برچسب: محمد مهاجری

  • طعنه تند مهاجری به تندروها؛ پا را به اندازه گلیم دراز کنید!

    طعنه تند مهاجری به تندروها؛ پا را به اندازه گلیم دراز کنید!

    به گزارش اقتصادران، محمد مهاجری، فعال رسانه‌ای، در حساب کاربری خود  در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: تندروهای مجلس فاقد پشتوانه‌ مردمی‌اند و دخالت‌شان در ⁧مذاکرات ⁩و ⁧پرونده‌هسته‌ای⁩ جز ضرر برای کشور چیزی ندارد. اکثر نماینده‌های ⁧تندرو ⁩ که در این زمینه حرف می‌زنند بی‌منطق، عصبانی و کم‌سوادند. به همین‌دلیل نهادهای بالادستی به چیزی حساب‌شان نمی‌کنند. ‌پا را به اندازه گلیم دراز کنید.

    00

  • پزشکیان با یک مشت هتاک، دروغگو و عوام‌فریب طرف است

    پزشکیان با یک مشت هتاک، دروغگو و عوام‌فریب طرف است

    به گزارش اقتصادران، محمد مهاجری فعال سیاسی اصولگرا با اشاره به هفته دولت درباره عملکرد دولت در طول بیش از یکسال گذشته گفت:  به دولت فعلی قطعا نقد وارد است. چون همکار شما  و ژورنالیست هستم، معتقدم که یکی از اساسی‌ترین نقدهایی که به این دولت وجود دارد در حوزه اطلاع‌رسانی است. در حوزه اطلاع‌رسانی رأس دولت چه در دفتر رئیس‌جمهور و چه شورای اطلاع‌رسانی، به هر حال ضعف‌های جدی وجود دارد و اگر چشم‌مان را به این ضعف‌ها ببندیم، حتما ضربات بیشتری به دولت وارد خواهد شد.

    معدل کار دولت در اداره کشور منفی نبوده است

    وی ادامه داد: دولت همچنان برای ارتباط گرفتن با افکار عمومی دچار مشکل است. این مشکل هم از ناحیه سخت‌افزاری است و هم از ناحیه نرم‌افزاری است؛ یعنی هم به جهت داشتن رسانه‌هایی که می‌توانند بازگوکننده دیدگاه‌ها و عملکرد دولت باشند، مشکل داریم هم به لحاظ نرم‌افزاری، یعنی تخصص کافی؛ به نظر من تخصص و مهارت کافی در رسانه‌های متعلق به دولت وجود ندارد. به خصوص حالا که صدا و سیما نه تنها همراهی با دولت ندارد، بلکه سعی می‌کند در مقابل دولت قرار بگیرد. لازم است که در نخستین سالگرد تأسیس دولت این بازتوانی در توانمندی‌های رسانه‌ای دولت هم به لحاظ سخت‌افزاری و هم به لحاظ نرم‌افزاری  انجام شده و تقویت شوند.

    این فعال سیاسی اصولگرا گفت: بخشی از اقدامات دولت هم قابل نقد است. البته با توجه به اینکه دولت از روز اول با جنگ شروع کرد، یعنی جنگ به او تحمیل شد و تحریم‌هایی که از گذشته به دولت آقای پزشکیان به ارث رسیده بود، همه این‌ها کار را برای دولت سخت کرده است. اما من معتقدم معدل کار دولت در اداره کشور منفی نبوده است. منظورم این است که هم در مقایسه با دولت سیزدهم، قطعا قوی‌تر عمل کرده و هم به نسبت انتظاری که از دولت داشتیم، به نظرم معدل قابل قبولی دارد.

    در هفته‌های اخیر بیشترین و زشت‌ترین و ناروا‌ترین تهمت‌ها و فحاشی‌ها به دولت وارد شده است

    این فعال سیاسی اصولگرا درباره انسجام ملی و عملکرد دولت در این باره گفت: من گمان می‌کنم آقای پزشکیان همه‌گونه همراهی با مخالفان خود کرده و در پروژه وفاق، هر امتیازی که باید به رقبا می‌داد، داده است. یعنی هم در حوزه تحمل، امتحان خود را خوب پس داده است و هم در مدارا با رقبا. در ماه‌های اخیر، به خصوص در همین یکی دو هفته اخیر، بیشترین و زشت‌ترین و ناروا‌ترین تهمت‌ها و فحاشی‌ها به دولت وارد آمده است. آقای پزشکیان سعی کرده که از کنار بسیاری از آن‌ها بگذرد.

