برچسب: مدارس

  • زنگ خطر بی‌عدالتی آموزشی به صدا درآمد / کارشناس آموزشی: کیفیت و عدالت آموزشی قربانی سودآوری شده اند

    زنگ خطر بی‌عدالتی آموزشی به صدا درآمد / کارشناس آموزشی: کیفیت و عدالت آموزشی قربانی سودآوری شده اند

    به گزارش اقتصادران، هر سال با فرا رسیدن مهرماه، بوی کتاب‌های نو و شور بازگشایی مدارس در کوچه و خیابان می‌پیچد، اما امسال این بوی آشنا با عطر تلخ گرانی درآمیخته است. خانواده‌هایی که باید از هیجان تحصیل فرزندان‌شان لذت ببرند، حالا درگیر حساب و کتاب هزینه‌ها شده‌اند؛ از شهریه مدارس غیردولتی گرفته تا بهای سرسام‌آور لوازم‌التحریر، لباس فرم، سرویس مدرسه و حتی کلاس‌های کمک‌درسی. طبق گزارش رسمی مرکز آمار ایران، در مهرماه امسال، نرخ تورم بخش آموزش بیش از ۲۳ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته است –   رقمی که از میانگین تورم عمومی کشور فراتر رفته و رکوردی بی‌سابقه را در سال‌های اخیر ثبت کرده است. این آمارها در ظاهر فقط اعدادند، اما در عمق خود واقعیتی تلخ پنهان دارند: تحصیل، که زمانی حق همگانی بود، حالا به امتیازی طبقاتی بدل می‌شود. شکاف آموزشی، که سال‌ها از آن هشدار داده می‌شد، اکنون با تورم افسارگسیخته، به واقعیت روزمره میلیون‌ها خانواده ایرانی تبدیل شده است.

    افزایش قیمت‌ها در حوزه آموزش فقط محدود به شهریه مدارس نیست. گزارش‌ها نشان می‌دهد هزینه خرید کیف و کفش مدرسه در سال جاری بین ۴۰ تا ۶۰ درصد رشد داشته است. بهای لوازم‌التحریر نسبت به سال گذشته تقریبا دو برابر شده و شهریه مدارس غیردولتی در برخی مناطق شهری تا ۷۰ درصد افزایش یافته است. حتی کلاس‌های تقویتی و آموزشگاه‌های زبان نیز با افزایش ۳۰ تا ۵۰ درصدی نرخ‌ها مو‌اجهند. نتیجه روشن است، آموزش از یک حق عمومی به کالایی لوکس تبدیل شده که همه توان پرداخت آن را ندارند. خانواده‌هایی با دو یا سه فرزند، دیگر نمی‌توانند هزینه کامل تحصیل همه را تأمین کنند. برخی ناچارند از کلاس‌های کمک‌درسی و فوق‌برنامه صرف‌نظر کنند و برخی دیگر حتی از ثبت‌نام فرزندشان در مدرسه غیردولتی به مدرسه دولتی پناه می‌برند.

       فشار تورمی و عقب‌ماندگی انسانی

    مسعود سلامی، کارشناس اقتصادی در این باره به«تعادل» می‌گوید: افزایش تورم آموزشی خطری برای سرمایه انسانی کشور است. وقتی تورم در بخش آموزش رشد می‌کند، خانوارها ناچارند هزینه‌های آموزشی را کاهش دهند. نتیجه مستقیم آن کاهش کیفیت آموزش در قشرهای متوسط و کم‌درآمد است. در بلندمدت این وضعیت به معنای کاهش توان رقابتی نیروی کار و در نهایت افت بهره‌وری ملی است. او با تأکید بر پیوند مستقیم میان آموزش و توسعه اقتصادی، هشدار می‌دهد: کشورهایی که در حوزه آموزش سرمایه‌گذاری نمی‌کنند، رشد پایدار اقتصادی را از دست می‌دهند. اگر آموزش در ایران به کالایی پرهزینه و طبقاتی تبدیل شود، در آینده نزدیک شکاف مهارتی، کاهش بهره‌وری نیروی کار و افزایش فقر ساختاری را خواهیم داشت. این کارشناس اقتصادی در ادامه اظهار می‌دارد: تورم آموزشی نه‌فقط بودجه خانوار را می‌بلعد، بلکه به معنای کاهش فرصت‌های تحصیلی برای نسل آینده است. دولت باید آموزش را در فهرست کالاهای اساسی قرار دهد و از طریق یارانه مستقیم و کنترل شهریه‌ها از فروپاشی عدالت آموزشی جلوگیری کند.

       آموزش نباید قربانی بازار شود

       بی‌عدالتی آموزشی؛  شکافی که آینده را تهدید می‌کند

    سمیرا فیروزگر، کارشناس جامعه‌شناسی نیز در مورد تبعات تورم آموزشی در کشور به« تعادل» می‌گوید: تورم آموزشی در ظاهر به‌معنای افزایش قیمت‌هاست، اما در واقع، شکاف طبقاتی جدیدی را در جامعه رقم می‌زند. در یک‌سو خانواده‌هایی هستند که می‌توانند فرزندان خود را در مدارس بین‌المللی یا آموزشگاه‌های مجهز ثبت‌نام کنند، و در سوی دیگر، کودکانی که در کلاس‌هایی با کمبود معلم و امکانات تحصیل می‌کنند. او می‌افزاید: این نابرابری آموزشی در نهایت به نابرابری فرصت‌های شغلی و اجتماعی منجر می‌شود. دانش‌آموزی که امروز به‌دلیل فقر از آموزش باکیفیت محروم می‌ماند، فردا در بازار کار رقابت‌پذیر نخواهد بود. بدین‌ترتیب، فقر آموزشی به فقر اقتصادی و اجتماعی تبدیل می‌شود، چرخه‌ای که شکستن آن دشوار خواهد بود.

       آموزش، موتور همبستگی یا بازتولید نابرابری؟

       پیامدهای تورم آموزشی بر توسعه کشور

    افزایش بی‌رویه هزینه‌های آموزشی فقط معیشت خانوارها را تهدید نمی‌کند، بلکه مسیر توسعه ملی را نیز دچار اختلال می‌سازد. در هر نظام توسعه‌یافته‌ای، آموزش موتور محرک پیشرفت اقتصادی و اجتماعی است.

    کاهش نرخ ادامه تحصیل: خانواده‌های کم‌درآمد، به‌ویژه در مناطق محروم، ممکن است تحصیل فرزندان خود را به‌دلیل هزینه‌ها نیمه‌کاره رها کنند.

    افزایش ترک تحصیل دختران: در خانواده‌هایی با درآمد محدود، معمولا اولویت با پسران است و دختران نخستین قربانی فقر آموزشی می‌شوند.

    افزایش مهاجرت تحصیلی: بخشی از طبقات متوسط و بالا به‌دنبال آموزش باکیفیت‌تر، به مدارس و دانشگاه‌های خارج از کشور روی می‌آورندکه خروج سرمایه انسانی و مالی از کشور را به‌دنبال دارد.

    کاهش بهره‌وری نیروی کار: نیروی کار با سطح آموزش پایین‌تر، توان نوآوری و رقابت اقتصادی را از دست می‌دهد و رشد تولید ملی کند می‌شود.

    تضعیف اعتماد عمومی به نظام آموزشی: وقتی مدارس دولتی کیفیت پایین‌تری دارند، خانواده‌ها به کل نظام آموزشی بی‌اعتماد می‌شوند و آموزش خصوصی تقویت می‌گردد –  چرخه‌ای که نابرابری را تشدید می‌کند.

    مساله مهم و قابل تامل این است که در دهه‌های گذشته، دولت‌ها معمولا آموزش را یکی از بخش‌های اولویت‌دار می‌دانستند. اما در سال‌های اخیر، سهم آموزش از بودجه عمومی کشور کاهش یافته است. بخش عمده هزینه‌ها صرف حقوق و دستمزد می‌شود و سهمی ناچیز برای بهبود کیفیت آموزشی یا کاهش شهریه‌ها باقی می‌ماند. در چنین وضعیتی، فشار تأمین مالی از دوش دولت به دوش خانواده‌ها منتقل شده است. این همان نقطه‌ای است که تورم آموزشی از یک پدیده اقتصادی به یک بحران اجتماعی تبدیل می‌شود.

       آموزش، قربانی اقتصاد تورمی

    به گفته کارشناسان در جامعه‌ای که تورم ساختاری دارد، هر بخش اقتصادی ناگزیر از افزایش قیمت‌هاست؛ اما آموزش تفاوتی اساسی دارد. آموزش، برخلاف کالاهای مصرفی، سرمایه‌گذاری برای آینده است. وقتی تورم به این حوزه سرایت می‌کند، به‌طور غیرمستقیم آینده کشور را می‌بلعد. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که تورم آموزشی نه‌فقط به‌دلیل افزایش هزینه‌های مدرسه، بلکه به‌خاطر سیاست‌های نادرست اقتصادی و بی‌توجهی به عدالت آموزشی ایجاد شده است. مدارس غیردولتی، به‌جای تکمیل ظرفیت دولت، به عامل تجاری شدن آموزش تبدیل شده‌اند. در حالی که آموزش دولتی با کمبود معلم، تجهیزات و زیرساخت روبه‌روست، مدارس خاص و برنددار روزبه‌روز ثروتمندتر می‌شوند.

    آینده‌ای نگران‌کننده در غیاب چاره‌اندیشی

    ادامه روند فعلی می‌تواند آینده‌ای بسازد که در آن، آموزش نه راه نجات از فقر، بلکه بازتولید آن باشد. کارشناسان هشدار می‌دهند اگر تورم آموزشی مهار نشود، تا چند سال آینده شاهد شکاف عمیق میان «دانش‌آموختگان ممتاز طبقات بالا» و «دانش‌آموزان محروم با مهارت‌های پایین» خواهیم بود. در چنین جامعه‌ای، توسعه پایدار مفهومی بی‌معنا خواهد شد؛ زیرا توسعه بدون عدالت آموزشی ممکن نیست.

