برچسب: قطع درختان

  • شهرداری تهران بلای جان درختان!

    شهرداری تهران بلای جان درختان!

    به گزارش اقتصادران، «شهرداری کف جوی‌ها را سنگ کرد و به درخت‌ها آب نرسید»، «موش‌ها به درختان آسیب زدند و درخت‌ها از بین رفت»، «خشک شده‌اند، می‌شکنند، از ترس افتادنشان قطع می‌کنند». اینها حدس‌های مغازه‌دارن خیابان فلسطین جنوبی تهران درباره قطع ادامه‌دار درختان است. آنها هر روز شاهد کمتر شدن درختان و بیشتر شدن گودال‌های عمیق داخل جوی‌ها هستند، اما هیچ‌کس نمی‌داند این اتفاق دقیقاً چه دلیلی دارد. هرچند که روابط‌عمومی شهرداری منطقه ۱۱ تهران در چهاردهم تیرماه ۱۴۰۴ اعلام کرد این اقدام به‌دلیل «درخواست‌های مردمی» برای «پاکسازی درختان آفت‌زده» در حال انجام است، اما یک کارشناس محیط‌زیست به «پیام ما» می‌گوید این یک ادعای مطرح‌شده از سوی شهرداری است و باید گزارش مکتوب درباره آزمایش‌های انجام‌شده منتشر شود، نه اینکه صرفاً به یک ادعای شفاهی بسنده کنند.

    بعد از گرمای کلافه‌کننده و طولانی روز‌های آفتابی تابستان، هنگام غروب از زیر درختان خیابان انقلاب تهران که رد بشوی، خنکی تازه‌ای احساس می‌شود. باقی پایتخت هم همین است؛ هر جا که درخت دارد، خنک‌تر است و هر جا که ندارد هم تکلیفش روشن. گواه این موضوع خیابانی عمودی بر انقلاب است که می‌توان در بخش جنوبی آن تفاوت دما را احساس کرد؛ یعنی بخش جنوبی خیابان فلسطین.

    خیابان فلسطین تهران را به جوی‌های پهن و درختان سربه‌فلک‌کشیده‌اش می‌شناسند، اما ماجرای قطع آنها در قسمت جنوبی خیابان، مدتی است که به موضوعی تلخ و نگران‌کننده تبدیل شده و حالا جوی‌های این خیابان پر از حفره‌های عمیقی است که نشان از قطع و از ریشه درآوردن‌شان دارد. باقی درختان تنومند و بلند هم یا خشک شده و در انتظار قربانی شدن‌اند یا معدود درختان جوان و لاغری هستند که مشخصاً تازه کاشته شده‌اند.

    شهرداری مقصر است

    از ابتدای تقاطع فلسطین و انقلاب به‌سمت پایین، تا سوپرمارکت آقای مروتی شش درخت بلندقامت هنوز ایستاده‌اند. هفتمین درخت جلوی سوپرمارکت، خودش را طوری خم کرده که انگار می‌خواهد برود داخل مغازه.

    آقای مروتی ۵۰ سال است که در این خیابان مغازه دارد. قبل از او هم پدرش بوده. می‌گوید از بچگی با این درختان بزرگ شده و این اتفاقی ناراحت‌کننده برای اوست. او مقصر را شهرداری و آن سنگ‌های داخل جوی می‌داند: «چند سال پیش شهرداری آمد کف جوی‌ها را سنگ کرد. قدیم سنگ نبود. من خودم بار‌ها تذکر دادم که کف اینجا را سنگ نکنید، به ریشه درختان آب نمی‌رسد، اما گفتند اتفاقی نمی‌افتد. از زمانی‌که کف جوی‌ها را سنگ کردند، به ریشه درختان آب نرسید.»

    او می‌گوید در این دو-سه سال در حال قطع این درخت‌ها هستند: «همین درختی که جلوی مغازه ما است هم سرنوشتش خشکی شد. عمر این درختان هفتادهشتاد سال بوده. قرار است نهال‌های جدیدی بکارند، اما تا بخواهند این‌طور بزرگ شوند، پنجاه سالی طول می‌کشد.»

    به‌گفته او، بیشتر روز‌های تعطیل و جمعه این کار را انجام می‌دهند که کسی نباشد و به چند قدم پایین‌تر اشاره می‌کند: «آخرین بار، یک هفته پیش جلوی بانک درخت را قطع کردند. درختان باقیمانده هم دیگر سبز نیستند و ارزشی ندارند، اما باعثش خود شهرداری بود.» و در میان صحبت‌هایش، درختان خیابان ولیعصر یادش می‌آید: «آنکه یک فاجعه بود.»

    زنی ساکن در خیابان فلسطین هم اطلاعی از دلیل قطعی درختان ندارد: «می‌گویند فرسوده‌اند. روی مغازه‌ها می‌افتد و شهرداری قطعشان می‌کند. دقیقاً نمی‌دانم، اما خودمان هم با قطع شدنشان خیلی غصه خوردیم.»

    شاگرد یک مغازه اغذیه‌فروشی بعد از کمی فکر، همین گزاره را تکرار می‌کند: «خشک شده‌اند، می‌شکنند، از ترس افتادنشان قطع می‌کنند.».

    اما صاحب یکی از دکه‌های خیابان فلسطین دلیل را موش‌ها می‌داند و می‌گوید همه‌چیز به نبود مدیریت شهرداری بازمی‌گردد: «اول موش‌ها، بعد آب. موش‌ها به درختان آسیب زدند و درختان از بین رفت. آب هم که به این درختان نرسید. همه اینها به‌دلیل عدم مدیریت شهرداری است.»

    بااین‌حال، توضیحات پیش‌تر شهرداری منطقه ۱۱ تهران شامل هیچ‌کدام از این موارد نمی‌شود و به موضوعی اشاره می‌کند که دست‌کم این افراد اطلاعی از آن ندارند.

    درخواست‌های مردمی؟

    چهاردهم تیرماه امسال و به‌دنبال انتشار خبری در فضای مجازی مبنی‌بر قطع درختان زنده و قدیمی در منطقه ۱۱ تهران، شهرداری این منطقه اطلاعیه‌ای صادر کرد.

    در این اطلاعیه آمده بود رفع خطر درختان خشک‌شده «حسب دستورالعمل‌های صادره به جهت جلوگیری از انتقال آفات و بیماری‌ها به سایر درختان» و همچنین نرسیدن «خسارت جانی و مالی به شهروندان» است.

    روابط‌عمومی شهرداری این منطقه تأکید کرده بود این اقدام بنا بر «درخواست‌های متعدد مردمی» که از طریق سامانه‌های شهرداری به این منطقه می‌رسد و «درخواست برای پاکسازی درختان آفت‌زده» انجام شده است.

    در ادامه نیز ذکر شده که شهرداری منطقه ۱۱ «اهتمام ویژه‌ای به کاشت نهال و تأمین و افزایش سرانه فضای سبز کافی برای اهالی محله» دارد.

    چهار روز بعد، یعنی در هجدهم تیرماه، «حسین پیراردی»، معاون خدمات شهری منطقه ۱۱ تهران، درباره رفع خطر تعدادی از درختان خیابان فلسطین و خارج کردن ریشه این درختان گفته بود: «پس از تأیید آزمایشات توسط وزارت جهادکشاورزی مشخص شد برخی درختان دچار دو بیماری قارچی شدند. بیماری قارچی از طریق آب منتقل می‌شود و علاوه‌برآن، یکی از این بیماری‌ها از طریق ریشه به درختان دیگر منتقل می‌شود.»

    او توضیح داد: «ما اقدامات لازم برای رفع این بیماری را انجام داده‌ایم؛ اما به مرحله‌ای رسیده بود که راهی جز رفع خطر درختان نداشتیم که با توجه به شکایات مردمی و احتمال خطرات جانی و مالی مجبور به رفع خطر شدیم.»

    آخرین‌بار هم اواخر مردادماه امسال شهردار این منطقه در نشست خبری این موضوع را تأیید کرده و گفته بود قطع درخت فقط با «مجوز» انجام می‌گیرد و دلیل قطع برخی درختان فلسطین جنوبی، «آفت» بوده است.

    مستند مکتوب ارائه دهید

    «میترا حسینی»، کارشناس محیط‌زیست، به «پیام ما» می‌گوید مسئله اصلی این است که گزارش یا تحقیقی درباره نوع آفت‌های چنار‌های تهران وجود ندارد: «تابه‌حال تحقیقی درباره این درختان ندیده‌ایم که نشان دهد آفت قارچی دارند. تنها جایی که مدعی این موضوع است، شهرداری است. تاکنون چندین‌بار چنین ادعایی شده و از آن به‌عنوان «سرطان رنگی» نام می‌برند که کاملاً من‌درآوردی است.»

    به‌گفته او، تاکنون تعداد زیادی از درختان خیابان ولیعصر هم به این بهانه قطع شدند: «یک جست‌و‌جو در اینترنت کافی است تا نشان دهد به‌بهانه سرطان رنگی چه‌ها که در این شهر نکردند. بنابراین، نیاز است شواهدی برای این بیماری ارائه دهند و یک مقاله یا گزارش مکتوب دراین‌باره منتشر کنند، نه اینکه صرفاً به یک ادعای شفاهی بسنده کنند.»

    شهرداری منطقه ۱۱ تهران در اطلاعیه خود به «آفت» اشاره کرده بود و معاون خدمات شهری این منطقه به وجود «قارچ» و «بیماری». بااین‌حال ابراهیمی تأکید می‌کند بیماری با آفت متفاوت است: «بیماری یعنی قارچ و باکتری و آفت یعنی سوسک و حشره. بنابراین، لازم است بدانیم چه گونه قارچ و با چه درصد آلودگی وجود دارد. پس از آن است که می‌توان درباره واگیرداربودن آن بحث کرد و به نتیجه رسید که آیا لازم است همه درختان قطع شوند یا خیر.»

    او به آفت‌های ثانویه و راه‌های پیشگیری به‌جای قطع اشاره می‌کند: «برای مثال آفت‌های ثانویه درخت‌های چیتگر، سرخه‌حصار و… قابل مشاهده است؛ به این معنا که کف درخت به‌دلیل سنگفرش‌شدن و نبود آبیاری مناسب دچار این نوع آفت می‌شود. برای درخت‌های خیابان فلسطین هم چنین اتفاقی افتاده است. وقتی درخت تا این حد تحت تنش قرار گیرد، مستعد آفت می‌شود. به‌جای اینکه دلایل این تنش را از بین ببرند، صبر می‌کنند تا درخت نابود شود و بعد اقدام به قطع می‌کنند.»

    پلاک‌گذاری، راهی برای پایش عمومی

    به‌اعتقاد ابراهیمی، ریشه‌های درخت به آب، هوا و مواد غذای احتیاج دارد: «وقتی کف آن سنگفرش شود از این سه محروم می‌شود و تحت تنش قرار می‌گیرد. درخت چنار بسیار آب‌دوست است و ریشه‌های آن باید در معرض هوا قرار گیرد. پس زمانی که نشانه‌های اولیه درخت را می‌بینیم، راهکار قطع کردن نیست.»

    این کارشناس محیط‌زیست به نبود شفافیت در بیماری این درخت‌ها اشاره می‌کند: «من با آفت قارچ آشنا نیستم. اما آنقدر همه‌چیز در ابهام است که نمی‌توان به‌طور قطعی گفت چه راهکاری وجود دارد. به همین دلیل، مدیریت درخت‌ها باید شفاف باشد. همچنین، درخت‌ها باید پلاک‌گذاری شوند تا بدانیم هرکدام چه قدمتی دارد. این کار در اصفهان انجام شده؛ یک QRcode دارد و می‌توانید اسکن کنید و شناسنامه سلامت درخت را ببینید.»

    به‌گفته او، پلاک‌گذاری باعث می‌شود درخت شناسنامه داشته و قابل‌پایش توسط عموم باشد: «همچنین باوجود این پلاک‌گذاری، کارشناسان هم می‌توانند درباره درخت نظر دهند، اما اکنون این اتفاق نمی‌افتد.»

    تا لحظه تنظیم این گزارش، روابط‌عمومی منطقه ۱۱ شهرداری تهران به درخواست «پیام ما» برای ارسال مستند‌های مکتوب درباره آزمایش‌های انجام‌شده بر آفات این درختان، پاسخی نداد.

    بااین‌حال، قطع درختان پایتخت یادآور خاطرات تلخی برای مردم است. همان بلایی که سر چنار‌های خیابان ولیعصر آمد و بی‌آبی و توسعه شهری جانشان را گرفت و «مهدی چمران»، رئیس شورای شهر تهران، در واکنش به نقد‌ها گفته بود: «وقتی درختان در کنار خیابان و با حجم بالایی از تردد قرار دارند، حفظ آنها سخت است. درختان خیابان ولیعصر عمر خوبی داشتند، اما وقتی مشکل ایجاد می‌کنند و ممکن است آفت آن به دیگر درختان برسد… چاره‌ای دیگر جز قطع آنها نیست.»

    آبان‌ماه سال ۱۴۰۲ هم تصاویری از درختان سربریده خیابان ایتالیا منتشر شد و شهردار منطقه ۶ درباره تصاویر منتشرشده توضیح داد که این اقدام برای «رفع خطر» بوده؛ بنابراین با وجود انتقاد‌های قبلی، شهرداری تهران هنوز هم راهکاری برای شفاف‌سازی دقیق ندیده است؛ در بر همان پاشنه می‌چرخد و صرفاً به گفته‌های شفاهی و انتشار اطلاعیه بسنده می‌کند.

