برچسب: هوش مصنوعی

  • تیشه هوش مصنوعی به ریشه ۷۰۰۰ شغل!

    تیشه هوش مصنوعی به ریشه ۷۰۰۰ شغل!

    به گزارش اقتصادران، در حرکتی که بازتاب گسترده‌ای در دنیای مالی جهانی داشته، استاندارد چارترد به صراحت اعلام کرده که عملیات خود را بازمهندسی خواهد کرد و فناوری را جایگزین نیروی انسانی می‌کند.

    این اقدام نشان می‌دهد که حتی بانک‌های سنتی با سابقه طولانی و اعتبار جهانی، برای حفظ سودآوری و بقا، مجبور به پذیرش هوش مصنوعی و اتوماسیون شده‌اند. کارشناسان می‌گویند این تصمیم، آغاز موج جدیدی از تغییرات در ساختار نیروی کار بانک‌ها در سطح بین‌المللی است.

    به گزارش رویترز، بانک استاندارد چارترد بیش از ۷۰۰۰ شغل را طی چهار سال آینده حذف خواهد کرد، چرا که به دنبال جایگزینی فناوری به جای «سرمایه انسانی کم‌ارزش» است و به یکی از بانک‌های پیشرو در استفاده از هوش مصنوعی برای کاهش نیروی انسانی تبدیل می‌شود. این بانک که دفتر مرکزی آن در لندن قرار دارد، روز سه‌شنبه هوش مصنوعی را عامل اصلی برای کاهش عملیات و افزایش سودآوری و مقابله با رقبا معرفی کرد.

    اد فیرث، تحلیلگر شرکت کیف، برویت و وودز گفت: «در دنیایی پر از عدم قطعیت، عملکرد ممکن است در بلندمدت چالش‌برانگیزتر شود.» او به این نکته اشاره کرد که بانک در سال‌های اخیر از نرخ‌های بالای بهره و جریان عظیم سرمایه بهره‌مند شده است.

    حرکت استاندارد چارترد برای ساده‌سازی عملیات و کاهش هزینه‌ها در حالی صورت می‌گیرد که شرکت‌های جهانی بیشتری با استفاده از هوش مصنوعی به دنبال افزایش بهره‌وری هستند. بانک ژاپنی میزوهو نیز در ماه مارس برنامه کاهش حداکثر ۵۰۰۰ شغل طی یک دهه را اعلام کرد. بانک‌های جهان به سرعت در تلاش برای یکپارچه‌سازی مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی و مقابله با تهدیدات فزاینده سایبری هستند.

    وینترز افزود: «قطعاً ما در مسیر خود از هوش مصنوعی استفاده می‌کنیم و این فناوری نقش مهمی به عنوان تسهیل‌کننده و توانمندساز خواهد داشت.» او به نوسازی مداوم سیستم بانکداری مرکزی برای خودکارسازی بیشتر اشاره کرد.

    اهداف محافظه‌کارانه

    استاندارد چارترد اعلام کرده که تا سال ۲۰۲۸ بازده سرمایه مشهود (ROTE) بیش از ۱۵ درصد خواهد بود، که بیش از سه درصد بالاتر از سال ۲۰۲۵ است و انتظار می‌رود تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۱۸ درصد برسد. این بانک هدف جدید خود را با تمرکز بر کسب‌وکار‌های با حاشیه سود بالاتر، شامل مشتریان ثروتمند خرد و موسسات مالی در بخش بانکداری شرکتی و سرمایه‌گذاری، پشتیبانی می‌کند.

    نکته قابل توجه، بانک هدف جذب ۲۰۰ میلیارد دلار پول تازه خالص را از سال ۲۰۲۹ به سال ۲۰۲۸ جلو انداخته است. در سه‌ماهه اول، بانک بالاترین درآمد ثروت و جذب مشتری جدید را ثبت کرده است.

    استاندارد چارترد که تمرکز خود را بر آسیا-اقیانوسیه و آفریقا قرار داده، به دنبال رشد قوی‌تر است، حتی با وجود ابهامات ژئوپولیتیکی که چشم‌انداز برخی بازار‌های کلیدی آن را تحت تأثیر قرار داده است. تحلیلگران هشدار داده‌اند: بانک‌های آسیا-اقیانوسیه ممکن است مجبور شوند ذخایر زیان وام بیشتری ایجاد کنند، اگر بحران ایران ادامه یابد، زیرا هزینه‌های بالای انرژی و رشد اقتصادی ضعیف فشار بر وام‌گیرندگان را افزایش می‌دهد.

    استاندارد چارترد در سه‌ماهه اول ۱۹۰ میلیون دلار ذخیره احتیاطی مرتبط با مناقشه خاورمیانه کنار گذاشته است. وینترز در پاسخ به پرسش درباره تأثیر ریسک‌های ژئوپولیتیکی و بازار گفت: «ما بسیار مقاوم هستیم.»

    این به‌روزرسانی همچنین در حالی منتشر شد که بانک به دنبال کاهش شایعات بازار درباره برنامه جانشینی پس از ۱۱ سال ریاست وینترز است و اعلام کرده او برای چند سال آینده حضور خواهد داشت تا استراتژی جدید را اجرا کند.

    روز دوشنبه، بانک مانوس کاستلو، مدیر روابط سرمایه‌گذاران و تحلیلگر باتجربه سهام، را به‌عنوان مدیر مالی دائمی خود منصوب کرد و جایگزین دیگو دِ جیورجی شد که پس از نزدیک به سه سال حضور در بانک در فوریه استعفا داده بود.

  • به زودی همه «بیکار» می‌شویم؟!

    به زودی همه «بیکار» می‌شویم؟!

    به گزارش اقتصادران، گسترش سریع هوش مصنوعی موج تازه‌ای از نگرانی درباره آینده بازار کار ایجاد کرده است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد بدبینی نسبت‌به  امنیت شغلی در آمریکا به‌بالاترین سطح تاریخی رسیده و حتی برخی از مدیران شرکت‌های فناوری نیز از احتمال افزایش بیکاری سخن می‌گویند. با این حال بررسی‌های اقتصادی و تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که فناوری‌ها در گذشته به‌ندرت باعث بیکاری گسترده و پایدار شدند. روندهای بلندمدت بازار کار و شواهد تاریخی از انقلاب صنعتی تا تحولات قرن‌بیستم حاکی از آن است که فناوری اغلب همزمان با حذف برخی مشاغل فرصت‌های تازه‌ای نیز ایجاد کرده است.

    در سال‌های اخیر بدبینی نسبت‌به  آینده شغلی در آمریکا افزایش چشمگیری یافته است. براساس یک نظرسنجی شهروندان آمریکایی به‌طور متوسط احتمال ازدست‌دادن شغل خود در پنج سال آینده را ۲۲‌درصد ارزیابی می‌کنند؛ رقمی که حتی از دوران بحران مالی جهانی۲۰۰۷تا۲۰۰۹ نیز بالاتر است. علت اصلی این نگرانی پیشرفت سریع هوش مصنوعی است. در یک نظرسنجی دیگر نیز نزدیک به‌یک‌پنجم نیروی کار آمریکا گفتند که احتمال می‌دهند هوش مصنوعی یا اتوماسیون جایگزین شغل آنها شود.

