برچسب: مردم ایران

  • جامعه‌ ایرانی نمی‌خواهد برده‌وار و توده‌ای زندگی‌کند

    جامعه‌ ایرانی نمی‌خواهد برده‌وار و توده‌ای زندگی‌کند

    به گزارش اقتصادران، الهام فخاری فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در خصوص چالش‌های پیش روی کشور در حوزه سیاسی گفت: امنیتی‌‌تر شدن سیاست در ایران چالش بزرگی است و منجر به پیش‌حذفی و بیش‌حذفی کنشگران و نیروهای سیاسی شده است. از سویی غلیط‌تر شدن حلقه‌ی ویژه‌ها و به اصطلاح خودشان «خالص‌سازی» به شدت یافتن مساله‌ها می‌انجامد. کشور را نمی‌توان و نباید یک کلوپ خصوصی سیاسی تلقی کرد این وضعیت به وخیم‌تر شدن فساد می‌رسد. دشواری اداره کردن در سطح کلان در توانایی تحمل و تنظیم تفاوت‌ها و گوناگونی هاست وگرنه که ایران با درآمد سرشار و شگفت‌انگیز و این همه منابع و سرمایه‌ها حتی در تحریم و با وجود هدررفت چشمگیر داشته‌ها و با وجود خودخالص‌پندارها چرخ‌ش چرخیده است و تا مدتی می‌چرخد.

    مسائل سیاسی وضعیت اقتصاد کشور را دچار سیاه‌چاله‌های بزرگ کرده است

    وی افزود: مسائل سیاسی به روشنی وضعیت اقتصاد کشور را دچار سیاه‌چاله‌های بزرگ کرده، وضعیت نهادها و بنگاه‌های کاری را بنگرید، کارفرما در تنش و کارمند و کارگر هم دچار چالش و ابرچالش، وضعیت ارزش پول ملی و امنیت روانی-اقتصادی را هم که دارید می‌بینید.

    هولناک است که برخی از مدیران کلان نگاه‌شان به مردم این شده که مردم قدرت تشخیص ندارند و برای ۲۰۰ هزار تومان یارانه یا پول دنبال ماشین تان می‌دوند. ببینید این نگاه و رویکرد هم از مهم‌ترین چالش‌ها است این که رویکرد مدیریتی کشور، به‌جای توجه به پیامدهای پرآسیب شیوه اداره کردن‌ آن و ناتوان کردن تدریجی همه‌جانبه مردم، فراتر از شعارها، در عمل مردم را رعیت و صدقه‌بگیر تلقی کند. از آن سو با حذف متخصصان مختلف، با این دست فرمان با این که چه بسا می‌خواهد کار مثبتی انجام بدهد ولی معلوم نیست روی کدام ریل د کجا می‌رود.

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب تصریح کرد: در حالی که مساله‌های مهم در سطح جهانی هست، ما درگیر نان و گوشت روزمره و امنیتی شدن زندگی روزمره‌ایم و بیشتر گروه‌ها و فعالان متاسفانه کارایی و شایستگی و مرجعیت سیاسی خود را هم از دست داده‌اند و از جامعه جامانده‌اند. به‌جای پرسش‌گری و ایفای نقش در فضای جهانی در موضوع‌هایی که آینده‌ی زمین و انسان و دیگر زندگان را دچار می‌کند از چرایی سیطره هوش مصنوعی تا چالش‌های محیط زیستی و … ما کجا ایستاده‌ایم و چرا ما از پرداختن به مساله‌های بزرگ به خاطر گرفتاری های نیازهای اولیه زندگی باز مانده‌ایم؟ این نقد تنها به گروه مستقر و چیره نیست بلکه به باور من این روند سال‌ها و دهه‌هاست که برقرار بوده چه بسا با شدت کمتر یا بیشتر.

