی مشخص کرده است تا جای تردید برای اجرا باقی نماند.

    نویسنده: امیررضا اعطاسی / کارشناس ارشد مدیریت ساخت

  • اینفوگرافی/ بیشتر سوالات مردم از «ChatGPT» درباره چیست؟

    اینفوگرافی/ بیشتر سوالات مردم از «ChatGPT» درباره چیست؟

    به گزارش اقتصادران، اگرچه چت‌بات موسوم به «ChatGPT» برای پاسخ دادن به پرسش‌های مردم پیرامون فناوری طراحی شده است، اما نتایج یک بررسی نشان می‌دهند که کاربران، پرسش‌های عجیبی از آن داشته‌اند. بررسی گفت‌وگوی کاربران با یک چت‌بات «ChatGPT» نشان می‌دهد که این ربات به پرسش‌هایی بیرون از حوزه کاری خود پاسخ داده است.
    در مدتی که این برنامه اجرا شد، از چت‌بات پرسیده شده بود که چگونه یک سیب‌زمینی جادویی درست کنیم و چگونه می‌توانیم به طور ایمن یک USB را از پورت اشتباه بیرون بیاوریم. از میان این پرسش‌ها، حداقل پرسش آخر مربوط به فناوری بود.
  • ابتلای درصد بالایی از زنان ایران به سرطان پستان / سالی ۱۰ هزار زن قربانی نبود فرهنگ‌سازی می شوند

    ابتلای درصد بالایی از زنان ایران به سرطان پستان / سالی ۱۰ هزار زن قربانی نبود فرهنگ‌سازی می شوند

    به گزارش اقتصادران، فاطمه خزاعی گفت: ما از هوش مصنوعی برای غربالگری سرطان پستان در کشور استفاده می‌کنیم؛ یکی از چالش‌هایی که اکنون با آن مواجهیم، عدم فرهنگ‌سازی است و اینکه بانوان ما آگاهی لازم را در زمینه تمرین‌های خودمراقبتی ندارند. ما نیاز داریم که در سطحی وسیع اطلاع‌رسانی کنیم و آگاهی لازم را از وجود چنین مشکلی به بانوانمان بدهیم.

    وی تأکید کرد: متأسفانه درصد بالایی از بانوان کشور به سرطان پستان مبتلا هستند و شاید سالانه  حدود ۱۷ هزار تا ۲۰ هزار مورد ابتلا داریم و  حدوداً  ۱۰ هزار نفر را از دست می‌دهیم. چرا که بیماری در مراحل انتهایی، تشخیص داده می‌شود و اگر بتوانیم در مراحل اولیه، کار تشخیص را انجام دهیم و درمان را شروع کنیم، شاید بتوانیم با یک درمان خیلی ساده جلوی خیلی از اتفاقات را بگیریم. به همین دلیل، از هوش مصنوعی استفاده کرده‌ایم تا سرعت کار را افزایش دهد.

    خزاعی تذکر داد: ما معمولاً درمورد پیشگیری زیاد صحبت می‌کنیم ولی متأسفانه در عمل به اجرا در نمی‌آید. باید تمام سازمان‌ها و ارگان‌هایی که می‌توانند و متولی هستند ، در این زمینه فعالیت کنند؛ از جمله خانه‌های سلامت، پایگاه‌های سلامت، خانه‌های بهداشت تحت پوشش معاونت‌های بهداشت، پای کار بیایند و به افرادی که به این پایگاه‌ها مراجعه می‌کنند اطلاع‌رسانی خیلی ساده‌ای صورت بگیرد.

    وی افزود: ما همیشه از حساسیت زدایی حرف می‌زنیم ولی برعکس، در این زمینه باید حساسیت‌زایی کنیم. با توجه به اینکه سرطان پستان، شایع‌ترین نوع سرطان در خانم‌ها است و درصد بالایی از ابتلا وجود دارد  باید همه‌ ما در کنار هم قرار بگیریم تا اتفاق خیلی خوبی بیفتد؛ صدا و سیما بخشی از کار را به عهده بگیرد، معاونت‌های بهداشت، معاونت‌های درمان و حتی ngoها و خیلی از سازمان‌های دیگر به کمک ما بیایند. حتی سازمان‌های خصوصی در راستای مصوبه ارزیابی سلامت کارکنانشان، بر اساس رسالت و مسئولیت  اجتماعی خود، خدمات لازم را به پرسنل خانم ارائه دهند.

    رئیس گروه بیماری‌های خاص، غیرواگیر و پیوند اعضای دانشگاه علوم پزشکی تهران مبتکر هوش مصنوعی یک شرکت دانش بنیان است. ما از سال ۱۴۰۰ در مراکز درمانی‌مان در دانشگاه علوم پزشکی تهران در حال کمک گرفتن از آنان و استفاده از این هوش مصنوعی هستیم. نتایج بسیار خوبی هم گرفته‌ایم. مهم‌ترین کار این است که در سطح وسیع اطلاع‌رسانی صورت بگیرد؛ نه صرفاً هوش مصنوعی بلکه غربالگری که از طریق هوش مصنوعی صورت می‌گیرد.

    وی تصریح کرد: در حال حاضر، بیمارستان‌های امام خمینی، بهارلو و آرش به هوش مصنوعی مجهز شده و ریپورت‌ها بر اساس هوش مصنوعی انجام می‌شود. امیدوارم که متولیان اصلی نظام سلامت، چه در سطح وزارت بهداشت و چه در سطح دانشگاه‌ها، به ما کمک کنند و  این برنامه حداقل فعلاً به‌صورت پایلوت در استان تهران اجرا شود تا بتوانیم بقیه استان‌ها را هم پوشش دهیم.

  • وقتی بانک‌ها خوابند

    وقتی بانک‌ها خوابند

    به گزارش اقتصادران، حسین طالبی نوشت:

