برچسب: محمدباقر قالیباف

  • اعتراف قالیباف به ته کشیدن منابع نفتی! / چین هم به ایران پشت کرد؟

    اعتراف قالیباف به ته کشیدن منابع نفتی! / چین هم به ایران پشت کرد؟

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد نفتی ایران تاکنون با صادرات نفت سرپا مانده است. موضوعی که با توجه به تحریم‌ها و نحوه اداره زیرساخت‌های نفتی در کشور، روز به روز به سمت افول حرکت می‌کند.

    به نظر می‌رسد کاهش درآمدهای نفتی ایران و بیم تشدید دوباره تحریم‌ها به دنبال روی کار آمدن دونالد ترامپ، رئیس جمهوری منتخب آمریکا، برخی مسئولان را به ازسرگیری مذاکرات وادار کرده است. تا جایی که مستقیماً از نوع روابط بین‌المللی و نحوه مدیریت صنعت نفت انتقاد دارند و دیگر به حقایقی که سال‌ها کارشناسان فریاد می‌زدند و مسئولان انکار می‌کردند اعتراف می‌کنند.

    محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس دوازدهم، صبح روز گذشته در صحن علنی مجلس اعلام کرد: «یک روزی در مواجهه با تهدیدات دشمنان می‌گفتیم نفت‌ را روی شما می‌بندیم و اهرم تهدید ما بود. اما امروز کدام نفت را می‌بندیم و کدام بازار را داریم؟ اگر هم تحریم نباشیم وضعیت تولیدمان معلوم است. آیا این خسارت نیست و نباید توجه کنیم؟ در این زمینه دولت‌ها و مجلس مسئول نیستند؟»

    زمانی که بسیاری از کارشناسان از پیامدهای تحریم، کاهش سرمایه‌گذاری در صنعت نفت و ضعف زیرساخت‌ها سخن به میان می‌آوردند، گوش شنوایی وجود نداشت. اکنون پس از گذشت چندین سال، مسئولان به ته کشیدن چاه‌های نفتی اعتراف و طوری انتقاد می‌کنند که گویا خود در این چند سال هیچ سمتی نداشته‌اند.

    تنها در یک نمونه باید گفت در فروردین‌ماه 1389، زمانی که قالیباف شهردار تهران بود، در دیدار با لیویالوی آگوستوی، سفیر وقت سوئیس در ایران، بر بی‌حاصل بودن اقداماتی همچون تحریم و فشارهای بین‌المللی از سوی کشورهای غربی تاکید کرد و آن را سیاستی شکست‌خورده نامید.

    اما اکنون او هم در قامت رئیس مجلس به این موضوع پی برده که تحریم نه‌تنها نعمت نیست، بلکه اکنون از سفره مردم عادی فراتر رفته و گویا مسئولان را هم درگیر کرده است.

    ورود سرمایه‌گذاران خارجی به ایران و انتقادات مدافعان تحریم از آنها

    پس از برجام، شرکت‌های بزرگ نفتی شروع به انعقاد قراردادهای متفاوتی به منظور توسعه صنعت نفت ایران کردند. شرکت ملی نفت ایران و شرکت انگلیسی-هلندی شل، در آذرماه 1395، تفاهم‌نامه نفتی برای مطالعه میدان‌های نفتی آزادگان، یادآوران و میدان گازی کیش امضا کردند.

    همچنین قرارداد توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی در تیرماه ۹۶ بین شرکت ملی نفت ایران، کنسرسیوم شرکت توتال، شرکت ملی نفت چین و شرکت پتروپارس به امضا رسید.

    اما چندی نگذشت که انتقادها از ورود سرمایه‎‌گذاری خارجی در ایران شروع شد.

    مخالفان ورود شرکت توتال به ایران شامل شخصیت‌های مختلف سیاسی، رسانه‌ای و برخی از نمایندگان مجلس بودند که به دلایل مختلف اعتراض داشتند. از مهم‌ترین منتقدان می‌توان به احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد، عبدالله عبدالهی، فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا، احمد توکلی، رئیس هیات مدیره سازمان دیده‌بان شفافیت و عدالت و علیرضا زاکانی، نماینده وقت مجلس، اشاره کرد.

    عمده این انتقادات به بهانه نادیده گرفتن توان داخلی بود. این مخالفان به فساد توتال، سابقه منفی حضور این شرکت‌ها در ایران و همچنین نگرانی از وابستگی‌های طولانی‌مدت به شرکت‌های خارجی اعتراض داشتند. آنها همچنین معتقد بودند پروژه‌های نفتی ایران باید بیشتر به شرکت‌های داخلی واگذار شود.

    این در حالی است که در قرارداد شرکت توتال برای توسعه فاز 11 پارس جنوبی، توتال صرفاً به عنوان رهبر کنسرسیوم حضور داشت و موظف بود از فعالان صنعت نفت ایران بهره بگیرد. از همین رو، شرکت پتروپارس نیز وارد ماجرا شده بود.

    در همان زمان منتقدان می‌گفتند توان داخلی برای سرمایه‌گذاری وجود دارد، اما مشخص نبود اگر توان سرمایه‌گذاری 8.4 میلیارد دلاری آن هم صرفاً برای توسعه پارس جنوبی وجود دارد، پس چرا اقدامی به منظور توسعه این میدان انجام نشد و تاکنون هم انجام نشده است؟

    چرا پس از خروج آمریکا از برجام و تشدید تحریم‌ها، این حجم از سرمایه‌گذاری در صنعت نفت انجام نشد و وضعیت صنعت نفت به جایی رسید که رئیس مجلس نیز هیچ ابایی از اعتراف به ته کشیدن منابع نفتی ندارد؟

    پشت کردن چین به ایران

    چین که به عنوان یکی از مهم‌ترین خریداران نفت ایران شناخته می‌شد، پس از امضای توافق هسته‌ای و ورود ایران به بازار جهانی نفت، به نظر می‌رسید روابط نفتی خود را با ایران گسترش دهد. اما در عمل، به دلیل تحریم‌ها و فشارهای بین‌المللی، چین هم نتواست به تعهدات خود عمل کند و بسیاری از پروژه‌های نفتی و سرمایه‌گذاری‌های مشترک در بخش‌های مختلف به تعویق افتاد.

    چین که در گذشته شریک استراتژیک ایران در عرصه نفت و گاز قلمداد می‌شد، به‌تدریج به دلیل وابستگی اقتصادی به آمریکا و ملاحظات بازار جهانی، روابط خود را با ایران محدود کرد. این تغییرات در سیاست چین، منجر به خروج بسیاری از شرکت‌های چینی از پروژه‌های نفتی ایران شد.

    هم‌اکنون، صادرات نفت ایران به چین از حالت رسمی خارج شده و بیشتر به شکل غیررسمی و از طریق پالایشگاه‌های کوچک چینی صورت می‌گیرد که از بسیاری از مراودات بین‌المللی مصون هستند.

    این پالایشگاه‌ها مقادیر کمتری از نفت ایران آن هم با تخفیف‌های ویژه خریداری می‌کنند. با وجود روابط اقتصادی نزدیک، چین از سرمایه‌گذاری در پروژه‌های کلان ایران در بخش‌های نفت، گاز و زیرساخت‌ها اجتناب و پس از انتقادات فراوان و افزایش تحریم‌ها، علناً به ایران پشت کرد.

    حال پس از تشدید تحریم‌ها و تداوم مدیریت ناکارای زیرساخت‌ها و نبود سرمایه‌گذاری برای توسعه صنعت نفت، موافقان تحریم به مخالفان تحریم بدل شده‌اند و از ته کشیدن منابع نفتی سخن به میان می‌آورند. موضوعی که با توجه به نحوه مدیریت زیرساخت‌ها و افزایش طرح‌های خاص فروش نفت در بودجه، دور از ذهن نبود.

    شایان ذکر است این اظهارات به معنی نبود ذخایر نفتی نیست؛ چراکه در حال حاضر نیز ایران همچنان چهارمین کشور به لحاظ دارا بودن ذخایر نفتی در جهان به حساب می‌آید. ته کشیدن منابع نفتی، بدان معناست که با توجه به نحوه مدیریت منابع نفتی در ایران، درصد درخور توجهی از منابع و درآمدهای نفتی صرف توسعه کشور نشده و مستقیماً به جیب کاسبان تحریم رفته است.

