برچسب: محمود احمدی نژاد

  • محمود احمدی‌نژاد کجا غیبش زده؟!

    محمود احمدی‌نژاد کجا غیبش زده؟!

    به گزارش اقتصادران، کسی که روزگاری اعتماد اصول‌گرایان به او مثل روز روشن بود و همیشه در فضای سیاسی ایران جنجال به پا می‌کرد، حتی وقتی هم که خودش ساکت است، جنجال به سراغ او می‌رود. محمود احمدی‌نژاد که مدتی است از تیتر اخبار فاصله گرفته، دوباره به صدر خبر‌ها برگشته و این بار دلیل این جنجال‌ها به تحلیلی برمی‌گردد که یک رسانه‌ی آمریکایی درباره‌ی او منتشر کرده است.

    نیویورک تایمز اخیراً در مطلبی نام محمود احمدی‌نژاد را بر زبان آورد و نوشت که ««آمریکا و اسرائیل در روز‌های آغازین جنگ با ایران، سناریویی برای تغییر حکومت در تهران و روی کار آوردن محمود احمدی‌نژاد طراحی کرده بودند». در نخستین روز‌های آغاز جنگ ۴۰ روزه هم، میدان ۷۲ نارمک یعنی محل زندگی احمدی‌نژاد مورد حمله قرار گرفت. به دنبال این اتفاق، مجله‌ی آتلانتیک ادعا کرد که هدف از این حمله ترور احمدی‌نژاد نبوده، بلکه احتمالاً می‌خواسته‌اند او را از حصر خانگی آزاد کنند.

    گذشته از ترسیم آینده‌ای عجیب‌وغریب برای آینده ایران، نام بردن از احمدی‌نژاد از این نظر بسیار عجیب بود که روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد، جمهوری اسلامی را وارد دوره‌ی تازه‌ای از تقابل با غرب کرد. با این که دشمنی با غرب بعد از انقلاب اسلامی همیشه در فضای سیاسی کشور وجود داشت، اما با شروع به کار دولت احمدی‌نژاد، شعار‌های بسیار تندتری وارد فضای رسمی کشور شد. حالا همان کسی که خودش را در صف اول «مقاومت در برابر صهیونیسم» معرفی می‌کرد، از طرف بعضی رسانه‌های دنیا به عنوان کاندیدای آمریکا و اسرائیل برای رهبری ایران معرفی می‌شود!

    وقتی سخنان احمدی‌نژاد زمینه رای دادن به نفع اسرائیل را فراهم کرد

    انعکاس چنین مطالبی در خصوص محمود احمدی‌نژاد، این تحلیل قدیمی را تقویت کرده که تندروی‌های او هم‌سو با منافع آمریکا و اسرائیل بوده است؛ همان‌طور که رئیس پیشین موساد درباره‌اش گفته بود: «اگر صد‌ها میلیارد دلار از سوی موساد خرج شده بود تا کسی منافع اسرائیل را تامین کند، احدی بهتر از احمدی‌نژاد نبود.»، اما در یک سال گذشته که تهران دو نبرد مستقیم با اسرائیل را تجربه کرد، سکوتی عجیب و مشکوک در اردوگاه احمدی‌نژاد حاکم شده است.

    سکوت کردن در در دوران ریاست جمهوری، اما در قاموس احمدی نژاد نبود. در سال ۱۳۸۴، این بازیگر جدید فضای سیاسی ایران در همایشی با نام «جهان بدون صهیونیسم» روی صحنه رفت و اسرائیل را «لکه‌ی ننگی» خواند که باید از صفحه‌ی روزگار پاک شود. این حرف‌ها نه‌تنها واکنش غربی‌ها را به دنبال داشت، بلکه صدای اعتراض رهبران فلسطینی را هم درآورد. بعد از آن هم هولوکاست را انکار کرد و با زیر سؤال بردن تاریخ جهان، گفت که اصلاً قبول ندارد هیتلر میلیون‌ها یهودی را در کوره‌های آدم‌سوزی سوزانده باشد. همین انکار هولوکاست از طرف احمدی‌نژاد باعث شد که توجه دنیا به موزه‌های هولوکاست بیش‌تر شود و دقیقاً در همان سال، برای اولین بار در مجمع عمومی سازمان ملل به نفع اسرائیل رأی‌گیری شد.

    متهمان جدا شدن از انقلاب در جنگ ۱۲ روزه موضع گرفتند، احمدی‌نژاد انقلابی ساکت ماند

    در مناظره‌های انتخاباتی سال ۱۳۸۸، رقیبانش به منش سیاست خارجی او نقدی اساسی داشتند. میرحسین موسوی با بیان اینکه «افراط، تفریط را به دنبال دارد» گفت: اگر صحبت تند هولوکاست را مطرح کنیم، نتیجه‌اش این می‌شود که اوضاع بد شد معاون ما می‌آید و می‌گوید ما دوست مردم اسرائیل هستیم. مهدی کروبی هم در مقابل احمدی‌نژاد جمله رئیس موساد بیان کرد که مواضع احمدی‌نژاد تامین‌کننده منافع اسرائیل است. در مقابل، این احمدی‌نژاد بود که رقبا را متهم کرد به فاصله گرفتن از مواضع انقلابی می‌کرد.

    اما، در اولین رویارویی نظامی جدی ایران و اسرائیل، از محصورین آن انتخابات پرحاشیه صدا درآمد و از احمدی‌نژاد نه. مهدی کروبی که احمدی‌نژاد او را به دست کشیدن از مواضع انقلابی متهم می‌کرد، سال گذشته در حالی که تازه از حصر آزاد شده بود، با انتشار بیانیه‌ای علیه اسرائیل موضع‌گیری کرد. زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی هم به‌رغم حصر، موضع مشابهی گرفت. بااین‌حال، احمدی‌نژاد که ظاهراً بعد از بیست سال تازه یاد گرفته در عالم سیاست سکوت کند، نهایت واکنش و موضع‌گیری‌اش در جنگ دوازده‌روزه فقط یک بیانیه‌ی چندخطی بود؛ بیانیه‌ای که در آن فقط به یک تسلیت خشک و خالی بسنده کرده بود: «این‌جانب ضمن محکوم کردن این تهاجمات و درخواست توقف فوری آنها، شهادت این فرماندهان، نیرو‌ها و دانشمندان را به خانواده‌های آنان و ملت بزرگ و شریف ایران تسلیت عرض می‌کنم.» در همین دوران ترور احمدی‌نژاد هم تکذیب شد.