    مهاجری گفت: دولت هم معمولا خیلی ورود به این موضوع نمی‌کند. حتی رسانه‌های حامی دولت هم با یک مدارایی در مقابل این رفتارها عمل می‌کنند. بنابراین دولت در حوزه انسجام هم کاری که منجر به تفرقه‌افکنی باشد، انجام نداده و این مخالفان دولت هستند که بخشی از آنها از درون صدا و سیما  پایگاه تبلیغاتی پیدا کرده‌اند و بخشی هم به هر حال در فضای مجازی و رسانه‌های رسمی این کار را انجام داده‌اند.

    بخشی از مخالفان دولت پزشکیان در حال عقده‌گشایی هستند

    وی در پاسخ به این سوال که علیرغم تاکیدات رهبری مبنی بر حمایت از دولت اما شاهد حمله تندروها به دولت هستیم و این باعث شده که  برای چندمین بار رهبری در سخنرانی اخیرشان بر حمایت از رئیس جمهور و دولت تاکید کنند، این  رفتار تندروها را چطور  ارزیابی می‌کنید و چرا علیرغم تأکید رهبر بر حمایت از دولت، مخالفان کار خود را می‌کنند، گفت: طبیعی است که مخالفان دولت سخت‌ترین و تندترین انتقادات را از دولت مستقل داشته باشند. به هر حال یک جماعتی که رأی نیاورده‌اند، حقشان است که به عنوان اقلیتی که رأی نیاورده‌اند، در مقابل اکثریت انتقاد کنند. تا اینجا اصلاً موضوع ناپسند و ناپذیرفتنی نیست.

    این فعال سیاسی اصولگرا گفت: اما به نظر می‌آید بخشی از مخالفان دولت آقای پزشکیان در حال عقده‌گشایی علیه دولت هستند و برای گشودن عقده‌های خود متوسل به دروغ و تهمت و ناسزا می‌شوند و این، کار را برای دولت سخت می‌کند چراکه با یک مشت هتاک، دروغگو و عوام‌فریب مواجه است.

    پزشکیان می‌تواند با یک سطر فرمان شورای عالی فضای مجازی را منحل کند

    مهاجری در بخش دیگری از صحبت هایش درباره عملکرد دولت در تحقق وعده‌های انتخاباتی اش گفت: علیرغم تمام موضوعاتی که در کشور وجود دارد، از جمله تحریم‌ها و جنگ، به نظر من موفق بوده‌اند. به عنوان مثال، در موضوع قانون حجاب، آقای پزشکیان موفق بود. اما در موضوع فیلترینگ، به نظر من ناموفق بود. آقای پزشکیان می‌توانست و هنوز هم می‌تواند با یک سطر فرمان، شورای عالی فضای مجازی را منحل کند و فیلترینگ را به عنوان یک وعده اساسی به مردم ارائه دهد.

  • احمدی‌نژاد هر بلایی که بر سر اقتصاد ایران آورد، در قالب عدالت اجتماعی، رنگ روغن خورده بود

    احمدی‌نژاد هر بلایی که بر سر اقتصاد ایران آورد، در قالب عدالت اجتماعی، رنگ روغن خورده بود

    به گزارش اقتصادران، محمد مهاجری، روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی طی یادداشتی در روزنامه هم میهن نوشت:

    سال ۱۳۸۲ قبل از اینکه اقای احمدی‌نژاد به عنوان شهردار انتخاب شود، جلسه مختصری تشکیل شده بود و من اولین بار آقای احمدی‌نژاد را آنجا دیدم. در آنجا، آقای احمدی‌نژاد یک عبارتی را گفت که هنوز توی ذهنم مانده است. گفت من به دوستان اصولگرا می‌گفتم که ما می‌توانیم در این انتخابات، اصلاح‌طلبان را شکست دهیم و شهرداری را تصاحب خواهیم کرد ولی دوستان اصول‌گرا خودشان را باور نداشتند. در ادامه گفت، دو سال دیگر که انتخابات ریاست‌جمهوری است، رئیس‌جمهور می‌شوم. از همان موقع، این اعتمادبه‌نفس را داشت.