    همچنین به نظر می‌رسد توان یا اراده‌ای هم برای توسعه این صنعت به نفع مردم و بهره‌برداری از منابع نفتی کشور وجود ندارد. از این رو اگر نفتی هم به فروش می‌رسد و درآمدی به کشور می‌آورد فقط صرف هزینه‌هایی مانند پرداخت حقوق کارکنان دولت می‌شود.

    اعتراف به قاچاق سازمان‌یافته

    کاهش سرمایه‌گذاری خارجی در ایران، تنها پیامد تحریم نبود. غیرشفاف‌تر شدن روند صادرات نفت و چگونگی وصول درآمدهای نفتی، یکی دیگر از پیامدهایی بود که به بهانه تحریم در کشور به‌ وجود آمد.

    افزایش صادرات غیررسمی و منتشر نشدن آمار دقیق در مورد میزان صادرات و درآمدهای نفتی، منجر به افزایش قاچاق سازمان‌یافته نفت شد؛ موضوعی که قالیباف هم به‌صراحت آن را بیان می‌کند.

    او در ادامه انتقادات خود در صحن علنی مجلس مطرح کرد: «روزانه بین ۲۵ میلیون تا ۳۰ میلیون لیتر فرآورده از کشور قاچاق می‌شود؛ تردید نکنید این قاچاق سازماندهی شده است و مراکز تولید و مصرف‌کننده‌های اصلی اولین تهیه‌کننده‌های این قاچاق هستند. این حرف را با اطلاع بیان می‌کنیم.»

    پیش‌تر مسئولان در مواجهه با قاچاق، مردم را مقصر می‌دانستند. این در حالی است که بارها بسیاری از کارشناسان تذکراتی مبنی بر سازمان‌یافته بودن این قاچاق داده‌اند.

    در مرداد سال جاری، علی شمس‌اردکانی، کارشناس اقتصاد انرژی، در گفت‌وگو با روزنامه هم‌میهن، ضمن اشاره به قاچاق سازمان‌یافته سوخت در ایران، از تهاتر گسترده انبه با نفت سخن به میان آورد.

    حال پس از تذکرات پی‌درپی بسیاری از کارشناسان، رئیس مجلس به قاچاق سازمان‌یافته نفت اعتراف می‌کند. باید گفت قاچاق سازمان‌یافته، با تشدید تحریم‌ها افزایش یافت. چراکه با غیرشفاف شدن اوضاع صادرات، روند قاچاق نیز ساده‌تر انجام خواهد شد.

    پیش‌تر بلومبرگ در گزارشی تحقیقی نوشت که در 9 ماه نخست سال 2024، حدود 350 میلیون بشکه نفت در شبه‌جزیره مالزی کشتی به کشتی شده که ارزشی بالغ بر 20 میلیارد دلار دارد. این منطقه همان منطقه‌ای است که از طریق آن، بیش از 90 درصد نفت ایران یعنی حدود یک میلیون بشکه در روز، به دور از آمار رسمی به چین وارد می‌شود.

    تداوم تحریم‌ها و استفاده کاسبان تحریم از این وضعیت، منجر به افزایش صادرات غیررسمی شده و در چنین شرایطی، وضعیت درآمدهای نفتی به عنوان مهم‌ترین درآمدهای ایران مشخص نیست.

    نفتی که قرار بود ملی باشد و بر سر سفره مردم بیاید، روزانه قاچاق می‌شود و حال پس از انکار مشکلات پیش‌آمده توسط تحریم و روند اداره منابع نفتی در کشور، مسئولان خود به ته کشیدن منابع نفتی اعتراف می‌کنند.

  • ظریف جاسوس است و قالیباف خیانتکار!

    ظریف جاسوس است و قالیباف خیانتکار!

    به گزارش اقتصادران، مجتبی زارعی در جلسه علنی امروز چهارشنبه مجلس در تذکری گفت: سخنی با ستاد مرکزی پیامک سازان علیه نمایندگان مجلس، رئیس مجلس و نیروهای مسلح دارم؛ می‌گویند نیروهای مسلح هرچه زودتر اسرائیل را با خاک یکسان کند، ظریف جاسوس است و مجلس و رئیس مجلس در حال خیانتند و باید هرچه زودتر رئیس جمهور را به قوه قضاییه معرفی کنند.

    وی افزود: در جواب به این پیامک سازان می‌گوییم، آفرین به غیرتتان علیه باند تبهکار اسرائیل اما نیروهای مسلح نه تابع پیامک شما بلکه تابع فرمانده کل قوای حکیم هستند و بنا دارند نه تعلل کنند نه شتاب زدگی و ضمنا قصد دارند دشمن را در اصلاح خطای محاسباتی‌اش هم شیرفهم کنند.

    نماینده تهران در ادامه بیان کرد: اطلاق جاسوسی و خیانت به دولتمردان اسبق با پیامک ممکن نیست بلکه در صلاحیت دستگاه‌های رسمی امنیتی و اطلاعاتی در جمهوری اسلامی است؛ ای برادران، فلسفه سیاسی ظریف ناکارآمد و معیوب است اما اشکال فلسفه سیاسی ظریف با خیانت و جاسوسی متفاوت است. امام خامنه‌ای می‌فرمود آمریکا قابل اعتماد نیست اما ظریف می‌گفت امضای جان کری تضمین آور است و شد آنچه که نباید می‌شد.

    زارعی بیان کرد:  معلوم است با قانون فعلی انتصاب ظریف غیرقانونی بوده است اما تلاش برای اعمال ماده ۲۳۴ علیه رئیس جمهور نقض غرض اصلی خود شما درباره ظریف است. ۲۰۷ نفر از نمایندگان قویا به دولت گفتند ارائه لایحه برای آقای ظریف غیراولویت‌دار و غیر فوری بوده و هست و خود من هم نوشتم فوریت این لایحه کاری شاهنشاهی بوده است.

    علی نیکزاد نایب رئیس مجلس در پاسخ به این تذکر گفت: آقای زارعی شما سه مطلب را مطرح کردید که درباره دومورد توضیح دادید و یک مورد درباره مجلس باقی ماند.

    وی افزود: شما می‌خواستید این حرف کسانی که گفتید رئیس مجلس خیانتکار است را نقض کنید که زمان تذکر شما به پایان رسید، ای کاش وقت را تنظیم می‌کردید.

  • پزشکیان جراح قلب است و مسلمان‌تر از همه درآمد / تندروها از همه چیز می‌گذرند حتی از رهبری!

    پزشکیان جراح قلب است و مسلمان‌تر از همه درآمد / تندروها از همه چیز می‌گذرند حتی از رهبری!

    به گزارش اقتصادران، تندروهای حامی دولت سیزدهم برای ۸ سال حضور در قدرت برنامه ریزی داشتند و البته در انتخابات اخیر نیز شانس اول پیروزی را برای سعید جلیلی می دیدند اما نتیجه آنی نشد که تصور می کردند، رأی آوردن صددرصدی کابینه نیز شوک دیگری برای آنهایی بود که امید زیادی داشتند حداقل ۲ تا ۳ وزیر پیشنهادی پزشکیان از مجلس رأی اعتماد نگیرد.

    آنچه بیش از همه اما در جریان رأی اعتماد به کابینه مشهود بود جدا شدن خط حرکتی اصولگرایان از این طیف اقلیت مجلس بود. نکته ای که غلامعلی جعفرزاده، نماینده ادوار مجلس نیز بر آن تاکید دارد و به خبرآنلاین می گوید؛«قالیباف دارد به نتایجی که لاریجانی رسیده، می‌رسد و آن نتیجه این است که تندروها به هیچ عنوان قصد ندارند از این اسب زین کرده، وحشی و بدون منطق پایین بیایند و اینها سرسختانه با همین قطار می‌روند.»

    او بیش از هر چیزی نگران خود تندروها است همان‌ها که به گفته جعفرزاده از همه چیز می‌گذرند حتی از رهبری!