    وقتِ خانه‌نشینی‌ و در عزلت بودن نیست

    وی با بیان اینکه اگر راهی برای بهبود باشد حزب‌ها و نهادهای مدنی هم باید خانه‌تکانی کنند و به بهبود سازمانی خود بپردازند، گفت: از طرفی در یک سپهر (اتمسفر) سخت، مبهم و بسته ملی-حاکمیتی، بهبود و بالندگی نهادهای مدنی بسیار دشوارتر شده‌ است. با همه اینها چهره‌های سیاسی و حزبی، بزرگان فرهنگ و هنر و همه کسانی که ایران را محور مشترک همه‌مان می‌دانند، از ققنوس‌وارگی ایران سخن می‌گویند. این پویایی و زنده بودن جامعه ایرانی و پرهیز از هزینه‌تراشی‌هایی که شوربختانه تندروهای خودخالص‌پندار ایجاد کرده‌اند، نشانه‌های روشنی برای یافتن راه چاره‌ است. ما به هماهنگی و انسجام متخصصان کلان‌نگر برای سناریوهای آینده‌پژوهی و پیشنهاد و پیشبرد راهکارهای سازنده نیاز داریم، اکنون وقت خانه‌نشینی‌ها و در عزلت اندوهگین بودن نیست.

    رفتار مدیریتی کشور گویای نشنیدن و بی‌توجهی به پیام مردم است

    فخاری در پاسخ به این سوال با توجه به آنکه میزان مشارکت در انتخابات گذشته ۴۱ درصد عنوان شده چه راهکارها عملی باید در طول این دو سال باقی مانده تا انتخابات ۱۴۰۴ طی شود تا درصد مشارکت افزایش پیدا کند، گفت: هنگامی که واژه‌ی «عبور» از چهره‌های مرجع اجتماعی-سیاسی-فرهنگی یا روش و ابزارهای مردم‌سالارانه مطرح می‌شد باید این را به مثابه یک هشدار مهم در نظر می‌گرفتند.

    عبور از سازوکارهای قانونی یعنی افزایش از کارافتادگی خردورزی و هیجان‌مدار شدن کنش و واکنش‌ها و به‌نوعی آشفتگی که برای همه‌ی جامعه زیان‌بار خواهد بود. این نتیجه از درصد شرکت‌کنندگان و نسبت واجدان شرایط و همچنین رای سفید یا باطله گویای این است که از نظر بسیاری از مردم سازوکار انتخابات و صندوق رای، نه‌تنها در سطح ملی بلکه در انجمن‌ها و نهادهای صنفی، پاسخ‌گوی گوناگونی سلیقه‌ها و پیشبرد خواسته‌های ملی، صنفی و حرفه‌ای نیست. در این شرایط مردم کم کم از همکاری و درگیر بودن در انتخابات‌ها خود را کنار می‌کشند و ویژه‌سازی و خودبهترپنداری و ویژه‌خواری غلیظ‌تر می‌شود، خیلی‌ها به این باور می‌رسند که با وجود شایستگی، مهارت و دانش، کوشش و کار توان‌فرسا از زندگی مناسب محروم شده‌اند.

    وی افزود: همه می‌فهمند این شرایط زندگی به زیان عموم مردم است، ولی سود این ویژه‌خواری افق دید بهره‌مندانش را چنان محدود می‌کند که از توجه به خطرهای بزرگ‌تر در درازمدت غافل می‌مانند. در کل هم شوربختانه رفتار مدیریتی کشور گویای نشنیدن و بی‌توجهی به پیام مردمی است که در برهه‌هایی از ایشان به‌طور نمادین دعوت به حضور می‌کنند ولی امکان برخورداری از انتخاب‌های متناسب با گوناگونی اجتماعی را فراهم نمی‌کند یا منتخبان را چنان از کار می‌اندازد که گره‌ای از زندگی مردم گشوده نمی‌شود. ببینید ما ارزیابی و سنجش درست و مستقلی انجام نمی‌دهیم ولی به‌طور ضمنی می‌شود بررسی کرد نتیجه‌های صندوق‌های گذشته چه کارنامه‌ی کاری داشته‌اند، کار آن‌ها چقدر در راستای خواسته‌های موکلین‌شان بوده، مردم چقدر این‌ها را شبیه به خود و نماینده‌ای گویا و شنوا و پیگیر و توانا در پیشبرد هدف‌هایشان می‌دانند؟

