برچسب: مسکن دولتی

  • رهاشدگی بازار مسکن لابلای قوانینی که برای نوشته شدن، نوشته شده‌اند!

    رهاشدگی بازار مسکن لابلای قوانینی که برای نوشته شدن، نوشته شده‌اند!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه جوان نوشت: ثبت میانگین قیمت متری ۱۵۳میلیون تومان برای آپارتمان‌های نوساز، نشانه ورود این بازار به مرحله‌ای تازه از بحران است که در آن نه رشد قیمت به رونق منجر شده و نه رکود به کاهش نرخ‌ها انجامیده است. طبعاً این وضعیت، حاصل یک اتفاق مقطعی یا شوک کوتاه‌مدت نیست، بلکه نتیجه سال‌ها انباشت تصمیم‌های نیمه‌کاره و غیبت سیاستگذاری مؤثر در یکی از حیاتی‌ترین حوزه‌های زندگی شهری است.

    معمولاً گفته می‌شود مسکن شاخصی برای سنجش کیفیت حکمرانی اقتصادی به شمار می‌آید، اگر اینطور باشد، پس وقتی قیمت مسکن با شتابی چند برابر نرخ رشد درآمد حرکت می‌کند، نشانه‌ای از ناهماهنگی ساختاری میان سیاست‌های کلان و واقعیت معیشتی جامعه است و نوعی ناکارآمدی اجرایی را فریاد می‌زند، البته از ضعف نظارت هم نباید غافل شد، چه آنکه به اندازه کافی قانون برای حل مشکل مسکن وجود دارد ولی ظاهراً برای نوشته شدن، نوشته شده‌اند!

    نگاهی به ترکیب عرضه در بازار نشان می‌دهد واحدهای نوساز سهمی محدود از کل فایل‌های فروش را تشکیل می‌دهند و همین سهم محدود نیز عمدتاً در مناطق شمالی شهر متمرکز شده است. این تمرکز جغرافیایی، حاصل انتخاب آگاهانه سرمایه است که در غیاب جهت‌دهی سیاستگذار، مسیر کم‌ریسک‌تر را برمی‌گزیند. سازنده‌ای که با هزینه‌های بالای زمین، مصالح و تأمین مالی مواجه است، ترجیح می‌دهد در مناطقی فعالیت کند که امکان فروش با قیمت‌های بالاتر وجود دارد. این منطق اقتصادی قابل پیش‌بینی است، اما پیامد اجتماعی آن، حذف تقاضای مصرفی از بازار و تشدید نابرابری فضایی در شهر است.

    میانگین قیمت کل شهر که حدود ۱۰۸میلیون تومان برآورد می‌شود، در کنار نرخ نوسازها نگاهی دوگانه از بازار ارائه می‌دهد. در یک سوی این نگاه، واحدهایی قرار دارند که با قیمت‌های نجومی عرضه می‌شوند و در سوی دیگر، تقاضایی انباشته، اما ناتوان از ورود به بازار شکل گرفته است. این شکاف، تعادل عرضه و تقاضا را بر هم زده و بازاری پدید آورده که در آن قیمت‌ها بالا می‌مانند، اما معاملات کاهش می‌یابند.

    گزارش‌های میدانی نیز حکایت از نبود خریدار دارد. این گزاره، اگر دقیق فهم نشود، می‌تواند به خطای تحلیل منجر شود. نبود خریدار به معنای نبود نیاز نیست، بلکه به معنای فقدان قدرت خرید است. تقاضا برای مسکن در تهران همواره وجود داشته و خواهد داشت، اما وقتی نسبت قیمت به درآمد به سطوح غیرقابل‌دفاع می‌رسد، تقاضا به‌ناچار از بازار حذف می‌شود. رکود فعلی، نتیجه همین حذف تدریجی است که ریشه در ساختار اقتصادی و نه در رفتار هیجانی بازار دارد.

    در چنین فضایی، نقش دولت و مجلس به‌عنوان نهادهای مسئول تنظیم‌گری، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. طی سال‌های گذشته، مسکن بارها در فهرست اولویت‌های رسمی قرار گرفته و قوانین متعددی برای سامان دادن به این بخش تصویب شده است. قانون جهش تولید مسکن با هدف افزایش عرضه، کاهش هزینه ساخت و استفاده از ظرفیت زمین‌های دولتی معرفی شد و انتظار می‌رفت بخشی از شکاف موجود را ترمیم کند، اما اکنون اثر این قانون در بازار به‌روشنی قابل مشاهده نیست.

    مجلس باید از دولت گزارش بخواهد که اجرای این قانون در چه مرحله‌ای قرار دارد و چه میزان از اهداف آن محقق شده است؟ اگر برنامه‌ای در حال اجراست، چرا خروجی آن در شاخص‌های بازار دیده نمی‌شود؟ و اگر اجرای آن با موانع جدی مواجه شده، چرا گزارشی شفاف از این موانع ارائه نمی‌شود؟ نبود داده‌های قابل اتکا درباره تعداد واحدهای ساخته‌شده، نحوه تخصیص زمین و گروه‌های هدف، فضای سیاستگذاری را مبهم و امکان ارزیابی را از افکار عمومی سلب کرده است.

    مسکن را نمی‌توان با شعار یا وعده‌های کلی مدیریت کرد. این حوزه نیازمند سیاست‌هایی است که هم از نظر اقتصادی قابل اجرا و هم از نظر اجتماعی قابل دفاع باشد. رهاشدگی مسکن، پیامدهایی فراتر از افزایش قیمت به همراه دارد. تغییر الگوی سکونت، افزایش اجاره‌نشینی ناخواسته، کوچک شدن متراژ واحدها و انتقال فشار اقتصادی به طبقه متوسط، بخشی از نتایج این وضعیت است.

    تمرکز ساخت‌وساز در مناطق برخوردار، شکاف فضایی شهر را عمیق‌تر کرده و دسترسی به مسکن مناسب را برای بخش بزرگی از شهروندان دشوار ساخته است. این روند، نتیجه مستقیم نبود سیاست‌های هدایت سرمایه و غیبت ابزارهای تنظیم‌گری است. دولت در چنین شرایطی باید با استفاده از ابزارهای مالیاتی، اعتباری و زمین، سرمایه را به سمت تولید مسکن متناسب با تقاضای واقعی سوق دهد. واگذاری این مسئولیت به منطق بازار، به معنای پذیرش نابرابری به‌عنوان یک قاعده است.

    سکوت یا انفعال در برابر بحران مسکن، هزینه‌هایی دارد که به‌تدریج در سایر حوزه‌ها نمایان می‌شود. افزایش مهاجرت درون‌شهری، گسترش حاشیه‌نشینی و تشدید نابرابری اجتماعی، پیامدهایی هستند که مستقیماً با سیاست‌های مسکن ارتباط دارند. نادیده گرفتن این ارتباط، به معنای تعویق بحران و انتقال آن به آینده‌ای پرهزینه‌تر است، بنابراین بازار مسکن نیازمند تصمیم‌های روشن و قابل سنجش است. اگر قرار است قانون جهش تولید مسکن اجرا شود، باید جدول زمانبندی، منابع مالی و اهداف کمی آن به‌صورت شفاف اعلام شود.