    در ادامه گفتگو با غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی را می‌خوانید:

    ***

    *آقای جعفرزاده! به نظر می‌رسد با طیف جدیدی از تندروهای اصولگرا روبرو هستیم که خود را معیار و اصل می دانند و مشی و رویکرد افراطی تری را دنبال می کنید، نگاه شما چیست؟

    توصیه‌ای که به تندروها دارم این است که تاریخ را بخوانند، بنده قصد جسارت ندارم اما ببینند که ‌خوارج چگونه خوارج شدند، قرآن را حفظ بودند، پیشانی آنها پینه بسته بود، به اندازه‌ای نماز می‌خواندند که به عرش و فرش می‌رسیدند بعدا روبروی علی (ع) ایستادند و خودشان را امیرالمومنین‌تر دانستند. من می‌خواهم به آقایانی که پایداری و یا اصولگرا و در هر صورت تندرو هستند، بگویم تندروی و یا حتی کندروی در طول تاریخ مذموم بوده است، لذا از تاریخ درس بگیرند، خیلی نگرانشان هستم چراکه اینها بچه‌های انقلاب هستند.

    بالاخره چه عاملی باعث شد که رهبری در انتخابات شخصاً ورود پیدا کنند؟ واقعا اگر رهبری ورود پیدا نمی‌کردند پزشکیان از صندوق بیرون نمی‌آمد.

    با انتخاب پزشکیان اسلام در خطر افتاد؟ نهج البلاغه از غربت درنیامد؟

    بالاترین اعضای دفتر رئیسی روز انتخابات چندین بار به وزارت کشور رفتند، چرا باید رهبری برای سلامت انتخابات ورود پیدا کنند؟ البته اینها به خاطر اسلام رفته بودند (با خنده) می‌گفتند اسلام در خطر است. واقعا با انتخاب پزشکیان اسلام در خطر افتاد؟

    نهج‌البلاغه از غربت درنیامد؟ مشخص نشد فقط کسانی که ریش و کیش دارند، مسلمان نیستند؟ جراح قلب است و مسلمان‌تر از همه درآمد. لذا اگر تندروها ولایت‌پذیر هستند، تابع ولایت و قانون باشند، کمک کنند. من علی‌رغم همه نقدهایی که به قالیباف دارم اما باید بگویم که اخیرا خیلی خوب درباره همکاری با دولت صحبت کرد. افرادی که در حال حاضر مقابل پزشکیان می‌ایستند کسانی هستند که هوای نفس آنها را خفه می‌کند .

    جوانان به خاطر رفتارهای آقایان دین‌ستیز شدند

    *این طیف از تندروها قابل کنترل و مدیریت شدن هستند؟

    متناسب با آموزه‌هایی که دیدند باید اقدام شود، مگر داعش و طالبان قابل کنترل هستند؟ مبانی فکری تندروها ایدئولوژیک است منتها ایدئولوژیک اجتماعی نیست یعنی باید ترکیبی از دموکراسی و تکنوکراسی داشته باشند، ایدئولوژی اینها بسیار خطرناک است.

    ببینید این دوستان تا چه اندازه خرابکاری کردند، در ماجرای فیلترینگ و حجاب چقدر خرابکاری کردند، خودشان بررسی کنند که اقدام اینها در قضیه حجاب بیشتر به این قضیه کمک کرد یا ضرر به حجاب وارد کرد؟ زمانی دین‌گریزی داشتیم اما الان جوانان به خاطر رفتارهای همین آقایان دین‌ستیز شدند.

    آقایان برگردند و عملکرد خود را مورد ارزیابی قرار دهند و ببینند تا چه اندازه موجبات تنفر و تقابل را برای دین اسلام که دین مهربانی است، ایجاد کردند. به نظرم باید در رفتار خودشان تجدیدنظر کنند و متناسب با روز اقدام کنند. یکی از رمزهای پیروزی امام این بود که خودش را با روز تطبیق کرد.

    قالیباف به همان نتیجه ای درباره تندروها رسیده که لاریجانی رسیده بود

    *به نظر می‌رسد تندروها حتی سایر اصولگرایان را هم در تنگنا قرار دادند، تا جایی که قالیباف به صراحت می‌گوید برخی راضی نیستند دولت موفق شود،  آیا شما هم چنین برداشتی از رابطه تندروها با سایر اصولگرایان دارید؟

    قطعا منظور قالیباف همین تندروها بوده است. قالیباف دارد به نتایجی که لاریجانی رسیده، می‌رسد و آن نتیجه این است که تندروها به هیچ عنوان قصد ندارند از این اسب زین کرده، وحشی و بدون منطق پایین بیایند و اینها سرسختانه با همین قطار می‌روند.

    قالیباف خیلی تلاش کرد که اینها را از اسب پیاده کند اما دید که نمی‌تواند ولی الان راه دیگری پیش گرفته که من فکر می‌کنم با این روش موفق‌تر است.

    قالیباف به دنبال جمع کردن عقلای مجلس دور هم و جدا کردن خط خود از تندروهاست

    *منظورتان از روش جدا کردن خط خود از این طیف است یا …؟

    بله، قالیباف در حال جدا کردن خط خود از تندروها است و از آن طرف عقلای مجلس را دور هم جمع می‌کند گرچه دیر شده اما رفتارش در هماهنگی با پزشکیان و دولت و مجلس بسیار خوشحال‌کننده است.

    در جلسه مشهد تمام بزرگان اصولگرا از جلیلی خواستند کنار برود اما …

    *تندروهایی که جلیلی آنها را سازماندهی می‌کند غیر از مجلس در سایر دستگاه‌ها نفوذ دارند؟

    الان دستشان خیلی کوتاه شده چون حکومت از اینها ناراحت است به دلیل اینکه در جلسه مشهد تمام بزرگان و دلسوزان اصولگرا از جلیلی خواستند کناره‌گیری کند اما قبول نکرد، این نشان داد که اینها حتی در مواقعی مقابل همه می‌ایستند و افراد منطقی نیستند.

    تندروها درحال خروج از ریل انقلاب هستند

    *بنابراین نمی‌توان آنها را کنترل و مدیریت کرد.

    اینها تا الان به حرف هیچ‌کس حتی به حرف رهبری هم گوش ندادند. در حقیقت تندروهای افراطی در حال خروج از ریل انقلاب هستند، لذا برادرانه به آنها توصیه می‌کنیم که بر روی ریل انقلاب و نظام برگردند و خودشان را رهبری و قوا هماهنگ کنند.

    نظامی که بنی‌صدر و رجوی را جمع کرد، تندروها را هم جمع می‌کند

    *تا چه اندازه احتمال می‌دهید تندروها راه دیگری مانند راه جریان انحرافی در پیش بگیرند؟

    تندروها برای خودشان مشکل ایجاد می‌کنند، البته بابت گفتن این نکته خوشحال نیستم. اینها افتخار می‌کنند که از همه چیز ‌می‌گذرند و من هم نگران این هستم که بگویند از رهبری هم گذشتیم. نظام  که بنی‌صدر و مسعود رجوی را جمع کرد، به دلیل اینکه ریشه در خون شهدای انقلاب دارد با اینها تعارفی ندارد، اینها را جمع می‌کند.

     

  • بهار قالیباف و پزشکیان، خزان جلیلی!

    بهار قالیباف و پزشکیان، خزان جلیلی!

    به گزارش اقتصادران، در گزارشی به قلم سیما پروانه‌گهر به بررسی وضعیت طیف‌های مختلف اصولگرایی و مشخصا باخت طیف پایداری به قالیبافی‌ها که حالا با دولت پزشکیان همراه شده‌اند، پرداخته است.
    نویسنده که معتقد است «وضعیت جبهه پایداری و حلقه جلیلی در این روز‌ها مصداق تکرار تجربه شکست تراژیک سال ۱۳۹۲، اما به کمدی‌ترین حالت ممکن است.» نگاهی دارند به روند بررسی صلاحیت وزرا در مجلس و موضع‌گیری‌هایی که شد و فضایی که تا پیش از روز آخر حاکم بود؛ در ادامه از نقش بر آب شدن پروژه باج‌خواهی پایداری نوشته و دلایل آن را اینطور برشمرده است: «نخست راهبرد و رفتار خود مسعود پزشکیان بود. پزشکیان از ابتدا با محاسبات سیاسی نوعی از کابینه را بست که نظرات طیف‌های معتدل اصولگرایان را جلب کند.

