برچسب: فرامرز توفیقی

  • جفای دولت رئیسی در حق کارگران / از آمار‌سازي، جعل عدد، قانون‌گريزي شوراي عالي كار تا قراردادن کارگران ایرانی برابر تبعه افغان

    جفای دولت رئیسی در حق کارگران / از آمار‌سازي، جعل عدد، قانون‌گريزي شوراي عالي كار تا قراردادن کارگران ایرانی برابر تبعه افغان

    به گزارش اقتصادران، سه روز از برگزاري دور دوم انتخابات رياست‌جمهوري چهاردهم گذشته و در اين سه روز، تجمعات كارگران معترض در شهرهاي مختلف كشور و همچون روزهاي هفته‌هاي قبل همچنان ادامه يافته است. كارگران پيمانكاري آبفاي رودبار براي سيزدهمين روز پياپي و در اعتراض به تداوم 8 ماهه پرداخت نشدن مزد و ناامني شغلي، دست از كار كشيده‌اند، بيش از 20 هزار كارگر پروژه‌اي در 123 شركت زيرمجموعه صنايع نفت و گاز در بوشهر و خوزستان و اصفهان، از پايان خرداد با تجمع اعتراضي خواستار لغو تبعيض‌هاي گسترده مزدي و رفاهي و قطع دست پيمانكاران از بدنه مشاغل كارگري شده‌اند، بازنشستگان كارگري در شهرهاي شوش و اهواز و كرمانشاه و تهران و اصفهان و دامغان و قائمشهر و كرمان، در اعتراض به ناكافي بودن مستمري‌ها به خيابان‌ها آمده‌اند و كارگران اخراجي پتروشيمي ايلام با تجمع اعتراضي خواستار بازگشت به كار شده‌اند .

    محور مشترك تمام تجمعات، اعتراض به تصميمات و سياستگذاري‌هاي دولت سيزدهم است اگرچه كه مسوولان وزارت كار مي‌گويند طي سه سال گذشته، هم دستمزد كارگران رشدي متناسب با نرخ تورم داشته و هم براي افزايش قدرت خريد كارگران و تامين معاش خانواده كارگري تصميمات بي‌نظيري اتخاذ شده و براي باورپذير شدن اين ادعا هم در يك محاسبه مبهم، عدد تجميعي 119 درصد رشد دستمزد بر اساس مصوبات سه سال اخير شوراي عالي كار را در برابر تجميع نرخ 120 درصدي تورم در همين بازه زماني قرار داده‌اند . با وجود اين ادعا اما گزارش‌هاي رسمي حكايت از آن دارد كه تورم كالاهاي خوراكي، مسكن، خدمات رفاهي، آموزش و درمان در دولت سيزدهم، عدد ثابت و يكساني نبوده در حالي كه دريافتي يك كارگر حتي در سال 1401 كه كارگران رشد 57 درصدي حداقل مزد داشتند هم يك رقم ثابت بوده است . دليل اصلي اعتراضات كارگران طي دو سال اخير همين است كه به دليل جا ماندن ميزان رشد دستمزد از تورم افزايشي، ناچار شده‌اند بسياري از هزينه‌ها و به خصوص، خدمات درماني (جز در مواردي كه پاي مرگ در ميان بوده) خدمات رفاهي (سفر، اوقات فراغت، پوشاك، تفريح، خريد كالاهاي فرهنگي و رفاهي) و حتي آموزش (غير از آموزش عمومي اجباري يا تحصيلات عالي در دانشگاه‌هاي دولتي و رايگان) را از سبد هزينه‌هاي خانوار حذف كنند و با حذف مواد غذايي مفيد اما گران‌قيمت مثل گوشت قرمز و ميوه، به سفره‌اي شكم سيركن، اما بي‌كيفيت رضايت داده‌اند .

    در اين سه سال، ناتواني از پرداخت اجاره مسكن به دليل سبقت گرفتن ميزان افزايش اجاره‌ها از دستمزد كارگران و محقق نشدن وعده‌هاي كاغذي دولت سيزدهم درباره حل مشكل مسكن كارگري، بسياري از خانواده‌هاي كارگري را واداشت كه از منطقه سكونت خود به مناطق پايين‌تر و ارزان‌تر يا حتي حاشيه‌هاي آسيب‌زاي شهرها نقل مكان كنند تا از پس پرداخت اجاره‌اي كه بين 50 تا 70 درصد درآمد خانوار را مي‌بلعيد، بر بيايند . دولت سيزدهم در اين روزهاي پايان فعاليتش تلاش مي‌كند بهترين تصوير را از خود بسازد، اما حداقل براي جامعه كارگري ترسيم چنين تصويري ممكن نخواهد بود . گوش جامعه كارگري در اين سه سال با قول‌هايي پر شد كه حتي همين امروز هم در حد قول باقي مانده است؛ حذف پيمانكاران از بدنه كار، تعيين تكليف قراردادهاي موقت و حذف قراردادهاي غيرقانوني، ايجاد امنيت شغلي و رونق گرفتن سفره خانواده كارگري از جمله قول‌هاي دولت سيزدهم بود، اما همين امروز، هزاران كارگر در اعتراض به تداوم حضور پيمانكاراني كه حق كارگر خود را پايمال مي‌كنند، تجمعات اعتراضي به راه مي‌اندازند و در اين سه سال، تعديل و اخراج كارگران معترض با بهانه «اتمام قرارداد» ناامني شغلي را چنان توسعه داده كه امروز كارگر ايراني هر مشقتي را تحمل مي‌كند تا همين شغلي كه دارد را از دست ندهد و خانواده‌اش بي‌نان نمانند، چون مي‌داند كه هيچ پشتوانه و پشتيباني براي استيفاي حقوق از دست رفته‌اش ندارد . دستمزدي كه در سال جاري به كارگران پرداخت مي‌شود، محصول يك مصوبه يك طرفه است كه تا همين امروز فعالان كارگري، اين مصوبه را غيرقانوني مي‌دانند، چون امضاي نمايندگان كارگران را ندارد و به نفع گروه كارفرمايي تنظيم و ابلاغ شده است .

