برچسب: طلاق

  • رکورد طلاق در ایران شکسته شد؛ به ازای هر ۱۰۰ ازدواج، بیش از ۴۶ طلاق! / تعداد ازدواج به زیر صد هزار عدد رسید

    رکورد طلاق در ایران شکسته شد؛ به ازای هر ۱۰۰ ازدواج، بیش از ۴۶ طلاق! / تعداد ازدواج به زیر صد هزار عدد رسید

    به گزارش اقتصادران، تعداد ازدواج از ۷۰۴ هزار رویداد در سال ۱۳۹۵ به حدود ۴۷۰ هزار مورد در سال ۱۴۰۳ کاهش یافته است؛ یعنی طی کمتر از یک دهه، حدود ۵۰ درصد از حجم ازدواج‌ها کاسته شده است. حتی در مقایسه تابستان ۱۴۰۴ با تابستان سال گذشته، کاهش آمار ازدواج ملموس بوده است؛ به طوری که ازدواج بیش از ۷ درصد کاهش یافته است.

    از طرفی کاهش در تعداد طلاق به علت کاهش میزان ازدواج بوده اما در سمت دیگر سهم طلاقی‌ها از ازدواج، رو‌به‌فزونی است؛ به این معنا که در سال‌های اخیر تقریبا به ازای هر ۱۰۰ ازدواج، بیش از ۴۶ طلاق به ثبت رسیده است.

    رکود نسبت طلاق در ایران شکسته شد / تعداد ازدواج به زیر صد هزار عدد رسید

    از سوی دیگر، با توجه آمار فصلی سال ۱۴۰۳، انتظار می‌رود که تعداد ازدواج و طلاق در پایان سال به ترتیب اعداد ۴۴۰ و ۱۹۰ هزار را ببینند که نسبت طلاق به ازدواج را در همین سطوح یعنی ۴۳ درصد نگه دارد.

    بخش عمده‌ای از کاهش ازدواج به شرایط اقتصادی گره خورده است. تورم مزمن و بلندمدت، کاهش مستمر قدرت خرید خانوارها، جهش‌های مکرر قیمت مسکن و افزایش هزینه‌های اجاره، هزینه تشکیل خانواده را به‌طور چشمگیری بالا برده است. در چنین شرایطی، جوانان با نااطمینانی اقتصادی گسترده‌ای مواجه‌اند و توان برنامه‌ریزی برای آینده خانوادگی خود را ندارند.

    بازار کار نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در این روند ایفا می‌کند. نرخ بالای بیکاری و اشتغال غیررسمی در میان جوانان، نبود درآمد پایدار و کاهش امنیت شغلی باعث شده است که ازدواج به تصمیمی پرریسک تبدیل شود. بسیاری از جوانان ترجیح می‌دهند تا رسیدن به ثبات اقتصادی، تشکیل خانواده را به تعویق بیندازند؛ تعویقی که در بسیاری از موارد به ازدواج‌نکردن منجر می‌شود.

    هزینه فرصت ازدواج در سال‌های اخیر به‌شدت افزایش یافته است. افزایش مخارج زندگی، هزینه‌های مراسم ازدواج، تامین مسکن، جهیزیه و مخارج جاری زندگی مشترک باعث شده است که ازدواج از یک انتخاب اجتماعی به یک پروژه پرهزینه اقتصادی تبدیل شود. هم‌زمان، توان مالی خانواده‌ها برای حمایت از فرزندان در آستانه ازدواج کاهش یافته و نقش حمایتی نسل‌های پیشین نیز تضعیف شده است.

    در مجموع، داده‌ها حاکی از آن است که کاهش ازدواج و افزایش نسبت طلاق به ازدواج بیش از هر چیز ریشه در فشار‌های اقتصادی و نااطمینانی‌های معیشتی دارد. سیاست‌های حمایتی هدفمند در حوزه مسکن، اشتغال و کاهش تورم، در کنار اصلاحات فرهنگی و اجتماعی، می‌تواند نقش مهمی در ترمیم این روند نگران‌کننده ایفا کند؛ در غیر این صورت، شکاف میان ازدواج و طلاق در سال‌های آینده عمیق‌تر خواهد شد.

  • مهریه یا حقوق؛ کدام به نفع زنان است؟

    مهریه یا حقوق؛ کدام به نفع زنان است؟

    به گزارش اقتصادران، اکبر منفرد، وکیل پایه‌یک دادگستری و استاد دانشگاه، با تشریح آخرین تحولات مربوط به مهریه و حقوق زنان در ایران، در گفت‌و‌گو با خبرنگار مهر اظهار کرد: مهریه مالی است که مرد هنگام عقد به همسرش می‌پردازد یا مکلف به پرداخت آن می‌شود. این هدیه، که از ریشه صداقت (صداق) گرفته شده، در قرآن با واژه نحله توصیف شده است؛ واژه‌ای که به زنبور عسل اشاره دارد و نمادی از هدیه بی توقع است. بر همین اساس، حق مهریه در اسلام به‌طور کامل متعلق به زن است.

    وی در توضیح ویژگی‌های قانون جدید مهریه افزود: بر اساس آخرین اصلاحات قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی از سال ۱۴۰۲، زندان برای مهریه بیش از ۱۱۰ سکه حذف نشده، اما محدودتر شده است. اگر مرد توان مالی داشته باشد و تا سقف ۱۱۰ سکه را پرداخت نکند، همچنان امکان بازداشت او وجود دارد؛ اما در صورتی که دادگاه ناتوانی مالی او را احراز کند، زندانی نمی‌شود و پرداخت مهریه بر اساس استطاعت و به‌صورت اقساط طولانی تعیین خواهد شد. بنابراین، فلسفه قانون از مجازات بدهکار به سمت جبران مالی منصفانه تغییر کرده است.

    منفرد تصریح کرد: مهریه‌های بالاتر از ۱۱۰ سکه نیز تنها در صورت اثبات توان مالی زوج قابل مطالبه است؛ یعنی صرفاً در صورتی که دارایی یا املاک معتبری به نام مرد وجود داشته باشد. همچنین از اواخر ۱۴۰۲ تمام مهریه‌ها جهت جلوگیری از مهریه‌های صوری باید در سامانه ثبت ازدواج (سیاح) به‌صورت رسمی و الکترونیکی ثبت شوند.

    وی با اشاره به تغییرات اجرایی از ابتدای سال ۱۴۰۴ ادامه داد: چند بخش مهم از نظام حقوقی مهریه در ایران دستخوش تغییر شده است. نخست آن‌که بر اساس طرح تعدیل تعهدات مالی زناشویی که در شورای تحول قوه قضائیه تصویب و از تابستان ۱۴۰۴ اجرایی شد، مفهوم زندان برای مهریه‌های سنگین به‌صورت تدریجی حذف می‌شود. دادگاه‌ها مکلف هستند پیش از صدور حکم جلب یا بازداشت، استطاعت مالی زوج را بررسی کنند و در صورت فقدان تمکن، پرونده به واحد‌های میانجی‌گری مالی ارجاع شود تا پرداخت به‌صورت اقساط تنظیم شود. هدف، کاهش جمعیت زندانیان مهریه و جایگزینی تعهدات مالی منصفانه است.

    وی خاطرنشان کرد: در سال ۱۴۰۴، سامانه دارایی‌های تضمین‌شده ازدواج (سدا) توسط سازمان ثبت اسناد و بانک مرکزی راه‌اندازی شد تا مهریه‌های غیرواقعی کنترل شود. بر اساس این سامانه، مهریه می‌تواند غیرنقدی مانند سپرده بانکی، سهام، بیمه عمر یا زمین باشد و ارزش ریالی آن باید هنگام عقد ثبت و قابل رهگیری باشد.

    این وکیل دادگستری درباره سقف جدید مطالبه نقدی نیز گفت: طبق بخشنامه شماره ۱۲۰/۴۰۴ قوه قضائیه، سقف اولیه مهریه نقدی که می‌تواند اجراییه دریافت کند، ۵ سکه تمام بهار آزادی است؛ مازاد بر آن تنها با اثبات توان مالی زوج قابل مطالبه خواهد بود. این بخشنامه در واقع جایگزینی تدریجی برای سقف ۱۱۰ سکه در رویه پیشین و حرکت به سوی مهریه‌های معقول است.

