برچسب: طلاق

  • مادرانی که بهشت زیرپایشان است اما قانوناً، هیچ حقی در امور فرزندانشان ندارند!

    مادرانی که بهشت زیرپایشان است اما قانوناً، هیچ حقی در امور فرزندانشان ندارند!

    به گزارش اقتصادران، بهشت زیر پای مادران است؛ مادرانی که به استناد قانون، هیچ حقی در امور فرزندانشان ندارند، مگر اینکه خوش‌شانس باشند و بتوانند مسالمت‌آمیز وکالت برخی امور را از همسر خود، یعنی پدر فرزند بگیرند؛ البته هر حقی جز ولایت، چراکه مواد ۱۱۸۰ و ۱۱۸۱ قانون مدنی به تبعیت از نظر مشهور امامیه، تنها پدر و جد پدری را ولی قهری طفل می‌شناسد و هیچ صحبتی از مادر نمی‌کند. مشهور در فقه بر این عقیده است که حق ولایت پس از پدر، متعلق به جد پدری و جدِ جد و هرچه بالا رود، است و اگر جد پدری زنده نباشد، به حکم ماده ۱۲۱۸ قانون مدنی برای محجور، قیم نصب می‌شود و ولایت به مادر نمی‌رسد. در این رابطه، ماده ۱۱۸۱ قانون مدنی مقرر می‌دارد: «هریک از پدر و جد پدری نسبت به اولاد خود ولایت دارند». حکم فوق، اجماعی بین فقهای امامیه است.

    گرچه در بین فقهای امامیه تنها ابن جنید (سده ۴ هجری قمری) پس از پدر و جد پدری برای مادر اگر رشید باشد، ولایت قائل است، ولی فقها این نظر را نپسندیده‌اند. به‌هرحال، امروز، اگر نگوییم جهان به‌کلی دگرگون شده اما نمی‌توانیم منکر تغییرات جامعه و شرایط زندگی شویم. درست یا غلط، آمار طلاق‌ها افزایش پیدا کرده و زنان، دیگر شباهتی به زنان قرن‌های پیش ندارند؛ مستقل شدند و در بسیاری از موارد، به‌تنهایی سرپرست خانوار هستند، در طول زندگی مشترک هم، بار اقتصادی را همراه همسر و گاه به‌تنهایی بر دوش می‌کشند. حالا در این شرایط، اگر پس از جدایی، پدر صلاح بداند، حضانت فرزند را به مادرش می‌دهد؛ حقی که بر اساس تعریف قانونی، فقط به نگهداری و تربیت اطفال محدود می‌شود.

    در واقع نگهداری از فرزند بدون ابزار مورد نیاز و با مقرری‌ مختصری که دادگاه برای نفقه فرزند تعیین می‌کند و تازه اگر پدر، به‌موقع و درست آن را بپردازد که در غیر این صورت، مادر، باید طبق یک قانون نانوشته و از سر مهر مادری، هزینه‌های کودک را هم پرداخت کند. اما حق امضا در هیچ‌یک از موارد قانونی او را ندارد و حتی اگر فرزندش در بستر بیماری باشد، باید پدر یا جد پدری او برای درمان‌های بیمارستانی و بستری‌شدن، اجازه بدهند که اگر در شهر دیگری باشند یا اگر نخواهند و فرزند را اهرمی برای فشار به مادر بدانند که اجازه‌ای هم در کار نخواهد بود، چراکه او ولی خاص کودک است؛ ولایت بر اساس شرع اسلام با پدر و در نبود او با جد پدری یا وصی این دو خواهد بود. اگر هیچ‌کدام از اینها نباشند، آن فرد صغیر -فرزند زیر ۱۸ سال- از مدار ولایت خارج می‌شود. مادر تنها در صورتی می‌تواند ولی کودک باشد که پدر یا جد پدری او را به عنوان ولی، انتخاب کرده باشند. در واقع بحث ولایت یک تکلیف مشخص است و بعضی از آنها فقط مربوط به پدر و جد پدری بوده و به وصی و با هیچ‌ وکالتی منتقل نمی‌شود، مانند حقی که برای قصاص دارند. درمورد ازدواج هم باز، اختیار به‌طور قانونی محدود به پدر و جد پدری است، مگر اینکه آنها خودشان، این اختیار را به وصی یا در قالب وکالت، به فرد دیگری واگذار کنند.

    ولایت بی‌چون‌وچرای پدر و جد پدری

    آن‌طور که «شیما قوشه»، وکیل دادگستری و فعال حقوق زنان  توضیح می‌دهد: ولایت، تحت هیچ شرایطی سلب نمی‌شود. او می‌گوید: «شاید درمورد سرپرستی و حضانت، صلاحیت اخلاقی یا مالی پدر یا مادر بررسی شده و در صورت نبود شرایط مساعد، از هر کدام از آنها یا هر دو، سلب شود، اما ولایت تحت هیچ شرایطی تا زنده‌بودن پدر و جد پدری، سلب نمی‌شود و قابل‌انتقال هم نیست، مگر اینکه با وکالت، اختیار موارد مشخص‌شده در وکالت‌نامه، به مادر یا فرد دیگری داده شود که مثلا در بحث قصاص، اصلا قابل انتقال نیست.»

    فقط بحث حضانت است که بعد از طلاق و تا هفت‌سالگی کودک، نگهداری و سرپرستی کودک از او، به مادر سپرده می‌شود و پس از آن، حضانت با پدر است؛ اما باید بر این نکته تاکید کرد که مادر تا همان هفت‌سالگی فرزند هم، فقط نقش سرپرست را برای او ایفا می‌کند و هیچ حقی برای تصمیم‌گیری درمورد زندگی او ندارد؛ مثلا درمورد درمان، سفر، ثبت‌نام مدرسه و… برعهده پدر است.در واقع مادر، در هیچ‌جای قانون نگهداری از فرزند، حقی ندارد، مگر اینکه پدر و جد پدری، تصمیم بگیرند حقی را تحت عنوان وکالت به او اعطا کنند.

    قوشه، درباره موارد ضروری در گرفتن حضانت فرزندان توسط مادر می‌گوید: «در این شرایط، مادرانی که پس از طلاق حضانت فرزندان خود را می‌گیرند، باید به این نکته توجه کنند که حتما از ولی که همان پدر است، وکالت برای انجام امور قانونی فرزند بگیرند. در واقع اگر مادری قصد عهده‌دارشدن سرپرستی فرزندش را دارد، باید وکالت قانونی از ولی او بگیرد تا بتواند کارهای بانکی، حق خروج از کشور، درمان، ثبت‌نام و… و به‌طورکلی تمام مواردی که نیاز به اجازه پدر دارد را بدون حضور او انجام دهد. هرچند در این شرایط، ولایت همچنان با پدر و در نبود او، با جد پدری است و مادر در نقش وکیل حضور دارد، اما بسیاری از چالش‌های قانونی او برای سرپرستی از فرزندش، مرتفع خواهد شد.»

    شرایط وکیل، وصی و قیم در سرپرستی فرزند

    وکالت بلاعزل در حضانت فرزند به معنای دادن اختیارات غیرقابل عزل به شخصی برای سرپرستی از فرزند است. بعضا این نوع وکالت برای دادن حضانت فرزند به مادر در دفترخانه انجام می‌شود این فرآیند معمولا با تنظیم اسناد رسمی و تایید دفترخانه انجام می‌شود تا وظایف مربوط به حضانت به‌طور کامل منتقل شود. البته توجه به این نکته ضروری است که این وکالت بلاعزل در حضانت فرزند تحت شرایط خاصی از بین خواهد رفت. برای مثال در صورت استعفادادن وکیل، فوت یا جنون یا ازبین‌رفتن مورد وکالت، این وکالت بلاعزل در حضانت فرزند هم از بین خواهد رفت. به‎‌گفته این وکیل دادگستری، «پدر و جد پدری، درمورد تمام موارد، حتی درمورد اجازه ازدواج می‌توانند به مادر وکالت بدهند. مانند سایر وکالت‌ها این وکالت هم می‌توانند بلاعزل باشد مگر اینکه اثبات کنند که وکیل، خلاف مصلحت موکل عمل می‌کند. درمورد وصی‌بودن هم باید گفت وصی به‌وسیله پدر و جد پدری انتخاب می‌‎شود، به‌طوری‌که هر یک از پدر و جد پدری بعد از وفات دیگری، می‌تواند برای اولاد خود که تحت ولایت او قرار دارند، وصی معین کند تا بعد از فوت خود در نگهداری و تربیت آنان، مواظبت کرده و اموال آنان را اداره کند. در واقع هر کسی می‌تواند وصی باشد و هر حقی می‌تواند به او واگذار شود، جز حق قصاص که فقط محدود به پدر و جد پدری است.»