    روز 18 تير ماه و كمتر از 48 ساعت قبل، خبرگزاري ايلنا حرف‌هاي معاون وزارت كار را منتشر كرد كه به عنوان جديدترين خبر درباره مسكن كارگران گفته بود: «اسفند ۱۴۰۲ قرارگاه مسكن كارگري را با دستور وزير كار ايجاد كرديم. در هفته كارگر (ارديبهشت 1403) رييس‌جمهور دستور پيگيري مسكن كارگري را داد. قرار بر اين شد كه بانك‌هاي مربوطه و موسسات داراي امكان در اين زمينه پاي كار بيايند. شخص وزير كار يك نفر را مسوول حوزه مسكن كارگري قرار داد كه به عنوان مشاور وزير در اين حوزه عمل مي‌كند. تقسيم كاري در اين حوزه صورت گرفت كه بر اساس آن مشخص شود كه كدام دسته از كارفرمايان قصد دارند مسكن كارگري بسازند و موانع آن چيست. ما اين موانع را ليست كرديم. در برخي موارد مشكل زمين وجود دارد يا در تعامل با دستگاه‌ها متوجه شديم كه در برخي موارد مشكل تغيير كاربري زمين وجود دارد كه بايد براي ساخت مسكن كارگري حل شود. بايد مي‌ديديم تعاوني‌هاي مسكن كارگران در اين زمينه چه مشكلي دارند و به كارفرمايان و تعاوني‌هاي مسكن كارگري از سوي شركت‌هاي تابعه وزارت كار چه امكاناتي مي‌توانيم بدهيم و سهم بانك‌ها چقدر مي‌تواند باشد. اين موارد در مجموع بسته‌اي است كه براي تامين مسكن كارگري لازم بود و ما موارد اوليه آن را شناسايي و آماده‌سازي كرديم و جلسات قرارگاه‌ مسكن در هفته آينده ادامه خواهد داشت. اين موارد بايد حل شوند تا بتوانيم موضوع تغيير كاربري و اختصاص زمين را در نهايت حل كنيم. اصل زمين و تغيير كاربري و تامين مواد و مصالح، همگي مجموعه بسته‌اي هستند كه درباره پيشبرد هر كدام از آنها شخص وزير محترم در حال پيگيري هستند.»

    همين حرف‌ها تاييد مي‌كند كه برخلاف وعده‌هاي دولت سيزدهم، تا اسفند 1402 هيچ اقدام منجر به نتيجه عيني و عملي و ملموس در حوزه مسكن كارگري انجام نشده و بنابراين، تا امروز هيچ كارگري در خانه اعطايي از دولت ساكن نيست، بلكه اجاره كمرشكن را همچنان از دسترنج خودش پرداخت مي‌كند . امنيتي شدن فضاي اعتراض و انتقاد براي كارگران معترض و منفعل كردن تشكل‌هاي كارگري مستقل و مطالبه‌گر از ديگر اقداماتي بود كه در اين سه سال شاهد بوديم كه به تبع آن، امنيت شغلي كارگران هم پايمال شد و طبيعي است كه وقتي جامعه كارگري، نماينده مستقلي براي بيان اعتراضات و خواسته‌هاي خود نداشته باشد، حتما زمينه تضييع حقش مساعدتر مي‌شود . دولت چهاردهم قرار است با اين جامعه كارگري رودررو شود؛ جامعه‌اي كه در اين سه سال رنج فراواني بابت بي‌توجهي‌ها و محروميت‌ها متحمل شد. فرامرز توفيقي؛ فعال كارگري، عضو سابق گروه كارگري شوراي عالي كار و عضو سابق كميته دستمزد شوراي عالي كار، در گفت‌وگو با «اعتماد» علاوه بر نگاهي به مشكلات امروز جامعه كارگري كشور، راهكارهايي براي برون‌رفت از اين وضع به دولت چهاردهم و رييس‌جمهوري كه از اولين مناظره‌ها و تبليغات انتخاباتي، خود را مدافع محرومان و كارگران معرفي كرد، ارايه مي‌دهد .

    دولت چهاردهم، حدود دو ماه آينده فعاليت خود را آغاز مي‌كند. با توجه به مشكلاتي كه جامعه كارگري در دولت سيزدهم و به خصوص در دوره وزارت صولت مرتضوي تحمل كرد، دولت جديد با چه وضعيتي روبه‌رو است و چه گره‌هايي را بايد باز كند؟

    در 3 سال گذشته بزرگ‌ترين جفاها در حق خانواده كارگري و بازنشسته‌هاي كارگري صورت گرفت؛ آمار‌سازي، جعل عدد، قانون‌گريزي اعضاي دولتي شوراي عالي كار و به خصوص وزير كار و وزير اقتصاد، كمرنگ كردن نقش تشكل‌ها، ايجاد قهر بين كارگران و بدنه تشكل‌ها كه در نهايت به از بين رفتن هر چه بيشتر امنيت شغلي و فراموش شدن ماده 41 قانون كار و تعيين نشدن دستمزد مطابق قانون كار منجر شد، ادعاي غيرواقعي دولت درباره مسكن كارگري در حالي كه در اين زمينه هيچ اقدام جدي غير از چند بخشنامه و مصوبه بي‌نتيجه انجام نشد .

