برچسب: قیمت گذاری دستوری

  • سال آینده، گره کور قیمت‌گذاری خودرو باز می‌شود؟

    سال آینده، گره کور قیمت‌گذاری خودرو باز می‌شود؟

    به گزارش اقتصادران، گزارش مربوط به اسناد پشتیبان لایحه بودجه ۱۴۰۵ به‌طور تلویحی از احتمال پایان قیمت‌گذاری دستوری خودرو پرده برداشت. سازمان برنامه در این گزارش با اذعان به زیان خودروسازی و بازار دو‌نرخی، اصلاح دفعی قیمت خودرو را توصیه کرده است؛ سیگنالی که می‌تواند به معنای آغاز آزادسازی قیمت‌ها در سال آینده باشد.

    آنچه سال‌ها از سوی فعالان صنعت خودرو، اقتصاددانان و حتی برخی سیاستگذاران به‌عنوان «گره کور قیمت‌‌‌گذاری» مطرح می‌شد، حالا برای نخستین‌‌‌بار به‌صورت رسمی و شفاف در یکی از بالادستی‌‌‌ترین اسناد سیاستگذاری کشور ثبت شده‌است. گزارش «اسناد پشتیبان بودجه‌۱۴۰۵» به‌‌‌صراحت تایید می‌کند قیمت‌گذاری‌های غیراصولی نه‌‌‌تنها به کنترل پایدار تورم منجر نشده، بلکه خود به عامل ایجاد بحران در بخش‌های مختلف اقتصاد از جمله صنعت خودرو بدل شده‌است.

    در این سند، صنعت خودرو به‌عنوان «نمونه تمام‌‌‌عیار ناکارآیی ناشی از قیمت‌گذاری دستوری» معرفی شده؛ جایی‌که تثبیت نرخ‌های اسمی فروش در شرایط تورم بالا، عملا شکاف عمیقی میان قیمت کارخانه و بازار ایجاد‌کرده‌است. نتیجه این سیاست، شکل‌گیری یک بازار دو‌‌‌نرخی بوده که منافع آن نه به مصرف‌کننده واقعی رسیده و نه به تولیدکننده، بلکه به گروهی از ذی‌نفعان پنهان و واسطه‌‌‌گران تعلق گرفته‌است.

    گزارش سازمان برنامه‌و‌بودجه ‌با ارائه شواهد کمی، نشان می‌دهد شدت بحران مالی در صنعت خودرو به حدی رسیده که با وجود تولید یک‌میلیون و ۳۱۳‌هزار دستگاه خودرو در سال‌۱۴۰۳، تیراژ تولید کشور پس از گذشت ۱۴ سال‌هنوز نتوانسته به سقف تولید سال‌۱۳۹۰ یعنی یک‌میلیون و ۶۵۱‌هزار دستگاه بازگردد.

    این عقب‌‌‌ماندگی تولید، نه ناشی از فقدان تقاضا، بلکه محصول مستقیم سرکوب قیمت، فرسایش سرمایه، انباشت زیان و قفل‌شدن منابع مالی خودروسازان است. در بخش توصیه‌های سیاستی، سازمان‌برنامه تاکید کرده‌است که در صنایعی مانند خودرو، به‌دلیل دو‌‌‌نرخی‌بودن بازار، اصلاح سازوکار قیمت‌گذاری می‌تواند به‌صورت دفعی انجام شود.

    در «اسناد پشتیبان لایحه بودجه‌۱۴۰۵» تاکید شده سیاست‌هایی که عموما با هدف حمایت از منافع مردم و کنترل تورم اجرا شده‌اند، نه‌‌‌تنها به مهار پایدار تورم منجر نشده‌‌‌اند، بلکه خود به عامل ایجاد بحران در بخش‌های مختلف اقتصادی تبدیل شده‌اند. سازمان‌برنامه تصریح می‌کند؛ این سازوکار، به‌‌‌جای اصلاح ساختارها، به فرسایش منابع، انباشت کسری‌بودجه و تشدید ناکارآیی انجامیده است.

    در نهایت، این سند با پیوند‌دادن قیمت‌گذاری‌های دستوری به افت تولید و محدود‌شدن رشد اقتصادی، تاکید می‌کند ادامه این سیاست‌ها در صنایعی همچون خودرو، نه‌‌‌تنها مانع ارتقای بهره‌‌‌وری‌شده، بلکه خود به یکی از عوامل اصلی نزول رشد اقتصاد ایران بدل شده‌است.

  • قیمت‌گذاری دستوری، کمر صنعت خودرو را خم کرد

    قیمت‌گذاری دستوری، کمر صنعت خودرو را خم کرد

    به گزارش اقتصادران، تداوم رشد تورم، بار دیگر تاثیر خود را بر تولید کشور گذاشت. نرخ دلار در بازار آزاد به محدوده ۱۰۸ هزار تومان رسیده و تورم، به‌صورت زنجیره‌ای بر قیمت تمام کالا‌ها و خدمات تأثیر گذاشته است. از مواد غذایی و کالا‌های وارداتی گرفته تا نهاده‌های تولید و قطعات صنعتی، همگی با افزایش چشمگیر قیمت مواجه شده‌اند.

    طبق آخرین گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه در شهریورماه سال جاری به ۴۵.۳ درصد رسیده است؛ رقمی که بالاترین سطح تورم در ۲۸ ماه گذشته محسوب می‌شود. پیش‌بینی‌ها نیز حاکی از آن است که با تداوم شرایط فعلی بازار ارز، نرخ تورم در مهرماه از ۴۹ درصد عبور کند. در چنین فضایی، افزایش پی‌درپی قیمت کالا‌ها طبیعی‌ترین پیامد اقتصادی است و این روند از تأمین‌کنندگان قطعات صنعتی تا تولیدکنندگان بزرگ کشور را در بر گرفته است.

    در شرایطی که تولیدکنندگان ناچارند با هزینه‌های جدید مواد اولیه و انرژی کنار بیایند، پرسش مهمی مطرح می‌شود و آن اینکه چگونه می‌توان انتظار داشت خودروسازان در این وضعیت به سمت اصلاح قیمت حرکت نکنند؟ وقتی تمامی ارکان تولید در مسیر افزایش قیمت قرار گرفته‌اند، مقاومت در برابر اصلاح نرخ خودرو‌ها نه‌تنها غیرمنطقی بلکه ضدتولید است.

    با وجود این واقعیت اقتصادی، هنوز برخی جریان‌ها اصلاح قیمت خودرو را زیر سؤال می‌برند و عملکرد وزارت صمت در این زمینه را نقد می‌کنند. حتی شماری از نمایندگان مجلس نیز در تلاش‌اند تا وزیر را برای پاسخ‌گویی درباره افزایش قیمت خودرو به مجلس بکشانند. اما ریشه این چالش، نه در تصمیم اخیر خودروسازان یا وزارتخانه، بلکه در سیاست مزمن و پرهزینه قیمت‌گذاری دستوری نهفته است.

    در طول سال‌های گذشته، بار‌ها کارشناسان اقتصادی هشدار داده‌اند که قیمت‌گذاری دستوری به تضعیف تولید، رشد زیان انباشته، کاهش سرمایه‌گذاری و در نهایت، فرسایش توان رقابت منجر می‌شود. اگر از ابتدا مکانیزم عرضه و تقاضا تعیین‌کننده قیمت خودرو بود و خودروسازان می‌توانستند متناسب با هزینه‌های واقعی تولید قیمت‌گذاری کنند، امروز شاهد چنین التهاب و تنش قیمتی نبودیم و نه وزیر صنعت، نه شورای رقابت و نه سازمان حمایت، هدف حملات و انتقادات قرار نمی‌گرفتند.

    با نگاهی به تجربه اخیر بازار، می‌توان مشاهده کرد که فریز شدن قیمت خودرو‌ها در سال‌های گذشته، زیان‌های سنگینی را به خودروسازان تحمیل کرده است. شرکت‌ها برای پوشش هزینه‌های فزاینده مواد اولیه، دستمزد و قطعات وارداتی ناچار شده‌اند محصولات خود را با ضرر عرضه کنند. این وضعیت باعث شده تراز مالی بنگاه‌های بزرگ خودروسازی منفی شود و سرمایه در گردش آنها به‌شدت آسیب ببیند؛ گزارش قطعه‌سازان و سازمان بازرسی هم از حال بد خودروسازان می‌گوید؛ از چک برگشتی تا انباشت خودرو‌ها در پارکینگ.

    در چنین بستری، قطعا دولت با چالشی تعیین‌کننده روبه‌رو است؛ زیرا ادامه قیمت‌گذاری دستوری به‌معنای تداوم زیان ساختاری و تشدید بحران نقدینگی در صنعت خودرو است. طی هفته اخیر نیز بازار خودرو شاهد افزایش قیمت کارخانه‌ای محصولات ایران‌خودرو و سایپا بوده است. ایران‌خودرو در حالی که سازمان حمایت از مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان در خردادماه تنها با افزایش حداکثر ۱۵ درصدی قیمت‌ها موافقت کرده بود، بدون اخذ مجوز رسمی، اقدام به افزایش حدود ۲۵ درصدی در قیمت محصولات خود کرد و در روز‌های اخیر نیز حداقل ۱۰ درصد دیگر به بهای کارخانه‌ای خودرو‌های خود افزوده است.

    در مقابل، گروه خودروسازی سایپا در آن دوره به قانون تمکین و عدد ۱۵ درصد را در محصولات خود اعمال کرد. حال در شرایط فعلی هم سایپا در محصولات پرفروش و پرتیراژ خود به‌طور میانگین حدود ۱۸ درصد افزایش قیمت داشته است. با این حال، این سطح از اصلاح قیمت‌ها در مقایسه با تورم بالای ۴۵ درصدی و روند صعودی نرخ ارز، فاصله قابل‌توجهی با واقعیت‌های اقتصادی دارد.

    در مجموع، آنچه امروز در بازار خودرو مشاهده می‌شود، واکنشی اجتناب‌ناپذیر به شرایط کلان اقتصادی کشور است؛ شرایطی که در آن قیمت ارز، نرخ تورم، هزینه تأمین مواد اولیه و سیاست‌های کنترل قیمتی، در تضاد آشکار با یکدیگر قرار گرفته‌اند. افزایش نرخ کارخانه‌ای خودرو‌ها اگرچه اعتراضاتی را در پی داشته، اما ریشه آن نه در تصمیم مقطعی مدیران خودروساز، بلکه در ساختار اقتصادی و سیاست‌گذاری گذشته نهفته است؛ ساختاری که حالا تبعات خود را در قالب تورم، نوسان و بحران نشان می‌دهد.

    play/pausesound

  • واحدهای قطعه‌سازی خودرو در آستانه تعطیلی / کمر قطعه‌سازان زیر بار هزینه‌های انرژی، مالیات و قیمت‌گذاری دستوری خم شد

    واحدهای قطعه‌سازی خودرو در آستانه تعطیلی / کمر قطعه‌سازان زیر بار هزینه‌های انرژی، مالیات و قیمت‌گذاری دستوری خم شد

    به گزارش اقتصادران، صنعت قطعه‌ روزهای دشواری را پشت‌سر می‌گذارد و ادامه این روند، خطر تعطیلی گسترده و بیکاری صدها هزار نفر را به همراه دارد. افزایش بی‌سابقه هزینه‌های انرژی، فشارهای مالیاتی و سیاست‌های قیمت‌گذاری دستوری، توان تولید را فرسوده کرده است. فعالان این حوزه هشدار می‌دهند اگر تصمیمات فوری و عملی برای رفع موانع اتخاذ نشود، زنجیره تولید خودرو متوقف و تبعات گسترده‌ای متوجه اقتصاد کشور خواهد شد.

