برچسب: عدالت آموزشی

  • محرومیت ده‌ها هزار کودک از تحصیل؛ عدالت آموزشی کجاست؟!

    محرومیت ده‌ها هزار کودک از تحصیل؛ عدالت آموزشی کجاست؟!

    به گزارش اقتصادران، رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش و پرورش در نشست خبری اعلام کرد: در سال جاری تعداد ۱۴۸ هزار و ۵۰۵ دانش‌آموز بازمانده از تحصیل در دوره ابتدایی شناسایی شده‌اند که این رقم در مقایسه با آمار پیشین ۱۵۵ هزار و ۱۰۶ نفر، نشان‌دهنده کاهش تعداد بازماندگان است. وی افزود: در این مدت، مجموعا ۳۹ هزار و ۷۴۱ دانش‌آموز جذب چرخه آموزش شده‌اند. به گفته او، فرآیند شناسایی، پیگیری و جذب دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل به‌صورت مستمر ادامه دارد و آمار این دانش‌آموزان به‌طور هفتگی رصد می‌شود. بر اساس آخرین گزارش‌ها، روند موجود نسبت به دوره قبل حدود چهار دهم درصد بهبود را نشان می‌دهد.

    وجود ۱۴۸ هزار و ۵۰۵ دانش‌آموز بازمانده از تحصیل در مقطع ابتدایی بار دیگر مساله عدالت آموزشی را در کانون توجه قرار داده است. این آمار که از سوی مسوولان آموزش‌وپرورش اعلام شده، نسبت به رقم پیشین (۱۵۵ هزار و ۱۰۶ نفر) کاهش نشان می‌دهد، اما همچنان ابعاد بحران را نمایان می‌کند. در همین مدت، ۳۹ هزار و ۷۴۱ دانش‌آموز به چرخه آموزش بازگشته‌اند؛ رقمی که اگرچه مثبت ارزیابی می‌شود، اما در برابر حجم کل بازماندگان نشان می‌دهد که راه‌حل‌های موجود هنوز پاسخگوی عمق مشکل نیست.

    بر اساس گزارش‌های رسمی، روند شناسایی و پیگیری دانش‌آموزان بازمانده به‌صورت هفتگی انجام می‌شود و نرخ بهبود نسبت به دوره قبل حدود چهار دهم درصد بوده است. این عدد در نگاه نخست نشانه‌ای از پیشرفت است، اما وقتی با تعداد کل بازماندگان مقایسه می‌شود، نشان می‌دهد که کاهش بحران بسیار کند پیش می‌رود. به بیان دیگر، هرچند برخی کودکان به مدرسه بازگشته‌اند، اما ده‌ها هزار کودک همچنان از حق تحصیل محروم مانده‌اند.

    چالش آموزشی که پیامدهای نابرابری اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی است

    این مساله تنها یک چالش آموزشی نیست؛ بلکه پیامدی از نابرابری‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. کارشناسان معتقدند که بازماندگی از تحصیل ریشه در عوامل متعددی دارد: فقر خانوادگی، نبود زیرساخت‌های آموزشی در مناطق محروم، هزینه‌های پنهان تحصیل و حتی کیفیت آموزش. اگر این عوامل به‌صورت همزمان مورد توجه قرار نگیرند، سیاست‌های جذب دانش‌آموزان بازمانده نمی‌تواند نتیجه پایدار ایجاد کند. فروغ معتمد، کارشناس جامعه‌شناسی در این باره به «تعادل» می‌گوید: بازماندگی از تحصیل را نمی‌توان صرفا به عملکرد نظام آموزشی نسبت داد. این پدیده بازتابی از ساختارهای اقتصادی و اجتماعی است. خانواده‌هایی که در فقر زندگی می‌کنند، معمولا آموزش را در اولویت پایین‌تری قرار می‌دهند، زیرا برایشان تامین نیازهای اولیه مانند غذا و مسکن مهم‌تر است. وقتی درآمد خانواده کفاف هزینه‌های زندگی را نمی‌دهد، هزینه‌های جانبی مدرسه به مانعی جدی تبدیل می‌شود. او ادامه می‌دهد: در بسیاری از مناطق محروم، دسترسی به مدارس استاندارد محدود است. برخی روستاها یا مناطق حاشیه‌ای مدارس کافی ندارند و دانش‌آموزان باید مسافت‌های طولانی طی کنند. هزینه رفت‌وآمد، نبود امکانات حمل‌ونقل و حتی کمبود معلمان متخصص از جمله عواملی است که مانع تحصیل کودکان می‌شود. بنابراین سیاست آموزشی باید با سیاست‌های رفاهی و توسعه منطقه‌ای پیوند بخورد. این کارشناس جامعه‌شناسی اظهار می‌دارد: برای درک ابعاد مساله، می‌توان به داده‌های آماری اشاره کرد. بر اساس گزارش‌ها، حدود ۸ درصد از دانش‌آموزان دوره ابتدایی در معرض خطر بازماندگی از تحصیل قرار دارند. اگر این درصد را به جمعیت دانش‌آموزان ابتدایی تعمیم دهیم، مشخص می‌شود که ده‌ها هزار کودک در آستانه ترک مدرسه قرار دارند.  او می‌افزاید: این رقم نشان می‌دهد که مساله بازماندگی از تحصیل تنها مربوط به کسانی نیست که مدرسه را ترک کرده‌اند؛ بلکه گروه بزرگی در معرض خطر قرار دارند.

    بازماندن از تحصیل، باقیماندن در چرخه فقر 

    هزینه‌های پنهان آموزش به مانعی جدی برای ادامه تحصیل تبدیل شده اند

    سینا احمدی، کارشناس اقتصاد خانواده نیز با اشاره به هزینه‌های پنهان آموزش بر فشارهای مالی که به خانواده‌ها وارد می‌شود تاکید داشته و در این باره به «تعادل» می‌گوید: آموزش در قانون رایگان است، اما هزینه‌های پنهان آن برای بسیاری از خانواده‌ها سنگین است. خرید کتاب، نوشت‌افزار، لباس مدرسه و حتی تغذیه دانش‌آموز هزینه‌هایی هستند که در بودجه بسیاری از خانواده‌های کم‌درآمد جای نمی‌گیرند. در شرایطی که تورم بالا و قدرت خرید کاهش یافته، این هزینه‌ها به مانعی جدی برای ادامه تحصیل تبدیل می‌شود. او با اشاره به آمارهای اقتصادی ادامه می‌دهد: بر اساس داده‌های رسمی، هزینه‌های خانوار در سال‌های اخیر افزایش یافته، در حالی که درآمدها رشد متناسبی نداشته است. این وضعیت باعث شده که برخی خانواده‌ها ناچار شوند هزینه‌های تحصیلی فرزندشان را کاهش دهند یا حتی او را از مدرسه خارج کنند. در خانواده‌های پرجمعیت، این مشکل شدیدتر است؛ زیرا هزینه‌های آموزشی برای چندین فرزند به‌طور همزمان سنگین می‌شود.

    سیاست‌های حمایتی  در ایران مغفول مانده‌اند

    این کارشناس اقتصاد خانواده اظهار می‌دارد: سیاست‌های حمایتی می‌تواند نقش مهمی در کاهش بازماندگی از تحصیل داشته باشد. در بسیاری از کشورها، برنامه‌های حمایت اجتماعی برای خانواده‌های کم‌درآمد اجرا می‌شود تا کودکان از تحصیل بازنمانند. یارانه‌های آموزشی، کمک‌هزینه‌های مستقیم و بسته‌های حمایتی می‌تواند فشار مالی را کاهش دهد. اما در ایران، این حمایت‌ها هنوز به اندازه کافی گسترده نیست. اگر دولت بخواهد با بحران بازماندگی از تحصیل مقابله کند، باید سیاست‌های رفاهی را تقویت کند. سینا احمدی همچنین به اهمیت شفافیت داده‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: برای برنامه‌ریزی موثر، باید اطلاعات دقیق‌تری از وضعیت بازماندگان از تحصیل در دست باشد. مثلا مشخص شود که این دانش‌آموزان در کدام مناطق زندگی می‌کنند، چه عواملی بیشترین تاثیر را در ترک تحصیل داشته و چه گروه‌هایی در معرض خطر بیشتری هستند. بدون داده‌های دقیق، سیاستگذاری بر اساس حدس و گمان خواهد بود.

    نداشتن انگیزه دلیل دیگر ترک تحصیل 

    او ادامه می‌دهد: روش‌های تدریس سنتی که بیشتر بر حفظ کردن مطالب تمرکز دارند، نمی‌توانند نیازهای نسل جدید را پاسخ دهند. آموزش باید مهارت‌محور باشد؛ یعنی دانش‌آموز علاوه بر یادگیری مفاهیم، مهارت‌هایی کسب کند که در زندگی واقعی به کارش بیاید. همچنین، مشاوره‌های تحصیلی و حمایت روانی می‌تواند به دانش‌آموزانی که دچار بی‌انگیزگی شده‌اند کمک کند.

    این کارشناس با اشاره به تاثیر محیط مدرسه در افزایش انگیزه دانش‌آموزان و نقش مهم آن اظهار می‌دارد: اگر دانش‌آموز در مدرسه احساس امنیت نکند یا با تبعیض مواجه شود، احتمال ترک تحصیل افزایش می‌یابد. مدارس باید محیطی حمایتگر باشند که در آن دانش‌آموز احساس ارزشمندی کند. این امر به ماندگاری بیشتر دانش‌آموزان در سیستم آموزشی کمک خواهد کرد.