    باور ذهنی یا محاسبه سیاسی، تصمیم جمعی و شخصی یا تحمیل اجباری، هر چه بود پزشکیان با این اقدام نوعی رضایت را در سطوح مختلف پارلمان از اقدام خود ایجاد کرد…. بخش دوم این راهبرد سخنرانی مسعود پزشکیان بود. تاکید او بر هماهنگی کامل با رهبری در زمینه چینش کابینه البته موافقان و مخالفانی زیادی داشت، اما به عنوان یک راهبرد در زمان رای اعتماد اثرگذار بود. سومین موضوع تاثیرگذار در رای کامل به کابینه پزشکیان و شکست طیف تندروی اصولگرا به نقش جدیدی بر می‌گردد که «محمدباقر قالیباف» برای خود تعریف کرده است؛ به مختصاتی که او به عنوان رئیس مجلس در معادله پساانتخاباتی ۱۴۰۳ برای خود تعریف کرد و نقش خود را نیز با قدرت بازی کرد.»

    نویسنده گزارش، برخورد قالیباف در مقابل چهره‌های تندرویی مثل ثابتی و مالک شریعتی و رسایی را مصداق تلاش قالیباف برای همراهی با کابینه پزشکیان آورده و تاکید می‌کند که خود پایداری هم اشتباه فاحشی داشته است. در این گزارش آمده است: «واقعیت این است که جبهه پایداری بعد از سال ۱۳۹۲ با یک گفتمان ثابت در عرصه سیاسی حاضر است. بخشی از این گفتمان به ماهیت فکری این جریان باز می‌گردد که این بخش نقطه اشتراک و بخش هم پوشان با حلقه سعید جلیلی است؛ گفتمان مرتبط با حجاب، فیلترینگ و سبک زندگی و خانواده، نگاه به دیپلماسی و … این گفتمان در زمان انتخابات ریاست جمهوری دوبار در معرض رای مردم قرار گرفته است و هر دوبار نیز مقبول نشد.

    بخش دوم گفتمان درون پارلمانی این جریان است که با چند فیلتر حرکت می‌کند؛ رخداد‌های سال ۱۳۸۸ و آنچه با کلید واژه فتنه تعبیر می‌شود. مساله دولت روحانی و برجام. سیاست خارجی غرب زده و منفعل گرا و مواردی از همین دست. تمامی کنش و واکنش جبهه پایداری و جلیلیون در بیرون و درون پارلمان بر روی همین موضوعات سوار بوده و هست. اگر تا پیش از این، انتخابات سال ۱۳۹۲ و انتخابات ۱۴۰۳ نشان از عدم اقبال شرکت کنندگان در انتخابات به این مساله داشت حالا رای کامل مجلس اصولگرای دوازدهم و همراهی طیف قالیباف با مدیریت او در حمایت از پزشکیان و حرکت قالیباف به سمت دوری هر چه تمام از آن‌ها نوید دیگری نیز می‌دهد: این که اگرچه آن‌ها زیر سایه مشارکت حداقلی و رویه نظارت استصوابی توانستند به بهارستان راه یابند، اما قدرت تاثیرگذاری خود را زیر سایه موارد مختلفی همچون شکست ایده حاکمیت یکدست و گفتمان تکراری فاقد قابلیت اجرایی از دست داده اند.»

    در جمع بندی این گزارش آمده است: «این شکست از این جهت برای منتقدان این تفکر چاشنی کمدی را دارد که این جریان با سروصدای زیاد به مجلس دوازدهم آمد و میزان رای قالیباف و اسامی لیست‌های مشترک و متفرق اصولگرایان با تحلیل‌های وصله پینه‌ای نشان از دست برتر خود در مجلس دوازدهم می‌دانست. فارغ از این که دست بالای دست بسیار است. رای یکدست مجلس اصولگرای دوازدهم به کابینه مسعود پزشکیان اگرچه تاریخ آغاز به کار دولت او شد، اما برگی جدید در تقویم تقسیم بندی‌های جدید و آغاز فصل وزن کشی‌های جدید نیز هست. فصلی که برای هرکس بهار است برای حلقه سعیدجلیلی و رفقایش در جبهه پایداری و حلقه مقداد خزان است.»

  • قدرت نمایی به سبک مسعود پزشکیان! / قالیبافی ها در دفاع از کابینه پیشنهادی به صف شدند

    قدرت نمایی به سبک مسعود پزشکیان! / قالیبافی ها در دفاع از کابینه پیشنهادی به صف شدند

    به گزارش اقتصادران، مجلس روز شنبه در دو نوبت به بررسی کابینه پیشنهادی مسعود پزشکیان پرداخت؛ صبح و عصر که در نوبت اول و دوم هر دو با سخنرانی مسعود پزشکیان همراه بود؛ او پشت تریبونی رفت که سال‌ها برای نطق‌های میان دستور خود از جایگاه نماینده تبریز پشت آن قرار گرفته بود، اما این بار فرق داشت؛ هم با نطق‌های میان دستور و هم با نطق روسای جمهوری پیشین در دفاع از کابینه.

    اقدام بی سابقه پزشکیان

    پزشکیان از مدت ۲ ساعت و ۳۰ دقیقه ای که قانون برای دفاع از کابینه پیشنهادی‌اش در اختیارش قرار داده، یک ساعت و ربع آن را استفاده کرد و در اقدامی بی سابقه، باقی مانده وقت خود را میان نمایندگان موافق خود، به بخش‌های ۵ دقیقه‌ای تقسیم کرد.

    تاکنون سابقه نداشته که رئیس جمهوری زمان خود را به این تعداد از نمایندگان مجلس بدهد. اما عجیب‌تر از این اقدام، ترکیب نمایندگانی بود که برای دفاع از کابینه پیشنهادی دولت چهاردهم و البته خط مشی و برنامه های این دولت، پشت تریبون رفتند؛ از اصلاح طلب گرفته تا اصولگرا همه در حمایت از پزشکیان صحبت کردند.

    قالیبافی ها در دفاع از کابینه پیشنهادی به صف شدند

    تاجگردون، لاهوتی، روح‌الامینی، سلیمی، شمس‌الدین حسینی و … درحالی در دفاع از دولت صحبت کردند که اگر نام‌های برخی از آنان به تنهایی دیده شود، هیچوقت به نظر نمی‌رسد که آنها در دفاع از کابینه پزشکیان سخنی بگویند، خاصه آنهایی‌ که منتسب به طیف قالیباف بودند.

    اگر خوش و بش‌ها و خنده‌های قالیباف با پزشکیان در هنگام استقبال از رئیس جمهوری در بدو ورود به مجلس تعارفات معمول فرض شوند، دفاع افراد منسوب به قالیباف دیگر نمی‌تواند تعارفات معمول باشد.

    قدرت نمایی به سبک مسعود پزشکیان

    چهره‌هایی چون روح‌الامینی و سلیمی که در انتخابات ریاست جمهوری پشت سر قالیباف بودند و برابر پزشکیان، حالا از کابینه او دفاع کردند. به عبارت دیگر پزشکیان با این اقدام خواست تا برای مخالفان خود که بخش مهمی از آنها را تندروهای داخل مجلس تشکیل می‌دهند، قدرت نمایی کند تا به نوعی صف طویل نمایندگان حامی‌اش نه فقط از اصلاح‌طلبان و میانه‌روها، که از طیف اصولگرایان را هم به رخ بکشد.

    در معنای دیگر، او با ابتکارش در مجلس، خواست به مخالفان این پیام را ارسال کند که اگر آنها بخواهند مخالف‌خوانی کنند، آن کسی که بازنده ماجرا خواهد بود، آنها هستند؛ چرا که با این وضعیت وزرای پیشنهادی رای مورد نیاز را کسب می‌کنند.

    کارت تندروها برای رخنه در اتحاد بین پزشکیان و قالیباف

    اما مخالفان شاید بخواهند از یک کارت دیگر، برای تضعیف این اتحاد میان پزشکیان و قالیباف استفاده کنند؛ برای این کار لازم است به قالیباف انتخابات هیات رئیسه سال آینده را یادآوری کنند. البته که در انتخابات امسال نیز مخالفان همان‌هایی بودند که سال آینده هم خواهند بود؛ و مخالفت آنها با ریاست قالیباف به جایی نرسید. اما شاید بنا داشته باشند تا طبق الگویی که در سه سال پایانی مجلس یازدهم حرکت کردند، در این مجلس هم اقدام کنند.

