برچسب: مرتضی عزتی

  • خسارت هنگفت مهاجرت متخصصان به اقتصاد ایران

    خسارت هنگفت مهاجرت متخصصان به اقتصاد ایران

    به گزارش اقتصادران، مرتضی عزتی تاکید کرد: اولویت دولت جدید باید حمایت از تولید باشد زیرا بسیاری از مشکلات فرهنگی و سیاسی ما نیز از ضعف بخش مولد جامعه نشات می‌گیرد.

    عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس گفت: دولت چهاردهم با شرایط ویژه و سختی روبروست و لازم است برای برون‌رفت از این بحران اقتصاد از زیر سایه‌ی سیاست خارج شود.

    چرا وعده‌های بزرگ محقق نمی‌شود؟

    عزتی با اشاره به اینکه همواره در موعد انتخابات کاندیداها شعارهای بزرگ می‌دهند اما دولت‌ها از انجام کارهای اصلاحی کوچک هم ناتوان هستند، ادامه داد: متاسفانه شعارهای مطروحه در بسیاری از موراد فراتر از اختیارات دولتی‌هاست. این معضل در هنگام کاندیداتوری برای نمایندگی مجلس هم به چشم می‌خورد و برخی نمایندگان وعده‌هایی می‌دهند که اصلا در حوزه‌های اختیاراتشان نیست. حالا این وضعیت در هنگام انتخابات ریاست جمهوری تشدید شده‌تر است و کاندیدا وعده‌ای را مطرح می‌کند که اختیار تصمیم‌گیری در خصوص آن اصلا در حوزه اختیارات قوه‌ی مجریه نیست.

    وی گفت: ساختارها و رویکردهای کلی‌تری هستند که در این زمینه تصمیم‌گیر و تصمیم‌سازند، در نتیجه می‌شود برای تشخیص این‌که فردی وعده‌ی راستین و قابل اجرا می‌دهد یا خیر به اختیارات قوه‌ی مجریه رجوع کنیم تا دریابیم فرد وعده‌اش قابل اجراست یا نیست.

    او گفت: اقتصاد در ایران هنوز به اولویت اصلی بدل نشده و در نتیجه هر شعاری برای بهبود وضعیت، حل مشکل تحریم، حل کردن مشکلات بدون رفع تحریم و …همگی از ابتدا غیر عملی و غیر قابل تحقق هستند. او با اشاره به اینکه در دنیای امروز قرارگیری در جایگاه بالاتر اقتصادی و ایجاد شرایطی برای داشتن مراودات اقتصادی از اهمیت بالایی برخوردار است، تاکید کرد: یکی از مشکلات اصلی در کشور وجود تحریم‌هاست و اگر این مشکل اساسی را بپذیریم به تدریج می‌توان برای رفع آن برنامه‌ریزی کرد این در حالی است که هنوز از گوشه و کنار می‌شنویم که معتقدند تحریم نعمت است و به هیچ عنوان نمی‌تواند عامل بازدارنده برای اقتصاد باشد.

    او با اشاره به تجربه‌ی برجام گفت: برجام در دوره‌ی اجرا فشار سنگین تحریم‌ها را تا حدودی کنترل کرد ولی کماکان هم تاثیر اساسی در اقتصاد کشور دارد و بدون رفع این تحریم‌ها ما نمی‌توانیم انتظار جهش ارزنده در اقتصاد کشور را داشته باشیم.

     

    با اصلاح ساختارها باید موج مهاجرت را مهار کرد

    عزتی با اشاره به این مساله که باید سازوکاری برای پیشگیری از خروج سرمایه و البته سرمایه‌ی بزرگتر یعنی نیروی انسانی اندیشیده شود، گفت: زمانی که یک تحصیل کرده تصمیم به مهاجرت می‌گیرد، هزینه‌ای که کشور برای پرورش او صرف کرده از بین می‌رود. به عنون مثال متوسط هزینه‌ای که کشور برای رشد یک نیروی انسانی متخصص مقبل می‌شود، حداقل معادل ۲ میلیون دلار است و این خسارت در صورتی که فرد تخصص قوی‌تری داشته باشد به حدود ۴ میلیون دلار نیز می‌رسد .

