برچسب: محمود احمدی نژاد

  • نامه تهدیدآمیز احمدی نژاد به رئیس کل بانک مرکزی؛ به بابک زنجانی پول بدهید وگرنه برکنار می‌شوید!

    نامه تهدیدآمیز احمدی نژاد به رئیس کل بانک مرکزی؛ به بابک زنجانی پول بدهید وگرنه برکنار می‌شوید!

    به گزارش اقتصادران، عزت‌الله یوسفیان ملا که سال‌هایی طولانی عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی بوده می‌گوید هنگامی که پرونده‌ی بابک زنجانی در این ستاد مطرح شد او و مسعود پزشکیان با یادآوری پرونده‌های مشابه قبلی پیشنهاد دادند تا به جای اعدام بابک زنجانی به دنبال بازگرداندن اموال باشند.

    آقای یوسفیان ملا درباره‌ی فعالیت‌های اقتصادی بابک زنجانی پس از آزادی از زندان گفت: با توجه به اینکه در این پرونده حکم تبعی و تکمیلی وجود نداشته است او می‌تواند آزادانه فعالیت کند و در این باره از نظر حقوقی مانعی وجود ندارد.

    به گفته‌ی این نماینده‌ی مجلس در دوره‌های هفتم تا دهم بابک زنجانی با خرید و فروش رمز ارز توانسته بدهی خود را پرداخت کند.

    گفتیم اعدام زنجانی چه فایده‌ای دارد؟!

    عزت‌الله یوسفیان ملا گفت: هنگامی که پرونده‌ی بابک زنجانی در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی مطرح شد من و دکتر پزشکیان در این باره به دیگر مسئولان گفتیم که فاضل خداداد، امیرمنصور آریا و… اعدام شدند چه چیزی حل شد؟!

    او ادامه داد: در جلسات گفتیم اگر بابک زنجانی هم اعدام کنید در نهایت به بهشت زهرا می‌رود و پرونده‌اش بدون بازگرداندن اموال بسته شود چه فایده‌ای دارد؟!

    یوسفیان ملا درباره‌ی افرادی که ممکن بود از اعدام بابک زنجانی سود ببرند گفت: در پرونده‌های فساد اقتصادی کسی که به عنوان متهم مطرح می‌شود به تنهایی این اقدامات را انجام نداده است؛ قطعا چنین فردی شرکایی در بیرون و درون دستگاه دارد.

    با اعدام بابک زنجانی شرکای او خوشحال می‌شدند

    به گفته‌ی این فعال سیاسی میانه‌رو، هنگامی که این متهمان اعدام شوند شرکای آن‌ها خوشحال می‌شوند. پول کلانی که فاضل خداداد در آن سال برده بود چه شد؟! پولی که امیرمنصور آریا برده بود چه شد؟! سکه‌های «سلطان سکه» چه شد؟! بالاخره اینها شرکایی داشتند و با اعدامشان خوش به حال آن‌ها شد!

    او در ادامه افزود: اگر بابک زنجانی هم اعدام شده بود همین اتفاق می‌افتاد؛ ممکن است دل عده‌ای با اعدام او خنک می‌شد اما پولی برگردانده نمی‌شد. این نظر در بین اعضای ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی و دیگر مسئولان جا افتاد.

    با سابقه‌ترین عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی گفت: در نهایت این پیشنهاد مطرح شد که قاضی بنا بر تشخیص خود می‌تواند حکم اعدام دهد اما اعلام شود که با بازگشت پول موجبات تخفیف حکم او فراهم خواهد شد.

    فرزین یا زنجانی؛ حق با کیست؟

    یوسفیان ملا درباره‌ی اظهارات بابک زنجانی علیه رئیس فعلی بانک مرکزی گفت: باید مشخص شود که بالاخره آقای فرزین (رئیس کل بانک مرکزی) درست می‌گوید که او بدهی‌هایش را نداده یا این آقا درست می‌گوید. اینکه هر کدام حرف خود را بزنند و در نهایت مشخص نشود واقعیت ماجرا چه بوده درست نیست.

    او با بیان اینکه «درصورتی که به شفافیت اهمیت داده می‌شد این سوالات و مانند آن اساسا ایجاد نمی‌شد»، گفت: هر چه چوب می‌خوریم از نبود شفافیت است. برای مثال اگر وام‌های بانکی که برای تولید و مانند آن گرفته می‌شود به طور شفاف اعلام می‌شد بسیاری از تخلفات کاهش پیدا می‌کرد.

    یوسفیان ملا درباره‌ی جزییات پرونده‌ی بابک زنجانی گفت: آنچه به ما در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی گفته شد، این بود که او با کشورهای مختلف از جمله آسیای میانه ارتباطات اقتصادی قوی و خوبی داشت. بابک زنجانی در فروش نفت و وصول مطالبات اقدام می‌کرد و از دولت هم ارز می‌گرفت و به کسانی که تحریم را دور می‌زدند کمک می‌کرد.

    «پول را بدهید» وگرنه برکنار می‌شوید!

