برچسب: علی مدنی زاده

  • چراغ بورس تا اطلاع ثانوی خاموش شد

    چراغ بورس تا اطلاع ثانوی خاموش شد

    به گزارش اقتصادران، سیدعلی مدنی‌زاده در گفت‌وگویی با اشاره به آغاز جنگ تحمیلی توسط دشمن صهیونیستی _ آمریکایی علیه ایران، اظهار داشت: از همان ابتدای این جنگ ناجوانمردانه، وزارت امور اقتصادی و دارایی اتاق عملیاتی تشکیل داد و با اخذ گزارش‌های روزانه، پیگیر مستمر خدمات‌رسانی در تمام حوزه‌های زیرمجموعه خود بوده است. مصوبات و تفویض اختیارهای قابل توجهی برای تسهیل امور شهروندان تصویب و ابلاغ شد.

    وزیر اقتصاد، از مصوبات مهم در حوزه گمرکی برای تسهیل ترخیص کالا خبر داد و تصریح کرد: ترخیص همه کالاها (از جمله کالاهای اساسی و غیرممنوعه) با تعهد و بدون نیاز به تخصیص ارز از بانک مرکزی امکان‌پذیر است. تشریفات گمرکی به حداقل رسیده، انتقال کالا به انبارهای اختصاصی با ضمانت‌نامه‌های حداقلی و چک صیادی مجاز شده، ثبت سفارش‌های منقضی در ایام جنگ به صورت خودکار و رایگان تا دو ماه تمدید می‌شود و ترانزیت کالا به مناطق آزاد و گمرک‌های داخلی بدون نیاز به ثبت سفارش یا اخذ تعهدات ارزی امکان‌پذیر است (تنها ثبت آماری در سازمان مناطق آزاد انجام می‌شود).

    وی در حوزه بانکی گفت: شبکه بانکی کشور با حفظ ۵۰ درصد ظرفیت در تهران و ۳۰ درصد در سایر شهرستان‌ها به فعالیت ادامه می‌دهد تا نیازهای بانکی مردم تأمین شود.

    مدنی‌زاده اضافه کرد: برای بنگاه‌های اقتصادی آسیب‌دیده و افراد آسیب‌دیده فیزیکی، تسهیلات ویژه در نظر گرفته‌شده و گشایش‌هایی در پرداخت اقساط، تسهیلات جدید و معافیت‌های مالیاتی اعمال شده است. همچنین برای چک‌های برگشتی، نظام بانکی تسهیل‌گری‌های خاصی انجام داده که جزئیات آن توسط معاون امور بانکی و بانک مرکزی اعلام خواهد شد.

    وزیر اقتصاد در بخش بیمه تأکید کرد: دستورات لازم برای پیگیری امور بیمه‌ای و جلب رضایت مردم در شرایط سخت جنگی صادر شده تا خدمات کامل ارائه گردد.

    وی درباره بازار سرمایه گفت: به منظور صیانت از دارایی‌های مردم و شرکت‌ها، بازار سهام به سرعت تعطیل و تا اطلاع ثانوی بسته خواهد بود (بر اساس مصوبه شورای عالی بورس)، اما صندوق‌های درآمد ثابت، بازار اوراق، بورس کالا و انرژی از روز دوم جنگ به فعالیت خود ادامه داده‌اند.

    وی ادامه داد: خدمات سازمان امور مالیاتی پس از ایام تعطیل آغاز می‌شود و بخشودگی‌ها، تمدید مواعد مالیاتی و تسهیلات مربوط به چک‌های پرداختی مالیاتی در نظر گرفته شده که رئیس سازمان امور مالیاتی جزئیات را اعلام خواهد کرد.

    مدنی‌زاده در پایان تأکید کرد: حقوق همه کارمندان دولتی و بازنشستگان به موقع و حتی زودتر از موعد پرداخت خواهد شد. ان‌شاءالله این ایام سخت به زودی با پیروزی جمهوری اسلامی ایران و موفقیت نیروهای مسلح سپری شود.

    وی بار دیگر آرزوی توفیق برای نیروهای مسلح قهرمان و مردم شریف ایران را از خداوند متعال مسالت کردد.

  • پیش‌بینی وزیر اقتصاد درباره نرخ تورم تا آخر سال

    پیش‌بینی وزیر اقتصاد درباره نرخ تورم تا آخر سال

    به گزارش اقتصادران، سید علی مدنی‌زاده درباره هدف‌گذاری تیم اقتصادی دولت در راستای کنترل تورم اظهار داشت: هدف‌گذاری نرخ تورم بر عهده بانک مرکزی است اما ما در تیم اقتصادی دولت تمام همّ و غمّ خود را بر کنترل تورم قرار داده‌ایم. طبیعتا در دو ماه ابتدایی اجرای طرح حذف ارز ترجیحی و نیمایی نرخ ارز افزایش می‌یابد اما از ماه سوم، تورم ماهانه به شدت کاهش پیدا خواهد کرد.

    وی افزود: همه فشارهای تورمی که قرار است بر بانک مرکزی وارد شود، جلوی آن هم توسط بانک مرکزی و هم وزارت اقتصاد گرفته می‌شود و اجازه نمی‌دهیم فشار تورمی به بانک مرکزی بیاید که منجر به افزایش پایه پولی، رشد نقدینگی و تورم شود.

    مدنی‌زاده یادآور شد: در همه سیاست‌هایی که مقرر شده بانک‌ها به کمک تولید بیایند، برنامه این است که توسط بانک مرکزی و از طریق سیاست‌های به‌اصطلاح «عقیم‌سازی»، نقدینگی مازاد جمع‌آوری شود تا جلوی آثار تورمی طرح گرفته شود.

    وزیر اقتصاد همچنین در جمع خبرنگاران درباره قیمت‌گذاری دستوری نیز بیان‌داشت: بر اساس قانون برنامه هفتم دولت اجازه قیمت‌گذاری دستوری به‌جز کالاهایی که یارانه دریافت می‌کنند را ندارد. در حال حاضر با حذف و انتقال ارز ترجیحی کالاهای اساسی به انتهای زنجیره مصرف، دیگر به هیچ یک از بخش‌هایی که قبلا یارانه داده می‌شد، تعلق نمی‌گیرد و قیمت‌گذاری دستوری برای آنها حذف می‌شود.

    وی بیان‌داشت: فقط تعداد معدودی کالا هستند که یارانه دریافت می‌کنند و مشمول قیمت‌گذاری می‌شوند اما به محض اینکه یارانه آنها حذف شود، مشمول لغو قیمت‌گذاری دستوری خواهند شد.

  • حذف ارز ترجیحی؛ از فرزین تا مدنی زاده

    حذف ارز ترجیحی؛ از فرزین تا مدنی زاده

    به گزارش اقتصادران، محمد طاهری طی یادداشتی مطرح کرد:

    این روزها سیاست بحث‌برانگیز حذف ارز ترجیحی با یک استعاره پزشکی توضیح داده می‌شود. بیماری رو‌به مرگ که تنها راه نجاتش، قطع یک پا بوده است. تصمیم سختی که به‌زعم سیاست‌گذاران، اگر گرفته نمی‌شد، جان بیمار را می‌گرفت. روایت رسمی این است که اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی ارزی قرار داشت و اگر این جراحی انجام نمی‌شد، قیمت ارز می‌توانست همین روزها به سطوحی مانند ۲۰۰ هزار تومان برسد. اکنون بیمار زنده مانده است، هرچند یک پایش را از دست داده و دولت معتقد است نباید به‌خاطر این جراحی، مورد شماتت قرار گیرد. اما این تنها روایت موجود نیست و افرادی هم در دولت حضور دارند که روایت را به شکلی دیگر تعریف می‌کنند.

    محمدرضا فرزین که روز دوشنبه ۸ دی، ساختمان فیروزه‌ای میرداماد را ترک کرد، زمانی که سکاندار سیاست پولی بود، با حذف ناگهانی ارز ترجیحی مخالف بود و امروز هم که حکم دستیار ویژه اقتصادی رئیس‌جمهور را در کیف دارد، باز هم مخالف این سیاست است. در فضای سیاسی ایران، مخالفت مقامات با سیاست‌ها هرگز عمومی نمی‌شود و ما فقط نشانه‌هایی از اختلاف را می‌بینیم، اما گاهی مجالی پیش می‌آید که روزنامه‌نگاران پای صحبت‌های موافقان و مخالفان سیاست‌ها می‌نشینند و روی اختلاف‌نظرها نور می‌اندازند. به نظر می‌رسد من هم در این گزارش چنین کاری کرده باشم. آنچه پیش رو دارید، روایت دیدار با محمدرضا فرزین و سیدعلی مدنی‌زاده است که هرکدام تصویرهای متفاوتی از حذف ارز ترجیحی ترسیم کرده‌اند. دیدار با محمدرضا فرزین در شرایطی صورت گرفت که به نظر نمی‌رسید دولت قصد جراحی و قطع پای بیمار را دارد، اما دیدار با سیدعلی مدنی‌زاده پس از قطع پای بیمار صورت گرفت.

     

    دو روایت متفاوت

    قرارمان ساعت ۸ صبح آخرین جمعه شهریور، در مجتمع رفاهی بانک مرکزی بود؛ جایی که پیشتر نیز چند نوبت با رئیس‌کل بانک مرکزی صبحانه خورده بودیم. مطابق روال نشست‌های پیشین، ما را به اتاق جلسه هدایت کردند و محمدرضا فرزین که از ساعات ابتدایی صبح در استخر مجموعه شنا کرده بود، با چهره‌ای سرحال و گل‌انداخته به جمع پیوست.

