برچسب: مرتضی عزتی

  • تحمیل «فشار حداکثری» به سفره‌های مردم / عزتی: نمی‌دانم چه اتفاقی در کشور افتاده که عده ای به وضوح از گران شدن دلار دفاع می‌کنند؟!

    تحمیل «فشار حداکثری» به سفره‌های مردم / عزتی: نمی‌دانم چه اتفاقی در کشور افتاده که عده ای به وضوح از گران شدن دلار دفاع می‌کنند؟!

    به گزارش اقتصادران، مرکز آمار ایران، در گزارش آبان ماه خبر از بازگشت تورم به کانال ۴۰ درصد پس از حدود دو سال داد. این در حالی است که نرخ تورم نقطه به نقطه هم در آستانه عبور از مرز ۵۰ درصدی است. پیش  بینی‌ها نشان می‌دهد که تا پایان سال نرخ تورم سالانه به حدود ۴۵ درصد خواهد رسید و نرخ تورم نقطه به نقطه می‌تواند در کانال ۵۵ تا ۶۰ درصدی قرار بگیرد.

    از نکات نگران کننده تورم فعلی، بالا بودن نرخ تورم خوراکی‌ها است. یعنی در حالی که تورم نقطه به نقطه ۴۹.۴ درصد اعلام شده، تورم خوراکی‌ها بیش از ۶۶ درصد است که بیش از هر گروه دیگری است. در میان گروه خوراکی‌ها دو گروه «نان و غلات» و «میوه و خشکبار» با تورم بیش از ۱۰۰ درصد، پیشتاز تورمی در میان همه زیر گروه‌ها هستند. این نوع از تورم که امروز ایران با آن دست و پنجه نرم می‌کند، از جمله خطرناک‌ترین انواع تورم‌ها است زیرا با تضعیف سریع قدرت خرید مصرف کننده، زمینه را برای گسترش فاصله طبقاتی را فراهم می‌کند.

    مرتضی عزتی، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس، درباره وضعیت تورم  گفت: سال گذشته و زمانی که نرخ ارز در کشور شروع به گران شدن کرد، به روشنی مشخص بود که تورم در سال جاری در مقایسه با وضعیت سال گذشته روند فزاینده‌ای را طی خواهد کرد. از این جهت، می‌توانیم بگوییم در افزایش دوباره نرخ تورم به بیش از ۴۰ درصد، اقدامات ارزی سال گذشته نقش پررنگی داشتند.

    او ادامه داد: از سوی دیگر دولت با کاهش سهمیه ارز ترجیحی کالاهای اساسی، زمینه دیگری برای افزایش تورم، به‌ویژه در بخش خوراکی‌ها و اقلام مصرفی به وجود آورد. به این ترتیب می‌بینیم برنج، روغن و کالاهای مشابه گران شدند. از این زاویه هم می‌توانیم بگوییم یک اقدام ارزی دیگر دولت، بر اثرات تورمی سیاست ارزی پیشین اثر گذاشت و حالا مشاهده می‌کنیم که احتمالا تا پایان سال نرخ تورم به حوالی ۵۰ درصد برسد.

    کارشناس اقتصاد کلان درباره اثر کسری بودجه بر نرخ تورم توضیح داد: کسری بودجه و نحوه تامین آن از سوی دولت، به هر حال اثرات خود را دارد اما مشکل کسری مزمن بودجه، چیزی نیست که در این یکی دو سال به وجود آمده باشد و پیش از آن هم وجود داشت. این در حالی است که از شهریور ۱۴۰۳ که مشخص شد دولت قصد گران کردن ارز را دارد و زمزمه‌های آن شنیده شد، از پاییز نرخ تورم شروع به افزایش کرد و این روند تا امروز هم ادامه داشته است.

    او افزود: در همین چهار ماه گذشته هم نرخ ارز شروع به افزایش کرده است که حتما اثرات این افزایش هم بر تورم مشخص خواهد شد. علاوه بر افزایش قیمت ارز در بازار، میزان ارز ترجیحی تخصیص یافته هم کاهش یافت و همین امر موجب شد تا بخشی از کالاهای اساسی، گران‌تر وارد کشور شوند و حالا ما مشاهده می‌کنیم مرغ، تخم مرغ یا گوشت تورمی بیش از ۵۰ درصد را از سر گذرانده‌اند. اگر این وضعیت ادامه داشته باشد تورم این کالاها می‌تواند تا آخر سال به به ارقام بیشتری هم برسد.

    فشار حداکثری تورم بر فرودستان

    عزتی در این‌باره هشدار داد: وقتی می‌بینیم تورم خوراکی‌ها از میانگین تورم به شکل محسوسی بالاتر است و خوراکی‌ها بیشترین تورم را در میان همه گروه‌های کالایی دارند، یعنی فقر به زودی رشد خواهد کرد. این نوع از تورم، از بدترین انواع تورم است و فشار آن به طور خاص بر دوش مصرف کنندگان و مزدبگیران است. این روند به شدت بحرانهای اجتماعی را تشدید خواهد کرد.

    وی با یادآوری اینکه ادامه روند فعلی و بی عملی دولت می‌تواند کاری کند که تا پایان سال نرخ تورم به بیش از ۵۰ درصد برسد و به این ترتیب رکود تورمی سالهای پس از انقلاب شکسته می‌شود. گفتنی است بالاترین تورم تجربه شده در سالهای پس از انقلاب در سال ۷۴ با نرخ ۴۹.۴ درصدی به‌دست آمد.

    دستهای پشت پرده، افزایش نرخ ارز را توجیه می‌کنند

    عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به زمزمه‌هایی که در مورد افزایش نرخ ارز ترجیحی در بودجه ۱۴۰۵ مطرح شده، گفت: نمی‌دانم چه اتفاقی در کشور افتاده که برخی این طور به وضوح از گران شدن دلار دفاع می‌کنند. حتما دستهایی پشت این ماجرا است زیرا هیچ منطق علمی هم پشت این نیست که تضعیف ارزش ریال، به سود اقتصاد کشور تمام می‌شود و در مقابله دهها مشکل از این اقدام به وجود خواهد آمد.

    وی ادامه داد: شرایط جاری کشور هم اگر ملاک باشد، باز هم گران شدن ارز، به سود اقتصاد کشور نیست و چنین کاری توجیه عقلانی ندارد. درواقع اگر بر مبنای شرایط بخواهند تصمیم بگیرند، امروز وضعیت ما ایجاب می‌کند که به سمت تثبیت قیمت‌ها برویم زیرا افزایش نرخ ارز به سرعت موجب افزایش نرخ تورم و کاهش رشد اقتصادی می‌شود، چنان که هم اکنون هم شده است.