    احمدی نژاد در جنگ ۴۰ روزه کجا بود؟

    در جنگ ۴۰ روزه همین وضعیت وجود داشت. احمدی‌نژاد در سکوت خبری به سر می‌برد و از آن زمان به بعد در انظار عمومی دیده نشده است. کانال تلگرامی دولت بهار که بازتاب‌دهنده‌ی نظرات محمود احمدی‌نژاد است، از رئیس دولت‌های نهم و دهم فقط دو خبر رسمی منتشر کرد. اولین پیام او تسلیت به مناسبت شهادت رهبر انقلاب بود و دیگری نامه‌ای خطاب به آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای است که در آن انتخاب ایشان برای رهبری را تبریک گفته بود. مابقی اخبار مربوط به احمدی‌نژاد هم خبر‌های غیررسمی، شایعات یا ضدونقیض بودند.

    همان روز‌های اول جنگ چهل‌روزه، حمله‌ای به میدان هفتاد و دو نارمک انجام شد و بلافاصله شایعه‌ای پخش شد که هدف اصلی، ترور محمود احمدی‌نژاد بوده است. با این حال، این موضوع بعداً تکذیب شد و اعلام کردند که فقط محافظان او به شهادت رسیده‌اند. عباس امیری‌فر که یک فعال سیاسی اصول‌گرا است، بعد از جنگ درباره‌ی آخرین وضعیت احمدی‌نژاد گفت که در طول جنگ هیچ اتفاق ناگواری برای او نیفتاده است؛ فقط کمی دچار موج انفجار شده و پایش هم آسیب دیده است. امیری‌فر که قبلاً مشاور احمدی‌نژاد بود، هم‌چنین توضیح داد که اصلاً به خانه‌ی او حمله‌ای نشده است، بلکه آمریکا و اسرائیل به کیوسک محافظان در سر کوچه حمله کرده بودند و در نتیجه‌ی آن، سه نفر از پاسداران شهید شدند.

    احمدی‌نژاد آخرین بار کی و کجا دیده شد؟

    پاییز سال گذشته عکس‌هایی از احمدی‌نژاد منتشر شد که مربوط به زمان فوت خواهرش بود. کانال «دولت بهار» یک گزارش تصویری از دیدار هواداران رئیس دولت‌های نهم و دهم با او منتشر کرد و بعد از آن هم عکسی از احمدی‌نژاد بیرون آمد که نشان می‌داد او در مراسم ختم خواهر اسفندیار رحیم‌مشایی شرکت کرده است.

    در همان زمان ویدیویی از محمود احمدی‌نژاد منتشر شده که حاضر به مصاحبه نمی‌شود و در ادامه شخصی که به نظر سرتیم حفاظتش می‌آید می‌گوید بهتر است مصاحبه نکند. برخی این گمانه را مطرح کرده‌اند که احمدی‌نژاد از مصاحبه منع شده است. مدتی بعد پیش از اتفاق افتادن حوادث دی‌ماه، نشست منطقه‌ای یارانش با نام «نهضت به سوی بهار» در بوشهر برگزار شد. سخن‌رانان این مراسم مرتضی تمدن و علی‌اکبر جوان‌فکر از همراهان همیشگی احمدی‌نژاد بودند. رئیس دولت‌های نهم و دهم در این نشست حاضر نشده بود و به ارسال پیام صوتی بسنده کرد. آخرین تصویر رسمی که از او منتشر شد هم مربوط به ۱۶ بهمن بود که به مناسبت دهه‌ی فجر در مقام عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با سایر اعضا در حرم بنیان‌گذار جمهوری اسلامی برای ادای احترام حضور پیدا کرد. آخرین فیلمی هم که از او منتشر شد مربوط به دو روز قبل از آغاز جنگ ۴۰ روزه بود. فرارو فیلمی از احمدی‌نژاد منتشر کرده که حاکی از حضور او در مراسم چهلم یکی از جان‌باختگان حوادث ۱۴۰۴ در شهر آمل بود.

    وقتی احمدی‌نژاد سکوت کردن را خیلی دیر یاد گرفت

    در سیاست حتی سکوت هم خودش یک نوع موضع‌گیری است و گویا مرد مورد حمایت جریان ارزشی تازه آن را دریافته است. او که دولت نهمش را با دست‌بوسی رهبری آغاز کرده بود و در دولت دهم قهر ۱۱ روزه را پیش گرفت حالا انگار با سکوتش می‌خواهد بگوید جهان را به گونه‌ای دیگر می‌بیند. او پیش از این سکوت عمیق بعضاً مواضعی گرفته تا هم از خود به سبب اقداماتش رفع اتهام کند.

    در یکی از فیلم‌هایی که پارسال از او در فضای مجازی منتشر شد، گفته بود که کار‌هایی مثل رقص در روز عاشورا و پاره کردن عکس امام خمینی در ایام بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ را لباس‌شخصی‌هایی مرتکب می‌شدند که توسط مراکز امنیتی سازمان‌دهی می‌شدند و من این کار‌ها را رصد می‌کردم.

    در فیلم دیگری در زمان فعال شدن مکانیسم ماشه و برگشت شش قطع‌نامه‌ی تحریمی شورای امنیت علیه ایران که در دوران احمدی‌نژاد وضع شده بودند، او گفت که تحریم‌ها هیچ ربطی به او ندارد و تنش با غرب به زمان خاتمی و روحانی (در مقام مسئول مذاکرات هسته‌ای) برمی‌گردد.