    با این روند سال‌ها طول می‌کشد تا بحران بازماندگی از تحصیل به‌طور کامل برطرف شود

    حسینی تاکید می‌کند: تحلیل‌های کارشناسان در این حوزه و آمارهایی که منتشر می‌شود، نشان می‌دهد که بحران همچنان پابرجاست. کاهش چهار دهم درصدی بازماندگی از تحصیل، هرچند نشانه‌ای از پیشرفت است، اما سرعت حل مساله بسیار کند به نظر می‌رسد. اگر روند فعلی ادامه یابد، سال‌ها طول خواهد کشید تا این بحران به‌طور کامل برطرف شود. او هشدار می‌دهد: پیامدهای بازماندگی از تحصیل تنها به فرد محدود نمی‌شود. جامعه‌ای که بخشی از کودکانش از آموزش محروم باشند، در آینده با مشکلات بیشتری مواجه خواهد شد. نیروی کار کم‌مهارت، افزایش نابرابری اجتماعی و کاهش رشد اقتصادی از جمله پیامدهای این وضعیت است. بنابراین، سرمایه‌گذاری در آموزش نه‌تنها یک ضرورت انسانی، بلکه یک ضرورت اقتصادی است. عاطفه حسینی در پایان می‌گوید: در نهایت، حل بحران بازماندگی از تحصیل نیازمند رویکردی جامع است؛ رویکردی که شامل حمایت اقتصادی از خانواده‌ها، توسعه مدارس در مناطق محروم، ارتقای کیفیت آموزش و ایجاد انگیزه برای دانش‌آموزان باشد. بدون چنین سیاستی، خطر تداوم این مشکل همچنان وجود خواهد داشت. آموزش سرمایه‌ای است که بازده آن در بلندمدت نمایان می‌شود؛ اما اگر امروز برای آن برنامه‌ریزی نکنیم، هزینه‌های آینده بسیار بیشتر خواهد بود.

  • زنگ خطر بی‌عدالتی آموزشی به صدا درآمد / کارشناس آموزشی: کیفیت و عدالت آموزشی قربانی سودآوری شده اند

    زنگ خطر بی‌عدالتی آموزشی به صدا درآمد / کارشناس آموزشی: کیفیت و عدالت آموزشی قربانی سودآوری شده اند

    به گزارش اقتصادران، هر سال با فرا رسیدن مهرماه، بوی کتاب‌های نو و شور بازگشایی مدارس در کوچه و خیابان می‌پیچد، اما امسال این بوی آشنا با عطر تلخ گرانی درآمیخته است. خانواده‌هایی که باید از هیجان تحصیل فرزندان‌شان لذت ببرند، حالا درگیر حساب و کتاب هزینه‌ها شده‌اند؛ از شهریه مدارس غیردولتی گرفته تا بهای سرسام‌آور لوازم‌التحریر، لباس فرم، سرویس مدرسه و حتی کلاس‌های کمک‌درسی. طبق گزارش رسمی مرکز آمار ایران، در مهرماه امسال، نرخ تورم بخش آموزش بیش از ۲۳ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته است –   رقمی که از میانگین تورم عمومی کشور فراتر رفته و رکوردی بی‌سابقه را در سال‌های اخیر ثبت کرده است. این آمارها در ظاهر فقط اعدادند، اما در عمق خود واقعیتی تلخ پنهان دارند: تحصیل، که زمانی حق همگانی بود، حالا به امتیازی طبقاتی بدل می‌شود. شکاف آموزشی، که سال‌ها از آن هشدار داده می‌شد، اکنون با تورم افسارگسیخته، به واقعیت روزمره میلیون‌ها خانواده ایرانی تبدیل شده است.

    افزایش قیمت‌ها در حوزه آموزش فقط محدود به شهریه مدارس نیست. گزارش‌ها نشان می‌دهد هزینه خرید کیف و کفش مدرسه در سال جاری بین ۴۰ تا ۶۰ درصد رشد داشته است. بهای لوازم‌التحریر نسبت به سال گذشته تقریبا دو برابر شده و شهریه مدارس غیردولتی در برخی مناطق شهری تا ۷۰ درصد افزایش یافته است. حتی کلاس‌های تقویتی و آموزشگاه‌های زبان نیز با افزایش ۳۰ تا ۵۰ درصدی نرخ‌ها مو‌اجهند. نتیجه روشن است، آموزش از یک حق عمومی به کالایی لوکس تبدیل شده که همه توان پرداخت آن را ندارند. خانواده‌هایی با دو یا سه فرزند، دیگر نمی‌توانند هزینه کامل تحصیل همه را تأمین کنند. برخی ناچارند از کلاس‌های کمک‌درسی و فوق‌برنامه صرف‌نظر کنند و برخی دیگر حتی از ثبت‌نام فرزندشان در مدرسه غیردولتی به مدرسه دولتی پناه می‌برند.

       فشار تورمی و عقب‌ماندگی انسانی

    مسعود سلامی، کارشناس اقتصادی در این باره به«تعادل» می‌گوید: افزایش تورم آموزشی خطری برای سرمایه انسانی کشور است. وقتی تورم در بخش آموزش رشد می‌کند، خانوارها ناچارند هزینه‌های آموزشی را کاهش دهند. نتیجه مستقیم آن کاهش کیفیت آموزش در قشرهای متوسط و کم‌درآمد است. در بلندمدت این وضعیت به معنای کاهش توان رقابتی نیروی کار و در نهایت افت بهره‌وری ملی است. او با تأکید بر پیوند مستقیم میان آموزش و توسعه اقتصادی، هشدار می‌دهد: کشورهایی که در حوزه آموزش سرمایه‌گذاری نمی‌کنند، رشد پایدار اقتصادی را از دست می‌دهند. اگر آموزش در ایران به کالایی پرهزینه و طبقاتی تبدیل شود، در آینده نزدیک شکاف مهارتی، کاهش بهره‌وری نیروی کار و افزایش فقر ساختاری را خواهیم داشت. این کارشناس اقتصادی در ادامه اظهار می‌دارد: تورم آموزشی نه‌فقط بودجه خانوار را می‌بلعد، بلکه به معنای کاهش فرصت‌های تحصیلی برای نسل آینده است. دولت باید آموزش را در فهرست کالاهای اساسی قرار دهد و از طریق یارانه مستقیم و کنترل شهریه‌ها از فروپاشی عدالت آموزشی جلوگیری کند.

       آموزش نباید قربانی بازار شود

       بی‌عدالتی آموزشی؛  شکافی که آینده را تهدید می‌کند

    سمیرا فیروزگر، کارشناس جامعه‌شناسی نیز در مورد تبعات تورم آموزشی در کشور به« تعادل» می‌گوید: تورم آموزشی در ظاهر به‌معنای افزایش قیمت‌هاست، اما در واقع، شکاف طبقاتی جدیدی را در جامعه رقم می‌زند. در یک‌سو خانواده‌هایی هستند که می‌توانند فرزندان خود را در مدارس بین‌المللی یا آموزشگاه‌های مجهز ثبت‌نام کنند، و در سوی دیگر، کودکانی که در کلاس‌هایی با کمبود معلم و امکانات تحصیل می‌کنند. او می‌افزاید: این نابرابری آموزشی در نهایت به نابرابری فرصت‌های شغلی و اجتماعی منجر می‌شود. دانش‌آموزی که امروز به‌دلیل فقر از آموزش باکیفیت محروم می‌ماند، فردا در بازار کار رقابت‌پذیر نخواهد بود. بدین‌ترتیب، فقر آموزشی به فقر اقتصادی و اجتماعی تبدیل می‌شود، چرخه‌ای که شکستن آن دشوار خواهد بود.

       آموزش، موتور همبستگی یا بازتولید نابرابری؟

       پیامدهای تورم آموزشی بر توسعه کشور

    افزایش بی‌رویه هزینه‌های آموزشی فقط معیشت خانوارها را تهدید نمی‌کند، بلکه مسیر توسعه ملی را نیز دچار اختلال می‌سازد. در هر نظام توسعه‌یافته‌ای، آموزش موتور محرک پیشرفت اقتصادی و اجتماعی است.

    کاهش نرخ ادامه تحصیل: خانواده‌های کم‌درآمد، به‌ویژه در مناطق محروم، ممکن است تحصیل فرزندان خود را به‌دلیل هزینه‌ها نیمه‌کاره رها کنند.

    افزایش ترک تحصیل دختران: در خانواده‌هایی با درآمد محدود، معمولا اولویت با پسران است و دختران نخستین قربانی فقر آموزشی می‌شوند.

    افزایش مهاجرت تحصیلی: بخشی از طبقات متوسط و بالا به‌دنبال آموزش باکیفیت‌تر، به مدارس و دانشگاه‌های خارج از کشور روی می‌آورندکه خروج سرمایه انسانی و مالی از کشور را به‌دنبال دارد.

    کاهش بهره‌وری نیروی کار: نیروی کار با سطح آموزش پایین‌تر، توان نوآوری و رقابت اقتصادی را از دست می‌دهد و رشد تولید ملی کند می‌شود.

    تضعیف اعتماد عمومی به نظام آموزشی: وقتی مدارس دولتی کیفیت پایین‌تری دارند، خانواده‌ها به کل نظام آموزشی بی‌اعتماد می‌شوند و آموزش خصوصی تقویت می‌گردد –  چرخه‌ای که نابرابری را تشدید می‌کند.