    عصر دیجیتال با شتابی بی‌سابقه در حال بازنویسی قوانین بازی در حوزه‌های مختلف است. از تجارت الکترونیک گرفته تا ارتباطات و حالا، عرصه حیاتی بانکداری نیز در آستانه تحولی بنیادین قرارگرفته است. هوش مصنوعی و بلاکچین، دو فناوری نوظهور با پتانسیل‌های بی‌نظیر خود در حال شکل‌دهی مجدد به آینده بانکداری در سراسر جهان هستند، اما این تحولات در ایران با چالش‌های خود مواجه است. همه‌گیری اخیر، سرعت تحولات دیجیتال را چندین برابر کرد و نشان داد که بانکداری سنتی با ساختارهای پیچیده و روش‌های قدیمی نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای عصر حاضر باشد. در این میان، هوش مصنوعی با قابلیت‌های تحلیل داده، اتوماسیون فرآیندها و شخصی‌سازی خدمات و بلاکچین با قابلیت‌های امنیتی و شفافیت، به عنوان دو نیروی محرک اصلی این تحول نوین شناخته می‌شوند. بانک‌های مدرن، هم در سطح بین‌المللی و هم در ایران، با سرمایه‌گذاری در این دو فناوری، به‌ دنبال ایجاد سیستم‌های بانکداری هوشمند، ایمن‌تر و کارآمدتر هستند. اما ایران با چالش‌های خاص خود در حوزه فناوری اطلاعات و محدودیت‌های تحریم، در این مسیر با موانع و فرصت‌های متفاوتی مواجه است. این گزارش، به بررسی تاثیر هوش مصنوعی و بلاکچین بر بانکداری در جهان و به ‌خصوص در ایران می‌پردازد و به چالش‌ها، فرصت‌ها و آینده احتمالی این تحول در کشور می‌نگرد. آیا بانک‌های ایرانی می‌توانند با این دو فناوری نوین از رقابت جهانی عقب نمانند؟ چه استراتژی‌هایی برای ادغام این فناوری‌ها در سیستم بانکی ایران مورد نیاز است؟ و موانع و فرصت‌های بالقوه در این زمینه چیست؟

    بازارهای جدید

    در دوره کنونی، نهادهای مالی دیگر صرفا محل نگهداری پول نیستند؛ بلکه با بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته، نقش مهمی در مدیریت مالی، امنیت و ارایه خدمات به مشتریان دارند. هوش مصنوعی و فناوری بلاکچین، ابزارهای مهمی برای تغییر روند ارایه خدمات، کاهش هزینه‌ها، افزایش امنیت و بهبود تجربه کاربران محسوب می‌شوند. هوش مصنوعی با تحلیل داده‌های بزرگ، امکان ارایه خدمات شخصی‌سازی ‌شده، پیش‌بینی نیازهای مشتریان، کشف تقلب و کاهش خطاهای انسانی را فراهم می‌کند. بانک‌های جهانی از روبات‌های چت، سیستم‌های تحلیل ریسک و الگوریتم‌های پیشرفته برای بهبود بهره‌وری و ارایه خدمات سریع‌تر بهره می‌برند. فناوری بلاکچین، ساختاری توزیع ‌شده و بدون نیاز به واسطه، امنیت و شفافیت در معاملات را تضمین می‌کند. کاربرد آن در حوزه‌هایی مانند پرداخت‌های بین‌المللی، توکن‌سازی دارایی‌ها و توسعه ارزهای دیجیتال بانکی در حال گسترش است. موسسات مالی بزرگ در سراسر جهان، در حال ادغام این فناوری در سیستم‌های خود برای بهره‌مندی از مزایای آن هستند.

    تحول در بانکداری ایران

    بانکداری در ایران با مشکلات جدی روبه‌رو است که مسیر تحول را با موانع زیادی مواجه کرده است. محدودیت‌های تحمیلی، ضعف در زیرساخت‌های فناوری، کمبود نیروی متخصص و نگرانی‌های امنیتی از جمله چالش‌های اصلی محسوب می‌شوند.

    برخی از مهم‌ترین مشکلات عبارتند از:

    محدودیت‌های ناشی از تحریم و دسترسی محدود به فناوری‌های روز دنیا که استفاده موثر از هوش مصنوعی و فناوری بلاکچین را دشوار می‌کند.

    ضعف در سیستم‌های دیجیتال و نگهداری سیستم‌های قدیمی که مانع اجرای فناوری‌های نوین می‌شود.

    عدم برنامه‌ریزی منسجم و راهبرد ملی مشخص در حوزه فناوری‌های مالی که سرمایه‌گذاری و توسعه فناوری را با مشکل مواجه می‌سازد.

    نگرانی‌های امنیتی و حفظ اطلاعات که نیازمند راهکارهای فنی و قانونی است تا اعتماد مشتریان حفظ و از حملات سایبری جلوگیری شود.

    مبارزه با فساد، رانت و سوءاستفاده‌های اقتصادی که برای اصلاح نظام بانکی نیازمند سیاست‌های شفاف و نظارت قوی است.

    مقایسه مختصر وضعیت ایران و کشورهای پیشرفته در حوزه بانکداری نوین و فناوری‌های مرتبط نشان می‌دهد:

    در حوزه بهره‌برداری از هوش مصنوعی: کشورهای توسعه‌یافته در حال حاضر حدود ۸۰-۹۰ درصد بانک‌های بزرگ دنیا از AI بهره می‌برند و در حال توسعه فناوری‌های پیشرفته مانند تحلیل داده‌های بزرگ و یادگیری ماشین هستند.

    در استفاده از بلاکچین: بازار جهانی در حال رشد است و پیش‌بینی می‌شود که در ۴ سال آینده، ارزش بازار بلاکچین به ۳۰۰ میلیارد دلار برسد، در حالی که ایران هنوز در مرحله آزمایش و پروژه‌های محدود است.

    در زیرساخت فناوری: کشورهای پیشرفته، سیستم‌های بانکی خود را به سیستم‌های ابری و مدرن مجهز کرده‌اند، در حالی که بسیاری از بانک‌های ایرانی هنوز در حال به‌روزرسانی سیستم‌های قدیمی هستند.

    امنیت سایبری: با افزایش حملات سایبری، سرمایه‌گذاری در امنیت بانکی اهمیت ویژه‌ای یافته است و کشورهای توسعه‌یافته استانداردهای جهانی را رعایت می‌کنند، در حالی که ایران نیازمند توسعه و تقویت زیرساخت‌های امنیت سایبری است. این جدول نشان می‌دهد که فاصله ایران با روندهای جهانی در حوزه فناوری‌های نوین بانکی چقدر است و ضرورت اقدام سریع و استراتژیک برای کاهش این فاصله و بهره‌برداری موثر از فرصت‌ها را برجسته می‌کند.

    نگاهی به آینده ایران

    در چشم‌انداز آینده، کشور باید به صورت هدفمند و استراتژیک برای همگام‌سازی با روندهای جهانی فناوری‌های مالی اقدام کند. عدم توجه به این مسیر ممکن است منجر به عقب‌ماندگی‌های اقتصادی و امنیتی شود، در حالی که فاصله کنونی با کشورهای پیشرفته قابل جبران است و فرصت مناسبی برای فعالیت در سطح منطقه و جهان فراهم می‌آورد.

    زیرساخت‌های فناوری اطلاعات

    از مهم‌ترین گام‌ها، سرمایه‌گذاری در توسعه سیستم‌های فناوری است. بانک‌ها و نهادهای مالی باید سیستم‌های قدیمی را با فناوری‌های نوین جایگزین کنند، شامل به‌روزرسانی سرورها، شبکه‌های امن، زیرساخت‌های ابری و مدیریت داده‌های بزرگ. تقویت امنیت سایبری با رعایت استانداردهای بین‌المللی، اهمیت بالایی دارد؛ چراکه تضمین امنیت اطلاعات و مقابله با حملات سایبری، پایه اعتماد عمومی و توسعه فعالیت‌های دیجیتال است. دولت و سازمان‌های نظارتی باید بودجه و سیاست‌های لازم را برای ایجاد بستر مناسب در این حوزه اختصاص دهند.