    فاصله میان آمارهای رسمی و تجربه زیسته شهروندان، یکی از عوامل تشدید بی‌اعتمادی است. وقتی از افزایش تولید یا صدور مجوز سخن گفته می‌شود، اما در عمل تغییری در دسترسی به مسکن احساس نمی‌شود، این آمارها کارکرد خود را از دست می‌دهند. سیاستگذاری موفق، سیاستی است که اثر آن در زندگی روزمره مردم قابل لمس باشد و بتواند بخشی از فشار معیشتی را کاهش دهد.

    مسکن امروز به معیاری برای سنجش جدیت دولت و مجلس در پاسخگویی به مسائل واقعی جامعه تبدیل شده است. قیمت‌های بالا در کنار رکود عمیق، نتیجه سال‌ها تعویق تصمیم‌گیری و اولویت دادن به راه‌حل‌های کوتاه‌مدت است. خروج از این وضعیت، نیازمند بازنگری اساسی در رویکردها و پذیرش این واقعیت است که مسکن را نمی‌توان به حال خود رها کرد.

    تا زمانی که این بازنگری صورت نگیرد، بازار به مسیر فعلی ادامه خواهد داد. فایل‌های فروش بدون خریدار باقی می‌مانند، قیمت‌ها در سطحی غیرقابل‌دفاع تثبیت می‌شوند و فاصله میان رؤیای خانه‌دار شدن و واقعیت زندگی روزمره عمیق‌تر می‌شود. این مسیر، پایدار نیست و نمی‌تواند مبنای سیاستگذاری قرار گیرد. اگر قانونی تصویب شده است، باید اثر آن دیده شود و اگر اجرای آن ممکن نیست، باید با مردم در میان گذاشته شود. دولت و مجلس نمی‌توانند نسبت به مسئله‌ای که مستقیماً با امنیت اقتصادی و اجتماعی شهروندان گره خورده است، بی‌تفاوت بمانند.

  • متقاضیان طرح نهضت ملی مسکن دست به دامان رئیس جمهور شدند / متقاضیان: زندگی‌مان به مرز فروپاشی رسیده

    متقاضیان طرح نهضت ملی مسکن دست به دامان رئیس جمهور شدند / متقاضیان: زندگی‌مان به مرز فروپاشی رسیده

    به گزارش اقتصادران، متن این نامه به شرح ذیل است:

    بسمه تعالی
    ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
    جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
    با سلام و احترام

    ما جمعی از متقاضیان طرح «نهضت ملی مسکن – پروژه سازه‌کاران ایلام یکم» در شهر جدید پردیس هستیم که طی شش سال گذشته با امید به تحقق وعده‌های دولت مردمی، تمام توان مالی خود را برای خانه‌دار شدن به کار گرفتیم. با وجود پرداخت حدود ۷۵۰ میلیون تومان آورده اولیه و افزایش مبلغ وام مشارکتی به ۸۵۰ میلیون تومان، هنوز هیچ واحدی به ما تحویل داده نشده و همچنان در منازل استیجاری زندگی می‌کنیم.
    اقساط وام مشارکتی نیز از چند ماه پیش آغاز شده و ماهانه ۱۵ میلیون تومان از متقاضیان دریافت می‌شود؛ به‌طوری که در پایان ۱۰ سال باید مجموعاً یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان بابت وامی بپردازیم که هنوز منجر به تحویل مسکن نشده است.
    در طول این سال‌ها برای بیان مشکلات‌مان، یک نوبت مراجعه حضوری با حداکثر اعضا در وزارت راه و شهرسازی در زمان خانم فرزانه صادق داشتیم. همچنین بارها به صورت دسته جمعی و فردی مراجعات فراوانی در شرکت عمران شهر جدید پردیس داشتیم و به بیان مطالبات و مشکلاتمان پرداختیم.
    با وجود این پیگیری‌ها و مطالبه محترمانه، متأسفانه هیچ نتیجه عملی حاصل نشد و وضعیت پروژه همچنان بلاتکلیف مانده است. «احمد مرزبان» مدیرعامل شرکت عمران شهر جدید پردیس در شهریور ماه ۱۴۰۴ در جمع اعضای پروژه سازه کاران ایلام یکم وعده داد که واحدها تا آبان‌ماه ۱۴۰۴ به‌طور قطعی تحویل می‌شود؛ اما با گذشت این موعد، نه‌تنها تحویلی صورت نگرفته، بلکه اخیراً زمزمه دریافت مبالغ مازاد نیز از متقاضیان به گوشمان رسیده است؛ مبالغی که پرداخت آنها برای اقشار کم‌درآمد و مستأجر مانند ما غیرممکن است.

    جناب آقای رئیس‌جمهور

    نهضت ملی مسکن قرار بود طرحی حمایتی برای اقشار فاقد توان مالی باشد، اما امروز تبدیل به فشاری سنگین بر زندگی خانواده‌هایی شده که تمام امیدشان به وعده دولت بوده است. بسیاری از ما در وضعیت دشوار اقتصادی قرار گرفته‌ایم و ناتوانی در پرداخت همزمان اجاره‌خانه، اقساط و هزینه‌های روزمره، زندگی‌مان را به مرز فروپاشی رسانده است.
    لذا از حضرت‌عالی درخواست فوری داریم:
    ۱ ) نظارت ویژه و مستقیم بر عملکرد شرکت عمران پردیس و پیمانکار پروژه سازکاران ایلام یکم اعمال شود.
    ۲) تحویل واحدها بدون دریافت هزینه‌های اضافی و با احتساب مبالغ حاصل از فروش ۳۲ واحد اضافه که همگی با آورده متقاضیان ساخته شده با فوریت انجام گیرد.

    ۳ ) پرداخت جریمه وام مشارکتی در دوره تاخیر غیر موجه پیمانکار، حسب قانون جهش تولید مسکن بایستی بعهده پیمانکار باشد و تقسیط وام مشارکت از هنگام تحویل واحد انجام گردد.
    ۴ ) با توجه به پیشرفت ۹۵ درصدی این پروژه، بفوریت نسبت به انعقاد قرارداد با متقاضیان اقدام شود.
    ۵ ) تعداد ۳۲ واحد ۱۳۵ متری که به هزینه متقاضیان و بدون یک ریال کمک دولتی ساخته شده، سریعاً فروخته شده و مبالغ آن صرفاً در همین پروژه سازه کاران ایلام و برای همین ۲۱۶ عضو هزینه شود.( هزینه هایی همانند محوطه سازی خود پروژه، انشعابات، آسانسور و غیره)

    ۶ ) روند مالی و افزایش هزینه‌ها شفاف‌سازی و توسط حسابرس مستقل و بیطرف، حسابرسی شود.
    اعتماد ما به دولت و نظام، سرمایه‌ای ارزشمند است؛ لطفاً اجازه ندهید این اعتماد به دلیل مدیریت نادرست یک پروژه، خدشه‌دار شود. تنها خواسته ما داشتن یک خانه معمولی اما امن و قانونی است، آن هم پس از پنج سال تلاش، صرفه‌جویی، و تحمل سختی‌های بسیار.
    امیدواریم با دستور و رسیدگی حضرت‌عالی، حق این تعداد زیاد از شهروندان مظلوم، هرچه سریع‌تر احقاق شود و روند تحویل این پروژه از این بلاتکلیفی نجات یابد.

