برچسب: قانون کار

  • بقا با تعدیل نیرو؟! / قانون کار و شرایط جنگی

    بقا با تعدیل نیرو؟! / قانون کار و شرایط جنگی

    به گزارش اقتصادران، با آغاز هر بحران فراگیر، به‌ویژه جنگ، ساختارهای اقتصادی و اجتماعی دچار دگرگونی‌های عمیق می‌شوند. در چنین شرایطی، نخستین گروه‌هایی که آثار مستقیم این تحولات را لمس می‌کنند، کارگران هستند؛ قشری که هم در معرض تهدیدهای جانی در محیط کار قرار می‌گیرند و هم از نظر امنیت شغلی و معیشتی با چالش‌های جدی روبه‌رو می‌شوند. در حالی که بسیاری از کشورها برای شرایط اضطراری و جنگی، قوانین و مقررات ویژه‌ای در حوزه کار پیش‌بینی کرده‌اند، در برخی نظام‌های حقوقی، از جمله در چارچوب قانون کار موجود، خلأها و سکوت‌هایی وجود دارد که تفسیر و اجرای آن را در شرایط بحرانی با ابهام مواجه می‌کند. این سکوت قانونی، به‌ویژه در شرایطی که کارگاه‌ها در معرض خطرات مستقیم ناشی از جنگ قرار دارند یا کارفرمایان به دلیل فشارهای اقتصادی ناچار به تعدیل نیرو می‌شوند، بیش از پیش خود را نشان می‌دهد. پرسش اساسی این است: در چنین شرایطی، کارگران چه حقوقی دارند و چه سازوکارهایی برای حمایت از آنان وجود دارد؟

    قانون کار و شرایط جنگی؛ خلأ یا  انعطاف؟

    قانون کار در حالت عادی، با هدف تنظیم روابط میان کارگر و کارفرما و حمایت از نیروی کار تدوین شده است. این قانون بر اصولی چون امنیت شغلی، پرداخت دستمزد، ایمنی محیط کار و حمایت‌های اجتماعی تأکید دارد. اما نکته قابل توجه آن است که بسیاری از مواد این قانون، مبتنی بر شرایط عادی اقتصادی و اجتماعی تنظیم شده‌اند و به‌طور صریح به وضعیت‌های اضطراری مانند جنگ اشاره نمی‌کنند.

    نظر کارشناس حقوقی

    فریبرز امانی، کارشناس حقوقی قانون کار در این باره به «تعادل» می‌گوید: قانون کار به‌طور مستقیم به شرایط جنگی نپرداخته، اما برخی اصول کلی آن مانند لزوم حفظ جان کارگر و تأمین ایمنی محیط کار، حتی در شرایط بحرانی نیز قابل استناد است. با این حال، نبود مقررات صریح، دست کارفرمایان و حتی نهادهای اجرایی را برای تفسیرهای متفاوت باز می‌گذارد. او می‌افزاید: این وضعیت، نوعی «سکوت قانونی» ایجاد کرده که در عمل می‌تواند به تضعیف حقوق کارگران منجر شود؛ به‌ویژه در کارگاه‌هایی که در مناطق پرخطر قرار دارند یا در صنایع حساس و حیاتی فعالیت می‌کنند.

    کارگاه‌های پرخطر  جان کارگر در  اولویت یا تولید؟

    این کارشناس حقوقی خاطرنشان می‌کند: در شرایط جنگی، بسیاری از کارگاه‌ها، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند انرژی، حمل‌ونقل، صنایع سنگین و حتی خدمات شهری، با خطرات مضاعفی مواجه می‌شوند. حملات احتمالی، قطع زیرساخت‌ها، کمبود تجهیزات ایمنی و فشار برای ادامه تولید، همگی عواملی هستند که می‌توانند جان کارگران را به خطر بیندازند. امانی ادامه می‌دهد: بر اساس اصول کلی ایمنی و بهداشت کار، کارفرما موظف است محیطی ایمن برای کارگران فراهم کند. اما در شرایط جنگی، تحقق این الزام با چالش‌های جدی روبه‌رو می‌شود. پرسش اینجاست که آیا کارگر می‌تواند از حضور در محیط کار خطرناک خودداری کند؟ او می‌افزاید: در صورتی که خطر جدی و قریب‌الوقوع برای جان کارگر وجود داشته باشد، او می‌تواند از انجام کار خودداری کند، اما این موضوع باید به تأیید مراجع ذی‌صلاح برسد. مشکل اینجاست که در شرایط جنگی، دسترسی به این مراجع و فرآیندهای قانونی دشوار می‌شود. در چنین شرایطی، کارگران اغلب میان دو گزینه دشوار قرار می‌گیرند: ادامه کار در محیطی ناامن یا  از دست  دادن شغل.

    نقش دولت؛ حمایت یا   نظاره؟

    فریبرز امانی در پاسخ به این سوال که نقش دولت در این شرایط چیست، تاکید می‌کند: در شرایط جنگی، نقش دولت در حمایت از نیروی کار بسیار حیاتی است. این حمایت می‌تواند شامل پرداخت یارانه‌های معیشتی، تقویت بیمه بیکاری، نظارت بر عملکرد کارفرمایان و تدوین مقررات ویژه برای شرایط اضطراری باشد. او ادامه می‌دهد: دولت باید با تدوین آیین‌نامه‌های خاص برای شرایط جنگی، خلأهای قانونی را پر کند. همچنین، ایجاد صندوق‌های حمایتی برای کارگران آسیب‌دیده از جنگ، می‌تواند از بروز بحران‌های اجتماعی جلوگیری کند.با این حال، در  بسیاری از موارد،  واکنش دولت‌ها  به این چالش‌ها با تأخیر همراه است و این امر، فشار بیشتری بر کارگران  وارد می‌کند.

    امنیت شغلی در سایه بحران؛ موج تعدیل نیرو

    مهرداد مومنی، فعال کارگری نیز درباره امنیت شغلی کارگران در سایه بحران به «تعادل» می‌گوید: یکی از مهم‌ترین پیامدهای اقتصادی جنگ، کاهش فعالیت‌های تولیدی و خدماتی و در نتیجه، افزایش فشار بر کارفرمایان است. کاهش تقاضا، اختلال در زنجیره تأمین، افزایش هزینه‌ها و نااطمینانی اقتصادی، بسیاری از کارفرمایان را ناگزیر به کاهش هزینه‌ها می‌کند که تعدیل نیرو یکی از رایج‌ترین این اقدامات است. او می‌افزاید: در شرایط جنگی، کارگران اولین قربانیان بحران اقتصادی هستند. بسیاری از کارفرمایان به دلیل کاهش درآمد یا تعطیلی موقت کارگاه‌ها، اقدام به تعدیل نیرو می‌کنند، بدون اینکه سازوکار حمایتی کافی برای کارگران وجود داشته باشد.این فعال کارگری خاطرنشان می‌کند: اگرچه قانون کار شرایطی را برای اخراج یا تعدیل نیرو پیش‌بینی کرده، اما در شرایط جنگی، اجرای این مقررات با پیچیدگی‌های بیشتری همراه است. از یک سو، کارفرما ممکن است به دلیل «قوه قهریه» یا شرایط خارج از کنترل، قادر به ادامه فعالیت نباشد؛ از سوی دیگر، کارگر نیز به حمایت‌های فوری نیاز دارد.