    این نگرانی تنها به‌افکار عمومی محدود نیست. برخی از چهره‌های برجسته صنعت فناوری نیز نسبت‌به  پیامدهای این تحول هشدار دادند. داریو آمودئی، مدیر شرکت Anthropic گفته که هوش مصنوعی می‌تواند نرخ بیکاری را به‌محدوده ۱۰تا۲۰‌درصد برساند. بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت نیز معتقد است در جهانی مبتنی بر هوش مصنوعی انسان‌ها برای بیشتر کارها مورد نیاز نخواهند بود. درمقابل سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI تلاش کرده روایت ملایم‌تری ارائه دهد و هوش مصنوعی را ابزاری برای تقویت و ارتقای توانایی‌های انسان توصیف کرده هرچند او نیز از اختلال و انتقال قابل‌توجه در مسیر حرکت به‌سوی مشاغل جدید سخن گفته است.

    نگاه محتاطانه اقتصاددانان

    برخلاف فضای بدبینانه عمومی بسیاری از اقتصاددانان ارزیابی متفاوتی دارند. آنها با نظریه‌ای که بازار کار را ثابت و مجموع مشاغل را محدود فرض می‌کند(آنچه مغالطه توده ثابت کار نامیده می‌شود) مخالف‌اند. از نگاه اقتصاددانان فناوری اگرچه برخی مشاغل را از میان می‌برد اما با افزایش بهره‌وری و ثروت، تقاضای تازه‌ای برای کالاها و خدمات ایجاد می‌کند و همین امر به‌شکل‌گیری فرصت‌های شغلی جدید منجر می‌شود.

    درحال‌حاضر نیز نشانه‌ای از فروپاشی بازار کار دیده نمی‌شود. سهم جمعیت در سن کار که در کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی شاغل هستند به‌رکوردهای تازه‌ای رسیده و نرخ بیکاری در این کشورها حدود ۵‌درصد است. در آمریکا نیز صنایعی و حرفه‌هایی مانند بخش حقوق که بیشترین مواجهه با هوش مصنوعی را دارند بیش از هر زمان دیگری نیروی کار استخدام کردند. مشکلاتی که برخی فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در یافتن شغل با آن روبه‌رو هستند حتی پیش از معرفی چت‌جی‌پی‌تی در سال۲۰۲۲ نیز وجود داشت.

    بر همین اساس اداره آمار کار آمریکا پیش‌بینی می‌کند که بین سال‌های۲۰۲۴تا۲۰۳۴ حدود ۲/۵‌میلیون شغل جدید ایجاد شود و مجموع اشتغال در این کشور حدود ۳‌درصد افزایش یابد.

    چرا نابودی گسترده مشاغل در تاریخ نادر بوده است؟

    با وجود این اگر پیشرفت‌های هوش مصنوعی بسیار سریع‌تر از گذشته رخ دهد ممکن است داده‌های کنونی کارایی خود را از دست بدهند اما اگر چنین سناریویی رخ دهد و میلیون‌ها نفر واقعا بیکار شوند این وضعیت در تاریخ بشر بی‌سابقه خواهد بود. در گذشته هیچ‌فناوری با سرعتی گسترش نیافته که بتواند برای مدت طولانی بخش بزرگی از نیروی کار را بیکار کند.

    داده‌های تاریخی نشان می‌دهد انتشار فناوری معمولا روندی تدریجی دارد. رابرت گوردون، اقتصاددان دانشگاه نورث‌وسترن در پژوهشی نشان داده که از سال۱۳۰۰میلادی تاکنون رشد تولید ناخالص داخلی سرانه در پیشرفته‌ترین اقتصاد جهان به‌ندرت از حدود ۵/۲‌درصد در سال فراتر رفته است. حتی زمانی که کشورهای دیگر رشد سریع‌تری داشتند این رشد بیشتر ناشی از نزدیک‌شدن به‌سطح فناوری اقتصادهای پیشرفته بوده است. همین سرعت نسبتا محدود رشد در مرز فناوری باعث شده سرعت نابودی مشاغل نیز محدود بماند.

    نمونه‌ای روشن از این روند را می‌توان در کشاورزی مشاهده کرد. این بخش طی‌هزار سال گذشته دستخوش تحولات فناوری عظیمی شده اما کاهش اشتغال در آن بسیار تدریجی بوده است. سهم نیروی کار کشاورزی در انگلستان از قرن‌شانزدهم به‌طور پیوسته کاهش یافته اما هرگز به‌طور ناگهانی سقوط نکرده است. حتی پس از اختراع تراکتور مدرن در اوایل قرن‌بیستم کاهش تعداد کشاورزان طی چند نسل رخ داد.

    تجربه فناوری‌های قرن بیستم

    درمیانه قرن‌بیستم نیز موجی از نوآوری‌ها از رایانه‌های اولیه گرفته تا کانتینری‌شدن حمل‌ونقل اقتصادهای غربی را دگرگون کرد. در آن زمان هارولد ویلسون، نخست‌وزیر بریتانیا از حرارت سفید فناوری سخن می‌گفت که اقتصاد را متحول می‌کند. در همان دوره رشد تولید سرانه در آمریکا به‌حدود ۵/‏۲‌درصد در سال رسید که سریع‌ترین نرخ ثبت‌شده برای اقتصاد پیشرو بود.

    باوجود این جابه‌جایی نیروی کار میان صنایع و مشاغل در آن دوره گاه بیش از دوبرابر سطح امروز بود. بااین‌حال بسیاری از آن دوران به‌عنوان زمانی یاد می‌کنند که دستمزدها افزایش می‌یافت، فرصت‌های اقتصادی گسترده‌تر می‌شد و فضای سیاسی کمتر قطبی بود.

    بازخوانی تجربه انقلاب صنعتی

    یکی از نمونه‌های تاریخی که در بحث‌های مربوط به‌هوش مصنوعی زیاد مطرح می‌شود انقلاب صنعتی بریتانیا در قرن‌نوزدهم است. اختراعات جیمز وات در دهه‌های۱۷۶۰تا۱۷۸۰ باعث شد موتور بخار به‌اندازه‌ای کارآمد شود که بتوان از آن در کارخانه‌ها استفاده کرد. این تحول به‌رشد سریع اقتصادی انجامید اما در فاصله سال‌های۱۷۹۰تا۱۸۴۰ دستمزدهای واقعی تقریبا ثابت باقی ماند درحالی‌که سرمایه‌داران سودهای قابل‌توجهی کسب کردند.

    این‌دوره با اصطلاح وقفه انگلس شناخته می‌شود؛ مفهومی که از نوشته‌های فریدریش انگلس درباره وضعیت کارگران منچستر گرفته شده است. با این حال پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد این روایت لزوما تصویر دقیقی از تحولات بازار کار ارائه نمی‌دهد.