    نکته دیگری که ایشان همت گماشت و جامعه‌شناسی خوبی کرده بود، کمک‌های فراوان به هیئت‌های مذهبی بود. تعداد زیادی از مداحان معروف و نیمه معروف را شناسایی کرد و دستور داد از محل اعتبارات شهرداری تهران، به آنها امکانات دهند. در واقع با این کار، دو هدف را درست انتخاب کرد، یکی اینکه جامعه متدین مذهبی را با خودش همراه کرد و دوم اینکه اقشار آسیب‌پذیر جامعه، به لحاظ ذهنی به ایشان متمایل شدند. نکته دیگری که خوب فهمیده بود، این بود که گروه‌های مرجعی را ایجاد کرد که بتواند از آن گروه‌های مرجع نهایت استفاده را ببرد.

    تقریباً ۹۰ درصد مساجد تهران، به نحوی مُبلغ ایشان بودند. آقای احمدی‌نژاد از سال ۸۲، در شهرداری تهران کار انتخاباتی می‌کرد. برنامه‌ای در تلویزیون به نام صندلی داغ پخش می‌شد که پخش آن از همان سال‌های ۸۲ شروع شد که من نقشی در آن برنامه داشتم. در تابستان ۸۳، آقای احمدی‌نژاد به آن برنامه آمد. وقتی که به برنامه آمد، کارگردان گفت آقای احمدی‌نژاد شما هر کاری در شهرداری می‌کنید با نگاه به انتخابات آینده است و دنبال رای هستید.

    برخلاف آن چیزی که ما شنیده بودیم که آقای احمدی‌نژاد آدم مؤدب و باتحملی است، ایشان به شدت عصبانی شد، پرخاش کرد و ناسزا گفت و اجازه هم نداد که آن برنامه پخش شود. این را می‌خواهم بگویم که ایشان علاقه نداشت که دستش رو شود که برای ریاست‌جمهوری، کار‌های پوپولیستی انجام می‌دهد.

    یک مفهومی در جامعه وجود داشت و هنوز هم دارد که عدالت اجتماعی است. آقای احمدی‌نژاد هر بلایی که بر سر اقتصاد ایران آورد، در قالب عدالت اجتماعی، رنگ روغن خورده بود. آقای احمدی‌نژاد، سفر‌های استانی می‌رفت. یک روز، یکی از دوستان زنگ زد که بیا کار دارم.

    یک آقایی آنجا بود و گفت من عذاب وجدان گرفتم. به من توضیح داد که آقای احمدی‌نژاد می‌خواست به مشهد برود، از تهران دو هواپیما را جمع کرده و به مشهد برده‌اند از بین فلکه آب و فلکه برق، دنبال ماشین بدوند. حساب کردم و دیدم همین پول را در مشهد می‌خواستند هزینه کنند، چند برابر این می‌توانستند آدم بیاورند. من گفتم حرفت را باور نمی‌کنم و چند شاهد آورد. می‌خواهم بگویم، این کار‌های پوپولیسیتی در بستر عدالت اجتماعی بود.

  • جلیلی نخودی است! / در ۲۵۰۰سال گذشته هیچ دبیرکل حزبی بی خاصیت تر از صادق محصولی وجود نداشته، مگر بخاطر پولش!

    جلیلی نخودی است! / در ۲۵۰۰سال گذشته هیچ دبیرکل حزبی بی خاصیت تر از صادق محصولی وجود نداشته، مگر بخاطر پولش!

    به گزارش اقتصادران، محمد مهاجری در یکی از توییتهای خود نوشت:

    وقتی می گویند فلانی نخودی است یعنی بی اهمیت و ول معطل و بخصوص سرکار است.به کسانی که این روزها در باره نقش آقای سعیدجلیلی نگرانند عرض می کنم او از مدتها پیش یک نخودی تمام عیار است و جز سخنرانی های بیهوده و توییت های مضحک، کار دیگری نمی کند. در شعام هم تحویلش نمی گیرند.

