برچسب: ناترازی اقتصادی

  • 8 گره کور در اقتصاد ایران

    8 گره کور در اقتصاد ایران

    به گزارش اقتصادران،با نزدیک شدن چهاردهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری کشور، یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که مطرح می‌شود چالش‌های پیش روی سکاندار دولت جدید خواهد بود. در همین رابطه مسعود نیلی، اقتصاددان، در گفت‌وگویی به میزبانی پویا جبل‌ عاملی، سردبیر روزنامه «دنیای اقتصاد»، در ویژه برنامه دولت چهاردهم به این پرسش پاسخ داده است. نسخه تصویری این برنامه در وب‌سایت اکو ایران قابل مشاهده است و در گزارشی، مهم‌ترین موضوعات مطرح‌شده در این گفت‌و‌گو به تحریر درآمده است.

     مسعود نیلی در ابتدای این گفت‌وگو با تاکید بر اهمیت طرح این موضوعات در آستانه انتخابات و اثر آن بر ارتقای آگاهی عمومی گفت: به نظر من سال‌های آینده بسیار خاص و حساس خواهد بود زیرا چندین مساله که در طول بازه‌های بلندمدت نهفته بودند کم‌کم آشکار شده و ابعاد واقعی آنها در حال نمایان شدن است. اما اگر به این مشکلات توجه کافی نشود ممکن است کار بسیار سخت شود. در ادامه نیلی به بررسی ۸  چالش اصلی که نظام حکمرانی نمی‌تواند نسبت به آنها بی‌تفاوت باشد پرداخت.

    فاجعه ناترازی در اقتصاد

    به گفته این اقتصاددان مهم‌ترین چالش، ناترازی در اقتصاد است. او در این رابطه ادامه داد: مسائلی که زمانی به آنها ناترازی می‌گفتم و بعد آنها را ابرچالش نامیدم به تدریج تبدیل به یک فاجعه می‌شوند. برای مثال در زمینه ناترازی‌های اقتصاد، مساله انرژی حائز اهمیت است. طی سال‌های گذشته، نرخ رشد مصرف انرژی کشور از هر معیار بین‌المللی، بالاتر بوده است. به طور متوسط رشد مصرف انرژی ما سالانه بین ۶ تا ۶.۵درصد بوده است اما تولید ما در حوزه نفت ثابت بوده و بعد از تحریم‌ها کاهش پیدا کرده است. در حوزه گاز نیز هرچند تولید ما افزایش پیدا کرده اما دیگر به نقطه اوج خود رسیده است.

    چالش منابع طبیعی

    نیلی چالش دوم را در زمینه منابع طبیعی می‌داند. به گفته او در بحث آب، ذخایر آبی زیرزمینی کشور به‌شدت در حال تخلیه است و جایگزین هم نمی‌شود. بنابراین روند کم‌آبی و بروز بحران آبی کاملا قابل پیش‌بینی است و کارشناسان هم نسبت به آن هشدار می‌دهند و به دنبال آن فرونشست زمین، بیابان‌زایی و توفان‌های گرد‌وغبار اتفاق خواهد افتاد.

    کسری بودجه و محل تامین آن

    به اعتقاد این اقتصاددان، چالش سوم در حوزه مالی و کسری بودجه دولت است. این ناترازی یکی از مسائلی است که ما به شکل تاریخی با آن مواجه بودیم و با شروع تحریم‌ها ابعاد آن بزرگ‌تر شده است. با وجود منع استقراض دولت از بانک‌مرکزی از زمان برنامه سوم و ورود اوراق به چرخه اقتصاد از سال ۱۳۹۵، نابسامانی‌های این حوزه به‌شدت جدی بوده و یکی از مهم‌ترین اثرات آن تورم است. زمانی که دولت نمی‌تواند از بانک‌مرکزی قرض بگیرد، بدهی ایجاد می‌کند که به‌شدت این مقدار بدهی فزاینده است.

    نیلی ادامه داد: برای مثال رشد بدهی دولت به بانک‌های تجاری سال ۹۴ به میزان ۸.۵درصد، سال ۹۹ به میزان ۴۴درصد و سال ۱۴۰۲، ۱۱۰درصد شده است. همچنین مخارج بازنشستگی که در بودجه دولت وجود دارد حدود ۵۰۰هزار میلیارد تومان است که نشان می‌دهد در سمت مخارج دولت مواردی وجود دارد که کاری نمی‌توان برای آنها کرد و سمت منابع هم خیلی محدود است. البته این تنها یک قلم از مخارج دولت است. این استاد دانشگاه در رابطه با اصلاح ساختار بودجه تاکید کرد: هرچند این موضوع مدام تکرار شده و کارهایی هم برای آن انجام شده است؛ اما به لحاظ سیاسی کسی حاضر نیست وارد آن شود، چون هزینه‌های آن بسیار بالاست و جراحی‌های جدی برای آن باید انجام شود اما چاره‌ای جز ورود به این اصلاحات وجود ندارد.

    بحران نظام بانکی

    چالش چهارم از ۸ چالش پیش روی دولت چهاردهم از منظر مسعود نیلی، موضوع نظام بانکی است. به گفته او این موضوع هم مرتب گفته شده اما به دلایل سیاسی کسی جرات نکرده به طور جدی به آن بپردازد. در نتیجه چون دولت هم ناترازی خود را به صورت تاریخی روی نظام بانکی منتقل می‌کند، بانک‌مرکزی هم با مجموعه‌ای از ناترازی‌های مالی در اقتصاد مواجه است، کار خاصی نمی‌تواند برای آن انجام دهد. در شرایط فعلی ترازنامه بانک‌ها را تحت فشار می‌گذارد و بانک هم چون نمی‌تواند تسهیلاتی را که به دولت می‌دهد کاهش دهد در نتیجه سایر تسهیلات پرداختی خود را محدود می‌کند.  برای مثال سهم بدهی بانک‌ها به بانک‌مرکزی از پایه پولی برای یک مدت طولانی ۱۵ تا ۲۰درصد بوده است اما در ۱۱ماهه ۱۴۰۲ مطابق آمار بانک‌مرکزی به ۶۵درصد رسیده است. باید توجه کرد که ترکیب پایه پولی به اندازه خود پایه پولی مهم است و تورم‌زایی نقدینگی با سهم هر ترکیب در پایه‌ پولی ارتباط جدی دارد.

    چالش بخش واقعی اقتصاد

    چالش پنجم به بخش واقعی اقتصاد مربوط است. در بخش واقعی اقتصاد نیز نظام بنگاه‌داری در اقتصاد ایران شکل و شمایل مشخصی پیدا کرده است. زمانی بود که فکر می‌کردیم قرار است خصوصی‌سازی اتفاق افتد، اما امروز که وضعیت بنگاه‌ها مشخص شده است می‌بینیم که بنگاه‌های بزرگ همه غیرخصوصی است. این موضوع نشان می‌دهد سیاستی وجود دارد مبنی بر اینکه بنگاه‌های بزرگ نباید خصوصی باشند. اما در میان بنگاه‌های بزرگ غیرخصوصی آنهایی که انرژی استفاده می‌کنند و صادراتی هستند و عملا از نوسانات بزرگ نرخ ارز منتفع می‌شوند، غیر‌خصوصی‌های حاکمیتی هستند. همچنین تعدادی از بنگاه‌های بزرگ دردسرآفرین به صورت مستقیم و غیرمستقیم همچنان درگیر دولت هستند، مانند خودروسازی‌ها.  بنابراین سازوکارهای انگیزشی که ما انتظار داریم در بنگاه‌ها برقرار باشد، بخش واقعی اقتصاد از آن تهی است و در این شرایط رشد اقتصادی ضربه می‌بیند.

    چالش نظام حمایتی

    در سمت خانوار اقتصاد نیز، نظام آشفته و شکست‌خورده پرداخت یارانه را داریم که چالش ششم به آن مربوط است. زیرا مقادیر قابل توجهی یارانه با اثربخشی خیلی کم پرداخت می‌شود. مطابق آمارها یارانه گندم و آرد در بودجه با بودجه آموزش‌وپرورش کاملا قابل مقایسه است. درحالی‌که یارانه باید ۴ویژگی داشته باشد؛ یکی اینکه فراگیر نباشد، فزاینده نباشد، مشروط باشد و پایانی برای آن تعریف شده باشد که یارانه‌ها در ایران هیچ‌کدام از این ویژگی‌ها را ندارد.

    اثر تحریم‌ها

    هفتمین چالش پیش روی دولت چهاردهم، مساله‌ تحریم‌ها از منظر اقتصادی است. ما می‌دانیم تحریم مقدار صادرات نفت ما را کاهش داده و دسترسی به درآمد حاصل از مقدار نفتی را که صادر می‌کنیم نیز کمتر کرده است. این موضوع با وارد کردن لطمه درآمدی به بودجه دولت در نهایت تبدیل به نقدینگی می‎شود. از سمت دیگر هم عرضه ارز را کاهش داده است. در چنین شرایطی که تقاضای کل اقتصاد با رشد نقدینگی افزایش می‌یابد و عرضه ارز کاهش یافته است، طبیعی است که نرخ ارز در این شرایط بیش از تورم افزایش یابد.

    غیرمنضبط بودن نظام بودجه‌ای

    به گفته نیلی، آخرین موضوع که امروز کاملا مشخص شده، غیرمنضبط بودن نظام بودجه‌ای کشور است که باعث شده اسکلت مشخصی برای هزینه‌های مالی به نام بودجه نداریم. به شکلی در حال حاضر یک بودجه وجود دارد، در کنار آن نیز فرابودجه در حال شکل‌گیری و بزرگ شدن است و حتی در شرایط کنونی، فروش نفت توسط نهادهای مختلف (غیر از دولت) صورت می‌گیرد.

    زمین سخت اصلاحات اقتصادی

    این استاد دانشگاه معتقد است ادامه این ۸چالش می‌تواند مشکلات جدی ایجاد کند و آنچه به اصلاحات اقتصادی معروف است باید این مسائل را برطرف کند. البته باید توجه کرد که بخش کارشناسی ما قابلیت خوبی داشته و طرح‌های مناسبی را ارائه کرده است. اما به نظر می‌رسد اجرا و رسیدگی به آن کار سختی بوده و درهم‌تنیدگی جدی نیز بین این مشکلات وجود داشته است. نگاهی به عوامل محیطی و غیراقتصادی نشان می‌دهد این عوامل باعث شده زمین بازی در اقتصاد بسیار کوچک شود و حکمرانی اقتصادی شکل خدمات امدادی به خود بگیرد و تنها به مسائل معیشتی و روزمره بپردازد.