    اينها بخشي از مجموعه مشكلاتي است كه دولت سيزدهم براي جامعه كارگري ايجاد كرد. امروز كارگران و بازنشستگان كارگري بسيار رنجورند، بسيار سرخورده و بسيار دلخورند، چون در سال‌هاي قبل، احساس‌شان اين بود كه در نگاه دولت‌ها حكم فرزندخوانده را دارند، اما در اين سه سال، مصداق واقعي اين احساس را به عين ديدند . دولت سيزدهم در اين سه سال با آمار‌سازي مدعي ايجاد شغل و كاهش نرخ بيكاري و كاهش نرخ تورم و افزايش دستمزد متناسب با نرخ تورم شد در حالي كه هيچ كدام از اين ادعاها واقعيت نداشت. دولت سيزدهم قصد كرده بود به قراردادهاي سفيد امضا مشروعيت بدهد و به اسم پيش‌نويس اصلاحيه قانون، نسخه جراحي شده‌اي از قانون كار به مجلس داد كه اگر اين پيش‌نويس تصويب مي‌شد، قرارداد سفيد امضا به عنوان يك قرارداد قانوني در بازار كار رايج مي‌شد . با شرايطي كه دولت سيزدهم براي جامعه كارگري كشور ايجاد كرد، قطعا دولت آقاي پزشكيان براي بازگرداندن اعتماد به جامعه كارگري با دشواري‌هاي فراواني مواجه است در حالي كه به موازات چنين تلاشي بايد براي تامين امنيت شغلي و دستمزد واقعي و منصفانه كارگران هم اقدام كند . بايد در دولت چهاردهم مفهوم واقعي كار شايسته به درستي شناخته شود .

    مفهوم كار شايسته بايد از قالب سخنراني‌هاي از پيش طراحي شده و انتخاب شده‌اي كه وزرا و معاونان و افراد دست نشانده دولت در تشكل‌ها، هر سال در جلسات سازمان جهاني كار ILO مي‌گويند و البته حتي يك‌هزارم اين حرف‌ها در كشور اجرايي نمي‌شود، خارج شود . خواسته كارگران اين است كه حق اعتراض صنفي و حق كنشگري و پرسشگري صنفي به جامعه كارگري بازگردانده شود . خواسته كارگران اين است كه براي مسكن كارگري، به جاي وعده‌هاي ساختگي، اقدامات واقعي صورت بگيرد. كارگران خواستار احياي مواد 7 و ۴۱ و ۱۴۹ قانون كار و اصل 51 قانون اساسي هستند . اميدوارم دولت آقاي پزشكيان بتواند در راه تامين اين خواسته‌ها قدم بردارد و از اشتباهات 3 سال گذشته درس گرفته باشد، چون در سه سال گذشته، وزارت كار به جايگاه افراد سياسي، آن هم از يك طيف خاص و از دولت سايه تبديل شد كه اين افراد هم متاسفانه هيچ قدمي مطابق وظايف محول شده از سوي قوه مقننه و قانون اساسي برنداشتند، بلكه وزارت كار، فقط محلي بود براي تسويه حساب و انتصاب اعوان و انصار اين طيف سياسي.

    در اين سه سال، تپيكو (بزرگ‌ترين هلدينگ دارويي كشور متعلق به شستا) و شستا (شركت سرمايه‌گذاري تامين اجتماعي) به ‌شدت نابود شدند . تغيير چندباره مديران در تپيكو باعث شد كه تمام شركت‌هاي اين هلدينگ دچار مشكلات شديد شوند در حالي كه در گذشته نه چندان دور، تپيكو در راس هرم صنعت دارويي كشور بود، اما در اين سه سال متاسفانه نه تنها جايگاه و نقش‌آفريني‌اش را از دست داد، مديران سياسي در اين شركت‌ها منصوب شدند كه هيچ كدام، قامت و لباس متناسب با مديريت عامل يك شركت را نداشتند . نام كامل وزارت كار، وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي است، اما امروز چيزي به عنوان تعاون در اين وزارتخانه وجود ندارد و در حوزه رفاه هم شاهديم كه در اين وزارتخانه وظايف اصلي حوزه رفاه اجتماعي فراموش شده است .

    با آنچه در اين سه سال بر تامين اجتماعي گذشت، اگر وضع موجود ادامه پيدا مي‌كرد، صندوق تامين اجتماعي تا 5 سال ديگر ورشكست مي‌شد. من اميدوارم در دولت آقاي پزشكيان شاهد اتفاقات خوب باشيم و مسوولان جديد بتوانند دولت را براي پرداخت بدهي هنگفتش به اين صندوق مجاب كنند و البته لازم است كه اين بدهي با ارقام واقعي پرداخت شود نه اينكه همچون گذشته، براي تسويه بدهي‌ها، شركت‌هاي ورشكسته را به صندوق واگذار كنند يا حتي بدتر از آن، با عددسازي و رقم‌سازي و حرف‌هاي روي كاغذ بگويند كه دولت، طلب تامين اجتماعي را تسويه كرده است! دولت آقاي پزشكيان براي حل اين حجم مشكلات با دشواري‌هاي زيادي مواجه است و به جرات مي‌توانم بگويم كه در اين سه سال، به اندازه تمام سال‌هاي بعد از ۱۳۵۷ آوار بر سر كارگران و بازنشستگان ريخته شد و آقاي مرتضوي كه به مدت دو سال وزير كار دولت سيزدهم بود، متاسفانه معاوناني از طيف‌ها و نهادهاي سياسي و نظامي انتخاب كرد . در اين سه سال، سفره‌ها جمع شد، امنيت جمع شد، خانواده‌ها متلاشي شدند و جوانان ما يكي بعد از ديگري دست از كار كشيدند و توليد ناخالص ملي افت كرد . با توجه به اينكه برنامه هفتم توسعه بر رشد اقتصادي 8 درصدي تاكيد كرده، قطعا برگرداندن اين جوانان به عرصه كار، نيازمند تلاش فراوان است، چون در اين سه سال چنان بلايي به سر مردم آمد كه ديگر كسي به توليد و توليد ناخالص ملي و رشد ملي فكر نمي‌كند .

