برچسب: ناترازی بانک ها

  • خط و نشان بانک مرکزی برای بانک‌ها ناتراز

    خط و نشان بانک مرکزی برای بانک‌ها ناتراز

    به گزارش اقتصادران، در نشست معاون تنظیم‌گری و نظارت و معاون سیاستگذاری پولی بانک مرکزی با مدیران عامل بانک‌های دولتی بر حکمرانی ریال، لزوم تهیۀ پروفایل ریسک برای مشتریان کلان شبکه بانکی، عدم ایجاد رقابت ناسالم در جذب سپرده، جلوگیری از ایجاد حساب های اجاره‌ای، ارزیابی عملکرد شعب بانک ها و لزوم استفاده از معیار مبارزه با پولشویی در ارزیابی عملکرد شعب، تاکید شد.

    طبق اعلام بانک مرکزی، معاون تنظیم‌گری و نظارت بانک‌مرکزی در نشست با مدیران عامل بانک‌های دولتی کشور که در محل شورای هماهنگی بانک‌ها برگزار شد با اشاره به اولویت بانک مرکزی بر تنظیم مقررات و لزوم راهگشا بودن آن، تصریح کرد: جایی که یک قانون نیاز به اصلاح داشته باشد، حتماً این کار انجام خواهد شد؛ چرا که تمام تلاش بانک مرکزی بر ایجاد «نوآوری»، «رشد» و «رقابت سالم» میان بانک‌هاست.

    مرادپور با تاکید بر لزوم ایجاد «تعامل دو طرفه» میان شبکه بانکی با بانک مرکزی، خاطرنشان کرد: تنظیم‌گری و نظارت زمانی موفق است که بانک‌ها آن را به عنوان یک مانع نبینند. بانک مرکزی هم حتماً به بانک‌هایی که برخی قوانین و مقررات را رعایت نمی کنند، تذکرهای لازم را خواهد داد و بانک هایی هم که در این زمینه موفق عمل کرده باشند، تشویق خواهند شد.

    وی افزود: بانک مرکزی در زمینۀ بانک های ناتراز، هیچ چشم‌پوشی نخواهد نداشت و در این زمینه باید تدابیر لازم توسط این بانک‌ها اندیشیده شود تا مشکل را بتوانند رفع کنند.

    معاون تنظیم‌گری و نظارت بانک‌مرکزی با تاکید بر اینکه بانک ها باید هرچه سریع تر نسبت به تهیه صورت های مالی خود اقدام کنند، بیان داشت: بانک مرکزی به هیچ وجه تحت فشار بانک ها برای برگزاری مجمع قرار نمی گیرد. مجمع بانک ها باید پس از «حسابرسی دقیق» برگزار شود و نباید انحرافی از آنها دیده شود.

    عضو هیئت عامل بانک مرکزی با تاکید بر لزوم افزایش سرمایه مالی بانک ها، گفت: کفایت سرمایه بانک ها باید بر اساس «استانداردهای لازم» باشد. در این زمینه به هیچ وجه، اجازۀ افزایش «سرمایه مالی بی‌کیفیت» به شبکۀ بانکی داده نمی شود و باید مراقبت های لازم در این زمینه انجام شود. رقابتی که میان بانک ها در زمینه جذب سرمایه و سپرده های بانکی وجود دارد باید «سالم» و بر اساس «رقابت درست و صحیح» باشد.

    معاون سیاست‌گذاری پولی بانک مرکزی: با دستور رئیس‌جمهور مسئولیت اجرای اصلاحات ارزی به بانک مرکزی سپرده شد

    وحید ماجد، معاون سیاستگذاری پولی بانک مرکزی نیز در این نشست، اولین و مهمترین ماموریت بانک مرکزی را «کنترل تورم» عنوان کرد و گفت: یکی از ابزارهای مهم برای تحقق عدالت توسط بانک مرکزی، کنترل تورم است. بانک مرکزی به این موضوع پایبند است و در تمام جهت‌گیری‌ها و سیاستگذاری های پولی و بانکی کنترل تورم مدنظر خواهد بود.

    وی با اشاره به تلاش بانک مرکزی برای کنترل تورم، بیان داشت: در ریپوی هفتگی بانک مرکزی، کاهش جزئی وجود داشت. علاوه بر این مقرر شد تا نسبت یک به چهار، تسهیلات در مقابل ابزارهای زیرخط داشته باشیم. همچنین برآورد شده است تا پایان سال‌جاری بیش از ۴۰۰ همت توان تسهیلات‌دهی شبکه بانکی افزایش یابد. در این زمینه اولویت شبکه بانکی باید در راستای حمایت از بخش «تولید» باشد.

    معاون سیاستگذاری پولی بانک مرکزی با اشاره به موضوع انتقال یارانه پرداختی دولت از ابتدای زنجیره به انتهای آن، تصریح کرد: در این زمینه با تاکید رئیس جمهور، مسئولیت این اقدام به بانک مرکزی واگذار شد. در این زمینه، شبکۀ بانکی باید یاری‌رسان و همراه بانک مرکزی باشد.

    ماجد با اشاره به موضوع «بهداشت اعتباری» در شبکه بانکی، افزود: پرونده های ورودی به کمیسون های اعتباری دارای شاخص های استانداردی هستند. در این زمینه، گاهی این شاخص ها وجود ندارد و واجد شرایط نیستند که لازم است شبکه بانکی دقت لازم پیش از ارسال این پرونده ها به بانک مرکزی را داشته باشد و با حساسیت مورد بررسی قرار گیرند.

    وی در پایان با اشاره به انجام بیش از ۱۰۰ درصدی تسهیلات تکلیفی توسط شبکه بانکی، بیان داشت: کاهش صف تسهیلات تکلیفی در شبکه بانکی جزو اولویت های بانک مرکزی است که در این زمینه مدیران عامل بانک ها باید برنامه‌ریزی‌های لازم را داشته باشند.

    گفتنی است در این نشست که با حضور جمعی از مدیران حوزه تنظیم‌گری و نظارت، سیاستگذاری پولی و همچنین مدیران عامل بانک های دولتی کشور برگزار شد بر لزوم گزارش حاکمیت شرکتی بانک‌ها و تقویت آن، مبارزه با پولشویی و ارزیابی مستمر بانک ها و مؤسسات دولتی، نیمه دولتی و خصوصی، شفافیت اطلاعات و ارزیابی آن، ابلاغ طبقه‌بندی بانک‌ها و افزایش سرمایه بانک‌ها، انرژی‌های تجدیدپذیر و سرمایه‌گذاری روی آنها، تغییر و به‌روزرسانی دستورالعمل ناظر بر تخلفات اشخاص تحت نظارت، توجه به مسئولیت‌های قانونی اعضای هیات مدیره و هیات عامل بانک ها، صیانت از مشتریان و ریسک شهرت و خوشنامی شبکه بانکی، لزوم نظرسنجی صیانت از مشتریان و اهمیت توجه به آن، تکریم ارباب رجوع و افزایش رضایت‌مندی مشتریان شبکه بانکی و توجه به چارچوب مدیریت ریسک و ابزارهای آن تاکید شد.

    لازم به ذکر است، حکمرانی ریال، لزوم تهیه پروفایل ریسک برای مشتریان کلان شبکه بانکی، عدم ایجاد رقابت ناسالم در جذب سپرده های بانکی، جلوگیری از ایجاد حساب های اجاره ای، ارزیابی عملکرد شعب بانک ها و لزوم استفاده از معیار مبارزه با پولشویی در آن، رسیدگی به مطالبات غیر ارزی جاری، چارچوب نظام ارزیابی ریسک، لزوم تدوین سازوکار صیانت از مشتریان توسط شبکه بانکی، بررسی شکایات مشتریان و آسیب شناسی آن، ارزیابی عملکرد و بازرسی شعب توسط بانک ها، آموزش های مستمر برای کارکنان شبکه بانکی، لزوم راه اندازی واحد صیانت از مشتریان توسط بانک ها، اعطای تسهیلات مشارکتی به طرح هایی که قابلیت حسابرسی ویژه دارند و سودده هستند.

    عدم رعایت نرخ سود توسط برخی از شرکت های لیزینگ، معرفی شایستۀ خدمات ارائه شده توسط شبکه بانکی، مدیریت سپرده های قرض الحسنه تعهدی، پرداخت مستمر تسهیلات تکلیفی و لزوم کاهش صف متقاضیان و رعایت قوانین مربوط به ضمانت های تسهیلات تکلیفی از جمله مباحثی بود که در این نشست مطرح شد.

  • هشدار جدی به ۵ بانک ناتراز دیگر / اصلاح یا انحلال را انتخاب کنید!

    هشدار جدی به ۵ بانک ناتراز دیگر / اصلاح یا انحلال را انتخاب کنید!

    به گزارش اقتصادران، با انحلال رسمی بانک آینده و آغاز فرآیند «گزیر» با عاملیت بانک ملی ایران، پرونده یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های ناترازی نظام بانکی کشور بسته شد؛ اما در پسِ این تصمیم تاریخی، پیام روشنی از سوی بانک مرکزی به دیگر بانک‌های ناتراز کشور ارسال شد: دوران تعلل در اصلاح ساختار مالی و اتکا به منابع بانک مرکزی پایان یافته است.

