برچسب: عربستان

  • پشت پرده سکوت سنگین کشورهای عربی در جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل

    پشت پرده سکوت سنگین کشورهای عربی در جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل

    به گزارش اقتصادران، شعله‌های نبرد میان تهران و واشنگتن افق‌های خلیج‌فارس را در بر گرفته و تا خود ریاض هم رسیده است. سکوت سنگین پایتخت‌های عربی در این شرایط، اما به معمایی پیچیده بدل است. گزارش‌های اخیر اندیشکده‌های غربی نشان می‌دهد که برخلاف تصور نخستین، اعراب میان دو لبه قیچی انتقام سخت تهران و حملات بی‌مهابای اسرائیل گرفتار شده‌اند؛ هراس پنهانی که مانع از ورود مستقیم همسایگان جنوبی به جنگ کنونی شده است.

    وقتی اسرائیل ترسناک‌تر از ایران می‌شود

    بررسی گزارش‌های اخیر «چتم هاوس» و «گاردین» نشان می‌دهد که در ذهن حکام عرب، یک جابه‌جایی بزرگ در مفهوم «تهدید» رخ داده است. اگر تا دیروز ایران به عنوان قدرت هژمونیک منطقه، کابوس ریاض و ابوظبی بود، امروز فروریختن احتمالی ساختار قدرت در تهران و خلأ ناشی از آن، به عنوان تهدیدی به مراتب بزرگتر نگریسته می‌شود. تحلیلگران بین‌المللی معتقدند که کشور‌های عربی، به‌ویژه عربستان سعودی و مصر، به شدت از سناریوی فروپاشی جمهوری اسلامی در ایران واهمه دارند؛ چرا که پیامد آن، نه ثبات، بلکه سیل مهاجرت، تروریسم افسارگسیخته و آشوبی خواهد بود که مرز‌های جغرافیایی را به رسمیت نمی‌شناسد.

    در این میان، نشریه اکونومیست به نکته‌ای حیاتی اشاره می‌کند و می‌نویسد: اعراب به خوبی درک کرده‌اند که تضعیف بیش از حد ایران، به معنای قدرت گرفتن بی‌رقیب اسرائیل در منطقه است. تداوم سیاست‌های انقباضی و تهاجمی تل‌آویو در غزه و جنوب لبنان، این باور را در میان سران عرب تقویت کرده که اسرائیلی که رقیب قدرتمندی در شرق (ایران) نداشته باشد، به زودی به دنبال تحمیل اراده‌ خود بر کل خاورمیانه خواهد رفت. لذا، ورود اعراب به جنگ علیه ایران، در واقع به معنای هموار کردن مسیر برای هژمونی مطلق اسرائیل است؛ گزینه‌ای که برای هیچ حاکم عربی خوشایند نیست.

    دیپلماسی پنهان در مسقط و دوحه

    منابع خبری الجزیره و وال‌استریت ژورنال فاش کرده‌اند که با وجود حملات اخیر، کانال‌های دیپلماتیک در عمان و قطر نه تنها بسته نشده، بلکه به شدت فعال شده‌اند. کشور‌های عربی که میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا هستند، اکنون در وضعیتی پارادوکسیکال قرار دارند. آنها از یک سو طبق معاهدات امنیتی ملزم به همکاری با واشنگتن هستند و از سوی دیگر، به صراحت به تهران پیام داده‌اند که اجازه نخواهند داد از حریم هوایی یا خاک آنها برای حمله به ایران استفاده شود.

    این رویکرد که می‌توان آن را بی‌طرفی مسلحانه نامید، ناشی از ترسی است که حملات تلافی‌جویانه ایران به زیرساخت‌های انرژی در امارات و بحرین ایجاد کرده است. به گزارش سی‌اس‌آی‌اس (CSIS)، هدف قرار گرفتن فرودگاه دبی و برخی تاسیسات نفتی، به پایتخت‌های عربی فهماند که چتر دفاعی آمریکا لزوماً سدی نفوذناپذیر در برابر پهپاد‌ها و موشک‌های ایرانی نیست. حمله دیشب به سفارت آمریکا در ریاض شاهدی برای اثبات این موضوع است. بر همین اساس ورود به جنگ برای آنها به معنای انتحار اقتصادی و پایان پروژه‌های بلندپروازانه توسعه نظیر «چشم‌انداز ۲۰۳۰» سعودی خواهد بود.

    شکاف در شورای همکاری؛ اتحاد یا تفرقه؟

    تحلیل مؤسسه مطالعاتی آی‌آر‌آی‌اس (IRIS) نشان می‌دهد که برخلاف ظاهر متحد، شکاف‌های عمیقی در میان اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس وجود دارد. امارات متحده عربی که بیشترین آسیب اقتصادی را از تنش‌های اخیر دیده، لحن تندتری علیه تهران اتخاذ کرده است، اما عربستان سعودی با احتیاط بیشتری گام برمی‌دارد. ریاض به خوبی می‌داند که هرگونه ورود مستقیم به جنگ، دستاورد‌های دیپلماتیک دو سال اخیر و روند تنش‌زدایی با تهران را به کلی نابود خواهد کرد. (البته این تحلیل مربوط به قبل از حمله پهپادی شبه گذشته به سفارت آمریکا در ریاض است و اتفاقاتی مثل آن یا حمله به آرامکو، می‌تواند معادلات را قدری تغییر دهد.)

    کویت و عمان نیز، به عنوان سنتی‌ترین میانجی‌گران منطقه، به شدت نگران امنیت دریایی و مسدود شدن تنگه هرمز هستند. برای این کشورها، ورود به یک ائتلاف نظامی علیه ایران، به معنای دعوت از آشوب به خانه‌ خود است. گزارش‌های اندیشکده شورای آتلانتیک حاکی از آن است که کشور‌های عربی در حال لابی‌گری سنگین در کنگره آمریکا هستند تا ترامپ را از گسترش دامنه نبرد منصرف کنند، چرا که آنها خود را اولین قربانیان یک «جنگ بزرگ» می‌بینند.