    وی ادامه داد: از سال ۱۴۰۴ دفاتر ازدواج مکلف شده‌اند هم‌زمان با عقد، چهار حق مهم را به زوجین پیشنهاد کتبی ارائه دهند: وکالت در طلاق برای زن، حق تعیین محل سکونت و خروج از کشور، حق اشتغال بدون نیاز به اجازه بعدی شوهر و حق تنصیف اموال پس از طلاق به درخواست مرد. این تغییر نشان می‌دهد که مهریه دیگر تنها ابزار حمایت مالی از زن نیست و ترکیبی از حقوق قراردادی جایگزین آن می‌شود.

    وی همچنین با اشاره به الزامی‌شدن آموزش‌های پیش از عقد افزود: از فروردین ۱۴۰۴ شرکت در دوره‌های آموزشی حقوق خانواده برای ثبت عقد رسمی ضروری شده است تا زوجین با مفهوم مهریه، شروط ضمن عقد و پیامد‌های حقوقی ازدواج آشنا شوند.

    منفرد در تحلیل پیامد‌های اجتماعی و حقوقی این تغییرات اظهار کرد: اصلاحات سال ۱۴۰۴ تحول بنیادینی در فلسفه مهریه ایجاد کرده است؛ حرکتی از ضمان مالی سنگین به سمت قرارداد آگاهانه و ایجاد حقوق متقارن میان زن و مرد. هدف این سیاست‌ها کاهش زندانیان مهریه، کاهش دعاوی طلاق، و تأمین استقلال و امنیت مالی زنان از طریق ابزار‌های حقوقی پایدارتر است.

    وی افزود: بر اساس این شرط، مرد بدون اجازه همسر اول حق اختیار همسر دوم نخواهد داشت و این موضوع تأثیر زیادی بر ثبات زندگی مشترک دارد. همچنین با درج شرط تنصیف دارایی‌ها، اگر طلاق به درخواست مرد باشد و زن ناشزه نباشد، تا نصف دارایی‌های ایجادشده در دوران زندگی مشترک به زن منتقل می‌شود؛ حتی اگر زن شاغل نباشد.

    منفرد در پایان تأکید کرد: این تغییرات نشان می‌دهد که رویکرد از تکیه بر مهریه سنگین به سمت تنظیم قرارداد‌های عادلانه، آگاهانه و واقع‌گرایانه است. زنان آگاه امروز مهریه منطقی تعیین می‌کنند و در مقابل حقوق مؤثر و پایدار در عقدنامه ثبت می‌کنند؛ امری که هم امنیت حقوقی واقعی ایجاد می‌کند و هم موجب کاهش چشمگیر دعاوی خانوادگی خواهد شد.

  • ضایع کردن حقوق زنان با حبس زدایی از مهریه؟ / ایران تنها کشوری است که جوان به خاطر ازدواج به زندان می‌رود

    ضایع کردن حقوق زنان با حبس زدایی از مهریه؟ / ایران تنها کشوری است که جوان به خاطر ازدواج به زندان می‌رود

    به گزارش تجارت نیوز، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جریان جلسه علنی امروز مجلس گزارش کمیسیون قضایی و حقوقی در مورد طرح اصلاح موادی از قانون نحوی اجرای محکومیت‌های مالی و قانون مدنی که به حبس‌زدایی از محکومان مالی مهریه بازمی‌گشت را بررسی کرده و در نهایت با کلیات این طرح موافقت کردند.

    علی‌اکبر علیزاده عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در مخالفت با کلیات این طرح بیان کرد: هدف از این طرح حبس‌زدایی از محکومان مالی مهریه است. اما با چه هدفی می‌خواهند حبس‌زدایی کنند؟ آیا هدف تضعیف و ضایع کردن حقوق زنان است؟ براساس شرع مقدس مهریه حق زن است. در این طرح با نابودی این حق زنان می‌خواهند مشکل حبس را حل کنند. یک مرد در هنگام عقد عاقل و بالغ است و عاقد نیز از او می‌پرسد و تاکید می‌کند که مهریه عندالمطالبه بوده و هر وقت زن بخواهد مرد باید این مهریه را بپردازد. این حق زنان است و نباید آن را نادیده گرفت. موضوع طلاق در کشور ما یک مساله فرهنگی است. باید با کارهای فرهنگی به آن پرداخته شود.

    ظهرالسادات لاجوردی در موافقت با کلیات این طرح بیان کرد: کلیات این طرح به حبس‌زدایی از محکومان مالی به ویژه محکومان مالی مهریه بازمی‌گردد. البته دارای اشکالاتی است که باید دو شوری شود. بحث مهریه نیازمند فرهنگ‌سازی است. باید با فرهنگ‌سازی این تصور غلط که گفته می‌شود مهریه را چه کسی داده و چه کسی می‌گیرد اصلاح شود. دین اسلام مهریه حق زنان می‌داند اما در شرایط امروز مهریه سنگین موجب شده تا برخی از مردان نتوانند آن را بپردازند و به زندان بروند.

    سیدسعید موسوی در مخالفت با کلیات این طرح بیان کرد: بیشترین اثر اجتماعی این طرح بر زنان جامعه دارد. این طرح بخشی از بزرگی از جامعه یعنی زنان و مادران را تحت تاثیر قرار می‌دهد. گفته می‌شود که هدف این طرح اصلاح قانون است، اما در عمل تکیه‌گاه اصلی زنان را نابود می‌کند. مهریه پناهی برای زنان و دژی برای آنان در این روزهای سخت است. در این طرح حق و حقوق زنان تضییع می‌شود. اگر زنان بی‌پناه باشند خانواده فرو می‌ریزد و اگر خانواده فرو بریزد جامعه دچار زوال می‌شود.

    الهام آزاد نماینده مردم خور و بیابانک در مجلس در موافقت با کلیات این طرح بیان کرد: بنده نمی‌دانم چرا همکاران به این صورت با کلیات این طرح مخالفت می‌کنند. مخالف آنچه که گفته می‌شود براساس این طرح دختر و پسر مجاز هستند هر مقدار تمایل دارند مهریه تعیین کنند. در این طرح هیچ سقفی برای تعیین مهریه پیش‌بینی نشده است. در اصل این طرح برای برقراری تقاضا بین حقوق زنان و مردان است. هدف این طرح حبس‌زدایی برای محکومان مالی است. حتی در این طرح در مواردی حق طلاق برای زنان پیش‌بینی شده است.

    حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجواد نیک‌بین در مخالفت با کلیات این طرح بیان کرد: از نگاه بنده هر چقدر مهریه کمتر باشد مهر و محبت بین زنان و مردان بیشتر است. براساس آماری که بنده از دادگاه‌های منطقه خود گرفته‌ام قالب طلاق‌ها با مهریه بالا ثبت شده است؛ اما مخالفت بنده به خاطر این است که این طرح آزادی انسان‌ها زیر سوال می‌برد. یک مرد در هنگام عقد عاقل و بالغ است و می‌داند که مهریه عندالمطالبه می‌باشد. اگر توان پرداخت ۱۰۰ یا ۲۰۰ سکه را ندارد چرا از شب اول دروغ می‌گوید؟ واقعیت این است که مهریه اصلی‌ترین پشتوانه زنان است و نباید این حق زنان را نادیده گرفت.

    حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی نقدعلی در موافقت با کلیات این طرح بیان کرد: در این طرح برای مهریه هیچ سقفی تعیین نشده است؛ بلکه به برخورد کیفری و موضوع زندانی کردن جوانان پرداخته شده است. ایران تنها کشوری است که جوان را به جرم ازدواج به زندان می‌اندازد. ما در این طرح به دنبال این هستیم تا از حبس جلوگیری کنیم. سقف مهریه هر چقدر که می‌خواهد تعیین شود. از طرف دیگر ما در بخشی از این طرح حق طلاق برای زنان پیش‌بینی کردیم. اکنون مهریه در بعضی موارد به ابزار معامله تبدیل شده است. زن فردای عقد مهریه را به اجرا می‌گذارد و براساس قانون فعلی مرد باید تا ریال آخر آن را بپردازد.