    او با اشاره به آغاز این پرونده در دولت احمدی‌نژاد گفت: در ستاد مطرح شد که یادداشتی از سوی رئیس جمهور وقت به رئیس کل بانک مرکزی آن زمان داده شد که مبلغ مشخصی به بابک زنجانی داده شود، بحث نفت نیست؛ گفته شد پول نقد به او بدهید. در این یادداشت امضای تعدادی از اعضای دولت وقت وجود دارد.

    به گفته‌ی این نماینده‌ی مجلس در دوره‌های هفتم تا دهم، بابک زنجانی با این یادداشت به بانک مرکزی می‌رود اما رئیس وقت این بانک با رئیس دفتر رئیس جمهور وقت تماس می‌گیرد و می‌گوید فردی با این یادداشت آمده است؛ او در پاسخ می‌گوید که «پول را بدهید». به نحوی هم این جمله را می‌گوید که اگر این پول را ندهید برکنار خواهید شد.

    یوسفیان ملا ادامه داد: شماره حسابی که بابک زنجانی به بانک مرکزی داده بود اصلا به نامش نبوده و به نام فرد دیگری است. رئیس وقت بانک مرکزی دوباره تماس می‌گیرد که شماره حساب به نام این فرد نیست؛ دوباره جواب می‌دهند که «پول را بدهید» و در نهایت پول را دادند و این وضعیت به وجود آمد.

    او با بیان اینکه «تنها مدعی بابک زنجانی وزارت نفت بوده است»، گفت: آن‌ها مطالباتی داشتند و تمام آنچه به نام او در داخل کشور بود را توانستند به نام وزارت نفت کنند اما مجموع آن بسیار بسیار کمتر از بدهی بابک زنجانی بود.

    با سابقه‌ترین عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی گفت: بابک زنجانی تقریبا اثری از اقدامات خود بر جا نگذاشته است و برای مثال به جایی در روسیه که تصور می‌کردند بانکی مرتبط با اوست رفتند و دیدند تنها دو اتاق است که پول‌های مختصری را در روسیه حواله می‌کند.

    تنها نبود، تنها نیست و تنها نخواهد بود

    یوسفیان ملا معتقد است که اگر مجموع آنچه در پرونده‌ی بابک زنجانی هست را که کنار هم بگذاریم به این نتیجه می‌رسیم که بابک زنجانی تنها نبود، تنها نیست و تنها نخواهد بود. ولی کسی نتوانست که شرکای او در این ماجرا را پیدا کند.

    او در پاسخ به این سوال که چه کسانی شریک و پشتیبان بابک زنجانی بودند، گفت: بینی و بین الله این موضوع مطرح نشد و ما هم متوجه نشدیم. بابک زنجانی انسان عجیبی است و بسیار بعید می‌دانم که نام کسی از همراهانش را اعلام کند.

    یوسفیان ملا درباره‌ی آزادی بابک زنجانی گفت: اینطور که قوه قضاییه اعلام کرده او پول را پرداخته کرده است و در نتیجه اعدام منتفی شده و تبدیل به ۲۰ سال حبس شد. زندانیان هم اصولا در صورتی که شرایط لازم را داشته باشند مشمول عفو می‌شوند و عفوش ربطی به اینکه او بابک زنجانی است ندارد.

    او درباره‌ی چگونگی تهیه‌ی مبلغی که باید بازگردانده می‌شد، گفت: فعالیت بابک زنجانی در زندان کمتر از بیرون نبود، گفته می‌شود که رمزارز خریده و در مدتی چندین برابر شد و توانسته با همین رمزارزها مبلغی که باید برمی‌گرداند را پس بدهد.

    ابهام درباره‌ی بازگرداندن بدهی بابک زنجانی

    این فعال سیاسی میانه‌رو درباره‌ی اظهارات برخی مقام‌های دولت مبنی بر پرداخت نشدن بدهی بابک زنجانی گفت: ضروری است که در این باره شفاف‌سازی شود؛ این احتمال وجود دارد که بانک مرکزی خسارت تاخیر تادیه را به شکل دیگری محاسبه کرده باشند و علاوه بر اصل پول سود آن را هم بخواهند.

    به گفته‌ی این نماینده‌ی اسبق مجلس، در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی هیچگاه بحث تاخیر تادیه مطرح نبود و گفته می‌شد اصل پول را باید پس بدهد.

    یوسفیان ملا که سابقه‌ی سال‌ها فعالیت در قوه قضاییه هم دارد درباره‌ی فعالیت‌های بابک زنجانی پس از آزادی او گفت: در احکام قضایی یک مجازات اصلی داریم و یک مجازات تبعی و تکمیلی. برای نمونه متهمی به دو سال حبس محکوم می‌شود که مجازات اصلی اوست اما قاضی تشخیص می‌دهد که علاوه بر این حکم مثلا این فرد دیگر نباید در فلان شغل فعالیت کند.

    فعالیت بابک زنجانی پس از آزادی خلاف قانون نیست

    او در ادامه افزود: اگر حکم پرونده‌ی بابک زنجانی دارای مجازات تبعی و تکمیلی بود او پس از آزادی امکان فعالیت اقتصادی را نداشت اما افراد صرفا به دلیل محکومیت مانعی برای فعالیت پس از آزادی خود ندارند. به همین خاطر بابک زنجانی پس از آزادی از زندان قطعا می‌تواند آزادانه فعالیت داشته باشد و این اقدام خلاف قانون نیست.