    به گفته مسئولان اقتصادی، تجربه بانک آینده نه‌تنها نمونه‌ای از پیامدهای سوءمدیریت و خروج بانک‌ها از مسیر بانکداری تجاری است، بلکه هشداری جدی به سایر بانک‌های ناتراز محسوب می‌شود؛ بانک‌هایی که شاخص کفایت سرمایه آن‌ها به مراتب کمتر از حد نرمال تعیین‌شده توسط بانک مرکزی است.

    در حالیکه بانک مرکزی تاکید دارد اولویت با «اصلاح و احیای بانک‌های ناتراز» است، اما اعلام کرده در صورت ناکامی این مسیر، از تمام ظرفیت‌های قانونی خود برای ورود به فرآیند گزیر استفاده خواهد کرد؛ فرآیندی که به گفته مقامات پولی کشور، در صورت لزوم برای سایر بانک‌های ناسالم نیز تکرار خواهد شد.

    محمد شیریجیان – معاون تنظیم‌گری و نظارت بانک مرکزی – اخیراً، ضمن اشاره به برنامه بانک مرکزی برای ساماندهی بانک‌های ناتراز، اظهار کرده که اولویت اول ما انجام اقدامات اصلاحی برای بانک‌های ناتراز است تا با نظارت دقیق، آن‌ها را به مسیر تراز بازگردانیم. تاکنون دو بانک از فهرست ناترازها خارج شده‌اند؛ اما اگر بانکی با وجود همه تلاش‌ها در مسیر اصلاح قرار نگیرد، مطابق قانون با تعیین هیئت سرپرستی وارد فرآیند گزیر خواهد شد. تمرکز ما بر اجرای درست گزیر است تا دارایی‌ها به‌درستی ارزش‌گذاری و بدهی‌ها تسویه شود، چراکه اصلی‌ترین طلبکار این بانک‌ها بانک مرکزی، و درواقع مردم کشور هستند.

    حمایت مجلس از برخورد با بانک‌های ناتراز

    طی روزهای اخیر، مجلس نیز از اقدام بانک مرکزی در برابر بانک ناتراز آیند، قدرانی کرده است.

    محمدباقر قالیباف – رئیس مجلس شورای اسلامی – نیز ورود بانک آینده به فرآیند گزیر را «موفقیتی بزرگ برای نظام حکمرانی کشور» دانست و تاکید کرد که این تصمیم، نقطه عزیمتی جدی برای اصلاح نظام بانکی و کاهش تورم است و باید برای سایر بانک‌ها و مؤسسات مالی زیان‌ده نیز پیگیری شود.

    در همین رابطه، جبار کوچکی‌نژاد- نایب‌رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی- با استقبال از تصمیم بانک مرکزی برای انحلال بانک آینده گفت: این اقدام، گامی در جهت اصلاحات ساختاری در نظام بانکی است و انتظار می‌رود روند اصلاح و حتی ادغام بانک‌هایی که تراز منفی دارند، ادامه پیدا کند.

     واکنش قضایی و نگاه کلان حاکمیتی

    غلامحسین محسنی‌اژه‌ای- رئیس قوه قضائیه- نیز ضمن اشاره به سابقه چندین‌ساله ناترازی بانک آینده، تصریح کرده است: از اواخر دولت دوازدهم، بحث اصلاح یا انحلال بانک آینده در دستور کار بود و حتی دو بار اختیاراتی از شورای‌عالی هماهنگی اقتصادی اخذ شد؛ اما سازوکارهای اصلاحی نتیجه نداد و حجم کسری و اضافه‌برداشت‌های بانک آینده روزبه‌روز افزایش یافت تا جایی که در نهایت تصمیم به انحلال اجتناب‌ناپذیر شد.

     ریشه ناترازی بانک آینده و دلایل شکست اصلاحات چه بود؟

    بانک آینده در سال ۱۳۹۱ با ادغام سه مؤسسه مالی تأسیس شد و در ابتدا با پرداخت سودهای بالا سهم بزرگی از سپرده‌های مردم را جذب کرد. اما از سال ۱۳۹۸ روند نزولی آن آغاز شد و در نهایت ۴۲ درصد از کل ناترازی نظام بانکی کشور به این بانک تعلق داشت.

    زیان انباشته این بانک تا پیش از انحلال بیش از ۵۴۰ همت و میزان اضافه‌برداشت آن از بانک مرکزی ۳۱۱ همت برآورد شده بود. درآمد سالانه بانک حدود شش همت و هزینه آن ۷۶ همت بود؛ یعنی هر سال ۷۰ همت کسری عملیاتی.

    علیرغم تلاش‌های دولت و بانک مرکزی برای اصلاح ساختار و واگذاری دارایی‌ها، حجم بالای بدهی و ناترازی‌های شدید اجازه اصلاح نداد و نهایتاً بانک آینده طبق ماده ۴۵ قانون جدید بانک مرکزی وارد فرآیند گزیر شد.

     هشدار به بانک‌های دارای کفایت سرمایه منفی

    بر اساس آخرین ارزیابی بانک مرکزی، پنج بانک دیگر همچنان از شاخص نرمال کفایت سرمایه، پایین‌ترند و در معرض هشدار قرار دارند:

    همانطور که پیداست، در میان بانک‌های فوق، بانک سرمایه و بانک دی وضعیت نگران‌کننده‌تری دارند و در صورت عدم اصلاح، احتمال ورود به فرآیند گزیر در آینده نزدیک وجود دارد.

    از پرونده بانک آینده، درس بگیرید…

    رئیس‌کل بانک مرکزی تاکید کرده است: تجربه بانک آینده نشان داد بانک‌ها باید در ماموریت اصلی خود یعنی بانکداری تجاری باقی بمانند و از ورود به بنگاه‌داری پرهیز کنند؛ چراکه هیچ فعالیتی سودآورتر از بانکداری صحیح نیست.

    به این ترتیب، پرونده بانک آینده که سال‌ها نماد ناترازی و سوءمدیریت در نظام بانکی بود، اکنون با تصمیم نهایی هیأت عالی بانک مرکزی بسته شد؛ اما پیام روشن آن برای سایر بانک‌ها این است که اصلاح ساختار یا ورود به گزیر، تنها دو مسیر پیش‌ِرو هستند.

     

  • انحلال بانک‌های خصوصی؛ پوست خربزه زیر پای دولت پزشکیان!

    انحلال بانک‌های خصوصی؛ پوست خربزه زیر پای دولت پزشکیان!

    به گزارش اقتصادران، در سایه جدال سیاسی و فشار طیفی از مخالفان دولت برای انحلال بانک‌های خصوصی، هشدارها در خصوص تبعات این فشار بالا گرفته، چراکه می‌تواند در شرایط سخت مذاکره، آرامش بازار پولی کشور را با لغزش، بی‌اعتمادی و التهاب تازه‌ای روبه‌رو کند. انتقاد از ناترازی به خصوص ناترازی بانک‌ها، یکی از موضوعات پر استفاده از سخنرانی‌ها و نوشته‌های تعدادی از مخالفان دولت مسعود پزشکیان در ماه‌های گذشته است؛ دولتی که کمتر از یک‌سال از فعالیت آن می‌گذرد و طبیعتا نه فرصت و نه توان آن را دارد که بتواند ظرف چند ماه، کوتاهی از ناترازی‌ها که در سال‌ها و دولت‌های قبل به وجود آمده را اصلاح کند.

    از جمله کلیدواژه‌هایی که می‌توان در نطق‌ها، توییت‌ها و مصاحبه‌های این گروه از مخالفان دولت به صورت جدی و آشکار مشاهده کرد؛ انتقاد از حجم بالای ناترازی در میان بانک‌های خصوصی است که با این مقدمه، از دولت به خصوص رییس‌جمهور خواسته می‌شود مجوز انحلال یک یا چند بانک خصوصی را صادر کند. این اصرار و فشار از سوی برخی نمایندگان مجلس که قرابت ویژه‌ای با یک جریان و جبهه خاص سیاسی دارند، در حالی رخ داده که دولت مورد حمایت و عنایت آنها، در طول سه سال فعالیت خود، به‌رغم تاکید و نگاه ویژه‌ای که به شعار اصلاح نظام بانکی داشت و بارها از زبان مدیران ارشد اجرایی و مسوولان اقتصادی کابینه وقت، خبر از برنامه‌ریزی و تلاش برای رفع ناترازی‌های بانکی داده می‌شد، فاقد اقدام عملی در مسیر انحلال بانک‌ها بود.

    علاوه بر عدم تحرک و برنامه‌ریزی مسوولان دولت وقت برای رفع این ناترازی‌ها -چه به صورت انحلال بانک‌های ناتراز و چه به صورت برنامه اصلاحی- حالا همان دولتمردان و حامیان دولت قبل از مسعود پزشکیان و کابینه‌اش می‌خواهند در اسرع وقت و بدون توجه به انبوهی از تبعات امنیتی و اجتماعی مرتبط با سپرده‌گذاران، گزینه کم خطر و منطقی اصلاح و بازسازی بانک‌های ناتراز را کنار گذاشته و جراحی پر از خونریزی انحلال و حذف بانک‌های خصوصی را به سرعت آغاز کنند. اگرچه اصلاح نظام بانکی برای توسعه کشور و همچنین ارتباط با دنیای بین‌الملل امری ضروری است، اما این فشار و تلاش در حالی است که دولت مورد حمایت همین طیف اقلیت در مجلس، به گفته طهماسب مظاهری رییس کل سابق بانک مرکزی، حداقل ۲۰۰ هزار میلیارد تومان، فقط به یکی از بانک‌های ناتراز کمک کرده است.