    با تشکر و احترام
    جمعی از متقاضیان نهضت ملی مسکن – پروژه سازه‌کاران ایلام یکم
    شهر جدید پردیس

  • مسکن ارزان؛ به نام «کارگران» به کام «ثروتمندان» / قطار «رانت دولتی» تا کجا پیش می رود؟

    مسکن ارزان؛ به نام «کارگران» به کام «ثروتمندان» / قطار «رانت دولتی» تا کجا پیش می رود؟

    به گزارش اقتصادران، وقتی دولت به‌جای بخش‌‌‌خصوصی، مسکن می‌سازد، «منابع و امکانات ارزان و حمایتی» که قرار است برای «مسکن‌‌‌سازی» اختصاص پیدا کند هم نصیب پروژه‌های دولتی می‌شود و این قطار «رانت دولتی» تا آخرین ایستگاه که دریافت‌‌‌کنندگان کلید واحدهای مسکونی «دولتی‌‌‌ساز» است ادامه پیدا می‌کند.

    روز گذشته وزیر کار از اختصاص زمین برای ساخت ۱۰۰‌هزار واحد مسکن کارگری در کشور خبر داده‌است.

    احمد میدری در تشریح تامین این زمین‌‌‌ها گفته است؛ «بخش قابل‌توجهی از این زمین‌‌‌ها در اختیار واحدهای صنعتی بزرگ قرارگرفته‌‌‌اند؛ و واحدهایی مانند مجموعه مس سرچشمه، کشتیرانی و برخی واحدهای فولادی که متعلق به صندوق‌های بازنشستگی یا واحدهای بزرگ صنعتی کشور هستند، ساخت مسکن کارگری را آغاز کرده‌اند.»

    جزئیات طرح واگذاری زمین دولتی به صنایع دولتی برای ساخت مسکن کارگری، نشان می‌دهد صرف‌نظر از اینکه، هیچ تضمینی به «تبدیل کامل زمین‌‌‌های ارزان دولتی به مسکن ارزان برای کارگران» وجود ندارد؛ به‌خصوص آنجاکه وزیر از «اجازه ساخت تجاری» روی این زمین‌‌‌ها گفته است، این مدل تامین مسکن حمایتی، یک اشکال بزرگ دارد و آن، «چشم‌‌‌پوشی طرح از شاغلان غیررسمی کم‌‌‌درآمد» است.

    اشکال موجود البته از دهه‌۸۰ در اولین طرح بزرگ «مسکن‌‌‌سازی دولتی» بروز کرد. در طرح مسکن مهر، اولین شرط واگذاری زمین ۹۹‌ساله به تعاونی‌‌‌های مسکن در سال‌۸۸، «برگه بیمه تامین‌اجتماعی از محل کار» بود. این شرط به‌معنای آن بود که مسکن‌‌‌دولتی حمایتی فقط به شاغلان رسمی واگذار می‌شود. در مسکن‌‌‌ملی هم همین شرط جاری است و اکنون زمین‌‌‌های دولتی هم صرفا به صنایع، آن‌هم بنگاه‌های دولتی یا شبه‌‌‌دولتی واگذار می‌شود.

    این در حالی است که دست‌‌‌کم یک‌سوم از شاغلان، در شغل‌‌‌های غیررسمی، مشغول به‌کار هستند؛ از پیک‌‌‌های موتوری گرفته تا کار در کارگاه‌های زیرزمینی، رانندگان تاکسی‌‌‌های آنلاین، کارگران مغازه‌‌‌ها و برخی فروشگاه‌‌‌ها، مشاغل خانگی، دستفروش‌ها، کارگران ساختمانی و فصلی در بخش‌های مختلف اقتصادی از جمله کشاورزی و خدمات، نظافتچی‌‌‌ منزل و…

    برآوردها نشان می‌دهد، نزدیک به نیمی از شاغلان در شغل‌‌‌های غیررسمی، «فقیر یا کم‌‌‌درآمد» هستند که عمده آنها، اجاره‌‌‌نشین از نوع بدمسکن هستند. چگونگی «خانه‌‌‌دار کردن» شاغلان غیررسمی کم‌‌‌درآمد خانه‌‌‌ندار یا دست‌‌‌کم، چگونگی «تامین مسکن» این افراد، پرسشی است که تاکنون، پاسخ روشن برای آن از سمت سیاستگذار، به‌خصوص وزیر کار ارائه نشده‌است.

    طی دهه‌های اخیر، سیاستگذار از ساده‌‌‌ترین مسیر برای تامین مسکن استفاده‌کرده و ساده‌‌‌ترین راه را برای شناسایی مشمولان درنظر گرفته‌است. این راه طی سه، چهار سال‌گذشته باعث شد، ۳۵‌درصد «امتیازهای مسکن‌‌‌ملی» به دهک‌های ۹ و ۱۰ برسد.

  • پای لنگ مسکن دولتی!

    پای لنگ مسکن دولتی!

    به گزارش اقتصادران، دولت‌ها سال‌ها با طرح‌های گوناگون اعم از مسکن مهر و طرح نهضت ملی مسکن، سعی کرده‌اند تا به خانه‌دارشدن مردم کمک کنند؛ سیاستی که همیشه یک‌پایش لنگ است. گاهی زمین هست و خانه‌ای بنا می‌شود اما امکانات ندارد و گاهی بحث نبود زمین داغ است.

    در بسیاری از کشورهای جهان، داشتن خانه و خودرو جزو آرزوهای افراد محسوب نمی‌شود و خانه‌دارشدن، رؤیای دور و درازی برای آدم‌ها نیست اما سال‌هاست که سقف آرزوهای مردم ما کوتاه شده و خانه‌دارشدن، آرزویی محال.

    دولت‌ها سال‌ها با طرح‌های گوناگون اعم از مسکن مهر و طرح نهضت ملی مسکن، سعی کرده‌اند تا به خانه‌دارشدن مردم کمک کنند؛ سیاستی که همیشه یک‌پایش لنگ است. گاهی زمین هست و خانه‌ای بنا می‌شود اما امکانات ندارد و گاهی بحث نبود زمین داغ است. فرشید ایلاتی، کارشناس مسکن در این باره می‌گوید وزارت راه و شهرسازی باید شفاف اعلام کند دسته‌بندی زمین‌هایی که در اختیار دولت است به چه شکل است و آیا عاملیت و قابلیت برای تخصیص به نهضت ملی مسکن را دارد یا نه.

    زمانی که روشن نیست

    فرشید ایلاتی، کارشناس مسکن، درباره تکلیف ثبت‌نام‌های جدید در طرح نهضت ملی مسکن می‌گوید: وقتی دولتی تشکیل می‌شود انتظار می‌رود پروژه‌های دولت‌های قبل را به سرانجام برساند، زیرا دولت بر مبنای افراد شکل نگرفته و همه کارگزار جمهوری اسلامی هستند ولی در طرح نهضت ملی مسکن باتوجه‌به شرایط حاضر و عدم همکاری بانکی به نظر می‌رسد اتمام برخی پروژه‌ها تا ۱۰ سال هم طول بکشد.

