برچسب: صنعت دارو

  • شوک جنگ به صنعت دارو

    شوک جنگ به صنعت دارو

    به گزارش اقتصادران، در سال ۱۴۰۴، رکود صنعت نسبت به سال ۱۴۰۳ رکورد زد . در تمام سال گذشته صنعت در وضعیت رکود قرار داشت. مرور شامخ فروردین تا بهمن ماه ۱۴۰۴ به خوبی نشان می‌دهد، وضعیت کسب و کارها در تمام مدت مورد اشاره به دلیل نوسانات شدید افزایشی نرخ ارز و شرایط قیمتی بی‌ثبات عملا نتوانستند برنامه‌ریزی برای خرید نهاده‌های مورد نظر داشته باشند . وضعیتی که هر ماه تشدید می‌شد. مقاطعی که اینترنت با خاموشی مواجه شد، این وضعیت بدتر شد. در آن مقاطع امکان برقراری ارتباط برای خرید مواد اولیه و ثبت سفارش خارجی و مشتریان جهت صادرات وجود نداشت.

    گذشته از اینکه به گفته فعالان اقتصادی کمبود و افزایش شدید قیمت مواد اولیه و نهاده‌های تولید ادامه تولید را برای صنایع سخت کرده بود. در این فضا به‌طور مستمر کسب و کارها با چالش، مقررات خلق‌الساعه روبه‌رو بودند. به‌طوری که مدت‌ها چالش‌ها  و  ارایه قوانین خلق‌الساعه پی در پی و به دنبال آن تداوم رکود تورمی باعث شده حتی شرکت‌هایی که سال‌ها بدون دریافت تسهیلات و با تلاش کارخانه خود را سرپا نگه داشته بودند، برای تامین هزینه‌های جاری خود و حتی پرداخت حقوق و دستمزد نیز با کمبود نقدینگی مواجه باشند. رویدادی که خود عاملی برای تعدیل سنگین نیروی انسانی بود. این تعدیل گاهی ناشی از ورشکستگی شرکت‌ها بود و گاهی برای عدم پوشش همه نیروها.

    این شرایط بخشی از چالش‌های فعالان اقتصادی در آن مقاطع بود. چالش‌هایی که با جنگ تقویت شد. بحران‌های که همه صنایع را به ‌شدت تضعیف کرده. یکی از صنایعی که به دنبال شرایط کنونی به ‌شدت تضعیف شده، صنعت دارو است. این موضوع را گزارش جدید اتاق بازرگانی تهران پیرامون آثار جنگ بر صنعت دارو منتشر و به خوبی نشان می‌دهد.

    پاشنه آشیل صنعت دارو

    بررسی میزان وابستگی‌های صنعت دارو به سه بخش «صنایع شیمیایی»، «زنجیره بسته‌بندی و لجستیک» و «واردات مواد اولیه و مواد نهایی» نشان می‌دهد بخشی از پاشنه آشیل صنعت دارو در شرایط کنونی این سه بخش هستند.  وابستگی به صنایع شیمیایی: بخش تولید مواد شیمیایی با ضریب ۰.۲۲۳ قوی‌ترین پیوند پیشین را با صنعت دارو دارد. این عدد به این معناست که برای تولید هر واحد محصول دارویی در ایران، بیش از ۲۲ درصد از کل نهاده‌های واسطه‌ای به‌طور مستقیم از صنایع شیمیایی تامین می‌شود. این میزان وابستگی نشان می‌دهد که صنعت دارو به ‌شدت نسبت به محصولات بخش پتروشیمی و صنایع شیمیایی پایه حساس است و هرگونه اختلال در تولید مواد اولیه شیمیایی می‌تواند مستقیما به کاهش تولید یا افزایش بهای تمام شده دارو منجر شود.  زنجیره بسته‌بندی و لجستیک: پیوندهای پیشین با بخش‌های لاستیک و پلاستیک ۰.۰۵۴۸ و کاغذ و فرآورده‌های کاغذی ۰.۰۴۸۱در رتبه‌های دوم و سوم اهمیت قرار دارند. این موضوع بیانگر آن است که صنعت دارو علاوه بر مواد موثره، وابستگی بالایی به صنایع جانبی برای بسته‌بندی استاندارد مانند بلیسترها، پوکه‌ها و جعبه‌های مقوایی دارد.

    همچنین ضریب بخش عمده‌فروشی و خرده‌فروشی ۰.۰۳۹۶ و حمل‌ونقل جاده‌ای بار ۰.۰۱۴۷ نشان‌دهنده اهمیت فرآیندهای بازرگانی و انتقال فیزیکی نهاده‌ها در این زنجیره است.  تولیدات داخلی صنعت دارو: ضریب ۰.۰۲۸ برای خود صنعت دارو نشان‌دهنده وجود پیوندهای داخلی است یعنی واحدهای داروسازی برای تکمیل فرآیند تولید خود، محصولات واسطه‌ای و نیمه‌ساخته را از دیگر شرکت‌های دارویی داخل کشور خریداری می‌کنند که نشان از شکل‌گیری یک زنجیره ارزش داخلی در این صنعت دارد. این نتایج ضرورت وضعیت آماده‌باش، آرایش جنگی و هماهنگی در بدنه دولت را نشان می‌دهد، چراکه ناهماهنگی در بخش‌های نامبرده شده، کل زنجیره را تهدید می‌کند. به عنوان مثال عدم تخصیص ارز یا ترخیص نشدن مواد اولیه از گمرک به معنای توقف یا اختلال در تولید خواهد بود. علاوه بر این، افزایش روزانه قیمت اقلام نیز ناشی از همین پیوندهاست. وقتی نرخ ارز تک نرخی می‌شود، تورم از صنایع بالادستی مانند پتروشیمی و مواد بسته‌بندی از طریق همین ضرایب به بخش دارو منتقل شده و به دلیل قیمت‌گذاری دستوری، منجر به کمبود نقدینگی و خطر توقف خطوط تولید می‌شود.