    سایر بانک‌های مشکل‌دار، چه دولتی و چه خصوصی، نیز فهرست بلندبالایی از حمایت‌ها و دریافت‌های مشابه دارند. مظاهری در خصوص دلیل این کمک بیان کرده که چون هیات‌مدیره این بانک خاص توسط مسوولان دولت سیزدهم، انتخاب و تایید شده بودند، برای کمک به منصوبان خود اقدام به پرداخت ۲۰۰ همت از منابع بانک مرکزی کرده که تاثیر مستقیم در افزایش نقدینگی و تورم در کل کشور داشته است. اما مشاهده حذف عامدانه این حمایت‌های دولت قبل از مدیران منصوب خود در این بانک خاص در نطق‌ها و سخنرانی‌های برخی نمایندگان مجلس، شائبه سیاسی و جناحی بودن حذف و انحلال بانک‌های خصوصی را جدی‌تر می‌کند. حضور مدیران منصوب دولت سیزدهم در این بانک خاص، نه تنها با حمایت‌های هزاران میلیاردی مسوولان وقت همراه بوده، بلکه با افت چشمگیر و حدود ۷۰ درصدی قیمت سهام سهامداران خرد نیز همراه شده تا مشخص شود حمایت‌ها نه برنامه‌ای برای حمایت از سهامداران خرد که با اعتماد به ورود مستقیم دولت به انتصاب هیات‌مدیره یک بانک خصوصی، سهام آن را خریده‌اند، نبوده که بیشتر شائبه برخورد جناحی به جای برخورد منطقی و منطبق با ضوابط و قوانین بانک مرکزی با پدیده‌ای اقتصادی به این اندازه را تقویت می‌کند.

    پرداخت ۲۰۰ همت به یک بانک در دولت قبل که نتیجه آن افزایش نرخ تورم بوده و آثار تورمی آن را همه مردم در سال‌های اخیر تجربه کردند! اما این تمام ماجرا نیست، زیرا نتیجه این نوع تصمیمات جناحی و تحرکات مشکوک یک جبهه سیاسی که تا به حال علاوه بر مردم، سهامداران خرد این بانک (با کاهش چشمگیر و سنگین ارزش سهام) تاوان سنگینی پرداخت کرده‌اند، می‌تواند ابعاد گسترده‌تری داشته باشد. مصداق عینی حکایت «هم پیاز را خورد، هم فلک شد و هم پول داد» برای مردم و دولت و سهامداران باشد.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد به عنوان مثال، این بانک خاص تا پایان سال مالی ۱۴۰۰، فاقد مانده اضافه ‌برداشت در پایان سال بوده، اما به دلایلی که مطلوب مسوولان وزارت اقتصاد دولت قبل بوده، این رقم با رشد چشمگیر به حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان در سال گذشته، افزایش یافته است که نیاز به پاسخگویی و شفاف‌سازی همین علاقه‌مندان به انحلال بانک‌ها دارد. با این اوصاف، به نظر می‌رسد تیم نزدیک به مسوولان اقتصادی دولت قبل همچنان در تلاش است با کمک هیات‌مدیره منصوب خود که همچنان در بانک فعالیت می‌کنند، اجازه کاهش زیان انباشته این بانک خاص را نداده و از این طریق، تصمیم انحلال و حذف این بانک را برای مسوولان دولتی و سران قوا جا بیندازد تا دولت چهاردهم که هنوز در گیرو‌دار حل مشکلات اقتصادی مردم از طریق رفع تحریم‌هاست، ناگهان با یک به اصطلاح پوست خربزه جدید مواجه و گرفتار تبعات اجتماعی و اقتصادی چنین تصمیمی شود. این تبعات، یادآور اتفاقات تلخی است که در سال ۱۳۹۶ برای سپرده‌گذاران در موسسات مالی و اعتباری پیش آمد و شهروندان بسیاری از شهرها همچون تهران شاهد تجمعات در حوالی نهادهایی همچون بانک مرکزی بودند.

    با توجه به آنچه گفته شد و با توجه به اینکه تعداد سپرده‌گذاران و حجم سرمایه‌های موجود در بانک‌های خصوصی، صدها و بلکه هزاران برابر موسسات اعتباری منحل شده، هرگونه تلاطم و رفتار سلبی، ضمن از بین بردن اعتماد مردم به سایر بانک‌های خصوصی و حتی دولتی، احتمال ایجاد تمایل شدید دوباره به بازارهای موازی همچون طلا و دلار را که طی دو ماه اخیر در آرامش به سر می‌برند، بالا می‌برد.  به نظر می‌رسد، حتی اگر مخالفان سیاسی دولت چهاردهم، چنین انگیزه و برنامه‌ای برای به چالش کشیدن روند فعالیت‌های دولت و سپرده‌گذاران بانک‌ها را ندارند، اما غایت و نهایت چنین هجمه و تبلیغاتی، بی‌اعتمادی مردم به نظام بانکی و خارج کردن دولت از ریل‌گذاری ایجاد آرامش و ثبات در فضای اقتصادی به ویژه پولی و بانکی باشد.  بنابراین نیازمند مداقه بیشتر دولت و بانک مرکزی است، زیرا غیر تبعات احتمالی برشمرده شده در بالا، این تحرکات انحلال در شرایطی است که مذاکره بین ایران و امریکا در جریان بوده و اکنون به هسته سخت مواضع طرفین نزدیک شده‌ایم و هرگونه تصمیمی در این ابعاد می‌تواند مواضع ایران را تضعیف کند که این موضوع تنها آرزو و آمال یک جریان کوچک سیاسی است (که حیات و شریان اقتصادی‌اش در تحریم و کاسبی با تحریم تعریف شده) نه مردم!

  • هفت خوان ناترازی پیش روی اقتصاد ایران

    هفت خوان ناترازی پیش روی اقتصاد ایران

    به گزارش اقتصادران، در حالی که دولت سیزدهم مدعی بود که اسب زین شده به پزشکیان و یارانش تحویل داده اما پس از گذشت چند ماه از آغاز فعالیت دولت چهاردهم، مجدداً مباحث مربوط به اصلاحات اقتصادی و رفع ناترازی‌ها در کانون توجه قرار گرفته است.بنابراین، برای هر نوع ناترازی، راهکارهای مختلفی ارائه می‌شود.

    اما نکته قابل توجه این است که اکثر ناترازی‌ها بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند؛ به این معنا که مشکلات در یک بخش می‌تواند به سرعت به سایر بخش‌ها منتقل شده و بر عملکرد کلی اقتصاد تأثیر منفی بگذارد. همچنین بهبود یک ناترازی می تواند اثرات مثبتی بر روی سایر ناترازی ها بگذارد.از این رو، ضروری است که برنامه‌ای جامع طراحی شود که تمامی ابعاد ناترازی‌ها را مد نظر قرار دهد.

    یک نمونه از تأثیرات متقابل ناترازی‌ها، ناترازی در حوزه برق است. در واقع، قطع برق در واحدهای صنعتی نه تنها تولید را کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند به کاهش اشتغال، افت درآمدها و افزایش فشار بر سیستم‌های مالیاتی و بیمه‌ها منجر شود. این موضوع بر ناترازی‌های بودجه‌ای و ناترازی‌های صندوق‌های بازنشستگی تأثیرگذار است.به گفته کارشناسان، ارتباط بین بخش‌های مختلف اقتصاد کشور و ناترازی‌ها موجب می‌شود که اصلاحات ناقص و ناهماهنگ در این حوزه در بلندمدت تأثیر چندانی نداشته باشد و احتمال بازگشت این ناترازی‌ها همچنان وجود داشته باشد.

    از سوی دیگر، کاهش تولیدات صنعتی به علت کمبود برق، باعث افزایش هزینه‌های تولید و در نتیجه افزایش قیمت کالاها و خدمات می‌شود. این افزایش قیمت‌ها می‌تواند فشار بیشتری بر مصرف‌کنندگان وارد کرده و به رشد نرخ تورم منجر گردد. همچنین، کاهش تولیدات صنعتی ممکن است به کاهش صادرات و کاهش درآمدهای ارزی کشور منجر شود که این امر خود به تشدید ناترازی‌های بودجه‌ای و اقتصادی کمک می‌کند.

    همچنین بر اساس ارزیابی‌های مرکز پژوهش‌های مجلس، رشد اقتصادی در دی ماه سال جاری به ۱.۸ درصد رسیده که نسبت به ماه‌های قبل کاهش یافته است. در این ماه، رشد بخش نفت ۶.۵ درصد و رشد بخش کشاورزی ۳.۵ درصد گزارش شده است. با این حال، به دلیل قطعی برق ناشی از ناترازی انرژی، رشد بخش صنعت با کاهش ۱.۶ درصدی مواجه شده است.