    يكي از اعتراضات جامعه كارگري در اين سه سال، چراغ سبز دولت سيزدهم براي ورود غيرقانوني اتباع افغانستان به بازار كار ايران و اشغال فرصت‌هاي شغلي توسط افغان‌هايي بود كه به صورت قاچاقي و غيرمجاز وارد خاك ايران مي‌شدند و البته كارفرما هم ترجيح مي‌داد به جاي كارگر هموطن و ايراني، افغان‌ها را به كار بگيرد تا از پرداخت بيمه معاف باشد. اين وضع باعث شد كارگر ايراني كه حق قانوني خود را مطالبه مي‌كرد، شغلش را از دست بدهد و بيكار بماند، چون جاي او را تبعه افغان غيرمجاز اشغال كرده بود و كارگر ايراني كه نيروي مولد بود، بعد از اخراج و بيكاري، به ناچار به دستفروش و مسافركش تبديل شد . آقاي پزشكيان در تبليغات انتخاباتي خود وعده دادكه براي انسداد مرزها و جلوگيري از ورود غيرقانوني اتباع افغانستان اقدام مي‌كند . اگر اين وعده محقق شود چه تغيير مثبتي در فضاي كار و توليد در جامعه كارگري شاهد خواهيم بود؟

    چه كسي مرزها را مي‌بندد ؟ آدم‌ها . اما به دليل آنكه فساد در كشور ما نهادينه شده، همين آدم‌ها گاها مي‌توانند چشم‌شان را ببندند و مرزها را باز كنند . من معتقدم به جاي بستن مرزها، بايد قوانين و زنهارها و تنبيهات پيشگيرانه در قبال به كارگيري غيرقانوني اتباع خارجي وضع شود . امروز شركت‌هاي بزرگ مثل پتروشيمي و شهرداري‌ها بزرگ‌ترين خاطيان به دليل به كارگيري اتباع غيرمجازند. معاونان وزير اقتصاد و وزير كار به راحتي مي‌گويند اگر كارگر ايراني نخواست با اين دستمزد كار كند، مي‌توانيم اتباع خارجي جايگزين كنيم. معني اين حرف اين است كه دولت، تبعه خارجي را روبه‌روي كارگران ايراني قرار مي‌دهد و حق اوليه اعتراض صنفي را از كارگر ايراني مي‌گيرد . بستن مرز دواي درد نيست، بلكه دولت چهاردهم بايد قوانين پيشگيرانه و تنبيهاتي در نظر بگيرد كه هيچ كارفرمايي جرات به كارگيري كارگر خارجي به جاي هموطن ايراني را نداشته باشد . قطعا چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است . من نژادپرست نيستم، اما امروز، خانواده هموطن من در حال فروپاشي است و من امروز بايد اول به فكر خانواده هموطن خودم باشم و بعد به تبعه خارجي فكر كنم .

    در دو مناظره آخر انتخاباتي، از آقاي پزشكيان سوال شد كه برخورد رييس‌جمهور آينده با كارگر مخالف و معترض و تجمعات خياباني چه خواهد بود و ايشان در جواب گفت اين كارگر مخالف به دليل ناكافي بودن حقوقش به خيابان مي‌آيد و از جوابش مي‌شد اين‌طور برداشت كرد كه قرار است حقوق كارگران متناسب با ماده 41 قانون كار تنظيم شود. كابينه آقاي پزشكيان در حوزه كار و كارگري بايد چه مسائلي را در اولويت قرار دهد كه با اين تورمي كه دولت سيزدهم رقم زده، سفره كارگر از آنچه هست، كوچك‌تر نشود؟

    البته اين جواب آقاي پزشكيان پسنديده نيست . ايران مدعي است كه از اعضاي هيات رييسه سازمان بين‌المللي كار است، اما با اين حال هنوز مقاوله‌نامه‌هاي جهاني حق اعتراضات صنفي و حق اعتصابات صنفي را امضا نكرده است . يكي از ابزارهاي كارگر براي رساندن صدايش به نهادهاي بالادست، اعتراضات صنفي است . امروز كارگر ايراني فاقد امنيت شغلي و فاقد دستمزد منصفانه و فاقد قرارداد مستقيم و فاقد مسكن است و نيروي اركان ثالث و اركان رابع و اركان ثاني است و پيمانكاران مثل زالو از خونش ارتزاق مي‌كنند و همه اين مشكلات از زماني پيش آمد كه ماده 7 قانون كار اجرا نشد، چون به دنبال اجرا نشدن اين ماده قانون، كانون كارفرمايي در شوراي عالي كار هم زير بار مزد منصفانه نرفت . آقاي پزشكيان براي محقق كردن وعده‌هايش روزهاي سختي در پيش دارد . دولت آقاي پزشكيان در اولين قدم بايد اجازه بدهد كه كارگر در بستر قانوني و در شرايط قانوني و با زيرساخت‌هاي قانوني، حق اعتراض داشته باشد و بايد صداي اعتراض كارگر را بشنود و در راستاي احقاق حق كارگر اقدام كند تا كارگر احساس كند دولت با او همراه و همدم است . اميدوارم وزير كار در دولت چهاردهم، فردي باشد كه چراغ راه مناسبي براي جامعه كارگري روشن كند و در غير اين صورت، به هيچ عنوان اعتماد از دست رفته جامعه كارگري را به دست نخواهد آورد .

  • زنده‌ماندن در ایران دیگر نمی‌صرفد! / مالیات پلکانی یعنی دست کردن در جیب کارگر!

    زنده‌ماندن در ایران دیگر نمی‌صرفد! / مالیات پلکانی یعنی دست کردن در جیب کارگر!

    به گزارش اقتصادران، روز کارگر سال ۱۴۰۳ نیز فرا رسید اما کارگران کماکان دچار بحران‌های جدی هستند؛ بحران‌هایی از جنس معیشت، مسکن، امنیت شغلی و ایمنی کاری که هر کدام از این موارد، سال‌هاست محل بحث کارگران با دولت و کارفرمایان است.