    خطر در کمین تجارت دارو

    طبق گزارش کارشناسان اتاق بازرگانی تهران، تجارت بین‌المللی در زنجیره ارزش دارو، عمدتا به مواد اولیه، حلال‌های استراتژیک و حد واسطه‌ای تولید از سویی و از سوی دیگر مربوط به فرآورده‌های دارویی نهایی، واکسن‌ها و آنتی‌سرم‌ها می‌شود. تحلیل سبد صادراتی ایران نشان می‌دهد، در سال ۲۰۲۳ (سال ۲۰۲۳ به عنوان جدیدترین سالی که اقلام قطعی آن منتشر شده است) صادرات ایران به ‌شدت تحت تاثیر محصولات پایه پتروشیمی است. محصولاتی مانند متانول با ارزش بیش از ۲ میلیارد دلار و اتیلن گلیکول با ارزش ۴۵۲ میلیون دلار در صدر قرار دارند.

    نکته نگران‌کننده، وابستگی ۸۳ تا ۱۰۰ درصدی این اقلام به بازار چین است که ریسک تمرکز جغرافیایی بالایی را در زمان بحران نشان می‌دهد.  واردات دارو نقاط آسیب‌پذیر زنجیره ارزش را نشان می‌دهد، چراکه تولید داخلی دارو بدون واردات مستمر برخی نهاده‌های کلیدی امکان‌پذیر نیست. در حوزه مواد اولیه، وابستگی شدید به واردات آنتی‌بیوتیک‌ها و ویتامین‌ها وجود دارد. واردات ۱۲۳ میلیون دلاری سایر آنتی‌بیوتیک‌ها که بیش از ۶۰ درصد آن مستقیما از چین تامین می‌شود، نشان‌دهنده این است که اختلال در روابط تجاری با چین یا انسداد مسیرهای دریایی، تولید آنتی‌بیوتیک در داخل را با خطر مواجه می‌کند. همچنین اقلامی مانند متیونین و ایزوسیانات‌ها با وابستگی شدید به مبدا امارات، نقاط حساس زنجیره هستند.

    در حوزه داروهای نهایی، واردات ۴۴۵ میلیون دلاری داروهای خرده‌فروشی در صدر قرار دارد.  هزینه‌های حمل‌ونقل به دلیل دور زدن مسیرهای سنتی و استفاده از بنادر جایگزین نظیر عمان و چابهار افزایش یافته است. علاوه بر این اکنون با شوک تک نرخی شدن ارز و دشواری در حواله‌کرد مبالغ، نقدینگی شرکت‌ها را با مشکل مواجه کرده است. در این میان بررسی ساختار صادراتی نشان می‌دهد، ساختار صادراتی به سمت فرآورده‌های با ارزش افزوده بالاتر است. آنتی‌سرم‌ها و فرآورده‌های خونی با ۵۸ میلیون دلار صادرات، موفق‌ترین کالاهای دارویی ایران در بازارهای جهانی بوده‌اند. سایر داروهای خرده‌فروشی نیز عمدتا به کشورهای منطقه مانند سوریه، افغانستان و عراق صادر شده‌اند. این نشان می‌دهد که توان صادراتی دارو در ایران، با وجود پیشرفت‌های تکنولوژیک، همچنان در مرزهای بازارهای سنتی منطقه باقی مانده است. در ضمن تمرکز بالای صادرات بر چین و هند، ضرورت تنوع‌بخشی مقاصد صادراتی را دوچندان کرده است. همچنین لازم است منابع محدود ارزی به سمت تامینAPI‌های ضروری هدایت شود.

    شوک جنگ

    طبق داده‌های اتاق بازرگانی تهران، در جنگ اخیر توان مهندسی و تجهیزات صنعت مورد آسیب جدی قرار گرفت. بر اثر جنگ، شرکت‌هایی که سازنده تجهیزات مورد استفاده در خطوط تولید صنایع داروسازی بودند، تخریب شدند. این آسیب بر توان داخلی بازسازی و نوسازی خطوط تولید مواد موثره دارویی اثرگذار شد. علاوه بر این، تخریب شرکت‌های تحقیق و توسعه و تولید برخی مواد موثره با فناوری بالا نیز بر تولید این داروها اثرگذار بود. البته میزان اثرگذاری تخریب‌های این مراکز هنوز مشخص نیست.

    داده‌های موجود نشان می‌دهد، در این مدت برخی کارخانه‌ها مثل کارخانه‌های تولید محصولات استریل و سرم آسیب ندیدند. اما تخریب سایر واحدهایی که این بخش‌ها به آنها وابسته بودند، منجر شده است تولید فرآورده‌های تزریقی و سرم تحت تاثیر قرار بگیرد.