    دقایقی به احوال‌پرسی و مرور اخبار روز گذشت و پس از آن، نزدیک به یک ساعت شنونده صحبت‌های رئیس‌کل بانک مرکزی بودیم. صحبت‌هایی که طیف گسترده‌ای از موضوعات، از سیاست ارزی و تورم گرفته تا سیاست پولی، حواشی جلسه رای اعتماد وزیر اقتصاد، اسنپ‌بک و تجاوز نظامی اسرائیل را در بر می‌گرفت. جلسه بیش از دو ساعت به طول انجامید و فرزین با صراحت کم‌سابقه‌ای دیدگاه‌ها و دغدغه‌هایش را مطرح کرد. از حاشیه‌های جلسه رای اعتماد وزیر امور اقتصادی و دارایی و نسبتش با رئیس‌جمهور گرفته تا مخالفت صریحش با واردات طلا به وسیله بابک زنجانی و کشمکش‌هایش با رئیس قوه قضائیه. طبق یک عرف نانوشته اخلاقی، این‌گونه نشست‌ها ضبط نمی‌شود و آنچه در این گزارش می‌آید، حاصل یادداشت‌ها و برداشت‌های شخصی من از سخنان رئیس‌کل بانک مرکزی است. در این جلسه، علاوه بر دکتر فرزین و مصطفی قمری‌وفا -مدیر وقت روابط عمومی بانک مرکزی- دکتر علیرضا بختیاری، بنیان‌گذار گروه رسانه‌ای دنیای اقتصاد، و شماری از همکاران نیز حضور داشتند. اما فرزین درباره سیاست ارزی چه گفت؟

    محمدرضا فرزین در آن نشست به تفصیل درباره مهم‌ترین مسائل پیرامون بانک مرکزی سخن گفت، اما تشریح سیاست‌های ارزی، یکی از محوری‌ترین بخش‌های صحبت‌های او بود. فرزین سخنانش را با این جمله آغاز کرد: «در فضای نااطمینانی و شرایط تشدید تحریمی، اساساً محصول همگنی به نام ارز وجود ندارد. یورویی که در چین، اروپا یا ترکیه معامله می‌شود، هر یک با ریسک‌های متفاوتی مواجه‌اند.» او توضیح داد که سیاست‌هایی مانند اعمال تعرفه‌ها یا تحریم‌ها و به‌طور مشخص، سیاست‌های دولت ترامپ، می‌توانند ریسک معاملات ارزی را در نقاط مختلف جهان به‌شدت متفاوت کنند و همین تفاوت ریسک‌ها، ماهیت تجارت و مبادلات ارزی را تغییر می‌دهد. در ادامه، بحث اسنپ‌بک نیز مطرح شد. فرزین در این‌باره گفت: «برخلاف برخی دیدگاه‌ها در وزارت امور خارجه، اسنپ‌بک می‌تواند ضربه قابل‌توجهی به اقتصاد کشور وارد کند. برای مثال، تشدید تحریم‌های یک‌جانبه علیه نفت‌کش‌ها می‌تواند فرآیند صادرات نفت یا وصول درآمدهای آن را سه تا چهار ماه به تاخیر بیندازد.» به گفته او، چنین شرایطی نوسان شدید درآمدهای ارزی را به‌دنبال دارد و در عمل، استفاده از منابع ارزی کشور را با محدودیت‌های جدی مواجه می‌کند. در آن مقطع که سیدعلی مدنی‌زاده، وزیر امور اقتصادی و دارایی شده بود، بحث یکسان‌سازی نرخ ارز مطرح شده بود؛

    بااین‌حال، فرزین صراحتاً اعلام کرد که در شرایط موجود با اجرای این سیاست موافق نیست و معتقد است حذف ارز ترجیحی باید به‌صورت تدریجی انجام شود. استدلال او این بود: «در شرایط تشدید تحریم‌ها و تنگ‌تر شدن حلقه محدودیت‌ها، نمی‌توان سیاست ارز تک‌نرخی را دنبال کرد. تجارت خارجی ما متقارن نیست و هر شریک تجاری با ریسک متفاوتی مواجه است.» او با مثال‌هایی از روابط مالی با روسیه و عراق توضیح داد که مسیرهای تجاری ناهمگون، هزینه‌های مبادله را افزایش می‌دهد و در چنین فضایی، تک‌نرخی شدن ارز عملاً تنها در سطح اسمی معنا خواهد داشت. به باور فرزین، در این شرایط، سیاست‌گذار ناگزیر از استفاده از سیاست‌های تبعیضی برای پیشبرد امور است.

    رئیس‌کل بانک مرکزی در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد: «ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰تومانی، سیاست حمایتی دولت است و ارز بانک مرکزی محسوب نمی‌شود. اگر از من بپرسند آیا بهتر نیست این ارز به‌صورت یکباره حذف شود، پاسخ من منفی است. چرا که بانک مرکزی مسئول مهار تورم نیز هست و حذف ناگهانی این ارز می‌تواند در کوتاه‌مدت فشار تورمی ایجاد کند.» به گفته او، رویکرد صحیح، حرکت تدریجی در مسیر حذف ارز ترجیحی است. فرزین توضیح داد که تخصیص ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰تومانی طی دو سال گذشته به‌تدریج کاهش یافته است؛ به‌طوری که از ۵ /۱۹ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۲ به ۲ /۱۴ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۳ رسیده و هدف‌گذاری برای سال ۱۴۰۴، ۱۲ میلیارد دلار است. به گفته او، این کاهش به‌گونه‌ای مدیریت شده که اثر تورمی محسوسی بر کالاهای اساسی برجای نگذارد.

    او همچنین به اصلاح تدریجی نرخ ارز نیمایی اشاره کرد و گفت: «از دی‌ماه سال گذشته، نرخ نیمایی را به‌تدریج از کانال ۴۵ هزار تومان به محدوده ۷۰ هزار تومان نزدیک کردیم.» فرزین در این‌باره استدلال کرد که برخلاف نظر برخی اقتصاددانان که نرخ بازار آزاد را عامل اصلی تورم می‌دانند، نرخ ارز در مرکز مبادله تاثیر مستقیمی بر تورم دارد؛ درحالی‌که نرخ بازار آزاد بیشتر به دارایی‌هایی مانند مسکن، خودرو یا طلا سیگنال می‌دهد.

    بخش دیگری از سخنان رئیس‌کل وقت بانک مرکزی به اختلاف‌نظر او با وزیر قبلی اقتصاد درباره سیاست‌های ارزی اختصاص داشت. فرزین در این‌باره گفت: «همواره تاکید داشتم که تعیین و مدیریت نرخ ارز در حوزه مسئولیت بانک مرکزی است و ما در این زمینه به قانون‌گذار، حاکمیت و دولت پاسخگو هستیم.» او افزود که به‌دلیل پیچیدگی و تعدد عوامل موثر بر نرخ ارز، ورود نهادهای دیگر به این حوزه می‌تواند بر بی‌ثباتی‌ها بیفزاید. فرزین همچنین به موضوع تعهد ارزی صادرکنندگان پرداخت و گفت: «ما چیزی به نام پیمان‌سپاری ارزی نداریم؛ آنچه وجود دارد، تعهد به بازگشت ارز است که در تمام دنیا بر آن تاکید می‌شود.» او با مقایسه وضعیت ایران و روسیه، به تفاوت‌های بنیادین دو اقتصاد اشاره کرد و گفت اقتصاد روسیه با ذخایر عظیم طلا، نفت و گاز و مازاد تجاری بالا، قابل قیاس با اقتصاد ایران نیست.

    درنهایت، رئیس‌کل بانک مرکزی به سیاست‌های نهاد تحت مدیریتش در حوزه طلا اشاره کرد و گفت: «سال گذشته نزدیک به ۷۰ تن طلا با نرخ ارز مبادله‌ای خریداری کردیم.» او درعین‌حال، از صادرکنندگانی انتقاد کرد که ارز حاصل از صادرات را به کشور بازنمی‌گردانند و تاکید کرد که بانک مرکزی مسیرهای متنوعی برای عرضه ارز و تامین نیازهای تولیدکنندگان در نظر گرفته است.

    نزدیک ظهر بود که نشست ما به پایان رسید و برداشت ما این بود که محمدرضا فرزین و سیدعلی مدنی‌زاده به‌زودی به اختلاف می‌رسند. همین اتفاق رخ داد و مدتی بعد زمزمه‌هایی از بروز نخستین اختلاف‌نظرها درباره ارز ترجیحی میان دو تصمیم‌گیر اقتصادی بروز کرد. بماند که پیش از همه اینها و درست روز رای‌گیری سیدعلی مدنی‌زاده، غیبت عجیب معاون پارلمانی بانک مرکزی در جلسه رای اعتماد، رابطه فرزین و مدنی‌زاده را آسیب‌پذیر کرد. به وزیر جوان گفته بودند که معاون پارلمانی بانک مرکزی عمداً در نشست حاضر نشده تا به‌صورت غیرمستقیم به نمایندگان مجلس این پیام را بدهد که محمدرضا فرزین، مدنی‌زاده را تایید نمی‌کند. بعدها وقتی این روایت را برای محمدرضا عارف تعریف می‌کنند، تلاش می‌کند بین این دو صلح برقرار کند، اما چنان‌که همه می‌دانیم، این صلح موقتی است و دوام زیادی نمی‌آورد تا درنهایت به خروج فرزین از بانک مرکزی منجر می‌شود.