  • ماجرای قطع درختان خیابان فلسطین از ریشه چیست؟

    ماجرای قطع درختان خیابان فلسطین از ریشه چیست؟

    به گزارش اقتصادران، معاون خدمات شهری منطقه ۱۱ تهران در خصوص رفع خطر تعدادی از درختان خیابان فلسطین و خارج کردن ریشه این درختان توضیحاتی ارائه داد.

    حسین پیراردی با اشاره به رفع خطر درختان خیابان فلسطین اظهار کرد: پس از تایید آزمایشات توسط وزارت جهاد کشاورزی مشخص شد که برخی درختان دچار دو بیماری قارچی شدند. بیماری قارچی از طریق آب منتقل می‌شود و علاوه برآن یکی از این بیماری‌ها از طریق ریشه به درختان دیگر منتقل می‌شود.

    وی ادامه داد: ما اقدامات لازم برای رفع این بیماری را انجام داده‌ایم؛ اما به مرحله‌ای رسیده بود که راهی جز رفع خطر درختان نداشتیم که با توجه به شکایات مردمی و احتمال خطرات جانی و مالی مجبور به رفع خطر شدیم.

    معاون خدمات شهری منطقه ۱۱ شهرداری تهران اضافه کرد: کانون آلودگی ریشه درختان است؛ موظف هستیم کُنده و ریشه درخت را در بیاوریم و محل را با قارچ کش ضدعفونی کنیم و خاک جدید بریزیم و مجددا درخت چنار مانند همان درخت قبلی جایگزین کنیم.

    وی در پایان تأکید کرد: در خیابان فلسطین کُنده‌های خیلی قدیمی وجود داشت و مجبور شدیم برای ضدعفونی کامل، همه کنده‌ها را خارج کنیم. برای کاشتن باید فضای جدید ایجاد شود؛ بر این اساس روند لازم پیگیری شد و پس از کاشت عملیات عمرانی بازسازی اطراف کنده‌های خارج شده انجام خواهد شد.

  • سونامی درخت‌کُشی در پایتخت

    سونامی درخت‌کُشی در پایتخت

    به گزارش اقتصادران، پاک‌تراشی درختان چیتگر هنوز ادامه دارد. قرار بود طبق وعده شهردار منطقه ۲۲ تهران، همه درختان خشک و آفت‌زده را قبل از رسیدن سال نو از پارک خارج کنند تا درختان دیگر آلوده نشوند. مسئولان شهری حتی گفته بودند تا شب عید بالای ۲۰ هزار اصله درخت در چیتگر کاشته می‌شود، اما آنچه اکنون به چشم ساکنان می‌آید، ادامه قطع درختان از سه سال پیش تا امروز است. بی‌توجهی به بحران بی‌آبی و رشد آفت‌ها چنان بوده که علاوه بر چیتگر، در سرخه‌حصار هم تکرار شده و به حذف درختان بیمار انجامیده است، آنطور که یکی از کارشناسان فضای سبز می‌گوید به‌زودی در لویزان هم گسترده خواهد شد.

    در پارک چیتگر چه خبر است؟

    پرپنچی، یکی از ساکنان این محله می‌گوید پیمانکاران قطع درخت، از روز یکشنبه مشغول تراشیدن جنگل‌اند. او که تصاویر این پاک‌تراشی را در اختیار «هفت صبح» گذاشته، می‌گوید: «قطع درختان در شمال غربی پارک چیتگر در جریان است. نمی‌دانیم به‌دست چه کسی، اما به همسایه‌ها و ساکنان اطلاع‌رسانی کردم تا بعد از آن استشهادی جمع و به این وضع اعتراض کنیم. من از سال ۹۰ اینجا زندگی می‌کنم، خانه‌ام مقابل دریاچه و جنگل است.

    از سه سال پیش این درخت‌ها روز به روز سست و کمرنگ می‌شوند و بعد قطع‌شان می‌کنند. داخل جنگل هم برخی مسیر‌ها را بسته‌اند و از چشم‌انداز خانه‌ها، قطعات منظمی دیده می‌شود که درختانش خشک شده. می‌گویند درختان بیمار بوده‌اند، اما چطور درختان باغ راز هستی (باغ سمن‌ها)، در همسایگی این قطعات، هنوز سرسبز و زنده‌اند؟ اگر قطع کرده‌اید باید جایگزین کنید. مشکل این است که اصلاً آبیاری نمی‌کنند. پیرمرد باغبان اینجا می‌گوید فقط چهار نفر در پارک مشغول‌اند، دو نفر آبیاری می‌کنند و دو نفر زباله جمع می‌کنند. جنگل را رها کرده‌اند.»

    اسفند ۱۴۰۳، وقتی تصاویر قلع‌وقمع درختان این جنگل دست به دست می‌شد «ایمان گودرزی»، معاون خدمات شهری شهرداری منطقه ۲۲ در جمع خبرنگاران دلیل قطع درختان را «تنش‌های آبی سالیان گذشته» و «سرایت آفت سوسک پوست‌خوار به‌دلیل خشکیدگی درختان» عنوان کرد. طبق گفته او تا آن زمان ۷۷۰۰ درخت آفت‌زده در فاز شرقی و غربی چیتگر شناسایی شده و بنا بود به‌زودی از پارک خارج شوند. رئیس فضای سبز منطقه ۲۲ هم گفته بود: «۱۵ سال پیش فقط ۱۰۰ درخت بیمار بود که اگر قطع می‌شد، حالا مجبور نبودیم هزاران درخت را قطع کنیم.» اکنون بیش از یک ماه از موعد مقرر گذشته و قطع هزاران درخت هنوز ادامه دارد.

    هم‌سرنوشتی چیتگر، سرخه‌حصار و لویزان

    «هادی کاشانی»، مدیرعامل جمعیت داوطلبان سبز درباره وضعیت جنگل چیتگر و سرنوشت آن به «هفت صبح» می‌گوید: «نزدیک به یک دهه قبل، به‌دنبال تغییر شرایط اقلیمی و محدودیت منابع آبی، سه پارک جنگلی چیتگر، سرخه‌حصار و لویزان با گونه غالب کاج تهران، به‌تدریج به آفت سوسک پوست‌خوار مبتلا شدند. این بیماری بدواً به‌صورت نقطه‌ای بود، اما کم‌کم طغیان کرد و طی سال‌های قبل، به‌ویژه در سرخه‌حصار و چیتگر، تبدیل به لکه و کلونی‌های گسترده این آفت شد. در نهایت هم تعداد قابل‌توجهی از درختان خشک شد و از بین رفت.»

    مالکیت این سه بوستان جنگلی که جزو اراضی ملی است، در ید منابع طبیعی استان تهران است. شهرداری تهران در نقش بهره‌بردار، از این سه پارک نگهداری می‌کند، اما پیگیری‌ها از این سازمان و مسئولان شهری بی‌نتیجه است. این کارشناس فضای سبز شهری می‌گوید: «در سال ۱۴۰۰، شهرداری تهران با منابع طبیعی برای تعیین تکلیف درختان خشکیده مکاتبه کرده و پس از تشکیل کمیته کارشناسی تخصصی زیر نظر منابع طبیعی و چند نوبت بازدید کارشناسان دستورالعملی تهیه شد تا طبق آن درختان آلوده حذف و امحا و بقایای آن از پارک خارج شود، از تله‌های فرمونی (برای ردیابی و شکار آفات) استفاده شود، سموم خاصی به کار گرفته شود و تقویت و آبیاری مرتب باشد و غیره…»

    به گفته او، منابع طبیعی برای حذف و امحای درختان، یک نوبت در زمستان ۱۴۰۰ آگهی مزایده گذاشت و قسمتی از درختان خشک چیتگر، سرخه‌حصار و تعداد محدودی در لویزان را قطع و جمع‌آوری کردند، اما چون تعداد درختان خشکیده چیتگر و سرخه‌حصار زیاد بود، در نوبت اول مزایده نشد و بقایای درختان ماندند و همین کار باعث گستردگی بیشتر آفت و خشکیدگی شد.»

    مدیرعامل جمعیت داوطلبان سبز ادامه می‌دهد: «بهره‌بردار امسال، سلیقه بهره‌بردار سه سال قبل را ندارد و با شلختگی و بی‌نظمی این کار را انجام می‌دهد. درختی که قطع می‌کند را سریع خارج نمی‌کند، ادوات به اندازه کافی ندارد و کارش طول می‌کشد. جایی را قطع و درختان را رها می‌کند و می‌رود جای دیگر. این شکل کار در اذهان عمومی باعث شائبه شده و ابعاد رسانه‌ای پیدا کرده است.» باوجود ادامه روندی که کاشانی آن را شلختگی می‌خواند، پیداست که جای نظارت از سوی منابع طبیعی و شهرداری خالی است.

    طبق برآورد مسئولان شهری، حذف ۷۷۰۰ درخت از چیتگر قطعی است و براساس طرح بهره‌وری اداره کل منابع طبیعی، ۲۰ هزار اصله درخت جایگزین درختان قدیمی خواهد شد. به‌گفته معاون خدمات شهری شهرداری منطقه ۲۲، تا اسفند پارسال ۸ تا ۹ هزار درخت سه تا پنج‌ساله از نوع داغ‌داغان، زیتون تلخ و بلوط در چیتگر کاشته شده است.

    اما این‌طور که هادی کاشانی می‌گوید، در چیتگر حدود ۱۵ هزار و در سرخه‌حصار حدود ۸ هزار درخت خشکیده موجود بوده و با اضافه کردن بیش از ۱۰۰ درخت خشکیده در لویزان، شمار درختانی که قرار است از عرصه‌های جنگلی تهران حذف شوند، در مجموع به بیش از ۲۳ هزار اصله می‌رسد. کاشانی تأکید می‌کند که باوجود پیگیری‌ها، درختان بیمار لویزان هنوز تعیین‌تکلیف نشده‌اند و «اگر به‌موقع چاره نشود، طغیان آفت مشابه آنچه در دو پارک دیگر رخ داده است، به‌زودی در لویزان تکرار می‌شود».

    او با اشاره به اینکه در زمان احداث چیتگر، در اقدامی اشتباه، حدود ۸۰ درصد گونه غالب این پارک‌ها، کاج الدار یا کاج تهران، به‌صورت تک‌گونه‌ای کاشته شده است، ادامه می‌دهد: «امروزه در جنگل‌های دست‌کاشت شهری تکنولوژی کاشت تلفیقی توصیه می‌شود. یعنی نباید یک‌دست باشد. باید مخلوط و از گونه‌های مقاوم و کم‌آب‌بر باشد.

    اما می‌بینیم که در چیتگر با بدسلیقگی گونه زیتون تلخ یا گونه ملیا کاشته‌اند که نیاز آبی قابل‌توجهی دارد. یا در خوشبینانه‌ترین حالت، اقاقیا و زبان‌گنجشک. از طرف دیگر تصور کنید در لکه‌ای از پارک چیتگر هزار نهال واکاری شده باشد، در دنیا در چنین شرایطی دور نهال‌ها محصور می‌شود، اما در ایران چنین نیست و تعداد قابل‌توجهی همان چند ماه اول از بین می‌رود. با این وضعیت مدیریتی نمی‌توانیم انتظار احیا داشته باشیم و دورنمایی که برای احیای این جنگل‌ها انتظار داریم، با این شکل کاشت گونه‌ها رخ نمی‌دهد.»

    مرگ تدریجی درختان چیتگر

    خانه‌ام مقابل دریاچه و جنگل است. از سه سال پیش این درخت‌ها روز به روز سست و کمرنگ می‌شوند و بعد قطع‌شان می‌کنند. داخل جنگل هم برخی مسیر‌ها را بسته‌اند و از چشم‌انداز خانه‌ها، قطعات منظمی دیده می‌شود که درختانش خشک شده. می‌گویند درختان بیمار بوده‌اند، اما چطور درختان باغ راز هستی (باغ سمن‌ها)، در همسایگی این قطعات، هنوز سرسبز و زنده‌اند؟

  • طرح ساماندهی درختان یا از ریشه کندن تاریخ؟! / شهرداری تهران از جان درختان خیابان ولیعصر چه می خواهد؟

    طرح ساماندهی درختان یا از ریشه کندن تاریخ؟! / شهرداری تهران از جان درختان خیابان ولیعصر چه می خواهد؟

    به گزارش اقتصادران، داستان تکراری قطع درختان طولانی‌ترین خیابان خاورمیانه، سال‌هاست به یک ژانر تلخ و گزنده تبدیل شده، درست از همان‌جایی که «عبدالله مستوفی» در دهه ۱۳۲۰ در کتاب «شرح زندگانی من» نوشت «در زمان رضاشاه در خیابان پهلوی به فاصله هر دو متر، یک چنار و بین هر دو چنار یک بوته گل سرخ کاشتند. بنابراین، در دو سوی مسیر ۱۸ کیلومتری خیابان مجموعاً ۱۸ هزار چنار کاشته شد. البته برخی این تعداد را تا ۲۴ هزار اصله نیز برآورد کرده‌اند» و حالا تفاوت‌های زیادی بین آن تصویر مستوفیِ معروف است و تصویر امروزی خیابان و درخت‌هایی که دیگر به احترام عابران در تابستان کمری برای خمیده شدن ندارند.