     

    هجوم افزایش هزینه‌ها به تولید

    فرهاد بهنیا، سخنگوی انجمن سازندگان قطعات و مجموعه‌های خودرو درباره وضعیت صنعت قطعه در ششمین ماه از سال ۱۴۰۴ بیان داشت: «آقای پزشکیان در یک مصاحبه اعلام کرده بودند که آب نداریم؛ نه روی زمین و نه زیر زمین. خب، اگر برای چنین بحرانی برنامه وجود داشت، به این شرایط نمی‌رسیدیم. الان صنعت قطعه‌سازی نیز در همان مسیر آب قرار گرفته است؛ هر بار هشدار می‌دهیم اما اقدام مناسبی صورت نمی‌گیرد و باز هم شرایط برای تولید دشوارتر می‌شود.»

    وی تاکید کرد: « دور از انتظار نیست که ناگهان موج بیکاری دامن کارگران شرکت‌های قطعه‌سازی را فرا بگیرد. اتفاقی که بار آن، مستقیم بر دوش دولت می‌افتد، چون در نهایت کارگر به سازمان تامین اجتماعی مراجعه می‌کند و این دولت است که باید حداقل یکسال حقوق هر کدام از کارگران بیکار شده را از بیت‌المال پرداخت کند.»

    این مقام صنفی با یادآوری انتظاری که پس از خصوصی‌سازی ایران‌خودرو در میان فعالان صنعت شکل گرفته بود، تصریح کرد: «امید داشتیم بعد از واگذاری مدیریت ایران‌خودرو به بخش خصوصی، بخشی از فشارهای سیاسی از دوش این صنعت برداشته شود و میزان دخالت‌های دولت در تصمیم‌گیری‌های کلیدی کاهش پیدا کند.»

    سخنگوی انجمن سازندگان قطعات و مجموعه‌های خودرو اضافه کرد: «اما واقعیت این است که با تغییر سیاست‌های دولت برای انتقال بخش‌هایی از اقتصاد به بخش خصوصی، از جمله مدیریت ایران‌خودرو، عملا هیچ تحول بنیادینی در ساختار و عملکرد این حوزه ایجاد نشد. مدیریت در ظاهر به بخش خصوصی واگذار شده، اما همان موانع و محدودیت‌های پیشین همچنان سر جایشان باقی است و حتی در برخی موارد، به دلیل نبود تصمیمات اجرایی و عملی، ابعاد مشکلات گسترده‌تر شده است.»

    بهنیا برای توضیح چرایی پیچیدگی مشکلات، به موضوع قیمت‌گذاری اشاره کرد و ادامه داد: «یکی از شاخص‌ترین نمونه‌ها همین قیمت‌گذاری است. کافی است به بازار نگاه کنید؛ تقریبا همه کالاها، چه اقلام اساسی و چه غیر اساسی، طی ماه‌های اخیر بین ۵۰ تا ۹۰ درصد افزایش قیمت داشته‌اند. حتی خدمات روزمره‌ای مانند آبونمان تلفن ثابت، بدون اعلام قبلی یا مصوبه رسمی، تا ۵۰ درصد گران شده است.»

    وی افزود: «از سوی دیگر، شرکت‌های خدماتی نظیر آب و فاضلاب، برق و گاز، با اعمال تعرفه‌های جدید، هزینه‌های واحدهای صنعتی را به شکلی بی‌سابقه بالا برده‌اند؛ به‌گونه‌ای که در برخی موارد، قبض‌ها نسبت به گذشته ۴۰۰ تا ۵۰۰ درصد بیشتر شده است. نکته نگران‌کننده اینجاست که این جهش‌های سنگین عمدتا در همین سه ماه اخیر و هم‌زمان با آغاز فصل تابستان اتفاق افتاده و شوک مضاعفی به بدنه تولید وارد کرده است.»

     

    فشار دولتی در بازار ملتهب

    سخنگوی انجمن سازندگان قطعات و مجموعه‌های خودرو با اشاره به افزایش بی‌سابقه هزینه‌های انرژی، گفت: «در کارخانه‌های تولیدی، الگوی مصرف برق مشخص است و هیچ ابهامی در میزان نیاز وجود ندارد. با این حال، با قرار دادن این واحدها در پلکان‌های بالای مصرف، جریمه‌هایی سنگین اعمال شده است. نمونه‌اش کارخانه‌ای است که تا چند ماه پیش ماهانه حدود ۲۰ میلیون تومان برای برق می‌پرداخت، حالا قبض‌هایش به رقم شوک‌آور ۱۷۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان رسیده است. و این موضوع فقط درباره برق نیست؛ هزینه آب و گاز نیز دقیقا به همین شکل جهش داشته است.»

    وی اضافه کرد: «همه این‌ها در حالی رخ می‌دهد که هفته‌ای دو روز برق به‌طور کامل قطع می‌شود و در روزهای باقی‌مانده هم چند ساعت خاموشی برنامه‌ریزی‌نشده وجود دارد. این وضعیت یعنی همزمان پرداخت هزینه‌های سنگین و از دست دادن توان عملیاتی، که نتیجه‌اش چیزی جز فرسودن و نابودی ظرفیت تولید نیست.»

    بهنیا به وضعیت خودروسازان اشاره کرد و ادامه داد: «یکی از دو شرکت بزرگ خودروسازی کشور که هنوز مالکیت آن نیز دولتی است؛ دچار آشفتگی گسترده شده. فروش این شرکت نسبت به سال گذشته با مشکلات متعدد، حدود ۳۷ تا ۳۸ درصد کاهش یافته و حتی بعضی از چک‌هایش به شرکت‌های قطعه‌ساز برگشت خورده است. بنابراین برخی قطعه‌سازان مجبور شدند از محل دریافتی از ساپکو، هزینه‌های تولید سفارش‌های خودروساز دولتی را پوشش دهند که این موضوع مشکل نقدینگی را در هر دو طرف تشدید کرده است.»

    وی افزود: «ایران‌خودرو در مقایسه با دیگر خودروسازان مسیر نسبتا معقول‌تری را طی کرده، اما وقتی در بازار، قیمت عمومی کالاها بین ۴۰ تا ۵۰ درصد رشد کرده و این شرکت مجبور شده تنها ۲۵ درصد قیمت محصولاتش را تعدیل کند، مورد جریمه سنگین قرار گرفت. فراموش نکنیم که خودروسازان در حال‌حاضر بیش از ۱۵۰ همت به قطعه‌سازان بدهکارند و مجموع زیان انباشته آن‌ها به حدود ۲۵۰ همت رسیده است. طبیعی است که ادامه فشارهای این‌چنینی از سوی نهادهای دولتی، نه‌تنها به بهبود اوضاع کمکی نمی‌کند بلکه بحران موجود را عمیق‌تر و پیچیده‌تر خواهد کرد.»

     

    مالیات‌های سنگین برای شرکت‌های زیان‌ده

    بهنیا به پیوستگی صنعت اشاره کرد و گفت: «صنعت قطعه‌ به صورت زنجیره‌ای فعالیت می‌کند. بنابراین نمی‌توان فقط ۱۰ درصد واحدها را فعال نگه داشت و ۹۰ درصد را بیکار کرد. اگر یک حلقه از این زنجیر جدا شود، بقیه نیز از کار می‌افتند. توقف کامل نیز یعنی بیکارشدن ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار نفر نیروی کار که همان‌طور که در ابتدا اشاره کردم به سازمان تامین اجتماعی مراجعه خواهند کرد، اما این سازمان توان پرداخت چنین حجم از حقوق بیکاری را ندارد و این، بحرانی مضاعف ایجاد می‌کند.»

    وی خطاب به دولتمردان تاکید کرد: «ای کاش آقای پزشکیان رئیس‌جمهور، اتابک وزیر صمت و دیگر مدیران نگاه دقیق‌تر و پخته‌تری به این صنعت داشته باشند. اگر قرار است بماند، باید اجازه دهند خودِ صنعت قیمت‌گذاری کند، بازارش را انتخاب و مدل‌هایش را خودش تعیین کند. بنابراین دخالت در قیمت‌گذاری حتی ایران‌خودرو را که تا حدی می‌توانست بخشی از مشکلات را جبران کند، گرفتار کرده است.»

    سخنگوی انجمن سازندگان قطعات و مجموعه‌های خودرو به افزایش بدهی‌ها و هزینه‌ها اشاره کرد و افزود: «امسال مطالبات ما نسبت به سال گذشته حداقل دو برابر شده است. از سوی دیگر، جهش نرخ ارز و مشکلات تامین آن صدای همه را درآورده و نرخ ارز همچنان بالا می‌رود. حتی با وجود بخشنامه ۲۵ مرداد برای حمایت از تولیدکنندگان، در عمل مسیر عکس طی می‌شود. متاسفانه سازمان‌هایی مانند امور مالیاتی به جای حمایت، کسری بودجه دولت را از جیب تولیدکننده تامین می‌کنند، آن هم با اعمال مالیات‌های ناعادلانه.»

    وی ادامه داد: «شرکت‌هایی که برای سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ هنوز رسیدگی مالیاتی‌شان انجام نشده، ناگهان با افزایش‌های ۶۰۰ یا ۷۰۰ درصدی مالیات روبه‌رو شده‌اند، در حالی که دفاتر قانونی دارند، زیان‌ده هستند و از مشکلات ناشی از قطعی برق، آب و گاز رنج می‌برند. این فشارها، برخلاف ادعای مسئولان اقتصادی و منافع ملی است. این وضعیت مثل آب‌شدن شمع است؛ در عرض دو یا سه ماه، آخرین رمق صنعت قطعه‌ از بین خواهد رفت. ما نمی‌خواهیم متوقف شویم، چون کارگر و پیمانکار داریم، بدهی بانکی داریم. اما سیاست‌های اقتصادی غلط، توقف کامل این صنعت و در پی آن خودروسازی را رقم خواهد زد.»

     

    قیمت‌گذاری دستوری، بند بر پای صنعت

    این مقام صنفی با تاکید بر پیوند میان ثبات داخلی و موفقیت در عرصه سیاست خارجی گفت: «برای آن‌که دولت بتواند در حوزه دیپلماسی و تعاملات بین‌المللی عملکرد مطلوبی داشته باشد، لازم است پیش از هر چیز مشکلات و مسائل داخلی را سامان دهد. اگر فعالیت دو خودروساز اصلی کشور به هر دلیل متوقف شود، صدها هزار کارگر با خطر بیکاری روبه‌رو می‌شوند و طبیعی است که این مسئله می‌تواند زمینه‌ساز نارضایتی‌های اجتماعی شود. چنین شرایطی، مدیریت امور داخلی را دشوارتر کرده و توان دولت را در سایر عرصه‌ها نیز تحت فشار قرار می‌دهد.»

    بهنیا در پاسخ به پرسش درباره مهم‌ترین مطالبه‌اش از رئیس‌جمهور تصریح کرد: «آقای پزشکیان، اگر هدف شما حل مشکلات تولید و صنعت داخلی است، لازم است بخش خصوصی را در نشست‌های کلیدی و تصمیم‌سازی‌ها حضور دهید و مسائل و راهکارها را از زبان فعالان این حوزه بشنوید. در غیر این‌صورت، ممکن است چند هفته یا چند ماه بعد، دوباره همین پرسش تکرار شود که «چه باید کرد؟» نخستین گام، کنار گذاشتن مداخله مستقیم دولت در صنعت خودرو و قطعه‌سازی است.»