    در روزهای آخر هفته اول ماه دی، افزایش ناگهانی قیمت دلار از حدود ۱۳۰ هزار تومان به بیش از ۱۴۴ هزار تومان، شوکی تازه به اقتصادی وارد کرد که در بیش از یک دهه گذشته، بارها با تکانه‌های مشابه دست‌وپنجه نرم کرده بود. این شوک قوی، ششمین شوک ارزی بزرگ در حدود ۱۴ سال اخیر محسوب می‌شود که پیامدهای آن فراتر از بازارها بود. پیامدهای این شوک ارزی به‌سرعت در بازار تهران نمایان شد و پس از آن بیش از ۱۳۰ شهر را درگیر خود کرد. در پی افزایش ناگهانی نرخ ارز، شماری از کسبه و بازاریان، به‌ویژه در راسته‌های اصلی بازار، ترجیح دادند مغازه‌های خود را تعطیل یا نیمه‌تعطیل کنند. دلیل اصلی این تصمیم، ترس از ضررهای احتمالی ناشی از نوسان شدید قیمت‌ها و نبود چشم‌انداز روشن برای ثبات بازار عنوان شد.

    در برخی نقاط حساس بازار تهران، از جمله سبزه‌میدان و چهارراه استانبول، تجمع‌های پراکنده و سر دادن شعارهایی در اعتراض به وضعیت اقتصادی و نرخ ارز گزارش شد. این واکنش‌ها نشان داد که شوک ارزی همیشه یک مسئله اقتصادی تلقی نمی‌شود، بلکه این ظرفیت را دارد که به مسئله اجتماعی و امنیتی تبدیل شود. در چنین شرایطی، محمدرضا فرزین استعفا داد و ساختمان فیروزه‌ای بانک مرکزی را ترک کرد. خیلی‌ها گفتند او که یکی از ذی‌نفوذترین روسای بانک مرکزی بود، سرانجام مقهور قدرت وزیری جوان شد.

    دیدار با سیدعلی مدنی‌زاده

    دیدار با وزیر امور اقتصادی و دارایی، به چند روز پیش بازمی‌گردد. ساعت ۱۳ روز پنجشنبه ۲۵ دی‌ماه وارد ساختمان قدیمی وزارتخانه شدم. در اتاق مهمان منتظر ماندم تا نشست قبلی به پایان برسد و در این فاصله، چنددقیقه‌ای با حسین جوشقانی، دوست اقتصاددانی که مشاور وزیر است و رضا لیاقت‌ورز، دوست و همکار قدیمی که این روزها سکان روابط عمومی وزارتخانه را در دست دارد به گفت‌وگو گذشت. دقایقی بعد وارد اتاق وزیر شدیم. دکتر مدنی‌زاده خسته به نظر می‌رسید و بیش از آن‌که تمایل به صحبت داشته باشد، ترجیح می‌داد شنونده باشد. قرار بر انجام گفت‌وگویی رسمی نبود، اما بحث به‌طور طبیعی به مسائلی کشیده شد که واکنش‌ها و توضیحات او را در پی داشت. آنچه در این گزارش می‌آید، برداشت من از سخنان وزیر اقتصاد است.

    مشتاق بودم درباره سیاست ارز ترجیحی نظراتش را بشنوم، اما او در ابتدای صحبت‌هایش تلاش کرد اوضاع کشور را دست‌کم در زمینه تامین کالای اساسی عادی و به دور از نگرانی توصیف کند. به همین دلیل همان ابتدا بر این نکته تاکید کرد که کشور از نظر ذخایر کالاهای استراتژیک در وضعیت مناسبی قرار دارد و در روزهای گذشته نیز حجم قابل‌توجهی از کالاهای اساسی وارد کشور شده است. پس از این گزارش، توضیح دادم که در فضای عمومی، بسیاری از فعالان اقتصادی، ششمین شوک ارزی را عامل اصلی آغاز اعتراض‌های اجتماعی می‌دانند و معتقدند جرقه ناآرامی‌ها زمانی زده شد که نرخ ارز برای ششمین‌بار در یک دهه اخیر با جهش مواجه شد.

    در مقابل، برخی هم بر این باورند تصمیم دولت برای حذف ارز ترجیحی، با تحریک انتظارات تورمی، به افزایش همزمان قیمت‌ها انجامید و سپس شوک ارزی رخ داد. روندی که درنهایت به واکنش‌های اعتراضی در بازار منجر شد. قاعدتاً وزیر اقتصاد و رئیس‌کل فعلی بانک مرکزی روایت دوم را قبول ندارند، اما هستند افرادی که قصد دارند توپ را در حیاط باب‌همایون و میرداماد بیندازند.

    از وزیر پرسیدم چرا این مقطع را برای اجرای سیاست انتخاب کردید که گفت: «دولت قصد داشت این فرآیند را بسیار زودتر آغاز کند و در واقع این شروع خیلی دیر هم انجام شد. چراکه هم چاره‌ای جز این نداشتیم و هم اجرای این اصلاحات ضروری بود.»

    به گفته مدنی‌زاده، دولت از مدت‌ها پیش تصمیم گرفته بود با حذف ارز ترجیحی، سیاست جدیدی را در پیش گیرد؛ تصمیمی که به‌زعم او، گزینه جایگزین چندانی نیز نداشت. به بیان دیگر، منابع لازم برای تداوم تخصیص ارز ترجیحی به‌شدت محدود شده بود و امکان ادامه این سیاست وجود نداشت. استدلال مدنی‌زاده این است که «ارز ترجیحی، نه‌تنها مانع افزایش قیمت کالاهای اساسی نشد، بلکه خود به عاملی تورم‌زا تبدیل شد و درنهایت نیز به مصرف‌کننده نهایی نرسید. عملاً منابع تخصیص داده می‌شد، اما یارانه کالای اساسی به مردم منتقل نمی‌شد. حتی آمارها نشان می‌داد بخشی از این ارز از طریق قاچاق نهاده‌ها و مواد اولیه از کشور خارج می‌شد.

    در واقع، ارزی که ارزش آن در بازار بیش از ۷۰ هزار تومان بود، با قیمتی به‌مراتب پایین‌تر در اختیار گروه‌های خاص قرار می‌گرفت، بی‌آنکه مصرف‌کننده نهایی از آن منتفع شود». او افزود: «آمارها نشان می‌دهد پس از اجرای سیاست جدید، دهک‌های پایین درآمدی بهره‌مندی بیشتری از یارانه‌ها داشته‌اند و دیگر ارز ترجیحی به واردات اختصاص داده نمی‌شود.» از وزیر اقتصاد پرسیدم آیا بهتر نبود این سیاست را پیش از اجرا به‌طور شفاف برای مردم توضیح می‌دادید و بر این نکته تاکید می‌کردید که تحمل تبعات کوتاه‌مدت آن می‌تواند در بلندمدت به نفع جامعه باشد؟ مدنی‌زاده در پاسخ گفت: «این یک واقعیت است که هر سیاستی باید ابتدا برای مردم تشریح شود، اما اجماع‌سازی یک فرآیند زمان‌بر است. گفت‌وگو با جامعه باید زمانی صورت می‌گرفت که به شوک در بازار منجر نشود.

    در شرایط فعلی هم مسئله، فقط مردم نیستند؛ طرح زودهنگام چنین موضوعی می‌توانست گروه‌های مخالف را فعال کند و در نتیجه، عرضه ارز کاهش و تقاضای کاذب به‌شدت افزایش یابد.» او در ادامه توضیح داد: «وقتی نظام چندنرخی برقرار است و ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰تومانی به‌عنوان ارز ترجیحی در اختیار واردکنندگان قرار می‌گیرد، عملاً ارزی بسیار ارزان‌تر از نرخ بازار آزاد به برخی افراد و گروه‌ها تخصیص داده می‌شود. این ارز از مرحله واردات نهاده‌های تولید تا رسیدن به مصرف‌کننده، به‌تدریج با نرخ‌هایی نزدیک به بازار آزاد قیمت‌گذاری می‌شود و درنهایت، نفعی به مصرف‌کننده نهایی نمی‌رسد.» به گفته وزیر اقتصاد «شرایط غیرطبیعی و غیرمنتظره‌ای دولت را ناگزیر کرد این طرح را زودتر از زمان پیش‌بینی‌شده اجرا کند و به همین دلیل، متاسفانه فرصت گفت‌وگو با مردم در مقطع مناسب از دست رفت. بااین‌حال، به‌محض نهایی شدن تصمیم، رئیس‌جمهور و وزرای مختلف برای توضیح ابعاد طرح وارد گفت‌وگو با جامعه شدند.» مدنی‌زاده با تاکید بر اینکه اجرای هر سیاست اصلاحی، به‌طور طبیعی جای منتفعان و متضرران را تغییر می‌دهد، معتقد است: «منتفع اصلی این سیاست، مردم هستند. این تصمیم به نفع تولیدکنندگان و صادرکنندگان کشور اتخاذ شده و آثار مثبت آن در ماه‌های آینده آشکار خواهد شد.»

    از او پرسیدم اگر اجرای این سیاست به تعویق می‌افتاد، چه پیامدهایی به‌دنبال داشت؟ وزیر اقتصاد پاسخ داد: «اگر این تغییر دیرتر انجام می‌شد، احتمال داشت قیمت ارز تا سطوحی مانند ۲۰۰ هزار تومان افزایش یابد. بدون تردید، در آن صورت وضعیت معیشتی مردم و شرایط بازارها به‌مراتب نابسامان‌تر می‌شد، چراکه نرخ ارز در روزهای منتهی به اجرای این سیاست با سرعت در حال افزایش بود. در حال حاضر، بانک مرکزی تسلط بیشتری بر بازار ارز دارد و قرار نیست نرخ ترجیحی جدیدی شکل گیرد.»