    در نهایت نمایندگان مجلس با کلیات این طرح موافقت کردند.

  • فروپاشی اقتصادی خانوار ایرانی و پررنگ شدن «استراتژی بقا» / فقر به کودک‌فروشی دامن زده است

    فروپاشی اقتصادی خانوار ایرانی و پررنگ شدن «استراتژی بقا» / فقر به کودک‌فروشی دامن زده است

    به گزارش اقتصادران، در پی ادعای معاون شهردار تهران مبنی بر اقدامات ویژه در زمینه «حمایت از ۴۰ هزار زن سرپرست خانوار، ساماندهی ۲۰ هزار معتاد و ۷۰۰۰ کودک کار»، حسین ایمانی جاجرمی، جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با اقتصادنیوز از خطاهای ساختاری و سیاست‌گذاری‌های ناکارآمد در حوزه فقر شهری، زنان سرپرست خانوار و کودکان کار می‌گوید.

    او با تأکید بر اینکه «فقر و نابرابری شهری ریشه‌های اقتصادی و سیاسی عمیق دارد»، معتقد است تا زمانی که برنامه‌های کلان برای اصلاح ساختارهای اقتصادی، مسکن و رفاه اجرا نشود، اقدام‌های شهرداری تنها «تسکینی موقت» خواهد بود.

    مشروح گفت‌وگو با حسین ایمانی جاجرمی را بخوانید:

    ****

    آقای جاجرمی! آنطور که معاون شهردار تهران گفته است اقدامات ویژه‌ای در زمینه حمایت از ۴۰ هزار زن سرپرست خانوار انجام شده و ۷۰۰۰ کودک کار نیز ساماندهی شده‌اند. ادعایی که از واقعیت قابل مشاهده شهر تهران دور است، نگاه شما به این آمار چیست و در صورت اجرا چه قدر تاثیرگذار بوده است؟

    ما در عمل چنین نتایجی نمی‌بینیم. چه در حوزه کودکان کار و چه زنان سرپرست خانوار، روند رشد فقر ادامه دارد. ساختار اقتصادی ایران سال‌ها است در رکود است؛ کوچک‌شدن اقتصاد، تحریم‌ها، ناکارآمدی و حجیم بودن دستگاه‌های دولتی باعث شده رشد اقتصادی و فرصت‌های اشتغال ایجاد نشود.

    در این شرایط، معیشت خانوار کوچک می‌شود و خانواده‌ها برای بقا مجبورند تمام ظرفیت‌ها را به کار گیرند؛ از کار کردن زنان تا کار کودکان. این یک «استراتژی بقا» است. وقتی غذایی سر سفره نیست، خطوط قرمز قدیمی کنار می‌رود.

    در برخی از مناطق محروم با پدیده کودک فروشی مواجهیم

    اینکه «استراتژی بقا» بر بخش اقتصادی زندگی خانوار، به خصوص زنان و کودکان کار سایه انداخته است چه تبعات اجتماعی دارد؟

    وقتی اقتصاد خانوار فرو می‌پاشد، بچه‌ها هم مجبور به کار می‌شوند. در مناطق محرومی مثل سیستان‌وبلوچستان یا جنوب کرمان حتی پدیده‌هایی مانند کودک‌فروشی دیده می‌شود. ضعیف شدن حمایت‌های دولت، کاهش اثر یارانه‌ها و کمبود فرصت‌های اقتصادی باعث شده این راهبرد بقا در جامعه پررنگ شود.

     برخی می‌گویند رشد طلاق و حضانت فرزندان توسط مادران، به افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار منجر شده است. نظر شما چیست؟

    این نظر هم می‌تواند درست باشد. وقتی طلاق افزایش پیدا می‌کند و بچه‌ها معمولاً با مادر می‌مانند، زن مجبور به کار می‌شود. گروهی از این زنان تحصیلات یا مهارت بالا ندارند و به بازارهای غیررسمی مثل دست‌فروشی، کار در مترو و حاشیه شهر رو می‌آورند. چون برای آنها برنامه‌ای نداریم.

    برنامه‌های شهرداری در حد سفره انداختن و دست نوازش بر سر کشیدن است

    چرا اقدامات اجرایی شهرداری‌ها و دولت‌ها مانند یک مسکن است و تاثیرات آن به صورت پایدار در این بخش از جامعه دیده نمی‌شود؟

    مشکل اینجا است که نگاه سنتی است؛ شهرداری ما در این زمینه ‌ها چه می‌کند؟ توزیع غذا و اقدامات مقطعی، نه برنامه‌ای جامع برای کاهش نابرابری شهری. اگر فقط بر «آسیب‌های اجتماعی» زوم کنیم، مثل این است که خانه آتش گرفته و ما فقط آب روی شعله‌ها می‌ریزیم، بی‌آن‌که منبع آتش را خاموش کنیم. باید سیاست‌های رفاهی جدی برای فقر شهری، مسکن، آموزش و اشتغال وجود داشته باشد. مدیریت شهری ما نوآوری سیاستی ندارد. برنامه‌های شهرداری در حد سفره انداختن و دست نوازش بر سر کشیدن است که همین سیاست‌ها هم مقطعی است.

    از طرفی ما شاهد آن هستیم که ساختار انتخابات شوراها هم اجازه نمی‌دهد افراد با دغدغه‌های اجتماعی جدی وارد شورا شوند. کسانی که امروز در مدیریت شهری هستند، پیوندی با مسائل واقعی گروه‌های کم‌درآمد و اجتماع ندارند. جای افراد دغدغه‌مند نیز در ساختار مدیریت شهری خالی است.

    تا زمانی که ساختار اقتصادی و سیاست‌های کلان تغییر نکند، اقدام‌های شهرداری فقط می‌تواند «تسکین موقت» باشد. لازم است سیاست‌گذاران به طور جدی فقر و نابرابری را هدف قرار دهند: اصلاح بازار مسکن، نظام آموزش، وام‌های حمایتی و بازتوزیع منابع. در غیر این صورت، وضع فقر شهری تغییری نخواهد کرد.

    این گروه‌ها دیگر مثل پنجاه سال پیش نیستند؛ آگاهند و می‌دانند که برخوردهای مقطعی مشکلشان را حل نمی‌کند. آن‌ها خواستار تغییرات بنیادی و پایدارند، نه فقط سرکشی هفتگی شهردار یا بسته‌های حمایتی کوتاه‌مدت.

    تجربه سایر کشورها در این زمینه چه درسی برای ما دارد؟

    در دبی یا کشورهای ثروتمند خلیج فارس، جمعیت بومی اصلا مشکل معیشتی ندارد چون دولت درآمدهای نفتی و تجاری را بین قبایل توزیع می‌کند. مشکل آنجا بیشتر مربوط به کارگران مهاجر است. اما در ایران بخشی از جمعیت بومی‌مان درگیر فقر حقیقی است.

  • مهریه زنان در تنگنای تورم و تبعیض / آمار زندانیان مهریه؛ بحران یا بهانه؟

    مهریه زنان در تنگنای تورم و تبعیض / آمار زندانیان مهریه؛ بحران یا بهانه؟

    به گزارش اقتصادران، دیواری کوتاه‌تر از حقوق زنان در ایران وجود ندارد. هر بار که سیاست‌گذار به دنبال اصلاح یا کنترل بحران‌های اجتماعی و اقتصادی می‌گردد، نخستین چیزی که قربانی می‌شود، یکی از معدود ابزار‌های حمایتی زنان است. همزمان با جهش نرخ سکه، باز هم روی مهریه دست گذاشته شده است؛ پشتوانه‌ای مالی، حقوقی و فرهنگی که در ساختار مردسالار قوانین موجود، برای بسیاری از زنان تنها سپر دفاعی در برابر طلاق، فوت همسر یا بی‌پشتوانگی اقتصادی محسوب می‌شود.