    در موضوعات مربوط به سرپرستی، بحث قیمومیت هم مطرح می‌شود؛ قیم در لغت به معنای متولی و سرپرست است و در اصطلاح حقوقی به شخصی اطلاق می‌شود که از طرف مقام صالح قضایی در صورت فقدان ولی خاص به سرپرستی و اداره امور مهجور تعیین می‌شود. در صورتی که پدر و جد پدری معمولا بعد از فوت پدر، قیم، پدر پدر او است که همان پدربزرگ او است. حال اگر پدربزرگ وجود نداشته باشد بعد از فوت پدر، قیم شخصی است که پدر یا جد پدری او قبل از مرگ خود آن را انتخاب کرده است که به آن وصی گفته می‌شود. اگر بعد از فوت پدر قیم وجود نداشت اشخاص دیگر مثل خویشاوندان یا مادر با داشتن شرایط قیم می‌شوند. بر اساس قانون، فرزند تا رسیدن به سن ١٨سالگی، صغیر به حساب می‌آید و هرچه که مربوط به مسائل مالی‌شان است، برعهده پدر و در صورت فوت او عهده پدربزرگ یا قیم خواهد بود. دراصطلاح به پدر و پدربزرگ، ولی خاص گفته می‌شود. پس اگر پدر طفلی فوت کند، با وجود پدربزرگ او دیگر نیازی به قیم نخواهد داشت. ولی اگر پدربزرگ او نیز پیش از آن فوت کرده باشد، دادستان موظف است برای طفل قیم نصب کند.

    به‌گفته قوشه، قیم هم اختیارات ولی را ندارد و فقط عهده‌دار امور مالی کودک می‌شود. البته در صورت فوت پدر و جد پدری، بحث اجازه ازدواج فرزند به‌طورکلی لغو می‌شود و نیازی به وکیل و قیم ندارد؛ چراکه دختری که پدر و جد پدری وی هر دو فوت کرده‌اند، به‌منظور ازدواج به هیچ کس نیاز نداشته و قادر خواهد بود حتی بدون لزوم به اذن دادگاه، ازدواج کند.

    تمام این موارد، نشان می‌دهد که مساله زنان و به‌تبع آن، مشکلات و دغدغه‌هایشان اولویت حاکمیت نیست. از طرفی، اجازه بروز و ظهور نهادهای جامعه مدنی و مطالبه‌گری‌ها درمورد مسائل زنان یا محدود است یا اصلا داده نمی‌شود. بنابراین، این موارد، نه دیده و نه شنیده می‌شوند. مگر اینکه با یک اتفاق خاص، در بزنگاهی، اصلاحاتی ایجاد شده یا در طول سالیان و با فعالیت‌های پیوسته، تغییرات بسیار اندکی رخ داده باشد.

    ممنوعیت ولایت برای زنان در حکومتداری، ریاست و قضاوت

    هرآنچه درمورد حقوق مادر بر فرزند اجرا می‌شود، برگرفته از فقه است؛ همان‌طور که در فقه گفته شده، ولایت قهری به معنای سلطه‌ای است که پدر یا جد پدری به حکم شرع و قانون بر فرزند مهجور خود دارند.

    «شهیندخت مولاوردی»، حقوقدان و معاون اسبق امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری، سال‌هاست که فعالیت‌هایش حول مسائل زنان است؛ به‌گفته او، درمورد ولایت قهری هم تلاش‌های بسیاری برای تغییر یا اصلاح قوانین مربوط به ولایت قهری صورت گرفته، اما هنوز به جایی نرسیده و پدر ولی قهری کودک محسوب می‌شود. حتی زمانی هم که پدر فوت می‌کند، همچنان جد پدری ولی کودک شناخته می‌شود؛ مگر اینکه مادر ثابت کند که به‌دلیل کهولت سن، جد پدری توانایی به‌عهده‌گرفتن این مسوولیت را ندارد. البته در این صورت، مادر به عنوان قیم شناخته می‌شود.

    این حقوقدان، درباره پیشینه ولایت بر فرزند، به «اعتماد» می‌گوید: «این موضوع از احکام امضایی است و بعد از آن هم عدم ولایت مادر استصواب شده است و علی‌الظاهر به نظام قومی‌، قبیله‌ای برمی‌گردد که این باور وجود داشته پدر و جد پدری بیشتر می‌توانند منافع کودک را تامین کنند تا مادر؛ چراکه احتمال ازدواج مادر پس از فوت یا جدایی از همسرش وجود داشت و با این ازدواج، پای غریبه‌ها به زندگی فرزند و به‌تبع آن به درون قوم باز می‌شد که این موضوع، منافع مالی آن قوم و قبیله را به‌ خطر می‌انداخت. به‌هرحال رد پای تفکرات پدرسالارانه در چنین نهادهایی بارز است و به‌طورکلی تاثیر آن بر قائل‌نشدن ولایت برای زنان در حکومتداری، ریاست و قضاوت غیرقابل‌انکار است.»

    امروز، هرچند مادر با وکالت‌گرفتن از پدر یا جد پدری، می‌تواند تمام اختیاراتی که مجوز آن با ولی فرزند بوده، ازجمله اذن پدر برای نکاح انجام دهد، اما به‌لحاظ قانونی، همچنان حق ولایت قهری به مادر منتقل نمی‌شود. البته این وکالت فقط در صورتی اعطا می‌شود که پدر یا جد پدری با آن موافقت کنند و در سند تنظیم‌شده درج می‌شود که مفاد این سند فقط در نفس وکالت موثر است.

    مقاومت به‌دلیل ترس و واهمه از تغییر

    از سال ۹۱ طبق قانون حمایت از خانواده، حضانت به مادر داده می‌شود. سال ۱۳۵۲در قوانین حمایت از خانواده تصویب شد که حضانت و ولایت با شرایطی که برای دادگاه احراز می‌شود به مادر برسد. سال ۱۳۵۹ این قانون مغایر با شرع تشخیص داده شد. بعد از آن تعیین شد که حضانت با پدر است مگر اینکه پدر خودش بخواهد حضانت را به مادر بدهد. سال ۹۱ با پیگیری‌های زیاد جمعی از حقوقدانان اصلاحیه‌ای بر این قانون زده و تعیین شد که مادر بدون دوندگی‌های قانونی برای گرفتن حضانت بعد از فوت پدر، حضانت را داشته باشد. البته برای طلاق این‌گونه نیست و این موضوع فقط مربوط به فوت پدر است. اما در همه این شرایط متفاوت همچنان ولایت با پدر است و تمام مشکلات مادران سرپرست خانواده نیز از این نداشتن ولایت نشات می‌گیرد.

    مولاوردی، با اشرافی که به قوانین حقوقی و فقهی دارد، درباره اصلاح قوانین ولایت قهری توضیح می‌دهد: «تغییر این قوانین، با توجه به اینکه بر پایه فقه است، کار دشواری است، اما به نظر می‌رسد بسیاری از اختیارات مربوط به امور مالی، تحصیلی و درمانی که در چارچوب این قانون قرار دارند، قابل‌تغییر و اصلاح باشند؛ مانند افتتاح حساب بانکی برای کودک یا حتی دریافت کارنامه یا کارهای ساده‌ای از این قبیل که تاکید می‌شود حتما ولی حضور داشته باشد. بسیاری از اختیارات هستند که در حوزه اجرایی قرار دارند و نباید با استناد به مبانی فقهی، مانع از اصلاح آنها شد. در واقع باید با توجه به واقعیت‌های اجتماعی و انطباق با آنها، نظاره‌گر تغییر احکام مربوطه باشیم. این حقیقتی است که بارها در فقه ما اتفاق افتاده است؛ بی‌تردید اقتضائات و نیازها و عنصر زمان و مکان در اصلاح پاره‌ای احکام تاثیرگذار بوده و تحولات اجتماعی خود را بر دیدگاه‌ها تحمیل می‌کنند. اگر این انطباق صورت بگیرد، قطعا شاهد تغییر و رفع بسیاری از چالش‌های موجود در جامعه خواهیم بود که گاه به‌دلیل بی‌توجهی و گاه به‌دلیل ترس و واهمه از تغییر، دست‌نخورده باقی مانده‌اند.» ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، فاطمه قاسم‌پور، رییس فراکسیون زنان و خانواده مجلس شورای اسلامی با اعلام این خبر که طرحی مبتنی بر آرای فقهی و در راستای حل مشکل حضانت فرزندان توسط همسران شهدا در شرف نهایی شدن است، گفته بود که «ماه‌های میانی سال گذشته بود که تعدادی از همسران شهدا، مسائلی را که در حضانت فرزندانشان مواجه بودند، بیان کردند. پس از آن جلسات متعددی با این زنان، قضات امور حسبی، کارشناسان فقهی و حقوقی برگزار کردم و در تمام این مدت سعی شد طرحی مبتنی بر آرای فقهی و در راستای حل مشکلات این دسته از زنان نگاشته شود. این طرح در‌حال‌حاضر در شرف نهایی‌‌شدن است. هفته گذشته که به مناسبت روز زن با تعدادی از همسران شهدای مدافع حرم و امنیت جلسه داشتم، این عزیزان باز هم از مسائل مربوط به حضانت فرزندانشان گفتند. امیدوارم طرح مجلس بتواند پاسخگوی تزاحمات موجود میان حضانت مادران و ولایت جد پدری باشد.»