    کابوس خلأ قدرت؛ فراتر از مرز‌های نظامی

    یکی از جدی‌ترین تحلیل‌هایی که در روزنامه‌های لوموند و نیویورک تایمز بازتاب داشته، نگرانی از «سوریه‌ای شدن» ایران است. تحلیلگران خارجی معتقدند که کشور‌های عربی، به‌ویژه اردن و عراق، از این واهمه دارند که حملات سنگین آمریکا و اسرائیل، شیرازه اداری و امنیتی ایران را از هم بپاشد. در چنین سناریویی، گروه‌های شبه‌نظامی متکثر و هسته‌های تندرو در سراسر منطقه فعال خواهند شد که مهار آنها برای هیچ ارتش کلاسیکی در کشور‌های عربی ممکن نخواهد بود.

    همچنین، وابستگی اقتصادی متقابل (نظیر واردات گاز از ایران یا تجارت مرزی) باعث شده تا ورود به جنگ، به معنای خودزنی معیشتی برای برخی از همسایگان باشد. پکن نیز با نفوذی که بر ریاض و تهران دارد، به شدت بر طبل خویشتن‌داری اعراب می‌کوبد تا زنجیره تأمین انرژی خود را از گزند آتش نبرد حفظ کند.

    چرا اعراب «ماشه» را نخواهند چکاند؟

    با کنار هم قرار دادن داده‌های فوق، می‌توان به این نتیجه رسید که احتمال تشکیلِ یک «ناتوی عربی» برای ورود فعال به جنگ با ایران، دست‌کم در شرایط کنونی، بسیار پایین است، چراکه تجربه جنگ‌های گذشته و قدرت پهپادی-موشکی ایران نشان داده که پایتخت‌های شیشه‌ای جنوب خلیج‌فارس، اولین اهداف در دسترس هستند.

    ضمن اینکه، سخنان متناقض ترامپ و سابقه آمریکا در رها کردن متحدان (نظیر آنچه در افغانستان رخ داد)، اعراب را نسبت به چک سفید امضای واشینگتن بدبین کرده است.

    افزون بر این، اعراب تمایلی ندارند که به پیاده‌نظام پروژه‌ اسرائیل برای حاکمیت مطلق بر منطقه تبدیل شوند.

    در واقع، پایتخت‌های عربی ترجیح می‌دهند در حاشیه بمانند و با استفاده از ابزار‌های دیپلماتیک، هزینه‌های نبرد را کاهش دهند. آنها به خوبی می‌دانند که ایران، همسایه‌ ابدی آنهاست و هرگونه مشارکت در تخریب آن، زخمی تاریخی بر پیکر روابط دوجانبه باقی خواهد گذاشت که تا نسل‌ها التیام نخواهد یافت.

    سپری از جنس دیپلماسی

    برخلاف لفاظی‌های رسانه‌ای، واقعیت روی زمین نشان‌دهنده آن است که اعراب بیش از آنکه به دنبال فتح تهران باشند، نگران بقای خویش در میانه‌ این توفان هستند. ورود به جنگ با ایران، برای حکام عرب، بازی با آتش در انبار باروت است. وظیفه رسانه‌های داخلی و نخبگان سیاسی در این مقطع، تقویت این ادراک در میان همسایگان است که امنیت منطقه، یکپارچه و تفکیک‌ناپذیر است. صلح با همسایه، همواره ارزان‌تر و پایدارتر از ائتلاف با بیگانه است.

  • هشدار سه کشور عربی به آمریکا درباره اقدام احتمالی علیه ایران

    هشدار سه کشور عربی به آمریکا درباره اقدام احتمالی علیه ایران

    به گزارش اقتصادران، روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال گزارش داد که عربستان سعودی رهبری یک جبهه در خلیج فارس از جمله قطر و عمان را برای متقاعد کردن کاخ سفید برای حمله نکردن به ایران بر عهده دارد.

    بر اساس گزارش این روزنامه آمریکایی، عربستان سعودی، قطر و عمان به کاخ سفید اطلاع داده‌اند که هرگونه تلاش علیه ایران، بازار‌های نفت را بی‌ثبات کرده و در نهایت به اقتصاد آمریکا آسیب می‌رساند.

    وال استریت ژورنال همچنین اعلام کرد که عربستان سعودی به ایران اطمینان داده است که به آمریکا اجازه نخواهد داد از حریم هوایی این کشور برای حمله به جمهوری اسلامی استفاده کند.

  • بعید نیست جنگ دوم رخ بدهد / جمهوری اسلامی باید به سمت مردم حرکت کند

    بعید نیست جنگ دوم رخ بدهد / جمهوری اسلامی باید به سمت مردم حرکت کند

    به گزارش اقتصادران، سیروس برنابلداجی عضو پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، در رابطه با ارزیابی خود از پیشنهاد السودانی مبنی بر میانجگری میان ایران و آمریکا و دلایل مطرح شدن عراق به عنوان واسطه‌ی میان ایران و عراق گفت: با عنایت به جمیع جهات پیرامون نقش‌آفرینی عراق در بستر مذاکرات فی‌مابین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، به نظر می‌رسد، اولاً یک مقدار بعد سمبلیک و نمایشی موضوع برای کشور عراق از اهمیت شایان توجهی در بستر یا بافتار معادلات منطقه‌ای برخوردار است. بدین معنا که این موضوع از دو جهت قابل تأمل است؛ یکی رقابتی که بین قدرت‌های متوسط منطقه‌ای عربی به طور سنتی وجود داشته و دارد، در بین کشورهایی مانند عربستان و مصر و در سال‌های اخیر مواردی چون قطر و بحرین و نقش ویژه‌تری که در گذشته‌های نزدیک عمان در این زمینه ایفا کرده و عراق برای اینکه این ذهنیت را ایجاد کند که از این قافله عقب نیست و نمانده، انگیزه قابل توجهی جهت مشارکت و رقابت با آن قدرت‌ها دارد.