    جامعه‌ ایرانی نمی‌خواهد برده‌وار و توده‌ای زندگی‌کند

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب تاکید کرد: بعضی افراد و بعضی دوره‌ها که پس از انتخاب کلا ناپدید شده‌اند و سرگرم بهره‌برداری و رشد خودشان کار اصلی نمایندگی مردم را فراموش کرده‌اند. ناتوان‌سازی نهادهای انتخابی خطر بزرگی است. مساله انتخابات ما از انتخابات اسفند ۱۴۰۲ آغاز نشده، برگردید به انتخابات‌های نهادهای صنفی و علمی و مدنی در سال‌های گذشته، یک روند مشخص در کار هست. حذف بخش بزرگی از جامعه وضعیت را از این که هست ناعادلانه‌تر می‌سازد. رسیدن به باور “هیچ‌کاره بودن” و بردگی اجتماعی هولناک است، در درازمدت واکنش‌های پیش‌بینی‌ناپذیر به همراه خواهد داشت. جامعه‌ی ایرانی نمی‌خواهد برده‌وار و توده‌ای زندگی‌کند، برای همین با وجود دلبستگی‌ها و ریشه‌ها برای گریز از چنین وضعیتی رو به مهاجرت برده آن‌هم برای حداقلی از شهروند بودن و نابردگی.

    بازسازی اعتماد عمومی در گام نخست نیازمند درمان شنیداری و ادراکی مدیریت کلان است

    وی تصریح کرد: اگر از بازسازی برای بهبود وضعیت موجود بخواهیم سخن بگوییم از سویی باید توجه داشت که ساختن و بازساختن بسیار دشوارتر از خراب کردن و حذف و ویرانی نهادها و ابزارهای اجتماعی است. هنوز هم بسیاری متخصصان فریاد می‌زنند که نگذارید دیرتر شود چون آسیب‌های پیش رو ایران را در خطر قرار می‌دهد، ولی شما چه تدبیر و چاره‌جویی‌ می‌بینید؟ بازسازی اعتماد عمومی در گام نخست نیازمند درمان شنیداری و ادراکی مدیریت کلان است که بتواند و بخواهد گوش بدهد تا بداند چه شده چه کرده و با چه وضعیت واقعی روبروست، با فراخواندن متخصصان و تجربه‌داران چاره‌جویی کند، راهکارهای سازنده برای توقف روند ترسناک اقتصادی و اجتماعی برگزیند و با همکاری معتمدان مردم، نه گماشتگان خود، کلیت جامعه را برای گذر از این وضعیت همراه کند. رنج و درد وضعیت کنونی را با به‌کارگیری روش‌های عادلانه بکاهد، تا مردم دوباره باورش کنند و اعتماد عمومی ترمیم شود.