    یوسفیان ملا درباره‌ی احتمال استفاده‌ی دوباره از بابک زنجانی برای «دور زدن تحریم» گفت: به هر حال او در دور زدن تحریم‌ها تخصص دارد اما تا این لحظه دولت کاری به او ارجاع نداده است. اما اینطور که او حرف می‌زند مشخص است که دستش خالی نیست و «نفسش از جایی گرم درمی‌آید»

  • احمدی‌نژاد هر بلایی که بر سر اقتصاد ایران آورد، در قالب عدالت اجتماعی، رنگ روغن خورده بود

    احمدی‌نژاد هر بلایی که بر سر اقتصاد ایران آورد، در قالب عدالت اجتماعی، رنگ روغن خورده بود

    به گزارش اقتصادران، محمد مهاجری، روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی طی یادداشتی در روزنامه هم میهن نوشت:

    سال ۱۳۸۲ قبل از اینکه اقای احمدی‌نژاد به عنوان شهردار انتخاب شود، جلسه مختصری تشکیل شده بود و من اولین بار آقای احمدی‌نژاد را آنجا دیدم. در آنجا، آقای احمدی‌نژاد یک عبارتی را گفت که هنوز توی ذهنم مانده است. گفت من به دوستان اصولگرا می‌گفتم که ما می‌توانیم در این انتخابات، اصلاح‌طلبان را شکست دهیم و شهرداری را تصاحب خواهیم کرد ولی دوستان اصول‌گرا خودشان را باور نداشتند. در ادامه گفت، دو سال دیگر که انتخابات ریاست‌جمهوری است، رئیس‌جمهور می‌شوم. از همان موقع، این اعتمادبه‌نفس را داشت.

    نکته دیگری که ایشان همت گماشت و جامعه‌شناسی خوبی کرده بود، کمک‌های فراوان به هیئت‌های مذهبی بود. تعداد زیادی از مداحان معروف و نیمه معروف را شناسایی کرد و دستور داد از محل اعتبارات شهرداری تهران، به آنها امکانات دهند. در واقع با این کار، دو هدف را درست انتخاب کرد، یکی اینکه جامعه متدین مذهبی را با خودش همراه کرد و دوم اینکه اقشار آسیب‌پذیر جامعه، به لحاظ ذهنی به ایشان متمایل شدند. نکته دیگری که خوب فهمیده بود، این بود که گروه‌های مرجعی را ایجاد کرد که بتواند از آن گروه‌های مرجع نهایت استفاده را ببرد.

    تقریباً ۹۰ درصد مساجد تهران، به نحوی مُبلغ ایشان بودند. آقای احمدی‌نژاد از سال ۸۲، در شهرداری تهران کار انتخاباتی می‌کرد. برنامه‌ای در تلویزیون به نام صندلی داغ پخش می‌شد که پخش آن از همان سال‌های ۸۲ شروع شد که من نقشی در آن برنامه داشتم. در تابستان ۸۳، آقای احمدی‌نژاد به آن برنامه آمد. وقتی که به برنامه آمد، کارگردان گفت آقای احمدی‌نژاد شما هر کاری در شهرداری می‌کنید با نگاه به انتخابات آینده است و دنبال رای هستید.

    برخلاف آن چیزی که ما شنیده بودیم که آقای احمدی‌نژاد آدم مؤدب و باتحملی است، ایشان به شدت عصبانی شد، پرخاش کرد و ناسزا گفت و اجازه هم نداد که آن برنامه پخش شود. این را می‌خواهم بگویم که ایشان علاقه نداشت که دستش رو شود که برای ریاست‌جمهوری، کار‌های پوپولیستی انجام می‌دهد.

    یک مفهومی در جامعه وجود داشت و هنوز هم دارد که عدالت اجتماعی است. آقای احمدی‌نژاد هر بلایی که بر سر اقتصاد ایران آورد، در قالب عدالت اجتماعی، رنگ روغن خورده بود. آقای احمدی‌نژاد، سفر‌های استانی می‌رفت. یک روز، یکی از دوستان زنگ زد که بیا کار دارم.

    یک آقایی آنجا بود و گفت من عذاب وجدان گرفتم. به من توضیح داد که آقای احمدی‌نژاد می‌خواست به مشهد برود، از تهران دو هواپیما را جمع کرده و به مشهد برده‌اند از بین فلکه آب و فلکه برق، دنبال ماشین بدوند. حساب کردم و دیدم همین پول را در مشهد می‌خواستند هزینه کنند، چند برابر این می‌توانستند آدم بیاورند. من گفتم حرفت را باور نمی‌کنم و چند شاهد آورد. می‌خواهم بگویم، این کار‌های پوپولیسیتی در بستر عدالت اجتماعی بود.

  • اگر احمدی‌نژاد ادعا کرد امام‌زمان یا حتی خداست تعجب نکنید!

    اگر احمدی‌نژاد ادعا کرد امام‌زمان یا حتی خداست تعجب نکنید!