    با افزایش نرخ ارز، چالش کسری بودجه تشدید می‌شود

    وی با تردید گفت: شاید دست‌های پشت پرده‌ای وجود دارند که مایل نیستند کشور ثبات داشته باشد و به همین دلیل اقداماتی را به سیاستگذار دیکته می‌کنند که نتیجه‌ای جز بی‌ثباتی و ناآرامی ندارد. احتمالا سیاستگذار هم دقیقا متوجه نیست چه می‌کند و فکر می‌کند این اقدامات مضر، به سود کشور است. متاسفانه این دست اقدامات به یک رویه ثابت دولتهای مختلف هم تبدیل شده و اغلب می‌بینیم دولتها برای یک هدف کوتاه مدت، مشکلاتی در میان مدت و بلندمدت به وجود می‌آورند.

    از نظر عزتی نگرش دولت به مساله کسری بودجه از جمله موضوعاتی است که در آن دولت اهداف کوتاه مدت را به اهداف میان و بلندمدت ترجیح می‌دهد.

    وی توضیح داد: اینکه دولت نرخ ارز ترجیحی را افزایش دهد، در کوتاه مدت مانند یک مسکن عمل می‌کند و مقداری درآمد برای دولت به وجود می‌آورد اما در میان مدت شرایط معکوس می‌شود، ولو تنها میزان ارز ترجیحی را کاهش دهند. این اقدامات تنها بر میزان درآمد دولت به ریال می‌افزاید و مانند یک مسکن، درد فعلی را کمی پنهان می‌کند اما می‌تواند به مزمن‌ شدن بیماری‌ هم منجر شود.

    پیش از این و در میانه دهه ۷۰، سازمان برنامه و بودجه در گزارشی به بررسی چرایی شکست سیاست تعدیل ساختاری در دوره دولت رفسنجانی دست زد. بر اساس آن گزارش آمده بود به ازای هر یک واحد درآمدی که دولت از محل شوک ارزی به دست می‌آورد، در سال بعد ۱.۳ بر هزینه‌هایش اضافه می‌شود. به این ترتیب تحمیل شوک نه تنها به کاهش کسری بودجه منجر نمی‌شود بلکه در ادامه آن را هم تشدید می‌کند.

    عزتی تصریح کرد: درنتیجه این رویکرد وارد یک سیکل باطل می‌شویم که در کوتاه مدت دولت با گران کردن ارز، کسری را کمی کاهش می‌دهد اما سال بعد شدت کسری بیشتر هم می‌شود و دولت نیازمند درآمدهای بزرگتر برای بستن شکاف هر دم فزاینده هزینه و درآمد قرار خواهد گرفت. به این ترتیب، دولت چهاردهم باید به این سیکل باطل خاتمه بخشد و برای جبران فاصله میان درآمد و هزینه‌هایش در پی اقدامات مفیدتر و کمتر خسارت‌بار باشد.

    او با بیان اینکه اقداماتی که به افزایش نرخ ارز دامن می‌زند، تورم در سال آینده را بالا خواهد برد، افزایش نرخ ارز را تحمیل «فشار حداکثری» به سفره‌های مردم نامید.

    بدون سیاست تثبیت، تورم از ۵۰ درصد خواهد گذشت

    عزتی در این‌باره تصریح کرد: سال گذشته  گفتم اگر فقط افزایش ارز در نیمه دوم ۱۴۰۳ را در نظر بگیریم، تورم از حدود ۳۲ درصد، دوباره به بیش از ۴۰ درصد برخواهد گشت. امسال هم دوباره نرخ ارز را گران کردند و این افزایش نرخ ارز هم امسال و هم در سال آینده بر تورم موجود می‌افزایش. به باور من برای سال جاری به احتمال بسیار زیاد تورم به بیش از ۵۰ درصد خواهد رسید.

    او راههای جلوگیری از جهش تورمی تا پایان سال را اتخاذ سیاست تثبیت قیمت دانست و خاطرنشان ساخت: چنانچه در این سه چهار ماهه آخر سال، دولت به دنبال تثبیت برود، ممکن است در اسفند تورم به کمتر از ۵۰ درصد هم برسد ولی اگر به جای سیاست‌های تثبیتی، افزایش قیمت‌ها را دنبال کنند، بدون تردید نرخ تورم هم بیش از ۵۰ درصد خواهد شد.

    عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس، درباره بودجه ۱۴۰۵ گفت: نکته اساسی این است که دولت باید بودجه را براساس منابع قابل تحقق بنویسد و براساس منابع قابل تحقق، هزینه‌ها را بیاورد. اگر این فرمول برعکس شود و ابتدا هزینه‌ها را بنویسند، بعدا منابع غیرقابل تحقق را اضافه می‌کنند که به رشد کسری بودجه منجر می‌شود. همچنین دولت باید هر چه سریع‌تر به سمت بودجه‌ریزی مبتنی بر عملکرد و بهره‌وری حرکت کند و دستگاهها براساس کاری که می‌کنند، بودجه بگیرند.

    او با تاکید بر اینکه منافع ملی باید مبنای اصلی بودجه‌ریزی در کشور باشد، هشدار داد: باید از سازمان‌ها، افراد و دستگاههای ذی‌نفع دوری کرد و اجازه نداد آنها منافع خودشان را به بودجه تحمیل کنند و دولت باید تا جای ممکن جلوی فشارهای بودجه‌ای این دستگاهها را بگیرد.

  • ایرانی ها برای سال آینده منتظر تورم بالای ۴۰ درصد باشند؟

    ایرانی ها برای سال آینده منتظر تورم بالای ۴۰ درصد باشند؟

    به گزارش اقتصادران، عمده تحلیل‌ها پس از مسجل شدن پیروزی ترامپ در انتخابات آمریکا از احتمال مذاکره ایران و آمریکا خبر می‌داد، اما ترامپ روندی متفاوت در پیش گرفت. پس از اینکه دونالد ترامپ در فرمانی خواهان افزایش فشارها بر ایران شد، مقامات ایران هم حرف آخر را زدند و اعلام کردند حاضر به مذاکره با واشنگتن نیستند.

