برچسب: هزینه درمان

  • شکاف طبقاتی در نظام سلامت بیشتر شد / هزینه دارو و درمان سر به فلک کشید

    شکاف طبقاتی در نظام سلامت بیشتر شد / هزینه دارو و درمان سر به فلک کشید

    به گزارش اقتصادران، چند هفته‌ای است که میزان شیوع بیماری آنفلوآنزا در کشور رشد چشمگیری پیدا کرده و باالطبع فشار سنگینی بر نظام سلامت و خانواده‌ها وارد شده است. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی که در زمان شیوع یک بیماری ایجاد می‌شود، بحث هزینه‌ها و دسترسی به خدمات درمانی است. طی چند روز اخیر که این بیماری به اوج خود رسیده، قیمت واکسن و دیگر داروهای مربوط به آنفلوآنزا نیز در بازار سر به ‌فلک کشیده و بسیاری از خانواده‌ها را مضطرب و نگران کرده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که قیمت واکسن آنفلوآنزای خارجی در بازار به بیش از یک‌میلیون تومان رسیده و دیگر داروها مانند اسپری بینی ۵۰۰‌هزار تومان، شربت درمان سرفه و گلو درد ۲۰۰‌هزار تومان و برخی قرص‌ها حداقل ۲۰۰‌هزار تومان شده است. البته باید گفت که قیمت داروهای ایرانی به نسبت نمونه خارجی کمتر است اما بسیاری از خانواده‌ها به‌دلیل عدم اعتماد به تولید داخل و کیفیت پایین برخی از آ‌نها که از استانداردهای بین‌المللی برخوردار نیستند از داروهای ایرانی استقبال نکرده و این مساله اوضاع را پیچیده‌تر کرده است. در کنار این موارد هزینه پذیرش، ویزیت پزشک، بستری و مراقبت از بیمار نیز وجود دارد که خانواده‌ها را در شرایط فعلی تحت فشار شدیدی قرار می‌دهد. از سوی دیگر بحث بیمه نیز مطرح است. بسیاری از افراد مخصوصا طبقات محروم و پایین جامعه که از پوشش بیمه برخوردار نیستند نشان‌دهنده تبعیض در بطن جامعه است. در چنین شرایطی این پرسش مطرح می‌شود که باتوجه به قیمت گزاف داروها و عدم دسترسی کامل به خدمات پزشکی و بیمه، چه بر سر خانواده‌ها از جمله خانوار محروم می‌آید؟ نظارت ضعیف و عدم توجه مسوولان نسبت به این قضیه باعث شده که درمان یک بیماری آن ‌هم در شرایطی که آمار فوتی‌های ناشی از آنفلوآنزا به ۱۰۱تن رسیده، به یک حسرت تبدیل شود.

    تاثیر شیوع بیماری بر زندگی جاری مردم

    بحران روانی در نتیجه پاندمی

    آب‌روشن افزود: شیوع یک بیماری واگیردار، به ویژه در مقیاس یک پاندمی به عنوان یک استرسور مزمن اجتماعی و روانی عمل کرده و طیف وسیعی از بحران‌های روانی را در افراد برمی‌انگیزد. از منظر روانشناسی اجتماعی، هسته اصلی این بحران‌ها ناشی از عدم قطعیت ساختاری و تهدید ادراک ‌شده نسبت به بقاست. اولین و شایع‌ترین واکنش، اضطراب سلامت است که با ترس مداوم از ابتلا، نگرانی درباره سرایت به عزیزان و وسواس فکری در مورد رعایت پروتکل‌های بهداشتی همراه است. علاوه بر موارد ذکر شده محدودیت‌های اجتماعی نظیر قرنطینه و فاصله فیزیکی به طور مستقیم منابع حمایتی اجتماعی را تضعیف کرده و منجر به افزایش حس تنهایی و در موارد شدیدتر افسردگی بالینی می‌شود. بحران‌های اقتصادی ناشی از اختلال در زنجیره حیات شغلی استرس مزمن مالی را تحمیل می‌کند که ارتباط مستقیمی با افزایش اختلالات خواب و تحریک‌پذیری دارد. در نهایت شاهد پدیده‌ای به نام تاب‌آوری روانی کاهش ‌یافته خواهیم بود.

    دومینوی بحران

    این جامعه‌شناس به مساله هزینه‌های بالای درمان اشاره کرد و آن را بحران چندوجهی خواند. او دراین‌باره تشریح کرد: از منظر جامعه‌شناسی فقر و نابرابری، خانواده‌هایی که فاقد منابع مالی لازم برای تامین درمان، واکسن و اقلام حمایتی دوران بیماری هستند را در معرض یک بحران چندوجهی قرار می‌دهد که پیامدهای آن هم ساختاری و هم فردی است. در گام نخست، این خانواده‌ها دچار کاهش شدید سرمایه سلامت می‌شوند. این وضعیت منجر به نرخ بالاتر ابتلا، شدت بیشتر علائم بیماری و افزایش نرخ مرگ‌ومیر می‌شود که خود به تشدید هرچه بیشتر بی‌ثباتی خانواده دامن می‌زند. فقدان توانایی برای تهیه اقلام اولیه مانند مواد غذایی مغذی یا داروهای بدون نسخه مستقیما اثربخشی درمان‌های اصلی را کاهش می‌دهد. در سطح اجتماعی این امر منجر به تضعیف اعتماد عمومی به سیستم‌های حمایتی دولتی می‌شود زیرا نابرابری در دسترسی به حق سلامت به وضوح مشاهده می‌گردد.

    آب‌روشن در ادامه گفت: در بلندمدت، این خانواده‌ها به سمت بحران ساختاری عمیق‌تر سوق داده می‌شوند. این مسیر معمولا به زنجیره فقر منتهی می‌شود زیرا هزینه‌های درمان پیش‌بینی نشده، دارایی‌های اندک خانواده را مصرف کرده و آنها را وادار به خروج از بازار کار یا فروش دارایی‌ها می‌کند. از سوی دیگر کودکان در این خانواده‌ها در معرض محرومیت رشدی قرار گرفته و سرمایه انسانی آینده‌شان به شدت آسیب می‌بیند. در نهایت، این تجربه می‌تواند منجر به ازهم گسیختگی نهاد خانواده به واسطه فشارهای اقتصادی و بار روانی بیماری‌های درمان‌نشده شود و نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی موجود را به نابرابری‌های حیاتی مرگ و زندگی تبدیل کند. وی ادامه داد: فشار اقتصادی ناشی از هزینه‌های بهبود و درمان بیماری، تاثیرات مخربی بر زندگی روزمره افراد و خانواده‌ها دارد که فراتر از صرف پرداخت صورت‌حساب‌های پزشکی است. این فشار که اغلب به عنوان فاجعه مالی پزشکی شناخته می‌شود ابتدا منجر به تغییر اولویت‌های بودجه‌ای می‌شود. منابعی که باید صرف خوراک باکیفیت، آموزش یا پس‌انداز می‌شد ناگزیر صرف درمان می‌شود. این تقلیل منابع به طور مستقیم بر کیفیت تغذیه و محیط زندگی تاثیر منفی می‌گذارد. در زندگی روزمره این امر به کاهش مشارکت اجتماعی می‌انجامد زیرا افراد برای کاهش هزینه‌ها از فعالیت‌های تفریحی خارج می‌شوند. همچنین، استرس مداوم مالی منجر به افزایش فرسودگی شناختی و کاهش بهره‌وری شغلی می‌شود. در نهایت این فشار، فضای روانی خانه را آکنده از نگرانی می‌کند و روابط بین فردی را متشنج می‌سازد زیرا تصمیم‌گیری‌های روزمره تحت‌شعاع ترس از بدهی‌های آینده قرار می‌گیرد.