    استکبارستیز کیست؟

    از طرف دیگر، یاران او سعی می‌کنند تصویری متفاوت و البته گزینشی از او به نمایش بگذارند. وقتی صادق زیباکلام، فعال سیاسی، توئیتی درباره‌ی ایستادن محمود احمدی‌نژاد در کنار رهبر انقلابی ونزوئلا و استکبارستیزی او منتشر کرد، علی‌اکبر جوانفکر، مشاور رسانه‌ای احمدی‌نژاد، در واکنش گفت که احمدی‌نژاد هیچ ارتباطی با مفهوم «ایدئولوژی آمریکاستیزی» نداشته و ندارد. او هچنین نوشت: کسانی که سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند، قبلاً این حقیقت را روشن ساخته‌اند که احمدی‌نژاد اساساً با چنین کاری مخالف بود. با این حال، مشاور احمدی‌نژاد به این موضوع مهم اشاره‌ای نکرد که در ماجرای تسخیر سفارت آمریکا، احمدی‌نژاد طرف‌دار تسخیر سفارت شوروی بوده است.

    حالا سکوت او که دقیقاً از زمان حمله‌ی هفت اکتبر شروع شده، باعث شده است که حتی طرف‌داران سابقش هم شدیدترین برخورد‌ها را با او داشته باشند. برای مثال، خبرگزاری تسنیم در مطلبی با تیتر «احمدی‌نژاد و «هولوکاست سکوت» در برابر جنایت صهیونیست‌ها»، او را بی‌تفاوت‌ترین سیاست‌مدار ایران خواند و عملکردش را به شدت نقد کرد.

    مرد بحران‌زیست به فکر فرداست؟

    در اینکه تصویر احمدی‌نژاد در این سال‌ها تغییر کرده شکی نیست؛ احمدی‌نژادی که در انتخابات سال ۱۳۸۸ چند نفر از اعضای شورای نگهبان از او حمایت کرده بودند، بعد‌ها در انتخابات سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۴۰۰ حتی نتوانست صلاحیت نامزدی ریاست‌جمهوری را به دست بیاورد. او که حیات سیاسی‌اش وابسته به بحران‌هاست، در زمانه جنگ سکوت می‌کند. احتمالاً به این نتیجه رسیده حالا که دیگر نمی‌تواند از طریق ساختار‌های رسمی کشور نقش سیاسی خاصی بازی کند و خود را برای روز مبادا آماده کند؛ زمانی که به زعم خود بازیگر نقش اول شرایط بحرانی خواهد بود.

  • احمدی‌نژاد قرار بود رهبر شود!!!

    احمدی‌نژاد قرار بود رهبر شود!!!

    به گزارش اقتصادران، سکوت سنگین، طولانی و تا حدودی مرموز محمود احمدی‌نژاد در دوران پرالتهاب جنگ و تحولات نظامی اخیر، سرانجام با افشاگری تکان‌دهنده روزنامه «نیویورک‌تایمز» رمزگشایی شد. گزارشی که این روزنامه به نقل از مقامات آگاه آمریکایی منتشر کرد، تکه‌ای کلیدی از یک پازل بزرگ اطلاعاتی را برملا ساخت: «عملیات خشم حماسی»؛ طرحی محرمانه و ناکام از سوی اتاق‌های فکر واشنگتن و تل‌آویو که هدف اولیه آن، نه فقط کوبیدن زیرساخت‌ها، بلکه مهندسی ساختار سیاسی ایران پساجنگ با محوریت روی کار آوردن دوباره رئیس دولت‌های نهم و دهم بود.

    این خبر برای ناظران سیاسی یک شوک تمام‌عیار بود. مردی که روزگاری با ادبیات تند و نامتعارف خود، روابط خارجی ایران را به لبه پرتگاه برد و تندترین مواضع را علیه تل‌آویو اتخاذ کرد، بر اساس این اسناد، به عنوان مهره اصلی یک طرح تحمیلی برای آینده سیاسی کشور در نظر گرفته شده بود. این تناقض آشکار، بار دیگر نشان داد که در شطرنج سیاست بین‌الملل، خطوط قرمز چقدر سیال و منافع قدرت‌های خارجی چقدر ابزارگرایانه و بدون اصالت هستند.

    از شایعه ترور تا ماجرای «طرح فرار»

    در همان روز‌های نخست آغاز درگیری‌ها، یک انفجار مهیب در حوالی میدان ۷۲ نارمک (محل سکونت احمدی‌نژاد) موجی از اخبار ضد و نقیض را در فضای رسانه‌ای داخل کشور کلید زد. در آن مقطع، بخش عمده‌ای از رسانه‌ها گرفتار حدس و گمان بودند؛ عده‌ای از ترور بیولوژیک سخن می‌گفتند و برخی دیگر از هدف قرار گرفتن او توسط پهپادها. در این میان، موضع‌گیری چهره‌های نزدیکی مثل عباس امیری‌فر (مشاور سابق او) که در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها صرفاً از «آسیب جزئی پا، موج‌گرفتگی احمدی‌نژاد و انتقال او به مکانی امن در شمال کشور برای رعایت پروتکل‌های امنیتی» سخن گفت، آدرس کوتاهی از یک رویداد بزرگتر بود.

    حالا با انتشار اسناد نیویورک‌تایمز، ابعاد هولناک آن روز روشن شده است. هدف حملات موشکی و پهپادی اسرائیل به هیچ وجه حذف فیزیکی احمدی‌نژاد نبود؛ بلکه هدف، نابودی دقیق کانکس‌ها، پست‌های مراقبتی و حلقه‌های حفاظتی پیرامون وی بود. برنامه‌ریزان غربی با این فرض اطلاعاتی که احمدی‌نژاد در سال‌های اخیر تحت حصر یا محدودیت شدید اقامتی و حرکتی قرار داشته، درصدد بودند با از بین بردن این ساختار مراقبتی، او را به تعبیر خود «آزاد» کنند. سناریوی آنها این بود که در صورت بروز خلاء قدرت ناشی از حملات سنگین اولیه، احمدی‌نژاد به عنوان یک چهره پوپولیست با پایگاه رای سنتی، موج‌سواری کرده و فرمان هدایت یک دوره انتقالی را به دست بگیرد.

    اما این محاسبات فانتزی و هالیوودی در همان گام اول به صخره سخت واقعیت برخورد کرد. محاسبات فنی مهاجمان پایگاه نارمک درست از آب درنیامد؛ موج شدید انفجار و ترکش‌های برخورد، به خود احمدی‌نژاد اصابت کرد و او را مجروح ساخت. این تجربه نزدیک به مرگ، چنان شوک روانی و امنیتی جدی به او وارد کرد که او را از هرگونه بازی در این سناریو سرخورده کرد. رئیس‌جمهور اسبق به جای ایفای نقش در این ویترین تحمیلی، سکوت پیشه کرد، از انظار پنهان شد و کل این راهبرد اطلاعاتی بیگانه را در نطفه خفه کرد.

