برچسب: قاسم محبعلی

  • احتمال جنگ با آمریکا بیشتر از مذاکره است!

    احتمال جنگ با آمریکا بیشتر از مذاکره است!

    به گزارش اقتصادران، وضعیت «نه جنگ نه صلح» بین ایران و آمریکا همچنان برقرار است. ترامپ نشان داده یک شخصیت پیش بینی ناپذیر دارد و ممکن است تصمیمی بگیرد که همه را متعجب کند. اینکه چه خواهد شد بزرگترین سوالی است که می توان از کارشناسان و تحلیلگران سیاست خارجی پرسید.

    مدیرکل پیشین خاورمیانه و شمال آفریقا در وزارت خارجه ایران معتقد است که در شرایط کنونی فضا بیشتر از «نه جنگ و نه صلح» به جنگ متمایل است. استدلال محبعلی شرایطی مثل توقف درگیری بین ایران و اسرائیل و نه آتش بس، و روی آوردن آمریکا به «دیپلماسی قایق‌های توپ‌دار» است.

    شرح کامل گفتگو با این دیپلمات پیشین را در ادامه بخوانید؛

    ****

    * آقای محبعلی! ایران در شرایط «نه جنگ، نه صلح» مانده و برای عبور از این بحران و تغییر شرایط هم اتفاقی رخ نمی دهد. چقدر از این وضعیت به ایران برمی‌گردد و چقدر به آمریکا؟

    در شرایط فعلی ایران عملاً فرصت مذاکره را از دست داده است. الان احتمال جنگ خیلی بیشتر از احتمال گفتگو است؛ یعنی باید منتظر یک درگیری بزرگ بود. طرف مقابل اعلام کرده که اگر ایران آمادگی مذاکره داشته باشد، ممکن است راه حلی وجود داشته باشد. البته باید توجه کرد که در این دوره جدید، علاوه بر مسائل هسته‌ای، مسائل مربوط به خاورمیانه، گروه‌های به اصطلاح وابسته به ایران، فعالیت های موشکی و «مسائل داخلی ایران» هم جزو موضوعات گفتگو بین ایران و اروپا خواهد بود و این قضیه را پیچیده‌تر می‌کند.

    دیپلماسی این است که بگوییم ما آماده گفتگو روی همه موضوعات هستیم. مشکل این بوده که ما گفتیم راجع به فلان موضوع، غنی‌سازی، موشک یا گروه‌های مقاومت گفتگو نمی‌کنیم. این‌ها باعث می‌شود که طرف مقابل مهره‌هایش را بچیند. الان هم رو به «دیپلماسی قایق‌های توپ‌دار» آورده‌اند؛ یعنی ناوهای هواپیمابر را در آب‌های منطقه مستقر کرده‌اند و می‌گویند اگر گفتگو نکنید، از این ابزار استفاده می‌کنیم.

    کدام شواهد احتمال جنگ را تقویت می کند؟​

    * شما قاعدتا اینکه جنگ رخ خواهد داد را بر اساس مجموعه شرایط و شواهدی که مشاهده می کنید، می گویید. می توانید درباره این شواهد صحبت کنید؟

    آمریکایی‌ها و ترامپ صراحتاً از احتمال حمله نظامی صحبت کرده‌اند. جنگ ۱۲ روزه اخیر به آتش‌بس رسمی یا توافقی منجر نشد، بلکه فقط درگیری متوقف شد؛ پس جنگ پایان پیدا نکرده است. نکته دیگر اینکه طرف‌های مقابل، هم مسئولین ایران (شورای امنیت، شورای دفاع و مجلس) از واکنش صحبت می‌کنند و رئیس مجلس صحبت از «عملیات پیش‌دستانه» دارد. مفهوم این‌ها این است که شما باید جنگ را مفروض بگیرید.

    تلاش کشورهای منطقه برای میانجیگری موثر است اما تعیین کننده نیست

    * براساس برخی اخبار منتشر شده، اخیرا نتانیاهو از ترامپ خواسته فعلاً اقدام نظامی انجام ندهد و از سمت دیگر شاهد تلاش‌های میانجی‌گرانه منطقه‌ای مثل اقدامات عراق، قطری‌ها و عمانی‌ها هستیم. این‌ها چقدر می‌تواند جلوی این اقدام نظامی را بگیرد؟