    در این راستا، اقتصاددانان به شناسایی چند ناترازی اصلی در اقتصاد کشور پرداخته و در این زمینه هشدارهایی را ارائه کرده‌اند. کارشناسان اقتصادی بر این باورند که ناترازی‌ها یکی از چالش‌های اساسی و بزرگ اقتصاد ایران به شمار می‌روند و برخی از آن‌ها را به غول خطرناک اقتصاد ایران تشبیه می‌کنند.

    ناترازی برق

    در واقع ایران با داشتن دومین ذخایر بزرگ گاز و چهارمین ذخایر بزرگ نفت در جهان، در ماه‌های اخیر با کمبود انرژی مواجه شده است . این کمبود نه تنها باعث تعطیلی خط تولید کارخانه‌ها و کارگاه‌ها ی تولیدی شد، بلکه چراغ خانه‌ها را نیز خاموش کرد و مشکلات اقتصادی فراوانی را به وجود آورد.این موضوع به حدی جدی شد که دولت و مجلس از مردم خواستند تا در مصرف انرژی صرفه‌جویی کرده و با دقت بیشتری به این مسئله توجه کنند.

    بر اساس اظهارات فعالان حوزه انرژی، مدیریت نادرست در این بخش به دلیل ناکارآمدی در بهره‌برداری از منابع و تصمیم‌گیری‌های غیرکارشناسی، منجر به بروز بحران‌های مکرر در تأمین انرژی شده است.همچنین، عدم سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و فرسودگی تأسیسات، کارایی سیستم را کاهش داده و نیاز به استفاده از فناوری‌های نوین را نمایان می‌سازد.از سوی دیگر،چالش‌های اقتصادی مانند تحریم‌ها و نوسانات قیمت نفت نیز بر صنعت انرژی تأثیر گذاشته و ثبات اقتصادی را به خطر انداخته است.

    عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو، در اظهاراتی در ۱۷ فروردین ۱۴۰۴ اعلام کرد: «تقاضای برق در سال جاری به حدود ۸۵,۰۰۰ مگاوات خواهد رسید، درحالی‌که ظرفیت تولید در بهترین حالت ۶۵,۰۰۰ مگاوات است.» این اظهارات، وجود ناترازی ۲۰,۰۰۰ مگاواتی در سال ۱۴۰۴ را تأیید می‌کند. گمانه‌زنی‌ها بر وقوع خاموشی برنامه‌ریزی شده در تابستان دلالت دارد.

     ناترازی بنزین

    ایران سال‌هاست تلاش دارد با اجرای سیاست‌های متعدد نسبت به ایجاد شرایطی برای رفع بحران بنزین اقدام کند . این در حالی است که افزایش مصرف بنزنی رد اثر رشد تعداد خودروها بدون حفظ تناسب تولید در ایران سبب شده است ایران به واردکننده‌ی بنزین تبدیل شود . از سوی دیگر طبق اعلام صورت گرفته توسط شخص رییس‌جمهور و دیگر مقامات رسمی روزانه بین بیست تا بیست و پنج میلیون لیتر سوخت از ایران قاچاق می‌شود . این وضعیت خود گواه ناترازی جدی در بنزین است و برخی راهکارها افزایش قیمت بنزین را نشانه رفته‌اند تا با استناد به ان مانع از بروز بحران شوند. برخی براوردها نشان از ان دارد که واردات بنزین در سال جاری دستخوش افزایش خواهد شد و ممکن است تا رقم ۵.۵ میلیارد دلار نیز افزایش یابد.

    ناترازی آب

    ناترازی آب یکی از بحران‌های جدی است که کشور با آن روبه‌روست. در روزهای اخیر، کاهش قابل توجه آب در سدهای کرج نگرانی‌های زیادی را برای مردم به همراه داشته است. در واقع، کمبود آب در سال‌های اخیر به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های کشور تبدیل شده است. سال گذشته، به دلیل این مشکل، به ویژه در استان‌های اصفهان، خوزستان و چهارمحال و بختیاری، مردم اقدام به برگزاری تظاهرات اعتراضی کردند. امسال نیز کمبود آب در استان‌هایی مانند همدان به یک معضل جدی تبدیل شده و برخی استان‌ها مانند سیستان و بلوچستان همواره با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند.

    کاهش منابع آبی ناشی از تغییرات اقلیمی و مدیریت نادرست، چالش‌های جدی برای بخش‌های کشاورزی و صنعتی به وجود آورده است. این کاهش به معنای افت تولیدات و افزایش قیمت‌هاست که می‌تواند به ناترازی در بودجه و فشار بر صندوق‌های بازنشستگی منجر شود. علاوه بر این، این شرایط ممکن است نابرابری‌های منطقه‌ای و اجتماعی را تشدید کرده و به مهاجرت‌های داخلی و فشار بر زیرساخت‌های شهری دامن بزند. این مهاجرت‌ها بار بیشتری بر دوش شهرها می‌گذارند و ممکن است منجر به افزایش بیکاری و ناهماهنگی‌های اجتماعی شوند. علاوه بر این، ناهماهنگی در منابع آب نیز پیامدهای زیست‌محیطی وسیعی به همراه دارد. کاهش منابع آبی می‌تواند موجب فرونشست زمین، خشکسالی و تهدیدی برای اکوسیستم ها شود و از سوی دیگر اقتصاد خانوارهای روستایی را نیز به خطر بیاندازد.بنابراین برای حل مشکل ناترازی آب، لازم است که سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در زیرساخت‌های آبی انجام شود، همچنین توسعه فناوری‌های نوین و بهینه‌سازی مصرف آب نیز ضروری است.

    ناترازی بانک ها

    یکی دیگر از مشکلات ناترازی بانک‌ها مربوط می‌شود؛ این ناترازی به وضعیتی اشاره دارد که در آن تعهدات مالی یک بانک، نظیر سپرده‌ها و وام‌ها، با دارایی‌های آن، از جمله وام‌های پرداخت شده و سرمایه‌گذاری‌ها، همخوانی ندارد.

    به عبارت دیگر، مفهوم ناترازی در بانک‌ها به جنبه‌های اقتصادی و مالی اشاره دارد و با مفهوم حسابداری ترازنامه که همواره در حالت تعادل است، تفاوت دارد. زمانی که کیفیت دارایی‌های بانک‌ها پایین باشد و نتوانند در مواقع ضروری به نقدینگی تبدیل شوند، بانک با ناترازی مواجه می‌شود. عدم دسترسی به منابع مالی کافی و منطقی برای تأمین نقدینگی در کوتاه‌مدت و بلندمدت، نشانه‌ای از وضعیت بحرانی ناترازی در بانک یا مؤسسه مالی به شمار می‌آید.

    بر اساس نظرات کارشناسان اقتصادی، کاهش ارزش دارایی‌های بانکی و افزایش بدهی‌ها از جمله عوامل اصلی ناترازی‌ها به شمار می‌روند. همچنین، عدم مدیریت ریسک در بانک‌ها می‌تواند به اعطای وام‌های پرخطر و در نتیجه افزایش ناترازی منجر شود.

    علاوه بر این، نرخ پایین سود سپرده‌ها و تأخیر در وصول مطالبات از مشتریان، به کاهش درآمدها و ناترازی مالی منجر می‌شود. اعطای وام‌های غیرقابل بازپرداخت به مشتریانی که از نظر مالی ضعیف هستند نیز ریسک را افزایش می‌دهد. به علاوه، تأثیرات اقتصادی کلان مانند بحران‌های اقتصادی و نوسانات ارزی می‌توانند به تشدید ناترازی بانک‌ها کمک کنند.

    این ناترازی‌ها می‌توانند باعث کاهش تسهیلات بانکی، افت سرمایه‌گذاری و تولید، افزایش نرخ بیکاری و افزایش قیمت‌ها شوند. در نتیجه، نرخ تورم بالا رفته و قدرت خرید مردم کاهش می‌یابد که این موضوع به ناترازی‌های اجتماعی و اقتصادی دامن می‌زند. همچنین، کاهش توانایی بانک‌ها در ارائه وام‌های مصرفی می‌تواند به نارضایتی‌های اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی به نظام حکمرانی منجر شود.

    ناترازی بودجه

    هر ساله در زمان ارائه لایحه بودجه، بحث درباره ناترازی آن در میان رسانه‌ها و اقتصاددانان به شدت داغ می‌شود. این ناترازی به وضعیتی اشاره دارد که در آن هزینه‌ها از منابع درآمدی فراتر می‌روند. به عبارت دیگر، زمانی که یک دولت، سازمان یا نهاد مالی هزینه‌هایی را متقبل می‌شود که بیش از درآمدهای حاصل از مالیات، عوارض و سایر منابع مالی است، ناترازی بودجه به وجود می‌آید. این ناترازی می‌تواند پیامدهای جدی برای اقتصاد کشور به همراه داشته باشد، از جمله افزایش بدهی‌های عمومی، کاهش اعتبار مالی و بروز مشکلات اقتصادی نظیر تورم، کاهش سرمایه‌گذاری و افت رشد اقتصادی.