    چرا احمدی‌نژاد؟

    با خواندن این گزارش عجیب و شوکه کننده نیویورک تایمز این سوال به ذهن می‌رسد که چرا غرب و اسرائیل به سراغ چهره‌ای رفتند که سابقه مواضع تند رادیکال داشته است؟ پاسخ را باید در سه لایه تحلیل کرد. نخست، انزوا و پتانسیل انتقام‌جویی. طراحان خارجی تصور می‌کردند شکاف عمیق، حذفی و آشتی‌ناپذیر محمود احمدی‌نژاد با هسته سخت قدرت در یک دهه گذشته (به‌ویژه پس از رد صلاحیت‌های پی‌درپی او در انتخابات)، او را به نقطه‌ای رسانده که حاضر است برای بازگشت به اریکه قدرت، با هر تغییر ساختاری همراه شود.

    دوم، برند پوپولیستی و توده‌گرایی احمدی‌نژاد. از نظر غرب، جریان‌های مدرن و اصلاح‌طلب گزینه‌های مناسبی برای پروژه‌های ناگهانی و برخاسته از دل جنگ نیستند؛ زیرا آنها به فرآیند‌های دموکراتیک، جامعه مدنی و صندوق رای اصالت می‌دهند. در مقابل، یک چهره پوپولیست با شعار‌های معیشتی چتر جذابی برای مدیریت توده‌ها در دوران آشوب محسوب می‌شد.

    سوم، مواضع غیرقابل‌پیش‌بینی. احمدی‌نژاد همواره به عنوان یک کاراکتر غیرقابل‌پیش‌بینی در سیاست ایران شناخته شده است. این خصلت، او را در دید تئوریسین‌های تغییر رژیم، به مهره‌ای منعطف تبدیل می‌کرد که می‌توانست امکان چرخش‌های ناگهانی تئوریک – از شعار نابودی اسرائیل تا پذیرش نظم جدید – را داشته باشد.

    درس‌های تاریخی برای جریان‌های داخلی

    رویداد نارمک و افشاگری نیویورک‌تایمز، یک درس بزرگ و گزنده تاریخی برای تمامی جریانات سیاسی درون کشور است. محمود احمدی‌نژاد که در اواسط دهه ۸۰ با به حاشیه راندن نیرو‌های اصیل، عقلانی، فن‌سالار و مصلح کشور، بسترساز انزوای بین‌المللی ایران و صدور تندترین قطعنامه‌های شورای امنیت شد، در نهایت خود به واسطه همان ساختارزدایی و رفتار‌های رادیکال، مورد طمع و سوءاستفاده ابزاری بیگانگان قرار گرفت.

    این حادثه به وضوح نشان داد که تندروی، پوپولیسم و تضعیف نهاد‌های قانونی و مدنی، در بلندمدت چگونه امنیت ملی را آسیب‌پذیر کرده و کشور را به بستری برای پیاده‌سازی سناریو‌های شوم خارجی تبدیل می‌کند. راهبرد عقلانی جامعه ایران، نه تکیه بر منجی‌های پوشالی برآمده از دل موشک‌باران‌های خارجی، بلکه بازگشت به عقلانیت سیاسی، تقویت جامعه مدنی و صندوق‌های رای واقعی است. حالا باید منتظر ماند و دید خود احمدی‌نژاد چه زمانی شجاعت باز کردن قفل سکوت خود درباره این ماجرا را به دست خواهد آورد.

  • احمدی‌نژاد؛ از شایعه ترور تا مخفی‌شدن!

    احمدی‌نژاد؛ از شایعه ترور تا مخفی‌شدن!

    به گزارش اقتصادران، ۱۶ سال پیش و زمانی که در سفر به کشور قطر، احتمال حملات اسرائیل به کشور را رد می‌کرد و می‌گفت: «به‌دلیل اقدامات تلافی‌جویانه ایران، در “عالم واقع، زمینه اجرایی” حمله به کشور وجود ندارد»، شاید تصور نمی‌کرد که روزی خواهد رسید که تهران و تل‌آویو، به همراهی آمریکا، وارد نبرد سنگین نظامی شوند که ترکش آن حتی متوجه خانه او هم شود.

    صحبت درباره محمود احمدی‌نژاد، رئیس دولت‌های نهم و دهم است؛ مردی که از همان روزهای نخست سال ۸۴ که وارد پاستور شد و بر مسند ریاست‌جمهوری نشست، شعارها و دیدگاه‌های تندی را علیه اسرائیل و موضوع هولوکاست مطرح می‌کرد. به بیان دیگر، تا پیش از آن‌که احمدی‌نژاد در رقابت با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پیروز شود، ایران و اسرائیل مناسبات سازشی با یکدیگر نداشتند و فضای میان تهران و تل‌آویو عمدتاً در سطح تنش‌های لفظی دنبال می‌شد؛ اما روی کار آمدن دولت بهار به ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد، سرآغاز فصل جدید و مهمی در روابط ایران و اسرائیل شد؛ فصلی که در دهه هشتاد با ترور مقامات و دانشمندان زیادی همراه بود و در سال‌های اخیر نیز به نبردهای مستقیم ایران و اسرائیل و حتی آمریکا گره خورده است.

    از شایعه ترور تا حمله به میدان ۷۲ نارمک

    اما فارغ از آنکه سیاست‌ورزی رئیس دولت بهار در طی این سال‌ها چه تغییر و تحولاتی داشته که منجر به سه‌گانه ردصلاحیت او در انتخابات پاستور شد، موضوع سکوت او و فاصله گرفتن از دیدگاه‌هایش درباره اسرائیل است. او که روزی اسرائیل را «لکه ننگی» می‌خواند که باید از صفحه روزگار محو شود یا هولوکاست را افسانه می‌دانست، در زمان‌هایی که انتظار می‌رفت مواضع صریح‌تری درباره حمله تل‌آویو به تهران بگیرد، به صدور بیانیه‌ای اکتفا کرده است؛ مانند حمله سپاه پاسداران به اسرائیل در بهار سال ۱۴۰۳ در پی حمله این رژیم به کنسولگری ایران در دمشق که گفته بود: «هر کشوری به سایر کشورها غیرقانونی حمله کند، باید پاسخ آن را دریافت کند و این حق کشوری است که مورد تهاجم قرار گرفته است.»