    سخنگوی انجمن سازندگان قطعات و مجموعه‌های خودرو اضافه کرد: «با وجود ۳۸ بنگاه تولید خودرو، نمی‌توان از انحصار سخن گفت و بنابراین قیمت‌گذاری دستوری توجیهی ندارد. ورود سازمان تعزیرات و تعیین قیمت‌های غیرواقعی، تنها دست خودروساز را در جبران هزینه‌ها می‌بندد و این فشار به‌طور زنجیره‌ای به قطعه‌ساز منتقل می‌شود. در نهایت، واحد تولیدی که توان ادامه فعالیت نداشته باشد، دیر یا زود تعطیل شده و خطوط تولید آن به انبارهای بی‌استفاده بدل خواهد شد.»

    وی درباره تعدیل نیروها توضیح داد: «اکنون بیش از ۵۰ درصد بنگاه‌های تولیدی با تعدیل نیرو مواجه شده‌اند و حدود ۱۲ درصد تعطیل یا درگیر پرونده‌های حقوقی و مالیاتی‌اند و بین دادگاه‌ها رفت‌وآمد می‌کنند. این واقعیت صنعت داخلی ماست. رئیس‌جمهور باید بداند که خودش و وزرایش بخشنامه صادر می‌کنند برای کمک به تولید اما دستگاه‌ها خلاف آن عمل می‌کنند.»

    بهنیا بار دیگر تاکید کرد: «صنعت قطعه‌ فقط با شعار زنده نمی‌ماند. نیاز به تصمیم‌های فوری، دقیق و عملی وجود دارد. اگر این تصمیم‌ها امروز گرفته نشود، خاموش‌شدن این صنعت، فردا نه‌تنها گریبان بیکاران، بلکه کل اقتصاد و حتی امنیت اجتماعی را خواهد گرفت.»

  • اقتصاد دستوری؛ کنترل قیمت یا سفره رانت؟

    اقتصاد دستوری؛ کنترل قیمت یا سفره رانت؟

    به گزارش اقتصادران، سیاست قیمت‌گذاری دستوری یکی از پرچالش‌ترین ابزارهای دخالت دولت در اقتصاد ایران به‌شمار می‌رود؛ ابزاری که موافقان و مخالفان فراوانی دارد و دهه‌هاست در کانون بحث‌های سیاستگذاری باقی مانده است. دولت‌ها در دوره‌های مختلف، از پیش از انقلاب تا امروز، بارها با توجیه‌های متفاوت به این سیاست متوسل شده‌اند؛ گاهی با هدف حمایت از مصرف‌کنندگان، گاهی برای مهار تورم و در مواردی نیز به‌عنوان ابزاری برای مدیریت کوتاه‌مدت اقتصاد.

    موافقان این سیاست بر این باور بوده‌اند که در شرایط خاص همچون جنگ، قحطی یا تورم افسارگسیخته، دولت ناگزیر است با کنترل قیمت‌ها مانع از فشار مضاعف بر اقشار ضعیف شود. تجربه نشان داده است در دوره‌هایی، به‌ویژه در مورد کالاهای اساسی، چنین مداخلاتی توانسته بخشی از بار معیشتی خانواده‌های کم‌درآمد را کاهش دهد. از سوی دیگر، برخی اقتصاددانان تاکید کرده‌اند که بازارها در غیاب نهادهای تنظیم‌گر کارآمد یا در شرایط تحریم و کمبود، می‌توانند به بستری برای اجحاف و سوءاستفاده تبدیل شوند و در این حالت، حضور دولت ضروری خواهد بود.

    منتقدان اما استدلال‌های دیگری را مطرح کرده‌اند. آنان معتقدند قیمت‌گذاری دستوری، در بلندمدت به کاهش انگیزه تولید، بی‌انگیزگی سرمایه‌گذاران و گسترش فعالیت‌های غیرمولد انجامیده است. وقتی قیمت‌ها به‌طور مصنوعی پایین نگه داشته می‌شوند، تولیدکننده منافع مشروع خود را از دست می‌دهد و سرمایه‌ها به‌سمت فعالیت‌هایی چون دلالی و احتکار سوق پیدا می‌کنند. نتیجه آن، شکل‌گیری بازارهای غیررسمی، رانت‌های گسترده و فساد اقتصادی بوده است؛ پدیده‌هایی که به‌جای حل مشکل تورم یا کمبود، بر بی‌ثباتی‌های اقتصاد ایران افزوده‌اند. در نهایت مساله اصلی این است که آیا باید برای حمایت از مردم و کنترل بازار همچنان به سیاست قیمت‌گذاری دستوری متوسل شد یا اصلاح ساختارهای بنیادی اقتصاد، راه‌حل پایدار و اساسی‌تری است. این پرسشی است که پاسخ به آن نیازمند شنیدن دیدگاه‌های اقتصاددانان مختلف است؛ کسانی که از منظرهای گوناگون، اثرات این سیاست بر تولید، مصرف، رفاه عمومی و حتی حکمرانی اقتصادی را تحلیل کرده‌اند.

    سیاست قیمت‌گذاری دستوری در ایران تنها یک تصمیم اقتصادی ساده نبوده بلکه به‌مرور به بخشی از فرهنگ سیاستگذاری بدل شده است. این سیاست از سال‌های دور در بخش‌های مختلف مانند انرژی، مواد غذایی، مسکن و خودرو اجرا شده و به‌نوعی ابزاری دائمی برای مدیریت کوتاه‌مدت اقتصاد تبدیل شده است. در این میان، دولت‌ها همواره میان دو هدف در نوسان بوده‌اند: از یک‌سو حمایت از معیشت مردم و کنترل قیمت‌ها و از سوی دیگر تامین شرایطی برای تولیدکنندگان و سرمایه‌گذاران. این تضاد ذاتی باعث شده قیمت‌گذاری دستوری هیچ‌گاه به یک سیاست موقت محدود نشود و به‌مرور در ساختار اقتصاد ایران نهادینه شود.

    موافقان این سیاست تاکید می‌کنند که در اقتصادی پرنوسان و تحت فشار تحریم‌ها، اگر دولت دخالت نکند، زندگی روزمره مردم با بحران جدی مواجه می‌شود. آنان به تجربه‌هایی مانند تثبیت قیمت کالاهای اساسی یا کنترل بازار در دوره جنگ تحمیلی اشاره می‌کنند که در کوتاه‌مدت توانست مانع از فروپاشی معیشت بخش بزرگی از جامعه شود.

    به این ترتیب، قیمت‌گذاری دستوری همواره در نقطه تلاقی دو دیدگاه قرار داشته است؛ دیدگاهی که آن را ضرورتی برای حمایت فوری از مردم می‌داند و دیدگاهی که آن را مانعی بزرگ بر سر راه توسعه پایدار و رشد اقتصادی معرفی می‌کند.

    ریشه سیاست‌های پرهزینه

    در همین راستا، دو اقتصاددان برجسته، مرتضی عزتی عضو هیات‌علمی دانشگاه تربیت مدرس و جعفر خیرخواهان اقتصاددان، در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» ابعاد گوناگون این سیاست را بررسی کرده‌اند. مرتضی عزتی در تحلیل خود ریشه‌های قیمت‌گذاری دستوری را در نوع نگاه سیاستگذاران دانست؛ نگاهی که دولت را موظف به مداخله در همه عرصه‌ها می‌بیند. وی توضیح داد که ناکامی در اصلاح ساختارهای اقتصادی و حرکت به‌سمت اقتصاد بازار باعث شده دولت‌ها برای پوشاندن ضعف‌ها به سراغ کنترل قیمت‌ها بروند. به باور او، این سیاست نه‌تنها منافع تولیدکنندگان را تضییع کرده بلکه به مانعی جدی بر سر راه سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی بدل شده است. عزتی در عین حال یادآور شد که در شرایط استثنایی همچون جنگ یا کمبود شدید کالا، مداخله دولت می‌تواند اجتناب‌ناپذیر باشد اما استمرار آن نشانه‌ای روشن از ضعف حکمرانی اقتصادی است.

    جعفر خیرخواهان نیز با نگاهی متفاوت، سیاست قیمت‌گذاری دستوری را بیشتر واکنشی کوتاه‌مدت به فشارهای اجتماعی و تورم توصیف کرد. او گفت که دولت‌ها در مواجهه با نارضایتی عمومی به‌دنبال مقصر می‌گردند و ساده‌ترین راه را در سرکوب قیمت‌ها می‌یابند؛ راهی که همانند شکستن دماسنج برای کاهش تب بیمار، نشانه‌ها را می‌پوشاند اما بیماری را درمان نمی‌کند. وی ضعف نهادهای تنظیم‌گر، به‌ویژه بانک مرکزی و سیاست‌های مالی دولت را از مهم‌ترین زمینه‌های شکل‌گیری این سیاست دانست. به‌گفته او، تداوم قیمت‌گذاری دستوری نه به‌دلیل مقبولیت عمومی بلکه به‌خاطر منافع گروه‌های محدود و نزدیک به قدرت بوده است که از این مسیر به رانت‌های بزرگ دست یافته‌اند.

    ترکیب این دو دیدگاه تصویری روشن از مساله به دست می‌دهد: قیمت‌گذاری دستوری در ایران نه‌تنها حاصل شرایط خاص اقتصادی و اجتماعی بلکه بازتاب ضعف نهادی و حکمرانی ناکارآمد نیز هست. مطالعه این مصاحبه، فرصتی است برای فهم عمیق‌تر چرایی تداوم این سیاست و پیامدهای آن بر آینده اقتصاد کشور.

     چرا این سیاست جان‌سخت است؟

    مرتضی عزتی در پاسخ به این پرسش که ریشه اصلی سیاست قیمت‌گذاری دستوری در اقتصاد ایران چیست و چرا این سیاست به‌طور مداوم از سوی دولت‌ها تکرار می‌شود، اظهار داشت: قیمت‌گذاری دستوری از نوع تفکر و اندیشه سیاستگذاران نشأت می‌گیرد. برخی سیاستگذاران بر این باور بوده‌اند که باید در همه امور دخالت کنند. گروهی دیگر تصور کرده‌اند که قیمت‌های بازار با آنچه در ذهن آنان به‌عنوان «قیمت عادلانه» شکل گرفته، هماهنگ نیست و دولت وظیفه دارد برای جلوگیری از اجحاف و ظلم در بازار، دخالت مستقیم داشته باشد.

    این اقتصاددان افزود: برخی سیاستگذاران معتقد بوده‌اند که قیمت‌های بازاری با سطح مطلوب و مورد نظر آنان تناسب ندارد و باید به‌نوعی با خواست آنان همخوان شود. در مواردی نیز این ذهنیت وجود داشته که نباید صاحبان سرمایه و تولیدکنندگان سود ببرند بنابراین دولت‌ها سعی کرده‌اند با ابزار قیمت‌گذاری مانع از کسب سود توسط این گروه‌ها شوند. البته در کنار این دلایل، می‌توان جنبه‌ای منطقی و معقول نیز در نظر گرفت چراکه در برخی شرایط، افزایش قیمت‌ها خارج از چارچوب منطقی رخ داده و دخالت دولت اجتناب‌ناپذیر به‌نظر می‌رسید.