    او گفت: فکر کنید هر فردی که تخصص دارد، وقتی از ایران خارج می‌شود حدود ۱۵۰ میلیارد دلار از سرمایه‌ی کشور به قیمت امروز پوچ می‌شود و همین آمار نشان از خطر بزرگی دارد که پیش پای اقتصاد و جامعه‌ی ایران است.

    وی تاکید کرد : آمار خروج متخصص ازکشور ما مسئله‌ی کتمان شده‌ای نیست و در بهترین حالت سالانه چند صد نفر از ایران مهاجرت می‌کنند. به این ترتیب اگر بخواهیم ارزش اقتصادی این افراد را محاسبه کنیم باید بگوییم در هر سال میلیاردها دلار از سرمایه‌های کشور از ایران خارج می‌شوند که باید با اصلاح ساختار و بهبود وضعیت اقتصادی، این شرایط را تغییر دهیم .

    به گفته‌ی عزتی دولت چهاردهم با تدوین برنامه‌ی دقیق اصلاح ساختاری می‌تواند بخشی از این مشکلات را در میان‌مدت برطرف نماید.

  • تورم، ماليات پنهان از مردمي است كه عامل آن نيستند

    تورم، ماليات پنهان از مردمي است كه عامل آن نيستند

    به گزارش اقتصادران، مرتضی عزتی در روزنامه تعادل نوشت:

    زماني كه تورم حدود ۴۰ درصد است و ما حقوق را ۱۸ درصد افزايش مي‌دهيم، در واقع اقشار كارمند را بيش از ۲۰ درصد از تورم عمومي  عقب مي‌اندازيم كه اين مساله مي‌تواند روند چسبندگي طبقات متوسط به طبقات ضعيف را تشديد كند.  لايحه بودجه ۱۴۰۳ چند نكته كليدي دارد. از نكات منفي آن بحث حقوق كارمندان و بازنشستگان است كه طبيعتا مي‌بايست متناسب با نرخ تورم افزايش پيدا مي‌كرد.

    نكته مثبت آن نيز موضوع قيمت نفت است كه تعيين ۶۵ يورو معادل حدود ۷۰ يورو منطقي به نظر مي‌رسد. در بخش درآمدهاي مالياتي نيز نقاط ضعف و قوتي ديده مي‌شود. درآمد نفتي در بودجه عمومي در سال ۱۴۰۲ حدود ۲۹ درصد بود كه در لايحه ۱۴۰۳ به ۲۴ درصد كاهش يافته و در مقابل درآمدهاي مالياتي از ۵۰ درصد سال ۱۴۰۲ به ۶۱ درصد در بودجه عمومي سال ۱۴۰۳ افزايش پيدا كرده است. طبق قانون اساسي و تاكيد مقامات كشور، درآمدهاي مالياتي بايد بر اساس عدالت وضع شود كه حتما بايد در بودجه سال آينده مورد توجه قرار گيرد تا در حق موديان مالياتي اجحاف نشود.

    اگر تعداد خريد و فروش كالايي بيش از حد باشد در آن بخش تورم ايجاد مي‌شود. در ايران كالاهايي مثل مسكن، خودرو، طلا و ارز دچار اين معضل شده‌اند. كشورهاي توسعه‌يافته براي كنترل بازارهاي غيرمولد مثل مسكن، ماليات بر عايدي سرمايه را وضع كرده‌اند كه در ايران نيز بايد اجرا شود.

    در عين حال بايد مراقبت كنيم تا ماليات بر عايدي سرمايه نتيجه معكوس ندهد و خودش به عاملي براي تورم تبديل نشود. ممكن است فروشندگان، ميزان مالياتي كه بر مسكن تحميل شده را موقع فروش در نظر بگيرند و مبلغ ماليات را به خريدار فوروارد كنند. قانون‌گذار بايد ساز و كاري براي جلوگيري از اين اقدام بينديشد.