    در میان واحدهایی که در دوران جنگ آسیب دیدند، مراکز پخش و انبارها نیز بودند. این گذشته از آسیب مالی و آسیب جانی بود که به این بخش‌ها تحمیل شد.

    تحلیلگران معاونت اقتصادی اتاق تهران معتقدند با آغاز جنگ در اسفندماه، برنامه‌های استراتژیک مبتنی بر قانون هفتم توسعه از جمله ذخیره‌سازی استراتژیک موقتا متوقف شد. در مقابل اولویت نظام سلامت، توزیع دارو و تامین فوری اقلام اورژانسی شد. شرایط کلان سال جدید نیز افزایش هزینه‌های همه نهاده‌های تولید از مواد اولیه تا هزینه‌های دستمزد را می‌طلبد. بر همین اساس برآورد فعالان صنعت دارو پس از ایام عید نشان می‌دهد جز حقوق و دستمزد، هزینه‌های تولید بیش از ۱۴۰ درصد رشد دارد. این موضوع به دلیل آزادسازی نرخ ارز نهاده‌ها از جمله مواد شیمیایی و بسته‌بندی، از ارز ترجیحی به ارز مبادله‌ای است. در چنین شرایطی عدم تغییر شیوه قیمت‌گذاری دارو، انگیزه تولید را از بین برده و خواهد برد و ممکن است خطوط تولیدی که قادر به پوشش هزینه‌های سربار خود نباشند، به ناچار تعطیل شوند.

    توصیه‌های سیاستی

    تحلیلگران اتاق بازرگانی تهران برای رفع چالش کنونی صنعت دارو چند پیشنهاد سیاستی و فنی دارند. طبق اظهارات آنها، بررسی چالش‌های زنجیره ارزش دارو و شوک‌های وارد آمده به آن در جنگ نشان می‌دهد در بدنه ستادی دولت ناهماهنگی وجود دارد و دولت فاقد آرایش جنگی در سازمان‌های متولی دارو است. بر این اساس پیشنهاد می‌شود در سازمان غذا و دارو یا وزارت بهداشت مدیریت بحران جنگ به صورت واحد انجام شود و تصمیم‌گیری‌ها فراتر از بروکراسی زمان صلح باشد. این مدیر باید قدرت تصمیم‌گیری لحظه‌ای داشته باشد و بتواند ناهماهنگی بین دستگاه‌هایی نظیر بانک مرکزی، گمرک و وزارت صمت را رفع کند. پیشنهاد دیگر، اصلاح فوری نظام قیمت‌گذاری است، چراکه صنعت دارو نمی‌تواند با تورم بالای ۵۰ درصد در نهاده‌ها و افزایش بیش از ۱۴۰ درصدی هزینه‌ها، با مدل‌های قبلی قیمت‌گذاری به تولید ادامه دهد.

    اتاق تهران پیشنهاد می‌دهد اجرای قیمت‌گذاری در دو مرحله اصلاح شود؛ نخست، جبران تورم و هزینه‌های اعمال نشده سال گذشته و دوم، پوشش هزینه‌های تولید فعلی بر اساس نرخ‌های جدید ارز و دستمزد. همچنین لازم است برای کالاهایی که ارز ترجیحی دریافت نمی‌کنند، قیمت‌گذاری آزاد شود. پیشنهاد دیگر پیرامون ارایه تسهیلات ارزی و گمرکی است. به عنوان نمونه پذیرش برات اسنادی بدون تعهد بانکی است. برای کالاهایی که ارز آنها توسط خود شرکت بدون انتقال ارز تامین می‌شود، گمرک و سازمان غذا و دارو باید اجازه ترخیص فوری با حداقل اسناد و بدون نیاز به کدهای ساتا یا سپرده‌گذاری بانکی صادر کنند. فعالان اقتصادی خواستار پذیرش برات اسنادی مدت‌دار بدون تعهد سیستم بانکی هستند تا نقدینگی ریالی آنها در بانک‌ها حبس نشود.

    همچنین تسهیل مسیرهای لجستیکی جدید از طریق عمان، چابهار و کریدور ریلی آسیا میانه به جای هاب مسدود شده امارات ضروری است. علاوه بر این، پیشنهاد می‌شود دولت و بانک مرکزی به منظور کاهش نیاز شرکت‌ها به نقدینگی، اجازه دهند ۱۰ درصد مبلغ ثبت سفارش در ابتدا پرداخت شده و ۹۰ درصد باقیمانده، ۶ ماه بعد و به نرخ زمان تخصیص ارز تسویه شود. اجرای فوری رویه ۱۰-۹۰ توسط بانک مرکزی برای کاهش نیاز شرکت‌های فعال در صنعت دارو به سرمایه در گردش و نقدینگی ضروری است. همچنین با همکاری وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان امور مالیاتی کشور می‌توان با توجه به نزدیک شدن زمان ارایه صورت‌های مالی شرکت‌ها، استمهال ۶ ماهه مالیاتی را برای صنعت دارو با هدف کمک به توان نقدینگی شرکت‌ها پیشنهاد داد.