    عدالت ارزان یا تولید گران؟

    عزتی در پاسخ به این پرسش که سیاست قیمت‌گذاری دستوری تا چه اندازه برمبنای عدالت اجتماعی است و تا چه حد ناشی از نگاه کوتاه‌مدت یا بلندمدت دولت‌ها برای مدیریت اقتصاد، اظهار داشت: در شرایط خاص و اضطراری، دخالت دولت در قیمت‌گذاری می‌تواند به تقویت عدالت اقتصادی کمک کند. برای مثال در زمان جنگ یا در مواقع بروز بحران‌های جدی، دولت ناگزیر است در برخی کالاهای حیاتی دخالت کند و حتی قیمت‌گذاری دستوری را به‌شکل محدود به کار گیرد. او افزود: در شرایط عادی اما اگر اقتصاد ساختاری درست داشته باشد، سرمایه‌گذاری کافی انجام شود، تولید در مسیر طبیعی خود حرکت کند و نقل‌وانتقال منابع به‌درستی صورت گیرد، اساسا نیازی به قیمت‌گذاری دستوری وجود ندارد. در چنین فضایی ثروت ملی افزایش می‌یابد و تولیدکنندگان می‌توانند با آزادی عمل بیشتری فعالیت کنند. بنابراین این سیاست تنها در شرایط استثنایی معنا پیدا می‌کند و در غیراین صورت، منطقی و ضروری به‌نظر نمی‌رسد.

    این اقتصاددان تصریح کرد: مهم‌ترین آسیب قیمت‌گذاری دستوری برای تولیدکنندگان آن است که مانع کسب منافع قانونی آنان می‌شود. زمانی که دولت حقوق تولیدکننده برای دستیابی به سود و بازده مشروع را نادیده بگیرد، انگیزه سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد و این موضوع در بلندمدت بر تولید و اشتغال تاثیر منفی می‌گذارد. درحالی‌که اگر نظام اقتصادی سالم باشد، عرضه و تقاضا می‌تواند به‌طور عادلانه قیمت‌ها را تعیین و کمبودها را مدیریت کند.

    او در ادامه در پاسخ به این پرسش که آیا سیاست قیمت‌گذاری دستوری باعث شکل‌گیری و تثبیت انحصار در اقتصاد ایران شده است یا خیر، گفت: اساسا هدف اصلی قیمت‌گذاری ایجاد انحصار نیست بلکه تلاش برای عادلانه نگه‌داشتن قیمت‌هاست. در برخی مواقع حتی تقاضاکنندگان با رفتارهای انحصارگرایانه به عرضه‌کنندگان فشار می‌آورند تا قیمت‌ها به حداقل برسد، در این شرایط نیز ممکن است دولت برای جلوگیری از زیان تولیدکنندگان دخالت کرده و کف قیمتی تعیین کند.

    عزتی افزود: با این حال، در ایران اغلب قیمت‌گذاری‌ها به‌گونه‌ای اعمال شده که قیمت کالاها پایین‌تر از سطح بازار نگه داشته شود. این نوع دخالت، درحالی‌که با هدف حمایت از مصرف‌کننده انجام می‌شود، در عمل می‌تواند به کاهش تولید، فشار بر سرمایه‌گذاران و تضعیف انگیزه تولید منجر شود. به همین دلیل اگر ساختار اقتصاد اصلاح نشود و محدودیت‌ها برطرف نگردد، قیمت‌گذاری دستوری به‌جای حل مشکلات، خود به مانعی برای پویایی اقتصادی بدل خواهد شد.

    رفاه کوتاه‌مدت، هزینه بلندمدت

    وی افزود: با این حال، در بسیاری از حوزه‌ها، قیمت‌گذاری دستوری خود به عاملی برای ایجاد رانت و فساد تبدیل شده است. نمونه بارز آن بازار خودرو است. هرچند هدف اولیه این سیاست جلوگیری از افزایش شدید قیمت و حمایت از مصرف‌کننده بود اما در عمل، اختلاف میان قیمت رسمی و قیمت بازار آزاد باعث ایجاد حاشیه سود برای واسطه‌ها شد. خودروها ابتدا با نرخ رسمی ثبت‌نام می‌شدند اما در بازار با قیمت بالاتر فروخته می‌شدند. در نتیجه، بخش بزرگی از مصرف‌کنندگان که امکان یا انگیزه ثبت‌نام نداشتند، ناچار بودند خودرو را به نرخ بازار آزاد بخرند. بنابراین برخلاف ظاهر ماجرا، فشار مالی بر بسیاری از مصرف‌کنندگان افزایش یافت.

    عزتی تصریح کرد: این وضعیت نشان می‌دهد که نمی‌توان درباره قیمت‌گذاری دستوری یک قاعده کلی صادر کرد. در برخی بخش‌ها مانند کالاهای اساسی، این سیاست توانست رفاه اقشار ضعیف را تقویت کند اما در بخش‌هایی مانند خودرو یا کالاهایی که امکان ایجاد بازار ثانویه وجود داشت، منجربه ناکارآمدی و افزایش هزینه‌های مصرف‌کنندگان شد. این اقتصاددان خاطرنشان کرد: در نهایت، راه‌حل اساسی نه در گسترش یا حذف کامل قیمت‌گذاری دستوری بلکه در اصلاح ساختار اقتصادی است. اگر ساختار اقتصاد سالم و کارآمد باشد، نیازی به مداخلات گسترده دولت در قیمت‌گذاری وجود نخواهد داشت و مکانیزم بازار به‌طور طبیعی قادر خواهد بود قیمت‌ها را متعادل کند.

    کنترل قیمت یا پنهان‌کاری اقتصادی؟

    عزتی در ادامه گفت‌وگوی خود با «جهان‌صنعت» در پاسخ به این پرسش که سیاست قیمت‌گذاری دستوری چه نسبتی با بی‌ثباتی‌های کلان اقتصادی نظیر تورم، نوسانات ارزی یا تحریم دارد، اظهار داشت: توجیه اصلی این سیاست آن بوده که به‌دلیل مشکلات ناشی از تحریم، محدودیت‌های عرضه و دشواری‌های تامین کالا، ممکن است عرضه‌کنندگان با اجحاف قیمت‌ها را بالا ببرند. به همین دلیل، دولت‌ها برای جلوگیری از این اجحاف به قیمت‌گذاری دستوری روی آورده‌اند. در ظاهر، منطق این سیاست مهار نوسان‌ها بوده و در شرایط خاص، استدلال آن نادرست نیست.

    این اقتصاددان افزود: مشکل زمانی آغاز می‌شود که این سیاست به‌صورت دائمی اجرا شود. در چنین شرایطی، نه‌تنها از شدت بی‌ثباتی‌ها کاسته نمی‌شود بلکه ممکن است خود سیاست به عاملی برای افزایش نابسامانی اقتصادی بدل شود. از همین رو، برخی اقتصاددانان طرفدار بازار آزاد معتقدند که باید هرچه زودتر قیمت‌ها آزاد شوند اما در واقعیت اقتصاد ایران مساله پیچیده‌تر است.

    او تصریح کرد: در حال حاضر بخش قابل‌توجهی از کالاها توسط دولت یا شرکت‌های وابسته به دولت عرضه می‌شوند. آزادی ورود و خروج کالا، آزادی خرید و فروش ارز و در مجموع آزادی فعالیت اقتصادی در کشور کامل نیست. بنابراین نمی‌توان انتظار داشت در چنین ساختاری آزادسازی قیمت‌ها به شکل سالم عمل کند. آزادی در اقتصاد باید از مبنا آغاز شود یعنی ابتدا آزادی‌های اساسی و بنیادی ایجاد شده و سپس به‌تدریج آزادی‌های فرعی‌تری همچون آزادی قیمت و انتخاب کالا تحقق یابد. در غیر این صورت، اجرای آزادی‌های ناقص می‌تواند نابسامانی و اجحاف بیشتری را به دنبال داشته باشد.

    عزتی در پایان در پاسخ به این پرسش که آیا تداوم سیاست قیمت‌گذاری دستوری نشانه ضعف حکمرانی اقتصادی در ایران است یا خیر، تاکید کرد: قطعا چنین است. اگر حکمرانی اقتصادی در ایران کارآمد و درست اعمال می‌شد و زیرساخت‌های اقتصاد بهبود می‌یافت، بستر لازم برای توسعه و رشد پایدار فراهم می‌‌شد. در آن صورت، هیچ توجیهی برای استمرار قیمت‌گذاری دستوری باقی نمی‌ماند. واقعیت این است که نبود آزادی‌های پایه و ضعف ساختارهای اقتصادی و نهادی موجب شده سیاستگذاران به‌جای اصلاح اساسی، به سیاست قیمت‌گذاری دستوری به‌عنوان راه‌حل موقت و ظاهری متوسل شوند.

     تسکین فوری یا درمان ریشه‌ای؟

    در ادامه جعفر خیرخواهان در پاسخ به این پرسش که ریشه سیاست قیمت‌گذاری دستوری در نگاه دولت‌ها بیشتر به عدالت اجتماعی بازمی‌گردد یا به کنترل تورم و مدیریت کوتاه‌مدت اقتصاد، اظهار داشت: دولت‌ها معمولا سعی کرده‌اند با این سیاست هم به برقراری عدالت اجتماعی کمک کرده و هم در کوتاه‌مدت تورم را مهار کنند. این دو هدف منافاتی با یکدیگر نداشته است اما به‌طور کلی باید گفت در شرایطی که تورم وجود ندارد و قیمت‌ها در سطحی عادی قرار دارند، کمتر کسی به مساله قیمت‌گذاری اعتراضی می‌کند. مشکل زمانی پدید می‌آید که تورم شدید می‌شود و فشار اجتماعی افزایش می‌یابد.

    این اقتصاددان افزود: در چنین شرایطی دولت‌ها که گاه بلندپروازی کرده و وعده‌هایی داده‌اند، برای پاسخ به نارضایتی عمومی به‌سراغ سرکوب قیمت‌ها می‌روند. تولیدکننده‌ای که کالایی را با هزینه بالا خریداری کرده، ناچار است در مرحله فروش آن را گران‌تر عرضه کند و همین باعث می‌شود مردم تصور کنند او گران‌فروش است. دولت نیز برای جلب رضایت عمومی، با ابزار کنترل قیمت و محدودیت‌های دستوری وارد عمل می‌شود.

    او تصریح کرد: چنین رفتاری به‌نوعی مانند شکستن دماسنج برای کاهش تب بیمار است. تورم نشانه یک بیماری عمیق‌تر در اقتصاد است و با کنترل ظاهری قیمت‌ها درمان نمی‌شود. قیمت‌گذاری دستوری تنها مانع از بروز نشانه‌ها می‌شود درحالی‌که ریشه‌های تورم همچنان پابرجاست و حتی مشکلات را تشدید می‌کند.

    خیرخواهان خاطرنشان کرد: البته در شرایط خاص و استثنایی، مثلا هنگام وقوع جنگ یا قحطی و کمبود شدید، دولت می‌تواند برای حمایت از طبقات پایین مداخله کند. در این مواقع، دولت با واردات کالاهایی نظیر دارو یا ارزاق اساسی و عرضه آنها با قیمت پایین‌تر، می‌تواند به‌طور موقت فشار را کاهش دهد. با این حال، این اقدام نیز راه‌حل بنیادی محسوب نمی‌شود و تنها می‌تواند به‌عنوان یک مسکن موقتی عمل کند.