    زنگ خطر آینده

  • سقوط آزاد نمرات در رشته های مهم / مشکل نظام آموزشی ایران چیست؟

    سقوط آزاد نمرات در رشته های مهم / مشکل نظام آموزشی ایران چیست؟

    به گزارش اقتصادران، احسان عظیمی‌راد، سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، درباره این‌که برخی از نمایندگان به وزیر آموزش و پروش درخصوص افت تحصیلی دانش‌آموزان و پایین آمدن معدل آنان تذکراتی داده‌اند و حتی یک سوال ملی در این خصوص از وی اعلام وصول شده است، گفت: ما یک مشکل جدی الان در حوزه عملکرد نظام آموزشی‌مان در وزارت آموزش و پرورش داریم، آن هم این است که در رشته‌های گوناگون، به ویژه رشته‌های مهم مانند ریاضی، فیزیک، تجربی و علوم انسانی، میانگین معدل یا نمرات دروس بچه‌های ما در کل کشور، عدد پایینی است.

    وی با اشاره به اینکه هنگامی که میانگین معدل کشورمان زیر ۱۲ را نشان می‌دهد یعنی کلاً نظام آموزشی ما در آموزش و پرورش اشکالی دارد، خاطرنشان کرد: اشکالات را باید شناسایی کنیم، چرا؟ چون نمرات باید بیشتر باشد. زیرا این نمرات هستند که معدل را ایجاد می‌کنند.

    سخنگوی کمیسیون آموزش با بیان این که میانگین معدل دانش آموزان بین ۹ تا ۱۲ است و این عدد پایینی است، یادآور شد: تازه با اجرای مصوبه تاثیر قطعی معدل، دوستان دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی ادعا کردند که این عدد یک ذره بالا آمده و به ۱۲ نزدیک شده است که این را هم ما مستند نداریم. وزارت آموزش و پرورش یا مرکز ارزشیابی خود وزارتخانه یا شورای عالی انقلاب فرهنگی باید به صورت مستند حالا چه در کمیسیون یا هر جای دیگری اعلام کنند. این آمار را ما نداریم و الان هم متاسفانه نمی‌دانیم و آمار دقیقی از حدود ۱۷ میلیون دانش‌آموز نداریم تا ببینیم واقعا چند نفرشان معدل بین ۹ تا ۱۲ دارند، این آمار تا الان گزارش داده نشده است.

    عظیمی راد افزود: البته من در جلسه هیئت رئیسه کمیسیون آموزش روز یکشنبه پیشنهادی دادم و تصویب شد ان‌شاءالله یکی از جلساتی که به زودی کمیسیون برگزار خواهد کرد، در بحث بررسی فرایند کنکور در سه سال گذشته است. باید بررسی کنیم از سال ۱۴۰۱ تا الان واقعاً این مصوبه تاثیر قطعی معدل و فرآیند آزمون نهایی‌ها و همه اینها به چه شکلی بوده است. قطعاً در آن جلسه این معدل‌ها هم بررسی می‌شود، چون یکی از موضوعات موثر در کنکور ما معدل است.

    وی تاکید کرد: الان آسیب آموزشی ما در کشور همین است که کلاً میانگین معدل دانش‌آموزان عزیز ما در بعد کشوری، میانگین پایینی است و این نشان می‌دهد که نظام آموزشی و تدریس ما در مدارس اشکال جدی دارد. این اشکال باید شناسایی شود و این فرآیند باید برگردد؛ چون اگر این فرآیند برنگردد، به این معناست که عملاً ما دیگر آموزشی نداریم. یعنی بچه‌ها نه درسی می‌خوانند و نه درسی یاد می‌گیرند و معدل‌ها هم بسیار پایین است. اگر معدل‌ها زیر ۱۰ هم باشد، به معنای مردود بودن است.

    عظیمی راد بیان کرد: ما نگرانی‌های بسیاری در زمینه نمرات دانش آموزان داریم در جلسات آینده کمیسیون این موضوع را بررسی خواهیم کرد و در دستور کار قرار می‌دهیم و این می‌تواند یک فتح بابی باشد تا حداقل یک بار سریع ما جلوی این موضوع را بتوانیم با کار کارشناسی بگیریم و اگر اشکالاتی وجود دارد، این اشکالات رفع شود.

  • سال تحصیلی جدید آغاز شد اما مشکلات قدیمی همچنان پابرجاست

    سال تحصیلی جدید آغاز شد اما مشکلات قدیمی همچنان پابرجاست

    به گزارش اقتصادران، سال تحصیلی جدید از امروز شروع می‌شود و احتمالا همه مشکلات گذشته درباره آموزش و مدرسه را با خود می‌آورد، آموزش مجازی که یادگار دوره شیوع ویروس کروناست احتمالاً در طول سال تحصیلی جدید مجدد به‌دلیل مسائلی مانند آلودگی هوا و ناترازی انرژی تکرار می‌شود؛ اختلاف‌ها درباره سبک زندگی متفاوت دانش‌آموزان با ایده‌آل‌های آموزش و پرورش که نمود عینی آن بعد از اعتراضات سال ۱۴۰۱ بود، احتمالاً در سال جدید مجدد خودنمایی کند؛ همچنین کمبود تعداد معلم و فضای آموزشی از همین الان قابل پیش‌بینی است چراکه بسیاری از برآورد‌ها نشان می‌دهد امسال دانش‌آموزان از مدارس غیردولتی به سمت مدارس دولتی کوچ کرده‌اند.

    در این نشست کارشناسان دیگری هم حضور داشتند، سیمین کاظمی به‌عنوان جامعه شناس نگاه طبقاتی آموزش و پرورش را مورد نقد قرار داد و یادآور شد عدالت جنسیتی، قومی و ملیتی در نظام آموزشی کشور ما با چالش‌های زیادی مواجه است. محمد بطحایی، وزیر اسبق آموزش و پرورش در این نشست به ضرورت تغییر در رویکرد‌های آموزش و پرورش اشاره کرد، او با ابراز نگرانی از یک آینده شکست خورده یادآور شد که نظام آموزشی ما به فرآیند اجتماعی شدن دانش‌آموزان در مدرسه توجهی ندارد، به عقیده او مدرسه می‌تواند یک کارگاه برای آموزش زندگی باشد تا افراد در طول سال‌های زندگی‌شان بتوانند تاب‌آوری بیشتری در برابر مشکلات داشته باشند و در مقابل کوچکترین موانع به خودکشی فکر نکنند.

    محمدرضا نیک‌نژاد دیگر مهمان این نشست بود، این کارشناس آموزش ضمن تاکید به اهمیت آموزش حضوری در مدارس از احتمال از سرگیری آموزش مجازی در سال تحصیلی جدید به دلایل مختلف انتقاد کرد، کمبود تعداد معلم در مدارس از دیگر محور‌های مورد توجه نیک‌نژاد در این نشست بود، به‌گفته او وضعیت کمبود معلم در مدارس طوری شده که آموزش و پرورش از معلم بازنشسته ۸۰ ساله و معلمی که سال‌ها قبل حق‌التدریس بوده، اما الان راننده تاکسی هست برای بازگشت به تدریس دعوت کرده است.

    شما می‌توانید در ادامه متن کامل این گفت‌و‌گو را بخوانید؛

    دانش‌آموز را با تهدید‌های مستقیم و غیر مستقیم به‌زور به مدرسه می‌آوریم

    *اولین پرسشم درباره میانگین معدل دانش‌آموزان است، سال قبل این میانگین نزدیک نمره یازده بود، چرا معدل دانش‌آموزان این مقدار پایین آمده است؟

    بهشتی‌نیا: سیستم و رویکردی که در آموزش و پرورش هست در کنار مجموعه‌ای از عوامل دست به دست هم داده‌اند که این اتفاق برای معدل دانش‌آموزان بیفتد. مثلاً کلاس‌ها خیلی شلوغ هستند، تراکم دانش‌آموزان در کلاس درس نزدیک به ۴۵ نفر است بنابراین معلم فرصت تدریس ندارد. ضمن این‌که با افزایش تعطیلی مدارس آموزش به‌سمت تدریس در فضای مجازی سوق پیدا کرد که سبب کاهش کیفیت آموزش شد. از طرفی وقتی اقتصاد در جامعه اولویت پیدا می‌کند درس خواندن برای دانش‌آموزان از اولویت خارج می‌شود، امروز رقابت به‌سمت کنکور رفته، اما به‌دلیل این‌که اوضاع اقتصادی دانش‌آموزان خوب نیست قبولی در دانشگاه خوب برای آنها دست نیافتنی شده است چراکه آنها توان خریدن کتاب‌های کمک آموزشی و شرکت در کلاس‌های فوق برنامه را ندارند، برای همین بچه‌ها آینده‌ای در درس خواندن نمی‌بینند.

    *آقای نیک‌نژاد شما به عواملی که گفته شد، چیزی اضافه می‌کنید؟

    نیک‌نژاد: آموزش رسمی در بحران قرار گرفته، یکی از آنها این است که امروز شبکه‌های اجتماعی جای آموزش رسمی را گرفته است. ما از آموزش انتظار داریم که در نهایت به کمک آن دانش‌آموز به یک شغل برسد، اما امروز دانش‌آموز چنین فکری را ندارد بلکه دوست دارد ببیند آموزشی که می‌گیرد چه گره‌ای از زندگی امروز و فردایش باز می‌کند، این درحالی‌ست که در شرایط کنونی آموزش رسمی گره‌ای از زندگی کنونی و آینده بچه‌ها باز نمی‌کند، بنابراین بچه‌ها فکر می‌کنند که چرا کار بیهوده‌ای انجام بدهند و درس بخوانند، آنها امروز احساس می‌کنند آموزش‌های غیررسمی که از فضای مجازی دریافت می‌کنند بیشتر به کارشان می‌آید تا آموزش در مدرسه.