    طرح جدید مجلس برای کاهش ضمانت اجرایی مهریه به ۱۴ سکه، در ظاهر با هدف کاهش زندانیان مالی و کنترل دعاوی خانوادگی ارائه شده، اما در باطن خود، امنیت مالی زنان را در شرایط تورمی و نابرابری‌های حقوقی به‌شدت تهدید می‌کند. در جامعه‌ای که زن برای خروج از کشور نیاز به اجازه همسر دارد، حق طلاق ندارد و در بسیاری موارد در حضانت فرزند، تحصیل و اشتغال نیز با محدودیت مواجه است، مهریه تنها ابزار چانه‌زنی حقوقی اوست. از این رو حذف یا محدودسازی این ابزار، بدون اصلاح هم‌زمان سایر قوانین تبعیض‌آمیز، نه‌تنها عادلانه نیست، بلکه می‌تواند به نابرابری‌های عمیق‌تری دامن بزند.

    مهریه در سایه سیاست؛ قانون‌گذاری با طعم مصلحت

    بر اساس قانون حمایت از خانواده مصوب سال ۱۳۹۱ که اجرای آن از اسفند ۱۳۹۳ آغاز شد، مردانی که توانایی پرداخت مهریه‌های بالاتر از ۱۱۰ سکه را ندارند، دیگر مشمول حکم زندان نمی‌شوند. در واقع، اگر طرفین به توافق برسند و پرداخت مهریه به‌صورت اقساطی انجام شود، صدور حکم حبس برای مرد منتفی خواهد بود. این تغییر قانونی، در راستای کاهش زندانیان مهریه و تسهیل روند رسیدگی به دعاوی خانوادگی صورت گرفت.

    پیش‌تر نیز، در سال ۱۳۹۰، دیوان عالی کشور با صدور رأی وحدت رویه شماره ۷۲۲، پذیرش دادخواست اعسار را به‌عنوان دعوای تقابل پذیرفت، تصمیمی که موجب تسریع قابل‌توجه در روند رسیدگی به پرونده‌های مهریه شد و احتمال صدور دستور بازداشت را به‌طور چشمگیری کاهش داد. با این حال، منتقدان این روند را دارای ایراداتی جدی می‌دانند؛ از جمله امکان سوءاستفاده از قانون، تضعیف ضمانت اجرایی مهریه و فراهم شدن زمینه برای پنهان‌کاری و مخفی‌سازی اموال توسط برخی زوجین.

    مطابق ماده ۷ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی مصوب ۱۵ مهر ۱۳۹۳، اگر مشخص شود که مرد پیش‌تر توانایی مالی داشته یا دارایی‌ای دریافت کرده، اما از پرداخت مهریه خودداری کرده است، موظف است ناتوانی مالی خود را اثبات کند. در صورتی که زن نتواند ثابت کند مرد در گذشته یا حال توان پرداخت دارد، قاضی می‌تواند با استناد به سوگند مرد، اعسار او را بپذیرد. این فرآیند بر اساس مقررات آیین دادرسی مدنی و با رعایت تشریفات قانونی انجام می‌شود.

    لازم به یادآوری است که قانون حمایت از خانواده، به پیشنهاد قوه قضائیه در تیرماه ۱۳۸۶ در جلسه هیأت دولت وقت به تصویب رسید و سپس به مجلس ارسال شد. این قانون در طول مسیر تصویب با انتقادات متعددی از سوی فعالان سیاسی و اجتماعی مواجه شد. فراکسیون زنان مجلس هفتم پیشنهاد بازگرداندن لایحه به دولت را مطرح کرد که با مخالفت روبه‌رو شد. در نهایت، مجلس هشتم در اسفند ۱۳۹۰ لایحه را تصویب و به شورای نگهبان ارسال کرد. شورای نگهبان در اردیبهشت‌ماه برخی مواد را مبهم و برخی دیگر را مغایر با شرع دانست و لایحه را برای اصلاح به مجلس بازگرداند. پس از اعمال اصلاحات لازم، مجلس نهم موفق شد نظر شورا را تأمین کند و در اسفند ۱۳۹۱ این لایحه به قانون تبدیل شد.

    مهریه در تنگنای تورم و قانون؛ وقتی پشتوانه مالی زنان قربانی سیاست‌گذاری می‌شود

    مهریه که روزگاری در حکم احترام و پشتوانه مالی زن بود، حال از نگاه برخی قانون‌گذاران و تصمیم‌گیران در مجلس پیامد‌های تورم، گرانی و کاهش توان اقتصادی مردان، باید از جیب زنان جبران شود؛ آن‌هم با محروم‌سازی آنان از حقوقی، چون مهریه. طرح جدید مجلس برای کاهش ضمانت اجرایی مهریه به ۱۴ سکه، در حالی مطرح شده که قیمت هر سکه امامی از مرز ۱۱۰ میلیون تومان گذشته و تورم، قدرت خرید را به‌شدت کاهش داده است.

    آمار زندانیان مهریه؛ بحران یا بهانه؟

    تعداد مردانی که به دلیل مهریه زندانی شده‌اند، در مقایسه با حجم بالای طلاق‌های ثبت‌شده، بسیار ناچیز است و نمی‌تواند مبنای منطقی برای اصلاحات گسترده در قانون مهریه باشد. بر اساس آمار رسمی قوه قضاییه، تا پایان سال ۱۴۰۳، مجموع زندانیان مهریه در کشور برابر با هزار و ۹۱۰ نفر بوده است. در مقابل، آمار طلاق ثبت‌شده در پنج سال اخیر (۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲) بیش از ۹۵۷ هزار مورد بوده است. به‌عبارت دیگر، در این بازه زمانی، نزدیک به یک میلیون طلاق در کشور ثبت شده، در حالی‌که کمتر از دو هزار نفر به دلیل ناتوانی در پرداخت مهریه زندانی شده‌اند؛ یعنی از هر هزار طلاق، تنها حدود ۲ مورد منجر به زندانی شدن مرد به دلیل مهریه شده‌اند.

    جدول آمار رسمی طلاق در ایران از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳

    سال تعداد طلاق ثبت شده
    ۱۳۹۸ ۱۷۴ هزار
    ۱۳۹۹ ۱۸۰ هزار
    ۱۴۰۰ ۱۹۲ هزار
    ۱۴۰۱ ۲۰۷ هزار
    ۱۴۰۲ ۲۰۴ هزار
    ۱۴۰۳ ۱۹۴ هزار

    این آمار نشان می‌دهد که برخلاف تصور رایج، مهریه نه بحران قضایی گسترده‌ای ایجاد کرده و نه زندان‌ها را پر کرده است. تعداد زندانیان مهریه در مقایسه با حجم بالای طلاق‌ها، بسیار اندک است و نمی‌تواند توجیه‌کننده طرح‌هایی باشد که به‌طور مستقیم حقوق مالی زنان را محدود می‌کنند.

     چرا عقلانیت مرد فقط هنگام پرداخت مهریه زیر سؤال می‌رود؟

    نکته دیگری که در این میان باید آن را در نظر گرفت این است که در ساختار حقوقی و سیاسی ایران، مرد جایگاه بالاتری نسبت به زن دارد؛ جایگاهی که نه‌تنها در عرف اجتماعی بلکه در قوانین رسمی نیز تثبیت شده است. مردی که در جامعه به‌عنوان نان‌آور، ولیّ، قیم و تصمیم‌گیرنده شناخته می‌شود، بنا بر قانون می‌تواند به مناصبی همچون ریاست جمهوری دست یابد در حالی‌که زن از این حق محروم است. اما همین مرد، وقتی پای تعهدات مالی ازدواج مانند مهریه به میان می‌آید، ناگهان در موضعی قرار می‌گیرد که گویی از روی ناآگاهی، احساسات یا فشار فرهنگی تعهدی را پذیرفته که نباید مسئولیت آن را بپذیرد. این تناقض، پرسشی جدی را پیش‌روی قانون‌گذار و جامعه قرار می‌دهد که چگونه ممکن است مردی که از نظر قانون‌گذار آن‌قدر عاقل و بالغ است که می‌تواند سرنوشت یک کشور را در مقام ریاست‌جمهوری مدیریت کند، هنگام امضای عقدنامه و پذیرش مهریه، فاقد تشخیص و مسئولیت‌پذیری تلقی شود؟

    اگر مرد در زمان ازدواج، با آگاهی و اختیار کامل تعهدی مانند مهریه را می‌پذیرد، باید در برابر آن مسئول باشد. نمی‌توان عقلانیت او را در همه عرصه‌ها پذیرفت و تنها در زمان پرداخت تعهدات مالی، آن را زیر سؤال برد. این نگاه دوگانه، نه‌تنها عدالت را خدشه‌دار می‌کند، بلکه به تضعیف اعتماد اجتماعی نسبت به نهاد ازدواج و قانون منجر می‌شود.