    حالا انتظار می‌رود تیم اقتصادی دولت چهاردهم، برای اداره کشور در شرایط خاصی قرار دارد که باید اقداماتی موثر در اقتصاد در پیش گیرد. زمانی که ترامپ دستور فشارهای بیشتر بر اقتصاد ایران امضا کرد، عبدالناصر همتی، وزیر اقتصاد از شکست قطعی سیاست فشار حداکثری علیه ایران صحبت کرد.

    در کنار این‌ها، محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت نیز اعلام کرد: سیاست فشار حداکثری یک سیاست شکست خورده است و آرزوی به صفر رساندن صادرات نفت ایران را هرگز نخواهند دید.

    در همین رابطه، مرتضی عزتی، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس، عنوان کرد: «من کارشناس حوزه روابط بین‌المللی نیستم، اما فکر نمی‌کنم که دفتر مذاکره برای همیشه بسته شده و نهایتا ایران و آمریکا ناچار به مذاکره با هم هستند. این‌که امروز رجزخوانی‌های زیادی می‌بینیم برای دست بالاتر یافتن در مذاکرات است.»

    او ادامه داد: «از گذشته بارها مذاکره با آمریکا استثنا شده ولی بارها هم مذاکره میان دو طرف شکل گرفته است. من هم اکنون نیز فکر می‌کنم مذاکره در آینده‌ای شاید نزدیک، حالا با واسطه یا بی واسطه، آغاز شود. با این همه می‌توانیم بگوییم که فعلا در حال حاضر مذاکره‌ای در پیش نیست و به احتمال فراوان واشنگتن هم خیلی زود فشارهای بیشتری را به ایران تحمیل خواهد کرد.»

    وی افزود: «به باور من با افزایش فشار تحریم مشکلات ایران افزایش خواهد یافت. چنانچه دوباره ایالات متحده به دنبال اجرای سیاست «فشار حداکثری» برود، شدت مشکلات در اقتصاد کشور نیز بیشتر خواهد شد. در این صورت ما به احتمال زیاد دوباره با افزایش رکود و حتی منفی شدن نرخ رشد اقتصادی مواجه خواهیم شد. هر چند وضعیت کشور را نباید عینا مشابه سال ۹۷ دانست.»

    به گفته این اقتصاددان، در این سال‌ها ایران با پیدا کردن تجاربی در زمینه دور زدن تحریم‌ها و یافتن شرکای جدید، توانسته وضعیتی مستحکم‌تر لااقل در زمینه تجارت خارجی داشته باشد.

    عزتی توضیح داد: «دلیل اینکه اقتصاد کشور مانند سال ۹۷ ناگهان رشد آن به منفی ۵ درصد نخواهد رسید، همین وضعیت جدیدی است که پس از سال‌ها تحریم به آن دست یافته‌ایم. با این حال متاسفانه باید منتظر رشد منفی یک یا حدود صفر درصد باشیم. در سال ۹۷ اما اقتصاد کشور در وضعیتی متفاوت بود و اساسا آمادگی کافی در کشور برای اعمال فشارهای تحریمی بسیار کم بود.»

    وی ادامه داد: «مشکل اساسی ما در کشور، ناکارآمدی اقتصادی است. این مشکل بزرگ و اصلی کشور ماست چرا که حتی وقتی تحریم هم نبودیم آن طور که باید کشور را به خوبی اداره نکردیم. این ضعف سیاست‌گذاران ماست و همین امروز هم می‌توان گفت اگر بنا باشد همین افرادی که در دو دهه گذشته کشور را به این روز رساندند، همچنان تصمیم‌گیر باشند، ما دچار تحول نخواهیم شد.»

    او تاکید کرد: «همین امروز اگر کیفیت سیاست‌گذاران ما بیشتر بود، با وجود تحریم هم می‌شد به یک نرخ رشد ۴ تا ۵ درصدی دست پیدا کنیم. منظور من این نیست که تحریم محدودیتی به ما تحمیل نمی‌کند بلکه منظورم بیشتر این است که ضعف داخلی محدودیت‌های تحریمی را بسیار بیشتر کرده است.»

    عزتی گفت: «بحران سیاست‌گذاری با تغییر سیاست‌ها می‌تواند اصلاح شود ولی بحران سیاست‌گذار ناتوان، بدون تغییر این دسته از سیاست‌گذاران راه خروجی ندارد. روند دو دهه کشورمان بسیار هزینه ساز بوده و امروز ما با وضعیتی در شاخص‌های اقتصادی مواجه شده‌ایم که در گذشته حتی قابل پیش‌بینی هم نبود.»

    عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به جهش‌های ارزی که کشور در ماه‌های گذشته داشت، گفت: «این نوساناتی که در تمام ۵ یا ۶ ماه گذشته در بازار ارز شاهدش بودیم، آغازگر آن دولت چهاردهم بود. آنها بازار را به سمت نوسان سوق دادند ولی از جایی به بعد کار از دست خودشان هم در آمد. این البته عجیب نیست و کسانی که تجربه در امور اجرایی دارند به خوبی می‌دانند که گاهی ممکن است خودمان روندی را استارت بزنیم اما همه تبعات آن را نتوانیم کنترل کنیم و به اصطلاح افسار مساله در برود و دیگر نتوان به راحتی جلوی اقدامی که محصول خودمان بوده را بگیریم.»

    او افزود: «روندی که آغاز شد با هر شوک خبری یا سیاسی تشدید شد و روند تحمیلی قیمت‌های فزاینده را به وجود آورد. درنتیجه همان‌طوری که مشاهده کردیم بازار با هر خبری دوباره واکنش‌های هیجانی نشان می‌دهد و همان‌طوری که دیدیم در روزهای گذشته نرخ هر دلار به ۹۴ هزار تومان رسید.»

    عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس درباره روند تورم هشدار داد: « با توجه به این جهش‌هایی که در قیمت‌های مختلف مشاهده کردیم، در زمستان امسال که در آن قرار داریم هم نرخ تورم بالاتر از تمام سال ۱۴۰۳ خواهد بود. همچنین برای سال آینده هم اگر روند متفاوتی و مثبتی را نداشته باشیم تورم دوباره به مدار بالای ۴۰ درصدی خواهد رفت.»