    *آقای بطحایی نظر شما چیست؟

    بطحایی: تا زمانی‌که عوامل کیفیت بخش به آموزش در راستای بهبود تغییر نکنند حتما کیفیت آموزش بهتر نخواهد شد. ما امروز در آموزش و پرورش کالایی تولید می‌‎کنیم که مشتری ندارد و ما می‌خواهیم این کالا را به زور تحویل مشتری که دانش‌آموزان هستند بدهیم، دانش‌آموز را با تهدید‌های مستقیم و غیر مستقیم به‌زور به مدرسه می‌آوریم و محتوایی را تحویل او می‌دهیم که اصلاً به درد دانش‌آموز نمی‌خورد. در چنین نظام آموزشی‌ای حتما باید معدل پایین باشد، اصلاً غیر از این جای تعجب دارد؛ بنابراین بسیاری از عوامل درونی و بیرونی آموزش و پرورش باید تغییر کند، تا زمانی‌که کیفیت اجزای تشکیل دهنده آموزش بالا نرود کیفیت یک کل منسجم به‌نام آموزش ارتقا پیدا نخواهد کرد.

    ارزش تحصیل پایین آمده، جایی بگویی من دکترم مسخره‌ات می‌کنند

    *خانم کاظمی نظر شما درباره پایین بودن معدل دانش‌آموزان و اصلاً بی‌میلی آنها درباره درس و مدرسه چیست؟

    کاظمی: میانگین معدل در استان‌های محروم به مراتب پایین‌تر از سایر نقاط کشور است، بنابراین علاوه بر آموزش نابرابری‌ها هم سبب کم شدن میانگین معدل می‌شود؛ بالاتر از نظام آموزشی، نظام سیاسی و اقتصادی در وضعیت آموزش کشور تاثیر دارند، در دهه‌های اخیر نگاه دولت به مسئله آموزش و سلامت که حق مردم است تغییر کرده، در واقع آموزش و سلامت را به‌سمت تجاری و کالایی شدن سوق داده‌اند، دولت وظیفه خودش مطابق اصل ۳۰ قانون اساسی را فراموش کرده که درباره آموزش رایگان است، برعکس بخش خصوصی را تقویت کرده‌اند که همه توان مالی استفاده از آموزش در بخش خصوصی را ندارند، امروز دانش‌آموزانی که در طبقه بالای مالی قرار دارند می‌توانند از مدارس بهتر و غیردولتی استفاده کنند، درحالی‌که کیفیت مدرس دولتی آنقدر نیست که به سود دانش‌اموز باشد. این نظام آموزشی کالایی باعث شده ارزش تحصیل پایین بیاید، امروز شما جایی بگویی من دکترم مسخره‌ات می‌کنند، می‌گویند چیزی که زیاد است دکتر است.

    امروز در آزمون‌های بین‌المللی که برای دانش‌آموزان برگزار می‌شود نمره دانش‌آموزان ایرانی از میانگین جهانی هم پایین‌تر است، یعنی انگار سواد خواندن ندارند، درباره دروسی مانند ریاضی و علوم هم همین‌طور است، این نشان می‌دهد نظام آموزشی ما نتوانسته کارکرد اصلی خودش را که انتقال اطلاعات است، درست انجام دهد، ما آموزش و پرورشی درست کردیم که نخبه‌گرا است، دانش‌آموزان المپیادی را جلوی دوربین می‌آورند و به عنوان افتخار از آنها یاد می‌کنند، اما چیزی درباره آزمون‌های بین‌المللی که سواد دانش‌آموزان را نشان می‌دهد و ما هم در این آزمون‌ها خوب نیستیم نمی‌گویند، در واقع با این اقدام ضعف‌های نظام آموزشی را پنهان می‌کنند.

    *علی‌رغم همه درس نخواندن‌هایی که دانش‌آموزان به آن متهم هستند، اما حداقل در ورودی دانشگاه‌ها ما شاهدیم که دختران بیشتر پذیرش می‌گیرند، چرا؟

    دنیای معلمان با دنیای وزارت آموزش و پرورش متفاوت است

    *آقای بطحایی، به‌گفته خانم کاظمی حداقل کارکرد آموزش و پرورش انتقال آموزش بوده که آن‌هم به‌خوبی انجام نشده، شما قبلاً در آموزش و پرورش مسئولیت داشتید و وزیر بودید، چرا این اتفاق انجام نشده است؟

    بطحایی: برای این‌که امروز مدارس ما کلاس حفظ کردن است، این حفظ کردن معنای یادگیری نیست چراکه زود فراموش می‌شود. به‌نظرم ما علاوه بر آموزش به‌معنای انتقال اطلاعات و یادگیری، به فرآیند اجتماعی شدن بچه‌ها در مدرسه توجهی نداریم، ما دانش‌آموزی که می‌تواند فرد سازنده‌ای برای خانواده و جامعه باشد را نمی‌بینیم در عوض کسی را می‌بینیم که مدال‌های رنگی گرفته است، یک ایراد اساسی در مدارس نبود تمرین مهارت‌های فردی و اجتماعی است درحالی‌که مدرسه مثل یک کارگاه می‌ماند که دانش‌آموزان در آن خودشان را برای زندگی فردا آماده می‌کنند. امروز شرایط طوری شده که فرد در مواجهه با کوچکترین مانع در زندگی بلافاصله خودش را می‌بازد و تنها راهی که به ذهنش می‌رسد این است که خودکشی کند، دلیل چنین تصمیماتی به دوران مدرسه برمی‌گردد جایی‌که در آن بچه‌ها مواجهه با فرار و نشیب زندگی را یاد نگرفتند.

    *آقای بهشتی‌نیا، شما معلم هستید و اول مهر به مدرسه می‌روید، آیا آموزش و پرورش شرایط آموزش مناسب به دانش‌آموزان را برای معلم‌ها فراهم کرده است؟

    بهشتی‌نیا: دنیای معلمان با دنیای وزارتخانه متفاوت است. الان یک الگویی برای مدارس تراز مطرح کرده‌اند که یکسری شاخص‌ها دارد، اما نیاز‌های دانش‌موزان در مدرسه با این شاخص‌ها تفاوت دارد، امروز در مدرسه درگیر گرمایش و سرمایش هستیم، اما آموزش و پرورش مدرسه تراز را برای شرایط ایده‌آل طراحی می‌کند.

    *درمدارس تهران هنوز درگیر مسئله گرمایش و سرمایش هستیم؟

    بهشتی‌نیا: بله، خیلی مدارس هنوز امکانات ورزشی ندارند، گرمایش و سرمایش مدارس ایراد دارد، نور کلاس مناسب نیست، تهویه کلاس شرایط خوبی ندارد و موارد دیگر.

    حال دانش‌آموزان در مدرسه خوب نیست

    *درباره مدرس کدام منطقه تهران صحبت می‌کنید؟

    بهشتی‌نیا: غرب تهران، مدارس جنوب تهران هم همین مشکلات را دارند. منظورم این است که اتفاقات کلاس با تصور وزارتخانه از مدارس متفاوت است، آنها برنامه‌هایی می‌نویسند که قابل اجرا نیست. الان در وزارتخانه برای شاداب کردن دانش‌آموزان پروژه مهر طراحی کرده‌اند، درحالی‌که شمارش معکوس وزارتخانه برای آغاز فعالیت مدارس پروژه مهر است شمارش معکوس دانش‌آموزان تاسف از بازگشتن به مدارس است، حال دانش‌آموزان در مدرسه خوب نیست و این را وزارتخانه درک نمی‌کند. برای همین مدرسه و معلم‌ها یک جزیره هستند و ادارات و وزارتخانه یک جزیره دیگر، این دو جزیره ارتباطی با یکدیگر ندارند. آیا آنهایی که در وزارتخانه هستند به مدارس سر می‌زنند تا ببینند چه اتفاقی در مدارس دارد می‌افتد؟ می‌بینند بچه‌ها چه مصیبتی می‌کشند؟ چه برچسب‌ها و توهین‌هایی به دانش‌آموزان می‌شود؟ سوال این است با این همه وزیری که ما داشتیم، چه اصلاح‌طلب چه اصول‌گرا هنوز نتونستیم مشکلات‌مان را حل کنیم.

    *آقای نیک‌نژاد چه‌طور می‌شود فاصله میان آموزش و پرورش و نیاز دانش‌آموزان را کم کرد؟

    نیک‌نژاد: ببینید معلم می‌داند دانش‌آموز چه چیزی نیاز دارد، اما نمی‌تواند آن را اجرا کند چراکه منابع و موضوعات آموزشی از طرف وزارتخانه دیکته شده و باید همان‌ها را تدریس کرد، ضمن این‌که از طرف نیرو‌های بیرونی فشار بر آموزش و پرورش وجود دارند و حرف خودشان را می‌زنند. مثلاً وزیر آموزش و پرورش می‌خواست مشق شب را حذف کند، دو تا از مسئولین موسسات آموزشی رفتند به مراجع تقلید مراجعه کردند و گفتند که پشت پرده حذف مشق شب به فساد کشاندن دانش‌آموزان است، آنها هم برای حذف مشق شب مخالفت کردند، شما تصور کنید حالا وزیر آموزش و پرورش چه‌طور می‌تواند از این ایده دفاع کند؟

    این مسئله عملاً اتفاق افتاد. آموزش و پرورش نهاد مهمی برای نظام است، اما برای آن برنامه‌ریزی نمی‌کند، این نهاد می‌توانست تقویت کننده پایه‌های نظام باشد، اما امروز واقعا فاصله زیادی میان نسل‌ها و ساختار آموزش و پرورش وجود دارد و پر شدن این شکاف‌ها سخت است، چرا که همه را بلاتکلیف و رها کرده است.