    نمی‌توانیم به زور یا خیال‌پردازانه مردم را قانع کنیم که همچنان در صحنه باشند

    فخاری افزود: شما نمی‌توانید به زور یا خیال‌پردازانه مردم را قانع کنید که همچنان در صحنه باشند وقتی نشانه‌ها و رفتارها گویای هیچ‌کاره کردن‌شان، بی‌توجهی به گوناگونی سلیقه‌شان، معیار نبودن قانون(قانون به مثابه ابزار توزیع عادلانه فرصت‌ها و نه تهدید و بگیر و ببند) و فروریختن روز به روز باشند. جامعه هوشمند است، جامعه ایرانی درمانده‌ی آموخته شده نیست، به شیوه‌های خودش کنش و واکنش دارد ولی آیا مخاطبان جامعه این پیام را دریافت می‌کنند؟ باید خطر بزرگ را درک کنند، بایستند و اول از همه گوش بدهند با مهار دفاعیات روانی‌ منفی‌شان، با بردباری و بدون واکنشی و شتابزده رفتار کردن. تا هنگامی که واقع‌بینانه درد فهمیدن وضعیت را به جان نخرند، نپذیرند که آن بخشی از جامعه که از وضعیت مدیریت امور ناخشنود و خشمگین است درصد چشمگیری است و صندوق و روش انتخابات را نباید و نمی‌توان فقط به یک ابزار نمادین محدود کرد، نمی‌توان برای انتخابات‌های آینده حال و روز بهتری پیش‌بینی‌کرد.

    وی گفت: وقتی جامعه احساس و ادراک سیلی‌خورده بودن دارد و انگشت در چشمش فرو شده، پاسخش به دعوت به عکس یادگاری برای ارائه تصویر خوب به جامعه جهانی روشن است. این را هم در نظر بگیرید که با وجود باور و تلاش بخشی از بدنه اداری و مدیریتی کشور در راستای اهمیت روش‌های مردم‌سالارانه و ابزارهای قانونی، ولی بنابه تحلیل‌های مدیران سابق به‌ویژه در زمینه اجتماعی-امنیتی، به هرحال ممکن است بخشی از این ساختار دچار افراد یا بعضی گروه‌های سیاسی شده باشد که آگاهانه به‌دنبال ازکار انداختن صندوق و بهره‌گیری از روش‌های آمرانه باشند و وقت‌هایی که این دیدگاه سیطره پیدا کند، نهاد انتخابات در خطر بیشتری است. نباید انفعالی رفتار کرد، دلسوزان و آگاهان باید فراتر از گرایش و سلیقه سیاسی برای بازداشتن این روند در کنار هم باشند.

    بازسازی اعتماد عمومی به زمانی بیش از دو سال نیاز دارد / مردم ایران نه درمانده‌اند نه ستیزه‌جو

    فخاری در ادامه یادآور شد: البته که اگر آسیب‌شناسی کنیم، گاهی و برخی گروه‌های سیاسی و فعالان رسانه‌ای به این نکته توجه نکردند که نباید آنقدر تنش و درگیری‌های سیاسی را به کل جامعه کشاند که مردم و جامعه مدنی از پاسداری از نهاد انتخابات و کلیت جمهوری که دستاورد خونین مشروطه تاکنون بوده و بهای تاریخی بسیار سهمگین داشته، غافل شوند. مردم‌سالاری و نهادها و پایه‌های جمهوری اسلامی ناگهانی پدید نمی‌آیند ما همه باید در یک روند بلندمدت از آن‌ها پاسداری کنیم و در مسیر رشد و آموختن تلاش کنیم. اگر جمهوری برپایه انتخابات و نظام شایستگی نباشد، سوی دیگرش  هرج و مرج خواهد بود.

    وی تصریح کرد: در کل نخستین گام باید شنوا کردن مدیریت کلی کشور نسبت به مردمی که صاحبان اصلی این کشور هستند، باشد. حاکمیت و مدیریت کشور در واقع باید به یاد بیاورد که خدمتگزار مردم است و مراقبت کند وجهه فرمانروایی به خود نگیرد. این بازسازی اعتماد عمومی به زمانی بیش از دو سال نیاز دارد ولی برای برداشتن گام‌های درست با این که روزبه‌روز دشوارتر می‌شود، هنوز هم فرصت هست. مردم ایران نه درمانده‌اند نه ستیزه‌جو؛ این مردم کم‌هزینه‌ترین و مسالمت‌آمیزترین روش‌ها را ترجیح داده‌اند و به نشانه‌های مثبت واقعی پاسخ منفی نداده‌اند. اگر از اعتبارزدایی معتمدان مردم دست بردارند، برای درک درست شرایط از متخصصان خانه‌نشین‌شده کمک بخواهند، افق دیدشان را بلندتر کنند و ایران محور باشند نه دارودسته این و آن، چه بسا راه‌هایی برای بازسازی باشد.