    طعنه سنگین محمد مهاجری به سعید جلیلی : او را در شعام تحویل نمی گیرند/ در ۲۵۰۰ سال گذشته از صادق محصولی و حزب پایداری اش بی خاصیت تر وجود نداشته

    مهاجری همچنین در توییت دیگری در باره جبهه پایداری و صادق محصولی نوشت:

    طعنه سنگین محمد مهاجری به سعید جلیلی : او را در شعام تحویل نمی گیرند/ در ۲۵۰۰ سال گذشته از صادق محصولی و حزب پایداری اش بی خاصیت تر وجود نداشته

     

     

  • اگر احمدی‌نژاد ادعا کرد امام‌زمان یا حتی خداست تعجب نکنید!

    اگر احمدی‌نژاد ادعا کرد امام‌زمان یا حتی خداست تعجب نکنید!

    به گزارش اقتصادران، محمد مهاجری، فعال رسانه ای اصولگرا، در بخشی از یادداشت خود با عنوان «اگر احمدی‌نژاد ادعا کرد امام‌زمان یا حتی خداست تعجب نکنید! » نوشت:

    این روزها حضور احمدی‌نژاد در مجارستان و سخنرانی کم‌محتوا و دریافت دکتری‌افتخاری از همان دانشگاهی که نتانیاهو چندی‌پیش همین مدرک را گرفته در رسانه‌های داخلی بازتاب یافته‌است.

    او از سال۱۳۸۲ که به شهرداری رفت، ریاکارانه رفتارهایی انجام داد تا اعتقاداتش در پس‌پرده پنهان بماند. کمکهای فراوان و بی‌حساب وکتاب به هیئتهای‌مذهبی و تحویل‌گرفتن مداحان و قراردادن بخشی از روحانیت در مقابل گروه دیگر، رفتارهایی بود که از او سرزد و متاسفانه نه فقط عوام‌الناس که حتی خواص نیز گول او را خوردند. قصه خنده‌دار و خرافه‌الود هاله‌نور ان‌هم در عصر پیشرفت‌دانش از جمله شعبده‌بازی‌های او بود.

    احمدی‌نژاد در سخنان خود در مجارستان موضوع انسان‌گرایی را مطرح کرد که ممکن است طرفداران و شیفتگان او چنین ژست بگیرند که او طرفدار اندیشه اومانیسم است. حال آنکه گرچه ممکن است شباهت‌هایی با اومانیسم و لیبرالیسم در آن یافت شود اما او وقتی از انسان و انسان‌کامل حرف می‌زند مرادش چیز دیگری است.

    به گواهی افراد متعددی که با او همکلام شده‌اند  او وقتی از انسان‌کامل سخن می‌گوید مرادش آنگونه که شیعیان آن را به شخصیت معصومین نسبت می‌دهند نیست. او کاملا به روش فکری شیخ‌احمد احسایی(بنیانگذار فرقه شیخیه)باور دارد که انسان‌کامل را برای افراد غیرمعصوم هم ممکن می‌داند.

    مسئله اما اینجا نیست بلکه افرادی که از نزدیک با تفکر احمدی‌نژاد آشنایی دارند می‌گویند او به ظرافت خود را مصداق انسان کامل می‌داند!

    مشرب فکری احمدی‌نژاد همان مشرب شیخیه است که بابیت و بهائیت نیز از آن متولد شدند. سیدعلیمحمد باب هم ابتدا خود را باب‌الله و سپس امام‌زمان نامید و وقتی به تکامل! رسید برای خود مرتبه الوهیت قائل شد.

    احمدی‌نژاد البته محافظه‌کارتر از آن است که به این سرعت چنین ادعاهایی کند. نه شرایط امروز مانند دوره باب است و نه در زمان ما فرقه‌بازیهای اینچنینی مشتری دارد.اما اگر  مرتکب آن شد اصلا جای شگفتی نیست. همانطور که کسی گمان نمی‌برد علی‌محمدباب  روزی به سرش بزند و خود را خدا بخواند.

  • آنقدر قحط‌الرجال است که باید آقای قالیباف رئیس‌مجلس شود!

    آنقدر قحط‌الرجال است که باید آقای قالیباف رئیس‌مجلس شود!