    به گزارش اقتصادران، محمد مهاجری، فعال رسانه ای اصولگرا، در بخشی از یادداشت خود با عنوان «اگر احمدی‌نژاد ادعا کرد امام‌زمان یا حتی خداست تعجب نکنید! » نوشت:

    این روزها حضور احمدی‌نژاد در مجارستان و سخنرانی کم‌محتوا و دریافت دکتری‌افتخاری از همان دانشگاهی که نتانیاهو چندی‌پیش همین مدرک را گرفته در رسانه‌های داخلی بازتاب یافته‌است.

    او از سال۱۳۸۲ که به شهرداری رفت، ریاکارانه رفتارهایی انجام داد تا اعتقاداتش در پس‌پرده پنهان بماند. کمکهای فراوان و بی‌حساب وکتاب به هیئتهای‌مذهبی و تحویل‌گرفتن مداحان و قراردادن بخشی از روحانیت در مقابل گروه دیگر، رفتارهایی بود که از او سرزد و متاسفانه نه فقط عوام‌الناس که حتی خواص نیز گول او را خوردند. قصه خنده‌دار و خرافه‌الود هاله‌نور ان‌هم در عصر پیشرفت‌دانش از جمله شعبده‌بازی‌های او بود.

    احمدی‌نژاد در سخنان خود در مجارستان موضوع انسان‌گرایی را مطرح کرد که ممکن است طرفداران و شیفتگان او چنین ژست بگیرند که او طرفدار اندیشه اومانیسم است. حال آنکه گرچه ممکن است شباهت‌هایی با اومانیسم و لیبرالیسم در آن یافت شود اما او وقتی از انسان و انسان‌کامل حرف می‌زند مرادش چیز دیگری است.

    به گواهی افراد متعددی که با او همکلام شده‌اند  او وقتی از انسان‌کامل سخن می‌گوید مرادش آنگونه که شیعیان آن را به شخصیت معصومین نسبت می‌دهند نیست. او کاملا به روش فکری شیخ‌احمد احسایی(بنیانگذار فرقه شیخیه)باور دارد که انسان‌کامل را برای افراد غیرمعصوم هم ممکن می‌داند.

    مسئله اما اینجا نیست بلکه افرادی که از نزدیک با تفکر احمدی‌نژاد آشنایی دارند می‌گویند او به ظرافت خود را مصداق انسان کامل می‌داند!

    مشرب فکری احمدی‌نژاد همان مشرب شیخیه است که بابیت و بهائیت نیز از آن متولد شدند. سیدعلیمحمد باب هم ابتدا خود را باب‌الله و سپس امام‌زمان نامید و وقتی به تکامل! رسید برای خود مرتبه الوهیت قائل شد.

    احمدی‌نژاد البته محافظه‌کارتر از آن است که به این سرعت چنین ادعاهایی کند. نه شرایط امروز مانند دوره باب است و نه در زمان ما فرقه‌بازیهای اینچنینی مشتری دارد.اما اگر  مرتکب آن شد اصلا جای شگفتی نیست. همانطور که کسی گمان نمی‌برد علی‌محمدباب  روزی به سرش بزند و خود را خدا بخواند.

  • افشاگری یک روزنامه نگار از ردپای احمدی نژاد در هولدینگ بابک زنجانی

    افشاگری یک روزنامه نگار از ردپای احمدی نژاد در هولدینگ بابک زنجانی

    به گزارش اقتصادران،  احسان گل محمدی روزنامه نگار در متنی کوتاه که در کانال تلگرام خود منتشر کرده نوشت:

    «این روزها خبرهای زیادی از هولدینگ «دات وان» شنیده می شود؛ حساب های منتسب به بابک زنجانی دائما از خدمات و فعالیت های این شرکت می گویند. این در حالیست که در صفحات رسمی این هولدینگ اسمی از زنجانی آورده نشده است.

    مشغول بررسی تیم مدیران ارشد این هولدینگ بودم؛ که به یک اسم آشنا برخورد کردم؛ یکی از نفرات اصلی هئیت مدیره گروه بین المللی توسعه مالی و اقتصادی آوان در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد مسئولیت گروه حقوقی دفتر رئیس جمهور را برعهده داشت.

    در روزهای آتی خبرهای جذابی از این هولدینگ پرماجرا به سمع و نظر شما خواهم رساند.»

    پای احمدی نژاد هم به ماجرای هلدینگ بابک زنجانی باز شد؟

     

  • یک سر تمام بدبختی‌های مملکت احمدی نژاد است!

    یک سر تمام بدبختی‌های مملکت احمدی نژاد است!

    به گزارش اقتصادران، غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی، نماینده سابق مجلس  به سوالات و ابهاماتی پیرامون پرونده FATF  پاسخ داده است.