    درواقع ترکیب اشتغال در بریتانیا تا دهه۱۸۵۰ تغییر زیادی نکرد و میزان جابه‌جایی میان مشاغل تقریبا مشابه سطح امروز بود. در عین حال تعداد افراد شاغل در بریتانیا از حدود ۵/‏۴‌میلیون‌نفر در سال۱۷۶۰ به‌۱۲‌میلیون‌نفر در سال۱۸۶۰ افزایش یافت و نرخ بیکاری عموما پایین باقی ماند.

    دستمزدها، هزینه زندگی و نقش سیاست

    کندی رشد دستمزدها در آن دوره بیشتر به‌رشد آهسته بهره‌وری مربوط می‌شد. انتشار فناوری موتور بخار بسیار تدریجی بود و تا سال۱۸۳۰ کل توان موتورهای بخار در بریتانیا تنها حدود ۱۶۰‌هزاراسب‌بخار بود که رقمی معادل توان‌هزار خودروی امروزی است. باتوجه به‌رشد سریع جمعیت همین افزایش محدود قدرت خرید کارگران نیز از نگاه برخی پژوهشگران دستاوردی قابل‌توجه محسوب می‌شود.

    ازسوی‌دیگر شکاف میان شاخص‌های مختلف دستمزد واقعی نشان می‌دهد مشکل اصلی کارگران نه دستمزد ناعادلانه بلکه افزایش شدید هزینه‌های زندگی بود. قیمت مواد غذایی به‌دلیل جنگ‌ها و تعرفه‌های بالای واردات غلات افزایش یافت. به‌همین دلیل برخی پژوهشگران معتقدند عامل اصلی فشار بر کارگران در آن دوره سیاست‌های اقتصادی بوده و نه ماشین‌ها.

    چه‌زمانی باید نگران شد؟

    به‌گفته برخی مورخان اقتصادی انقلاب صنعتی الگویی برای وضعیتی نیست که در آن پیشرفت فناوری باعث افزایش بهره‌وری شود اما سهم نیروی کار از درآمد ملی به‌طور چشمگیری کاهش یابد. بنابراین کسانی که از بیکاری گسترده ناشی از هوش‌مصنوعی سخن می‌گویند درواقع سناریویی را پیش‌بینی می‌کنند که در تاریخ سابقه نداشته است.

    با این حال چنین سناریویی کاملا ناممکن هم نیست. نخستین‌نشانه‌های آن می‌تواند افزایش شدید بهره‌وری همراه با رشد ضعیف دستمزدهای واقعی در اقتصاد پیشرویی مانند آمریکا باشد. درچنین‌وضعیتی تولید سرانه ممکن است از سقف تاریخی ۵/‏۲‌درصد فراتر رود و همزمان سود شرکت‌ها افزایش یابد به‌طوری که منافع رشد اقتصادی بیشتر به‌سرمایه برسد تا نیروی کار. نشانه دیگر می‌تواند ازدست‌رفتن گسترده مشاغل در صنایع مختلف باشد.

    تجربه تاریخی نکته دیگری نیز نشان می‌دهد. اگر اختلال بزرگی در بازار کار در راه باشد احتمالا در دوره‌های رکود اقتصادی آشکار خواهد شد. رکودها معمولا به‌پاکسازی اقتصاد از مشاغل کم‌بازده منجر می‌شوند. در چنین دوره‌هایی شرکت‌ها برای بقا ناچار به‌تغییرات اساسی شده، بنگاه‌های ضعیف از بازار خارج می‌شوند و سرمایه و نیروی کار به‌فعالیت‌های بهره‌ورتر منتقل می‌شود.

    در گذشته نیز بسیاری از مشاغل معمول در آمریکا در جریان رکودهای اقتصادی از میان رفتند. اینکه در رکود بعدی کدام مشاغل ناپدید می‌شوند می‌تواند نشانه‌ای مهم از شکل آینده بازار کار در عصر هوش‌مصنوعی باشد. تا آن زمان حتی چهره‌هایی مانند آمودئی، گیتس و آلتمن نیز نمی‌توانند با قطعیت درباره آینده جهان مبتنی بر هوش مصنوعی سخن بگویند.

  • صنعت «هوش مصنوعی» زیر ضرب جنگ

    صنعت «هوش مصنوعی» زیر ضرب جنگ

    به گزارش اقتصادران، نشریه آتلانتیک در گزارشی نوشت که جنگ در ایران و تنش‌هایی که در پی آن در منطقه خلیج فارس شکل گرفته، چندین بخش حیاتی از صنعت هوش مصنوعی را با تهدید جدی روبه‌رو کرده است.

    در این میان، تنگه هرمز عملاً برای عبور کشتی‌ها بسته شده و همین موضوع باعث توقف حدود یک‌پنجم صادرات گاز طبیعی جهان و نزدیک به یک‌سوم عرضه جهانی نفت خام شده است.

    از سوی دیگر، برخی مواد اولیه مهم برای تولید تراشه‌ها از جمله هلیوم، گوگرد و برم که بخش عمده آن‌ها از این منطقه تأمین می‌شود، با کمبود عرضه و افزایش قابل توجه قیمت مواجه شده‌اند.

    در پی این تحولات، بهای نفت برنت حدود ۴۰ درصد افزایش یافته و قیمت هلیوم نیز دو برابر شده است. از آنجا که تولید تراشه‌ها و فعالیت مراکز داده مصرف انرژی بسیار بالایی دارد، رشد هزینه‌های انرژی فشار زیادی بر این صنعت وارد کرده است. مراکز داده که پیش از این نیز با مشکل سودآوری روبه‌رو بودند، اکنون با هزینه‌های انرژی بسیار سنگینی مواجه شده‌اند.

    آتلانتیک همچنین گزارش داده است که ایران مراکز داده آمازون در امارات و بحرین را هدف حمله قرار داده است. به گفته این نشریه، چنین تأسیساتی به دلیل ابعاد بزرگ و زیرساخت‌های ثابت، اهدافی آشکار به شمار می‌روند و عملاً امکان مخفی کردن آن‌ها وجود ندارد.

    در عین حال، حملات پهپادی یا سایبری می‌تواند در هر زمان عملکرد این مراکز را مختل کند. علاوه بر این، کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، قطر و امارات از سرمایه‌گذاران مهم شرکت‌های هوش مصنوعی آمریکایی محسوب می‌شوند.

    ادامه جنگ، ثبات اقتصادی این کشورها را تهدید کرده و یکی از منابع اصلی تأمین سرمایه برای این صنعت را در معرض خطر قرار داده است. دولت ترامپ که همکاری با کشورهای خلیج فارس را یکی از محورهای راهبرد خود در حوزه هوش مصنوعی قرار داده بود، اکنون با تضعیف این همکاری روبه‌رو شده است.