  • تولیدی که هفته‌ای دو روز برق نداشته باشد که اسمش تولید نیست، توزیع بدبختی است! + فیلم

    تولیدی که هفته‌ای دو روز برق نداشته باشد که اسمش تولید نیست، توزیع بدبختی است! + فیلم

    به گزارش اقتصادران، دکتر مرتضی عزتی با انتقاد از قطعی های مکرر برق در بخش صنایع گفت: تولیدی که هفته‌ای دو روز برق نداشته باشد، اسمش تولید است؟ این یعنی تولید و توزیع بدبختی!

  • پشت پرده کاهش ضریب جینی در اقتصاد ایران / سقوط طبقه متوسط به سمت فقر

    پشت پرده کاهش ضریب جینی در اقتصاد ایران / سقوط طبقه متوسط به سمت فقر

    به گزارش اقتصادران، الا بودن نرخ تورم یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش نابرابری در جامعه است؛ با این حال بسیاری از کارشناسان، معتقدند کاهش ضریب جینی به‌تنهایی نشان‌دهنده عادلانه‌تر شدن توزیع ثروت نیست و می‌تواند حاکی از توزیع فقر بین قشر‌های جامعه باشد.
    بر اساس جدیدترین گزارش مرکز آمار ایران، ضریب جینی خانوار‌های شهری و روستایی کل کشور به ترتیب ۰.۳۸۲۰ و ۰.۳۵۸۳ است که نسبت به سال قبل به ترتیب ۰.۰۱۲۴ افزایش و ۰.۰۰۶ کاهش را نشان می‌دهد. سهم هزینه‌ها در هر یک از دهک‌ها، یکی دیگر از شاخص‌های توزیع درآمد است که جابه‌جایی هزینه در دهک‌ها را نشان می‌دهد.
    این گزارش نشان می‌دهد، در سال ۱۴۰۲ سهم هزینه در دهک خانوار‌های کل کشور نسبت به سال قبل تا دهک نهم کاهشی بوده و این سهم در دهک دهم، افزایش نشان می‌دهد.

     

    ضریب جینی معیار خوبی برای محاسبات اقتصادی نیست

    در این زمینه دکتر مرتضی عزتی، کارشناس اقتصاد خُرد و استاد اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس گفت: ضریب جینی محاسباتش در ایران دقیق نیست، چون بر اساس مصرف خانواده‌ها اندازه‌گیری می‌شود. بر این اساس هرگاه آمار مصرف مردم تغییر کند این ضریبی که محاسبه می‌شود می‌تواند تغییر کند. اما یک بخشی از میزان مصرف، تحت تاثیر درآمد است. اگر همه مردم به یک نسبت از درآمدشان مصرف کنند یعنی کسی که ۱۰ میلیون تومان حقوق می‌گیرد، ۱۰ درصدش را پس‌انداز کند، یکی ۱۰۰ میلیون تومان حقوق می‌گیرد باز ۱۰ درصد را پس انداز کند، نفر اول ۹ میلیون خرج کند و نفر دوم ۹۰ میلیون و یا کسی که مثلا ۲ میلیارد در می‌آورد یک میلیارد و ۸۰۰ تومان خرج کند؛ در این شرایط مصرف می‌تواند جایگزین درآمد شود در ضریب جینی. اما واقعیت این است که چنین شرایطی هیچ جا رخ نمی‌دهد. پس این یک عامل اصلی که نشان می‌دهد ضریب جینی  که در ایران محاسبه می‌شود معیار خوبی نیست.

     

    کاهش ضریب جینی به علت فقیر شدن ثروتمندان و طبقه متوسط است

    مرتضی عزتی بیان کرد: اما مهمترین نکته این است که حتی اگر ضریب جینی درست هم محاسبه شود ممکن است علت کاهش آن به علت فقیر شدن ثروتمندان یا فقیر شدن طبقات متوسط باشد؛ بنابراین پایین آمدن ضریب جینی همیشه به معنی ثروتمند شدن فقرا نیست؛ بنابراین معتقدم که درست نیست برای سنجش وضعیت رفاه جامعه سراغ ضریب جینی برویم. دوم اینکه نحوه محاسبه این ضریب و بالا و پایین رفتن آن اهمیت چندانی در اقتصاد ندارد. هم به علت اینکه دقت در محاسباتش وجود ندارد و مصرف را برای سنجش گذاشته و دوم اینکه خیلی وقت‌ها وقتی ثروتمند‌ها فقیر می‌شوند ضریب جینی پایین می‌آید و این پایین آمدن ضریب جینی از این دو مسیر بسیار برای جامعه بد است. پایین آمدن ضریب جینی در ایران با فقر طبقه متوسط و پولدار رخ می‌دهد.
    این تحلیلگر اقتصادی ادامه داد: ممکن است یارانه کمی به جیب فقرا برود و کمی وضعشان را بهتر کند، اما عمدتاً پایین آمدن ضریب جینی وقتی یک دفعه ۴ درصد ۵ درصد پایین می‌آید این معنایش این است که بخش قابل توجهی از ثروتمندان و طبقه متوسط گرایش به سمت فقر پیدا کرده‌اند. الزاماً بالا رفتن ضریب جینی هم به این معنی نیست که ثروتمندان ثروتمندتر شدند بلکه باید در آن جامعه خاص تحلیل کنیم که چه چیزی باعث بالا رفتن ضریب چینی شده است. در ایران در دهه یک دهه گذشته به ویژه از ۴ یا ۵ سال اخیر که خیلی موانع اقتصادی گسترش و رکود اقتصادی افزایش پیدا کرده است، عمده کاهش ضریب چینی به علت بدتر شدن وضعیت ثروتمندان و طبقه بالای میانه و حتی طبقه میانی جامعه است.
    این کارشناس اقتصادی در پاسخ به اینکه چرا نظام آماری ایران نمی‌تواند خیلی از واقعیت‌های اقتصادی را منعکس کند؟ هم توضیح داد: نه اینکه کلیه نظام آماری بلکه بعضی از محاسباتش به علت‌های مختلفی دچار اشکال و ایراد است از جمله ضریب جینی. اینکه این عدد از کجا حاصل شده در بسیاری از مواقع اهمیتش بسیار بیشتر از خود عدد است. مثل وضعیت ایران؛ وقتی که مردم در جامعه همه فقیر می‌شوند همه به یک درصد مشخص فقیر می‌شوند و سپس می‌گویند ضریب جینی کاهش پیدا کرده، اما این نوع برابری مضر است. بنابراین باید بروند علت‌ها را پیدا و طبقات مختلف را بررسی کنند که مصارف کدام طبقه پایین آمده یا بالا رفته است. یافتن این علت‌ها کار‌های مستقل جداگانه‌ای می‌خواد که باید کارشناسان و متخصصین بر روی آن کار کنند.