    حق حیات و زنده ماندن، عمدهترین مطالبات کارگران ایران است

    فرامرز توفیقی، فعال کارگری، می‌گوید عدول از قانون، سبب شده وضعیت کارگران سال‌به‌سال بدتر شود:

    عمده مطالبات کارگران در سال ۱۴۰۳ را در چه مواردی دستهبندی میکنید؟

    حق حیات و زنده ماندن، عمده‌ترین مطالبات کارگران ایران است. کارگران امنیت شغلی می‌خواهند. ماده 41 قانون کار که به همسانی تورم و افزایش دستمزد اشاره می کند، بخش مهمی از مطالبات کارگران است.  ماده ۱۴۹ و اصل ۵۳ قانون اساسی هم که مربوط به مسکن کارگران است، تاکنون رنگ واقعیت به خود نگرفته است. کارگر مسکن، امنیت و معیشت ندارد. در نتیجه مهم‌ترین مطالبه کارگر حق زنده ماندن است.

    سال ۱۴۰۳ از نظر دستمزدی برای کارگران نسبت به سالهای قبل چه تفاوتی دارد؟

    با توجه به بی‌قانونی که ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ در تعیین دستمزد انجام شد؛ یقیناً آوار بی‌قانونی ۱۴۰۲ هم روی ۱۴۰۳ جمع می‌شود. قطعاً سال ۱۴۰۳ سال سختی برای کارگران خواهد بود. کارگران دچار بحران بقا در این سال هستند. یکی از چالش‌های اساسی کارگران در سال ۱۴۰۳ مسئله مالیات است. دولت در بودجه اصلاح مالیاتی انجام نداده بلکه فاصلهٔ پلکانی مالیات را کم کرده است. مالیات پلکانی یعنی دست کردن در جیب کارگر؛ زور دولت به مالیات‌دهندگان واقعی نمی‌رسد، بعد به سراغ کارگران و مزدبگیران می‌آید.

    آیا این روند باعث خواهد شد که کار کردن برای کارگران دیگر صرفه اقتصادی نداشته باشد؟

    مسئله فقط به صرفه‌بودن کار نیست، زنده‌ماندن در ایران دیگر نمی‌صرفد. قطعاً تداوم این روند بهره‌وری را کاهش می‌دهد و تمرکز کارگر از دست می‌رود؛ کار کردن بدون تمرکز نیز باعث از دست رفتن سلامتی کارگر می‌شود.

     

    دولت و حاکمیت باید به کارگران اجازه دهند که تشکلهای خود را به راه اندازند

    محسن باقری، نماینده کارگران در شورای‌عالی کار معتقد است خصوصی‌سازی و آزادسازی قیمت‌ها دو بلای جان کارگران هستند که امنیت شغلی و زندگی روزمره آن‌ها را به مخاطره انداخته‌اند:

    عمده مطالبات مهم کارگران در سال ۱۴۰۳ را در چه مواردی ارزیابی میکنید؟

    خصوصی‌سازی و آزادسازی قیمت‌ها، دو فاکتور مورد اعتراض کارگران است. خوشبختانه با دستور امسال رهبر انقلاب مبنی بر تأمین امنیت شغلی کارگران، لایحه کار در دست اصلاح قرار گرفته است. این مسیر می‌تواند مطالبه‌ به حق کارگران مبنی بر امنیت شغلی را تأمین کند. قرارداد‌های موقت باید از کشور برچیده شود و قرارداد‌های ثابت داشته باشیم. این اتفاق می‌تواند کارگران را به سال‌های خوبشان برگرداند و خصوصی‌سازی هم کمرنگ خواهد شد. موضوع معیشت کارگران اگر حل شود، در کنار آن بحث تشکل‌یابی به عنوان دومین خواستهٔ مهم کارگران عملی خواهد شد. دولت و حاکمیت باید به کارگران اجازه دهند که تشکل‌های خود را به راه اندازند و برای مطالباتشان گفتگو کنند.

    به چالش خصوصیسازی اشاره کردید؛ خصوصیسازی چگونه باعث زیان کارگران شده است؟

    طی سال‌های گذشته به جای اینکه دولت بستر را برای رشد بخش خصوصی فراهم کند، کارخا‌نه‌ها را واگذار کرده است. کارخانه‌هایی مانند داروگر که با جانفشانی کارگران طی سالیان سال شکل گرفته بود، به بخش خصوصی سپرده شد و الان وضعیت اسفبار آن را می‌بینیم. این کارخانه که ۸هزار کارگر داشت، الان با ۳۰ کارگر و با عدم‌تمایل کارفرما مشغول کار است. وقتی اشتغال از بین برود و عرضه و تقاضا در جامعه بهم بریزد، اقتصاد نیز دچار مشکل می‌شود. واگذاری کارگاه‌ها موجب ناکارآمدی دولت و طمع بخش خصوصی شد. کاهش تولید به عمد و با توجیه زیان‌ده بودن توسط بخش خصوصی، باعث به تاراج رفتن سرمایه ملی شده است.

    در یک مقایسه جهانی از نظر سطح و شکل تعیین دستمزد؛ کارگران ایرانی در چه وضعیتی قرار دارند؟

    اگر حقوق کارگران را با کشور‌های همجوار مقایسه کنیم، شرایط ما اصلا خوب نیست. با سرکوب مزدی طی سال‌های اخیر و تورم شدید، با مهاجرت نیروی کار ساده مواجه خواهیم شد. قبلاً کارگر متخصص مهاجرت می‌کرد اما الان کارگر ساده هم به عراق مهاجرت می‌کند تا با کار‌های ساده، دستمزد بهتری بگیرد. علت تفاوت ما با کشورهای همسایه، مشکل نرخ پایه برای تعیین دستمزد است. نرخ دستمزد بر اساس ریال تعیین می‌شود اما نرخ تعیین قیمت کالا‌ها بر اساس دلار است. مزدبگیران ایران که حقوق ثابت دارند با این قاعده دچار مشکل می‌شوند.

    نقش دولت در ایجاد مانع برای تشکلیابی کارگران چیست؟

    دولت در خیلی از موضوعات قصد کوچک‌سازی خود را دارد اما درخواست تشکل‌سازی کارگران را قبول ندارد. دولت باید کار تشکل‌ها را به خودشان واگذار کند و تشکل‌ها از طریق کانون‌های عالی تشکیل شوند. برای تشکیل شورای اسلامی کار باید انتظار آمدن یک مقام دولتی را داشته باشیم که خلاف عرف جهانی است.