    اما از حدود هفت دهه بعد، نه به‌بهای ساماندهی درختان ردیف‌شده و تنومند خیابان ولیعصر بلکه به‌بهانه خشک شدن، آوار سم‌های مختلف بود که ریشه درختان را می‌سوزاند و حالا جوی‌های خیابان ولیعصر بیشتر شبیه به میدان جنگی شده‌اند که میانه گودال‌های عمیق‌شان تنه نازکی از درختان بی‌سرپناه قد علم کرده‌اند، اما نه میانه همه گودال‌ها، که در برخی نقاط به‌طورکلی جوی‌ها خالی مانده‌اند از هر تنه سبز تنومند و حتی کم‌جانی!

    روایت‌ها از اولین نسل باغدارانی که چنارهایشان در خیابان ولیعصر جاخوش کردند زیاد است، یکی از آنها را به «ارباب خلیل»، باغدار معروف محله کن، نسبت می‌دهند که چنار‌های جوان را از خزانه چنار «باغ نو» سوار بر اسب و الاغ می‌کرد و راهی خیابان پهلوی سابق می‌شد. آخرین بازمانده از فرزندان او گفته بود «پدرم باغدار بود. زمانی که از «بلدیه» شهر اعلام کردند قرار است سرتاسر خیابان ولیعصر (پهلوی سابق) را چنار بکارند، نخستین نفر پدرم را انتخاب کردند. باغداران شمیرانی پدرم را خوب می‌شناختند. قرار شد نهال‌های چنار از کن راهی تهران شود. چون نهال‌های چنار روستای کن بسیار مرغوب و معروف بود.»

    رحیمی گفته «پدرم تعریف می‌کرد که وقتی نهال‌ها کاشته شد. شهردار وقت تهران، دستی روی نهال‌ها کشید و با تعجب گفت احتمالاً این درخت‌ها ریشه ندارد. چطور ممکن است این‌قدر سریع کاشته شود؟ خبر به «رضاشاه» رسید. آمد و دستور داد چند نهال را از خاک دربیاورند. همه تعجب کردند. نهال‌ها نه‌تنها ریشه داشتند بلکه ریشه‌ها قطور و به‌هم تنیده بودند.»

    «سید عباس سادات»، نسل دوم یکی دیگر از همان باغدارانی است که می‌گویند خیابان ولیعصر را سبز کرده، این خاندان منطقه‌ای مشخص برای کاشت چنار‌ها داشتند؛ آنها امیریه قدیم را از میدان راه‌آهن تا چند کیلومتر بالاتر از میدان منیریه تأمین می‌کردند و حالا با وجود گذشت بیش از هشت دهه از آن روز‌ها سیدعباس سادات، پا جای پای پدر گذاشته و رزق سبزش، خانه‌های ضلع شمالی خیابان پیران‌عقل پایین‌تر از میدان منیریه را هم پربار کرده است. هرچند خاطراتش به نسل اول باغدارانی که چنار‌ها ولیعصر را کاشتند نمی‌رسد، اما به خاطر دارد درختانی را که با درشکه از شهریار و کرج به این منطقه آورده می‌شدند و سه‌تومان‌هایی را که باید برای هر درخت پرداخت می‌کردند. او از سال ۱۳۴۲ که کلاس ششم را تمام کرده و پایش به این خیابان باز شده بود، علامتگذاری‌هایی را به خاطر دارد که قرار بود پدرش صد چنار در آن نقاط بکارد.

    اما حالا و با گذشت چندین دهه از آن روزها، این خیابان که رؤیای جهانی شدن را بعد از ثبت شدنش در فهرست آثار ملی در سر می‌پروارند، با چالش‌های زیادی روبه‌روست؛ چالش‌های متعددی که بیشترشان را زیاده‌خواهی مالکان مغازه‌های این خیابان طویل و دراز سبب شده‌اند.

    سوداگران چشم و گوش بسته خیابان ولیعصر

    در گذشته کارشناسان معتقد بودند، چون ریشه چنار‌ها به قنات‌های تهران رسیده و از بالا به پایین سرازیر می‌شوند، با ساخت‌وساز‌های سوداگرانه، مسیر قنات‌ها مسدود و درختان در برخی نقاط به‌مرور خشک شده‌اند. برج‌های ساخته‌شده در این مسیر نیز باعث تنگی فضای درختان شده و کم‌کم چنار‌ها را افسرده و خشک کرده‌اند. اما چندسالی است دلایل دیگری مطرح می‌شود، مانند خشک کردن درختان توسط صاحبان ساختمان‌ها به‌بهانه پوشانده شدن نمای ساختمان، مانند اتفاقی که برای ۱۲ چنار محله محمودیه افتاد و با ورود مراجع ذی‌ربط، مالک یک ساختمان مقصر اصلی معرفی شد و برایش جریمه‌ای میلیاردی تعیین کردند.

    پدرم تعریف می‌کرد وقتی نهال‌ها کاشته شد. شهردار وقت تهران، دستی روی نهال‌ها کشید و با تعجب گفت احتمالاً این درخت‌ها ریشه ندارد. چطور ممکن است اینقدر سریع کاشته شود؟ خبر به «رضاشاه» رسید. آمد و دستور داد چند نهال را از خاک در بیاورند. همه تعجب کردند. نهال‌ها نه‌تنها ریشه داشتند بلکه ریشه‌ها قطور و به‌هم تنیده بودند

    خیابان ولیعصر آنقدر اهمیت داشت که از چندسال قبل پایگاه میراث شهری و موزه‌ای به همین نام در نزدیکی منیریه تهران و در خانه‌ای قاجاری شکل گرفت و مسئولانش همه هم و غم خود را برای ثبت و ضبط خاطرات مردم بومی خیابان به کار بردند تا نخست در فهرست آثار ملی به ثبت برسد و درنهایت روی جهانی شدن ببیند. اما به‌نظر می‌رسد تحمل مدیریت شهری در همین حد بود که فقط ثبت ملی شود و به‌مرور با حذف معیار‌هایی که یک اثر را جهانی می‌کند، روی طرح‌های درآمدزایی خود متمرکز شوند.

    در نقاط مختلف دنیا جوی آب را مزاحم می‌دانند و ما یک عنصر شهری

    «وحید قاسمی»، مدیر موزه خیابان ولیعصر، می‌گوید: «وقتی از ثبت پدیده‌ای به‌نام خیابان حرف می‌زنیم، باید ببینیم چه چیز آن خیابان واجد ارزش است که به ثبت شدن آن فکر می‌شود؛ اگر طولانی بودن خیابان مدنظر باشد، جنس کار متفاوت می‌شود، چون از ویژگی‌هایی می‌گوییم که در منظر تاریخی فرهنگی خیابان متبلور است، یعنی یک بستر طبیعی، شکل و قالب و ظرفیتی که فضایی را برای ایجاد چنین خیابانی در خود دارد.»

    به‌اعتقاد او، حرف زدن درباره خیابان ولیعصر، یعنی صحبت کردن از مهمترین عناصر خیابان مانند جوی، کف، درخت، جداره و معبر عبور؛ که همین عناصر و ویژگی‌ها به‌همراه دیگر عناصر و منظر فرهنگی خیابان که در توسعه شهر تهران نقش داشته‌اند، برای ثبت جهانی این خیابان نقش مهمی دارند. او با تأکید بر اینکه خیابان یک فضای شهری است و واژه آن در مقابل بیابان استفاده می‌شود، ادامه می‌دهد: «در معنای تاریخی و از منظر فرهنگ ایرانی، خیابان فضایی است که محیطی باغ مانند داشته باشد و دو طرف آن جوی و آب روان باشد، درست مانند فضای شهری باقیمانده از دوره صفویه و خیابان‌هایی مانند «چهارباغ» اصفهان و در شکل مدرن امروزی خیابان ولیعصر.»

    قاسمی با اشاره به اینکه در دیگر نقاط دنیا جوی آب را یک عنصر مزاحم در خیابان قلمداد می‌کنند، می‌گوید: «این شرایط در خیابان ولیعصر تهران متفاوت است، این عنصر ارزشمند شهری باید مبتنی‌بر شرایط حفاظت، شکل، اندازه و جوی آب شکل گرفته باشد تا درعین‌حال، بتوانیم در کنار آن یکسری امکانات شهری ایجاد کنیم.»

    او ادامه می‌دهد: «زمانی که یک اثر را جهانی می‌کنیم، ویژگی‌ها و تعریف‌های ثبت جهانی را نیز بیان می‌کنیم و به فرایند‌ها و برنامه‌ها برای نگهداری از عناصر خیابان توجه داریم، یعنی علاوه‌بر نگهداری از درختان، جوی آبی را ساماندهی می‌کنیم، خیابان را از معبر به فضای شهری تبدیل می‌کنیم و سرعت حرکت اتومبیل را پایین می‌آوریم، مسیر دوچرخه و پیاده را ساماندهی می‌کنیم.»

    به‌گفته قاسمی، در قدم نخست وقتی فضای شهری خیابان به‌عنوان یک ارزش در فهرست میراث جهانی ثبت می‌شود، مسئله درختان دیگر فقط فضای سبز آنها نیست، بلکه درختان این خیابان بخش مهمی از قصه این خیابان و یکی از مهمترین روایت‌های موجود درباره این فضای شهری است. او با تأکید بر اینکه اگر درختان این خیابان، فقط به‌عنوان یکسری فضا و بدنه سبز دیده شود، احتمالاً تعاریف به‌گونه دیگری مطرح می‌شوند، ادامه می‌دهد: «در بخشی از روایت نوع مواجهه با این قضیه متفاوت است.»

    این کارشناس میراث‌فرهنگی، باوجوداین تأکید کرد در همه‌جای دنیا بخش مهمی از آثار تاریخی و بافت‌های تاریخی در فرایند طراحی و به‌روز شدن قرار می‌گیرند و به پایش نیاز دارند تا به‌عنوان یک معنای فرهنگی و ارزش‌افزوده در لیست شهری ثبت شوند.

    روایتی متفاوت از نحوه کاشت درختان خیابان ولیعصر

    قاسمی نیز روایتی متفاوت از اولین نسل باغبان‌هایی که چنار‌های خیابان ولیعصر را کاشته‌اند، دارد. او می‌گوید: «طبق یکی از استادی که در موزه خیابان ولیعصر وجود دارد، برای پرورش این درخت، یک باغ از «محمدباقر تقی‌اف» در محدوده کرج اجاره شده بود و درخت چنار در آن پرورش داده می‌شد. به‌محض اینکه درخت چنار در باغ کاشته می‌شد و چنار‌ها با محیط سازگار می‌شدند، جابه‌جایی انجام می‌شد و نه‌فقط چنار‌ها در خیابان بودند، بلکه این سند هم مهمترین سندی بود که به چشم دیده‌ام.»

    با قصه پایتخت چه کنیم؟

    شاید تعریف موزه و آنچه از گذشته و تاریخ بیان می‌کند، خود دلیلی باشد برای مدیریت شهری که برداشتن هر قدم برای این خیابان را با نظر کارشناسان و محققان این پایگاه میراث شهری بردارد، خواسته‌ای هرچند ساده که به‌نظر می‌رسد حتی به آن فکر هم نمی‌شود، چه برسد به عمل!

    وجود موزه خیابان ولیعصر به‌عنوان پدیده‌ای پویا امتیازی بزرگ برای مدیریت شهری محسوب می‌شود؛ چون به‌نوبه خود یک مرکز اسناد و پژوهش طولانی‌ترین خیابان خاورمیانه محسوب می‌شود. اما به چنین مرکزی که می‌توان با استفاده از اطلاعاتش در مورد اینکه اصلاً چنار‌ها از کجا به این نقطه آورده شده‌اند و روش کاشتشان چطور بوده، باروری درختان را بهتر و آینده‌شان را تضمین کرد، بی‌توجهی می‌شود. نوع رفتار‌ها با درختان این خیابان به‌گونه‌ای است که گویا مدیریت شهری و مالکان ساختمان‌های این خیابان بیشتر با مزاحمانی تنومند مواجهند که مانع درآمدزایی‌شان شده‌اند، هرچند اگر قدری آینده‌نگری را چاشنی رفتارشان می‌کردند و به آینده این خیابان بعد از ثبت جهانی فکر می‌کردند، از این تهدید‌ها به‌عنوان یک فرصت استفاده می‌کردند تا مدل گفت‌و‌گو و رفتار با تهران متفاوت شود.

    اما مهمترین نکته‌ای که میراث‌فرهنگی نسبت به آن هیچ توجهی ندارد، رفتار با بنا‌های تاریخی است چه از نظر قوانین عملی و چه راهکار‌هایی که می‌تواند با مطرح کردن آنها و یک نوع فرهنگسازی بین مردم از قطع شدن درختانی که می‌توانند این خیابان را به بهشت تبدیل کنند، جلوگیری کنند.