    سیاستگذاری جامع

    برای موفقیت در بهره‌گیری از فناوری‌های جدید، تدوین نقشه راه ملی ضروری است. این برنامه باید شامل قوانین حمایتی باشد که توسعه و کاربرد فناوری‌هایی مانند بلاکچین و هوش مصنوعی را تسهیل و در عین حال، امنیت و اعتماد عمومی را تضمین کند. ایجاد نهادهای نظارتی مستقل و کارآمد، نقش مهمی در مقابله با فساد و سوءاستفاده‌های مالی ایفا می‌کند. همچنین مقررات همکاری با شرکت‌های فناوری خارجی باید در چارچوب ملاحظات امنیتی و اقتصادی تنظیم شود تا فرآیند انتقال فناوری تسهیل شود.

    نیروی انسانی متخصص

    سرمایه‌گذاری در آموزش نیروهای فنی و توسعه مهارت‌های مرتبط با هوش مصنوعی، بلاکچین، امنیت سایبری و تحلیل داده‌ها اهمیت دارد. برگزاری دوره‌های تخصصی در دانشگاه‌ها و مراکز فنی باید در اولویت قرار گیرد. جذب کارشناسان خارجی و همکاری‌های بین‌المللی می‌تواند روند انتقال فناوری را سرعت بخشد و دانش فنی داخلی را ارتقا دهد. راه‌اندازی مراکز نوآوری و فین‌تک‌های داخلی می‌تواند در توسعه محصولات و خدمات نوین نقش موثری ایفا کند.

    انتقال فناوری

    ایران بایداز فرصت‌های همکاری با بانک‌ها و شرکت‌های فناوری خارجی بهره‌مند شود. این همکاری‌ها می‌تواند شامل پروژه‌های مشترک، انتقال دانش، آموزش نیروهای داخلی و توسعه نرم‌افزارهای تخصصی باشد. در این مسیر، رعایت ملاحظات امنیتی و تحریم‌ها ضروری است. امضای تفاهمنامه‌های بین‌المللی و عضویت در شبکه‌های منطقه‌ای و جهانی، راهی برای انتقال فناوری، تجربیات موفق و دانش روز است.

    تمرکز بر امنیت

    در کنار پیشرفت فناوری باید بر تامین امنیت و جلب اعتماد مشتریان تمرکز کرد. پیاده‌سازی استانداردهای بین‌المللی، آموزش کاربران در حوزه امنیت سایبری و توسعه سامانه‌های مقابله با حملات، از اولویت‌هاست. مبارزه با فساد، رانت و سوءاستفاده‌های مالی باید به صورت جدی دنبال شود. شفاف‌سازی فرآیندهای مالی، نظارت هوشمند بر تراکنش‌ها و ایجاد سازوکارهای گزارش‌دهی، اعتماد عمومی را تقویت و از بروز بحران‌های مالی جلوگیری می‌کند.

    آزمایش‌های عملیاتی

    پیشرفت در فناوری‌های نوین نباید در قالب پروژه‌های بزرگ و بدون ارزیابی اجرا شود. بهتر است ابتدا پروژه‌های آزمایشی کوچک و کنترل ‌شده انجام بگیرد تا نتایج ارزیابی و اصلاح شوند. این رویکرد، ریسک‌ها را کاهش می‌دهد، نواقص را برطرف و زمینه را برای توسعه گسترده‌تر فراهم می‌سازد. استفاده از آزمایش‌های عملیاتی، اعتماد عمومی را تقویت کرده و فرآیند پیاده‌سازی را بهبود می‌بخشد.

    جمع‌بندی و راهکار نهایی

    آینده بانکداری در ایران وابسته به رویکردهای استراتژیک و بلندمدت مبتنی ‌بر فناوری است. کشور باید از فرصت‌های داخلی و خارجی بهره‌مند شود، زیرساخت‌های فناوری را توسعه دهد، قوانین مناسب وضع کند، نیروی انسانی ماهر تربیت کند و امنیت سایبری را تضمین کند. تنها با این اقدامات، می‌توان از عقب‌ماندگی فاصله گرفت، در منطقه و جهان رقابت و اعتماد عمومی را تقویت کرد. مسیر پیش‌رو چالش‌هایی دارد، اما با اراده ملی، برنامه‌ریزی و همکاری، ایران می‌تواند در عرصه بانکداری دیجیتال و فناوری‌های مالی نقش مهمی ایفا کند. فرصت‌های فناوری نیازمند اقدام سریع و هوشمندانه است؛ در غیر این صورت، کشور در معرض از دست دادن فرصت‌ها و بی‌ثباتی اقتصادی قرار خواهد گرفت. در دنیای امروز، فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی و بلاکچین، موتورهای تحول در بانکداری هستند. ایران باید با برنامه‌ریزی بلندمدت، سرمایه‌گذاری و اصلاح ساختارهای قانونی و امنیتی، مسیر توسعه را هموار کند. بهره‌گیری از تجربیات جهانی و رویکرد استراتژیک، مانع عقب‌ماندگی و زمینه‌ساز حضور فعال در بازارهای منطقه‌ای و جهانی است. در صورت غفلت، خطر کاهش اعتماد، از دست رفتن فرصت‌ها و انزوای مالی کشور وجود دارد. آینده بانکداری در ایران نیازمند تصمیم‌های هوشمندانه، همت ملی و همکاری‌های بین‌دولتی است تا کشور به سمت توسعه پایدار و امنیت مالی حرکت کند.

  • با هوش مصنوعی زیادی مودب نباشید!

    با هوش مصنوعی زیادی مودب نباشید!

    به گزارش اقتصادران، در دنیای هوش مصنوعی، سوالات و اظهارات به ظاهر بی‌اهمیت می‌توانند به موضوعات جدی تبدیل شوند. یکی از کاربران در شبکه اجتماعی X (که قبلاً توییتر نامیده می‌شد) پرسید: «چقدر هزینه برق OpenAI به خاطر افرادی که به مدل‌هایشان می‌گویند لطفاً و متشکرم، از دست رفته است؟» این سؤال به نظر تصادفی می‌رسید، اما سام آلتمن، مدیرعامل OpenAI، با پاسخ خود به این سؤال، توجهات زیادی را جلب کرد. او گفت که هزینه‌های مربوط به این کلمات به «ده‌ها میلیون دلار به خوبی صرف شده» منجر شده است. با توجه به لحن شوخی آلتمن، می‌توان فرض کرد که او محاسبه دقیقی انجام نداده است. اما پاسخ او باعث شد که وب‌سایت Futurism به بررسی این موضوع بپردازد که آیا واقعاً وقت و انرژی برای مودب بودن در تعامل با ChatGPT و دیگر چت‌بات‌های هوش مصنوعی هدر می‌رود یا خیر.