    در همین حال افزایش هزینه‌ها و کاهش درآمد موجب شده شرکت‌هایی مانند گوگل، متا، مایکروسافت و آمازون برای بازپرداخت بدهی‌های سنگین خود با دشواری روبه‌رو شوند. ارزش سهام این شرکت‌ها نیز بین ۸ تا ۲۷ درصد کاهش یافته است.

    همچنین بدهی ۱۲۱ میلیارد دلاری منتشرشده در سال ۲۰۲۵ ـ که حدود چهار برابر میانگین سال‌های پیش از آن است ـ اکنون با خطر نکول مواجه شده و احتمال دارد از طریق شبکه پیچیده وام‌دهی به سایر بخش‌های نظام مالی سرایت کند.

    در مجموع، به نوشته آتلانتیک، جنگ در ایران چشم‌انداز رونق صنعت هوش مصنوعی را با سطحی بی‌سابقه از محدودیت روبه‌رو کرده و این صنعت را به ساختاری شکننده تبدیل کرده است؛ سیستمی که ممکن است در برابر فشارهای فعلی فروبریزد.

  • چرا ایرانی‌ها با هوش مصنوعی دردودل می‌کنند؟

    چرا ایرانی‌ها با هوش مصنوعی دردودل می‌کنند؟

    به گزارش اقتصادران، بررسی داده‌های گردآوری‌شده نشان می‌دهد چت‌بات‌ها در ایران از یک ابزار فناورانه فراتر رفته‌اند و به فضایی برای بیان نگرانی‌های سرکوب‌شده تبدیل شده‌اند؛ فضایی «بی‌قضاوت، بی‌هزینه و بی‌واسطه».

    داده‌ها حاکی است حدود یک‌سوم جمعیت بالای ۱۵ سال دست‌کم یک‌بار از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده کرده‌اند و در گروه سنی ۱۵ تا ۲۹ سال این میزان به بیش از نیمی از جمعیت می‌رسد؛ نسلی که هم‌زمان بیشترین فشار اقتصادی و هویتی را تجربه می‌کند.

    الگوی گفت‌وگوها نشان می‌دهد پرتکرارترین محور تعامل با هوش مصنوعی، اقتصاد روزمره است؛ نه تحلیل‌های کلان، بلکه پرسش‌هایی درباره دوام آوردن، مدیریت هزینه‌ها، بدهی و آینده گرانی‌ها. لحن این پرسش‌ها اغلب خسته و محتاط است.

    پس از اقتصاد، سلامت روان در رتبه بعدی قرار دارد. کاربران از اضطراب، بی‌خوابی، بی‌انگیزگی و خشم فروخورده می‌پرسند؛ نه لزوماً برای درمان، بلکه برای شنیده شدن.

    در سطح شخصی‌تر، موضوع رابطه و تردیدهای عاطفی نیز جایگاه مهمی دارد؛ کاربران درباره سردی، خیانت یا تصمیم به ماندن یا رفتن گفت‌وگو می‌کنند، بی‌آنکه ناچار به دفاع از انتخاب خود باشند.

    در حوزه سیاست، برخلاف شبکه‌های اجتماعی، پرسش‌ها کمتر شعاری و بیشتر تحلیلی است؛ کاربران درباره کارآمدی اعتراض‌ها، امکان اصلاح و آینده وضعیت کشور سؤال می‌کنند.

    مهاجرت نیز یکی از پرتکرارترین واژه‌ها در تعامل با AI است؛ اما نه به‌عنوان تصمیم قطعی، بلکه به‌صورت یک وضعیت معلق: «رفتن بهتر است یا ماندن؟»

    داده‌های رفتاری نشان می‌دهد دلیل اصلی رجوع به هوش مصنوعی، احساس امنیت و نبود قضاوت است. همین ویژگی، AI را در ایران به «ابزار تحمل» تبدیل کرده؛ در حالی که استفاده حرفه‌ای و تولیدی از آن هنوز محدود است.

    این شکاف میان استفاده شخصی و استفاده توسعه‌محور، یک هشدار اجتماعی محسوب می‌شود: جامعه‌ای که زودتر برای درد دل به AI پناه می‌برد تا برای تولید، احتمالاً با بحران‌های حل‌نشده عمیق‌تری روبه‌روست.

    در نهایت، آنچه از دل این گفت‌وگوها بیرون می‌آید، بیش از آنکه درباره توانایی‌های هوش مصنوعی باشد، تصویری از حال‌وهوای جامعه است؛ جامعه‌ای که با AI از بقا، خستگی و آینده نامطمئن حرف می‌زند.

     

  • جهان در گیرودار انقلاب هوش مصنوعی و ایران اندر خم فیلترینگ و کندی اینترنت / ضرر میلیون دلاری قطعی اینترنت به اقتصاد ایران

    جهان در گیرودار انقلاب هوش مصنوعی و ایران اندر خم فیلترینگ و کندی اینترنت / ضرر میلیون دلاری قطعی اینترنت به اقتصاد ایران

    به گزارش اقتصادران، هوش مصنوعی در دنیا انقلاب به پا کرده و جهان با سرعت بی‌سابقه به سمت اقتصاد دیجیتال در حرکت است، اما کاربران ایرانی همچنان اندر خم فیلترینگ و کندی سرعت اینترنت هستند. گزارش اخیر اسپیدتست نشان می‌دهد که سرعت اینترنت موبایل و ثابت در ایران در شهریور ۱۴۰۴ به ترتیب شش و چهار پله سقوط کرده است.

    در یک کشور با اقتصاد نرمال، چنین آماری می‌توانست ضربه‌ای بر پیکره اقتصاد دیجیتال باشد، اما با وضعیت اینترنت ایران، اقتصاد دیجیتال بیشتر به شوخی می‌ماند. با این حال این سقوط نشانه‌ای از چالش‌های عمیق‌تر در زیرساخت ارتباطی کشور است که مستقیما بر رشد کسب و کار‌های اینترنتی، بهره‌وری نیروی کار و جایگاه ایران در بازار جهانی تأثیر می‌گذارد.

    مقایسه وضعیت اینترنت ایران در سال ۲۰۲۵ با کشور‌های منطقه

    بر اساس گزارش اسپیدتست در سپتامبر ۲۰۲۵، میانگین سرعت اینترنت موبایل ایران ۵۵.۳۰ مگابیت بر ثانیه و سرعت اینترنت ثابت ۱۹.۲۳ مگابیت بر ثانیه بوده است. این در حالی است که میانگین جهانی برای اینترنت موبایل ۹۳.۴۷ و برای اینترنت ثابت ۱۰۶.۸۴ مگابیت بر ثانیه گزارش شده است.