    این جامعه‌شناس بیان کرد: دسترسی نابرابر به درمان و خدمات پزشکی که خود ناشی از ساختارهای اقتصادی و اجتماعی عمیق‌تر است، پیامدهای مهلکی برای فرد و ساختار کلان جامعه دارد. در سطح خرد، این مساله مستقیما بر طول عمر، کیفیت زندگی و نهایتا نرخ مرگ‌ومیر تاثیر می‌گذارد. خانواده‌های کم‌بضاعت‌تر به دلیل تاخیر در تشخیص یا عدم دسترسی به درمان‌های پیشرفته با شدت بیماری بالاتر و پیامدهای مزمن بیشتری روبه‌رو هستند. این امر منجر به تولید مجدد نابرابری‌ها می‌شود چرا که ناتوانی جسمی ناشی از بیماری، توانایی کسب درآمد را کاهش داده و خانواده را به سمت فقر سوق می‌دهد.

    یک شکست سیستمی

    آب‌روشن تصریح کرد: از سوی دیگر اگر این روند ادامه یابد ‌جامعه دچار کاهش سرمایه انسانی و افت بهره‌وری کلی خواهد شد. این نابرابری سلامت شکاف‌های طبقاتی را عمیق‌تر کرده و همبستگی اجتماعی را از بین می‌برد. افراد حس می‌کنند سیستم، آنها را به دلیل موقعیت اقتصادی‌شان مجازات می‌کند که این امر منجر به کاهش اعتماد و افزایش نارضایتی‌های مدنی و سیاسی می‌شود. در نتیجه جامعه‌ای با نابرابری شدید در سلامت، جامعه‌ای با ثبات اجتماعی و اقتصادی پایین‌تر خواهد بود. عدم دسترسی حتی به ابتدایی‌ترین اقدامات پیشگیرانه و درمانی مانند واکسن و دارو، یک شکست سیستمی با عواقب گسترده برای نظام سلامت و جامعه است. این نقص منجر به افزایش بار بیماری‌ها می‌شود. بیماری‌های قابل پیشگیری مجددا شیوع یافته و بار سنگینی بر دوش اورژانس‌ها و بیمارستان‌ها تحمیل می‌کنند که اغلب با منابع محدود اداره می‌شوند. او معتقد است: هزینه‌های درمان موارد پیچیده و پیشرفته که از عدم درمان اولیه ناشی شدند به مراتب بالاتر از هزینه‌های پیشگیری است و این موضوع نظام مالی سلامت را به ورطه ورشکستگی می‌کشاند. از لحاظ پیامدهای اجتماعی شاهد بازگشت بیماری‌های ریشه‌کن شده، کاهش ایمنی جمعی و افزایش نوسانات اپیدمیولوژیک خواهیم بود. این شکست به‌ویژه در میان طبقات محروم، اعتماد عمومی به توانایی دولت در حفظ سلامت شهروندان را به شدت تضعیف کرده و می‌تواند منجر به بحران‌های بهداشت عمومی مکرر شود.

    ساختار نابرابر سلامت

    این جامعه‌شناس افزود: ارزیابی من از وضعیت فعلی نظام‌های سلامت در مواجهه با نابرابری اقتصادی بر دو نکته استوار است. نکته اول تقویت ساختار نابرابر سلامت است زیرا دسترسی غیرعادلانه به دارو و واکسن چالش سلامت را از نیاز پزشکی به بحران مالی تغییر می‌دهد. این مساله یک چرخه معیوب ایجاد می‌کند که فقر را تشدید می‌کند زیرا هزینه‌های درمانی افراد کم‌بضاعت، آنها را عمیق‌تر در فقر فرو می‌برد. این وضعیت مستقیما با مفهوم سلامت اجتماعی در تضاد است. ناگفته نماند که دسترسی نابرابر منجر به فرسایش شدید سرمایه اجتماعی و بی‌اعتمادی عمومی نسبت به توانایی سیستم برای تامین عدالت می‌شود. این شکاف بحران اعتماد ایجاد می‌کند و اجرای سیاست‌های بهداشت عمومی آتی را در آینده با چالش‌های جدی روبه‌رو خواهد کرد. نکته آخر، آسیب به سلامت عمومی است. عدم واکسیناسیون کامل و تامین ناکافی دارو، کشور را در برابر موج‌های جدید بیماری آسیب‌پذیر نگه می‌دارد. این چالش بار سنگین مالی بر بیمارستان‌ها تحمیل کرده و منجر به افزایش هزینه‌های درمان می‌شود که بسیار گران‌تر از هزینه‌های پیشگیری اولیه است.

    جامعه زیر فشار درد

  • رنج بیماری کم بود، هزینه‌های درمان هم روی دوش مردم افتاد / وقتی یک سرماخوردگی ساده، کارگران را در تنگنای مالی قرار می‌دهد

    رنج بیماری کم بود، هزینه‌های درمان هم روی دوش مردم افتاد / وقتی یک سرماخوردگی ساده، کارگران را در تنگنای مالی قرار می‌دهد

    به گزارش اقتصادران، هوای آلوده تهران این روزها بیشتر از همیشه به قیمت سلامتی مردم تمام می‌شود. نه تنها مردم باید با کمبود اکسیژن دست و پنجه نرم کنند، بلکه هزینه‌های سرسام‌آور درمانی و معیشتی به یک بحران جدید تبدیل شده است. از یک طرف، آلودگی هوا به راحتی نفس‌ها را قطع می‌کند، و از طرف دیگر، ویروس‌های فصلی همچون آنفلوآنزا و کرونا به طور همزمان در حال گسترش هستند.

    در این میان، مردم با دو چالش بزرگ روبرو هستند: چطور خود را از بیماری‌های خطرناک دور نگه دارند و چطور هزینه‌های درمانی را در شرایط سخت اقتصادی پوشش دهند؟ از خرید دارو گرفته تا درمان‌های پرهزینه، همه چیز گران‌تر از همیشه شده و بسیاری از افراد مجبورند برای خرید یک دارو یا درمان، بخشی از درآمد یک ماه خود را هزینه کنند.

     

    هزینه یک سرماخوردگی ساده، سه روز حقوق را می‌بَرد

    در این شرایط هزینه‌های درمانی به یکی از بزرگترین معضلات قشر متوسط و رو به پایین تبدیل شده است. طبق بررسی‌های میدانی هزینه ویزیت یک پزشک در درمانگاه‌های عمومی به طور میانگین حدود ۱۵۰ هزار تومان است. این در حالی است که برای یک درمان کامل، هزینه‌های دارو، آزمایش و سرم به حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان می‌رسد. برای افرادی که بیمه ندارند، این هزینه‌ها می‌تواند معادل سه روز درآمد آن‌ها باشد. اگر کارگری درآمدی حدود ۵۰۰ هزار تومان در روز داشته باشد، باید برای درمان یک بیماری ساده، هزینه‌ای برابر با سه روز کار خود را خرج کند.

    این وضعیت، به‌ویژه برای اقشار آسیب‌پذیر که دسترسی محدود به بیمه و درمان دارند، فشار مضاعفی وارد می‌کند. افراد زیادی که از نظر مالی در وضعیت دشواری قرار دارند، به جای درمان کامل، تنها به داروهای سبک و ارزان‌قیمت اکتفا می‌کنند، که این خود به مشکلات سلامتی آن‌ها می‌افزاید.

    دارو که هیچ، یک ویتامین اضافه هم دیگه نمی‌تونم بخرم!

    اگر با مردمی که خودشان یا اعضای خانواده‌شان به یکی از ویروس‌های اخیر مبتلا شده باشند هم کلام شویم می‌بینیم که صدای مردم از فشاری که آلودگی به آن‌ها وارد کرده، درآمده است؛‌«دو قلم میوه بخوای، بغل این داروها بگیری، خدا تومن باید بدی!» این جمله یک مادر در حال خرید داروهای فرزندش در داروخانه است. او در ادامه می‌گوید: «آلودگی هوا به حدی رسیده که خیلی‌ها نمی‌دونند باید چیکار کنند. بیماری‌هایی که می‌گیرن، هزینه درمانشون هر روز بیشتر میشه، و دست آخر حتی به خرید روزانه‌اشون نمی‌رسند.چه برسه بتونن مراقبت بیشتر کنن تا بهتر بشن. من از اول روز تا الان که بچمو بردم دکتر تا داروهاشو گرفتم و یکی دوقلم صیفی جات تا براش سوپ درست کنم ۱٫۸۰۰ خرج کردم.»