    پایتخت را به یک جای دیگر می‌بریم، اما قصه پایتخت را کجا می‌خواهیم ببریم؟ ذره ذره نگاه می‌کنیم مانند دومینوها، خیابان که در لاله‌زار و چهارباغ متبلور شده، فضای شهری خیابان را در پایتخت صفویه و قاجار می‌بینیم، این محصول آن است که می‌گویند پایتخت را عوض کنیم؛ چون به آن قصه و روایت کاری ندارند. از سوی دیگر هم مسئله این است که وقتی ما می‌گوییم اینها از منظر میراث‌فرهنگی واجد ارزش است، برای مسائل مبتلابه امروز آن چکار کردیم. ما در حوزه فرهنگ و میراث‌فرهنگی راه‌حل نداریم و فقط می‌گوییم نکنید و نبرید. هیچ‌چیز آیه نیست در این جهان، اگر چیزی واجد ارزش است، به این دلیل است که فرایند فرهنگی علی‌الدوام به‌روز دارد؛ اما، چون آن را فراموش کرده‌ایم، فقط در میراث فرهنگی می‌گوییم به آن دست نزنید به این دست بزنید. بخش مهم حفاظت به‌روز کردن است. یک عمارت و ساختمان تا وقتی زندگی می‌کند، واجد ارزش است. هر چیزی که آن را نگه داریم و زندگی را درون آن نبریم، هرچند مرمت هم شود، به‌مرور زمان فرسوده می‌شود.

    حالا درست کنار جوی‌های پهن خیابان ولیعصر و حفره‌های عمیق باقیمانده از تنه درختان کهنی که از ریشه درآورده‌اند، اعلام کرده‌اند «طرح ساماندهی درختان خیابان ولیعصر» را اجرایی می‌کنند، با از ریشه کندن تاریخ؟!

  • درآمد میلیاردی شهرداری زاکانی از درخت‌کُشی

    درآمد میلیاردی شهرداری زاکانی از درخت‌کُشی

    به گزارش اقتصادران، درختان، چه مثمر و چه غیرمثمر، چه با بن بالا و چه در میانسالی، اکنون به دو شیوه در دسترس‌اند؛ درختان قدیمی فروشی‌اند، و درختان کم‌سن‌تر کرایه داده می‌شوند. دیگر نیازی به نگرانی نیست؛ کافی است در سایت‌های آگهی جست‌و‌جو کنید تا به تصاویر درختانی در گلدان‌های بزرگ کنار این جمله برسید: “فروش و کرایه درخت برای پایان کار ساختمانی”. این روش، راهی جدید برای دور زدن جرایم سنگین درخت‌کُشی است.

    کاهش فشار بر درخت‌کُشان

    در دوره مدیریت شهری گذشته، برای کنترل درخت‌کُشی، جرایم قطع درخت افزایش چشمگیری داشت. اما با تغییر مدیریت شهری، تصمیم‌گیران جدید این جرایم را از دیه انسان بالاتر دانستند و در نتیجه، در این دوره کمترین افزایش سالانه در این حوزه تصویب شد.

    برخی از اعضای شورای ششم شهر تهران معتقدند چنین جریمه‌هایی، مردم را از درخت‌کاری و ایجاد فضای سبز در خانه‌هایشان دور می‌کند. براساس مصوبه شورای شهر، نرخ جرایم قطع درخت براساس محیط بن (قطر درخت)، نوع و موقعیت آن تعیین شده و این جرایم به‌صورت پلکانی افزایش یافته است. درختان کهنسال و اکولوژیک به دلیل ارزش زیست‌محیطی بالا، ضریب جریمه بیشتری دارند.

    همچنین محل قرارگیری درختان نیز در میزان جریمه مؤثر است؛ به‌گونه‌ای که درختانی که در معابر عمومی، بوستان‌ها یا اماکن تاریخی قرار دارند، در صورت قطع‌شدن، جریمه بالاتری خواهند داشت

    اجاره درخت؛ راه جدید برای پایان کار ساخت‌وسازها/ درخت‌کُشی‌ها آسان‌تر هم شد

    تخلفات ادامه دارد؛ اجاره درخت برای پایان کار ساختمانی!

    اما در شرایطی که انتظار می‌رفت این سیاست بازدارنده باشد، برخی اعضای شورا معتقدند تخلفات گسترده همچنان ادامه دارد و حتی روش‌های جدیدی برای دور زدن قانون شکل گرفته است.

    با وجود سخت‌گیری‌های قانونی، حبیب کاشانی، خزانه‌دار شورای شهر تهران، پرده از روش جدیدی برای دور زدن قانون برداشت:
    برخی افراد درختان کهنسال را اجاره می‌کنند تا در بازرسی‌های شهرداری، ملک خود را دارای درخت معرفی کنند. در یک مورد، درختی ۷۰ ساله با قیمت ۱۵ میلیون تومان اجاره داده شده و ۹ میلیون تومان هم هزینه جابه‌جایی آن با جرثقیل بوده است.

    کاشانی تأکید کرد که چنین اقداماتی نه‌تنها چهره شهرداری را تخریب می‌کند، بلکه قانون را بی‌اثر می‌سازد. به گفته او، شورا و واحد‌های حقوقی باید با جدیت این موضوع را بررسی کنند.

    تخلفی که کاشانی به آن اشاره کرد، آگهی‌هایی است که در سایت دیوار منتشر شده و در آنها، آگهی‌دهندگان اعلام می‌کنند که در صورت خشک شدن درخت قدیمی، می‌توانند آن را جایگزین کنند.

    درختان قدیمی فقط فروخته می‌شوند، اما درختان با بن پایین، قابل اجاره نیز هستند. هزینه جرثقیل برای حمل درخت ۸ میلیون تومان است و درختان براساس نوع و قطر بن قیمت‌گذاری می‌شوند. به‌عنوان مثال، یک درخت چنار ۷۰ ساله حدود ۲۵ میلیون تومان قیمت دارد، که از جرایم پیش‌بینی‌شده برای قطع درخت کمتر است

    اجاره درخت؛ راه جدید برای پایان کار ساخت‌وسازها/ درخت‌کُشی‌ها آسان‌تر هم شد

    ناصر امانی: حفظ درختان مهم‌تر از توسعه فضای سبز است

    اما تنها سازندگان در نابودی فضای سبز نقش ندارند، بی توجهی و کم آبی در این سال‌ها به درختان پایتخت آسیب زیادی زده است.
    ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران نسبت به وضعیت نگران‌کننده فضای سبز پایتخت هشدار داد. وی با اشاره به خشک شدن ۱۳ هزار درخت در تهران، تأکید کرد که در شرایط کنونی، حفظ درختان قدیمی از توسعه فضای سبز مهم‌تر است.

    او گفت: گرچه در تمامی ادوار مدیریت شهری، توسعه فضای سبز دغدغه مهمی بوده، اما امروز موضوعی مهم‌تر وجود دارد: حفظ درختانی که از گذشته به ما به ارث رسیده‌اند. این درختان ارزشمند را نمی‌توان با کاشت نهال‌های جدید جایگزین کرد، بنابراین باید از آنها مراقبت کنیم.

    امانی همچنین نسبت به جابه‌جایی غیراصولی درختان در پروژه‌های عمرانی شهرداری هشدار داد و گفت: در بسیاری از پروژه‌ها، جابه‌جایی درختان بدون رعایت استاندارد‌ها انجام می‌شود. درختانی که بدون در نظر گرفتن شرایط مناسب منتقل می‌شوند، معمولاً دوام نمی‌آورند و خشک می‌شوند.

    او به نمونه‌ای از این تخلفات در خیابان ستارخان اشاره کرد و گفت که فیلم‌های موجود نشان می‌دهد در جریان یک پروژه عمرانی، ریشه درختان در خاک باقی مانده یا درختان به‌صورت غیراصولی جابه‌جا شده‌اند، که در نهایت باعث از بین رفتن آنها خواهد شد.

    درآمد میلیاردی شهرداری از قطع درختان

    در کنار هشدار‌ها درباره تخلفات، بهروز شیخ‌رودی، کارشناس اقتصاد شهری معتقد است شهرداری تهران در کسب درآمد از محل عوارض قطع درختان رکورد شکنی کرده است. طبق گفته او، شهرداری تهران در دوره مدیریت زاکانی، ۲،۳۷۲ میلیارد تومان از این محل درآمد داشته است.

    او همچنین به آمار کلی درآمد‌های شهرداری اشاره کرد و گفت:در دوره مدیریت فعلی، ۸۰ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان از محل تخلف‌فروشی، ضابطه‌فروشی و شهرفروشی درآمد کسب شده است. این در حالی است که شفاف‌سازی درباره این درآمد‌ها به کندی انجام می‌شود. هرچند بسیاری از متخلفان زیر بار دادن جریمه هم نمی‌روند.
    یکی دیگر از پرونده‌های جنجالی این سال‌ها خشک شدن عمدی ۱۳ درخت در خیابان ولیعصر مقابل یک ملک تجاری بود. احسان صفایی، معاون خدمات شهری منطقه یک، اعلام کرد که مالک این ملک، عامدانه درختان را خشک کرده است، اما هنوز جریمه ۱۷۰ میلیارد تومانی آن پرداخت نشده است. او همچنین افزود که شهرداری برای جلوگیری از سوءاستفاده، این ملک را فریز کرده و اجازه نقل‌وانتقال آن را نداده است.

    درختان این شهر حال‌وروز بهتری از ساکنانش ندارند!

    درختان این شهر حال و روز بهتری از ساکنانش ندارند. هر روز تصویری از قطع درختان در گوشه‌ای از شهر منتشر می‌شود. مدیران شهری همواره منکر درخت‌کُشی هستند و ادعا می‌کنند که یا عمر درختان تمام شده، یا درگیر بیماری بوده‌اند، یا فقط جابه‌جا شده‌اند. اما آمار‌های موجود و گزارش‌های منتشرشده چیز دیگری می‌گویند؛ درختان قطع می‌شوند، فروخته یا اجاره داده می‌شوند، و جای خالی آنها با تخلفات جدید پر می‌شود.

  • آقاي احمدي‌نژاد که همپايه انيشتين بزرگ بود می خواست تا آخرين درخت جنگل‌هاي هيركاني را قطع کند! / خاك جنگل‌هاي هيركاني را كيلویی 12 هزار تومان فروختند!

    آقاي احمدي‌نژاد که همپايه انيشتين بزرگ بود می خواست تا آخرين درخت جنگل‌هاي هيركاني را قطع کند! / خاك جنگل‌هاي هيركاني را كيلویی 12 هزار تومان فروختند!

    به گزارش اقتصادران، 27 آبان ماه 1403 اداره كل منابع طبيعي مازندران مطلبي با عنوان تجاوز بي‌حد و حصر به درختان جنگلي تير خلاصي بر پيكر جنگل‌هاي هيركاني مازندران است را منتشر كرد و روي اين موضوع هم تاكيد داشت با تداوم اين وضعيت شاهد آسيب‌ها و عوارض جبران‌ناپذير در اين زمينه خواهيم بود.

    از سوي ديگر حساس شدن افكار عمومي روي وضعيت كنوني جنگل‌هاي هيركاني بهانه‌اي شد تا كارزاري با عنوان نه به فرمان قتل جنگل‌هاي هيركاني راه‌اندازي شود؛ اين كارزار در قالب نامه و خطاب به مسعود پزشكيان، رييس‌جمهور نوشته شد و در متن آن آمده است كه سرپرست سازمان منابع طبيعي و آبخيزداري كشور در يك حركت كاملا غيرقانوني و گزينشي از تبصره 1 ماده 36 قانون برنامه هفتم توسعه، مجوز برداشت درختان شكسته افتاده، خشك، سرپا و خطرساز را صادر كرد و اين دستور به مثابه صدور فرمان قتل جنگل‌هاي هيركاني است. هادي كيا‌دليري، دبير سابق مجمع كنوانسيون تنوع زيستي كشور چندي پيش در مصاحبه با ايسنا گفته بود: ميزان درآمدي كه از برداشت چوب‌هاي شكسته و افتاده حاصل مي‌شود در مقايسه با نيازهاي مالي و غيرمالي سازمان منابع طبيعي مقدار چشمگيري نيست. اين چوب‌ها حتي نمي‌توانند نيازهاي چوبي كشور را تامين كنند، بلكه اين كار بهانه‌اي است براي اينكه مسير براي چنگ‌اندازي مجدد به جنگل‌ها باز شود. اسماعيل كهرم، بوم‌شناس و فعال محيط زيست در گفت‌وگو با «اعتماد» هم روي اين موضوع تاكيد دارد كه اين حريص بودن و پر كردن جيب‌هايي كه ته ندارد، دليل اصلي اجرايي نشدن طرح تنفس جنگل است. او در اين گفت‌وگو دلايل ديگري را هم براي وضعيت نابسامان جنگل‌هاي هيركاني مطرح كرد كه مي‌خوانيد.