    او حتی در جنگ ۱۲ روزه، که مواضع سیاسیون با چاشنی تهییج و چالش همراه بود، به یک بیانیه کوتاه چندخطی و تسلیت شهادت فرماندهان بسنده کرد و نوشت: «اینجانب ضمن محکوم کردن این تهاجمات و درخواست توقف فوری آن‌ها، شهادت این فرماندهان، نیروها و دانشمندان را به خانواده‌های آنان و ملت بزرگ و شریف ایران تسلیت عرض می‌کنم.» در آن زمان شایعه ترور احمدی‌نژاد نیز منتشر شده بود که سایت دولت بهار، رسانه نزدیک به او، آن را تکذیب کرد.

    معجزه هزاره سوم که روزگاری خود را در صف اول «مقاومت در برابر صهیونیسم» معرفی می‌کرد، در فاصله جنگ ۱۲ روزه تا جنگ رمضان نیز سخنی درباره تحریکات اسرائیل علیه ایران بیان نکرد تا آنکه در ۹ اسفندماه مورد هدف ترور رژیم صهیونیستی و آمریکا قرار گرفت. هرچند که ابتدا برخی از خبرگزاری‌ها مدعی شهادت او در حمله به میدان ۷۲ نارمک شدند، اما این خبر تکذیب شد و سپس اعلام شد که تنها محافظانش به شهادت رسیده‌اند.

    احمدی‌نژاد کجاست؟

    اما نکته مهم این است که از زمان انتشار خبر رئیس دولت بهار تا به امروز، نه‌تنها عکسی از او منتشر نشده است، بلکه به‌جز صدور دو بیانیه در پی شهادت رهبر انقلاب و انتخاب آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای به رهبری انقلاب، هیچ واکنش دیگری به شهادت مقامات نظامی و سیاسی و مردم غیرنظامی نداشته است. حال این روزها سؤال‌های زیادی درباره وضعیت سلامتی او مطرح شده و افکار عمومی می‌پرسد که احمدی‌نژاد کجاست؟

    حجت‌الاسلام عباس امیری‌فر، فعال سیاسی اصولگرا و مشاور سابق احمدی‌نژاد که راهش را از او جدا کرده است، در گفت‌وگویی درباره آخرین خبر از رئیس‌جمهور پیشین بیان کرد: «کمابیش از دوستان که سؤال کردیم، گفتند به مسافرت  رفته تا آقای مشایی را ببیند، ولی یک ویلای شخصی دارد که معمولاً به آنجا می‌رود.»

    وی درباره وضعیت سلامتی احمدی‌نژاد گفت: «اتفاقی برای او نیفتاده و فقط کمی دچار موج انفجار شده و پایش نیز آسیب دیده بود، اما دوستانش گفتند که مشکلی ندارد.»

    امیری‌فر درباره نحوه ترور رئیس دولت بهار نیز خاطرنشان کرد: «خود خانه هدف حمله نبوده و اسرائیل و آمریکا به گیت محافظان که سر کوچه قرار داشت حمله کرده بودند و سه نفر از پاسداران به شهادت رسیدند.»

    این چهره سیاسی اصولگرا درباره سکوت احمدی‌نژاد نسبت به ترور مقامات و شهادت مردم غیرنظامی گفت: «خیر، علت خاصی ندارد. احمدی‌نژاد یک روز شلوغ می‌کند، یک روز سکوت می‌کند. اصلاً مشخص نیست چگونه است و نمی‌شود روی او حساب کرد. البته برای شهادت رهبری و انتخابات رهبر سوم انقلاب، بیانیه‌ای صادر کرد، اما بعد از آن دیگر خبری از ایشان منتشر نشد. احتمالاً برای آنکه جایی که حضور دارد شناسایی نشود، مخفی شده است.»

  • کاش احمدی‌نژاد رئیس جمهور نشده بود! / یارانه‌ها، عدالت نیاورد

    کاش احمدی‌نژاد رئیس جمهور نشده بود! / یارانه‌ها، عدالت نیاورد

    به گزارش اقتصادران، معصومه ابتکار، رئیس اسبق سازمان حفاظت محیط‌زیست در برنامه “ای کاش” با انتقاد شدید از عملکرد دولت احمدی‌نژاد گفت: ای کاش بعد از آقای خاتمی، رئیس‌جمهوری می‌آمد که پایبند بود به قانون و همه‌چیز را زیر و رو نمی‌کرد. من سازمانی را سال۸۴ تحویل دادم که دوباره در سال۹۲ تحویل گرفتم. دقیق می‌دانم در آن ۸سال، چه اتفاقاتی افتاد.

    وی افزود: اقتصاد ما یارانه‌ای بود، یارانه‌ای‌تر شد. این یارانه‌ها، عدالت نیاورد، طبیعت را از بین برد و مصرف بی‌رویه را افزایش داد.

  • چرا جلیلی و احمدی‌نژاد هوس مناظره کردند؟ / جعفرزاده ایمن آبادی: بس کنید؛ مردم حوصله این بچه‌بازی‌ها را ندارند

    چرا جلیلی و احمدی‌نژاد هوس مناظره کردند؟ / جعفرزاده ایمن آبادی: بس کنید؛ مردم حوصله این بچه‌بازی‌ها را ندارند

    به گزارش اقتصادران، برخی از چهره‌های سیاسی ایران که امروز دیگر مسئولیتی در دولت ندارند، با طرح بحث مناظره و بازگشت به میدان رسانه‌ای، تلاش می‌کنند خود را در صدر توجه عمومی نگه دارند. از سعید جلیلی که پس از بیش از یک دهه سکوت نسبت به دعوت‌های متعدد مناظره، حالا از آمادگی خود برای رویارویی با حسن روحانی می‌گوید، تا محمود احمدی‌نژاد که صراحتاً پیشنهاد مناظره با روحانی را مطرح کرده است؛ این روند بیش از آنکه فرصتی برای پاسخگویی و شفاف‌سازی باشد، به صحنه‌ای برای خودنمایی و جلب توجه رسانه‌ای تبدیل شده است.