  • به آمریکایی ها گفتم مردم ایران فارغ از اینکه شاه یا روحانیون در کشورشان حاکم باشد، زیر بار “زور و تحقیر و توهین” نمیروند

    به آمریکایی ها گفتم مردم ایران فارغ از اینکه شاه یا روحانیون در کشورشان حاکم باشد، زیر بار “زور و تحقیر و توهین” نمیروند

    به گزارش اقتصادران، سید حسین موسویان دیپلمات برجسته پیشین ایران و پژوهشگر فعال در دانشگاه پرینستون آمریکا در یادداشتی در نشریه «شورای سیاست خاورمیانه» نوشت: ایران در ۱۳ آوریل ۲۰۲۴، با صد‌ها پهباد و موشک مستقیما خاک اسرائیل را مورد هدف قرارداد. این حمله بزرگترین و مهمترین حمله نظامی به اسرائیل بعد از جنگ سال ۱۹۶۷ اعراب و اسرائیل و بزرگترین حمله پهپادی تاریخ بود که پیامد‌های آن می‌تواند معادلات آینده در خاورمیانه را تغییر دهد. در این یادداشت به شش پیامد مهم اشاره می‌کنم:

    حمله ایران نتیجه استاندارد دوگانه و تبعیض آمیز شورای امنیت بود

    متعاقب حمله نظامی اسرائیل به سرکنسولگری ایران در دمشق، هفت تن از مستشاران ارشد نظامی ایران شهید شدند. در حقیقت اسرائیل از “خط قرمز” ایران عبور کرد. اسرائیل در حمله به اماکن دیپلماتیک ایران شناخته شده‌ترین قرارداد‌ها و نرم‌های حقوق بین الملل را نقض و به حاکمیت ایران خدشه وارد کرد. ولی قدرت‌های جهانی عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل حاضر نشدند این اقدام را محکوم کنند؛ لذا ایران در پاسخ، مبادرت به حمله نظامی به اسرائیل کرد. ایران اعلام کرد که این اقدام «پاسخ» بوده که بر اساس اصل «دفاع مشروع» مطابق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل صورت گرفته است. قدرت‌های غربی بلافاصله، اقدام ایران را محکوم کردند. ایران تصریح کرد که اگر شورای امنیت سازمان ملل حمله نظامی اسرائیل را محکوم کرده بود، احتمالا نیازی به اقدام متقابل ایران نبود؛ لذا استاندارد دوگانه و تبعیض آمیز شورای امنیت سازمان ملل میتواند مخل صلح و امنیت جهانی شود.

    حمله ایران نتیجه اشتباه محاسباتی اسرائیل از صبر و خویشتنداری گذشته ایران بود

    مقامات آمریکا و اسرائیل ابراز نمودند که حمله ایران گسترده‌تر از حد تصور بوده است. این نکته درست است. اما واقعیت این است که پاسخ ایران تنها به حمله اسرائیل به سرکنسولگری در سوریه نبود. در ۱۵ سال گذشته، اسرائیل ده‌ها تن از دانشمندان هسته‌ای و فرمانده هان نظامی ایران را در داخل و خارج ایران ترور کرده و حملات سایبری و خرابکاری زیادی علیه تاسیسات هسته‌ای و نظامی ایران داشت. ایران در موارد گذشته صبر و خویشتنداری از خود نشان داد. اسرائیل با اشتباه محاسبه، این خویشتنداری را حمل بر”ضعف” ایران تلقی کرد و به حملات خود ادامه داد. اما حمله اسرائیل به مرکز دیپلماتیک ایران، شرایطی برای تهران بوجود آورد که در یک حمله، پاسخ همه حملات گذشته اسرائیل را یکجا بدهد.