    مهریه، بخشی از قرارداد ازدواج است؛ قراردادی که با رضایت طرفین بسته می‌شود و نمی‌توان پس از وقوع اختلاف، یکی از طرفین را از مسئولیت آن معاف کرد، آن‌هم با استناد به نابرابری‌هایی که خود قانون‌گذار ایجاد کرده است.

    مهریه فقط برای طلاق نیست

    در باور عمومی، مهریه ابزاری برای مطالبه در زمان طلاق است؛ اما در واقع، مهریه در فقه و قانون ایران، حتی پس از فوت زوج نیز به‌عنوان بخشی از ارث زن محسوب می‌شود. در نظام حقوقی ایران که سهم زن از ارثیه کمتر از سهم مرد است، در چنین شرایطی، مهریه نقش مکمل و جبران‌کننده‌ را ایفا می‌کند. بر اساس قانون، مهریه زن حتی پس از فوت شوهر، جزو دیون متوفی محسوب می‌شود و باید پیش از تقسیم ارث، از اموال او پرداخت شود. این یعنی زن می‌تواند مهریه‌اش را به‌طور کامل دریافت کند و سپس از باقی‌مانده اموال، سهم ارث خود را نیز ببرد. به‌عبارت دیگر مهریه نه‌تنها در زمان اختلاف، بلکه در زمان فقدان همسر نیز نقش پشتوانه مالی دارد.

    مهریه و نابرابری اقتصادی؛ وقتی حذف حمایت، فقر را تشدید می‌کند

    در ساختار اقتصادی و اجتماعی ایران، زنان به‌طور سنتی باید به امور خانه و فرزندان بپردازند و مسئولیت تأمین مالی خانواده عمدتا بر عهده مرد است؛ الگویی که نه‌تنها در عرف و فرهنگ، بلکه در قوانین و سیاست‌گذاری‌ها نیز بازتاب یافته است. در چنین شرایطی، مهریه یکی از معدود ابزار‌های مالی زن برای حفظ استقلال و امنیت اقتصادی در برابر بحران‌های زندگی مانند طلاق یا فوت همسر است.

    اما محروم‌سازی زنان از مهریه، در عمل به‌معنای تشدید فقر و محرومیت اقتصادی زنان است. در بازاری که نابرابری جنسیتی در اشتغال، دستمزد و فرصت‌های شغلی وجود دارد، زنان با موانع جدی برای ورود و ماندگاری در بازار کار مواجه‌اند. نرخ اشتغال زنان در ایران حدود ۱۰ الی ۱۱ درصد است و بسیاری از زنان خانه‌دار هم هیچ منبع درآمدی ندارند.

    از سوی دیگر، این طرح بدون در نظر گرفتن تفاوت‌های طبقاتی، منطقه‌ای و فرهنگی در تعیین مهریه، همه را با یک خط‌کش واحد اندازه‌گیری می‌کند. زنانی که در مناطق محروم زندگی می‌کنند و هیچ دارایی مشترکی با همسر ندارند، مهریه را تنها ابزار تأمین آینده خود می‌دانند. از این رو حذف یا محدودسازی این ابزار، بدون جایگزین حمایتی، می‌تواند آنان را در معرض آسیب‌های اقتصادی و اجتماعی جدی قرار دهد.

    در چنین بستری، مهریه نه‌تنها یک حق قانونی، بلکه ابزاری برای جبران نابرابری‌های ساختاری است. زنانی که پس از طلاق یا فوت همسر، مسئولیت حضانت فرزندان، تأمین مسکن، درمان و هزینه‌های زندگی را برعهده دارند، با دریافت مهریه می‌توانند بخشی از این بار مالی را مدیریت کنند.

    نامه آیت‌الله سبحانی؛ فقه در برابر واقعیت‌های اجتماعی

    نامه‌ای از آیت‌الله جعفر سبحانی، از مراجع تقلید شیعه، خطاب به رئیس قوه قضائیه منتشر شد که خواستار تغییر شرط پرداخت مهریه از «عندالمطالبه» به «عندالاستطاعه» شد. او در این نامه تأکید کرده که صحت و مشروعیت مهریه منوط به توانایی مالی مرد است و شرط خلاف آن، از نظر فقهی الزام‌آور نیست.

    در واقع، شرط عندالاستطاعه به این معناست که مرد تنها زمانی موظف به پرداخت مهریه است که توانایی مالی داشته باشد و این شرط می‌تواند به تعویق بی‌نهایت در پرداخت مهریه منجر شود، به‌ویژه در مواردی که مرد عمدا دارایی خود را پنهان می‌کند یا از پرداخت طفره می‌رود.

    محمد صالح نقره‌کار، حقوقدان نیز معتقد است که این شرط در مقام عمل، بر سازوکار‌های وصول مهریه تأثیر اساسی می‌گذارد. او در یادداشتی در روزنامه سازندگی نوشته است: «طبق مفاد آیین‌نامه اجرایی قانون ثبت اسناد و مواد قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی، صدور اجرائیه برای مهریه مشروط دشوار است. در مهریه عندالمطالبه امکان صدور اجرائیه وجود دارد؛ اما در مهریه عندالاستطاعه، چون تعهد پرداخت قطعی نیست و مشروط به استطاعت می‌شود، صدور اجرائیه با اشکال مواجه خواهد بود. بدین معنی که زن پیش از اجرای حکم باید ابتدا توانایی پرداخت شوهر را به اثبات برساند (معرفی مال برای اجرای ثبت) و در غیر این صورت، راه مستقیمی برای وصول مهریه وجود ندارد. این اختلاف رویه می‌تواند، نتایج مهمی در پی داشته باشد. اگر مهریه عندالاستطاعه باشد، زن باید برای مطالبه آن در دادگاه نه تنها دین را ثابت کند بلکه بر مستندات لازم برای اثبات استطاعت زوج نیز مسلط باشد؛ در حالی که در نظام فعلی، بار اثبات اعسار بر عهده شوهر است. به‌عبارت دیگر بر فرض تبدیل مهر به عندالاستطاعه، زن از برخی مزایای حمایتی قانون فعلی محروم می‌شود.»

    او در ادامه نوشته است: «برخی پژوهش‌های حقوقی تأکید کرده‌اند که شرط کردن مهریه به عندالاستطاعه به‌طور کامل زوجه را از فواید قانون اجرای محکومیت‌های مالی محروم می‌کند؛ به گونه‌ای که در «سایر دیون» همچنان تقویت حقوق طلبکار (مثل حق تقدم مهریه تا سقف معین) برقرار است ولی این شرط، سیاست کلی حمایت قانونی از زن را معکوس می‌کند. به عبارت دیگر، اگر مهر مشروط به استطاعت شود حتی دیون مسلم و لازم‌التادیه هم در حکم دینی، معوق قرار می‌گیرند. افزون بر این اعمال این رویه با اصل «تکلیف ما لایطاق» (تحمیل تکلیفی که بر وسع کسی نباشد) منطبق دانسته شده است؛ زیرا به قول حقوق‌دانان، چگونه می‌توان تعهدی که زوج توان ایفای آن را ندارد، از وی مطالبه کرد؟ در حقوق بشر و اصول فقه اسلامی نیز تحمیل بار نامعقول بر فرد مذموم شمرده شده است. با این توصیفات، نظر حضرت آیت‌الله سبحانی که مبتنی بر ضرورت تناسب توانایی با تعهد مالی است، استدلال خود را دارد و حکایت از تمرکز بر حمایت از زوجِ ناتوان دارد؛ اما باید دید آیا چنین تغییر فقهی-حقوقی با روح و نص قانون فعلی سازگار است یا خیر.»