    در همین حال، روند تلاش سعید جلیلی برای مناظره با روحانی، با انتقاد‌های سیاسی همراه شده است. او که در بیش از یک دهه گذشته ده‌ها دعوت به مناظره را بی‌پاسخ گذاشته، حالا با بازگشت تحریم‌ها و فعال شدن مکانیسم ماشه، بار دیگر پای مناظره را وسط کشیده است. واکنش‌ها به این موضوع، به ویژه از سوی نمایندگان سابق مجلس و تحلیلگران سیاسی، نشان می‌دهد که فضای کنونی جامعه و دغدغه‌های مردم، فرصتی برای مناظره‌های رسانه‌ای فراهم نمی‌کند و چنین تلاش‌هایی بیش از آنکه اثری بر سیاست و تصمیم‌گیری‌ها داشته باشد، محملی برای خودنمایی سیاسی و بازی رسانه‌ای است.

    جعفرزاده ایمن‌آبادی: اکنون وقت مناظره نیست!

    غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده ادوار مجلس و رئیس فراکسیون مستقلین دهم،  دیدگاه خود را درباره این مناظره‌ها با جزئیات بیان کرد و گفت: «اولاً باید بگویم که شخصاً در شرایط کنونی با هرگونه مشاجره‌ای که منجر به ایجاد تشنج در جامعه شود و فضای نه‌چندان آرام کنونی را بیش از پیش متشنج کند، نادرست می‌دانم و ثانیاً معتقدم حتی اگر بر فرض محال چنین مناظره‌ای هم انجام شود، به هیچ عنوان مورد توجه افکار عمومی و جامعه قرار نخواهد گرفت.»

    جعفرزاده در ادامه با اشاره به سابقه جلیلی گفت: «در واقع در این اوضاع و احوال هم اگر احیاناً آقای روحانی از فردی برای مناظره دعوت کنند، مخالفم و هم‌چنان‌که در این چند روز گذشته شاهد بودیم، با دعوت به مناظره از سوی آقای جلیلی مخالفم؛ به‌ویژه اینکه آقای جلیلی با آن ادبیات بسیار سخیف خود، سابقه خوبی هم در این دست مناظره‌ها ندارد. ایشان حرمت افراد را نگه نمی‌دارد. اما به هر حال بهتر می‌دانم که از هر دو طرف درخواست کنم که بیش از این پی این مسئله را نگیرند و کوتاه بیایند؛ چراکه جامعه به هیچ عنوان چنین رفتاری را نمی‌پذیرد.»

    او با تاکید بر وضعیت فعلی جامعه افزود: «آقای روحانی در شرایط کنونی درخواست مناظره نداده است، بلکه این سعید جلیلی است که در روز‌های گذشته، پس از فعال‌سازی مکانیسم ماشه و بازگشت تمامی قطعنامه‌های تحریمی شورای امنیت، به تکاپو افتاده تا به تمامی دعوت‌های بی‌پاسخ یک دهه گذشته پاسخ مثبت بدهد. آقای جلیلی همواره دنبال مسائل حاشیه‌ای بوده و این‌بار هم با همان روحیه و رویکرد سابق دنبال مناظره است. اما مناظره به هر حال وقتی جذاب خواهد بود که بیننده و مخاطب داشته باشد. وقتی امروز به دلیل مشکلاتی که عموم جامعه با آن دست به گریبان هستند، هیچ تمایل و رغبتی به چنین مباحثی نشان نمی‌دهند و چنین مباحثی نیز هیچ جذابیتی برای مردم ندارد، طبیعتاً دلیلی هم برای انجام مناظره وجود ندارد.»

    جعفرزاده همچنین درباره ضعف گفتمانی و شخصیت جلیلی در مناظره گفت: «شخصاً بسیار بعید می‌دانم که آقای جلیلی تا انتها پای حرفی که زده بماند. ایشان اولاً به لحاظ گفتمانی ضعیف است و هم این‌که به هر حال مرد مناظره نیست. ممکن است اطرافیانش پیشنهاد‌هایی از این دست به او بدهند، اما این مناظره حتی با معیار‌های جناحی و انتخاباتی هم به صلاح جلیلی نیست.»

    او اضافه کرد: «آقای جلیلی ممکن است در خلوت خود مباحثی را مطرح کند و خود را قانع کند که پیروز مناظره با خود شده، اما در مناظره واقعی اوضاع متفاوت است و حتی یک کودک خردسال هم می‌تواند به راحتی او را از کوره در بیاورد و به هر مناظره‌ای به گوشه رینگ بفرستد. چراکه کاراکتر آقای جلیلی برای مناظره مناسب نیست و به راحتی کنترل خود را از دست می‌دهد و عصبی می‌شود.»

    جعفرزاده درباره انگیزه‌های انتخاباتی اطرافیان جلیلی توضیح داد: «آقای جلیلی یک مهره سوخته است و امروز حتی اصولگرایان هم از روی او رد شده‌اند؛ بنابراین بسیار بعید می‌دانم که در انتخابات آتی هم شانسی داشته باشد. امروز حتی بخش‌هایی از اصولگرایان نزدیک به این جریان تندرو هم از آنها فاصله گرفته‌اند و هیچ تمایلی به همکاری با آنان ندارند.»

    او افزود: «بدنه جامعه نسبت به آقای جلیلی و اصولگرایان تندرو به شدت گارد دارند و این جریان را مقصر تمامی مشکلات امروز کشور می‌دانند. بعید است که چه خود جلیلی و چه دیگر چهره‌های تندرو، جایگاهی در میان مردم داشته باشند و بتوانند احیاناً در انتخابات موفق شوند.»

    وی در پایان گفت: «من به‌شدت توصیه می‌کنم که وارد چنین مباحث و فضا‌هایی نشوند و بس کنند؛ چراکه مردم ابداً حوصله این بچه‌بازی‌ها را ندارند و به هیچ عنوان از این مباحث استقبال نمی‌کنند؛ مثل این‌که آقایان واقعاً نمی‌دانند در جامعه چه خبر است؛ امروز مردم مشکل جدی معیشت دارند و اساساً برای این مناظره‌ها تره هم خُرد نمی‌کنند.»