    در واقع، ناترازی اقتصادی به دلیل افزایش هزینه‌های دولتی و کاهش درآمدها به وجود می‌آید و این موضوع فشار بیشتری به دولت وارد می‌کند تا منابع مالی را از طریق افزایش مالیات‌ها، استقراض و کاهش هزینه‌های عمومی تأمین کند. این روش‌ها ممکن است ناترازی‌های دیگری را نیز تشدید کنند. افزایش مالیات‌ها می‌تواند به کاهش تولید و سرمایه‌گذاری در صنایع منجر شود و در نتیجه بیکاری را افزایش دهد. همچنین، استقراض بیش از حد می‌تواند به افزایش بدهی‌های عمومی و کاهش اعتبار کشور منجر شود که این وضعیت می‌تواند بحران‌های مالی و تورمی را تشدید کند.

    از سوی دیگر، کاهش هزینه‌های عمومی به‌عنوان یک راهکار برای جبران کسری‌بودجه ممکن است به کاهش خدمات عمومی و افزایش نارضایتی‌های اجتماعی منجر شود. این کاهش در خدماتی مانند بهداشت و آموزش، کیفیت زندگی افراد را تحت تأثیر قرار داده و نابرابری‌های اجتماعی را تشدید می‌کند. نارضایتی‌های اجتماعی می‌توانند به بروز ناآرامی‌ها و بحران‌های اجتماعی منجر شوند که خود به تشدید ناترازی‌های بودجه‌ای و اقتصادی کمک می‌کند.

    ناترازی صندوق‌های بازنشستگی

    صندوق‌های بازنشستگی در حال حاضر با مشکلات جدی ناترازی روبرو هستند که به دلیل افزایش تعداد بازنشستگان، کاهش منابع مالی، رکود اقتصادی، تورم بالا و… به وجود آمده است.این ناترازی‌ها می‌تواند توانایی صندوق‌ها در پرداخت مستمری‌ها را تحت تأثیر قرار دهد و به نارضایتی اجتماعی منجر شود.

    عدم تعادل میان ورودی‌ها و خروجی‌ها یکی از مشکلات اساسی کشور به شمار می‌رود. در صورتی که این مسائل به درستی مدیریت نشوند، کیفیت زندگی بازنشستگان کاهش یافته و ممکن است به بحران‌های اجتماعی و اقتصادی منجر شود. همچنین، کاهش مستمری‌ها می‌تواند به افزایش جمعیت فقیر و فشار بیشتر بر دولت برای تأمین نیازهای اساسی منجر گردد و ناترازی بودجه را تشدید کند.

    ناترازی ارزی

    ناترازی ارزی به وضعیتی گفته می‌شود که در آن یک کشور قادر به انجام تعهدات ارزی خود نیست، به دلیل عدم توازن میان عرضه و تقاضای ارز خارجی. این ناترازی معمولاً ناشی از عدم تطابق بین درآمدهای ارزی (مانند صادرات، سرمایه‌گذاری‌های خارجی و کمک‌های مالی) و هزینه‌های ارزی (مانند واردات و پرداخت‌های بین‌المللی) به وجود می‌آید.
    ناترازی ارزی پیامدهای متعددی دارد که شامل کاهش ارزش پول ملی و افزایش تورم، افزایش هزینه‌های واردات، احتمال بروز بحران‌های اقتصادی و مالی، و کاهش سرمایه‌گذاری خارجی می‌شود. عدم ثبات ارزی می‌تواند سرمایه‌گذاران خارجی را از ورود به بازار کشور منصرف کند.
    عوامل مؤثر در ناترازی ارزی شامل کاهش صادرات به دلیل رکود جهانی و مشکلات تولید، افزایش واردات به واسطه وابستگی به کالاهای خارجی، نوسانات قیمت جهانی کالاها، رشد اقتصادی سریع‌تر از ظرفیت تولید داخلی، تحریم‌ها و محدودیت‌های اقتصادی، و نوسانات نرخ ارز هستند. این عوامل می‌توانند به کاهش درآمدهای ارزی و فشار بر تراز تجاری کشور منجر شوند.

    همچنین در ادامه این ناترازی‌ها، می توان به ناترازی‌های موجود در صنعت، ناترازی بازار کار و ناترازی نظام مالیاتی نیز اشاره کرد.

  • ناترازی بانک‌های ایران از کجا آب می‌خورد؟

    ناترازی بانک‌های ایران از کجا آب می‌خورد؟

    به گزارش اقتصادران، ناترازی بانک‌ها از جمله مشکلاتی است که همواره سیستم بانکی کشور‌های مختلف را تهدید کرده است و حتی برخی از کشور‌ها را نیز به مرز بحران رسانده است.

    به گزارش ایرنا، این تهدید تنها مخصوص نظام بانکی ایران نبوده و در کشور‌های دیگر نیز رخ داده است و بیشتر زمانی رخ می‌دهد که تعهدات و بدهی‌های بانک (مثل سپرده‌های مشتریان) از دارایی‌های نقد شونده بیشتر شود. این وضعیت می‌تواند به مشکلات جدی مثل نقدینگی یا حتی ورشکستگی بانک منجر شود.

    دلایل، پیامد‌ها و راه حل‌های مقابله با ناترازی بانک‌ها

    ناترازی بانک‌ها دلایل متفاوتی دارد که هرکدام می‌تواند بستری برای ایجاد بحران‌های پولی باشد. یکی از مواردی که می‌تواند باعث ایجاد ناترازی در بانک‌ها شود اعطای تسهیلات غیرجاری (NPL) است و زمانی اتفاق می‌افتد که وام‌های اعطایی از سوی بانک برگشت داده نمی‌شوند به همین دلیل دارایی‌های بانک کاهش پیدا می‌کند یا اینکه اگر بانک‌ها در مدیریت ریسک‌های مالی و اعتباری ضعیف عمل کنن، ممکن است به ناترازی دچار شوند.

    رکود اقتصادی، تورم بالا یا نوسانات نرخ ارز نیز می‌تواند بر توانایی بانک‌ها در بازپرداخت بدهی‌های خود تأثیر گذار بوده و یا اینکه سیاست‌های پولی و مالی نادرست دولت یا بانک مرکزی هم می‌تواند به ناترازی بانک‌ها منجر شود.

    این موارد باعث کاهش اعتماد عمومی شده و اگر اعتماد مردم به بانک‌ها کاهش یابد، ممکن است سپرده‌های خود را از بانکی که اعتماد آن از دست رفته خارج کنند که باعث ایجاد ناترازی بیشتر برای بانک می‌شود.

    کاهش نقدینگی که از طریق عمل نکردن به تعهدات بانک ایجاد می‌شود، درنهایت به بحران نقدینگی منجر شده و تأثیرات منفی بر اقتصاد می‌گذارد و می‌تواند رشد اقتصادی را کُند کند.

    تحریم‌ها یا بحران‌های جهانی (مثل بحران مالی ۲۰۰۸) نیز می‌تواند بر ثبات بانک‌ها تأثیر گذاشته و باعث ناترازی بانک‌ها شود.

    براساس تجربیات جهانی می‌توان برای مقابله با ناترازی‌ها اقدامات موثری انجام داد که از آن جمله می‌توان به بازسازی دارایی‌ها و بدهی‌های بانک‌ها برای به تعال رسیدن، تزریق سرمایه، مدیریت بهتر ریسک و نظارت قوی‌تر بانک مرکزی و نهاد‌های نظارتی بر عملکرد بانک‌ها اشاره کرد.

    تجربه ناترازی‌ها در کشور‌های دیگر

    ناترازی بانک‌ها یک مشکل جهانی است و در بسیاری از کشور‌ها رخ داده است که به چند تجربه جهانی در این زمینه اشاره می‌شود.

    بحران مالی ۲۰۰۸ (ایالات متحده و اروپا): بحران مالی ۲۰۰۸ یکی از بزرگ‌ترین نمونه‌های ناترازی بانک‌ها در سطح جهانی است. در این بحران، بانک‌های بزرگ آمریکایی و اروپایی به دلیل وام‌های پرریسک مسکن (Subprime Loans) با ناترازی شدید مواجه شدند. این بحران به ورشکستگی برخی بانک‌ها و رکود جهانی منجر شد.

    ژاپن (دهه ۱۹۹۰): در دهه ۱۹۹۰، ژاپن با بحران بانکی مواجه شد که به «دهه گمشده» معروف است. دلیل اصلی این بحران، افزایش تسهیلات غیرجاری به دلیل ترکیدن حباب قیمت دارایی‌ها بود. بانک‌های ژاپنی بعد از آن برای سال‌ها با ناترازی دست و پنجه نرم کردند.

    یونان (بحران بدهی اروپا): در بحران بدهی اروپا (۲۰۱۰-۲۰۱۲)، بانک‌های یونان به دلیل وام‌های غیرجاری و بحران بدهی دولت، با ناترازی شدید مواجه شدند. این بحران به کمک‌های مالی بین‌المللی و برنامه‌های ریاضتی منجر شد.

    هند (مشکلات بانکی اخیر): در سال‌های اخیر، برخی بانک‌های هند نیز به دلیل افزایش تسهیلات غیرجاری و مدیریت ضعیف ریسک، با بجران ناترازی دست و پنجه نرم کرده و دولت هند برای حل این مشکل، برنامه‌های بازسازی بانکی و ادغام بانک‌ها رو اجرا کرد.