    ادب و هوش مصنوعی

    به نظر می‌رسد که مودب بودن در تعامل با هوش مصنوعی تنها یک عادت غیرضروری، انسان‌گرایی نادرست، یا ترس از تسلط آینده کامپیوترها نیست. به گفته کورت بیورز، مدیر تیم طراحی Microsoft Copilot، «استفاده از زبان مودبانه، جوابی مناسب را رقم می‌زند»، و زمانی که یک مدل هوش مصنوعی «ادب را حس می‌کند، احتمال بیشتری دارد که متقابلاً مودب باشد.» این نکته نشان می‌دهد که رفتار ما با هوش مصنوعی می‌تواند بر نحوه پاسخ‌دهی آنها تأثیر بگذارد و این مسئله نیازمند بررسی بیشتری است.

    هزینه‌های بالقوه

    آلتمن در اظهار نظر خود به یک نکته جالب اشاره کرد: هزینه‌های برق مرتبط با تعاملات مودبانه می‌تواند به ده‌ها میلیون دلار برسد. این موضوع نه تنها به جنبه‌های مالی اشاره دارد، بلکه به نوعی به تأثیرات اجتماعی و فرهنگی تعاملات ما با فناوری‌های هوش مصنوعی نیز اشاره دارد. با این حال، این سوال مطرح می‌شود که آیا این هزینه‌ها واقعاً ضروری هستند یا می‌توانند به عنوان یک بار اضافی در نظر گرفته شوند.

    کاربردهای ناسزا

    در حالی که ادب به عنوان یک رفتار مطلوب در تعامل با هوش مصنوعی شناخته می‌شود، بی‌احترامی نیز در برخی موارد مفید است. ناسزا می‌تواند احساسات و عواطف را بهتر منتقل کند و در برخی مواقع ممکن است به ایجاد ارتباطی قوی‌تر و بی‌پرده‌تر کمک کند. بنابراین، به نظر می‌رسد که تعامل با هوش مصنوعی نیازمند تعادل بین ادب و صراحت است.

    در نهایت، موضوع ادب در تعامل با هوش مصنوعی می‌تواند به عنوان یک موضوع قابل بررسی در دنیای فناوری و فرهنگ مدرن مطرح شود. آیا واقعاً باید برای تعامل با هوش مصنوعی مودب باشیم و آیا این مودب بودن هزینه‌هایی به همراه دارد؟

  • مافیای فیلترینگ در لابی و تبلیغ از دین خرج می کنند / جهان به سمت هوش مصنوعی می رود، آنوقت فکر و ذهن مسئولین ما این است که فیلترینگ را برداریم یا نه!

    مافیای فیلترینگ در لابی و تبلیغ از دین خرج می کنند / جهان به سمت هوش مصنوعی می رود، آنوقت فکر و ذهن مسئولین ما این است که فیلترینگ را برداریم یا نه!

    به گزارش اقتصادران، یکی از اعضای شورای عالی فضای مجازی محمد سرافراز است. با این عضو شورای عالی فضای مجازی که ریاست بر سازمان صدا و سیما را هم در کارنامه دارد، درباره فیلترینگ به گفتگو نشستیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

    آقای دکتر آقای پزشکیان با وعده رفع فیلترینگ رییس جمهور شدند و خیلی از مردم هم می‌دانید الان دغدغه‌شان رفع فیلترینگ است. می‌خواهم بدانم که این وعده ایشان محقق شدنی هست یا نه. تا جایی که من می‌دانم در جلسه اول شورای عالی فضای مجازی این موضوع اصلا مطرح هم نشده. من پرسیدم ضیق وقت بوده؟ دوستان گفتند نه. اصلا در دستور کار نبوده است. نظر شما در این مورد چیست؟

    ببینید این ماجراهایی که الان در کشور ما اتفاق می‌افتد من خیلی سطح بحث‌هایش را نازل می‌دانم. موضوعات کشور ما و نگاه حکمرانی ما باید خیلی بزرگ‌تر و عمیق‌تر از این مسایل باشد. ماجرای این که آیا با بی‌حجابی برخورد خواهد شد یا نه، آیا فیلترینگ برداشته می‌شود یا نه و یک فضایی در ذهن اغلب مردم جامعه درست شده راجع به این بحث‌ها، درحالی‌که خیلی موضوعات اساسی‌تر در حوزه مسایل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاست داخلی و خارجی همه تحت‌الشعاع قرار گرفته است.

    در مورد ماجرای فضای مجازی ما باید ببینیم الان کجا قرار داریم. در دنیا در چه وضعیتی قرار داریم. به نظر من دو مساله خیلی مهم ما در پیش رو داریم که باید با این بسنجیم و ببینیم چکار باید بکنیم. یک؛ این است که بر اساس برنامه‌ریزی حداقل پنج ساله‌ای که شده ما از سال ۲۰۲۵ اینترنت ماهواره‌ای را در سطح جهان خواهیم داشت یعنی در اکثر کشورهای دنیا دسترسی به اینترنت ماهواره‌ای وجود خواهد داشت و کاری که ایلان ماسک می‌کند و بخشـی از راه را رفته این است که هزینه‌های قرار دادن ماهواره در این مدار خاص لو- اربیت، (مداری که اینترنت ماهواره‌ای در آنجا دریافت و ارسال می‌شود)، را به شدت پایین می‌آورد. از دو سه سال پیش شروع کرده و این هزینه‌ها دارد کاهش پیدا می‌کند. معنی‌اش این است که کم‌کم حکمرانی از سطح زمین دارد به آسمان متصل می‌شود و حکمرانی در آسمان صورت می گیرد.