    از این صحبت‌ها بیش از سه سال و از سایر تلاش‌های انجام‌شده درباره قوانین حضانت و ولایت، سال‌هاست که می‌گذرد و هنوز، مشکلات مادران، همان است که بود. مولاوردی هم با اشاره به اینکه تلاش‌های بسیاری صورت گرفته که چالش‌های ولایت و حضانت فرزند برطرف یا به حداقل برسد، می‌گوید: «این تلاش‌ها تا امروز به نتیجه‌ای نرسیده است؛ همواره نقدی که به مجلس وارد شده، این بوده که لوایح و طرح‌های اجتماعی و فرهنگی -جز مواردی خاص!- در حال خاک‌خوردن هستند، چراکه در زیر سایه موضوعات اولویت‌دار به‌خصوص در حیطه اقتصادی گم می‌شوند. بسیاری از همسران شهدا هم سال‌هاست پیگیر اصلاح خلأها و نقص‌های قوانین مربوط به ولایت قهری و حضانت فرزندان خود هستند، اما هنوز تغییرات محسوسی اتفاق نیفتاده است.»

    حضانت مادر، بدون ابزار لازم برای نگهداری

    ۱۷ بهمن ۱۳۹۹، وقتی شهره پیرانی، همسر شهید داریوش رضایی‌نژاد، به همراه آرمیتا، دختر ۱۴ ساله‌اش در پرواز مشهد-تهران، قصد سوارشدن به هواپیما را داشت، با مشکل روبه‌رو شد؛ او برای گرفتن کارت پرواز، به کانتر مراجعه کرده بود و متصدی وقتی متوجه شده بود که آرمیتا، زیر ۱۸ سال است، خواسته بود که نسبت و حضانت این مادر و دختر از طرف مامور فرودگاه تایید شود؛ در واقع یک مامور غریبه باید مادری را تایید می‌کرد که فرزندش را به دنیا آورده و بزرگ کرده است. این موضوع، جرقه‌ای شد که مادران دیگر، تجربیات مشابه و چالش‌های حضانت فرزندانشان را بیان کنند؛ مشکلی که مسبوق‌به‌سابقه بود و سال‌هاست که تلاش‌های زیادی برای رفع آن شده است. شهره پیرانی، یکی از افرادی است که با توجه به شرایطی که پس از شهادت همسر و عهده‌دارشدن حضانت فرزندش برای او پیش آمده بود، تلاش‌های بسیاری کرده تا بتواند اصلاحاتی در قانون سرپرستی اعمال کرده یا حتی در مواردی تغییر ایجاد کند؛ البته می‌گوید که تمام تلاش‌هایی که داشته، نه‌فقط برای خودش که برای تمام زنانی است که در شرایط مشابه قرار دارند و با این چالش‌ها مواجه شده‌اند. او در گفت‌وگو با «اعتماد»، درباره آنچه به عنوان مادر و سرپرست خانواده تجربه کرده، می‌گوید: «در این سال‌ها، من حتی برای سفرکردن دخترم هم هیچ حق و اجازه‌ای نداشتم؛ آرمیتا تا قبل از هجده‌سالگی گذرنامه نداشت که همین موضوع باعث شد من نتوانم برای ادامه تحصیلات از کشور خارج شوم، چون باید دخترم را تنها می‌گذاشتم. حتی برای سفرهای زیارتی هم نمی‌توانستم همراه دخترم اقدام کنم. مساله این است که مدام می‌شنویم بهشت زیر پای مادران است اما من، به عنوان یک مادر، کوچک‌ترین اختیاری درمورد فرزندی که از او نگهداری می‌کنم، ندارم. حتی در بحث درمان هم، نمی‌توانم برای او تصمیم بگیرم. آرمیتا بعد از ۱۸ سالگی، جراحی آپاندیس داشت که اگر این موضوع قبل از این سن اتفاق می‌افتاد، اجازه ولی قهری، همان پدر همسرم را می‌خواستم که حدود ۸۰۰ کیلومتر دورتر از ما زندگی می‌کند. در واقع من به عنوان مادر، به عنوان کسی که از شرایط جسمی فرزندم به‌طور کامل اطلاع دارم، اجازه درمان او را نداشتم. فرزند من بعد از ۱۸ سالگی می‌تواند خودش به‌تنهایی تصمیم بگیرد، اما من به عنوان مادرش صلاحیت تصمیم‌گیری درمورد او را ندارم؟ حتی اختیاری در قرارداد مدرسه‌ای که شهریه‌اش را من پرداخت می‌کردم، نداشتم. یعنی سند مالی که بین مادر و مدرسه تنظیم شده و مادر هزینه‌ آن را پرداخت می‌کند، به نام پدر بچه است. این محرومیت مادر بر چه مبنایی اعمال می‌شود؟ در یک دوره‌ای، حقوق همسرم را به‌دلیل همین بحث‌های قانونی قطع کرده بودند. وقتی مراجعه کردم قرار شد که یک حساب برای خودم و یک حساب برای دخترم افتتاح کنم. در آنجا هم نتوانستم برای دخترم حساب باز کنم و با دردسرهای فراوان و زمان بسیاری که سپری شد، توانستم از پدر همسرم وکالت و آن‌ هم فقط برای افتتاح حساب، بگیرم تا درنهایت اجازه داشته باشم برای دخترم افتتاح‌حساب داشته باشم. چطور امکان دارد که حضانت، یعنی تمام نگهداری از فرزند برعهده مادر باشد، اما ابزار نگهداری به او داده نشود.»

    او با اشاره به اینکه محدودیت اختیارات مادران، مساله تمام زنان جامعه است، می‌گوید: «احتمال دارد برای هر فردی، با هر نگرش و رویکردی اتفاق بیفتد. فارغ از دلایل و تایید یا رد این موضوع باید بپذیریم که در جامعه امروز،تعداد مادرانی که به دلایل متعدد سرپرست خانواده می‌شوند، افزایش یافته و ضرورت دارد چالش‌های نگهداری از فرزند برطرف شود.»

    یکی از مشکلات همیشگی همسران شهدا مساله حضانت و قیمومیت فرزندانشان است که مانع از تصمیم‌گیری صحیح برای این فرزندان می‌شود. این در حالی است که دوم دی ماه ۱۳۵۹، آیت‌الله خمینی، در نامه‌ای خطاب به رییس وقت بنیاد شهید، بر رسیدگی به وضع بازماندگان شهدای انقلاب اسلامی تاکید کرده بود؛ در بخشی از این نامه آمده: «اخیرا گاهی دیده شده است که برای سرپرستی‏‎ ‎‏فرزندان شهدا بین اولیای آنان درگیری‌ها صورت گرفته، لذا جنابعالی موظفید از طرف‏‎ ‎‏اینجانب به این موضوع رسیدگی کرده و حتی‌المقدور آنان را به صورتی راضی کنید و‏‎ ‎‏اگر میسر نشد، به هر نحو مصلحت دیدید رفع مشکل کنید.» به‌‌رغم تلاش‌هایی که در این سال‌ها انجام شده، همچنان مشکل همسران شهدا به قوت خود باقی‌ مانده است. درمورد اصلاح یا تغییر قانون، مجلس باید مساعدت داشته باشد که در این زمینه، تا امروز اتفاقی نیفتاده است. البته به‌گفته پیرانی، نمایندگانی در مجلس بودند که برای اصلاح قانون تلاش کنند؛ زنانی مانند فاطمه قاسم‌پور و طیبه سیاوشی. شاید یکی از راه‌حل‌های این موضوع، اخذ فتاوی است؛ چراکه فقه شیعه یک فقه پویاست و در طول تاریخ، متناسب با زمان و مکان، خود را به‌روز کرده است. در واقع این موضوع می‌تواند برمبنای حکم حکومتی یا فتوا مطرح شده و در دستورکار مجلس قرار بگیرد.