    این جملات فقط یک روایت از هزاران روایت مشابه است. وقتی آلودگی هوا به معضلی بزرگ تبدیل می‌شود، هزینه‌های درمان و معیشت با هم ترکیب می‌شوند و فشاری به مردم می‌آید که برای بسیاری غیرقابل تحمل است.

    در میان همین صحبت‌ها، یکی از آنهایی که در دوره نقاهت این ویروس‌های جدید است می‌گوید: «کاش این داروها فایده داشت، فقط نمی‌ذاره تلف شیم، وگرنه دوره درمانش خیلی طولانی میشه. اخرم فکر کنم خوب نمیشیم ویروس بیخیال میشه!»

    نفس کشیدن که هیچ، زندگی روزمره هم مشکل شده

    یک شاگرد مغازه با اشاره به افزایش هزینه‌های روزمره و این که مجبور است در این شرایط هرروز سرکار باشد، می‌گوید: « من هوا رو می‌خوام، نه پول! من تو این وضعیت چطوری می‌تونم هم بیماری رو درمان کنم، هم هزینه‌های زندگی رو تأمین کنم؟ پولم که داشته باشم ضررش از این هوا بیشتر.» این اعتراضات نه تنها به وضعیت بهداشتی، بلکه به مسائل اقتصادی و معیشتی نیز اشاره دارد. برای این افراد، حتی خرید میوه و مواد غذایی ساده، به چالش تبدیل شده است.

    طبق بررسی‌های مرکز آمار ایران، هزینه‌های درمان بیماری‌های تنفسی برای افراد بالغ بر ۴۰٪ از درآمد ماهانه‌شان می‌شود. این میزان فشار اقتصادی، مشکلات اجتماعی بیشتری را ایجاد می‌کند و دسترسی به درمان‌های پیشگیرانه را برای آن‌ها محدود می‌کند. در این وضعیت، دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی مناسب، بیشتر برای اقشار متوسط و بالا فراهم است و این خود نابرابری‌های بیشتری را در جامعه دامن می‌زند.

    آلودگی هوا و بیماری‌های فصلی؛ یک بحران تمام‌عیار

    طبق گزارش‌ها، بیش از ۷۰٪ از بیمارانی که در فصل‌های سرد سال به بیمارستان‌ها مراجعه می‌کنند، به دلیل بیماری‌های تنفسی و مرتبط با آلودگی هوا تحت درمان قرار می‌گیرند.

    این بحران نه تنها به افزایش هزینه‌های درمانی برای مردم و دولت منجر شده، بلکه باعث کاهش بهره‌وری نیروی کار و در نتیجه افت تولید اقتصادی نیز شده است. در واقع، کاهش تولید و افزایش هزینه‌های بهداشت و درمان به طور مستقیم بر اقتصاد کشور تاثیر می‌گذارد و وضعیت معیشت افراد را تهدید می‌کند.

    هزینه‌های درمان هم به جان مردم افتاده است

    آلودگی هوا در ایران سالانه جان بیش از ۵۸ هزار نفر را می‌گیرد. این عدد تنها بخش کوچکی از هزینه‌های سنگینی است که آلودگی هوا به کشور وارد می‌کند. مطالعات نشان داده‌اند که هزینه‌های اقتصادی ناشی از آلودگی هوا در ایران به ۱۷ میلیارد دلار در سال می‌رسد. این هزینه‌ها شامل هزینه‌های درمانی بیماری‌های تنفسی، قلبی و مغزی است که به شدت افزایش یافته‌اند. اما نکته مهمتر اینجاست که این فشار اقتصادی، برای طبقات پایین جامعه به مراتب بیشتر از دیگران است.

    در شرایط کنونی، آلودگی هوا و بیماری‌های فصلی نه تنها به تهدیدی بزرگ برای سلامت عمومی تبدیل شده‌اند، بلکه فشارهای اقتصادی ناشی از هزینه‌های درمانی و معیشتی، زندگی مردم را تحت فشار بی‌سابقه‌ای قرار داده است. از یک سو، هزینه‌های درمانی سنگین برای اقشار کم‌درآمد، که به راحتی نمی‌توانند از پس درمان‌های پرهزینه برآیند، زندگی را به چالش کشیده است.
  • فاجعه در حوزه سلامت و درمان کشور / «دارویار» یار بیماران نشد / سهم پرداختی مردم برای تهیه دارو به ۷۰ درصد رسید

    فاجعه در حوزه سلامت و درمان کشور / «دارویار» یار بیماران نشد / سهم پرداختی مردم برای تهیه دارو به ۷۰ درصد رسید

    به گزارش اقتصادران، براساس مفاد تبصره یک قانون بودجه سال ۱۴۰۱ مقرر شده بود که با حذف ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی، مابه‌التفاوت افزایش قیمت دارو، تجهیزات پزشکی و خدمات درمانی از طریق بیمه‌ها جبران و از محل منابع پیش‌بینی‌شده در قالب طرح «دارویار» پرداخت شود؛ اما شواهد میدانی و گزارش‌های دریافتی نشان می‌دهد این هدف تاکنون محقق نشده و فشار مالی قابل‌توجهی بر بیماران وارد شده است.

    از مهم‌ترین پیامدهای حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    اختلال در تأمین دارو و تجهیزات بیمارستانی

    با افزایش نرخ ارز و کاهش توان مالی مراکز درمانی، شرکت‌های پخش دارو و تجهیزات به‌دلیل کمبود نقدینگی از تأمین کالا برای بیمارستان‌ها خودداری می‌کنند و بیماران ناچارند دارو یا ملزومات درمانی را شخصاً از بازار تهیه کنند.

    افزایش ۷ برابری نیاز نقدینگی شرکت‌های واردکننده

    نرخ ارز مشمول دارو از ۴۲۰۰ به ۲۸۵۰۰ تومان افزایش یافته و نیاز نقدینگی شرکت‌های واردکننده دارو و تجهیزات هفت برابر شده است؛ در حالی که نظام بانکی توان تأمین این حجم نقدینگی را ندارد و نرخ سود تسهیلات نیز افزایش یافته است.

    عدم‌تناسب تعرفه‌های درمانی با رشد هزینه‌ها

    تعرفه خدمات درمانی سالانه یک‌بار تصویب می‌شود، اما نرخ ارز نیما و بهای اقلام مصرفی پزشکی به‌صورت مستمر در حال افزایش است. از آنجا که بیمه‌ها بر اساس تعرفه ابتدای سال هزینه‌ها را پوشش می‌دهند، مابه‌التفاوت افزایش قیمت‌ها مستقیماً از جیب مردم پرداخت می‌شود.

    کاهش انگیزه سرمایه‌گذاری در بخش درمان

    افزایش شدید هزینه‌های دارو و تجهیزات پزشکی موجب شده سرمایه‌گذاری در احداث یا توسعه مراکز درمانی و تشخیصی صرفه اقتصادی نداشته باشد. به‌عنوان نمونه، قیمت خرید یک دستگاه MRI که سه سال پیش حدود ۲۵ میلیارد تومان بود، اکنون به بیش از ۱۵۰ میلیارد تومان رسیده است.

    افزایش هزینه تعمیرات تجهیزات پزشکی

    هزینه تعمیر دستگاه‌های پیشرفته نیز رشد چشمگیری داشته است؛ برای مثال، قیمت تیوب دستگاه سی‌تی‌اسکن از حدود ۵۰۰ میلیون تومان به بیش از ۷ میلیارد تومان افزایش یافته و چون بیمه‌ها توان جبران این هزینه‌ها را ندارند، بخش عمده آن از بیماران دریافت می‌شود.