    *آقای بطحایی شما هم در دوره وزارت خودتان تجربه‌ای از این گروه‌های فشار داشتید؟

    بطحایی: گاهی منظور فقط گروه‌های فشار رسمی نیستند، گاهی خانواده‌ها فشار وارد می‌کنند؛ اگر آموزش و پرورش بخواهد سمت و سوی خودش را از توجه به کنکور و نمره تغییر بدهد و بگوید بچه‌ها باید در مدرسه صفا کنند، نه اینکه وقتی زنگ آخر به صدا درمی‌آید دانش‌آموز انگار که از زندان آزاد شده فوری مدرسه را ترک کنند، در این وضعیت برخی خانواده‌ها اعتراض می‌کنند که ما بچه را فرستادیم مدرسه که برای کنکور آماده شود این جنگولک‌بازی اتاق بازی چیست که در مدرسه راه انداخته‌اید، نمونه این اتفاق برای خودم افتاده که می‌گویم، این هم نوعی فشار است.

    نکته مهم دیگر این است که متاسفانه ساحت سیاست‌گذاری در کشور ما با آنچه در میدان عمل مانند مدرسه یا شهر اتفاق می‌افتد فاصله دارد، سال‌ها برای تهیه سند تحول وقت گذاشته شد، اما معلمی که با ۴۰ دانش‌آموز در گرما در کلاسی که پنجره شکسته دارد و سروصدای بچه‌های حیاط داخل کلاس هم می‌آید چه‌طور می‌خواهد این سند تحول را پیگیری کند؟ بنابراین نشدنی است، این فاصله فهم مشترک حتما باید کم شود. ضمن این‌که یادمان نرود تحول در آموزش و پرورش تدریجی است.

    مدرسه یک دیوان‌سالاری ایدئولوژیک بی‌کارکرد است

    *ما شاهد تفاوت نگاه آموزش و پرورش با سبک زندگی دانش‌آموزان هستیم، در خیلی از مدارس دخترانه به محض تعطیل شدن دانش‌اموزان مقنعه خودشان را برمی‌دارند، درواقع دانش‌آموز آموزش مدرسه را پس می‌زند، چه‌طور باید فاصله سبک زندگی دانش‌آموزان با آموزش‌های رسمی کم شود؟

    کاظمی: یکی از اهداف آموزش و پرورش جامعه‌پذیری هست و این‌که مثلاً دختران به پوشش رسمی پایبند باشند، درحالی‌که ما انتظار داریم آموزش و پرورش تفکر انتقادی را به دانش‌آموزان یاد بدهد ولی چنین کارکردی ندارد و برعکس جامعه از آموزش و پرورش جلوتر است و تفکر انتقادی در بچه‌ها خارج از آموزش و پرورش توسط والدین تحصیل کرده و رسانه‌ها ایجاد شده است. امروز یک دختر نوجوان خواسته معلم پرورشی را بلافاصله انجام نمی‌دهد بلکه فکر و تحلیل می‌کند و وقتی از مدرسه خارج می‌شود چیزی‌که سیستم به او تحمیل می‌کند را کنار می‌گذارد.

    چیزی که آموزش و پرورش می‌خواهد همیشه پذیرفتنی نیست، به نظرم مدرسه یک دیوان‌سالاری ایدئولوژیک بی‌کارکرد است، مدرسه یک نظام سلسله مراتبی است که از دانش‌آموزان انتظار اطاعت دارد، حتی وقتی که دانش‌آموزی اطاعت نکند مدرسه می‌تواند او را تنبیه کند. در همه کشور‌ها محتوای درسی را دولت‌ها تهیه می‌کنند ولی آن محتوای درسی تناسبی با نیاز‌های دانش‌آموزان ندارد، محتوای آموزشی بیشتر ایدئولوژیک است، خیلی از معلمین با این محتوا مخالف هستند، اما توجهی به مخالفت آنها نمی‌شود، یکی از چیز‌هایی که در همین محتوای درسی وجود دارد نابرابری جنسیتی است، اصرار دارد دختران در فضای عمومی کمتر به تصویر کشیده شوند و بیشتر مشغول کار خانگی باشند، در مقابل پسران بیشتر به کار‌های بیرون از خانه بپردازند.

    یکی دیگر از محتوا‌های ایدئولوژیک این است که دغدغه‌های یک گروه را از طریق آموزش به بقیه منتقل می‌کنند، مانند زبان. یکی از مشکلات آموزش ما اصرار براین است که دانش‌آموز حتما به زبان فارسی آموزش ببیند، در حالی‌که ایران اقوام زیادی دارد، چنین رویکردی می‌تواند سبب ضعف در انتقال اطلاعات شود، چنین وضعیتی منصفانه نیست. آموزش به زبان فارسی در بچه‌های اقوام و گروه‌های مختلف نوعی احساس فرودستی ایجاد می‌کند، یک نوع احساس ضعف در مقابل قوم فارس، این احساس که فارس بودن یک نوع مزیت است و بچه‌هایی که مثلاً در سیستان و بلوچستان یا کردستان متولد شدند از این مزیت بی‌بهره هستند، با این برتر دانستن زبان فارسی احساس ضعف و حقارت را در بچه‌ها تولید می‌کنند، اما به این اشاره نمی‌شود زبان یک ابزار ارتباطی است نه ابزار سلطه ولی این اتفاق در آموزش و پرورش درحال رخ دادن است.

    هر جامعه‌ای نیازمند یک زبان ملی به عنوان ابزار وحدت است

    بطحایی: زاویه‌ی نگاه در سیستم‌های آموزشی جهان درباره زبان آموزش با تحلیلی که خانم کاظمی ارائه دادند فرق دارد، هر جامعه‌ای نیازمند یک زبان ملی به عنوان ابزار وحدت است، منتهی ضعف ما آن‌طرف سکه است، ما آموزش زبان محلی را نباید به عنوان تهدید برای زبان فارسی تلقی کنیم، یک جا‌هایی آموزش زبان محلی سبب همبستگی و انسجام می‌شود، این مسئله تایید فرمایش خانم کاظمی نیست، اینکه گفته می‌شود اگر زبان آموزش در مدارس فارسی هست نشانه سلطه است چیز درستی نیست. زمانی‌که وزیر بودم سر یک کلاس رفتم و از دانش‌آموز آن کلاس یک سوال خیلی ساده پرسیدم، اما دانش‌آموز منظور من را متوجه نشد، معلم او با زبان محلی سوال من را برای دانش‌آموز ترجمه کرد، بعداً به معلم گفتم شما که با دانش‌آموزی که در خانه و میان دوستان به زبان محلی صحبت می‌کند در کلاس درس هم به زبان محلی صحبت می‌کنید اگر فردا روزی یک دانشگاه قبول شد یا خواست یک کتابی بخواند و نتوانست بخواند پاسخ شما چیست؟ البته او به نظر من اشاره کرد که شما نمی‌گذارید ما زبان محلی هم آموزش بدهیم، به او گفتم این راهش نیست، نگاه ما به زبان فارسی باید به‌عنوان یک عامل وحدت باشد، ضمن این‌که در کنارش زبان محلی هم آموزش بدهیم، زبان فارسی ابزار سلطه نیست بلکه برعکس عامل پیشرفت و همچنین ابزار همبستگی است، ضمن این‌که نباید اجازه بدیم زبان‌های مادری فراموش شوند و آموزش آنها را باید در دستور کارمان قرار بدهیم.

    کاظمی: زبان فارسی این کاربرد را دارد که ما همین‌جا دور هم صحبت کنیم و منظور هم را بفهمیم، اما وقتی یک زبان را به عنوان زبان برتر در کشور معرفی می‌کنید در واقع هژمونی فارس را به دانش‌آموزان کشور منتقل می‌کنید، در جامعه شناسی اصطلاحی داریم به نام برنامه درسی پنهان یعنی چیزی که از آموزش و پرورش به دانش‌آموز منتقل می‌شود چیزی نیست که آشکارا گفته می‌شود، زبان فارسی در مدارس تهدیدی هست برای زبان اقوام، بسیاری از پدر مادر‌ها هستند که به فرزندان‌شان زبان فارسی اموزش می‌دهند تا در مدرسه بتواند ارتباط برقرار کنند، چرا باید چنین اتفاقی بیفتد، چرا فکر می‌کنیم که در مدرسه اگر به زبان خود دانش‌اموز صحبت شود دیگر زبان فارسی را یاد نمی‌گیرند، الان که از رسانه گرفته تا موارد دیگر همه چیز به زبان فارسی هست، موضوع تفکری و احساس حقارتی هست که برای بچه ایجاد می‌شود، الان در تلویزیون‌های محلی کسی‌که شیک‌پوش هست فارسی صحبت می‌کند ولی آن شخصی که به زبان محلی صحبت می‌کند احتمالاً از طبقه فرودست هست و شغل پایینی دارد. یعنی در ذهنیت جمعی ما پذیرفته شده فارسی صحبت کردن یک امتیاز است، من نمی‌گویم در مدارس فارسی تدریس نشود یا به زبان فارسی صحبت نشود، ولی سرکوب زبان قومیت‌ها هم کار درستی نیست.

    بهشتی‌نیا: دانش‌آموزانی که از مناطق مختلف مهاجرت می‌کنند از حیث ارتباط برقرار کردن خیلی دچار مشکل می‌شوند و این سبب کاهش اعتماد به نفس و ضعف تحصیلی‌شان می‌شود. به نظرم دلیل حساسیت ایجاد شده نسبت به آموزش به زبان فارسی به سیاستگذاری آموزش برمی‌گردد، سیاستگذار باید متعادل رفتار می‌کرد، چه ایرادی داشت یک کتاب درسی با هدف آموزش زبان محلی به کتاب‌های مناطق اضافه می‌شد، زبان فارسی مانند یک چتر است و زبان اقوام می‌تواند میله‌ها چتر باشد و حتی زبان فارسی را تقویت کند.