    بیکاری پنهان  و آشکار؛ چهره  دیگر جنگ

    مومنی با تاکید بر اینکه افزایش نرخ بیکاری یکی از پیامدهای اجتناب‌ناپذیر جنگ است، اظهار می‌دارد: این بیکاری می‌تواند به‌صورت آشکار (اخراج مستقیم) یا پنهان (کاهش ساعات کار، تعویق در پرداخت دستمزد، یا مرخصی اجباری) بروز کند. او می‌افزاید: بسیاری از کارگران حتی بدون اخراج رسمی، عملا بیکار می‌شوند. کارفرما ممکن است به آنها بگوید فعلا  سر کار نیایند یا حقوق‌شان را با تأخیر پرداخت کند. این وضعیت، امنیت روانی و معیشتی کارگران را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. در چنین شرایطی، نبود بیمه بیکاری کارآمد یا دسترسی محدود به آن، مشکلات را دوچندان می‌کند.

    توازن میان بقا و عدالت؛  چالش کارفرمایان

    این فعال کارگری در بخش دیگری از سخنان خود به شرایط کارفرمایان اشاره کرده و اظهار می‌دارد: نباید از نظر دور داشت که کارفرمایان نیز در شرایط جنگی با مشکلات جدی مواجه هستند. کاهش درآمد، افزایش هزینه‌ها، نااطمینانی بازار و خطرات فیزیکی، ادامه فعالیت اقتصادی را دشوار می‌کند. در چنین شرایطی، کارفرما ناچار است میان حفظ نیروی کار و بقای کسب‌وکار خود تعادل برقرار کند. این تعادل، اغلب به قیمت کاهش حقوق کارگران یا تعدیل نیرو تمام می‌شود. او تأکید می‌کند: ما شرایط کارفرمایان را درک می‌کنیم، اما این نباید به معنای نادیده گرفتن حقوق کارگران باشد. لازم است دولت با حمایت از کارفرمایان، از انتقال کامل فشار به کارگران جلوگیری کند.

    لزوم بازنگری در قانون کار  تجربه‌ای  برای آینده

    مومنی می‌گوید: تجربه جنگ و بحران‌های مشابه، نشان می‌دهد که قوانین موجود باید به‌گونه‌ای بازنگری شوند که پاسخگوی شرایط اضطراری نیز باشند. پیش‌بینی سناریوهای مختلف، تعریف دقیق حقوق و تکالیف طرفین و ایجاد سازوکارهای حمایتی، می‌تواند از بروز بسیاری از مشکلات جلوگیری کند. قانون کار باید پویا باشد و بتواند خود را با شرایط مختلف تطبیق بدهد. شرایط جنگی، آزمونی برای کارآمدی این قانون است و نقاط ضعف آن را به‌خوبی نشان می‌دهد.

    سکوت قانون کار  و تضییع حقوق کارگران

    این فعال کارگری در پایان تاکید می‌کند: سکوت قانون کار در برابر شرایط جنگی، چالشی جدی برای حفظ حقوق کارگران و ایجاد تعادل در روابط کار است. در حالی که کارگران در خط مقدم آسیب‌های اقتصادی و جانی قرار دارند، نبود مقررات صریح و حمایت‌های کافی، آنها را در موقعیتی آسیب‌پذیر قرار می‌دهد. از سوی دیگر، کارفرمایان نیز با فشارهای بی‌سابقه‌ای مواجه هستند که ادامه فعالیت را برای آنها دشوار می‌کند. در این میان، نقش دولت به عنوان تنظیم‌گر و حامی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت می‌یابد.

    امکان تصمیم‌گیری مستقلا از سوی نهاد صنفی وجود ندارد 

    آنچه مسلم است، این است که بدون بازنگری در قوانین، تقویت نهادهای حمایتی و ایجاد توازن میان منافع کارگران و کارفرمایان، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی جنگ می‌تواند به بحرانی عمیق‌تر تبدیل شود؛ بحرانی که تبعات آن، سال‌ها پس از پایان جنگ نیز ادامه خواهد داشت. از سوی دیگر کامران‌الله‌مرادی، پژوهشگر حوزه حقوق کار نیز در این باره به ایلنا گفت: در نظام حقوقی ایران، نهادهای صنفی کارگران مانند شوراهای اسلامی کار یا انجمن‌های صنفی، نقش عمدتا مشورتی و نظارتی دارند؛ نه مدیریتی یا اجرایی. این نهادها می‌توانند در خصوص مسائل رفاهی و صنفی، پیشنهادها و نظرات خود را به کارفرما یا مراجع ذی‌ربط ارائه کنند، اما اختیار تصمیم‌گیری درباره نحوه اداره کارگاه را ندارند.  در شرایط بحرانی مانند جنگ یا بحران‌های امنیتی، این محدودیت بیشتر نمود پیدا می‌کند؛ چراکه تصمیم‌گیری درباره ادامه یا توقف فعالیت کارگاه در نهایت تابع اراده کارفرماست. شوراهای اسلامی کار هیچ صلاحیت قانونی برای جانشینی تصمیم کارفرما یا جلوگیری از تعطیلی کارگاه ندارند.  البته، قانون کار برای حفظ حقوق کارگران سازوکارهایی را جهت اعتراض یا پیگیری قانونی اختلاف‌ها پیش‌بینی کرده است؛ اما این اقدام‌ها صرفا در قالب شکایت یا داوری اداری انجام می‌شوند و امکان تصمیم‌گیری مستقلا از سوی نهاد صنفی وجود ندارد. بنابراین، حتی در شرایط بحران، نقش این نهادها محدود به حمایت از کارگران در سطح مشورتی و اطلاع‌رسانی است، و نه مداخله در روند مدیریتی کارگاه.

  • کوچ کارگران به سمت مشاغل کاذب / یک فعال کارگری: کارگران قرارداد موقت از بی‌حقوقی کامل رنج می‌برند

    کوچ کارگران به سمت مشاغل کاذب / یک فعال کارگری: کارگران قرارداد موقت از بی‌حقوقی کامل رنج می‌برند

    به گزارش اقتصادران، کارگران سال های سال است به دلیل عقب ماندگی مزدی دچار مشکلات معیشتی هستند, کوچ کارگران به سمت مشاغل کاذب,‌کمبود نیروی کاردر صنایع و تولید, رونق مشاغل اینترنتی و… از جمله پیامدهای دستمزد غیرمنطقی کارگران است.

    همواره در مسئله تعیین دستمزد کارگران استدلال می‌شود که افزایش دستمزدها مطابق با نرخ تورم ، که نص صریح قانون‌کار است ، موجب افزایش نقدینگی و به‌تبع آن تورمی خواهد شد که همان افزایش دستمزدها را هم بی‌اثر خواهد کرد و  مضرات این کار بر فوایدش غلبه خواهد کرد. به یاد نداریم که به جز سال 1401 که دستمزدها با افزایش 57 درصدی مواجه شد، مبالغی که بتواند کفاف ساده‌ترین نیازهای زندگی روزمره را دهد برای دریافتی کارگران تعیین شده باشد.