    راهکار‌های جایگزین؛ اصلاح به‌جای حذف

    اگر هدف قانون‌گذار کاهش آسیب‌های اجتماعی است، باید ابتدا به اصلاح قوانین تبعیض‌آمیز، تقویت آموزش حقوقی و ایجاد نهاد‌های میانجی بپردازد؛ نه حذف تنها پشتوانه مالی زنان در ساختار فعلی قوانین موجود در ایران.

    در میان دو قطب موافقین و مخالفین بحث مهریه گروه سومی نیز وجود دارد که نگاه متفاوت‌تری به مسئله دارند. این گروه بر این باورند که اگر در جامعه، از هر نظر برابری میان زن و مرد برقرار شود، دیگر نیازی به مطالبه مهریه از سوی زن نخواهد بود و در مقابل، زن نیز مجبور نخواهد شد از حقوق فردی خود مانند حق طلاق، حضانت فرزند، خروج از کشور، اشتغال و مالکیت مستقل چشم‌پوشی کند.

    در واقع، این دیدگاه به‌نوعی به ایده شروط ضمن عقد نزدیک می‌شود که زن و مرد می‌توانند در زمان عقد ازدواج، به‌صورت مکتوب و قانونی بر سر آن توافق کنند و با امضای قرارداد ازدواج، به اجرای آن متعهد شوند. این شروط می‌توانند شامل حق طلاق برای زن، حق خروج از کشور بدون اجازه همسر، حق حضانت فرزند و حتی تقسیم عادلانه دارایی‌های مشترک باشند.

    طرفداران این ایده معتقدند که مهریه در ساختار فعلی، بیشتر نقش جبران‌کننده نابرابری‌های حقوقی و اقتصادی را دارد تا یک هدیه یا تعهد عاطفی. بنابراین، اگر این نابرابری‌ها در قوانین و ساختار اجتماعی اصلاح شوند، نیازی به ابزار‌هایی مانند مهریه برای تأمین امنیت مالی و حقوقی زنان نخواهد بود. با این حال، تحقق چنین مدلی نیازمند اصلاحات عمیق در قوانین خانواده، ارث، اشتغال، و ساختار قضایی است. تا زمانی که زن در بسیاری از حوزه‌ها از حقوق برابر برخوردار نیست، حذف یا کاهش مهریه بدون جایگزین‌های حمایتی، نه‌تنها عادلانه نیست، بلکه می‌تواند به تضعیف موقعیت اجتماعی و اقتصادی زنان منجر شود.

  • طلاق با کمک «چت‌ جی‌پی‌تی»! / هوش مصنوعی چطور زندگی مشترک را متلاشی می‌کند؟

    طلاق با کمک «چت‌ جی‌پی‌تی»! / هوش مصنوعی چطور زندگی مشترک را متلاشی می‌کند؟

    به گزارش اقتصادران، در عصری که فناوری با سرعت به زندگی‌های ما نفوذ کرده، ابزارهای هوش مصنوعی مانند چت‌جی‌پی‌تی (ChatGPT)، نه‌تنها به‌عنوان دستیارهای دیجیتال، بلکه به‌عنوان عاملی در تغییر پویایی روابط انسانی ظاهر شده‌اند.

    در سراسر جهان، گزارش‌های نگران‌کننده‌ای از زوج‌هایی به گوش می‌رسد که زندگی مشترکشان تحت تأثیر استفاده نادرست از این فناوری به مرز فروپاشی رسیده است. همسرانی که به‌جای گفت‌وگو با شریک زندگی خود، به چت‌جی‌پی‌تی روی آورده‌اند، حالا با طلاق، جدایی و دعواهای حقوقی تلخ دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

    داستان یک جدایی دردناک

    مردی که نزدیک به ۱۵ سال با همسرش زندگی مشترک داشت، از تجربه تلخ خود می‌گوید. او و همسرش پس از سال‌ها فراز و نشیب، در دو سال گذشته به ثبات رسیده بودند. اما ناگهان، ورود چت‌جی‌پی‌تی همه چیز را تغییر داد. این زوج که دو فرزند دارند، پس از شنیدن مشاجره والدین توسط پسر ۱۰ ساله‌شان، پیامی دلخراش از او دریافت کردند: «لطفاً طلاق نگیرید.» اما واکنش همسر این مرد، استفاده از چت‌جی‌پی‌تی برای پاسخ به پیام فرزندشان بود. این اتفاق، سرآغاز فروپاشی زندگی مشترک آن‌ها شد.

    این مرد توضیح می‌دهد که همسرش به چت‌جی‌پی‌تی به‌عنوان یک مشاور و همراه همیشگی روی آورده بود و با استفاده از این ابزار، مشکلات قدیمی زندگی مشترکشان را که سال‌ها پیش حل شده بود، دوباره زنده کرد.

    او می‌گوید: «چت‌جی‌پی‌تی تحلیل عینی ارائه نمی‌دهد، بلکه تنها همان چیزی را بازتاب می‌دهد که همسرم در اختیارش گذاشته بود.» این چرخه تأیید و تشدید، رابطه آن‌ها را در عرض چهار هفته به نابودی کشاند. این زوج اکنون در حال طلاق هستند و این مرد معتقد است که چت‌جی‌پی‌تی نقش اصلی را در این جدایی ایفا کرده است.

    هوش مصنوعی؛ دوست یا دشمن در روابط عاطفی؟

    این داستان تنها یکی از موارد متعددی است که نشان می‌دهد چگونه هوش مصنوعی به روابط عاطفی نفوذ کرده و گاهی آن‌ها را نابود می‌کند. در گفت‌وگو با بیش از ۱۲ نفر که معتقدند هوش مصنوعی عامل اصلی فروپاشی رابطه یا ازدواجشان بوده، الگویی نگران‌کننده پدیدار شد: یکی از طرفین رابطه به چت‌جی‌پی‌تی یا ابزارهای مشابه وابسته می‌شود و از آن برای مشاوره عاطفی، تحلیل رابطه یا حتی توجیه رفتار خود استفاده می‌کند. این وابستگی اغلب به جدایی، طلاق و حتی دعواهای حقوقی تلخ بر سر حضانت فرزندان منجر شده است.

    در یک مورد، زنی تعریف کرد که همسرش در خودروی در حال حرکت و در حضور فرزندان خردسالشان، از حالت صوتی چت‌جی‌پی‌تی برای انتقاد از او استفاده می‌کرد. او می‌گوید: «همسرم با چت‌جی‌پی‌تی صحبت می‌کرد و از آن می‌خواست که مرا سرزنش کند، در حالی که بچه‌هایمان در صندلی عقب بودند.» این رفتار، که به گفته او بارها تکرار شد، به جدایی و دعوای حقوقی بر سر حضانت منجر شد.

    هشدار کارشناسان/ خطر وابستگی به هوش مصنوعی

    آنا لمبکه، استاد دانشگاه استنفورد و متخصص اعتیاد، هشدار می‌دهد که استفاده از چت‌جی‌پی‌تی به‌عنوان مشاور عاطفی می‌تواند به رفتارهای ناسالم بین زوج‌ها منجر شود. او معتقد است که این ابزارها برای ارائه تأیید و همدلی بی‌قیدوشرط طراحی شده‌اند، نه برای ارائه تحلیل عینی یا کمک به حل تعارضات. لمبکه می‌گوید: «یک درمانگر خوب به مراجع کمک می‌کند تا نقاط کور خود را ببیند و دیدگاه طرف مقابل را درک کند. اما هوش مصنوعی این‌گونه عمل نمی‌کند؛ بلکه با تأیید مداوم دیدگاه کاربر، او را در یک چرخه بسته نگه می‌دارد.»

