برچسب: ناترازی گاز

  • لرزه بر ستون صادرات غیرنفتی‌ ایران / صنعت پتروشیمی در دام ناترازی گاز افتاد

    لرزه بر ستون صادرات غیرنفتی‌ ایران / صنعت پتروشیمی در دام ناترازی گاز افتاد

    به گزارش اقتصادران، ناترازی گاز در ایران به بحرانی ساختاری تبدیل شده است؛ بحرانی که با اوج‌گیری مصرف خانگی در زمستان، سهم صنایع و نیروگاه‌ها را به‌شدت کاهش می‌دهد. آمارها از کسری روزانه بیش از ۳۰۰ میلیون مترمکعب در زمستان ۱۴۰۳ و احتمال رسیدن به ۶۰۰ میلیون مترمکعب تا سال ۱۴۱۰ حکایت دارد؛ وضعیتی که صنعت پتروشیمی را به‌شدت متاثر کرده است.

    ناترازی گاز؛ معضل مزمن اقتصاد ایران

    زمستان در ایران به معنای تشدید بحران ساختاری در بخش انرژی است؛ بحرانی که با عنوان «ناترازی گاز» شناخته می‌شود. در این دوره، افزایش مصرف خانگی موجب کاهش شدید سهم صنایع و نیروگاه‌ها از گاز می‌شود و چرخه تولید کشور را تحت فشار قرار می‌دهد. این وضعیت سال‌هاست تکرار می‌شود و اکنون به یک معضل مزمن در اقتصاد ایران بدل شده است.

    با وجود جایگاه ایران به‌عنوان دومین دارنده ذخایر بزرگ گاز جهان، روند کسری تولید و مصرف نشان‌دهنده چالش جدی است. داده‌های وزارت نفت حاکی از آن است که میانگین کسری روزانه گاز از ۱۵۵ میلیون مترمکعب در سال ۱۳۹۹ به ۱۷۴ میلیون مترمکعب در سال ۱۴۰۱ رسیده و در زمستان ۱۴۰۳ از ۳۰۰ میلیون مترمکعب فراتر رفته است. پیش‌بینی‌ها نیز هشدار می‌دهند که در صورت ادامه شرایط موجود، تا سال ۱۴۱۰ این شکاف به حدود ۶۰۰ میلیون مترمکعب در روز خواهد رسید؛ سطحی که اقتصاد ملی را با تهدیدی جدی روبه‌رو می‌کند.

    یکی از بخش‌هایی که به‌طور مستقیم از این ناترازی آسیب می‌بیند، صنعت پتروشیمی است. این صنعت که سهمی بیش از ۱۵ میلیارد دلار ارزآوری سالانه در صادرات غیرنفتی دارد، هر زمستان در اولویت محدودیت و قطع خوراک گاز قرار می‌گیرد و پیامدهای آن در تولید، صادرات و اشتغال ملی نمایان می‌شود.

    پتروشیمی؛ ستون صادرات غیرنفتی‌ای که لرزید

    پتروشیمی‌ها در اقتصاد ایران همان نقشی را دارند که ستون فقرات در بدن ایفا می‌کند. این صنعت نه‌تنها در ایجاد ارزش افزوده از گاز طبیعی نقش دارد، بلکه هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم را نیز پوشش می‌دهد. اما ناترازی گاز این ستون را متزلزل کرده است.

    در زمستان ۱۴۰۳، گزارش‌های رسمی نشان داد که سهم صنایع از گاز به کمتر از ۲۰ درصد رسید و در بسیاری از روزها پتروشیمی‌ها در عمل از خوراک گاز محروم شدند. نتیجه آن، کاهش شدید تولید در واحدهای متانول، اوره و آمونیاک بود. طبق اعلام انجمن صنفی کارفرمایی پتروشیمی، تنها در همان زمستان، صادرات محصولات پتروشیمی حدود ۱.۳ میلیارد دلار کاهش یافت. این رقم معادل کل بودجه عمرانی چند استان کشور است و نشان می‌دهد چگونه یک تصمیم در حوزه انرژی، می‌تواند اقتصاد ملی را دچار تزلزل کند.

    زنجیره‌ای که از هم گسست

    صنعت پتروشیمی زنجیره‌ای درهم‌تنیده است؛ قطع خوراک در یک بخش، اثرات دومینویی در بخش‌های دیگر ایجاد می‌کند. وقتی متانول تولید نشود، صنایع پایین‌دستی آن از تولید فرمالدهید تا انواع رزین دچار وقفه می‌شوند. وقتی اوره و آمونیاک محدود شوند، نه‌تنها صادرات این محصولات افت می‌کند، بلکه کود شیمیایی برای کشاورزی هم با کمبود مواجه می‌شود.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد در دی‌ماه ۱۴۰۳، ظرفیت تولید در برخی واحدهای اوره و آمونیاک به کمتر از ۵۰ درصد کاهش یافت. این افت ظرفیت به معنای از دست رفتن قراردادهای صادراتی است؛ مشتریانی که به دنبال تأمین پایدارند، با هر بار محدودیت گاز یک گام از ایران فاصله می‌گیرند و به سمت رقبایی چون قطر و عربستان می‌روند.

    خدشه بر اعتبار جهانی پتروشیمی ایران

    صادرات پتروشیمی در شرایط عادی سالانه بیش از ۱۵ میلیارد دلار برای کشور ارزآوری دارد. اما محدودیت‌های ناشی از ناترازی گاز، این ستون درآمدی را متزلزل کرده است. در زمستان گذشته، بنا بر گزارش‌های کارشناسی، حدود ۲ میلیارد دلار زیان مستقیم به دلیل کاهش خوراک به پتروشیمی‌ها وارد شد.

    اما زیان فقط عدد و رقم نیست. مهم‌تر از آن، خدشه‌دار شدن اعتبار ایران به‌عنوان تأمین‌کننده پایدار است. بازارهای جهانی به ثبات نیاز دارند و هر بار که ایران نتواند تعهدات صادراتی خود را عملی کند، بخشی از بازار به رقیبان واگذار می‌شود. در سال ۱۴۰۰، ایران تنها توانست ۴۲ درصد از تعهدات صادراتی گاز به ترکیه و عراق را محقق کند؛ این آمار نه‌تنها به معنای زیان مالی بود، بلکه به جایگاه سیاسی جغرافیایی (ژئوپلیتیک) ایران در منطقه هم لطمه زد.

    خسارت‌ ۱۳۰ هزار میلیاردتومانی محدودیت انرژی به بخش صنعت

    ناترازی گاز برای صنعت پتروشیمی فقط به معنای کاهش صادرات نیست. وقتی خوراک گاز محدود می‌شود، تولید داخل نیز افت می‌کند. این افت تولید، به معنی کاهش ظرفیت اشتغال مستقیم در مجتمع‌های پتروشیمی و ضربه به صنایع پایین‌دستی است. هزاران شغل در زنجیره تأمین این صنعت وابسته به پایداری تولید است. هر توقف یا کاهش ظرفیت، موجی از بیکاری و رکود در مناطق صنعتی ایجاد می‌کند.

    بر اساس برآورد وزارت صنعت، معدن و تجارت، اعمال محدودیت‌های انرژی در سال ۱۴۰۳ بیش از ۱۳۰ هزار میلیارد تومان خسارت مستقیم به بخش صنعت وارد کرد. این خسارت تنها به فولاد و سیمان محدود نشد، بلکه پتروشیمی نیز بخش مهمی از آن را متحمل شد.

    بهینه سازی و افزایش تولید، راهکار رفع ناترازی

    سیاست‌گذاران سال‌هاست بر «افزایش تولید» تمرکز کرده‌اند؛ طرح‌هایی که میلیاردها دلار هزینه و بیش از یک دهه زمان می‌طلبد. اما تجربه نشان داده که این مسیر، اگرچه لازم است با قوت پیگیری شود، ولی پاسخگوی نیاز فوری کشور نیست. همان‌طور که محمدرضا جولایی، مدیر مرکز کنترل(دیسپچینگ) شرکت ملی گاز ایران گفته است: «افزایش تولید بدون اصلاح مصرف، مثل پر کردن سطلی سوراخ است؛ هرچه بیشتر بریزی، باز خالی می‌شود.»

    راه‌حل واقعی در کنار فشار افزایی، بهینه‌سازی مصرف گاز است. طرح کارور گاز که براساس سرمایه‌گذاری بخش خصوصی طراحی شده، می‌تواند در بازه‌ای ۳ تا ۵ ساله روزانه ۱۹۷ میلیون متر مکعب گاز آزاد کند؛ رقمی معادل کل میانگین ناترازی فعلی کشور. این طرح نه بار مالی بر دوش دولت دارد و نه زمان طولانی می‌خواهد.

    صادق کریمی، رئیس امور انرژی سازمان برنامه و بودجه، در همین زمینه گفته است: «بهینه‌سازی مصرف، همزمان مانع زیان صنایع می‌شود، صادرات را نجات می‌دهد و فشار بر مردم را هم کم می‌کند؛ در حالی که طرح‌های افزایش تولید، سال‌ها طول می‌کشند و به نتیجه نمی‌رسند.»

    صنعت پتروشیمی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین پایه‌های صادرات غیرنفتی ایران، امروز بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید ناترازی گاز قرار دارد. هر زمستان که خانه‌ها گرم‌تر می‌شوند، میلیاردها دلار زیان به صنایع وارد می‌شود و بخشی از بازارهای جهانی از دست می‌رود. ادامه این مسیر، نه‌تنها صادرات و ارزآوری را نابود می‌کند، بلکه ثروت بین‌نسلی ایران را هم بر باد خواهد داد. تغییر رویکرد از «افزایش تولید صرف» به «مدیریت تقاضا و بهینه‌سازی مصرف در کنار فشارافزایی برای تولید بیشتر» دیگر یک انتخاب نیست؛ ضرورتی حیاتی است برای بقا و پیشرفت اقتصاد ملی.