    توانمندی مادران در سرپرستی فرزندان ثابت‌شده است

    واقعیت این است که این مشکلات مختص همسران شهدا نیست. جای همسران شهدا باید بگوییم همسر متوفی یا حتی زنی که جدا شده است. این مشکلات در واقع برای مادران سرپرست خانواده شکل می‌گیرد. شاید جز موارد قانونی و فقهی، نگاه‌های سنتی و عرفی هم به این چالش‌ها دامن زده‌اند. «فریده غیرت»، به عنوان یک زن شناخته‌شده در حوزه وکالت، هم بر این باور است که مساله قبول ولایت توسط مادر، امر بسیار پسندیده‌ای است، چراکه احساس و عاطفه‌ای که مادر نسبت به فرزندش دارد، سرشار از صداقت است و باید حمایت شود.

    این وکیل پایه یک دادگستری و عضو کانون وکلای مرکز، درباره تغییر زمانه و رویکردهای جامعه می‌گوید: «در شرایط فعلی جامعه، شاید معدود زنانی باشند که توانایی حمایت عاطفی و سرپرستی مالی فرزند خود را ندارند و نمی‌توانند بحث ولایت او را برعهده بگیرند، اما نباید اکثریت را نادیده گرفت؛ مادران بسیاری هستند که به‌طورکامل، معنی ولایت را می‌فهمند و می‌توانند این مسوولیت را به‌خوبی اجرا کنند. بنابراین به‌صرف اینکه در قوانین ما گفته شده که ولایت از آنِ پدر است و مادر را از این امر، محروم می‌کنند، صحیح نیست، چون مادران بسیاری هستند که حتی در سختی و مشقت‌های فراوان می‌توانند ولایت فرزندان را بپذیرند و آینده آنها را تامین و تضمین کنند. این موضوع، در جامعه سنتی و فعلی ایران، بارها و بارها از طرف زنان ثابت شده؛ ما زنان بسیاری داشتیم که به‌تنهایی، سرپرستی فرزندان خود را برعهده گرفتند و به‌شایستگی آنها را به‌ ثمر رسانده‌اند، همین مصادیق می‌تواند تاییدی بر توانمندی مادران، در امر ولایت باشد.»

    به باور این وکیل باسابقه و پیشکسوت، ضرورت ندارد که وکالتی برای برعهده‌گرفتن اختیارات ولی، از طرف پدر و جد پدری به مادر عطا شود، این موضوعی است که باید قانون درمورد آن تصمیم بگیرد و حق ولی‌بودن را برای زن قائل شود. او توضیح می‌دهد: «هنوز جامعه و قوانین، با وسواس و سختگیری بسیار به سرپرستی فرزندان توسط مادر نگاه می‌کند و یکی از دلایل آن، نگرانی از ازدواج مادر و به‌خطرافتادن منافع فرزند است، اما نباید با همین نگرانی، حق ولی‌بودن مادر را از بین برد.»

    درج نام مادر در هیچ‌ سند قانونی، ضروری نیست؛ امضای او هم در کمتر جایی، بدون وکالت از پدر، اعتبار دارد. اما حتی مردانی که ولایت و حضانت را حق مسلم پدر می‌دانند، برای انجام ساده‌ترین امور فرزندان خود، به مشورت با مادر نیاز دارند. شاید، لازم است تمام این مطالبات قانونی، از درون خانه‌هایمان آغاز شود؛ در همان‌ اجتماعی که خانه‌داری، آشپزی، مراقبت از فرزند و… امری زنانه شناخته‌ می‌شود و همراهی مرد، نشانی بر ضعیف‌بودن او است. شاید همین تفکر غالب، مرد را به جایی می‌رساند که برای شریک‌شدن اختیارات فرزند با مادر تعلل می‌کند و این تعامل را مایه ننگ و به‌دور از قدرت مردانه‌اش می‌داند یا فکر می‌کند اگر حق قانونی‌‍‌ای به مادر بدهد، در جنگ با دشمن بیگانه، باخته است.

  • رواج ازدواج سفید در کلانشهرها / دختران در ازدواج سفید بیشتر از پسران ضرر می‌کنند / پسران به دنبال دخترانی با خانواده‌های پولدار می‌گردند!

    رواج ازدواج سفید در کلانشهرها / دختران در ازدواج سفید بیشتر از پسران ضرر می‌کنند / پسران به دنبال دخترانی با خانواده‌های پولدار می‌گردند!

    به گزارش اقتصادران، «علیرضا شریفی یزدی» جامعه‌شناس و روانشناس اجتماعی  واکنش به خبری مبنی بر اینکه در تهران از هر دو ازدواج یک مورد به طلاق می‌انجامد، گفت: عوامل ایجاد کننده پدیده طلاق در کشور یکسان نیست و نمی‌توان با یک تحلیل ساده همه عوامل موضوع طلاق در کشور را مورد مطالعه قرار داد. آنچه که مسلم است در تحلیل پدیده طلاق حتما باید به قشربندی اجتماعی توجه کنیم. بر اساس مطالعاتی که در داخل کشور انجام شده از هر دو ازدواج در تهران، یک مورد به طلاق منجر می‌شود و این آمار متعلق به مناطق مرفه و بالای شهر تهران مانند مناطق یک و سه است.

    وی ادامه داد: این تحقیقات مطالعاتی در مناطق مرفه‌نشین تهران، جهانشهر و عظیمیه کرج انجام شده که آمارشان نزدیک به هم است. بر اساس این تحقیقات اگر بخواهیم به صورت قشربندی اجتماعی این پدیده را تحلیل کنیم باید بگوییم در بین لایه‌های بالای جامعه به اصطلاح طبقه فرادست جامعه ایران، مقوله طلاق عمدتا به سبک زندگی باز می‌گردد که افراد یک سبک زندگی خاص را برای خود تعریف می‌کنند که به راحتی قابل پیش بینی است که این سبک زندگی در نهایت منتج به طلاق خواهد شد یا در بین این طبقه بیشتر مساله طلاق صورت می‌گیرد و عمدتا طلاق‌ها در بین گروه‌هایی از جامعه رخ می‌دهد.

    دختران طبقه متوسط با پسران پولدار ازدواج می‌کنند

    وی فزود: دختران طبقه متوسط به امید زندگی بهتر اقتصادی، دسترسی به امکانات بیشتر، سفر خارج، خانه بزرگتر، موقعیت بهتر، ماشین بهتر و بر اساس یک سری قاعده‌ها با پسرهایی که از خانواده‌های متمول و پولدار هستند، ازدواج می‌کنند و  متاسفانه آیتم‌های دیگری که برای یک ازدواج پایدار وجود دارد را در نظر نمی‌گیرند.

    وی تصریح کرد: برخی دختران وقتی پسری از یک خانواده پولدار پیدا می‌شود، از طریق دوستی با او ازدواج می‌کنند، اما مسئله اینجاست این دختران، رفتارهای غلطی که در دوران دوستی و نامزدی می‌بینند به دلیل دستیابی به امکانات اقتصادی و موقعیت اجتماعی بالاتر نادیده می‌گیرند به این امید که این چالش‌ها پس از ازدواج درست می‌شود، اما وقتی می‌بینند موفق نمی‌شوند و شرایط آن گونه که امیدوار بودند، پیش نمی‌رود و بعد از مدتی هم آن جذابیت‌ها و نیت‌های اقتصادی و اجتماعی رنگ می‌بازد، زندگی‌شان به سمت طلاق و جدایی می‌رود که متأسفانه گاهی فرزندی هم در این وسط وجود دارد که آسیب‌های خاص خودش را دارد.