    آموزش به زبان مادری یا آموزشِ زبان مادری؟

    نیک‌نژاد: من خودم یک دیدگاه میانه دارم، اما گاهی دو طرف این ماجرا تندروی می‌کنند، چیزی می‌گویند که امکان عمل کردنش وجود ندارد. در این‌باره یک تجربه جهانی وجود دارد هرکشوری با توجه به وجود قومیت‌های متفاوت یک زبان را برای آموزش انتخاب می‌کند، اما نباید زبان‌های محلی فراموش شود، درحالی‌که در کشور ما به آموزش زبان محلی نگاه امنیتی وجود دارد. به‌نظرم میان این دو دیدگاه همپوشانی ایجاد شده، یکی آموزش به زبان مادری و دیگری آموزشِ زبان مادری است، آموزش به زبان مادری در هیچ جای جهان امکان پذیر نیست، بنابراین یک زبان معیار باید وجود داشته باشد، این زبانِ معیار بنا به دلایل زیاد تاریخی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، الان زبان فارسی شده است، اما این به معنای آموزش زبان مادری نیست.

    بطحایی: ما در آموزش و پرورش به‌سرعت نیاز به تکوین هستیم، اگر این کار را انجام ندهیم آموزش و پرورش شکست خورده‌ای خواهیم داشت. در گذشته از آموزش زبان مادری به عنوان یک اختلال یاد می‌شد، اما امروز بعید می‌دانم کسی آموزش زبان مادری را یک خطر برای تربیت دانش‌آموز بداند.

    *آقای بهشتی‌نیا، اول مهر که مدارس شروع به کار کنند دانش‌آموزان تجربه متفاوتی نسبت به گذشته دارند، یعنی سپری کردن یک جنگ دوازده روزه، به‌نظرتان تاثیرات این جنگ در سال تحصیلی جدید چگونه خواهد بود؟

    بهشتی‌نیا: برای جنگ همه غافلگیر شدیم، این جنگ روی ثبت‌نام‌ها اثر گذاشت مثلاً اولیا موقع ثبت نام می‌گفتند که اگر جنگ شود پرونده فرزندم را می‌گیرم می‌برم شهرستان و تهران نمی‌مانم. اقدامات آموزش و پرورش باید رنگ و بوی ملی داشته باشد، من در فضای مجازی دیدم که به واژه‌ی جنگ بیشتر می‌پرداختند، قصد داشتن به همدلی برسند، اما از مسیر جنگ و موشک، اما باید در تولیداتشان به واژه ایران بیشتر توجه می‌کردند. احتمالا در سال جدید اولیا و دانش‌آموزان استرس داشته باشند زیاد است، آموزش و پرورش هم می‌تواند سبب کاهش استرس شود، اما من هنوز برنامه مشخصی از طرف آموزش و پرورش ندیدم.

    *یک چیزی که خیلی از اولیا می‌شنویم این است که علیرغم هزینه کردن برای دانش‌آموز، اما به‌دلیل آلودگی هوا و ناترازی مدارس زیاد تعطیل می‌شود، این تعطیلات چه اثری روی آموزش گذاشته است؟

    شاهد دورخیز برای آموزش مجازی در سال تحصیلی پیش‌رو هستیم

    *امسال شاهد کوچ دانش‌آموزان از مدارس غیرانتفاعی به مدارس دولتی بودیم، خانواده‌ها هم به‌خاطر جنگ احتمالی و هم به دلیل تعطیلاتِ مربوط به ناترازی تصمیم گرفتند دانش‌آموزان را به مدارس دولتی ببرند، این درست است؟

    بهشتی‌نیا: میزان ثبت نام در مدارس غیر دولتی به شدت کاهش پیدا کرده و ثبت نام در مدارس دولتی افزایش پیدا کرده است، این تصور میان خانواده‌ها وجود دارد که اگر قرار هست برای مدرسه فرزندم هزینه کنم و مدرسه تعطیل باشد پس این کار را انجام نمی‌دهم؛ البته که شرایط اقتصادی هم مهم است.

    نیک‌نژاد: در دوره کرونا یک تجربه جهانی اتفاق افتاد، همه جهان به این نتیجه رسیدند که برخلاف برخی قدرت‌های اقتصادی آموزش مجازی اتفاق خوبی نیست چراکه آموزش یک فرآیند انسانی است و ارتباطات انسانی در آن مهم است. حالا همه هشدار می‌دهند آموزش نباید به شکل مجازی باشد، اما متاسفانه ما از امروز درحال دورخیز کردن برای آموزش مجازی در سال تحصیلی پیش‌رو هستیم. برخی فکر می‌کنند آموزش مجازی صرفه‌جویی است، چراکه مثلاً وقتی دانش‌آموز در خانه نشسته است هزینه تحصیل کاهش پیدا می‌کند و این اشتباه است.

    آماری که اعلام می‌کنم برای دوره کرونا است، در سال ۱۳۸۹ حدود ۸۴ درصد خانواده‌ها دسترسی به اینترنت داشتند، یعنی ۱۶ درصد دسترسی نداشتند، این ۱۶ درصد برای جمعیت ما عدد بزرگی می‌شود. ضریب نفوذ اینترنت در سال ۱۳۹۹ در ۱۷ استان کمتر از میانگین کشوری بوده است، یعنی ۱۷ استان دسترسی مناسبی به اینترنت نداشتند مانند استان‌های سیستان و بلوچستان، کرمان، کردستان. حدود ۲۷ درصد از دهک‌های کم درآمد به اینترنت دسترسی نداشتند، حتی میان پردرآمد‌ها هم حدود ۶ درصد به اینترنت دسترسی نداشتند، همه اینها را همراه با اختلال اینترنت کنار هم بگذارید، نشان می‌دهد آموزش نباید مجازی باشد، دانش‌آموزانی که در دوره کرونا دوره ابتدایی بودند هنوز هم خواندن و نوشتن بلد نیستند، این مسئله فقط مخصوص ایران نیست، اما در ایران به شدت زیاد است.

    مهارت عمومی خواندن در دوره کرونا در آلمان یک سوم کاهش پیدا کرد و در آمریکا با کاهش ۳۲ درصدی مواجه شد، تازه این جوامع پرچمدار اینترنت و فناوری هستند نه مانند کشور ما که کلی مشکلات اینترنتی دارد، دوران کرونا نابرابری اجتماعی و آموزشی را به شدت افزایش داد، خانواده‌هایی که پول دارند کمی توانستند به کودکان خودشان کمک کنند، اما بخش زیادی از خانواده‌ها چنین توانایی را ندارند، برای همین دهک‌های پردرآمد دانشگاه‌های خوب را گرفته‌اند. باز هم تکرار می‌کنم همه کارشناسان معتقدند آموزش مجازی آموزش مناسبی نیست.

    مفهوم عدالت آموزشی در ایران به اشتباه صورتبندی شده است

    کاظمی: نظام سیاسی آموزش را به مثابه یک کالا در نظر گرفته است، بنابراین انگار به والدین می‌گوید اگر مایل نیستید فرزندان‌تان در مدارس شلوغ دولتی درس بخوانند هزینه کنید و در مدارس خصوصی ثبت نام کنید تا اموزش با کیفیت ببینید، در واقع از خودش سلب مسئولیت می‌کند و بودجه‌ها را در جای دیگری هزینه می‌کند.

    ما با مفهومی به نام عدالت آموزشی مواجه هستیم، طوری‌که دانش‌آموزان جدا از طبقه، نژاد و جنسیت به آموزش دسترسی داشته باشند، اما متاسفانه در جامعه ما آموزش طبقاتی شده، طوری‌که فرزند خانواده‌های پول‌دار می‌توانند به آموزش خوب دسترسی پیدا کنند، درواقع آموزش و پرورش نابرابری اجتماعی را بازتولید می‌کند، این‌که فرزندان طبقه ثروتمند می‌توانند در رشته‌های پول‌ساز درس بخوانند به نوعی بازتولید وضعیت موجود است، یعنی افراد نتوانند طبقه اجتماعی خودشان را تغییر دهند، درحالی‌که در اصل آموزش و پرورش باید تحرک صعودی طبقه اجتماعی را تسهیل کند. مفهوم عدالت آموزشی در ایران به اشتباه صورتبندی شده است، عدالت فقط عدالت طبقاتی نیست، ما عدالت جنسیتی، قومیتی و ملیتی را هم باید درنظر بگیریم، الان در آموزش و پرورش ایران ما نابرابری جنسیتی را به‌طور آشکار می‌بینیم، در روز‌هایی که موج خشم از مهاجران افغانستانی بالا گرفته ما شاهد حذف آنها از مدارس هستیم و خیلی از مدارس دولتی زیر بار ثبت نام کودکان مهاجران افغانستانی نمی‌روند حتی آنهایی که به صورت قانونی و با مدرک در ایران حضور دارند.

    مسئله دیگر ترک تحصیل دختران است، وقتی دراین‌باره صحبت می‌شود بیشتر مسئولیت این وضعیت را به دوش فرهنگ و خانواده‌ها می‌گذارند، مرکز پژوهش‌های مجلس گزارشی درباره علل بازماندگی از تحصیل منتشر کرده است، در این گزارش یا به مشکلات دختران اشاره‌ای نشده و اگر هم اشاره شده آن را متوجه خانواده و فرهنگ کرده است، درحالی‌که نظام سیاسی کودک همسری را به رسمیت می‌شناسد و این خودش یکی از عوامل ترک تحصیل است. یا در مواردی گفته شده به خاطر باور غلط در برخی مناطق اجازه نمی‌دهند که دختران‌شان در دبیرستان مختلط درس بخوانند یا برای درس خواندن به روستای دیگری بروند، این درحالی‌ست که نظام سیاسی بیش از ۴۰ سال هست که سیاست تفکیک جنسیتی را پیش می‌برد، اما حالا که به عدم مراجعه دختران به دبیرستان مختلط می‌رسد می‌گوید مشکل فرهنگی دارند و از فرد روستایی انتظار دارند که دخترش را به مدرسه مختلط بفرستد با این ترفند تقصیر ترک تحصیل دختران را به دوش فرودست‌ترین بخش جامعه می‌اندازند.