    برای جلوگیری از تعدیل نیرو در شرایط جنگی، پیشنهاد می‌شود پرداخت حق بیمه سهم کارفرما به سازمان تامین اجتماعی به مدت ۶ ماه به تعویق بیفتد. طبق گزارش اتاق تهران، برآورد فعالان صنعت دارو این است که این اقدام می‌تواند ۲۰ تا ۳۰ درصد از فشار هزینه‌ای شرکت‌ها را کاهش دهد. از سوی دیگر، دولت باید به قید فوریت بدهی دانشگاه‌های علوم پزشکی به صنعت را تسویه کند تا چرخه خرید مواد اولیه متوقف نشود. البته استفاده از ابزارهایی مانند اوراق گام یا تهاتر سهام برای تسویه بدهی فقط در صورتی راهگشاست که قابلیت نقدشوندگی سریع داشته باشد. پیشنهاد می‌شود در زمان اضطرار، پروتکل‌های تولید جنگی ابلاغ شود که شامل تسهیل الزاماتGMP و تعلیق موقت برچسب اصالت باشد تا سرعت رسیدن دارو به بیمار افزایش پیدا کند و به تاخیر نیفتد.

    23

     

  • زخم جنگ بر تن صنعت دارو

    زخم جنگ بر تن صنعت دارو

    به گزارش اقتصادران، یکی از نگرانی‌های مهم در ایام جنگ، نحوه تولید و تامین و توزیع دارو و تجهیزات پزشکی است. از ۹ اسفند و با آغاز حملات هوایی امریکا و اسراییل به کشورمان، اگرچه که مسوولان حوزه سلامت این اطمینان را می‌دادند که هیچ مشکلی در تولید و تامین دارو ایجاد نخواهد شد، اما با هدف قرار گرفتن چند کارخانه داروسازی و انبارهای ذخایر دارو و شیرخشک در برخی شهرها و همچنین انهدام کامل انستیتو پاستور و کارخانه توفیق دارو در حملات هوایی امریکا و اسراییل، این نگرانی افزایش یافت که زنجیره تولید و تامین دارو و تجهیزات پزشکی با مشکل مواجه شود. محمد هاشمی؛ سخنگوی سازمان غذا و دارو، در گفت‌وگو با «اعتماد» می‌گوید که در جنگ رمضان، حدود ۳۰ واحد تولیدی دارو و تجهیزات پزشکی، آسیب‌های جزیی یا کلی دید و به عنوان مثال، یک کارخانه تولید اقلام بیمارستانی و اتاق عمل که در مجاورت اهداف خاص قرار داشت، در حدی دچار آسیب جدی شد که خط تولید این کارخانه به‌ طور موقت متوقف شد.

    هاشمی همچنین می‌گوید که کارخانه‌های دارو و تجهیزات پزشکی نیز تحت‌تاثیر شرایط، خسارت‌هایی متحمل شدند که اقدامات لازم برای بازسازی و احیای ظرفیت تولید در دستور کار قرار گرفت.

    اما علاوه بر خسارات ناشی از حملات هوایی به کارخانه‌های داروسازی و تولید‌کننده تجهیزات پزشکی، نگرانی بابت اختلال در زنجیره تولید و تامین این کالاهای استراتژیک از این جهت رو به افزایش بود که به دلیل شرایط خاص کشور، تمام گذرگاه‌های هوایی ورود کالا به ایران برای حفظ امنیت، مسدود بود و گذرگاه‌های دریایی در شرق، شمال و جنوب کشور هم بارها هدف حملات هوایی امریکا و اسراییل قرار گرفت و بنابراین، تنها مسیر ممکن برای واردات کالاهای حیاتی، مسیر ریلی و زمینی در شمال کشور بود.

    طبق گزارش‌هایی که در ایام جنگ توسط جمعیت هلال‌احمر ارایه شد، از نیمه اسفند و به دنبال افزایش تعداد مجروحان غیرنظامی و آسیب‌های جدی به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، ۱۱ کشور محموله‌های دارو، کمک‌های امدادی، تجهیزات بیمارستانی و مواد غذایی در قالب کمک‌های بشردوستانه و از طریق مسیرهای ریلی و زمینی به ایران فرستادند که این اقلام توسط جمعیت هلال‌احمر تحویل و توزیع شد. سازمان پزشکان بدون مرز و کشورهای ترکیه، ترکمنستان، عراق، چین، هند، روسیه، آذربایجان، ازبکستان، تاجیکستان، ارمنستان و داغستان روسیه در چند نوبت محموله‌های امدادی، دارویی، مواد غذایی، خودروهای سنگین، تجهیزات پزشکی، تجهیزات آوار‌برداری، آمبولانس و اقلام زیستی برای ایران ارسال کردند ولی مسوولان حوزه سلامت، ضمن تقدیر از دولت‌های این کشورها و مردمی که برای هموطنان ایرانی کمک می‌فرستادند، تاکید داشتند که باید همچنان از ظرفیت تولید داخلی استفاده شود، چون حجم آسیب‌های جانی و خسارات مالی در حملات هوایی امریکا و اسراییل، بسیار فراتر از این کمک‌های بشردوستانه است.