    کشورهای منطقه‌ای حتماً مؤثر هستند اما تعیین‌کننده نیستند. این کشورها نگرانی دارند و نمی‌خواهند درگیر یک جنگ منطقه‌ای شوند، چون هزینه دارد. یکی از هزینه‌ها این است که اگر اتفاقی در ایران بیفتد، ما مهاجرت وسیع خواهیم داشت؛ نه در اندازه افغانستان (چند میلیون)، بلکه ممکن است ۴۰ تا ۵۰ میلیون مهاجر داشته باشیم که همه منطقه و حتی اروپا را متأثر می‌کند. واقعیت‌های سیاست و جنگ این است که باید بدترین شرایط را در نظر گرفت. نباید خوش‌بینی به خرج داد یا اسیر تبلیغات خودساخته شد که مثلاً «آن‌ها از ما می‌ترسند». در این شرایط اسرائیلی‌ها مرموزانه عمل می‌کنند؛ طبیعتاً حرف‌های متفاوت می‌زنند چون اصل کارشان بر «غافلگیری» است. ممکن است در تبلیغات بگویند آمادگی نداریم تا طرف مقابل احساس کند آن‌ها در وضعیت خوبی نیستند، اما خودشان زمان درگیری برای ضربه زدن تعیین می‌کنند.

    جنگ را باید مفروض گرفت

    * خبری آمده بود که نیروهایی که از پایگاه آمریکایی «العدید» قطر رفته بودند، دوباره به این پایگاه فراخوانده شده‌اند و یا خبر از عملیات آزمایشی آمریکا در عراق داده می شود. آیا این‌ها در راستای همان شواهد جنگ است؟

    همانطور که گفتم شما باید جنگ را مفروض بگیرید. چون اگر مسائل لاینحل باقی‌مانده بین ایران، آمریکا و غرب از طریق گفتگو حل نشود (که تا حالا نشده)، باید از طریق جنگ حل شود. هر طرفی برای اینکه طرف مقابل را وادار به تسلیم کند، از راه‌های کم‌هزینه و اقدامات نظامی استفاده می‌کند. یکی‌ همین آوردن ناوهای هواپیمابر، هواپیماهای دورپرواز و جابجایی نیروهاست. این‌ها همه بحث‌هایی است که می‌تواند به طرف مقابل هشدار بدهد که: «یا مذاکره یا جنگ». البته مشکل ما این است که اینترنت نداریم و از نظرات دقیق طرف‌های مقابل و مسائلی که منتشر می‌شود بی‌خبر هستیم، ولی شواهد این را نشان می‌دهد.

    تماس عراقچی و ویتکاف به معنای مذاکره نیست

    * با توجه به اینکه آقای عراقچی تماس‌هایی دارند، آیا فکر نمی‌کنید مذاکراتی احتمالا پشت پرده وجود دارد یا همین تماس ها بتواند مانع جنگ شود؟

    در هر شرایطی «تماس» و «گفتگو» وجود دارد، اما گفتگو با «مذاکره رسمی» متفاوت است. بعضی وقت‌ها گفتگو (مثلاً از طریق سفارت‌های حافظ منافع) ممکن است فقط برای انتقال پیام هشدار باشد. یعنی تماس می‌گیرند و می‌گویند «اگر این کار را بکنید، ما فلان کار را انجام می‌دهیم». مثل گفتند که اگر اعدام ۸۰۰ نفر انجام شود، واکنش نشان می‌دهیم. این‌ها مذاکره نیست. این شبیه «تلفن قرمز» در طول جنگ سرد بین کرملین و کاخ سفید است که برای جلوگیری از جنگ اتمی و اشتباه محاسباتی وجود داشت، نه برای حل اختلافات. آن چیزی که می‌تواند جلوی جنگ را بگیرد، اعلام آمادگی برای یک سری اقدامات سیاسی رسمی است؛ مثلاً اعلام کنیم ما آمادگی داریم راجع به غنی‌سازی، موشک‌ها و امنیت منطقه صحبت کنیم.

  • پزشکیان توانست از وقوع جنگ جلوگیری کند / اگر مذاکره نکنیم، نتانیاهو دستور حمله به تاسیسات هسته ای ایران را می‌گیرد

    پزشکیان توانست از وقوع جنگ جلوگیری کند / اگر مذاکره نکنیم، نتانیاهو دستور حمله به تاسیسات هسته ای ایران را می‌گیرد

    به گزارش اقتصادران، دونالد ترامپ، شامگاه سه‌شنبه پیش از دیدار با بنیامین نتانیاهو یادداشتی را که ناظر بر اعمال فشار حداکثری علیه ایران است، امضا کرد. برخلاف اینکه ترامپ از زمان مستقر شدنش در کاخ سفید، صد‌ها فرمان اجرایی را امضا کرده است، اما به گفته کارشناسان آنچه ترامپ علیه ایران امضا کرده است، در حکم یک نامه است و با فرمان اجرایی تفاوت دارد. او با بیان اینکه دستور او در قبال ایران بسیار سختگیرانه است، گفت: «حق ما است که از فروش نفت ایران جلوگیری کنیم». رئیس جمهور آمریکا با بیان اینکه برای صدور دستور فشار بر ایران مردد بوده است، اما ابراز امیدواری کرد که نیازی به استفاده از این دستور نباشد. او در ادامه تأکید کرد که ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد. او همچنین اعلام کرد که آماده مذاکره با ایران است.