    نقطه کانونی اصلاحات اقتصادی

    نیلی در ادامه به بررسی این عوامل محیطی که روی اقتصاد سرشکن شده‌اند پرداخت. به گفته او اولین این عوامل که ارتباط متقابلی با اقتصاد دارند، روابط خارجی است. تجربه نشان داده سیاست خارجی ابزاری برای توسعه اقتصادی است. اما در کشور ما از روابط خارجی، هزینه غیرقابل پیش‌بینی برای اقتصاد به وجود می‌آید.  در نتیجه رابطه سیاست خارجی با اقتصاد امروز به رابطه هزینه رسیده است. موضوع دوم نیز سیاست داخلی یا نحوه تعامل بین حکمرانی و جامعه در مسائل غیراقتصادی است. اگر پس ذهن سیاستگذار انجام اصلاحات اقتصادی باشد، باید آستانه تحمل جامعه بالا رفته و اعتماد متقابلی وجود داشته باشد اما به نظر می‌رسد این شرایط امروز فراهم نیست.

    این اقتصاددان معتقد است مساله سوم، کیفیت نظام حکمرانی است. برای حل مشکلات پیچیده‌ای که به آن اشاره شد به افرادی نیاز است که توان آن را داشته باشند. اما این کیفیت از لحاظ فارغ‌التحصیلانی که می‌توانند وارد دستگاه‌های ستادی دولت شوند محدود است. بنابراین بعد دیگر این است که ممکن است سیستم حکمرانی بخواهد مسائل را حل کند اما امکانات لازم را برای آن نداشته باشد. موضوع چهارم ذی‌نفعان شکست اصلاحات اقتصادی هستند. برای مثال توزیع ارز با نرخ پایین نیازمند نظارت است و دولت را به سمت قیمت‌گذاری می‌کشاند. موضوعی که فسادآفرین است و گروه‌های ذی‌نفع را ایجاد می‌کند که یکدیگر را پیدا می‌کنند. بنابراین امروز ما ذی‌نفعان بزرگی برای بد کارکردن اقتصاد داریم که خواهان شکست اصلاحات اقتصادی هستند.

    آخرین موضوع هم به چالش سرمایه اجتماعی در کشور مربوط است. اگر نظام حکمرانی ما نسبت به موارد ذکرشده بی‌تفاوت باشد، مسائل فشار وارد می‌کنند اما اگر قصد حل آنها را داشته باشد باید تکیه‌گاه‌های مطمئنی داشته باشد و از آن مهم‌تر اینکه نهاد حکمرانی باید اعتبار مناسبی داشته باشد. اگر این شرایط تغییر نکند اصلاحات اقتصادی یک اقدام بوروکراتیک نیست و در کوتاه‌مدت هزینه‌هایی دارد که اگر همراهی مردم را نداشته باشد ممکن است سیاستگذار را منحرف کند.

    نیلی در پایان خاطرنشان کرد: ما با مجموعه‌ای از مسائل در حکمرانی مواجه هستیم و ۸ چالشی که به آنها اشاره شد کاملا بزرگ و فراتر از ابرچالش هستند که سرنوشت کشور به آن گره خورده است. من معتقدم نقطه کانونی و مرکزی این است که دولتی مورد اعتماد جامعه تشکیل شود، به طوری که جامعه حس خوبی از تکیه کردن به آن داشته باشد و در عمل هم آن را ببیند، زیرا بدون رشد آگاهی جامعه این اصلاحات انجام‌شدنی نیست.

  • ایران در شرایط خطیر اقتصادی قرار دارد / شکاف ایران با رقبای منطقه‌ای بیشتر شده است

    ایران در شرایط خطیر اقتصادی قرار دارد / شکاف ایران با رقبای منطقه‌ای بیشتر شده است

    به گزارش اقتصادران، تنور انتخابات ریاست‌جمهوری چهاردهم روز به روز داغ‌تر می‌شود و نامزدها هر کدام به رونمایی از برنامه‌های خود می‌پردازند. رفته رفته دیدگاه‌های اقتصادی کاندیداها در حال روشن شدن است و هر یک با توجه به شرایط سخت اقتصادی کشور، وعده‌هایی را مطرح می‌کنند.

    در همین رابطه وحید شقاقی‌شهری، اقتصاددانان در واکنش به اظهارات کاندیداهای ریاست‌جمهوری چهاردهم گفت: در شرایطی کشور در حال آماده شدن برای برگزاری چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری می‌شود که شرایط خطیری بر اقتصاد ایران از منظر شاخصه‌های جهانی و منطقه‌ای سایه افکنده است. دیدگاه‌های اقتصادی کاندیداهای چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در حال روشن شدن است.

    وی افزود: بررسی مقایسه‌ای اهداف کلان اقتصادی سند چشم‌انداز با رقبای منطقه‌ای گویای این واقعیت است که طی دوره ۲۰ ساله سند چشم‌انداز شاهد عقبگرد در تعدادی از شاخص‌های کلیدی اقتصادی هستیم و شکاف ایران با رقبای منطقه‌ای بیشتر شده است.

    این اقتصاددان متذکر شد: از طرف دیگر سرمایه‌گذاری‌های عظیمی توسط کشورهای منطقه در گذر از اقتصاد خام‌محور، نفت‌محور و تک‌محصولی با افزایش منابع متعدد تولید ثروت (ثروت‌آفرینی) از جمله اقتصاد دانش‌بنیان، اقتصادمجازی و هوش مصنوعی، اقتصاد گردشگری و ورزش، ساخت شهرهای نوین بدون کربن و هوشمند، و افزایش صادرات خدمات با ارزش افزوده بالا طی سال‌های اخیر شروع شده و با سرعت در حال انجام است و در صورت تعلل و تاخیر اقتصاد ایران، شکاف اقتصادی ایران با رقبا تشدید خواهد شد.

    شقاقی عنوان کرد: دوم این‌که تحریم‌های اقتصادی از دهه ۹۰ معیشت و اقتصاد ایران را به شدت تحت‌تاثیر خود قرار داده و در کنار ضعف مدیریت و سیاست‌گذاری‌های کلان اقتصادی، شرایط رکود تورمی عمیقی بر اقتصاد کشور تحمیل کرده است.

    وی بیان کرد: سوم این‌که انباشت ناترازی‌های اقتصاد کلان به دلیل تعلل در اجرای اصلاحات ساختاری و نهادی به خصوص در بخش‌های بانکی، آب و فرونشست زمین، صندوق‌های بازنشستگی، انرژی (نفت وگاز و بنزین) و برق در کنار تهدیدات و ابرروندهایی مخربی همچون کاهش رشد و سالمندی جمعیت، افزایش ادراک فساد مالی و اقتصادی در کنار تنزل سرمایه اجتماعی، تنگنای منابع مالی و تشدید فرسودگی زیرساخت‌های اقتصاد، افزایش شکاف طبقاتی و گذار جهان از وابستگی به سوخت‌های فسیلی، بر شدت و دامنه پیچیدگی‌های اداره و حکمرانی اقتصاد ایران در سال‌های پیشروی دهه ۱۴۰۰ افزوده است.

     

    اسناد توسعه‌ای با ادبیات نوین اقتصادی عجین مشده‌اند

    این اقتصاددان با بیان این‌که در روزهای گذشته کاندیداها نظرات و دیدگاه‌های خود را مطرح کردند که عمده تاکید نامزدها بر اجرای برنامه هفتم بود.

    شقاقی افزود: با این حال متاسفانه اسناد توسعه‌ای نظیر برنامه هفتم و نیز استراتژی‌های توسعه صنعتی و تجاری کشور هنوز با ادبیات نوین اقتصادی عجین نشده‌اند و همچنان توسعه مبتنی بر طراحی مدل اقتصادی غیرنفتی ملاک تصمیم‌گیری سیاست‌گذاران قرار نگرفته است و اقتصاد ایران همچنان برپایه اتکای به نفت و گاز و مشتقات نفتی اداره می‌شود و حکمرانی جدید و هندسه نوین اقتصادی آغاز نشده است.

    وی عنوان کرد: از این رو در حکمرانی اقتصادی ایران هر چقدر تعلل صورت بگیرد، این تاخر زمانی قطعا تبعات منفی شدیدی بر آینده اقتصادی کشور تحمیل کرده و موجبات تشدید روزافزون شکاف اقتصادی بین ایران و رقبای منطقه‌ای خواهد شد.

    این اقتصاددان تصریح کرد: متاسفانه خود برنامه هفتم توسعه فاقد رویکرد نوین اقتصادی است، بنابراین بازنگری بنیادین در نحوه حکمرانی اقتصادی کشور برپایه نقشه جدید و هندسه نوین اقتصادی یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر دارد.

    شقاقی یادآوری شد: در ضمن هیچ کدامیک از کاندیداها ایده و طرح جدیدی که ناظر بر چگونگی حل مساله ناترازی‌های اقتصاد کلان و ابرچالش‌های اقتصاد ایران باشد، ارائه ندادند.

     

    دیدگاه صریح و شفاف خود را درباره فعال‌سازی دیپلماسی اقتصادی و سیاسی مطرح کنید

    وی ادامه داد: همچنین نظرات صریح و شفاف خود را در خصوص فعال‌سازی دیپلماسی اقتصادی و سیاسی در جهت حذف تحریم‌های ظالمانه، پذیرش قواعد بین‌المللی اقتصادی و تجاری با هدف قرار گرفتن ایران در زنجیره تولید و ارزش اقتصاد منطقه‌ای و جهانی مطرح نکردند.

    این اقتصاددان خاطرنشان کرد: جنس حرف ها عمدتا تکراری و خسته کننده و بدون مبانی فکری اقتصادی روشن بود. امیدوارم در روزهای آینده شاهد شفافیت اصول و مبانی فکری نامزدها باشیم.

     

  • اقتصاد ایران در شرایط ناگواری قرار دارد / نامزدها وعده­‌های پوپولیستی ندهند!

    اقتصاد ایران در شرایط ناگواری قرار دارد / نامزدها وعده­‌های پوپولیستی ندهند!

    به گزارش اقتصادران، وحید شقاقی‌شهری  درباره اولویت‌های اقتصادی رییس جمهور آینده با توجه به شرایط امروز کشور اظهار داشت: برای تعیین اولویت اقتصادی رییس جمهور آینده، ابتدا باید تحلیلی از جایگاه و شرایط جهانی، منطقه­‌ای و داخلی کشور ترسیم کرد و پس از آن به بیان اولویت‌­های اقتصادی پرداخت. در مجموع تصویر کلان حکایت از این دارد شرایط خطیری بر اقتصاد ایران از منظر شاخصه­‌های جهانی، منطقه‌­ای و داخلی حاکم شده‌است.