    هاشمی البته در گفت‌وگو با «اعتماد» در تشریح وضعی که دست‌اندرکاران تولید و تامین این کالای استراتژیک با آن مواجه بودند، اطمینان می‌دهد که در طول ۴۰ روزی که ایران با جنگ دست و پنجه نرم می‌کرد، خللی در زنجیره تولید و تامین و توزیع دارو و تجهیزات پزشکی ایجاد نشد ولی نکته مهم این است که به‌ طور معمول، در ایام جنگ علاوه بر داروهایی که مصرف معمول گروه‌های متفاوت بیماران هستند، برخی داروها و تجهیزات پزشکی به دلیل افزایش شمار مجروحان جنگی و بستری‌های تروما، پرمصرف‌تر می‌شود. سرم‌های شست و شو و قندی و نمکی، مسکن‌ها، داروهای ضد عفونت، داروهای بیهوشی، انواع ویتامین‌ها، اقلام موردنیاز جراحی‌ها، اقلام موردنیاز در ترمیم شکستگی‌ها و سوختگی‌ها، در ایام جنگ بیشترین مصرف را دارند. مسوولان سازمان غذا و دارو همواره این اطمینان را داده‌اند که ذخایر دارویی به مدت ۶ ماه تامین شده که این ذخیره ۶ ماهه، شامل تمام اقلام و ازجمله پرکاربردترین‌های در ایام جنگ هم می‌شود ولی نکته مهم این است که بودجه و اعتباراتی که برای روند تولید و تامین دارو و تجهیزات پزشکی در لایحه بودجه ۱۴۰۵ پیش‌بینی شد، پیش از شروع جنگ به مجلس ارایه شده بود و شنیده‌های «اعتماد» حاکی از آن است که اعتبار تخصیص یافته به سازمان غذا و دارو برای تامین ذخایر استراتژیک، رقمی معادل تامین ذخایر برای مدت ۳ ماه است. البته رییس سازمان غذا و دارو، هفته قبل در گفت‌وگو با «اعتماد» خبر داد که از روز یکشنبه ۱۶ فروردین، اولین بخش از اعتبارات ارزی و بودجه مورد نیاز تولید و تامین دارو توسط بانک مرکزی تخصیص داده شده و طبق قرار مقرر در سال ۱۴۰۴، ارز اختصاص یافته به دارو، مثل پارسال ارز ترجیحی ۲۸ هزار تومانی خواهد بود.

    هاشمی هم در گفت‌وگو با «اعتماد» درباره وضعیت تولید و تامین دارو در طول جنگ و نحوه مدیریت این وضع باتوجه به تجربه برگرفته از ایام جنگ ۱۲ روزه می‌گوید: «تامین دارو به ‌صورت لحظه‌ای و تحت نظارت مستقیم سازمان غذا و دارو رصد می‌شود و معاونان غذا و داروی دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور نیز به ‌طور مستمر این فرآیند را پیگیری می‌کنند. تاکنون هیچ‌گونه گزارش مبنی بر کمبود شیرخشک، دارو یا تجهیزات پزشکی ثبت نشده است. در روزهای ابتدایی جنگ ۱۲ روزه، جمعیت مواج در شهرهای مهمانپذیر، چالش‌های موقتی در زنجیره تامین دارو، شیرخشک و تجهیزات پزشکی ایجاد کرد ولی با تدابیر اتخاذ شده، وضعیت به سرعت به حالت عادی بازگشت. در این دور از جنگ هم با بهره‌گیری از تجربیات جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، مدیریت هوشمندانه‌ای در تامین اقلام ضروری صورت گرفت و از بروز چالش‌های مشابه جلوگیری شد. تنها مساله قابل اشاره در روز نخست، مربوط به مباحث لجستیکی و ایاب ‌و ذهاب بود که با هماهنگی شرکت‌های پخش، مرتفع شد. در مجموع، تاکنون هیچ گزارش منفی در خصوص تامین دارو، شیرخشک و تجهیزات پزشکی واصل نشده است.»

    سوال «اعتماد» از این کارشناس حوزه سلامت این بود که در این نوبت از جنگ، وضعیت تولید و تامین داروهای استراتژیک شامل اعصاب و روان، انسولین، شیرخشک، داروهای بیماران سرطانی و ام‌اس و قلبی چگونه مدیریت شد آن هم باتوجه به اینکه پیش از آغاز جنگ، گزارش برخی دست‌اندرکاران حوزه سلامت، حاکی از کمبود حدود ۳۰۰ قلم دارو به دلیل مشکلات ناشی از انتقال ارز بود که هاشمی در جواب این سوال می‌گوید: «تعریف سازمان غذا و دارو از مفهوم کمبود دارو مبتنی بر شاخص‌های فنی و آماری دقیق است. در هر کشوری، حتی در شرایط بهینه، امکان بروز کمبودهای مقطعی در برخی اقلام دارویی وجود دارد؛ گاه حتی اصلاح یا به‌روزرسانی خطوط تولید می‌تواند موجب وقفه‌های کوتاه‌مدت در عرضه شود که امری متعارف در نظام‌های دارویی جهانی است. سازمان غذا و دارو به عنوان مرجع رسمی و با دسترسی به آمار مستند، تنها نهاد برای ارایه گزارش دقیق در این حوزه است. گاهی تقاضای بیماران یا پزشکان برای برندهای خارجی داروهایی که نمونه داخلی آنها با کیفیت مطلوب در بازار موجود است، ازسوی برخی به عنوان کمبود تلقی می‌شود درحالی که از منظر فنی و حاکمیتی، کمبودی در عرضه وجود ندارد. انسولین نمونه‌ای از این دسته داروهاست که تولید داخلی آن تامین است، اما ترجیح برخی بیماران برای مصرف برند خارجی، ممکن است چالش‌هایی در دسترسی ایجاد کند. مطابق مقررات جاری، در صورت وجود تولید داخلی با کیفیت مناسب، تجویز نمونه خارجی مشابه نمونه داخلی، ممنوع است.