    این چه تبعاتی دارد؟ خصوصا این که همزمان پروژه بسیار بزرگ کاربرد هوش مصنوعی در تمام ابعاد زندگی بشـر هم به سرعت رشد می‌کند. یعنی در تولیدات علمی و در خلق تولیدات فرهنگی و هنری، دارد پیشـرفت می‌کند. یعنی فرض بگیرید یک رباتی که نقاش است دارد نقاشی برای شما می‌کشد که با یک هنرمند رقابت می‌کند و  به زودی بهتر از آن می‌شود. یک تولیدکننده تصویر یا یک مونتاژگر فیلم سینمایی که الان آدم‌های هنرمند می‌نشینند تصاویر مختلف را تدوین می‌کنند به زودی این تدوین از طریق هوش مصنوعی انجام می‌شود. همین در همه ابعاد هنری و در تمام عرصه‌های مهم علمی دارد اتفاق می‌افتد. حالا تلفیق این دو چه خواهد شد؟ مهم‌ترین نکته‌اش این است که بخش عمده‌ای از حکمرانی از کشورها گرفته می‌شود و از زمین به آسمان می‌رود؛ این اتفاقی است که در آینده خواهد افتاد. مثلا الان تمام کشورها برای نقل و انتقالات پولی دارند از طریق بانک‌ها کارشان را انجام می‌دهند این نظام بانکداری کلا منحل خواهد شد و این مدل بانکداری الکترونیک از طریق فضا و با یک سیستم راحت‌تر و ارزان‌تری صورت می‌گیرد، این بانکداری الکترونیک از طریق آسمان انجام می‌شود. خوب زمانی که مثلا این تاکسـی تلفنی بود در هر محله‌ای یک ساختمانی بود که این‌ها سرویس تاکسـی تلفنی ارائه می‌دادند. زمانی که تاکسی اینترنتی آمد تمام این‌ها جمع شدند. همین اتفاق برای بانک‌ها خواهد افتاد در آینده. یعنی شما می‌دانید در همین ایران در بهترین میدان‌های تهران و شهرهای بزرگ دیگر، بهترین ساختمان‌ها در اختیار بانک‌هاست. خوب اگر قرار باشد این‌ها تا چند وقت دیگر جمع شوند و این اتفاق خواهد افتاد. یعنی نظام بانکداری سنتی تبدیل می‌شود به یک نظام بانکداری الکترونیک. نظام بانکداری الکترونیک از طریق اینترنت ماهواره‌ای.

    این به نظر من در تمام عرصه‌های مختلف اقتصادی، علمی و هنری اتفاق خواهد افتاد. این تحولات حاصل هم‌افزایی اینترنت ماهواره‌ای و هوش مصنوعی است. حالا در این فضا ذهن و فکر مسوولین ما این است که فیلترینگ اینترنت موجود را برطرف بکنیم یا نه. یک عده‌ای محکم ایستاده‌اند که نه آقا! باید فیلترینگ را محکم ادامه‌اش بدهیم و اصلا نباید دست بزنیم. و در مقابل عده زیادی از مردم و عده‌ای از آدم‌های دلسوز دیگر و صاحب‌نظران می‌گویند فیلترینگ را بردارید. یعنی این فیلترینگ نه باعث نشد آن شبکه‌های اجتماعی که می خواستند ببندند بسته شود، بلکه بعد از یک دوره‌ای مخاطبشان خیلی هم بیشتر شده و فقط هزینه‌های جاری مردم را دو برابر کرده.

    خُب یک سری هم هستند که به عنوان دلال و واسطه از فیلترینگ دارند سود سرشار می‌برند.

    بله. طبعا هرکسـی این به فیلترشکن‌ها را می‌فروشد، دارد سودش را هم می‌برد. این که طبیعی‌ست.

    افرادی که این فیلترشکن‌ها را می‌فروشند و سود می‌برند، توان لابی‌گری با تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران هم دارند؟

    حتما این طور است. یعنی قطعا هرجایی که یک درآمد سرشاری باشد برای خودش یک لابی درست می‌کند و سعی می‌کند در نظام تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری نقش بازی کند. این فقط در موضوع فیلترینگ نیست. شما در تمام مسایل کلان کشور این را می‌بینید. در نظام بانکداری ناکارآمد ما این هست. در بقیه امور که موضوع بحث ما نیست تقریبا همین‌جور است. کم‌کم انگار یک مافیای قدرت و ثروتی به وجود آمده که این‌ها منافع خودشان را نگاه می‌کنند و بر اساس آن تبلیغات می‌کنند. حالا یک جایی از دین خرج می‌کنند. یک جاهایی از جامعه خرج می‌کنند برای این که به آن منافع برسند و الا ما به سابقه موضوع هم که نگاه کنیم یعنی این جور منع کردن‌های سفت و سختی که وجود داشته در کشور ما، مثل همین شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای و بقیه موضوعاتی که یک اکثریت قاطعی از جامعه را جلویشان را گرفتیم که دسترسی پیدا نکنند بعد از یک دوره‌ای که می‌گذرد، بدون این که ما بخواهیم یا ما برایش برنامه‌ریزی کنیم می‌رود کنار و اتفاقا یک سیستم یله و رهای دیگری به وجود می‌آید در حالی‌که اگر همین کار را با برنامه‌ریزی و با تدبیر و عقل انجام دهیم خیلی بهتر است.

    می‌توانیم نتیجه بگیریم که شما خودتان مخالف فیلترینگ هستید؟

    بله. الان من مخالف این نوع فیلترینگ هستم و بیشتر نگاهم به این است که اصلا تکنولوژی در حوزه هوش مصنوعی و استفاده از اینترنت به عنوان یک وسیله ارتباطی جهانی جوری دارد پیش می‌رود که ما اصلا دیگر نمی‌توانیم در مقابل آن بایستیم. خصوصا با این که عرض کردم دارد هزینه‌ها را در سطح جهان کاهش می‌دهد. بسیاری از اموری که به شکل فیزیکی و سنتی در جوامع وجود دارد از بین خواهد رفت. باید خودمان بنشینیم و تدبیر کنیم که چطور با این پدیده ها مواجه شویم و اگر نکنیم داخلش غرق می‌شویم.

    یعنی مدیریت فضای مجازی را داشته باشیم ولی نه به این شکل حاد فعلی؟

    بله. مدیریت فضای مجازی؛ من زمانی که در جلسات شورای عالی فضای مجازی شرکت می‌کردم و می‌گفتم الان نمی توانید مشابه تلگرام را درست کنید. شما در آن حوزه‌ای که مزیت نسبی‌تان هست بیایید سکو درست کنید. مانند حوزه های آموزشی و بهداشتی یعنی نرم‌افزارهای قوی با استفاده از هوش مصنوعی تولید شود، یعنی جوری بشود که مردم احساس کنند اگر به آن مراجعه کنند اولا هزینه‌هایشان کم می‌شود. دوما وقت‌شان تلف نمی‌شود. سوما خدمات بسیار بهتری دریافت می‌کنند. اصلا احتیاجی نیست شما این‌ها را به زور اعمال کنید. مردم خودشان استفاده می کنند. اما اینکه واتساپ را، تلگرام را، اینستاگرام را بازور ببندید و بعد بگویید حالا که این‌ها را بستم تو باید به زور به سراغ ایکس و ایگرگ و زد بروی، خوب این معلوم است که موفق نمی‌شود.

    روش درست آن است که مردم از سر اشتیاق و از سر انتخاب، بروند آنجایی که درست بتوانند سرویس و خدمات بگیریند. اگر ما نتوانیم با سکوهای خارجی رقابت کنیم حتی اگر در کوتاه مدت هم بتوانیم مردم را وادار به استفاده از سکوهای خودمان کنیم اما در بلند مدت موفق نمی شویم.