    وقتی نهادها غایب‌ هستند، دستور جایگزین می‌شود

    این اقتصاددان در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان سیاست قیمت‌گذاری دستوری را محصول ضعف نهادهای تنظیم‌گر و نهادهای بازار در اقتصاد ایران دانست، اظهار داشت: مهم‌ترین نهاد تنظیم‌گر در اقتصاد، سیاست پولی و به‌ویژه بانک مرکزی است. یکی از اهداف اصلی بانک مرکزی باید ایجاد ثبات در سطح قیمت‌ها و کنترل تورم در سطوح پایین، حتی تک‌رقمی باشد. در کنار آن، بودجه دولت نیز باید متوازن تنظیم شود تا هزینه‌ها بیش از درآمدهای واقعی نباشند. اگر این دو رکن به‌درستی عمل کنند، نیازی به دخالت مستقیم در بازار و قیمت‌گذاری دستوری وجود نخواهد داشت.

    خیرخواهان افزود: زمانی‌که دولت یا نهادهای اجرایی به‌طور مستقیم وارد بازار شده و برای تولیدکننده و فروشنده قیمت تعیین می‌کنند، نه‌تنها کمکی به ثبات نمی‌شود بلکه فساد، بی‌انگیزگی در تولید و برهم‌خوردن نظم بازار به وجود می‌آید. در چنین فضایی، تولیدکننده به‌جای سرمایه‌گذاری در تولید، به‌سمت فعالیت‌های غیرمولد، دلالی و احتکار سوق پیدا می‌کند و سرمایه‌ها به‌جای حرکت در مسیر تولید، به‌سمت دارایی‌هایی مانند زمین هدایت می‌شوند.

    او تصریح کرد: آنچه نیاز اقتصاد است، قوانین و مقرراتی است که به‌جای سرکوب قیمت، مشوق تولید باشند. باید بسترهایی فراهم شود که سرمایه‌گذار به تولید بیشتر ترغیب شده و فعالیت اقتصادی سالم شکل گیرد. در کنار آن، قوه قضاییه نیز باید نقش خود را با اجرای عادلانه قوانین ایفا کند تا اختلافات طبیعی در بازار به‌درستی مدیریت شود.

    این اقتصاددان خاطرنشان کرد: متاسفانه به‌جای تمرکز بر اصلاح ساختاری و ایجاد بسترهای مشوق تولید، انرژی و بودجه کشور صرف مداخلاتی شده که نه‌تنها بازار را سامان نمی‌دهد بلکه به تولید و فعالیت سالم اقتصادی آسیب می‌زند. به همین دلیل، تداوم سیاست قیمت‌گذاری دستوری را می‌توان بازتاب ضعف نهادهای تنظیم‌گر و فقدان حکمرانی اقتصادی موثر دانست.

    کنترل قیمت یا سفره رانت؟

    خیرخواهان در ادامه در پاسخ به این پرسش که آیا سیاست قیمت‌گذاری دستوری و تداوم آن در اقتصاد ایران منجربه شکل‌گیری رانت برای گروهی خاص شده است یا خیر، اظهار داشت: مداخلات دستوری و دخالت‌های نامناسب در بازار زیانبار بوده و منطقی است که همه باید نسبت‌به ادامه چنین روندی معترض باشند. اما پرسش اساسی این است که اگر اکثریت مخالف هستند، چرا این سیاست همچنان ادامه یافته است؟ پاسخ روشن است: اقلیتی محدود از این وضعیت بهره‌مند شده‌اند.

    این اقتصاددان افزود: در ظاهر گفته می‌شود که قیمت‌گذاری با هدف رساندن کالا به همه مردم و ایجاد عدالت صورت می‌گیرد اما در عمل، گروه‌هایی نزدیک به مراکز تصمیم‌گیری و دارای روابط با مسوولان دولتی از این سیاست منتفع شده‌اند. این گروه‌ها از طریق دسترسی ویژه یا واسطه‌گری، کالا را با قیمت رسمی دریافت و سپس با قیمت بالاتر در بازار عرضه می‌کنند. به این ترتیب، منفعتی آسان و بدون زحمت به دست می‌آورند درحالی‌که کل جامعه از پیامدهای این سیاست ضدتولیدی و ضد رشد زیان می‌بیند.

    او تصریح کرد: این روند به‌طور مستقیم به افزایش بی‌ثباتی در قیمت کالاها و خدمات انجامیده است. از سوی دیگر، دولت‌ها نیز در شرایط تحریم و فشارهای خارجی، به بهانه کنترل قیمت‌ها به تداوم این سیاست دامن زده‌اند. اما واقعیت آن است که چنین مداخلاتی به‌جای ایجاد رونق اقتصادی، به تضعیف مکانیزم بازار و کاهش انگیزه تولیدکنندگان منجر شده است.

    خیرخواهان خاطرنشان کرد: بخشی از تداوم این سیاست نیز به تمایل برخی افراد در درون دولت بازمی‌گردد. آنان به‌واسطه اعمال کنترل بر بازار، قدرت و نقش‌آفرینی بیشتری برای خود ایجاد کرده‌اند و این امر را فرصتی برای تثبیت موقعیت خویش می‌دانند. درحالی‌که اگر بازار آزادتر عمل می‌کرد و موانع مزاحم برداشته می‌شد، شرایط به‌مراتب بهتر از وضعیت کنونی بود.

  • صنایع معدنی قربانی  فساد و ناکارآمدی

    صنایع معدنی قربانی فساد و ناکارآمدی

    به گزارش اقتصادران، قیمت‌گذاری دستوری یکی از بزرگ‌‌ترین عوامل ناکارآمدی و بحران‌های اقتصادی در ایران است. این سیاست‌ باعث ایجاد رانت، فساد، کاهش سرمایه‌گذاری، توقف رشد صنعتی و افزایش نابرابری‌ها شده‌ است. صنایع معدنی، فولاد، سیمان، نفت، گاز و فناوری اطلاعات نمونه‌های بارزی از تاثیرپذیری منفی از این سیاست‌ها هستند. برای عبور از این بحران لازم است دولت به نقش اصلی خود یعنی سیاستگذاری و نظارت بازگردد و قیمت‌ها را به دست بازار بسپارد. تنها در این صورت است که می‌توان امید داشت اقتصاد ایران به مسیر رشد و توسعه پایدار بازگردد.

    از دید اقتصادی قیمت‌گذاری دستوری یعنی جلوگیری از شکل‌گیری بازار آزاد، تحت فشار قرار دادن تولیدکننده، از بین بردن انگیزه سرمایه‌گذاری و توسعه و در نهایت ایجاد ناکارآمدی فراگیر در سیستم تولید و توزیع. متاسفانه در صنایع معدنی قیمت‌گذاری دستوری منجر به وضع تعرفه‌های سنگین وارداتی شده که در عمل باعث تضعیف تولید داخلی و ایجاد رانت‌های گسترده شده است. برای نمونه کشور ترکیه تعرفه واردات فولاد ایران را از ۲۵به ۵۰‌درصد افزایش داده زیرا تصور می‌کرد ایران در حال دامپینگ است در حالی که دلیل اصلی، سیاست‌های ناکارآمد و قیمت‌گذاری دستوری خود ایران بوده است. این موضوع موجب شده که زنجیره ارزش فولاد در ایران دچار ناترازی و بی‌ثباتی شود و تولیدکنندگان نتوانند به صورت پایدار فعالیت کنند.

    سیاستی ناپایدار

    نایب‌رییس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات معدنی ایران در این خصوص به «جهان‌صنعت» گفت: یکی از چالش‌های اساسی و پایدار اقتصاد ایران‌ مساله قیمت‌گذاری دستوری بوده که به‌ویژه در دولت‌های مختلف به‌صورت یک سیاست تکراری و ناپایدار به اجرا درآمده است.

    این رویه نه‌تنها مختص دولت فعلی نیست بلکه سابقه‌ای طولانی دارد و به‌نوعی می‌توان گفت یک ساختار غلط و ناکارآمد اقتصادی بوده که هر دولتی به نوعی آن را به‌کار گرفته است.

    کامران وکیل  تصریح کرد: در بخش صنایع معدنی، توجیه معمول مسوولان دولتی برای این اقدام چنین است که چون دولت بخش بزرگی از هزینه تمام‌شده محصولات معدنی را از طریق یارانه حامل‌های انرژی تامین می‌کند، پس حق دارد قیمت فروش این محصولات را نیز تعیین کند. به عبارتی دیگر چون دولت به تولیدکنندگان انرژی یارانه‌ای می‌دهد بنابراین حق دخالت و کنترل قیمت محصول نهایی را نیز برای خود محفوظ می‌داند.

    عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ادامه داد: این دیدگاه اما ریشه در فهم نادرست از عملکرد اقتصادی و بازار دارد و عواقب آن در عمل به ‌وضوح در تمام بخش‌های اقتصادی از جمله صنایع معدنی، لوازم خانگی، صنایع لبنی و حتی خدمات اینترنت و فناوری اطلاعات مشاهده می‌شود. به طور مثال مطرح می‌کنند ما روی واردات خودروی خارجی تعرفه گذاشته‌ایم و از آن طرف حق داریم برای تولید‌کننده خودرو قیمت تعیین کنیم.

    وکیل با اشاره به بخش معدن گفت: یکی از واضح‌ترین نمونه‌ها در این زمینه معادن و صنایع معدنی است. کشور ما سال‌ها است که درگیر مشکلات و چالش‌های زنجیره فولاد است. اولین اثر آن وضع تعرفه‌های سنگین واردات برای محصولات معدنی در کشورهای همسایه است. ترکیه تعرفه واردات فولاد از ایران را به شدت افزایش داد. باور آنها این بود که ایرانی‌ها دامپینگ می‌کنند و نمی‌دانستند عده‌ای برای اینکه یک بخش زنجیره را تقویت کرده و بخش دیگر که رانت در آن نهفته نیست، تضعیف شود، چنین کارهایی انجام می‌دهند!

    او به طور مثال گفت: در اوایل دهه‌۹۰، صادرات سنگ آهن و واردات آهن اسفنجی داشتیم. دولت برای حمایت از برخی حلقه‌های زنجیره، در برهه‌ای واردات گندله و صادرات کنسانتره را صورت داد اما روی گندله عوارض گذاشتند و  بعد نتیجه آن شد که گندله زیاد و رقابت‌پذیری کاهشی شد.

    تاثیر قیمت‌گذاری دستوری بر منابع انرژی

    نایب‌رییس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات معدنی ایران ریشه ناترازی را در قیمت‌گذاری دستوری دانست و اظهار داشت: متاسفانه قیمت برق و گاز را دستوری اعلام کردند که نتیجه آن فرسودگی نیروگاه‌ها شد و در حال حاضر هم شاهد کمبود انرژی هستیم. درواقع  یارانه‌های گسترده حامل‌های انرژی باعث ایجاد ناترازی در سیستم تولید و توزیع انرژی شده است. در این روند وقتی قیمت برق، گاز و سوخت به‌صورت دستوری پایین نگه داشته شد، زیرساخت‌ها به‌شدت فرسوده شدند.