    مساله مهم و قابل تامل این است که در دهه‌های گذشته، دولت‌ها معمولا آموزش را یکی از بخش‌های اولویت‌دار می‌دانستند. اما در سال‌های اخیر، سهم آموزش از بودجه عمومی کشور کاهش یافته است. بخش عمده هزینه‌ها صرف حقوق و دستمزد می‌شود و سهمی ناچیز برای بهبود کیفیت آموزشی یا کاهش شهریه‌ها باقی می‌ماند. در چنین وضعیتی، فشار تأمین مالی از دوش دولت به دوش خانواده‌ها منتقل شده است. این همان نقطه‌ای است که تورم آموزشی از یک پدیده اقتصادی به یک بحران اجتماعی تبدیل می‌شود.

       آموزش، قربانی اقتصاد تورمی

    به گفته کارشناسان در جامعه‌ای که تورم ساختاری دارد، هر بخش اقتصادی ناگزیر از افزایش قیمت‌هاست؛ اما آموزش تفاوتی اساسی دارد. آموزش، برخلاف کالاهای مصرفی، سرمایه‌گذاری برای آینده است. وقتی تورم به این حوزه سرایت می‌کند، به‌طور غیرمستقیم آینده کشور را می‌بلعد. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که تورم آموزشی نه‌فقط به‌دلیل افزایش هزینه‌های مدرسه، بلکه به‌خاطر سیاست‌های نادرست اقتصادی و بی‌توجهی به عدالت آموزشی ایجاد شده است. مدارس غیردولتی، به‌جای تکمیل ظرفیت دولت، به عامل تجاری شدن آموزش تبدیل شده‌اند. در حالی که آموزش دولتی با کمبود معلم، تجهیزات و زیرساخت روبه‌روست، مدارس خاص و برنددار روزبه‌روز ثروتمندتر می‌شوند.

    آینده‌ای نگران‌کننده در غیاب چاره‌اندیشی

    ادامه روند فعلی می‌تواند آینده‌ای بسازد که در آن، آموزش نه راه نجات از فقر، بلکه بازتولید آن باشد. کارشناسان هشدار می‌دهند اگر تورم آموزشی مهار نشود، تا چند سال آینده شاهد شکاف عمیق میان «دانش‌آموختگان ممتاز طبقات بالا» و «دانش‌آموزان محروم با مهارت‌های پایین» خواهیم بود. در چنین جامعه‌ای، توسعه پایدار مفهومی بی‌معنا خواهد شد؛ زیرا توسعه بدون عدالت آموزشی ممکن نیست.

    زنگ خطر آینده

  • رقابت ناعادلانه بین مدارس پولی و غیرپولی / مدارس دولتی شکست خوردند / تبدیل آموزش به برند شخصی مدارس غیرانتفاعی

    رقابت ناعادلانه بین مدارس پولی و غیرپولی / مدارس دولتی شکست خوردند / تبدیل آموزش به برند شخصی مدارس غیرانتفاعی

    به گزارش اقتصادران، دور از انتظار نبود، مدارس دولتیِ عادی سهمی در رتبه‌های برتر کنکور امسال نداشتند، احتمالاً سهم ناچیزی هم میان رتبه‌های خوب داشته باشند، روندی که خیلی‌ها معتقدند محصول تضعیف آموزش عمومی در مدارس دولتی عادی است. اما در این میان ماجرا در سمت دیگر کاملاٌ متفاوت است، دانش‌آموزان آموزش دیده در مدارس استعدادهای درخشان یا مدارس غیرانتفاعی وضیت بهتری دارند، هم رتبه‌های برتر کنکور به این دانش‌آموزان می‌رسد و هم احتمالاً سایر رتبه‌های خوب برای قبولی در دانشگاه‌های رایگان سهم همین گروه می‌شود، طوری‌که به‌گفته‌ی نفیسه آزاد: «ما یکسری دانشگاه خوبِ روزانه‌ی رایگان داریم که پول‌دارها باهم رقابت می‌کنند که کدام‌شان در آن دانشگاه قبولی بگیرد.»

    این جامعه شناس می‌گوید: «شاخصی مانند کنکور نشان می‌دهد که مدارس غیرپولی امکان رقابت با مدارس پولی را در آموزش عمومی ندارند، در واقع مدارس غیرپولی باختند و شکست خوردند.»

    متن کامل این گفت‌وگو در ادامه آمده است.

    دانشگاه‌های برتر سهم کسانی‌ می‌شود که در آموزش عمومی پول بیشتری هزینه تحطیل می‌کنند

    *شما در واکنش به نتایج اعلام شده برای رتبه‌های برتر کنکور، در فضای مجازی نوشتید «شکست آموزش عمومی در ایران»، به ما بگویید نشانه‌های این شکست چیست؟

    منظور من از آموزش عمومی  آموزشی است که کودکان تا سن ۱۸ سالگی می‌گیرند، این آموزش مبنای ورود آن‌ها به جامعه‌ی بزرگ‌تر است، جامعه‌ی بزرگ‌تر یعنی ورودشان به دانشگاه یا کسب‌وکار. این آموزش قرار است برای همه‌ی جمعیت فعال یک کشور در دسترس باشد و البته کارآمدی هم داشته باشد تا نیروی فعال و رو به توسعه کشور را بسازد؛ حالا پژوهش‌ها نشان می‌دهد دانشگاه‌های برتر کشور در اختیار دانش‌آموزانی است که در آموزش عمومی از تحصیلات با سرمایه‌گذاری مالی بالا برخوردارند، تعلق رتبه‌های یک تا ده کنکور به این طبقه نماد اتفاقی است که در ورود به دانشگاه‌های کشور دارد رخ می‌دهد. در نتیجه در کشوری مانند ایران که با توسعه نامتوازن مواجه هستیم دانش‌آموزان زیادی به‌دلیل این‌که قدرت زیاد برای سرمایه‌گذاری در تحصیل ندارند از ورود به دانشگاه‌های دولتی و با کیفیت بالاتر محروم می‌شوند.

    کسانی‌که به‌دلیل توسعه نامتوازن فرودست شده‌اند توان دریافت آموزش با کیفیت ندارند

    *آیا متولی آموزش عمومی می‌تواند مدعی شود که من وظیفه‌ای برای تربیت دانش‌آموز برای ورود به دانشگاه ندارم، من فقط وظیفه آموزش دانش عمومی را داشتم؟

    نمی‌تواند این کار را انجام دهد، برای این‌که سیاستگذار وقتی روی صندلی می‌نشینید باید بداند در قبال کل جمعیت کشور مسئولیت دارد، اگر کنکور تنها راه ورود به دانشگاه‌های برتر نبود شما می‌توانستید چنین ادعایی را مطرح کنید؛ مسئولین کنکور را با سوال‌های یکسان سد راه ورود به دانشگاه گذاشته‌اند و بعد آموزش عمومی را به سمتی بردند که فقط با پول می‌شود آموزش مناسب گرفت تا به آن سوالات پاسخ داد، اگر کنکور سوالات یکسان دارد به معنای عادلانه بودنش نیست، کسانی‌که دسترسی مالی بهتری دارند آموزش بهتری برای پاسخ به این سوال‌ها دریافت می‌کنند یا برعکس، یعنی کسانی‌که قبل‌تر به‌دلیل توسعه نامتوازن فرودست شده‌اند توان دریافت چنین آموزش را ندارند.

    آموزش عمومیِ رایگان، فراگیر و دردسترس کاملاً بی‌معنا شده است

    *اما انگار این‌طور تصور می‌شود که همه باید دانشگاه بروند و آموزش عمومی این مسئولیت را دارد، این‌طور نیست؟

    نه، منظور من این نیست که همه دانشگاه بروند. ببینید؛ یک تب‌سنج درجه حرارت بدن را نشان می‌دهد اما علت تب را نه، وضعیت کنکور هم همین است، مانند یک شاخص عمل می‌کند و نشان می‌دهد آموزش در کشور ما وضعیت خوبی ندارد؛ حالا علت این وضعیت نامساعد چیست؟ علت، آموزش عمومیِ ضعیف است. کنکور مانند یک شاخص هست که به ما نشان می‌دهد آموزش عمومیِ رایگان، فراگیر و دردسترس کاملاً بی‌معنا شده است.

    *آن‌وقت خطری که از پس بی‌معنا شدن آموزش عمومی ما را گرفتار می‌کند چیست؟

    اجازه بدید از منظر توسعه‌ای بگویم، کشور ما به‌طور جدی درحال کاهش جمعیت است این یعنی جمعیت فعال ما به‌شدت درحال کم شدن است؛ از طرفی ما داریم وارد دوران انقلاب فناوری می‌شویم، یعنی ماهیت شغل‌ها، مهارت و دانش‌ تغییر می‌کند؛ در چنین وضعیتی و با این چشم‌انداز سیاست‌گذار آموزش باید بداند به‌تمام جمعیت فعال حاضر در کشور نیاز دارد، اما وقتی نتواند آموزش عمومی فراگیر و متوازن برقرار کند انگار که دارد یک جمعیت فعال که صاحب مهارت و دانش هستند را از دست می‌دهد، و این همه‌اش به‌این خاطر هست که آموزش عمومی با کیفیت به معنای فراگیر آن وجود ندارد.