  • خاموشی‌ها، نرفته برمی‌گردند! / کارشناسان هشدار دادند: مشکل صنعت برق به این راحتی ها حل نمی شود

    خاموشی‌ها، نرفته برمی‌گردند! / کارشناسان هشدار دادند: مشکل صنعت برق به این راحتی ها حل نمی شود

    به گزارش اقتصادران، درحالی‌که برخی مسئولان تأکید دارند ذخیره سوخت مایع مورد نیاز نیروگاه‌های تولید برق به حداکثر رسیده و احتمالا مشکل قطعی برق به پاییز و زمستان نمی‌کشد، فعالان صنعت برق و کارشناسان معتقدند این ذخیره سوخت نیروگاه‌ها، هم محدود است و هم بهره‌وری نیروگاه‌ها را پایین می‌آورد. ضمن اینکه چون آلودگی شدیدی ایجاد می‌کند، استفاده طولانی از آن ممکن نیست.

    به باور آنان، مجموع این عوامل باعث می‌شود کسری گاز شدید در فصل زمستان کار خودش را بکند و قطعی‌های برق را بازگرداند. هم‌زمان کمیسیون انرژی مجلس نیز گزارشی تهیه کرده که نشان می‌دهد در کنار موضوع کمبود سوخت نیروگاه‌ها، مسائل زیرساختی مانند فرسودگی تجهیزات، راندمان پایین نیروگاه‌ها، ضعف در تکمیل خطوط و پست‌های انتقال و البته مدیریت حکمرانی نامناسب، وضعیت ناپایدار و به‌شدت شکننده‌ای برای صنعت برق کشور ایجاد کرده است.

    بدتر اینکه در چنین شرایطی، به علت کاهش بارندگی‌ها، سهم نیروگاه‌های برق‌آبی نیز در تولید برق به‌شدت کاهش یافته؛ چراکه ذخیره آنان با کاهش بیش از ۵۴درصدی مواجه بوده است.

    شکاف تولید و مصرف برق تشدید شد

    خاموشی‌های پایتخت با پایان فصل تابستان پایان یافت؛ بااین‌حال، مصطفی رجبی‌مشهدی، مدیرعامل شرکت توانیر، چند روز پیش بر ضرورت استمرار برنامه‌های مدیریت مصرف تأکید کرد و عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو، اعلام کرده با شروع فصل پاییز، خاموشی‌ها به حداقل خواهد رسید اما به یک شرط.

    او گفته بود: «با وجود کسری منابع و ناترازی‌های موجود، اقدامات مناسبی برای تأمین برق و آب انجام شده و پیش‌بینی می‌کنیم در فصل پاییز، خاموشی‌ها به حداقل برسد؛ به شرط آنکه نیروگاه‌ها به اندازه کافی گاز و آب در اختیار داشته باشند».

    از سوی دیگر، کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی گزارشی درباره «بررسی خاموشی‌های گسترده در تابستان ۱۴۰۴» تهیه کرده است که در آن، ناترازی برق در تابستان سال جاری در سناریویی خوشبینانه حدود ۱۷ هزارو ۶۰۰ مگاوات، در سناریویی واقع‌بینانه حدود ۲۲ هزارو ۵۰۰ مگاوات و در سناریویی بدبینانه حدود ۲۶ هزارو ۹۰۰ مگاوات برآورد و وضعیت زیرساختی نیروگاه‌ها بررسی شده است.

    کارشناسان مرکز پژوهش‌ها نوشته‌اند که ارقام کسری نشان می‌دهد شکاف تولید و مصرف در سال جاری نسبت به سال گذشته نه‌تنها جبران نشده، بلکه تشدید نیز شده است؛ بنابراین برخی متغیرها فقط به صورت مقطعی می‌توانند موجب تعدیل وضعیت شوند.

    براساس این گزارش، زیرساخت نیروگاه‌ها نیز وضعیت نامطلوبی دارد. ظرفیت نامی نیروگاه‌های کشور در پایان سال ۱۴۰۳ حدود ۹۴هزارو ۵۷۹ مگاوات بوده؛ درحالی‌که ظرفیت عملی شبکه تولید فقط ۸۱هزارو ۸۵ مگاوات برآورد شده است. این اختلاف معنادار که بیش از ۱۳ هزارو ۵۰۰ مگاوات است، عمدتا ناشی از فرسودگی تجهیزات، بهره‌وری پایین نیروگاه‌ها و در برخی موارد کمبود سوخت به‌ویژه در فصول سرد سال معرفی شده است.

    از سوی دیگر، در سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۴ بیش از ۹۷ درصد مساحت کشور درگیر خشک‌سالی بوده است. کاهش بارندگی در سال آبی منتهی به فروردین ۱۴۰۴، در مقایسه با مدت مشابه سال قبل ۲۹ درصد و نسبت به میانگین بلندمدت ۴۰ درصد گزارش شده است. همین امر موجب کاهش ۷۷درصدی تولید نیروگاه‌های برق‌آبی نسبت به شرایط نرمال شده و نقش این نیروگاه‌ها را در پایداری شبکه به‌شدت محدود کرده است.

    در حوزه انتقال و توزیع نیز وضعیت مشابهی حاکم است. ظرفیت شبکه انتقال کشور حدود ۶۲ هزارو ۲۵۰ مگاوات برآورد شده؛ درحالی‌که بار هم‌زمان تابستان به ۸۰ هزارو ۶۴ مگاوات رسیده است. این شکاف ۱۷ هزارو ۸۱۴مگاواتی بیانگر یک بحران زیرساختی جدی است. ضعف در تکمیل خطوط و پست‌های انتقال مانع انتقال انرژی مازاد در نیمه جنوبی کشور برای جبران کمبود در نیمه شمالی شده است. به‌طور مشخص، فقط ۴۵ درصد از خطوط انتقال مصوب و ۳۶ درصد از پست‌های فوق‌توزیع به بهره‌برداری رسیده‌اند.

    افزون بر این، فرسودگی شبکه، تلفات بالا و گلوگاه‌های منطقه‌ای (به‌ویژه در استان‌های خوزستان، البرز و فارس) از عوامل اصلی قطعی‌های موضعی هستند. تلفات در شبکه انتقال حدود ۱۲ درصد و در شبکه توزیع حدود ۱۵ درصد گزارش شده که به‌مراتب بالاتر از استانداردهای جهانی است. همچنین حاشیه رزرو عملی شبکه در سال‌های اخیر به‌شدت کاهش یافته و در تابستان ۱۴۰۴ به کمتر از دو درصد رسیده است؛ به این معنا که از مدار خارج‌شدن فقط یک نیروگاه بزرگ می‌تواند منجر به خاموشی‌های سراسری شود.

    از نگاه کارشناسان مرکز پژوهش‌های مجلس، در چنین شرایطی از منظر حکمرانی بخش برق نیز چالش‌های ساختاری همچنان پابرجاست. بسیاری از شرکت‌های توزیع برق به دلیل ضعف مالی و مدیریتی قادر به نوسازی شبکه نیستند. علاوه بر این، روند خصوصی‌سازی ناقص و انتقال مالکیت نیروگاه‌ها و شرکت‌ها به نهادهای شبه‌دولتی، بدون ایجاد نهاد مستقل تنظیم‌گر، منجر به کاهش بهره‌وری، افزایش بدهی‌ها و تشدید مشکلات مالی در صنعت برق کشور شده است.

    این گزارش و وضعیتی که فعالان بخش خصوصی صنعت برق در سال‌های اخیر شرح دادند، نشان می‌دهد در حالی از تابستان به پاییز می‌رویم که نه نیروگاه‌های سیکل ترکیبی وضعیت مناسبی دارند و نه برق‌آبی‌ها.

    آخرین وضعیت سوخت نیروگاه‌ها

    بر پایه آخرین آمار رسمی منتشرشده از سوی وزارت نیرو و شرکت برق حرارتی، ایران در مجموع بیش از ۱۴۰ نیروگاه فعال دارد که شامل انواع سیکل ترکیبی، گازی، بخاری، برق‌آبی، اتمی، تجدیدپذیر (خورشیدی و بادی) و دیزلی است. بخش عمده این نیروگاه‌ها با سوخت‌های فسیلی کار می‌کنند؛ یعنی گاز طبیعی به عنوان سوخت اصلی و در مواقع کمبود یا پیک مصرف زمستان، سوخت مایع مانند گازوئیل و مازوت جایگزین آن می‌شود. حدود ۱۱۰ تا ۱۱۵ نیروگاه بزرگ (از حدود ۱۴۰ نیروگاه) وابسته به گاز طبیعی هستند و تقریبا همه این واحدها امکان استفاده از سوخت مایع را نیز دارند. فقط نیروگاه‌های برق‌آبی، اتمی، خورشیدی و بادی فاقد مصرف سوخت فسیلی‌اند.

    ذخیره مفید در نیروگاه‌های برق‌آبی کل کشور از بیش از ۹ هزار میلیون مترمکعب در سال آبی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ به چهارهزارو ۱۳۵ میلیون مترمکعب در سال ۱۴۰۳-۱۴۰۴ رسیده که نشان‌دهنده کاهش ۵۴درصدی در این ذخایر است. وزیر نیرو نیز اخیرا نسبت به کاهش بارندگی‌ها اظهار نگرانی کرده و گفته است: «پاییز سختی را پیش‌رو خواهیم داشت».

    در نیروگاه‌های سیکل ترکیبی که حدود ۸۵ درصد نیروگاه‌های کشور را تشکیل می‌دهند نیز به علت کمبود گاز در فصل زمستان وضعیت معمولا مطلوب نیست. مثلا سال گذشته به گفته خود وزارت نفت، در ابتدای شهریور ذخایر نفت‌گاز نیروگاهی ۴۳ درصد کاهش یافت و میزان تحویل سوخت از ۳.۲ میلیارد لیتر به ۱.۲ میلیارد لیتر رسیده بود، اما امسال ذخایر سوخت نیروگاهی نسبت به سال گذشته بیش از ۶۰ درصد افزایش یافته تا میزان مصرف سوخت مازوت توسط نیروگاه‌ها کمتر شود.

    ذخیره سوخت کفاف زمستان را نمی‌دهد

    بااین‌حال، حمیدرضا صالحی، نایب‌رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی، توضیح می‌دهد: ذخیره نیروگاه‌ها برای مدت کوتاه یک‌ونیم تا دوماهه است؛ بنابراین حتی اگر با ذخیره سوخت کافی تمام ذخایر نیروگاه‌ها هم تأمین شده باشد، در حالت خوشبینانه فقط نیاز کشور در پاییز را برطرف می‌کند و در زمستان باز هم تولید برق نیروگاه‌ها به مشکل خواهد خورد.