    وقتی صحبت‌هایمان به پایان رسید، هرکدام مسیری در پیش گرفتیم. رضا لیاقت‌ورز به دفترش بازگشت و وزیر جوان به بانک مرکزی رفت تا در دهمین نشست کارگروه تضمین امنیت غذایی و بهبود معیشت مردم شرکت کند و من هم از مسیر حیاط شمالی وزارتخانه، سوار ماشین شدم. پشت سرم موتورهای یگان ویژه در حال استقرار در حیاط جنوبی وزارتخانه بودند. درست مقابل در ورودی سازمان سرمایه‌گذاری خارجی که این روزها نمی‌دانم چیست و پشت ساختمان قدیمی سازمان امور مالیاتی.

    دو روایت متفاوت

    در ماجرای ارز ترجیحی، مسئله فقط حذف یا تداوم یک نرخ نیست؛ مسئله این است که چه کسی روایت را تعریف می‌کند. سیدعلی مدنی‌زاده از ضرورت اصلاحی ناگزیر سخن می‌گوید که دیر آغاز شده بود، درحالی‌که رئیس‌کل سابق بانک مرکزی از سیاستی حمایتی دفاع می‌کند که باید آهسته و تدریجی کنار گذاشته می‌شد. هر دو به یک واقعیت اشاره می‌کنند، اما از دو زاویه متفاوت. یکی از بن‌بست منابع و دیگری از خطر تورم. درست مانند هر داستانی که بیش از یک راوی دارد، حقیقت ارز ترجیحی نیز میان این دو روایت معلق مانده است. حالا بیایید یک‌بار دیگر این روایت را مرور کنیم.

    اغلب افراد، ششمین شوک ارزی را دلیل اصلی آغاز اعتراض‌های اجتماعی می‌دانند، چرا که به عقیده آنها، جرقه اعتراض‌ها زمانی زده شد که برای ششمین‌بار در یک دهه گذشته، نرخ ارز با جهش مواجه شد. به این صورت که افزایش قیمت دلار از محدوده ۱۳۰ هزار تومان به ۱۴۵ هزار تومان، انگیزه‌ای برای فعالان بازار موبایل شد که در اعتراض به بی‌ثباتی‌های متغیرهای اقتصاد کلان دست از کار بکشند و شعارهای اعتراضی سر دهند.

    روایت دیگر این است که تصمیم دولت به حذف ارز ترجیحی، انتظارات تورمی را تحریک کرد و باعث افزایش دسته‌جمعی قیمت‌ها شد و پس از آن نرخ ارز نیز با شوک مواجه شد؛ به این ترتیب فعالان بازار موبایل در اعتراض به این بی‌ثباتی‌ها بیرون ریختند.

    شاید برای مردم عادی تفاوت زیادی نکند که محرک اقتصادی اعتراض‌ها چه کسی یا کدام سیاست بوده، اما پذیرش هر کدام از این روایت‌ها برای نظام حکمرانی، جای متهم را در پرونده اعتراض‌های ماه دی تغییر می‌دهد. در حال حاضر متهم اصلی محمدرضا فرزین است که در همان ابتدای به هم ریختن بازارها، کنار گذاشته شد و در حال حاضر، سکان بانک مرکزی را هم در دست ندارد و برای مصون ماندن از حوادث غیرقابل‌پیش‌بینی، به شغل تشریفاتی دستیار رئیس‌جمهور گمارده شده است. پس از او سیدعلی مدنی‌زاده و وزارت اقتصاد متهم هستند که با اصرار بر حذف ناگهانی ارز ترجیحی، بازار را به هم ریختند و اکنون نیز تلاش می‌کنند این اتهام را از خود دور کنند، چرا که به عقیده برخی، حذف شتاب‌زده ارز ترجیحی باعث و بانی اعتراض‌ها بوده است.

    زمانی که در حال تنظیم گزارش بودم، دکتر علینقی مشایخی تماس گرفتند و درباره یکی از گزارش‌های شماره ۶۲۳ تجارت فردا نکاتی را متذکر شدند. به باور ایشان، این روایت که حذف ارز ترجیحی جرقه اولیه اعتراض‌ها را روشن کرده، از اساس اشتباه است و شوک ارزی باعث و بانی اعتراض‌های اولیه بوده است. البته برای طیف وسیعی از اقتصاددانان روشن است که مسدودسازی هیچ رانتی به اندازه ارز ترجیحی در دولت مسعود پزشکیان ارجح نبود. کفگیر دولت به ته دیگ خورده بود و دیگر منبعی وجود نداشت که بخواهد به بازتوزیع ارز ترجیحی بپردازد. همزمان با نوسان شدید دلار و افزایش انتظارات تورمی، گسست اعتماد میان مردم و نظام حکمرانی نیز مزید بر علت شد تا کسبه بازار، اولین گام‌های اعتراضات را بردارند. اعتراضات از بازار موبایل‌فروشان آغاز شد و به‌تدریج به بازار کامپیوترفروش‌ها، بازار کویتی‌ها، کسبه ساختمان آلومینیوم، فروشندگان لوازم یدکی، کسبه میدان توپخانه و بلورفروش‌های میدان شوش رسید. پس از آن، عموم مردم کم‌درآمد به خیابان آمدند و ملغمه‌ای از مطالبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را فریاد زدند. به گفته تحلیلگران، عوامل گوناگونی سبب اعتراضات شد؛ با این همه، جرقه اصلی خوشه‌های خشم، نوسان شدید قیمت دلار و بی‌ثباتی متغیرهای اقتصاد کلان بود که جوانان بازاری را تحریک کرد.

    هنوز کسی نمی‌تواند از میان گزینه‌های موجود، متهم اصلی را پیدا کند، اما چنان که روزنامه سازندگی هم نوشته، «به نظر می‌رسد محمدرضا فرزین در مخالفت با حذف ارز ترجیحی، قربانی خوبی برای این سناریو است. هم با جایگزین خودش یعنی عبدالناصر همتی، سابقه درگیری دارد و حمایت صنفی او را نیز از دست داده و هم با سیدعلی مدنی‌زاده میانه خوبی ندارد. اصل و نسب سیاسی‌اش به دولت محمود احمدی‌نژاد برمی‌گردد و در دولت سیدابراهیم رئیسی به کار دعوت شده و میانه خوبی هم با نیروهای موثر دولت ندارد. اشتباهات زیادی هم در پرونده دارد و رئیس قوه قضائیه بارها برایش خط‌ونشان کشیده است. همه اینها نشان می‌دهد که محمدرضا فرزین گزینه خوبی برای قربانی شدن است».

    در سمت دیگر سیدعلی مدنی‌زاده را می‌بینیم که به قول حاج‌میرزایی، هلوی کابینه و عزیزدردانه معاون اول است و مسعود پزشکیان هم به او علاقه دارد. فردی سالم با سابقه درخشان دانشگاهی که حمایت اغلب اقتصاددانان را با خود دارد. با همه اینها، فضای سیاسی در ایران آنقدر پیچیده است که کسی نمی‌تواند آینده را پیش‌بینی کند، اما بدون شک اگر فضا آرام گیرد، این احتمال وجود دارد که پرونده اعتراض‌های ماه دی از ابتدا بررسی و تحلیل شود.

    موافقان و مخالفان چه می‌گویند؟

    استدلال موافقان حذف ارز ترجیحی بر این مبناست که این سیاست در بلندمدت به نفع جامعه و تولید و صادرات است. ارز ترجیحی که با قیمت ثابت و پایین‌تر از نرخ بازار ارائه می‌شود، بیشتر به کالاهای وارداتی تخصیص می‌یابد و هدف آن کاهش قیمت کالاهای اساسی و کنترل تورم است. بااین‌حال، موافقان حذف آن معتقدند که تخصیص ارز ترجیحی معمولاً ناکارآمد است، منابع محدود دولت را هدر می‌دهد و باعث رانت‌خواری می‌شود. یکی از مهم‌ترین استدلال‌ها این است که ارز ترجیحی باعث ایجاد تفاوت قابل‌توجه میان قیمت رسمی و نرخ واقعی بازار می‌شود و زمینه سودجویی و فساد را فراهم می‌کند. واردکنندگان و برخی شرکت‌ها می‌توانند کالاها را با ارز ارزان وارد کنند و با نرخ بازار آزاد بفروشند، یا کالاهای وارداتی را به سمت بازار سیاه هدایت کنند، که این موضوع علاوه بر ایجاد نابرابری، فشار مالی سنگینی بر دولت وارد می‌کند. موافقان حذف ارز ترجیحی همچنین بر این باورند که ادامه سیاست ارز ترجیحی، فشار بودجه‌ای عظیمی به دولت وارد می‌کند. منابع ارزی کشور محدود است و دولت نمی‌تواند به‌طور مستمر این ارز را به همه متقاضیان تخصیص دهد. در شرایط کمبود منابع، استمرار ارز ترجیحی به کاهش توان دولت در سرمایه‌گذاری در بخش‌های مهم اقتصادی و خدمات عمومی منجر می‌شود.