    دولت باید در اولین اقدام، تکلیف کسانی را که قرارداد دارند روشن کند و آن‌ها را در اولویت بالاتری قرار دهد و جدول زمان‌بندی اعلام شود تا افراد بدانند چه زمانی واحدشان را تحویل می‌گیرند. متأسفانه خانم فرزانه صادق به‌عنوان وزیر راه و شهرسازی، کاملا روشن و شفاف به مردم اعلام نکرده‌اند که قیمت تمام‌شده این واحدها و اقساطشان چقدر است و زمان تحویل واحدها هم هنوز روشن نیست. این نگرانی وجود دارد که با اعلام طرح‌های جدید، برنامه‌هایی که به نفع طبقات محروم جامعه است به فراموشی سپرده شود.

    این کارشناس مسکن درباره دلایل جاماندگی تهران از طرح نهضت ملی مسکن می‌گوید: در کلان‌شهرها و به‌ویژه تهران، سیاست‌گذاری‌های غلطی وجود دارد. شهرها بدون توجه به سیاست آمایش سرزمین، توسعه یافته‌اند و مناطقی در حومه شهرهایی مانند تهران، البرز، تبریز، اصفهان و مشهد شکل‌گرفته‌اند و جمعیت فراوانی ساکن این شهرک‌های اقماری‌اند و با صراحت اعلام می‌شود که سیاستی برای کلان‌شهرها وجود ندارد.

    ما نیازمند راهکارهای جدیدی هستیم که بخشی از جمعیت در پهنه سرزمینی توزیع شود. برای وضع موجود کلان‌شهرها باید تدابیر ویژه اتخاذ کرد.

    الحاق زمین به شهرها

    آقای ایلاتی می‌گوید: بسیاری از مسئولان با صراحت اعلام می‌کنند که رویکردشان مقابله با بلندمرتبه‌سازی و توسعه افقی شهرهاست که البته سیاست درستی است و نباید تصمیمات غلط ادامه‌دار باشند اما به هرحال باید راهکار جایگزینی اعلام شود و متأسفانه راهکاری برای توسعه شهر وجود ندارد. طبق تکلیفی که در برنامه هفتم توسعه مشخص شده، باید در پنج سال آینده به طور میانگین ۳۰ درصد به مساحت شهرها و روستا اضافه شود؛ یعنی باید زمین‌های جدید را به شهرها الحاق کنیم.

    اولویت‌های الحاق، با زمین‌های دولتی و در اختیار نهادهاست که باید مراحل آماده‌سازی آن انجام شود و بسیار مهم است که در اینجا بحث سوءاستفاده و رانت پیش نیاید. خوشبختانه زمین‌های دولتی در حریم شهرها به‌وفور یافت می‌شوند و می‌توانند برای الحاق به شهر آماده شوند و اگر جایی واقعا به این نقطه رسیدیم که دولت، زمینی در اختیار ندارد باید از ظرفیت زمین‌های اشخاص برای الحاق به شهرها استفاده شود. به نظر می‌رسد این موضوع در اولویت دولت نیست.

    او درباره تأمین مالی پروژه‌ها می‌افزاید: تخصیص اعتبار به طرح نهضت ملی مسکن به‌درستی صورت نمی‌گیرد. قرار بود وامی با مبلغ ۸۰۰ میلیون تومان به افراد اعطا شود اما مبلغ آن به ۶۵۰ میلیون کاهش یافت و عملا این مبلغ هم پرداخت نمی‌شود. بحث تهاتر مسکن هم موضوعی است که کاملا زیر نظر وزارت راه و شهرسازی و زیرمجموعه سازمان ملی زمین و مسکن قرار دارد و دولت می‌تواند برای بحث تأمین هزینه‌های زیرساخت‌ها از آن استفاده کند.

    تهاتر زمین

    فرشید ایلاتی می‌گوید: تهاتر زمین برای تأمین هزینه‌های زیرساخت، به این معناست که از زمین‌های دولتی یا خصوصی به‌عنوان یک دارایی برای تأمین هزینه‌های مربوط به پروژه‌های زیرساختی استفاده ‌شود. به‌عنوان‌ مثال در یک پروژه مسکن، دولت می‌تواند زمین‌های خود را با سازندگان مبادله کند و در ازای آن، سازندگان تعهد کنند که هزینه‌های لازم برای ایجاد زیرساخت‌های موردنیاز پروژه (مانند آب، برق، گاز، معابر و…) را تأمین کنند.

    این روش می‌تواند به‌عنوان یک راهکار برای کاهش هزینه‌های دولتی و افزایش سرعت اجرای پروژه‌های زیرساختی مورداستفاده قرار گیرد.

    وقتی تهاتر انجام شود پیمانکار، سریع‌تر زیرساخت‌ها را احداث خواهد کرد و از قِبل زمینی که قرار است به شهر الحاق شود حق‌الزحمه خود را برمی‌دارد. این امکان به‌عنوان تأمین مالی غیرنقدی پروژه در کنار تسهیلات بانکی فراهم است و تمامی راهکارها باید در کنار هم پیگیری شود تا با سرعت بیشتری بتوان پروژه‌ها را به اتمام رساند.

    وزارت راه و شهرسازی باید شفاف اعلام کند دسته‌بندی زمین‌هایی که در اختیار دولت است به چه شکل است، آیا عاملیت و قابلیت برای تخصیص به نهضت ملی مسکن را دارد یا خیر و برآورد هزینه‌های آن چقدر است.

    این کارشناس مسکن درباره میزان اقساط وام نهضت ملی مسکن می‌افزاید: درباره اقساط باید این‌گونه اندیشید که فرد در حال پرداخت اجاره‌خانه است که هر سال به‌صورت پلکانی افزایش می‌یابد.

    قسط این وام‌ها در ابتدا حدود هشت میلیون تومان است و شاید حدود ۱۵ سال دیگر به ۱۵ میلیون تومان برسد. اکنون نرخ اجاره در شهر تهران نزدیک به ۲۰ میلیون تومان و در کلان‌شهرهای دیگر حدود ۱۰ میلیون تومان است و می‌توان گفت اقساط بانک، نزدیک به قیمت اجاره‌خانه است.

    این اقساط پس از تحویل‌خانه آغاز خواهند شد، یعنی در زمان مشارکت، دولت باید مبالغ موردنیاز را در اختیار پیمانکار قرار دهد.

    وقتی واحد به شما تحویل شد هم‌زمان دفترچه اقساطش را نیز تحویل می‌گیرید. اگر اقساط به‌صورت ثابت باشند، پس از گذر چند سال اصلا مبلغ آن به چشم نمی‌آید، مثلا اقساط مسکن مهر حدود ۱۵ سال پیش نزدیک به ۲۵۰ هزارتومان بود و شاید این مبلغ آن زمان معادل نصف حقوق یک کارگر بود اما اکنون ارزش یک روز حقوق را هم ندارد.

    باید برای افرادی که در این طرح شرکت می‌کنند توضیح دهیم که شاید پرداخت اقساط در سال‌های اول سخت باشد اما در شرایط تورمی و بدون پرداخت هزینه اجاره، سهم این اقساط در سبد خانوار کاهش خواهد یافت.

    سامانه املاک و اسکان

    آقای ایلاتی درباره اشارات چندباره رئیس‌جمهور به در دسترس نبودن آمار خانه‌های خالی می‌گوید: آقای پزشکیان این مسأله را به‌درستی مطرح می‌کنند اما باید فرقی بین منتقد و کسی که مسئول و مجری است وجود داشته باشد. این عدم دسترسی آماری باید برطرف شود و راهکار آن هم کاملا مشخص است. در سامانه املاک و اسکان، الزامات خوبی برای جمع‌آوری آمار وجود دارد. این سامانه اولین‌بار در سال ۱۳۹۴ یعنی حدود ۱۰ سال پیش برای اصلاح مالیات مستقیم مطرح شد و قرار بود رسمیت یابد اما هنوز هم آن‌گونه که باید فعال نیست. باید اطلاعات این سامانه، تکمیل و نواقص و ایراداتش برطرف شود تا در بحث شناسایی خانه‌های خالی و اخذ مالیات بتوانیم از آن استفاده کنیم.