    به نظر می‌رسد آمریکا و ایران میانجگری عراق را پذیرفته‌اند

    وی ادامه داد: به نظر بنده این موضوع میانجی‌گری راسا توسط خود عراق ارائه و پیشنهاد شده و سپس با درجات متفاوتی از طرف ایران و آمریکا مورد تأیید قرار گرفته است. یعنی در وهله اول ایران و با یک دز و غلظت پایین‌تری از طرف آمریکا. به خاطر اینکه بنده به جد معتقدم که ایالات متحده آمریکا در زمینه استراتژی فشار حداکثری، شروط دست‌کم سه‌گانه‌ای که می‌تواند به شروط پنج‌گانه ارتقا پیدا کند، را ارائه کرده است و همچنان بدون اغماز و بدون تعدیل یا تقلیل همان استراتژی را تعقیب می‌کند. یعنی اصرار بر غنی‌سازی صفر، تولید و بازتولید موشک‌ها یا استمرار تولید موشک‌ها با همان برد حداکثر ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتر از این جهت که به عمق استراتژیک خاورمیانه جمهوری اسلامی ایران و همین‌طور برخی از کشورها یا هم‌پالگی‌های ایالات متحده آمریکا در منطقه نرسد.

    اگر ایران و آمریکا در شروط سه‌گانه به جمع‌بندی برسند، بدون تردید آمریکا دو شرط دیگر را هم مطرح می‌کند

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه آمریکا مدعی است که به دنبال عدم دخالت ایران در مناسبات منطقه‌ای از طرف گروه‌های همسو است، عنوان کرد:  در همین زمینه باید یادآور شد که اگر در زمانی دو کشور ایران و آمریکا در این زمینه‌های سه‌گانه پیش‌گفته به یک جمع‌بندی یا توافقات احتمالی برسند، بدون تردید در راستای همان استراتژی فشار حداکثری آمریکا، موارد دیگری مثل مسائل مربوط به حقوق بشر می‌تواند مجدانه از طرف آمریکا تعقیب شود.

    جنگ دوم محتمل است

    برنابلداجی با اشاره به این نکته که این مطلب یک ملاحظه سومی دارد که در همین زمینه لازم است بر آن تأکید شود، تصریح کرد:  توجه به ضرورت و اهمیت و فوریت توجه جدی ایران به اصل غافلگیری در تخاصمات بین الدولی نکته مهمی است. یعنی احتمالش صفر نیست و بالاخره یک احتمالی وجود دارد که همچنان که قبلاً آمریکا و اسرائیل عمل کردند، بعید نیست در بستر این مذاکراتی که احتمال زیاد شکل خواهد گرفت، جنگ دوم را مجدد آمریکا و اسرائیل از طریق سرگرم کردن جمهوری اسلامی ایران با هماهنگی هم آغاز کنند.

    بعید می‌دانم که عراق بتواند اثر تعیین‌کننده‌ای داشته باشد

    این تحلیلگر سیاست خارجی در مجموع از نظر اثرگذاری و تعیین‌کنندگی و بازدارندگی برای حدوث یا انجام جنگ دوم، وزن قابل توجهی برای این مذاکرات قائل ندانست و گفت: بعید می‌دانم در بستر و فضایی که کشورهایی که از قدرت و ابزارهای بازدارندگی بیشتری در مقام قیاس با عراق برخوردار بودند، موفق نشدند، عراق نیز موفق شود. کشورهایی مانند قطری‌ها، عربستان و عمان نتوانستند در این زمینه کار قابل توجهی را پیش ببرند، بعید می‌دانم که عراق هم در این بستر بتواند اثر تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.

    باید به سمت مردم حرکت کرد

    وی افزود: لاجرم جمهوری اسلامی ایران بدون تردید باید به سمت مردم یا آن ارتقای سرمایه اجتماعی خودش در داخل جدی‌تر از گذشته برگردد و برای این چالش‌های پیش‌رونده و تشدیدشونده اقتصادی اگر می‌شود و می‌تواند اقدام عاجلی را انجام دهد و سعی کند ظرافت بیشتری به خرج بدهد.

    بن سلمان نیز نتوانسته است اختلافات ایران و آمریکا را حداقلی کند

    این عضو پیشین کمیسیون امنیت ملی در رابطه با نقشی که عربستان می‌تواند در شرایط مشوش منطقه برای ایران ایفا کند و با توجه به اختلات اخیرش با امارات، اظهار کرد: به نظر من در پشت پرده در این زمینه طی ماه‌های اخیر، با توجه به مناسبات وسیع و قابل اتکایی که عربستان با آمریکا دارد، عربستان آن چانه‌زنی‌ها و فشارهای لازم را انجام داده که یا جنگ دومی  اتفاق نیفتد یا اینکه حداقل جنگ به تأخیر بیفتد. بیشتر از این بن سلمان نتوانسته یا شاید نشود و نتواند کاری را جلو ببرد. این نکته نمی‌تواند نشانه‌ای برای افزایش وزن منطقه‌ای بغداد در معادلات آمریکا و عراق به صورت عملی باشد.

    باید منتظر ورود سایر کشورها به موضوع ایران و آمریکا باشیم

    وی اضافه کرد: ضمن اینکه این اقدامات عراق بعد نمادین و سمبولیک برای عراق دارد، اصل قصه روی کاغذ جدی نیست،  از طرفی عراق هم در عمل اثر تعیین‌کننده‌ای ندارد و نخواهد داشت. به بیان دیگر، باید منتظر سایر ورودی‌های  نظامات منطقه‌ای و نظام بین‌الملل به این موضوع، چالش‌های خاورمیانه و مسائل بین ایران و آمریکا و اسرائیل بود.

    بلداجی افزود: به بیان دیگر، من معتقدم که ایران از طرق دیگر ابزارهای دیپلماتیک قابل توجهی ندارد. یعنی مذاکرات به یک بن‌بست واضح و روشنی رسیده و دلایلش هم خیلی مشخص است، از جمله توافقات ضمنی بین چین و آمریکا که اقتصادپایه هستند و همین‌طور بین آمریکا و روسیه از یک طرف، توافقات موردی و انفرادی عربستان و همین‌طور ترکیه با آمریکا از طرف دیگر و جدیت آمریکا یا عدم انعطاف‌پذیری آمریکا در زمینه آنچه که اسمش را گذاشته‌اند، Unconditional surrender یعنی تسلیم بی‌قید و شرط و دایه دلسوزتر از مادر شدن اروپایی‌ها در این زمینه بدین معنا است که اروپایی‌ها بعد از اتفاقات موسوم به مهسا، سخت‌گیری‌شان در مقابل ایران در قیاس با گذشته خیلی جدی‌تر شده است. بنابراین گزینه‌های دیپلماتیک قابل توجهی برای ایران وجود ندارد و در فضای سازمان ملل هم همین‌طور و ایران با نوعی بی‌عملی یا پایین بودن سطح تحرکات دیپلماتیک به صورت انکارناپذیری مواجه است.