    بررسی‌های تسنیم نشان می‌دهد در حالی‌که طبق برنامه قرار بود با اجرای طرح دارویار، سالانه ۳.۵ میلیارد دلار ارز با نرخ ترجیحی برای تأمین دارو و تجهیزات تخصیص یابد، این میزان در عمل کاهش یافته و بخشی از آن با نرخ بالاتر (ETS) تأمین شده است. در نتیجه، مابه‌التفاوت افزایش نرخ ارز به بیماران و بیمه‌ها منتقل شده است.

    اکنون با حذف کامل ارز ۴۲۰۰ و جایگزینی آن با ارز ۲۸۵۰۰ تومانی بدون تقویت پوشش بیمه‌ای، بیم آن می‌رود که افزایش افسارگسیخته هزینه‌های درمانی منجر به نارضایتی عمومی و فشار شدید بر اقشار کم‌درآمد شود.

    بر اساس اهداف برنامه هفتم توسعه، قرار بود سهم پرداختی مردم از جیب برای خدمات درمانی به کمتر از ۳۰ درصد کاهش یابد، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد در شرایط فعلی نه‌تنها این هدف محقق نشده بلکه پرداختی مردم در حال افزایش است.

     

     

  • کاسبی پرسود با بیماری و درد کارگران! / باز هم تفاوت و تبعیض؛ این بار با بیمه تکمیلی و پوشش هزینه های درمان

    کاسبی پرسود با بیماری و درد کارگران! / باز هم تفاوت و تبعیض؛ این بار با بیمه تکمیلی و پوشش هزینه های درمان

    به گزارش اقتصادران، خدمات درمان کارگران و بازنشستگان روز به روز ضعیف‌تر می‌شود و سازمان‌های بیمه‌گر مسئولیت خود را در قبال درمانِ کارگران کمتر می‌کنند. افزایش سهم بیمه‌شده از هزینه‌های درمان یا حذف برخی از خدمات درمانی از لیست شمول بیمه‌ها، از جمله مواردی‌ست که در خیلی از صندوق‌های بیمه‌گر طی سال‌های اخیر اتفاق افتاده است. در کنار این موضوع باید به افزایش قیمتِ خدمات و داروها نیز اشاره کرد. در چنین شرایطی کارگران ناچارند از بیمه تکمیلی استفاده کنند و هزینه‌ای جداگانه برای آن بپردازند.

    بیمه تکمیلی اما برای همه نمی‌تواند مشکلات درمان را حل و حتی محدود کند. بسیاری از بازنشستگان از شرکتی که سازمان تامین اجتماعی با آن قرارداد بسته ناراضی هستند و می‌گویند خدمات ارائه شده به قدری ناچیز است که نمی‌تواند هزینه‌های درمان را جبران کند. آن‌ها اشاره می‌کنند که به دلیل هزینه‌های بالای درمان، باید از  خیرِ بخشی از خدمات درمانی، آن هم در سنینی که به شدت به درمان نیاز دارند، بگذرند.

    در این بین وضعیت کارگران شاغل هم تعریفی ندارد؛ آن‌ها باید هر ماه بخشی از درآمد خود را صرف بیمه تکمیلی کنند. این سهم البته برای کارگران رسمی و  شرکتی متفاوت است. کارگران پیمانکاری یا همان شرکتی برای برخورداری از بیمه تکمیلی باید مبلغ بیشتری پرداخت کنند و در خیلی موارد پوشش بیمه‌ای آن‌ها با کارگران رسمی و قراردادی متفاوت است. فعالان کارگری این را نمونه‌ی بارز به قهقرا رفتنِ عدالت اجتماعی می‌دانند و می‌گویند: کار کارگران پیمانکاری سنگین است اما حقوق ناچیزی می‌گیرند و از حمایت‌های بسیار کمتری هم بهره‌مند هستند. در چنین شرایطی، تبعیض در ارائه‌ی خدمات درمان به آن‌ها  غیرقابل توجیه است.

    احسان سهرابی، فعال کارگری، به تبعیض در نظام درمانی و به از بین رفتنِ عدالت اجتماعی اشاره کرد و گفت: متأسفانه در حالی که دولت بر ترویج و گسترش عدالت تأکید دارد و حتی بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌ها عموماً پیوست عدالت دارند، در عمل شرایط به گونه‌ای پیش رفته که نه‌تنها عدالت محقق نشده، بلکه بر میزان تبعیض‌ها افزوده شده است. نمونه بارز این مسئله را در نظام درمانی و بیمه تکمیلی می‌بینیم.

    وی گفت: در بسیاری از دستگاه‌های اجرایی، کارکنان عملاً به سه دسته تقسیم می‌شوند: کارمندان رسمی و مستخدمین موقت؛ نیروهای قرارداد کار معین و مدیریت پیمان؛ و در نهایت، کارگران حجمی و شرکتی که واقعا اگر بگوییم با نیروهای شرکتی مانند شهروندان درجه سوم رفتار می‌شود پُر بیراه نگفته‌ایم.

    سهرابی بیان کرد: ببینید این قراردادها صرفا جنبه‌ی اداری و روابط کاری ندارند، بلکه به شکل جدی بر معیشت، رفاه و مخصوصاً درمان کارگران اثر گذاشته است. کارگران شرکتی با حجم کار مشابهِ کارگران قراردادی و رسمی و در بسیاری موارد با حجم کار بالاتر از این نیروها، حقوقی بسیار کمتری دریافت می‌کنند.

    این فعال کارگری گفت: نه تنها حقوق که خدماتِ بیمه درمانی برای این کارگران فاصله‌ی بسیاری با خدماتی که به کارگران رسمی ارائه می‌شود دارد. در حالی که نیروهای رسمی و پیمانی از بیمه تکمیلی ارزان استفاده می‌کنند، کارگران حجمی مجبورند برای همان خدمات مبالغ بالایی بپردازند.

    سهرابی گفت: اجازه بدهید یک نمونه بگویم. یکی از کارگران خدمات نظافت شهرداری با من درد دل می‌کرد. او چند فرزند دارد و نه توان پرداخت هزینه‌های درمانی آن‌ها را دارد و نه امکان خرید بیمه تکمیلی. وقتی از من پرسید قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت چه حمایتی برای او دارد، واقعاً پاسخی نداشتم. او می‌گفت: «مگر ما جزو همین دستگاه نیستیم؟ چرا این همه تفاوت و تبعیض؟» این روایت تلخ تنها گوشه‌ای از واقعیت‌هاست.

    وی گفت: در یک نمونه‌ی دیگر کارگران پیمانکاری یک از شرکت‌ها برای من دو قرارداد متفاوت بیمه تکمیلی فرستاده‌اند. یکی مربوط به کارگران رسمی و دیگری مربوط به کارگران شرکتی‌ست. مبلغی که کارگر رسمی باید برای بیمه تکمیلی خود و خانواده‌اش پرداخت کند کمتر از مبلغی است که کارگر پیمانکاری باید پرداخت کند! این تبعیض‌ها برای کارگران یک شرکت غیر قابل قبول است. ضمن اینکه کارگر شرکتیِ حقوق پایین‌تری می‌گیرد و در مقایسه با کارگر رسمی بنیه مالی ضعیف‌تری دارد.

    این فعال کارگری گفت: کارگران و کارفرمایان ماهانه ۳۰ درصد حقوق خود را به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت می‌کنند؛ این رقم اصلاً کم نیست. حالا با وجود چنین پرداختی، چرا باید دوباره گرفتار «بیمه تکمیلی تحمیلی» شوند؟ مگر نه اینکه فلسفه پرداخت حق بیمه، تأمین هزینه‌های درمانی و حمایت‌های اجتماعی است؟ به راستی ادامه این وضعیت، نتیجه‌ای جز بی‌اعتمادی و ایجادِ نارضایتی عمیق ندارد.

    وی افزود: عدالت درمانی یعنی رفع شکاف میان گروه‌های شغلی. نباید کارمندان رسمی و پیمانی از بیمه تکمیلی رایگان برخوردار باشند اما کارگران حجمی برای همان خدمات هزینه‌های چندبرابری بپردازند. این تبعیض آشکار سرمایه‌های اجتماعی را تضعیف می‌کند و نارضایتی عمومی ایجاد می‌کند.