    استدلال دیگر، مربوط به اصلاح ساختار اقتصادی و کنترل تورم است. موافقان حذف ارز ترجیحی معتقدند که تعیین نرخ ارز واقعی باعث شفافیت بازار، کاهش فشار بر بودجه و اصلاح قیمت‌ها در طول زمان می‌شود. این اقدام به مرور باعث توزیع عادلانه منابع، کاهش رانت و افزایش کارایی اقتصادی می‌شود. موافقان حذف ارز ترجیحی همچنین تاکید می‌کنند که این سیاست اگر با اقدامات حمایتی هدفمند برای اقشار آسیب‌پذیر همراه شود، می‌تواند فشار تورمی کوتاه‌مدت را کنترل کند و زمینه رشد پایدار اقتصادی را فراهم کند. هدف اصلی، پایان دادن به رانت و فساد، آزادسازی منابع دولت و اصلاح ساختار اقتصادی است.

    در مقابل، مخالفان حذف ارز ترجیحی بر این باورند که چنین اقدامی می‌تواند فشار تورمی بر اقشار ضعیف و متوسط جامعه را به‌طور قابل‌توجهی افزایش دهد و هزینه زندگی را به‌سرعت بالا ببرد. ارز ترجیحی، به‌ویژه برای کالاهای اساسی مانند دارو، گندم، روغن و داروهای حیاتی، مانند یک ابزار حمایتی عمل می‌کند و حذف آن، بدون جایگزین مناسب می‌تواند قدرت خرید خانوارها را به‌شدت کاهش دهد. مخالفان تاکید می‌کنند که بخش قابل‌توجهی از جامعه، به‌ویژه کسانی که درآمد پایینی دارند، توان تحمل افزایش ناگهانی قیمت‌ها را ندارند و این اقدام ممکن است نابرابری اجتماعی و فقر را تشدید کند. آنها همچنین معتقدند که حذف ارز ترجیحی باعث افزایش تورم می‌شود، زیرا قیمت کالاهای وارداتی با نرخ آزاد محاسبه خواهد شد و این افزایش به‌سرعت به بازار داخلی منتقل می‌شود.

    افزایش هزینه تولید برای بسیاری از صنایع، به‌ویژه صنایع وابسته به واردات مواد اولیه، می‌تواند به کاهش تولید، تعطیلی برخی واحدهای اقتصادی و افزایش بیکاری منجر شود. مخالفان حذف ارز ترجیحی هشدار می‌دهند که بدون یک برنامه حمایتی دقیق و هدفمند، این سیاست می‌تواند فشار اقتصادی بر مردم را بیشتر کند و اعتماد عمومی به دولت را کاهش دهد. تجربه گذشته نشان داده است که افزایش ناگهانی نرخ ارز رسمی و حذف حمایت‌های دولتی بدون جایگزین مناسب، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی شدیدی دارد.

    مخالفان بر این نکته تاکید دارند که اصلاح نظام ارزی، باید مرحله‌به‌مرحله و با برنامه‌ریزی دقیق انجام شود و دولت همزمان با حذف ارز ترجیحی، سیاست‌های حمایتی هدفمند، از جمله یارانه نقدی و بسته‌های حمایتی برای اقشار آسیب‌پذیر را اجرا کند تا از فشار مستقیم اقتصادی بر مردم جلوگیری شود. هدف اصلی آنها حفظ امنیت غذایی و رفاه اجتماعی در کنار اصلاحات اقتصادی است.

    اکنون که فضا کمی آرام گرفته و اعتراض‌ها فروکش کرده است، شاید بد نباشد که تصمیم‌گیران اقتصادی همراه با اقتصاددانان سرشناس بنشینند و تجربه حذف ارز ترجیحی ماه دی را مرور کنند. منتقدان می‌گویند، دولت باید ابتدا خطاهایش را در سیاست حذف ارز ترجیحی اصلاح کند. دولت و بانک مرکزی ابتدا باید سیاست حذف ارز ترجیحی را به شکل مناسبی ساماندهی کنند. دکتر کامران ندری از دانشگاه امام صادق معتقد است: «بانک مرکزی و سیاست‌گذاران در چند هفته گذشته، دچار خطایی شده‌اند و احتمال موفقیت تصمیم خوب را با اقدامات عجولانه و زمان‌بندی نامناسب کاهش دادند. اکنون وقت آن است که بنشینند و خطاهای احتمالی را بازنگری کنند و صادقانه برای مردم شرح دهند که چرا اجرای چنین سیاستی لازم بود و اگر انجام نمی‌شد اقتصاد در چه مسیری قرار می‌گرفت.»

  • نظر وزیر اقتصاد درباره حال اینروزهای بورس / مدنی زاده: هر هزینه‌ای برای بورس پس از جنگ کردیم در حال برگشت است + فیلم

    نظر وزیر اقتصاد درباره حال اینروزهای بورس / مدنی زاده: هر هزینه‌ای برای بورس پس از جنگ کردیم در حال برگشت است + فیلم

    به گزارش اقتصادران، علی مدنی زاده، وزیر اقتصاد گفت: به آینده بورس امیدوار هستم.

    وی افزود: هر هزینه‌ای برای بورس پس از جنگ کردیم در حال برگشت است.

  • عملکرد بانک مرکزی هیچ تناسبی با وضعیت کشور ندارد / مدنی زاده درخواست تغییر رئیس بانک مرکزی را بدهد

    عملکرد بانک مرکزی هیچ تناسبی با وضعیت کشور ندارد / مدنی زاده درخواست تغییر رئیس بانک مرکزی را بدهد

    به گزارش اقتصادران، محسن زنگنه، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس ضمن انتقاد شدید از عملکرد بانک مرکزی در مدیریت تنش‌های ارزی اخیر، روش‌های این نهاد را «سنتی» و «فاقد راهبرد» خواند و تاکید کرد که سیاست‌های «پول‌پاشی» تنها به ایجاد چرخه‌ای تکراری منجر شده که در نهایت قیمت‌ها را به نقطه اوج خود بازمی‌گرداند. او تصریح کرد که مجلس در صورت ارائه یک برنامه مدون و قابل استماع، از وزیر اقتصاد در جهت اعمال مدیریت کلان و تغییر سیاست‌ها حمایت خواهد کرد.

    مشروح گفت‌وگو با محسن زنگنه، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس را در ادامه بخوانید:

    عملکرد بانک مرکزی هیچ تناسبی با وضعیت کشور ندارد

    عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس درباره عملکرد بانک مرکزی بعد از جنگ ۱۲ روزه و تنش‌های ارزی که این روزها کشور با آن درگیر است، تاکید کرد: به نظر من عملکرد بانک مرکزی هیچ تناسبی با وضعیت کشور ندارد؛ یعنی کاملا کارهای سنتی و روتینی را انجام می‌دهند.

    سیاست‌گذار در بانک مرکزی ایده و راهبرد ندارد

    این نماینده مجلس با تاکید بر اینکه سیاست‌گذار در بانک مرکزی ایده و راهبرد ندارد، افزود: در جریان‌های اخیر همه کارشناسان تخمین زده بودند که مثل همیشه بانک مرکزی یک سری اسکناس را وارد بازار می‌کند، قیمت ۳ تا ۴ میلیون تومان پایین می‌آید، دلال‌ها این ارزها را جمع می‌کنند و دوباره قیمت بالا می‌رود. الان سیستم بانک مرکزی فقط این است. در جریان بازار سکه هم روش همین است و با توزیع سکه بازار را کنترل می‌کند.

    بانک‌های مرکزی‌ دنیا در این‌گونه مواقع یک راهبرد جدید با استفاده از ابزارهای پیچیده پولی و مالی در پیش می‌گیرند

    عضو کمیسیون برنامه برنامه و بودجه مجلس با اشاره به راهبردهای بانک‌های مرکزی در دنیا عنوان کرد: بانک‌های مرکزی‌ دنیا در اینگونه مواقع یک راهبرد جدید با استفاده از ابزارهای پیچیده پولی و مالی، بهره بردن از پول رمزها، رمز ارزها و روش‌های جدید مدیریت نقدینگی در پیش می‌گیرند.

    بانک مرکزی در ایران یک روش سنتی را پیش گرفته است و مردم هم دیگر این روش را متوجه شده‌اند

    او تاکید کرد: متاسفانه بانک مرکزی در ایران یک روش سنتی را پیش گرفته است و مردم هم دیگر این روش را متوجه شده‌اند. یعنی شما همیشه یک جهش ارزی دارید، بعد بانک مرکزی پول‌پاشی می‌کند، قیمت مقداری پایین می‌آید، دوباره باز قیمت به سر جای اول باز می‌گردد و چرخه با همین روند در دفعات بعدی تکرار می‌شود.

    زنگنه با اشاره به جایگاه نظارتی وزارت اقتصاد و اخباری که از تنش‌های بین وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی حکایت دارد، گفت: همان روز اول به وزیر اقتصاد گفتیم که آیا شما می‌توانید از جایگاه وزیر اقتصاد به عنوان مدیریت اقتصاد کلان دولت صیانت کنید؟ ایشان گفت بله می‌توانم. ما همان زمان هم فکر می‌کردیم که ایشان نمی‌تواند از این جایگاه صیانت کند.

    او با بیان نقل‌قولی از مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور در زمان معرفی علی مدنی‌زاده به عنوان وزیر اقتصاد، عنوان کرد: زمانی که رئیس‌جمهور آقای مدنی‌زاده را به عنوان وزیر اقتصاد معرفی کرده بود به ایشان گفتم که آقای مدنی‌زاده که می‌گویید نخبه است، می‌تواند از جایگاه وزارت اقتصاد صیانت کند و نقش رهبری اقتصاد را در هیات دولت به دست بگیرد؟ آقای پزشکان حرف خوبی زدند. گفتند ما ایشان را برای وزارت معرفی کرده‌ایم، روی صندلی وزارت اقتصاد هم می‌نشیند، بقیه‌ ماجرا به عرضه خود او بستگی دارد. خود او باید این رهبری و کاریزما را داشته باشد که مدیریت کلان اقتصادی را فرماندهی کند.