    وی ادامه داد: سال پایانی سند چشم­‌انداز در حال گذران است و بررسی مقایسه‌ای اهداف کلان اقتصادی تعیین شده در این سند با رقبای منطقه‌­ای نشان می‌دهد که در دو دهه مدت زمان اجرای سند چشم‌­انداز در برخی از شاخص‌های کلیدی اقتصادی عقبگرد داشتیم و شاهد تشدید شکاف ایران با رقبای منطقه­‌ای هستیم. در حالی که در سال ۲۰۰۵ میلادی تولید ناخالص داخلی ایران (به قدرت برابری خرید و قیمت ثابت ۲۰۲۱) و ترکیه و عربستان سعودی به ترتیب معادل۹۳۷ ، ۱۲۴۰، ۱۰۸۰ میلیارد دلار بوده و فاصله قدرت اقتصادی ایران با این دو رقیب به ترتیب ۳۰۳ و ۱۴۳ میلیارد دلار بوده است. حال اینکه طبق آخرین گزارش بانک جهانی‌در سال ۲۰۲۲، تولید ناخالص داخلی (به قدرت برابری خرید و قیمت ثابت ۲۰۲۱) ایران، ترکیه و عربستان سعودی به ترتیب به ۱۳۷۰، ۲۸۱۰ و ۱۸۷۰ میلیارد دلار رسیده و فاصله قدرت اقتصادی ایران با دو رقیب به ترتیب به ۱۴۴۰ و ۵۰۰ میلیارد دلار افزایش یافته است.

    این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه متاسفانه به دلیل تحریم‌های اقتصادی، عدم جذب سرمایه­‌های داخلی و خارجی و اتلاف منابع به دلیل فساد، شکاف در توسعه زیرساخت‌­ها و فناوری‌های نوین برای پیشرفت اقتصادی بین ایران و رقبای منطقه‌ای در حال افزایش است، افزود: از سال ۱۳۹۷ به بعد، اقتصاد ایران وارد دوران فرسودگی و فرسایش زیرساخت­‌ها شد. به عبارت دیگر رشد هزینه‌های جبران استهلاک از رشد سرمایه گذاری در پروژه‌‌های زیرساختی پیشی گرفته و این روند هشدار جدی به اقتصاد کشور می‌دهد.

    وی با در بخش داخلی هم شاخص­‌های کلیدی اقتصادی مانند رشد اقتصادی و تورم شرایط نامناسبی دارد، گفت: اقتصاد ایران در شرایط ناگوار و نامطلوبی قرار دارد، در دهه ۹۰  دو بار اعمال تحریم‌های شدید و همچنین انباشت ناترازی­‌های اقتصاد کلان باعث شد، میانگین رشد اقتصادی ۱ درصد و نرخ تورم ۲۷ درصد شود و همچنین میانگین رشد تشکیل سرمایه ثابت ناخالص به حدود ۵- درصد برسد. همچنین به دلیل اختلال و عدم کارایی در باز توزیع ثروت در نظام‌های بانکی، یارانه­‌ای و مالیاتی و همچنین وجود ساختارهای فسادزا و رانتی، تورم دهه ۹۰ عمدتاً بر دهک­‌های متوسط به پایین تحمیل شد و طبقه ثروتمند جامعه هم از این شرایط تورمی منتفع شدند. همچنین در ادامه میانگین نرخ تورم دوره ۱۴۰۲-۱۳۹۷ به بیش از دو برابر تورم بلندمدت یعنی بیش از ۴۰ درصد افزایش یافت.

    شقاقی‌شهری ادامه داد: علاوه بر شریط رکود تورمی حاکم بر اقتصاد، با انباشت ناترازی‌­های اقتصاد کلان در بخش‌­های بانکی، آب و فرونشست زمین، صندوق‌­های بازنشستگی، انرژی به دلیل تاخیر در اجرای اصلاحات ساختاری و نهادی مواجه هستیم و موضوعاتی با کاهش رشد و سالمندی جمعیت، تنگنالی مالی، تشدید فرسودگی‌ها در بخش زیرساخت‌های کشور، افزایش فاصله طبقات درآمدی و… از جمله از تهدیدات پیش‌رو اقتصاد ایران است و برای زیرساخت‌های انرژی، حمل‌و‌نقل، آب و برق، صندوق‌های بازنشستگی، محیط‌زیست و مهار فرونشست زمین نیاز به سرمایه‌گذاری‌های جدی داریم.

    وی با اشاره به اولویت‌های اقتصادی دولت چهاردهم اظهار داشت: معتقدم اتخاذ تصمیمات سخت و برنامه­‌ریزی فوری در جهت اصلاح ناترازی‌­های اقتصاد کلان، تغییر حکمرانی اقتصادی کشور بر پایه اصول رقابت‌­پذیری و غیردستوری، توسعه بخش خصوصی و تعاونی، حذف انحصارات و اقتصاد رانتی و غارتی، تلاش برای قرار گرفتن اقتصاد کشور در زنجیره تولید و ارزش اقتصاد جهانی، مبارزه قاطع با مفاسد اقتصادی و مالی به صورت شفاف و از سطوح بالا و اعلام فاسدان به مردم برای تقویت اعتماد ملی و سرمایه­ های اجتماعی، تلاش حداکثری برای حذف تحریم‌های ظالمانه از اقتصاد ایران و توسعه دیپلماسی اقتصادی در سطح جهانی و منطقه­‌ای، اصلاح سیاست‌های ارزی کشور با تکیه بر تقویت تراز تجاری غیرنفتی و کاهش خروج سرمایه و مداخله هوشمند  باید از جمله مهمترین اولویت‌های اقتصادی دولت بعد باشد.

    شقاقی‌شهری درباره امکان تغییر سیاست‌های اقتصادی کشور و اصلاحات با توجه به سیاست‌های روابط خارجی کشورمان تاکید کرد: تحریم‌های اقتصادی از دهه ۹۰ معیشت و اقتصاد ایران را به شدت تحت‌الشعاع خود قرار داده، بطوریکه بواسطه تحریم‌های اقتصادی و ضعف مدیریت و سیاست­گذاری­‌های کلان اقتصادی، شاهد عقب­گرد در جایگاه و رتبه ایران در اکثر شاخص‌­های اقتصادی هستیم و همچنان در دهه کنونی، این تحریم‌ها تداوم دارد و فعلاً افق روشنی از حل مساله تحریم‌های اقتصادی وجود ندارد.

    این کارشناس اقتصادی ادامه داد: در نوامبر ۲۰۲۴ (آبان ماه ۱۴۰۳) یعنی چند ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران، انتخابات آمریکا شروع خواهد شد و شواهد و قرائن نشان از پیروزی کاندیدای حزب جمهوری­خواهان – ترامپ- است. تجربه تلخ تحریم‌های دوره ترامپ با اتخاذ راهبرد فشار حداکثری هنوز از اذهان ایرانیان پاک نشده و طی سخنرانی­‌های اخیر، وی همچنان بر تشدید تحریم‌های نفتی بر ایران و فشار بر چین برای کاهش واردات نفت از ایران تاکید دارد.

    وی افزود: حتی در صورت پیروزی دموکرات­‌ها هم افق روشنی بر کاهش تحریم‌های اقتصادی وجود ندارد، بطوریکه جنگ روسیه و اوکراین یاعث شد طرف آمریکایی برای ایجاد توازن عرضه و تقاضای جهانی نفت، از شدت تحریم‌های نفتی ایران و برخی کشورهای دیگر نظیر ونزوئلا بکاهد و بدیهی است در آینده نزدیک به احتمال زیاد شرایط تحریمی متفاوت­‌تر خواهد شد. بنابراین معتقدم تلاش برای ایجاد اجماع حداکثری در داخل کشور برای حذف تحریم‌های ظالمانه از اقتصاد ایران و توسعه دیپلماسی اقتصادی در سطح جهانی و منطقه‌­ای، باید جزو مهمترین برنامه‌های دولت آینده باشد و قطعاً با تقویت دیپلماسی اقتصادی دولت در سطح جهانی و منطقه‌­ای در کنار کاهش شدت تنش‌­های جهانی و منطقه‌­ای، امکان تحقق اهداف و  سیاست‌گذاری‌های اقتصادی دولت آینده تسهیل شده و محتمل‌­تر خواهد شد.

    این کارشناس اقتصادی همچین درباره اهمیت سلامت اقتصادی نامزدهای انتخاباتی در عملکرد و سوابق آنها اظهار داشت: از حیث عقلانیت، مهمترین ویژگی‌­های نامزدهای انتخاباتی، حکمرانی اقتصادی مبتنی بر خرد جمعی، پاسخگویی و صداقت، دوری گزیدن از چاپلوسی، رعایت شایسته ­سالاری و داشتن سلامت اقتصادی خود و ارکان دولتش است. با توجه به اینکه مبارزه قاطع با مفاسد اقتصادی و مالی به صورت شفاف و از سطوح بالا و اعلام فاسدان به مردم جهت تقویت اعتماد ملی و سرمایه‌­های اجتماعی باید جزو اولویت­‌های دولت آینده باشد، بنابراین جهت تحقق این سیاست، در وهله اول سلامت اقتصادی خود نامزد انتخاباتی و سوابق شفاف و روشن مالی کاندیدا می‌تواند در ترغیب مردم اثربخش باشد.

    شقاقی‌شهری در پاسخ به این سوال که با توجه شرایط موجود آیا همچنان وعده‌های پوپولیستی مانند افزایش سقف یارانه‌‌ها از سوی نامزدها برای مردم جذاب است، اظهار داشت: با اینکه از حیث شرایط داخلی اقتصاد ایران در وضعیت سخت و بغرنجی قرار دارد و همانطور که گفته شد میانگین نرخ تورم دوره ۱۴۰۲-۱۳۹۷  به بیش از دو برابر تورم بلندمدت یعنی بیش از ۴۰ درصد افزایش یافته و در طول یک صدسال اخیر اقتصاد ایران، برای اولین بار در مقطع تاریخی فعلی، بیشترین طول دوره تورم‌­های بالا (بیشتر از تورم بلندمدت) یعنی ۷ سال تورم بالای پشت سر هم اتفاق افتاده و وضعیت معیشت را برای دهک‌­های متوسط به پایین بسیار سخت کرده است و ضرورت حمایت­‌های رفاهی دولت بیش از پیش اهمیت دارد .

    وی گفت: شاید برای دهک‌­های میانی به پایین، وعده حمایت­‌های یارانه­‌ای جذابیت دارد، با این حال به نظرم تجربه تاریخی اذهان عمومی کشور از حیث محدودیت منابع مالی، گرایش وعده‌­های پوپولیستی را برای نامزدها چندان جذاب نخواهد کرد و نظر به گسترش بهره­‌مندی و بازید عموم مردم از شبکه­‌های اجتماعی، در این دوره عقلانیت بیشتر از وعده­‌های پوپولیستی اثربخش خواهد بود.