    سهرابی تأکید کرد: وقتی قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» مطرح می‌شود، نخستین پرسش این است که چطور می‌توان از کارگری که حتی توان درمان فرزندانش را ندارد انتظار فرزندآوری داشت؟ سلامت حق همگانی است و نباید وابسته به نوع قرارداد باشد. اگر عدالت اجتماعی شعار دولت است، آزمون اصلی‌اش همین جاست: نجات کارگران و بازنشستگان از بیمه تکمیلی تحمیلی و تحقق پوشش درمانی عادلانه برای همه.

    این فعال کارگری گفت: واقعیت این است که تبعیض در درمان دیگر قابل اغماض نیست. سلامت، حق همگانی است؛ حقی که نباید به نوع قرارداد یا طبقه‌ی شغلی وابسته باشد. تجارت از درد کارگران خیلی سیاه وتلخ است.

  • سلامت طبقاتی! / حکایت تلخ درمان‌های نصفه و نیمه به دلیل ناتوانی بیماران در تأمین هزینه‌ها

    سلامت طبقاتی! / حکایت تلخ درمان‌های نصفه و نیمه به دلیل ناتوانی بیماران در تأمین هزینه‌ها

    به گزارش اقتصادران، «سلمان اسحاقی» سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی ، درباره افزایش ظرفیت رشته‌های پزشکی و دندان پزشکی توضیح داد: متأسفانه دولت به این باور و اعتقاد درست نرسیده است که ما در کشورمان کمبود پزشک متخصص در حوزه‌های مختلف داریم. به طور مثال روز گذشته، رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران اعلام کرد که مجوز استخدام ۵۰۰ پرستار در دانشگاه علوم پزشکی تهران صادر شده، در حالی که تعداد افراد متقاضی استخدام در گروه پرستاری این دانشگاه در آزمون پیش‌رو، ۳۰۰ نفر است.

    او ادامه داد: نکته دوم این است که نباید این موضوع را صرفاً از منظر وزارت بهداشت دید. من بارها گفته‌ام در امر سلامت باید متولی امر سلامت را دولت بدانیم. دکتر ظفرقندی قطعاً موافق این موضوع هست که ما افزایش ۲۰ درصدی ظرفیت پزشکی به‌ویژه در رشته دندانپزشکی داشته باشیم. اما این امر نیازمند منابع اعتباری است.

    منابع بهداشت و درمان، هیچ‌وقت صددرصد تخصیص نمی‌یابد

    وی اضافه کرد: آیا نباید از دولت،  وزارت اقتصاد، سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی پرسید که منابع این وزارتخانه برای این موضوع تعریف شده است یا خیر؟ آیا اجازه داده می‌شود که از منابع درمان و بهداشت برداشته شود و در منابع آموزشی قرار گیرد؟ همه این موارد درحالی است که منابع بهداشت و درمان که درباره آن صحبت می‌کنیم، هیچ‌وقت صددرصد تخصیص نمی‌یابد.

    اسحاقی بیان کرد: سؤال من این است که دکتر پزشکیان در زمانی که در کمیسیون بهداشت و درمان بودند، مکرراً اعلام می‌کردند که ما چیزی از دولت نمی‌خواهیم، فقط آنچه حق حوزه سلامت است، باید پرداخت شود.

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس تاکید کرد: هم شورای عالی انقلاب فرهنگی، هم کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی و هم وزارت بهداشت اصرار بر این داریم که اگر قرار است در خصوص کمیت برنامه‌ریزی شود، باید ابتدا بستر برای ارتقای کیفیت آموزش نیز فراهم شود.

    وی افزود: در یک برهه زمانی، ما در کشورمان پزشکان برجسته‌ای همچون دکتر قریب، پروفسور سمیعی، دکتر حریرچی، دکتر جان‌بابایی و دیگر بزرگان را تربیت کردیم. اگر کیفیت پایین بیاید، حتی اگر صد برابر ظرفیت افزایش یابد، خروجی آن آسیب بیشتری به حوزه سلامت وارد می‌کند و بی‌اعتمادی بیشتری نسبت به نظام سلامت به وجود می‌آورد.

    او تصریح کرد: هدف شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت بهداشت و کمیسیون بهداشت یکی است؛ هدف آن است که بتوانیم برنامه‌ریزی کنیم تا کمبود پزشک، به‌ویژه در رشته دندانپزشکی، جبران شود. اما هدف مشترک دیگر آن است که ابتدا زیرساخت‌ها برای ارتقای کیفیت آموزش فراهم شود و سپس درباره افزایش کمیت تصمیم‌گیری کنیم.

    متأسفانه سلامت در کشور اولویت دولت نیست

    اسحاقی متذکر شد: تحقق این هدف تنها بر عهده وزارت بهداشت نیست، بلکه دولت مسئول آن است. وزیر بهداشت نیز یکی از دلایل پافشاری‌اش همین است که وقتی نتوانسته زیرساخت‌های آموزشی را فراهم کند و اگر بخواهد فراهم کند، لازم است منابع اعتباری مشخص برای آن پیش‌بینی شود. این منابع را چه کسی باید تأمین کند؟ دولت باید این کار را انجام دهد.

    او ادامه داد: وقتی منابعی مانند هدفمندی یارانه‌ها، مالیات بر ارزش افزوده و بیمه حوادث هیچ‌کدام به‌طور کامل در حوزه سلامت محقق نمی‌شوند، چگونه می‌توان انتظار داشت میدان دیگری به این منابع اضافه گردد؟ بنابراین دولت باید ابتدا منابع مشخص و پایداری برای ارتقای کیفیت آموزش در کشور بیندیشد، تثبیت کند و تخصیص دهد و سپس برای افزایش تعداد پزشکان، متخصصان و دندانپزشکان اقدام کند.

     ناتوانی  برخی بیماران در تأمین هزینه‌ها و توقف درمان

    اسحاقی گفت: امروز ناچارم این خبر بد را بدهم که متأسفانه سلامت در کشور اولویت دولت نیست، زیرا ما با گرانی دارو، کمبود دارو و بی‌کیفیتی خدمات در حوزه درمان و بهداشت مواجه هستیم.

    او افزود: نکته جالب این است که در حوزه بهداشت و درمان، نه خدمت‌دهنده (پزشکان، متخصصان و پرستاران) رضایت دارند و نه خدمت‌گیرنده (بیماران). بعضی از درمان‌ها به دلیل ناتوانی بیماران در تأمین هزینه‌ها ناقص یا متوقف می‌ماند.

    در حوزه سلامت شاهد جامعه‌ای طبقاتی هستیم

    وی خاطرنشان کرد: نکته اساسی این است که ما هنوز نتوانسته‌ایم پس از یک سال و نیم از وعده رئیس‌جمهور که فرمودند در حوزه سلامت و درمان باید همه پای یک سفره بنشینیم، حداقل برنامه‌ریزی کنیم. تا زمانی که شاهد بیمه‌های تکمیلی متعدد باشیم، در حوزه سلامت شاهد جامعه‌ای طبقاتی هستیم؛ یک جامعه‌مرفه، یک جامعه ضعیف و دیگری جامعه‌ی بسیار فقیر.

    او افزود: این ساختار بیمه‌های تکمیلی و در کنار آن، عدم تخصیص کامل منابع قانونی همچون هدفمندی یارانه‌ها و مالیات بر ارزش افزوده که این منابع هم هر سال کمتر از ۵۰ درصد به حوزه سلامت تخصیص می‌یابد، همگی مشکلات جدی ایجاد کرده‌اند.

  • پشت‌پرده کمبود دارو و افزایش پرداخت از جیب مردم در بیمارستان‌ها

    پشت‌پرده کمبود دارو و افزایش پرداخت از جیب مردم در بیمارستان‌ها

    به گزارش اقتصادران، نشست خبری محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و مراسم تجلیل از خبرنگاران امروز ۱۹ مرداد در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برگزار شد.