  • آن‌ها که می‌خواهند دولت را زمین بزنند، اصرار می‌کنند که حالا وقت افزایش قیمت بنزین است

    آن‌ها که می‌خواهند دولت را زمین بزنند، اصرار می‌کنند که حالا وقت افزایش قیمت بنزین است

    به گزارش اقتصادران، محمدرضا عارف، معاون اول رئیس جمهور درباره قیمت بنزین گفته است: «کدام عقل سلیم می‌تواند بپذیرد بنزین را با دلار وارد کنیم و با قیمت ۱۵۰۰ تومان بفروشیم؟ البته فعلا کاری نمی‌خواهیم بکنیم.» این سخنان عارف با واکنش‌های متفاوتی همراه شده است. گرچه وی صحبتی از افزایش قیمت بنزین در کوتاه مدت نکرده است، اما برخی، این سخنان را مقدمه‌ای بر افزایش قیمت سوخت می‌دانند.

    فرهنگ فقیرپروری به کشور آسیب می‌زند 

    مرتضی عزتی گفت: «در بحث قیمت‌ها، در ایران با یک مشکل فرهنگی مواجهیم که توسط عده‌ای خاص ایجاد شده است. این افراد، بخل و حسادت را در جامعه اشاعه می‌دهند. این، یک ویژگی بداخلاقیست که متاسفانه توسط گروه‌هایی در جامعه توسعه داده می‌شود.

    این طرز فکر می‌گوید اگر یک شخص در جامعه ثروتمند است باید به هر شیوه‌ای شده از او ثروتش را گرفت. متاسفانه این خصلت ناپسندی است که نه اخلاقی، نه شرعی و نه دینی است و به عبارتی از هیچ جهت، قابل قبول نیست. متاسفانه این طرز فکر توسط برخی افراد که در پست‌های کلیدی حضور داشتند ترویج و توسعه داده شد و اتفاقا همین موضوع هم نشان می‌دهد که این افراد در حد و اندازه جایگاهی که در آن قرار داشتند، نبودند.

    هم اکنون، پرونده‌های واردات هم به همین شکل است. درواقع برخی می‌گویند اگر قرار است یک شخص هزینه کند و ماشین خوب خارجی سوار شود، بهتر است یک و نیم برابر پول ماشین را از او بگیریم. این یک خصلت ناپسند اخلاقیست که بخواهیم به هر که پولدار است ضربه بزنیم و این رفتار موجب می‌شود که افراد در جامعه دورویی را توسعه دهند و آن‌ها که واقعا ثروتمندند با ظاهری مستمند در انظار عمومی ظاهر شوند که همین موضوع برای جامعه بسیار بد است.»

    وی افزود: «چرا باید در جامعه این فرهنگ را رواج دهیم که دارا بودن مذموم است؟ اتفاقا باید شرایطی را ایجاد کنیم که به توانمند بودن و دارا بودن مردم افتخار کنیماز ابتدای انقلاب این فرهنگ رواج یافت ولی در دهه ۱۳۷۰ کاهش یافت، حالا دوباره حدود ۲ دهه است که عده‌ای در این مسیر افتاده‌اند که بگویند دارا بودن ناپسند است. این طرز فکر نه فقط به لحاظ فرهنگی ایراد دارد، بلکه به لحاظ اقتصادی هم عواقب منفی زیادی دارد. یکی از آثار زیانبار این وضعیت این است که افراد می‌ترسند دارایی‌های واقعی خود را اعلام کنند. این وضعیت مساویست که با کاهش شفافیت اقتصادی در جامعه. نکته منفی دیگر این است که این شرایط باعث می‌شود افراد، تمایل خود را برای سرمایه گذاری و خلق ثروت از دست بدهند،در نتیجه کشور از سرمایه گذاریهای بزرگ محروم می شود.  نتیجه این سرمایه ستیزی فرار سرمایه، کاهش تولید و رشد فقر است. همان چیزی که امروز در ایران شاهد آن هستیم. در چنین شرایطی افراد تنبل، کم کار و کم صلاحیتی که توانایی سیر کردن شکم خود را ندارند، طلبکار می شوند و افراد توانمندی که می توانند هم خود را اداره کنند و هم کارآفرین باشند و در جامعه تاثیر مثبت بگذارند، تخطئه می شوند. این فرهنگ فقیرپروری و سرمایه ستیزی آسیب های شدیدی به اقتصاد کشور زده است. بسیاری از آنهایی که قدرت اقتصادی دارند، قدرت کارآفرینی دارند و می توانند سرمایه گذار و خالق ثروت باشند را از کشور فراری داده ایم.

    آن‌ها که برای افزایش ناگهانی بنزین عجله دارند به دولت ضربه می‌زنند 

    این استاد دانشگاه در ادامه گفت: «در موضوع بنزین هم با همین استدلال غلط مواجهیم که اگر کسی وضع مالی خوبی دارد، محکوم به گران‌تر خریدن بنزین باشد. مگر ما در حال اعطای یارانه نیستیم؟ این چه استدلالی است که در بحث بنزین هم آن که مدل ماشینش بالا است مسبب افزایش قیمت باشد؟ این رفتار ظالمانه است. متاسفانه این رفتارها هر روز در جامعه در حال رواج بیشتر پیدا کردن است و دولت های مختلف هم برای منافع بودجه خود مخالفتی با آن نداشته اند.. اما این ماجرا یک بعد دیگر هم دارد. به نظر می‌رسد عده‌ای می‌خواهند از همین ابتدا دولت را با مشکلاتی مواجه کنند. درواقع تمام تلاش این گروه این است که دولت همین ابتدای کار اقدامی انجام دهد که از دید مردم منفی است. گران شدن ناگهانی بنزین با به هم ریختگی همراه است. بدون هیچ شکی، مقطع فعلی، بدترین زمان برای دست بردن در قیمت‌ها و آزادسازی قیمت‌ها است. به محض دست بردن در قیمت ها، دولت به شدت در انظار لزومی منفور می‌شود. دقیقا آن‌ها که می‌خواهند دولت را زمین بزنند، اصرار می‌کنند که حالا وقت افزایش قیمت بنزین است.»