    اتفاق نیفتادن جنگ به معنی تأمین نظر حداقلی جمهوری اسلامی ایران نیست

    این تحلیلگر مسائل بین الملل با تاکید بر این که عربستان وزن تعیین‌کننده‌ای در این مناسبات ندارد که این قضیه علل متعددی دارد، بیان کرد: مهم‌ترین علتش این است که عربستان سعی کرده یک توازنی بین دو طرف این ترازو ایجاد کند. از یک طرف تمام اهتمام خود را به کار گرفته که جنگ مجددی اتفاق نیفتد و باید اذعان داشت که اتفاق نیفتادن جنگ به معنی تأمین نظر حداقلی جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه به این معنی است که این بستر همچنان تداوم دارد که آمریکا عملاً بتواند فشار و محدودیت‌های مورد نظرش را روی ایران، به‌خصوص با توجه به وضعیت اقتصادی شکننده داخلی، اعمال کند و جلو ببرد.

    ایران با واسطه‌ها مذاکره نکند

    برنابلداجی در خصوص میانجگیری ریاض تاکید کرد: به نظر می‌رسد در یک کلام نه جمهوری اسلامی ایران و نه آمریکا خیلی انگیزه‌ای جهت اینکه نقش پررنگ‌تری به عربستان در این زمینه بدهند، ندارند. راهکار یا راهبرد پیشنهادی مؤکد بنده همچنان این است که ایران لاجرم، یا به بیان دیگر، چاره‌ای ندارد یا مناسب‌ترین راهبردش این می‌تواند باشد که بیشتر از این اتلاف وقت  از طریق انجام مذاکرات با واسطه نکند. ایران باید سعی کند که مذاکرات بدون واسطه به صورت مستقیم و رو در رو انجام شود. این مذاکرات وقعی نخواهد داشت مگر اینکه دو طرف تعدیل‌هایی در مواضعشان انجام دهند.

    وی در خصوص نحوه رسیدن به تواقق با واشنگتن گفت: از سوی دیگر آمریکا باید آن موارد پنج‌گانه یا سه‌گانه پیش‌گفته را یک مقداری تعدیل کند. تعدیل به چه معنا؟ به این معنا که به نظر من عدم دخالت ایران در مناسبات معطوف به نیابتی‌ها در منطقه تا حدودی تا الان موضوع حل شده تلقی می‌شود. گرچه در سیاست‌های اعلانی جمهوری اسلامی ایران، موضوع به این صورت به نظر نمی‌آید یا دیده نمی‌شود، ولی عملاً در سیاست‌های اعمالی تا حدودی این ملاحظه آمریکا و اروپا و اسرائیل تأمین شده است.

    آمریکا اصل غنی‌سازی را برای ایران بپذیرد، یعنی انعطاف به خرج داده است

    برنابلداجی یادآور شد: آمریکا نیز می‌تواند در این زمینه یک مقدار انعطاف به خرج بدهد. غنی‌سازی صفر به نظر آمریکا مطلوب است یا توصیه می‌شود اما می‌تواند به آن میزان از غنی‌سازی که تأمین‌کننده کاربردهای صلح‌آمیز فعالیت‌های هسته‌ای است، تن بدهد. مانند غنی‌سازی در حد ۳.۶ یا ۳.۷ درصد. این می‌تواند انعطاف‌های آمریکا باشد. از طرف دیگر، متقابلاً در این معادله، ایران هم می‌تواند در مذاکرات پشت پرده یک مقداری  به تقلیل سطح تحرکات خود در مناسبات منطقه‌ای از طریق نیروهای همسو تن دهد.

    وی خاطرنشان کرد: همین‌که آمریکا تن بدهد به این حد از غنی‌سازی ۳.۷ درصد، یک‌جور تأمین‌کننده نظر جمهوری اسلامی ایران در حد حداقلی حاصل می‌شود. این پیشنهاد یا این ایده می‌تواند یک وضعیت بینابینی باشد تا دو طرف را از انسداد مناسبات دیپلماتیک فعلی خارج کند.

  • چرخش بزرگ در روابط آمریکا-عربستان / ترامپ چه خوابی برای خاورمیانه دیده است؟ / چگونه عربستان متحد اصلی غیرعضو ناتو شد؟

    چرخش بزرگ در روابط آمریکا-عربستان / ترامپ چه خوابی برای خاورمیانه دیده است؟ / چگونه عربستان متحد اصلی غیرعضو ناتو شد؟

    به گزارش اقتصادران، در فضای سیاسی متلاطم خاورمیانه، سفر محمد بن‌سلمان به واشنگتن و اعلام رسمی دونالد ترامپ مبنی بر معرفی عربستان به‌عنوان «متحد اصلی غیرعضو ناتو»، نقطه عطفی در روابط دو کشور توصیف شده است. این تصمیم، همراه با توافق دفاعی گسترده و چراغ سبز برای فروش جنگنده‌های پیشرفته اف‌۳۵، پیام روشنی درباره اولویت‌های جدید سیاست خارجی دولت ترامپ مخابره می‌کند.

    رسانه‌های بین‌المللی، از جمله الجزیره، یادآور شده‌اند که این عنوان تنها به نزدیک‌ترین هم‌پیمانان آمریکا داده می‌شود؛ کشور‌هایی که امکان دسترسی گسترده‌تری به تجهیزات و فناوری‌های نظامی دارند.

    فروش اف‌۳۵ و پیام استراتژیک واشنگتن

    کاخ سفید اعلام کرد که بسته تسلیحاتی جدید شامل جنگنده‌های اف‌۳۵ و حدود ۳۰۰ تانک آمریکایی خواهد بود. این خبری بود که در رسانه‌های آمریکایی با تحلیل‌های گسترده همراه شد.