  • از ماه‌هاي آينده تورم‌ ماهانه در ايران افزايش مي‌يابد / دولت سيزدهم در كنترل ناترازي‌هاي اقتصادی تعلل كرد

    از ماه‌هاي آينده تورم‌ ماهانه در ايران افزايش مي‌يابد / دولت سيزدهم در كنترل ناترازي‌هاي اقتصادی تعلل كرد

    به گزارش اقتصادران، وحید شقاقی شهری در روزنامه تعادل نوشت:

    اقتصاد ايران در دهه ۹۰ با شرايط سخت تحريمي مواجه شد و عملا فشار سنگين تحريم‌هاي اقتصادي در كنار عدم هماهنگي‌هايي كه در داخل ساختار حكمراني اقتصادي كشور وجود داشت، باعث شد دهه‌اي همراه با عملكرد اقتصادي نامناسب طي شود. رشد اقتصادي زير یک درصد و ميانگين تورم هم ۲۷ درصد ثبت شد. در كنار اين موارد رشد استهلاك سرمايه‌اي، سرمايه‌گذاري هم پيشي گرفت و ايران وارد فاز فرسودگي در اقتصاد و زيرساخت‌هاي اقتصادي شد. در يك چنين شرايطي‌، اقتصاد ‌ايران وارد دهه ۱۴۰۰ شد، دهه‌اي كه تحريم‌ها در آن همچنان ادامه دارد و آينده روشني از بحث حل تحريم‌ها متصور نيست. دولت سيزدهم هرچند مانند هر دولت ديگر تصميمات مثبت و منفي زيادي داشت اما در حوزه اقتصاد عملكرد قابل دفاعي از اين دولت ثبت نشد‌. ميانگين تورم در اين دولت به دو برابر بلندمدت افزايش يافت.

    ميانگين تورم در سه ساله اخير به بالاي ۴۰ درصد رسيد. در حالي كه تورم ميانگين براي اقتصاد ايران ۲۰ درصد بود! البته امريكا به واسطه جنگ اوكراين و روسيه، از شدت تحريم‌هاي نفتي ايران كاست و همين مساله موجب شد صادرات نفت ايران تا حدودي راحت‌تر شود، به‌طوري كه در دولت سيزدهم صادرات نفت، حتي ارقام بالاي ۱.۵ ميليون بشكه‌اي را ثبت كرد. اما نبايد فراموش كرد اين روند نه به دليل راهبردهاي ايران، بلكه ناشي از مديريت بازار نفت پس از مناقشه روسيه و اوكراين رخ داد. امريكا آوانس‌هايي به ايران و ونزوئلا داد تا بازار نفت بيش از اين نوساني نشود. اين روند ادامه‌دار نخواهد بود در نوامبر ۲۰۲۴ و آبان ۱۴۰۳ انتخابات امريكا هم برگزار مي‌شود. هنوز هم ابهاماتي در خصوص انتخابات امريكا وجود دارد و مشخص نيست آيا ترامپ امكان حضور در انتخابات را به دليل دادگاه‌هاي اخير و محكوميت ترامپ خواهد داشت يا نه؟

    بنابراين ابهامات انتخابات امريكا هم به عاملي براي افزايش نااطميناني در اقتصاد ايران بدل شده است. دولت چهاردهم در شرايطي بايد سر كار بيايد كه ناترازي‌هاي كلان اقتصاد ايران افزايش يافته است. دولت سيزدهم در بحث كنترل ناترازي‌هاي اقتصاد ايران تعلل كرد. اقتصاد ايران امروز با مجموعه‌اي از تاترازي‌ها شامل ناترازي‌هاي آب، گاز، صندوق‌هاي بازنشستگي، برق، بنزين، فرونشست زمين و ناترازي بانك‌ها مواجه است. اين‌ها مجموعه‌اي از ناترازي‌هاي اقتصاد كلان است كه مدام بر آنها افزوده مي‌شود. در حوزه‌هاي ديگري ناترازي‌هاي نوظهور هم افزوده مي‌شود. بنابراين نخستين چالش دولت بعدي، نحوه مواجهه با مساله ناترازي اقتصاد كلان است.

    در مجموع تحريم‌ها هنوز بر اقتصاد ايران سايه افكنده و نحوه حل مشكل تحريم‌ها، يكي از چالش‌هاي مهم دولت بعدي خواهد بود. اقتصاد ايران طي ۷ سال مستمر تورم‌‌هاي بالا را تجربه مي‌كند. در هيچ برهه تاريخي در ايران، ۷ سال مداوم تورم بالا و دو برابر ميانگين بلندمدت تجربه نشده است. تداوم تورم‌هاي بالا هر روز افق زندگي و معيشت را براي ايرانيان تاريك تاريك‌تر مي‌كند. ادامه تورم‌هاي بالا، هم معيشت خانوارها را و هم آينده جوانان ايراني را با چالش‌هاي جدي مواجه مي‌كند. ادامه اين روند تبعاتي چون كاهش ازدواج، فرزندآوري، افزايش هزينه‌هاي بهداشتي و ساير معضلات را در پي دارد. لذا حل مساله تورم اولويت جدي دولت آينده بايد باشد. دولت سيزدهم اما به هشدارهاي كارشناسي توجه نكرد و مسير غلطي را در پيش گرفت. دولت سيزدهم صرفا تلاش مي‌كرد با تكيه بر سياست‌هاي پولي تورم را مهار كند، هرچند در كوتاه‌مدت برخي توفيق‌هاي مقطعي هم شكل گرفت، اما مشخص بود صرفا با تكيه بر سياست‌هاي پولي نمي‌توان تورم را كنترل كرد.

    لذا دوباره از ماه‌هاي آينده تورم‌هاي ماهانه در ايران افزايش مي‌يابد. چالش بعدي هم سياست‌هاي ارزي كشور است. بانك‌ مركزي سياست‌هاي ارزي را در پيش گرفت اما يادمان باشد اين سياست‌هاي تثبيت هم به خروج سرمايه انجاميد و هم باعث توزيع رانت كلاني شد. اگر قرار است اين سياست‌هاي تثبيت ارزي در دولت آينده هم تداوم يابد بايد الزامات سياست‌هاي تثبيت اجرايي شود. سياست‌هايي مانند حاكميت ريال، جلوگيري از قاچاق و جلوگيري از خروج سرمايه و… بايد مدنظر قرار بگيرد. از ابتدا مشخص بود، اجراي سياست‌هاي تثبيت ارزي بدون توجه به الزامات ضروري، نتيجه بخش نيست‌. تبعات اين سياست‌ها امروز قابل مشاهده است، هم خروج سرمايه از كشور شدت گرفته، هم كسري تجاري غير نفتي بيشتر شده، هم رانت كلاني توزيع شده است. تازه مدتي است سر بانك مركزي به سنگ خورده و كارهاي جانبي براي بهبود وضعيت در دستور كار قرار گرفته است. مثلا اجازه داده شده يك مركز ارز ترجيحي براي صادركنندگان خرد ايجاد شود.

    اما لازم است به موارد ديگري هم اشاره شود. همواره بخش كشاورزي ايران رشد‌هاي بالاي ۴درصدي داشت. از سال ۱۴۰۰ بخش كشاورزي ايران كه يكي از بخش‌هاي مولد اقتصاد ايران بوده از كار افتاده است. طي سه سال اخير مدام رشد منفي در اين بخش مشاهده مي‌شود هم به دليل مشكلات آبی و هم كمبودهاي مرتبط با تجهيزات و تكنولوژي‌هاي بخش كشاورزي در ايران آسيب ديده است. دولت بعدي بايد براي احياي بخش كشاورزي برنامه‌هاي جامعي داشته باشد. از سوي ديگر كشورهاي منطقه مثل عربستان، امارات، حتي عمان و قطر و… متوجه شده‌اند در سال‌هاي آينده اقتصاد متكي به نفت پاسخگو نخواهد بود، بنابراين مدل‌هاي اقتصاد غيرنفتي را پياده‌سازي مي‌كنند. اما در ايران هنوز يك مدل اقتصاد غيرنفتي ارائه و پياده‌سازي نشده است.

    ايران هم به دليل تحريم‌ها و هم به دليل ضرورت‌هاي منطقه‌اي بايد براي اقتصاد بدون نفت برنامه‌ريزي كند. اين موارد مجموعه‌اي از مهم‌ترين چالش‌هايي است كه دولت آينده با آن دست به گريبان است. جداي از اين موارد، گزاره‌هاي ديگري چون كاهش قدرت خريد، افزايش فقر، شكاف طبقاتي و… هم پيش روي دولت چهاردهم است. كارنامه دولت سيزدهم در حوزه اقتصاد روشن نيست، هرچند اقدامات معدودي هم در دولت قبل صورت گرفت. اقداماتي چون كنترل موسسات مالي و بانك‌هاي پرريسك، تلاش براي بهبود كسب و كار، اصلاح نظام مالياتي و… ازجمله اقدامات مثبت دولت سيزدهم بود. البته دولت سيزدهم خطاهاي جدي هم داشته است. مهم‌ترين آنها، تعلل دولت سيزدهم در حوزه اصلاح ناترازي‌ها بود كه دولت قبلي تلاشي براي بهبود آن نكرد.

  • بی‌انضباطی‌های مالی دولت‌ها کار دست اقتصاد ایران داد! / انتقاد یک اقتصاددان نسبت به ادعاهای بانک مرکزی

    بی‌انضباطی‌های مالی دولت‌ها کار دست اقتصاد ایران داد! / انتقاد یک اقتصاددان نسبت به ادعاهای بانک مرکزی

    به گزارش اقصادران،  روزنامه اعتماد نوشت:

    فرزین با بیان اینکه در دولت مردمی، متغیرهای پولی اثرگذار در تورم هم‌اکنون نزولی شده و آثار آن در شاخص‌های اقتصادی نمایان شده است، تصریح کرد: نرخ رشد نقدینگی که در ۲۵ سال گذشته به‌طور متوسط ۲۸.۲ و در ۶۲ سال اخیر ۲۵.۷ بود، رو به کاهش گذاشته که اقدامی با اثرات مثبت بلندمدت بر اقتصاد و نرخ تورم است.

    وحید شقاقی شهری، اقتصاددان و استاد دانشگاه در واکنش به سخنان رییس کل بانک مرکزی به «اعتماد» گفت: سیاستی که در سال ۱۴۰۲ در دستورکار بانک مرکزی قرار گرفته بود، سیاست شدید انقباضی با تمرکز بر کنترل ترازنامه بانک‌ها و افزایش نرخ سود بانکی بود که هر دو این سیاست‌ها با هدف کاهش رشد کل‌های پولی و نقدینگی و به تبع آنها کاهش تورم اتخاذ شد.

    این اقتصاددان در ادامه گفت: البته سال ۱۴۰۲ دیپلماسی اقتصادی نیز به کمک دولت آمد و انتظارات تورمی را نیز کنترل کرد. به عبارت روشن باید اشاره کرد که سیاست‌های انقباضی پولی در کنار توسعه دیپلماسی سیاسی همراه هم به کاهش انتظارات تورمی و کاهش تورم نقطه به نقطه کمک کرد به گونه‌ای که نرخ تورم نقطه به نقطه از حدود ۵۵ درصد اوایل فروردین ماه ۱۴۰۲ به حدود ۳۶ درصد اسفند ماه ۱۴۰۲ رسید. در کنار آن نرخ بازار غیررسمی دلار هم از خرداد ماه تا بهمن ماه ۱۴۰۲ حوالی ۵۰ هزار تومان در نوسان بود.