    دليل اصلي اجرايي نشدن طرح تنفس جنگل با گذشت حدود 11 سال يعني از همان سال 92 كه توسط رييس وقت سازمان محيط زيست پيشنهاد شد، چيست؟

    دليل اين اتفاق اين است كساني كه بهره‌برداري مي‌كنند، سودجوياني هستند كه نمي‌خواهند از منافع‌شان دست بكشند. ببينيد آقاي احمدي‌نژاد اين مغز متفكر و دانشمند شريف كه همپايه انيشتين بزرگ بود، در پايان رياست‌جمهوري‌اش در‌ حالي كه چشمش خيره شده بود به تلويزيون برگشت و گفت ما اشتباه كرديم كه از جنگل‌هاي هيركاني براي رفع تحريم‌ها استفاده نكرديم؛ يعني به اين فكر بود كه از اين جنگل‌ها استفاده كند و اين جنگل‌ها را تا آخرين درخت قطع كند كه از تحريم‌هاي ايالات‌متحده بگذرد و تحريم‌ها را به اصطلاح كم كند. البته چنين افكاري منحصر به آقاي احمدي‌نژاد نبود. خيلي‌ها هستند كه مي‌خواهند از اين مقدار جنگل‌هايي كه باقي مانده، استفاده كنند يعني تصميم دارند تا آخرين درخت و بوته را برداشت كنند و جاي آن اكاليپتوس كه يك گونه مهاجم و غريبه است، بكارند. بدشان نمي‌آيد به خاطر اينكه در آن پول است.

    چندي‌ پيش در ميدان ونك تهران، من شاهد يك كاميون بودم كه ايستاده بود و داشت خاك جنگل‌هاي هيركاني را كيلويي مي‌فروخت. ببينيد اولا چنانچه جنگل هيركاني وجود دارد، اين جنگل‌ها به خاطر خاك و آب و هوايي است كه در آن منطقه وجود دارد وگرنه بدون خاك ما جنگل هيركاني نداريم. بنابراين آن كساني كه خاك را از جنگل مي‌آورند و كيلويي 12هزار تومان مي‌فروختند به فكر اين بودند كه به مردم تهران كه از نظر آگاهي واقعا بايد به خرگوش آفرين بگوييم، خاك را بفروشند كه ببرند در باغچه‌شان بريزند و انتظار داشته باشند كه گياهان‌شان آنجا رشد كافي داشته باشد. اين مساله است.

    واقعا اين تفكر وجود دارد كه با خريد خاك جنگل‌هاي هيركاني مي‌توانيم يك باغچه پربار داشته باشيم؟

    بله، در حالي كه تنها خاك جنگل‌ها نيست كه باعث باروري مي‌شود، هواست، آب است و خاك. يعني شما خاك جنگل‌هاي هيركاني را اگر در باغچه عمو‌جان‌تان بريزيد، به هيچ ‌وجه باعث رشد بيش از حد گياهان نمي‌شود. مجموعه جانوراني كه در خاك جنگل‌هاي شمال هستند، باعث باروري خاك مي‌شوند، يعني همه عوامل دست به دست هم مي‌دهد و باعث رشد جنگل‌هاي هيركاني مي‌شود. شما همانقدر كه خاك را از جنگل جدا كنيد و با كاميون به تهران بفرستيد، در راه خاصيت‌شان را از دست مي‌دهند.

    اين كلمه هيركاني، آن منطقه از ايران را هيركينيه يا هيركاني مي‌نامند، در نتيجه جنگل‌هايي كه آنجا هستند، شدند جنگل‌هاي هيركاني، چيز عجيب و غريبي نيست. اما جيب‌هايي هستند كه ته ندارند و اينها گسترش پيدا كردند و هر چيزي هم در آن بريزيد به قول معروف اينها سيرماني ندارند. آنهايي كه حتي سندسازي مي‌كنند و يك مسجد يا تكيه بالاي قله دماوند مي‌سازند، دست‌بردار نيستند. تفكر آقاي احمدي‌نژاد براي استفاده از آخرين درخت از جنگل‌هاي هيركاني به هيچ‌ عنوان منحصربه‌فرد نيست، بلكه دست‌هاي زيادي هستند مثل ايشان، تفكر مي‌كنند و با تيشه به ريشه جنگل هيركاني مي‌كوبند.

    در اين دو هفته‌اي كه اين كارزار راه افتاده و خود رييس سازمان نسبت به اين ماجرا واكنش نشان داده، معاونان‌شان هم همين‌طور، حتي سخنگوي دولت هم گفتند ما اين لايحه را برمي‌گردانيم و در مورد آن تصميم مي‌گيريم و درباره اين قانون كارشناسي انجام مي‌دهيم. شما فكر مي‌كنيد اگر واقعا اين كار انجام شود، مي‌شود از نابودي جنگل‌هاي هيركاني مراقبت كرد؟ يعني اين محافظت به اين موارد قانوني وابسته است يا خير؟

    من تصور نمي‌كنم كه اين سودجويان از خواسته‌شان كوتاه بيايند، چون اينها مي‌خواهند جيب‌شان را پر كنند. مي‌دانند كه آخر جريان است و به اين فكر افتادند كه حداكثر استفاده را در اين مدت كوتاه داشته باشند. در نتيجه من اصلا خوشبين نيستم كه با تغيير ذائقه اينها و تغيير نظر رييس سازمان حفاظت محيط‌زيست بتوان جلوي دست‌درازي اينها به جنگل‌هاي هيركاني را گرفت. من تصور مي‌كنم كه اين جنگل‌ها رو به مرگ مي‌روند و هر روز اينها تنك‌تر مي‌شوند و تا جايي كه با كمال تاسف به كل از بين بروند. حرص و آز اين كساني كه دست روي جنگل‌هاي هيركاني گذاشتند به اين زودي‌ها تمامي ندارد.

    من به موارد و الزامات قانوني كاري ندارم فكر مي‌كنيد چقدر ما مردم مي‌توانيم تاثيرگذار باشيم يعني چه كنيم تا اين جنگل‌ها را حفظ كنيم؟

    ما بايد نماينده‌هاي مجلس‌مان را با نامه و اعتراض و تلفن بمباران كنيم و به اينها بگوييم چه كار داريد انجام مي‌دهيد؟ زير گوش و دماغ شما عده‌اي هستند كه دارند به خاطر منافع شخصي، اين جنگل‌هاي بسيار با ارزش را از بين مي‌برند. ممكن است شما بگوييد ارزشش در چيست؟ بگذاريد خدمت شما عرض كنم كه 3 تا 5/3 ميليون سال است كه اين جنگل‌ها بدون دست انسان خودشان را حفظ كردند؛ حالا كه دست انسان درازتر روي اين جنگل‌ها افتاده باعث مرگ اينها خواهد شد.

    ما بايد نماينده‌هاي مجلس‌مان را، به خصوص نماينده‌هاي گيلان، مازندران و گلستان را كه اينها واقعا نگهداران اين جنگل‌ها هستند، مخاطب قرار دهيم با نامه، تلفن و هر وسيله‌اي كه مي‌توانيم به اين افراد هشدار بدهيم كه حافظ اين جنگل‌ها باشند؛ اگر خودشان تخريب نكنند.

  • «چکش» شهرداری بر تن درختان بی رمق چیتگر / قطع حقابه پارک جنگلی چیتگر به‌دلیل کم‌آبی

    «چکش» شهرداری بر تن درختان بی رمق چیتگر / قطع حقابه پارک جنگلی چیتگر به‌دلیل کم‌آبی

    به گزارش اقتصادران، درختان خشک‌شده پارک جنگلی چیتگر را حالا در همه قسمت‌های آن می‌توان پیدا کرد؛ در فاز غربی و شرقی، کمی دورتر از معابر اصلی، در دسته‌های چندتایی و لابه‌لای درختان هنوز سبز و بیشتر در تپه‌های دور از چشم که دسترسی کمتری به آب دارند. آفت سوسک پوست‌خوار به جان درختان سوزنی‌برگ این جنگل دست‌کاشت افتاده و با سرعت زیادی در حال گسترش است؛ اتفاقی که در پارک‌های سرخه‌حصار، لویزان و تلو هم رخ داده، اما این پارک جنگلی بیشتر از همه با این ماجرا درگیر است. شروع مرگ درختان چیتگر به کاهش حقابه برمی‌گردد و تنش‌های آبی تهران، جان این درختان را هم تهدید می‌کند. حالا دیگر خبری از حقابه ۵۰۰ لیتر بر ثانیه نیست و آب تخصیص داده‌شده آنقدر ناچیز است که کفاف آبیاری حدود ۵۰۰ هزار اصله درخت را نمی‌دهد و باید منتظر آبیاری درختان چیتگر با پساب تصفیه‌شده بمانیم؛ این قولی است که شهرداری منطقه ۲۲ داده است.

    کار تا جایی پیش رفته که دو هفته پیش دادستانی تهران به این پرونده ورود کرد و در ماه‌های گذشته هم شورای شهر بارها درباره آن هشدار داد؛ بحرانی جدی که در سال‌های اخیر موجب قطع تعداد زیادی درخت آفت‌زده شد و امروز تنه‌های باقی‌مانده از حذف این درختان را در همه‌جای آن می‌شود پیدا کرد. سازمان تحقیقات جنگل‌ها می‌گوید سهم چیتگر از تنش‌های آبی و کاهش حقابه رقمی حدود هشت هزار درخت خشکیده و از نفس افتاده است، اما شهرداری منطقه می‌گوید تا امروز نزدیک به چهار هزار درخت خشکیده در طرحی به‌نام «چکش» شناسایی شده و می‌تواند این رقم را به‌رسمیت بشناسد.

    جای خالی درخت‌ها

    درختان خشک‌شده در هر خیابانی از چیتگر هستند. یکی از محوطه‌هایی که بیشترین تعداد درختان قطع‌شده درآن دیده می‌شود، تپه‌ای نزدیک میدان شیررستم، بعد از ورودی ایستگاه متروی ایران‌خودرو است که فاصله‌ای با آن ندارد. اگر در میان جاده باریکی بایستیم که از روبه‌روی این تپه عبور می‌کند، یک سمت تنه‌های بریده شده را می‌بینیم و سمت دیگر درختان خشک‌شده، پوسیده و آفت‌زده که از دور به زردی می‌زنند. تنه این درختان توسط سازمان منابع‌طبیعی استان تهران کنده شده تا آفت به درختان دیگر سرایت نکند و به‌صورت رسمی به‌عنوان درخت کاملاً خشک شناسایی شده‌ و درنهایت باید قطع شوند. از سال گذشته که اولین مرحله از این کار شروع شد، قرار بود درختان جایگزین و مناسب اقلیم منطقه کاشته شوند، اما حالا جای درختان قطع‌شده خالی است و نهال دیگری کاشته نشده است.

    پیش از خشک‌شدن درختان این محدوده، کنار جوی‌های باریکی که برای انتقال آب کشیده شده‌اند، ردیف درختان کاج دیده می‌شد، اما دیگر خبری از آن سرسبزی نیست و بخش زیادی از آنها خشک شده ‌است و مردم به‌راحتی از چوب درختان بی‌رمق و خشک‌شده برای روشن کردن آتش استفاده می‌کنند. آنها می‌گویند تعداد این درختان هرماه بیشتر می‌شود. پارک چیتگر دو فاز غربی و شرقی دارد و کلونی‌های درختان آفت‌زده در هر دو سمت مشخص هستند. از معابر اصلی و محوطه‌های شلوغ‌تر که عبور می‌کنیم، درختان سرسبزترند و به آب دسترسی بیشتری دارند و می‌توانند سیراب شوند، اما هرچه بیشتر از خیابان‌های اصلی چیتگر فاصله می‌گیریم، تعداد درختان خشک بیشتر می‌شود. خشکی و طغیان آفت سوسک‌پوست‌خوار، پهنه وسیعی از درختان این پارک جنگلی ۶۰ ساله را در برگرفته است.

    چکش روی درختان خشک‌شده

    ۳۰ اردیبهشت‌ماه امسال مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران با قطعیت اعلام کرد که درختی به‌دلیل خشکسالی قطع نمی‌شود، اما مشاهدات میدانی هم‌میهن و تایید مسئولان مدیریت شهری منطقه و منابع‌طبیعی استان تهران خلاف این گفته را نشان می‌دهد. تایید این موضوع را در نقاط مختلفی از پارک پیدا می‌کنیم، نقطه‌ای مانند خیابان دهم که تعداد بسیار زیادی درخت آفت‌زده و خشک با پوسته‌های ریخته و تنه‌هایی زردرنگ در حجم وسیعی کنار هم قرار دارند که بخش کوچکی از آنها علامت‌گذاری شده و بخش زیادی بدون علامت مانده ‌است. اتفاقی که در قسمت‌های دیگر پارک هم دیده می‌شود و تعداد زیادی از درختان خشک هنوز علامت‌گذاری نشده‌اند. تصاویر نشانه‌گذاری این درختان در هفته‌های گذشته مدام دست‌به‌دست می‌شد. به غیر از مشاهدات میدانی، تصاویر هوایی این پارک در طول چند دهه گذشته هم‌ سطح کاهش درختان را به خوبی نشان می‌دهد و باز هم سرنخ ماجرا به حقابه و تنش آبی برمی‌گردد.