    چرا قالیباف باید کنار پزشکیان بایستد؟

    اما قالیباف هم احتمالا برای خودش دلیل و برهانی دارد که بخواهد پشت سر کابینه پزشکیان بایستد؛ اول اینکه او از همین طیف‌هایی که در مجلس مخالف پزشکیان و کابینه‌اش هستند، در انتخابات مجلس دوازدهم و ریاست جمهوری چهاردهم زخم‌های کاری خورده است؛ از انتشار مطلب علیه خودش و خانواده‌اش گرفته تا زیر سوال بردن نحوه مدیریتش در مجلس. آنها در هر یک از این دو انتخابات با دلایل خودشان علیه قالیباف کار کردند و او را خارج از دایره انقلابیون می‌دانند و خودشان را در مرکز آن می‌بینند.

    دلیلی دیگر این که قالیباف می‌خواهد برادری خود را به پزشکیان ثابت کند و بعد ادعای ارث کند! یعنی اینکه او بنا دارد تا با همراهی پزشکیان، در امتداد شعار رئیس جمهوری مبنی بر کابینه وفاق حرکت کند تا از این طریق هم بتواند سهمی در دولت پیدا کند و هم مخالفانش که در حال حاضر مخالفان کابینه پیشنهادی نیز هستند را انگشت‌نمای دنیای سیاست ایران کند که ای مردم ببینید چه کسانی مخالف وفاق ملی و اتحاد در کشور هستند.

    قالیباف با این حربه احتمالا می‌تواند هم تندروها را از بیش از گذشته از چشم حاکمیت بیندازد و هم می‌تواند در دولت به واسطه نیروهایش نقش‌آفرینی کند؛ نیروهای قالیباف البته الزاما در قامت وزیر و معاون رئیس جمهوری و از نزدیکان رئیس مجلس نباید باشند؛ می‌توانند کسانی باشند که با مشورت قالیباف در دولت قرار می‌گیرند؛ که همین هم می‌تواند برای رئیس مجلس موفقیت سیاسی مهمی باشد و به احیای چهره سیاسی‌اش کمک شایانی کند؛ آن هم به خصوص پس از چهارم شدن در تهران در جریان انتخابات مجلس دوازدهم و رای سه میلیونی در انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم.

  • انتخابات تمام شد اما نزاع بین جلیلی و قالیباف نه!

    انتخابات تمام شد اما نزاع بین جلیلی و قالیباف نه!

     به گزارش اقتصادران، نزديك به يك ماه از برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري چهاردهم و پيروزي مسعود پزشكيان مي‌گذرد. تب و تاب انتخابات در همه حوزه‌ها فروكش كرده به جز يك مورد؛ اختلاف نظر و گلايه‌هاي حلقه نزديكان محمدباقر قاليباف و سعيد جليلي. سوال اصلي و مساله ريشه‌اي در اين اختلاف‌نظر به يك تصميم بازمي‌گردد؛ اگر يكي از دو نفر جليلي و قاليباف به نفع ديگري كنار رفته بود چه اتفاقي مي‌افتاد؟ آيا امروز مسافر خيابان پاستور چهره‌اي به جز مسعود پزشكيان بود؟ به واقع نمي‌توان پاسخ دقيقي به اين مهم داد. با اين وجود حلقه نزديكان قاليباف مي‌گويند سعيد جليلي از اساس پتانسيل راي‌آوري نداشت و جامعه نيز با ديده ترديد به او مي‌نگريست و اتاق‌هاي فرمان اصولگرايي نيز و جليليون نيز انتقاد دارند كه چنين انتظاري از محمدباقر قاليباف مي‌رفت و بايد در دور نخست ميدان رقابت را ترك مي‌كرد تا بازي به نفع سعيد جليلي در دور نخست تمام شود.

     

    قائله اختلاف نظرها اما به اندازه‌اي ادامه‌دار شده كه هر موضوع داخلي و خارجي هنوز داغ دل هر دو طرف را تازه مي‌كند. آخرين نمونه آن كنار رفتن جو بايدن، رييس‌جمهور فعلي امريكا از عرصه رقابت‌هاي انتخابات رياست‌جمهوري دور بعدي امريكا از جانب جريان دموكرات‌ها است كه به طرز عجيبي توسط نزديكان و چهره‌هاي رسانه‌اي منتسب به محمد‌باقر قاليباف مورد كنابه قرار گرفت و محفلي شد براي نقد به اينكه اگر سعيد جليلي منافع جرياني را مدنظر قرار مي‌داد بايد از عرصه رقابت كنار مي‌رفت تا شانس پيروزي قاليباف در دور نخست يا در نهايت در دور دوم با مسعود پزشكيان رشد داشته باشد.

    اواخر هفته گذشته كار به اندازه‌اي بالا گرفت كه نزديكان قاليباف حتي ادعاهاي عجيبي درباره شمارش آرا مطرح کردند.

    حاميان هر دو چهره مجموعا چند سناريو را براي اين انتخابات در نظر داشتند؛ درسناريوهايي كه بر «اعداد» متمركز بود و تحليل‌هايي بر اعداد سوار هستند لزوما قابل تحقق نيستند و اين موضوع در ادوار گذشته انتخابات رياست‌جمهوري نيز قابل درك و بررسي بوده است.

    در سناريوي اول ايده مبني بر «كنار رفتن همه كانديداهاي اصولگرا به خصوص سعيد جليلي» به نفع محمدباقر قاليباف بود. مدافعان و حاميان اين سناريو مي‌گفتند اگر همه به نفع قاليباف وحدت كنند، او به دلايل مختلفي مي‌تواند 51 درصد راي را در دور نخست رقابت از آن خود كند و در دور اول ببرد. استدلال اين گروه اين بود كه قاليباف به جهت توان نسبي در جذب و جلب آراي خاكستري و سرريز نشدن اين آراء به سمت پزشكيان در كنار كارنامه اجرايي قوي‌تري كه نسبت به پزشكيان دارد مي‌تواند در دور نخست كار را تمام كند.

    سناريوي دوم رفتن انتخابات به دور دوم بين قاليباف و پزشكيان بود. حاميان قاليباف تاكيد دارند كه اگر سعيد جليلي در همان دور نخست كنار كشيده بود حتي در صورت رفتن انتخابات به دور دوم بين قاليباف و پزشكيان قاليباف به اين دليل كه كارنامه اجرايي قوي‌تري از پزشكيان دارد مي‌توانست در مرحله دوم در رقابتي تنگاتنگ‌تر با جلب آراي اصولگرايي و پاي ثابت حاضران در انتخابات راي بياورد.

    سناريوي سوم در نقطه مقابل اين دو سناريو قرار داشت و البته حاميان و مدافعان كمتري نيز داشت. جريان سعيد جليلي مدعي بودند كنار رفتن محمدباقر قاليباف به دليل ابهامات و حواشي كارنامه او در شهرداري و رخدادهاي مجلس و وحدت به نفع جليلي مي‌توانست در دور اول كار را كمتر كند . بخش بيشتري از جريان جليلي اما معتقد بودند كار به سناريوي چهارم مي‌كشد يعني رفتن پزشكيان و جليلي به دور دوم رقابت و تاكيد موكد داشتند كه در صورت كناره‌گيري قاليباف حتي در صورتي كه رقابت به دور دوم برود باز هم جليلي پيروز ميدان خواهد بود.

    حاميان سناريوي چهارم بر آراء ايدئولوژيك سعيد جليلي تاكيد ويژه‌اي داشتند علاوه بر اين حاميان جليلي مي‌گفتند كارنامه جليلي منزه و تميز است در دوگانه با پزشكيان در مناظرات نيز بهتر ظاهر شده است. فارغ از بررسي صحت و سقم ادعاي آنها، اين جريان تاكيد مي‌كرد كه حتي در صورت رفتن انتخابات به دور دوم شانس او در مقابل پزشكيان خوب و قابل توجه است.