    پیگیری درباره راه‌اندازی درست و دقیق این سامانه، نیازمند اهتمام ویژه شخص رئیس‌جمهور است و به نظر می‌رسد موضوع نهضت ملی مسکن باید نماینده ویژه‌ای از جانب رئیس‌جمهور داشته باشد تا هر هفته این موضوع را از دستگاه‌ها پیگیری و گزارش آن را به رسانه‌ها اعلام کند.

    تبعات یک اقدام

    آقای ایلاتی درباره مصوبه لغو تخصیص مسکن ملی به زنان بالای ۳۵ سال و مردان مجرد از ۲۳ تا ۴۴ سال می‌گوید: این اقدام از منظر تبعات اجتماعی که در پی دارد اشتباه است. اکنون طبق آخرین آمار، نزدیک به سه و نیم‌میلیون مجرد قطعی در خانم‌های بالای ۳۵ سال وجود دارد و سبک زندگی افراد تغییر کرده است. بحث زنان سرپرست خانوار و زنانی که پس از طلاق، مستقل زندگی می‌کنند نیز از مواردی است که به‌سادگی نمی‌توان از آن‌ گذشت و این گروه‌ها را نمی‌توان در برنامه‌ریزی‌ها در نظر نگرفت.

  • دولت مسکن‌‌‌ساز خوبی نیست! / برخی از واحدهای مسکن‌‌‌مهر هنوز هم‌‌‌ آسانسور ندارد

    دولت مسکن‌‌‌ساز خوبی نیست! / برخی از واحدهای مسکن‌‌‌مهر هنوز هم‌‌‌ آسانسور ندارد

    به گزارش اقتصادران، در یکی از شهرهای جدید اطراف تهران که از سال ۹۰، دولت در آنجا به «کارفرمای بزرگ بازار ساختمان‌‌‌سازی» و همچنین «توزیع‌‌‌کننده انحصاری زمین» تبدیل شد، اخیرا مدیر شهر برای «تکمیل ساختمان‌‌‌های ۱۲ سال پیش مسکن‌‌‌مهر»، ۱۰۰ دستگاه آسانسور تامین و وارد انبار شرکت دولتی کرده است.پروژه‌‌‌های مسکن‌‌‌مهر در این شهر از سال ۹۱ «شروع به ساخت» شد اما تا امروز به‌رغم آنکه چهار دولت سر کار آمدند و رفتند، «بار مسکن‌‌‌مهر» هنوز به مقصد نرسیده و این بار روی دوش پنجمین دولت تحویل‌‌‌گیرنده این طرح، افتاده است.

    مدیر دولتی این شهر جدید طبق مدل‌‌‌های جهانی مدیریت شهر حومه‌‌‌ای، وظیفه دارد «بستر ساخت مسکن ارزان و شرایط سکونت مطلوب» را برای سازنده‌‌‌ها و خانوارها فراهم کند. یک وظیفه مشخص مدیر دولتی شهر جدید، «رسیدگی به امکانات شهر» برای افزایش سطح خدمات زندگی به تراز شهر مادر است تا ساکنان شهرهای بزرگ برای مهاجرت به حومه رغبت داشته باشند. مدیر دولتی شهر جدید باید «زمین‌‌‌های دولتی آنجا را ابزار قرار دهد»، به این معنا که سرمایه‌گذاران بخش خصوصی به پشتوانه این اراضی، وارد آنجا شده و سرمایه‌گذاری‌‌‌های شهری انجام دهند. این زمین‌‌‌ها همچنین «حکم طلا» برای «توسعه شهر» را دارد به طوری که «اهرمی» شود تا سرمایه‌گذار بخش‌‌‌خصوصی وارد آنجا شود و نیازهای روی زمین‌‌‌مانده شهر شامل مراکز تجاری، تفریحی، خدماتی و … را تامین کند.

    دولت در این شهر جدید اما «انحرافی» عمل کرد. خودش زمین واگذار کرد، خودش پیمانکار مسکن‌‌‌ساز استخدام کرد، خودش همزمان از خانه‌‌‌اولی‌‌‌ها ثبت‌نام کرد و در عین حال خودش همه این اضلاع را مدیریت کرد. نتیجه‌‌‌ این عملکرد طبق تجربه شکست‌‌‌خورده کشورها در سال‌های قبل از ۱۹۷۰، «طولانی‌‌‌شدن ساخت مسکن دولتی» و گران تمام شدن مسکن‌‌‌مهر برای خانه‌‌‌ندارها شد. ساخت واحدها با مترمربعی ۳۰۰‌هزار تومان شروع شد و با قیمت بالای ۲ میلیون تومان تحویل متقاضیان شد. بخشی از واحدهای مسکن‌‌‌مهر هم‌‌‌ «امروز آسانسور ندارد» و دولت باید تاوان آن را بپردازد.

    تجربه جهانی نشان داده است، دولت مسکن‌‌‌ساز خوبی نیست، بلکه باید «منابع محدود» را برای «تشویق سازنده‌‌‌ها به مسکن‌‌‌سازی» صرف کند. یک‌‌‌ راه تجربه‌‌‌شده در دنیا آن است که زمین دولتی در اختیار سازنده قرار بگیرد و در مقابل بخشی از واحدهای ساخته‌‌‌شده به «دهک‌‌‌های حمایتی» تحویل داده شود.

  • نابودی اعتماد مردم به مسکن دولتی / ستاریان: رکود را آنقدر عمیق کردند که اصلا معامله‌ای صورت نگیرد

    نابودی اعتماد مردم به مسکن دولتی / ستاریان: رکود را آنقدر عمیق کردند که اصلا معامله‌ای صورت نگیرد

    به گزارش اقتصادران، بازار مسکن طبق آخرین آمار‌هایی که منتشر شده همچنان در رکود به سر می‌برد، اما قیمت نیز همزمان در حال افزایش است. براین اساس تازه‌ترین گزارش، تحولات بازار مسکن بر این دلالت دارد که معاملات مسکن از خرداد تا مرداد ماه امسال ۵.۳ درصد کمتر شده؛ حال آن که میانگین قیمت مسکن از ۸۵ میلیون و ۹۱۰ هزار تومان، به ۸۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان به ازای هر متر رسیده است. این وضعیت در بازار اجاره مسکن نیز با شدت بیشتری دنبال می‌شود چرا که علاوه بر اثرپذیری از قیمت مسکن، از تورم عمومی نیز تاثیر می‌پذیرد.

    مردم به پروژه مسکن دولت بی اعتماد هستند

    بیت الله ستاریان، پژوهشگر اقتصاد مسکن می‌گوید: انصراف نیمی از متقاضیان از یک سمت نشان دهنده بی اعتمادی به این پروژه‌ها است. مسئله این است که دولت حتی این حرف ۵ هزار واحد را هم شروع نکرده و مدام هم حرف از این می‌زنند که ما دو میلیون واحد را دست گرفتیم یعنی از مرحله طراحی تا مثلا اسکلت بندی ساختمان. این که چه میزان آن به مرحله اسکلت رسیده ممکن است ۵۰ هزار واحد یا کمتر از این باشد.