    روزنامه‌های غربی این تصمیم را نشانه‌ای از تمایل ترامپ به «آرایش مجدد قدرت در خاورمیانه» خواندند؛ تصمیمی که می‌تواند توازن نظامی منطقه را تغییر دهد، به‌ویژه در شرایطی که پیش از این، واشنگتن درباره فروش اف‌۳۵ به ریاض احتیاط می‌کرد.

    در گزارش‌های تحلیلی، این نکته برجسته شد که کاخ سفید با این توافق در تلاش است عربستان را به ستون اصلی استراتژی امنیتی خود در مقابله با تهدیدات منطقه‌ای تبدیل کند؛ به‌ویژه در موضوعاتی همچون ایران، دریای سرخ و مسیر انرژی.

    سایه سیاست و اقتصاد؛ سرمایه‌گذاری هنگفت سعودی

    ترامپ در جریان ملاقات با بن‌سلمان با شور و هیجان از «دوست نزدیک خود» نام برد و اعلام کرد که عربستان تاکنون ۶۰۰ میلیارد دلار در آمریکا سرمایه‌گذاری کرده است. ولیعهد عربستان نیز با تأکید بر برنامه‌های اقتصادی بلندپروازانه کشورش گفت امیدوار است این رقم به یک تریلیون دلار برسد.

    تحلیل رسانه‌های اروپایی، مانند فایننشال‌تایمز، این وعده را نه صرفاً یک حرکت اقتصادی، بلکه ابزاری برای تعمیق نفوذ عربستان در ساختار اقتصادی و سیاسی آمریکا ارزیابی کرده‌اند. از نگاه این رسانه‌ها، ریاض تلاش می‌کند «وابستگی متقابل» را به جای «وابستگی یک‌طرفه» در روابط با واشنگتن جایگزین کند.

    بازگشت بن‌سلمان به صحنه سیاسی آمریکا پس از خاشقجی

    این سفر نخستین حضور ولیعهد در واشنگتن پس از قتل جمال خاشقجی در ۲۰۱۸ است. بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی یادآور شدند که بازگشت بن‌سلمان به کاخ سفید پس از سال‌ها فشار بین‌المللی، نمادی از چرخش دوباره روابط سیاسی است.

    همکاری هسته‌ای؛ ضلع سوم توافق بزرگ

    کاخ سفید اعلام کرده دو کشور توافقی جدید در حوزه «انرژی هسته‌ای غیرنظامی» امضا کرده‌اند. این همکاری، که چند دهه آینده را پوشش می‌دهد، از نظر تحلیل‌گران خارجی بخشی از برنامه ریاض برای دست‌یابی به زیرساخت‌های هسته‌ای مدرن و کاهش وابستگی انرژی در دوران پس از نفت تلقی می‌شود. رسانه‌های اسرائیلی نیز با حساسیت موضوع را دنبال کردند و برخی کارشناسان در این کشور آن را «تحولی قابل توجه، اما همراه با نگرانی‌های امنیتی» خواندند.

    بازتعریف جایگاه عربستان در نظم جدید ترامپ

    آنچه از این سفر و توافق‌ها برمی‌آید، بازتعریف نقش عربستان در سیاست خارجی آمریکا است. بن‌سلمان تلاش دارد کشورش را در جایگاهی قرار دهد که نه‌تنها یک شریک امنیتی، بلکه بازیگری اقتصادی–فناورانه و اثرگذار بر طراحی سیاست‌های آینده آمریکا باشد.

    از سوی دیگر ترامپ، با نگاه انتخاباتی و ژئوپلیتیک، در پی نمایش یک «پیروزی بزرگ» در سیاست خارجی است؛ پیروزی‌ای که همزمان از طریق سرمایه‌گذاری‌های عظیم سعودی و تقویت جایگاه آمریکا در خاورمیانه به دست می‌آید.

    این سفر، به باور بسیاری از تحلیل‌گران، آغاز فصلی تازه در روابط واشنگتن–ریاض است؛ فصلی که پیامد‌های آن در حوزه امنیت، انرژی و سیاست جهانی به‌طور گسترده بازتاب خواهد یافت.

  • جدال ایران با عربستان و کویت بر سر آرش!

    جدال ایران با عربستان و کویت بر سر آرش!

    به گزارش اقتصادران، محمد کعب عمیر در تشریح آخرین وضعیت میادین مشترک نفت و گاز کشور، گفت: کشور ما ۲۷ میدان نفتی و گازی مشترک با همسایگان دارد و در بین میادین مشترک نفت و گاز ایران، ۱۵ مخزن در آب‏‌های خلیج فارس و ۱۳ مخزن در خشکی قرار گرفته‌اند که ۱۱ حوزه در مرز مشترک با عراق، هفت مخزن مشترک با امارات‏، چهار مخزن مشترک با عربستان سعودی، با قطر و عمان دو مخزن و با هر یک از کشورهای کویت و ترکمنستان نیز یک میدان مشترک هیدروکربوری داریم.

    نماینده مردم شوش و کرخه در مجلس با اشاره به اینکه میدان نفتی “آزادگان” در غرب کارون و مرز مشترک با عراق قرار دارد و با ذخیره درجا حدود ۳۳ میلیارد بشکه نفت خام،یکی از عظیم‌ترین میدان‌های جهان به شمار می‌رود،تاکید کرد: توسعه میدان آزادگان در سال ۱۴۰۳ وارد مرحله تازه‌ای از سرمایه‌گذاری شد و شرکت “دشت آزادگان اروند” قراردادی را منعقد کرد؛این شرکت با مشارکت ۸ بانک کشور و دو شرکت داخلی از جمله مپنا تاسیس شد که وجود این شرکت محل ابهام بوده و قراردادی هم که بین دوکشور منعقد شد، از مشکلات حقوقی برخوردار است که من این موضوع را در مکاتبه ای با وزیر نفت اعلام و اشکالات را مطرح کردم و تاکید شد که این قرارداد ابطال شود.

    تنها میدان مشترک با کویت و عربستان

    کعب عمیر بیان کرد: میدان گازی “آرش” تنها میدان مشترک ایران با کشور کویت و عربستان در آب‌های خلیج‌فارس است و گفته می شود ، ادامه این میدان در آب‌های کویت با میدان «دورا» در ارتباط باشد. وی اظهار کرد: این میدان گازی محل جدل است و پس از کشمکش فراوان بر سر مشترک بودن یا نبودن این میدان با ایران، هنوز نپذیرفتند که به هر حال کشور ما از این میدان مشترک سهمی دارد.  وزارت نفت و وزارت امورخارجه باید در این موضوع ورود کرده و مسئله با گفت و گو میان مقامات کشورها را حل کنند.