    رئیس بانک مرکزی با پیشنهاد وزیر اقتصاد تعیین می‌شود

    این نماینده مجلس درباره احتمال تغییر رئیس بانک مرکزی با توجه به اختلاف‌نظر با وزیر اقتصاد، تاکید کرد: موضوعی که باید به آن توجه کرد این است که رئیس بانک مرکزی با پیشنهاد وزیر اقتصاد تعیین می‌شود؛ یعنی حداقل این است که آقای مدنی‌زاده می‌تواند رسما در نامه‌ای به رئیس‌جمهور بگوید بنا به این دلایل، این راهبردها، این ایرادات، من خواستار تغییر رئیس بانک مرکزی هستم. ما چنین چیزی را از ایشان ندیده‌ایم.

  • رئیس کل یا وزیر پنهان؟ مساله این است: فرزین گرانی دلار را گردن نمی‌گیرد! / آیا مدنی زاده هم به سرنوشت همتی دچار می‌شود؟

    رئیس کل یا وزیر پنهان؟ مساله این است: فرزین گرانی دلار را گردن نمی‌گیرد! / آیا مدنی زاده هم به سرنوشت همتی دچار می‌شود؟

    به گزارش اقتصادران، اختلاف نظر میان سیدعلی مدنی‌زاده، وزیر امور اقتصادی و دارایی، و محمدرضا فرزین، رئیس‌کل بانک مرکزی، دیگر در سطح «زمزمه‌های پشت‌پرده» نیست؛ موضوع به رسانه‌ها، صحن علنی مجلس و محافل تخصصی کشیده و عملاً به اصلی‌ترین شکاف در تیم اقتصادی دولت بدل شده است. در یک‌سو، وزیر اقتصادی که صریح و شفاف از ضرورت حرکت به سمت تک‌نرخی‌شدن ارز در چارچوب «شناورِ مدیریت‌شده» می‌گوید و تأکید می‌کند که پاسخگوی سیاست‌های ارزی بانک مرکزی نیست؛ و در سوی دیگر، رئیس‌کل بانکی که اصرار دارد ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰ تومانی (و چارچوب‌های چندنرخیِ پیرامون آن) تداوم یابد و تک‌نرخی‌سازی در شرایط فعلی را ناممکن می‌داند.

    جدال بر سر «فلسفه اداره بازار ارز» اکنون به نقطه‌ای رسیده که هم‌زمان تولیدکننده، صادرکننده و مصرف‌کننده، اثرات مستقیم آن را در تصمیم‌های روزانه و سفره خود لمس می‌کنند.

    مسئولیت حقوقی کجاست و پاسخ‌گویی با کیست؟

    اما اکنون اختلاف چنان جدی شده که مدنی‌زاده به صراحت گفته که «وزیر اقتصاد به هیچ عنوان پاسخگوی سیاست‌های ارزی و پولی نیست؛ بانک مرکزی مسئول انحصاریِ نرخ ارز و تورم است.»

    وزیر اقتصاد یادآور شده که در «هیأت عالی بانک مرکزی» تنها یک رأی دارد و بخش عمده اعضا بنا بر قانون، منصوب رئیس‌کل‌اند؛ بنابراین بدیهی است که سازوکار تصمیم‌گیری پولی–ارزی در اختیار بانک مرکزی است و اگر صورت‌جلسات هیأت عالی منتشر شود، روشن‌تر دیده می‌شود که مسئولیت تصمیمات ارزی با چه کسی است و هر عضو چگونه رأی داده است.

    این شفاف‌سازی گرچه برای برخی «تلخ» و شاید «غیرمتعارف» به‌نظر برسد، اما از نظر حقوق عمومی، مرزبندی وظایف را روشن می‌کند: دولت (وزارت اقتصاد) در سیاست‌های مالی، تنظیم‌گری بخش واقعی اقتصاد، مالیات، بازار سرمایه، حکمرانی شرکتی و… مسئولیت مستقیم دارد؛ اما سیاست‌های پولی و ارزی، ابزار‌های نرخ بهره، مدیریت ذخایر و قاعده‌گذاری بازار ارز در امتداد قانون، مسئولیت نخستین بانک مرکزی است.

    همین مرزبندی است که امروز به کانون نزاع تبدیل شده؛ زیرا هر لغزش یا تأخیر در اصلاح ارزی، کل اقتصاد را متأثر می‌کند، اما پاسخ‌گویی و ابزار در ید یک نهاد متمرکز است.

    از غیبت «معنادار» تا تعارض ساختاری

    اما اختلاف امروز فقط نظری نیست و سابقه‌ای رفتاری هم دارد. روایت‌ها از جلسه رأی اعتماد ۲۶ خرداد ۱۴۰۴ می‌گوید غیبت معاون حقوقی و امور مجلس بانک مرکزی در آن نشست، برای وزیر تازه، پیامی از بی‌اعتنایی یا بی‌نظمی داشت. پاسخ رئیس‌کل نیز، اما دلایل شخصی بود؛ اما برداشت وزیر، «نشانه‌ای از ناهماهنگی در تیم اقتصادی» داشت و شاید همین سوءبرداشت اولیه، در کنار چالش‌های انتصابی درباره مدیران عامل بانک‌های بزرگ و محدودیت‌های اعمال‌شده بر تغییر معاونان و مدیران ارشد، به تدریج اختلاف را از سطح شیوه حکمرانی به میدان قدرت کشاند.

    ریشه تعارض، اما در دو روایت متفاوت از اداره بازار ارز است: روایت بانک مرکزی که «کنترل آشفتگی با تثبیت نرخ‌های ترجیحی و ابزار‌های شبه‌اداری» را امن‌تر می‌داند و روایت وزارت اقتصادی که «اصلاح ساختاری با یکسان‌سازی تدریجی و قاعده‌گذاری شفاف» را شرط حذف رانت و بازگشت ثبات می‌بیند.

    «همتیِ دیروز»، «مدنی‌زادهِ امروز»: تکرار یک الگوی خطا

    پرسش این است که اگر طبق قانون، بانک مرکزی مسئول نخست سیاست‌های ارزی است، چرا وزرای اقتصاد باید قربانی شوند؟ همین الگوی نادرست را در پرونده عبدالناصر همتی نیز دیدیم که نهایتاً مسئول گرانی ارز و سکه خطاب شد، در حالی‌که ابزار و اختیارات اصلی در مهار بازار ارز، نزد بانک مرکزی است.

    امروز، اما مدنی‌زاده آشکارا می‌گوید «من شریک این تصمیمات نبوده‌ام و نمی‌توانم پاسخگو باشم.»

    این موضع، در واقع نقدی به ناهمخوانی پاسخ‌گویی و اختیار است که از وزیر اقتصاد «پاسخ» می‌خواهیم، اما «اختیار» را به او نمی‌دهیم و اگر اقتصاد سیاسی کشور به پاسخ‌گوییِ واقعی اهمیت می‌دهد، باید این عدم‌تقارن را درمان کند و یا اختیار ارزی-پولی را از بانک مرکزی به دولت منتقل کند (که خلاف اصول استقلال پولی است)، یا شفافیت و حجیتِ پاسخ‌گویی بانک مرکزی را به رسمیت بشناسد و آن را در معرض افکار عمومی قرار دهد.

    دو جهان‌بینی متضاد درباره ارز

    فرض نگاه بانک مرکزی در این چارچوب، بر آن است که افزایش نرخ ارز محرک اصلی تورم است؛ پس باید حتی با ابزار‌های غیر‌بازاری، از جهش آن جلوگیری کرد.

    چون بخش بزرگی از عرضه ارز در دست بنگاه‌های دولتی و خصولتی است، می‌توان با الزام‌های ادار‌ی آن‌ها را به عرضه در نرخ‌های تعیین‌شده واداشت؛ سمت تقاضا هم با اولویت‌بندی حاکمیتی مدیریت می‌شود. بازار آزاد کم‌عمق است و می‌توان با مداخله هدفمند و بعضاً پلیسی–قضایی آن را کنترل کرد. بله، فاصله نرخ رسمی و آزاد فساد می‌زاید؛ اما در قیاس با خطر ابرتورم، «شرّی قابل تحمل» است.

    اما نگاه وزارت اقتصاد به روایت مدنی‌زاده در مقابل این تفکر است، که تعیین دستوری نرخ ارز با فاصله زیاد از نرخ بازار به‌جای مهار آشفتگی، عرضه رسمی را می‌خشکاند و تقاضای رانتی را جهش می‌دهد و صادرکننده بازگشت ارز را به تأخیر می‌اندازد یا کم‌نمایی کند؛ واردکننده به ثبت سفارش بیش از نیاز ترغیب می‌شود تا از رانت بیشتری بهره‌مند شود؛ و تولیدکننده‌ای که در صف تخصیص می‌ماند ناچار به بازار غیررسمی رو می‌آورد و خود این رفتارها، بازار آزاد را تعمیق و نرخ را بالاتر می‌برد.

    در نهایت، همان سیاستگذار که «نرخ بازار آزاد را به رسمیت نمی‌شناخت»، با تاخیر زیاد ناچار به تعدیل نرخ‌های رسمی می‌شود؛ تأخیری که فولاد و پلیمر تا دارو و نهاده دامی را در زنجیره تولید به‌هم می‌ریزد و پیش‌بینی‌پذیری را نابود می‌کند.