    باید به عوامل ترک تحصیل دختران وزن داد، در تهران مردم با ترس و لرز صبح سرکار می‌روند چه‌طور انتظار دارند یک دختر روستایی برای ادامه تحصیل به روستای دیگری برود؟ ارزیابی‌شان از مشکلات طوری هست که انگار به تازگی از کره مریخ آمده‌اند اینجا و با مسائل مواجه شده‌اند.

    از بازنشسته ۸۰ ساله و راننده تاکسی خواسته‌اند برای تدریس به مدرسه برگردد

    *وضعیت کمبود معلم در مدارس چه‌طور است؟

    نیک‌نژاد: نقدی که به دوره آقای روحانی برمی‌گردد تعدیل نیرو بود، آن روز‌ها با یک محاسبه خیلی ساده تعدیل نیرو کردند، درحالی‌که در محاسبات نیروی ستادی نباید محاسبه شود که تعدادشان هم حدود ۳۰۰ هزار نفر است، نیرو‌های مدرسه از ۶۰۰ هزار نفر بیشتر نمی‌شود که از این تعداد بخشی از آنها ناظم و مدیر هم هستند، تعداد معلم‌های ما شاید به ۴۵۰ هزار نفر برسد. با این وضعیت در سال ۱۴۰۰ – ۱۴۰۱ در دوره دبستان به ازای هر معلم ۳۳.۴ دانش‌آموز داشتیم، در سطح جهانی این آمار ۲۳ دانش‌آموز است، همین نسبت برای کشور‌های پر درآمد یک به ۱۸ است. این درحالی‌ست که در استان تهران این نسبت (تعداد دانش اموز به یک معلم) ۴۹.۶۷ دانش‌آموز است، در قم ۴۴.۷۵ و در اصفهان ۴۴.۹۸ دانش آموز است، یعنی ما به شدت با کمبود معلم مواجه هستیم.

    امروز بازنشسته‌ها از سر ناچاری تدریس می‌کنند، سال گذشته برای معلم ۸۰ ساله پیام فرستاده‌اند که سر کار برگردد، اگر هم تدارکی دیده‌اند به این شکل تدارک دیده‌اند، تغییر رسته می‌دهند یعنی به‌کسی‌که راننده تاکسی بوده و ۱۵ سال قبل حق‌التدریس داشته پیام داده‌اند که برگرد و تدریس کن. همین آقای دکتر بطحایی قبلاً مصاحبه کرد و گفت من متاسفم که معلمی که فقط معلمی کند نداریم، حداقل در معلم‌های مرد این شکلی است، یا باید در اسنپ کارکنند یا در بنگاه املاک.

    چند سال گذشته برای جذب معلم آزمون استخدامی برگزار شد، میان مرد‌ها که حدود ۵۰۰ نفر اعلام نیاز کرده بودند فقط ۲۰۰ نفر ثبت نام کردند، یعنی حدود سیصد نفر ثبت نام نکردند، چرا باید این روزگار برای معلمی ایجاد شود که کسی برای معلمی ثبت نام نمی‌کند. کمبود معلم امروز بحران بزرگ آموزش و پرورش است که با روش‌های مختلف دارند جبرانش می‌کنند.

    کاظمی: یکی از ویژگی‌های دولت‌ها در جمهوری اسلامی این است که خود اهالی دولت به خوبی از مشکلات مطلع هستند، حتی گاهی خودشان نقش منتقد و اپوزیسیون را ایفا می‌کنند، اما انگار نمی‌خواهند برای حل مشکلات راهکاری در نظر بگیرند، یا راهکار‌هایی اتخاذ می‌کنند که مناسب نیست، مثلاً برای کمبود معلم در اموزش و پرورش افراد روحانی استخدام می‌کنند، یا مثلاً روی معلم پرورشی تاکید دارند، اما با توجه به آسیب‌های موجود در مدارس مانند سیگار و خودکشی نیاز به استخدام مددکار اجتماعی است.

    درخصوص بازماندگان از تحصیل خود مدارس اصلاً نظارت نمی‌کنند که چه‌کسی ثبت نام کرده یا نکرده، برای این‌که اساساً ثبت نام دانش‌آموز برای‌شان اهمیت ندارد. در جریان گروگانگیری که در شمال کشور اتفاق افتاده بود یک دانش‌آموز ماه‌های زیادی به مدرسه نرفته بود، اما اصلا از طرف مدرسه پیگیری نشده بود که این دانش‌آموز کجا هست، بدتر اینکه خواسته بودند جریمه هم بکنند و شهریه هم بگیرند، انگار هیچ نقشی برای حمایت خودشان از دانش‌آموز قائل نیستند.

  • طرد اتباع غیرمجاز باعث خالی شدن۳ هزار کلاس درس شد / مرحله دوم طرد اتباع غیرمجاز کلید خورد

    طرد اتباع غیرمجاز باعث خالی شدن۳ هزار کلاس درس شد / مرحله دوم طرد اتباع غیرمجاز کلید خورد

    به گزارش اقتصادران، جلسه مشترک شورای آموزش و پرورش شهر تهران و شهرستان‌های این استان امروز(دوشنبه) در استانداری تهران برگزار شد.

    تهران در بحث مدرسه سازی محروم است

    وی ادامه داد: باید بتوانیم خلق ثروت کنیم و در مسیر اجرای سیاست‌ها اقدام کنیم؛ عدد قابل توجهی از طریق مولدسازی می‌توان پرداخت کرد. تا پایان سال بیش از ۵۰۰ کلاس درس به سرانه آموزشی اضافه می‌شود و مسئولیت‌های اجتماعی همه شرکت‌های دولتی و هلدینگ‌های وابسته به دولت در مسیر مدرسه سازی هزینه می‌شود؛ ۳۰ درصد از ساخت و سازهای مدارس توسط خیرین و بخش خصوصی صورت گرفته و این‌ها باعث شد در کمتر از یک سال ۷ پله ارتقاء در شاخص پیدا کنیم. تهران در بحث مدرسه سازی محروم است و امیدواریم بتوانیم تهران را از محرومیت خارج کنیم.

    استاندار تهران با اشاره به ساخت زیرساخت‌های ورزشی و تجهیز مدارس استان گفت: در استان تهران برای ۱۸۰۰ کلاس درس و هر کلاس ۱۰۰ میلیون تومان هزینه شده است. توجه به ابزار هوشمند، میز و صندلی و آموزش اهمیت دارد و در کنار آن باید بتوانیم در جوار صنایع، هنرستان بسازیم. باید به سمت مهارت آموزی برویم و این تکلیف قانونی است؛ ما در بحث مهارت آموزی نیروهای ایرانی کار نکردیم و این مساله در دستور کار است.

    وی در خصوص آخرین وضعیت طرد اتباع خارجی نیز تصریح کرد: نیمی از اتباع خارجی کشور در استان تهران قرار دارند؛ از ابتدای امسال تاکنون یک میلیون و چهارصد هزار نفر از کشور طرد شدند و آمار اتباع طرد شده در خود تهران ۴۵۰ هزار نفر است. هیچ کشوری نمی‌پذیرد اتباع غیرقانونی در آن کشور حضور داشته باشد؛ بیش از ۳ هزار کلاس درس با خروج اتباع آزاد شد و ۳۰ تا ۳۵ درصد کاهش اجاره رخ داده است. از همین هفته مرحله دوم طرد اتباع آغاز می‌شود تا خیالمان از مساله اتباع غیرمجاز راحت شود.

    معتمدیان در خاتمه اظهار کرد: در مدارس شبانه‌روزی اقشار آسیب‌پذیر حضور دارند و باید براساس نیازها تجهیز صورت بگیرد.

  • فرزندان طبقه کارگر و فرودست از چرخه آموزش و تحصیل کنار گذاشته شدند

    فرزندان طبقه کارگر و فرودست از چرخه آموزش و تحصیل کنار گذاشته شدند

    به گزارش اقتصادران، «مازیار گیلانی‌نژاد» فعال کارگری با تاکید بر اینکه کالایی‌سازی آموزش، موجب محرومیت بخش قابل توجهی از فرزندان دهک‌های فرودست از تحصیل شده است؛ گفت: در شرایط فعلی، بسیاری از کودکان و فرزندان طبقه زحمتکش از ورود به مدرسه جا می‌مانند؛ کافیست به چند شاخص مهم خبری نگاهی بیندازیم.

    «گرانی ۳۰ درصدی لوازم التحریر»، « هزینه خرید لوازم برای ورود به مدرسه برای یک دانش آموز دبستانی در حدود ۳.۵ میلیون تومان است»، «ترک تحصیل ۶ هزار دانش آموز در روتک بلوچستان» و « ترک تحصیل ۷۵۰ هزار دانش آموز به دلیل فقر». گیلانی‌نژاد با استناد به این اخبار می‌گوید: همه شواهد نشان می‌دهد که فرزندان فرودستان از چرخه آموزش و تحصیل کنار گذاشته شده‌اند.

    او افزود: علت اصلی افزایش کودکان کار و کار سخت نوجوانان در کارگاه‌های پرخطر همین است؛ از یکسو، هزینه‌های تحصیل و آموزش، به گونه‌ای نجومی افزایش یافته و تناسبی با مزد و حقوق کارگران ندارد و از سوی دیگر، خانواده‌های کارگری به درآمد و کار فرزندان خود نیاز دارند؛ در نتیجه فرزندان لایه‌های فرودست طبقه کارگر، قبل از سنین بلوغ و در اوج کودکی و نوجوانانی، ناخواسته وارد بازار کار می‌شوند.