    سرعت اینترنت کشورهای منطقه

    رتبه ایران در اینترنت موبایل به جایگاه ۱۴۲ جهانی و در اینترنت ثابت به رتبه ۷۵ سقوط کرده است. بر اساس داده‌های منتشرشده از شاخص اسپیدتست در سپتامبر ۲۰۲۵، در حالی‌که کشور‌های حوزه خلیج فارس مانند امارات متحده عربی، قطر و کویت در میان سریع‌ترین کشور‌ها از نظر سرعت اینترنت موبایل و ثابت قرار گرفته‌اند. با وجود رتبه‌های پایین عراق (۱۱۶) و یمن (۱۳۷) در جدول جهانی، هر دو کشور در سپتامبر با ثبت سرعت متوسط ۴۱.۸۵ و ۲۰.۴۱ مگابیت بر ثانیه در اینترنت ثابت، عملکردی بهتر از ایران داشته‌اند.

    ضرر میلیون دلاری قطعی اینترنت به اقتصاد ایران

    در جریان اختلال گسترده اینترنت ایران در پی حمله نظامی اسرائیل، تقریبا کل ارتباطات بین‌المللی کشور مختل شد و سطح دسترسی به اینترنت جهانی به کمتر از ۳ درصد وضعیت عادی رسید.

    این وضعیت، به‌ویژه در روز‌های ۱۷ تا ۲۸ خرداد، موجب توقف بخش بزرگی از فعالیت‌های اقتصادی، به‌ویژه در صنایع دیجیتال، تجارت الکترونیک، خدمات مالی آنلاین و حمل‌ونقل هوشمند شد. طبق داده‌های منتشرشده، بیش از ۴۱ درصد از شرکت‌های فناوری در این مدت بین ۲۵ تا ۵۰ درصد از درآمد خود را از دست دادند و حدود ۴۷ درصد دیگر نیز با افت فروش بیش از ۵۰ درصدی مواجه شدند. این قطعی‌ها فقط به کسب‌وکار‌های دیجیتال محدود نبود و زنجیره تأمین کالا، خدمات بانکی، پرداخت‌های الکترونیکی و حتی فعالیت روزمره شرکت‌های غیر‌فناور را نیز دچار اختلال کرد.

    برآورد‌های انجمن صنفی کسب و کار‌های اینترنتی نشان می‌دهد هر ساعت قطعی اینترنت حدود ۱.۵ میلیون دلار زیان مستقیم به اقتصاد کشور تحمیل می‌کند.

    رضا الفت نسب، رئیس اتحادیه کسب‌وکار‌های مجازی در پاسخ به اینکه آیا می‌توان گفت وضعیت فعلی اینترنت ایران به مانعی برای توسعه اقتصادی تبدیل شده است؟ گفت: «قطعا همینطور است. اقتصاد دیجیتال فعالیت اقتصادی است که در بستر فضای مجازی انجام می‌شود و ابزار مهمش اینترنت است. از این رو هرگونه اختلال و کندی سرعت پایین آن می‌تواند تاثیر مستقیمی بر توسعه یا افت اقتصاد داشته باشد. حدود ۲۰ سالی می‌شود که کسب و کار‌های اینترنتی را در ایران داریم، اما متاسفانه از همان زمان مشکل کندی و قطعی‌های مکرر اینترنت؛ چه در اینترنت ثابت و چه تلفن همراه را همواره داشته‌ایم.»

    وی ادامه داد: «ما این موضوع را بار‌ها درخواست و بیان کرده‌ایم تا وضعیت اینترنت بهبود پیدا کند ولی به سرانجام نرسیده است. تابستان امسال هم با توجه به قطعی مکرر برق، وضعیت بدتر شد و تاثیر بسیاری بدی بر استفاده کاربران گذاشت و مشکلاتی برای کسب و کار‌ها به وجود آورد. حال این مشکلات را در کنار وضعیت اقتصادی بگذارید که باعث کاهش فروش هم شده است؛ بنابراین کسب و کار‌ها در وضعیت بغرنجی قرار دارند و امیدواریم شرایط حداقل در بخش سرعت اینترنت تغییر پیدا کند و بهتر شود.»

    الفت نسب در پاسخ به اینکه اساسا اقتصاد دیجیتال و تلاش برای جذب سرمایه‌گذار خارجی در حوزه فناوری برای سیاست‌گذاران اهمیتی دارد یا خیر؟ عنوان کرد: «سرمایه‎‌گذار خارجی که کیمیاست؛ حتی سرمایه‌گذار داخلی هم با شرایط فعلی که ریسک سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌های ایرانی افزایش پیدا کرده، به سختی پیدا می‌شود. سرمایه‌گذاران داخلی محتاط شده‌اند و سرمایه‌گذار خارجی که جای خود، اصلا نداریم. نبود سرمایه‌گذار با توجه به شرایطی که در دنیا و منطقه می‌بینیم، باعث شده هم کاهش رشد فروش را داشته باشیم و هم اینکه کسب و کار‌های کوچک‌تر نمی‌توانند در این اوضاع ادامه فعالیت دهند.»

    سهم ۵۰۰ میلیون دلاری ایران از کل سرمایه‌گذاری در اکوسیستم کسب‌وکارها

    رئیس اتحادیه کسب وکار‌های مجازی با مقایسه میزان سرمایه‌گذاری ایران در حوزه فناوری با کشور‌های همسایه گفت: «شاید مجموع سرمایه‌گذاری در طول سال‌های اخیر در اکوسیستم کسب و کار‌های آنلاین در ایران، ۵۰۰ میلیون دلار باشد، اما مشاهده می‌کنیم به یکباره یک کسب و کار در ترکیه در یک راند سرمایه گذاری یک الی دو میلیارد دلار سرمایه جذب می‌کند. این نشان می‌دهد کسب و کار‌ها به شدت شرایط بدی را دارند تجربه می‌کنند. آن هم شرایطی که خودشان نقشی در آن ندارند و دولت باید این موضوع را رسیدگی کند.»

    وی ادامه داد: «هر دولت و هر مجلسی با شعار‌هایی درباره رشد اقتصاد دیجیتال می‌آید و بدون تغییری می‌رود. اپراتور‌ها مدام اعلام می‌کنند که تجهیزات ما دیگر جوابگو نیست و باید تعویض شوند ولی گویی موضوع مهمی برای سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیران نیست. درصورتی که به باور من اگر اقتصاد دیجیتال در کشور رشد پیدا کند، قطعا اتفاقات بسیار خوبی را در سایر بخش‌ها می‌تواند رقم بزند. ما امروز ظرفیت‌های بسیار خوبی را در کسب و کار‌ها می‌بینیم. مثالش همین تاکسی‌های اینترنتی است که مردم روزانه استفاده می‌کنند. حال این را به بخش نظام توزیع کالا‌های اساسی تعمیم دهید که اگر به ما اجازه دهند، می‌توانیم موضوعات مختلفی را حل و فصل کنیم؛ بنابراین اقتصاد دیجیتال می‌تواند به کشور کمک کند ولی دیده نمی‌شود.»