    اولیا علی بیگی, رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور اخیرا در گفت وگویی با اشاره به برگزاری اولین جلسه تخصصی در حوزه مزد در موسسه کار و تامین اجتماعی، گفت: این موسسه با استفاده از امکانات خوبی که در اختیار دارد، به صورت علمی تحقیقات لازم را در زمینه هزینه سبد معیشت خانوار کارگری انجام داده و نتایج آن را در اختیار کمیته‌های مزد و وزارت کار قرار می‌دهد. در نهایت هم به روال سنوات گذشته در دی ماه کمیته‌های مزد نشست‌های تخصصی خود را آغاز می‌کنند تا برای حداقل دستمزد سال 1404کارگران تصمیم‌گیری شود.

    یک فعال کارگری گفت: کارگران قرارداد موقت از بی‌حقوقی کامل رنج می‌برند، قانون کار برایشان اجرا نمی‌شود، و گاهی حتی از حداقلی‌ترین و مسلم‌ترین حقوقشان که دستمزد ماهانه و بیمه است هم ماه‌ها محروم می‌مانند. در چنین شرایطی عده‌ای حتی از به نتیجه رسیدنِ طرح‌هایی که کاملا صوری است، نگرانند.

    وی با بیان اینکه امیدواریم تعیین حداقل دستمزد کارگران مبتنی بر ماده 41قانون کار  صورت بگیرد، افزود: بر اساس این ماده قانونی دستمزد کارگران باید بر اساس نرخ واقعی تورم و همچنین هزینه سبد معیشت خانوار کارگری تعیین شود.

    رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور معتقد است، می‌توان با برنامه‌ریزی درست ظرف مدت سه تا پنج سال، دستمزد کارگران را متناسب با واقعیت نرخ تورم و هزینه معیشت خانوار کارگری ترمیم کرد.

    رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور افزود: متأسفانه در سنوات گذشته این قانون آن‌طور که باید رعایت نشده و تعیین حداقل مزد کارگران متناسب با هزینه واقعی سبد معیشت خانوار کارگری نبوده و همین امر باعث شده جامعه کارگری تا حدود از نشست‌های تخصصی مزد ناامید شوند.

    وی معتقد است، اگر امروز فاصله معناداری بین دریافتی کارگران و واقعیت نرخ تورم و هزینه سبد معیشت خانوار کارگری وجود دارد، ناشی از نادیده گرفتن ماده 41قانون کار است.

    وی با بیان اینکه اگر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی درستی صورت بگیرد، می‌توان به تدریج این فاصله را بر طرف کرد، یادآور شد: اگر به خوبی برنامه‌ریزی شود و همه همکاری کنند، می‌توان در یک بازه زمانی سه تا پنج ساله دستمزد کارگران را ترمیم کرد.

    علی‌بیگی فاصله موجود بین دستمزد کارگران با هزینه واقعی سبد معیشت خانوار کارگری و نرخ واقعی تورم را غیرقابل انکار دانست و اظهار کرد: امیدواریم امسال نتایج بررسی‌های کمیته‌های تخصصی مزد و تعیین هزینه سبد معیشت خانوار کارگری، در تصمیم‌گیری برای حداقل حقوق سال آینده کارگران مد نظر قرار گیرد.

     

    افزایش دستمزد بدون مهار تورم بی‌فایده است

    رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور توجه به  کنترل تورم و ایجاد ثبات قیمت‌ها در بازار را ضروری دانست و گفت: اگر تورم کنترل نشود، هر چقدر هم حقوق کارگران افزایش یابد بی‌نتیجه خواهد بود و عقب ماندگی این چند سال دستمزد نسبت به تورم همچنان ادامه خواهد داشت.

    وی بیان کرد: چنانچه نرخ تورم همچنان افزایشی باشد، جبران دستمزد کارگران نیز بر معیشت آنها اثرگذار نخواهد بود و نه تنها کمکی به سفره‌های کارگری نمی‌کند، بلکه نتیجه‌ای جز کاهش ارزش و تضعیف پول ملی نخواهد داشت.تقاضا داریم مسئولین کشور سیاست‌گذاری‌های خود را پیش از هر چیزی به سمت ایجاد آرامش و ثبات قیمت‌ها در بازار ببرند.

    محرومیت غالب کارگران از مزایای رفاهی

    وی در ادامه با بیان اینکه هم‌اکنون حداقل دریافتی کارگران تفاوت چشمگیری با حداقل دریافتی کارمندان ندارد، عنوان کرد: پایه حقوق امسال کارگران هفت میلیون و 300هزار تومان بود که با اضافه شدن برخی موارد مانند حق مسکن، بن کارگری، حق عائله‌مندی و اولاد و … به نزدیک 10 میلیون تومان می‌رسد که نزدیک به دریافتی کارمندان است، اما آنچه که باعث تفاوت بین حقوق کارگران و کارمندان می‌شود مزایای رفاهی است که به کارمندان تعلق می‌گیرد، اما جامعه کارگری غالبا از آن محروم هستند.

    به گفته رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور، دریافت ساعت مشخصی از اضافه کار، مزایای مناسبتی و اعیاد و جشن‌های ملی و مذهبی از جمله مواردی است که غالب کارگران از آن محروم هستند.در نظر گرفتن چنین مزایایی تا حدودی به معیشت کارگران کمک خواهد کرد.

    گفتنی است تنها راهکار جبران عقب ماندگی دستمزد کارگران بحث اجرای ماده 41قانون کار است. در ماده 41قانون کار علاوه بر تأکید افزایش مزد مطابق تورم, توجه به هزینه های سبد معیشت تأکید شده است که در سنوات گذشته اجرایی نشده است, این ماده هنوز در ایران به درستی اجرا نشده و از این بابت نگرانی‌هایی برای کارگران ایجاد کرده است. طی سال‌های گذشته بی‌ثباتی در نرخ تورم و عدم شفافیت اقتصادی مانع از اجرای صحیح این قانون بوده است.کارگران همانند سایر قشرهای جامعه در کنار هزینه‌های اصلی زندگی نیازمند تأمین هزینه‌هایی مانند آموزش، بهداشت، درمان و سایر هزینه‌های جاری نیز هستند, اما متأسفانه دستمزد آنها اجازه نمی دهد که به این موارد رسیدگی کنند.

  • شوخی به نام “افزایش حق مسکن کارگران” / ماه هشتم سال رسید و دریغ از یک نشست دولت با نمایندگان کارگری!

    شوخی به نام “افزایش حق مسکن کارگران” / ماه هشتم سال رسید و دریغ از یک نشست دولت با نمایندگان کارگری!

    به گزارش اقتصادران، با گذشت بیش از 4 ماه از آغاز به کار دولت حالا دیگر نمایندگان کارگری و کارگران به این نتیجه رسیده اند که گویا در دولت چهاردهم هم اراده ای برای بهبود وضعیت معیشتی و دستمزدی آنها وجود ندارد. احمد میدری وزیر کار که قبل از رسیدن به وزارت یکی از منتقدان وضعیت حاکم بر جامعه کارگری بود و افزایش دستمزد کارگران با توجه به تورم را حق مسلم این قشر از جامعه می دانست حتی از برگزاری جلسات شورایعالی کار هم سر باز می زند. در حالی که فعالان کارگری انتظار داشتند به محض شروع به کار دولت چهاردهم جلسه شورایعالی کار برگزار شده و مساله ترمیم دستمزد در دستور کار قرار بگیرد دولت همچنان با بی توجهی به این موضوع هیچ تصمیم برای برگزاری این جلسه ندارد.