    شقاقی شهری ادامه داد: با این حال همان‌گونه که پیش‌بینی می‌شد و بارها هم به آن تاکید شده بود ریشه تورم در اقتصاد ایران از ناترازی‌های اقتصاد کلان و گسست بخش پولی از بخش واقعی نشات می‌گیرد و کسری‌های بودجه‌ای ایجاد شده به واسطه ناترازی‌های اقتصاد کلان و بی‌انضباطی‌های مالی دولت‌ها به وجود آمده و کسری‌های بودجه‌ای تشدید هم شده است و از این محل به بخش پولی فشار وارد می‌سازد و با تشدید رشد کل‌های پولی به تورم می‌انجامد.

    او خاطرنشان کرد: لذا خطای تشخیصی دولت در کنترل تورم معلوم و مشخص بود که نتیجه پایدار حاصل نخواهد شد و مثل روز روشن بود که صرفا با اتکا به سیاست‌های پولی نمی‌توان تورم را در میان‌مدت و بلندمدت مهار کرد.

    ارزش پول ملی اواخر سال گذشته20 درصد دیگر کاسته شد

    شقاقی شهری گفت: البته مشخص بود که با ابزار سیاست‌های پولی نمی‌توان به صورت پایدار و ماندگار نرخ تورم را کنترل کرد و تنها در کوتاه‌مدت شاید توفیقی حاصل شود. لذا خطای بانک مرکزی و عدم تصمیم‌گیری درخصوص کنترل ناترازی‌های اقتصاد کلان و کسری‌های بودجه موجب شد در ماه‌های پایانی سال گذشته نرخ دلار از ۵۰ هزار تومان به حوالی ۶۰ هزار تومان برسد.

    او تصریح کرد: البته نااطمینانی‌های حمله ایران به رژیم اشغالگر هم موجب شد نرخ دلار تا بیش از ۷۰ هزار تومان برسد اما اثر آن موقتی بود و بهای دلار مجددا به حوالی ۶۰ هزار تومان بازگشت. لذا دیدیم در ماه‌های پایانی سال گذشته حدود ۲۰ درصد ارزش پول ملی مجددا کاهش پیدا کرد که اثرات تورمی همین رخداد از تابستان ۱۴۰۳ مشاهده خواهد شد

    کاهش خالص حاشیه سود بنگاه‌های تولیدی بازار سرمایه

    این اقتصاددان ادامه داد: با این حال علی‌رغم تاکیدات برخی اقتصاددانان به عدم کارایی سیاست‌های پولی انقباضی در کنترل نرخ تورم در میان‌مدت و بلندمدت بدون توجه به سیاست‌های مالی و بخش واقعی، بانک مرکزی همچنان اصرار داشت سیاست‌های پولی انقباضی را در کنار سیاست‌های تثبیت ارزی دنبال کند.

    او خاطرنشان کرد: لذا اثرات مخرب این دو سیاست درحال روشن شدن است به‌طوری که بازار سرمایه کاملا از کار افتاده است و خالص حاشیه سود بنگاه‌های تولیدی بازار سرمایه از ۳۴ درصد ۱۴۰۱ به زیر ۱۴ درصد ۱۴۰۲ افت کرده است و بخش خصوصی و تولیدی نیز به دلیل سیاست‌های شدید انقباضی پولی و عدم دسترسی به منابع بانکی در شرایط بسیار بدی قرار دارند و رکود سهمگینی بر اقتصاد حاکم شده است.

    اقتصاد ایران در شرایط قفل شدگی قرار دارد

    شقاقی شهری گفت: به دلیل اختلاف ۵۰ درصدی نرخ ارز نیمایی و بازار آزاد، بانک‌ها تسهیلات را به شرکت‌های زیرمجموعه خود هدایت می‌کنند و این شرکت‌ها نیز برای برخورداری از رانت ارزی در صف واردات قرار دارند و طرح توسعه‌ای از کانال تسهیلات نظام بانکی اتفاق نمی‌افتد.

    او تصریح کرد: لذا اقتصاد ایران در شرایط قفل‌شدگی قرار دارد و رکود سهمگینی هم حاکم شده است و اثرات کاهش تورمی هم امکان ماندگاری در میان‌مدت و بلندمدت نخواهد داشت، چرا که ریشه تورم یعنی ناترازی‌های اقتصاد کلان و عدم کارایی بخش واقعی اقتصاد ایران سرجای خود قرار دارند و دولت نسبت به تصمیمات سخت برای مهار ناترازی‌های اقتصاد کلان تعلل داشته است.

    تشدید کسری‌های تجاری و حساب سرمایه

    این استاد دانشگاه افزود: همچنین اختلاف معنی‌دار ارز نیمایی و ارز در بازار آزاد موجب شده کسری‌های تجاری و حساب سرمایه تشدید شوند که خود فشار سنگینی بر بازارساز ارز وارد می‌کنند.

    شقاقی شهری تصریح کرد: لذا توصیه بنده به دولت چهاردهم این است که چنانچه به دنبال کنترل ماندگار نرخ تورم است باید اولا از سیاست‌های مالی و بخش واقعی اقتصاد شروع کند و برنامه روشنی برای مهار ناترازی‌های اقتصاد ایران داشته باشد، ثانیا تلاش کند گسست بخش واقعی از بخش پولی را حل کند، ثالثا چنانچه اصرار بر تداوم سیاست‌های تثبیت‌ ارزی در شرایط تحریمی دارد باید الزامات این سیاست یعنی حاکمیت ریال و کنترل قاچاق و جلوگیری خروج سرمایه را در دستور کار قرار دهد یا اینکه از سیاست‌های تثبیت ارزی دست بکشد و سیاست مداخله در کریدور بازار آزاد را دنبال کند تا حداقل رانت ارزی کاهش یابد و کسری‌های تجاری و حساب سرمایه مهار شود.

  • روزهای بد بازار سرمایه / دولت ناترازی‌های اقتصاد کلان را کنترل نکرده است

    روزهای بد بازار سرمایه / دولت ناترازی‌های اقتصاد کلان را کنترل نکرده است

    به گزارش اقتصادران، بنا بر گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم سالیانه در اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ با کاهش یک درصدی مواجه شده و از ۳۸.۸ درصد در فروردین ماه به ۳۷ درصد رسیده است. در بین کالاها مرغ و تخم‌مرغ طی یک ماه گذشته تورم کاهشی داشته‌اند.

    بنابر اعلام مرکز آمار ایران، اردیبهشت ماه امسال شاخص قیمت مصرف کننده خانوارهای کشور به عدد ۲۴۳ رسیده که نسبت به ماه قبل، ۲.۸ درصد افزایش، نسبت به ماه مشابه سال قبل، ۳۱ درصد افزایش و در ۱۲ ماهه منتهی به ماه جاری نسبت به دوره مشابه سال قبل ۳۷ درصد افزایش داشته است. این در حالی است که سه مولفه یاد شده در فروردین ماه امسال به ترتیب ۲.۶درصد، ۳۰.۹ درصد و ۳۸.۸ درصد بوده است.

    در اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، نرخ تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور به31 درصد، نرخ تورم ماهانه برای گروه‌های عمده «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات»، ۱.۸ درصد و برای گروه عمده «کالاهای غیرخوراکی و خدمات»، ۳.۳ درصد و نرخ تورم سالانه نیز برای خانوارهای کشور به ۳۷.۰ درصد رسیده است.

    گزارش‌های بانک مرکزی از پاییز به‌روزرسانی نشده است

    وحید شقاقی شهری، اقتصاددان در واکنش به انتشار آمار نرخ تورم از سوی مرکز آمار ایران به «اعتماد» گفت: اولین مساله این است که بانک مرکزی هنوز آمار مربوط به نرخ تورم را منتشر نکرده است، این در حالی است که وارد سومین ماه از فصل بهار 1403 شده‌ایم و در عین حال در سال 1402 هم آمارها بسیار دیر منتشر می شدند این درحالی است که در سال‌های گذشته آمارها بهنگام و به‌روز بودند. این استاد دانشگاه در ادامه گفت: متاسفانه حتی گزارش نماگرهای بانک مرکزی هم از پاییز سال گذشته به‌روزرسانی نشده است و هنوز گزارش زمستان اعلام نشده، لذا توصیه می‌شود هر چه زودتر بانک مرکزی هم این آمارها را به‌روزرسانی کند تا امکان تجزیه و تحلیل دقیق آمارها وجود داشته باشد.

    فاصله بین آمارهای بانک مرکزی و مرکز آمار کم نیست

    او با بیان اینکه همواره بین آمارهای مرکز آمار ایران و بانک مرکزی فاصله وجود دارد، تصریح کرد: این فاصله معمولا بین 2 تا ۱۱درصد است، ضمن آنکه معمولا سیاست‌ها و شاخص‌های پولی و بحث کنترل تورم از سوی بانک مرکزی مدیریت می‌شود و بهتر آن است که برای ارزیابی نرخ تورم نیز به شاخص‌های پولی بانک مرکزی متکی باشیم تا آمار مرکز آمار ایران.

    این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: بنده نمی‌خواهم آمار مرکز آمار ایران را زیر سوال ببرم یا بگویم واقعیت را اعلام نمی‌کنند، اما به دلیل اینکه محوریت سیاست‌های پولی و موضوع کنترل نرخ تورم عمدتا با بانک مرکزی است، لذا عمده اقتصاددان‌ها در تحلیل نرخ تورم و بحث سیاست‌های پولی به آمارهای بانک مرکزی استناد می‌کنند.

    اعمال سیاست‌های انقباضی از سوی بانک مرکزی

    شقاقی شهری خاطرنشان کرد: به دلیل اینکه آمارهای بانک مرکزی مدتی است به‌روزرسانی نمی‌شود و بهنگام نیستند به ناچار باید به آمارهای مرکز آمار ایران اکتفا کرد. این درحالی است که این موضوع مناسب بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نیست و در همه جای جهان هم آمارهای مربوط به سیاست‌های پولی و نرخ بهره نرخ تورم توسط بانک‌های مرکزی اعلام می‌شود. این اقتصاددان خاطرنشان کرد: در دولت سیزدهم و به خصوص در سال 1402 دیپلماسی اقتصادی فعال شد و کاهش انتظارات تورمی منجر شد تا بانک مرکزی سیاست‌های انقباضی پولی را با شدت بیشتری آغاز کند و سیاست کنترل ترازنامه‌ها را برای بانک‌های پرریسک در دستور کار خود قرار بدهد.