    رقابت نابرابر میان مدارس پولی و غیرپولی

    *حالا رواج مدارس پولی چه نقشی در تضعیف آموزش عمومی بازی می‌کنند؟

    شاخصی مانند کنکور نشان می‌دهد که مدارس غیرپولی امکان رقابت با مدارس پولی را در آموزش عمومی ندارند، در واقع مدارس غیرپولی باختند و شکست خوردند. ما نمی‌توانیم اقتصاد سیاسی پدیده‌های اجتماعی را نادیده بگیریم، الان بخش عمده‌ای از صندلی‌های دانشگاه‌ها خالی هستند، چرا که بستر دانشگاهی برای جمعیت زیاد دهه شصت طراحی شده بود، اما الان به‌دلیل کاهش جمعیت متقاضی برای ورود به دانشگاه نسبت به قبل کم شده برای همین رشته‌های زیادی داریم که پذیرش در آن‌ها به کنکور نیازی ندارد، با این وجود چرا ما همچنان کنکور داریم؟ مدافعان کنکور معتقدند به‌خاطر رقابت برای دانشگاه‌های خوب کنکور هنوز وجود دارد، اما باید پرسید چه‌کسانی در دانشگاه‌های خوب قبول می‌شوند؟ آمارها نشان می‌دهد همان‌هایی که پول دارند قبول می‌شوند، در نتیجه ما یکسری دانشگاه خوبِ روزانه‌ی رایگان داریم که پول‌دارها باهم رقابت می‌کنند که کدام‌شان در آن دانشگاه قبولی بگیرند. لذا کنکور یک زمانی توجیح داشت اما الان توجیحی جز چرخه اقتصادی آن ندارد، بازاری که پشت کنکور ایستاده آن را نگه داشته است.

    استعدادهای درخشان فقط برای درست کردن طبقه و جداسازی افراد است

    *وقتی نتایج رتبه‌های برتر کنکور اعلام شد، تعداد زیادی از آن‌ها دانش‌آموزان مدارس استعدادهای درخشان بودند، نظرتان در این‌باره چیست؟

    اساساً این ایده که یکی استعداد خاصی دارد و من بروم آن را کشف کنم ایده‌ی عقب افتاده‌ای است که در دهه‌های گذشته مطرح بود، درحالی‌که الان ایده جداسازی کنار گذاشته شده است. امروز در آموزش عمومی نوعی از آموزش توصیه می‌شود که در آن دانش‌آموزان با توانایی‌های متفاوت کنار یکدیگر هستند، و با یکدیگر یک مسیر آموزش عمومی را طی می‌کنند. این‌که تعدادی دانش‌آموز را از یک سنی به عنوان استعداد انتخاب کنیم، بعد همان مباحث آموزشی را آنقدر با آن‌ها تمرین کنیم که در دانشگاه با رتبه عالی قبول شوند، چه نوع استعدادیابی است؟ امروز دانش‌آموزان برای این‌که در مدارس استعدادهای درخشان پذیرش بگیرند با هزینه‌های زیادی در کلاس‌های مجزا آموزش داده می‌شوند، درحالی‌که استعداد به این معنا اصلاً وجود خارجی ندارد، این اقدامات فقط برای درست کردن طبقه و جداسازی افراد است.

    یک زمانی وقتی سند جامع علمی کشور درحال تصویب بود در این مورد بحث می‌شد که صرف منابع زیاد برای یک تعداد خاص، به عبارتی آموزش گلخانه‌ای سیاست شکست خورده‌ای است، یعنی به‌جای داشتن یک گلخانه باید یک مزرعه پر از گل داشته باشیم، نکته جالب این است که همین بچه‌های استعداد درخشان در دانشگاه کنار سایر دانشجوها می‌نشینند، خدا را شکر که فعلاً دانشگاه استعدادهای درخشان نداریم که همه این‌ استعدادها کنار هم باشند؛ خب چه شد؟ آیا این‌ها فقط تا ۱۸ سالگی استعداد درخشان بودند؟ یعنی حتی این ایده به فرض درستی آن، ایده ناقصی است.

    آموزش در کشور دارد به برند شخصی مدارس غیرانتفاعی تبدیل می‌شود

    *حالا با توجه به نکاتی که مطرح کردید، عدالت آموزشی از منظر شما چه‌طور است؟

    ببینید، امروز مدارس غیرانتفاعی درحال بِرَند سازی هستند و این اتفاقی عجیب و غریب است، چراکه آموزش در کشور دارد به برند شخصی مدارس غیرانتفاعی تبدیل می‌شود، در این میان رقابت‌ها و آزمون‌های عجیب و غریب و پیوسته هم ایجاد می‌کنند و کسی نظارتی بر این‌ها ندارد؛ همه این‌ها طبقاتی هستند که تا مرحله کنکور ادامه دارد و بعد رها می‌شود، در واقع به یک دستگاه مهاجرسازی تبدیل شده است که برای کشورهای دیگر مهاجر متخصص تولید می‌کند.

    آموزش و پرورش با واگذاری آموزش عمومی رایگان به بخش خصوصی از خودش سلب مسئولیت کرده است، درحالی‌که طبق قانون اساسی آموزش رایگان وظیفه نهاد آموزش در کشور است. امروز آموزش عمومی را وارد بازار کرده‌اند، برای همین تعداد مدارس دولتی نسبت به قبل کم شده‌ است، چه‌طوری این مدارس غیب شدند؟ با واگذاری آن‌ها به بخش خصوصی، این مسیر هم اصلاً اتفاقی نبوده و یک نوع سیاستگذاری بوده است. بنابراین اساس آموزش عمومی باید تغییر کند، آینده چیز شخصی نیست که اگر یک خانواده پول داشت برای فرزندش سرمایه‌گذاری کند و آن را بخرد، آینده یک چیز جمعی است، ما با آینده‌ای روبه‌رو هستیم که با تحولات زیادی در زمینه بازار کار مواجه است، اما نظام آموزش عمومی در کشور ما برای چنین تغییری آماده نیست. بنابراین آموزش باید فراگیر باشد و هر کودکی در هر نقطه‌ای از این کشور به آموزش منصفانه دسترسی داشته باشد.

  • کنکور؛ رقابتی نابرابر بین بچه پولدارها و بی پول ها

    کنکور؛ رقابتی نابرابر بین بچه پولدارها و بی پول ها

    به گزارش اقتصادران، در روزهای گذشته و پس از اعلام نتایج کنکور سراسری، عکس‌های منتشرشده از رتبه ۱ یکی از گروه‌ها در شبکه‌های مجازی بحث‌های گسترده‌ای را میان کاربران به وجود آورد. عکس‌هایی که این رتبه برتر را در سفرهایی خارجی و در کشورهایی مانند فرانسه و روسیه نشان می‌داد. انتشار این عکس‌ها این بحث را به وجود آورد که چرا نظام آموزشی در کشور ما به گونه‌ای طراحی شده است که اکثر نفرات برتر کنکور از خانواده‌های متمول بوده و در مدارس برتر با شهریه‌های آنچنانی درس می‌خوانند. در حقیقت در کشوری که بیش از ۸۵ درصد از دانش‌آموزان در مدارس دولتی و عادی مشغول به تحصیل هستند، بیش از ۸۵ درصد صندلی‌های برتر در دانشگاه‌ها نصیب دانش‌آموزان مدارس سمپاد و غیرانتفاعی می‌شود. بر اساس آمارهای اعلام‌شده ۷۰ درصد نفرات برتر در گروه علوم ریاضی در مدارس سمپاد و غیرانتفاعی تحصیل می‌کنند، و رشته‌های دیگر نیز وضعیت مشابهی دارند.

    این موضوع را می‌توان نقض جدی عدالت آموزشی در نظر گرفت؛ چراکه بیشترین تعداد دانش‌اموزان در سراسر کشور در مدارس دولتی تحصیل می‌کنند و اکثریت خانواده‌ها توان ثبت‌نام فرزندان خود در مدارس غیرانتفاعی را ندارند. مدارسی که شهریه‌های بالای ۱۰۰ میلیون تومان برای یک سال دریافت می‌کنند، و در عوض موفقیت در کنکور سراسری را برای دانش‌آموزانشان تضمین می‌کنند. بر اساس اعلام معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش ۸۶ درصد دانش‌آموزان در مدارس دولتی و ۱۳ درصد در مدارس غیردولتی تحصیل می‌کنند. همچنین از کل دانش‌آموزان، ۴۹ درصد در دوره‌های متوسطه مشغول به تحصیل هستند که ۸۳.۵ درصد در مدارس شهری و ۱۶.۵ درصد در مدارس روستایی تحصیل می‌کنند.

    تاثیر معدل در نتیجه کنکور؛ طرحی برای عدالت یا افزایش شکاف طبقاتی؟

    در تیرماه ۱۴۰۰، شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبه‌ای با عنوان «سیاست‌ها و ضوابط ساماندهی سنجش و پذیرش» را تصویب و به رئیس‌جمهور وقت ابلاغ کرد. بر اساس این طرح، از کنکور ۱۴۰۲، سوابق تحصیلی پایه دوازدهم با ۴۰ درصد تأثیر قطعی در نتیجه کنکور اعمال شد. برای کنکور ۱۴۰۳ این سهم به ۵۰ درصد افزایش یافت. همچنین از کنکور ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۵، سوابق تحصیلی پایه‌های یازدهم و دوازدهم با ۶۰ درصد تأثیر قطعی محاسبه شده و از سال ۱۴۰۵ به بعد، این سهم برای پایه‌های دهم تا دوازدهم برقرار خواهد بود. اجرای این طرح در ابتدا با هدف ایجاد عدالت آموزشی کلید خورد، اما طبق آنچه مشاهده می‌شود این طرح باعث عمیق‌تر کردن شکاف و دامن زدن به بی‌عدالتی آموزشی شده است. مدارس غیرانتفاعی با به‌کارگیری معلمان و مدرسان باتجربه‌تر و برگزاری انواع برنامه‌های آموزشی میانگین معدل دانش‌آموزان خود را بالا برده‌اند و در طرف مقابل مدارس دولتی که با کمبود بودجه شدید دست و پنجه نرم می‌کنند، به برگزاری کلاس‌های درس اکتفا می‌کنند. بودجه آموزش و پرورش به سختی کفاف پرداخت حقوق و دستمزد معلمان و کادر آموزشی را می‌دهد و مجالی برای برگزاری کلاس‌های فوق‌برنامه و اردوهای آموزشی باقی نمی‌گذارد.  برنامه درسی در این مدارس بیشتر یکسان و استاندارد و تجهیزات و امکانات آموزشی محدودتر است و امکان هرگونه خلاقیت را از معلم و دانش‌آموز سلب می‌کند.