    حمله نظامی مجدد اسرائیل سناریوی جنگ بزرگتر را فعال خواهد کرد

    بایدن رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد که درصورت حمله نظامی مجدد اسرائیل به ایران، آمریکا مشارکت نخواهد کرد. این یک تصمیم درست و به موقعی است، زیرا در صورتیکه اسرائیل حمله دوم به ایران را انجام دهد، ایران این بار در سطحی وسیعتر و بدون اطلاع قبلی، اسرائیل را مورد حمله قرار خواهد داد. اگر آمریکا وارد عمل شود، ایران و تمام گروه‌های جهادی منطقه همچون حزب الله لبنان، حوثی‌های یمن، الحشد الشعبی عراق نیز وارد معرکه شده و علاوه برمشارکت در حمله به اسرائیل، پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را مورد حمله قرار خواهند داد که بدترین سناریو ممکن یعنی “جنگ بزرگتر” به وقوع خواهد پیوست.

    حمله نظامی اسرائیل برنامه صلح آمیز هسته‌ای ایران را به سمت بمب سوق می‌دهد

    من در سال‌های گذشته در مقالات و مصاحبه‌های زیادی مکرر گفته ام که حمله نظامی به ایران، تنها عاملی که میتواند برنامه صلح آمیز فعلی ایران را به سمت بمب هسته‌ای سوق دهد؛ لذا از این جهت نیز تصمیم پرزیدنت بایدن در مورد عدم مشارکت در حمله به ایران یک تصمیم عاقلانه‌ای است.

    جان بولتون مشاور امنیت ملی پیشین آمریکا پیشنهاد کرد که اسرائیل باید به تاسیسات هسته‌ای ایران حمله کند و تاکید کرد که ایران تنها زبان زور می‌فهمد. عدم درک درست، تصورات و محاسبات غلط عامل اصلی جنگ‌ها و بحران‌های چند دهه گذشته است. تفکر جان بولتون هم یک تفکری است که برخی سیاستمداران قدرتمند آمریکایی طرفداران پروپا قرص آن بوده و طرفدار “مداخله گرایی” آمریکا هستند. حقیقت این است که استراتژی اصلی آمریکا بعد از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ در ایران هم برپایه “تحریم و فشار” و”تغییر رژیم” بوده است. نتیجه این سیاست و طرز تفکر به اینجا ختم شده که امروزه روابط ایران با آمریکا، غرب و اسرائیل در خصمانه‌ترین وضعیت ممکن قرار گرفته است.

    من در سال ۲۰۰۷ بخاطر مخالفت با سیاست خارجی دولت محافظه کار احمدی نژاد، متهم به اقدام علیه امنیت ملی ایران و جاسوسی شده، زندانی و بعد از یکسال هم به دوسال حبس تعلیقی و محرومیت از پست دیپلماتیک محکوم و مجبور به ترک ایران شدم. اما در طول ۱۵ سال گذشته در تالیفات و مقالاتم سعی کرده ام که به درک متقابل صحیح آمریکا و ایران کمک کنم، چون معتقدم دو کشور با وجود اختلافات زیاد، دارای منافع مشترکی هم هستند و نهایتا باید از طریق دیپلماسی به صلح برسند.

    حمله ایران نتیجه شدیدترین تحریم‌ها و فشارهای بین‌المللی بود | بارها به آمریکایی‌ها گفتم غرور ایران را خدشه‌دار نکنند

    در این راستا مکرر برای آمریکایی‌ها توضیح داده ام که ایرانی‌ها با تاریخ و تمدنی چند هزار ساله، ملت مغروری هستند. آن‌ها فارغ از اینکه شاه یا روحانیون در کشورشان حاکم باشد، زیر بار “زور و تحقیر و توهین” نمیروند. اکنون واشینگتن و تل آویو به این واقعیت فکر کنند که ایران تحت شدیدترین تحریم‌ها و فشار‌ها ودشوارترین شرایط اقتصادی در چهل سال گذشته، پاسخ حملات اسرائیل را بگونه‌ای داد که غیرقابل تصور همگان بود. در حالیکه کشور‌های عربی در چند دهه گذشته جرات پرتاب یک فشنگ به اسرائیل را نداشتند، ایران با صد‌ها موشک و پهباد پاسخ حمله نظامی اسرائیل را داد.