    در ادامه بخشی از این گفتگو را می‌خوانید؛

    *آقای پزشکیان سر موضوع حجاب و فیلترینگ با افراد تندرو چالش هایی داشته و دارند، و در حال برطرف کردن این چالش ها از طریق رایزنی و مذاکره با رده های بالاتر است، به نظر شما چقدر احتمال دارد که در رابطه با بحث FATF هم از این طریق اقدام کند؟

    نبودِ FATF باعث اختلاس‌ و دزدی‌های فراوان شد و آقازاده‌ها توانستند پول‌هایشان را از کشور خارج کنند. باید این موارد را نزد رهبری ببرند، قطعاً ایشان از ما دلسوزتر است. من از مسئولین ناامیدم. کسانی‌که در مجلس، مجمع تشخیص یا مجلس خبرگان حضور دارند، نماینده واقعی مردم نیستند و فقط اقلیت به آن‌ها رای داده‌ است. این افراد در واقع نماینده اقلیت‌ هستند و نماینده مردم نیستند. باید با رهبری صحبت کنند. واقعاً می‌دانم که آقای پزشکیان چقدر درگیر مشکلات بوده و تنها است، زیرا  این تیم وزارت‌خانه‌ای او اصلا او را قبول ندارند و ۷۰-۸۰ درصد اصلاً به او رای ندادند. او باید با استدلال و به همراه تیم کارشناسی نزد رهبری برود  و برای حل مشکل رایزنی کند.

    احمدی نژادی که مملکت را بدبخت کرده قرار است در مجمع تشخیص برای FATF تصمیم بگیرد؟

    به‌عنوان مثال در مجمع تشخیص مصلحت نظام هم که آقای احمدی‌نژاد حضور دارد که تمام بدبختی‌های مملکت از سر اوست، نمی‌توان توقع داشت او برای ما تصمیم بگیرد. او چطور می‌خواهد تصمیم بگیرد. درکل ما در این‌جا قوه عاقله نداریم.

    همین که آقای پزشکیان به رهبری ‌مراجعه می‌کند و دستورات ایشان را اجرا می‌کند و منطق را با ایشان مطرح می‌کند، خودش کار بزرگی است. تنها مجرای امید همه ملت، رهبری است. امید ما رهبری است. خدا می‌داند که برای همین می‌گوییم :«وجود رهبری نعمتی است و کشور هیچ‌گاه قفل نمی‌شود.» امیداست که رهبری این قفل را باز کند.

  • اگر پزشکیان و ظریف را بزنید، نظام را زده اید/ در دوران احمدی نژاد دریاچه ارومیه را مانند آبکش سوراخ کردند و خشک شد! + فیلم

    اگر پزشکیان و ظریف را بزنید، نظام را زده اید/ در دوران احمدی نژاد دریاچه ارومیه را مانند آبکش سوراخ کردند و خشک شد! + فیلم

    به گزارش اقتصادران، محمدصادق مشایخ، دیپلملت سابق و فعال اقتصادی  ضمن انتقاد از دولت محمود احمدی نژاد عنوان کرد: چه کسی باعث شد که احمدی نژاد مملکت را به نابودی برساند؟ آقای خاتمی گفتند بعد از من کسی می‌آید که دموکراسی را به شما یاد دهد، این آقا آمد.

    مشاور اقتصادی دولت سازندگی گفت: در چهار سال اول دیدیم چه اتفاقی رخ داد. زمانی که رفت تورمش  ۴۸ درصد بود. کسی چیزی نگفت. همین آقایان پایداری چی و اصولگرا که در مجلس پای آقای ظریف و پزشکیان را در می‌آورند صدایشان در نیامد. اما الان چون آقای پزشکیان و آقای ظریف باعث شدند که منتخبین این افراد در ریاست جمهوری رای نیاورند، دارند این‌ها را می‌زنند. اگر پزشکیان و ظریف را بزنید، نظام را زده اید. هر شلیک به پزشکیان و ظریف یعنی به نظام شلیک کرده اید. مگر قوه قضاییه نداشتیم؟‌ قوه قضاییه باید جلوی خلاف را می‌گرفت.

    مشایخ در ادامه روایت کرد: من مشاور اقتصادی آقای هاشمی رفسنجانی بودم و اطلاعاتی که می‌گرفتم را به ایشان می‌دادم. مدام فکر می‌کردم که خیلی آدم بزرگی هستم که این آمار را دارم. معاون وزیر بازرگانی در سخنرانی گفت که ما ۶۴۰ هزار تن تولید پنبه داشته ایم و رسیده به ۳۲۰ هزار تن. آیت الله گفت در بهترین شرایط چنین آماری نداشته ایم. برق از سرم پرید . دیدم ۱۷۸ هزار تن تولید پنبه داشته ایم و زمان احمدی نژاد به ۳۰ هزار تن رسیده است. به این می‌گویند اقتصاد بدون نفت.
  • احمدی‌نژاد دولت‌ها را معتاد دلار فروشی کرد!

    احمدی‌نژاد دولت‌ها را معتاد دلار فروشی کرد!

    به گزارش اقتصادران، در چند ماه گذشته بحث همسان‌سازی حقوق بازنشستگان یکی از موضوعات مهم دولت و مجلس بوده است. در همین رابطه طبق آخرین خبرها احمد میدری وزیر تعاون و رفاه اجتماعی اعلام کرده که از چهار میلیون و ۳۰۰ هزار بازنشسته تأمین اجتماعی، ۳۵۰ هزار نفر به احکام جدید نیاز ندارند و ۸۰ درصد آن‌ها همچنان از احکام قبلی استفاده می‌کنند. همچنین، ۱۰ درصد افزایش کمک معیشتی به این افراد پرداخت می‌شود. برای ۸۰۰ هزار بازنشسته باقی‌مانده، احکام جدید در حال صدور است.