    برخی پسران به دنبال دخترانی با خانواده‌های پولدار می‌گردند

    این جامعه‌شناس با تاکید بر اینکه معکوس این قضیه کمتر است، اما وجود دارد، گفت: پسرانی هم هستند که به دنبال خانواده‌های پولدار می‌گردند تا با دخترخانم‌هایی ازدواج کنند که پدرشان امکانات مالی خوبی دارد، اما بعد از مدتی می‌بینیم که در آن فضا هضم نمی‌شود و دیگر نمی‌تواند نیازهای خانم را با استانداردهایی که پدرش برایش در نظر گرفته پاسخ دهد و موجب اختلاف و درگیری می‌شود که طبیعتاً این زندگی به سمت طلاق کشیده می‌شود.

    شریفی یزدی در ادامه گفت: وقتی این سبک ازدواج‌ها اتفاق می‌افتد، نتیجه‌اش این می‌شود که بعد از مدتی جذابیت‌های محیطی برای فرد کنار می‌رود و دیگر او نیازمند مهر و محبت از طرف همسر می‌شود، اما چون آن را دریافت نمی‌کند، ازدواج به سمت طلاق عاطفی و طلاق جنسی کشیده می‌شود؛ برخی به خاطر امکانات اقتصادی و موقعیت اجتماعی این فضا را پذیرا می‌شوند و می‌مانند و برخی به سمت طلاق می‌روند، یعنی برخی در طلاق عاطفی گیر می‌کنند و عده‌ای به سمت طلاق رسمی می‌روند.

    چه افرادی به منطقه ۱ تهران مهاجرت کرده‌اند؟

    وی افزود: طی سه دهه اخیر به دلیل فضای رانتی که در کشور وجود داشته است، بخشی از افراد در مناطق یک و مرفه تهران حضور یافته‌‌اند که وابستگی‌ها یا ارتباطاتی با افراد صاحب نفوذ دارند و جایگاهی برای خود کسب کرده‌اند. در واقع این‌ها مهاجرین منطقه یک هستند و عمدتا هم اینگونه نبوده که گذشتگان آن‌ها افراد پولداری باشند، بلکه  به خاطر زد و بندهایی یک شبه پولدار شده‌اند. این‌ها چندان اجازه طلاق رسمی را شاید به فرزندان‌شان نمی‌دهند و آن هم یک بحثی از طلاق است. یعنی ما وقتی می‌گوییم از دو ازدواجی که به طلاق منجر می‌شود، صرفاً منظور طلاق رسمی است و اگر طلاق عاطفی را در نظر بگیریم آمار بسیار متفاوت خواهد بود.

    وی اظهار داشت: یکی دیگر از عواملی که در بین این قشر از جامعه زیاد است، متأسفانه معاشرت‌های نامتعارف و غیراخلاقی است که بعد از ازدواج به سان قبل از ازدواج ادامه دارد؛ یعنی پارتی‌های مختلف، استخر پارتی، دنس‌های شبانه، استفاده از مواد روانگردان و مواد مخدر، استفاده بی‌حد و حصر از الکل و… همه این‌ها وقتی دست به دست هم می‌دهد، موجبات طلاق را فراهم می‌کند.

    «پدیده روابط موازی» از مهمترین عوامل طلاق

    وی افزود: همچنین یکی از مهمترین عوامل طلاق پدیده روابط موازی است. روابطی که حالا هر کدام از طرفین به دلیل اینکه به اندازه کافی مورد توجه طرف مقابل نیست یا در زمان ازدواج به شیوه زندگی قبلی فرد، دقت نکرده‌اند، وجود دارد. متأسفانه این هم یکی از مواردی است که بسیار سریع فاش می‌شود و زمینه اختلافات سنگین و سپس طلاق را فراهم می‌کند.

    این جامعه‌شناس تصریح کرد: در این میان برخی خانم‌های طبقه میان‌دست جامعه که با یک آدمی از طبقه فرادست جامعه ازدواج می‌کنند، بسیار سریع علاقه دارند که فرزندآوری داشته باشند، به خاطر اینکه بنیان‌های خانواده را قوی کنند و از نظر اقتصادی این نوه یک کانالی برای جذب سرمایه افرادی است مانند پدربزرگ و مادربزرگ و یا هر کس دیگری که فرزند متمولی را داشته باشد. معمولا در سال‌های اول، دوم و سوم ازدواج به  خصوص در طبقه بالای جامعه، چندان گرایش به فرزندآوری در آقایان وجود ندارد، اما فردی که دلیل اصلی ازدواج خود را مسائل اقتصادی قرار داده، علاقه به فرزندآوری دارد.

    وی افزود:‌ البته باید اشاره کرد که این روزها جوان‌ها چندان زیر بار اینکه خانواده‌ها برای‌شان تعیین کنند که حتماً از یک قشر مرفه دیگر همسطح خودشان همسرگزینی داشته باشند، نمی‌روند. در ازدواج قشر مرفه معمولاً مطالعات اکتشافی می‌گوید زوجین سه سال یا پس از آن دارای فرزند می‌شوند و بیشتر علاقه‌مند به تک فرزند هستند نه اینکه فرزند نداشته باشند.

    افزایش ازدواج سفید در کلانشهرها از سال ۹۷ به بعد

    شریفی یزدی در خصوص عوامل گریش جوانان به ازدواج سفید گفت: اگر به تجربه فردی استناد کنم به‌طور متوسط از هر ۵۰ پرونده زوجین که مراجعه می‌کنند، متأسفانه یک یا دو مورد از آن‌ها در تهران ازدواج‌شان، ازدواج سفید است. آمارها حاکی از افزایش پدیده ازدواج سفید در کلان شهرهایی مانند تهران دارد که به سرعت رشد کرده به خصوص از سال ۹۷ به بعد، میزان آن در کشور به ویژه در کلانشهرها افزایش یافته است.

    دختران امیدوارند ازدواج سفید به دائم تبدیل شود؛ اما در بیشتر موارد نمی‌شود

    وی با بیان اینکه اصلی‌ترین عامل گرایش جوانان به پدیده ازدواج سفید مسئله اقتصاد است، گفت: در کنار آن عوامل دیگری هم وجود دارد از جمله مسئولیت‌ناپذیری مردها، مهریه‌های سنگین، هزینه‌های سنگین ازدواج، خواستگاری و مراسم عروسی. دلیل اصلی خانم‌ها برای ورود به ازدواج سفید عمدتا این است که به امید این هستند که پس از مدتی ازدواج سفید به یک ازدواج دائم تبدیل شود که در اکثر موارد متأسفانه اینگونه نمی‌شود.

    تفاوت ازدواج سفید در ایران و کشورهای غربی!

    وی تصریح کرد: دلیل اصلی مردان هم برای ازدواج سفید این است که زیر بار تعهداتی که به لحاظ قانونی و عرفی تحمیل می‌شود، نروند و در عین حال یک زندگی باثبات داشته باشند. این روزها به دلیل اینکه در تهران زندگی‌های تک نفره بسیار باب شده است، چه آن‌هایی که از خانواده‌ها جدا می‌شوند و چه آن‌هایی که از شهرستان برای تحصیل، کار یا هر انگیزه دیگری به تهران آمده‌اند، تمایل دارند با یک پارتنر زندگی کنند چون به تنهایی نمی‌توانند از پس زندگی بر بیایند.

    این روانشناس در خصوص آسیب‌های ازدواج سفید گفت: استدلال اولیه ازدواج سفید در کشورهای غربی این بود که همان‌طور که دوران نامزدی را سپری می‌کنیم یک مدتی هم زیر یک سقف با هم زندگی کنیم و ببینیم آیا روحیات و سبک زندگی با همدیگر همخوانی دارد که پس از آن زندگی مشترک را تشکیل دهیم. مطالعات در آنجا نشان داد که ازدواج سفید هیچ تأثیری در قوام بخشی و کاهش خطر فروپاشی زندگی یا کاهش اختلافات بین زوجین ندارد و تنها حسنی که می‌تواند داشته باشد، این است که در دوره ازدواج سفید مرد بیشتر به همسرش توجه دارد تا در ازدواج رسمی.

    دختران در ازدواج سفید بیشتر از پسران ضرر می‌کنند

    وی در ادامه گفت: این در حالی است که ازدواج سفید در کشورهای غربی از نظر قانونی به عنوان یک ازدواج مطرح می‌شود؛ یعنی اگر بتوانند اثبات کنند که با یکدیگر زندگی می‌کردند، قانون از دو طرف حمایت می‌کند. در کشور ما به دلیل اینکه اولا این کار غیرقانونی است، امکان حمایت قانونی وجود ندارد. ثانیا غیرعرفی است یعنی در جامعه ما به عنوان یک امر متعارف هنوز جا نیفتاده است و نتیجه‌اش این می‌شود که عمدتاً با شکست روبرو می‌شود و اگر خانم‌ها در این میان دچار مشکل شوند، لطمه‌های سنگین روحی، روانی، عاطفی، اجتماعی و اقتصادی می‌بینند.