    نائب رئیس کمیسون انرژی مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: موضوع توسعه میادین مشترک نفت و گاز که در برنامه هفتم هم برآن تاکید شده است نیاز به سرمایه گذاری دارد. او ادامه داد: برای برداشت به موقع از میادین نیاز به سرمایه گذاری است. برای اینکه بتوانیم بیشتر برداشت کنیم به تکنولوژی و تجهیزات نیاز داریم. مسائل تحریمی و کمبود منابع ارزی برای ما مشکلاتی را ایجاد کرده است. عدم همکاری شرکت‌های خارجی به دلیل تحریم ها یک واقعیت است که در موضوع فشار افزایی در پارس جنوبی هم شاهد آن هستیم، اما می توانیم با کشورهای همسو از جمله “چین” که سابقه ای هم در پروژه های بزرگ نفتی و گازی دارد،همکاری کنیم.زمان برای برداشت از میادین مشترک بسیار اهمیت دارد و وزارت نفت برای جذب سرمایه گذار باید فرصت را غنیمت شمارد.

  • گنج پنهان ایران در کام عرب ها / برداشت سریع عربستان از میدان گازی فرزاد وقتی ایران دست دست می کند

    گنج پنهان ایران در کام عرب ها / برداشت سریع عربستان از میدان گازی فرزاد وقتی ایران دست دست می کند

    به گزارش اقتصادران، برداشت سریع عربستان از میدان مشترک فرزاد، سهم ایران را تهدید کرده و کارشناسان خواستار تسریع در توسعه این ذخیره گازی هستند.

    میدان گازی فرزاد، یکی از مهم‌ترین میادین مشترک ایران و عربستان در خلیج‌فارس، سال‌هاست به دلیل تأخیر در سرمایه‌گذاری و توسعه، در معرض برداشت سریع رقبا قرار دارد. کارشناسان هشدار می‌دهند که ادامه تعلل، می‌تواند فرصت بهره‌برداری از میلیاردها متر مکعب گاز را برای همیشه از ایران بگیرد. میدان فرزاد شامل دو بخش اصلی فرزاد A و فرزاد B است که در آب‌های مرزی ایران و عربستان سعودی در خلیج‌فارس واقع شده‌اند. این میدان‌ها از نظر حجم ذخایر، جزو بزرگ‌ترین یافته‌های گازی منطقه محسوب می‌شوند؛ برآوردها نشان می‌دهد ذخایر بخش B حدود ۱۲.۵ تریلیون فوت مکعب گاز طبیعی است و بخش A نیز ذخایر قابل‌توجهی دارد.

    این میدان‌ها در دهه ۱۹۹۰ توسط کنسرسیوم هندی ONGC Videsh کشف شدند و از همان زمان، موضوع مذاکره و برنامه‌ریزی برای توسعه آنها مطرح بود. اما روند اجرای پروژه با فراز و نشیب‌های متعدد، از جمله خروج شرکت‌های خارجی در اثر تحریم‌ها، مواجه شد.

    رقابت عربستان برای برداشت سریع

    در سال‌های اخیر، عربستان سعودی با توسعه زیرساخت‌های قوی در آب‌های خلیج‌فارس، عملیات برداشت از بخش‌های مشترک میدان فرزاد را سرعت بخشیده است. سعودی‌ها با اتکا به شرکت آرامکو و پیمانکاران بین‌المللی، از فناوری حفاری عمیق، سکوهای چندفازی و خطوط انتقال پیشرفته بهره می‌برند. این سرعت برداشت، سهم ایران از گاز موجود را به مرور کاهش می‌دهد.

    کارشناسان انرژی تأکید می‌کنند که هر متر مکعب گاز برداشت شده توسط عربستان، عملاً امکان بهره‌برداری آن را از ایران سلب می‌کند و این رقابت در میادین مشترک همواره تابع اصل “اول برداشت، اول مالک” است.

    تعلل ایران؛ دلایل و پیامدها

    ۱. مشکلات سرمایه‌گذاری

    تحریم‌های اقتصادی موجب عدم تمایل شرکت‌های بزرگ بین‌المللی به ورود به پروژه‌های مشترک ایران شده است. ONGC و دیگر شرکت‌های خارجی که در ابتدا در پروژه حاضر بودند، به دلیل فشارهای سیاسی و محدودیت‌های مالی خارج شدند.

    ۲. پیچیدگی‌های قراردادی

    تغییر مکرر مدل قراردادهای نفتی و گازی ایران و عدم ثبات در سیاست‌های انرژی، باعث شده که فرآیند انتخاب پیمانکار و نهایی‌سازی قراردادها طولانی شود.

    ۳. فناوری محدود

    حفاری در آب‌های عمیق میدان فرزاد نیازمند فناوری‌های مدرن است که به دلیل تحریم‌ها و وابستگی به تجهیزات وارداتی، دسترسی ایران به آن دشوار بوده است.

    ۴. پیامدهای اقتصادی

    تأخیر در بهره‌برداری از میدان فرزاد، به معنی از دست رفتن درآمدهای ارزی بالقوه‌ای است که می‌توانست بخش قابل توجهی از نیاز داخلی گاز یا صادرات LNG را تامین کند.

    به گفته کارشناسان، عقب‌ماندگی ایران در توسعه فرزاد، علاوه بر کاهش ذخایر قابل برداشت، وجهه کشور به عنوان بازیگر مهم گاز در خلیج‌فارس را تضعیف می‌کند. تحلیلگران هشدار می‌دهند که وضعیت میدان فرزاد می‌تواند به سرنوشت میدان پارس جنوبی شباهت پیدا کند، جایی که قطر با بهره‌برداری سریع، سهم بیشتری را از این میدان گازی برداشت.