    صالحی با بیان اینکه برخی به اشتباه توقف قطعی برق را ناشی از کاهش صادرات آن می‌دانند، توضیح می‌دهد: «مجموع کل قراردادهای صادراتی ما به پاکستان، عراق و افغانستان اصلا عدد بالایی نیست؛ ضمن اینکه در قراردادهای ما با این کشورها، ذکر شده در شرایطی که ایران نیاز به برق دارد، می‌تواند صادرات را کم کند. این حتی درباره قراردادهای گازی ما هم صدق می‌کند و بر همین اساس هم الان گاز و برق صادراتی ما به عراق بسیار کم شده است. در نتیجه قطعی یا توقف قطعی ربطی به مسئله صادرات ندارد».

    بنا بر اظهارات صالحی، از پاییز به بعد مصرف گاز افزایشی می‌شود و درست است که عمده مصرف گاز ما خانگی است، اما مصرف گاز نیروگاه‌ها هم عدد کمی نیست و به همین دلیل نیروگاه‌ها مخازنی دارند که در صورت نبود گاز بتوانند از گازوئیل به عنوان سوخت دوم استفاده کنند و مجبور نباشند سراغ سوخت سوم که مازوت است و مشکلات محیط‌زیستی ایجاد می‌کند، بروند. او می‌گوید: «اگر در زمستان دولت مجبور شود گازوئیل وارد کند و گازش هم به علت مصرف بالای خانگی به نیروگاه‌ها نرسد، احتمالا در تأمین برق زمستان به مشکل می‌خوریم».

    نایب‌رئیس کمیسیون انرژی اتاق توضیح می‌دهد: در صورت تداوم سیاست‌های و نگاه‌های قدیمی دولت، به این علت که مصرف شیب رشد سابق (دست‌کم شش درصد) دارد و تولید هم رشد درخور توجهی نداشته و در افزایش بهره‌وری هم موفقیتی حاصل نشده، قطعا تجارب سال‌های گذشته امسال هم تکرار می‌شود.

    صالحی می‌گوید: «ذخیره سوخت مایع اتفاق خوبی است؛ چون سال گذشته این ذخایر ما ۸۰ درصد نسبت به سال ۱۴۰۲ کمتر شده بود. امسال هم شنیده‌هایی وجود داشت مبنی بر اینکه گازوئیل ما صادر شده که نگرانی‌هایی ایجاد کرد، ولی در مجموع ذخیره سوخت مشکلات را کمتر می‌کند؛ چون بدون آن احتمال قطعی برق در آغاز فصل سرد هم وجود داشت. البته به نظرم با هر مقدار ذخیره هم نمی‌توان گفت تجارب تلخ قبلی دیگر حتما تکرار نمی‌شود؛ چراکه برای مثال در زمینه بهره‌وری هیچ اقدام مؤثری برای اینکه در کشور کاهش مصرف انرژی اتفاق بیفتد، انجام نشده است».

    قطعی برق برمی‌گردد

    هاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف نیز در اظهاراتش با صالحی همسو است. او توضیح می‌دهد که تقریبا سوخت اصلی تمام نیروگاه‌های ما گاز است و وقتی صحبت از سوخت مایع می‌کنیم، به عنوان سوخت جایگزین است.

    به گفته اورعی، حتی اگر همان‌طور که مسئولان می‌گویند تمام ذخایر نیروگاه‌ها هم با سوخت مایع پر شده باشد، استفاده از مازوت یا گازوئیل چند مورد منفی دارد: اول اینکه ما ظرفیت ذخیره‌سازی محدودی داریم، دوم اینکه بهره‌وری نیروگاه‌ها وقتی از سوخت جایگزین استفاده می‌کنیم، پایین می‌آید و سوم مسئله آلودگی است که ما را با محدودیت مواجه می‌کند، به‌طوری که به محض اینکه مصرف نیروگاه‌های نزدیک شهرهای بزرگ را می‌بریم روی سوخت جایگزین، به‌شدت آلودگی ایجاد می‌شود، تا جایی که پارسال در آبان‌ماه رئیس‌جمهور دستور داد از سوخت جایگزین استفاده نشود.

    او می‌گوید: «از همه مهم‌تر اینکه درباره گازوئیل، ما الان تقریبا واردکننده گازوئیل شده‌ایم؛ یعنی امکان تأمین گازوئیل به مقدار دلخواه به نیروگاه‌ها را نداریم. در مورد مازوت هم ارزش حرارتی مازوت این‌قدر پایین است که از نظر لجستیک امکان تأمین مازوت از طریق جاده را برای همه نیروگاه‌ها نداریم. در نتیجه گازوئیل و مازوت به عنوان سوخت جایگزین فقط می‌توانند برای زمان محدود و به مقدار محدود استفاده شوند، نه اینکه ما بگوییم چند ماهی را که مثلا گاز نداریم، با گازوئیل و مازوت بگذرانیم؛ این کاملا غیرعملی است. درباره گاز هم امسال پیش‌بینی می‌شود کسری گازمان به‌مراتب بیشتر از سال گذشته باشد.

    دو هفته پیش مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران اعلام کرد وقتی هوا سرد شود، حدود ۳۵۰ میلیون مترمکعب در روز کسری گاز خواهیم داشت؛ به عبارت دیگر، عمق ناترازی گاز و کمبود گاز در زمستان در حال افزایش است. بنابراین با توجه به اینکه در اوج سرما ۷۵ درصد مصرف گاز کشور خانگی است، دیگر سهم صنعت و نیروگاه‌ها به‌شدت کاهش پیدا می‌کند. مجموع این عوامل باعث می‌شود که من بگویم نه‌تنها احتمال می‌دهم، که حتی یقین دارم در زمستان پیش‌رو ما با خاموشی مواجه هستیم، مگر اینکه زمستانی داشته باشیم که زمستان نباشد؛ یعنی به طور استثنائی سرما به کشور نیاید، وگرنه در نیمه شمالی کشور به طور معمول ما دو ماه را هوای منفی داریم».

    اورعی تأکید می‌کند که اگر چنین هوایی را مانند سال‌های پیش داشته باشیم، قطعا نیروگاه‌های ما امکان کار با سوخت مایع را نخواهند داشت و باز هم با خاموشی مواجه خواهیم بود؛ چراکه اقداماتی که منجر به حذف ناترازی‌ها شود، انجام نشده است.

  • پشت پرده افزایش خاموشی‌ها / تکلیف مازوت‌سوزی نیروگاه‌ها چه می شود؟

    پشت پرده افزایش خاموشی‌ها / تکلیف مازوت‌سوزی نیروگاه‌ها چه می شود؟

    به گزارش اقتصادران، با شروع ماه مهر، خبر اتمام خاموشی‌ها منتشر شد. مصطفی رجبی مشهدی، مدیرعامل توانیر، از توقف کامل خاموشی‌های بخش خانگی در سراسر کشور خبر داد و گفت: «از ابتدای شهریورماه محدودیت‌های بخش خانگی و صنعت و سایر بخش‌ها به تدریج کاهش پیدا کرد و تقریبا می‌توان گفت از نیمه شهریورماه به این طرف، دیگر خاموشی خانگی نداشتیم. محدودیت‌های برق صنایع از این هفته به‌طور کامل برداشته شده و الان داریم برق صنایع را به طور کامل و بدون محدودیت در سراسر تامین می‌کنیم.»

    اکبر حسن بکلو، مدیرعامل شرکت توزیع برق استان تهران، گفت: «برنامه‌های مدیریت بار در همه بخش‌های مصرف شامل صنایع، خانگی، کشاورزی از روز یکم مهرماه تا اطلاع ثانوی لغو شده است.»

    تابستان امسال، مردم در شهرهای مختلف بارها و بارها با قطعی برق روبه‌رو شدند. در تیر و مرداد، ساعت‌های متوالی خاموشی زندگی روزمره را مختل کرد. حال با پایان یافتن گرما، مسئولان عنوان کرده‌اند که خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده دیگر تمام شده است. اما این جمله برای مردمی که تجربه‌ سال گذشته را فراموش نکرده‌اند، چندان دلگرم‌کننده نیست. چرا که همگان می‌دانند که خاموشی‌ها لزوما به تابستان محدود نمی‌شود. سال گذشته، درست از آبان‌ماه، خاموشی‌ها ادامه پیدا کرد و حتی به زمستان هم کشیده شد.

    تجربه خاموشی‌ها در پاییز سال گذشته

    مسئولان در پاییز سال گذشته، دلایل متعددی را برای آغاز خاموشی‌ها عنوان کردند. سال گذشته پس از انتشار اخباری مبنی بر مازوت‌سوزی زودهنگام نیروگاه‌هایی مانند شازند و تبریز، بار دیگر اعتراض به استفاده از این سوخت بالا گرفت. همان زمان مشخص شد که سوخت تخصیص‌یافته اعم از گاز و گازوئیل به نیروگاه‌های کشور کاهش چشمگیری پیدا کرده است.

    در همین زمینه، مصطفی رجبی‌مشهدی، مدیرعامل توانیر، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر در ۷ آبان‌ماه اعلام کرد «گازوئیل تحویلی به نیروگاه‌ها نسبت به سال گذشته ۲۰ تا ۳۰ درصد کمتر شده و تنها ۴۰ درصد از مخازن سوخت نیروگاه‌ها پر است.»

    در همان زمان دولت استفاده سوخت مازوت در نیروگاه‌های اراک، اصفهان و کرج را ممنوع کرد و همین موضوع بهانه دیگری برای شروع خاموشی‌ها شد.

    این بهانه به حدی جدی شد که معاون اجرایی رئیس جمهوری تصمیم دولت مبنی بر فرو بردن کشور در خاموشی را انتخاب بین مرگ و برق دانست و گفت: «قرار نیست عده‌ای بمیرند تا ما برق داشته باشیم.»

    اما پس از افزایش خاموشی‌ها، بار دیگر مازوت‌سوزی نیز در نیروگاه‌ها ادامه یافت و مشخص شد علت اصلی افزایش خاموشی‌ها توقف مازوت‌سوزی نبوده است. مازوت‌سوزی نیروگاه‌های کشور به تایید مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران نیز رسید.

    سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، روز سه‌شنبه، هفتم مرداد ۱۴۰۴ در آیین رونمایی از خودروی مدیریت بحران شرکت گاز استان آذربایجان شرقی در جمع خبرنگاران از مازوت‌سوزی تمام نیروگاه‌ها خبر داد و اعلام کرد: «در سال گذشته تمامی نیروگاه‌های کشور با ظرفیت کامل از مازوت استفاده کردند. یکی از تدابیر رئیس جمهوری با وجود تاکید او بر بحث‌های محیط‌زیستی همین بود.»

    به گفته وی، هرچند رئیس‌جمهوری و معاون اول او تاکید ویژه بر محیط زیست دارند، اما وقتی شرایط ناترازی انرژی در کشور حاکم باشد، یکی از سوخت‌های موجود مازوت است. در شرایط خاص پارسال، تمامی نیروگاه‌های مازوت‌سوز در مدار بودند.

    با توجه به این که سال گذشته هم خاموشی‌ها ادامه داشت و هم مازوت‌سوزی نیروگاه‌ها در جریان بود باید ادعای خالی بودن ذخایر سوخت نیروگاهی بررسی شود.

    عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو، روز ۱۱ شهریور ۱۴۰۴ با حضور در مجلس شورای اسلامی، تاکید کرد: «مخازنی که تحویل گرفتیم خالی بود. این وضعیت در همان روزهای نخست آغاز به کار دولت چهاردهم چالش‌های جدی برای تامین سوخت نیروگاه‌ها ایجاد کرد. اقداماتی توسط دشمن در خطوط گاز انجام شد که تاکنون جایی اعلام نکرده‌ایم و مایل هم نیستم به آن بپردازم.»

    با توجه به این که خالی بودن ذخایر سوخت نیروگاهی توسط وزیر نیرو نیز تایید شد، می‌توان این موضوع را یکی از مهم‌ترین دلایل خاموشی‌ها در سال گذشته دانست. با این حال وزیر نیرو اعلام کرد: «با همکاری وزارت نفت، بخشی از مشکلات ذخایر سوخت تا امروز جبران شده اما نیاز به اصلاحات ساختاری و برنامه‌ریزی دقیق برای عبور از پیک‌های مصرف برق و گاز همچنان باقی است.»

    با توجه به تمامی موارد بیان‌شده این پرسش مطرح می‌شود که آیا مردم در پاییز سال جاری قطعی برق را تجربه نمی‌کنند؟

    مساله ناترازی گاز و بازگشت مازوت‌سوزی

    در روزهای سرد، ناترازی گاز بلافاصله به ناترازی برق تبدیل می‌شود، چراکه بیش از ۷۰ درصد از نیروگاه‌های ایران حرارتی هستند و از گاز یا سوخت‌های جایگزین مانند مازوت و گازوئیل استفاده می‌کنند. با توجه به افزایش مصرف گاز در فصول سرد سال، نیروگاه‌ها گاز کمتری دریافت می‌کنند و یا باید به مازوت و گازوئیل روی بیاورند یا بخشی از تولیدشان را از مدار خارج کنند.

    مرکز آمار ایران روز ۳۱ شهریورماه با انتشار گزارش نرخ رشد اقتصادی سه ماهه اول سال ۱۴۰۴، آماری از رشد محصولات ناخالص داخلی به تفکیک ارائه کرده است.

    Screenshot 30 ak2903

    همان‌طور که از جدول مرکز آمار پیداست، توزیع گاز طبیعی در سه ماهه اول سال جاری رشد ۰٫۶- درصد را تجربه کرده است. نکته مورد توجه آن‌جاست که موضوع افزایش ناترازی گاز به طور عمده در پاییز و زمستان و به دلیل افزایش مصرف گاز خود را نشان می‌دهد.

    در سه ماهه نخست سال جاری مصرف گاز بسیار بالا نیست و به طور طبیعی میزان ناترازی گاز کمتر از پاییز و زمستان است. با این وجود آمار ارائه‌شده رشد ۰٫۶- درصد را نشان می‌دهد که نشان از اوضاع بحرانی تولید گاز در کشور دارد.

    با توجه به این موضوع باید پرسید اگر قرار است روند توزیع گاز در کشور به طور مکرر کاهش یابد، سرنوشت تولید برق در روزهای سرد سال چه می‌شود؟ آیا با توجه به کاهش توزیع گاز طبیعی، نیروگاه‌ها بار دیگر قرار است با تشدید مازوت‌سوزی برق تولید کنند؟ آیا مردم باید همچنان منتظر خاموشی‌های ناشی از کمبود سوخت نیروگاهی باشند؟

    حالا که تابستان با وجود قطعی‌های مکرر برق تمام شده، مهم‌ترین پرسش این است که آیا دولت برنامه‌ای روشن و عملی برای عبور از فصول سرد سال دارد؟

  • ۸۱۵ میلیارد دلار ثروت نفتی ایران در خطر نابودی است/ تولید نفت، پایین است

    ۸۱۵ میلیارد دلار ثروت نفتی ایران در خطر نابودی است/ تولید نفت، پایین است

    به گزارش اقتصادران، نفت در اقتصاد ایران، از نقش به سزایی برخوردار است و افزایش تولید و صادرات آن، همواره یکی از اصلی‌ترین اولویت‌های راهبردی کشور بوده است. با این حال، یک بحران فزاینده در سبد انرژی کشور، یعنی «ناترازی گاز طبیعی»، به مانعی بزرگ بر سر راه تحقق این هدف ملی تبدیل شده است. هر ساله با شروع فصل سرما، دولت برای تامین گرمایش بخش خانگی و تجاری، ناچار به انتخاب میان بد و بدتر می‌شود؛ قطع گاز صنایع، نیروگاه‌ها و متوقف کردن طرح حیاتی تزریق گاز به مخازن نفتی. عدم تزریق گاز، نه تنها به تولید فعلی آسیب می‌زند، بلکه آینده صنعت نفت و یک ثروت بالقوه ۸۱۵ میلیارد دلاری را در معرض نابودی قرار داده است. این گزارش به تحلیل ابعاد این خسارت بین‌نسلی و معرفی یک راهکار نوآورانه برای خروج از این بن‌بست می‌پردازد.

    تولید نفت، پایین است

    اهمیت حیاتی و راهبردی صنعت نفت بر کسی پوشیده نیست. این صنعت نه تنها موتور محرک اقتصاد و منبع اصلی درآمدهای ارزی کشور است، بلکه به عنوان خوراک صنایع پایین‌دستی، نقشی کلیدی در زنجیره ارزش ملی ایفا می‌کند. با این وجود، شواهد و ارزیابی‌های کلان نشان می‌دهد که وضعیت تولید در این بخش با ظرفیت‌های واقعی کشور فاصله معناداری دارد.

    این دغدغه مهم در بالاترین سطح سیاست‌گذاری کشور نیز بازتاب یافته است. رهبر معظم انقلاب در دیدار با هیات دولت چهاردهم (۱۶ شهریور ۱۴۰۴)، ضمن اشاره به افزایش‌های اخیر در تولید و صادرات، وضعیت کلی تولید نفت را «پایین»  ارزیابی کرده و بر یک نقطه ضعف اساسی انگشت گذاشتند: «روش‌های تولید نفت ما روشهای قدیمی است؛ ابزارها قدیمی است … و از بسیاری از جاهای نفت‌خیز دنیا عقبیم.»

    عقب‌ماندگی فناورانه در حالی است که بسیاری از مخازن نفتی ایران وارد نیمه دوم عمر خود شده‌اند

    این عقب‌ماندگی فناورانه در حالی است که بسیاری از مخازن نفتی ایران وارد نیمه دوم عمر خود شده‌اند و حفظ و افزایش سطح تولید در آن‌ها نیازمند به‌کارگیری فناوری‌های پیشرفته ازدیاد برداشت (EOR) است. حیاتی‌ترین و آزموده‌ترین روش در این زمینه، «تزریق گاز»  است که فشار صیانتی مخزن را حفظ کرده و نفت بیشتری را به سمت چاه‌های تولیدی هدایت می‌کند.

    تا زمانی که ناترازی گاز مهار نشود، هرگونه تلاش برای جهش در تولید نفت، ابتر باقی خواهد ماند

    اما دقیقا در همین نقطه است که بحران ناترازی گاز، گلوی صنعت نفت را می‌فشارد. در فصول سرد سال که مصرف گاز خانگی و تجاری خرد به بیش از ۵۰ درصد می‌رسد، شیرهای گاز به روی طرح‌های تزریق بسته می‌شود تا خانه‌ها گرم بمانند. این راهکار کوتاه‌مدت، در عمل به معنای قربانی کردن آینده تولید نفت برای مدیریت بحران مصرف در بخش گاز است و مصداق بارز تداوم استفاده از «روش‌های قدیمی»  برای حل مسائل جدید است که نتیجه‌ای جز تعمیق عقب‌ماندگی در استخراج و تولید نفت در پی ندارد. در واقع، تا زمانی که ناترازی گاز مهار نشود، هرگونه تلاش برای جهش در تولید نفت از طریق روش‌های علمی و مدرن، ابتر باقی خواهد ماند.

    کاهش یا توقف تزریق گاز، سالانه ضرری معادل ۵ میلیارد دلار را به اقتصاد کشور تحمیل می‌کند / تصمیم برای توقف تزریق گاز به مخازن نفتی، خسارتی عظیم و بین‌نسلی به ثروت ملی ایران است

    هزینه تصمیم برای توقف تزریق گاز به مخازن نفتی، بسیار فراتر از یک چالش فنی – مدیریتی است؛ این یک خسارت عظیم و بین‌نسلی به ثروت ملی ایران است. ابعاد این خسارت را می‌توان در دو سطح بررسی کرد؛ خسارت مستقیم و سالانه که برآوردهای کارشناسی نشان می‌دهد، کاهش یا توقف تزریق گاز، سالانه ضرری معادل ۵ میلیارد دلار را به اقتصاد کشور تحمیل می‌کند. این رقم ناشی از کاهش تولید کوتاه‌مدت و آسیب‌های فنی است که به مخازن وارد می‌شود. این عدد به تنهایی برای نشان دادن وخامت اوضاع کافی است، اما تنها نوک کوه یخ است. فاجعه اصلی اما در جای دیگری است. مطالعات فنی دقیق شرکت ملی نفت ایران حاکی از آن است که اجرای کامل و بدون وقفه پروژه‌های تزریق گاز، قادر است ضریب بازیافت نفت (Recovery Factor) را در مخازن هدف، به طور میانگین ۹.۱۵ درصد افزایش دهد. این درصد در مقیاس ذخایر عظیم ایران، به معنای افزودن ۱۶.۳ میلیارد بشکه نفت خام به حجم ذخایر قابل برداشت کشور است.