    آقای دکتر شما اشاره داشتید که مدتی در شورای عالی فضای مجازی شرکت نکردید. می‌توانم بپرسم آخرین جلسه‌ای که حضور داشتید چه زمانی بود و چرا شرکت نکردید؟

    من از سال ۱۴۰۱ به بعد دیگر شرکت نکردم و علت اصلی‌اش هم این بود که آن موقع همین تصمیم فیلترکردن‌ها و بستن‌ها در شورا گرفته نمی‌شد. البته شورا مصوباتی داشت که مرتبط با این موارد باشد. ولی رسما تصمیم‌گیری در این شورا نبود لذا دیدم حضور من در آنجا خیلی مؤثر نیست و دیگر نرفتم . الان چون این بحث یک مقداری به روز شده و می‌بینم با یک نگاه جدیدی دارد مطرح می‌شود گفتم شرکت کنم ببینیم نتیجه چه می‌شود.

    و آیا از نهاد خاصی هم فشار خاصی می آورد به شورا در رابطه با این داستان‌ها؟

    بله. حتما هست.

  • سردرگمی جدید صندوق توسعه ملی؛ به “آرد سفید اکبری!” وام بدهیم یا “هوش مصنوعی”؟

    سردرگمی جدید صندوق توسعه ملی؛ به “آرد سفید اکبری!” وام بدهیم یا “هوش مصنوعی”؟

    به گزارش اقتصادران، مهدی غضنفری در دهمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی (حکمرانی ارزی؛ ثبات و رونق اقتصادی) با بیان اینکه ۵٠ الی ۶٠ درصد درآمد نفتی وارد صندوق توسعه ملی می‌شود، اظهار داشت: از سال ١٣٨٩ تا ماه دهم ١۴٠٢ صندوق توسعه ملی ٢٠ میلیارد دلار جریان نقدی را در کشور مدیریت کرده‌ است و این عدد نسبت به اعداد مورد مدیریت بانک مرکزی عدد کوچکی نیست.

    وی ادامه داد: در این بازه زمانی جمع کل ورودی به صندوق ١۶٠ میلیارد دلار و جمع کل خروجی ١٣٠ میلیارد دلار بوده است و کل تراکنش صندوق در این مدت ٣٠٠ میلیارد دلار بوده که البته تاکید دارم این به معنای داشتن این مقدار پول یا اینکه این میزان دلار را در جایی سرمایه‌گذاری کرده باشیم نیست بلکه مجموع رفت و برگشت‌ها ٣٠٠ میلیارد دلار بوده‌است.

    رییس هیات مدیره صندوق توسعه ملی با تاکید بر اینکه با دولت و نمایندگان مجلس این همکاری و هماهنگی شده که مطالبات صندوق توسعه ملی را از محل سرمایه‌گذاری صندوق در میادین نفتی مشترک وصول کنیم، گفت: به زودی جریان نقدی جدیدی با سرمایه‌گذاری صندوق در بالا ست نفت وارد صندوق می‌شود و امیدواریم این نکته به اعضای مجمع تشخیص مصلحت برسد و با این موضوع مخالفت نکنند چراکه امروز شنیدم برخی با سرمایه گذاری صندوق در بالادستی نفت مخالف هستند.

    غضنفری افزود: صندوق می‌خواهد در چاه‌های نفتی مشترک سرمایه گذاری کند تا کشورهای همسایه است چاه‌ها را خالی نکنند و اصلا نمی‌خواهیم وارد بنگاه داری شویم یا جای شرکت ملی نفت را بگیریم اما عده‌ای برداشت نادرست داشتند و با این موضوع مخالفت دارند، نمی‌خواهم بگویم این مخالفت‌ها یک حرکت مشکوک است اما در آن علم نیست.

    وی ادامه داد: بنگاه‌داری سم مهلک است و نمی‌خواهیم وارد بنگاه داری شویم اما ذهن‌ها سرمایه‌گذاری را معادل بنگاه‌داری می‌دانند و ما نتوانستم برنامه آی هوپ را به خوبی توضیح دهیم که هدف از اجرای این برنامه ارزآوری و ثروت سازی برای نسل‌های آینده است.

    رییس هیات مدیره صندوق توسعه ملی تاکید کرد: با سرمایه گذاری در میادین نفتی و بالادست نفت می‌توانیم یک میلیون بشکه نفت به تولیدات کشور اضافه کنیم و قرار بر این است که در این حوزه ٣۵ میلیارد دلار سرمایه گذاری کنیم که در سال اول این عدد ٢٠ میلیارد دلار است و در ۵ سال ۵١ میلیارد دلار جریان نقدی خواهیم داشت.

    غضنفری گفت: هیچ یک از ٨۵ میلیون نفر از مردم ایران، عقب ماندگی در برداشت از چاه‌های نفتی مشترک را نمی‌پذیرد و انتظار دارند که این موضوع برطرف شود. حالا یک نهاد مالی اعلام ‌می‌کند که آمادگی سرمایه‌گذاری در بالادستی نفت را دارد اما عده‌ای مخالفت می‌کنند و خود مردم این موضوع را قضاوت کنند.

    وی با اشاره به سرمایه‌گذاری صندوق‌های ثروت کشورهای همسایه در هوش مصنوعی و فناوری‌های نوپدید  اظهار داشت: صندوق ثروت ۵ کشور همسایه ٢١ میلیارد دلار در این حوزه سرمایه گذاری کردند که صندوق امارات با سرمایه گذاری ١۵ میلیارد دلار پیشتاز است.

    رییس هیات مدیره صندوق توسعه ملی ادامه داد: تاکید می‌کنم که برنامه برای ورود به حوزه فناوری‌های نوپدید بنگاه‌داری نیست و قصد سرمایه گذاری داریم و این را می‌گویم که عده‌ای بازهم با چوب ما را دنبال نکنند که صندوق باید فقط وام بدهد و اگر هم وام را پس ندادند سکوت کند و نباید در این حوزه‌ها سرمایه‌گذاری کند. در حالی که اساسنامه صندوق این اجازه را به ما می‌دهد تا در حوزه‌های جدید سرمایه‌گذاری انجام دهیم.

    غضنفری با اشاره به وام دهی صندوق به حوزه‌های بی‌‍ارتباط تاکید کرد: در سال‌های گذشته صندوق به مجموعه آرد سفید اکبری در حوزه آسیابانی وام ارزی داده است که این مجموعه هم نتوانسته وام را پس دهد. برای جبران آن ٣٣ درصد سهام بانک سینا به صندوق تعلق گرفت حال عده‌ای به جای اینکه به به و چه چه کنند می‌گویند این چه کاری است که انجام  داده‌اید.

    وی افزود: حالا باید تصمیم بگیریم که به آرد سفید اکبری وام دهیم یا به بخش هوش مصنوعی و اساسنامه هم این اجازه را داده که وارد مسیرهای جدید شویم و در این برهه نباسد غفلت کنیم.