    آخرین روزهای اسفند ماه سال گذشته بود که مصوبه مزدی بدون ینکه نمایندگان کارگری آن  را امضا کنند از سوی دولت ابلاغ شد. براساس این مصوبه، حداقل دستمزد کارگران ۱۴۰۳ در نشست ۳۲۹ شورایعالی کار با ۳۵.۳ درصد افزایش نسبت به سال ۱۴۰۲ تعیین شد. میزان افزایش دستمزد برای کارگران سایر سطوح مزدی نیز ۲۲ درصد به اضافه رقم ثابت ماهانه ۶,۹۰۰,۷۸۰ ریال بدین ترتیب تعیین شد. به این ترتیب حداقل حقوق کارگران بدون فرزند و مجرد، ده میلیون و چند صد هزار تومان تعیین شد و این در حالیست که در همان زمان هزینه‌های حداقلی زندگی نزدیک به ۳۰ میلیون تومان تخمین زده می‌شد.

    6 ماه چشم انتظاری کارگران برای ترمیم هزینه مسکن

    در همان هفته‌های اولِ بعد از ابلاغ مصوبه مزدی به همه کارگاه‌های مشمول سراسر کشور، زمزمه‌هایی از سوی نمایندگان مجلس و برخی رسانه‌ها در رابطه با احتمال اصلاح و به طور مشخص ترمیمِ «کمک هزینه مسکن کارگران» به گوش رسید؛ کمک هزینه مسکن  در مذاکرات مزدی ۱۴۰۳ بدون تغییر نسبت به سال قبل، ۹۰۰ هزار تومان به تصویب رسیده بود و کمی بعد، افرادی مدعی شدند که این مبلغ اصلاح می‌شود و افزایش می‌یابد.

    برای نمونه، در روزهای میانی اردیبهشت، «علی بابایی کارنامی» رئیس فراکسیون کارگری مجلس شورا اسلامی به رسانه‌ها گفت: در جلسه اخیر کمیسیون اجتماعی که با حضور وزیر کار برگزار شد، آقای مرتضوی عنوان کرد که برای اولین بار قرار است پیشنهاد افزایش ۲برابری حق مسکن از سوی این وزارتخانه در شورای‌عالی کار مطرح شود. به گفته او، مرتضوی وزیر کار قبلی در نشستی در مجلس اعلام کرده بود « قرار است بند مربوط به افزایش حق مسکن کارگری را اصلاح کنند».

    عدم تمایل دولت به برگزاری نشست با فعالان کارگری

    اما از آن روز تا امروز که دقیقاً ۶ ماه تمام گذشته، نه کمک هزینه مسکن اصلاح شده و نه حتی یک نشست شورایعالی کار برگزار شده است.  «محسن باقری» عضو کارگری شورایعالی کار با انتقاد از این بی‌توجهی می‌گوید: نمایندگان کارگری در نشست‌های مزدی شورایعالی کار، مصوبه مزدی را امضا نکردند و جای تاسف دارد که در تمام این ماه‌ها حاضر به برگزاری نشست شورایعالی کار نشدند؛ امسال به طرزی بی‌سابقه حتی یک نشست سه‌جانبه برگزار نشده است.

    به گفته او، براساس الزامات قانون کار باید حداقل ماهی یکبار نشست‌های سه‌جانبه شورایعالی کار برگزار شود؛ ولی اکنون در ماه هشتم سال هستیم و دریغ از یک نشست!

    بی توجهی به قانون کار و وضعیت کارگران همچنان ادامه دارد

    ماده ۱۶۸ قانون کار در این زمینه صراحت دارد: «شورای عالی کار هر ماه حداقل یک بار تشکیل جلسه می‌دهد. در صورت ضرورت، جلسات فوق‌العاده به دعوت رییس و یا تقاضای سه نفر از اعضای شورا تشکیل می‌شود. جلسات شورا با حضور هفت نفر از‌ اعضاء رسمیت می‌یابد و تصمیمات آن با اکثریت آراء معتبر خواهد بود.»

    باقری می‌گوید: متاسفانه با آمدن وزیر کار جدید چیزی عوض نشد؛ مدت‌هاست در انتظار یک دعوتنامه هستیم؛ بارها از عدم برگزاری شورایعالی کار و تعلل دولت انتقاد کرده‌ایم اما فایده‌ای نداشته؛ همچنان بی‌توجهی و اهمال ادامه دارد.

    وظیفه اصلی شورایعالی کار، تعیین دستمزد و مزایای مزدی کارگران مشمول قانون کار به خصوص حداقل‌بگیران است اما این شورای سه‌جانبه، وظایف دیگری هم دارد؛ تمام مصوبات قانونی مربوط به قانون کار و آیین‌نامه‌های مرتبط باید در شورایعالی کار به تصویب برسد؛ قانون کار در مورد وظیفه این شورا می‌گوید «وظیفه شورا انجام کلیه تکالیفی است که به موجب این قانون و سایر قوانین مربوطه به عهده آن واگذار شده است». به این ترتیب، وقتی چنین شورایی عهده‌دار انجام تکالیف قانونی در رابطه با زندگی و معیشت کارگران است، هشت ماه بدون برگزاری یک نشست چه معنایی دارد، چه پیامی را به جامعه هدف القا می‌کند؟

    محسن باقری می‌گوید «هشت ماهِ تمام بدون یک جلسه، بدون حتی یک جلسه سپری شده آنهم در حالیکه نمایندگان کارگری مصوبه مزدی ابلاغ شده را امضا نکرده‌اند و آن را به رسمیت نشناخته‌اند». آیا هشت ماه آزگار برای نشنیدن صدای کارگران و مشارکت صفر درصدی آن‌ها در سرنوشت جمعی، زمان کمی‌ست؟ مع‌الاسف کارگران هیچ دخالتی در تعیین سرنوشت خود ندارند و جای آن‌ها را در تصمیم سازی‌های خُرد و کلان، فرادستان و قدرتمندان گرفته‌اند.

     حالا کارگران به خوبی دریافته‌اند که آن زمزمه‌هایی که آن اوایل سال در مورد اصلاح حق مسکن شنیدیم، طبل توخالی بیش نبوده است؛ هشت ماه است که کارگران دستمزدی را می‌گیرند که دلخواهشان نیست؛ آن را نپذیرفته‌اند. و این یعنی مشارکت اجتماعی و سه‌جانبه‌گرایی کاملاً به محاق رفته و فراموش شده است.

  • قانون افزایش سن بازنشستگی لغو می شود؟

    قانون افزایش سن بازنشستگی لغو می شود؟

    به گزارش اقتصادران، سعید فتاحی، رئیس کانون انجمن‌های صنفی کارگران استان آذربایجان شرقی، در رابطه با مهم‌‎ترین مطالبات کارگر ان از دولت جدید گفت: برخی از تشکل‌های کارگری میثاق نامه‌ای با ایشان با ۲۲ بند امضاء کرده‌اند که در آن به مشکلات عدیده کارگران اعم از شاغل و بازنشسته اشاره شده است و از رییس‌جمهور می‌خواهیم به این میثاق‌نامه پایبند باشند.