    ۸۱۵ میلیارد دلار ثروت نفتی در خطر؛ هزینه پنهان توقف تزریق گاز

    برای درک بزرگی این عدد، کافی است آن را به ارزش پولی تبدیل کنیم. حتی با در نظر گرفتن یک قیمت بسیار محافظه‌کارانه و زیر قیمت فعلی بازار جهانی، یعنی ۵۰ دلار برای هر بشکه، ارزش این ثروت بالقوه به رقم نجومی ۸۱۵ میلیارد دلار می‌رسد. این مبلغ، تقریباً معادل دو برابر تولید ناخالص داخلی (GDP) فعلی کشور است؛ ثروتی که می‌توانست پشتوانه مالی طرح‌های کلان توسعه‌ای، زیرساختی، علمی و رفاهی برای نسل‌های حال و آینده باشد اما امروز در کوران ناترازی گاز در حال سوختن و نابودی است.

    ریشه اصلی مشکل، نه در کمبود مطلق منابع گازی، بلکه در هدررفت بالای انرژی، خصوصا  در بخش خانگی است / طرح «کارور گاز»، شاه کلید رفع ناترازی

    اکنون که ابعاد فاجعه مشخص شده، این سوال مطرح می‌شود که راه حل چیست؟ آیا کشور محکوم به انتخاب میان گرمای خانه‌ها و آینده نفت است؟ پاسخ منفی است. ریشه اصلی مشکل، نه در کمبود مطلق منابع گازی، بلکه در هدررفت بالای انرژی، خصوصا  در بخش خانگی است. بنابراین، راه حل راهبردی، نه فشار بر بخش تولید، بلکه مدیریت هوشمندانه و بهینه‌سازی سمت تقاضا است. در این میان، طرحی نوین تحت عنوان «طرح کارور گاز» به عنوان کارآمدترین و عملیاتی‌ترین راهکار مطرح می‌شود. این طرح که الگوی بومی‌شده و پیشرفته مدل موفق جهانی ESCO (Energy Service Company) است، بر یک منطق ساده و اقتصادی استوار است؛ تبدیل “صرفه‌جویی در انرژی” به یک «کالای قابل معامله».

    اپراتورهای گاز، مامور کاهش مصرف در شهرها و استان‌ها / کارور گاز: سرمایه‌گذاری بخش خصوصی برای کاهش مصرف و کسب سود

    سازوکار اجرایی این طرح به شرح زیر است: ورود کارورهای(اپراتورهای) خصوصی. شرکت‌های خصوصی تحت عنوان «کارور گاز»  (اپراتورهای بهینه‌سازی انرژی) با عقد قرارداد با شرکت ملی گاز، مسئولیت کاهش مصرف در یک منطقه جغرافیایی مشخص (مثلا  یک شهر یا استان) را بر عهده می‌گیرند. این شرکت‌ها با سرمایه خود، اقدام به تعویض گسترده تجهیزات گازسوز پرمصرف مشترکین خانگی و تجاری با نمونه‌های مدرن و با بازدهی بالا می‌کنند. برای مثال، بخاری‌های معمولی با بخاری‌های هرمتیک (Hermetic) یا دیواری که بازدهی بسیار بالاتری دارند، جایگزین می‌شوند. همزمان، کنتورهای هوشمند گاز نیز برای پایش دقیق مصرف و صرفه‌جویی نصب می‌گردد. با نصب کنتورهای هوشمند، میزان دقیق گاز صرفه‌جویی‌شده در هر واحد قابل اندازه‌گیری است. کارور گاز به ازای این مقدار گاز صرفه‌جویی شده، از دولت «گواهی صرفه‌جویی انرژی»  دریافت می‌کند.

    صنایع فولاد، سیمان و پتروشیمی خریداران اصلی اوراق صرفه‌جویی گاز

    این گواهی‌ها به عنوان یک دارایی ارزشمند، در بازار تابلوی سبز بورس انرژی عرضه می‌شوند. در طرف دیگر، صنایع انرژی‌بر مانند فولاد، سیمان و پتروشیمی که در فصول سرد با محدودیت یا قطعی گاز مواجه می‌شوند و نیاز مبرم به تأمین پایدار انرژی دارند، خریداران این گواهی‌ها هستند. آنها با خرید این اوراق، در واقع گاز مجازی مورد نیاز خود را خریداری کرده و مجوز مصرف آن را از دولت دریافت می‌کنند. مزایای این طرح چند وجهی است؛ برای دولت، بدون نیاز به سرمایه‌گذاری مستقیم، مصرف گاز کنترل می‌شود. برای مردم، تجهیزات گرمایشی نوسازی شده و هزینه قبض گاز کاهش می‌یابد. برای کارور گاز، یک مدل کسب‌وکار سودآور تعریف می‌شود و برای صنایع، تامین پایدار انرژی فراهم می‌گردد.

    صرفه‌جویی خانگی، سوختی برای تزریق به مخازن نفتی

    اجرای موفق طرح «کارور گاز»  می‌تواند مصرف این سوخت ارزشمند در بخش خانگی را به میزان قابل توجهی کاهش دهد و کشور را از دام ناترازی خارج کند. این گاز آزاد شده، دیگر نیازی نیست صرف گرمایش خانه‌ها شود و می‌تواند به اولویت اصلی خود بازگردد؛ تزریق به مخازن نفتی. با از سرگیری تزریق گاز، دولت می‌تواند ضمن جلوگیری از سوختن سرمایه بین‌نسلی ۸۱۵ میلیارد دلاری، گامی بلند در جهت مدرن‌سازی استخراج و افزایش پایدار تولید نفت بردارد. در نهایت، این اقدام نه تنها به رشد اقتصادی و افزایش درآمدهای ارزی منجر می‌شود، بلکه امنیت انرژی کشور را برای دهه‌های آینده تضمین خواهد کرد.

  • پارس جنوبی قربانی وعده های روی کاغذ

    پارس جنوبی قربانی وعده های روی کاغذ

    به گزارش اقتصادران، با نزدیک شدن به روزهای پایانی تابستان نگرانی‌ها درباره تامین گاز افزایش یافته است. افت فشار در مهم‌ترین میدان گازی کشور- پارس‌جنوبی- باوجود قراردادی که با شرکت‌های داخلی برای فشارافزایی بسته شد، روبه افزایش است و خبری هم درباره میزان پیشرفت کار در این میدان برای فشارافزایی در دست نیست. در چنین شرایطی انتظار این است که زمستان ناترازی گاز هم به زودی خودنمایی کند.

    گزارش‌ها نشان می‌دهد بیش از نیمی از فازهای پارس‌جنوبی به نیمه دوم عمر خود رسیده و نیازمند اورهال است. همزمان مخازن این میدان مشترک در سال‌های اخیر به دلیل سرمایه‌گذاری طرف قطری با افت فشار مواجه شده و تولید گاز به تدریج در حال کاهش است.

    کارشناسان هشدار می‌دهند که تنها کاهش تولید معادل یک فاز گازی با قیمت فعلی گاز در بازار منطقه روزانه بین ۳۰ تا ۴۰‌میلیون دلار زیان به همراه دارد. این رقم در طول یک سال به حدود ۱۰تا ۱۵‌میلیارد دلار می‌رسد. علاوه بر این، کمبود گاز باعث می‌شود نیروگاه‌ها برای تامین انرژی به سوخت مایع مانند گازوئیل و مازوت روی بیاورند؛ اقدامی که سالانه ۵/۱ تا ۲‌میلیارد دلار هزینه اضافی به کشور تحمیل کرده و همزمان آلودگی هوا را تشدید می‌کند.

    برآوردها نشان می‌دهد که اجرای کامل پروژه‌های فشارافزایی به سرمایه‌گذاری سالانه حدود ۳ تا ۴‌میلیارد دلار نیاز دارد. به همین منظور دو قرارداد به این منظور یکی در دولت سیزدهم به میزان ۲۰‌میلیارد دلار با کنسرسیومی از شرکت‌های داخلی و دیگری در دولت چهاردهم به ارزش ۱۷‌میلیارد دلار بسته شده که هدف آن با جلوگیری از زیان روزانه ده‌ها‌میلیون دلاری، ظرف کمتر از یک سال بوده است. این در حالی است که براساس قرارداد امضا شده در اسفند ۱۴۰۳ به ارزش ۱۷‌میلیارد دلار میان شرکت ملی نفت ایران و چهار پیمانکار داخلی (پتروپارس، اویک، قرارگاه خاتم‌الانبیا و مپنا) که برای فشارافزایی پارس‌جنوبی تا پایان ۱۴۰۷ به امضا رسید، گزارشی از نحوه پیشرفت کار وجود ندارد.

    موضوعی که به خصوص با نزدیک شدن به زمستان و افزایش تقاضا برای گاز نیروگاه‌ها و بخش خانگی و صنایع تبدیل به چهارمین سال ناترازی گاز خواهد شد. این شرایط امسال برای صنایع نگران‌کننده‌تر است. آن طور که حسن علیمرا،د مدیر برنامه‌ریزی و توسعه شرکت صنایع ملی پتروشیمی گفته ۲۲‌درصد از کمبود تولید سال گذشته به کسری خوراک و گازی مربوط بود که زمان پیک مصرف خانگی در اختیار پتروشیمی‌ها قرار نگرفت.