    به گفته او یک واحد مسکونی یا مجتمع مسکونی چیزی نیست که بشود گفت مثلا من امروز شروع می‌کنم شش ماه یا یک سال دیگر تمام می‌شود. خودش پنج سال طول می‌کشد. این موضوعات را مردم هم متوجه می‌شوند و دیگر اعتمادی به مسکن مهر و ملی و دیگر طرح‌هایی که دولت وعده می‌دهد، اعتمادی نیست.

    دو سناریوی فعلی برای بازار مسکن

    تورم عمومی نیز موضوع دیگری است که این کارشناس بازار مسکن به آن اشاره و توضیح می‌دهد: عموما مسکن یا رکود تورمی دارد یا رونق تورمی. درهر دو این وضعیت تورم وجود دارد و ما نمی‌توانیم حذف کنیم. اصطلاحا می‌گویند ما امسال جلوی تورم را گرفتیم؛ اما با رکود جلوی تورم را گرفتن که شاهکار نیست. شما رکود را آنقدر عمیق کردید که اصلا معامله‌ای صورت نگیرد. در این صورت معلوم است تورمی نیست. موقعی شما می‌توانید از کنترل تورم بگویید که به اوج تولید و رونق رسیده باشید و تورم هم کنترل شده است.

    تعیین گروه هدف برای بازار مسکن نیز اشتباه است

    بیت الله ستاریان همچنین می‌افزاید: برای سرنوشت بازار مسکن در نیمسال دوم عملکرد دولت در آینده مهم است. شاید خوبی این دولت این است که فعلا شعار مسکن نداشته است؛ اما درباره این که گفته شده می‌خواهد برای دهک‌های اول تامین مسکن کند نیز نکته‌ای وجود دارد. در حال حاضر مسئله این است که ما دهک‌های بالای میانی‌مان هم مشکل مسکن دارند. اصلا این که ما گروه هدفی در نظر بگیریم، امکان پذیر نیست. بلافاصله در همان مرحله فیش مسکن به دهک‌های بالاتر واگذار می‌شود.

    ضرورت بسیج تمام وزارتخانه‌ها برای حل مشکل مسکن

    پیش بینی قیمت مسکن در نیمه دوم سال

    بیت الله ستاریان در پیش بینی قیمت مسکن علاوه بر عملکرد دولت به بازار ارز نیز اشاره کرده و می‌گوید: قطعا نرخ دلار بر همه کالا‌های ما تاثیر می‌گذارد، ولی این تاثیر درباره مسکن با چند ماه تاخیر اتفاق می‌افتد. از همین رو تا پایان سال حتما جهشی در قیمت مسکن خواهیم داشت.

  • دومینوی شکست دولت‌ها از مداخله در حوزه مسکن

    دومینوی شکست دولت‌ها از مداخله در حوزه مسکن

    به گزارش اقتصادران، فرشید پورحاجت، کارشناس بازار مسکن درباره این پژوهش  بیان کرد: مرکز پژوهش‌ها یک نهاد علمی و راهبردی است و مجموع مطالعات این مرکز دارای پیوست‌های تخصصی در حوزه مسکن است. آمار منتشر شده توسط مرکز پژوهش‌های مجلس یک منبع قابل اتکاست. مداخله دولت‌ها در حوزه مسکن، به ارائه شرایط مطلوب و تسهیل شیوه دسترسی مردم به مسکن، منتج نشده است.

    وی افزود: بررسی آمار‌ها از سال ۱۳۹۰ و پیش از مداخله گسترده در حوزه مسکن -که تا امروز موجب گرفتاری دولت‌های مختلف نیز شده است-، بیانگر کاهش ۵۰ درصدی تولید مسکن در کشور است. همچنین نوع مسکن سازی با شرایط حاکم بر الگو‌های ساخت مدنظر مردم همسویی نداشته است.

    پورحاجت مطرح کرد: بهترین مسیر برای تولید مسکن کشور، تسهیل شرایط حضور گسترده بخش خصوصی فعال است که این اشخاص به تعداد موردنیاز تولید مسکن در کشور فعال هستند. دولت و مجلس باید سیاست گذاری‌های اشتباه دو دهه گذشته در حوزه مسکن را تغییر دهند تا بلکه بتوانیم این مسیر اشتباه را برای آینده اصلاح نماییم.

    دبیر کانون انبوه سازان عنوان کرد: قوانینی که در حوزه مسکن و ساختمان به صورت غیرکاشناسانه و غیرمستدل وضع شده، شرایط تولید مسکن را دشوار ساخته است. مشکل اساسی کشور ما عدم تعادل در عرضه و تقاضای مسکن است و این موضوع از سیاست‌های کلی وضع شده طی این مدت، نشأت گرفته است.

    کارشناس بازار مسکن، درنظر گرفتن تمهیدات تشویقی برای بخش خصوصی را به دولت و مجلس توصیه نمود و افزود: سیاست‌های تشویقی در برنامه توسعه سوم کشور منتج به افزایش تولید مسکن کشور شده و سطح دسترسی به مسکن برای مردم را متناسب با نیاز و تقاضا آن‌ها بهبود بخشیده است؛ بنابراین تجدید رویه می‌تواند موثر واقع شود.

    ارائه پیشنهاداتی برای تسهیل در شرایط بخش خصوصی کشور

    وی با اشاره به مشکلات موجود در فرآیند اخذ مجوز‌ها و به طول انجامیدن شش ماهه صدور پروانه ساخت گفت: ساختاری که باعث شده اخذ مجوز ساخت برای یک ساختمان چهار طبقه در اقصی نقاط کشور دارای یک فرآیند شش ماهه باشد، نتیجه سیاست‌های اشتباه است؛ طی شش ماه سرمایه‌های بخش خصوصی کشور در دیوان سالاری‌های سازمان منحرف و رانتی و ضدتوسعه گرفتارمی‌شود. این مدت زمان‌ها تأثیر بسزایی درنقش رشد سرمایه گذاری در تولید مسکن کشور دارد و پازل گرانی مسکن کشور در حال حاضر از کمبود تولید متناسب با ذائقه و خواست مردم ساخته شده است.

    آیا سازمان‌هایی که در جهت توسعه صنعت ساختمان طی حدود سه دهه راه اندازی شده‌اند به تکالیف خود عمل می‌کنند؟ و آیا این سازمان‌ها در طولانی شدن فرآیند اخذ مجوز تأثیر نداشته‌اند؟

    پورحاجت ادامه داد: شأن نزول سازمان‌هایی همچون شرکت‌های توزیع نیروی برق و آب و فاضلاب، ارائه خدمات مطلوب به بخش تولید کشور است. متاسفانه نگاه‌های کاسبانه و غیرکارشناسی در این سازمان‌ها، فرآیند تولید در کشور را دچار مخمصه ساخته و بحرانی که درحال حاضر با آن دست به گریبانیم، نشأت گرفته از این سیاست‌های غلط است.

    دبیر کانون انبوه سازان یادآور شد: رئیس جمهور کشور در مناظرات، به صراحت این موضوعات را مطرح و اعلام کرد که دولت مسبب چنین شرایطی ست و بیان صورت مسئله به جای ارائه برنامه، مشکل اساسی کشور است.