    فتاحی بیان کرد: ضمن اینکه در کوتاه مدت انتظار داریم که برخی دستورالعمل‌ها و مصوباتی که در دولت قبل تصویب شده و به ضرر کارگران بوده، لغو شود. از دولت چهاردهم و تیمی جدیدی که قرار است به وزارت کار برود می‌خواهیم این قوانین و مصوبات را مورد بررسی مجدد و کارشناسانه قرار دهد و چنانچه بر خلاف منافع کارگران بود، آن‌ها را لغو کند. اگر چاره‌اندیشی نشود آسیب‌های جبران‌ناپذیری متوجه جامعه ۴۲ میلیونی کشور خواهد کرد.

    وی بیان کرد: یکی از این موارد، دستورالعمل شماره ۵۷ وزارت کار در رابطه با برداشتنِ تعهد پرداخت ۴درصد سخت و زیان‌آور از دوش کارفرمای مادر و سپردنِ اجرای این تعهد به پیمانکار است. کارگران پیمانکاری در طول سالهای کاری خود با پیمانکاران بسیاری کار می‌کنند و ارجاع پرداختِ ۴ درصد سخت و زیان‌آور به پیمانکار در عمل به معنای سخت‌تر کردنِ بازنشستگیِ کارگران مشاغل سخت و زیان‌آور است. در این صورت آن‌ها یا خود مجبورند هزینه ۴درصد سخت و زیان‌آور را پرداخت کنند و یا اگر نتوانند، مجبورند یک دهه‌ی دیگر کارِ سخت و زیان‌آور انجام دهند.

    فتاحی بیان کرد: از رییس‌جمهور می‌خواهیم شخصی را سکان‌دارِ وزارت کار کند که به امورِ کارگران و بازنشستگان آگاه و دیدگاهش افزایشِ سیاست‌ها و قوانینِ حمایتی از کارگران باشد. فردی که بتواند ضمانت اجرای قانون کار را بالا ببرد و برای بازگشتِ امنیتِ شغلی به کارگران مسیرِ درستی طی کند.

    این فعال کارگری گفت: اگرچه وزارتِ کارِ دولت سیزدهم شعار بازگرداندنِ امنیت شغلی داد، اما سرانجام راه حل آن‌ها برای احیای امنیت شغلی، که از مسیرِ اصلاح قانون کار می‌گذشت، جواب نداد. ضمن اینکه فعالان کارگری با تمام اصلاحاتِ تدوین شده در لایحه‌ی اصلاح قانون کار موافق نیستند و معتقدند هر گونه اصلاحی در قانون کار باید تماما به نفع کارگران باشد، چراکه اساسا قانون کار یک قانون حمایتی برای کارگران است.

    فتاحی همچنین در رابطه با تجدید نظر در برنامه توسعه هفتم و مشخصا لغو قانون افزایش سن بازنشستگی گفت: قوانینی چون افزایش سن و سابقه بازنشستگی تصمیمی ناعادلانه است و نه تنها کمکی به صندوق‌های بازنشستگی نمی‌کند، که انگیزه را از جوانان برای بیمه‌پردازی به این صندوق کاهش می‌دهد.

    رئیس کانون انجمن‌های صنفی کارگران استان آذربایجان شرقی به وعده‌ی رییس‌جمهورِ منتخب در رابطه با افزایش حقوق کارگران و بازنشستگان مطابق با نرخ تورم اشاره کرد و گفت: انتظار داریم وزارت کار را به کسی بسپارند که نه فقط در کلام که در عمل هم معتقد به سه‌جانبه‌گرایی در تمام تصمیم‌گیری‌های مرتبط با کارگران باشد. تعیین حقوق نه فقط مطابق با نرخ تورم، بلکه مطابق با نرخ سبد معیشت از مهم‌ترین خواسته‌های کارگران و بازنشستگان است. قانون در ماده ۴۱ در رابطه با حقوق کارگران صراحت دارد و انتظار ما این است که در تعیین حقوق کارگران ماده ۴۱ قانون کار مبنا قرار بگیرد.

    فتاحی در پایان گفت: باز شدنِ فضا برای تشکل‌های کارگری، بهبودِ اوضاع کسب و کار، حل مشکلات درمان بازنشستگان، حل مشکل بیمه کارگران ساختمانی، بهبود وضعیتِ معیشت کارگر و بازنشسته، ایجاد سازکاری دقیق و اجرایی برای کاهش ناترازی صندوق تامین اجتماعی و ایجاد اشتغال پایدار از مهم‌ترین مطالبات جامعه کارگری است.

  • به جای ارائه اعداد و ارقام حذفی و یکجانبه، از خودتان بپرسید آیا کارگران در دو سال اخیر از شما راضی بوده‌اند؟ / کدام کارگر را به راستی خانه‌دار کردید؟!

    به جای ارائه اعداد و ارقام حذفی و یکجانبه، از خودتان بپرسید آیا کارگران در دو سال اخیر از شما راضی بوده‌اند؟ / کدام کارگر را به راستی خانه‌دار کردید؟!

    به گزارش اقتصادران، این روزها، روزهای آخر دولت سیزدهم و ایام تبیین موفقیت‌ها و دستاوردهای رنگارنگ است، کاربدستان در این زمینه از هم گوی سبقت می‌ربایند و مکرر دادِ سخن می‌دهند.

    تبیین دستاوردها!

    مدیران وزارت کارِ این دولت، از همان ابتدای کار اصرار عجیبی بر ارائه آمار و ارقام کمّی داشتند، آمارهایی که متولی تدوین و تنظیم آن خود وزارتخانه بود و از سوی مسئولان وزارتخانه به عنوانِ «نماد موفقیت» به جامعه عرضه می‌شد؛ این آمارها معمولاً با آمارهای رسمی نهادهای قانونی دیگر تضاد فاحش داشت، مثلاً آن ارقامی که از سوی وزارت کار به عنوان نرخ حوادث کار و مرگ ناشی از حادثه کار اعلام می‌شد، کمتر از نصف ارقامی بود که پزشکی قانونی ارائه می‌کرد.

    این آمارسازی و اصرار بر موفقیت‌های رنگارنگِ کمّی در روزهای پایانی دولت با شدت و حدت بیشتری ادامه دارد؛ در یک نمونه مشخص، ۱۲ تیرماه، « علی حسین رعیتی فرد» معاون روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در نشست تبیین کارنامه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در سه ساله دولت سیزدهم به چندین مورد به عنوان «شاخص‌های موفقیت وزارت کار» اشاره کرد؛ از جمله اینکه «آمار مقرری بگیران از ۲۴۰ هزار نفر در ابتدای دولت مردمی سیزدهم به ۱۵۸ هزار نفر تا پایان اسفند ۱۴۰۲ کاهش یافته است» یا اینکه « در حوزه امنیت شغلی بحث تثبیت مشاغل موجود مهم است و تلاش کردیم تا بنگاه‌های بحرانی و مشکل‌دار که به دلایلی همچون عدم گردش مالی دچار آسیب شدند حمایت شوند. طبق گزارش ها در ابتدای دولت ۹۴۰ بنگاه مشکل‌دار وجود داشت ولی اکنون به ۶۰۷ بنگاه رسیده است.».

    کدام دستاورد؟!