    زیان‌ده‌ها ‌میلیارد دلاری

    محمدصادق مهرجو، کارشناس انرژی در این رابطه با اشاره به پیشینه میدان گازی پارس‌جنوبی به «جهان‌صنعت» می‌گوید: سال ۲۰۰۷ شرکت توتال فرانسه پیش‌بینی کرده بود که روند افت تولید گاز از پارس‌جنوبی از ابتدای سال ۲۰۲۴ میلادی آغاز می‌شود. این پیش‌بینی بر این اساس بود که اگر توسعه فازهای مختلف این میدان طبق برنامه انجام شود افت تولید از ۲۰۲۴ کلید می‌خورد.

    وی افزود: بعد از ماجراهایی که برای انتقال سکوی تولیدی ۱۲ C به سکوی ۱۱ B افتاد، اگرچه این انتقال به افزایش تولید کمک کرد اما هیچ‌یک از این اقدامات نتوانسته‌اند افت تولید را به‌طور کامل جبران کنند و کاهش فشار مخزن، تولید گاز از پارس‌جنوبی با شیب تندی در حال اتفاق است. براساس آن پیش‌بینی، در طول ۱۰ سال تولید به‌شدت افت خواهد کرد و تا سال ۲۰۳۴ به نصف می‌رسد. به گفته این کارشناس انرژی شبیه‌سازی‌های جدید نشان می‌دهد اگر فشارافزایی به‌طور مؤثر اجرا نشود تولید در ۲۰سال آینده به یک‌پنجم ظرفیت فعلی کاهش خواهد یافت. در مقابل اگر فشارافزایی مناسب اعمال شود، افت تولید تنها به نصف محدود خواهد شد. این تفاوت میان نصف و یک‌پنجم تولید معادل حدود ۲۰۰‌میلیون مترمکعب گاز در روز است؛ رقمی که جبران آن نیازمند سرمایه‌گذاری عظیم و اجرای پروژه‌های فشارافزایی در میدان پارس‌جنوبی است.

    آن طور که مهرجو می‌گوید، یکی از چالش‌های اصلی این پروژه فاصله زیاد سکوهای تولیدی تا پالایشگاه‌هاست که به‌طور متوسط ۱۲۰ تا ۱۲۵کیلومتر است.

    وی توضیح می‌دهد: برای غلبه بر این چالش باید از سکوهای فشارافزای بزرگ‌تر و پیشرفته‌تر استفاده کنیم که توانایی تحمل فشار بالا و انتقال گاز غنی به پالایشگاه‌ها را داشته باشند. اجرای این طرح‌ها به پلتفرم‌های بزرگ با ظرفیت بالا نیاز دارد که بتوانند فشار لازم را ایجاد کنند. علاوه بر سازه‌های دریایی، تجهیزات حیاتی مانند کمپرسورهای ویژه، توربین‌های بزرگ و سیستم‌های پیچیده تامین انرژی کمپرسورها باید فراهم شوند. اگرچه در ساخت بخش‌هایی مانند جکت‌ها و زیرساخت‌های مهندسی توان داخلی داریم اما در زمینه تجهیزات‌ های‌تک، به‌ویژه کمپرسورها و توربین‌ها نیازمند واردات و همکاری با شرکت‌های خارجی خواهیم بود.»

    مهرجو با تاکید بر اهمیت کمپرسورها تاکید می‌کند: این تجهیزات باید با ظرفیت بالا ساخته شوند تا بتوانند فشار گاز را به حد مطلوب برسانند.

    بنابراین اگرچه توان ساخت بسیاری از تجهیزات در کشور وجود دارد اما برخی قطعات کلیدی همچنان باید از خارج تهیه شوند.

    این کارشناس انرژی براین باور است که اجرای طرح‌های فشارافزایی برای حفظ ظرفیت تولید گاز در پارس‌جنوبی یک اولویت حیاتی است. تحقق این هدف نیازمند سرمایه‌گذاری کلان، همکاری‌های داخلی و خارجی، استفاده از تجهیزات پیشرفته و برنامه‌ریزی دقیق برای تامین مالی و اجرای مهندسی پروژه‌هاست.

    هزینه فرصت از دست‌رفته

    آرش نجفی، رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران هم دراین‌باره به «جهان‌صنعت» می‌گوید: پارس‌جنوبی ستون فقرات تامین انرژی ایران است. هر میزان تاخیر در اجرای پروژه‌های فشارافزایی به معنای به خطر افتادن امنیت انرژی کشور است. اگر افت فشار مخزن جبران نشود، در زمستان‌ها با کمبود گاز برای بخش خانگی مواجه می‌شویم و در تابستان نیروگاه‌ها مجبور می‌شوند از سوخت مایع استفاده کنند. این موضوع علاوه بر هزینه مالی، باعث آلودگی گسترده هوا و افزایش هزینه‌های سلامت عمومی خواهد شد.»

    نجفی با اشاره به پیامدهای اقتصادی تاکید می‌کند: به ازای هر یک فاز گازی که از مدار تولید خارج شود، روزانه بین ۳۰ تا ۴۰‌میلیون دلار درآمد از دست می‌رود. این عدد در مقیاس سالانه به بیش از ۱۰‌میلیارد دلار می‌رسد. حال اگر تعهدات صادراتی را هم در نظر بگیریم، زیان سالانه چند برابر خواهد شد. این یعنی ما با تاخیر در فشارافزایی، فرصت‌های بزرگ اقتصادی و صادراتی را به راحتی از دست می‌دهیم، در حالی که کشورهایی مثل قطر با سرمایه‌گذاری سنگین در همین میدان مشترک در حال تثبیت جایگاه خود در بازارهای جهانی هستند.

    به گفته وی، فشارافزایی نه یک پروژه انتخابی بلکه یک اجبار ملی است. ادامه این وضعیت می‌تواند به صنعتی شدن ناقص، کاهش تولید در صنایع پتروشیمی، سیمان و فولاد و در نهایت افزایش بیکاری منجر شود. به بیان دیگر تعلل در این پروژه تنها مسائل فنی نیست بلکه تهدیدی برای کل اقتصاد ایران است.

    رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی براین باور است که برای تامین مالی پروژه‌ها و تامین تجهیزات پیشرفته باید زمینه مشارکت بخش خصوصی و سرمایه‌گذاران خارجی فراهم شود. موضوعی که چندی پیش از سوی انجمن کارفرمایی صنعت پتروشیمی هم به وزارت نفت پیشنهاد شد و برمبنای آن پتروشیمی‌ها درخواست کردند همانطور که در تامین برق مورد نیازشان در تابستان اقدام به احداث نیروگاه کردند، برای تامین گاز زمستانی هم حاضر به سرمایه‌گذاری در میادین گاز و حتی فشارافزایی در پارس‌جنوبی هستند.

    پیشنهادی که تاکنون از سوی دولت بی‌پاسخ مانده است. این فعال بخش انرژی همچنین با اشاره به لزوم تقویت مقررات و سیاستگذاری حمایتی برای اجرای پروژه‌ها توضیح می‌دهد: قوانین و مقررات مثل ماده(۱۲) قانون رفع موانع تولید باید به‌صورت جدی اجرا شوند و سازوکارهای نظارتی و تشویقی بهبود یابند تا پروژه‌ها بدون تاخیر و با کیفیت لازم پیش روند.

  • خسارت هر یک روز تعطیلی‌؛ ۷.۵۸۵.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومان ناقابل! / ناترازی گاز سهم ایران، تاخت و تاز گازی سهم عربستان، امارات و قطر

    خسارت هر یک روز تعطیلی‌؛ ۷.۵۸۵.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومان ناقابل! / ناترازی گاز سهم ایران، تاخت و تاز گازی سهم عربستان، امارات و قطر

    به گزارش اقتصادران، ایران سرزمین شگفتی هاست؛ شگفتی‌هایی که گاه هر چند نشان از منابع طبیعی بسیار عظیم ایران دارد، اما در عین حال اندوهی نیز اکنون برای شهروندان ایرانی در پی خواهد داشت.

    «ایران دومین ذخایر گاز طبیعی جهان و ۱۷ درصد از کل ذخایر جهانی را دارد» نیز یکی از همین موارد است. این که دومین دارنده ذخایر گاز طبیعی جهان و مالک ۱۷ درصد از کل ذخایر جهان اکنون با وجود دسترسی به منابع عظیم انرژی، با ناترازی و مشکلات جدی رو‌به‌رو است.

    اکنون ایران با در اختیار داشتن ذخایر عظیم نفت و گاز، از جمله دومین ذخایر گاز متعارف و چهارمین ذخایر نفت متعارف جهان، از ظرفیت‌های بالقوه‌ای برای ایفای نقش محوری در اقتصاد جهانی برخوردار است، اما پایتخت کشور برای دو روز پیاپی در وسط هفته کاری و اکثر استان‌های کشور برای سومین بار و در یکی از مهم‌ترین ماه‌های سال تعطیل شده، چرا که دولت توان تامین گاز حتی برای تامین شهروندان کشور را ندارد.

    بحران بزرگ ناترازی گاز به یکی از چالش‌های اساسی ایران در حوزه انرژی تبدیل شده است و هر ساله در فصل‌های سرد مشکلاتی مانند قطعی گاز یا افزایش مصرف سوخت‌های جایگزین در نیروگاه‌ها را به همراه دارد. این وضعیت به دلیل استفاده از سوخت‌های آلاینده نیز تأثیرات منفی بر محیط زیست و کیفیت هوا به جا می‌گذارد.

    سوال از وزیر درباره تعطیلات بدون طرح مساله سرمایه گذاری

    برای چندمین بار در سال جاری دولت در ۸۰ درصد استان‌های ایران تعطیل عمومی اعلام کرد. دلیلی که رسما برای این تعطیلی‌ها اعلام می‌شود یا سردی هوا و یا صرفه‌جویی در انرژی و یا آلودگی هوا است. از سوی دیگر تصمیم به تعطیلی به دلیل بارش برف یا سردی بیش از حد هوا و یا حتی برای صرفه‌جویی در انرژی قاعدتا باید یک استثنا باشد، اما این روند در ایران تقریبا به یک رویه تبدیل شده است.

    اکنون یکی از جلوه‌های ناترازی انرژی در ایران در حوزه گاز دیده می‌شود و کاهش مداوم سهم سرمایه‌گذاری در اقتصاد کشور از ۵۰ درصد در سال ۱۳۵۰ به ۲۳ درصد در سال ۱۴۰۱ و افت سرانه سرمایه‌گذاری خالص از ۴۰ میلیون تومان در سال ۱۳۵۵ به ۱۶ میلیون تومان در سال ۱۴۰۱ منجر به کاهش ظرفیت تولیدی و بهره‌وری انرژی در کشور شده است.