    وی افزود: «این دولت نباید حداقل قبل از گذشت یک سال که تثبیت شده و موثر واقع شده، دست به چنین اقداماتی بزند. در حال حاضر دولت باید تمام توان خود را روی به ثبات رساندن جامعه بگذارد. قیمت‌ها و تورم را کنترل کند و حتی اگر موفق شود تورم را کاهش دهد که بهتر خواهد بود؛ بنابراین اگر دولت اقدام به افزایش ناگهانی قیمت سوخت کند که قطعا منجر به افزایش تورم می‌شود، به تمامی اقدامات بعدی خود آسیب زده و همراهی مردم را از دست می‌دهد. این رفتار باعث می‌شود مردم در سایر تصمیم گیری‌های دولت همدلی نکنند.

    تاکید می‌کنم که هر که بر افزایش ناگهانی قیمت سوخت تاکید دارد در پی آسیب زنی به دولت است. اگر دولت قصدی در این زمینه دارد باید با برنامه ریزی دقیق و تدریجی و نه طی سال جاری افزایش قسمت را اعمال کند. هنوز مدت زمان زیادی از اعتماد مردم به دولت نگذشته و چیزی نزدیک به ۵ درصد مردم به شرایط امیدوار شده اند، چرا باید با تصمیم گیری‌های عجولانه در حوزه سوخت نه تنها آن ۵ درصد بلکه شاید بیش از ۱۵ درصد اعتماد مردم را از دست بدهیم؟ چرا باید جامعه را به سمت ناامیدی ببریم؟ این رفتار‌ها یا از روی ناآگاهی است یا با هدف ضربه زدن به دولت.»

  • پشت پرده مخالفت با FATF / مخالفان: اطلاعات بانکی لو می رود!

    پشت پرده مخالفت با FATF / مخالفان: اطلاعات بانکی لو می رود!

    به گزارش اقتصادران، مرتضی عزتی  درباره موانع پیوستن ایران به کارگروه ویژه مالی یا همان FATF و اینکه آیا پیوستن به FATF جزو اختیارات رییس جمهور محسوب می‌شود، اظهار داشت: در اوایل دهه 90 پیوستن به FATF به تصویب مجلس رسید اما همزمان با اعمال تحریم‌های جدید سازمان ملل امکان همکاری‌ها با FATF فراهم نشد. اما پس از آن در دور بعدی مجلس در دوره پسابرجام، سعی بر این شد که با FATF موافقت نشود، از اینرو این موضوع به رهبری منتقل شد و دستور رهبری هم این بود که هر تصمیم مجلس به اجرا برسد. چراکه طبق قانون اساسی پیوستن به هر معاهده بین‌المللی نیازمند در تصویب در مجلس است.

    وی ادامه داد: پس از آن موضوع به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع داده شد که تا امروز مسکوت مانده‌است. اگر بخواهیم به FATF بپیوندیم و همان مصوبه قبلی مجلس کافی باشد، می‌توان این اقدام را انجام داد اما ظاهرا مجمع تشخیص مصلحت به این موضوع ورود کرده و تصمیم‌گیری در این باره در اختیار مجمع است.

    این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: در این میان گروه‌هایی هم وارد این موضوع تمایلی ندارند که ایران تعاملات بین‌المللی داشته باشد و در واقع همین گروه در حال حاضر مانع ایجاد کرده‌اند که متاسفانه نفوذ قابل توجهی هم در جایگاه‌های مختلف نظام دارند و به صورت ظاهر الصلاح مدعی مصلحت هستند درحالیکه واقعا اقداماتی که این گروه‌ پیگیری می‌کند خلاف مصلحت است.

    وی افزود: گروه‌های مخالف FATF ادعا می‌کنند که کارگروه ویژه مالی به دنبال این است که اطلاعات مراودات خالی ایران را کشف کند اما این موضوع صحت ندارد و مراودات داخلی به هیچ گروه و نهاد خارجی ارتباطی ندارد. خارج از ایران هم اگر احیانا انتقالاتی به نهادی انجام می‌شود که آن نهاد مشکلی از نظر سازمان ملل ندارد، هیچ محدودیتی برای ایران ایجاد نمی‌کند و امکان پیوستن به FATF وجود دارد. فقط برخی از کتمان کاری‌ها که صورت می‌گیرد ممکن است که مساله ساز شوند.

    این کارشناس اقتصادی اظهار داشت: اگر بخواهیم حتی با ساختار موجود کشور و شبکه بانکی کشور پول‌هایی را حتی خلاف آنچه که سازمان ملل اعلام کرده به نهادهایی منتقل کنیم، این اقدام مانعی برای پیوستن به FATF نمی‌شود. البته که ایران می‌تواند خارج از شبکه موجود متصل به FATF پرداخت‌هاو دریافت‌هایی داشته باشیم.

    عزتی با اشاره به کشورهایی FATF نیستند، گفت: حتی اگر کشور بخواهد از گروه‌هایی حمایت کند، نگرانی ایجاد نمی‌شود چراکه امروز به غیر چند کشور کمتر از انگشتان دست همه عضو FATF هستند و این کشورهایی که احتمال حمایت ایران از آنها می‌رود عضو FATF هستند. اطلاعات همه این کشورها رد و بدل می‌شود و خارج از ایران هر مراوداتی داشته باشیم حتی با لبنان و سوریه این کشورها هم عضو FATF هستند و فقط کشورهایی مانند کره شمالی و میانمار عضو FATF نیستند و تعداد کشورهای عضو FATF از تعداد کشورهای عضو سازمان ملل بیشتر است و تنها سه کشور ایران، کره‌شمالی و میانمار عضو FATF نشده‌اند. بنابراین با این دو کشور می‌توانیم خارج از FATF مرادوات داشته باشیم.

    وی با اشاره به منافع و نیت عده‌ای خاص در کشور که جلوی پیوستن ایران به FATF را گرفته‌اند، ادامه داد: توجیه غیر منطقی این گروه این است که کشورهای غربی به دنبال این هستند که مراودات مالی داخلی ما را هم کشف کنند که این توجیه کاملا غلط است چراکه مراودات مالی داخلی ما خلافی صورت نمی‌گیرد و به نهادی پولی انتقال داده شود ایرادی محسوب نمی‌شود و اساسا این کشف مرادوات مالی هم صورت نمی‌گیرد و این برداشت غلطی است.