    الفت نسب با اشاره به مهاجرت فعالان حوزه آی‌تی، بیان کرد: «متاسفانه این همه نیروی انسانی نخبه وجود دارد ولی آنطور که شایسته است از آنها استفاده نمی‌شود. در کنار همه اینها کشور‌های همسایه هستند که پیشنهادات چشم‌گیری چه برای کسانی که در حوزه اقتصاد دیجیتال کار می‌کنند و چه برای خود مجموعه پیشنهاد دارند که مدیران بیایند و کسب و کار را از فلان کشور راه اندازی کنند. این اتفاق به باور من یک اتفاق ناگوار است. کشور همین چند سال سرمایه جوان انسانی را دارد، اما این سرمایه در حال کم شدن است که خسرانی برای کشور است.»

  • سازمان ملی هوش مصنوعی؛ رویایی که به کابوس تبدیل شد / وقتی همسایگان ایران عمل می‌کنند و مسئولان ما جنگ قدرت راه می اندازند!

    سازمان ملی هوش مصنوعی؛ رویایی که به کابوس تبدیل شد / وقتی همسایگان ایران عمل می‌کنند و مسئولان ما جنگ قدرت راه می اندازند!

    به گزارش اقتصادران، در تاریخ ۲۳ مهر ماه ۱۴۰۴، مجلس شورای اسلامی سرانجام به تشکیل «شورای ملی راهبری هوش مصنوعی» رأی داد؛ مصوبه‌ای که قرار است به ماه‌ها سردرگمی، کشمکش‌های نهادی و موازی‌کاری در حیاتی‌ترین حوزه‌ فناوری آینده پایان دهد. اما این تصمیم، بیش از آنکه سرآغاز یک حرکت پرشتاب باشد، شاید پایانی بر یک داستان طولانی و پرهزینه از فرصت‌های از دست رفته باشد.

    تولد یک رویا و مرگ آن در نطفه

    داستان از تیر ماه ۱۴۰۳ آغاز شد، زمانی که «سازمان ملی هوش مصنوعی» با امیدهای فراوان افتتاح شد تا به عنوان یک نهاد مستقل زیر نظر رئیس‌جمهور، فرماندهی این حوزه را بر عهده بگیرد. هدف، ایجاد همگرایی، پایان دادن به چندصدایی و ترسیم یک نقشه‌ راه واحد برای قرار گرفتن ایران در میان ۱۰ کشور برتر جهان بود. اما این رویا خیلی زود به کابوس تبدیل شد. سازمانی که قرار بود «متولی اصلی» باشد، خود قربانی اصلی‌ترین بیماری نظام اداری ایران شد:«تضاد منافع نهادی و جنگ‌های قدرت.»

    این نهاد نوپا، بدون بودجه‌ مشخص و حمایت سیاسی قدرتمند، عملاً در یک «حیات نباتی» فرو رفت. هر دستگاه و وزارتخانه‌ای خود را صاحب‌نظر و مدعی می‌دانست و سازمانی که برای ایجاد هماهنگی تأسیس شده بود، خود در مرکز ناهماهنگی قرار گرفت. این کشمکش‌ها تا جایی پیش رفت که در اردیبهشت ۱۴۰۴، هیئت دولت تصمیم به توقف فعالیت این سازمان مستقل گرفت و امور را به یک «ستاد» ذیل معاونت علمی ریاست‌جمهوری واگذار کرد؛ تصمیمی که آینده‌ این ساختار را در هاله‌ای از ابهام فرو برد و بر سردرگمی‌ها افزود. این چرخه معیوبِ «تأسیس، انحلال و بلاتکلیفی»، ماه‌ها زمان ارزشمند را از کشور گرفت؛ زمانی که رقبای منطقه‌ای صرف سرمایه‌گذاری‌های میلیارد دلاری و اجرای پروژه‌های کلان می‌کردند.

    در حالی که بدنه‌ اجرایی کشور درگیر این آشفتگی بود، در سطوح بالاتر، جنگ قدرتی پنهان میان نهادهای سیاست‌گذار جریان داشت. از یک سو، شورای عالی انقلاب فرهنگی که «سند ملی هوش مصنوعی» را تصویب کرده بود، خود را متولی اصلی این حوزه می‌دانست. از سوی دیگر، مجلس شورای اسلامی با «طرح ملی هوش مصنوعی» به میدان آمده بود تا چارچوب قانونی و نظارتی خود را بر این عرصه حاکم کند.

    اوج این کشمکش زمانی بود که تنها یک روز پیش از تصویب نهایی طرح در مجلس، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی طی نامه‌ای رسمی به رئیس مجلس، خواستار خروج موقت این طرح از دستور کار شد تا از «تعدد و تکثر اسناد» جلوگیری شود. این درخواست، اعتراف تلویحی به وجود یک ناهماهنگی عمیق در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری کشور بود. مجلس اما راه خود را ادامه داد و با تصویب نهایی «شورای ملی راهبری»، عملاً به این جدال پایان داد و ابتکار عمل را برای قانون‌گذاری و نظارت در دست گرفت. این یک پیروزی برای مجلس بود، اما هزینه‌ آن، ماه‌ها تأخیر و ارسال سیگنال‌های متناقض به اکوسیستم فناوری کشور بود که بیش از هر چیز به ثبات و شفافیت نیاز داشت.

    نگاهی به همسایگان؛ وقتی دیگران می‌دوند و ما می‌جنگیم

    در تمام این مدت که کشور درگیر دعواهای داخلی بر سر نام و ساختار نهاد متولی هوش مصنوعی بود، کشورهای منطقه با سرعتی خیره‌کننده در حال پیشروی بودند. امارات متحده عربی سال‌هاست که وزیر هوش مصنوعی دارد و استراتژی ملی خود را با پروژه‌هایی عظیم مانند شهر هوشمند دبی به پیش می‌برد. عربستان سعودی با سرمایه‌گذاری‌های هنگفت، در حال تبدیل شدن به یک قطب جهانی در این حوزه است و شرکت‌های بزرگ فناوری را برای ایجاد مراکز داده و تحقیق و توسعه به خاک خود جذب می‌کند.

    این کشورها دریافته‌اند که در عصر هوش مصنوعی، زمان یک متغیر استراتژیک است و هر روز تأخیر، به معنای از دست دادن جایگاه در رقابت جهانی است. آنها به جای درگیر شدن در بوروکراسی‌های پیچیده، ساختارهای چابک و متمرکز با اختیارات کامل ایجاد کرده‌اند. در مقابل، داستان ما، داستان شوراهای متعدد، سازمان‌های بی‌اختیار و طرح‌هایی بود که پیش از اجرا، در نبردهای بین‌نهادی متوقف می‌شدند. این تعلل‌ها ما را از پیشرفت جهانی در فناوری‌های نوین عقب انداخته است.

    آیا شورای جدید می‌تواند زمان از دست رفته را جبران کند؟

    اکنون، با تشکیل «شورای ملی راهبری هوش مصنوعی» به ریاست شخص رئیس‌جمهور، به نظر می‌رسد که سرانجام یک نقطه‌ واحد برای فرماندهی ایجاد شده است. این ساختار متمرکز، حداقل بر روی کاغذ، پتانسیل آن را دارد که به آشفتگی‌ها پایان دهد و منابع ملی را در یک جهت واحد بسیج کند.

