اول) سناریو سیاستهای کنونی Current Policies Scenario – (خط آبی پررنگ). اگر تصور کنیم که سیاستهای تهاجمی به عنوان واقعبینانهترین سناریوی فعلی به جز رخدادهای شوکزا تداوم داشته باشد فرض بر آن است که کشورها سیاست انرژی فعلی را نیز ادامه خواهند داد (نه محدودیت سخت، نه تحول بزرگ) نتیجه یک چنین سناریویی آن است که تقاضای نفت تا سال ۲۰۵۰ همچنان بالای ۱۰۵-۱۰۰ میلیون بشکه در روز خواهد بود. حتی میتواند میزان اندکی از رد را برای این بازار پیشبینی کرد. یعنی هیچ اوج تقاضایی وجود ندارد. این سناریو با واقعیتهای امروز سازگار است.
دوم) سناریوی سیاستهای اعلام شده Stated Policies Scenario – (خط مشکی) در این سناریو فرض بر آن است که دولتها بخشی از تعهدات انرژی پاکی را که اعلام کردند به طور واقعی اجرایی کنند (اما اجرای آن نه کامل باشد). نتیجه یک چنین سناریویی در بازار نفت باعث خواهد شد تقاضای نفت کمی کاهش پیدا کرده و به حدود ۹۰ میلیون بشکه در روز تا سال۲۰۵۰ برسد. یعنی کاهش نرم ۱۰درصدی تقاضای نفت طی ۲۵ سال ادامه خواهد داشت.
بنابراین جنگها یا بحرانهای ژئوپلیتیک و همینطور سیاستهای محدودکننده تولید OPEC+ یا تورمهای سنگین جهانی تاثیرگذارترین موارد بر قیمت نفت هستند. اما ریسک کمبود عرضه به دلیل کمبود سرمایهگذاری جهانی، خطرناکتر از هر سناریوی کاهش تقاضاست. یعنی تقاضا باید با رشد همراه شود اما عرضه تا حد زیادی کاهش یابد که در نتیجه قیمت نفت با جهش همراه شود. نکته آخر اینکه برگشت کامل نفت ایران و ونزوئلا که برخی معتقدند ممکن است در دورنمای آینده شکل واقعی به خود بگیرد، میتواند تولید و عرضه جهانی نفت را افزایش داده و شرایط متفاوتی را ایجاد کند.