     اما سؤال مهم این است که بحران بازنشستگان از چه سالی آغاز شد و آیا بازنشستگان از روند اجرای همسان‌سازی حقوق خود راضی هستند؟

     در همین رابطه حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در یک گفتگوی اختصاصی با خبرآنلاین امر همسان‌سازی حقوق بازنشستگان را اتفاق مهمی دانست؛ اما نسبت به این اتفاق گلایه‌هایی داشت. طبق آنچه که او می‌گوید بحران بازنشستگان از زمان دولت احمدی‌نژاد شکل‌گرفته و دولت‌هایی که بعد از او روی کار آمدند، هم باید بار مشکلات را به دوش بکشند و هم با چالش‌های ناشی از تصمیمات او مواجه هستند. به عقیده او حاصل دولت احمدی‌نژاد این بوده که دولت‌ها را  معتاد دلار فروشی و… کرده است و این موضوع تأثیرات منفی خود را بر زندگی کارگران و بازنشسته‌ها گذاشته است.

     او در این گفتگو از وضعیت بازنشستگان در دولت شهید سید ابراهیم رئیسی و میزان قدرت خرید بازنشستگان و خط‌ فقر نیز صحبت کرد.

     در ادامه مشروح گفتگو با حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری را بخوانید؛

     *آقای صادقی! به‌عنوان اولین سؤال، می‌خواستم بپرسم آیا از روند اجرای همسان‌سازی حقوق بازنشستگان رضایت دارید؟

     ببینید آن چیزی که تحت عنوان همسازی حقوق بازنشستگان اتفاق افتاده درست است و بهتر از این نمی‌شد کار را پیاده کنند. من فکر می‌کنم که باید روندی ایجاد شود که رضایت تمامی گروه‌ها را تأمین کند، زیرا در قانون مصوب مجلس، مفهومی به نام حداقل‌بگیر و زیر حداقل‌بگیر وجود ندارد. همچنین، سطوح حقوق به‌گونه‌ای تعیین شد که به‌خوبی مورد توجه قرار نگرفته بود.

     در واقع، افرادی که حقوقشان بین ۱۴ تا ۲۰ میلیون تومان بود هیچ افزایشی دریافت نمی‌کردند یا تنها ۲۰۰ هزار تومان به حقوقشان اضافه می‌شد. بنابراین، ما در مذاکرات خود تلاش کردیم تا تمرکز را بر کاهش سن بازنشستگی و نسبت حداقل حقوق و تصویب آن به حداقل حقوق سال قرار دهیم.

    دولت رئیسی به تورم واقعی توجه نکرد

    صادقی ادامه داد:  ما با یک تورم مزمن دو رقمی مواجه هستیم که هیچ‌گاه با معیارهای افزایش حقوق همخوانی نداشته است. به همین دلیل، دچار یک شکاف شده‌ایم. سؤال این است که حداقل دستمزد باید با چه معیاری متناسب‌سازی شود. اگرچه افزایش‌ها بر اساس تورم رسمی اعلام شده است، اما سطوح حقوقی به این تورم توجهی نداشته و در نتیجه، شکاف ایجاد شده ؛ بنابراین، هر چند سال یک‌بار ناچار به انجام متناسب‌سازی می‌شویم.

     اگر دولت آقای رئیسی و وزیر کار، آقای صولت مرتضوی، به تورم واقعی و حتی تورم رسمی که بانک مرکزی اعلام کرده توجه می‌کردند، دیگر نیازی به متناسب‌سازی وجود نداشت، زیرا این موضوع در سال ۱۳۹۹ انجام شده بود. اگر ما از وضعیت کنونی راضی نباشیم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ بله، ما از آنچه که اتفاق افتاده راضی هستیم، اما این رضایت به این دلیل است که در شرایط بهتری قرار نگرفته‌ایم تا بتوانیم بگوییم حقوق ما بر اساس تورم افزایش‌یافته است. آنچه که در زندگی ما، به‌ویژه برای طبقه کارگر، نادیده گرفته شده ماده ۱۴۱ است. تورم واقعی تأثیرات منفی خود را بر دستمزدها و کارگران شاغل گذاشته و همچنین آثار مخربی بر حقوق بازنشستگان داشته است.

     به نظر من، آقای سالاری بهترین فرمول را به کار گرفته و به‌گونه‌ای آن را اجرا کرده که افرادی که زیر حداقل حقوق هستند، با ۱۰ روز حقوق به‌تناسب دریافتی خود، مبلغی دریافت می‌کنند. اضافه مبلغ دریافتی برای حداقل حقوق‌بگیران ۷۲۰ هزار تومان است و در سایر سطوح نیز، مستمری بر اساس افت زمان نسبت به حال محاسبه شده که ۴۰ درصد آن به افراد پرداخت می‌شود و ۶۰ درصد باقی‌مانده در دو سال آینده به آنها تعلق خواهد گرفت.

    نماینده مجلس نمی‌داند چه قانونی تصویب کرده است

    این فعال کارگری افزود:  مشکل اصلی ما به قانون مربوط می‌شود. ما به چه کسی باید مراجعه کنیم؟ قانون‌گذار و نماینده مجلس که این قانون را تصویب کرده، خود نمی‌داند چه چیزی را تصویب کرده است.