    او با تمرکز بر وضعیت صنعت سیمان کشور اظهار داشت: اگر به نمودار قیمت سیمان در کشور نگاه کنیم، مشاهده می‌کنیم که امروز قیمت سیمان به لحاظ ریالی با نرخ ثابت حدود ۷۰‌درصد ارزان‌تر از اوایل دهه‌۸۰ است. این موضوع به ظاهر به نفع مصرف‌کننده تمام شده اما در عمل چه نتیجه‌ای داشته است؟! قیمت ارزان سیمان باعث نشده قیمت مسکن کاهش یابد بلکه سهم هزینه مسکن در سبد خانوار ایرانی همچنان بالای ۷۰‌درصد است. در عوض سیمان ارزان باعث شده ما صادرکننده ارزان‌ترین سیمان دنیا باشیم! در حالی که میانگین قیمت سیمان در بازار جهانی حدود ۷۰‌دلار است‌، ایران آن را تقریبا با ۳۰‌دلار صادر می‌کند! صادرات ارزان سیمان یعنی از دست رفتن درآمد قابل توجه ارزی که می‌توانست صرف توسعه و بهبود زیرساخت‌های صنعت شود.

    وکیل موضوع قیمت‌گذاری دستوری محدود به صنایع معدنی ندانست و ادامه داد: در حوزه فناوری اطلاعات شاهدیم که دولت قیمت اینترنت را به صورت دستوری تعیین کرده است. این امر باعث شده شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات نتوانند سرمایه‌گذاری لازم را برای بهبود کیفیت و توسعه شبکه انجام دهند و در نتیجه کیفیت اینترنت روز‌به‌روز پایین‌تر می‌آید.

    او گفت: متاسفانه رتبه ایران در حوزه کیفیت اینترنت در جهان حدود ۹۷ از ۱۰۰ است که نشان‌دهنده تاثیر منفی قیمت‌گذاری دستوری بر بخش‌های نوین اقتصاد است. بلایی که ما بر سر سوخت و صنعت آوردیم امروز بر سر اینترنت هم می‌آوریم!

    نایب‌رییس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات معدنی ایران با اشاره به ناکارآمدی‌ها اظهار داشت: دولت‌ها در ایران معمولا به عنوان سیستم‌های بوروکراتیک و ناکارآمد شناخته می‌شوند که نه دغدغه توسعه و آینده دارند و نه تعهد به حفظ سرمایه‌های ملی! بسیاری از مدیران دولتی به‌نوعی مستاجری برای مدیریت کشور هستند؛ کسانی که در کوتاه‌مدت می‌خواهند به اهداف سیاسی و مدیریتی خود برسند و پس از پایان دوره کاری، مسوولیتی نسبت به وضعیت اقتصادی و زیرساخت‌ها ندارند.

    او تاکید کرد: این نگاه باعث شده هر دولتی با سیاست‌های غیرکارشناسی و غیرمستمر، مشکلات اقتصادی را تشدید کند و کشور را به سمت بحران‌های بزرگ‌تر سوق دهد.

    وکیل گفت: توسعه صنعتی و رشد اقتصادی کشورها رابطه مستقیم و محکمی با تامین پایدار انرژی دارد. در کشور ما با سیاست‌های اشتباه و قیمت‌گذاری دستوری حامل‌های انرژی بخش عمده‌ای از نیروگاه‌ها و صنایع دچار فرسودگی و کاهش ظرفیت شده‌اند. کاهش تولید انرژی، توقف توسعه صنایع و کاهش سرمایه‌گذاری‌ها باعث شده بسیاری از کارخانه‌ها و شهرک‌های صنعتی با بحران مواجه شوند و تعطیلی‌های گسترده شکل بگیرد.

    نایب‌رییس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات معدنی ایران خاطرنشان کرد: یکی از شعارهای همیشگی دولت‌ها جلوگیری از خام‌فروشی و توسعه فرآوری محصولات معدنی و فولادی بوده اما در عمل با عدم تامین زیرساخت‌های لازم، ناتوانی در تامین برق و انرژی و دخالت‌های دستوری در قیمت‌گذاری، تولید فرآورده‌های با ارزش‌افزوده بالا متوقف شده است.

    او ادامه داد: در شرایطی که می‌توانستیم محصولاتی نظیر ورق فولادی، مقاطع فلزی و محصولات فرآوری شده صادر کنیم عملا به دلیل مشکلات ساختاری، تولید کاهش یافته و سرمایه‌گذاران به سمت کشورهای همسایه مانند ترکیه و امارات مهاجرت کرده‌اند اما نتیجه همه این سیاست‌های اشتباه، توقف رشد اقتصادی، افزایش نرخ بیکاری، تعطیلی شهرک‌های صنعتی و نابودی صنایع است.

    وکیل  خاطرنشان کرد: در حال حاضر اغلب صنایع بزرگ و کوچک کشور زیان‌ده هستند و با ادامه این روند، امکان ادامه حیات اقتصادی آنها وجود ندارد.  ۱۵۰روز سال را به دلایل مختلف از جمله آلودگی، گرما، سرما و‌… تعطیل می‌کنند و بعد انتظار توسعه اقتصادی دارند! پایان سال آمارها نشان خواهد داد که صنایع ۱۰۰‌درصد زیان‌ده بوده‌اند! این مساله منجر به کاهش رفاه عمومی، افزایش فقر و نارضایتی اجتماعی شده است.

    درس‌هایی از جهان

    نایب‌رییس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات معدنی ایران با بررسی وضعیت دیگر کشورها گفت: اقتصادهای پیشرفته هیچ‌گاه کالاهای خود را ارزان نمی‌فروشند. به‌ عنوان مثال کشور امارات که مساحت آن کمتر از استان قم است، سیاست افزایش قیمت‌ها را دنبال کرده و با این کار توانسته درآمد و رفاه مردم را افزایش دهد. برخلاف ایران، این کشورها با گرانی و مدیریت بازار، به رونق اقتصادی دست یافته‌اند نه با ارزانی دستوری و گداپرور! این در حالی است که اگر قیمت‌ها در کشور ما عاقلانه باشد‌، صنایع بیشتری در کنارش شکل گرفته‌، صادرات افزایش، تولید بیشتر و اقتصاد روان‌تر می‌شود.

    او تاکید کرد: اقتصاد کلان مبحثی است که نیازمند دانش است و از عهده هر کسی بر نمی‌آید اما در کشور ما با سیاست‌های اشتباه و دخالت‌های مقطعی کالاها را ارزان می‌کنند.

    نایب‌رییس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات معدنی ایران با اشاره به وضعیت سوخت نیز گفت: یکی از بزرگ‌ترین معضلات اقتصاد ایران، قیمت بسیار پایین سوخت و حامل‌های انرژی است که نه‌تنها به دلیل سیاست‌های یارانه‌ای نابجا بلکه به دلیل ناکارآمدی مدیریت، امنیت ملی کشور را نیز به خطر انداخته است. ما برخلاف تمام کشورهای دنیا عمل می‌کنیم! ترکیه گران‌ترین بنزین دنیا را دارد اما ما ارزان‌ترین را داریم! قیمت بنزین در ایران بسیار کمتر از کشورهای منطقه مانند امارات بوده در حالی که درآمد سرانه در آن کشورها بسیار بالاتر است. بنابراین بنزین ایران ۱۰۰‌برابر ارزان‌تر از امارات است! این امر باعث شده منابع کشور به هدر رود و مشکلات زیست‌محیطی و امنیتی بسیاری به وجود آید.

    فساد، رانت و ناکارآمدی

    کامران وکیل به آسیب‌پذیری زنجیره تولید اشاره کرد و یادآور شد: قیمت‌گذاری دستوری به ‌واسطه ایجاد فضای رانت، فساد گسترده و ناکارآمدی فراگیر باعث شده زنجیره‌های تولید و ارزش در کشور به ‌شدت آسیب ببینند. به طور مثال در زنجیره تولید شیر و لبنیات، عدم هماهنگی قیمت‌ها باعث شده که قیمت محصولات فرآوری شده (مانند بستنی) چند برابر شیر خام باشد که این خود نشانه آشکار شکست سیاست‌های قیمتی است. این مورد در زنجیره مس، آهن، سنگ تزئینی، سیمان، گچ، میلگرد و … نیز مشهود است.

    او ادامه داد: کشورهای ثروتمند عربی با نرخ رشد اقتصادی بالا، ساخت‌و‌ساز شرکت‌های بین‌المللی که دنیا را متحیر کرده‌اند، میلگردشان دو‌برابر قیمت ماست، چرا ما باید میلگرد را ارزان‌تر بفروشیم! ارزان فروشی به معنای سود مصرف‌کننده نیست بلکه به معنای گسترش قاچاق است! در شرایطی که قیمت‌ها دستوری و غیرمنطقی تعیین می‌شود، سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی حاضر به فعالیت در کشور نیستند و ترجیح می‌دهند در کشورهای همسایه با شرایط بهتر سرمایه‌گذاری کنند. این روند باعث کاهش تولید، تعطیلی کارخانه‌ها و از دست رفتن فرصت‌های توسعه صنعتی می‌شود.

    نایب‌رییس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات معدنی ایران با بیان اینکه قیمت‌گذاری دستوری درواقع نتیجه توقف توسعه تولید در زنجیره‌های مختلف ارزش است، گفت: قیمت‌گذاری دستوری یکی از بزرگ‌ترین عوامل فساد و ناکارآمدی در اقتصاد ایران است که باعث ایجاد رانت، فساد، فرسودگی زیرساخت‌ها، کاهش تولید و رشد منفی اقتصادی شده است. اگر این روند اصلاح نشود نه‌تنها امکان توسعه وجود نخواهد داشت بلکه اقتصاد کشور به سمت فروپاشی کامل پیش می‌رود و فرصت‌های بزرگ توسعه‌ای از دست خواهد رفت.

     

  • کمبود کالا؛ نتیجه قیمت‌گذاری دستوری در زمان جنگ

    کمبود کالا؛ نتیجه قیمت‌گذاری دستوری در زمان جنگ

    به گزارش اقتصادران، نگرانی‌های جنگ همواره رفتار اقتصادی مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در ابتدای تنش میان دو کشور، مردم با نگرانی از بالاگرفتن دامنه جنگ در آینده، اقدام به خرید و انبار کردن کالاهای اساسی می‌کنند تا در زمان بحران، دغدغه تامین مایحتاج و خوراک خانواده را نداشته باشند. به عبارتی اگرچه مصرف خانوار در زمان حال تغییری نمی‌کند اما ذخیره کالاهای مردم برای مصرف در آینده بیشتر می‌شود. این افزایش تقاضای ناگهانی، موجب کاهش موجودی کالاها و به تبع آن افزایش قیمت‌ها می‌شود.

    حال این افزایش قیمت کالاهاست که به تولیدکنندگان این پیام را می‌رساند که اکنون صرفه تولید افزایش پیدا کرده و باید با تمام ظرفیت به تولید پرداخت. این انگیزه موجب افزایش سطح تولید و عرضه می‌شود که در ادامه می‌تواند قیمت‌ها را نیز متعادل کند.

    سیاست‌گذار اما اگر با نگاه حمایت از مردم در شرایط جنگ، نظام قیمت‌گذاری دستوری را بر روی کالاها اجرا کند، این سیگنال را به تولیدکنندگان مخابره می‌کند که وقت خودتان را صرف تولید نکنید؛ چرا که هرچه تولید کنید، باید با قیمت مصوبی عرضه کنید که صرفه اقتصادی نخواهد داشت. بنابراین با کاهش انگیزه تولیدکنندگان، تولید نیز دچار مشکل می‌شود و در ادامه با احتمال بالا، کالاها با کمبود مواجه خواهند شد.