    اما این تازه آغاز راه است. چالش اصلی، جبران زمان گران‌بهایی است که از دست رفته. آیا این شورای جدید با ساختار سنگین و عمدتاً دولتی خود می‌تواند چابکی لازم برای رقابت در این عرصه‌ پرشتاب را داشته باشد؟ آیا می‌تواند از یک نهاد صرفاً سیاست‌گذار به یک توانمندساز واقعی برای بخش خصوصی و نخبگان تبدیل شود؟

    پاسخ به این پرسش‌ها، آینده‌ ایران را در یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تمدنی پیش رو مشخص خواهد کرد. ضروری است که تمام ارکان حاکمیت درک کنند که دیگر فرصتی برای آزمون و خطا، موازی‌کاری و جنگ‌های بوروکراتیک وجود ندارد. قطار هوش مصنوعی با سرعتی سرسام‌آور در حال حرکت است و ما برای رسیدن به آن، نه تنها باید بدویم، بلکه باید بال در بیاوریم. هرگونه تعلل بیشتر، به معنای پذیرفتن نقشی حاشیه‌ای و مصرف‌کننده در آینده‌ای خواهد بود که توسط دیگران نوشته می‌شود.

  • سلطنت‌طلبی با هوش مصنوعی؟ / هاآرتص: ایرانیان به دنبال یک زندگی عادی هستند نه رویای بازگشت رضا پهلوی!

    سلطنت‌طلبی با هوش مصنوعی؟ / هاآرتص: ایرانیان به دنبال یک زندگی عادی هستند نه رویای بازگشت رضا پهلوی!

    به گزارش اقتصادران، اخیراً گزارشی تحقیقی از روزنامه هاآرتص اسرائیل، با بازتابی در رادیو فردا و دیگر رسانه‌ها، نشان داد که بخش مهمی از کارزار تبلیغاتی رضا پهلوی در فضای مجازی با ابزار‌های هوش مصنوعی و حساب‌های جعلی هدایت می‌شود. به گفته منابع این روزنامه، این پروژه هدفمند از سوی اسرائیل طراحی شده است تا تصویر رضا پهلوی را به عنوان منجی ایران در شبکه‌های اجتماعی تقویت کند و حمایت‌های ظاهری از او را طبیعی جلوه دهد.

    با این حال، گزارش هاآرتص تاکید می‌کند که چنین رویکردی چندان موفق نبوده و حتی کارشناسان اسرائیلی نیز در تحلیل خود اشاره کرده‌اند که اتکا به رضا پهلوی به عنوان ابزاری برای تغییر رژیم در ایران، خطایی راهبردی است. ایرانیان عمدتاً به دنبال زندگی عادی هستند و رویای بازگشت سلطنت محبوبیت گسترده‌ای ندارد.

    پیامد‌های یک افشاگری

    اهمیت این گزارش در افشای نقش خارجی در شکل‌دهی به تصویر سیاسی پهلوی در شبکه‌های اجتماعی است. تحلیلگران معتقدند که چنین کارزار‌هایی می‌توانند تجربه سیاسی واقعی و خواسته‌های مردم ایران را مخدوش کنند و مردم را به سمت برداشت‌های مصنوعی و دستکاری‌شده هدایت نمایند. با این حال، نباید فراموش کرد که رضا پهلوی از سال‌ها پیش با تلاش‌های خود در خارج از کشور و ارتباط با اپوزیسیون، توانسته بستری برای فعالیت‌های بیشتر علیه جمهوری اسلامی فراهم کند. اقدامات، اظهارات و حتی وعده‌های او در شرایطی که به دلایل مختلف از جمله مشکلات اقتصادی و اجتماعی در داخل با موجی از نارضایتی مواجه هستیم، اهمیت بیشتری یافته و نباید با این ساده‌انگاری که حامیان او در شبکه‌های اجتماعی به ربات‌های اسرائیلی محدود می‌شوند، از ارزیابی واقعی شرایط غفلت کرد.

    هرچند ابزار‌های دیجیتال و حمایت خارجی می‌توانند وجهه‌ای مصنوعی از یک شخصیت سیاسی بسازند، اما اثر واقعی او بر جریان‌های اپوزیسیون و شکل‌دهی به آرزو‌های بخشی از مردم را نباید نادیده گرفته شود. واقعیت این است که تأثیرگذاری رضا پهلوی بر اپوزیسیون، تعامل با رسانه‌ها و توانایی او در ایجاد پل ارتباطی میان جریان‌های مختلف داخلی، از ارزش و اهمیت واقعی برخوردار است و نمی‌توان آن را صرفاً به پروژه‌های تبلیغاتی خارجی نسبت داد. حرف از زیادی جدی گرفتن اپوزیسیون خارج نشین و مشخصا رضا پهلوی نیست، اما دست کم گرفتن گروه‌های مخالف نیز نتیجه خوبی ندارد.

    با این حال گزارش هاآرتص با واکنش‌های بسیاری همراه شده که عمدتا هم حول محور همین ساده‌انگاری است. مثلا احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی در کانال تلگرامی خود نوشت: «ربات هستند! رادیو فردا گزارشی تحقیقی از روزنامۀ هاآرتص اسرائیل را پوشش داده است که بر اساس آن، دولت اسرائیل با استفاده از “ربات” کارزاری تبلیغاتی به نفع “شاهزاده” رضا پهلوی در فضای مجازی به راه انداخته است! مرا بگو! تا حالا تصور می‌کردم آن کسانی که تحت عنوان حمایت از شاهزاده زیر نوشته‌های من فحش‌های چارپاداری می‌دهند، از جنس آدمیزادند و از همین رو مقداری دلگیر می‌شدم! نگو بیچاره‌ها ربات هستند!»

  • طلاق با کمک «چت‌ جی‌پی‌تی»! / هوش مصنوعی چطور زندگی مشترک را متلاشی می‌کند؟

    طلاق با کمک «چت‌ جی‌پی‌تی»! / هوش مصنوعی چطور زندگی مشترک را متلاشی می‌کند؟

    به گزارش اقتصادران، در عصری که فناوری با سرعت به زندگی‌های ما نفوذ کرده، ابزارهای هوش مصنوعی مانند چت‌جی‌پی‌تی (ChatGPT)، نه‌تنها به‌عنوان دستیارهای دیجیتال، بلکه به‌عنوان عاملی در تغییر پویایی روابط انسانی ظاهر شده‌اند.