  • به 280 درصد افزایش دستمزد نیاز داریم /  کارگران 19 روز ماه جیبشان خالی است

    به 280 درصد افزایش دستمزد نیاز داریم / کارگران 19 روز ماه جیبشان خالی است

    به گزارش اقتصادران، بیستم اسفندماه فرارسیده اما هنوز محاسباتِ جدی سبد معیشت خانوارهای کارگری (موضوع بند دوم ماده ۴۱ قانون کار) در کمیته مزدِ ذیل شورای عالی کار آغاز نشده است؛ فعالان کارگری این تاخیر طولانی را نشانه‌ای روشن از تلاش دولت برای «تعیین دستوری دستمزد» می‌دانند و این در حالیست که در سال‌های پیشین تا قبل از شروع اسفند، رقم سبد معیشت خانوار نهایی شده بود.

    بر طبق یک روال همیشگی، محاسبه‌ی سبد معیشت خانوارهای کارگری با اعمال ضریب بر سبد خوراکی‌ها و آشامیدنی‌های خانوار صورت می‌گیرد؛ به عبارت دقیق‌تر، هیچ زمان در سبد معیشت، وزن مولفه‌هایی مانندِ مسکن، آموزش و درمان، «واقعی» نیست و بدیهی‌ست که اگر وزن مولفه‌های تاثیرگذار به خصوص مسکن به صورت واقعی دیده شود، نرخ سبد معیشت بسیار بالاتر خواهد بود.

    در هر حال امسال در نشست ۱۶ اسفندِ کمیته مزد، وزارت بهداشت از سبد غذاییِ جدید خود رونمایی کرد؛ این سبد غذایی با نمونه‌های قبلی خود از منظر میزان کالری و اقلام مصرفی تا اندازه‌ای تفاوت دارد؛ اما سوال اینجاست که با در نظر گرفتن سبد غذایی وزارت بهداشت، نرخ سبد معیشت خانوارهای کارگری چند است؟

    فرامرز توفیقی، فعال کارگری، براساس سبد اعلامی وزارت بهداشت؛ محاسباتی انجام داده است؛ او در مورد این سبد می‌گوید: جدول سبد غذائی اعلامی برای بهتر شدن شرایط تغذیه دستوراتی داده است از جمله مصرف نان سبوسدار، مصرف ماهی و توت و کشمش و انجیر که در محاسبات قیمت بر اساس آمار اعلامی مرکز آمار بهمن ۱۴۰۲ در محاسبه دخیل شده است. او با استناد به سبد غذایی وزارت بهداشت و داده‌های تورمی بهمن‌ماه به سبد خوراکی‌ها و آشامیدنی‌های زیر رسیده است:

    با استناد به داده‌های این جدول، مصرف خوراکی‌های ماهانه یک خانوار متوسط ۳.۳ نفری از فرمول زیر به دست می‌آید:

    ۳۰ * ۳۰۵۳۰۷۴= ۹۱۵۹۲۲۲۰ ریال

    در واقع، سبد خوراکی‌های خانوار کارگریِ ۳.۳ نفره، بر مبنای سبد غذایی وزارت بهداشت و با استناد به داده‌های تورمی بهمن‌ماهِ ۱۴۰۲ رقم ۹ میلیون و ۱۵۹ هزار تومان است.

    حال نوبت محاسبه سبد معیشت کلی براساس نرخ سبد خوراکی‌ها و آشامیدنی‌های خانوار است؛ توفیقی با بیان اینکه «مطابق اعلام مرکز آمار ایران، سهم خوراکی‌ها در هزینه‌های زندگی برای دهک چهارم (دهکی که غالب کارگران متعلق به آن هستند)، ۳۸.۹ درصد است» سبد معیشت خانوارهای کارگری متوسط را براساس فرمول زیر به دست می‌آورد:

    ۲۳۵۴۵۵۵۷۹ = ۳۸.۹ /۱۰۰ *۹۱۵۹۲۲۲۰

    به این ترتیب با استناد به سبد غذایی وزارت بهداشت که به گفته فعالان کارگری، میزان کالری مصرفی روزانه افراد را به میزان معناداری کاهش داده، رقمِ سبد معیشت بسیار حداقلی خانوارهای کارگری، ۲۳ میلیون و ۵۴۵ هزار تومان است.

    توفیقی اضافه می‌کند: سبد معیشت ۱۴۰۲ که در بهمن و اسفند سال قبل در شورای عالی کار محاسبه شد، ۱۳ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان قیمت داشت؛ درنتیجه مابه‌التفاوت دو سبد همین الان، ۹۶۴۵۵۵۷۷ ریال است؛ در واقع در همین چند ماهِ گذشته، هزینه‌های زندگی خانوارهای کارگری بیش از ۹ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان افزایش یافته است.

    او با بیان اینکه «طبق داده‌های فوق، هزینه‌های حداقلی زندگی در بهمن ماه امسال، ۲۳۵۴۵۵۵۷۹ ریال است» افزود: حقوق دریافتی کارگران به شرط واریز تمام مزایای مزدی برای یک خانوار ۳.۳ نفره، ۷۹۹۸۳۶۰۴ ریال است؛ در نتیجه در بهمن ماه، دستمزد کارگران فقط ۳۳.۹۷ درصد سبد معیشت را پوشش می‌دهد و قدرت پوشش دستمزد، تنها ۱۰.۲ روز است؛ در واقع کارگران حداقل‌بگیر با دستمزدی که می‌گیرند، بیش از ۱۹ روز ماه جیب‌شان کاملاً خالی‌ست!