    «احسان سهرابی» فعال کارگری در ارتباط با این اظهارات و موفق‌نمایی وزارت کارِ دولت سیزدهم می‌گوید: اگر کارنامه یک دولت در حوزه وزارت کار قرار است ارزیابی شود و نمره بگیرد، باید توسط ذینفعان این کار صورت پذیرد؛ تشکل‌های کارگری به عنوان نمایندگان جامعه‌ی هدف اصلی وزارت کار باید بگویند از عملکرد سه ساله‌ی وزارت کار راضی هستند یا خیر؛ اینکه معاون روابط کار جناب وزیر بیاید یکطرفه با ارائه یکسری اعداد و ارقام کمّی که توسط نهادهای دولتی و حاکمیتی تهیه شده و هیچ نمود عینی در زندگی واقعی کارگران ندارد، مدعی موفقیت در دوران سه ساله مدیریت خود شود، اصلاً درست و اقناع‌بخش نیست.

    به گفته وی، این اعداد و ارقام باید به شیوه‌ای مستقل از منظر کیفی پایش و ارزیابی شوند، اینکه خودمان به عنوان مسئولان امر بیاییم به خودمان نمره بیست بدهیم، اصلاً قابل قبول نیست!

    سهرابی با بیان اینکه «در سه سال اخیر سه‌جانبه‌گرایی به هیچ وجه رعایت نشد» ادامه داد: مهم‌ترین مسئله این است که سه‌جانبه‌گرایی به اشکال مختلف زیر پا گذاشته شد، بهترین شاهد برای این ادعا نیز مذاکرات مزدی ۱۴۰۳ است که نمایندگان کارگران جلسه را ترک کردند و مصوبه دستمزد بدون امضای کارگران تصویب و ابلاغ شد. هیچ زمان هم حاضر به ترمیم و اصلاح دستمزد غیرقانونی نشدند.

    «اصلاح قانون کار» یکی از اقداماتی‌ست که رعیتی‌فرد به عنوان موفقیت در دولت سیزدهم از آن یادکرده است؛ سهرابی در این رابطه می‌گوید: بله درست است، در دولت سیزدهم لایحه اصلاح قانون کار تدوین و به مجلس ارسال شده اما باید پرسید آیا این اصلاحات با نظر مثبت ذینفعان و نمایندگان کارگری انجام شده، آیا کارگران از بندهای لایحه پیشنهادی دولت راضی هستند؟! آیا اصلاح قانون کاری که در دهه ۶۰ با هزار زحمت و دردسر به تصویب رسیده آن هم بدون در نظر گرفتن منافع کارگران، یک «افتخار» است؟!

    به گفته این فعال کارگری، جناب رعیتی فرد اصلاح قانون بیمه بیکاری و کاهش نرخ مقرری‌بگیران را یک افتخار برای دولت متبوع خود دانسته‌اند اما آیا اصلاحاتی که منجر به حذف مقرری بیکاریِ عده‌ای شده، دستاورد است؟ آیا آن‌هایی که از چرخه‌ی مقرری‌بگیری به اجبار حذف شده‌اند، به سر کار بازگشته‌اند؟ آیا از اشتغال موجود صیانت شده است؟

    او تاکید کرد: بحث بیمه بیکاری، یک بحث بسیار مهم است که سخت‌تر کردن شرایط دریافت مقرری آن، تبعات اجتماعی بسیار دارد؛ خیلی راحت در مورد اصلاح قانون بیمه بیکاری حرف می‌زنند، اصلاحاتی که حذفی‌ست و کارگران بیکار را از دریافت حق طبیعی خود به بهانه عدم شرکت در دوره‌های فنی و حرفه‌ای حذف می‌کند.

    سهرابی خطاب به رعیتی فرد می‌گوید: به جای ارائه اعداد و ارقام حذفی و یکجانبه، از خودتان بپرسید آیا کارگران در دو سال اخیر از شما راضی بوده‌اند؟ آیا در مهم‌ترین مسئله یعنی تعیین دستمزد، قانون را رعایت کرده‌اید؟ آیا توانسته‌اید گره‌ای بگشایید و یک گام هرچند کوچک برای بهبود معاش طبقه‌ی کارگر بردارید؟

    او افزود: آقای رعیتی‌فرد! لطفاً ارقام و آمارِ خودساخته را کنار بگذارید و بیایید کمی در مورد کیفیت عملکرد خود در وزارت کار صحبت کنید، وزارت‌خانه‌ای که بیش از ۴۶ میلیون نفر از جمعیت کشور را تحت پوشش دارد، چه عملکردی دارد، آیا واقعاً نمره قبولی می‌آورد؟ فکر نمی‌کنم اینطور باشد…….

    رعیتی فرد در بخشی دیگر از صحبت‌هایش در مورد افتخارات دولت سیزدهم در حوزه روابط کار، از اجرای طرح آموزش ایمنی در کارگاه‌های زیر ۱۰ نفر کارکن خبر داد و گفت: مرکز تحقیقات و حفاظت فنی موظف شده برنامه‌ای برای آموزش ایمنی کارگران در کارگاه‌های زیر ۱۰ نفر تدوین کند که از مجموع حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار کارگاه، ۸۷ درصد کارگاه‌ها زیر ۱۰ نفر کارکن هستند.

    به گفته معاون روابط کار، وزیر کار حدود ۷ میلیون و۳۰۰ هزار نفر ساعت در دولت سیزدهم آموزش به کارگران داده شده است و در سال‌ جاری نیز آموزش به کارگاه‌های زیر ۱۰ نفر کارکن در دستور کار قرار دارد. وی همچنین از راه اندازی سامانه ثبت حوادث ناشی از کار توسط کارگران و سامانه بازرسی موردی خبر داده است.

    سهرابی در ارتباط با نرخ حوادث کار و بحث ایمنی در کارگاه‌ها می‌گوید: افزایش تعداد کمیته‌های حفاظت فنی، کار خوبی‌ست، این کمیته‌ها بازوی اجرایی حفظ ایمنی‌ هستند اما آنچه در واقعیت رخ داده و آمارهای رسمی پزشکی قانونی موید آن است، افزایش نرخ حوادث کار و فوت در اثر حادثه کار است؛ بنابراین نتیجه می‌گیریم افزایش کمیته‌های حفاظت فنی یا رشد آموزش ایمنی به کارگران، صرفاً اقداماتی صوری‌ست و در حدِ امضای یکسری صورتجلسات رسمی متوقف مانده است، جلساتی که خروجی مشخصی نداشته است.

    او ادامه می‌دهد: اگر جان کارگران اهمیت داشت، این همه حادثه و مرگ کارگران نداشتیم یا کارگران معدن به این سادگی قربانی نمی‌شدند؛ ۲ کارگر معدن شازند بیش از دو یا سه هفته است که زیر آوار مانده‌اند و هنوز یکی از آن‌ها پیدا نشده است؛ وزیر کار حتی یک اظهار نظر در مورد این کارگران و این معدن نداشته است و جالب است که بهره‌بردار و مدیر معدن را با وثیقه آزاد کرده‌اند!

    «قانون‌گریزی‌های مکرر پیمانکاران»، «حقوق‌های معوق و تخلف از قانون»، «برخوردهای حذفی با تشکل‌های صنفی و از بین بردن آزادی تشکل‌یابی» و موارد دیگر از این دست، بخشی دیگر از کارنامه کیفی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در حوزه روابط کار در سه سال اخیر را تشکیل می‌دهد؛ از مسائل مبتلابه حوزه رفاه و تامین اجتماعی درمی‌گذریم….

    خانه ساختید؟!