    وی تصریح کرد: ما با دو معضل مهم مواجه‌ایم؛ دستگاه‌های خدمت‌رسان اساسا خدمت قانونی ارائه نمی‌دهند و علاوه بر آن هزینه‌های گزاف نیز دریافت می‌کنند؛ بنابراین دولت باید ساختار خود را تصحیح کند، سازمان‌هایی که از سیر قانونی خود منحرف شده‌اند را اصلاح نماید، شیوه‌های جدیدی را در حوزه ساخت و ساز برای بخش خصوصی برنامه ریزی کرده و نقش تسهیل گری را جایگزین نقش مداخله گری کند تا شرایط بهبود یابد، در غیر این صورت و به صرف شعار سر دادن، این مسیر اصلاح نشده، مشکلات مردم باقی مانده و دشواری‌های بخش خصوصی نیز دوچندان خواهد شد.

    نقش مؤثر زمین در قیمت مسکن

    کارشناس بازار مسکن تصریح کرد: باتوجه به اینکه نقش زمین در قیمت مسکن بسیار موثر است، دولت باید نگاه خود را به این موضوع تغییر دهد. بزرگترین مالک زمین در هر کشور دولت‌ها هستند و باید شرایط زمین را به نحوی فراهم سازند که بخش خصوصی در املاک سرمایه گذاری کند و ماحصل افزایش تولیدات در کشور تعادل را حوزه مسکن ایجاد خواهد کرد.

    مداخلات دولت در ساخت مسکن به سرانجام خوبی نرسیده است

    پورحاجت افزود: عملکرد بخش خصوصی در ساخت مسکن و حل مشکلات این حوزه می‌تواند بهتر از دولت باشد. مداخلات دولت به سرانجام خوبی نرسیده و پس از این نیز این مداخلات شرایط را تسهیل نخواهد کرد.

    وی درباره چشم انداز بازار مسکن با توجه به مشخص شدن دولت چهاردهم گفت: اصلاح سیاست‌ها _که به طور قطع زمان‌بر خواهد بود_ و همچنین کنترل تورم باید توسط دولت رقم بخورد. خوشبینانه‌ترین حالت، ایجاد ثبات در بازار مسکن است و ثبات ایجاد شده مادامی که به افزایش تولید مسکن در کشور نینجامد، منجر به توفیق در حوزه مسکن نخواهد شد.

  • مسکن‌ دولتی هم حریف فقر مسکن نشد

    مسکن‌ دولتی هم حریف فقر مسکن نشد

    به گزارش اقتصادران، به‌رغم حدود نیم قرن برنامه‌‌ریزی در حوزه مسکن شهری در کشور و تلاش دولت‌‌های مختلف برای افزایش ساخت مسکن، آمارهای رسمی از آن حکایت دارد که حدود 50‌درصد خانوار کشور با فقر مسکن مواجه هستند و بخش عمده‌‌ای از این افراد امیدی به خانه‌‌دار شدن نیز ندارند. این نتایج بیانگر آن است که سیاست‌‌های اخذ شده در طول سالیان قبل به هدف اصابت نکرده و در شرایطی که بخش عمده‌‌ای از مردم با بحران تامین هزینه مسکن مواجه هستند، صنعت ساخت‌‌وساز نیز با چالش رکود مواجه است. در آستانه روی کار آمدن دولت چهاردهم مرکز پژوهش‌‌های مجلس گزارشی با عنوان «بسته سیاستی-عملیاتی تامین مسکن گروه‌‌های کم‌‌درآمد» را منتشر کرد که در آن ضمن عیب‌‌یابی طرح‌‌های پیشین اجرایی شده به‌‌منظور افزایش دسترسی آحاد جامعه به مسکن مناسب به ارائه راهکار در این خصوص پرداخت. این گزارش 5 گام اصلی در زمینه گسترش دسترسی افراد کم‌‌درآمد به مسکن ارائه می‌کند؛

    جمع‌‌آوری بانک اطلاعاتی دقیق از خانوارهایی که برای تامین مسکن به حمایت مستقیم دولت نیاز دارند گام ابتدایی است. ساخت مسکن و تشویق به اجاره‌‌های بلندمدت گام دوم برای کاهش چالش افراد در تامین خانه است. اصلاح قوانینی که مانع سرمایه‌گذاری در بازار مسکن شده‌‌اند نظیر حذف الزام به تامین 100‌درصد پارکینگ و کاهش متراژ حداقلی بنا پیشنهاد بعدی مطرح شده در این گزارش است. همچنین در این گزارش تاکید می‌شود که در مناطق ضعیف، خانه‌‌های غیراعیانی ساخته شوند تا به این ترتیب با کاهش هزینه تولید، دسترسی افراد به خانه تسهیل شود. اعطای وام‌‌های بلندمدت برای اقشار متوسط نیز اقدام بعدی موثر جهت‌‌ خانه‌‌دار شدن دهک‌‌های درآمدی متوسط است.

    مطابق اصل 31 قانون اساسی «داشتن مسکن متناسب با نیاز، حق هر فرد و خانواده ایرانی است. دولت موظف است با رعایت اولویت برای آنها که نیازمندترند به‌خصوص روستانشینان و کارگران زمینه اجرای این اصل را فراهم کند.» تاکید قانون اساسی بر الزام دولت‌‌ها در تامین مسکن کم‌‌درآمد باعث شده تا ظرف سال‌های گذشته دولت‌‌های مختلف درصدد اخذ راهکارهای متعدد با هدف گسترش دسترسی عموم افراد جامعه به خانه باشند. با وجود این،  نتایج بررسی‌‌ها نشان از آن دارد که بخش عمده‌‌ای از این سیاست‌‌ها به نتیجه مطلوب نرسیده و به شکل فزاینده‌‌ای چالش تامین مسکن در کشور ظرف سال‌های گذشته شدت گرفته است.

    مطابق داده‌‌های رسمی، فقر مسکن یا محرومیت خانوار از دسترسی به مسکن طی دو دهه گذشته همواره صعودی بوده است، در بهترین شرایط در برخی برهه‌‌های زمانی شیب رشد این محرومیت کاهش یافته، اما همچنان روند افزایشی حفظ شده است. مطابق تعریف جهانی خانواری به مسکن در استطاعت دسترسی دارد که هزینه مسکن او، کمتر از 30‌درصد کل هزینه‌‌های خانوار باشد. مطابق این تعریف در مناطق شهری بیش از نیمی از خانوارهای هر دهک به مسکن در استطاعت دسترسی ندارند. در این شرایط افزایش عرضه مسکن لزوما به حل مشکل عدم‌استطاعت افراد در خرید خانه منجر نمی‌شود؛ درواقع چالش فعلی مسکن در کشور نبود خانه نیست؛ بلکه عدم‌استطاعت افراد در خرید خانه است.

    10 copy

    سرشماری سال‌های 1385 تا 1395 نشان داد که از هر 100 مسکن تولید شده 23 واحد منجر به مالکیت و سکونت مالک در همان ملک شده است. این در حالی است که در همین زمان ‌بر تعداد مستاجران کشور افزوده شده است. مطابق داده‌‌های این سرشماری‌‌ها به‌رغم افزایش قابل‌توجه تولید مسکن، همزمان نسبت تعداد مستاجران به مالکان زیاد شده است؛ در عین حال سهم مستاجران نسبت به مالکان افزایش یافته و سهم خانه‌‌های خالی و خانه دوم نسبت به کل موجودی مسکن نیز نسبت به سرشماری پیشین افزایش قابل‌توجهی داشته است.