    غضنفری گفت: برنامه صندوق این است که ۶٠ تا ٧٠ درصد منابع خود را در بخش نفت که بازدهی بالایی دارد سرمایه‌گذاری کند، ٢٠ درصد منابع را در بخش معدن و مابقی منابع را در سایر حوزه‌ها استفاده کند.

    وی از سرمایه گذاری ٢.۵ همتی صندوق در بخش اپراتور هوش مصنوعی خبر داد و گفت: وزارت اقتصاد بخشش ٢.۵ همتی مالیاتی برای صندوق در نظر گرفت که عینا آن را به معاونت فناوری ریاست جمهوری برای سرمایه گذاری در اپراتور هوش مصنوعی استفاده کنند.

  • ایران در فهرست کشورهایی که آمادگی پذیرش هوش مصنوعی را ندارند، قرار گرفت

    ایران در فهرست کشورهایی که آمادگی پذیرش هوش مصنوعی را ندارند، قرار گرفت

    به گزارش اقتصادران، این آمار‌ها در تازه‌ترین گزارش شرکت سیسکو در این زمینه (Cisco AI Readiness Index) آمده‌اند؛ گزارشی که شاخص آمادگی هوش مصنوعی را بر پایه شش محور کلیدی بررسی می‌کند. این محور‌ها شال استراتژی، زیرساخت، داده، حکمرانی، استعداد (نیروی انسانی) و فرهنگ سازمانی هستند و بر اساس نظرسنجی از هشت هزار مدیر ارشد کسب‌وکار و بیش از ۵۰۰ کارمند شرکت‌های خصوصی در سراسر جهان سنجیده می‌شود.

    داده و زیرساخت: چالش اصلی کسب‌وکار‌ها

    بسیاری از شرکت‌ها اظهار کرده‌اند که زیرساخت موجود در شرکت‌ها در بهترین حالت می‌تواند پاسخگوی توسعه محدود و اولیه هوش مصنوعی باشد و آن‌ها برای طی کردن مراحل پیشرفته‌تر نیاز به معماری مجدد و افزایش ظرفیت خود خواهند داشت. در خصوص معماری و حکمرانی داده در سطح شرکت نیز دغدغه مشابهی وجود دارد. در حالی که بر اساس گزارش سیسکو، ۸۱ درصد شرکت‌ها تایید کرده‌اند که سیلوی داده آن‌ها در جایی دور و به صورت پراکنده از شرکت نگهداری و پردازش می‌شود. بیشتر مدیران شرکت‌ها فقدان انسجام و تمرکز داده مورد نیاز برای مدیریت داده و انجام پردازش‌های هوش مصنوعی را به عنوان یک مانع جدی معرفی کرده‌اند. با این همه، کمترین شکاف بین شرکت‌ها در بخش استراتژی مشاهده می‌شود؛ جایی که اکثر شرکت‌ها مدعی هستند مسیر‌های توسعه‌ای برای به کارگیری هوش مصنوعی در کسب‌وکارشان را یافته‌اند و تدریجا در حال اجرای آن هستند.

    اینترنت و هوش مصنوعی؛ دو روی یک سکه

    در بخشی از گزارش به اهمیت بسزای کیفیت اینترنت و به‌طور ویژه شاخص تاخیر (latency) به عنوان شرط لازم و حیاتی برای تحقق فرآیند پذیرش هوش مصنوعی در صنعت اشاره شده است. تنها ۲۱ درصد از شرکت‌ها، زیرساخت شبکه کنونی خود را برای تحمل بار مورد نیاز برای اجرای راهکار‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، بهینه و مناسب ارزیابی کرده‌اند. این موضوع بار دیگر اهمیت پایداری و عدم اختلال در زیرساخت اینترنت را یادآور می‌شود که در ایران هنوز مساله‌ای مهم و حل‌نشده باقی مانده است. بنا بر دومین گزارش انجمن تجارت الکترونیک (دی ۱۴۰۲) گذشته از برخی اختلالات مقطعی، یک‌سری اختلال مستمر نیز در شبکه کشور وجود دارد که در ساعات اوج مصرف (بین ساعت ۲۰ تا ۲۳) مشاهده می‌شود. این گزارش وضعیت اختلالات شبکه طی یک سال اخیر و بعد از سیاست‌های محدودکننده اتخاذ شده در پاییز ۱۴۰۱ را چندان امیدوارکننده نمی‌داند. در چنین شرایطی، گذار صنعت و کسب‌وکار‌ها به فناوری‌های جدید طبیعتا دشواری‌ها و پیچیدگی‌های مضاعفی خواهد داشت.

    وقت زیادی باقی نمانده

    گزارش سیسکو در بخش مربوط به فرهنگ سازمانی نشان می‌دهد بیش از ۶۰ درصد پاسخگویان نسبت به عقب ماندن از موج تغییرات هوش مصنوعی در بازار اظهار نگرانی کرده و ضرورت چاره‌اندیشی کسب‌وکار‌ها در بازه زمانی کمتر از یک‌سال را ضروری می‌دانند. در خصوص فرهنگ سازمانی، دغدغه اصلی شرکت‌ها باید بر انطباق سریع و کم دردسر نیروی انسانی و همچنین فرآیند‌های سازمان با ملزومات نوظهور به‌کارگیری راهکار‌های مبتنی بر هوش مصنوعی متمرکز باشد. با این همه، شکاف و فاصله بسیار محسوس ذهنیت مدیران ارشد با مدیران میانی (یا کارمندان) نسبت به هوش مصنوعی و آمادگی برای انطباق با شرایط جدید مشهود است.

    اما آنچه در این میان می‌تواند برای کسب‌وکار‌های ایرانی حائز اهمیت باشد، تاکید سیسکو بر مساله تربیت و حفظ نیروی انسانی متخصص است. بر اساس این گزارش، ۹۰ درصد شرکت‌ها از سرمایه‌گذاری ویژه در حوزه تربیت و جذب نیروی انسانی متخصص برای تسهیل این گذار در رقابت با سایر شرکت‌ها خبر داده‌اند. نگاهی به آمار‌های هشداردهنده مهاجرت نخبگان فنی و متخصص در کشور می‌تواند اهمیت این موضوع را دو چندان کند. با کنار هم گذاشتن این موضوع از طرفی و آغوش باز کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس به ویژه عربستان، قطر و امارات برای جذب و به‌کارگیری نخبگان فنی‌مهندسی دیگر کشور‌ها در راستای برنامه‌های کلان ملی و منطقه‌ای در حوزه هوش مصنوعی از طرف دیگر، می‌توان دریافت که زنگ هشداری برای آینده اکوسیستم دیجیتال کشور به صدا درآمده است.

    برای تقریب به ذهن، سرویس ChatGPT -متعلق به شرکت OpenAI- بر پایه ۱۰۲۴ تراشه A ۱۰۰ توسعه پیدا کرده است. این در حالی است که این دو کشور برنامه‌های چشم‌انداز توسعه خود را به عنوان چشم‌انداز ۲۰۳۰ در عربستان سعودی و چشم‌انداز ۲۰۳۱ در امارات، با هدف اصلی عبور تدریجی از اقتصاد متکی بر نفت منتشر کرده‌اند.