    از همه اینها گذشته، قرار بود سالی یک میلیون مسکن با اولویت کارگران برای مردم بسازند یعنی سه میلیون مسکن در سه سال که تا امروز حتی یکی از این‌ها به دست یک خانواده کارگری نرسیده است؛ در زمینه مسکن کارگری هیچ اقدام ملموسی صورت ندادند و فقط به برگزاری نشست و ایجاد قرارگاه‌های متعدد! اکتفا کردند.

    در همان ۱۲ تیرماه، «محمدرضا چکشیان» معاون فرهنگی اجتماعی وزیر کار در همان مراسم تبیین دستاوردها در ارتباط با ساخت مسکن کارگری گفت: «با دستور وزیر کار ایجاد قرارگاه مسکن کارگری در دستور کار قرار گرفت و این قرارگاه با هدایت آیت الله رئیسی تا قبل از شهادت ایشان در حال پیگیری بود و مجموعه اقداماتی از جمله استفاده از ظرفیت ماده ۱۴۹ قانون کار و مشارکت کارفرمایان و تامین زمین برای کارگران صورت گرفت». باید پرسید این «استفاده از ظرفیت‌ها» در دنیای واقعی به کجا رسید و کدام کارگر را به راستی خانه‌دار کردید؟!…..

  • قرارداد کارگران پنج ساله می شود؟

    قرارداد کارگران پنج ساله می شود؟

    به گزارش اقتصادران، امنیت شغلی یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های جامعه کارگری است و باید زمینه‌های ایجاد امنیت شغلی در کشورمان بسترسازی شود؛ به اعتقاد بسیاری از فعالان بازار کار یکی از مهم‌ترین مشکلات کارگران حضور اتباع خارجی بدون مجوز است که باید ساماندهی آنها به شدت مورد توجه قرار گیرد.

    امروز یکی از موضوعاتی که به عنوان دغدغه جامعه کارگری مطرح می‌شود و رهبر انقلاب نیز بارها بر لزوم توجه به آن تاکید کردند، نبود امنیت شغلی است که مصداق آن را می‌توان در سهم 95درصدی قراردادهای موقت از کل قرادادهای کار مشاهده کرد.

    قطعا یکی از مطالبات کارگران ساماندهی هر چه سریعتر قراردادهای موقت است که امنیت شغلی این قشر از جامعه را تهدید کرده است.

    رهبر انقلاب در دیدار با کارگران طی هفته های اخیر بیان کردند: امنیت شغلی اطمینان کارگر به آینده شغلی خود است. امنیت شغلی از وظایف مسئولین است.

    حسین علی رعیتی فرد،معاون روابط کار درباره لایحه اصلاح قانون کار گفت: پس از برگزاری جلسات مفصل و بررسی مزایا و معایب قراردادهای کار دائم و موقت و اثرات هر یک بر طرفین رابطه کار، اجتماع و اقتصاد کشور، پیش‌نویس «لایحه اصلاح موادی از قانون کار» تهیه و مطابق با ماده 22 آیین نامه داخلی هیأت دولت برای سیر مراحل قانونی، در تاریخ 1402/01/21به معاون اول رئیس جمهور ارائه شد.قانون کار امنیت شغلی کارگران اصلاح و به زودی به مجلس ارایه می‌شود.

    وی در پاسخ به اینکه آیا می‌توان امنیت شغلی کارگران را با قراردادهای دائمی تثبیت کرد، بیان کرد: در مجموع نظام حقوق کار ایران همچنین در بسیاری از کشورها، قراردادهای کار به دو شکل موقت و دائمی به رسمیت شناخته شده و به‌دلیل حاکمیت اراده در تنظیم قراردادهای کار طرفین قرارداد کار را به انعقاد صرفاً یک گونه از قراردادهای کار نمی‌توان سوق داد.

    وی گفت: بنابراین علاوه بر اینکه این معاونت به شکل سه‌جانبه و در مشورت با شرکای اجتماعی، در تلاش است که از افزایش ضریب نفوذ قراردادهای دائمی پشتیبانی کند، سعی دارد تا با تقویت ضمانت‌های قانونی به تثبیت امنیت شغلی کارگران با قرارداد کار مدت موقت نیز بپردازد.

    رعیتی فرد با اشاره به قرارداد موقت مشاغل پنج ساله افزود: در آخرین نسخه لایحه اصلاح موادی از قانون کار، اصلاح تبصره یک ماده 7 قانون کار به این صورت پیشنهاد شده است: «حداکثر مدت قرارداد موقت برای مشاغل اعم از مستمر و غیرمستمر پنج سال تعیین شود» البته باید در نظر گرفت که این مهم در حال حاضر به‌صورت پیشنهاد مطرح شده و برای تصویب نهایی باید از سازکارهای قانونی عبور کرده و به تصویب نهایی مراجع قانونی برسد.

    اصلاحیه مذکور گام بلندی در راستای تضمین امنیت شغلی کارگران مدت موقت تلقی می‌شود. طبعاً رویکرد وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و این معاونت در میان جمیع رویکردها و راهبردهای معطوف به تضمین امنیت شغلی، تلاش در راستای تغییر قوانین از مسیر سه جانبه‌گرایی و در مسیر سازکارهای قانونی است.

  • جزییات تغییر در قانون کار و دریافت بیمه بیکاری

    جزییات تغییر در قانون کار و دریافت بیمه بیکاری

    به گزارش اقتصادران، بخش عمده‌ای از اصلاحات در این زمینه پیرامون امنیت شغلی کارگران است که رعیتی فرد، معاون وزیرکار درباره اصلاح قانون کار و پیشنهادات دولت گفته است: قبلاً برای مشاغل غیرمستمر و پروژه‌ای این قانون در دولت قبل مطرح شد که اگر پروژه بیش از چهار سال طول کشید، تا پایان پروژه کار کارگر به صورت دائمی ادامه پیدا کند و در غیر این صورت مشمول مقرری بیمه بیکاری شوند. چون قبلاً کارگران پروژه‌ای مشمول مقرری بیمه بیکاری نبودند. از اسفندماه گذشته کلیه نیروهای پروژه‌ای مشمول این قانون شدند.

    معاون روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعلام کرد: طرح اصلاح قانون کار ما به عنوان لایحه به مجلس جدید خواهد رسید و در مجلس یازدهم مطرح نخواهد شد.

    وی در پاسخ سوالی پیرامون جزئیات تغییرات بیمه بیکاری با بیان اینکه «در نرخ بیمه بیکاری و ۳ درصد سهم کارفرما تغییری ایجاد نشده است» گفت: ما با مطالعه تجربه بیمه بیکاری در چند کشور مطرح جهان، به این نتیجه رسیدیم که در برخی کشورها تنها کارفرما حق بیمه پرداخت نمی‌کند و سهمی نیز کارگر پرداخت می‌کند.

    تنها در ایران است که ما سهم ۳ درصدی کارفرما را داریم که در اصلاح قانون بیمه بیکاری ما پیشنهاد افزایش شمول آن را دادیم. زیرا قبلاً دامنه شمول کارفرمایان ملزم به پرداخت حق بیمه بیکاری کمتر بود و برای مثال کارفرمایانی که در مناطق ویژه و آزاد اقتصادی بودند، مشمول قانون بیمه بیکاری نمی‌شدند و کارگران پروژه‌ای نیز مشمول بیمه بیکاری نبودند.