    بازماندگان از تحصیل و آسیب‌های اجتماعی

    طبق آخرین داده‌های رسمی، بیشترین تعداد دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل متعلق به ۵ استان سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی، تهران، خوزستان و آذربایجان غربی است. این استان‌ها به دلیل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و کمبود امکانات آموزشی با چالش‌های جدی در زمینه پوشش تحصیلی مواجه هستند. غلامعلی افروز روانشناس و استاد دانشگاه تهران در گفت‌وگویی با خبرگزاری تسنیم با اشاره به اینکه ۳۰ درصد دانش‌آموزان کشور موفق به کسب مدرک دیپلم نمی‌شوند و وارد بازار کار می‌شوند، هشدار می‌دهد: «برخی از این افراد ممکن است دچار آسیب‌های اجتماعی شده و حتی روانه زندان شوند. آموزش و پرورش در ایران زنجیره‌ای از هدایت و مشاوره تحصیلی ندارد که دانش‌آموزان را از دلزدگی و خستگی از درس خواندن نجات دهد. معلمان باید به‌عنوان نیروی انگیزشی، جذب‌کننده دانش‌آموزان برای ادامه تحصیل باشند.»

    ساختار نظام آموزشی ایران نیازمند تغییر جدی است

    تفاوت‌های چشمگیری در کیفیت و دسترسی به مواد آموزشی در کشور وجود دارد، و برای تحقق عدالت آموزشی واقعی، نیاز به توزیع عادلانه منابع، ارتقای کیفیت مدارس دولتی، حمایت ویژه از مناطق محروم و بازنگری در نظام سنجش و پذیرش دانشگاهی وجود دارد. ساختار نظام آموزشی ایران به گونه‌ای طراحی شده است که حول محور کنکور می‌چرخد و این موضوع نابرابری آموزشی را تشدید می‌کند، زیرا خانواده‌هایی که توان پرداخت شهریه‌های بالا، تهیه کلاس‌ها و کتب کمک درسی و ایجاد فضای مناسب برای دانش‌آموز کنکوری را ندارند، نمی‌توانند در چرخه رقابت با خانواده‌های متمول باقی بمانند، و به ناچار به قبولی در دانشگاه‌ها و رشته‌های سطح پایین‌تر رضایت می‌دهند. بر اساس آمارهای رسمی بیش از ۳۰ درصد جامعه بیکار در کشور را فارغ‌التحصیلان دانشگاهی تشکیل می‌دهند، اما به هر حال قبولی در کنکور همواره یکی از دغدغه‌های جدی جوان ایرانی بوده است.

  • عدالت آموزشی از مدارس ایران پر کشید / آموزش خصوصی با بهای نجومی!

    عدالت آموزشی از مدارس ایران پر کشید / آموزش خصوصی با بهای نجومی!

    به گزارش اقتصادران، فصل بهار و امتحانات دانش‌آموزان هنوز تمام نشده است، اما برخی مدارس تابلوی تکمیل ظرفیت را بر در‌ها آویخته‌اند! با نزدیک شدن به اتمام سال تحصیلی، روند ثبت‌نام مدارس دوباره به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های خانواده‌ها تبدیل شده است. اغلب والدین میان تماس‌های پی‌درپی، جلسات معارفه و فرم‌های پیش‌ثبت‌نام، در جست و جوی مدرسه‌ای هستند که هم فرزندشان از کیفیت آموزشی بالایی برخوردار شود و هم با دخل‌وخرجشان جور دربیاید. اما این دو خواسته ساده، گویی دیگر به‌سختی کنار هم قرار می‌گیرند.انتخاب مدرسه تا چندین سال پیش که خرج و مخارج از درآمد‌ها پیشی نگرفته بود و خدمات بیش از آنکه آموزشی باشد، رنگی از تجمل و برندینگ به خود نگرفته بود، روند چندان دشواری نبود، اما حالا در میان جدول شهریه‌ها، فرم‌های پیش‌ثبت‌نام و جلسات مصاحبه، تبدیل به چالشی سخت و پرهزینه شده است.

    طبق اعلام احمد محمودزاده، رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت‌های مردمی، شهریه مدارس غیر انتفاعی در سال گذشته (۱۴۰۳ – ۱۴۰۴) بین ۱۰ تا ۸۰ میلیون تومان مصوب شده بود. محمودزاده درباره میزان شهریه مدارس غیرانتفاعی در سال ۱۴۰۴_۱۴۰۵ نیز عنوان کرده است: «مطابق بررسی که کردیم، برخی شهریه‌ها در تهران بسیار پایین است، بنابراین تصمیم به ترمیم شهریه و افزایش کف شهریه گرفتیم. این اقدام برای اجرای طرح ۳۰ ساعته شدن معلمان و ارتقاء کیفیت آموزشی ضروری است. کف شهریه در چهار سطح تعیین شده و کمترین آن ۱۴ میلیون تومان است». با این حال آموزش و پرورش هنوز به صورت دقیق اعلام نکرده است که سقف شهریه مدارس چه میزان است، اما تجربه سالیان گذشته و مشاهدات میدانی از مناطق مختلف تهران نشان می‌دهد که این سقف عملا برای بسیاری از مدارس تنها یک عدد روی کاغذ است و برخی مدارس بدون اینکه منتظر شهریه مصوب آموزش و پرورش باشند، پرونده ثبت نام دانش‌آموزان در سال تحصیلی جدید را بسته‌اند.

    ثبت‌نام میلیونی زیر سایه برند و لوکیشن

    در یک مدرسه ابتدایی پسرانه در محله اقدسیه که بیش از ۲۰ سال از تاسیس آن می‌گذرد، نگهبان مدرسه از پشت میز چوبی که در مقابل در ورودی قرار گرفته است، امکانات مدرسه را اینگونه مرور می‌کند: «دانش‌آموزان از ساعت ۷ و ۳۰ دقیقه صبح تا ۱۳ در مدرسه حضور دارند. کلاس‌های فوق شامل زبان انگلیسی، رباتیک، ساخت لگو، کارگاه خلاقیت، خوشنویسی و نقاشی می‌شود. هر ماه هم یک اردوی تفریحی یا علمی و ورزشی داریم.»

    او ضمن بیان اینکه ظرفیت هر کلاس ۲۰ نفر است و هر پایه فقط یک کلاس وجود دارد، درباره میزان شهریه عنوان کرد: «علی الحساب شهریه پارسال که ۴۲ میلیون تومان است را باید پرداخت کنید تا شهریه امسال که احتمالا افزایش ۲۵ تا ۳۰ درصدی پیدا می‌کند، از سوی آموزش و پرورش اعلام شود.»

    وی همچنین در پاسخ به اینکه این شهریه ثابت است یا برای برنامه‌های فوق در طول سال مبالغی دریافت می‌شود، گفت: «هزینه کتاب، اردوها، فرم مدرسه یا اگر در مواردی نیاز به فتوکپی و تکثیر باشد، هزینه جدایی دریافت می‌شود.»

    حجاب کامل خانواده، از شروط ثبت‌نام یک مدرسه غیرانتفاعی

    چند خیابان آن طرف‌تر، در محله چیذر یک خانم چادری پشت میز دفتر قدیمی مدرسه نشسته است. او درباره شرایط این مدرسه پسرانه در مقطع ابتدایی، به خبرنگار اقتصاد ۲۴ گفت: «ساعت تحصیلی دانش‌آموزان ما از ۷ و ۴۰ دقیقه صبح شروع می‌شود تا ساعت ۳ ظهر. اولیا دانش‌آموزان ما یکدست مذهبی و چادری هستند. البته چادری بودن جزو شرایط نیست، اما باید حجاب کامل داشته باشند.»

    مدیر مدرسه درباره کلاس‌های فوق‌برنامه نیز می‌گوید: «برای پایه اول کلاس‌های کامپیوتر و ژیمناستیک را داریم. برای پایه سوم به بالا هم کلاس‌های خوشنویسی، رباتیک، قرآن و پرورشی را در نظر گرفته‌ایم. البته هر روز صبح با همه بچه‌ها حفظ قرآن تمرین می‌شود. ضمن اینکه ما در مدرسه کلاس آموزش زبان نداریم چراکه هرکدام از دانش‌آموزان معمولا در آموزشگاه‌های آزاد، زبان انگلیسی را فرا می‌گیرند.»