    نرخ بهره اوراق خزانه اسلامی تا ۳۷ درصد افزایش پیدا کرد

    او با اشاره به افزایش نرخ بهره بانکی در ماه‌های اخیر خاطرنشان کرد: نرخ بهره اوراق خزانه اسلامی هفته گذشته تا ۳۷ درصد افزایش پیدا کرد به این معنی که حتی بانک‌ها هم حاضر به خرید اوراق خزانه اسلامی با این نرخ نیستند. این اقتصاددان ادامه داد: این مساله نشان‌دهنده آن است که افزایش نرخ بهره بانکی به این میزان منجر به یک انقباض بسیار بسیار شدید در اقتصاد خواهد شد که طبیعتا منجر به کنترل رشد نقدینگی و رشد تورم در کوتاه‌مدت می‌شود. شقاقی شهری تصریح کرد: نگاهی به سیاست‌های انقباضی دولت نشان می‌دهد که دو رویکرد (کنترل ترازنامه بانک‌ها و افزایش نرخ بهره بانکی بیش از ۳۷ درصد) در کوتاه‌مدت از افزایش نرخ تورم جلوگیری کرده است. اثرات کاهش ارزش پول ملی از خرداد ماه نمایان می شود. او افزود: ضمن آنکه در دو ماه گذشته حدود ۲۰ درصد از ارزش پول ملی کاسته شده به گونه‌ای که نرخ دلار از ۵۰ هزار تومان به حدود ۶۰ هزار تومان و پس از آن تا ۷۲ هزار تومان هم بالا رفت اما مجددا به محدوده ۶۰ هزار تومان رسید که این اثرات کاهش ارزش پول ملی به تدریج از خرداد ماه در اقتصاد ایران خود را نشان خواهد داد. این کارشناس اقتصادی افزود: هر چند بانک مرکزی سیاست‌های کنترلی و انقباضی را به ‌شدت در دستور کار خود قرار داده است که می‌تواند در کوتاه‌مدت نرخ تورم را تا حدودی کنترل کند اما تبعات بسیار مخربی برای اقتصاد خواهد داشت. شقاقی شهری ادامه داد: البته ریشه تورم در اقتصاد ایران به ناترازی‌های اقتصاد کلان و سیاست‌های مالی و بخش واقعی اقتصاد ایران برمی‌گردد لذا با اتکا به سیاست‌های پولی، بخش مالی و بخش واقعی امکان کنترل نرخ تورم به صورت مستمر یا کنترل ماندگار تورم را نخواهیم داشت.

    اتخاذ تصمیماتی که تولید را از گردونه خارج می‌کند

    او افزود: بدون اتخاذ سیاست‌های انقباضی پولی متکی به افزایش نرخ بهره بانکی و کنترل ترازنامه بانک‌ها بدون اصلاح ناترازی‌های اقتصاد کلان و بدون اصلاح بخش مالی – بودجه‌ای و بخش واقعی اقتصاد کشور تنها در کوتاه‌مدت بانک مرکزی قادر است ترمز تورم را بکشد و در میان‌مدت و بلندمدت مجددا به فاز تورمی بر خواهیم گشت؛ بالاخص به دلیل اینکه نرخ بهره بانکی از ۳۷درصد هم فراتر رفته است در میان‌مدت و بلندمدت حتی تبعات تورمی شدیدتری ایجاد خواهد شد. این کارشناس اقتصادی در ادامه به اتخاذ سیاست‌های شدید انقباضی اشاره کرد و افزود: با اتخاذ این تصمیمات در اقتصاد ایران کاملا تولید از گردونه خارج می‌شود به این معنی که زمانی که نرخ بهره بانکی به بیش از ۳۷ درصد برسد تامین مالی باید با نرخ های ۴۰درصد اتفاق بیفتد که این موضوع حاکی از این است که باید بنگاه‌های تولیدی سودآوری بیش از ۴۰ درصد داشته باشند.

    این روزها بازار سرمایه بدترین روزهای خود را سپری می‌‌کند

    او تصریح کرد: این مدل از سیاستگذاری‌ها منجر به رکودی سنگین در اقتصاد کشور می‌شود و اوضاع بخش واقعی اقتصاد با این شرایط به مراتب بدتر خواهد شد و وخیم‌تر شدن بخش واقعی خود می‌تواند یکی از پیامدهای نرخ تورم در میان‌مدت و بلندمدت باشد.

    این کارشناس اقتصادی در ادامه گفت: سیاست‌های بانک مرکزی باعث شده تا این روزها بازار سرمایه به بدترین شرایط خود برسد به گونه‌ای که حال و روز بنگاه‌های فعال در بازار سرمایه به ‌شدت خراب شده و حاشیه سود بنگاه‌های بازار سرمایه از ۳۴ درصد سال 1401 به کمتر از 13درصد در سال 1402 رسیده که در میان‌مدت و بلندمدت تبعات تورمی شدیدتری ایجاد خواهد کرد.

    تشدید شدن ناترازی‌ها در اقتصاد کلان

    شقاقی شهری خاطرنشان کرد: شرکت‌های بزرگ فعال در بازار سرمایه حال و روز خوشی ندارند و این سیاست‌های بانک مرکزی اثرات وخیمی را در بازار سرمایه گذاشته است، هر چند با سیاست‌های پولی می‌توان تورم را کنترل کرد اما بنده معتقدم در کوتاه مدت سیاست‌های انقباضی پولی (کنترل ترازنامه و افزایش نرخ بهره بانکی) شاید بتواند میزان تورم را کنترل کند اما در میان‌مدت و بلندمدت قطعا اثرات تورمی شدیدتری بر اقتصاد ایران تحمیل می‌کند.

    او تصریح کرد: ریشه تورم در اقتصاد ایران، تشدید ناترازی‌های اقتصاد کلان، عدم کارایی بخش واقعی اقتصاد ایران و در نتیجه مشکلات بخش مالی در بودجه است که بدون اصلاحات ساختاری و بدون کنترل ناترازی‌های اقتصاد کلان و بدون تحریک بخش واقعی اقتصاد ایران و بدون کنترل و اصلاح کسری‌های بودجه و صرفا با اتخاذ سیاست‌های انقباضی-پولی نمی‌توان تورم را به صورت ماندگار و مستمر کاهش داد.

    دولت ناترازی‌های اقتصاد کلان را کنترل نکرده است

    او افزود: در کوتاه‌مدت نهایتا تا شش ماه می‌توان نرخ تورم را تا حدودی مهار کرد اما زمانی که نرخ اوراق به بالای ۳۸درصد رسیده است، دولت باید در سال آینده این اوراق را با این نرخ ۳۸ درصد تسویه کند و به مراتب بدهی‌ها تشدید خواهد شد. این اقتصاددان افزود: به دلیل اینکه دولت ناترازی‌های اقتصاد کلان را کنترل نکرده است که این ناترازی‌ها فشار سنگینی را بر کسری بودجه دولت وارد می‌کند و این فشار سنگین در بانک مرکزی باعث تسلیم شدن بانک مرکزی شده است، لذا برای ثبت در تاریخ باید بگویم در اقتصاد ایران به تدریج بانک مرکزی و سیاست‌های پولی تسلیم سیاست‌های مالی و سیاست‌های بودجه‌ای خواهند شد. او گفت: هر چند مسیر بانک مرکزی در کوتاه‌مدت می تواند نرخ تورم را تا حدودی کنترل کند ولی در میان‌مدت و بلندمدت چنین اتفاقی رخ نخواهد داد.

    احتمال تشدید انتظارات تورمی همچنان وجود دارد

    شقاقی شهری با اشاره به اینکه آرام آرام انتظارات تورمی آغاز خواهد شد، گفت: در ماه‌های پیش رو و بالاخص با نزدیک شدن به انتخابات امریکا انتظارات تورمی تغییر خواهد کرد، ضمن آنکه روز گذشته دونالد ترامپ، در یک سخنرانی که در نیویورک داشت مجددا به سیاست‌های تحریمی جو بایدن علیه ایران حمله‌ور شده است.

    او افزود: ترامپ و در بین هوادارانش در نیویورک اشاره کرد که در دوره خودش بخش نفت را با شدت تحریم کرده بود و حتی به چین اجازه واردات نفت را نمی‌داد اما بایدن سیاست‌های سهل‌گیرانه‌ای را به ایران تقدیم کرده است و تاکید کرده که اگر به پیروزی برسد مجددا سیاست‌های شدید تحریمی را بر بخش نفت اعمال خواهد کرد. شقاقی شهری تصریح کرد: احتمال تشدید انتظارات تورمی همچنان وجود دارد و کاهش نرخ تورم نقطه به نقطه به ۳۱درصد نشان‌دهنده کنترل اقتصاد است و اینکه یک سیاست‌ شدید انقباضی در حال پیاده شده است.

    اعمال سیاست‌های پولی بدون اصلاح بخش مالی امکان‌پذیر نیست

    شقاقی شهری ادامه داد: اعمال سیاست‌های پولی بدون اصلاح بخش مالی و واقعی و بدون اصلاح ناترازی‌های اقتصاد کلان در کوتاه‌مدت منجر به کنترل و کاهش تورم خواهد شد، اما در میان‌مدت و بلندمدت برخواهدگشت آن‌هم به دلیل عدم ناترازی‌ها و اثرات کسری‌های بودجه حاصل افزایش نرخ بهره بانکی است که به مراتب شدیدتر خواهد شد. این کارشناس اقتصادی افزود: در صورتی که دولت به دنبال کاهش نرخ تورم به صورت ماندگار و پایدار است این مهم بدون هماهنگی سیاست‌های پولی و با سیاست‌های مالی و بودجه‌ای و همکاری بخش واقعی اقتصاد تحقق نخواهد یافت، لذا در صورتی که دولت به دنبال ماندگاری در افت تورم است باید اقداماتی همچون ارائه برنامه‌ای مشخص به منظور کنترل ناترازی‌های اقتصاد کلان، اصلاحات ساختاری در نظام بودجه‌ریزی کشور و سیاست‌هایی را به منظور تقویت بخش واقعی اقتصاد و رقابت‌پذیری در اقتصاد را در پیش بگیرد.

  • هشدار جدی اقتصاددانان به دولت؛ به فکر تورم و ناترازی‌های اقتصاد کلان باشید

    هشدار جدی اقتصاددانان به دولت؛ به فکر تورم و ناترازی‌های اقتصاد کلان باشید

    به گزارش اقتصادران، در حالی اولین ماه اقتصاد ایران در حال عبور از از اولین ماه و ورود به دومین ماه سال ۱۴۰۳ است که به اعتقاد کارشناسان و اقتصاددان، دولت با ریسک‌های متعددی در حوزه اقتصاد روبه‌رو است و در صورتی که از پیچ بحران‌های اقتصادی عبور نکند، شرایط سخت‌تر خواهد شد

    اغلب اقتصاددانان، مهم‌تریم بحران کنونی اقتصاد ایران را تورم و عدم کنترل ناترازی‌های اقتصاد کلان می‌دانند و معتقدند اگر نظام تصمیم‌گیری کلان اقتصادی کشور، تغییری در سیاست‌گذاری‌ها نسبت به سال ۱۴۰۲ اعمال نکند، روند تورم کمتر از ۱۴۰۲ نخواهد بود.

    به باور آن‌ها، در صورت عدم کنترل ناترازی‌های اقتصاد کلان، احتمال رخداد تورم‌های سهمگین وجود دارد و همین مساله ضرورت ورود عاجل و جدی به معضل ناترازی های اقتصاد کلان را بیش از پیش بازگو می کند.