    با توجه به سنواتي كه خانه‌اي در اختيار يك فرد قرار دارد نرخ ماليات آن بايد تعديل شود. بدين صورت كه هرچه مدت زمان خريد تا فروش خانه بيشتر شود ماليات كمتري به آن تعلق بگيرد. به نظرم مي‌توان به سازندگان مسكن تا سه سال تنفس مالياتي داد و بيش از آن منطقي نيست؛ زيرا اگر زمان بيشتري در اختيار سازندگان قرار گيرد ممكن است ماهيت فعاليت آنها به سفته‌بازي و سوداگري سوق پيدا كند.

    تورم در واقع ماليات پنهان از مردمي است كه عامل آن نيستند، پس نبايد آنها را تنبيه مالياتي كرد. به‌طور مثال كسي كه سال قبل آپارتماني را ۲ ميليارد تومان خريده و امسال قيمت آن تحت تاثير تورم به ۳ ميليارد تومان رسيده نبايد ماليات يك ميليارد تومان اضافي را بپردازد اما ماليات مازاد بر يك ميليارد تومان كه در واقع سود اضافه است را پرداخت كند.

  • اولویت دولت تناسب هزینه و درآمد خودش است! / فشار اصلی افزایش مالیات روی قشر میانه و ضعیف جامعه است

    اولویت دولت تناسب هزینه و درآمد خودش است! / فشار اصلی افزایش مالیات روی قشر میانه و ضعیف جامعه است

    به گزارش اقتصادران، بر اساس متن نهایی لایحه بودجه سال ۱۴۰۳، با افزایش ۲ میلیون تومانی، سقف معافیت مالیاتی حقوق بگیران به ۱۲ میلیون تومان افزایش یافت و افرادی با حقوق سالیانه ۱۴۴ میلیون تومان، معاف از مالیات خواهند بود. اما افرادی که درامد بین ۱۲ تا ۱۶ میلیون و نیم دارند، با افزایش مالیات ۱۰ درصدی رو به رو خواهند شد و این رقم به شکل پلکانی با افزایش نرخ حقوق افزایش خواهد داشت و در نهایت برای حقوق ۴۰ میلیون تومان به بالا، مالیات ۳۰ درصدی تعیین شده است.

    بر اساس آمار‌های عمکلرد سازمان امور مالیاتی کشور در سال ۱۴۰۲ حقوق بگیران بخش عمومی حدود ۳۱ همت و حقوق بگیران بخش خصوصی حدود ۴۹ همت مالیات پرداخت کرده اند. مالیات اصناف و مشاغل نیز حدود ۵۱ همت بوده که بر این اساس حقوق بگیران حدود ۳۰ همت از اصناف مالیات بیشتری پرداخت کرده اند.

    مسئله چگونگی افزایش حقوق و دستمزد بازنشستگان نیز از دیگر موضوعات چالشی است که باید دید در بلندمدت قابل چانه زنی و تغییر خواهد بود یا خیر. علی‌اصغر عنابستانی، رئیس کمیته حقوق و دستمزد کمیسیون تلفیق لایحه بودجه سال ۱۴۰۳ درخصوص آخرین تصمیم‌گیری پیرامون حقوق و دستمزد کارکنان و بازنشستگان در این باره گفت: «کمیته حقوق و دستمزد کمیسیون تلفیق جلسات متعددی را برگزار کرد و نهایتاً دولت پیشنهاد کرده بود که ۱۸ درصد متوسط حقوق و دستمزد کارکنان و بازنشستگان افزایش پیدا کند، بحث ما در مجلس و در کمیته حقوق و دستمزد این بود که بازه ۱۸د رصد چطور تعیین می‌شود و ساختار اجرای آن چگونه خواهد بود.»