    قطع حقابه به‌دلیل کم‌آبی

    رد بحران چیتگر را در وضعیت تخصیص حقابه آن دنبال می‌کنیم که از سال‌ها پیش درباره آن هشدار داده می‌شد؛ سال ۹۸ شورای شهر تهران درباره بیماری سه‌هزار درخت این پارک هشدار داد و مجید فراهانی، عضو وقت این شورا همان سال اعلام کرد که پس از قطع آب بوستان جنگلی چیتگر، پساب شهرک شهید باقری برای آبیاری درختان این بوستان استفاده می‌شود که به‌هیچ‌عنوان پاسخگوی نیاز آبی این مجموعه نبود و راهکار اصلی حفظ بوستان جنگلی چیتگر، احیای لوله ۵۰۰ میلی‌متری انتقال آب است. این مسئله از طرف شهردار وقت منطقه یعنی علی نوذرپور هم تایید شد که گفته بود از سال ۹۲ پرداخت حقابه بین شهرداری منطقه و شرکت آبفا به مشکل خورد که در مقاطعی منجر به قطع آب و از سال ۹۶ به‌صورت دائم آب بوستان چیتگر قطع شد. پنج سال از این هشدار گذشته و وضعیت چیتگر به‌صورت تصاعدی بحرانی‌تر می‌شود.

    شهرداری تهران هم سال گذشته دلیل کاهش حقابه این پارک از سوی سازمان آب را کاهش بارندگی و افزایش دما از سال ۱۳۸۵ اعلام کرد. روندی که باعث شد میزان حقابه آب خام بوستان جنگلی چیتگر توسط سازمان آب از ۳۸۰ لیتر بر ثانیه به ۲۵۰ لیتر بر ثانیه کاهش پیدا کند. این آمار درنهایت در سال ۱۴۰۲ به حداکثر ۴۰ لیتر رسید و گاهی تا قطع کامل پیش رفت. علت این اقدام هم بحران آب مصرفی شهر تهران بود.

    طغیان آفت درختان آنقدر گسترده بود که طرحی به‌نام «چکش» آغاز شد که از سال ۱۴۰۱ آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد. در این طرح پوست درختان بیمار، خشک شده و بدون امکان ادامه حیات کنده، شماره‌گذاری و درنهایت با مجوز قضایی قطع می‌شود تا درختان جدیدی جای آنها را بگیرد. سال گذشته ۸۱۲ درخت آفت‌زده در همین طرح از چیتگر حذف شد و قرار بود پس از قطع این درختان، درختان جدید جایگزین و درختانی پهن‌برگ و متناسب با شرایط اقلیم منطقه و سازگار با آن در نظر گرفته ‌شود، اما هنوز خبری از آنها نیست.

    درختانی صددرصد خشک، آلوده و منشأ انتقال آلودگی

    آنطور که شهرداری منطقه توضیح می‌دهد، رقمی حدود ۱۶ هکتار از مساحت چیتگر دچار آفت و خشکسالی شده و کلونی‌های آن در فاز غربی و شرقی پراکنده است. تا امروز درمجموع حدود ۴۷۰۰ درخت از طرف سازمان منابع‌طبیعی چکش خورده و دیگر امیدی به احیای آنها نیست. از طرف دیگر برنامه‌هایی برای احیای این جنگل دست‌کاشت در نظر گرفته شده و قرار است به زودی آغاز شود.

    محمدحسن فصیح، معاون خدمات شهری شهرداری منطقه ۲۲ به هم‌میهن توضیح می‌دهد که از سال‌های گذشته به مرور میزان حقابه بوستان جنگلی چیتگر کم شده است: «از گذشته‌های دور، یعنی از زمان احداث بوستان، حقابه‌ای از آب خام کرج به میزان ۵۰۰ لیتر بر ثانیه برای این پارک در نظر گرفته شد، اما به‌مرور دریافت این میزان آب کاهش یافته که در مقاطی به‌صورت کامل قطع شد که همین موضوع اثرات مخربی روی درختان داشته ‌است. ما انگشت اتهامی به سمت دستگاه‌های مربوطه در این زمینه نمی‌بریم؛ چون آنها هم با چالش‌های خودشان در زمینه تامین آب روبه‌رو هستند. با این حال به‌تازگی در یک مقطع زمانی اعلام کردند که اولویت آنها جان انسان‌ها و تامین آب شرب شهروندان است. علاوه بر این به‌دلیل شرایط آبی حاکم بر پایتخت برخی از چاه‌های ما را به استمداد تامین آب شرب گرفتند و به سیستم تصفیه متصل کردند تا این مشکل برطرف شود. آنها هم در راستای وظیفه خود عمل کردند، اما درنهایت این کار انجام شد. به همین دلیل درحالی‌که چیتگر هفت چاه آب دارد و سطح ایستایی آب کاهش و دبی خروجی چاه‌ها از ۴ اینچ به ۲ اینچ رسیده، فاصله زمانی آبیاری درختان زیاد و دچار استرس شده‌اند.»

    او اضافه می‌کند که در طول سه‌دهه اخیر، بیشترین تنش‌های آبی و افزایش آفت‌های پوست‌خوار در دهه ۹۰ رخ داد: «زمانی در چیتگر تعداد محدودی درختان خشک آلوده وجود داشت که به‌دلیل حذف نشدن کانون‌های آلوده و کمبود آب، این مشکل تشدید و به درختان دیگر سرایت کرده و باعث افزایش تصاعدی آنها شده است.»

    او می‌گوید که با همراهی اداره کل منابع‌طبیعی و آبخیزداری استان تهران، درختان خشک‌شده شناسایی و با دریافت مجوز قطع می‌شوند؛ چون به کانون آلودگی تبدیل شده‌اند: «ما در این پارک درختانی داریم که صددرصد خشک، آلوده و به منشأ انتقال آلودگی تبدیل شده‌اند. سازمان منابع‌طبیعی بعد از بررسی‌های خود و اطمینان از خشکی آن، پوست این درختان را برداشته، امحا و شماره‌گذاری می‌کند و بعد از طی کردن روال قضایی حذف می‌کند. این کار در طرحی به‌نام چکش انجام می‌شود. این درختان باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن حذف شوند.»

    فصیح با اشاره به عدد اعلام‌شده درباره هشت هزار درخت خشک‌شده در این پارک می‌گوید: «تا امروز حدود ۴۷۰۰ درخت در چیتگر چکش خورده و باید حذف شود. در مرحله اول هم ۸۰۰ اصله درخت در سال گذشته توسط اداره کل منابع‌طبیعی حذف شد. میزان آلودگی در درخت چکش‌خورده و صددرصد خشک‌شده، آنقدر بالاست که وقتی اداره منابع‌طبیعی آنها را حذف و چوب‌ها را خارج می‌کند، به اجبار باقی‌مانده تراشه چوب‌ها را جارو می‌کنیم و خارج از جنگل می‌سوزانیم؛ چون همان خرده‌چوب‌ها هم آلودگی را انتقال می‌دهند. شاید عدد هشت هزار درخت خشک‌شده درست باشد، اما زمانی آن را می‌پذیریم که از سوی منابع‌طبیعی چکش بخورند. علاوه بر این با احیا، مرمت و لایروبی چاه‌ها برای افزایش دبی آنها، انتقال آب خام و همچنین استفاده از تله فرمونی حدود ۳ عدد در هر هکتار- برای کنترل و محدود کردن فعالیت سوسک پوست‌خوار ـ ازجمله اقداماتی است که این منطقه در دستور کار قرار داشته و در حال انجام است، اما امیدی به بازگشت این درختان نداریم. اقدامات احیا، آبیاری، استفاده و قطع درختان آفت‌زده و جایگزینی گونه‌های متناسب باید به‌صورت همزمان انجام شود.»

    فصیح می‌گوید، این پارک در مرز بحران قرار دارد: «طبق آمارها وسعت چیتگر – بدون در نظر گرفتن پستی و بلندی و تپه ماهورها – ۸۷۰ هکتار است، اگر عدد ادعاشده درباره هشت هزار درخت خشک‌شده را هم بپذیریم، در بیشترین حالت ۱۶ هکتار از وسعت پارک به کلونی‌های درختان آلوده تبدیل شده است. ما در مرز خطر قرار داریم و به‌صورت تصاعدی آمار درختان آلوده بالا می‌رود. اگر در همین مرحله برنامه‌های خود را اجرا کنیم، می‌توانیم چیتگر را احیا کنیم.»

    معاون خدمات شهری منطقه ۲۲ اضافه می‌کند که در حال حاضر چیتگر به شیوه سنتی آبیاری می‌شود: «برای احیای این پارک طرحی برای انتقال پساب، ذخیره‌سازی و توزیع مناسب آن در پارسل‌های چیتگر و کاشت گونه‌های مناسب اقلیم به‌جای درختان قطع‌شده در نظر گرفته شده است. با جایگزین کردن گونه‌های مناسب، منطقه به جنگل آمیخته تبدیل و از خالص بودن خارج خواهد شد و مشکل آبیاری هم برطرف می‌شود. ما از پساب برای آبیاری چیتگر استفاده خواهیم کرد؛ به همین دلیل برای احداث یک تصفیه‌خانه، از شورای شهر ردیف اعتباری گرفتیم که در ماه‌های آینده این تصفیه‌خانه را احداث و پساب آن را فقط برای چیتگر استفاده کنیم. تصفیه‌خانه‌های خصوصی و دولتی دیگری نیز در این محدوده وجود دارد که می‌توانیم پساب آنها را به چیتگر منتقل کنیم. در شهرک‌های جدید در حال احداث نیز، زمین‌هایی را برای احداث تصفیه‌خانه واگذار کردیم تا در یک بازه زمانی ۱۰ تا ۱۵ ساله پساب آن را به ما تحویل دهند. علاوه بر این یک حوضچه تعدیل سیلاب داریم که برای استفاده از آن هم اعتباراتی در نظر گرفتیم.»

    معاون خدمات شهری شهرداری منطقه ۲۲ می‌گوید، قرار نیست در چیتگر هیچ ساختمانی ساخته شود: «مردم نباید نگران باشند؛ چون چکش خوردن درختان و کندن پوست آنها برای حفظ سایر درختان است. این جنگل در زمان احداث درختانی کوچک و با تراکم بالا داشت و بعد از شکل‌گیری جنگل باید طرح‌های پیرایشی در آن انجام و از تعداد آن درختان آن کم می‌شد؛ چون تراکم بالا باعث آسیب به درختان می‌شود، اما این اقدامات در سال‌های گذشته انجام نشده است. معاون دادستانی تهران کارگروهی در این زمینه تشکیل داده است و اگر بتوانیم این برنامه‌ها را به‌صورت کامل اجرا و آن را با پساب آبیاری کنیم، چیتگری با درختانی متناسب با محیط خواهیم داشت. جنگل موجودی زنده و دارای سن دیرزیستی است و اگر هیچ زادآوری‌ای در آن صورت نگیرد، باید اقداماتی برای زنده نگهداشتن، تغییر پوشش گیاهی و همه عملیات پرورشی یعنی تنک کردن، آزاد کردن بهداشتی، حفاظتی و… انجام شود تا بتوان جنگلی همیشه سبز با گونه‌های متفاوت و دائمی داشته باشیم. به دلیل غیربومی‌بودن درختان موجود در چیتگر هم این زادآوری رخ نداده است.»

    او می‌گوید در چیتگر یک گونه درخت به تعداد زیاد و با سن یکسان کاشته شده است. عمر این درختان در همین رده سنی ۴۰ تا ۵۰ سال است: «علاوه بر این آفت زمانی طغیان می‌کند که شرایط نگهداری درخت مناسب نباشد. مهم‌ترین موضوع برای نگهداری درخت هم آبیاری به اندازه و دوره زمانی منظم می‌باشد. دلیل اصلی این طغیان هم به‌دلیل کم‌آبی است. ما باید تغییرات اقلیمی و کاهش‌های آبی و در کنار آن اقداماتی را هم در نظر بگیریم که انجام نشده است.»

    اولویت با قطع درختان نیست

    رضا بیانی، رئیس اداره منابع طبیعی استان تهران به هم‌میهن توضیح می‌دهد که شورای حفظ‌ بیت‌المال به پرونده خشک‌شدن درختان پارک چیتگر ورود کرده است: «این خشکسالی به‌دلیل تامین نشدن حقابه و کم‌آبی است، با این حال شهرداری موظف بود که آب مورد نیاز درختان این پارک را تامین کند. طبق قراردادی که بین منابع‌طبیعی و شهرداری مناطق و سازمان بوستان‌ها منعقد شده بود، باید حقابه این درختان تامین می‌شد. دادستان تهران و شورای حفظ بیت‌المال در این زمینه ورود کرد و پیگیری‌هایی هم انجام شد. ما همراه با معاون شورای حفظ بیت‌المال بازدیدی از جنگل چیتگر داشتیم و ایشان دستور صریحی دادند که طبق آن باید در عرض یک هفته حتماً آبیاری صورت گیرد. نماینده وزارت نیرو هم در آنجا بود و قول داد که این اتفاق بیفتد. این کار هم انجام شد، امانه به میزان مقرر یعنی ۲۰۰ لیتر بر ثانیه.»

    طبق گفته بیانی، این حقابه باید توسط آب‌منطقه‌ای به چیتگر اختصاص داده می‌شد و مربوط به چاه‌های آب نیست: «با وجود این شرایط شهرداری نمی‌تواند بگوید چون این آب اختصاص داده نشده، من از کجا تامین کنم؟ بالاخره یک پارک جنگلی با ۸۰۰ هزار درخت تحویل گرفته و بابت همین موضوع قراردادی ۳۰ ساله با منابع‌طبیعی بسته است و باید پیگیری می‌کرد تا کار به این مرحله نرسد. آمار درختان خشک‌شده چندان نیست، اما بالاخره وجود دارد و این اقدامات علاوه بر چیتگر، باید برای سایر پارک‌های جنگلی مانند لویزان و تلو هم انجام شود. کارشناسان گیاه پزشکی بخش خصوصی و دولتی در بازدید از این مناطق اعلام کردند که آفت‌ها عامل ثانویه خشک‌شدن درختان هستند و علت اولیه تنش آبی است. درختان ضعیف شده و همین موضوع باعث شده آفات و امراض به آنها حمله کنند. باید به باقی درختان آب رسانده شود تا دچار این آفات نشوند.»