    او در ادامه با اشاره به آموزش‌های مذهبی در مدرسه مذکور، عنوان می‌کند: «نماز، وضو، ذکر و سایر احکام از کلاس سوم آموزش داده می‌شود و برایشان جشن نماز گرفته می‌شود. ضمن اینکه جشن اعیاد و سوگواری ایام وفات هم به صورت عمومی برگزار می‌کنیم.»

    این مدیر مدرسه درباره جمعیت هر کلاس و میزان شهریه مدرسه هم بیان می‌کند: «ظرفیت هر پایه ۱۰ الی ۱۵ نفر است. شهریه را فعلا به نرخ سال گذشته که ۴۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است باید پرداخت کنید تا نرخ مصوب امسال که قطعا افزایش بیش از ۴۰ درصدی خواهد داشت، مشخص شود.»

    روایت متفاوت والدین از شهریه های غیر انتفاعی ها

    روایت والدین از میزان شهریه فرزاندانشان، اما بیش از این ارقام است. یکی از مادران که دو فرزندش در مقطع ابتدایی در محدوده قیطریه تحصیل می‌کنند، به اقتصاد ۲۴ می‌گوید: «من بیشتر مدارس منطقه یک را قیمت گرفتم و شهریه‌شان از ۱۸۰ میلیون به بالا شروع می‌شود. شهریه مدرسه یکی از فرزاندانم سال گذشته ۹۰ میلیون تومان بود که برای سال تحصیلی جدید به ۱۸۰ میلیون تومان رسیده است. شهریه مدرسه فرزند دیگرم هم از ۱۲۰ میلیون تومان به ۱۷۵ میلیون تومان افزایش پیدا کرده آن هم علی الحساب؛ یعنی امکان دارد بیشتر هم شود. تازه این ارقام بدون احتساب هزینه کتاب، ناهار، لباس و سرویس مدرسه هست.»

    مادر این دو دانش‎‌آموز با اشاره به شهریه سنگین مدارس برای برخی از خانواده‌های طبقه متوسط جامعه می‌گوید: «تعدادی از اطرافیان من به دلیل شهریه بالا ناچار شدند مدرسه فرزندان خود را به مدارس سما تغییر دهند. مدرسه سما در خیابان شریعتی که وابسته به دانشگاه آزاد است از ۶۰ میلیون به ۸۰ میلیون تومان رسیده که در مقایسه با مدارس غیرانتفاعی پایین‌تر است.»

    او کلاس‌های فوق برنامه مدارس دو فرزندش را اینگونه نام می‌برد: «کلاس‌های زبان، رایانه، رباتیک، پرلز، مهارت‌های زندگی، ریاضی پیشرفته و خوشنویسی را دارند.»

    مرکز تهران؛ جایی که قیمت‌ها دیگر میانه نیستند

    برخی مدارس پر متقاضی حتی مرحله‌ای تحت عنوان پیش‌ثبت‌نام اینترنتی برگزار می‌کنند. بدین صورت که والدین ابتدا باید فرم‌هایی را به‌صورت آنلاین پر کنند، سپس مدرسه با آنها تماس گرفته و جلسه حضوری با خانواده برگزار می‌شود.

    در مرکز شهر هم مدارسی هستند که از قافله شهریه‌های نجومی مدارس منطقه یک و پیچ و خم مراحل ثبت‌نام مدارسی که نامشان تبدیل به برند شده است، عقب نمانده‌اند. یکی از مدارس ابتدایی دخترانه، حوالی میدان فاطمی به خبرنگار اقتصاد ۲۴ می‌گوید: «شما باید به صورت اینترنتی مرحله پیش‌ثبت‌نام را انجام می‌دادید. در حال حاضر ظرفیت ما تکمیل شده است و کمتر از یک درصد احتمال دارد که ظرفیتی خالی شود». با این حال کادر اداری مدرسه درباره شرایط و امکانات مدرسه اینگونه توضیح می‌دهد: «دانش‌آموزان از ساعت ۷ و ۴۵ دقیقه صبح تا ساعت ۱۴:۱۵ ظهر کلاس دارند. هر کدام از خانواده‌ها هم که بخواهند می‌توانند در کلاس‌های بعد از مدرسه (After School) ثبت نام کنند که هزینه‌اش جدا از شهریه دریافت می‌شود.»

    وی در ادامه درباره کلاس‌های فوق برنامه هم بیان می‌کند: «زبان انگلیسی و فرانسه، کدنویسی و مهارت‌های زندگی را برای بچه‌ها برگزار می‌کنیم. هر ماه هم اردو‌های درون شهری به مکان‌های تفریحی مثل پارک، سینما، موزه و… داریم.»

    معاون این مدرسه از اعلام شهریه دقیق به دلیل تکمیل ظرفیت سر باز می‌زند، اما می‌گوید کمتر از ۱۰۰ میلیون تومان نیست.

    شرق تهران؛ کشاکش میان دغدغه کیفیت و فشار هزینه

    مادر دیگری از افزایش ۵۸ درصدی شهریه مدرسه فرزندش که در مقطع ابتدایی و در محدوده نارمک تحصیل می‌کند، به اقتصاد ۲۴ می‌گوید: «سال گذشته ۶۰ میلیون پرداخت می‌کردیم که این رقم امسال به ۹۵ میلیون تومان رسیده است. این رقم در بین مدارس ابتدایی این منطقه تقریبا نرمال بوده است؛ به عنوان مثال یکی از دوستان من در تهران‌پارس ۱۲۰ میلیون تومان برای شهریه فرزندش پرداخت کرده، اما به نسبت تعداد کلاس‌های فوق برنامه کمتری دارند. درواقع، چون مدرسه اجاره‌ای بوده، هزینه آن را روی شهریه کشیده‌اند. ضمن اینکه هزینه‌های جانبی هم از آنها دریافت می‌کنند. ولی مدرسه فرزند من که ۹۵ میلیون تومان دریافت کرده‌اند دیگر در طول سال مبالغ دیگری از ما نمی‌خواهند.»

    به محاق رفتن عدالت آموزشی در ایران

    گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهند که نابرابری در دسترسی به آموزش باکیفیت در ایران، به‌ویژه در مناطق روستایی و برای اقشار کم‌درآمد، همچنان وجود دارد. در سال ۲۰۲۴، ضریب جینی آموزشی ایران که نشان‌دهنده میزان نابرابری در دسترسی به آموزش است، حدود ۳۵ ارزیابی شده است. این عدد نشان می‌دهد که در کشور ما، فرصت‌های آموزشی به‌طور یکنواخت توزیع نمی‌شود و اقشار مختلف جامعه به‌ویژه در مناطق کم‌درآمد، به امکانات آموزشی باکیفیت دسترسی ندارند.

    همچنین، سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی ایران کمتر از ۲ درصد است، در حالی که طبق توصیه‌های بین‌المللی، این عدد باید بین ۴ تا ۶ درصد باشد تا کیفیت آموزش به‌طور مناسبی تأمین شود. افزون بر اینکه بسیاری از نظر اقتصادی توان تحصیل در مدارس غیرانتفاعی را ندارند، در مواردی نیز خانواده‌ها با این جمله روبه‌رو می‌شوند که «با توجه به سیاست‌های مدرسه، ترجیح می‌دهیم خانواده‌هایی را بپذیریم که از نظر فرهنگی با خط‌مشی ما هم‌راستا باشند». این گزینش اجتماعی که در عمل نوعی فیلتر طبقاتی است، موجب شده است که مدارس غیرانتفاعی نه‌فقط از نظر اقتصادی، بلکه از نظر ترکیب اجتماعی نیز از مدارس دولتی فاصله بگیرند. از این رو به اعتقاد کارشناسان، وقتی کیفیت آموزش، با توان پرداخت شهریه گره بخورد، عدالت آموزشی در معنای واقعی خود از بین می‌رود.

    خانواده‌هایی که فرزندانشان را در مدارس دولتی ثبت‌نام می‌کنند نیز با چالش‌هایی مواجه‌اند؛ از کمبود معلم و کیفیت پایین‌تر کلاس‌ها گرفته تا ازدحام جمعیت در کلاس‌ها و نبود امکانات مناسب. همین تفاوت‌ها موجب شده است که خانواده‌های طبقه متوسط، با هر سختی و زحمتی، تلاش کنند فرزندشان را در مدارس غیرانتفاعی ثبت‌نام کنند.

    افزایش تقاضا برای مدارس غیرانتفاعی، بدون نظارت کافی بر قیمت‌ها و خدمات، باعث شکل‌گیری بازاری پرابهام شده است. بسیاری از مدارس، قیمت‌ها را بر اساس میزان شهرت و موقعیت جغرافیایی خود تعیین می‌کنند و نظارتی جدی بر تطابق شهریه‌ها با کیفیت آموزش دیده نمی‌شود. در چنین شرایطی، سؤال اساسی این است که آیا آموزش عمومی در ایران همچنان یک حق عمومی بوده یا به‌تدریج در حال تبدیل شدن به کالایی لوکس برای طبقات برخوردار است؟

    مسیر مهار شهریه؛ از وعده تا عمل

    هر سال زمان ثبت نام مدارس، خانواده‌ها نسبت به شهریه‌های نجومی اعتراض دارند حتی در ماه گذشته کارزاری در اعتراض به افزایش شهریه مدارس غیرانتفاعی ایجاد شد که در بخشی از متن آن آمده است: «در شرایط اقتصادی فعلی، که بسیاری از خانواده‌ها با مشکلات معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، افزایش نامتعارف شهریه‌ها نه‌تنها منصفانه نیست، بلکه زمینه‌ساز گسترش تبعیض آموزشی و حذف تدریجی دانش‌آموزان بااستعداد، اما کم‌برخوردار از فرصت‌های برابر می‌شود».

    مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران نیز در ابتدای فروردین عنوان کرد که فعلا رقم جدید شهریه‌ها قطعی نشده و مدارس اجازه ندارند تا زمان ابلاغ رسمی، هیچ مبلغی بیش از شهریه سال گذشته دریافت کنند. او همچنین یادآور شده که در مرحله پیش‌ثبت‌نام نیز دریافت هرگونه وجه اضافی غیرقانونی است. با وجود اینکه هر سال در زمان ثبت نام مدارس آموزش و پرورش چنین خط و نشان‌هایی می‌کشد، اما آنچه والدین در واقعیت تجربه می‌کنند، چیز دیگری است.

  • سلطه بچه پولدار‌ها بر دانشگاه‌های دولتی / امرایی: نفر اول کنکور فقط ۳۰۰ میلیون کتاب اطرافش چیده بود!

    سلطه بچه پولدار‌ها بر دانشگاه‌های دولتی / امرایی: نفر اول کنکور فقط ۳۰۰ میلیون کتاب اطرافش چیده بود!

    به گزارش اقتصادران، شکاف میان دهک‌های بالای اقتصادی با دهک‌های پایین در جامعه حالا خودش را در مسائل آموزشی نشان می‌دهد، نظم و نظام آموزش کشور مسیری طی کرده که دست هرکسی به دانشگاه‌های معتبر داخلی نرسد، بلکه فقط گروه‌های برخورددار اقتصادی باشند که آرزوی تحصیل در این دانشگاه‌ها را به واقعیت تبدیل می‌کنند، طوری‌که حالا می‌شود گفت عدالت آموزشی تقریباً فراموش شده است. به‌گفته یک کارشناس آموزش: «شکاف بین مدارس دولتی و خصوصی افزایش پیدا کرده، دانش‌آموزانی که در مدارس غیردولتی تحصیل می‌کنند، امکانات بهتری دارند، اما در مدارس دولتی، مشکلات مالی باعث شده کیفیت آموزش کاهش پیدا کند.»

    محمدرضا نیک‌نژاد قبل‌تر  گفته بود: «خصوصی‌سازی آموزش در سال‌های اخیر گسترش پیدا کرده، وقتی بخشی از مسئولیت آموزش‌وپرورش به بخش خصوصی سپرده می‌شود، کیفیت آموزشی برای اقشار ضعیف کاهش پیدا می‌کند، چون بسیاری از خانواده‌ها توانایی پرداخت هزینه‌های مدارس غیردولتی را ندارند. در حالی که آموزش‌وپرورش باید یک نهاد کاملاً دولتی و حمایتی باشد. وضعیت آموزش‌وپرورش در ایران مطلوب نیست و روند نزولی دارد.»

    همچنین علی امرایی، عضو کمیسیون آموزش دیده‌بان شفافیت و عدالت قبل‌تر درباره عدالت آموزشی و کیفیت آموزش در مدارس دولتی گفته بود: «برخی از مدارس دولتی از کیفیت لازم برخوردار نیستند و از طرفی کتاب‌های درسی ما لاغر شده است و برعکس شاهد چاق شدن کتاب‌های کمک آموزشی هستیم، ضمن این‌که کمبود معلم هم داریم، همه این عوامل سبب ضعف تحصیلی دانش آموز در مدارس دولتی می‌شود.»

    قبولی دانشگاه‌های دولتی دهک‌های بالای اقتصادی هستند

    کاهش کیفیت آموزش در مدارس دولتی درحالی دست دانش‌آموزان دهک‌های متوسط روبه پایین را از قبولی در دانشگاه‌های معتبر دور کرده که افزایش کیفیت آموزش در مدارس غیردولتی به مدد پول و هزینه‌های هنگفتی که در آنها می‌شود سبب شده بخش زیادی از قبولی‌های دانشگاه‌های معتبر سهم گروه برخوردار اقتصادی باشد. در این‌باره مهدی حسنلو، استاد دانشگاه تهران و سرپرست سابق اداره کل امور خوابگاه‌های این دانشگاه  می‌گوید: «گزارشی خواندم که ورودی دانشگاه‌های دولتی دهک‌های اقتصادی بالای ۶ هستند، یعنی دانشجویانی که از گروه‌های برخوردار و متوسط از نظر اقتصادی هستند بیشتر در دانشگاه‌های دولتی قبول می‌شوند.»

    او ادامه می‌دهد: «این خبر هم خوب است هم بد؛ خوب است، چون کمتر با فقر و گرفتاری دانشجویان مواجه هستیم، اما بد بودن از این منظر که بچه‌هایی که از نظر اقتصادی برخوردار نیستند نمی‌توانند وارد دانشگاه‌های خوب شوند، یک عکس از نفر اول کنکور تجربی سال قبل منتشر شد که در اطراف‌شان کلی کتاب چیده شده بود، گمان می‌کنم قیمت آن کتاب‌ها حدود ۳۰۰ میلیون تومان بود، بدون در نظر گرفتن هزینه‌های کلاس‌ها کنکور؛ با این وجود منکر وجود دانشجویان نیازمند در دانشگاه تهران نمی‌شوم، اما بدانید که امروز ورودی دانشجویان از میان بچه‌هایی هست که از منظر اقتصادی برخوردار هستند.»

    سهم کم دانش‌آموزان مراکز دولتی از قبولی‌های زیر ۳ هزار در دانشگاه

    گزارش‌های منتشر شده توسط مرکز پژوهش‌های مجلس هم سلطه گروه‌های برخوردار اقتصادی در قبولی دانشگاه‌ها را نشان می‌دهد، همین چند روز قبل ویدیویی در فضای مجازی منتشر شد، مهدی موحدی بکنظر، تحلیلگر مسائل اقتصادی در این ویدیو گزارشی از مرکز پژوهش‌های مجلس ارائه داد، او گفت: «به استناد گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس در سال ۱۴۰۲ بیشتر کسانی‌که در دانشگاه‌های تهران، شریف، علامه طباطبایی، یعنی دانشگاه‌های موثر کشور قبول شدند از دهک‌های پر درآمد کشور هستند، تقریباً حدود ۷۵ درصد دانش‌آموزان پشت کنکوری دانشجویان دولتی هستند، اما حدود ۲ درصد از قبولی‌های زیر رتبه ۳ هزار در دانشگاه‌ها دانش‌آموزان مراکز دولتی هستند. یعنی عملاً سرنوشت محتوم نظام آموزشی کشور ما به این سمت می‌رود که دیگر نمی‌تواند نماینده گروه کارگر و قشر ضعیف و متوسط به پایین جامعه باشد. والدین بیشتر دانشجویان دانشگاه‌هایی مانند شریف دیگر کارگر نیستند.»

    درهمین‌باره محمد داوری کارشناس آموزش و مشاوره تحصیلی در مدارس می‌گوید: «تنوع مدارس یکی از مصادیق نقض عدالت آموزشی است، سال به سال سهم مدارس دولتی عادی در کسب رتبه‌های برتر کنکور کاهش یافته است، در مقابل درصد قبولی دانش‌آموزان مدارس تیزهوشان، نمونه دولتی، غیرانتفاعی و مدارس خاص بسیار بالاست که این موضوع نشان‌دهنده رقابت نابرابر و شکست بسیاری از افراد است.»

    او ادامه می‌دهد: «در نظام‌های آموزشی کشور‌های توسعه‌یافته این میزان تنوع مدارس وجود ندارد، از نظر اجتماعی و فرهنگی نیز این موضوع آسیب‌های جدی به همراه داشته و باعث طبقاتی شدن و چندگانگی در نظام آموزشی شده است، این شکاف طبقاتی حتی در جوامع لیبرال هم به این شدت دیده نمی‌شود.»

  • بچه پولدارها به کدام مدارس می‌روند و چقدر شهریه می‌دهند؟

    بچه پولدارها به کدام مدارس می‌روند و چقدر شهریه می‌دهند؟

    به گزارش اقتصادران، موعد ثبت نام سال آینده مدارس رسیده و بار دیگر مساله شهریه مدارس داغ شده است. جدای از مدارس دولتی که اگرچه باید رایگان باشند به بهانه‌ها و تحت عناوین مختلف مبالغ قابل توجهی از مردم می‌گیرند، شهریه‌های مدارس غیرانتفاعی بدون هیچ نظارتی روز به روز نجومی‌تر می‌شوند. انتشار میزان شهریه این مدارس از چند جهت اهمیت دارد؛ نخست اینکه آمار قبولی‌های کنکور در سال‌های اخیر نشان می‌دهد دسترسی دانش آموزان مدارس دولتی و شهرستانی به دانشگاه‌های تراز اول کشور روز به روز سخت‌تر شده است.در سالهای گذشته سهم مدارس دولتی‌ در بین رتبه‌های برتر کنکور بین دو تا هشت درصد بوده است. از سوی دیگر شهریه‌های چند صد میلیونی این مدارس هم نماینده اختلاف طبقاتی و بی عدالتی آموزشی در کشور است و هم به آن دامن می‌زند.