    رانت زیر سایه ارز ترجیحی

    حاصل اصرار بر چندنرخی‌کردن و تثبیت‌های دستوری، «شکست دوگانه» بوده است و نه تورم به‌طور معنادار مهار شده و نه نرخ ارز به ثبات پایدار رسیده است.

    امروز همه می‌دانند که بازار ارز با چند نرخ هم‌زمان اداره می‌شود از ترجیحی ۲۸۵۰۰ تا توافقی حدود ۷۰ هزار و آزاد بالای ۱۰۰ هزار تومان؛ شکافی که به تعبیر فعالان بازار، «ماشین چاپ رانت» است.

    در همین حال، اما مرز‌های قابل‌دفاع سیاست ارزی جایی مخدوش می‌شود که واردات با ارز ارزان انجام و فروش با نرخ آزاد رقم می‌خورد؛ یعنی انتقال سود تضمین‌شده به گروهی محدود و واگذاری هزینه نهایی به مصرف‌کننده. این همان حلقه‌ای است که تشویق می‌کند کالا در گمرک معطل بماند تا مجوز ارزان برسد، یا ارز صادراتی دیرتر بازگردد تا با بازی نرخ‌ها، سود بیشتری محقق شود.

    در همین حال حامیان تداوم ارز ۲۸۵۰۰ می‌گویند «برای کالا‌های اساسی باید لنگر قیمتی داشت؛ حذف ناگهانی این لنگر، تورم معیشتی می‌آورد.».

    اگر قرار است به اقشار آسیب‌پذیر کمک شود، یارانه کالا–محورِ ارزی بدترین ابزار است؛ زیرا در عمل یارانه‌ای برای واردات کننده دسترسی‌دار است، نه یارانه به خانواده هدف.

    مدنی‌زاده بر تک‌نرخی‌شدنِ تدریجی در چارچوب شناور مدیریت‌شده تأکید می‌کند و این یعنی مسیر قیمتیِ قابل‌پیش‌بینی و اعلام‌شده، دامنه نوسان منطقی، مداخله شفاف و قاعده‌مند بانک مرکزی و حذف تبعیض‌های نرخ‌گذاری.

    اقتصاد سیاسیِ رانت و دفاع کیهان از فرزین

    وقتی منافع میلیاردی و شبکه‌های دسترسی در میان باشد، بدیهی است که ستون‌هایی در دفاع از وضع موجود قلم بزنند. این که رسانه‌ای، چون کیهان—که معمولاً منتقد سیاست‌های اقتصادی دولت‌هاست—این بار به‌طور غیرمنتظره از تداوم چارچوب فعلی دفاع کند، برای ناظران بازار غیرعادی نیست؛ این دفاع‌ها اغلب با ارجاع به ضرورت‌های امنیتی، نظارتی و انتظامی انجام می‌گیرد، اما تجربه کشور‌های متعدد و حتی مقاطع مختلف در داخل نشان داده: هرگاه فاصله نرخ رسمی و آزاد بزرگ شده، فساد و اتلاف افزایش یافته و در نهایت خود نرخ رسمی هم جهش کرده است. دفاع از چندنرخی‌بودن، دفاع از «ثبات» نیست؛ دفاع از «ثبات رانت» است.

    چرا سیاست فعلی به هدف اعلامی خود هم نمی‌رسد؟

    در همین حال، اما مدافعان تثبیتِ وضع موجود می‌گویند «هدف ما مهار تورم است». اما تثبیت مصنوعی ارز با تأمین مالیِ پنهان، در نهایت یا به کاهش ذخایر ارزی، یا به انباشت تعهدات ارزیِ ناپایدار، یا به بزرگ‌شدن شوک‌های آتی منجر می‌شود.

    هرچه تعارض نرخ‌ها بیشتر بماند، اقتصاد واقعی (از تولید صادرات‌محور تا بنگاه‌های واردکننده نهاده) با علائم قیمتی متناقض مواجه می‌شود؛ تصمیم سرمایه‌گذاری به تعویق می‌افتد، برنامه تولید کوتاه‌مدت می‌شود، و بهره‌وری سقوط می‌کند. به زبان ساده: سیاستی که به نام مهار تورم اعمال می‌شود، بذر تورم آینده را می‌کارد.

    ناکامی در دو مأموریت قانونی بانک مرکزی

    اگر سازوکار فعلی کارا بود، باید امروز شاهد کاهش پایدار تورم، همگرایی نرخ‌ها و بهبود انتظارات می‌بودیم؛ حال آن‌که فاصله نرخ‌های رسمی و آزاد، چشمگیرتر از همیشه است و بازار، علائم دوگانه می‌گیرد.

    پاسخ به سه شبهه رایج

    در این میان، اما یکی از پیشنهاد‌های کلیدیِ وزیر اقتصاد، انتشار صورت‌جلسات هیأت عالی بانک مرکزی (با ملاحظات امنیتی معقول) و گزارش‌های دوره‌ای از مداخلات ارزی است. شفافیت، دشمن رانت و دوست سیاستگذارِ درستکار است.

    وقتی فعالان بازار بدانند قاعده مداخله چیست، چه زمانی و بر اساس چه شاخص‌هایی بانک مرکزی وارد می‌شود و هدف کریدور نرخ کدام است، بازیگران سفته‌باز هم استراتژی خود را تطبیق می‌دهند و دامنه نوسان خودبه‌خود باریک‌تر می‌شود.

    پاسخ سیاستی به مطالبه افکار عمومی؛ «چه کسی پاسخگوست؟»

    در چنین وضعیتی نیز وقتی مجلس و رسانه‌ها از «بی‌ثباتی ارز» می‌پرسند، باید شفاف گفت: طبق قانون، بانک مرکزی مسئول اول و آخر در حوزه نرخ ارز و تورم است.

    مدنی زاده در سمت وزیر اقتصاد می‌تواند و باید در سیاست مالی، اصلاح ساختار بودجه، بهبود محیط کسب‌وکار، اصلاح حکمرانی شرکتی بانک‌ها و بازار سرمایه نقش‌آفرینی کند؛ اما قفل اصلی بی‌ثباتی ارزی، با کلید سیاست پولی و ارزیِ بانک مرکزی باز می‌شود.

    بنابراین، عدالت نهادی اقتضا می‌کند نقد‌ها و مطالبه عمومی در نشانی درست ثبت شود. تداوم رویه‌ای که «وزیر» را قربانی و «اختیار اصلی» را دور از پرسش نگه می‌دارد، نه‌تنها مسئله را حل نمی‌کند، بلکه انگیزه اصلاح را هم فرسایش می‌دهد.

    انتخاب حساس بین «ثباتِ رانت» و «ثباتِ قاعده»

    ایران امروز بر سر یک دو‌راهی روشن ایستاده است: یا همچنان با چند نرخی‌ بودنِ پرهزینه و تثبیت‌های دستوری، ظاهری از ثبات کوتاه‌مدت بخرد، اما تورم آینده، جهش‌های دوره‌ای ارز و فرسایش سرمایه اجتماعی را به جان بخرد؛ یا با تک‌نرخی‌سازیِ تدریجی در چارچوب شناور مدیریت‌شده، رانت را قطع کند، سیگنال‌های قیمتی را درست کند و ثبات پایدار بسازد.

    مسیر دوم نیازمند صداقت سیاستی، برنامه زمانی، شفافیت و حمایت معیشتیِ هدفمند است—اما دستاوردش، پایان‌دادن به اقتصاد امتیاز و شروع حکمرانی قاعده‌مند است. با این معیارها، موضع وزیر اقتصاد که شفافیت، قاعده‌مندی و تک‌نرخی‌شدن را محور قرار داده و به درستی مسئولیت قانونی بانک مرکزی را یادآور می‌شود؛ سیاست‌مدارانه‌تر، اقتصاد‌محورتر و آینده‌نگرتر است.

    در مقابل، اصرار رئیس‌کل بانک مرکزی بر تداوم ۲۸۵۰۰ و چندنرخی‌بودن، به‌رغم نیت اعلامی برای مهار تورم، در عمل به بازتولید رانت، تعمیق بازار غیررسمی و فرسایش اعتماد انجامیده و در دو مأموریت قانونیِ مهار تورم و ثبات‌بخشیِ ارز، کارنامه‌ای قابل دفاع به جا نگذاشته است.

    سیاست اقتصادی نیاز به شجاعت اصلاح دارد؛ انتخاب قواعد روشن به‌جای نرخ‌های چندگانه مبهم، انتخاب پاسخ‌گویی نهادی به‌جای فرافکنی، و انتخاب ثبات پایدار به‌جای مُسکن‌های کوتاه‌اثر.

    اگر دولت به این مسیر تن دهد و بانک مرکزی را به شفافیت و قاعده‌پذیری فرابخواند، می‌توان امیدوار بود بازار ارز از «عرصه مناقشه» به «محیط پیش‌بینی‌پذیر» تبدیل شود؛ جایی که تولیدکننده می‌سازد، صادرکننده می‌آورد و مصرف‌کننده تاوان امتیاز‌های پنهان را نمی‌پردازد. این همان مسیری است که مدنی‌زاده بر آن پافشاری می‌کند و اقتصاد ایران، بیش از هر زمان، به آن نیاز دارد.

  • من مسئول نرخ ارز و تورم نیستم

    من مسئول نرخ ارز و تورم نیستم

    به گزارش اقتصادران، علی مدنی‌زاده، وزیر امور اقتصادی و دارایی گفت: وزیر اقتصاد به هیچ عنوان پاسخگوی هیچ کدام از سیاست‌های ارزی و پولی که در بانک مرکزی اتخاذ می‌شود نیست.