    با توجه به این شرایط، پرسش‌هایی مطرح می‌شود از جمله این که چرا در کشور ما تناسب قابل قبولی بین حقوق و دستمزد‌ها ایجاد نمی‌شود و فشار افزایش مالیات ها، بیشتر بر دوش کدام گروه‌ها خواهد بود؟ در راستای پاسخ دهی به این پرسش‌ها با مرتضی عزتی، اقتصاددان و عضو هئیت علمی دانشگاه تربیت مدرس گفتگو کرده ایم:

    فشار اصلی افزایش مالیات روی قشر میانه و ضعیف جامعه است

    مرتضی عزتی گفت: «ارقامی که توسط دولت برای حداقل حقوق و دستمزد‌ها در سال ۱۴۰۳ اعلام شده، در بخش کارگری حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد افزایش حقوق را در نظر گرفته است که برای حقوق‌های بالاتر با ضریبی متفاوت در برابرافزایش دستمزد، در نظر گرفته شده است. اگر شخصی حداقل حقوق را دریافت کند، ۲ فرزند را داشته باشد، با ۳ الی ۴ سال سابقه کاری، مشمول مالیات نمی‌شود. اگر قرار باشد مالیات به درستی تعیین شود، حتی در ارقام بالاتر نیز نباید مالیات را افزایش داد، مگر این که رقم حقوق بسیار بالاتر از حد انتظار باشد که بخشی از آن مشمول مالیات می‌شود. در حال حاضر در کشور ما، افراد تازه کار و کارگرانی که حقوق حداقلی دارند، مشمول مالیات نمی‌شوند. اما با توجه به این که در نهایت عدد‌های حقوق و دستمزد کارگران بین ۲۵ تا ۳۰ درصد افزایش را تجربه خواهد کرد، افزایش حقوق و دستمزد با افزایش نرخ تورم ناهماهنگ است.»

    وی افزود: «کارمندان دولت نیز حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد افزایش حقوق دارند و در نتیجه افزایش حقوق و دستمزد آنان نیز کمتر از حدی است که بتوانند در برابر تورم، از رفاه برخوردار باشند. این وضعیت باعث می‌شود که شرایط رفاهی مردم یا به تعبیری درامد واقعی مردم، همچنان نسبت به سال قبل به اندازه محسوس و قابل توجهی کاهش پیدا کند. از طرف دیگر، در بحث مالیات، وقتی حقوق و دستمزد‌ها بالاتر می‌روند، سهمشان در پرداخت مالیات افزوده می‌شود. در چنین شرایطی، چون دولت، حقوق و دستمزد‌ها را کمتر از حد انتظار افزایش داده است، روی افرادی که دستمزد‌های بالاتری دارند، فشار مضاعف می‌شود. در برخی موارد، فردی که حقوق بالاتری می‌گیرد، افزایش حقوق ۱۵ درصدی دارد. این نرخ افزایش دستمزد با توجه به تورم بالای ۴۰ درصدی، اعمال می‌شود، بنابراین عدد دستمزدها، عدد بسیار ناچیزی است و قشر حقوق بگیری که دستمزدشان در دامنه میانه به بالا قرار می‌گیرد، بیشتر از سایرین تحت فشار هستند.»

    اولویت دولت تناسب هزینه و درآمد خودش است

    این اقتصاددان در ادامه گفت: «علت اصلی این که حقوق و دستمزد‌ها کمتر از تورم افزایش پیدا می‌کند، این است که اولویت دولت، تناسب هزینه و درآمد خودش است. دولت اصلی‌ترین پرداخت کننده حقوق و دستمزد در کشور است و سهم قابل توجهی از حقوق و دستمزدی که در کشور پرداخت می‌شود، توسط دولت است. در چنین شرایطی که دولت بزرگ‌ترین پرداخت کننده حقوق و دستمزد است، اگر حقوق و دستمزد‌ها را بالاتر ببرد، با افزایش هزینه‌های خود و کسری بودجه بیشتری رو به رو می‌شود. به همین دلیل از نظر دولت بهتر است که حقوق و دستمزد‌ها در این شرایط تورمی کمتر افزایش پیدا کند تا دولت کسری بودجه کمتری را تجربه کند؛ بنابراین اصلی‌ترین دلیل عدم افزایش حقوق و دستمزد به همین موضوع مرتبط است که دولت، خود، پرداخت کننده و خود نیز تصمیم گیرنده است که تا چه حد حقوق و دستمزد را افزایش دهد. این شرایط را می‌توان اصلی‌ترین مشکل در نظام تعیین حقوق و دستمزد دانست. اگر کارمندان می‌توانستند، خود در نحوه تعیین حقوق و دستمزد مشارکت کنند، قطعا شاهد عدد و رقم‌هایی متفاوت با آن چیزی بودیم که اکنون می بینیم.»