    مدیرکل منابع‌طبیعی و آبخیزداری استان تهران می‌گوید که اولویت درختان خشک‌شده، قطع‌شدن نیست: «در صورتجلسه‌ای که همراه با معاون شورای حفظ بیت‌المال نوشته شده، بحث حقابه و عملیات گیاه پزشکی و اقداماتی دیگر نیز در نظر گرفته شده تا برای این پارک انجام شود. طبق این صورتجلسه ابتدا باید به این درختان آب برسد و علاوه بر عملیات گیاه‌پزشکی، سایر اقدامات ضروری نیز انجام شود. بعد از آن در صورت لزوم درختان کاملاً خشک را گونه‌هایی که نیاز آبی کمی دارند، جایگزین می‌کنیم. این گیاهان باید بومی منطقه باشند و شهرداری قول داده است که بعد از گذراندن تمام این مراحل درختان جایگزین که حداقل پنج سال سن دارند، جایگزین شوند؛ به جای همان درختان و به همان تعداد.»

    او ادامه می‌دهد: «من به‌عنوان سازمان منابع طبیعی فعلاً اجازه قطع درختان خشک شده را نمی‌دهم تا آبیاری و عملیات گیاه پزشکی انجام شود. ما تعداد درختان خشک‌شده را احصا کردیم و نظر من این است که این درختان باید دوباره آبیاری شوند؛ چون چندین سال است که آبی نخورده‌اند. درختان قطع‌شده پارک هم مربوط به سال گذشته است و تعداد درختان خشک‌شده هم کمتر بود و باید جایگزین می‌شدند. بسیاری از آنها هم جایگزین شد.»

    بیانی درباره ساخت مرکز اقامتی یا هتل در این پارک توضیح می‌دهد: «در قرارداد ۳۰ ساله ما با شهرداری، اقدامات مجاز در این پارک‌ها مشخص شده است. ما مخالف هرگونه ساخت‌وساز در این مناطق هستیم. درختان سرمایه و ریه‌های تهران‌اند. حتی اگر در این پارک‌ها فضای خالی هم وجود داشته باشد، باید در آنها درخت کاشته شود. به هیچ عنوان اجازه این کار را نمی‌دهیم و مصرانه جلوی آن می‌ایستیم. در صورت لزوم هم با دستگاه قضایی هماهنگ می‌کنیم که جلوی آن گرفته شود.»

    بومی یا غیر بومی؟

    بخش زیادی از درختان پارک چیتگر سوزنی برگ، از یک گونه و هم‌سن‌اند و گفته می‌شود که دلیل اصلی طغیان آفت، شرایط نامناسب نگهداری و هسته اصلی آن آبیاری به اندازه کافی است و تغییرات اقلیم و در کنار آن تنش‌های آبی این پارک جنگلی را تا مرز بحران پیش برده است. هومن روانبخش، عضو هیئت‌علمی مرکز تحقیقات جنگل‌ها و مراتع است و به هم‌میهن درباره آخرین آمار درختان خشک شده پارک‌های جنگلی تهران می‌گوید: «تعداد درختان خشک‌شده در چیتگر هشت هزار اصله، در سرخه حصار پنج هزار اصله، در خجیر هزار اصله است. به غیر از این دو هزار اصله هم به‌صورت پراکنده در سایر پارک‌های جنگلی وجود دارد و درمجموع حدود ۱۵ تا ۱۶ هزار اصله است. وقتی آفت سوسک پوست‌خواردر حال پیشرفت است، امکان احیای درخت وجود ندارد و خشک‌شده است. بهترین راه پیشگیری است؛ اول باید درختان سالم را آبیاری و بعد درختان آلوده و خشک شده را به سرعت از جنگل خارج کنند. درختان آلوده و خشک‌شده هم باید به‌سرعت از جنگل خارج شوند؛ چون خودشان کانون آلودگی‌اند و می‌توانند آفت را به درختان سالم منتقل کنند.»

    او توضیح می‌دهد که درخت کاج آفتی دارد به‌نام سوسک پوست‌خوار که همیشه وجود داشته و معمولاً به درختانی که کمی ضعیف‌ترند یا دچار تنش آبی شده‌اند، حمله می‌کند: «مالکیت این پارک‌ها متعلق به منابع‌طبیعی و مدیریت آن به شهرداری واگذار شده که موظف است به صورت مرتب آن را آبیاری کند. متاسفانه آنچه بسیار مشهود است این است که در چهار، پنج سال اخیر به خوبی از این مناطق مراقبت نشده و این شرایط با خشکسالی‌ مصادف شد. از طرف دیگر میزان برداشت آب از سفره‌های آب زیرزمینی در تهران و شهرهای دیگر کشور چند برابر حد مجاز است که باعث شده سطح آب آنها پایین برود و رطوبت خاک کاهش یابد. در این شرایط ریشه درختان ۴۰ تا ۵۰ ساله تا هر عمقی هم نفوذ کند باز هم به آب نمی‌رسد.

    درمجموع سه عامل اصلی عدم رسیدگی کافی، خشکسالی‌های پیاپی و برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی باعث شد درختان پارک‌های جنگلی تهران به‌ویژه چیتگر و سرخه‌حصار دچار تنش شوند که باعث طغیان و حمله سوسک پوست‌خوار و پخش شدن آنها در اکوسیستم شده است. این سوسک یک آفت ثانویه است و زمانی می‌تواند حمله کند که درخت دچار تنش و خشکی شده باشد. اگر سوسک پوست‌خواری هم در کار نبود این درختان خشک می‌شدند؛ چون شهرداری به خوبی از آنها مراقبت و آبیاری نمی‌کند. این جنگل‌ها برای آبیاری هم از چاه آب، هم از آب‌های جاری استفاده می‌کردند و از آنها حقابه‌ای داشتند.»

    او درباره اینکه گفته می‌شد کاشت گونه‌های غیربومی باعث بروز این آفت شده هم توضیح می‌دهد: «رویشگاه اصلی درختان کاج آذربایجان و گرجستان بوده و از قاره دیگری نیامده است. از نظر مرزهای جغرافیایی الان غیربومی است، اما قبلاً بومی محسوب می‌شد. این گونه مهاجم نیست و زادآوری طبیعی آن به‌ندرت اتفاق می‌افتد. گونه «عرعر» و اقاقیا از نظر طبقه‌بندی جهانی مهاجم به حساب می‌آیند، اما در مناطق خشکی مانند اطراف تهران نمی‌توانند به گونه مهاجم تبدیل شوند؛ چون گیاه نمی‌تواند تکثیر پیدا کند. اگر این دو گونه در شمال کشور کاشته شوند، خسارت ایجاد می‌کند. ما مواردی از کاشت این گونه‌ها در چیتگر و سرخه‌حصار داریم اما آسیبی ایجاد نمی‌کنند.»

    روانبخش می‌گوید، شهرداری باید کاشت درختان جایگزین را براساس طرح مطالعاتی انجام دهد: «این گونه‌ها باید نسبت به خشکی مقاوم باشند و طبق نظر متخصصان و براساس شرایط منطقه و خاک انتخاب شوند. اداره منابع‌طبیعی استان تهران از شهرداری درخواست کرده است که طرح مطالعات احیای جنگل‌ها را برای چیتگر، سرخه‌حصار و خجیر ارائه دهد تا اشتباهات گذشته تکرار نشود.»

    به گفته روانبخش، زمانی که در این مناطق جنگل‌کاری انجام می‌شد، درختان کاج به‌صورت خالص کاشته شدند، این کار مورد نقد است و در زمان طغیان آفت همه توده درختان از بین می‌رود و احتمال انتقال آفت بیشتر می‌شود، به همین دلیل بهتر است کاشت درخت در پارک‌های جنگلی به‌صورت آمیخته انجام شود؛ یعنی چند گونه در کنار هم قرار بگیرند تا در صورت از بین رفتن یک گونه، جنگل از بین نرود. در این شرایط هم شهرداری نباید کاج بکارد و باید از گونه‌های دیگر مثلاً گونه‌های پهن‌برگ بومی استفاده کند.»

  • رشد درآمد شهرداری از قطع درختان!

    رشد درآمد شهرداری از قطع درختان!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه هم میهن نوشت:

    حالا درست در روزهایی که شهرداری تلاش می‌کند بر اقدامات خود در حوزه افزایش فضای سبز تاکید کند، خبرهایی از یک طرح تازه برای ساخت‌وساز در پارک‌های تهران شنیده می‌شود؛ طرح‌هایی که جزئیات‌شان مشخص نیست، اما حصارکشی‌ها نشان می‌دهد در گوشه‌ای از پارک‌ها پروژه‌ای در حال آغاز است. بعد از طرح ساخت مسجد در پارک قیطریه نوبت به ساخت یک فضای جدید در پارک لاله رسید و بعد از آن هم خبرهایی از طرح ساخت یک‌مسجد در بوستان خوارزمی منطقه ۳ شنیده شد.

    بررسی داده‌های مربوط به فضای سبز شهر تهران، حکایت دیگری است؛ آمارنامه شهرداری تا پایان سال ۱۴۰۱ نشان می‌دهد که تعداد کل بوستان‌های شهر تا پایان این سال دو هزار و ۳۶۶ مورد بود و درمجموع مساحت کل بوستان‌ها به شش هزار و ۵۴۹ مترمربع می‌رسید.

    سرانه فضای سبز پیراشهری هم ۲۵ هزار و ۹۴ مترمربع و سرانه فضای سبز شهری هم ۱۶/۷۸ مترمربع گزارش شده است. علاوه بر این سرانه بوستان‌ها و تفرجگاه‌های شهری هم ۷/۲۴ مترمربع و سرانه فضای سبز معابر هم ۹/۵۴ مترمربع به دست آمده است. در این گزارش فضای سبز عمومی به‌عنوان عرصه پارک شهری، محلی، انهار، ریفیوژها و میادین و کمربند سبز تهران در نظر تعریف شده و مجموع مساحت بوستان‌ها و فضاهای سبز عمومی شهر تهران در همان سال ۶۱۴ هزار و ۱۲۲ مترمربع اعلام شد. یک‌سال قبل از انتشار این آمار، سرانه فضای سبز تهران ازطرف رئیس سازمان بوستان‌های این شهر همان رقم ۱۶/۴۲متر مربع اعلام شده بود.

    رشد درآمد شهرداری از قطع درخت

    این ارقام موافقان و مخالفان زیادی دارد؛ برخی از اعضای شورای شهر تهران می‌گویند شهرداری عملکرد موفقی داشته و سرانه فضای سبز شهری را افزایش داده و در مقابل تعدادی از کارشناسان اقتصاد شهری از درآمدهای ناشی از قطع درخت می‌گویند.

    بهروز شیخ‌رودی، معاون پیشین محاسبات و پایش عملکرد شورای شهر تهران، جزو دسته دوم است که می‌گوید، درآمدی که شهرداری در دوره مدیریت شهری ششم از قطع درخت تا پایان بهمن‌ماه ۱۴۰۲ به دست آورده، نسبتی با اعتبارات کاشت درخت و جنگل‌کاری آن ندارد: «درآمد شهرداری تهران از ابتدای دوره ششم تا پایان بهمن‌ماه ۱۴۰۲ از محل جریمه قطع درختان در شهر تهران هزار و۶۰۳ میلیارد تومان است که نسبت به دوره پنجم ۱۳۵ درصد رشد داشته است. آقای زاکانی و چمران باید بگویند که مجوز ساخت‌وساز در چند باغ و قطع چند درخت داده شده که این میزان درآمد را به دست آورده‌اند؟ شورای ششم به ریاست آقای چمران جریمه قطع درخت را به اندازه تورم گران نکرد و این جریمه حداکثر ۲۰ درصد گران شده است؛ یعنی قطع درخت برای بسازبفروش‌ها صرفه اقتصادی دارد. وقتی درآمد حاصل از قطع درخت افزایش پیدا کرده، یعنی تعداد درخت بیشتری هم قطع شده است.»

    شیخ‌رودی آذرماه سال گذشته اعلام کرده بود که در مدیریت شهری ششم رقمی بیش از هزار و ۱۳۴ میلیارد تومان درآمد از قطع درختان به دست آمده؛ این عدد نسبت به عملکرد مدیریت شهری دوره پنجم ۹۵ درصد رشد پیدا کرده است.