    در این راستا، لزوم اطلاع‌رسانی شفاف و فرهنگ‌سازی برای همسوسازی انتظارات بیماران و پزشکان با واقعیت‌های نظام تامین دارو، بیش‌ از پیش احساس می‌شود. علاوه بر این، مفهوم کمبود دارو همواره ناظر بر یک قلم خاص نیست؛ بلکه بیانگر میانگین وضعیت اقلام مختلف در بازه‌های زمانی متفاوت است. به عنوان مثال، اعلام کمبود در ۷۰ قلم دارویی به این معناست که به ‌طور میانگین، این تعداد از اقلام ممکن است در مقاطعی با چالش عرضه مواجه شوند؛ درحالی که امروز داروی «الف» تامین می‌شود و فردا داروی «ب» ممکن است به دلیل فرآیندهای گمرکی یا توزیع، با تاخیر موقت همراه باشد. این نوسانات، بخشی از طبیعت پویای زنجیره تامین دارو است.»

    هاشمی می‌افزاید: «پیش از شرایط اخیر، دغدغه‌هایی درخصوص تامین و انتقال ارز دارو مطرح بود که طبیعتا می‌توانست بر روند واردات تاثیرگذار باشد؛ با این ‌حال، در این ایام، با فعال‌سازی کامل ظرفیت‌های تولید داخلی و مدیریت زنجیره تامین، فرآیند توزیع دارو بدون اختلال اساسی ادامه یافت و حتی باتوجه به آسیب‌های وارده به برخی واحدهای تولیدی، خوشبختانه تامین داروهای بیماران خاص (قلبی، سرطانی،‌ ام‌اس و اعصاب و روان) با چالش جدی مواجه نشده، چراکه واحدهای تولیدکننده این داروها که تحت‌تاثیر قرار گرفتند یا ظرفیت تولید محدودی داشتند یا آسیب‌های وارده در حد جزیی بوده و خللی در خطوط اصلی تولید ایجاد نکرده و ظرفیت‌های جایگزین و ذخایر استراتژیک، پایداری عرضه این داروها را تضمین کرده است.»

    نکته دیگری که مسوولان سازمان غذا و دارو باید برای افکار عمومی توضیح داده و نگرانی‌های مرتبط را کاهش دهند، وضعیت واردات مواد اولیه و موثره موردنیاز در خطوط تولید دارو است، چون در ایام جنگ باتوجه به انسداد گذرگاه مرزی و محدودیت واردات انواع کالاها، تامین مواد مورد نیاز کارخانه‌های داروسازی به یک سوال مهم برای مردم تبدیل شده بود و هاشمی در جواب به «اعتماد» می‌گوید: «به ‌لطف سیاستگذاری هوشمندانه در زمینه ذخایر استراتژیک، هیچ‌گونه اختلالی در تامین مواد اولیه و موثره دارویی رخ نداد. این ذخایر، تمامی اقلام ضروری ازجمله مواد اولیه و موثره را پوشش می‌دهد. در حال حاضر، فرآیند تولید دارو از حیث دسترسی به مواد اولیه با چالش مواجه نیست، چراکه حتی در شرایط ویژه، مسیرهای جایگزین و تمهیدات لازم برای تامین پایدار مواد اولیه پیش‌بینی و اجرا شده است.»

    ارسال کمک‌های اهدایی دارویی، پزشکی و امدادی در ایام جنگ از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۷ فروردین ۱۴۰۵:

    سازمان پزشکان بدون مرز، کشورهای ازبکستان، تاجیکستان، داغستان، ارمنستان، ترکمنستان، روسیه، عراق، چین، هند و ترکیه برای هموطنان ایران محموله‌های بشردوستانه فرستادند.

    جمهوری آذربایجان: سه محموله اهدایی با ۱۸ تریلی شامل مواد غذایی، دارو، تجهیزات پزشکی، آرد، برنج، آب آشامیدنی، روغن و چای

    عراق: دو محموله در قالب بیش از ۳۰ تریلی با فتوای آیت‌الله سیستانی و ارسالی از طرف مردم عراق و حرم حسینی شامل آمبولانس، خودروهای امدادی، تجهیزات پزشکی، تجهیزات آواربرداری، اقلام زیستی

    چین: دو محموله از طرف اتاق بازرگانی جنوب چین و ایرانیان مقیم در جنوب این کشور شامل خودروهای سنگین و تجهیزات امدادی

    داغستان: ۱۴۰ تن مواد غذایی

    سازمان پزشکان بدون مرز: اقلام دارویی

    روسیه: دو محموله با وزن بیش از ۳۳۰ تن شامل دارو، تجهیزات پزشکی اضطراری از جمله کیت‌های کمک‌های اولیه

    هند: دو محموله شامل دارو و تجهیزات پزشکی

    ترکمنستان: دارو و تجهیزات پزشکی موردنیاز مجروحان در بیمارستان‌ها

    ترکیه: سه محموله تجهیزات پزشکی

  • صنعت دارو در روزهای جنگ

    صنعت دارو در روزهای جنگ

    به گزارش اقتصادران، محمد عبده‌زاده رئیس کمیسیون اقتصاد سلامت اتاق تهران با بیان اینکه خطوط تولید دارو به‌صورت مستمر فعال نگه داشته شده است، گفت: هر زمان که وزارت بهداشت، کمبود یک داروی خاص را اعلام کند، تولیدکنندگان، تولید این دارو را در اولویت قرار می‎دهند تا کمبودی ایجاد نشود.