    وی تصریح کرد: در ازدواج سفید طبیعتاً خانم‌ها به مراتب بیشتر از مردها ضرر می‌کنند البته اینگونه نیست که مردها هیچ ضرری نمی‌کنند، اما خانم‌ها بسیار بیشتر ضرر می‌کنند چون فرصت‌ها را از دست داده‌اند و یک دلبستگی‌هایی به لحاظ عاطفی و اقتصادی پیدا کرده بودند.

    شریفی یزدی تاکید کرد: سبک‌های تشکیل خانواده در مغرب زمین متنوع است. ازدواج سفید در کشورهای غربی به رغم اینکه در جایی ثبت نمی‌شود، اما قانون کاملاً حمایت می‌کند. در کشورهای غربی دو نفر برای یک مدت کوتاه یا بلند زیر یک سقف با هم زندگی می‌کنند حتی فرزندآوری دارند و برخی از آن‌ها پس از اینکه صاحب چند فرزند شدند ازدواج خود را ثبت می‌کنند.

    وی با بیان اینکه در غرب حمایت قانونی از ازدواج سفید وجود دارد و شناسنامه صادر می‌شود، گفت: همچنین اگر قرار باشد، یکی از طرفین اقامه دعوا در دادگاه داشته باشد و بر اساس اسناد متقن بتواند اثبات کند که با یکدیگر زندگی کرده‌اند قانون حقوق هر دو را بر اساس یک رابطه متعارف در نظر می‌گیرد. اما در کشور ما عکس این موضوع را داریم و اگر قانون بخواهد پیگیری کند و در جایی خبردار شود که دو نفر بدون هیچ ارتباط شرعی و قانونی با یکدیگر زندگی می‌کنند، می‌تواند مورد پیگرد قرار گیرد.

  • کاهش چشمگیر ازدواج بین جوانان ایرانی / ۱۰ میلیون جوان در سن ازدواج هستند اما هیچ خبری نیست!

    کاهش چشمگیر ازدواج بین جوانان ایرانی / ۱۰ میلیون جوان در سن ازدواج هستند اما هیچ خبری نیست!

    به گزارش اقتصادران، آمارهای تعداد ازدواج از سال ۱۳۹۲ تا پایان ۱۴۰۲ را اگر نگوییم دقیقا نصف شده اما نزدیک به نصف رسیده و این یعنی روند ازدواج ها در ۱۰ سال اخیر روند کاهشی را پیموده است.
    خراسان در خبری نوشت:بررسی آمارها می گوید، سن ازدواج طی ۱۰ سال در مردان ۷ ماه و در دختران ۸ ماه افزایش داشته است. به این آمار تعداد حدود ۱۴ میلیون مجرد و ۱۰ میلیون جوان در سن ازدواج را هم باید افزود. بررسی ما از ۱۰ سال اخیر نشان می دهد، تعدادازدواج ها تقریبا نصف شده است.

    ۱۰ میلیون جوان در سن ازدواج

    آمارهای کاظمی پور می گوید: ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار مرد و ۴ میلیون و ۶۰۰ هزار زن در بازه سنی ازدواج در کشور هستند. میانگین سن ازدواج در ۴ دهه گذشته برای دختران ۲۰ سال و برای پسران ۲۵ سال بود اما این رقم اکنون برای مردان به ۳۰ سال و برای زنان به ۲۵ سال رسیده؛ به عبارتی به طور تدریجی میانگین سن ازدواج در زنان و مردان ۵ سال افزایش یافته است.

    آمارها تقریبا نصف شد!

    آمارهای تعداد ازدواج از سال ۱۳۹۲ تا پایان ۱۴۰۲ را اگر نگوییم دقیقا نصف شده اما نزدیک به نصف رسیده و این یعنی روند ازدواج ها در ۱۰ سال اخیر روند کاهشی را پیموده است.

    طلاق هم در مسیر رشد

    روی دیگر کاهش ازدواج ها، افزایش آمار طلاق است. بر اساس آمار ثبت احوال کشور نرخ خام طلاق کشور در سال های بین ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۲ نشان می دهد که در این سال ها به این نرخ به ترتیب، ۲.۲۵؛ ۲.۳۱؛۲.۲۶؛۲.۲۵؛۲.۳۰؛۲.۲۳؛۲.۲۰؛۲.۲۹؛۲.۴۴؛۲.۵۰ و در سال ۱۴۰۲، ۲.۴۲ بوده است. این ارقام نشان می دهد، بیشترین آمار نرخ خام طلاق مربوط به سه سال گذشته بوده است.

    راه و راهکار مشخص است اما…

  • ظلم و بی عدالتی در حق مردان با وجود قوانین فعلی مهریه / وکلا تمایلی به پذیرش پرونده‌های مهریه ندارند

    ظلم و بی عدالتی در حق مردان با وجود قوانین فعلی مهریه / وکلا تمایلی به پذیرش پرونده‌های مهریه ندارند

    به گزارش اقتصادران، مهریه به عنوان یکی از حقوق زنان، همواره یکی از مباحث مطرح در دادگاه‌ها بوده و این بحث، پرونده‌های حقوقی متعددی را طی سالهای اخیر به خود اختصاص داده است. طرح اصلاح قانون مهریه بر اساس ماده ۱۳۷ آیین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی از ابتدای مهر ماه کلید خورده است. طرح اصلاح قانون مهریه، دو موضوع “حبس‌زدایی و قضازدایی” را شامل می‌شود. یکی از موضوعاتی که به دنبال باز شدن دوباره اصلاح قوانین مربوط به مهریه در کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس و با هدف جلوگیری از تعیین مهریه‌های سنگین مطرح شده، تعیین «حق ثبت» برای مهریه‌هایی بالاتر از ۱۴ سکه است.

    در این خصوص با الهام رحیمی‌فر، وکیل پایه یک دادگستری که وکالت یکی از پرونده‌های مهم سال گذشته یعنی پرونده مربوط به امیرحسین مقصودلو ملقب به امیر تتلو را بر عهده داشته است، گفت‌وگو کرده‌ایم.

    مشروح این گفت‌وگو را اینجا بخوانید:

    اساس تعیین مهریه و نفقه از کجا است؟
    مهریه، نفقه و اجرت‌المثل جز امتیازات و حقوقی است که بعد از ازدواج به زنان تعلق می‌گیرد و این حقوق منشأ کاملا فقهی داشته و جنبه حمایتی نسبت به  زنان دارد. در حال حاضر و با توجه به شرایط جامعه ما و انهدام فرهنگی که با آن مواجه هستیم، با اعمال شدن برخی از حقوق و امتیازات فوق مثل مطالبه و  اخذ مهریه و نفقه در برخی از شرایط در خطر این قرار می‌گیریم که بر خلاف قانون اساسی، اعمال حقی را وسیله اضرار به غیر قرار دهیم و این مسئله‌ای بسیار مهم است.

    درست است که مهریه بر اساس قانون حق زن است و به محض انعقاد عقدنکاح مالک تمام مهریه تعیین شده خواهد بود اما گاهی اوقات افراد از این موضوع سوءاستفاده می‌کنند. امروزه مثل گذشتگان رعایت شأن زن در تعیین مهریه لحاظ نمی‌شود و نه واقعیات موجود جامعه را در نظر می‌گیرند و همه خود را هم سطح می‌دانند.

    با وجود مهریه‌های فعلی و قوانین موجود یک دیدگاه مادی صرف نسبت به مردان اعمال شده و به نحوی به ایجاد بی‌عدالتی منجر می‌شود؛ وقتی که قوانین مربوط به زن و نفقه وی در ایران مطرح شد اینگونه بود که زن هیچ وظیفه‌ای نسبت به تامین نفقه خود نداشت و وقتی چنین حمایتی برای زنان مطرح بود زنان هیچ مسئولیت کاری نداشتند اما در حال حاضر زنان هم با دنبال کردن هدف برابری با مردان، در اجتماع به کارهای مختلف اشتغال دارند. هر چند حق و امتیاز نفقه از جمله حقوق حمایتی خاص در حق زنان است لکن بنظر می‌رسد بهتر است بین زنان شاغل و خانه دار تفکیک قایل شویم و مردان را تحت هر شرایطی مکلف به پرداخت نفقه نکنیم که این تکلیف توام با اشتغال زنان عملا از مصادیق بی عدالتی است.