    وی افزود: «دولت بودجه خود را بیش از ۵۰ درصد افزایش داده است، در حالی که حقوق و دستمزد‌ها را تنها ۲۰ درصد افزایش داده است. خود این حرکت، یعنی دولت از مجموع خدماتی که به مردم می‌فروشد (مالیات، عوارض، حق الزحمه خدمات و …)، ۵۰ درصد اضافه‌تر دریافت می‌کند، ولی در بخشی که باید به مردم دستمزد دهد ۲۰ درصد یا کمتر افزایش ایجاد کرده است، همه این‌ها به این دلیل است که اولویت دولت، خودش است، نه تناسب‌هایی که علم اقتصاد تاکید می‌کند باید برقرار شود. علم اقتصاد می‌گوید قیمت‌های نسبی باید متناسب باشند، اما دولت قیمت کالا‌ها و خدمات را با دستمزد‌ها متعادل پیش نمی‌برد. در چنین شرایطی بی عدالتی اقتصادی رخ می‌دهد.»

    این عضو هیئت علمی دانشگاه گفت: «برای این که متوجه شویم ماجرای ارتباط وتاثیر حقوق و دستمزد در کشور دقیقا چیست، باید بدانیم که افزایش مالیات منجر به تورم می‌شود و افزایش تورم منتهی به افزایش فشار روی حقوق بگیران می‌شود.

    وقتی که مالیات‌ها افزایش پیدا می‌کند، صنوف مختلف تحت فشار قرار می‌گیرند. مالیات یا به شکل مستقیم از مصرف کننده (مالیات ارزش افزوده بیش از ۱۰ درصدی) صنوف و تولید کننده‌ها گرفته می‌شود. این در حالی است که هم اکنون اصناف و تولید کننده‌ها تحت فشار شدید رکود اقتصادی قرار دارند و تولید و فروش آنان نیز به شدت کاهش پیدا کرده است. در ضمن تورم در زمان خرید و فروش کالا‌های آنان، فشاری مضاعف ایجاد می‌کند. آن‌ها کالایی ۱۰۰ تومانی می‌خرند، این کالا را ۱۲۰ تومان می‌فروشند و وقتی قرار است دوباره این کالا را تامین کنند میبینند که از ۱۲۰ تومان فراتر رفته است. این به معنای فشار بیش از حد است. در این وضعیتی که ترسیم کردم، صنوف و تولید کننده‌ها مجبورند که یا قیمت کالا‌های خود را بالا ببرند و هزینه‌های نامتعارفی تعیین کنند یا تا مرحله تعطیلی مشاغل خود پیش بروند. این دومینو، روی کل جامعه تاثیری منفی می‌گذارد.»

  • اگر دولت سیزدهم به علم اقتصاد آشنا بود، مردم برای مایحتاج اولیه شان به چه کنم چه کنم نمی‌افتادند! / اعتراضات مردم برای بخشی از حاکمیت مهم نیست!

    اگر دولت سیزدهم به علم اقتصاد آشنا بود، مردم برای مایحتاج اولیه شان به چه کنم چه کنم نمی‌افتادند! / اعتراضات مردم برای بخشی از حاکمیت مهم نیست!