    ضرورت پاسخگویی به افکارعمومی به جای مچ‌گیری و مناظره‌های نمایشی

    تجربه چند سال اخیر نشان می‌دهد که مناظره‌ها در ایران اغلب تبدیل به ابزار مطرح کردن خود و نمایش سیاسی شده‌اند و نه فرصتی واقعی برای پاسخگویی و شفافیت. جلیلی با رویکردی که بیشتر بر مچ‌گیری و حاشیه تاکید دارد، نمونه واضحی از این روند است؛ او تلاش می‌کند با مطرح کردن موضوعات تحریم‌ها و مکانیسم ماشه خود را در مرکز توجه رسانه‌ها قرار دهد.

    البته این مناظره از جهاتی هم سودمند است مثلا در مناظره جلیلی و روحانی به فرض اینکه رئیس دولت سایه بالاخره زیربار مناظره برود یک با برای همیشه معلوم خواهد شد که در قضیه برجام چه کسی خادم چه کسی خائن بوده است. مسئولیت تصمیمات کلان سیاست خارجی به عهده کیست و بازنده واقعی این مناظره چه کسی خواهد بود.

    رد مناظره فرضی روحانی و احمدی‌نژاد که به قول زیدآبادی می‌تواند محشر باشد هم حداقل نظر افکار عمومی به اظهارت این دو چهره جذاب و مورد توجه جلب خواهد شد.

    در نهایت، اما چنین تلاش‌هایی باید با درک وضعیت واقعی جامعه و دغدغه‌های مردم همراه باشد، نه صرفاً برای نمایش رسانه‌ای یا خودنمایی سیاسی. روند مناظره‌ها در ایران به ما یادآوری می‌کند که ابزار‌های سیاسی برای دیده شدن و جلب توجه، وقتی از هدف اصلی خود فاصله بگیرند، نه تنها به شفافیت نمی‌انجامند، بلکه جامعه را نیز خسته و بی‌اعتماد می‌کنند.

  • قطعنامه‌های شورای امنیت پخت‌وپز احمدی‌نژاد و جلیلی است

    قطعنامه‌های شورای امنیت پخت‌وپز احمدی‌نژاد و جلیلی است

    به گزارش اقتصادران، منصور حقیقت‌پور سیاستمدار اصولگرا گفت: به آقای جلیلی باید گفت این قطعنامه‌ها که برای ایران پخته و پز شده و روی دوش مردم ایران گذاشته شده در دیگ شما و احمدی‌نژاد پخت و پز شد.

    او گفت: اگر برجام خلاف شرع بود، شورای نگهبان چرا آن را تأیید کرد؟ نباید تأیید می‌کرد.

    سیاستمدار اصولگرا خاطرنشان کرد: اگر مناظره روحانی و جلیلی به بلیت‌فروشی بکشد، حاضر هستم بلیت بخرم که آن را ببینم. بعد از انقلاب وارد استادیوم آزادی نشدم، اما به خاطر این مناظره حاضر هستم بلیت بخرم و بروم.

    وی افزود: مناظره را باید در دانشگاه تهران یا دانشگاه صنعتی شریف انجام بدهند. آنجا که دانشجو‌ها و اساتید هم حضور داشته باشند، مردم هم بیایند، تلویزیون هم پخش کند.

  • عاملان دیروز و مدعیان امروز / احمدی‌نژاد و جلیلی چگونه کار کشور را به تحریم‌های سنگین کشاندند؟

    عاملان دیروز و مدعیان امروز / احمدی‌نژاد و جلیلی چگونه کار کشور را به تحریم‌های سنگین کشاندند؟

    به گزارش اقتصادران، در کنار رییس دولت سابق، سعید جلیلی، مسئول پرونده هسته‌ای و مذاکرات ایران در دولت احمدی‌نژاد و هم‌فکران او در جریان پایداری، فعال‌شدن مکانیسم ماشه را دلیلی بر «خسارت محض» بودن برجام دانسته‌اند. حال، پرسش اینجاست که چگونه سیاست‌مدارانی که مشکلات امروز ریشه در سیاست‌های سال‌های نه‌چندان دور آنها دارد، در قامت طلبکار ظاهر شده‌اند؟ برای روشن شدن صحت این ادعاها، در این گزارش نگاهی دقیق‌تر به تاریخچه پرونده هسته‌ای و نقش هر دولت در آن داریم.

     پرونده هسته‌ای ایران پیش از احمدی‌نژاد

    موضوع پرونده هسته‌ای ایران از اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی، یعنی پیش از سال ۱۳۸۲ آغاز شد. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نگرانی‌هایی درباره فعالیت‌های اعلام‌نشده ایران، به‌خصوص درباره تأسیسات نطنز و رآکتور اراک مطرح کرد و کشور‌های اروپایی، به ویژه انگلیس، آلمان و فرانسه شروع به اعمال فشار روی ایران کردند. دولت خاتمی، در پاسخ به این فشارها، همکاری‌هایی را با آژانس آغاز کرد و  سال ۱۳۸۲ پروتکل الحاقی را به شکل داوطلبانه پذیرفت. به این ترتیب دولت خاتمی تلاش کرد تا با مذاکره و رایزنی با آژانس از افزایش تنش جلوگیری کند. این همکاری‌ها منجر به مذاکرات سازنده‌ای با سه کشور اروپایی شد که در نهایت به بیانیه سعدآباد منجر شد.

    براین اساس، ایران برای بازدید بازرسان آژانس انرژی اتمی از تأسیسات اتمی خود اعلام همکاری کرد و گازدهی در سانتریفیوژ‌های نظنر را در راستای راستی‌آزمایی و اثبات صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای ایران، به صورت داوطلبانه و برای مدت محدود تعلیق کرد. انگلیس و فرانسه نیز متعهد شدند تا از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل جلوگیری کنند.