    در سراسر جهان، گزارش‌های نگران‌کننده‌ای از زوج‌هایی به گوش می‌رسد که زندگی مشترکشان تحت تأثیر استفاده نادرست از این فناوری به مرز فروپاشی رسیده است. همسرانی که به‌جای گفت‌وگو با شریک زندگی خود، به چت‌جی‌پی‌تی روی آورده‌اند، حالا با طلاق، جدایی و دعواهای حقوقی تلخ دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

    داستان یک جدایی دردناک

    مردی که نزدیک به ۱۵ سال با همسرش زندگی مشترک داشت، از تجربه تلخ خود می‌گوید. او و همسرش پس از سال‌ها فراز و نشیب، در دو سال گذشته به ثبات رسیده بودند. اما ناگهان، ورود چت‌جی‌پی‌تی همه چیز را تغییر داد. این زوج که دو فرزند دارند، پس از شنیدن مشاجره والدین توسط پسر ۱۰ ساله‌شان، پیامی دلخراش از او دریافت کردند: «لطفاً طلاق نگیرید.» اما واکنش همسر این مرد، استفاده از چت‌جی‌پی‌تی برای پاسخ به پیام فرزندشان بود. این اتفاق، سرآغاز فروپاشی زندگی مشترک آن‌ها شد.

    این مرد توضیح می‌دهد که همسرش به چت‌جی‌پی‌تی به‌عنوان یک مشاور و همراه همیشگی روی آورده بود و با استفاده از این ابزار، مشکلات قدیمی زندگی مشترکشان را که سال‌ها پیش حل شده بود، دوباره زنده کرد.

    او می‌گوید: «چت‌جی‌پی‌تی تحلیل عینی ارائه نمی‌دهد، بلکه تنها همان چیزی را بازتاب می‌دهد که همسرم در اختیارش گذاشته بود.» این چرخه تأیید و تشدید، رابطه آن‌ها را در عرض چهار هفته به نابودی کشاند. این زوج اکنون در حال طلاق هستند و این مرد معتقد است که چت‌جی‌پی‌تی نقش اصلی را در این جدایی ایفا کرده است.

    هوش مصنوعی؛ دوست یا دشمن در روابط عاطفی؟

    این داستان تنها یکی از موارد متعددی است که نشان می‌دهد چگونه هوش مصنوعی به روابط عاطفی نفوذ کرده و گاهی آن‌ها را نابود می‌کند. در گفت‌وگو با بیش از ۱۲ نفر که معتقدند هوش مصنوعی عامل اصلی فروپاشی رابطه یا ازدواجشان بوده، الگویی نگران‌کننده پدیدار شد: یکی از طرفین رابطه به چت‌جی‌پی‌تی یا ابزارهای مشابه وابسته می‌شود و از آن برای مشاوره عاطفی، تحلیل رابطه یا حتی توجیه رفتار خود استفاده می‌کند. این وابستگی اغلب به جدایی، طلاق و حتی دعواهای حقوقی تلخ بر سر حضانت فرزندان منجر شده است.

    در یک مورد، زنی تعریف کرد که همسرش در خودروی در حال حرکت و در حضور فرزندان خردسالشان، از حالت صوتی چت‌جی‌پی‌تی برای انتقاد از او استفاده می‌کرد. او می‌گوید: «همسرم با چت‌جی‌پی‌تی صحبت می‌کرد و از آن می‌خواست که مرا سرزنش کند، در حالی که بچه‌هایمان در صندلی عقب بودند.» این رفتار، که به گفته او بارها تکرار شد، به جدایی و دعوای حقوقی بر سر حضانت منجر شد.

    هشدار کارشناسان/ خطر وابستگی به هوش مصنوعی

    آنا لمبکه، استاد دانشگاه استنفورد و متخصص اعتیاد، هشدار می‌دهد که استفاده از چت‌جی‌پی‌تی به‌عنوان مشاور عاطفی می‌تواند به رفتارهای ناسالم بین زوج‌ها منجر شود. او معتقد است که این ابزارها برای ارائه تأیید و همدلی بی‌قیدوشرط طراحی شده‌اند، نه برای ارائه تحلیل عینی یا کمک به حل تعارضات. لمبکه می‌گوید: «یک درمانگر خوب به مراجع کمک می‌کند تا نقاط کور خود را ببیند و دیدگاه طرف مقابل را درک کند. اما هوش مصنوعی این‌گونه عمل نمی‌کند؛ بلکه با تأیید مداوم دیدگاه کاربر، او را در یک چرخه بسته نگه می‌دارد.»

    او همچنین به تأثیرات بیولوژیکی این تأیید مداوم اشاره می‌کند: «تأیید اجتماعی باعث ترشح دوپامین در مغز می‌شود و می‌تواند به وابستگی شبیه به اعتیاد منجر شود.» این موضوع باعث می‌شود که افراد به جای تلاش برای بهبود ارتباط با شریک زندگی خود، به هوش مصنوعی وابسته شوند و از دنیای واقعی فاصله بگیرند.

    پیامدهای گسترده‌تر: از طلاق تا آسیب‌های روانی

    در برخی موارد، استفاده نادرست از چت‌جی‌پی‌تی حتی به خشونت خانگی منجر شده است. به عنوان مثال، مردی گزارش داد که همسرش، که سال‌ها اختلال دوقطبی خود را مدیریت کرده بود، پس از وابستگی به چت‌جی‌پی‌تی دچار فروپاشی روانی شد و به او و مادرش حمله کرد. این اتفاق به بازداشت همسر و در نهایت طلاق منجر شد.

    اُپن‌ای‌آی (OpenAI)، شرکت سازنده چت‌جی‌پی‌تی، در پاسخ به این نگرانی‌ها اعلام کرده که در حال بهبود پاسخ‌های این ابزار در موقعیت‌های حساس است و قصد دارد با همکاری کارشناسان، حمایت بهتری برای کاربران در بحران فراهم کند. با این حال، بسیاری از افرادی که با این مشکل مواجه شده‌اند، معتقدند که این شرکت به اندازه کافی برای اطلاع‌رسانی درباره خطرات احتمالی این فناوری تلاش نکرده است.

    نیاز به آگاهی و احتیاط

    لمبکه پیشنهاد می‌کند که ابزارهای هوش مصنوعی مانند چت‌جی‌پی‌تی باید با هشدارهایی همراه شوند که کاربران را از خطرات احتمالی، از جمله احتمال وابستگی، آگاه کنند. او معتقد است که بازتعریف این ابزارها به‌عنوان «مواد دیجیتال» می‌تواند به کاربران کمک کند تا با احتیاط بیشتری از آن‌ها استفاده کنند.

    افرادی که زندگی‌شان تحت تأثیر این فناوری قرار گرفته، از حس انزوا و ناتوانی در برابر این ابزار سخن می‌گویند. یکی از آن‌ها می‌گوید: «احساس می‌کردم که همسرم دیگر نمی‌تواند بدون چت‌جی‌پی‌تی با من یا حتی دیگران ارتباط برقرار کند.» دیگری با اندوه می‌افزاید: «من بهترین دوستم را از دست دادم. این فناوری زندگی ما را نابود کرد.»

    در نهایت، این داستان‌ها هشداری است درباره تأثیرات عمیق فناوری بر زندگی شخصی. همان‌طور که هوش مصنوعی به بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی ما تبدیل می‌شود، باید با آگاهی و مسئولیت از آن استفاده کنیم تا از آسیب‌های ناخواسته به روابط انسانی جلوگیری شود.