    به گزارش اقتصادران، ایران با اینکه به لحاظ در اختیار داشتن پتانسیل‌های اقتصادی از جمله کشور‌های غنی خاورمیانه به شمار می‌رود، به دلیل نگاه توام با تقابلی حاکمیت، نه تنها فرصت حضور در بازار‌های بزرگ جهانی را از دست داده است، بلکه فعل و انفعالات اخیر موجب شده تا داد و ستد با همسایه‌های حوزه خلیج فارس هم به حداقل ممکن برسد تا بتوان اینطور گفت، تلاش توام با تاثیرگذاری برای تغییر در مناسبات اقتصادی ایران با نظام بین الملل اولویتی مهم و از هر بایدی بایدتر است.

    چرا اقتصاد ایران روز به روز بیشتر در تنگنا قرار می‌گیرد

    این تحلیلگر اقتصادی در ادامه گفت: اگر دلیل اصلی مشکلات را که تحریم است، کنار بگذاریم باید به این اشاره کنیم که سوءمدیریت و اساسا تفکراتی که رشد اقتصادی را امری مهم تلقی نمی‌کنند هم در گره‌های کور فعلی سهم و نقشی بسزا دارند. به عنوان مثال با نگاهی به ترکیب مدیرانی که در دولت سیزدهم سکان دار دستگاه‌های اقتصادی هستند، می‌توان به این نتیجه رسید که به هنگام گزینش تصمیم گیران حوزه مهم اقتصادی، نه تنها شاخص مهم تجربه و تخصص با بی تفاوتی مواجه شده که حتی نسبت به اولویت‌های ابتدایی هم بی توجهی شده است. به عنوان مثال وقتی فردی از مسئولیتی کنار گذاشته می‌شود بلافاصله به سمت دیگری منصوب می‌شود، لذا نباید امیدی به اصلاح داشته باشیم.

    وی افزود: مساله دیگر نوع نگاه دولتی‌ها به شرایط موجود است. یعنی وقتی آقای رییسی سفر‌های استانی را راهی مهم برای کاهش مشکلات می‌داند، وقتی برخی از مدیران بدون در نظر گرفتن گرفتاری عمومی از کاهش تورم و حتی رسیدن به قله می‌گویند، وقتی بعد از ۲ سال و ۶ ماه دولت داری همچنان دولت روحانی را مقصر و مسبب مشکلات می‌دانند و … چطور می‌توانیم از این سیستم مدیریتی توقع کارآمدی و در نتیجه کاهش مشکلات داشت؟ در واقع دولتی قرار است یک سال و شش ماه دیگر برای کشور و مردم تصمیم بگیرد که هیچ ذهنیتی از اهمیت جایگاهی که در آن قرار دارد، ندارد تا شبانه روز با کار‌های غیر علمی و مبتنی بر توهم و هیجان بار جامعه را سنگین و سنگین‌تر کند.

    عزتی توضیح داد: اگر دولت سیزدهم، دولتی بود که علم اقتصاد را می‌شناخت و به راه و چاه آشنا بود، قطعا امروز مردم برای مایحتاج اولیه شان هم به چه کنم چه کنم نمی‌افتادند، به خصوص اینکه ترکیب مجلس دوازدهم نشان می‌دهد از این پس شاهد افراطی گری‌هایی جدی تری خواهیم بود تا به استقبال شدت گرفتن نارضایتی عمومی برویم. هر چند که ظاهرا نارضایتی جامعه برای بخشی از حاکمیت مهم نیست.

    این اقتصاددان در پایان گفت: تا زمانی که در سیاست‌هایمان، در رفتارمان، در تصمیم گیری‌هایمان تجدیدنظر اساسی نکنیم، بحران روز به روز هزینه ساز‌تر و البته ماندگارتر خواهد شد.