    در عین حال بررسی‌‌ها از آن حکایت دارد که چالش تامین مسکن در شهرهای بزرگ و کلان‌شهرها به مراتب جدی‌‌تر است؛ در واقع فقر مسکن در شهرهای بزرگ افراد بیشتری را به خود مشغول کرده است. در این شرایط حل چالش مسکن در شهرهای بزرگ توجه ویژه‌‌ای از سوی سیاستگذار را می‌‌طلبد. با وجود این در چنین شرایطی ارائه راهکار مناسب به دقت عمل بیشتری نیز نیاز دارد؛ چرا که هر گونه راهکار پیشنهادی نباید به نحوی تنظیم و اعمال شود که به جذب مهاجران بیشتر از روستاها و شهرهای کوچک به کلان‌شهرها بینجامد.

    60 صنعت متضرر از رکود مسکن

    چالش بازار مسکن تنها گریبان مردم را نگرفته، بلکه کاهش توان عموم مردم برای خرید خانه با ایجاد رکود در این بازار به زیان بخش قابل‌توجهی از صنایع نیز منجر شده است. بخش مسکن بزرگ‌ترین زنجیره ارزش را در اقتصاد کشور پشتیبانی می‌کند؛ حدود 60 صنعت اصلی مختلف از این صنعت تاثیر می‌‌پذیرند. از این رو رکود در صنعت ساخت مسکن در کشور باعث شده تا زنجیره ارزش گسترده‌‌ای در کشور با چالش مواجه شود و عدم‌تقاضای پایین‌‌دست، آنها را با بحران جدی تعطیلی مواجه کرده است. در چنین شرایطی اعطای تسهیلات و حمایت از بخش مسکن نه صرفا به عنوان یک اقدام یک‌بعدی برای تامین نیاز مسکن شهروندان، که درواقع یک اقدام راهبردی در جهت افزایش رشد اقتصادی و ایجاد ارزش افزوده و خلق ثروت است.

    5 گام برای عبور از بحران فقر مسکن

    تبیین بحران در بخش مسکن و دلایل بروز آن، ارائه راه‌‌حل برای رفع آن را میسر می‌کند. همان‌گونه که در شرح چالش‌‌های موجود در بازار مسکن کشور عنوان شد؛ گروه‌‌های مختلف درآمدی در کشور با فقر مسکن مواجه هستند؛ اما سیاستگذار باید به این موضوع دقت کند که حل این چالش برای گروه‌‌های مختلف اجتماعی از یک مسیر میسر نیست.

    در چنین شرایطی اولین گام برای رفع چالش مسکن برای افراد کم استطاعت جمع‌‌آوری داده‌‌های دقیق از افراد شامل حال این وضعیت می‌شود. این آمار باید شامل بانک اطلاعاتی جامعی از وضعیت درآمدی، سرمایه‌‌ای و تملیکی افراد و بر اساس تقسیم‌‌بندی‌‌های جغرافیایی تفکیک‌‌شده باشد. در ادامه می‌توان برای گروه‌‌های مختلف هدف بسته به موقعیت جغرافیایی، راهکار خاصی ارائه کرد.

    تجربه طرح‌‌های پیشین اجرایی شده در کشور نشان داده است که دهک‌‌های پایین درآمدی حتی با دریافت وام‌‌های بلندمدت با بهره پایین نیز امکان خرید خانه را ندارند؛ در این شرایط دولت چهاردهم می‌تواند از تجربه‌‌های موفق جهانی برای چگونگی خانه‌‌دار کردن این قشر استفاده کند. در گزارش فعلی و گزارش‌‌های پیشین مرکز پژوهش‌‌های مجلس بر لزوم اجرای طرح مسکن اجتماعی برای حل چالش تامین مسکن این دهک‌‌های درآمدی تاکید دارد؛ این در حالی است که «دنیای‌اقتصاد» نیز در گزارشی با عنوان «نقشه مرجع مسکن حمایتی» با ارائه مثال و اطلاعات دقیق از آنچه در دنیا انجام شده، به ارائه تجارب موفق جهانی در اجرای طرح‌‌های مسکن اجتماعی پرداخت. به طور خلاصه ساخت مسکن ارزان دولتی و طرح‌‌هایی نظیر اجاره بلندمدت، اجاره به شرط تملیک و همچنین طرح‌‌هایی نظیر وام ودیعه مسکن می‌تواند به عنوان گام دوم چالش این دهک‌‌های پایین درآمدی را مرتفع کند.

    گام سوم برای رفع چالش مسکن در کشور رفع موانع قانونی در مسیر رشد سرمایه‌گذاری در ساخت خانه‌‌های با قیمت رقابتی است. در حال حاضر قوانینی نظیر الزام ساختمان‌‌ها با تامین 100‌درصد پارکینگ و تعیین حداقل مساحت باعث شده تا کف قیمت خانه در تمامی مناطق افزایش یابد. این موضوع با گران شدن هزینه تمام شده ساختمان از قدرت خرید مسکن برای بخشی از مردم کاسته و افراد کم بضاعت را به سمت حاشیه شهرها رانده است. در این شرایط سیاستگذار می‌تواند با رفع این موانع از هزینه ساخت مسکن بکاهد و بخشی از مردم امکان خانه‌‌دار شدن در مناطق داخلی شهر را پیدا کنند.

    گام چهارم پیشنهادی در این زمینه ساخت خانه‌‌های غیراعیانی در محله‌‌های ضعیف است. درواقع سیاست عرضه خانه با رویکرد اعیان‌‌سازی سبب می‌شود تا بخش قابل‌توجهی از موجودی املاک در استطاعت به واحدهای نوساز با قیمت بالا مبدل شده و در عین حال به خروج و جابه‌‌جایی مستاجران دامن می‌‌زند. در این شرایط تامین یا تخصیص سهمی از پروژه‌‌های بازآفرینی و نوسازی به مسکن در استطاعت مقرون به صرفه می‌تواند در عین نوسازی شهری به رفع چالش کاهش استطاعت عموم مردم کمک کند.

    پنجمین پیشنهاد مطرح شده برای رفع چالش بحران مسکن افراد کم‌‌درآمد نیز به اعطای وام‌‌های بلندمدت برای دهک‌‌های متوسط درآمدی تاکید دارد. اگرچه دهک‌‌های پایین‌‌ درآمدی نمی‌توانند با دریافت تسهیلات نیز خانه‌‌دار شوند؛ اما تصویب و اجرای چنین پیشنهادهایی برای اقشار متوسط درآمدی، می‌تواند کارساز و گره‌‌گشا باشد. در صورت تسهیل شرایط ساخت مسکن برای سرمایه‌گذاران بخش خصوصی و اعطای وام با بهره پایین به اقشار متوسط می‌توان از سویی چالش رکود در زنجیره صنعت ساختمانی کشور و از سوی دیگر با افزایش دسترسی بخشی از گروه‌‌های درآمدی به خانه، چالش مهم عدم‌استطاعت بخشی از افراد جامعه به مسکن را مرتفع کرد.