    اقدامات بانک مرکزی برای جلوگیری از ایجاد بحران ناترازی

    با اینکه یکی از مهمترین دلایل ایجاد ناترازی بانک ها، تحریم‌های بین المللی است، اما بانک مرکزی ایران تلاش کرده که در برهه‌های مختلف از بروز چنین رخدادی در نظام پولی و بانکی کشور پیشگیری کند. با این حال، برخی بانک‌ها و مؤسسات مالی در سال‌های اخیر به دلایل مختلف مثل مدیریت ضعیف، تسهیلات غیرجاری بالا، یا شرایط اقتصادی چالش‌برانگیز، بیشتر در معرض ناترازی قرار گرفتند.

    فرشاد محمدپور معاون نظارت بانک مرکزی در این زمینه با بیان اینکه ۱۰ بانک دارای نسبت کفایت سرمایه ۸ درصد هستند، گفته است: ۱۰ بانک زیر ۸ درصد و ۵، ۶ بانک نزدیک ۶ درصد هستند و ۹ بانک هم کفایت سرمایه منفی دارند.

    محمدپور در خصوص بانک‌هایی که کفایت سرمایه منفی دارند گفت: دو بانک دولتی ملی و سپه و سه بانک سرمایه ایران زمین و آینده از جمله مهم‌ترین بانک‌های با کفایت سرمایه منفی هستند.

    این مقام مسئول تصریح کرد: برای امسال پیش بینی شده است که بانک‌ها ۲۰۰ همت افزایش سرمایه داشته باشند. مصوبه هیئت وزیران از محل سود انباشته تجدید ارزیابی دارایی‌ها و چند محل دیگر افزایش سرمایه پیش بینی کرده است که بانک‌ها افزایش سرمایه داشته باشند.

    وی ادامه داد: در حال حاضر ۱۲ بانک برنامه افزایش سرمایه خود را ارائه داده‌اند که بانک مرکزی برخی از این برنامه‌ها را ابلاغ کرده است. برخی دیگر باید در مجامع برنامه خود را ارائه کنند.

    این مقام مسئول افزود: فرایند ۵ ساله برای بانک‌ها پیش بینی شده تا به کفایت سرمایه ۸ درصد برسند.

    وی در خصوص تسهیلات تکلیفی بانک‌ها گفت: نظام بانکی حداکثر می‌تواند ۱۵۰۰ همت تسهیلات پرداخت کند. چون ما نقدینگی را ۲۱ درصد با مثبت منفی ۲ درصد هدف‌گذاری کرده‌ایم.

    با این وجود برخی بانک‌های دولتی و خصوصی که رشد سریع نقدینگی و بدون پشتوانه داشتند، ممکن است با مشکلات ناترازی مواجه شده باشند که از آن جمله می‌توان به مباحثی که درباره بانک آینده مطرح می‌شود، اشاره کرد.

    در زمینه موسسات غیرمجاز خصوصی نیز می‌توان به تجربه موسسه اعتباری ثامن الحجج و فرشتگان که سال‌های گذشته فعالیت غیرمجاز داشتند و نظارتی هم بر عملکرد آنها نمی‌شد، اشاره کرد که فعالیت‌های پرریسکی داشته و بیشتر در معرض ناترازی قرار گرفتند که در نهایت هم منحل و سپرده گذاران در سایر بانک‌ها ادغام شدند.

    البته علاوه بر عواملی که پیش از این توضیح داده شد در ایران دو عامل دیگر یعنی تحریم‌ها و محدودیت‌های بین المللی و همچنین به تبع آن تورم بالا و رکود اقتصادی نیز مزید برعلت شده است.

    بانک مرکزی نیز در سال‌های اخیر تلاش کرده با نظارت بیشتر، الزام بانک‌ها به افزایش سرمایه و مدیریت بهتر ریسک، مشکل ناترازی رو کاهش دهد. به همین دلیل با اجبار بانک‌ها برای افزایش سرمایه، برخی به بازسازی ساختار مالی خود پرداخته و از خطر ناترازی دور شدند. در عین حال بانک مرکزی نیز با اجرای سیاست‌های نظارتی، اصلاحات ساختاری و حمایت‌های مالی توانسته بر عملکرد بانک‌ها نظارتی دقیق تری داشته باشد.

    از همین رو بانک مرکزی نظارت خود بر بانک‌ها و مؤسسات مالی رو افزایش داده تا از انجام فعالیت‌های پرریسک جلوگیری کند که این نظارت‌ها شامل بررسی دقیق ترازنامه‌های بانک‌ها، الزام به رعایت نسبت‌های مالی سالم مثل نسبت کفایت سرمایه (Capital Adequacy Ratio) و نسبت نقدینگی و محدود کردن اعطای تسهیلات پرریسک برای کاهش احتمال افزایش تسهیلات غیرجاری (NPL) بوده است.

    همچنین بانک مرکزی، بانک‌ها را مکلف کرده سرمایه خود را افزایش دهند تا توانایی جذب زیان‌های ناشی از تسهیلات غیرجاری رو داشته باشند. این کار از طریق تزریق سرمایه توسط سهامداران و جذب سرمایه جدید از جمله انتشار سهام یا جذب سرمایه‌گذاران جدید انجام می‌شود.

    بازسازی ساختار بانک‌های مشکل دار

    یکی دیگر از اقدامات بانک مرکزی برای کنترل ناترازی بانک‌های داخلی بازسازی ساختار بانک‌های مشکل‌دار بوده که در این مسیر برای بانک‌هایی که با ناترازی شدید مواجه بودند، برنامه‌های بازسازی ساختاری از جمله ادغام بانک‌ها و مؤسسات مالی مانند ادغام موسسه نور در بانک ملی، انتقال دارایی‌های مشکل‌دار به شرکت‌های مدیریت دارایی برای کاهش بار تسهیلات غیرجاری از ترازنامه بانک‌ها صورت گرفته است.

    بانک مرکزی در موارد خاص، برای جلوگیری از بحران‌های مالی گسترده، به بانک‌ها کمک‌های مالی ارایه داده است. این حمایت‌ها شامل اعطای خطوط اعتباری ویژه برای بهبود نقدینگی بانک‌هاست یا اینکه گاهی دارایی‌های غیرنقدشونده بانک‌ها رو خریداری می‌کند تا فشار رو از روی بانک‌ها برداشته شود، از سوی دیگرتلاش کرده تا نظام اعطای تسهیلات رو اصلاح کند تا از افزایش تسهیلات غیرجاری جلوگیری شود و این اقدامات شامل تشدید شرایط اعطای وام برای اطمینان از توانایی بازپرداخت وام‌گیرندگان و پیاده‌سازی سیستم‌های رتبه‌بندی اعتباری برای ارزیابی بهتر ریسک اعتباری مشتریان است.

    از سوی دیگر بانک مرکزی، بانک‌ها رو ملزم کرده تا اطلاعات مالی خود را به صورت شفاف و دقیق منتشر کنند که این کار به شناسایی سریع‌تر مشکلات و جلوگیری از تشدید آن کمک خواهد کرد.

    همکاری با دولت برای حل برخی از مشکلات ساختاری اقتصاد که به ناترازی بانک‌ها دامن می‌زند را در دستور دارد که امیدوار است با کاهش نرخ تورم از طریق سیاست‌های پولی و مالی مناسب و رفع موانع تولید و رشد اقتصادی برای بهبود وضعیت مالی وام‌گیرندگان بتواند از بروز ناترازی‌ها در بانک‌ها جلوگیری کند.

    به هرحال نظام پولی ایران همواره به دلایل خاصی مثل تحریم‌ها، تورم بالا، رکود اقتصادی و مدیریت ضعیف ریسک می‌تواند در معرض ناترازی‌های بانکی قرار گیرد با این حال، مشکل ناترازی در سایر کشور‌ها هم به دلایل مشابه (مثل بحران‌های اقتصادی یا مدیریت ضعیف) اتفاق افتاده است.

  • کجای دنیا بانک ها پاساژ درست می کنند یا مغازه‌داری می کنند؟!

    کجای دنیا بانک ها پاساژ درست می کنند یا مغازه‌داری می کنند؟!

    به گزارش اقتصادران، ناترازی بانکی به‌ عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های ساختاری اقتصاد ایران در سال‌های اخیر، تاثیرات چشمگیری بر عملکرد نظام بانکی و اقتصاد کلان کشور گذاشته است. این پدیده زمانی رخ می‌دهد که دارایی‌ها و بدهی‌های بانک‌ها به‌ طور متوازن مدیریت نمی‌شوند تا بانک‌ها با کمبود نقدینگی یا افزایش تعهدات پرداخت‌نشده دست‌وپنجه نرم کنند.

    در این شرایط، سوال اینجاست که چه عواملی باعث شدند شبکه بانکی کشور با یک ناترازی بزرگ مواجه شود؟ دولت و بانک مرکزی چه نقشی در این وضعیت ایفا کردند و چرا سیاست‌های آنها برای بهبود ناترازی بانک‌ها موفقیت‌آمیز نبود؟

    یوسف محنت‌فر، کارشناس اقتصادی و عضو هیات علمی دانشگاه مازندران، به این سوال‌ها پاسخ داده است.