    گیلانی‌نژاد با بیان اینکه «در اخبار خوانده‌ایم که ۳۰۰۰ نفر اول کنکور امسال، از خانواده‌های پربرخوردار مالی بوده‌اند» ادامه داد: نه تنها مدارس بلکه دانشگاه‌های خوب هم فقط برای ثروتمندان است و فقرا راهی برای تغییر مناسبات تلخ زندگی خود ندارند.

    این فعال کارگری در پایان نتیجه گرفت: برنامه‌های اقتصادی جهت ایجاد فقر ساختاری و بی‌توجهی به رایگان بودن آموزش که در قانون اساسی تاکید شده، کودکان را از ابتدایی‌ترین حق انسانی یعنی آموزش محروم کرده است. این روند به معنای تولید نسلی محروم، بی‌دفاع و بدون فرصت رشد اجتماعی است. نسلی که سیستماتیک به حاشیه رانده می‌شود تا چرخه‌ی فقر و تبعیض همچنان بدون توقف ادامه یابد.

  • بازار لوازم تحریر، لاکچری اما کساد

    بازار لوازم تحریر، لاکچری اما کساد

    به گزارش اقتصادران، تصور اینکه زمانی یک بسته ۲۴عددی مدادرنگی یا یک بسته آبرنگ تبدیل به یک کالای لوکس شود، در دهه‌های گذشته یک شوخی نه‌چندان خنده‌دار بود؛ موضوعی که امروزه تبدیل به واقعیت بی‌‌چون و چرای بازار لوازم‌تحریر شده است. لوازم‌تحریر بیش از هرچیز برای مردم و خصوصا کودکان یادآور رنگ و شوق است. بسیاری از دانش‌آموزان به خاطر شوق لوازم‌تحریر جدیدشان به مدرسه می‌روند و گرفتن این شوق از آنها در حقیقت به مثابه دزدیدن بخشی از کودکی‌شان است.

    در سمت دیگر این ماجرا فروشندگانی قرار دارند که ۹ماه از سال را به امید رسیدن مهر و بازار فصلی این دست کالا‌ها سپری می‌کنند. تورم ۵۰درصدی بازار لوازم‌تحریر به تنهایی برای رکود بازار کافی است و عملا بسیاری از فروشندگانی که آینده‌ای برای کسب‌وکار خود نمی‌بینند چاره‌ای جز تغییر کاربری ندارند.

    داستان تکراری گرانی‌ها

    گرانی لوازم‌تحریر دیگر داستان جدیدی نیست و طی چند سال اخیر خانواده‌ها با نگرانی وارد بازار نوشت‌افزار می‌شوند اما امسال وضعیت به‌مراتب سخت‌تر از گذشته شده است. تورم این حوزه در حدود ۴۵ تا ۵۵درصد اعلام شده با این وجود این عدد نسبت به تورم کشور و کالا‌های اساسی به مراتب کمتر است و عملا فروشندگان لوازم‌تحریر از تورم با فاصله زیاد عقب مانده‌اند. از یک سمت بازار به علت تورم در رکود است و از سمت دیگر فروشنده علاوه بر فروش، سود هم ندارد.

    طی سال‌های اخیر به دلیل کاهش اقبال مردم به خرید کتاب، کتابفروشی‌ها حوزه کاری خود را با فروش نوشت‌افزار ادغام کردند تا بتوانند هزینه‌هایشان را تامین کنند اما در چند سال اخیر این روش هم جوابگو نبوده و باوجود اینکه بسیاری از فعالان این حوزه امیدوار بودند با پایان یافتن کرونا وضعیت بهتر شود اما تورم جلوی بهبود اوضاع را گرفت و آن را به مراتب بدتر از پیش کرد. مطابق آمار اتحادیه ناشران بسیاری از این فروشگاه‌ها مجوز خود را باطل می‌کنند و عطای این کسب‌وکار را به لقای آن می‌بخشند.

    فروش کم‌سابقه برای یک صنف فصلی

    اقتصاد کشور در تورم غرق شده و این واقعیت بر کسی پوشیده نیست. حوزه‌ای نمانده که قیمت‌های آن طی ماه‌ها و شاید هفته‌ها تفاوت چشمگیری پیدا نکند. با این حال دلایل رکود و گرانی یا به اصطلاح وضعیت رکود تورمی در بازار لوازم‌تحریر علل پیچیده‌تری نیز دارد.

    محسن گلستانی، رییس اتحادیه صنف فروشندگان نوشت‌افزار و لوازم مهندسی تهران در این‌باره گفت: صنف لوازم‌تحریر صنفی فصلی است که ۱۱ماه از سال کم کار است و همزمان با بازگشایی مدارس یعنی ۱۵شهریور تا ۱۵مهرماه وارد پیک فروش خود می‌شود. در همین ماه است که خرید لوازم‌تحریر توسط دانش‌آموزان اوج می‌گیرد. امسال وضعیت تا حدودی متفاوت بود چرا که زمزمه‌های مجازی شدن مدارس دهان به دهان می‌چرخد و تاثیر خود را می‌گذارد. این شایعات تاکنون به دفعات تکذیب شده اما بر بازار لوازم‌تحریر تاثیر خود را گذاشته است و مردم نسبت به خرید اقلام نوشت‌افزار تردید دارند.

    با نگاهی به تفاوت نرخ ارز از شهریور سال گذشته تا به امسال و همچنین تورم نقطه‌به‌نقطه این مدت دلیل گران شدن لوازم‌تحریر مشخص می‌شود. با این حال فضای رکودی حاکم بر بازار باعث شده است که بسیاری از اقلام که به وفور در بازار وجود دارند اما برایشان مشتری نیست و روی دست فروشنده مانده است، ۱۰ تا ۲۰درصد نسبت به افزایش ۴۰ تا ۵۰درصدی افت قیمت داشته‌اند.

    تخصیص ارز، دشمن شماره یک اصناف

    کمتر حوزه‌ای وجود دارد که سیاست‌های تخصیص ارز به آن صدمات جبرانی‌ناپذیری نزده باشد. گلستانی در این‌باره گفت: در مقابل کالاهایی مانند ماژیک وجود دارند که باید به صورت تازه وارد بازار شوند. متاسفانه بخش عظیمی از این کالاها مدت‌هاست که در گمرکات کشور دپو شده و دلیل آن نیز این است که همکاری وزارت صمت را درخصوص تخصیص ارز نداشتیم. اگر این چالش پیش‌رویمان نبود و این کالاها وارد سیستم توزیع می‌شدند بدون شک بازار، قیمت را به نقطه تعادلی می‌رساند و مردم می‌توانستند این دسته کالاها را با قیمت نازل‌تری تهیه کنند اما عدم تخصیص به موقع ارز از سمت وزارتخانه مانع این مساله شد.

    وی ادامه داد: دو ماه است که درگیر موضوع تخصیص هستیم و بار‌ها اعلام کرده‌ایم که دست‌کم زمینه ترخیص محموله‌های مانده در گمرک را برای جلوگیری از گرانی و کمبود کالا فراهم کنید. دقت داشته باشید که مبلغ کل این ارز نسبت به بسیاری دیگر از کالاها ناچیز است و می‌توان با حدود ۲میلیون دلار ارز، این محموله‌ها را وارد بازار کرد. دستور این موضوع صادر شده است اما تا جایی که می‌بینیم اقدام عملی صورت نگرفته است و از منظر زمان نیز در مضیقه شدیدی هستیم.

    بزرگ‌ترین ملاک نشان دادن رکود بازار، افت قیمتی است که در محصولات بازار می‌بینیم. زمانی که کالا در زمانی که باید اوج بازار باشد نسبت به شش ماه گذشته ۱۰ تا ۲۰درصد افت قیمت دارد. مشخص است که بازار به شدت راکد است و تا اواخر مهر می‌توانیم آمار دقیق افت تقاضا نسبت به سال گذشته را اعلام کنیم.

    بازار‌های مکاره

    گلستانی درباره نمایشگاه‌هایی که بدون مجوز اقدام به فروش لوازم‌تحریر می‌کنند و آسیب چشمگیر آنها به این صنف گفت: در فصل بازگشایی مدارس معمولا بسیاری از افراد سودجو اقدام به برگزاری نمایشگاه‌هایی می‌کنند که با وجود اینکه کالاهایشان هیچ ربطی به نوشت‌افزار ندارد، اقدام به فروش نوشت‌افزار می‌کنند.

  • دانش‌آموزان جویای کار هستند تا تحصیل آن وقت آموزش و پرورش هنوز دنبال قاتل بروس لی می گردد!

    دانش‌آموزان جویای کار هستند تا تحصیل آن وقت آموزش و پرورش هنوز دنبال قاتل بروس لی می گردد!

    به گزارش اقتصادران، علیرضا کاظمی معتقد است: «دسترسی به آموزش برای تمام دانش ‌آموزان کشور فراهم است.»؛ اما اگر چنین امکانی فراهم است چرا برخی از کودکان مدرسه نمی‌روند یا تعدادی از آن‌ها بعد از گذراندن چند سال تحصیلی تصیمیم می‌گیرند از مدرسه دور شوند؟

    متهم ردیف اول برای بازماندگان از تحصیل کیست؟

    اگر قرار باشد برای بررسی دور ماندن کودکان از مدرسه و تحصیل صرفاً سراغ مسائل مربوط به آموزش و پرورش نرویم باید پرسید متهم اصلی کیست؟ شاید کوتاه‌ترین پاسخ به این پرسش نظر سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران باشد، او  می‌گوید: «می‌توان از فقر به‌عنوان مهمترین عامل ترک تحصیل کودکان کشور یاد کرد.»