    در چنین شرایطی که بحران سرمایه گذاری در حوزه انرژی ایران در کنار عدم تنوع سبد انرژی ایرانیان یک بحران جدی است حال گفته می‌شود که سه‌شنبه آینده سوال از وزیر نفت به دلیل ناترازی انرژی و تعطیلی‌ها در دستور کار صحن علنی مجلس است.

    در جلسه اخیر مجلس نیز محمد منان رئیسی، نماینده قم در تذکری به هیات رئیسه و رئیس مجلس نسبت به شرایط کشور و تعطیلی‌ها اعتراض کرد و گفت که سوالی از وزیر نفت را مطرح کرده، اما به دلیل شلوغی برنامه صحن علنی مجلس در دستور کار قرار نگرفته است. او هم چنین خطاب به قالیباف گفت: اگر شما رئیس‌جمهور بودید و آقای پزشکیان نماینده آیا نسبت به شرایط امروز کشور و این قیمت دلار اعتراض نمی‌کرد؟

    در ادامه قالیباف تاکید کرد که به دلیل شلوغی برنامه صحن علنی و لزوم بررسی بودجه و اصلاح انتخابات شورا‌ها این سوال در دستور قرار نگرفته است. قالیباف گفته که قول می‌دهم سه‌شنبه هفته آینده سوال از وزیر نفت در دستور کار صحن علنی قرار گیرد.

    تعطیلی‌های روز‌های دوشنبه و سه‌شنبه، ششم و هفتم اسفند که به غیر از ۶ استان در سایر استان‌های ایران اعلام شد و هم چنین تعطیلی‌های ادامه‌دار در روز چهارشنبه، اعتراض بسیاری از چهره‌های سیاسی و نیز کارشناسان و مردم عادی را برانگیخته است، اما سوال اینجاست آیا نمایندگان مجلس خبر از وضعیت بحرانی سرمایه گذاری و تاثیر ویرانگر تحریم‌ها بر زیرساخت‌های صنعت گاز ایران ندارند؟

    خبر از رسیدن این بحران دستکم یک دهه است که تکرار می‌شود و تاکنون که گوش شنوایی نبود، اما کاش به جای احضار وزیر بگویند برای غلبه بر ادامه این مسیر که می‌تواند حتی ویرانگر‌تر باشد چه فکری کرده‌اند؟

    وابستگی پرخطر سبد انرژی ایران به گاز

    مساله دیگر این است که ساختار مصرف انرژی در ایران، به شدت وابسته به گاز طبیعی است؛ چنانچه براساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، از مجموع انرژی تولیدی کشور، ۷۲ درصد آن از گاز غنی، ۲۷ درصد از نفت خام و تنها یک درصد از منابعی، چون برق آبی، انرژی‌های تجدیدپذیر و زغال سنگ تامین می‌شود.
    این ترکیب سبد انرژی کشور، عملا گاز را به حامل اصلی انرژی در کشور تبدیل کرده، و به گونه‌ای شده که حتی ۸۰ درصد برق تولیدی نیز وابسته به گاز طبیعی است.

    این وابستگی، در کنار رشد روزافزون تقاضا، کشور را با چالش‌های جدی در تامین انرژی مواجه کرده و افت فشار در مخازن میدان گازی پارس جنوبی، که حدود ۷۴ درصد گاز کشور را تأمین می‌کند، و رسیدن تولید به سقف ظرفیت، در کنار افزایش بی‌رویه مصرف، تهدیدی جدی برای آینده تامین انرژی کشور به شمار می‌رود.

    مساله این جاست که در همه ۵ دهه گذشته تقریبا هیچ برنامه ریزی برای انرژی جایگزین گاز در سبد انرژی کشور نشده است. بدتر اینکه در شرایطی که ایران اکنون به شدت در حوزه انرژی مصرفی خود وابسته به گاز است (احتمالا با این امید که منابع گازی قدرتمندی دارد) اما برای توسعه میادین گازی خود نیز هیچ اندیشه‌ای نداشته و حتی در فشار تحریم‌های خارجی و جولان تحریم‌خواهان داخلی، امکان توسعه میادین گازی خود را از دست داده است.

    قطر پیشتاز سرمایه گذاری و ایران مانده بدون سرمایه و تخصص

    در حقیقت اکنون ایران کشوری است به شدت وابسته به منابع گازی بدون سرمایه گذاری در این حوزه!
    کافی است نگاهی به روند سرمایه گذاری سنگین قطر در سال ۱۴۰۱ فقط در حوزه پارس جنوبی که آنان گنبد شمالی می‌خوانند بیاندازیم تا با شگفتی مواجه شویم.

    در خرداد سال ۱۴۰۱ و در بازه زمانی کمتر از ۱۰ روز دولت قطر ابتدا با شرکت‌های انی (ایتالیا)، توتال (فرانسه) و کونوکو فیلیپس (آمریکا) قرارداد توسعه میادین گازی خود را بست و در ابتدای تیرماه همان سال با یکی دیگر از بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان در حوزه نفت و گاز و انرژی یعنی اکسون‌موبیل (آمریکا) نیز قرارداد دیگری امضا کرد.

    در همان زمان نیز ایران حداقل ۱۰ تا ۱۵ سکوی ۲۰ هزار تنی و ۲۰ تا ۳۰ کمپرسور عظیم برای حفظ سطح تولید از این میدان مشترک نیاز داشت که ارزش آنها در آن زمان مجموعا حدود ۲۵ تا ۳۷ میلیارد دلار برآورد می‌شد.

    نکته این جاست که  همان زمان نیز گفته شده بود که اگر ایران نتواند سکو‌های یاد شده را نصب کند، از سال ۲۰۲۳ هر سال ۱۰ میلیارد متر مکعب از تولید گاز ایران در این میدان عظیم کاهش خواهد یافت و تا یک دهه آینده، تولید سالانه گاز ایران از این میدان، از حدود ۱۸۰ میلیارد متر مکعب به زیر ۸۰ میلیارد متر مکعب سقوط خواهد کرد؛ بحرانی که صدای پای آن به شدت اکنون در گوش کشور پیچیده است.

    چرا ایران باید با شرکت‌های خاص گازی قرارداد بنویسد؟

    از سوی دیگر این دکل‌ها نه در اختیار همه شرکت‌های گازی جهان بلکه در اختیار چند شرکت خاص است که تقریبا قطر با همه این شرکت‌ها قرارداد نوشت بدون آن که کسی به عنوان جاسوس بازداشت شود و دولت تحت فشار لو رفتن نقشه‌های گازی قرار بگیرد.
    گویا که این موارد تنها از ذهن اقتدارگرایان تندروی جناح پایداری و نزدیکان سعید جلیلی است که می‌گذرد.

    در واقع مشکل ایران در حوزه گازی اکنون یک بحران دوگانه جدی است:
    اول ایران بحران سرمایه گذاری در حوزه انرژی و گاز دارد.
    دوم اینکه هر سرمایه گذاری توان و تخصص انجام پروژه در میادین گازی ایران را ندارد و دقیقا ایران به همان شرکت‌هایی برای حضور و سرمایه گذاری نیاز دارد که قطر با آنان قرارداد نوشت نه این که طرف‌های چینی و روسی بدون تخصص وارد این میدان شوند. کما این که روس‌ها برای توسعه میادین گازی خود نیز به سراغ همین شرکت‌ها رفتند.

    زیان روزمره تعطیلی کشور بر دوش اقتصاد نیمه جان

    در چنین شرایطی حالا ایران دچار بحران روز افزون در حوزه انرژی شده و در نتیجه در یکی از شلوغ‌ترین و مهم‌ترین ماه‌های سال یعنی اسفند، ناچار به تعطیلی گسترده کشور برای تامین برق و گاز است، تعطیلی که هر روز آن با زیان نجومی برای اقتصاد و صنعت و تولید کشور همراه می‌شود.

    بنا بر گزارشی که مرکز پژوهش‌های مجلس درباره ناترازی انرژی در ایران تهیه کرده بود و براساس سهم دولت در تولید ناخالص ملی، هر روز که ادارات، مراکز دولتی، دستگاه‌های ستادی و کارمندی دولت به بهانه ناترازی انرژی تعطیل می‌شود، رقمی به بزرگی ۷۵۸۵ میلیارد تومان از تولید ناخالص داخلی کشور کاسته می‌شود. در واقع با یک حساب حدودی و سرانگشتی تعطیلی ۱۰ روز کشور بیش از ۷۰ هزار میلیارد تومان از تولید ناخالص داخلی کشور می‌کاهد.

    این زیان روزانه حدود ۷.۶ همتی اکنون فقط ناشی از اثرات اقتصادی تعطیلی ادارات و کارمندان دولت است و خسارت واقعی ناترازی انرژی و قطعی برق و گاز به صنایع و بخش‌های مختلف اقتصادی را در برنمی‌گیرد و در صورت محاسبه این بخش حتی می‌تواند تبعات اقتصادی ناترازی انرژی بزرگ‌تر و سهمگین‌تر باشد.

    در این بین باید توجه داشت که صنایع انرژی‌بر مدت‌هاست که با ناترازی انرژی و قطعی برق و گاز مواجه هستند. بر اساس محاسباتی که چندی پیش انجمن فولادسازان انجام داده بود، ناترازی انرژی در ۹ ماهه امسال بیش از ۱۰۰ همت فقط به صنعت فولاد کشور زیان وارد کرده است که میانگین روزانه آن به ۳۷۰ میلیارد تومان می‌رسد.

    حالا همین زیان را باید به صورت جداگانه برای سایر صنایع و بخش‌ها نظیر سیمان، فلزات، صنایع غذایی، کشاورزی و… نیز محاسبه کرد تا رقم واقعی‌تر و تکان دهنده‌تری از خسارت و زیان روزانه به صنایع کشور را به دست آورد.