     

    عبور از پیچ بحران‌های اقتصادی سخت شد؟

    مهدی کرباسیان، معاون وزیر صنعت دولت روحانی و اقتصاددان در پاسخ به این پرسش که شما در حال حاضر مهم‌ترین بحران دولت سیزدهم را چه می‌دانید؟ می‌گوید: من اگر بخواهم با واقعیت‌ها سوال شما را جواب دهم، بحران دولت سیزدهم را از فروردین ۹۷ شروع می‌کنم. من اعتقاد دارم بحران‌های اقتصادی و سیاسی ایران، شاید از دوران انتخاب دونالد ترامپ در آمریکا شروع شد.

    وی می‌افزاید: تحریم همیشه وجود داشته، اما اتفاقی که افتاد، این بود که بعد از آمدن ترامپ، تحریم‌ها تشدید شد و بعد از آن‌که زیر میز زد و ایران را دچار تحریم ناجوانمردانه کرد، با تصمیمات عجولانه، غیرکارشناسی و امنیتی کردن ارز و داستان ثبت‌سفارش و… که عواقب سیاسی هم پشت آن داشت، کشور از نظر اقتصادی دچار بحران جدی شد. تعادل بودجه و ضریب‌های رشد هم به‌هم خورد؛ تا این‌که به دولت سیزدهم رسیدیم.

    کرباسیان عنوان می‌کند: بدیهی است که دولت سیزدهم هم با قول‌های چشمگیر، زیبا و مردم‌پسند انتخاب شد. بالاخره کسی که اولین بدیهیات اقتصاد کلان را بشناسد، می‌دانست که با این شعارها، وضعیت اصلاح نمی‌شود. پیش‌بینی این بود که گرفتاری‌ها حل شود، چون هر دولتی علاقه‌مند است که مشکلات مردم کمتر شود، مردم در رفاه بیشتر باشند و بتوانند از دولت و حکومت راضی باشند.

    وی ادامه می‌دهد: چند اتفاق افتاد. یکی این‌که آقای رییسی با همه علاقه‌مندی‌ای که داشت وضعیت کشور را اصلاح کند، اما به نظر می‌رسد پیش‌فرض‌های درستی انتخاب نکردند. آن‌ها اعتقاد داشتند با وجود تحریم می‌توانیم مشکل را حل کنیم، رشد اقتصادی ایجاد کنیم و حتی در این چند سال مجلس، پیشنهاد رشد ۸ درصد اقتصاد را دادند. شاید بتوان گفت ایشان مشاوران اصلحی نداشت. این بزرگ‌ترین مشکل بود.

    این اقتصاددان تصریح می‌کند: دومین مشکلی که پیدا شد، این بود که نفراتی که به‌عنوان همکاران انتخاب شدند، بعضی‌ها کم‌تجربه یا بی‌تجربه بودند و بعضی از آن‌ها هم می‌توانم بگویم از نظر علمی، شاید به اندازه‌ای که بتوانند در سطح بالای تصمیم‌گیری باشند، نبودند. اما بالاخره دولت تلاش کرد اقداماتی کند، ولی واقعیت این است که کسری بودجه وجود داشت و مجلس هم در بعضی جاها همراهی نکرد. با این‌که مجلس و دولت همراه بودند و این به نظر من جزو یکی از نکات مثبت دولت بود. بدیهی است که مجلس بعضی جاها همراهی نکرد، اما واقعیت این است که در این حد باید استقلال مجلس را قبول کنید.

    کرباسیان متذکر می‌شود: مهم‌تر از این‌ها که به نظر من بسیار مهم است، این‌که دولت سیزدهم حمایت رهبری را داشت. این امتیاز بزرگی است. امید است که با مجلس جدید که همراه‌تر با دولت است، این یک‌دستی انجام شود. ضمن این‌که ریاست قوه‌قضاییه هم بارها در مصاحبه‌ها بر حمایت از دولت تاکید کردند. امیدواریم کشور از پیچ‌های سخت بگذرد.

    وی تاکید می‌کند: اعتقاد شخصی من این است که بهترین دوران برای حل مشکلات اساسی کشور که بعضی نزدیک به ۴۰ سال است گریبان کشور را گرفته، موقعیت فعلی است.

     

    اقتصاد ایران در دور باطل تورم‌زایی گرفتار شد

    وحید شقاقی، اقتصاددان نیز در پاسخ به این پرسش که مهم‌ترین بحران اقتصادی ایران را چه می‌دانید؟ می‌گوید: اقتصاد ایران حدود ۶ ساله درگیر تورم های بالا شده و در دورهای باطل تورم‌زایی نیز گرفتار شده است.

    وی می‌افزاید: دور تورم – کسری بودجه، دور تورم – قیمت دلار، دور تورم – افزایش دستمزد و هزینه تولید موجب شده هزینه شکستن دورهای تورمی بسیار سخت شوند. در ضمن تشدید ناترازی‌های اقتصاد کلان هم بر تشدید شرایط تورمی منجر شده است.

    این اقتصاددان تصریح می‌کند: به نظرم مهم‌ترین بحران اقتصادی ایران برای سال ۱۴۰۳، نحوه مواجهه با شرایط تورمی و مقابله با ناترازی‌های اقتصاد کلان خواهد بود.

    شقاقی عنوان می‌کند: باید اشاره کنم در صورت عدم کنترل ناترازی‌های اقتصاد کلان، احتمال رخداد تورم‌های سهمگین وجود دارد و همین مساله ضرورت ورود عاجل و جدی به معضل ناترازی های اقتصاد کلان را بیش از پیش بازگو می کند.

     

    دولت تابوشکنی کند

    پیمان مولوی عنوان کرد: کلیت بازارها در ایران، از بین رفتن قدرت انتخاب مصرف‌کننده ایرانی از یک سو و از سوی دیگر، فشارهایی برای کنترل بیشتر حوزه اقتصاد دیجیتال و فضاهای آنلاین است.

    وی در عین حال می‌افزاید: هیچ دولتی در ایران توانایی حل این همه مشکلات اقتصادی را بدون برون‌رفت از فضای تحریم، بدون ایجاد یک همگرایی بین میلیون‌ها ایرانی و ایجاد یک چشم‌انداز مشترک بین نسل‌های جدید و آینده ایران و تعریف برنامه برای ۱۰ سال آینده و رسیدن به آن ندارد. یعنی دولت نمی‌تواند با شعار دادن ما را به سمتی ببرد که مشکلات حل شود.

    این کارشناس اقتصادی تصریح می‌کند: مشکلات ما در ایران اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است و این‌ها نیازمند یک چشم‌انداز و تغییر چشم‌انداز است.

    مولوی متذکر می‌شود: هیچ دولتی این توانایی و پتانسیل را در ایران ندارد؛ مگر این‌که بتواند تابوشکنی کتد و در خصوص مواردی تصمیمات اساسی را بگیرد.

     

    رونمایی از شاخصه‌های ثبات‌سازی اقتصاد

    در همین خصوص، مهدی پازوکی، اقتصاددان درباره وضعیت اقتصاد ایران در سال جدید می گوید: اگر نظام تصمیم‌گیری کلان اقتصادی کشور، تغییری در سیاست‌گذاری‌ها نسبت به سال ۱۴۰۲ اعمال نکند، روند تورم کمتر از ۱۴۰۲ نخواهد بود.

    وی می‌افزاید: یک کار اساسی را دولت باید در دستور کار خود قرار دهد و این‌که برای این‌که بتواند تورم را کنترل کند، نیاز به ثبات‌سازی اقتصادی دارد و یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های ثبات‌سازی اقتصاد، کنترل نرخ تورم است.

    این کارشناس اقتصادی تصریح می‌کند: برای این‌که نرخ تورم کنترل شود، دولت باید انضباط مالی و پولی را در اقتصاد فراهم کند. انضباط پولی به وسیله سیستم بانکی ایجاد و انضباط مالی در سند بودجه دیده شود، یعنی مخارج دولت متوازن با درآمدها باشد. از طرفی، هماهنگی بین سیاست‌های پولی و مالی باید دیده شود.

    پازوکی تاکید می‌کند: این هماهنگی و این سیاست‌گذاری بخردانه منتج به این خواهد شد که اقتصاد ایران به سمت ثبات اقتصادی حرکت کند.

    این اقتصاددان در ادامه تاکید می‌کند: دولت باید دو کار را در سال ۱۴۰۳ انجام دهد. یکی، سیاست تعامل با جامعه جهانی است. یعنی با سیاست‌های بخردانه، به دنبال کاهش و رفع تحریم‌ها برود؛ به خصوص روابط را با اتحادیه اروپا و غرب در چارچوب منافع ملی ایران ارتقا دهد.

    پازوکی می‌افزاید: از سوی دیگر، دولت باید سیاست‌گذاری داخلی را از وجود افراد ناآگاه، نادان، تک‌سلیقه، کم‌سواد و فاقد تجربه لازم به دور بریزد. یعنی باید تغییرات اساسی به خصوص در تیم اقتصادی انجام دهد. ولی اگر با افرادی که در سال ۱۴۰۲ به خصوص این‌که تغییر اساسی در سازمان برنامه ندهد، شرایط بحرانی‌تر می‌شود.

  • تصمیم گیری های دولت باعث ناترازی در تجارت خارجی می شود / ما برای صادرات استراتژی نداریم

    تصمیم گیری های دولت باعث ناترازی در تجارت خارجی می شود / ما برای صادرات استراتژی نداریم

    به گزارش اقتصادران، عباس علی آبادی وزیر صمت در نهمین جلسه هیات نمایندگان اتاق ایران دوره دهم، با تاکید بر توسعه روابط تجاری ایران، بیان کرد: در حال حاضر با اوراسیا، ترکیه و روسیه قرارداد تجارت آزاد داریم اما اجرا نمی‌شود؛ چراکه درست نوشته نشده است و نیاز به اصلاحاتی دارد.

    او در این نشست از وجود ناترازی در صادرات با برخی کشورها هم گله کرد و گفت: این وضعیت نگران‌کننده است و در ارتباط با برخی کشورها تنها واردکننده هستیم. موانع و پیچدگی‌های بسیاری در مسیر صادرات وجود دارد اما راهکارهایی هم وجود دارد. بنده معتقدم که امکان‌پذیر است که بتوانیم با راهکارهایمناسب، خوب کار کنیم.

    اما نگرانی وزیر صمت در ارتباط با ناترازی با کدام کشورهاست و چه عواملی باعث ایجاد این ناترازی شده است؟

    نبود استراتژی عامل از دست رفتن بازارها

    علیرضا شیرمحمدی رئیس هیات‌مدیره مرکز دائم صادرات و فرصت‌های سرمایه‌گذاری ایران در این رابطه بیان کرد: در نشست اخیر اتاق بازرگانی یکی از حضار،صادرات به عراق و افغانستان را زیر سئوال برده و گفته بود که چرا باید این همه صادرات به این دو کشور داشته باشیم.

    او افزود: با توجه به اینکه هیچ گونه استراتژی صادراتی برای کشور وجود ندارد، خیلی راحت بازارهای موجود را هم از دست می‌دهیم. در چنین شرایطی نباید کسی که در اتاق بازرگانی فعال است، با سخنانش به بزرگترین مقاصد صادراتی کشور ضربه بزند.