    بحث مهریه و نفقه در دیگر کشورهایی که قوانین مثل ایران دارند، چگونه است؟

    در بسیاری از کشورها زنان به اندازه‌ مردان جهت تأمین هزینه های زندگی تکلیف دارند و چیزی به عنوان نفقه و مهریه مطرح نیست. در گذشته مهریه‌ای که برای زن تعیین می‌شد یشتر باعث استحکام خانواده بود و امروز در موارد بسیاری برعکس است و بیشتر باعث از هم گسیخته شدن خانواده‌ها می‌شود و بسیاری از وکلا مدت‌های طولانی است که تمایلی به پذیرش پرونده‌های مربوط به خانواده و مهریه ندارند و به این نتیجه رسیده‌اند که پرونده‌های این چنینی با وجود مهریه‌های تعیین شده و نحوه برخورد برخی زنان با آن به سمت بی‌عدالتی رفته و یک ظلمی در حق قشری از جامعه می‌شود و این البته تنها مربوط به مشکلاتی که قوانین مربوط به مهریه دارند نیست و بیشتر به فرهنگ جامعه امروز ما که بر همه قالب شده مربوط است.

    با دیدن برخی از زوجین در حال جدایی و یا آن‌ها که طلاق گرفته‌ و مردان که در حال پرداخت مهریه هستند، می‌بینم که زنان ما از ماهیت وجودی و شأن واقعی خودشان فاصله گرفته‌اند و این مسئله از آن جهت که بنیان خانواده را سست می‌کند به شدت خطرناک است و این وضعیت در شأن زنان نیست؛ لذا دون شأن زنان ماست که اینگونه رفتار کنند.

    چه مواردی باید در اصلاح قوانین مهریه مورد نظر مجلس باشد؟
    این روزها شنیده‌ایم که نمایندگان مجلس شورای اسلامی طرحی در خصوص اصلاح مهریه را در دست بررسی دارند و حتما باید به این مسئله هم توجه کنند و درست است که مهریه یک حق قانونی و شرعی است اما باید راهکارهایی را هم برای زوجینی که به مشکل می‌خورند در نظر گرفته شود که کسی از در تحقق این حق سوءاستفاده نکند. البته نباید فراموش کرد که مهریه حق شخصی افراد است و خیلی نمی‌توان ورود کرد اما با توجه به شرایط فرهنگی که به جامعه ما تحمیل شده است باید موارد بسیاری را برای اصلاح مورد توجه قرار بدهند.

    سالهاست که «حقوق زن» در دستان بسیاری از افراد به عنوان ابزار قرار گرفته و گاهی برای دیده شدن از این ابزار نهایت سوءاستفاده را می‌برند؛ در حالیکه از ابتدا حقی از زنان در این‌باره  تضییع نشده بود که حالا کسی بخواهد در احقاق این حق تلاش کند. شأن زن در قرآن به گونه ای آمده که گاهی الگوی مردان و زنان قرار گرفته و در بسیاری آیات هم شأن نیز قرار گرفته‌اند.

    ما زنان با جمله فریبنده “برابری زن با مرد” از شرایط قبلی خودمان که زنان شاغل نبودند و مسولیتی نداشتند و زندگی راحت‌تر و بی‌دغدغه‌تری داشتیم جدا شدیم و یک تکلیف و فشار مضاعفی را بر زنان تحمیل کردیم.

    این وسط چه ظلمی به مردان شده است؟

    وقتی که زنان مثل مردان در جامعه در حال کار و اشتغال هستند و اگر معتقدیم که زنان با مردان برابر هستند، آیا این از عدالت به دور نیست که تکلیف نفقه زنان بر عهده مردان است؟ پس اینگونه مردان از حقوق کمتری نسبت به زنان برخوردار هستند و وقتی حرف از برابری زنان و مردان زده می‌شود باید در همه زمینه‌ها لحاظ شود.

    البته نباید فراموش کرد که مهریه حق شخصی افراد است و خیلی نمی‌توان ورود کرد اما با توجه به شرایط فرهنگی که به جامعه ما تحمیل شده است باید موارد بسیاری را برای اصلاح مورد توجه قرار بدهند.

    مواردی را در دادگاه‌ها داریم که زن به دلیل ارتکاب جرمی مجرم شناخته شده است اما چون زن است، با وجود محکومیت از قاضی تقاضای تخفیف می‌شود و در اینجا اصلا به موضوع برابری زن و مرد که همواره از آن دم می‌زنند، توجه نمی‌شود و این عین یک ظلم آشکار در حق مردان است که نتوانند به صرف مرد بودن از ارفاقات قانونی استفاده کنند و با شدت هم با ایشان برخورد می‌شود.

    چه باید کرد و پیشنهاد شما چیست؟

    دغدغه بسیاری از ما وکلا این است که جهت برقراری عدالت و اجرای درست قوانین به مردم و دستگاه قضایی کمک کنیم و نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم باید برای اصلاح قوانین مربوط مهریه ونفقه و… به طور کامل و جامع همه موارد را مورد توجه قرار بدهند.

    در حال حاضر همه تکالیف بر عهده مردان و کلیه حقوق متعلق به زنان است که با عدالت در تضاد است و اگر بنابر اصلاح قوانین مربوط به مهریه است باید مردان را هم مدنظر قرار بدهد و قوانین عادلانه به تصویب برسند.

  • سگینال ازدواج و طلاق به بازار مسکن

    سگینال ازدواج و طلاق به بازار مسکن

    به گزارش اقتصادران، حجم ورودی بازار مسکن از محل «مجموع نصف طلاق و کل ازدواج» به عنوان متقاضیان جدید «خرید یا اجاره» در حال حاضر نسبت به دهه 90 به میزان 20‌درصد و نسبت به ابتدای دهه 90 به میزان 35‌درصد کاهش پیدا کرده است. کاهش تعداد جوانان در سن ازدواج با عبور متولدین دهه 60 از سن ازدواج، کاهش تمایل به ازدواج به دلایل اقتصادی و اجتماعی  و افزایش تمایل به مجردنشینی و جهش هزینه‌‌‌های زندگی طی سال‌های اخیر و مجرد ماندن اجباری از دلایل اصلی بروز وضعیت کنونی در بازار مسکن کشور است. در این شرایط ترسیم آینده این بازار طی سال‌های پیش‌‌‌رو برای سرمایه‌‌‌گذاران ملکی از اهمیت ویژه‌‌‌ای برخوردار است؛ در شرایطی که کاهش آمار ازدواج لاجرم بوده و تضعیف‌‌‌کننده تقاضا برای مسکن در کشور است، بهبود شرایط اقتصادی و افزایش خانوارهای تک‌‌‌نفره از محل تغییر سبک زندگی و با حمایت بهبود شرایط اقتصادی می‌تواند تضعیف تقاضا از محل کاهش ثبت ازدواج‌‌‌های جدید را تا حدی مرتفع کند.

    مرکز آمار ایران در جدیدترین گزارش خود، داده‌‌‌های سالانه میزان ولادت؛ مرگ‌‌‌ومیر، آمار ازدواج و طلاق ایرانی‌‌‌ها در سال 1402 را منتشر کرد؛ در حالی که داده‌‌‌های ازدواج، طلاق و مرگ‌‌‌ومیر به سرعت بر تقاضا برای خانه در کشور اثرگذار می‌شود؛ میزان ولادت می‌تواند آینده تقاضای مسکن را در بلند‌مدت  جهت‌‌‌دهی کند و از این منظر تحلیل این داده نیز برای سرمایه‌‌‌گذاران در بخش ملک و سازندگان از اهمیت ویژ‌‌‌ه‌‌‌ای برخوردار است.