    تماس‌ها با برخی مدارس خاص و مطرح تهران که اغلب مورد انتخاب آقازاده‌هاست، جدا از هزینه‌های چند ده میلیونی، چند نکته قابل توجه را آشکار کرده است؛  نخست اینکه برخی از این مدارس از اطلاع رسانی درباره شهریه‌ها طفره می‌روند.  نکته دیگر اینکه با وجود شروع ثبت‌نام‌ها و حتی پر شدن ظرفیت خیلی از این مدارس، مبالغ شهریه امسال مشخص نشده و والدین باید در عین بی‌خبری از شهریه احتمالی، ثبت نام را انجام دهند و منتظر سوپرایز‌های قیمتی باشند.

    گذشته از این، ظرفیت ثبت نام در بسیاری از این مدارس با وجود کلان بودن شهریه و حتی نامعلوم بودن آن، تکمیل است. در بین مدارسی که مورد بررسی خبرنگار ما قرار گرفته نام مدارس منتسب به برخی مقامات کشور هم دیده می شود. از جمله این مدارس می توان به مدرسه فرهنگ متعلق به غلامعلی حدادعادل، مدرسه سلام متعلق به سعید حجاریان، مدرسه مهر هشتم متعلق به الیاس قالیباف فرزند محمدباقر قالیباف و مدرسه روشنگر متعلق به خانواده برادر آیت الله هاشمی رفسنجانی اشاره کرد.

    جدول زیر بر اساس اطلاعات مربوط به ثبت نام پایه اول ابتدایی در چند مدرسه غیرانتفاعی مطرح در تهران گردآوری شده است؛ لازم به ذکر است که در این جدول هزینه‌های جانبی و اجباری مدارس از قبیل هزینه خرید کتاب، روپوش مدرسه، سرویس و تغذیه محاسبه نشده است. مجموع هزینه‌های جانبی به طور متوسط در سال جاری چیزی حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان خواهد بود که باید در نهایت به رقمی که در این جدول نوشته شده، اضافه شود.

    آقازاده‌ها به کدام مدارس می‌روند و چقدر شهریه می‌دهند؟ + جدول

  • سفره فساد در آموزش و پرورش / بازار مدارس غیرانتفاعی داغ شد

    سفره فساد در آموزش و پرورش / بازار مدارس غیرانتفاعی داغ شد

    به گزارش اقتصادران، بر اساس گزارشی که مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با عنوان «بررسی وضعیت عدالت آموزش عالی در ایران»، تهیه کرده، توزیع دانشجویان در دانشگاه‌های کشور عمدتا به نفع دهک‌های بالای درآمدی است. در این گزارش آمده است که حدود ۳۷٪ از کل دانشجویان از خانوارهای دهک‌های ۹ و ۱۰ هستند، در حالی که سهم دو دهک پایین درآمدی تنها ۷٪ است. این نابرابری در رتبه‌های برتر کنکور نیز مشهود است؛ به‌طوری‌که ۵۴٪ از پذیرفته‌شدگان با رتبه زیر ۳۰۰۰ در دو دهک بالای درآمدی قرار دارند. سهم دو دهک پایین درآمدی در این رتبه‌ها تنها ۳٪ است.

     در بخش دیگری از این گزارش اشاره شده که این نابرابری در دسترسی به آموزش عالی، به‌ویژه در رشته‌های پرمتقاضی مانند پزشکی و مهندسی، به دلیل هزینه‌های بالای آموزش در مقاطع پیش‌دانشگاهی و استفاده از امکانات آموزشی با کیفیت‌تر توسط خانوارهای پردرآمد است. بر اساس یافته‌های این گزارش، دهک‌های نهم و دهم درآمدی حدود سه برابر دهک‌های اول و دوم برای آموزش فرزندان خود هزینه می‌کنند، که این امر منجر به دسترسی بیشتر و کیفی‌تر به آموزش و در نهایت کسب رتبه‌های برتر در کنکور می‌شود.

    سعید معیدفر، جامعه‌شناس و عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران به بررسی و تحلیل این شرایط  پرداخته است:

    سیستم آموزش عالی ما از ابتدا درگیر اعوجاج بود

    سعید معیدفر گفت:«این آمار مثل بسیاری دیگر از آمارهای مشابه، با احتمال مخدوش بودن رو به رو است. ما دقیقا نمی دانیم، افراد قید شده در این آمار،  طی دوران تحصیل خود به طور کامل در مدارس غیرانتفاعی بوده اند یا بین مدارس غیرانتفاعی و دولتی در گردش بوده اند. بنابراین به قطعیت نمی دانیم آن ۲ درصدی که در گزارش مرکز پژوهش ها آمده اند، جزو کدام دسته قرار می گیرند. نکته دیگر این است که مدارس غیرانتفاعی با انواع و اقسام تبلیغات مبالغه آمیز دائم در تلاشند جایگاه خود را ارتقاء دهند و حتی ممکن است آماری که ارائه می شود با منافعی خاص منتشر شده باشد. گویی هر که وارد مدارس غیرانتفاعی نشود، با سرنوشتی از پیش تعیین شده رو به رو می شود. این موضوع باعث می شود بازاری داغ برای مدارس غیرانتفاعی ایجاد شده و مردم مظلومی که با مشکلات معیشتی هم دست و پنجه نرم می کنند، حاضر باشند حتی فرش زیر پای خود را بفروشند تا بتوانند فرزند خود را با امید قبولی در کنکور، روانه مدارس غیرانتفاعی کنند. این در حالیست که متاسفانه این روزها سیستم آموزش عالی و دانشگاهها به حدی انحطاط پیدا کرده که حتی فارغ التحصیلان دانشگاهها جایی برای آینده شغلی خود نمیبینند. مگر آنهایی که موقعیت هایی بسیار ممتاز داشته باشند یا از کشور خارج شوند  یا با رانت و هر روش دیگری وارد بازار کار شوند.»

    وی افزود: «آموزش‌های دانشگاهی ما مبتنی بر آموزش صرف است نه ایجاد فرصتی برای راه یافتن فارغ التحصیلان به بازار کار. سیستم آموزش عالی ما از ابتدا درگیر اعوجاج بوده و این اعوجاج همچنان ادامه داره. بنابراین، معتقدم مطرح کردن این نوع آمار با این شیوه به نوعی می تواند تبدیل به روشی تبلیغاتی برای سیستم های غیرانتفاعی شود . یکی از اقداماتی که مدارس غیرانتفاعی انجام می دهند این است که از بین دانش آموزان، با برگزاری آزمون، ورودی هایی را پذیرش می کنند که شرایط بهتری نسبت به سایر دانش آموزان دارند. بنابراین چون ورودی ها دست چین شده اند، نتایج دریافتی بهتری هم در امتحانات و نمرات خود خواهند داشت. این شرایط در مدارس دولتی حاکم نیست و دانش آموزانی از ضعیف ترین ها تا مستعد ترین ها در این مدارس حضور دارند. کنار هم قرار دادن وضعیت دانش آموزان مدارس خصوصی و دولتی مثل این است که در یک مسابقه دو، همه دونده ها در یک خط نباشند، بلکه یک دونده با یک فاصله زیاد، جلوتر از سایرین ایستاده باشد و طبیعیست که برنده این رقابت هم خواهد بود. این وضعیت در مغایرت با اصول قانون اساسی است که در آن تاکید شده باید برای همه دانش آموزان شرایط مساوی تحصیل وجود داشته باشد. »

    قشر متوسط جامعه در تلاش است منزلت خود را از طریق تحصیل فرزندان حفظ کند

    این جامعه شناس در ادامه گفت: «گویی دولت هم بدش نمی آید که عملا این بار را از دوش خود برداشته و روی دوش مدارس غیرانتفاعی بگذارد. از یک طرف قانون اساسی، دولت ها را مکلف کرده به حق آموزش، تاکید کنند و از سوی دیگر، افرادی هم در بخش دولت و تصمیم گیری حضور دارند که مایلند این وظیفه را به سوی دیگری سوق دهند. همه این ها حکایت از یک سیستم آموزش و پرورش و آموزش عالی باطل دارد که باعث شده هر سال میانگین نمرات افراد هم در آموزش و پرورش و هم در سیستم آموزش عالی، سقوط کند. بنابراین چنین شرایطی در نهایت محصلان و دانشجویان باطلی را نیز تربیت می کند. همانطور که افراد فاسد و سودجو بسیاری از بخش های اقتصاد و دیگر عرصه ها را شخم می زنند و بهای آن را هم باید مردم بدهند، نظام آموزش عالی ما درگیر فساد شده است و بهای آن را مردم می دهند. باید مطالعاتی دقیق انجام و مشخص شود چه دست هایی پشت کلاس های کنکور با قیمت های گزاف و موسسات آموزشی خصوصی است.»

    وی افزود: «سفره فساد در همه بخش ها پهن است و متاسفانه در سیستم آموزش و پرورش و آموزش عالی ما نیز پهن است. خانواده های زیادی در جامعه ما با مرارت و سختی هزینه ها را تامین می کنند تا فرزندشان وارد مدارس غیرانتفاعی شوند . این در حالیست که کل این ماجرا یک فریب بزرگ است. فشار این شرایط به طور ویژه روی طبقه متوسط کشور است که شرایط اقتصادی خود را از دست داده اما در تلاش است از طریق فرزندان، منزلت اجتماعی خود را حفظ کند. فارغ از این مباحث فراموش نکنیم که عده ای هم در این کشور با توجه به شرایط موجود به طور کلی، عطای دانشگاه را به لقای آن بخشیده اند و معتقدند نیازی نیست به دانشگاه رفته و تحصیلات دانشگاهی داشته باشند چرا که مسیر موفقیت شغلی و آینده خود را در دانشگاه نمی بینند. »