  • افزایش اشتغال بعد از کرونا هیچ ربطی به سیاست‌های دولت ندارد، هر دولتی هم سرکار بود همینگونه می شد

    افزایش اشتغال بعد از کرونا هیچ ربطی به سیاست‌های دولت ندارد، هر دولتی هم سرکار بود همینگونه می شد

    به گزارش اقتصادران، مرتضی عزتی با اشاره به آخرین وضعیت بازار کار در ایران تاکید کرد: بهتر است دولت به جای تمرکز بر بازار کار و ارائه آمارهایی در خصوص بهبود وضعیت بیکاری، درباره وضعیت تولید در ایران گزارش دهد تا روشن شود حجم تولید ناخالص داخلی در ایران همچنان نسبت به جمعیت اندک است و سیاست‌های اجرایی در راستای تقویت بخش مولد و در نتیجه ایجاد اشتغال پایدار و مولد نبوده است.

    وی با تاکید بر اینکه وضعیت بازار کار ایران امروز به مراتب بدتر از سال 1397، یعنی قبل از تشدید تحریم و وقوع همه‌گیری کروناست، گفت: آنچه در بازار کار ایران مشاهده می‌شود، این است که پس از رفع محدودیت‌های کرونایی تا حدی بازار کار ایران بهبود یافت اما این بهبود در حقیقت بازگشت کسانی به کار است که پیش از این شاغل بودند اما به دلیل محدودیت‌های ناشی از کرونا شغل خود را از دست دادند.

    وی گفت: این موضوع هیچ ربطی به سیاست‌های دولتی ندارد و در حقیقت هر دولتی سر کار بود، با رفع محدودیت‌های کرونایی با افزایش اندک اشتغال روبرو می‌شد .

    مشارکت اقتصادی پایین است

    عزتی در بخش دیگری از سخنانش به پایین بودن مشارکت اقنصادی در ایران نسبت به استانداردهای جهانی و حتی برخی کشورهای اطراف اشاره کرد و گفت: نرخ مشارکت اقتصادی در سال 1397 نیز برابر با 41 درصد بوده و امروز نیز در همین محدوده قرار دارد. همین امر نشان از آن دارد که با توجه به افزایش جمعیت شاغل در ایران، طبیعتا ثابت ماندن نرخ مشارکت گواه آن است که بازار کار با افزایش افراد شاغل مواجه نشده است.

    وی گفت: دولت در حال تغییر تعاریفی است که دربردارنده شغل است. به عبارت دیگر یک روز اعلام می‌شود زباله‌گردها استخدام می‌شوند. روز دیگر دستفروشان در زمره شاغلان قرار می‌گیرند . بر اساس این تعریف رانندگان مسافرکش و دوراه‌گردها و … همگی شاغل محسوب می‌شوند و به زودی شاهد افزایش شمار شاغلان خواهیم بود این در حالی است که این افراد قبلا هم همین کار را می‌کردند و اطلاق عنوان شاغل به آنها تاثیری در تولید ناخالص داخلی ندارد.

    سیاست‌های اقتصادی در خدمت اشتغال نیست

    عزتی تاکید کرد: از آمار و ارقام فاصله بگیریم شاید بهتر بتوانیم شرایط اقتصادی را تحلیل کنیم. به عبارت دیگر ما در فضای کنونی با بحران‌های جدی در بخش تولید روبرو هستیم کافی است گزارشی از تولیدکنندگان در هر بخش تهیه کنید تا ببینید با چه مشکلات ریز و درشتی دست و پنجه نرم می‌کنند . داستان به همین جا ختم نمی‌شود. حتی در توزیع منابع محدود بانکی نیز بخش مولد دست پایین را دارد و در نتیجه سیاست‌ها در خدمت اشتغال در ایران نیست .

    او شغلی را پایدار توصیف کرد که قادر به تامین هزینه یک ماه یک خانوار باشد و گفت: متاسفانه یافتن چنین شغلی در بازار کار آن هم از سوی افراد جدید تقریبا غیرممکن است .

    این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: انتظار می‌رود دولت گزارش روشنی از اشتغال خالص بدهد، یعنی بگوید میزان خروجی بازار کار یعنی بازنشستگان چقدر بوده و چه تعداد شغل جدید به اشتغال موجود اضافه شده است در غیر این صورت اشتغال فردی به جای یک بازنشسته به معنای ایجاد شغل نیست.