    رعیتی فرد با تاکید بر بحث اصلاح قانون بیمه از کارافتادگی گفت: اگر در انتهای دوره منتهی به بازنشستگی فردی دچار از کارافتادگی نیز نمی‌شد، مشمول قانون بازگشت به کار نبوده و بیمه بیکاری دریافت نمی‌کرد.

    ما پیشنهاد دادیم که فقط اگر مشخص شود کارگر از کارافتاده و ناتوان است تا پایان دوره منتهی به بازنشستگی به کار بازنگشته و مقرری بیمه بیکاری نگیرد و در غیر این صورت محروم نشود. البته منابع صندوق بیمه بیکاری ما نیز محدود است و باید بتواند در شرایط بحرانی مانند کرونا ناگهان نرخ بیکاری بالاتری رقم خورد، بتواند افرادی که سال‌ها بیمه‌پردازی کردند را تحت پوشش خود قرار دهد.

    رعیتی فرد در ادامه با آوردن آماری اظهار کرد: تعداد مقرری بگیران بیمه بیکاری ما در سال ۱۴۰۱ حدود ۲۴۰ هزار نفر بود که اکنون این رقم به ۱۶۰ هزار نفر کاهش یافته است. این کاهش مقرری بگیران حاکی از کاهش نرخ بیکاری است. با آیین نامه جدید که در این حوزه تنظیم شده، امید داریم این رقم از امروز نیز در آینده کمتر شود.

    وی تصریح کرد: درباره بحث بازگشت به کار، تفاهم‌نامه‌ای سه جانبه را با تامین اجتماعی، وزارت کار و سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای امضا کردیم که طبق آن کسانی که مقرری بیمه بیکاری مشمول آن‌ها می‌شود، حتماً باید بعد از شش ماه با فراخوان‌های انجام شده از سوی سازمان تامین اجتماعی و سازمان فنی‌وحرفه‌ای آموزش ببینند.

    اگر آن‌ها نتوانند در همان محل قبلی مشغول به کار شوند یا برگشت به کارشان با مهارت قبلی خودشان نسبتی ندارد، آموزش فنی‌وحرفه‌ای برایشان لحاظ شود و به بازار کار در رشته کاری دیگری بازگردند.

    معاون وزیر کار افزود: اینکه کارگر بیکار شده مدام در حالت بیکاری و دریافت مقرری باقی بماند، دیگر نباید ممکن شود و باید الزامی بوجود بیاید که نیروی کار بیکار شده به بازار کار خود بازگردد. جدول فعلی مقرری بیمه بیکاری ما فعلا تا ۵۰ ماه است که به نسبت همه کشورهای جهان بیشتر انجام می‌پذیرد. برای متاهل‌ها ۵۰ ماه بیمه بیکاری و برای مجردها ۳۶ ماه (۳ سال) مقرری می‌پردازیم. این درحالی است که کسی که با وجود مقرری بیمه بیکاری دیگر به سر کار نمی‌رود، در دوره طولانی فاصله از کار، برگشتنش به محیط تولید سخت می‌شود و ما باید تلاش کنیم که افراد با آموزش به محیط کار برگردند. زیرا اکنون در بازار کار نیازمند افراد ماهری هستیم که بیش از چندین سال در یک حوزه کار کردند.

    رعیتی فرد اضافه کرد: دستورالعمل این آیین نامه جدید که محصول توافق ما با سازمان تأمین اجتماعی و فنی و حرفه‌ای است، تصویب و به استان‌ها ابلاغ شده است و افراد بیکار شده باید به چرخه آموزش و سپس بازار کار بازگردند.

  • کارگران از ترس اخراج چاره ای جز سکوت ندارند

    کارگران از ترس اخراج چاره ای جز سکوت ندارند

    به گزارش اقتصادران، فتح‌الله بیات،  رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی درباره کارگران دارای قرارداد پیمانی گفت:ناامنی شغلی همواره باعث می شود که کارگرانی که از شرایط شغلی خود ناراضی هستند سکوت کنند چرا که می دانند اعتراض برابر با بیکاری است.

    وی با بیان اینکه بیش از 95درصد کارگران قرارداد موقت دارند افزود: دیده شده است که تعداد زیادی از کارفرمایان حقوق و مزایای کامل را پرداخت می کنند اما مزایای شغلی را حذف می کنند. در جامعه کارگری، هم کارفرمای خوب داریم و هم کارفرمای بد و هم پیمانکار خوب داریم و هم پیمانکار بد. آنچه به ما گزارش می‌شود، نارضایتی‌ها و شکایت‌ها و اعتراض‌ها از کارفرما و پیمانکار بد است، اما حتماً کارگاه‌ها و بنگاه‌هایی در این کشور هست که کارفرما یا پیمانکار، حق کارگر را به‌طور کامل رعایت می‌کنند.

    بیات با اشاره به اینکه می توانیم بگوییم کمتر از 5درصد کارگران امنیت شغلی دارند افزود: حدود 96 درصد به دلیل ناامنی شغلی، ناراضی هستند، اما چاره‌ای جز ادامه کار ندارند. معنی ناامنی شغلی همین است که کارگر، می‌داند که بابت کاری که انجام می‌دهد، حق و مزایای کامل دریافت نمی‌کند و قراردادی که با کارفرما منعقد کرده، مطابق قانون کار نیست، اما چاره‌ای جز سکوت ندارد، چون می‌داند که اگر شغلش را از دست بدهد، ممکن است تا مدت‌ها بیکار و بدون درآمد بماند در حالی که خروارها قسط و بدهکاری دارد.

    رئیس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی  اظهار داشت: اگر امروز 15 میلیون کارگر در بخش‌های مختلف مشغول به کارند به این معنا نیست که 15 میلیون کارگر راضی و خوشحال داریم. جمله صحیح این است که بگوییم این 15 میلیون نفر، با هر نوع قرارداد و تحت هر شرایطی مشغول به کارند، اما به دلیل ناامنی شغلی، چاره‌ای جز ادامه کار با هر نوع قرارداد و تحت هر شرایط ندارند.

    وی گفت: پیمانکاری و واسطه‌گری هیچ‌گاه قابل حذف نیست، چون ماهیت برخی مشاغل کارگری که البته بیشتر از 10 درصد کل مشاغل کارگری را هم شامل نمی‌شود، موقت و غیردایم است و لازم است که برای این 10 درصد، نیروی کار به پیمانکار سپرده شود. اعتراض ما در این 20 سال این بوده که در مشاغل مستمر مثل خودروسازی و پتروشیمی‌ها و بخش‌های مولد صنعت، نه تنها قرارداد موقت معنا ندارد، بلکه کارگر باید با کارفرمای اصلی قرارداد شغلی داشته باشد.

    بیات با بیان اینکه امروز هیچ یک از کارگران کشور، امنیت شغلی ندارند چون بیش از 96درصد جامعه 15 میلیونی کارگران کشور، با قرارداد موقت مشغول کار هستند گفت: بخشی از کارگران قرارداد 89 روزه، قرارداد یک ماهه و سه ماهه و 6 ماهه و حتی با قراردادهای سفید امضا و سفته گذاری و تعهدسپاری بابت اینکه هیچ مطالبه و معوقه ای از کارفرما ندارند مشغول به کارند.