    وزیر بهداشت در این نشست گفت: حوزه سلامت نیاز به همکاری برای افزایش سطح سلامت مردم دارد و هیچ وزرتخانه‌ای به اندازه وزارت بهداشت سطح تماس با مردم ندارد و این کار نیاز به همکاری همه رسانه‌ها دارد.

    وی ادامه داد: تعداد زیادی مردم دیابت دارند که خودشان خبر ندارند و این بیماری به قلب، کلیه و…آسیب می‌زند و اگر سطح سواد را بالاتر ببریم این اتفاق نمی‌افتد.

    ظفرقندی با بیات اینکه بسیاری از بیماری‌های قلبی، سرطان و…اگر اطلاع‌رسانی خوبی باشد اتفاق نمی‌افتد، افزود: همه روستاها خانه بهداشت دارند و باید بتوانیم با تلفن همراه اطلاع‌رسانی داشته باشیم و سطح سواد سلامت مردم را بالا ببریم.

    وی ابراز کرد: امروز ایران در کنترل بیماری‌های واگیر همچون سرخک و سرخجه موفق بوده و ۲۰ سال است یک مورد فلج اطفال شناسایی نشده این در حالی است که کشورمان بالاترین وضعیت برای شیوع بیماری را دارد.

    ظفرقندی در ادامه سخنانش گفت: ارتباطات درمانی و توریسم درمانی راه ارتباط با دیگر کشورهاست.

    وزیر بهداشت گفت: درصد قابل توجه یعنی بین ۳۰ تا ۵۰ درصد کودکان دچار اضافه وزن هستند. باید سواد سلامت و ایجاد فضای مناسب برای فعالیت‌های بدنی ایجاد شود و تاکید داریم فعالیت‌های بدنی باعث تقویت بدنی و روحی شود.

    ظفرقندی با اشاره به همکاری با وزارت ورزش افزود: برنامه‌ای در حال تدوین هستیم تا موضوع کم‌تحرکی را کاهش دهیم.

    وزیر بهداشت با اشاره به دستاوردهای این وزارتخانه تصریح کرد: همکاران اورژانس، پزشکان و پرستاران در دوران جنگ کاری کارستان کردند و به ۵۷۰۰ مجروح رسیدگی کردند و با کمبود دارو در این دوران روبرو نشدیم.

    وی یادآور شد: در حمله به میدان تجریش و زندان اوین نیروهای درمانی بودند که ابتدا حضور پیدا کردند و بعد از دو ساعت همه مجروحان ساماندهی شده بودند.

    وزیر بهداشت با اشاره به اهمیت توجه به الودگی هوا، گفت: اهمیت آلودگی هوا و تاثیر بر سلامتی مردم را ما در دولت مطرح کردیم. در حالی که سالانه ۵۰ هزار مرگ بر اثر آلودگی هوا در کشور داریم.

    ظفرقندی با بیان اینکه سالی ۷۰۰ هزار کودک در جهان به دلیل آلودگی هوا جان می‌دهند، تصریح کرد: به رییس جمهور گفتیم که ایران آفتاب زیادی دارد و باید به سمت انرژی پاک برویم و این در دولت تصویب شد و آبان یکی از بحث‌های مستمر در دولت این است که با پنل خورشیدی به این سمت برویم.

    وی در خصوص بالا بودن میزان پرداختی مردم از جیب هنگام مراجعه به بیمارستانها افزود: در خصوص افزایش پرداخت از جیب مردم باید به قانون برنامه که اشاره شده حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد برسیم و ابن موضوع با اجرای نظام ارجاع و پزشک خانواده خواهیم رسید. وزارت بهداشت به دنبال تبعیت از ساختار نظام ارجاع برای کاهش پرداختی از جیب مردم است ظفرقندی ادامه داد: بودجه بیمه‌ها باید به موقع و به میزان کافی اختصاص پیدا کند. طلب بیمه سلامت نزدیک به ۳۰ همت است. مجموعه حوزه سلامت نزدیک به ۹۷ همت به بیمارستان ها، داروخانه‌ها و مطب‌ها بدهی داشتند.

    وی در خصوص بالا بودن قیمت دارو، افزود: داروهای سرطانی داخل لیست بیمه‌ای با پوششی ۷۰ تا ۹۰ درصدی برخوردار است و برخی داروهای نوترکیب هنوز در لیست بیمه قرار نگرفته است و این داروها مانند هایکت تکنولوژی با قیمت بالایی تولید خواهد شد.

    وزیر بهداشت با اشاره به اهمیت ارتباط با دیگر کشورها در مقابله با بیماری مختلف، افزود: یکی از برنامه‌های ما این است که در حوزه‌های علمی و پیشگیری و درمانی و پیشرفت علم با دیگر کشورها ارتباط داشته باشیم.

    وی درباره افزایش ۳۰ درصدی حقوق دستیاران خاطرنشان کرد: زمان شروع این پرداخت از مردادماه آغاز خواهد شد.

    وزیر بهداشت با اشاره به اهمیت ارتباط با دیگر کشورها در مقابله با بیماری مختلف، افزود: یکی از برنامه‌های ما این است که در حوزه‌های علمی و پیشگیری و درمانی و پیشرفت علم با دیگر کشورها ارتباط داشته باشیم.

    وی درباره افزایش ۳۰ درصدی حقوق دستیاران خاطرنشان کرد: زمان شروع این پرداخت از مردادماه آغاز خواهد شد.

    ظفرقندی در خصوص اینکه اگر جنگ احتمالی صورت گیرد که تدابیری در وزارت بهداشت خواهید داشت، افزود: کار مواجه با جنگ و بحران یک کار علمی است و باید وقتی می‌خواهیم آماده شویم ساماندهی لازم صورت گیرد.

    وی ادامه داد: باید نیروهای مختلف سلامت برای کار در محل حادثه و…آماده باشند و باید تدابیری ابلاغ شود تا در زمان هر اتفاقی مشخص شود چه کاری انجام شود.

    وزیر بهداشت افزود: برای این جنگ تحمیلی اسرائیل به کشورمان ۱۰ میلیون سرم و ۱۵۰۰ واحد خون آماده کرده بودیم و اکنون مرتب بحث می‌شود و در دوران جنگ در همین وزارت خانه هرروز کمبودها و مشکلات مورد می‌شد و آمادگی کامل داریم اما امیدواریم جنگ نشود.

    ظفرقندی در خصوص همکاری ایران با روسیه گفت: در همکاری اوراسیا و بریکس تفاهم نامه‌های بین دو کشور وجود دارد و در خصوص دارو نیز شناسایی داروهای مورد نیاز و تبادل دارویی برنامه داریم.

    وزیر بهداشت از اصافه شدن ۶ هزار تخت بیمارستانی در سال جاری خبر داد و گفت: هزینه تامین هر تخت حدود ۶ میلیارد تومان است؛ ضمن اینکه ۵۰ هزاز تخت فریوده در کشور داریم.

    ظفرقندی با بیان اینکه اکنون ۱۱۱ هزار نفر برای آزمون استخدامی که در شهریور برگزار می‌شود ثبت نام کرده اند، گفت: ما در نقاط مختلف کشور امکانات پزشکی و نیرو برای درمان بیماران مختلف تامین کرده ایم.

    وی درباره امکانات سلامت در اربعین، تصریح کرد: امکانات مختلف در این خصوص کاملا تامین شده و نزدیک ۵۰۰ هزار خدمت مختلف تاکنون ارائه شده و نزدیک ۵۰ هزار مصدوم و بیمار و…درمان و دریافت خدمات داشته اند.

  • بدعت عجیب برخی از پزشکان برای درمان بیماران؛ دریافت سکه و دلار به جای پول!

    بدعت عجیب برخی از پزشکان برای درمان بیماران؛ دریافت سکه و دلار به جای پول!