    تغییر مسیر پرونده هسته‌ای با روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد

    ورود احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۴، نقطه عطفی در روند پرونده هسته‌ای بود. دولت او سیاست‌های خود را در این حوزه تغییر داد و رویکردی متضاد با دولت خاتمی اتخاذ کرد. او به جز موضع‌گیری‌های جنجالی که هزینه‌های سنگین اقتصادی و سیاسی برای ایران داشت، دست به اقداماتی زد که موجب افزایش تنش و بحرانی‌شدن وضعیت پرونده هسته‌ای ایران شد. از اقدامات دولت‌های نهم و دهم احمدی‌نژاد در این زمینه می‌توان به پایان دادن به تعلیق فعالیت‌های غنی‌سازی با شکستن پلمب تأسیسات اصفهان در مرداد سال ۸۴، ازسرگیری غنی‌سازی اورانیوم در نطنز در دی سال ۸۴ و توقف اجرای پروتکل الحاقی و محدود کردن دسترسی بازرسان آژانس در سال ۸۵ اشاره کرد.

    این اقدامات این سیاست‌ها باعث شد پرونده ایران برای اولین بار در سال ۱۳۸۴ به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شود و در نتیجه اولین قطعنامه الزام‌آور یعنی قطعنامه ۱۶۹۶ در تیر ۱۳۸۵ صادر گردد که از ایران خواست غنی‌سازی را تعلیق کند. با این حال، اقدامات احمدی‌نژاد به اینجا ختم نشد. سال ۸۸ ساخت تأسیسات هسته‌ای فردو در منطقه‌ای نظامی اعلام شد.

    دولت نهم و دهم؛ قطع‌نامه پشت قطع‌نامه

    بین سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹، شش قطعنامه الزام‌آور از سوی شورای امنیت علیه ایران صادر شد که هر یک واکنشی مستقیم به برنامه هسته‌ای ایران بود. این قطعنامه‌ها شامل درخواست تعلیق غنی‌سازی، تحریم افراد و نهاد‌های مرتبط، محدودیت‌های مالی و اقتصادی، و ممنوعیت صادرات تسلیحات بودند. نکته کلیدی این است که تمامی این قطعنامه‌ها در دوره دولت احمدی‌نژاد صادر شده‌اند و بر اقدامات مشخصی همچون غنی‌سازی ۲۰ درصدی و تأسیسات فردو تاکید داشته‌اند.

    در واکنش به افزایش تنش‌ها و صدور قطع‌نامه‌های شورای امنیت علیه ایران، احمدی‌نژاد در سفری استانی در سال ۸۷ گفت: «من امروز به آنها می‌گویم آنقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه دان شما پاره شود.» به این ترتیب، مواضع رییس دولت و سیاست‌ها او در عمل راه را برای اجماع بین‌المللی علیه ایران تسهیل کرد.

    سعید جلیلی و پنج سال مذاکره بی‌دستاورد

    در این دوره مسئولیت پرونده هسته‌ای را هم سعید جلیلی، برعهده داشت. جلیلی در پنج سالی که مسئولیت پرونده هسته‌ای و مذاکرات با طرف‌های غربی را بر عهده داشت، هیچ دستاوردی جز قطع‌نامه‌های شورای امنیت به دست نیاورد. علی‌اکبر ولایتی، در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲، به جلیلی گفت که او مذاکره‌کردن را با بیانیه‌خوانی اشتباه گرفته است. جلیلی پس از آن سه بار نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شد که هر با ناکام ماند. موضوعی که به خوبی قضاوت جامعه درباره او و عملکردش را نشان می‌دهد.

    توافق هسته‌ای و تعلیق قطع‌نامه‌های دوره احمدی‌نژاد

    سال ۹۲، با روی کار آمدن حسن روحانی، سیاست خارجی ایران به کلی تغییر ریل داد. ایران با ۵+۱، یعنی اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل به اضافه آلمان و اتحادیه اروپا وارد مذاکره شد. مذاکراتی که سال ۹۴ به توافق هسته‌ای منجر شد و در ادامه آن قطع‌نامه ۲۲۳۱ سازمان ملل تمام قطع‌نامه‌های پیشین که علیه ایران در دوره احمدی‌نژاد تصویب شده بودند را ملغی کرد.

    به این ترتیب، بررسی وقایع و تاریخچه پرونده هسته‌ای، روشن می‌کند که نقش دولت احمدی‌نژاد در تشدید پرونده هسته‌ای ایران و ایجاد زمینه صدور قطعنامه‌های تحریمی و اجماع بین‌المللی علیه ایران تا چه اندازه برجسته بوده است. به جز احمدی‌نژاد، سعید جلیلی و چهره‌های نزدیک به جریان پایداری نیز، در مسیر هرگونه عادی‌سازی روابط ایران و غرب مانع‌افکنی کردند. آنها در حالی امروز مدعی خسارت‌باربودن برجام شده‌اند که خود باعث اجماع جهانی علیه پرونده هسته‌ای ایران و قطع‌نامه‌های شورای امنیت هستند.

    قطع‌نامه‌هایی که از امروز دوباره فعال شدند و پیامد‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی آنها برای کشور رفته‌رفته مشخص خواهد شد.

  • احمدی‌نژاد می گفت آمریکایی‌ها مثل سگ از من می‌ترسند!

    احمدی‌نژاد می گفت آمریکایی‌ها مثل سگ از من می‌ترسند!

    به گزارش اقتصادران، محسن میردامادی، فعال سیاسی گفت: احمدی‌نژاد با جملات جنجالی‌اش همیشه خبرساز بود؛ حرف‌هایی مثل این‌که آمریکایی‌ها مثل سگ از من می‌ترسند و من اگر یک سخنرانی کنم بهای نفت گران می‌شود و اقتصاد آمریکا فرومی‌پاشد، نمونه‌ای از ادبیات خاص اوست که هنوز هم در یادها مانده. از حدود بیست سال پیش اسرائیل به‌دنبال درگیری با ایران بوده، اما رفتار دولت وقت ایران به‌ویژه در دوره احمدی‌نژاد، شرایط را برای تحقق این هدف ساده‌تر و مسیر تنش را هموارتر کرد. امروز نتیجه آن سیاست‌ها را می‌توان در اقتصاد دید؛ دلار پرنوسان، گرانی مواد غذایی و فشار معیشتی که بر دوش مردم سنگینی می‌کند، همه میراث تصمیم‌ها و مسیر گذشته است.