    فراموش نکنیم که بازار رو به رشد هوش مصنوعی مولد در سراسر جهان در مرحله نوظهور رقابت بر سر کلان داده در میان مشاغل و همچنین نبرد بین دولت‌ها بر سر جریان‌های داده‌های فرامرزی و مالکیت داده، قرار دارد. این وضعیت در اقتصاد دیجیتال به‌شدت خطر بروز شرایط موسوم به «برنده صاحب همه‌چیز» (winner-takes-all) را بالا می‌برد. جالب آنکه، در پایان‌بندی گزارش سیسکو به این موضوع اشاره شده است که بیش از ۶۰ درصد شرکت‌های پاسخ‌دهنده، به‌کارگیری هوش مصنوعی برای بهبود بهره‌وری و افزایش سود عملیاتی را دنبال می‌کنند و صرفا ۴۷ درصد به ارتقای کیفیت تجربه کاربران و حقوق مشتری به کمک این فناوری اشاره کرده‌اند.

    از این رو، شرکت‌های معدودی با مهارت‌های فنی، منابع انسانی، سرمایه و داده‌هایی که توانایی توسعه راه‌حل‌های توسعه‌یافته هوش مصنوعی را دارند، به بازیگران پیشرو و تعیین‌کننده آینده محبوب در این نظم دیجیتال جدید تبدیل خواهند شد؛ بنابراین به شکلی محتمل و قابل انتظار، قدرت متمرکز در دستان سرمایه‌گذاران فناوری و پرداختن به الزامات رویکرد انسان‌محور (Human-centered approach) برای حکمرانی فناوری در جهان ضرورتی انکارناپذیر خواهد بود.

    ما کجا ایستاده‌ایم؟

    با نگاهی به رده‌بندی اعلام‌شده توسط آکسفورد می‌توان دریافت که اوضاع ایران در این شاخص نامطلوب است. بر اساس این گزارش، ایران با قرار گرفتن در رده ۹۴ از میان ۱۹۳ کشور و در کنار کشور‌هایی همچون سریلانکا، باهاما و فیجی و پایین‌تر از برخی کشور‌های نزدیک همچون پاکستان و ازبکستان، در دسته کشور‌های کاملا ناآماده برای پذیرش این فناوری تحول‌آفرین معرفی شده است. این در حالی است که سرمایه‌گذاری‌های عظیم و برنامه‌ریزی‌های بلندمدت کشور‌های منطقه – به‌طور خاص کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس (بحرین، قطر، امارات و عربستان سعودی) – در حوزه هوش مصنوعی زودتر از آنچه انتظار می‌رفت، جواب داده است.

    امارات متحده عربی تنها نماینده منطقه مِنا (MENA) در بین ۲۰ کشور برتر شاخص آکسفورد است که به همراه عربستان (رده ۲۹) در میان آماده‌ترین کشور‌های بررسی‌شده در این شاخص قرار گرفته‌اند. در این خصوص، فاصله بین ایران با سایر همسایگان کمتر ثروتمند نیز قابل‌توجه است؛ روسیه در رده ۳۸، ترکیه در رده ۴۷، قزاقستان در رده ۷۲ و نهایتا آذربایجان در رده ۷۳ ارزیابی شده‌اند.

    در همین راستا، احمد حسینی قورتانی، پژوهشگر هوش مصنوعی، گفت: «مقایسه روند تحولات رتبه و نمره ایران در برخی از شاخص‌های حیاتی ارتباطات همچون شاخص دولت الکترونیک سازمان ملل (UN e-Government Survey)، شاخص آمادگی شبکه (Network Readiness Index) و شاخص بلوغ محیط تنظیم‌گری فناورانه (World Bank GovTech Maturity Index) در این سال‌ها نشان از بی‌توجهی یا بی‌برنامگی کشور در این زمینه دارد.»

    او معتقد است وضعیت فعلی ایران در این شاخص‌ها و شاخص آمادگی هوش مصنوعی که به نوعی بازگوکننده شاخص‌های دیگر در حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات است، با واقعیت موجود نیز انطباق ندارد. از نظر او کم‌توجهی آشکار دولت و وزارت ارتباطات به اجلاس‌ها، بستر‌ها و مسیر‌های ارتباطی منتهی به سنجش شاخص‌های مذکور، باعث شده است در روند سال‌های اخیر همواره شاهد کاهش نمرات و رتبه ایران باشیم.

    هرچند به باور این پژوهشگر هوش مصنوعی، نمی‌توان پیشرفت کشور‌های همسایه به‌ویژه کشور‌های حاشیه خلیج فارس در این زمینه را انکار کرد. با این همه، حسینی با اشاره به اینکه دستور کار ایران در این حوزه هنوز مشخص نیست و چشم‌انداز پایدار بلندمدت آن مغفول مانده است، می‌گوید: «مادامی که تغییر نگرش‌های حاکم بر دستگاه سیاستگذاری کشور و تلاش در جهت همگرایی نهادی ذی‌نفعان در زمینه اهمیت حضور فعال در مجامع بین‌المللی موثر بر اقتصاد دیجیتال و فناوری اطلاعات حاصل نشود، نمی‌توان انتظار بهبود جایگاه ایران در شاخص‌های این‌چنینی را داشت.»

    گزارش آکسفورد در جمع‌بندی نسبت به افزایش چشمگیر شکاف فناورانه میان دولت‌های ثروتمند و کم‌درآمد در حوزه هوش مصنوعی هشدار می‌دهد. بر اساس یکی از نمودار‌های این گزارش، بیشترین شکاف را می‌توان بین کشور‌های پردرآمد نظیر ایالات‌متحده، بریتانیا، فنلاند و… و کشور‌های با درآمد متوسط مشاهده کرد که به تحلیل آکسفورد، این شکاف در آینده نگران‌کننده خواهد بود. در روز‌های گذشته، بریتانیا از برنامه خود برای صرف بیش از ۱۲۵‌میلیون دلار با هدف تحقیق و توسعه و آموزش در زمینه هوش مصنوعی خبر داد. بر این اساس دولت بریتانیا ۹ مرکز تحقیقاتی جدید هوش مصنوعی را در سراسر این کشور راه‌اندازی خواهد کرد که از ترویج استفاده مسوولانه از هوش مصنوعی در آموزش، امنیت و صنایع خلاق حمایت می‌کند و به نهاد‌های تنظیم‌گر برای مدیریت ریسک و مزایای این فناوری آموزش می‌دهد.

    نکته جالب در پایان آن است که تلاش نگارنده این مطلب برای دسترسی به گزارش آکسفورد بدون استفاده از VPN بی‌نتیجه ماند!