    حالا تصور کنید زیانی که به بخش خصوصی، تولید کشور بر اثر تعطیلی و قطع برق و گاز وارد می‌شود. بخش‌هایی که باید چرخ‌های حرکت توسعه و اقتصاد باشند در یکی از بدترین تله‌های رکود گرفتار شده‌اند و آن نیز تعطیلی‌های پیاپی است.
    بدتر این است که صنایع ایران چه در بخش خصوصی و چه دولتی زمانی که تعطیل نبودند، برای روز‌ها (در مورد چندین شهرک صنعتی بزرگ و مادر کشور) تا دو هفته پیاپی در دی ماه سال جاری برق و گاز نداشتند.

    این روند اگر ادامه یابد، دیگر نه احضار و بازخواست هیچ وزیری پاسخگو خواهد بود و نه راهی برای کاهش ناترازی پیش روست. حقیقت غیرقابل انکار اکنون این است که رقبای منطقه‌ای همچون قطر،کویت، عربستان و امارات در شرایطی قرارداد‌های سنگین و ارزشمند گازی امضا می‌کنند که ایران از این قافله به طور کامل جامانده است.

    اکنون ایران نیازمند پیوستن به بازار‌های جهانی انرژی و سرمایه گذاران خارجی است؛ سرمایه گذارانی که شرکت‌های چینی و روسی خود وابسته به تکنولوژی روز فرانسه و نروژ و ایتالیا نباشند.
    اگر این روند به زودی اصلاح نشود، شاید روزی حتی خود ساختمان مجلس در بهارستان نیز برقی نداشته باشد که وزیری را احضار کند.

  • این وضعیت دیگر ناترازی گاز نیست، کسری گاز است!

    این وضعیت دیگر ناترازی گاز نیست، کسری گاز است!

    به گزارش اقتصادران، مدیر هماهنگی و نظارت بر تولید شرکت ملی گاز با بیان اینکه تامین قطعات با توجه به شرایط تحریم پیچیده شده است، گفت: قطعات حتما باید از داخل کشور تامین‌شود

    محمدرضا جولایی در حاشیه بازدید خبرنگاران از مجتمع گازی پارس جنوبی با بیان اینکه ۷۰ درصد گاز کشور از مجتمع گازی تامین می‌شود، اظهار داشت: از ۸۵۰ تا ۸۶۰ میلیون متر مکعب تولید گاز ۵۹۰ میلیون متر مکعب در مجتمع در ۲ سایت یک و دو تولید می‌شود.

    وی افزود: به همراه گاز تولیدی ۷۰۰ هزار بشکه میعانات گازی، ۲۰ هزارتن گاز مایع، ۱۵۰۰ تن گوگرد و ۵ تا ۶ هزارتن اتان تولید می‌شود.

    مدیر هماهنگی و نظارت بر تولید شرکت ملی گاز خاطرنشان کرد: درواقع این مجتمع علاوه بر تامین گاز و انرژی کشور اقتصاد کشور را هم می‌گرداند.

    وی میزان تولید گاز در پارس جنوبی را معادل ۳.۵ میلیون بشکه نفت خام عنوان کرد و گفت؛ تولید گاز مشکلات خاصی هم دارد از جمله اینکه تکنولوژی خاصی بکار رفته و گاز ترش تولیدی باید شیرین و به شبکه تزریق شود که برای شیرین سازی بالغ بر ۶۰ مخزن میعانات گازی و به همین تعداد نیز مخازن ال پی جی داریم.

    وی گفت: تعهدات روزانه تحویل گاز در وزارت نفت ۸۴۵ میلیون مترمکعب است، اما اکنون با توان حداکثری در حال تولید ۸۶۵ میلیون مترمکعب گاز شیرین در روز هستیم و بیش از یک میلیارد مترمکعب گاز غنی در روز تولید می‌شود.

    جولایی همچنین گفت؛ یک نیروگاه ۱۰۰۰ مگاواتی برق مورد نیاز پالایشگاه‌ها را تامین کرده و به شبکه هم تزریق می‌کند.

    وی بیان کرد: ۷۰ درصد سبد انرژی کشور از گاز و ۲۵ درصد نفت کوره، نفتگاز و تجدیدپذیر است که از این میزان ۷۵ درصدی ۷۰ درصد در مجتمع گازی پارس جنوبی تولید می‌شود.

    این مقام مسئول در شرکت ملی گاز با بیان اینکه در دنیا ۲۰ تا ۳۰ درصد سبد انرژی از گاز و در ایران این میزان برعکس است، گفت: میزان مصرف گاز بخش خانگی در فصل زمستان به ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیون متر مکعب در روز می‌رسد که به صنایع و نیروگاه‌ها فشار وارد می‌شود.

    وی با بیان اینکه تامین قطعات با توجه به شرایط تحریم پیچیده شده است، یادآور شد: قطعات حتما باید از داخل کشور تامین‌شود.

    جولایی ادامه داد: ۱۳ پالایشگاه گازی در قالب ۲۲ فاز در پارس جنوبی داریم که تأمین قطعات آنها با تکنولوژی خاص و هایتکی که دارد، پیچیدگی‌های خاص خود را دارد؛ این قطعات اغلب از داخل کشور تأمین می‌شود و پیمانکاران متعدد داخلی در حال فعالیت هستند.

    وی با بیان اینکه هر دو یا سه روز یکبار یک مناقصه جدید در مجتمع گازی پارس جنوبی اجرایی می‌شود، گفت: اهمیت پارس جنوبی در تأمین گاز کشور بسیار زیاد است و جلسات فشرده و اقدامات متعددی روزانه در اینجا در حال انجام است که از نظر پیچیدگی و حجم کاری، با کمتر جایی قابل مقایسه است.

    وی افزود: تعهدات روزانه تحویل گاز در وزارت نفت ۸۴۵ میلیون مترمکعب است، اما اکنون با توان حداکثری در حال تولید ۸۶۵ میلیون مترمکعب گاز شیرین در روز هستیم و بیش از یک میلیارد مترمکعب گاز غنی در روز تولید می‌شود.

    جولایی با بیان اینکه حدود ۲۹ میلیون مشترک گازی در کشور داریم، گفت: باید نسبت به تنوع بخشی سبد انرژی کشور اقدام کنیم و تا زمانی که ۷۵ درصد سبد انرژی کشور وابسته به گاز است، به شدت تحت تأثیر ناترازی گازی خواهیم بود.

    وی افزود: نیروگاه‌ها گاز حداکثری می‌خواهند که در شرایط فعلی نمی‌توان گاز حداکثری برای نیروگاه‌ها تأمین کرد، باید با مصرف سوخت مایع، نیاز خود را به سوخت معادل تأمین کنند.

    مدیر هماهنگی و نظارت بر تولید شرکت ملی گاز ایران با بیان اینکه نیروگاه‌ها اولویت آخر شرکت ملی گاز برای تخصیص گاز هستند، گفت: با این وجود اکنون با وجود محدودیت‌های گازی و ناترازی آن، بیش از ۱۰۰ میلیون مترمکعب در روز گاز برای نیروگاه‌ها تأمین می‌شود.

    وی افزود: وضعیت کسری گاز را دیگر نمی‌توان ناترازی نامید، ما با کسری گاز مواجه ایم و در طول سال این کسری گاز را داریم؛ در تابستان گاز برای نیروگاه‌ها کم داریم و در زمستان، برای تمامی مصارف غیر خانگی، با محدودیت مواجه ایم.

    جولایی در خصوص تأخیر تعمیرات پالایشگاه‌های گازی کشور در سال جاری گفت: تعمیرات پالایشگاه‌های گازی پارس جنوبی هم امسال با تأخیرات مواجه شد، در نیمه نخست سال، دستورالعملی از سمت دولت وقت صادر شد که به خاطر تأمین برق تابستانی، تعمیرات پالایشگاه‌های گازی به تأخیر بیفتد که این تعمیرات تا آبان ماه به طول انجامید.

  • با همین فرمان جلو برویم، ممکن است فقط 3 روز در هفته برق داشته باشیم! + فیلم

    با همین فرمان جلو برویم، ممکن است فقط 3 روز در هفته برق داشته باشیم! + فیلم

    به گزارش اقتصادران، حسین عبده تبریزی، اقتصاددان و استاد دانشگاه شریف در پاسخ به این سوال که «در بحث ناترازی انرژی مشکل اصلی کجاست؟ آیا با گران کردن برق و بنزین همه چیز حل می‌شود»  گفت:

    حتما حل نمی‌شود و نقطه شروع هم نیست. آقای رئیس جمهور گفته اند که در خیلی حوزه‌ها ناترازی داریم و مشکل داریم. مانند بسیاری از مسائل که وقتی مشکلی پیش آمده، آن را زیر فرش زده ایم و حل آن را به تعویق انداخته‌ایم.

     در حوزه‌های متعددی مشکل داریم. با این دست فرمان هم نمی‌توانیم پیش ببریم. نمی‌گویم ممکن نیست ولی سطح رفاه اقتصادی ما از چیزی که هست پایین تر خواهد رفت. مسئله این نیست که اگر این دست فرمان را ادامه می‌دهیم همین وضعیت حفظ می‌شود، حتی ممکن است به این برسیم که در هفته تنها سه روز برق داشته باشیم یا دو روز در هفته بنزین داشته باشیم و باقی روزها کار نکنند. ممکن است سطح بهداشتی ما از چیزی که هست بدتر شود و دانشگاه‌ها از این ضعیف تر شوند.

    در شرایطی که دولت نمی‌تواند حقوق‌های فعلی را به بازنشسته‌ها پرداخت کند، طبیعی است که این شرایط نمی‌تواند ادامه پیدا کند و کشور باید یک تصمیم همه جانبه برای اصلاح بگیرد.

    دولت باید سعی کند که در این دو سه ماه آینده دو سه حوزه کلی را تعریف کند و به مردم توضیح دهد. طبیعی است که وضعیت اقتصادی و معیشت مردم به شدت خراب است و تغییر قیمت‌ها برای هر دولتی دشوار است. اما به نظر من می‌رسد که فارغ از تغییر می‌شود کارهای دیگری کرد. مهم این است که آن طرح کلی را برای هر حوزه ای از اقتصاد داشته باشیم و بتوانیم حرکت کنیم. موضوع را به این صورت می‌بینم که نباید بگذاریم مسائل به ما تحمیل شود.