    بر اساس اعلام اتاق تهران، وی با اشاره به پیگیری‎های صورت گرفته از سوی اتاق تهران برای پرداخت مطالبات معوق صنعت دارو و حفظ امنیت دارویی کشور توضیح داد: بر اساس پیگیری‌های صورت گرفته مقرر شد که بخش عمده مطالبات تا پایان سال به شکل نقدی یا اوراق پرداخت شود.

    رئیس کمیسیون اقتصاد سلامت اتاق تهران در ادامه درباره وضعیت تامین دارو در کشور گفت: در حال حاضر شرکت‌ها بر اساس موجودی مواد اولیه و ذخایر فعلی خود برای تولید برنامه‌ریزی می‌کنند و به جز کمبودهای قدیمی، کمبود جدی جدیدی در حوزه دارو مشاهده نشده‎است.

    عبده‌زاده با اشاره به حساسیت حوزه سلامت کشور گفت: موضوع دارو و درمان مستقیما با جان مردم مرتبط است و به همین دلیل این بخش هیچ‌گاه تعطیل‌بردار و قابل تعلل نیست. حتی در شرایط دشوار نیز کارخانجات دارویی و شرکت‌های پخش تلاش کرده‌اند چرخه تولید و توزیع متوقف نشود. داروخانه‌های منتخب به‌صورت شبانه‌روزی کشیک هستند و شرکت‌های پخش نیز به شکل ۲۴ ساعته فعالیت می‌کنند. همچنین کارخانه‌های داروسازی نیز با حداکثر توان در حال تولید هستند و تلاش می‌کنند که مردم با کمبود دارو مواجه نشوند.

  • تیغ حذف ارز ترجیحی زیر گلوی صنعت دارو

    تیغ حذف ارز ترجیحی زیر گلوی صنعت دارو

    به گزارش اقتصادران، سیاست حذف ارز ترجیحی اگرچه با هدف شفاف‌سازی و جلوگیری از رانت اتخاذ شد، اما پیامدهای آن به‌طور مستقیم در صنعت دارو و زندگی بیماران در حال نمایان شدن است. هزینه واردات دارو و مواد اولیه افزایش قابل توجهی پیدا کرده و فشار مضاعفی را بر تولیدکنندگان، داروخانه‌ها و مصرف‌کنندگان نهایی تحمیل کرده است.
    در حالی‌ که مسئولان حوزه سلامت و بودجه تأکید دارند ارز ترجیحی دارو به‌صورت رسمی حذف نشده و در صورت هرگونه تغییر، قرار است هزینه‌ها از مسیر بیمه‌ها جبران شود، شواهد بازار دارو و گزارش‌های میدانی روایت متفاوتی را نشان می‌دهد. فعالان این حوزه از افزایش محسوس قیمت بسیاری از اقلام دارویی و بروز کمبود در ده‌ها قلم داروی پرمصرف خبر می‌دهند؛ موضوعی که بیماران را ناچار به جست‌وجوی مکرر دارو در داروخانه‌های مختلف کرده است.

     گروه اقتصاد و مدیریت دارو در دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران نیز از احتمال افزایش ۳۰۰ درصدی قیمت دارو و کالاهای پزشکی خبر داده و می‌نویسد: از جمله پیامدهای مهم این سیاست، افزایش قیمت مصرف‌کننده تا ۳۰۰ درصد در برخی گروه‌های دارویی و تجهیزات پزشکی مصرفی و افزایش بار مالی بر بیماران و خانواده‌ها است. همچنین، رشد چندبرابری قیمت تجهیزات سرمایه‌ای و تأخیر در پرداخت سهم ارز و بیمه، مشکلات تأمین مالی مراکز ارائه‌دهنده خدمات سلامت از جمله داروخانه‌های سرپایی و بستری، بخش‌های رادیولوژی، آزمایشگاه‌ها و بیمارستان‌ها را تشدید کرده است.

    بدهکاری و کاهش سقف تعهدات بیمه بیماران را مستاصل کرده است

    یکی از بازنشستگان تحت پوشش بیمه خدمات درمانی به جهان صنعت نیوز می‌گوید: تابستان برای انجام ام‌آر‌آی به بیمارستان دولتی مراجعه کردم و ۵ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان پرداخت کردم. الان که در بهمن ماه هستیم هنوز بیمه پول را پرداخت نکرده و جالب اینکه وقتی برای ادامه درمان و انجام ام‌آر‌آی مجدد رفتم، گفتند سقف بیمه‌تان پر شده و دیگر نمی‌توانیم مبلغی پرداخت کنیم. از این به بعد باید هزینه درمان را آزاد پرداخت کنید. این تنها مشکل من نیست و بسیاری از آشنایانم با تاخیرهای چند ماهه موفق شده‌اند مبالغ پرداختی را از بیمه‌هایشان بگیرند.