     نمایندگانی به مجلس راه می‌یابند که حاضرند برای کسب دوباره آرا، منافع ایران و مصالح کشور را فدای تثبیت و ماندگاری خود در مجلس کنند تا از دست‌دادن صندلی خود جلوگیری کنند. جامعه اسلامی امروز ایران قربانی نگرش کوتاه‌مدت این نمایندگان است که منافع ملی را به‌خاطر رأی‌آوری مجدد خود نادیده می‌گیرند. این یکی از مشکلات بزرگ کشور ایران به شمار می‌آید.

     نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که در فضای مجازی، برخی افراد به راه‌اندازی بحث‌هایی می‌پردازند که می‌گویند ۴۰ درصد از حقوق باید پرداخت شود. ۴۰ درصد حقوق یعنی یک حداقل حقوق از حقوقش ۴۰ درصد را دریافت کند. سؤال اینجاست که این منابع از کجا تأمین خواهد شد؟ همچنین، ۵۲ هزار میلیارد تومان بار مالی ناشی از همین متناسب‌سازی برای تأمین اجتماعی وجود دارد. سازمان تأمین اجتماعی نه‌تنها حق بیمه‌اش افزایش نیافته، بلکه دولت نیز مطالباتش را پرداخت نکرده و در بودجه جاری، سهم سازمان که ۲۳۵ هزار میلیارد تومان است، دیده نشده است.

     در مجموع، بله به نظر من آنچه که رخ‌داده، تصمیم درستی بوده است. نسبت به مصوبه مجلس که همه ما را محروم می‌کرد، فرمولی که آقای سالاری ارائه داده، قابل‌دفاع به نظر می‌رسد.

     * حقوق بازنشستگان تا چه اندازه‌ای می‌تواند هزینه‌های زندگی در ایران را پوشش دهد؟

     دو مشکل اصلی وجود دارد: اول، تورم که به طور غیرقابل‌کنترلی افزایش‌یافته و به وضعیت بحرانی رسیده است و دوم، محدودیت در افزایش دستمزدها است. این شرایط موجب شده که حداقل حقوق یک بازنشسته به کمتر از ۱۰ روز زندگی‌اش برسد و بسیاری از بازنشسته‌ها پس از بازنشستگی دوباره به جستجوی کار بپردازند.

    باید تورم را کنترل کنیم و بر اساس واقعیت‌های موجود، به ماده ۴۱ و دو بند آن که به تورم روز مربوط می‌شود. چاره کار این نیست که آقای مرتضوی تورم ۴۹.۷ درصدی را ۲۷ درصد اعلام کند یا تورم ۴۳ درصدی را ۳۵ درصد معرفی کند. این موضوع به طور طبیعی تأثیر منفی بر حداقل حقوق و حقوق بازنشستگان داشت.

     ما تا زمانی که تورم را مهار نکنیم و از شعار دست برنداریم و تا زمانی که اقتصاد را جلوی ایدئولوژی قرار ندهیم که اگر اقتصاد ما شکوفا شود رضایت مردم جلب می‌شود تورم کنترل می‌شد زندگی مردم زندگی متعادلی می‌شود خودبه‌خود باعث می‌شود که ایدئولوژی را در ذهنشان و در جانشان بپذیرند بدون اینکه دولت‌محور شود و نظام سیاسی محور شود.

     اگر ما این اقدام را انجام ندهیم و اقتصاد و تمام سرمایه‌های ملی را فدای ایدئولوژی کنیم، نتیجه‌اش همین خواهد بود و در نهایت به وضعیتی مشابه شوروی سابق خواهیم رسید؛ بنابراین، ابتدا باید تورم را کنترل کنیم و بر اساس واقعیت‌های موجود، به ماده ۴۱ و دو بند آن که به تورم روز مربوط می‌ شود، توجه کنیم. چاره کار این نیست که آقای مرتضوی تورم ۴۹.۷ درصدی را ۲۷ درصد اعلام کند یا تورم ۴۳ درصدی را ۳۵ درصد معرفی کند. این موضوع به طور طبیعی تأثیر منفی بر حداقل حقوق و حقوق بازنشستگان داشت.

     بسیاری از بازنشستگان درآمد دیگری ندارند و تنها با همین حداقل حقوق زندگی خود را می‌گذرانند و دیگر توانایی کار کردن ندارند. اگر به ابتدای دهه ۹۰ نگاه کنیم، می‌بینیم که در این دوره کمتر بازنشسته‌ای حداقل‌بگیر بوده است.