    رئیس هیات‌مدیره مرکز دائم صادرات و فرصت‌هایسرمایه‌گذاری ایران گفت: کدام کشور صادرات خود به یک کشور دیگر را تحقیر می‌کند و از آن اشکال می‌گیرد؟ عراق و افغانستان دو بازار همسایه ما هستند و طبق قانون جاذبه،نزدیک‌ترین بازارها به ما به حساب می‌آیند. اگر میزان ذخایر طلا و ارز عراق را در نظر بگیریم، بسیار وضعیت خوبی دارند و چرا در این وضعیت، باید درباره بازار صادراتی خود این‌گونه صحبت کنیم؟

    او اضافه کرد: موضوع اصلی این است که ما برای صادرات استراتژی نداریم و موضوع ناترازی در روابط ما با کشورهای هدفمان کاملا مشهود است. زیرا ما باید در این رابطهسیاستگزاری کنیم.

    شیرمحمدی ادامه داد: کشور ترکمنستان یکی از کشورهای همسایه ما است که در سال ۹۲ برای تهاتر با این کشور تصمیمی گرفته شد. این تصمیم منجر شد که بلافاصله روابط تجاری ما با ترکمنستان از ۳۰۰ میلیون دلار به یک میلیارد دلار افزایش یابد.

    او بیان کرد: ما نباید فکر کنیم که ناترازی روابط تجاری ما با کشورهای دیگر خودکار به‌وجود می‌آید. این تصمیم‌گیری‌های ما و خصوصا دولت است که باعث ایجاد ناترازی می‌شود. عربستان سعودی می‌تواند یکی از بازارهای بسیار خوب برای ایران باشد.سئوال این است که چرا بعد از گذشت بیش از یک سال از ایجاد روابط سیاسی با این کشور، هنوز روابط تجاری‌مان شکل نگرفته است.

    رئیس هیات‌مدیره مرکز دائم صادرات و فرصت‌هایسرمایه‌گذاری ایران گفت: موضوع دوم این است که چرا در اتحادیه اوراسیا علیرغم انعقاد یک توافقنامه خوب و مشکلات فراوان برای روسیه، هنوز روابط ما با این کشورها مطلوب نیست و سهم ما از بازار این کشور قابل قبول نیست.

    او اضافه کرد: فکر می‌کنم بالای هزار هیات تجاری از ایران به سرپرستی وزیر، رئیس جمهور، معاون رئیس جمهور، معاونین وزرا و تمام اتاق‌های بازرگانی به روسیه اعزام شده‌اند اما چرا اتفاقی نیفتاده است. علت اصلی این است که شکل‌گیری روابط تجاری با کشورهای دیگر، دارای یک اصولی است که ما این اصول را به درستی اجرا نمی‌کنیم.

    شیرمحمدی توضیح داد: امروز بعد از این همه زحمت، تنها قرارداد و توافقنامه تجاری استانداردی که بین ایران و یک منطقه جغرافیایی امضا شده است، توافقنامه تجارت ترجیحی اوراسیا است که قرار است بعد از تصویب در مجالس دو طرف، تبدیل به توافقنامه تجارت آزاد شود. اما موضوع مهم این است که انعقاد قرارداد یک طرف و اجرای صحیح این قرارداد، باید بتواند باعث ایجاد یک سطح مطلوب و تراز بین کشورها شود ولی ما به اینمسئله توجه نداریم.

    تصاحب پنبه کشورهای شمالی توسط چین

    رئیس هیات‌مدیره مرکز دائم صادرات و فرصت‌هایسرمایه‌گذاری ایران با اشاره به وضعیت صادرات ما به کشورهای روس زبان و نیاز ایران به پنبه گفت: سالانه نزدیک به ۱۲۰ هزار تن پنبه نیاز داریم که ۲۰ هزار تن آن در داخل کشت می‌شود. نیاز به واردات ۱۰۰ هزار تن پنبه داریم.

    او افزود: غفلت ما از رابطه تجاری با کشورهای شمالی باعث شده است که چین در آنجا سرمایه‌گذاری کند و کل پنبه موجود در این منطقه را ببرد. در حالی که اگر با کشورهایی مثل ازبکستان و تاجیکستان بلافاصله بعد از اینکه نیاز پنبه را احساس کردیم،توافقنامه تجاری PPA امضا می‌کردیم و کالاهای تجاری مورد نیاز آنها را تامین می‌کردیم، پنبه وارداتی از این کشورها تامین می‌شد. روابط تجاری‌مان هم با این شیوه تراز می‌شد.

    شیرمحمدی یادآور شد: کشور ارمنستان در شمال ارس معادن مس، مولیبدن، الماس، طلا و نقره دارد. چرا ما فکر می‌کنیم که این کشور چیزی ندارد؟ در عراق هم همین‌طور است. باید با زاویه دید بازتر به بازارها نگاه کنیم.

    او افزود: بازار عراق امروز میلگرد، دو سال قبل لبنیات و سه سال پیش در ماکارونی به خودکفایی رسید و دیگر از ما این محصولات را نمی‌خرند اما تکلیف ما چیست؟ تکلیف ما این است که به جای قهر کردن از این بازار، اگر دیگر میلگرد نمی‌خرند و شروع به تولید این محصول کردند، ما هم در تولیدشان سهیم باشیم. در گام دومبه آنها شمش بفروشیم و در گام بعد کنستانتره در سبد صادراتی‌مان قرار بگیرد تا حضورمان در عراق تثبیت شود.

    رئیس هیات‌مدیره مرکز دائم صادرات و فرصت‌هایسرمایه‌گذاری ایران تاکید کرد: ایجاد تراز تجاری بین کشورها کار حساب شده‌ای است. باید به اندازه کشورها سیاست و استراتژی داشته باشیم و بدانیم با هر کشور چگونه رفتار کنیم.این استراتژی باید در روابط تجاری در تمام بدنه از رئیس جمهور تا معاونین، وزرا و بخش خصوصی مورد توجه قرار گیرد و همه از آن مطلع باشند. این‌گونه نباشد که فردی مقاصد صادراتی را تحقیر کند. یک فرد بی‌اطلاع نمی‌داند که ذخایر ارزی عراق در حال افزایش است و ما باید دنبال ایجاد زمینه برای صادرات به این کشور و از طریق عراق به سایر کشورها باشیم.

    او افزود: باید در خصوص تجارت لایه‌هایی ایجاد کنیم که هم خودمان منفعت ببریم و هم کشورهای همسایه نفع ببرند. در تجارت هیچ موقع نمی‌توانید بگویید که فقط من منفعت ببرم. تجارت یک رابطه دو طرفه است. در دیپلماسی اقتصادی می‌گویند رابطه تجاری یک رابطه رفت و برگشتی است. باید به شکلی آن را تنظیم کنید که به صورت خودکار توسعه و افزایش یابد و طرفین انگیزه لازم را پیدا کنند که برای بزرگتر شدن رابطه تجاری همکاری کنند.

    تجارت ناتراز با امارات، چین و ترکیه

    جمشید نفر، دبیر کنفدراسیون صادرات ایران  درباره کشورهایی که وزیر صمت صادراتمان را با آنها ناتراز می‌داند، بیان کرد: فکر می‌کنم منظور او امارات، چین و ترکیه باشد. از این کشورها به اندازه‌ای که واردات داریم،صادرات نداریم. این هم مقصرش دولت است.

    او ادامه داد: دولت از سیاست‌های اقتصادی حمایت نمی‌کند و اگر کالایی را که مورد نیاز کشور ما هست، از یک کشور خاص می‌آورد، متعاقب آن باید تفاهم نامه‌های دو یا چند جانبه امضا کند که بتوانیم از فرصت‌های صادراتی استفاه کنیم.

    نفر درباره اجرایی نشدن توافقنامه‌های تجارت آزاد گفت: در رابطه با اوراسیا، آن موافقتنامه نهایی که تازگی‌ها اتفاق افتاده است،خیلی جدید است و مفاد آن هنوز هم برای بازرگانان خیلی مشخص و معین نیست. به خاطر جدید بودنش هنوز از این فرصتی که ایجاد شده و یا در شرف تکمیل، نمی‌توان استفاده کنیم. ولی به هر حال اگر قرار باشد که ما تراز منفی نداشته باشیم، باید از ظرفیت‌ها استفاده شود.

    دبیر کنفدراسیون صادرات ایران یادآور شد: کشوری مثل عراق بعد از جنگ هیچ زیرساختی نداشت و تمام نیازهایش را از کشور ما به دلیل سهل الوصول و ارزان بودن، مهیا می‌کرد. اما کم کم در ساختار اقتصادیش قوی شد و بازارها را با محصولات خودش جایگزین کرد.

    او اضافه کرد: عراق در برهه‌ای از ایران واردات داشت اما در بعضی از کالاها که خودشان به خودکفایی رسیدند، واردات از ایران متوقف شد. با توجه به اینکه عراق یک کشور بسیار مهم برای صادرات ایران است، من احساس یک تهدید بزرگ می‌کنم. شایدبه زودی دیگر ایران نتواند به عراق آن‌طور که قبلا صادر می‌کرد، صادرات داشته باشد.

    صادرات نیازمند برنامه‌ریزی منسجم

    نفر درباره راهکارهای اصلاح ناترازی صادرات تاکید کرد: در این رابطه به یک برنامه‌ریزی منسجم،‌ مرتب و زمان‌بندی شده نیاز است تا هیچ موقع به مشکل ناترازی با کشورها بر نخوریم. بایدصادراتمان به واردات از کشورها بچربد تا تراز مثبت باشد.

    او در باره تفاهم نامه تجارت آزاد با روسیه و ترکیه گفت: در رابطه با روسیه که همان توافقنامه اوراسیا است. در رابطه با ترکیه ما قراردادهای خیلی قدیمی در رابطه با سازمان اکو داریم که متاسفانه از اینها هم استفاده نکردیم.

    دبیر کنفدراسیون صادرات ایران درباره عدم استفاده از این قراردادها بیان کرد: مذاکرات سیاستمدارها در استفاده از این قراردادها خیلی می‌تواند موثر باشد. متاسفانه چون همیشه تجارت ما با توجه به شرایط تحریم شرایط متفاوتی است بوده و نیازهای فوری داشتیم، از هر کشوری که ساده‌تر می‌توانستیم این نیاز را برطرف کنیم، کالا وارد کرده‌ایم.

    او افزود: ما برای خود برنامه‌ریزی نداشتیم اما کشورهای دیگر با برنامه جلو می‌روند. برای برنامه‌ریزی فرصت دارند و مثلا اگر پای مذاکره یک تفاهم نامه دو جانبه می‌نشینند، به شرط خرید کالاهایشان، اقدام به واردات می‌کنند.

    نفر گفت: اما ما همیشه تصمیماتمان با توجه به شرایط تحریم و عدم داشتن برنامه منظم و مرتب برای واردات بوده است.خلق‌الساعه تصمیم‌گیری کردیم و نتوانستیم از امتیازی که می‌دهیم یک امتیاز بگیریم.