    او همچنین به تأثیرات بیولوژیکی این تأیید مداوم اشاره می‌کند: «تأیید اجتماعی باعث ترشح دوپامین در مغز می‌شود و می‌تواند به وابستگی شبیه به اعتیاد منجر شود.» این موضوع باعث می‌شود که افراد به جای تلاش برای بهبود ارتباط با شریک زندگی خود، به هوش مصنوعی وابسته شوند و از دنیای واقعی فاصله بگیرند.

    پیامدهای گسترده‌تر: از طلاق تا آسیب‌های روانی

    در برخی موارد، استفاده نادرست از چت‌جی‌پی‌تی حتی به خشونت خانگی منجر شده است. به عنوان مثال، مردی گزارش داد که همسرش، که سال‌ها اختلال دوقطبی خود را مدیریت کرده بود، پس از وابستگی به چت‌جی‌پی‌تی دچار فروپاشی روانی شد و به او و مادرش حمله کرد. این اتفاق به بازداشت همسر و در نهایت طلاق منجر شد.

    اُپن‌ای‌آی (OpenAI)، شرکت سازنده چت‌جی‌پی‌تی، در پاسخ به این نگرانی‌ها اعلام کرده که در حال بهبود پاسخ‌های این ابزار در موقعیت‌های حساس است و قصد دارد با همکاری کارشناسان، حمایت بهتری برای کاربران در بحران فراهم کند. با این حال، بسیاری از افرادی که با این مشکل مواجه شده‌اند، معتقدند که این شرکت به اندازه کافی برای اطلاع‌رسانی درباره خطرات احتمالی این فناوری تلاش نکرده است.

    نیاز به آگاهی و احتیاط

    لمبکه پیشنهاد می‌کند که ابزارهای هوش مصنوعی مانند چت‌جی‌پی‌تی باید با هشدارهایی همراه شوند که کاربران را از خطرات احتمالی، از جمله احتمال وابستگی، آگاه کنند. او معتقد است که بازتعریف این ابزارها به‌عنوان «مواد دیجیتال» می‌تواند به کاربران کمک کند تا با احتیاط بیشتری از آن‌ها استفاده کنند.

    افرادی که زندگی‌شان تحت تأثیر این فناوری قرار گرفته، از حس انزوا و ناتوانی در برابر این ابزار سخن می‌گویند. یکی از آن‌ها می‌گوید: «احساس می‌کردم که همسرم دیگر نمی‌تواند بدون چت‌جی‌پی‌تی با من یا حتی دیگران ارتباط برقرار کند.» دیگری با اندوه می‌افزاید: «من بهترین دوستم را از دست دادم. این فناوری زندگی ما را نابود کرد.»

    در نهایت، این داستان‌ها هشداری است درباره تأثیرات عمیق فناوری بر زندگی شخصی. همان‌طور که هوش مصنوعی به بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی ما تبدیل می‌شود، باید با آگاهی و مسئولیت از آن استفاده کنیم تا از آسیب‌های ناخواسته به روابط انسانی جلوگیری شود.

  • مرگ نهاد خانواده در ایران/ از هر ۱۰۰ ازدواج بیش از ۴۰ مورد آن به طلاق ختم می شود

    مرگ نهاد خانواده در ایران/ از هر ۱۰۰ ازدواج بیش از ۴۰ مورد آن به طلاق ختم می شود

    به گزارش اقتصادران، اطلاعات منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران نشان می‌دهد نهاد خانواده در ایران طی بیش از چهار دهه گذشته تحولات گسترده‌ای را تجربه کرده است. در سال ۱۳۵۸ که نخستین سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود، حدود ۳۰۲ هزار ازدواج در کشور به ثبت رسید. در همان سال تنها ۲۱ هزار مورد طلاق گزارش شد. این به معنای آن بود که نسبت طلاق به ازدواج در ابتدای این دوره تنها حدود ۶.۹۹ درصد بود؛ یا به زبان ساده، به ازای هر صد ازدواج کمتر از هفت طلاق ثبت می‌شد.

    اما این نسبت در طول زمان تغییرات چشمگیری را پشت سر گذاشت. ازدواج‌ها در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ روندی افزایشی داشتند و حتی از سال‌ ۱۳۷۸ تعداد ازدواج‌ها از مرز ۶۰۰ هزار مورد فراتر رفت. اوج این روند در نیمه دهه ۱۳۸۰ بود، زمانی که آمار ازدواج به مرز ۹۰۰ هزار مورد رسید. در همین سال‌ها البته طلاق نیز رشد کرد، اما نسبت طلاق به ازدواج همچنان زیر ۱۵ درصد باقی ماند.

    با ورود به دهه ۱۳۹۰، ورق برگشت. ازدواج‌ها روندی نزولی پیدا کردند و از ۸۷۴ هزار مورد در ابتدای دهه ۹۰ به حدود ۵۰۰ هزار مورد در سال‌های پایانی کاهش یافتند. همزمان، طلاق رشدی پیوسته داشت و از حدود ۱۲۰ هزار مورد در سال ۱۳۹۰ به بیش از ۲۰۰ هزار مورد در سال‌های پایانی دهه رسید. این ترکیب سبب شد نسبت طلاق به ازدواج در پایان دهه ۱۳۹۰ از ۳۰ درصد هم فراتر رود.

    در سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ این روند نگران‌کننده شدت بیشتری یافت. بر اساس داده‌های رسمی، در سال ۱۴۰۳ تعداد ازدواج‌ها به حدود ۴۶۹ هزار مورد رسید، در حالی که آمار طلاق به بیش از ۱۹۱ هزار مورد صعود کرد. نسبت طلاق به ازدواج در این سال به ۴۰.۹ درصد رسید؛ یعنی از هر صد ازدواج بیش از ۴۰ مورد به طلاق انجامید. مقایسه این رقم با سال ۱۳۵۸ نشان می‌دهد نسبت طلاق به ازدواج در ایران طی ۴۵ سال گذشته تقریباً شش برابر شده است.

    این دگرگونی تاریخی نه تنها نشانگر کاهش میل به ازدواج و افزایش تمایل یا ناگزیر بودن به طلاق است، بلکه بازتاب‌دهنده تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی عمیقی است که جامعه ایران در این سال‌ها پشت سر گذاشته است. تغییر در ارزش‌ها و نگرش‌های اجتماعی، فشار‌های اقتصادی، مشکلات معیشتی و تحولات جمعیتی همگی در شکل‌گیری این روند نقش داشته‌اند.

    دنده معکوس ازدواج در دهه ۹۰

    دهه ۱۳۶۰ را می‌توان دوران رشد سریع ازدواج در ایران دانست. ساختار جمعیتی جوان، شرایط پس از انقلاب و ترغیب دولت برای فرزندآوری موجب شد آمار ازدواج به سرعت افزایش یابد. در این دهه، نسبت طلاق به ازدواج همچنان پایین بود و در محدوده ۸ تا ۱۰ درصد قرار داشت. به عبارت دیگر، جامعه ایرانی هنوز الگوی خانواده گسترده و پایداری نسبی را تجربه می‌کرد.

    دهه ۱۳۷۰ دوران تثبیت رشد جمعیتی بود. ازدواج‌ها به بالاترین سطوح تاریخی خود رسیدند و به بیش از ۶۰۰ هزار مورد در سال صعود کردند. با وجود این، طلاق نیز آرام‌آرام در حال افزایش بود. نسبت طلاق به ازدواج در این دهه همچنان تک رقمی بود و زیر ۱۰ درصد قرار داشت.

    دهه ۱۳۸۰ نقطه عطفی در این روند بود. ازدواج‌ها در نیمه نخست این دهه رشد چشمگیری داشتند و در میانه‌های دهه از مرز ۸۰۰ هزار مورد فراتر رفتند. اما طلاق نیز شتاب گرفت و شمار آن به بیش از ۱۳۰ هزار مورد در سال رسید. نسبت طلاق به ازدواج در پایان این دهه به حدود ۱۵ درصد افزایش یافت.