    متاسفانه سیاست قیمت‌گذاری دستوری در ۴ دهه اخیر، همواره پای ثابت سیاست‌های اقتصادی کشور بوده و اکنون با توجه به شرایط جنگی کشور در حال تشدید است. در تازه‌ترین نمونه این سیاست، وزارت جهاد کشاورزی از کنترل قیمت برنج داخلی و خارجی خبر داده است. اکبر فتحی، معاون برنامه‌ریزی و امور اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی گفت: نظارت بر قیمت برنج داخلی و خارجی در فروشگاه‌های زنجیره‌ای کماکان ادامه دارد.

    وی ادامه داد: برنج خارجی و همین‌طور برنج داخلی از نوع ارقام پرمحصول، مشمول قیمت‌گذاری هستند و در ستاد تنظیم بازار قیمت‌گذاری می‌شوند و در شبکه عرضه بر قیمت آنها در فروشگاه‌های زنجیره‌ای نظارت می‌شود.

    فتحی افزود: معمولا خانوارها مصرف یک سال برنج خود را به یک‌باره خریداری می‌کنند. از طرفی بنگاه‌های اقتصادی در فصل برداشت برنج، این محصولات را خریداری و نگهداری کرده و به تدریج به بازار عرضه می‌کنند. این دو عامل موجب شده تا تقاضای خرید و قیمت برنج ایرانی نسبت به برنج خارجی در کشور ما بالاتر باشد.

    این اظهارات در شرایطی بیان شده است که اولین دغدغه مردم در شرایط جنگی، تامین کالا در کشور و اولویت بعدی قیمت محصولات است، چرا که برنج ارزانی که در فروشگاه‌ها پیدا نشود را نه می‌توان خرید و نه پخت و خورد.

  • قیمت‌گذاری دستوری خودرو؛ دودی که به چشم خریداران می‌رود / ۷۰۰ هزار خودرو در پارکینگ‌ خودروسازان خاک می‌خورند

    قیمت‌گذاری دستوری خودرو؛ دودی که به چشم خریداران می‌رود / ۷۰۰ هزار خودرو در پارکینگ‌ خودروسازان خاک می‌خورند

    به گزارش اقتصادران، بیش از ۱۲ سال از واگذاری قیمت‌گذاری خودرو به شورای رقابت می‌گذرد؛ زمستان ۹۱ و در بحبوحه تحریم‌های اقتصادی علیه ایران که بازار خودرو را نیز متلاطم کرده بود، رئیس دولت وقت تصمیم گرفت تا برای کاهش اختلاف میان خودروسازان و وزارت صمت و کنترل بازار شورای تازه تاسیس رقابت را وارد گود کند و مرجعیت قیمت‌گذاری را به اعضای این شورا بسپارد.

    تجربه این سال‌ها نشان داد که قیمت‌گذاری دستوری چه از سوی وزارت صمت باشد و چه شورای رقابت، تاثیری در نتیجه نخواهد داشت؛ نه تولیدکننده، نه مصرف کننده هیچ کدام از شرایط رضایت ندارند؛ تولیدکننده قیمت‌ها را متناسب با هزینه تولید نمی‌داند و مصرف کننده دستش از محصول کوتاه است.

    در چنین شرایطی است که کارشناسان صنعت خودرو بر این باورند قیمت‌گذاری دستوری، آن هم بدون توجه به عرضه و تقاضا در بازار، نه تنها منجر به زیان انباشته خودروسازان به زنجیره تامین خودرو و بانک‌ها شده بلکه با ایجاد شکاف قیمتی کارخانه با بازار آزاد، منجر به رانت و فساد نیز شده است.

    دودی که به چشم خریداران واقعی خودرو می‌رود

    نگاهی به رویه قیمت‌گذاری دستوری خودروها در بیش از یک دهه گذشته نشان می‌دهد که هرچند قیمت‌گذاری دستوری مانع از افزایش قیمت خودرو می‌شود اما این قیمت‌ها همزمان‌ها با افزایش قیمت مواد اولیه و نوسان دلار در بازار شرایط را برای تولید کم کرده و منجر به کاهش تولید می‌شود که در نهایت با کاهش عرضه در بازار دود آن به چشم خریداران واقعی رفته و سودهای کلان و حاشیه بازار را نصیب دلالان و واسطه گران می‌کند.

    به همین دلیل است که کارشناسان صنعت خودرو معتقدند قیمت‌گذاری دستوری در این سال‌ها سبب شده تا به خاطر اختلاف قیمتی بین قیمت کارخانه‌ای و بازاری خودروها تنها خریداران غیر واقعی سود ببرند و قیمت خودرو به‌تدریج بالا رفته و قدرت خرید مردم پایین بیاید.

    بر این اساس می‌توان گفت که نظام قیمت‌گذاری دستوری از یک سو به ضرر خودروسازان و از سوی دیگر به ضرر خریداران واقعی است؛ چنانچه خودروسازان به زیان انباشته ۲۵۰ هزار میلیارد تومانی رسیده‌اند در حالی که با بهبود شرایط نه تنها می‌توانستند افزایش تولید داشته باشند بلکه طبق گفته کارشناسان، خودروسازان با این زیان‌ها می‌توانستند ۲ کارخانه بزرگ و پیشرفته تولید خودرو راه اندازی کنند.

    اگرچه صنعت خودرو در کشورمان با چالش‌های مختلف دیگری از جمله تامین مواد اولیه، کمبود نقدینگی، زیان انباشته و ناترازی انرژی نیز روبروست اما به اذعان کارشناسان قیمت‌گذاری دستوری علت العلل و پاشنه آشیل این صنعت در یک دهه اخیر بوده است.

    به همین سبب حذف قیمت‌گذاری دستوری و رفتن به سوی بازار از مهمترین رویکردهای دولت چهاردهم است و در همین راستا وزارت صنعت، معدن و تجارت موافقت خود را با حذف قیمت‌گذاری و حرکت به سمت آزادسازی قیمت‌ها بر اساس عرضه و تقاضا در بازار خودرو است.

    حذف قیمت‌گذاری دستوری خودرو تا پایان خرداد ماه

    درباره آزادسازی قیمت خودر، در چند روز گذشته حامد عاملی معاون صنایع ماشین‌آلات و تجهیزات وزارت صنعت، معدن و تجارت در همایش بین‌المللی صنعت خودرو و قطعه‌سازی ایران (IIAC) با محوریت «چالش‌ها و فرصت‌ها» با تاکید بر اینکه بحث قیمت‌گذاری دستوری باید برداشته شود گفت که وزارت صمت ۱۰۰ درصد به این موضوع اعتقاد دارد، پیگیر این موضوع هستیم تا همه با هم بتوانیم همگرایی و همفکری با مجموعه‌های مرتبط در حذف قیمت‌گذاری دستوری ایفا کنیم.

    وی ادامه داد که باید با تایید مجموعه‌های مربوطه قیمت‌ها اصلاح شود، ضمن اینکه وزیر صمت تاکید کرده است در روزهای آینده و در همین خردادماه موضوع قیمت‌گذاری دستوری حل شود.

    به گفته عاملی، ۲۹ مجموعه در صنعت خودرو دخالت دارند، که برای دستیابی به توسعه خودرو باید با همگرایی برنامه پنج‌ساله صنعت خودرو مشخص و اجرایی شود.

    درباره وضعیت صنعت خودرو و لزوم حذف قیمت‌گذاری دستوری با آرش محبی‌نژاد دبیر انجمن صنایع همگن نیرو محرکه و قطعه‌سازان خودروی کشور و سعید مدنی کارشناس خودرو به بحث و گفت و گو نشستیم.

    قیمت‌گذاری دستوری، آفت صنعت خودرو است

    آرش محبی‌نژاد دبیر انجمن صنایع همگن نیرو محرکه و قطعه‌سازان خودروی کشور با بیان اینکه قیمت‌گذاری دستوری، آفت صنعت خودرو است، می‌گوید: چاره‌ای جز حذف قیمت‌گذاری دستوری نیست و همه دست اندرکاران بخش خصوصی، دولتی و مجلسی به این موضوع واقف هستند که قیمت‌گذاری دستوری آفت همه تولید و صنعت است.

    وی ادامه می‌دهد: رانتی که در قیمت‌گذاری دستوری وجود دارد، منجر به ایجاد رانت و فساد شده است و خودرو سازان و مردم به عنوان خریداران واقعی در این میان ضرر کردند.

    دبیر انجمن صنایع همگن نیرو محرکه و قطعه‌سازان خودروی کشور با اشاره به اختلاف قیمت بازاری و کارخانه‌ای خودرو می‌گوید: قیمت‌های درب کارخانه پایین‌تر از نرخ جهانی است و حتی با قیمت مواد اولیه در بورس نیز تناسب ندارد این در حالی است که تنها عده‌ای از قیمت‌های کارخانه‌ای سود می‌برند و آن را در بازار به قیمت آزاد عرضه می‌کنند.

    وی اضافه می‌کند: شکاف بین قیمت آزاد و بازار کارخانه حدود ۵۰۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده که این رقم به جیب واسطه گران رفته است.

    محبی نژاد با بیان اینکه ۲۹ نهاد مداخله‌گر در بخش صنعت داریم، می‌گوید: این تعداد نهادها در همه چیز نظر می‌دهند اما تاکنون نتوانستند این یک مشکل صنعت را حل کنند در صورتی که قیمت‌گذاری دستوری برداشته شود بالای ۸۰ درصد مسائل این صنعت نیز حل خواهد شد.

    دبیر انجمن صنایع همگن نیرو محرکه و قطعه‌سازان خودروی کشور عنوان می‌کند: حذف قیمت‌گذاری دستوری منجر به خروج خودروسازان از زیاندهی در بازار، افزایش کیفیت و نقدینگی می‌شود که به نفع تولید و صنعت کشور است.

    زیاندهی و کاهش نقدینگی ثمره قیمت‌گذاری دستوری

    وی به زیان صنعت خودروسازی در کشور اشاره کرده و می‌گوید: این زیان ۲ اثر دارد که یکی سود و زیان صورت‌های مالی است که بانک‌ها و سهامداران متضرر می‌شوند و اثر دوم از دست رفتن نقدینگی است؛ شرکتی که زیان می‌دهد، اگر مطابق منافع خود عمل کند و زیر نقطه سر به سر تولید کند، باید تولید را متوقف کند اما خودروسازان مکلف به ادامه تولید هستند هر قدر بیشتر تولید کنند، زیان بیشتری خواهند داشت.

    محبی نژاد بیان می‌کند: به عنوان مثال هر دستگاه خودرویی که درب کارخانه به مشتری تحویل داده می‌شود، مانند این است که در صندوق عقب آن ۱۰۰ میلیون پول قرار می‌دهند و تا این خودرو به دست خریدار واقعی برسد این پول بین واسطه گران و دلالان تقسیم می‌شود.

    ۷۰۰ هزار خودرو در پارکینگ‌ها خاک می‌خورند

    وی با بیان اینکه عرضه و تقاضا در بازار تعیین کننده قیمت خودرو خواهد بود، می‌گوید: اگر قیمت‌گذاری دستوری حذف شود و اصلاح اتفاق بیافتد تعداد زیادی خودروهای پارک شده در منازل مردم وارد بازار می‌شود و شاهد تشدید عرضه خواهیم شد.

    دبیر انجمن صنایع همگن نیرو محرکه و قطعه‌سازان خودروی کشور اضافه می‌کند: بر اساس آمارها، حدود ۷۰۰ هزار دستگاه خودرو که تردد نمی‌شود، در پارکینگ‌ها خاک می‌خرد و عده‌ای از افراد به دنبال افزایش قیمت خودرو و عرضه آن در بازار برای کسب سود بیشتر هستند.