    *آقای محبعلی! تحلیل غالبی که از سوی کارشناسان بیان می‌شد، این بود که ترامپ تمایل به مذاکره و رفتن به سمت دیپلماسی دارد، اما چرا نامه فشار حداکثری علیه ایران را امضا کرد؟

    – اقدام اخیر ترامپ مشابه سایر سیاست‌هایش است؛ بدین معنا که سیاست فشار را اعمال می‌کند و همزمان پیشنهاد مذاکره را می‌دهد تا از موضع قدرت با طرف مقابل وارد مذاکره شود. مانند کاری که با کانادا، مکزیک و پاناما کرد و اکنون با اتحادیه اروپا و چین هم همین کار را دارد انجام می‌دهد. هدف او رسیدن به توافق از موضع قدرت است و در مورد ایران هم احتمالا همین هدف را دارد. به باور من این اقدام ترامپ قابل پیش‌بینی بود چراکه در سال ۲۰۱۷ مشابه این کار را انجام داد. با این تفاوت که در آن مقطع ایران متوجه نشد و فرصت را از دست داد و در نهایت ترامپ از برجام خارج شد. الان هم اگر ایران پاسخ متناسبی ندهد و فرصت را از دست دهد به سمت شرایط سخت‌تر می‌رود و ممکن است فروش نفت ایران را به طور کامل صفر و ارتباط تجاری ایران با کشور‌های همسایه مانند عراق را قطع کند. در این صورت شرایط به گونه دیگری رقم خواهد بود.

    *اکنون واکنش ایران چه باید باشد؟

    – همانگونه که ترامپ پاسخ مشروط داده است، ایران هم باید متناسب با شرایط پاسخ مثبت مشروط دهد. ایران باید اعلام کند که آماده مذاکره است و در عین حال شرایطی که برای مذاکره دارد، آنهایی که لازم است را بصورت علنی اعلام کند. طبیعی است که ترامپ هم دنبال مذاکره مستقیم است. درواقع دیگر مذاکره غیرمستقیم و با واسطه یا با ۵+۱ و با حضور اروپایی‌ها بعید است که امکان وقوع داشته باشد.

    تهران باید برای یک مذاکره مستقیم، واکنش مثبت مشروط و آمادگی برای اینکه وارد گفت‌و‌گو شود، تصمیم بگیرد، این می‌تواند یک فرصت بی‌سابقه برای کشور باشد چراکه کنگره آمریکا بطور کامل در اختیار جمهوری‌خواهان است و از این رو اگر توافقی صورت گیرد، می‌تواند کلیه تحریم‌های آمریکا را لغو کند. باید توجه داشته باشیم که مذاکرات در این دوره تنها راجع به مسئله هسته‌ای نیست و می‌توان راجع به تمام مسائل مورد اختلاف گفت‌و‌گو کرد تا رضایت طرفین را تامین کند؛ بنابراین یک نقطه وسطی باید در گفت‌و‌گو‌ها پیدا شود. در غیر اینصورت ترامپ به سمت فشار‌های حداکثری می‌رود و حتی ممکن است انتظاری که نتانیاهو دارد مبنی بر اینکه مجوز حمله به تاسیسات ایران داده شود را از ترامپ بگیرد.

    *می‌توان این فرض را مطرح کرد که امضای فشار حداکثری علیه ایران با جلسه ترامپ و نتانیاهو مرتبط بوده است؟‌

    – می‌توان گفت تصمیم در گذشته گرفته شده ولی اعلامش به شکل هماهنگ و تنظیم شده با این دیدار بوده است. درواقع یک هشدار و در عین حال ایجاد یک زمینه برای مذاکره بوده است.

    *به نظر شما دولت پزشکیان تاکنون درباره مذاکرات فرصت‌سوزی نکرده است؟ بدین معنا که می‎‌توانست مانع از امضای همین نامه هم شود؟