    آرامکو به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های انرژی جهان، برنامه‌ریزی‌های بلندمدت با اجرای دقیق و سرمایه‌گذاری میلیاردی را دنبال می‌کند. این شرکت نه‌تنها توان فنی و مالی بالایی دارد، بلکه در شرایط جهانی می‌تواند بدون محدودیت به تجهیزات پیشرفته، پیمانکاران متخصص و فناوری روز دسترسی پیدا کند. همین مزیت‌ها باعث شده پروژه‌های برداشت عربستان از فرزاد، با سرعت و کیفیت بالایی پیش برود.

    راهکارهای پیشنهادی برای ایران‌

    تقویت سرمایه‌گذاری داخلی

    استفاده از منابع صندوق توسعه ملی، انتشار اوراق مشارکت و ایجاد کنسرسیوم داخلی برای تأمین سرمایه لازم توسعه میدان فرزاد.‌

    دیپلماسی انرژی فعال

    مذاکره با کشورهای همسو در آسیا برای اجرای پروژه مشترک و انتقال فناوری حفاری آب‌های عمیق.‌

    اصلاح قراردادها

    تدوین یک مدل قراردادی شفاف و جذاب برای پیمانکاران خارجی که ریسک‌های سیاسی و مالی را به حداقل برساند.‌

    شتاب در اجرا

    کاهش بوروکراسی، تشکیل کارگروه ویژه توسعه فرزاد و تعیین ضرب‌الاجل‌های کوتاه‌مدت برای مراحل حفاری، نصب سکو و ایجاد زیرساخت انتقال.‌

    بومی‌سازی فناوری

    سرمایه‌گذاری در آموزش و توسعه فناوری داخلی حفاری دریایی و ایجاد مراکز تخصصی در استان‌های ساحلی.

    میدان فرزاد علاوه بر ارزش اقتصادی، اهمیت ژئوپلیتیک زیادی دارد. کنترل و بهره‌برداری به موقع از این میدان می‌تواند نفوذ ایران در معادلات انرژی خلیج‌فارس را تقویت کند. در مقابل، عقب‌ماندگی می‌تواند به کاهش قدرت چانه‌زنی ایران در مذاکرات منطقه‌ای و بین‌المللی منجر شود. رقابت بر سر میدان فرزاد، نمونه‌ای آشکار از چالش‌های ایران در میادین مشترک است. هر روز تأخیر به معنای کاهش واقعی منابع و از دست رفتن فرصت‌های اقتصادی و سیاسی است. کارشناسان تأکید می‌کنند که توسعه فوری فرزاد باید به‌عنوان یک اولویت ملی و استراتژیک در دستور کار قرار گیرد، زیرا این ذخیره عظیم گاز، نه‌تنها توان تامین بخش مهمی از نیاز داخلی را دارد، بلکه می‌تواند ایران را به یکی از بازیگران اصلی صادرات گاز در منطقه بدل کند

  • چرا عربستان و پاکستان یکباره بهم نزدیک شدند؟

    چرا عربستان و پاکستان یکباره بهم نزدیک شدند؟

    به گزارش اقتصادران، سال ۱۹۹۸، تنها چند هفته پس از تست یک کلاهک هسته‌ای توسط هند در نزدیکی مرز با پاکستان، نواز شریف، نخست‌وزیر وقت پاکستان با عبدالله‌ابن عبدالعزیز، ولیعهد وقت عربستان سعودی تماس گرفت و از او پرسید که آیا ریاض حاضر است در صورت انجام یک آزمایش هسته‌ای از سوی اسلام‌آباد در کنار پاکستان بماند و به این کشور برای ایستادگی در برابر تحریم‌های احتمالی کمک کند؟

    هفته گذشته، نزدیک به سه دهه پس از هسته‌ای شدن پاکستان، شهباز شریف، نخست‌وزیر این کشور و برادر کوچکتر نواز شریف، به همراه ژنرال عاصم منیر، فرمانده کل ارتش به ریاض سفر کرد تا با عربستان که در مسائل نظامی به شدت به تکنولوژی و تجهیزات ایالات متحده وابسته است، توافقی دفاعی منعقد کند.

    نقش پررنگ عربستان در هسته‌ای شدن پاکستان

    اندیشکده بروکینگز تخمین می‌زند از دهه ۱۹۶۰ به این سو، پاکستان بیشترین کمک مالی مستقیم و غیرمستقیم را از عربستان سعودی دریافت کرده است. این حمایت‌ها که هیچ‌گاه در قالب حمایت مستقیم از برنامه هسته‌ای مخفی پاکستان انجام نمی‌شد، به اسلام‌آباد کمک می‌کرد تا با مدیریت هزینه‌های جاری و عمومی، سرمایه لازم را برای پیشبرد برنامه هسته‌ای فراهم کند.

    فیروزخان، ژنرال بازنشسته پاکستانی در کتابی درباره چگونگی دستیابی پاکستان به بمب اتم نوشته است: «زمانی که در دهه ۱۹۹۰ میلادی پاکستان تحت شدیدترین تحریم‌ها قرار گرفت، عربستان سعودی سخاوتمندانه از اسلام‌آباد حمایت کرد و باعث شد تا امکان ادامه برنامه هسته‌ای پاکستان فراهم شود.» همچنین، پاکستان پس از موفقیت در انجام نخستین آزمایش هسته‌ای در ۱۹۹۸، به پاس حمایت‌های عربستان سعودی یک شهر را به نام ملک فیصل نام‌گذاری کرد.

    در مقابل، پاکستان هم سابقه‌ای طولانی در کمک نظامی و امنیتی به عربستان دارد. در دوره جنگ ۸ساله ایران و عراق در دهه ۸۰ میلادی که با تهاجم صدام حسین، دیکتاتور وقت عراق به ایران آغاز شد، بخشی از نیرو‌های نظامی پاکستان در مرز‌های شمالی عربستان مستقر شده بودند تا از مرز‌های این کشور محافظت کنند. در همان دوره، سرویس امنیتی پاکستان نقش رابط را برای عربستان و ایالات متحده ایفا می‌کرد تا بتوانند از مجاهدین افغان در برابر اتحاد جماهیر شوروی حمایت کنند.