    او درباره آمارهای شهرداری درباره ایجاد ۶۲۶ هکتار فضای سبز در دوره ششم می‌گوید که بیشتر این آمار مربوط به کمربند سبز پیرامونی شهر تهران است: «باید حساب کرد که برای ایجاد این میزان فضای سبز چقدر هزینه شده است؟ ما ردیف بودجه‌ای به نام جنگل‌کاری پیرامون شهر تهران داریم. از ابتدای روی کار آمدن دوره ششم تا پایان ۱۴۰۲، ۱۰۹میلیارد تومان بودجه برای این کار تصویب و هزینه شده است. اگر این آمار صحت داشته باشد، یعنی ۶۲۶ هکتار فضای سبز با ۱۰۹ میلیارد تومان ایجاد و برای هر هکتار جنگل‌کاری و فضای سبز، پنج میلیارد و ۷۴۳ میلیون تومان هزینه شده است. این هزینه فقط برای کاشت درخت نیست و صرف نگهداری آن هم باید بشود. قاعدتاً با این بودجه نمی‌توان ۶۲۶ هکتار درختکاری انجام داد و فضای سبز جدید ایجاد کرد. در بهترین حالت می‌توان گفت رقم عملکرد دوره‌های گذشته را هم به‌عنوان عملکرد دوره ششم حساب کرده‌اند. ممکن است ۶۲۶ هکتار فضای سبز در اطراف و خارج شهر ایجاد کرد، ولی کسی آن را نبیند؟»

    شیخ‌رودی ادامه می‌دهد: «در کنار این موضوع که گفته می‌شود رکورد دوره‌های گذشته مدیریت شهری از نظر میزان ایجاد فضای سبز زده شده، زاکانی اگر مدعی شفافیت است، بگوید چند برابر دوره قبل از محل قطع درختان درآمد داشته و این درآمد بابت قطع چند درخت و با بن چندساله در شهرتهران به دست آمده است؟»

    به گفته او غیر از بودجه جنگل‌کاری، بودجه دیگری هم برای فضای سبز وجود دارد که بخش زیادی از آن برای نگهداری از فضای سبز و حقوق و دستمزد کارکنان و کارگران می‌شود: «وقتی از قطع درخت این میزان درآمد دارید، از نظر قانونی و منطقی باید به ازای تعداد درخت قطع شده، درخت بکارید، اما در مقابل شاهد این هستیم که در برابر هزار و ۶۰۳ میلیارد تومان درآمد از قطع درختان تنها ۱۰۹ میلیارد تومان از این پول صرف درخت‌کاری در قالب برنامه جنگل‌کاری در اطراف تهران شده است. براساس مصوبه شورای پنجم، شهرداری باید از محل جریمه قطع درختان نسبت به تملک باغات شهر تهران اقدام و این باغات را به بوستان تبدیل می‌کرد.»

    معاون پیشین محاسبات و پایش عملکرد شورای شهر تهران از بودجه فضای سبز شهرداری در سال گذشته می‌گوید: «وقتی جریمه قطع درخت را دریافت می‌کنیم، باید آن را با میزان درختکاری انجام‌شده مقایسه کرد که دراین‌زمینه عملکرد شهرداری برخلاف تبلیغاتش که از «زنده‌باد درخت» حرف می‌زند، در مسیر زنده‌باد قطع درخت است! به‌هرحال در مقایسه با درآمد هزار و ۶۰۳ میلیاردی از قطع درختان و هزینه تنها ۱۰۹ میلیارد تومان برای کاشت درخت در قالب جنگل‌کاری در پایتخت، هرکسی متوجه می‌شود که زنده‌باد درخت یک شعار تبلیغاتی بیش نیست!»

    آمارهای شهرداری تبلیغاتی است

    آرش میلانی، عضو شورای شهر پنجم نیز منتقد آمارهای شهرداری درباره توسعه فضای سبز در دوره فعلی است. او به هم‌میهن توضیح می‌دهد: «فضای سبز برخلاف پروژه‌های عمرانی برای رسیدن به بهره‌برداری کامل نیاز به زمان دارد و کاشت نهال‌های پنج‌ساله از نظر ارزش اکولوژیک قابل مقایسه با یک درخت ۵۰ ساله نیست. این اقدام که تعدادی از درختان کهنسال را در بافت مرکزی حذف و بعد در محدوده حاشیه شهر چندبرابر آن در یک پارک جنگلی نهال‌کاری کنیم قابل‌قبول نیست.»

    او به پروژه‌های برنامه‌ریزی‌شده برای ساخت‌وساز در پارک‌های لاله و قیطریه اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «در ارتباط با آمار عملکرد توسعه فضای سبز جایگزین، بعضی از این آمارها مربوط به کمربندهای جنگلی است که هنوز تبدیل به پارک نشده و قابل دسترس برای شهروندان نیست؛ بنابراین ایجاد تناسب بین آنچه در کمربند جنگلی کاشته و آنچه در پارک لاله و قیطریه قطع می‌شود نادرست است و هرکدام را باید متناسب با خودش مقایسه کرد. پارک‌های مرکزی مانند لاله نسبت به فضای سبز کمربندی، محل رجوع تعداد بیشتری از مردم است. این پارک‌ها از نظر میراث معنوی شهر ارزش بسیار بالایی نسبت به یک کمربند جنگلی تازه‌تاسیس دارد. آن خاطره جمعی که پنچ‌درخت کهنسال در پارک لاله دارد، بالاتر از ده‌ها نهالی است که در ۵۰ کیلومتری آن کاشته می‌شود.»

    میلانی اضافه می‌کند: «هر سانتی‌متر از پارک‌های ما بسیار ارزشمند است و کاهش سرانه در یک پارک مرکزی مانند لاله به‌بهانه ایجاد پارک و فضای سبز در یک منطقه دیگر خطاست. در پارک لاله فضاهای کاربری زیادی مانند کانون پرورش فکری، کتابخانه، موزه و آتش‌نشانی و… ازقبل جانمایی شده و فضای سبز آنجا ظرفیتی ندارد که عرصه جدیدی از آن کاسته شود.»

    میلانی درباره آمارهای شهرداری درخصوص رکوردزنی ایجاد فضای سبز درون‌شهری در دوره فعلی نسبت به عملکرد یک‌دهه گذشته، می‌گوید: «شاید فضای سبز کنار خیابان‌ها هم در طبقه‌بندی آماری پارک‌های در دسترس شهروندان، وارد شده است. در این تبلیغ ادعا کرده‌اند که ۶۲۶ هکتار توسعه فضای سبز مربوط به پارک‌های درون‌شهری است. در آمارنامه سال ۱۴۰۱ شهرداری نوشته شده که فضای سبز جدید درون‌شهری و قابل دسترس برای شهروندان ۵۲۵ هکتار است.

    اگر به آمار گزارش عملکرد سازمان بوستان‌ها در همان سال مراجعه کنیم، لیست پارک‌هایی که به‌عنوان خروجی پارک‌های جدید دیده می‌شود قابل مشاهده است، اما مساحت این پارک‌ها با عدد آمارنامه تناسب ندارد و سرجمع آن به این عدد نمی‌رسد. حتی اگر آمار بهسازی پارک‌های موجود مانند پروژه مادر و کودک را هم به مساحت این پارک‌ها اضافه کنیم – هرچند این تجمیع آماری هم به‌لحاظ اصولی نادرست است- باز هم سرجمع آن به ۵۲۵ هکتار نمی‌رسد؛ بنابراین به‌نظر می‌رسد آمار مذکور یک ترفند تبلیغاتی است تا نشان دهند که به فضای سبز توجه داشته‌اند و از نظر آماری شبهه جدی به آن وارد است.»

    او می‌گوید، دوهزار هکتار کمربند سبز شهری ایجاد شده توسط شهرداری فراتر از این ۶۷۶ هکتار است: «چون این آمار مربوط به پارک‌های جنگلی خارج از مناطق شهرداری تهران است و معمولاً بخشی از آن‌ها باید به بوستان و فضای سبز قابل دسترس تبدیل شود، در این صورت مساحت آن‌ها را می‌توان به آمار پارک‌های قابل استفاده شهروندان اضافه کرد. به‌همین‌دلیل باید به‌صورت شفاف توضیح داده شود که چه میزان از کمربند سبز تهران تحت عنوان بوستان‌های حاشیه‌ای به این آمار اضافه شده است؟ منظور از فضای سبز درون‌شهری، پارک‌هایی است که داخل بافت موجود شهری برای شهروندان قابل دسترس است بخشی از محدوده‌های اطراف شهر تهران قبلاً به پارک جنگلی تبدیل شده و درحال‌حاضر کمربند سبز در شعاع دورتری از شهر در حال احداث است و هنوز راه زیادی برای قابل دسترس‌شدن آن‌ها وجود دارد.»

    میلانی ادامه می‌دهد: «سرانه ۱۶/۷ مترمربعی که به‌عنوان سرانه فضای سبز شهری اعلام می‌شود، با احتساب تمام فضای سبز یعنی کمربند سبز، فضای سبز معابر و بوستان‌هاست؛ درحالی‌که اگر به‌صورت خالص به این موضوع نگاه کنید آنچه برای شهروندان قابل دسترس است پارک‌ها و بوستان‌های درون‌شهری است و در این صورت این سرانه حدود ۷/۲۴ مترمربع تا پایان سال ۱۴۰۱ است. با این حساب در زمینه سرانه بوستان‌های شهری هنوز با استاندارد ملی که ۱۰ مترمربع است، فاصله داریم.»

    عضو شورای شهر پنجم می‌گوید که در سال‌های گذشته بیشتر پهنه‌های خالی و در دسترس داخل شهر قبلاً به پارک تبدیل شده است: «درحال‌حاضر برای اینکه یک محدوده را به فضای سبز تبدیل کنید، باید باغ‌های موجود و بافت فرسوده و مسکونی را خریده و تبدیل به پارک کنید؛ بنابراین بسیار پرهزینه است که ۵۲۵ هکتار زمین در داخل بافت شهری برای ایجاد بوستان تملک کنید.»

    براساس گزارش‌های سازمان بوستان‌ها و اظهارنظر شورای شهر در سال گذشته میزان باغات تملک‌شده و تبدیل به پارک شده عملکرد ۵۰۰ هکتاری نداشت و حدودِ سال‌های گذشته بود. در دوره‌های پیشین مدیریت شهری، نرخ ایجاد فضای سبز از محل تملک باغات ۲۰ تا ۴۰ هکتار در سال بود. در دوره پنجم یکی از مشکلات پیداکردن عرصه‌های خالی در داخل بافت شهری برای تبدیل به پارک بود امیدوارم سازمان بوستان‌ها به‌صورت شفاف اعلام کند که به‌صورت خالص میزان پارک‌های درون‌شهری چقدر افزایش پیدا کرده است؟»

    جلوی اجرای پروژه‌ها را نگیریم

    در مقابل موافقان عملکرد شهرداری درباره ایجاد فضای سبز چه می‌گویند؟ آن‌ها معتقدند که سرانه‌های فضای سبز در دوره زاکانی افزایش پیدا کرده و حتی از استانداردهای ملی هم عبور کرده است؛ گروهی که معتقدند قطع درخت نباید مانع اجرایی‌شدن پروژه‌هایی شود که به‌نفع مردم است. مهدی بابایی، عضو شورای شهر تهران و از مدافعان عملکرد شهرداری در این حوزه است.

    او می‌گوید که شهرداری تهران وظیفه دارد طبق طرح جامع و قانون هوای پاک، سرانه فضای سبز را تامین کند: «طرح جامع می‌گوید سرانه فضای سبز شهری جدا از جنگل‌کاری ۱۰ متر است. این سرانه در قانون هوای پاک ۱۵ متر تعیین شده است، اما درحال‌حاضر سرانه فضای سبز تهران به ۱۶/۵ مترمربع رسیده است. شهرداری سالیانه چندهزار هکتار جنگل‌کاری می‌کند. در همین دوره ۱۰ باغ را به پارک تبدیل کرده‌ایم، اما نباید قداستی برای درخت قائل شویم که امکان اجرای پروژه‌ها سلب و بخشی از آن‌ها دچار اختلال شود.»

    بابایی درباره موضوع ساخت‌وساز در پارک لاله هم می‌گوید که فعلاً مصوبه‌ای درباره این موضوع در شورا نداریم: «باتوجه به این شرایط، شهرداری نمی‌تواند چنین ساخت‌وسازی انجام دهد و فعلاً هم مجوزی برای جابه‌جایی درخت از کمیسیون ماده ۷ نداشته‌اند، البته هنوز هم شهرداری شروع به پروژه عملیاتی نداشته و عده‌ای می‌خواهند قصاص قبل از جنایت کنند. ما درکمیسیون ماده ۷ بررسی می‌کنیم که برای اجرای یک‌طرح چقدر درخت باید جابه‌جا شود و آن طرح ارزش این کار را دارد یا خیر؟»

    او ادامه می‌دهد: «اگر شهرداری پروژه‌ای برای ساخت در بوستان‌ها دارد، باید حتماً مصوبه شورا داشته باشد، البته به‌استثنای موردی که در قیطریه رخ داد؛ چون خود شهرداری منابع مالی را از طریق خیر تامین کرده و صرفاً برای ساخت باید در کمیسیون ماده ۷ برای جابه‌جایی درخت مراجعه کند. این کمیسیون هم اجازه جابه‌جایی سه درخت را گرفت که باتوجه به واکنش‌ها، درنهایت تصمیم گرفته شد که این سه درخت داخل حیاط مسجد بیفتد و جابه‌جا نشوند. در دوره‌های قبلی شورا مصوب شد که ساخت‌وساز در پارک به‌استثنای نمازخانه و مسجد ممنوع است؛ ساخت این دو فضا نیازی به مصوبه کمیسیون ماده پنج نیز ندارد.»