     

    ناترازی به عارضه وحشتناک اقتصاد تبدیل شده است

    *نقطه شروع ناترازی‌‌های بانکی کشور کجا بوده و مهم‌ترین عوامل ایجاد و تشدید ناترازی چیست؟ در صورت تداوم این وضعیت، ناترازی بانک‌ها چه تاثیری بر اقتصاد کشور خواهد گذاشت؟

    نظام بانکی کشور در دهه 1390 با ناترازی‌های شدیدی روبه‌رو شد. این ناترازی‌ها گاهی آشکار می‌شوند و گاهی پنهان می‌مانند. امروزه ناترازی به عارضه وحشتناک اقتصاد تبدیل شده است.

    یکی از پیامد‌های ناترازی بانکی، مساله پایه پولی در کشور است. افزایش پایه پولی در اقتصاد هر کشوری، منابع مالی بیشتری برای افزایش حجم نقدینگی در اختیار بانک‌ها و موسسات مالی قرار می‌دهد. هر اتفاقی که در این زمینه برای بانک‌ها رخ می‌دهد، باعث بروز مشکلاتی در اقتصاد ملی می‌شود.

    نکته دیگر آن است در کشورهایی که سیاست پولی انبساطی و در راستای افزایش پول و شبه‌پول دارند، اگر این حجم از نقدینگی به سوی سرمایه‌گذاری و تولید هدایت نشود، باعث تحریک تقاضا می‌شود و تورم ایجاد می‌کند. تورم در اقتصاد ملی بر همه متغیر‌ها تاثیر می‌گذارد و ناترازی بانک‌ها را تشدید می‌کند. ایجاد ناترازی و سپس تشدید آن در این چرخه معیوب اتفاق می‌افتد.

    دلیل اصلی ناترازی بانک‌ها کسری بودجه دولت است

    *در سال‌‌های گذشته سیاست‌های دولت و بانک مرکزی چه تاثیری بر ناترازی بانک‌‌ها گذاشتند؟

    دلیل اصلی ناترازی بانک‌ها کسری بودجه دولت است. بودجه با کسری بسته می‌شود و دولت‌ها طی سنوات گذشته کسری بودجه شدیدی داشتند. عوامل دیگری مثل افزایش پایه پولی در اقتصاد ملی، تورم، کاهش ارزش پول ملی، رشد اقتصادی پایین و تحریم‌ها نیز در ناترازی بانک‌ها سهیم هستند.

    کاهش رشد اقتصادی همه بخش‌ها را دچار ناترازی می‌کند. بانک‌ها نیز جزو عوامل اقتصادی هستند که در این چرخه دچار ناترازی می‌شوند. آیا دولت توانسته برای این چالش‌ها سیاستی موثر تدوین کند؟

    یکی دیگر از عوامل مهم ناترازی بانک‌ها، تسهیلات تکلیفی هستند که دولت و بانک مرکزی با وضع قوانینی این تکالیف را به بانک‌ها تحمیل می‌کنند. نکته بعد، فعالیت‌های غیرمولد بانک‌ها هستند. در داخل و خارج از اقتصاد، همه به بنگاه‌داری بانک‌ها اشاره می‌کنند. فعالیت‌های غیرمولد بانک‌ها در اقتصاد، اثر منفی در کل نظام اقتصادی ایران به جا گذاشته است.

    کدام بانکی در جهان سکه و شمش طلا خرید و فروش می‌کند

    *بانک‌ها برای رهایی از ناترازی باید چه سیاست‌هایی در پیش بگیرند؟

    کافی است بانک دست از بنگاه‌داری بردارد تا هم نظام بانکی و هم اقتصاد ملی از شر ناترازی خلاص شوند. در کجای دنیا دیده شده بانک با خرید مستغلات بازار مسکن را به هم بزند و موجب افزایش قیمت مسکن در مناطق مختلف شود؟ بانک پاساژ درست کند یا مغازه‌داری کند؟ زمین بخرد و مجتمع مسکونی بسازد؟ کدام بانکی در جهان سکه و شمش طلا خرید و فروش می‌کند؟

    بانک‌های جهان جز در تامین منابع تولید و در مسائل تولیدی مشارکت نمی‌کنند. سلسله اقدامات مخرب بانک‌ها در فعالیت‌های غیرمولد و همراه نبودن با صنعت، کشاورزی و خدمات به تشدید ناترازی در تمام حوزه‌های اقتصادی دامن زده است.

    حمایت از تولید باید جای بنگاه‌داری را بگیرد

    *چه راهکارهایی را برای بهبود وضعیت ناترازی بانک‌ها پیشنهاد می‌کنید؟

    بانک مرکزی به عنوان تنظیم‌گر و ناظر بر شبکه بانکی باید بادقت موضوع ناترازی بانک‌ها را بررسی و برای آن چاره‌اندیشی کند. بانک مرکزی باید خیلی سریع اقدام کند و فعالیت بانک‌ها را زیر ذره‌بین نظارت بر عملکرد قرار دهد.

    تا زمانی که بانک مرکزی به وظایف ذاتی خود به عنوان ناظر شبکه بانکی عمل نکند، همچنان دچار ناترازی در بانک‌ها خواهیم بود؛ گاهی این ناترازی پنهان است و گاهی آشکار می‌شود.

    دولت باید انحراف اساسی نظم بانکی را بررسی و از فعالیت‌های غیرمولد جلوگیری کند. بانک‌ها منشوری برای خود دارند و حمایت از تولید در وظایف نظام بانکی دیده شده است. بانک باید با صنعت، کشاورزی و خدمات همراه شود.

    حمایت از تولید باید جای بنگاه‌داری را بگیرد. این اتفاق یا با دستورالعمل و بخشنامه رخ می‌دهد یا با توبیخ، تنبیه و حتی لغو مجوز فعالیت بانک میسر خواهد شد. بانک باید در رشد اقتصادی اثرگذار باشد، نه در نابودی اقتصاد!

  • بنگاه‌داري بانك‌ها، کار دستشان داد!

    بنگاه‌داري بانك‌ها، کار دستشان داد!

    به گزارش اقتصادران، ولي‌الله سيف، رييس اسبق بانك مركزي به بررسي بنگاه‌داري بانك‌ها و عنوان كرد كه ناترازي بانك‌ها، عاملي است كه به بنگاه‌داري بانك‌ها ختم مي‌شود. سيف با حضور در برنامه تلويزيوني «پايش» درباره تاثير ناترازي بانك‌ها بر ايجاد تورم توضيح داد: «ناترازي بانك‌ها آثار قابل‌توجهي در ساير بخش‌هاي اقتصاد دارد كه يكي از مهم‌ترين آنها تورم‌هاي بلندمدت است. كنترل نقدينگي، اقدامي اساسي براي مهار تورم است. در سال‌هاي 1395 و 1396، زماني كه تورم براي دو سال متوالي تك‌رقمي شد، كنترل نقدينگي نقش كليدي در اين موفقيت داشت. كاهش تورم همچنين به ساماندهي موسسات مالي غيرمجاز و نظارت بر بانك‌هاي خصوصي به دست آمد.» رييس اسبق بانك مركزي در ادامه دلايل ناترازي بانك‌ها را برشمرد و گفت: «يكي از دلايل ناترازي بانك‌ها، مدل درآمد و هزنيه بانك‌هاست كه زيان‌آور است. بانك مركزي، نرخ مجاز تسهيلات بانكي را محدود كرده است، از طرف ديگر نرخ سود به سپرده‌گذار را بيشتر كرده است؛ يعني معدل قيمت تمام‌شده جهيزشده منابع بالاتر از متوسط بازدهي تسهيلات اهدايي است. اين به معناي زيان است. بنابراين بانك‌ها نمي‌توانند سود عملياتي بدهند؛ ولي ترازنامه‌ها نشان از سود عملياتي دارند. اين سودها واقعي نيستند كه يا از فعاليت‌هاي غيرعملياتي حاصل شده‌اند يا از ارزشيابي مجدد دارايي‌ها به وجود آمده‌اند. به هر طريق، نتيجه اين سودها، نقدينگي است.»

    اين استاد دانشگاه زيان‌دهي بانك‌ها را از دلايل ناترازي آنها دانست و بيان كرد: «ناترازي بانك‌ها نتيجه انباشت بدهي‌هاست. در حال حاضر، بدهي‌هاي نظام بانكي از دارايي‌ها پيشي گرفته است. علاوه بر اين، نقدينگي خروجي از بانك‌ها بيشتر از نقدينگي ورودي است كه اين مساله، وابستگي آنها به منابع بانك مركزي را افزايش داده است. اين وابستگي در نهايت به رشد نقدينگي و تورم دامن مي‌زند. بنابراين، رفع ناترازي بايد در صدر اصلاحات اقتصادي قرار گيرد و اين امر مستلزم يك برنامه منسجم و دقيق است.»