    با این حال، به گفته توفیقی، سبد غذایی وزارت بهداشت، یک سبد انتزاعی و ایستاست و نمی‌تواند ترجمان ملموسی از نیازهای خوراکی واقعی خانوارهای کارگری باشد: «این سبد فاقد پویایی است و سبدی ایستاست. بدین معنا که برای فراهم آوردن خوراک خانوار، اقلام مختلفِ این سبد باید فراوری شده و به معنای واقعی به غذا تبدیل شود؛ از سوی دیگر برای فراوری غذاها مواد بسیار زیادی لازم است که در سبد انستیتو تغذیه‌ی وزارت بهداشت، نیامده است، موادی همچون ادویه‌ها، چاشنی‌ها و ترشی‌ها. نکته دیگر، عدم محاسبه نوشیدنی‌ها در این سبد است که خودش سهم ۰.۸۹ درصدی در سبد دارد اما در جدول هزینه‌ها، هیچ خبری از آن نیست».

    او البته تاکید می‌کند «بعید به نظر می‌رسد که در مذاکرات مزدی شورای عالی کار، همین سبد قلب شده و غیر واقعی نیز مبنا قرار بگیرد، به احتمال زیاد بازهم به سراغ دستوراتِ از بالافرموده‌ی دولت برای افزایش دستمزد می‌روند، بازهم روی رقم ۲۰ درصد چانه خواهند زد، در حالیکه صد درصد افزایش مزد بازهم از سبد معیشت بسیار حداقلی کمتر است….».

    صد درصد افزایش دستمزد، به شرطی که تمام مزایای مزدی نیز همپای پایه مزد ۱۰۰ درصد زیاد شود، حقوق دریافتی یک خانوار ۳.۳ نفره را به حدود ۱۶ میلیون تومان می‌رساند، با این افزایش که در نهادی به نام شورای عالی کار بعید است به ثمر برسد، بازهم دستمزد کارگران ۷ میلیون و ۵۴۵ هزار تومان کمتر از سبد تنزل‌یافته‌ی بهمن ماه است. برای رسیدن دریافتیِ امروزِ کارگران به سبد معیشتِ ۲۳ میلیون و ۵۴۵ هزار تومانی به ۲۸۰ درصد افزایش دستمزد نیاز است. حالا باید پرسید در چنین شرایطی، چطور وزیر کار و دولتی‌ها روی ۲۰ درصد افزایش دستمزد در رسانه‌ها مانور می‌دهند، هدف‌شان از پروپاگاندایی این‌چنین خلاف واقعیت چیست؟!

  • دولت هدفی جز سرکوب مزد ندارد چون خودش کارفرمای بزرگ است!

    دولت هدفی جز سرکوب مزد ندارد چون خودش کارفرمای بزرگ است!

    به گزارش اقتصادران، فرامرز توفیقی، فعال کارگری، در ارتباط با مذاکرات مزدی ۱۴۰۳ به خبرنگار ایلنا گفت: باید بپذیریم برای آغاز مذاکرات مزدی دیر شده است؛ متاسفانه دولت امسال از حربه‌ی تعویق مذاکرات مزدی برای به کرسی نشاندن اراده‌ی خود استفاده می‌کند تا به زعم خود با ایجاد نگرانی در میان کارگران شاغل و بازنشسته، نمایندگان کارگری را تحت فشار قرار دهد.

    وی تاکید کرد: هم دولت می‌داند و هم کارگران و کارفرمایان مطلعند که افزایش دستمزد یک امر بسیار واجب است و باید مذاکرات جدیِ آن قبل از آغاز اسفندماهِ هر سال کلید بخورد. باید بدانیم تعویق مذاکرات مزدی چیز جدیدی نیست و در شرایط آگاهی بالای کارگران نمی‌تواند کارکرد مطلوب دولت را داشته باشد.

    دورنما مثبت نیست!

    توفیقی با طرح این پرسش که «آیا دولت به عنوان بزرگ‌ترین کارفرمای کشور امسال هم به سیاق سال گذشته بر طبل بی‌قانونی به نام عدالت می‌کوبد یا قرار است قانون را اجرا کند» اضافه کرد: اگر به صحبت‌های آقای منظور، رئیس سازمان برنامه و بودجه توجه کنیم، درمی‌یابیم که دورنمای مثبتی از مذاکرات مزدی در کار نیست و قرار نیست ماده ۴۱ قانون کار در شورایعالی کار اجرایی شود.

    به گفته وی، به نظر می‌رسد اخیراً تمام دستورکارهای نشست‌های شورایعالی کار و سمت و سوی این جلسات را وزیر اقتصاد تعیین می‌کند، باید پرسید آیا رئیس شورایعالی کار عوض شده است و قرار است وزارت اقتصاد برای مزد و مستمری جامعه‌ی کارگری تصمیم‌سازی کند؟

    تعریفی مخدوش از «عدالت»

    این فعال کارگری افزود: با کنار هم گذاشتنِ تمامِ واقعیت‌ها و اینکه رئیس سازمان برنامه و بودجه بازهم در صحبت‌های اخیر خود بر «عدالت مزدی» تاکید داشته، می‌بینیم به دنبال عدالت واقعی در تعیین دستمزد کارگران نیستند و فقط بر طبل توخالی عدالت می‌کوبند تا افکار جامعه کارگری را منحرف سازند.

    دولت در دو سال اخیر مدام ادعا می‌کند باید در افزایش مزد و حقوق «عدالت» برقرار شود؛ به این معنا که افزایش دستمزد کارگران بایستی به اندازه‌ی افزایش حقوق کارمندان باشد؛ توفیقی در ارتباط با این رویکرد که در ذات خود ناعادلانه است؛ می‌گوید: سال گذشته حداقل حقوق کارمندان کشور ۸ میلیون تومان بود اما حداقل دستمزد کارگران ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان. حداقل دستمزد کارگران با بن کارگری و حق اولاد و حق مسکن به ۸ میلیون تومان رسید این در حالیست که حقوق کارمندان با حق عائله‌مندی و مزایای مزدی مختلف به ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسید؛ لذا تعریفی که از عدالت مزدی ارائه می‌کنند، کاملاً مخدوش و ناعادلانه است.