    به گزارش اقتصادران، به گفته‌ی محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، ۸۰ درصد شکایت‌ها در حوزه سلامت به دلیل برخورد نامناسب، بی‌احترامی و یا تکریم نکردن ارباب رجوع است. در این راستا «کامران باقری لنکرانی» وزیر پیشین بهداشت در گفت‌وگو با خبرنگار در خصوص علت این امر توضیح داد: ارائه خدمات سلامت یک کار پیچیده‌ای است؛ یعنی این‌گونه نیست که تنها یک نفر خدمت را ارائه بدهد. بلکه این امر در ایستگاه‌های مختلف رخ می‌دهد؛ یعنی از پذیرش، نگهبانی، حراست، پرستاری، پزشک و پیراپزشک همه در این میان نقش دارند. یک مسئله مهم این است که در این نقش‌آفرینی، ما بتوانیم اخلاق حرفه‌ای را به‌خوبی رعایت کنیم.

    وی ادامه داد: یک مشکلی که ما با آن روبه‌رو هستیم، این است که کادر ارائه‌کننده خدمات یعنی افرادی که کارکنان نظام سلامت هستند، به‌ویژه در بخش دولتی با یک بار مضاعفی روبه‌رو شده‌اند. همین امر باعث شده که فرسودگی شغلی به وجود بیاید.

    باقری لنکرانی اضافه کرد: از طرف دیگر وقتی آن‌ها با یک فشار کاری زیاد روبه‌رو هستند و تعداد بیماران با ظرفیت پذیرش، به‌ویژه در بخش دولتی هم‌سویی ندارد، مشکلاتی پیش می‌آید. باید سعی کنیم با تأکید بر اخلاق حرفه‌ای، در حد ظرفیت‌شان به کارکنان نظام سلامت مسئولیت واگذار شود، نه اینکه مثلاً بخشی که باید ۱۰ نفر پرستار داشته باشد، دو یا سه نفر آن را اداره کنند. این موارد مشکلاتی را به وجود می‌آورد که ارائه خدمت را مختل می‌کند.

    او با اشاره به چالش‌ عدم نظارت در تعرفه‌ها اظهارکرد: به نظر من مهم‌ترین چالشی که این روزها با آن روبه‌رو هستیم، چالش‌ عدم نظارت در تعرفه‌ها است. آنچه که من می‌بینم و بیشتر نگران آن هستم، این است که تعداد اندکی در گروه پزشکان یا سایر گروه‌ها که خدمات سلامت ارائه می‌دهند، متأسفانه به تعرفه‌ها پایبند نیستند و گاهی اوقات می‌شنویم که هزینه‌هایشان را دلاری یا با سکه دریافت می‌کنند.

    وزیر پیشین بهداشت تاکید کرد: این موضوع نیاز دارد که نسبت به آن حساسیت داشته باشیم. چرا که اولاً اعتماد به ارائه‌دهندگان خدمات سلامت را مختل می‌کند. ثانیاً در بین خود کارکنان نظام سلامت ایجاد نارضایتی می‌کند. همچنین مردم را آزار می‌دهد و بسیاری نمی‌توانند خدمت را به‌موقع دریافت کنند. این موضوعی است که در این چند ماه اخیر، به‌شدت من را متأثر کرده است. اطلاعاتی که از جامعه به من می‌رسد و بیماران‌مان شکایت می‌کنند، نشان می‌دهد که سازماندهی و نظارت در موضوع به‌شدت و بسرعت مورد نیاز است.

    وی در پاسخ به این سوال که چه راهکاری برای کاهش شکایت‌های مربوط به برخورد نامناسب در حوزه سلامت وجود دارد؟ گفت: همان طور که گفتم نظام سلامت پیچیدگی دارد، ممکن است توقعات از آن با واقعیت‌ها تطبیق نداشته باشد. مهم این است که کیفیت خدمات و عدالت در دسترسی به خدمات را حفظ کنیم. این موارد ضروری هستند و اگر این راهبرد، به عنوان راهبرد مبنا قرار بگیرد، در کنار نظارت متولی نظام سلامت که عبارت است از وزارت بهداشت، می‌توانیم وضع بهتری داشته باشیم.

  • صدای بی صدای بیماران / گرانی بیش از ۱۰۰ درصدیِ هزینه‌های درمان در سایه وعده‌ها / بیمه تکمیلی بازنشستگان آب رفت!

    صدای بی صدای بیماران / گرانی بیش از ۱۰۰ درصدیِ هزینه‌های درمان در سایه وعده‌ها / بیمه تکمیلی بازنشستگان آب رفت!

    به گزارش اقتصادران، «درمان برای مردم ۴۶ درصد گران شد»؛ این تیتر رسانه‌ها در روزهای آغازین بهار امسال است؛ با دستور دولت و به بهانه‌ی حمایت از پزشکان و متولیان درمان بخش خصوصی! دولت نرخ تعرفه‌های پزشکی را از ابتدای امسال ۴۶ درصد افزایش داد.

    گرانی‌های بی‌نظیر

    در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۴۰۳، تعرفه‌های پزشکی سال ۱۴۰۴ رسماً اعلام و در ۲۹ اسفندماه ابلاغ شد و این میزان رشد تعرفه‌ها در مقایسه با افزایش ۲۸، ۲۴ و ۳۵ درصدی در سه سال گذشته، یک صعود قابل توجه در قیمت‌ها به شمار می‌رود. این افزایش نجومی تعرفه‌های پزشکی در سال‌ها و دهه‌های اخیر و در واقع در تاریخ مدرن پزشکی و طب ایران بی‌سابقه بوده است؛ میانگین رشد تعرفه‌های پزشکی بین سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ فقط ۱۴ درصد بوده؛ حالا تعرفه‌ها با یک جهش بلندِ بیش از سه برابری، سر به فلک کشیده است.

    با این حساب، آنچه ما «هزینه‌های نرم افزاری درمان» می‌نامیم که شامل ویزیتِ پزشکان عمومی و متخصص، هتلینگ و خدمات کلینیکی و پارکلینیکی می‌شود، از ابتدای امسال ۴۶ درصد گران شده است؛ این گرانی محصول حمایت تمام‌قد دولت و مسئولان از مافیای فربه و اختاپوس‌وارِ درمان است!

    در عین حال، گرانی درمان به اینجا ختم نمی‌شود؛ آنچه می‌توان «هزینه‌های سخت‌افزاری درمان» نامید از جمله دارو تجهیزات پزشکی نیز با حذف ارز ترجیحی این بخش در سال جاری، و به نفع واردکنندگان و دلّالان دارو که نان را در بیماری و غم مردم می‌زنند و سودهای کلان نجومی از محل بیماران سرطانی و ام‌اسی و قلبی درمی‌آورند، یک رشد قیمت چند برابری داشته است.

    یک بیمار قلبی از گرانی بیش از ۲۰۰ درصدی داروها در بهار امسال خبر می‌دهد؛ این بیمار که قند هم دارد، از نایاب شدن قرص «متفورمین گلوکوفاژ» که توصیه شده پزشکان متخصص است و گویا وارداتی‌ست  انتقاد دارد:  هرجا گشتم، این قرص نیست، اگر هم زمانی پیدا شود، لابد قیمتش چند برابر شده….

    برآیند این آزادسازی‌ها -هم نرم‌افزاری و خدماتی و هم سخت‌افزاری- کالایی‌سازیِ بی‌نظیر درمان است؛ به گونه‌ای که مزدبگیران به خصوص بازنشستگان و سالمندان یا بیماران خاص، از این هیولای مهیب به شدت می‌ترسند. هیولایی که در این شرایط بهتر است به سمتش نروی، کنج خانه بشینی و با بیماری و درد بسازی تا شمع حیاتت خاموش شود.

    وعده‌ی ناکامِ آقای وزیر

    و همه اینها در حالیست که وزیر بهداشت بارها وعده داده که قرار نیست بار حذف ارز ترجیحی و عدم اختصاص ارز دولتی به دارو و درمان، گریبان مردم را بگیرد؛ «بیمه‌ها» باید افزایش قیمت را گردن بگیرند. برای مثال، در میانه اردیبهشت، وزیر بهداشت، رو به دوربین تلویزیون و در جواب خبرنگار صدا و سیما و خطاب به مردم، در توضیح بابت تصمیم جدید دولت برای حذف ارز ترجیحی دارو و تجهیزات پزشکی از ابتدای امسال و گران‌تر شدن قیمت این اقلام به دلیل حذف ارز ترجیحی اعلام کرد که به سازمان‌های بیمه‌گر دستور داده مابه التفاوت قیمت دارو و تجهیزات پزشکی را به جای دریافت از مردم، از منابع بیمه‌ای پرداخت کنند.