    حال آنكه مخالفان اين سناريو معتقد بودند تصوير‌سازي از جليلي براي جامعه تصوير تندي است و شانس پيروزي او در رقابت دو سويه با پزشكيان بسيار كم است.

    اين درگيري‌ها بين حاميان و ستادهاي هر دو طرف در حالي رخ داد كه از اساس اجماع مقوله‌اي خارج از دست ستادها و نيروهاي كف ميدان بود و همين درگيري‌هاي شديد بين دو طيف به نوعي انرژي هر دو طرف گرفت و توان رقابتي آنها را در حد و اندازه خود فرسود.

    علاوه بر اينكه هر 4 سناريو بر اساس اعداد و نظرسنجي‌هايي بود كه هر كدام از طيف‌ها آن را مطرح و برجسته مي‌كردند . تمامي اين سناريوها تحليل‌هايي بر پايه اعداد بود. واقعيت امر اين است كه جامعه راي‌دهندگان در جمهوري اسلامي هرگز مكانيكي اداره نشده و نمي‌شود كه با ضرب و تقسيم و جمع بتوان حال راي‌دهندگان را فهميد. بنابراين به نظر مي‌رسد از ابتداي امر اتكا به اين تحليل‌ها راهبرد اشتباهي بود چرا كه تحليل‌ها هرگز به صراحت برگه‌هاي راي سخن نمي‌گويند.

     

    طرفين نزاع چه گفتند و مي‌گويند؟

    هر دو طرف اين جريان از روزهاي ابتدايي اعلام نتايج نهايي شروع به گله از يكديگر كردند. همان كاري كه صبح روز پيروزي حسن روحاني در انتخابات سال 1392 نيز رخ داد و هر طيف اصولگرا سعي كرد طرف مقابل را مقصر معرفي كند. در نخستين كنش و واكنش‌ها، جليلي خبري در كانالش منتشر مي‌كند كه جلسه‌اي سه نفره با محمدباقر قاليباف و يكي از چهره‌هاي شاخص جبهه مقاومت را منتشر كرد كه در آن جلسه بنا بر كناره‌گيري رييس مجلس شد و وي قبول نكرده است. اين خبر با واكنش تند قاليباف همراه شد و روز بعد در كانال رسمي ستاد قاليباف بيانيه‌اي درباره برخي اخبار منتشر شده توسط ستاد جليلي منتشر شد و تصريح كرد كه تاكيد دلسوزان نظام براي كناره‌گيري جليلي به دليل بالا بودن قاليباف در نظرسنجي‌هاي دوقطبي همچنين امكان دوقطبي‌سازي و ايجاد ترس از سعيد جليلي توسط رقيب بود كه ديديم اتفاق افتاد. اين كانال مدعي شد كه قاليباف در آن جلسه ادعا نكرده است كه چون حجت شرعي دارد، كنار نمي‌رود بلكه آماده كناره‌گيري بود اما كناره‌گيري‌اش مساوي با پيروزي رقيب در مرحله اول مي‌شد.

    پس از آن بود كه عليرضا كميلي از اعضاي ستاد جليلي در پاسخ به موضوع « جلسه جليلي و قاليباف در مشهد و تهران پيش از برگزاري دور اول انتخابات»، نوشت: «بناي اجماع همواره بر كناره‌گيري افراد داراي راي كمتر بوده است اما اين دوره برخي با حدس و گمان مي‌گفتند اگر جليلي با وجود سه برابر راي بيشتر از قاليباف كنار برود، بهتر است… كه ارقام نشان داد اگر دكتر قاليباف كنار مي‌رفت، بعيد نبود كه همان دور اول هم كار تمام شود.

    او همچنين هرگونه خبري مبني بر تكليف به جليلي براي كنار رفتن توسط قاليباف كه در ساعات انتهايي آغاز رقابت دور نخست منتشر شده بود را رد و تاكيد كرد: « كار به اينجا رسيد كه دكتر قاليباف فرمودند بنده حجت شرعي دارم براي ماندن… از چه كساني؟ از آنها كه به من تكليف كردند بيايم! يعني…!

    حميد رسايي نيز همان روزها در واكنش به ادعاي پيروزي قاليباف در صورت كنار رفتن جليلي به تندي به او و حاميانش تاخت و نوشت«به توهين و تخريب يكي از كانديداها اهميت نديد. اين بندگان خدا بابت پروژه تخريب، قراردادي دارند و مجبورند! بهترين پاسخ براي راي ندادن به قاليباف، نفر چهارم شدن وي بعد از نبويان، ثابتي و رسايي در انتخابات مجلس است، آن هم در شهري كه ۱۲ سال شهردار و ۴ سال نماينده و رييس مجلسش بوده».

    روزنامه اصولگراي فرهيختگان اينجاي كار بود كه وارد ميدان شد و به جليلي‌ها تاخت و نوشت: «همان تعبيري كه مرحوم تركان به وزير كار اسبق گفت. مثلا به اعضاي ستادشان اميد مي‌دادند «راي روستاها به ‌سمت جليلي بازگشته است!» كه البته چنين نشد. اما بر فرض اينكه اين گزاره قرين به صحت بوده باشد، اين افراد آيا نمي‌دانستند كه جمعيت روستايي كسري از جمعيت طبقه متوسط برخي شهرهاي بزرگ كه پاي صندوق آمدند هم نمي‌شود؟»

    استدلال‌هاي طرفداران قاليباف و ستاد او باعث شد تا شواليه سعيد جليلي وارد ميدان شود. اميرحسين ثابتي، نماينده مجلس و مشاور ارشد سعيد جليلي در يادداشتي نوشت كه «جليلي راي بيشتري داشته و طبيعتا بايد در صحنه باقي مي‌ماند و بعد از پايان دور اول نيز معلوم شد كه راي او حدود سه برابر قاليباف بوده است. ثابتي با انتقاد از محمدباقر قاليباف مدعي شده كه اگر او «به‌نفع جليلي كنار مي‌رفت، جليلي مي‌توانست همان دور اول كار را تمام كند».

    در مقابل احمد جانجان، چهره سياسي و اقتصادي نزديك به قاليباف در كانال تلگرامي خود نوشت: «درست طبق پيش‌بيني و انتظارمان! آقاي جليلي ۹۲ را مجددا تكرار كرد! حالا باز بريد دست ببريد توي نظرسنجيا و ببريد توي ايتا كه به قول خودتون از راي حرام قاليباف بريزه توي سبد راي‌تون».

    در ميانه همه اين زد و خوردهاي رسانه‌اي گفته‌هاي سيدحسن نقوي حسيني، چهره‌اي كه در سال 1392 در ستاد سعيد جليلي بود و طي سال‌هاي گذشته همواره به عنوان حلقه نزديكان او شناخته مي‌شد اما به يك‌باره از او بريد و به ستاد پزشكيان رفت نيز قابل توجه است. نقوي حسيني در گفت‌وگو با انتخاب تاكيد دارد: «اگر جليلي هم به‌نفع قاليباف كنار مي‌رفت، باز هم پزشكيان پيروز مي‌شد زيرا در مرحله اول، كساني كه به قاليباف و پورمحمدي و پزشكيان راي دادند، بيان كردند كه نمي‌خواهند به جليلي راي دهند. آرايي كه به جليلي داده شد هم بيان كردند كه با قاليباف مخالفند. اگر قاليباف مي‌ماند هم باز اصولگرايان شكست مي‌خوردند».

    نكته قابل توجه ديگر كنش و واكنش 48 ساعت گذشته بين حاميان قاليباف و جليلي با توجه به كناره‌گيري بايدن از انتخابات رياست‌جمهوري است. نزديكان قاليباف، تيم رسانه‌اي در مجلس و خارج از مجلس با تاكيد بر اين خبر تصميم جليلي بر ماندن در صحنه رقابت‌ها را زير سوال بردند و او را متهم به بي‌توجهي به مصلحت و منافع حزبي و جرياني كردند . در مقابل حاميان جليلي نيز ساكت ننشستند. واكنش تند مهدي نيكخواه از چهره‌هاي جريان عدالتخواه نمونه روشن اين موضوع بود كه نوشت: « فقط مونده بود انصراف بايدن از انتخابات امريكا را بزنن تو سر جليلي كه برادران و خواهران نو‌اصولگراي قاليبافي زحمتشو كشيدن. خسته نباشيد!»