    افول تقاضا با کاهش ثبت ازدواج

    تقاضا برای مسکن با احتساب میزان ازدواج‌‌‌‌‌‌، میزان طلاق، مرگ‌ و میر، نرخ تخریب ساختمان‌‌‌‌‌‌های کلنگی و همچنین روند رشد خانوارهای تک‌‌‌‌‌‌‌نفره ناشی از افزایش سن ازدواج و تغییر سبک زندگی ایرانی‌‌‌ها به دست می‌‌‌آید. میزان مرگ‌‌‌ومیر طی دهه‌‌‌های اخیر تغییر محسوسی نداشته است؛ بنابراین تاثیر نسبی این فاکتور بر آینده تقاضا در بازار مسکن محدود است.  مطابق داده مرکز آمار ایران در سال 1402 ، 481‌هزار و 394 ازدواج در کشور به ثبت رسیده است؛ این رقم کمترین میزان ازدواج ثبت شده در کشور پس از سال 1375 است؛ البته میزان پایین‌‌‌تر ثبت ازدواج در کشور طی نیمه ابتدایی دهه 90 و سال‌های قبل از آن به جمعیت کمتر کشور بازمی‌‌‌گردد؛ در حالی که به شکل مستمری بر جمعیت ثابت کشور طی سال‌های اخیر افزوده شده، اما روند ثبت ازدواج در کشور افزایشی نبوده است. ثبت هر ازدواج به مفهوم ایجاد یک تقاضا در بازار مسکن به شمار می‌رود؛ این تقاضا بسته به وضعیت اقتصادی هر خانواده رهسپار بازار اجاره یا خرید خانه می‌شود.

    در حالی در سال 1402 ، 481‌هزار ازدواج در کشور به ثبت رسید که میزان ثبت ازدواج طی 3 سال سپری شده از دهه جاری نسبت به دهه‌‌‌های قبل به طور مستمر کاهشی بوده است.  میانگین ثبت ازدواج طی دهه 90 ، 985‌هزار نفر، میانگین ثبت ازدواج در دهه 80 ،764‌هزار نفر بوده است. این در حالی است که طی اواخر دهه 80 آمار ثبت ازدواج در کشور به رکورد تاریخی نزدیک به 900‌هزار مورد در سال نیز رسید.

    میانگین ثبت ازدواج طی 3 سال ابتدایی دهه جاری از سال 1400 تا 1402 نیز برابر 525‌هزار مورد بوده است؛ به این ترتیب میزان ثبت ازدواج در کشور طی سال‌های سپری شده از دهه جاری نسبت به دهه 90 کاهشی 30 درصدی و نسبت به دهه 80 افتی 31درصدی داشته است. این در حالی است که طی اواخر دهه 80 و ابتدای دهه 90 که از آن به عنوان عصر ازدحام ازدواج در کشور یاد می‌‌‌کنیم به‌‌‌طور میانگین سالانه حدود 800‌هزار ازدواج در کشور به ثبت رسید؛ طی سال‌های سپری شده از دهه جاری میزان ثبت قرارداد اجاره نسبت به عصر ازدحام ازدواج در کشور افتی 35درصدی داشته است. این کاهش ثبت ازدواج به شکل مستقیم بر داده‌‌‌ تقاضا برای خانه تاثیر منفی برجای گذاشته است.

    جهش طلاق حامی رشد تقاضای مسکن

    در حالی که افت ثبت ازدواج در کشور تاثیر منفی بر داده تقاضای مسکن از سوی خانه‌‌‌ اولی‌‌‌ها برجای گذاشته است؛ کشور طی این بازه زمانی با رشد ثبت طلاق مواجه شده است و این موضوع عامل مثبتی برای رشد تقاضای خانه در کشور است.  طی سال 1402 ، 202‌هزار طلاق در کشور به ثبت رسید؛ طی دهه جاری سالانه در محدوده 202 تا 204‌هزار طلاق در کشور به ثبت رسیده است؛ این رقم رکورد تاریخی ثبت طلاق در کشور است. به شکل معمول به ازای هر 2 مورد طلاق ثبت شده، یک مورد تقاضای خانه جدید وارد بازار مسکن می‌شود؛ در واقع با طلاق، یک  خانواده به 2 خانواده منفک می‌شود، خانه فعلی به یکی از طرفین تعلق گرفته و یک تقاضای جدید وارد بازار می‌شود.

    میزان متوسط ثبت طلاق در دهه 80 برابر 91هزار مورد، میزان متوسط ثبت طلاق در دهه 90 برابر 168‌هزار مورد و میزان ثبت سالانه طلاق در دهه جاری به 203‌هزار مورد رسیده است. بنابراین طی دهه جاری میزان ثبت طلاق نسبت به دهه 90رشد حدود 19‌درصدی داشته و نسبت به دهه 80 نیز تقریبا 2 برابر شده است.
  • موج طلاق به زندگی های 20 ساله رسید! / آمار تاسف برانگیز طلاق در ادارات دولتی

    موج طلاق به زندگی های 20 ساله رسید! / آمار تاسف برانگیز طلاق در ادارات دولتی

    به گزارش اقتصادران، میثم نعمتی، رئیس کارگروه کنترل و کاهش طلاق سازمان امور اجتماعی وزارت کشور با تاکید بر اینکه مقدمه تأثیرگذاری در مسئله طلاق داشتن تخصص به همراه دغدغه و تجربه است، گفت: تمام حاضران در این هم‌اندیشی از افرادی هستند که می‌شود بار خانواده را با آن‌ها تقسیم کرد و امروز در این دولت فرصتی پیش آمده است، تا هم‌اندیشی دقیقی صورت گیرد.

    رئیس کارگروه کنترل و کاهش طلاق سازمان امور اجتماعی وزارت کشور تاکید کرد: از یک سال و نیم پیش یک دسته‌بندی انجام دادیم و چهار موضوع اصلی در حوزه طلاق و کاهش جمعیت احصا شد؛ متأسفانه تاکنون کسی دلایل طلاق را منطقه‌ای احصا نکرده که مثلاً در سطح کشور اگر پنج اقلیم فرهنگی وجود دارد، وضعیت در هر کدام از این مناطق و دلایل طلاق چیست و چگونه می‌توان با این عارضه جنگید.

    آمار طلاق در ادارات دولتی

    نعمتی به آمار طلاق در ادارات دولتی پرداخت و با بیان اینکه این آمار فاجعه‌بار است، افزود: طبق آمار در ادارات مسئله طلاق به صورت جدی وجود دارد و از طرفی مجموعه دولت اهتمام به ورود مجموعه‌های مردمی برای رفع این مشکل دارند.

    وی در ادامه توضیحاتی درباره کارگره‌های طراحی شده در مسئله صیانت از خانواده پرداخت و ادامه داد: در کمیته‌های که در این کارگروه وجود دارد و با همکاری گروه‌های مردمی سند مقدماتی مرتبط با صیانت پیش از ازدواج؛ پس از ازدواج که مربوط به تحکیم خانواده است و کمیته در مسیر طلاق را ایجاد خواهیم کرد.

    رئیس کارگروه کنترل و کاهش طلاق سازمان امور اجتماعی وزارت کشور از برگزاری دوره‌های توانمندسازی برای کنشگران خانواده خبر داد و گفت: کنشگران خانواده در سطح محلات تقویت و توانمند می‌شوند تا در هر محله سفیری که پیگیر مسائل خانواده‌ها در سطح اقوام و محله باشد، داشته باشیم.

    نعمتی با بیان موارد زیادی از زوجینی با سابقه زندگی مشترک ۲۰ ساله که اکنون در مسیر طلاق قرار دارند، گفت: باید صیانت از خانواده برای افراد مختلف وجود داشته باشد چراکه شاهد خانواده‌هایی هستیم که بعد از دو دهه زندگی مشترک امروز به دنبال طلاق هستند لذا باید طلاق‌های ۱۰، ۱۵ و ۲۰ سال آینده را مدیریت کنیم.

    وی تاکید کرد: طرح هدا یکی از اقداماتی است که برای تشکیل و تحکیم خانواده در استان تهران برای دانش‌آموزان دختر آغاز شده است و برای هر دختر سال دومی چهار رویداد نظر گرفته شده تا گام به گام این افراد عضو باشگاه هدا شوند.

    رئیس کارگروه کنترل و کاهش طلاق سازمان امور اجتماعی وزارت کشور، انسان رسانه‌ها را از چالش‌های پیش روی خانواده‌ها دانست و گفت: از چالش‌های جدی که ما با آن مواجه هستیم انسان رسانه‌ای هستند که نسبت به موضوع خانواده واکنش منفی دارند که سبک زندگی غربی را تبلیغ می‌کنند و ما در این مسیر نیازمند تولید محتوای فرهنگی و هنری هستیم و به خاطر همین در مسیر تولید کلیپ‌های مختلفی هستیم.