    وی تاکید می‌کند: در صورتی که قیمت‌گذاری دستوری حذف شود به مرور زمان، این اقدام به نفع مردم و تولید کننده خواهد شد؛ این در حالیست که اکنون کل زیان دو خودروساز بزرگ بالای ۲۵۰ هزار میلیارد تومان و بدهی آن‌ها به مطالبات زنجیره تامین حدود ۴۸۰ هزار میلیارد تومان هست همچنین کل بدهی خودروسازان به زنجیره تامین حدود ۱۱۰ هزار میلیارد تومان است.

    حذف قیمت‌گذاری دستوری مسیر افزایش تولید و رقابت‌پذیری در صنعت خودرو

    سعید مدنی کارشناس خودرو نیز درباره ضرورت آزادسازی قیمت‌ها در صنعت خودرو می‌گوید: نظام قیمت‌گذاری دستوری به ضرر خودروسازان است و منجر به بروز مشکلات از جمله زیان انباشته و کمبود نقدینگی شده است که با این زیان انباشته ۲۵۰ هزار میلیارد تومانی می‌توان ۲ کارخانه بزرگ خودرو راه اندازی کرد.

    وی اضافه می‌کند: از آنجایی که قیمت مواد اولیه افزایش یافته است و به خاطر نوسانی ارز و کاهش حاشیه سود، شاهد کاهش تولید خودرو هستیم.

    کارشناس خودرو بیان می‌کند: اختلاف قیمت بازار و کارخانه خودرو باعث شده است که عده‌ای به دنبال واسطه شوند و سرمایه‌های سرگردان به سمت خرید خودرو برود در نتیجه سهم خریداران واقعی در این عرصه کم است.

    وی با اشاره به اینکه قیمت خودرو باید بر اساس عرضه و تقاضا تعیین شود، می‌گوید: حذف قیمت‌گذاری دستوری باعث می‌شود تا افزایش تولید و رقابت‌پذیری را در صنعت خودرو شاهد باشیم ضمن اینکه دولت به عنوان تسهیل‌گر و تنظیم‌گر می‌تواند نقش ایفا کند.

    مدنی خاطر نشان می‌کند: آزادسازی قیمت خودرو نقش مهمی در کاهش فاصله قیمتی کارخانه‌ای و بازار خودرو خواهد داشت و این امر منجر می‌شود مصرف کننده واقعی اقدام به خرید خودرو کند نه اینکه هدف از خرید خودرو کسب سود باشد.

    171918919

    سخن پایانی

    روز گذشته ایران خودرو در نامه‌ای به رئیس اداره نظارت بر ناشران گروه صنعتی و معدنی سازمان بورس، اعلام کرد که نرخ فروش محصولات این شرکت از سوی سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان به وزارت صنعت، معدن و تجارت ارسال شده است و طبق ماده ۳ مصوبه ۵۴۳ شورای رقابت می‌بایست بلافاصله توسط آن وزارتخانه ابلاغ می‌شد اما به دلایلی که برای این شرکت مشخص نیست، تاکنون صورت نپذیرفته است.

    ایران خودرو در این نامه تاکید کرده که اگر ابلاغ قیمت‌ها بیش از این دچار تاخیر شود، به منظور حفظ حقوق سهامداران و رعایت مقررات سازمان بورس، این شرکت در چارچوب مصوبات شورای رقابت نسبت به محاسبه قیمت و تصویب در هیات مدیره و افشای آن اقدام خواهد کرد.

    پس از آن سایپا دیگر خودروساز بزرگ کشور نیز در نامه‌ای که در کدال منتشر کرد، نوشت: اطلاعات و پیشنهادات لازم برای بررسی و اصلاح قیمت‌های فروش محصولات این شرکت به مراجع ذیصلاح ارسال شده و پیگیریهای مربوطه به طور مستمر در این خصوص در حال انجام می‌باشد که به محض حصول نتیجه و ابلاغ آن به شرکت، مراتب از طریق سامانه کدال سازمان بورس به استحضار سهامداران محترم خواهد رسید.

    مصوبه ۵۴۳ شورای رقابت مربوط به ۱۱ بهمن ۱۴۰۱ و مربوط به دستورالعمل تنظیم بازار خودروی سواری است که در آن وضعیت بازار خودروی سواری در کشور انحصاری تعریف شده و بر این باور است که بالا بودن شاخص‌های تمرکز؛ تقاضای انباشته در بازار؛ ممنوعیت یا محدودیت واردات طی سال‌های اخیر؛ پایین بودن قدرت انتخاب مصرف‌کنندگان؛ برخی احکام قانونی همچون ماده ۱۲ قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، بند (ف) تبصره (۷) قانون بودجه سال ۱۴۰۱ کل کشور و تبصره ۵ قانون اصلاح ماده (۱۰) قانون ساماندهی صنعت خودرو وضعیت انحصاری این بازار را شدیدتر ساخته‌اند.

    در این مصوبه جدولی برای محاسبه نرخ‌گذاری خودروهای سواری مصوب شده که به شرح زیر است و استناد خودروسازان نیز به همین جدول است که می‌بایست بر اساس آن نرخ نامه جدید که روند اداری خود را طی کرده، ابلاغ شود؛ در این جدول منظور از CI میزان رقابت‌پذیری خودروی تولیدی در بازار است.

    171918929

    ناظران بازار سرمایه و فعالان صنعت خودرو هرچند نامه این دو خودروساز را اقدامی پیش دستانه برای تعیین تکلیف هرچه سریعتر قیمت‌گذاری محصولاتشان قلمداد می‌کنند اما به نظر می‌رسد بازار خودرو نیز در شرایط رکودی خود انتظار دارد هرچه سریعتر وضعیت قیمت‌گذاری خودروهای تولیدی مشخص شود.

  • قیمت گذاری دستوری؛ بلای جان صنایع بورسی /  دارابی: بیماری هلندی نتیجه دست‌کاری قیمت‌ها است

    قیمت گذاری دستوری؛ بلای جان صنایع بورسی / دارابی: بیماری هلندی نتیجه دست‌کاری قیمت‌ها است

    به گزارش اقتصادران، سیاست‌های دستوری، به‌ویژه قیمت گذاری دستوری، در بسیاری از صنایع بورسی ایران با محدود کردن توانایی شرکت‌ها در تعیین قیمت محصولاتشان، حاشیه سود آن‌ها را کاهش داده است.

    این سیاست‌ها، که اغلب بدون توجه به افزایش هزینه‌های تولید، نوسانات ارزی و تورم اعمال می‌شوند، منجر به از بین رفتن تعادل بین درآمدها و هزینه‌ها شده و در مواردی شرکت‌ها را به زیان‌دهی کشانده است. این وضعیت، امکان سرمایه‌گذاری در توسعه، نوآوری و بهبود فرآیندها را محدود کرده و رشد بلندمدت شرکت‌ها را با چالش مواجه ساخته است.

    از منظر سرمایه‌گذاران، این سیاست‌ها ریسک سرمایه‌گذاری را افزایش داده‌اند. قیمت‌‌گذاری دستوری باعث کاهش پیش‌بینی‌پذیری سودآوری شرکت‌ها شده و سرمایه‌گذاران را به سمت تصمیم‌گیری‌های کوتاه‌مدت و نوسان‌گیری سوق داده است.

    همچنین نبود شفافیت در عملکرد مالی شرکت‌ها، که نتیجه دخالت‌های دستوری و گزارشگری محدود است، اعتماد سرمایه‌گذاران را کاهش داده و جذابیت سهام این شرکت‌ها را در بورس کم کرده است. این موضوع به نوسانات شدید قیمتی در بازار سهام دامن زده و جریان سرمایه را به سمت گزینه‌های امن‌تر یا غیربورسی هدایت کرده است.

    در بلندمدت، تداوم این سیاست‌ها می‌تواند به تضعیف بنیان‌های مالی شرکت‌های بورسی، کاهش رقابت‌پذیری و خروج سرمایه از بازار منجر شود. اصلاح این روند نیازمند کاهش دخالت‌های دستوری، آزادسازی تدریجی قیمت‌ها و ایجاد محیطی شفاف و پیش‌بینی‌پذیر برای فعالیت شرکت‌ها و جذب سرمایه‌گذاران است تا بازار سرمایه بتواند نقش خود را به‌عنوان موتور محرک اقتصاد ایفا کند.

    همایون دارابی، کارشناس بازار سرمایه  اظهارکرد: «مشکل قیمت گذاری دستوری در اقتصاد ایران یکی از معضلات اساسی است که به انحرافات جدی در سیستم اقتصادی منجر می‌شود.»

    وی افزود: «وقتی قیمت‌ها به‌صورت غیرواقعی و دستوری تعیین می‌شوند، تعادل بازار به هم می‌خورد و این موضوع می‌تواند به گناهی کبیره در اقتصاد تعبیر شود».

    قیمت‌گذاری غیرواقعی توسعه بی‌رویه صنایع انرژی‌بر را رقم می‌زند

    دارابی بیان کرد: «وقتی قیمت حامل‌های انرژی به‌صورت غیرواقعی تعیین می‌شود، شاهد توسعه بی‌رویه صنایع انرژی‌بر هستیم.»

    وی اضافه کرد: «این امر در نهایت به کمبود شدید منابع، مانند برق یا گازوئیل، منجر می‌شود. به عنوان مثال، قیمت‌گذاری نادرست بنزین باعث مصرف غیرمنطقی و هدررفت منابع می‌شود.»

    دست‌کاری قیمت‌ها اقتصاد را به بیماری هلندی مبتلا می‌کند

    این کارشناس بازار سرمایه بیان کرد: «دست‌کاری قیمت‌ها در کالاهای وارداتی یا از طریق نرخ ارز، اقتصاد را به سمت بیماری هلندی سوق می‌دهد.»

    دارابی افزود: «این بیماری با نابودی صنایع داخلی و وابستگی بیش از حد به واردات همراه است. نتیجه این سیاست‌ها، عقب‌ماندگی اقتصادی و کاهش توان رقابت‌پذیری کشور است.»

    قیمت گذاری دستوری سرمایه‌گذاری‌ها را به اشتباه هدایت می‌کند

    این کارشناس بازار سرمایه اظهار داشت: «قیمت‌گذاری دستوری سرمایه‌گذاران را در بورس به اشتباه هدایت می‌کند. وقتی قیمت‌های غیرواقعی، مانند هزینه پایین انرژی، سودآوری کاذب برای صنایع انرژی‌بر ایجاد می‌کند، سرمایه‌گذاران به سمت این صنایع جذب می‌شوند. این موضوع باعث تخصیص نادرست منابع و سرمایه‌گذاری‌های غیربهینه می‌شود.»

    اصلاح قیمت‌گذاری، اقتصاد را درمان می‌کند

    این کارشناس بازار سرمایه تاکید کرد: «اصلاح قیمت گذاری دستوری اقتصاد را سالم می‌کند. باید پذیرفت که نمی‌توان اقتصاد را جدا از واقعیت‌های جهانی اداره کرد. حرکت به سمت قیمت‌های تعادلی، لازمه دستیابی به یک اقتصاد پویاست. این اصلاحات باید با دقت و بر اساس اصول علمی انجام شود.»

    دارابی در پایان گفت: «تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که اقتصادهای موفق، مداخلات غیرضروری دولت را به حداقل رسانده‌اند. ایران نیز باید با اصلاح سیاست‌های قیمت‌گذاری، بستری برای رشد پایدار اقتصادی و جذب سرمایه‌گذاری‌های واقعی فراهم کند».