    – باید توجه داشته باشیم که دولت و وزارت خارجه در این موارد تصمیم گیر نیست. دولت پزشکیان کاری که تا الان انجام داده و نسبتا قابل تقدیر است، این است که از اینکه درگیری نظامی بوجود بیاید جلوگیری کرده است. در فاصله پس از روی کار آمدن ترامپ تاکنون و حتی پیشتر از آن محتمل بود که چنین اتفاقی به وقوع بپیوندد، اما آقای پزشکیان موفق شد از یک درگیری نظامی جلوگیری کند. به هر حال آتش بس در غزه و لبنان برقرار شده، شرایط سوریه هم تغییر کرده و یمن را هم اگرچه در لیست تروریست آمریکایی‌ها گذاشته شده‌اند، اما در آنجا هم آرامش برقرار است؛ بنابراین الان فرصت بهتری است برای اینکه ایران بتواند وارد مذاکره شود. شرطی که ترامپ گذاشته است که ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکند، ایران به طور اصولی پذیرفته است ولی بحث بر سر آن است که آمریکا چگونه این اطمینان یا راستی‌آزمایی را داشته باشد. شاید چیزی که در مورد هند و پاکستان به دست آوردند درمورد ایران هم به دنبال دستیابی به آن باشند.

    *در شرایطی که ترامپ فروش نفت ایران را صفر کند و از آن طرف هم تجربه سیاست چرخش به سمت شرق به ما نشان داده که ناموفق بوده و چین و روسیه به خاطر ایران، پشت آمریکا را خالی نمی‌کنند، چه تصوری می‌توان از آینده ایران داشت؟

    – ترامپ یا توافق یا اعمال فشار و جلوگیری از فروش نفت را در مقابل هم قرار داده است. منافع چینی‌ها با آمریکایی‌هاست تا با ما. به خصوص اینکه بیش از ۵۰ درصد انرژی‌شان را از کشور‌های عربی حوزه خلیج فارس تامین می‌کنند که در مقایسه با مقدار نفتی که از ما می‌گیرند بسیار پایین است. از سوی دیگر حجم تجارت چین با آمریکا بیش از ۶۰۰ میلیارد دلار است و قابل مقایسه با حجم تجارتشان با ما نیست. از این رو طبیعی است که اگر معامله‌ای برقرار شود ترجیح هر کشوری از جمله چینی‌ها این است که منافع ملی‌شان را حفظ کنند. این ما هستیم که نباید اجازه دهیم چنین اتفاقی رخ دهد؛ نه در مورد مذاکره احتمالی که ممکن است روس‌ها با آمریکایی‌ها بر سر اوکراین داشته باشند و نه درمورد مذاکره‌ای که ممکن است آمریکایی‌ها با چینی‌ها درمورد ایران داشته باشند. ایران باید خودش مستقیما تصمیم بگیرد با آمریکا مسائلش را حل کند تا دیگران با کارت ایران امتیاز نگیرند.

    *در صورت تکرار اعمال فشار حداکثری، شرایط ایران با سال ۹۷ چه تفاوتی کرده است؟

    – ایران آن موقع فرصت بهتری داشت ولی الان فرصت‌های ما کمتر شده است. هم شرایط اقتصادی ایران مانند آن زمان نیست و هم شرایط منطقه تغییر کرده است. فرصت‌های ایران کاهش پیدا کرده و طبیعتا هر مذاکره و توافقی براساس شرایط موجود صورت می‌گیرد. در عین حال که آمریکایی‌ها علاقه‌مند هستند که تمام انرژی‌شان را روی چین و روسیه بگذارند و حضورشان در خاورمیانه را کاهش دهند شاید حاضر باشند به ایران امتیازاتی دهند.

    *آمریکا ممکن است چه امتیازاتی به ایران دهد؟

    – آنچه ایران نیاز دارد سرمایه‌گذاری روی انرژی و گاز است که اروپایی‌ها به شدت به آن علاقه‌مند هستند. همچنین در حوزه‌های دیگر مانند امنیت. درمورد مسائل هسته‌ای هم مانند برجام شاید امتیازاتی بدهند.

    *فرض کنیم که ایران حاضر به مذاکره نشود و ترامپ هم سیاست فشار حداکثری را اعمال کند. از آن طرف هم خبری از ارتباط تجاری با کشور‌های همسایه نیست. در چنین شرایطی چه تصوری می‌توان از شرایط کشور داشت؟

    – این شرایطی است که ایران به سمت کره شمالی شدن حرکت می‌کند. از آنجایی که ایران شرایط و امکانات کره شمالی را ندارد باید هزینه‌های بسیار بیشتری از جنگ پرداخت کند. همانطور که می‌دانید از زمانی که دوران هسته‌ای شروع شده است تا الان، خسارتی که به اقتصاد ایران وارد شده بیشتر از میزان خسارات وارد شده در دوران جنگ است؛ بنابراین باید جلوی خسارات گرفته شود. مسئولیت دولت و حکومت این است که جلوی خسارت به ملت و کشور را بگیرد نه اینکه دنبال آرمان‌ها برود. ماموریتی که مردم به آنها داده‌اند این است که منافع، امنیت و رفاه آنها را تامین کند؛ لذا این مسیری است که باید پیموده شود.