    رئیس انجمن مددکاران اجتماعی:  آسیب‌های اجتماعی در کمین کودکانی هست که از مدرسه فاصله می‌گیرند.

    گزارش‌های اخیر هم مهر تاییدی هستند بر صحبت رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، گزارشی که در مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی منتشر شده نشان دهنده نسبت بسیار نزدیک رشد فقر با رشد دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل است.

    اواسط آبان امسال گزارشی با عنوان «بررسی لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ کل کشور(۵): اظهار نظر کارشناسی در مورد احکام تبصره(۱۳)(حمایت‌های اجتماعی)» در مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی منتشر شد. در این گزارش به رشد چشم‌گیر فقر در سال‌های بعد از ۱۳۹۸ اشاره شده است. نمودار زیر(نمودار یک) به‌خوبی روند افزایشی فقر در کشور را نشان می‌دهد.

    براساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، نرخ فقر درصدی از جمعیت کشور را نشان می‌دهد که در مقایسه با خط فقر درآمدی، فقیر به‌حساب می‌آیند، نرخ فقر در ایران از ابتدای دهه ۹۰ تا سال ۱۳۹۶ روند ثابتی داشته است اما از سال ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۸ حدود ده درصد افزایش یافته و از سطح ۲۰ درصد به ۳۰ درصد رسیده است، همان‌طور که در نمودار بالا مشخص است از سال ۱۳۹۸ به بعد نرخ فقر نوسان اندکی داشته و همواره در حدود ۳۰ درصد باقی مانده است.

    دانش‌آموزان دوره متوسطه دنبال کار می‌روند نه تحصیل! / موسوی چلک: «باوجود مدارس دولتی هزینه‌های جانبی مانع تحصیل دانش‌آموزان می‌شود»

    همان‌طورکه گفته شد طی سال‌های گذشته درصد قابل توجهی از جمعیت زیر خط فقر رفته‌اند، به‌نظر می‌رسد همین مسئله باعث شده وقتی سن کودکان افزایش پیدا می‌کند و احتمالاً شرایط بد اقتصادی خانواده‌شان را درک می‌کنند تصمیم می‌گیرند ادامه تحصیل ندهند یا شاید در برخی موارد خانواده‌ها هستند که چنین تصمیمی برای آن‌ها می‌گیرند، تعدادی از این کودکان قبل از این‌که در دوره متوسطه ادامه تحصیل دهند سراغ کارکردن می‌روند. درهمین‌باره موسوی چلک به خبرآنلاین می‌گوید: «عده‌ای از کودکان هستند که ممکن تا یک مقطعی درس‌شان را خوانده باشند اما با توجه به این‌که امروز اهمیت ورود به بازار کار برای برخی از بچه‌ها بیشتر از ادامه تحصیل است ممکن است این دانش‌آموزان در مقاطع اول یا دوم متوسطه مدرسه را رها کنند و برای کسب درآمد وارد بازار کار می‌شوند، در واقع کار را بر تحصیل ترجیح می‌دهند.»

    داده‌های گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس هم ترک تحصیل دانش‌آموزان در دوره‌های متوسطه را تایید می‌کند، همانطور که در نمودار پایین (نمودار دو) مشخص است بازماندگی از تحصیل بخصوص در مقطع متوسطه دوم نسبت به شرایط اقتصادی، بسیار حساس است و با افزایش فقر از سال ۱۳۹۷ نرخ بازماندگی از تحصیل متوسطه رشد نامتعارفی را نشان می‌دهد. به‌گفته وزیر آموزش و پرورش: «بازماندگان از تحصیل در دوره متوسط مربوط به کسانی است که دنبال کار و مهارت هستند.»

    همچنین پژوهشگران این پژوهش به این نتیجه رسیدند، همه‌گیری کرونا و مشکلات معیشتی و مرتبط با سلامت ناشی از آن، باعث رشد نامتعارف بازماندگی از تحصیل مقطع ابتدایی شده است، چیزی که در نمودار کاملاً مشخص است. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران هم دراین‌باره به خبرآنلاین می‌گوید: «یکی از موضوعاتی که بعد از شیوع ویروس کرونا بیشتر نمایان شد، کودکان بازمانده از تحصیل بود که در یک مقطعی وزیر اسبق آموزش و پرورش تعداد آن‌ها را چیزی حدود 950 هزار نفر اعلام کرد، گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس هم گویای این موضوع است که هرچقدر روند فقر افزایش پیدا می‌کند یکی از حوزه‌هایی که به شدت تحت تاثیر قرار می‌گیرد حوزه‌های فرهنگی است که به‌طور طبیعی آموزش و مدرسه رفتن کودکان بخش مهمی از این حوزه فرهنگی است.»

    موسوی چلک: از آنجا که خانواده‌ها توان تامین هزینه‌های تحصیل فرزندان‌شان را ندارند، یکی از نزدکترین راه‌حل‌های آن‌ها محروم کردن فرزندشان از تحصیل است.

    او ادامه می‌دهد: «از آنجایی که خانواده‌ها توان تامین هزینه‌های مستقیم و جانبی تحصیل فرزندان‌شان را ندارند، یکی از نزدکترین و البته بدترین راه حل‌های این خانواده‌ها محروم کردن فرزندشان از تحصیل است، با محروم کردن فرزندان از مدرسه فرصتی برای این خانواده‌های فقیر ایجاد می‌شود که از توان این کودکان برای کسب درآمد به‌شکل‌های مختلف مانند کار در کارگاه‌ها یا در خیابان استفاده کنند.»

    موسوی چلک بیان می‌کند: «حتی اگر امکان تحصیل فرزندان در مدارس دولتی فراهم باشد اما هزینه‌های جانبی تحصیل که بر خانواده‌ها تحمیل می‌شود می‌تواند شرایطی را فراهم کند که از حضور بچه‌ها در مدرسه توسط والدین جلوگیری شود، به طور طبیعی وقتی بچه‌ها مدرسه نمی‌روند و بعد مجبور می‌شوند کار کنند، بدون این‌که برچسبی به این کودکان بزنیم معمولاً بیشتر در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار می‌گیرند. به‌طورکلی آسیب‌های اجتماعی در کمین کودکانی هست که از مدرسه فاصله می‌گیرند و گاهی مجبور هستند در محیطی سخت و خشن و فاقد کنترل کار کنند.»

    کودکان و آموزش آن‌ها قربانی‌های مشکلات معیشتی و فقر

    رشد فقر و مشکلات خانواده‌ها در تامین نیازهای اولیه زندگی سبب شده که بسیاری از آن‌ها هزینه کمتری را به آموزش اختصاص دهند. آن‌طورکه در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس آمده: «خانوارها نسبت به گذشته سهم کمتری از درآمد خود را به آموزش کودکان اختصاص می‌دهند.» (نمودار سه)

    براساس این گزارش، سهم آموزش در سبد هزینه خانوارها در سال ۱۴۰۲ نسبت به سال ۱۳۹۷ تقریبا به یک پنجم کاهش پیدا کرده و از ۴.۷ درصد به ۱ درصد رسیده است. طی همین دوره نرخ فقر از ۲۴.۵ درصد به ۳۰ درصد افزایش یافته است. به عبارت دیگر، به نظر می‌رسد طی سال‌های اخیر یکی از قربانیان مشکالت معیشتی و تشدید فقر، کودکان و آموزش آنها بوده است.

    با این وجود برخی از بازماندگان از تحصیل هم دخترانی هستند که به‌دلیل مسائل فرهنگی امکان ادامه تحصیل ندارند. به‌گفته وزیر آموزش و پررورش: «بخشی از این تعداد ممکن است مربوط به دختران روستایی باشد که به خاطر کلاس مختلط از تحصیل بازمانده باشند، البته این تعداد خیلی محدود است.»

  • در آموزش و پرورش چه خبر است؟ / مدارس دوشیفته شدند، نیمکت‌ها سه نفره!

    در آموزش و پرورش چه خبر است؟ / مدارس دوشیفته شدند، نیمکت‌ها سه نفره!

    به گزارش اقتصادران، کمبود مدرسه در کلان‌شهرهایی مانند تهران شاید در نگاه اول دور از ذهن به نظر برسد، اما این مشکل به حدی جدی شده که بسیاری از مدارس استان تهران مجبورند در دو شیفت فعالیت کنند.

    محمود امانی طهرانی، دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش، اخیراً با اشاره به این مشکل گفت: «ما به دانش‌آموزانی که در شیفت دوم تحصیل می‌کنند بدهکاریم، زیرا کیفیت یادگیری در نوبت بعدازظهر کاهش پیدا می‌کند.»

    در همین حال، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، که از روزهای آغازین دولت خود بر عدالت آموزشی تأکید کرده و رفع کمبود مدارس را اولویت اصلی اعلام کرده بود، در دومین گفت‌وگوی خود با مردم اظهار داشت: «تصمیم داریم با مشارکت و همراهی مردم، تمامی مدارس مورد نیاز را ظرف یک سال احداث کنیم.» وی در ادامه گفت: «وقتی رئیس دانشگاه بودم، با روحیه بسیجی و جهادی و همراهی مردم توانستم در کمتر از شش ماه بیش از 600 خانه بهداشت بسازم.»

    نیز در میزگردی با حضور مجید عبداللهی، معاون فنی و اجرایی سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس؛ عباس زارع، مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان تهران؛ مسعود بهرامی، مدیرکل آموزش و پرورش شهرستان‌های تهران و محمدرضا جعفری، مدیرعامل مجمع خیّرین مدرسه‌ساز کشور، به بررسی موضوع کمبود مدرسه در کشور پرداخت.

    در بخش اول و دوم این میزگرد به موضوع مشکلات کمبود مدرسه در استان تهران و روش‌های خلق منابع مالی جدید برای ساخت مدارس با توجه به محدودیت‌های بودجه‌ای پیش رو پرداختیم.