    این کارشناس اقتصادی افزود: این گروه گمان می‌کنند کشورها نمی‌دانند که ایران چه بودجه‌ای به چه بخش‌هایی اختصاص داده‌ است؟ بخشی از این اطلاعات که در قانون بودجه اعلام می‌شود، بخش دیگر هم در سیستم بانکی کشور مراوده می‌شود و اطلاعات بانکی ما هم آنقدر محکم نیست که قابل ردیابی نباشد و نیازی نیست که از طریق FATF به این اطلاعات برسد و مسیرهای بسیار بیشتری وجود دارد که به راحتی از طریق آن به این اطلاعات دست پیدا کنند.

    عزتی با تاکید بر اینکه به نظر می‌رسد این موضوعات و نگرانی‌ها، بهانه این گروه‌های مخالف FATF است، ادامه داد: واقعیت این است که به قدری اطلاعات مالی از کشورها وجود دارد که پیوستن به FATF هیچ‌گونه اطلاعات جدیدی را منتشر نمی‌کند. اطلاعات خاصی را هم که بخواهیم کتمان کنیم با پیوستن به FATF بازهم قابل کتمان است و هیچ بهانه‌ای قابل قبول نیست.

    وی با دسته بندی مخالفان FATF گفت: مخالفان FATF چند گروه هستند؛ حالت اول این است که ممکن است این افراد خود در فضای فساد باشند و از کشف فساد نگران شوند. عده‌ای هم ممکن است مراوداتی دارند که این مراودات رسمی است و جزو فساد و اشاعه تروریسم هم نیست، اما انگ زدن در اینجا می‌صرفد. به هر حال این گروه قابل توجیه هستند.

    عزتی افزود: ممکن است عده‌ای هم در این فضا نباشند و بحث آنها انجام مراودات مالی باشد و این مراودات خلاف مقررات FATF باشد و این افراد نمی‌خواهند چیزی مانع فعالیت‌های آنها باشد. به این افراد می‌توان پیشنهاد داد که اطلاعات و مراودات مالی خارج از شبکه اصلی بانکی کشور انجام دهند.

    این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: گروه چهارمی هم ممکن است که وجود داشته باشد که این گروه عامدانه قصد دارند که ایران نتواند با دنیا مراوده داشته باشد و نتواند از مزیت تعامل سازنده بهره‌ ببرد و به هر حال قصد و نیت این گروه تخریب و منشا بهانه‌ها از همین گروه است.

    عزتی گفت: گروه اول که افراد فاسد و گروه چهارم که عامدانه به دنبال تخریب هستند قطعا اثر منفی و نگاه مضر به اقتصاد ایران دارند و باید کنار گذاشته شوند. اما دو گروه دیگر که احتمالا از توجیه گروه‌های اول و چهارم تاثیر می‌پذیرند به راحتی می توانند فعالیت‌های خود را به خارج از سیستم رسمی بانکی انتقال دهند. ‌

  • نرخ واقعی تورم را این اقتصاددان افشا کرد / عزتی: برای توجیه عملکرد ضعیف خود، در ارائه آمار سفسطه می‌کنند

    نرخ واقعی تورم را این اقتصاددان افشا کرد / عزتی: برای توجیه عملکرد ضعیف خود، در ارائه آمار سفسطه می‌کنند

    به گزارش اقتصادران،  مرتضی عزتی اظهار داشت: بر خلاف ادعای برخی مسولان دولت سیزدهم مبنی بر اینکه تورم در این دولت کاسته شده است، آمارهای مرکز آمار ایران نشان می دهد نرخ تورم همگانی در ایران در سال‌های 1398 و 1399 که دولت قبل بوده، به ترتیب 34.8 درصد ک 36.8 درصد بوده است.

    وی افزود: در سال 1400 که از تابستان آن دولت سیزدهم بر سر کار آمد، نرخ تورم به 40.2 درصد افزایش و در سال 1401 و 1402 نیز به 45.9 درصد و 40.7 درصد رسیده است.

    این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: این داده های رسمی نشان می‌دهد تورم در 3 سال حاکمیت دولت سیزدهم نسبت به سال های پیش از آن، افزایش یافته و در هر سه سال، بالای 40 درصد بوده است؛ این عدد در 80 سال گذشته سابقه نداشته است. این در شرایطی است که همزمان رشد اقتصادی نیز کاهش داشته است.

    عزتی ادامه داد: البته برخی سفسطه می‌کنند و به جای تورم عمومی که تورم مصرف‌کننده نیز گفته می‌شود، شاخص‌های دیگری مانند نقدینگی یا تورم تولیدکننده و مانند این‌ها را ارائه می‌کنند. اینها نوعی تقلب است.

    وی متذکر شد: آنچه تورم عمومی گفته می‌شود، همین است که آمار آن را در اینجا آورده‌ایم. این آمار رسمی منتشر شده توسط مرکز آمار ایران در دولت سیزدهم است. هر چه غیر از این می گویند چیز دیگری غیر از تورم عمومی است و اعتباری برای تحلیل تورم به معنای همگانی ندارد.

    این اقتصاددان خاطرنشان کرد: بحث من دفاع از کسی یا دولتی نیست، تنها می خواهم واقعیت ها را روشن کنم. متاسفانه در ایران دولت‌ها در بسیاری از مواقع، برای توجیه عملکرد ضعیف خود، در بیان و ارائه آمار عملکرد خود سفسطه می‌کنند.

  • آقای رئیس‌جمهور آینده، عددسازی ممنوع!

    آقای رئیس‌جمهور آینده، عددسازی ممنوع!

    به گزارش اقتصادران، دولت آینده در شرایطی روی کار خواهد آمد که باید برای تحقق اهداف برنامه هفتم توسعه برنامه‌ریزی کند. اهدافی مهم در حوزه اقتصادی نظیر رسیدن به رشد اقتصادی هشت درصد که باید ببینیم کاندیدا‌ها برای تحقق این مهم چه طرح و برنامه‌ای دارند.

    مرتضی عزتی؛ اقتصاددان و عضو هیئت‌علمی دانشگاه تربیت‌مدرس با اشاره به اهمیت بالای رشد اقتصادی برای کشور اظهار داشت: در ایران و سایر کشورها، تحقق رشد اقتصادی الزاماتی دارد. به‌گونه‌ای که هدف و سیاست‌های کلی کشور باید در خدمت رسیدن به این مسیر باشد.