    محمدرضا ظفرقندی افزود: «طبق دستوری که وزارت بهداشت در مورد تغییرات قیمت تجهیزات پزشکی و دارو صادر کرده، امسال بیمه‌های پایه موظفند مابه التفاوت افزایش قیمت دارو و تجهیزات پزشکی (به دنبال حذف ارز ترجیحی از دارو و تجهیزات پزشکی) را تقبل کنند….».

    اما این «دستور آقای وزیر» مبنی بر افزایش نیافتن سهم پرداخت مردم، هرگز روی اجرا به خود ندید؛ اساساً مگر با «دستور» می‌شود قواعد و اصول بیمه‌ای را تغییر داد؟ تعرفه‌های بیمه‌ی پایه ثابت و محدود است؛ سال‌هاست که بیمه پایه بی‌خاصیت شده؛ قرارداد بیمه تکمیلی و سقف پرداخت‌های آن هم مشخص است و تغییری نکرده؛ پس چطور آقای وزیر از دستور به بیمه‌ها خبر می‌دهد بدون اینکه قراردادها و ضوابط تغییر کند؟ اصلاً مگر بیمه‌ها از جمله بیمه پایه‌ی تامین اجتماعی توان این را دارند که بیش از این، سهم درمان به بیمه‌شدگان بپردازند؟

    یک بازنشسته البرز غربی که بیمه شده تامین اجتماعی‌ست، مدتی‌ست درگیر بیماری سرطان شده؛ او که در بیمارستانی در قزوین بستری‌ست می‌گوید: یک آزمایش دادم، آزمایش دوم گفتند سقف بیمه تکمیلی‌ات پُر شده و باید تمام مبلغ را آزاد بپردازی!

    او ادامه می‌دهد: همان آزمایش اول هم ۱۱ میلیون تومان شد، بیمه تکمیلی فقط ۲ میلیون و خورده‌ای به من برمی‌گرداند؛ خلاصه بگویم بیمه تکمیلی برای منِ سرطانی یعنی کشک، یعنی هیچی….!

    «محمد کردی» رئیس کانون بازنشستگان استانداری البرز  نیز با اشاره به افزایش ۴۶درصدی تعرفه‌های پزشکی ۱۴۰۴ در بخش خصوصی گفت: اگر ویزیت پزشکان در سال گذشته و امسال را مقایسه کنید متوجه می‌شوید ویزیت پزشکان عمومی و تخصصی افزایش ۵۵ تا ۸۹ درصدی داشته است که این میزان رشد قیمت باعث شده هر بازنشسته با بیمه تکمیلی فقط از ۲ بار ویزیت استفاده کند که با توجه به وضعیت جسمانی بازنشستگان،  این تعداد پاسخگوی نیازهای درمانی آنان نیست.

    و این یعنی بیمه تکمیلی بازنشستگان، هزینه ویزیت پزشک را هم کفاف نمی‌دهد تا چه برسد به خدمات بستری و کلینیکی و پاراکلینیکی!

    چرا وعده‌های آقای وزیر محقق نشد؟

    چرا وعده‌های وزیر بهداشت و مقامات دولت چهاردهم محقق نشد و همانطور که انتظار می‌رفت، پرداخت از جیب مردم در بخش درمان بیش از ۱۰۰ یا حتی ۲۰۰ درصد افزایش یافت؟ «علیرضا حیدری» کارشناس رفاه و تامین اجتماعی در این رابطه می‌گوید: تفاوت معناداری بین تعرفه‌های بیمه پایه و تعرفه‌های دولت در بخش دولتی و خصوصی وجود دارد، و همین موجب سقوط سطح پوشش بیمه شده و پرداخت ریالی مردم افزایش چشمگیر یافته. مثلاً وقتی بیمه‌شده تامین اجتماعی در بخش دولتی ویزیت می‌شود، ۳۰ درصد مبلغ به عنوان فرانشیز از بیمار گرفته می‌شود، ۷۰ درصد تعهد پرداخت بیمه است اما چون تعرفه‌ها گران شده، مبلغ ریالی این ۳۰ درصد به شدت افزایش یافته؛ در بخش خصوصی سهم پرداخت بیمار از این هم بیشتر است؛ پرداخت مابه‌التفاوت تعرفه‌های خصوصی و دولتی برعهده خود فرد است. در مجموع افزایش ۴۶ درصدی تعرفه‌ها، فشار زیادی به مردم وارد آورده و پرداخت از جیب را بی‌سابقه افزایش داده.

    حیدری در مورد بیمه تکمیلی و پرداخت‌های ناچیزِ آن گفت: بیمه تکمیلی سقف پرداخت دارد؛ مثلاً در خدمات بستری سقف تعهد ۸۰ میلیون تومان است؛ پارسال این ۸۰ میلیون تومان معنادار بود چون قیمت تخت آی‌سی‌یو ۱۰ میلیون تومان بود؛ الان همان تخت مثلاً ۱۵ یا ۲۰ میلیون تومان شده، در نتیجه خیلی زود این سقف تمام می‌شود و دیگر معنایی ندارد؛ در مورد آزمایش‌ها و خدمات پاراکلینیکی هم همین است؛ با اولین آزمایشی که می‌دهی سقف پرداخت تمام می‌شود.

    این کارشناس رفاهی با بیان اینکه «تعهدات بیمه‌ای حتی گوشه‌ای از هزینه‌های درمان را پوشش نمی‌دهد درنتیجه اثربخش نیست و بیشتر موجب گرفتاری مردم شده» ادامه داد: وعده‌ی دولت که با گران کردن تعرفه‌ها و حذف ارز ترجیحیِ درمان، پرداخت از جیب مردم زیاد نمی‌شود، محقق نشد. یادمان نرود عمده درمان سرپایی مردم از بخش خصوصی‌ست و عدد تعرفه‌ها در این بخش، عدد درشتی‌ست و چون خرید از بخش غیر دولتی‌ست (اعم از درمانگاه و فیزیوتراپی و رادیولوژی)، سازمان‌های بیمه‌گر فقط تعرفه‌های دولتی را پوشش می‌دهند و سهم عمده پرداخت بر دوش بیمار می‌افتد. این هزینه‌های سنگین درمان را حتی بیمه‌های تکمیلی هم پوشش نمی‌دهند؛ لاجرم مردم گرفتار شده‌اند. به اینها گرانی دارو و تجهیزات پزشکی را هم بیفزایید…

    به این ترتیب، یک بازنشسته معدن ذغال‌سنگ که بعد از سال‌ها کار با دستمزد ناچیز در تونل‌های زیرزمینی و خاک ذغال خوردن، حالا گرفتار سرطان شده، باید پس‌انداز خود و خانواده را تمام و کمال خرج کند تا بتواند فقط چند آزمایش پزشکی اولیه را انجام دهد؛ این بازنشسته همان ابتدای کار به بن‌بست خورده و لابد، قید شیمی‌درمانی و درمان سرطان را می‌زند. او بعد از نثار جان و سلامتی در معادن این مملکت، حالا در مقابل هزینه‌های درمان، «درمانده» است؛ این معدنکارِ بازنشسته نمی‌تواند…. توان مقابله با هیولایی دولت‌ساخته به نام درمان را ندارد…..

    حقیقت، به غایت دردناک است؛ آزادسازی بی‌نظیر هزینه‌های درمان، راهی جز انصراف از درمان و انتظار برای مرگ، برای اکثریت بیماران به خصوص کارگران بازنشسته باقی نگذاشته است؛ بیمه تکمیلی بازنشستگان آب رفته است، دیگر هیچ کارکردی ندارد و مردمان فرودست در گرداب عمیق بیماری گرفتار آمده‌اند وقتی قرار نیست قایق نجات از راه برسد….