     

    آيا وحدت ممكن بود؟ 

    پيش فرض حاميان سعيد جليلي و محمد باقر قاليباف بر اين است كه هر دو اين دو نفر از جريان اصولگرايي يا با ادبيات جديدتر انقلابي بودند و بايد در مقابل اصلاح‌طلبان به وحدت و اجماع مي‌رسيدند. از اساس اين دو طيف در مقابل با كانديداي اصلاح‌طلب نوعي نيروي محركه را متصور بودند كه بايد به سمت وحدت پيش مي‌رفت حال آنكه اين نيروي محركه از اساس بعد از سال 84 به نوعي در اردوگاه جناح راست از بين رفته و از اساس امكاني براي رسيدن به وحدت بر مبناي اين راهبرد وجود ندارد.

    پايگاه خبري عصرايران در يادداشتي در همين‌باره در روزهاي بعد از انتخابات به اين شكاف شكل گرفته بعد از سال 1388 نيز اشاره كرده است: « تشديد اختلافات قاليباف و جليلي با اين هدف صورت گرفت كه در غياب اصلاح‌طلبان خودشان با خودشان رقابت كنند. به اين شكل كه بعد از 88 و با حذف اصلاح‌طلبان، اصولگرايان درون خودشان با هم رقابت داشته باشند. منتها يك ضلع آن – احمدي‌نژاد- سر به شورش گذاشت و ضلع ديگر بيش از حد كهنه شده و اصطلاحا بوي نا گرفته بود (سنتي‌ها) و در انتخابات 96 وزن آن با رأي تحقيرآميز مصطفي ميرسليم مشخص‌تر شد. با حذف اين دو ضلع صحنه براي پايداري‌ها و نواصولگراها باقي ماندند».

    واقعيت دوم ديگر بي‌توجهي هر دو اين طيف‌ها به رخدادهاي سال‌هاي پاياني دولت حسن روحاني و حتي بعد از انتخابات رياست‌جمهوري سال 1392 و 1396 است. يادداشت وحيد يامين‌پور در روزهاي منتهي به انتخابات رياست‌جمهوري سال 1392 به خوبي فضاي ذهني اصولگرايان را در آن ايام به تصوير مي‌كشد كه پيش‌بيني كرده بود كه در بدترين حالت ممكن رقابت بين سعيد جليلي و محمد باقر قاليباف به دور دوم مي‌رود و در نهايت يكي از چهره‌هاي اصولگرا از صندوق بيرون مي‌آيد و يقينا پيروز ميدان حسن روحاني نيست و از اين حيث نبايد نگراني درباره نتيجه انتخابات داشت.

    پيروزي حسن روحاني اما نشان داد كه اصولگرايان هر زمان خود را صاحبان و حاكمان بلامنازع افكار عمو‌مي ‌و راي‌دهندگان ديدند بايد نگران نباشند. بعد از اين دور از انتخابات در 4 سال نخست به گله و گلايه بين كانديداهاي جريان اصولگرا گذشت؛ جليلي كه كنار نرفته بود بر راي ايدولوژيك 5 ميليوني خود تاكيد مي‌كرد، قاليباف با انبوهي از گلايه‌ها كه در نظرسنجي‌ها اول بوده و بايد رقبا به نفع او كناره‌گيري مي‌كردند به فكر ساختن حلقه نواصولگرايان افتاد و ولايتي اگرچه سكوت كرد اما محفل نقد و انتقاد شد كه در روزهاي منتهي به برگزاري انتخابات حتي پاسخ تلفن مرحوم مهدوي كني را نداده است چرا كه نمي‌خواسته به نفع قاليباف كنار برود.

    اگر همين مختصات در سال 84 هم تكرار شد و شوراي نيروهاي انقلاب نتوانست كانديداي واحد معرفي كند اما آن زمان پيروز انتخابات محمد احمدي‌نژاد بود و جشن پيروزي « بر اصلاح‌طلبان» فرصتي براي گلايه باقي نمي‌گذاشت. سال 1392 اما بازي چه كسي مقصر است بسيار جدي‌تر از هميشه طرح و پيگيري شد.

    پيروزي حسن روحاني كانديداي مورد حمايت اصلاح‌طلبان، چهره‌اي كه از جامعه روحانيت مبارز برخاسته بود و سال‌ها در شمايل اصولگرايي بود و به مرور از اين اردوگاه فاصله گرفته بود آن هم با حمايت جناح رقيب آنقدر سخت و سنگين بود كه حالا بايد مقصر آن شناخته مي‌شد. گسل‌هاي فكري و گفتماني اصولگرايان كه امروز عميق شده از همان زمان شروع شد و با چند مولفه بسيار عميق‌تر از قبل شد.

    نخستين تمايز غيرقابل بازگشت تفكيك گفتمان دو طرف از يكديگر بود. جريان قاليباف به سمت ساخت حلقه‌هاي جديد و تاسيس نواصولگرايي رفت و با گفتمان كار آمدي و كار جهادي سعي كرد تا در غياب شيوخ سنتي اصولگرا سكانداري اين جريان را در دست بگيرد. در مقابل سعيد جليلي از پذيرش هر مسووليتي خودداري و با راه اندازي آن چه دولت سايه مي‌خواند تلاش كرد سازوكار سياسي و رقابتي خاص خود را ايجاد كند. از همين برهه گفتمان سياسي هر دو طرف به‌شدت متمايز شد و اگرچه رگ و ريشه و شناسنامه هر دو آنها اصولگرايي بود اما گفتمان‌ها به اندازه‌اي در جزييات و مسائل روز از هم فاصله گرفت كه ديگر نقطه مشترك دو طيف تنها يك چيز بود: «دشمني با اصلاح‌طلبان».

    جليلي با پيروزي سيد ابراهيم رييسي در انتخابات رياست‌جمهوري سال 1400 سعي كرد تا از محمد باقر قاليباف كه رياست مجلس را به دست آورده بود جلوتر حركت كند. او در عين نزديكي ايدئولوژيك و سياسي با نيروهاي پايداري هم در مجلس به جدي‌ترين رقيب و طرف اختلاف‌نظر با قاليباف تبديل شد هم با اعزام نيروهاي خود به داخل دولت رييسي به شكلي واضح و مبرهن بخش‌هاي اجرايي دولت و بدنه انساني را از آن خود كرد. از اين قسمت درگيري بين دو طيف اگرچه مخفي بود اما به‌شدت ريشه‌دار شد. طيف قاليباف و جليلي مديون الطاف شوراي نگهبان در ردصلاحيت گسترده اصلاح‌طلبان و نيروهاي غيراصولگرا در چند دوره انتخابات تصور كردند مساله اصلي‌شان نه «تلاش براي رسيدن به وحدت در غياب رقيب» كه «پيروزي بر ديگري به عنوان رقيب» است.

    در همين ايام طيف‌هاي اصولگرا از دو قطبي تكنوكرات‌ها- قاليبافي‌ها- و بنيادگراها- پايداري و جليليون- خارج شد و چهره‌هاي تازه نفس‌تر اصولگرا سر برآوردند وبزرگ شدند، براي خود تشكيلات و حلقه‌هاي سياسي جديد تاسيس كردند. تشكل‌هايي كه اگرچه هر كدام با يكي از اين دو طيف هم پوشاني‌هايي داشتند اما خود بسيار بيش از هر دو اين طيف‌ها مدعي بودند و حتي شروع به ساختار‌سازي و اراه گفتمان‌هاي جديدتري كردند.

    نتيجه كار اين شد كه هر دو اين طيف‌ها بدون كوچك‌ترين نشاني از تشابه و تفاهم خود را در چهارچوب سياسي و انتخاباتي جبهه انقلاب قرار دادند و به دنبال وحدت رفتند تا رقيب مشترك در انتخابات پيروزي نشود حال آنكه با بررسي صحنه رقابت‌هاي رياست‌جمهوري به خوبي واضح است كه از اساس رقابت بين سه طيف بوده است نه دو طيف . به بيان ديگر شايد بتوان اينگونه تصور كرد كه از اساس با اين تفاوت‌هاي گفتماني و رفتاري و عملكردي از اساس امكان وحدت بين اين دو طيف وجود نداشت و انگيزه اصلي حاميان دلخور هر دو طرف را زير سوال مي‌برد.