    مقام‌های سابق پاکستانی می‌گویند از سال ۱۹۹۹ که وزیر دفاع عربستان سعودی از تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم پاکستان بازدید کرد، ریاض بار‌ها از اسلام‌آباد درخواست کرد که «اطلاعات فنی و دانش» مربوط به برنامه هسته‌ای خود را با عربستان به اشتراک بگذارد، اما این درخواست با مخالفت پاکستان روبه‌رو شد.

    محتوای توافق اخیر ریاض و اسلام‌آباد

    درحالی‌که هیچ اشاره مستقیمی به بمب هسته‌ای در این توافق وجود ندارد، بر اساس بیانیه صادرشده از سوی وزارت امور خارجه پاکستان، این توافق تأکید می‌کند «هر تجاوزی به هر کدام از این دو کشور، تجاوز به هر دو کشور تلقی خواهد شد.»

    در این بیانیه آمده است: «هدف این توافقنامه، توسعه جنبه‌های همکاری دفاعی میان دو کشور و تقویت بازدارندگی مشترک در برابر هرگونه تجاوز است.»

    پاکستان و عربستان همچنین بر پایبندی مشترک خود به امنیت دو کشور و نیز بر ضرورت تحقق «صلح در منطقه و جهان» تأکید نمودند. بنا بر آنچه در این بیانیه آمده است، این توافق «با هدف توسعه ابعاد همکاری دفاعی میان دو کشور و تقویت بازدارندگی مشترک در برابر هرگونه تجاوز» منعقد شده است.

    مسئله هند و IMEC

    برای هند، این پیمان دفاعی چندین زنگ خطر استراتژیک را به صدا در می‌آورد. موسسه ایتالیایی مطالعات سیاسی بین‌المللی در تحلیلی نوشته است: «این توافق در بحبوحه یکی از گرم‌ترین دوره‌ها در روابط عربستان و هند صورت می‌گیرد. دهلی‌نو نگران است که آغوش گشودن ریاض به روی اسلام‌آباد بتواند جایگاه خودش را به عنوان شریک آسیایی منتخب عربستان سعودی تضعیف کند.

    نقشه کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC)

    به‌طور مشخص‌تر، توسعه کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) که در آن عربستان سعودی به همراه امارات متحده عربی، باید به یک قطب محوری برای اتصال هند به اروپا تبدیل شود، ممکن است در صورت تغییر محاسبات استراتژیک عربستان به سمت پاکستان، شتاب خود را از دست بدهد. حتی اگر همکاری تجاری ادامه یابد، حفظ اعتماد سیاسی دشوارتر خواهد بود و این امر بر سرنوشت کریدوری که به عنوان وزنه تعادلی در برابر ابتکار کمربند و جاده (BRI) چین معرفی شده بود، سایه تردید می‌افکند.»

    نهاد‌های امنیتی هند همچنین نگرانند که این پیمان ممکن است پاکستان را در رقابتش با هند جسورتر کند. اگرچه مقامات سعودی اصرار دارند که این توافق علیه دهلی‌نو نیست، اما به هرروی تعهد رسمی ریاض به اسلام‌آباد را نمی‌توان نادیده گرفت.

    آثار منطقه‌ای

    چینی‌ها نگاه خاصی به این توافق دارند. لی شیجون، پژوهشگر «مرکز تحقیقات چین و عرب در زمینه اصلاحات و توسعه» در گفت‌و‌گو با شینهوا، نسبت به تفسیر‌های اغراق‌شده درباره این توافق هشدار داد. او تأکید کرد که این توافق نه یک تصمیم آنی و شتاب‌زده و نه یک واکنش هدفمند به یک رویداد خاص است.

    لی به شینهوا گفت که عربستان سعودی در سال‌های اخیر با در نظر گرفتن عوامل ایدئولوژیک، جغرافیایی، انرژی و امنیتی، علاقه شدیدی به توسعه روابط با پاکستان نشان داده است. او افزود که علاوه بر حمایت متقابل در منافع اصلی، عربستان سعودی وام‌های قابل توجهی را تعهد کرده و سرمایه‌گذاری خود در پاکستان را گسترش داده است که اهمیت این اقدامات آشکار است.

  • عربستان به اسرائیل در جنگ با ایران کمک کرد؟

    عربستان به اسرائیل در جنگ با ایران کمک کرد؟

    به گزارش اقتصادران، یک رسانه اسرائیلی مدعی شده است که عربستان سعودی در جنگ دوازده‌روزه اخیر در دفع حملات هوایی علیه رژیم صهیونیستی نقش داشته است؛ ادعایی که ریاض هنوز به آن واکنش نشان نداده است.

    این رسانه اسرائیلی به نقل از منابعی در منطقه خلیج فارس ادعا کرد، نیرو‌های هوایی عربستان سعودی در روز‌های درگیری، بالگرد‌هایی را برای رهگیری پهپاد‌های ایرانی در حریم هوایی منطقه – از جمله بر فراز عراق و اردن – اعزام کرده‌اند.

    بنابر این ادعا، «برخی از این پهپاد‌ها ممکن بود به مسیر خود تا سرزمین‌های اشغالی ادامه دهند»، اما «پیش از رسیدن به مقصد، رهگیری شدند».

    اسرائیل هیوم اشاره کرد که کشور‌های دیگری همچون اردن، آمریکا، انگلیس و فرانسه نیز در رهگیری پهپاد‌های ایرانی به ارتش رژیم صهیونیستی کمک کرده‌اند.

    وزارت امور خارجه عربستان سعودی تا لحظه انتشار این گزارش واکنشی به ادعای این رسانه اسرائیلی نشان نداده است.

    اما ریاض به دنبال تجاوز رژیم صهیونیستی به حریم جمهوری اسلامی ایران با صدور بیانیه‌ای، این اقدام را به‌شدت محکوم و آن را «تجاوزی آشکار» علیه حاکمیت و امنیت ایران توصیف کرده بود.

    عربستان سعودی تاکید کرده بود که این حمله نقض صریح قوانین و پروتکل‌های بین‌المللی به شمار می‌رود.

    «فیصل بن فرحان» وزیر خارجه سعودی نیز در تماس تلفنی با همتای ایرانی خود سید «عباس عراقچی» ضمن محکوم کردن این حمله، هشدار داد که چنین اقداماتی می‌تواند تلاش‌ها برای کاهش تنش‌ها را مختل کند.