    پیام حمله ایران به اسرائیل: حمله به ایران را متوقف کنید

    قابل پیش بینی است که بعد از حادثه اخیر، غرب و اسرائیل سعی خواهند کرد اهمیت نظامی اقدام ایران را کم اهمیت جلوه دهند و برخی در ایران نیز در مورد آن بزرگنمایی نمایند. اما حقیقت این است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ساعت‌ها پیش از رسیدن موشک‌ها و پهپاد‌ها به اسرائیل، جهان را از آغاز عملیات ترکیبی علیه اسرائیل مطلع ساخت. از دیدگاه من تهران از یکطرف حجم سنگینی موشک و پهباد پرتاب کرد و از طرف دیگر قبل از آن اطلاع رسانی کرد تا به آمریکا و اسرائیل فرصت بدهند در حد ممکن مانع اصابت موشک‌ها و پهباد‌ها شوند، چون ایران نمیخواست این پاسخ، منجر به فاجعه بزرگ و یک جنگ فراگیر شود. به نظر من ایران با این عملیات خواست یک پیام به واشینگتن و تل آویو بدهد که “حمله به ایران را متوقف کنید درغیر اینصورت عملیات بعدی را وسیعتر و جدی‌تر انجام و از قبل اطلاع هم نخواهیم داد”.

    نکته آخر هم اینکه سیاست‌های “تحریم و فشار و تخریب” غرب علیه ایران به رهبری آمریکا در چند دهه گذشته موجب ایجاد “یک جبهه مقاومت” در کشور‌هایی همچون یمن، عراق، سوریه، لبنان در غرب آسیا شده که جملگی مسلح به هزاران موشک و پهباد هستند. از طرف دیگر موجب نوعی از اتحاد ایران با قدرت‌های بلوک شرق بویژه چین و روسیه شده که منافع مشترک آن‌ها از پای درآوردن آمریکا در منطقه خاورمیانه است.

    آرام کردن اوضاع بحرانی غرب آسیا نیازمند روش‌های خلاقانه‌تر و ابتکار‌های بیشتر قدرت‌های منطقه‌ای وجهانی بویژه آمریکا است. اتخاذ سیاست‌های غیر مسئولانه و نامتوازن آن‌ها می‌تواند منطقه غرب آسیا را به مدت طولانی دچار بی ثباتی کرده و بحران‌های آن را بیش از پیش دچار بن بست کند.

    چگونه باید صلح را در خاورمیانه برقرار کرد؟

    صلح وثبات در غرب آسیا به پنج گام اساسی نیاز دارد:

    اول: اسرائیل آتش بس باثبات در غزه را هرچه زودترپذیرفته، راه کمک‌های انسانی بین المللی به غزه را باز کند و به قعطنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل درمورد تشکیل دو دولت فلسطینی-اسرائیلی، احترام بگذارد.

    دوم: ابتکار قدرت‌های جهانی برای برقراری یک آتش بس پایدار بین اسرائیل و ایران.

    سوم: گفتگوی ایران و آمریکا برای احیاء برجام و رفع خصومت‌های منطقه ای.

    چهارم: تشکیل سیستم امنیت و همکاری جمعی در حوزه خلیج فارس جهت پایان دادن به تنش‌های دیرینه عربی-فارسی.

    پنجم: عملیاتی شدن تصمیمات سازمان ملل در مورد عاریسازی خاورمیانه از سلاح‌های کشتار جمعی.