    دهه ۱۳۹۰، اما داستان متفاوتی داشت. ازدواج‌ها به تدریج کاهش یافتند و از بیش از ۸۰۰ هزار مورد به حوالی ۵۰۰ هزار مورد سقوط کردند. طلاق نیز در همین دوره روندی صعودی داشت و در پایان دهه از مرز ۲۰۰ هزار مورد عبور کرد. نتیجه این دو روند متضاد، افزایش بی‌سابقه نسبت طلاق به ازدواج بود که در برخی سال‌ها به بالای ۳۰ درصد رسید.

    در دهه ۱۴۰۰ نیز این وضعیت ادامه یافت. ازدواج‌ها همچنان در مسیر نزولی حرکت کردند و به کمتر از ۴۷۰ هزار مورد رسیدند، در حالی که طلاق‌ها با ثباتی نسبی در سطح ۲۰۰ هزار مورد باقی ماندند. این ترکیب موجب شد نسبت طلاق به ازدواج به رکورد تاریخی ۴۲ درصد برسد. به زبان ساده، اگر در دهه ۱۳۶۰ از هر ۱۲ ازدواج یک طلاق ثبت می‌شد، در دهه ۱۴۰۰ به ازای هر دو و نیم ازدواج یک طلاق رخ داده است.

    این تحولات نشان می‌دهد ساختار خانواده ایرانی طی چهار دهه دستخوش تغییراتی اساسی شده است. از خانواده‌های گسترده و پرجمعیت دهه‌های نخست انقلاب، اکنون به خانواده‌هایی رسیده‌ایم که تشکیل آن دشوارتر شده و پایداری کمتری دارند.

    افزایش ۶ برابری نسبت طلاق به ازدواج از ابتدای انقلاب/ از ۷ طلاق به ازای ۱۰۰ ازدواج در سال ۵۸، به ۴۰ طلاق رسیده‌ایم

    پیامد‌ها و ضرورت‌های سیاست‌گذاری

    افزایش ۵.۸ برابری نسبت طلاق به ازدواج تنها یک آمار ساده نیست، بلکه نشانه‌ای از تحولی عمیق در جامعه است. این روند پیامد‌های گسترده‌ای بر جمعیت، اقتصاد و ساختار اجتماعی کشور خواهد داشت. کاهش ازدواج و فرزندآوری، به همراه افزایش طلاق، موجب کاهش نرخ باروری و تسریع روند پیرشدن جمعیت خواهد شد. این موضوع بار سنگینی بر دوش نظام‌های بازنشستگی، سلامت و تأمین اجتماعی خواهد گذاشت.

    از سوی دیگر، افزایش طلاق پیامد‌های مستقیمی بر خانواده‌ها و کودکان دارد. افزایش خانوار‌های تک‌سرپرست، مشکلات روانی و اجتماعی برای فرزندان، و فشار‌های اقتصادی بر زنان سرپرست خانوار از جمله آثار قابل توجه این روند است. همزمان، کاهش ازدواج به معنای افزایش سن تجرد قطعی، تأخیر در تشکیل خانواده و تغییر در الگوی زندگی نسل‌های جدید است.

    برای مواجهه با این وضعیت، سیاست‌گذاری جامع و میان‌دستگاهی ضروری است. در حوزه اقتصادی، باید شرایطی فراهم شود که هزینه‌های تشکیل خانواده و فرزندآوری کاهش یابد. کنترل تورم، ایجاد امید به آینده، حمایت‌های معیشتی، دسترسی آسان‌تر به مسکن و اشتغال پایدار می‌تواند انگیزه ازدواج را تقویت کند. در حوزه فرهنگی و اجتماعی نیز لازم است نهاد‌های آموزشی و رسانه‌ای نقش فعال‌تری در ترویج فرهنگ خانواده و مهارت‌های زندگی مشترک ایفا کنند.

    همچنین، ایجاد سازوکار‌های حمایتی برای زوج‌های در معرض طلاق اهمیت ویژه‌ای دارد. ارائه خدمات مشاوره‌ای، تسهیل دسترسی به مراکز حل اختلاف و میانجی‌گری می‌تواند از فروپاشی بسیاری از خانواده‌ها جلوگیری کند. در کنار این اقدامات، بازنگری در قوانین و مقررات مرتبط با ازدواج و طلاق و انطباق آن با شرایط امروز جامعه نیز می‌تواند نقش مؤثری در مدیریت این روند داشته باشد.

    به طور کلی، آمار‌های ازدواج و طلاق طی ۴۵ سال گذشته زنگ هشداری جدی برای سیاست‌گذاران است. اگر در سال ۱۳۵۸ تنها از هر ۱۵ ازدواج یک طلاق ثبت می‌شد، امروز از هر ۲.۵ ازدواج یک طلاق رخ می‌دهد. ادامه این روند می‌تواند ساختار اجتماعی و جمعیتی کشور را با چالش‌های جدی مواجه کند. بنابراین، اتخاذ سیاست‌های جامع، واقع‌بینانه و بلندمدت برای حمایت از خانواده و مدیریت تحولات جمعیتی ضرورتی انکارناپذیر است.

  • قوانین جدید برای طلاق در راه است؟ /  سالاری: به دنبال «واگذاری حق طلاق به زنان» در صورت‌ عدم پرداخت مهریه به آن‌ها هستیم

    قوانین جدید برای طلاق در راه است؟ / سالاری: به دنبال «واگذاری حق طلاق به زنان» در صورت‌ عدم پرداخت مهریه به آن‌ها هستیم

    به گزارش اقتصادران، «عثمان سالاری» نایب رئیس دوم کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره حذف قانون حبس از محکومان مهریه گفت: این موضوع هنوز قطعی نشده است؛ اقداماتی انجام شده و قرار است مجازات‌های جایگزین لحاظ گردد؛ یعنی به‌جای حبس فرد، مثلاً از پابند الکترونیکی استفاده شود.اما هنوز جمع‌بندی و نتیجه‌گیری نهایی انجام نشده است.

    سالاری درباره خبر تصویب قانون جدید مهریه و محدودیت تعداد سکه‌ به ۱۴ عدد گفت: این در حیطه اختیارات کمیسیون نیست. تعیین مهریه موکول و متوقف به تراضی و توافق زوجین است. مجلس نمی‌تواند بگوید شما حق ندارید بیشتر از آن توافق کنید.

    سالاری توضیح داد: مجلس می‌گوید اگر کسی مهریه‌اش را مطالبه کرد، همسر او به زندان نیفتد؛ زیرا اگر یک شب را هم در زندان بگذراند، به بنیان و اساس خانواده صدمه و لطمه وارد می‌گردد و خانواده از هم فرو می‌پاشد. ما راجع به سقف مهریه و تعداد سکه زیاد ورود نخواهیم کرد.

    او تأکید کرد: اینکه بگویند تصمیم کمیسیون قضایی این است، زوجین فقط مهریه را تا سقف چهارده عدد تعیین کنند، چنین خبری از اساس و بنیان کذب است.

    نائب رئیس دوم کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: اگر قرار باشد حبس‌زدایی کنیم و اگر کسی ازدواج کرد و بعد نتوانست مهریه خانم را تودیع و خود را بریء الذمه کند، باید حقی هم به بانوان داده شود که بتوانند در ازای این اگر ظرف مدتی همسرشان این تمکن را نداشت و یا نخواست پرداخت کند، حق طلاق برایشان منظور شود. دنبال این هستیم که چنین چیزی هم لحاظ شود.

    سالاری توضیح داد: یعنی اگر بنا است تصمیمی در کمیسیون اتخاذ شود که بعد هم در مجلس به‌عنوان قانون مطرح گردد و بقیه موافقت کنند، باید حقوق مسلم و مفروض عرفی و شرعی و قانونی طرفین لحاظ شود و یک‌طرفه نباشد.