    نبايد از نظر دور داشت كه در شرايطي كه اصولگرايي سنتي پايان يافته است و از تشكل‌هايي مثل جامعتين در تصميم‌گيري‌هاي انتخاباتي نام و يادي آورده نمي‌شود، در زماني كه چندين تشكل رقيب و هم‌پاي جمنا و شانا تشكيل شده مدل سنتي رقابت با اصلاح‌طلبان ديگر براي جريان اصولگرا كارآمد نيست. كما اينكه دوره هراساندن بدنه مردمي و راي اصولگرا از روي كار آمدن چهره‌اي نزديك به اصلاح‌طلبان نيز گذشته است.

    با مرور آنچه در يك دهه گذشته در جريان اصولگرا رخ داده حتي در مورد وحدت احتمالي اين طيف‌ها در آينده نيز ابهامات جدي وجود دارد. منطقي‌ترين رويكرد براي طيف‌ها و جزيره‌هاي فعلي در چهارچوب نام اصولگرايي شايد قبول يكديگر به عنوان طيف‌هاي مستقل باشد. عبور از ادبيات ايدئولوژيك زده و رويايي تصميمي است كه هر دو طرف بايد اتخاذ كنند كه با اين حجم از گلايه دور از ذهن است.

  • افشاگری قالیباف از رانت‌های ارزی کلان نهاده‌ها + فیلم

    افشاگری قالیباف از رانت‌های ارزی کلان نهاده‌ها + فیلم

    به گزارش اقتصادران، رئیس مجلس در صحن علنی گفت: یک یارانه کلان ارزی در ابتدای زنجیره به نهاده‌ها می‌دهیم که بیش از 15 میلیارد دلار است؛ اگر جرات کنم باید بگویم این مبلغ حدود 17 میلیارد دلار است. در کنار این در تبصره 8 یا 14 قدیم به انتهای زنجیره هم به همین گروه ها مبلغ ریالی می دهیم که جمع این دو مبلغ بسیار بزرگی است که بخش قابل توجهی از بودجه ماست ولی امروز مردم هر روز شاهد گرانی و نابسامانی هستند.

    این از مهمترین دغدغه‌هایی است که مجلس و دولت باید به آن به طور جدی توجه کنند.

    این نشان می‌دهد پایگاه‌های داده‌های اطلاعاتی ما دو طرفه، دقیق و به‌روز نیست و امکانات ما هدر می‌رود و حیف می‌شود و به هدف اصلی اصابت نمی‌کند. کمیسیون اجتماعی مجلس به این موضوع توجه کند.

     

  • خبر «جنگ قدرت در اردوگاه تندروها» به گوش رسانه های آنور آبی رسید! / طرفداران رئیسی هم به پزشکیان رای دادند!

    خبر «جنگ قدرت در اردوگاه تندروها» به گوش رسانه های آنور آبی رسید! / طرفداران رئیسی هم به پزشکیان رای دادند!

    به گزارش اقتصادران، تنش بین حامیان محمدباقر قالیباف و سعید جلیلی مورد توجه رسانه‌های خارجی هم قرار گرفته است. فایننشال تایمز انگلیس در گزارشی به این تنش‌ها اشاره کرده و گفته این دعوا بعد از عدم کناره گیری یکی از آن‌ها از رقابت برای متحد شدن در پشت نامزد دیگر، آغاز شده و بالا گرفته است.

    تصمیم غافلگیرکننده نظام برای تایید صلاحیت پزشکیان برنامه اصولگرایان را بهم ریخت

    فایننشال تایمز نوشته: قالیباف به عنوان گزینه مطلوب نظام که احتمالا در نظرسنجی‌های کاملاً کنترل شده دست برتر را داشت در نظر گرفته شده بود، اما تصمیم غافلگیرکننده نظام برای تایید صلاحیت مسعود پزشکیان اصلاح طلب در انتخابات به پیروزی او منجر شد. بعد از این پیروزی، حامیان قالیباف جلیلی را به اغراق در مورد محبوبیت او و ادعای وی مبنی بر داشتن برنامه‌های جامع برای دولت متهم کرده اند.

    این رسانه به حمله حامیان جلیلی به قالیباف هم اشاره کرده و نوشت: حمید رسایی، نماینده حامی جلیلی گفته بهترین پاسخ به قالیباف رتبه چهارم او در انتخابات مجلس است، در شهری که ۱۲ سال شهردار آن بود.

    اصولگرایان رهبر قوی ندارند و تلاششان برای اتحاد با چالش مواجه خواهد شد

    این رسانه بریتانیایی پیش بینی کرده که تلاش اصولگرایان تندرو برای متحد شدن زیر یک چتر با چالش مواجه شود، چون فاقد رهبران سیاسی قوی هستند و بنابراین انتظار می‌رود که جنگ قدرت به ویژه در مجلس ادامه یابد.

    فایننشال تایمز مصادیق درگیری میان حامیان قالیباف و جلیلی را هم بیان کرده است. این راسنه نوشته: حامیان جلیلی اتهام فاسد بودن برخی از نزدیکان قالیباف را دوباره مطرح کرده اند و به سبک زندگی تجملاتی انتقاد کرده اند.

    حمیدرضا ترقی، سیاستمدار اصولگرا به فایننشال تایمز گفته: «این انتخابات برای اصولگرایان که اکنون یکدیگر را مقصر می‌دانند، تلنگری بود. همه آن‌ها مقصرند.»

    او گفته که اصولگرایان تندرو “به دلیل اشتباهات خود” شکست خورده اند؛ ناتوانی در مهار تورم حدود ۴۰ درصد، و همچنین مشکلات استراتژیک مانند انتخاب نکردن نامزدی جوان‌تر یا یافتن راه‌های جدید تبلیغاتی از جمله این اشتباهات است.

    تحلیلگران به این رسانه بریتانیایی گفته اند که علیرغم حمایت قوی رهبری و سپاه، سوء مدیریت اصولگرایان در اقتصاد در دوران ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی، نارضایتی عمومی ایجاد کرده و در نهایت به تغییر مسیر انجامیده است.

    جنگ قدرت در اردوگاه تندروها، عامل شکست آنها در انتخابات

    این رسانه معتقد است یکی از دلایل شکست اصولگرایان در انتخابات اخیر «جنگ قدرت در اردوگاه تندروها» بود.

    از سال ۲۰۲۰، اصولگرایان تندرو عادت کرده بودند که فقط با یکدیگر رقابت کنند، زیرا از ورود اصلاح طلبان ارشد به انتخابات‌ها جلوگیری شده بود. اما زمانی که پزشکیان اجازه کاندیداتوری گرفت، تحلیلگران و سیاستمداران ایرانی آن را تایید ضمنی رهبری دانستند.

    ترقی به فایننشال تایمز گفته: مقام معظم رهبری تاکتیکی را انتخاب کردند که راهبردی نیز هست تا کشور را از مشکلات فعلی عبور داده و نظام را کارآمدتر و منعطفتر کند.

    طرفداران رئیسی هم به پزشکیان رای دادند

    این رسانه گفته دلیل پایین آمدن رای جلیلی این است که برخی افرادی که قبلا از رئیسی حمایت می‌کردند هم این بار به پزشکیان رای داده اند. این یعنی تندرو‌ها پایگاه سنتی خود را هم از دست داده اند.

    فایننشال تایمز پزشکیان را یک نیروی وفادار به نظام خوانده که می‌خواهد نیرو‌های رادیکال را از هر دو اردوگاه اصولگرایی و اصلاح‌طلبی به حاشیه براند و در عین حال وحدت ایجاد کند.

    بازداشت محسن برهانی سیگنال قوه قضاییه به پزشکیان بود

    این رسانه بازداشت محسن برهانی حقوقدان حامی اصلاح طلبان را یک روز بعد از انتخابات، هشداری از سوی قوه قضاییه اصولگرا به دولت جدید تلقی کرده و نوشت: تندرو‌های قوه قضاییه می‌خواستند به پزشکیان بگویند گزینه‌های محدودی برای اعمال تغییرات در مسیر کشور خواهد داشت.