    به گزارش اقتصادران، محمد مهاجری نوشت: قبول دارم آنقدر قحط‌الرجال است که باید آقای قالیباف رئیس‌مجلس شود، اما آیا او واقعا برای نشستن روی آن صندلی که گنده‌تر از صندلی ۲۸۹ نماینده دیگر است افتخار دارد؟ یا آقای قالیباف صرفا به لذت ریاست می‌بالد؟

    بعدش هم بپرسد بین نمره یک تا بیست چه نمره‌ای به این مجلس و نمایندگانش می‌دهید؟

    و چه خوب که آقای قالیباف به صحن علنی برگردد و هرچه را شنیده از تریبون اعلام کند. حتی اگر شنید در این نظرخواهی با ده نمره ارفاق، باز هم نمره مردم به مجلس صفر است!

    منکر حصور نمایندگان ارزشمند در مجلس نیستم، اما قطعا با حرف‌هایی که آقای قالیباف از مردم در باره ترکیب و عملکرد مجلس خواهد شنید دچار افسردگی خواهد شد.

  • اقتصاد رانتی نتیجه پنهانکاری و تصمیم‌گیری در اتاق‌های دربسته است / عوارض بگیر و ببندهای عجیب، گریبان سرمایه‌گزاران لایق را هم گرفت

    اقتصاد رانتی نتیجه پنهانکاری و تصمیم‌گیری در اتاق‌های دربسته است / عوارض بگیر و ببندهای عجیب، گریبان سرمایه‌گزاران لایق را هم گرفت

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی،فیاض زاهد و محمدمهاجری در روزنامه اعتماد نوشتند:

    مفهوم ثروت که در تاریخ فرهنگی ما گاهی تفاوت معناداری با سرمایه هم نداشته، سرنوشتی بسان دیگر پدیده‌های تحول تاریخی، مفاهیم و‌ ارزش‌های مشترک انسانی داشته است. ثروت در این فرهنگ گاهی معنوی فهم شده است. آن‌سان که فقر به معنای ثروت، قناعت به معنای کمال، درویشی به معنای قلندری درک شده‌اند. حملات پی در پی در تاریخ ایران از شرق و غرب و وجود و رشد فرهنگ صوفیگری و درویشی در نتیجه تغلب احوالات زمانه حسی دوگانه رقم زده است. این احساس دوگانه در کنار فقدان امنیت از سوی حکومت‌های مستبد؛ که از قرن اول در معرض تهاجم اقوام و گروه‌های غیرایرانی بوده تا حداقل هزارسال تداوم داشته است.

    بی‌ثباتی سیاسی در کنار فرهنگ مخفی‌کاری و ترجیح ریا و‌ تزویر به عنوان سپری برای حفاظت خود، فرهنگی چندلایه و پیچیده رقم زده است. طرفه آنکه بی‌ثباتی سیاسی، به آن شکلی تراژیک هم داده است. هر قدرتی که از راه می‌رسید به غارت طبقات مرفه و صاحب ثروت قبلی دست‌درازی می‌کرد. (پنهانکاری و رواج دروغ را می‌توان از این منظر بهتر فهمید)  در چنین فضایی، رشد و تکامل مستقل طبقات و گروه‌های متنفذِ سیاسی و اقتصادی سرابی بیش نبود. هیچ وضعی پایدار نبود.

    هرگروهی از راه می‌رسید تلاش می‌کرد از فرصت زودگذر بهره ببرد. اغلب متفکران معتقدند که گذشته ما از این نظر تفاوتی جدی با فرآیندی که غرب پیموده است دارد. در غرب طبقات این فرصت را داشتند تا بمانند و بالنده شوند و دولت بسازند و‌در اینجا به‌دلیل این ناپایداری تاریخی دولت‌ها بودند که طبقات خود را ساخته‌اند. لذا داستان سرمایه و ثروت هم از این قاعده مسثنی نیست. کافی است به داستان حسنک وزیر در بیهقی بنگریم و ببینیم صحنه مصادره اموال وی پس از دورانی طولانی از حبس و شکنجه چگونه در بزکی فریبنده صورت یک دادوستد تجاری به خود می‌گیرد. در تاریخ جدید ایران هم قاعده طبقه‌سازی، بهره‌مندی از رانت و مزایای منحصر به‌فرد اتصال به خاندان‌های قدرتمند تداوم داشته است.