    وی افزود: اگر سیاست‌های اقتصادی و کلی کشور، اولویتی غیر از رشد اقتصادی داشته باشند، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که رشد اقتصادی مطلوب تحقق یابد. چراکه رشد اقتصادی محدود به یک ، سه و چهار درصد مد نظر نیست و این‌ها رشد اقتصادی مطلوب در تعریف رشد پایدار و مناسب کشور‌ها محسوب نمی شوند. به ویژه کشوری نظیر ایران که منابع بسیار زیادی دارد، می‌بایست رشد اقتصادی بالای ۱۰ درصد داشته باشد و به نظرم از الان تا ۲۰ سال آتی ظرفیت اقتصادی رشد بالای ۱۰ درصد را داریم.

    این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه متاسفانه در کشور ما ، اقتصاد اولویت نیست، ادامه داد: اقتصاد فرع مسائل دیگر است و اهداف دیگر در اولویت قرار دارند و اقتصاد فدای آن‌ها می‌شود؛ بنابراین این یک مانع بزرگ در راه تحقق رشد اقتصادی بالا در کشورمان است. اما اگر این مانع برداشته شود و هدف اصلی دولت بهبود وضعیت اقتصادی باشد، آن موقع می‌توانیم بررسی کنیم که سایر الزامات و زمینه‌ها چه مواردی هستند.

    وی خاطر نشان کرد: برخی زمینه‌ها در وضعیت اقتصادی تحت‌تأثیر عوامل سیاسی، امنیتی و … هستند؛ مثل تحریم‌های اقتصادی، عدم عضویت در FATF، مسائل امنیتی موجود و روابط سرد بین‌المللی کشورها از جمله موانعی هستند که حتی اگر بخواهیم اولویتمان هم اقتصاد باشد، باز هم نیازمند برطرف‌کردن موانع مذکور هستیم. البته باید توجه داشت زمانی که اولویت اقتصاد باشد، باید این موانع هم برطرف شود؛ چرا که این‌ها موانع اصلی رشد اقتصادی بالا هستند.

    عزتی ادامه داد: بعد از برطرف‌کردن این موانع، مسئله بسیار مهم، مربوط به سیاست‌گذاری مبتنی بر علم اقتصاد است. بهترین و دقیق‌ترین راه تحقق هر هدف و برنامه‌ای در دنیا، بهره مندی از علم در آن مسئله و موضوع است؛ بنابراین در موضوع مسائل اقتصادی هم علم اقتصاد بهترین ابزار برای تحقق رشد اقتصادی بالاست.

    به گفته وی اگر مقام مسئولی به علم اقتصاد باور داشته باشد و از علم اقتصادی برای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی استفاده کند، با شرط لازم مبنی بر اینکه مسئولان و مدیران اقتصادی کشور را از متخصصان و عالمان آن حوزه انتخاب کند؛ نتایج مثبتی رقم خواهد خورد.

    بنابراین، اگر چنین روندی فراهم شود، می‌توانیم انتظار داشته باشیم که بهترین زمینه‌ها برای رشد اقتصادی کشور مهیا شده است. اگر غیر از این باشد و انتخاب مسئولان اقتصادی به اصطلاح جناحی و حذفی باشد و اینکه در جناح سیاسی رئیس‌جمهور هم از بهترین‌های اقتصادی استفاده نشود، نتیجه لازم به دست نخواهد آمد. به‌گونه‌ای که اگر افرادی که قصد دارند زمام امور را به دست بگیرند، به اولویت اقتصاد و برطرف‌کردن موانع اقتصادی باور نداشته باشند، قطعاً مناسب بهبود وضعیت اقتصادی کشور نخواهند بود. هرچند اینکه انتظار داشته باشیم مسئولان اقتصادی دولت، جناحی و سیاسی فکر نکنند، انتظار درستی نیست و قطعاً در مسیر جناحی و گروهی خودشان حرکت خواهند کرد. اما بااین‌حال، هرچقدر در دامنه جناح نامزدها، متخصصان برجسته‌تر و افراد صاحب‌نظر اقتصادی وجود داشته باشند، آن کاندیدا امکان بهتری برای تشکیل تیم اقتصادی قوی و مؤثر خواهد داشت.

    استاد اقتصاد دانشگاه تربیت‌مدرس یادآور شد: تجربه گذشته نامزد‌های ریاست‌جمهوری هم کم‌وبیش نشان می‌دهد که بعضی‌ها توان اجرایی دارند و برخی هم ندارند. برخی در دولتی کار کرده‌اند که رشد اقتصادی خوبی داشته است و برخی هم در دولت‌های گذشته نبوده‌اند؛ اما در سازمان‌هایی حضور داشته و کارنامه و توان آن‌ها مشخص می‌کند که می‌توانند برای بهبود وضعیت اقتصادی اقدام کنند یا خیر؛ بنابراین مردم می‌توانند این موارد را تشخیص دهند؛ البته به این شرط که مردم هم درک کنند که اولویت اقتصادی مهم است. اگر مردم به این باور برسند که نامزد مورد نظر خود را  کورکورانه انتخاب نکنند و بر اساس توانایی‌های آن‌ شخص رای دهند، ممکن است که وضعیت اقتصادی بهتر شود.

    وی تأکید کرد: به‌هرحال عوامل دیگر نظیر سیاست‌های کلی و روابط بین‌المللی کاملا در اختیار رئیس‌جمهور نیست، هرچند که می‌تواند تلاش کند تا مسائل بهبود پیدا کند و این موضوع می‌تواند کمک کند تا وضعیت اقتصادی قدری بهتر شود.

    عزتی در خصوص اجرای برنامه هفتم توسعه نیز گفت: در کشور ما دولت‌ها معمولاً با برنامه‌های پنج‌ساله توسعه کاری نداشته‌اند و کار خودشان را انجام داده‌اند. این در حالی است که اهداف در برنامه‌های توسعه در این سال‌ها، اهدافی نبوده و نیست که بر اساس یک سری محاسبات علمی و اقتصادی شکل‌گرفته باشد. بلکه اینها هدف هایی هستند که بدون هیچ مبنای عملی، صرفاً گفته‌اند که فلان عدد را برای فلان شاخص قرار دهید. حتی در برنامه هفتم توسعه هم به‌هیچ‌وجه محاسبات اقتصادی مبتنی بر برنامه‌ریزی انجام نشده است و مثلاً رشد اقتصادی هشت درصد نوشته شده است؛ اما به این توجه نشده است که شرایط موجود این اجازه را نمی‌دهد که به این عدد برسیم. چرا که موانعی نظیر عدم سرمایه‌گذاری خارجی، تحریم‌ها و FATF را داریم و اجازه نمی‌دهد که به رشد اقتصادی بالا برسیم.