     *به نظر شما قدرت خرید بازنشستگان در سال‌های اخیر چه تغییری کرده است؟

     در رابطه‌با تورم ما در ۱۳ سال گذشته جمع تورم با میانگین ۳۱ درصد در سال ۳۹۷ درصد رشد داشته است و در مقابلش جمع افزایش حقوق در ۱۳ سال گذشته جمعاً با ۲۰۹ درصد با میانگین حدود ۱۶ درصد در سال رشد داشته است. این یعنی ما ۱۰۰ درصد قدرت خریدمان را که از دست دادیم هیچ و اصلاً چیزی هم به معنای افزایش حقوق نداشتیم

     * بحران حقوق بازنشستگان از چه سالی شروع شد و اصلاً سرآغاز بحران عقب‌ماندگی چه دولتی بود؟

     مشکلات کشور ما از زمان ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد آغاز شد. دولت ایشان عامل بسیاری از شکاف‌های اجتماعی است. او با رویکرد خاص پوپولیستی خود وارد عرصه شد و سپس یارانه‌ها را حذف کرد، درحالی‌که این اقدام اصلاً منطقی نبود. چه سیستمی وجود دارد که هم یارانه پرداخت کند و هم دوباره سوبسید بدهد؟ او سوبسیدها را در قالب یارانه حذف کرد و ای کاش همان سوبسیدها ادامه می‌یافت. در آغاز دوره چهارساله اولش، مردم احساس شادی کردند، اما در چهار سال دوم، آثار تصمیماتش را به‌وضوح حس کردند. در آن زمان، من و دکتر محجوب و آقای راغفر هشدار دادیم که این کار را انجام ندهند.

    حاصل دولت آقای احمدی‌نژاد این بوده که دولت‌های ما را معتاد دلار فروشی و… کرده است و این موضوع تأثیرات منفی خود را بر زندگی کارگران و بازنشسته‌ها گذاشته است.آماده‌ام با آقای احمدی‌نژاد مناظره کنم و ثابت کنم که او عامل بدبختی کشور بوده است.

     دولت آقای احمدی‌نژاد شرایطی را به وجود آورد که هر دولتی که بعد از او روی کار بیاید، هم باید بار مشکلات را به دوش بکشد و هم با چالش‌های ناشی از تصمیمات او مواجه شود. همه دولت‌ها در دام این فرمول نادرست آقای احمدی‌نژاد گرفتار شدند. او در ابتدا تا حدودی شکاف اجتماعی را پوشش داد، اما در دوره دوم خود این کار را انجام نداد.

     بنابراین، راه نجات کشور ایجاد اقتصادی بدون تورم است؛ اقتصادی که در آن ثبات حاکم باشد. اقتصادی که دلار به‌عنوان معیار توسعه کشور محسوب نشود و قیمت سکه هر روز افزایش نیابد. همچنین، باید از ارتباط با کشورهای نامناسب پرهیز کرده و به سمت کشورهای دیگر حرکت کنیم.

     وقتی ما FATF و پالرمو را در جامعه جهانی نمی‌پذیریم، اما به طور عینی آن‌ها را در ساختار کشور پیاده‌سازی می‌کنیم، چه انتظاری از مردم داریم؟ به‌عنوان‌مثال، اکنون شما دو ریال حقوق می‌گیرید رصد می‌شود که این مبلغ کجا خرج می‌شود. این همان FATF است که در سطح جهانی نامناسب تلقی می‌شود، اما برای اجرای آن در جامعه داخلی، خوب به نظر می‌رسد!

     حاصل دولت آقای احمدی‌نژاد این بوده که دولت‌های ما را معتاد دلار فروشی و… کرده است و این موضوع تأثیرات منفی خود را بر زندگی کارگران و بازنشسته‌ها گذاشته است. تا زمانی که دولت نتواند از جیب مردم فاصله بگیرد و با فروش دلار خود را تأمین کند، این وضعیت ادامه خواهد داشت. من معتقدم که بدترین دولت در تاریخ ایران، دولت آقای احمدی‌نژاد بوده و بیشترین آسیب را به ساختار اقتصادی کشور وارد کرده است. این دولت اقتصاد تولید محور را تضعیف کرد و به نفع بانک‌های خصوصی و اقتصاد غیرمولد بازار را رونق داد. امروز نتایج این سیاست‌ها را مشاهده می‌کنیم. من آماده‌ام با آقای احمدی‌نژاد مناظره کنم و ثابت کنم که او عامل بدبختی کشور بوده است.

  • اعتراف شوکه کننده عبدالرضا داوری در مورد احمدی نژاد و ‌ظریف

    اعتراف شوکه کننده عبدالرضا داوری در مورد احمدی نژاد و ‌ظریف

    به گزارش اقتصادران، عبدالرضا داوری فعال سیاسی که سابقه حضور در دولت احمدی نژاد را دارد و بعد‌ها به منتقد او تبدیل شد، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت.

    من تا بهمن ۱۳۹۹ در دفتر محمود احمدی نژاد بودم و تحت تاثیر وی، مطالبی را علیه دکتر ظریف که آن زمان وزیرخارجه بود، مینوشتم. پس از آنکه بنا به دلایلی که قبلا توضیح دادم از احمدی نژاد جدا شدم، بی‌پایه بودن اغلب ادعا‌های او علیه دکتر طریف برایم روشن شد و [..]

    به همین دلیل در سال ۱۴۰۱، زمانی که دکتر ظریف مسئولیت دولتی نداشت با انتشار یک توییت، بابت همه مطالب قبلیم از ایشان طلب حلالیت کردم و دکتر ظریف هم بزرگوارانه حلالم کردند. من جواد ظریف را مردی صادق، عالم، انقلابی و میهن دوست یافته‌ام که وجودش برای توسعه ایران مغتنم است.

    افشاگری تازه مشاور محمود احمدی نژاد درباره ظریف

    افشاگری تازه مشاور محمود احمدی نژاد درباره ظریف