    با مواجهه و ورود ایران به دنیای جدید، اهمیت مفهوم سرمایه و سرمایه‌دار و سرمایه‌گذاری نمایان شد؛ اینکه بدون آن نمی‌توان شاهد توسعه و پیشرفت ایران بود. در ابتدا و به ویژه در حکومت پهلوی‌ها دولت عهده‌دار تامین سرمایه و سرمایه‌گذاری بود. در ابتدا بیشتر مالیات می‌گرفت و در ادامه درآمدهای نفتی افسانه‌ای هم داشت. در نتیجه چندان جایگاهی برای امنیت سرمایه خصوصی قائل نبودند و همچنان سرمایه و سرمایه‌داران تابع و تحت سلطه قدرت بلامنازع حکومت و البته شخص حاکم قرار داشتند.

    تصرف بسیاری از اراضی مازندران از سوی رضاشاه نمونه‌ای از فقدان امنیت سرمایه و ثروت است و در زمان محمدرضا پهلوی هم نحوه برخورد با صاحبان سرمایه در سال‌های ۵۳ و ۵۴ و موارد دیگر نمونه این رفتار بود. این امر به‌شدت تابع قدرت مالی دولت از طریق فروش نفت بود.

    پس از انقلاب هم این روند ادامه یافت. توزیع ثروت نفت همیشه موجب توزیع رانت و گسترش فساد بوده و افکار عمومی تهییج شده هم با برخوردهای تند با صاحبان سرمایه همراهی می‌کردند چون آنان را رانتی می‌دانستند. در آخرین مورد حتما دادگاه‌های ویژه اقتصادی را که از سال ۹۷ راه افتاد به خاطر دارید. هرگاه دولت‌ها به مشکلات ناشی از کمبود منابع و تورم بالا دچار می‌شدند و نمی‌خواستند که به عنوان متهم شناخته شوند، به یک‌باره عدالت‌طلب شده و یاد مبارزه شدید با سرمایه‌داران که زالوصفت می‌نامیدند می‌افتادند البته اغلب قربانیان نیز دست‌پرورده بودند ولی عوارض این نوع بگیر و ببندهای عجیب، گریبان سرمایه‌گزاران لایق را هم می‌گیرد و جامعه را دچار رکود می‌کند. از دو‌‌دهه پیش و با افزایش شدید درآمدهای نفتی فرآیند بی‌نیازی از سرمایه خصوصی به ویژه در دولت اول اصولگرایان تشدید هم شد.

    از ابتدای دهه ۹۰ و با تشدید تحریم‌ها، خزانه آن دولت کوچک و‌ کوچک‌تر شد و در اولین گام به سوی افزایش مالیات رفتند ولی مشکل اینجا بود که مالیات پس از تولید ثروت گرفته می‌شود و اگر زیاد باشد موجب کاهش تولید و فرار سرمایه‌گذاران می‌شود در نتیجه سیاست‌گذاران متوجه شدند که بدون امنیت سرمایه‌گذاری از سوی بخش خصوصی اتفاقی نخواهد افتاد. مطالعات نشان می‌دهد که برای رسیدن به رشد ۵/۸ درصدی در تولید، باید رشد ۲۰ درصدی در سرمایه‌گذاری داشته باشیم.

    متاسفانه بازدهی سرمایه در ایران به نسبت اغلب کشورها بسیار کمتر است و نیاز به سرمایه را بیشتر می‌کند. در برنامه هفتم توسعه، رشد هشت‌درصدی سالانه پیش‌بینی شده که نیازمند سرمایه‌گذاری‌های بسیار بیشتری است. شاید به همین دلایل است که سرمایه‌گذاری برای تولید به عنوان شعار سال اعلام شده است و برخی تمهیدات برای حضور پر‌رنگتر سرمایه‌گذاران حتی آنان که در زندان بوده‌ و محکوم شده‌اند اتخاذ شده است ولی این سیاست نیز مستلزم تمهیداتی است که نباید فراموش شود. این تمهیدات در سه حوزه باید اتفاق بیفتد: اقتصادی، سیاسی و افکارعمومی. در وجه اقتصادی برای آنکه به چرخه شبهه‌برانگیز پیش دچار نشویم راهی جز شفافیت نداریم. اقتصاد رانتی یکی از دلایل استمرارش پنهانکاری و تصمیم‌گیری در اتاق‌های دربسته است.