    ناترازي، ريشه اصلي مشكلات بانك‌ها

    سيف همچنين گفت: «ريشه اصلي مشكلات بانك‌ها، ناترازي است و براي حل آن بايد مدل كسب‌وكار بانك‌ها اصلاح شود تا آنها براي جبران كسري‌هاي خود به فعاليت‌هاي غيرمرتبط مانند بنگاه‌داري روي نياورند. اگرچه بانك‌ها تحت حسابرسي قرار مي‌گيرند، اما اين حسابرسي‌ها به اندازه كافي دقيق نيستند. استفاده از روش‌هاي پيشرفته‌تر مانند حسابرسي AQR مي‌تواند تصوير دقيقي از وضعيت بانك‌ها ارايه دهد و راه‌حل‌هاي مناسبي براي تثبيت وضعيت آنها پيشنهاد كند. بنابراين بانك مركزي بايد ابزارهاي نظارتي دقيق‌تري را به كار بگيرد.» رييس اسبق بانك مركزي درباره دلايل بنگاه‌داري بانك‌ها توضيح داد: «بانك‌ها به دلايل مختلفي به سراغ بنگاه‌داري رفته‌اند كه برخي از اين دلايل به انتخاب خودشان هم نبوده است. اخيرا وزير محترم اقتصاد در مصاحبه‌اي بيان كرد كه 53درصد از خصوصي‌سازي‌ها، تسويه ديون است. عمده اين ديون نظام بانكي به‌خاطر واگذاري‌هاي شركت‌هاي دولتي ايجاد شده است. يعني بانك‌ها به‌علت تسويه بدهي دولت مجبور به بنگاه‌داري شده‌اند و خود دولت اين مسير را براي آنها مشخص كرده است.» او در ادامه ذكر دلايل بنگاه‌داري بانك‌ها افزود: «بين ويژگي‌هاي منابع نظام بانكي و بازار پول و منابعي كه در بازار سرمايه وجود دارد، تفاوت وجود دارد. ماهيت منابع بانكي، كوتاه‌مدت بودن است. اين منابع كوتاه‌مدت نمي‌تواند در مصارف بلندمدت بنگاه‌داري استفاده شود. بنابراين هر ميزان از منابع نظام بانكي كه درگير بنگاه‌داري است، بايد آزاد شود. بانك‌ها هم مكلف هستند طبق گفته وزير اقتصاد تا آخر امسال بنگاه‌داري را جمع كنند. از طرف ديگر بايد از آنها هم حمايت شود. هرچقدر اين فرايند شفافيت بيشتري داشته باشد، آثار مثبت بيشتري دارد.»

    رابطه مستقيم ناترازي و بنگاه‌داري

    اين استاد دانشگاه در پاسخ به اين پرسش كه آيا ميان ناترازي بانك‌ها و بنگاه‌داري آنها، رابطه‌اي وجود دارد، گفت: «يك رابطه مستقيم ميان بنگاه‌داري بانك‌ها و ناترازي آنها وجود دارد. بخشي از اين ناترازي مربوط به نقدينگي و نقدينه‌خواهي و صرف منابع بانكي در مصارف بلندمدت است. هرچقدر منابع در مصارف بلندمدت‌تر به‌كار گرفته شود، نقدينه‌خواهي بانك‌ها از بانك مركزي افزايش مي‌يابد و لذا نقدينگي هم رشد مي‌كند و نمي‌توان جلوي رشدش را گرفت. بانك مركزي هم تلاش‌هاي لازم را انجام مي‌دهد؛ اما نياز به حمايت دارد.» او در توضيح مسير حل ناترازي بانك‌ها تصريح كرد: «در درجه اول بانك مركزي بايد مسير درست حركت را به بانك‌ها ابلاغ كند و اين مسير را شفاف كند تا بانك‌ها بتوانند با فعاليت‌هايشان به سودآوري برسند. اين مسير بايد براي بانك دولتي و خصوصي باشد. زماني كه بانك‌ها سودآوري داشته باشند، متعاقبا بايد جلوي تمام راه‌هاي انحرافي گرفته شود. بانك مركزي هم به‌هيچ‌وجه نبايد اجازه دهد بانك‌ها از منابعش استفاده كنند؛ چراكه منابع پرقدرت بانك مركزي به بدهي بانك‌ها تبديل مي‌شود. براي همين نقدينگي كنترل نمي‌شود.» رييس اسبق بانك مركزي در پايان گفت: «دو عامل كليدي براي كنترل نقدينگي وجود دارد كه مقام معظم رهبري نيز بر آن تأكيد دارند. نخست، رفع ناترازي نظام بانكي و دوم، ايجاد تعادل در بودجه دولت است. در حال ‌حاضر، حجم تسهيلات تكليفي بانك‌ها به قدري زياد است كه رشد سپرده‌هاي آنها صرفا كفاف وصول مطالبات را مي‌دهد. اين مساله بانك‌ها را ناچار به استفاده از منابع بانك مركزي مي‌كند.»

  • آقای فرزین! تاوان ناترازی بانک‌ها را مردم باید بدهند؟

    آقای فرزین! تاوان ناترازی بانک‌ها را مردم باید بدهند؟

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر در نبود نظارت و سیاست‌های مؤثر از سوی بانک مرکزی و وزارت اقتصاد، شاهد رشد قارچ‌گونه بانک‌های زیان‌ده و ناتراز در شبکه بانکی کشور بوده‌ایم. بانک‌هایی که برای بقا دست به دامان بانک مرکزی و استقراض‌های کلان از این بانک شدند و بانک مرکزی نیز با چاپ پول و افزایش پایه پولی و رشد نقدینگی، نیازشان را تأمین کرد. روندی که در نهایت منجر به کاهش ارزش ریال و رشد تورم و افت چشمگیر قدرت خرید مردم و به خصوص دهک‌های پایین جامعه شد.

    بنابراین، بسیاری از کارشناسان و اساتید اقتصادی و بانکی بر ضرورت اصلاح رویه چنین بانک‌هایی از سوی سیاست‌گذار پولی تأکید داشتند. به‌گونه‌ای که فرزین شخص اول بانک مرکزی نسبت به این مطالبه، در اوایل سال گذشته تأکید کرد: بانک‌های ناتراز شش ماه فرصت دارند تا این معضل را که تأثیر نامطلوبی در شاخص‌های کلان اقتصادی دارد، برطرف کنند. فرزین در آن مقطع معتقد بود: حجم اضافه برداشت برخی بانک‌ها از بانک مرکزی قطعاً قابل‌قبول نیست و بانک‌های ناتراز در این زمینه برای تعیین تکلیف، حتماً مشمول قاعده و فرایند گزیر خواهند شد.

    سخنانی که در نگاه اول از عزم جدی عالی‌ترین مقام بانکی برای برچیدن سفره بانک‌های ناتراز و زیان‌ده از شبکه بانکی کشور حکایت داشت، اما حالا با گذشت یک سال و نیم از این اظهارات، شاهد عقب‌نشینی رئیس کل بانک مرکزی از مواضع گذشته‌اش هستیم.

    چرخش فرزین در میرداماد

    فرزین رئیس کل بانک مرکزی چند روز قبل در همایشی با حضور رئیس مجلس شورای اسلامی و وزیر اقتصاد گفته است: تحلیل ما این است که به جز چند بانک خصوصی که معضلات آنها عمده شده و برنامه اصلاحیه دو سه ساله برای آنها تدوین شده است مابقی بانک‌های خصوصی را به نسبت کفایت سرمایه ۸ درصد خواهیم رساند. فرزین تأکید داشت: دو بانک هم در یک دوره زمانی ۵ساله به کفایت سرمایه ۸ درصد خواهند رسید و اگر نرسند باید منحل بشوند. 

    بنابراین، رئیس کل بانک مرکزی که سال گذشته از ضرب الاجل شش ماهه برای اصلاح بانک‌های ناتراز و زیان‌ده گفته بود، حالا در یک چرخش عجیب، به بانک‌های ناتراز فرصت دو سه ساله داده تا شاید اصلاح شوند و برای دو بانکی که اوضاع زیان‌ده تری دارند نیز ترجیح داده است تا پنج سال دیگر فرصت دهد و این دو بانک زیان‌ده و ناتراز به فعالیتشان ادامه دهند تا شاید آن موقع در صورت تداوم زیان دهی، منحل شوند!

    مماشات چندین ساله با بانک‌های ناتراز و زیان‌ده در دولت چهاردهم، تحت سیاست‌های بانک مرکزیِ فرزین اقدامی است که می‌تواند به تداوم چاپ پول و استقراض از بانک مرکزی و بازار بین‌بانکی منجر شوند و در نهایت فشار چنین رویه‌ای به جیب مردم و افزایش تورم می‌رسد.

    این در شرایطی است که بسیاری از بانک‌های زیان‌ده و ناتراز در سال‌های اخیر با سیاست‌های خلق پول، به دنبال بنگاه‌داری و ورود به بازار‌هایی نظیر ارز، املاک و برج‌سازی رفته‌اند و حالا زیان و ناترازی صورت‌های مالی آن به دوش نظام بانکی است. بانک‌هایی که هر ساله برای هیئت‌مدیره، پاداش و تسهیلات نجومی تصویب می‌کنند و حالا خیال شان راحت است که حداقل تا دو سال دیگر، قرار نیست منحل شوند؛ فرصتی که برای دو بانک زیان‌ده دیگر تا پنج سال تمدید شده است. شاهکاری در ساختمان شیشه میرداماد که بهای آن را مردم با بی‌ارزش شدن ریال در جیب شان می‌پردازند.