    وی ادامه داد: اگر واقعاً به دنبال عدالت هستند، اول باید کف حقوق گروه‌ها را همسان‌و هم‌پایه سازند بعد درصدِ افزایش حقوق را یکسان در نظر بگیرند؛ در ثانی در شش ماهه‌ی دوم امسال، آقای مخبر با ابلاغ یک بخشنامه، پرداخت خدمات رفاهی را برای کارمندان دولت مصوب کرد، آیا این مزایای مزدی به کارگران تعلق گرفت؟ خیر، بنابراین این تعریف از عدالت، ناقض اصول اولیه‌ی عدل و عدالت است.

    باید حداقل ۸ میلیون تومان به پایه حقوق کارگران افزوده شود

    توفیقی با تاکید بر لزوم پایبندی به ماده ۴۱ قانون کار در مذاکرات مزدی کارگران گفت: ماده ۴۱ قانون کار، دو مولفه برای تعیین حداقل دستمزد مشخص کرده، تورم رسمی و نرخ سبد معیشت خانوار. امروز اوضاع معیشت کارگران آن‌چنان بحرانی‌ست که دیگر نیازی نیست برای محاسبه قیمت سبد معیشت، سراغ شاخص‌هایی مثل بعد خانوار یا میزان کالری مصرفی برویم؛ اگر فقط سبد غیرواقعی و مصنوعیِ حدوداً ۱۴ میلیون تومانیِ سال گذشته را در نظر بگیریم و برای ساده‌سازی نرخِ تورم رسمیِ ۴۳.۸ درصدی را روی آن اعمال کنیم درحالیکه علی‌القاعده برای محاسبه سبد معیشت خانوارهای کارگری باید تورمِ ۵۷ درصدی خوراکی‌ها اعمال شود، به یک سبد معیشت بیشتر از ۲۰ میلیون تومان می‌رسیم.

    او ادامه داد: بنابراین دولت در مذاکرات مزدی امسال، دو مولفه‌ی بدیهی و غیرقابل انکار پیش روی خود دارد، تورم بالای ۴۰ درصد و سبد معیشت بالای ۲۰ میلیون تومان؛ قطعاً در حداقلی‌ترین حالت، باید این دو مولفه در مذاکرات مزدی ۱۴۰۳ مبنا قرار بگیرد. حتی اگر خیلی ساده، نرخ تورم را روی مداخل یا هزینه‌ها اعمال کنیم، ۴۰ درصدِ ۲۰ میلیون تومان که هزینه‌های حداقلی و بسیار تنزل‌یافته‌ی زندگی‌ست، می‌شود ۸ میلیون تومان؛ یعنی در ساده‌ترین حالت باید این ۸ میلیون تومان به پایه حقوق کارگران افزوده شود.

    حالا سوال این است که آیا دولت به این امر رضایت می‌دهد؛ آیا لااقل ۸ میلیون تومان به پایه حقوق کارگران اضافه می‌شود؛ توفیقی در پاسخ به این سوال می‌گوید: شواهد و قرائنِ موجود نشان می‌دهد که امسال دولت هدفی جز تداوم و تعمیقِ سرکوب مزدی ندارد چراکه خودش یک کارفرمای بزرگ است، در واقع بزرگ‌ترین کارفرمای کشور است و تمایلی به افزایش عادلانه‌ی دستمزد، حتی یک افزایش بسیار حداقلی و ناکافی ندارد.

    رئیس سازمان برنامه و بودجه حق دخالت در دستمزد کارگران ندارد

    او تاکید می‌کند: قانون به روشنی تکلیف افزایش دستمزد کارگران و تصمیم‌گیران این حوزه را روشن کرده است لاجرم، آقای منظور به عنوان رئیس سازمان برنامه و بودجه، در جایگاه حقوقی‌ای نیست که در مورد دستمزد کارگران اظهارنظر کند یا بخواهد در تصمیم‌سازی‌ها تاثیر بگذارد. آقای منظور حتی هیچ جایی در ترکیب سه نفره‌ی نمایندگان دولت در شورایعالی کار ندارد. ایشان می‌تواند دلسوز جامعه‌ی کارفرمایی باشد اما نمی‌تواند در مورد دستمزد کارگران نظر بدهد.

    توفیقی خطاب به رئیس سازمان برنامه و بودجه می‌گوید: باید بدانید دیگر نیازی به مدل‌ها و فرمول‌های دانشگاهی نیست؛ شرایط دستمزد و تورم در سال ۱۴۰۲ به خوبی و به عینه بر همگان ثابت کرد که در ایران چیزی به نام مارپیچ دستمزد و تورم وجود خارجی ندارد. شرایط سال جاری نشان داد حتی اگر مزد را سرکوب کنیم، هیچ اتفاقی در نمودارهای تورمی نمی‌افتد؛ تورم سنگین و کمرشکن ربطی به دستمزد و افزایش آن ندارد.

    او تصریح کرد: دیدیم که دستکاری در سال پایه تورمی و اقلام سبد تورمی، شاخص‌های تورمی را پایین نیاورد و  بازهم تاثیر چندانی نداشت. دیدیم که نتوانستند همان تورم ساختگی و دستوری را کاهش دهند؛ آقای منظور باید قبول کنید که حتی با سرکوب مزدی نتوانستید به تورم وعده داده‌ شده‌ی ۲۰ درصدی‌تان برسید؛ پس بروید و ببینید عوامل واقعی تورم سنگین چیست؛ قبل از هر چیز سراغ بی‌انضباطی مالی دولت بروید که از قضا وظیفه‌ی اصلی سازمان برنامه و بودجه کشور، جلوگیری از همین بی‌انضباطی مالی‌ست؛ از خودتان سوال کنید که آیا در این زمینه موفق بوده‌اید؟ آیا توانسته‌اید جلوی افزایش بی‌امان نرخ ارز را بگیرید؟

    این فعال کارگری در پایان گفت: باید ببینیم در چنین شرایطی، آیا نمایندگان کارگریِ شورایعالی کار در مقابل دولتِ سراپا کارفرمایی و چند نماینده کارفرمایان، قدرت چانه‌زنی موثر دارند. باید نشست و دید.