    از همین جا افرادی که به کانون‌های قدرت نزدیکند بیشترین بهره را می‌برند. نکته مهم دیگر ایجاد فضای رقابت بین سرمایه‌گذاران است. اینکه عده‌ای بتوانند از رانت اطلاعاتی و مواهب دیگر برخوردار و با همین ویژگی وارد مسابقه شوند فساد بزرگ‌تری را ایجاد می‌کند. در این حالت، یا ممکن است بقیه سرمایه‌گذاران نیز به نزدیک شدن به مراکز قدرت ترغیب شوند (که متاسفانه هم‌اکنون با آن مواجهیم) یا از بازار خارج شوند و حتی سرمایه خود را به خارج منتقل کنند. نکته بسیار مهم دیگر، بنگاه‌های بزرگ اقتصادی وابسته به نظام هستند.

    آنها نیز باید رفتارهای خود را به اوج شفافیت برسانند و در رقابت معقول و غیررانتی وارد بازار شوند. این درست است که آنها به دلیل برخورداری از دارایی‌های بسیارکلان، رقیبان بزرگ ندارند اما عدم شفافیت آنها می‌تواند هرنوع انگیزه‌ای را از سرمایه‌گذاران کوچک‌تر از خودشان سلب کند. این بنگاه‌های بزرگ اگرسرمایه خود را در بورس در معرض فروش بگذارند، چه بسا بخش خصوصی بتواند مدیریت موفق‌تری از وضعیت کنونی را به نمایش بگذارد. در وجه سیاسی باید گفت طی سال‌های طولانی با محکوم کردن سرمایه‌دار و سرمایه‌گذار روبه‌رو بوده‌ایم. این روزها نیز می‌بینیم چنین رویکردی تکرار می‌شود. جالب اینکه این مواجهه منحصر به تفکر عدالتخواه نیست. حتی تکنوکرات‌های اعتدالی و اصلاح‌طلب نیز علم مخالفت برداشته‌اند.

    وقت آن رسیده است که از خود بپرسیم روش گذشته، با تئوری فایده-هزینه چه عوایدی برای ما داشته و تداوم آن با اقتصاد ما چه خواهد کرد؟ آیا میراثی جز کاهش تولیدناخالص ملی، افزایش بیکاری، خوابیدن پروژه‌های مفید دارد؟ در شرایطی که دولت به دلیل تنگناهای شدید مالی و بوروکراسی آزاردهنده، توان کار مهمی را در اقتصاد ندارد، جز بهره‌گیری از سرمایه‌های موصوف جانشینی وجود دارد؟ سرانجام در بعد افکار عمومی باید اشاره کرد که تغییر باور جامعه که در سال‌های طولانی، شکل گرفته، کار آسانی نیست.

    به‌علاوه روی آوردن به اقتصاد سرمایه‌محور، پیامدهایی دارد که دنیا تجربه‌اش را از سر گذرانده و ما نیز باید از آن عبور کنیم. این عبور برای ما لزوما به معنای کنارگذاشتن همه خط قرمزها نیست اما به هرحال با سبکی از زندگی مواجه خواهیم شد که باید برایش برنامه‌ریزی کنیم. یادمان باشد عامل عقلانیت در حکمرانی سیاسی و به تبع آن جذب سرمایه‌گذاری خارجی در تمام کشورهای توسعه یافته پس از جنگ جهانی دوم عامل رشد اقتصادی شگفت‌انگیز بوده است. نظام جمهوری اسلامی یک سرمایه اجتماعی پرقدرت دارد که نمی‌توان و نباید آن را از دست داد. این سرمایه را عموم مردم از جمله افراد متدین و انقلابی تشکیل می‌دهند.