    وزیر امور اقتصادی و دارایی بیان داشت: بانک مرکزی مسئول انحصاری سیاست‌های پولی و ارزی کشور است و به‌صورت مشخص، مسئول اول و آخر در حوزه مسائل مربوط به نرخ ارز و تورم به‌شمار می‌رود.

    وی بیان داشت: براساس قانون مصوب مجلس تمام اعضای هیات عالی نظارت بانک مرکزی به غیر از وزیر اقتصاد و رئیس سازمان برنامه و بودجه منتخب رئیس کل بانک مرکزی هستند. بنابراین اگر براساس قانون و اصل شفافیت بانک مرکزی صورت جلسات را منتشر می کردند و مشخص می شد که من به عنوان وزیر اقتصاد شریک این تصمیمات و سیاست ها بوده ام یا خیر.

  • بانک مرکزی و وزارت اقتصاد سرشاخ شدند! / فرزین برکنار می شود؟

    بانک مرکزی و وزارت اقتصاد سرشاخ شدند! / فرزین برکنار می شود؟

    به گزارش اقتصادران، بازار ارز در ایران سال‌هاست به محل مناقشه و تصمیم‌های متناقض بدل شده است. در حالی‌که سیدعلی مدنی‌زاده، وزیر اقتصاد، با صراحت از لزوم حرکت به سمت تک‌نرخی شدن ارز سخن می‌گوید، محمدرضا فرزین، رئیس کل بانک مرکزی، بر ادامه سیاست ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰ تومانی اصرار دارد و تک‌نرخی شدن را در شرایط فعلی غیرممکن می‌داند. این تضاد آشکار نه تنها نشانه‌ای از نبود اجماع در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری اقتصادی است، بلکه پیامد‌های آن مستقیما بر تولید، صادرات، تورم و زندگی روزمره مردم سایه انداخته است.

    تقابل دو نگاه در قلب سیاست ارزی

    وزیر اقتصاد در نشست شورای گفت‌وگوی دولت و بخش خصوصی تأکید کرده است که تا زمانی که نرخ‌های متعدد ارز وجود دارد، جهش‌های پی‌درپی و بی‌ثباتی در بازار ادامه خواهد داشت. او راهکار را حرکت به سمت تک‌نرخی شدن و مدیریت شناور نرخ ارز می‌داند.

    در مقابل، رئیس کل بانک مرکزی در جلسه‌ای مشابه در تبریز با صراحت اعلام کرده که حذف ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰ تومانی در دستور کار نیست، چرا که به زعم او حذف این نرخ می‌تواند کالا‌های اساسی را با موجی از گرانی روبه‌رو کند. او حتی افزایش نرخ ارز ۷۰ هزار تومانی مرکز مبادله را نیز رد می‌کند و وعده می‌دهد که با کاهش انتظارات تورمی، نرخ بازار غیررسمی هم پایین خواهد آمد.

    این دو دیدگاه متضاد عملا به معنای ارسال سیگنال‌های ناهمگون به فعالان اقتصادی است؛ بازاری که بیش از هر چیز به ثبات و پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد، اکنون با سردرگمی ناشی از تضاد در بالاترین سطح مدیریت اقتصادی مواجه است.

    ارز چند نرخی؛ ریشه فساد و رانت

    یکی از اصلی‌ترین معایب نظام چند نرخی ارز، ایجاد رانت و فرصت‌های فسادزا است. وقتی کالا یا نهاده‌ای با دلار ۲۸۵۰۰ تومانی وارد می‌شود و همان کالا در بازار آزاد با نرخ دو برابر فروخته می‌شود، طبیعی است که فاصله قیمتی، منبعی برای سودجویی و فساد ایجاد کند. تجربه چند سال گذشته نشان داده است که ذی‌نفعان این سیاست بیش از مردم عادی، از این یارانه پنهان بهره‌مند شده‌اند.

    نمونه بارز این وضعیت را می‌توان در ماجرای نهاده‌های دامی مشاهده کرد. از دی‌ماه ۱۴۰۱ تا امروز، دلار پرداختی برای واردات نهاده‌ها همچنان ۲۸۵۰۰ تومان مانده، اما قیمت مرغ برای مصرف‌کننده تقریباً دو برابر شده است. به بیان دیگر، یارانه ارزی نه تنها به کنترل قیمت‌ها کمکی نکرده، بلکه به جیب گروهی خاص سرازیر شده و مردم همچنان شاهد افزایش قیمت‌ها هستند.

    نابودی تولید داخلی و صادرات

    نرخ‌های چندگانه ارز، کالای خارجی را به‌طور مصنوعی ارزان‌تر از کالای داخلی می‌کند. واردکننده‌ای که از ارز ارزان استفاده می‌کند، می‌تواند محصول خود را با قیمتی رقابتی در بازار عرضه کند؛ در حالی‌که تولیدکننده داخلی که هزینه‌هایش با دلار آزاد محاسبه می‌شود، عملا قدرت رقابت را از دست می‌دهد. نتیجه چنین سیاستی چیزی جز تعطیلی واحد‌های تولیدی و افزایش بیکاری نیست.

    از سوی دیگر، صادرات نیز از این سیاست ضربه می‌خورد. صادرکننده‌ای که باید ارز حاصل از صادرات خود را با نرخ دستوری در سامانه‌های رسمی عرضه کند، انگیزه‌ای برای تداوم فعالیت ندارد. همین مسئله سبب شده که بخشی از صادرات به سمت غیررسمی سوق پیدا کند و عملاً درآمد‌های ارزی کشور کاهش یابد.

    سهم بیشتر ثروتمندان از ارز ترجیحی

    یکی از توجیهات اصلی حامیان ارز چند نرخی، حمایت از اقشار ضعیف جامعه است. اما واقعیت نشان می‌دهد که این سیاست در عمل به نفع دهک‌های بالاتر تمام شده است. ثروتمندان به دلیل مصرف بیشتر، سهم بیشتری از کالا‌های یارانه‌ای و ارز ترجیحی دارند، در حالی‌که اقشار ضعیف که مصرفشان کمتر است، بهره چندانی نمی‌برند. در نتیجه، سیاستی که قرار بود ابزار عدالت باشد، عملاً نابرابری را تشدید کرده است.

    کنترل تورم؛ وعده‌ای که محقق نشد

    بانک مرکزی همواره استدلال کرده است که حذف ارز ترجیحی به افزایش شدید تورم منجر می‌شود. اما تجربه نشان می‌دهد که با وجود تثبیت نرخ ۲۸۵۰۰ تومانی برای نهاده‌های دامی، تورم کالا‌های اساسی همچنان دو برابر شده است. این یعنی اثر این سیاست بر کنترل تورم بسیار ناچیز بوده و عملاً هزینه‌هایش بیشتر از منافعش است.

    واقعیت این است که تورم در اقتصاد ایران ریشه‌های عمیق‌تری دارد؛ از کسری بودجه و رشد نقدینگی گرفته تا ساختار‌های ناکارآمد توزیع. در چنین شرایطی، تداوم ارز چند نرخی تنها به تعویق انداختن واقعیت‌های اقتصادی است، نه راه‌حلی برای کنترل تورم.

    همسویی یا برکناری؟

    تعارض میان وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی بیش از آنکه اختلافی کارشناسی باشد، به پرسشی بنیادین درباره هماهنگی تیم اقتصادی دولت تبدیل شده است. آیا سیاست ارزی کشور باید بر اساس دیدگاه وزارت اقتصاد پیش برود یا بر مبنای ملاحظات بانک مرکزی؟ اگر هدف دولت تک‌نرخی شدن ارز است، رئیس کل بانک مرکزی باید در همین مسیر حرکت کند؛ و اگر او اعتقادی به این سیاست ندارد، یا باید کناره‌گیری کند یا جای خود را به مدیری بدهد که به این مسیر باور دارد.

    عدم تصمیم‌گیری در این باره، به معنای ادامه بلاتکلیفی است؛ وضعیتی که هزینه آن را نه سیاست‌گذاران بلکه تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان می‌پردازند.

    آینده‌ای که با چند نرخی بودن از دست می‌رود

    اقتصادی که نرخ‌های متفاوت ارز در آن جریان دارد، نه شفاف است و نه قابل پیش‌بینی. در چنین فضایی سرمایه‌گذار جرات تصمیم‌گیری ندارد، تولیدکننده انگیزه‌ای برای گسترش فعالیت پیدا نمی‌کند و صادرکننده به مسیر‌های غیررسمی سوق داده می‌شود.

    تک‌نرخی شدن ارز هرچند در کوتاه‌مدت ممکن است تبعات قیمتی داشته باشد، اما در بلندمدت می‌تواند ثبات، شفافیت و عدالت را به اقتصاد بازگرداند. تجربه بسیاری از کشور‌ها نشان داده که گذار به ارز تک‌نرخی، یکی از گام‌های حیاتی برای مهار رانت، مبارزه با فساد و بازگرداندن اعتماد به بازار است.

    اکنون زمان تصمیم‌گیری وزیر اقتصاد است؛ یا هماهنگی کامل میان ارکان تیم اقتصادی با برکناری فرزین برای حرکت به سمت تک‌نرخی شدن، یا ادامه سیاست‌های متناقض که نتیجه‌ای جز بی‌اعتمادی و سردرگمی برای بازار و مردم نخواهد داشت. آیا مدنی‌زاده از اشتباه همتی در ابقای فرزین درس می‌گیرد؟

    play/pausesound