    جامعه‌ای که با تفکر عدالتخواه (با همین تعریف امروزی) خو گرفته ممکن است در مقابل تغییرات اقتصادی دچار دوگانگی شود و این شائبه پیش آید که سرمایه اجتماعی موجود دچار ریزش می‌شود.  ایده پذیرش سرمایه‌گذاران جدید در کشور تنها با توجیه سیاسی و فرهنگی افکار عمومی (گرچه لازم است) اتفاق نمی‌افتد. باید با بهبود اقتصاد کشور که از محل سرمایه‌گذاری‌های جدید پدیدار می‌شود، مزیت‌هایی آفرید که راه برای ادامه قبول تفکر نوین هموار شود.

  • آقا بابک! کاش مجسمه‌تان را بسازند

    آقا بابک! کاش مجسمه‌تان را بسازند

    به گزارش اقتصادران، محمد مهاجری فعال سیاسی اصولگرا در مطلبی با عنوان «آقای بابک زنجانی! ما را ببخش؛ اشتباه کردیم» در کانال تلگرامی خود نوشت:

    جناب آقای بابک زنجانی، سلام

    امروز در یکی از روزنامه‌های جناح خودمان خواندم که شما با پذیرفتن مدیرعاملی ۲۵ شرکت، پای به عرصه خدمت گذاشته‌اید و قرار است در عرصه حمل و نقل مملکت کاری کنید کارستان. یک جوری هم خبررا نوشته بودند که گویی شما قدم بر دیدگان ملت گذاشته‌اید و ما مردم بی چشم رو و ناسپاس، قدر شما را ندانسته‌ایم. سال‌ها بود زبانم لال، اسم شما را در کنار مفسدان اقتصادی می‌دیدیم، اما حالا می‌فهمیم چه اشتباه بزرگی کرده‌ایم. آخر می‌دانی آقابابک؟! خیلی هم تقصیر ما نیست. ما این حرف‌ها را از مسئولان رسمی می‌شنیدیم و صداوسیما و روزنامه‌ها هم نامردانه حرف‌های نامربوط به شما را یک کلاغ چهل کلاغ می‌کردند! حیف که دیر شد، اما خوشحالم که دیرتر از این نفهمیدیم که هرچه گفته بودند دروغ بود.

    وقتی شما از حکم اعدام رهیدید و ۲۰ سال زندان هم به نصف تقلیل یافت باید خوشحال می‌شدیم. همین الان هم از اینکه چندسالی را در زندان بوده‌اید از شما خجالت می‌کشیم. به ما نگفته بودند شما سلطان دور زدن تحریم هستید. به ما نگفته بودند که شما توان آن را دارید نفت را سه سوت در اقصی نقاط عالم بفروشید و پولش را بیاورید؛ به ما نگفته بودند حتی وقتی در زندان هستید می‌توانید بزرگترین کارتل تجاری ایران باشید؛ در باره شما حرف‌های دیگری زده بودند که شرمم می‌آید تکرارش کنم.

    خب. حالا که سرفرازانه آمده‌اید باید تبریک بگوییم. حوشبختانه روزنامه‌ای که سال‌های طولانی است ادعای ضدیت با فساد دارد، اصلا از شما بد نمی‌گوید. سکوتی همراه با رضایت و خوشحالی دارد. بعضی چهره‌های سیاسی که همه ژست شان این بود که به باند‌های فساد فحش بدهند خفقان گرفتند؛ حتی افرادی که با افشاگری در باره فساد برای خودشان مغازه دونبش باز کرده بودند، به گوشه‌ای خزیده‌اند. پس معنایش این است که همه شرمنده شما هستند و، چون خجالت می‌کشند از شما عذر بخواهند، به سکوت برگزار می‌کنند. حتی یک امام‌جمعه هم به کنایه حرفی نگفت.

    ببخشید ما را. اصلا به ما چه که الان شما چگونه می‌توانید در اوج تحریمها، ده‌ها هواپیما و هزاران کامیون و تاکسی و اتوبوس یرقی وارد کشور کنید؟ حتما پشت‌پرده بازی‌های پنهان هست و ما نمی‌دانیم. کاش مجسمه‌تان را بسازند و در یکی از میادین بزرگ پایتخت نصب کنند و امثال ما نادان‌ها هروقت از مقابلش رد شدیم به ساده لوحی و حماقت مان لعنت بفرستیم و از اینکه مجسمه یک قهرمان ملی را تماشا می‌کنیم افتخار کنیم.