    افزایش چشمگیر قیمت دارو (بین ۷ تا ۱۰ برابر برای برخی اقلام ضروری) و کاهش سقف تعهد بیمه‌ها فشار مالی مضاعفی بر دوش خانواده‌ها وارد کرده و باعث شده است بسیاری از افراد از ادامه روند درمان خودداری کرده و یا به درمان‌های بی‌کیفیت جایگزین مانند طب سنتی روی بیاورند.

    پیشتر، دکتر نریمان صدری، فعال صنعت دارو و سلامت با اشاره به ظرفیت‌های این صنعت در ایران و تاثیرگذاری آن بر تولید ناخالص داخلی به جهان صنعت نیوز گفته بود:

    ۱۰ درصد از کل تولید ناخالص جهان، در حوزه سلامت هزینه می‌شود و ۲۰ درصد کل این هزینه فقط در کشور آمریکا صرف می‌شود. چین و هند نیز به خاطر جمعیت زیاد، در رتبه‌های بعدی قرار دارند. تولید ناخالص داخلی ایران حدود ۴۰۰ میلیارد دلار است که حدود کمتر از ۷ درصد این عدد در حوزه سلامت خرج می‌شود. به طور کلی از میانگین کل دنیا پایین‌تر و از میانگین کشورهای در حال توسعه بالاتر هستیم. در حال حاضر، دولت ایران بخش بزرگی از بودجه را به بخش سلامت اختصاص داده است. در ایران تلاش شده با ارزان کردن دارو، این صنعت کوچک نگه داشته شود. تقریبا ۴.۵ میلیارد دلار ارزش صنعت دارویی ما است که نصف ارزش صنعت دارو در کشور ترکیه است. به دلیل همین ارزانی، دورریز دارو نیز زیاد است و پزشکان نیز در مقیاس زیاد دارو تجویز می‌کنند.

    سالمندی جمعیت و افزایش نیاز به دارو در کمین است

    اگر شخصی بخواهد در ایران وارد صنعت پزشکی به خصوص صنعت دارو شود، با صنعتی روبه‌رو است که قیمت‌ها در آن به شدت کنترل می‌شوند. قیمت، تامین و نیاز دارو همگی تحت کنترل دولت است و قیمت دارو توسط دولت در پایین‌ترین حد جهانی نگه داشته شده است. همانطور که می‌دانید، ایران عضو سازمان WTO نیست و به همین دلیل امکان دستکاری در بازار دارو به راحتی وجود دارد. هم‌چنین تولید دارو از روی نمونه‌های ساخته شده نیز ساده‌تر است. ۸۵ درصد کل دارو در ایران تولید می‌شود و ۱۵ درصد باقی‌مانده نیز وارد می‌شود.

    تحریم و صنعت دارو

    صنعت سلامت ایران فرصت‌های زیادی در اختیار دارد؛ نمایندگان شرکت‌های بزرگ دارویی دنیا در ایران شعبه داشته‌اند اما اکنون به دلیل شرایط تحریمی می‌توان با بنکداران بزرگ بین‌المللی کار کرد و داروی مورد نیاز را تامین کرد. فرصت دیگر، در اختیار گرفتن شرکت‌های کوچک و متوسط در سایر کشورها است که از رده خارج شده‌اند، اما در ایران هم‌چنان کارکرد دارند. در صنعت پلاسما نیز فرصت‌هایی برای ایران وجود دارد زیرا ما جزو معدود کشورهایی هستیم که صنعت پلاسمای خصوصی داریم. به دلیل طبیعت چهار فصل و پوشش گیاهی مناسب ایران، صنعت داروهای گیاهی نیز می‌تواند فرصت‌ها و ظرفیت‌های خوبی ایجاد کند.

  • سرنوشت صنعت دارو پس از حذف ارز ترجیحی

    سرنوشت صنعت دارو پس از حذف ارز ترجیحی

    به گزارش اقتصادران، سیاوش افتخاری فعال صنعت دارو نوشت: حذف ارز ترجیحی دارو در بودجه ۱۴۰۵ اگر صرف به‌مثابه تغییر یک نرخ در سامانه‌های ارزی دیده شود صورت پرسمان را کوچک کرده‌ایم. در صنعت داروی ایران آنچه رخ می‌دهد افزون‌بر «گرانی ورودی» رخداد جابه‌جایی محل حمایت است.

    ضربه اصلی حذف ارز ترجیحی از مسیر نقدینگی و سرمایه در گردش وارد می‌شود. وقتی ارز ارزان در مبدأ حذف می‌شود، شرکت‌ها باید برای همان مقدار ماده اولیه یا محصول، ریال بیشتری جلوتر پرداخت کنند در حالی که دریافت جبران از بیمه یا دولت قطعی با وقفه بسیار طولانی همراه است. همین فاصله زمانی در زنجیره‌ای که از تولیدکننده تا پخش و داروخانه کشیده شده، مثل اسید عمل می‌کند. سرمایه در گردش قفل می‌شود، نیاز به تسهیلات بالا می‌رود، هزینه مالی سنگین‌تر می‌شود و حلقه‌های شکننده‌تر به‌ویژه شرکت‌های پخش و داروخانه‌ها توان تحملشان را از دست می‌دهند.

    در چنین وضعی حتی اگر در انتهای سال جبران به شکل حسابداری انجام شده باشد ممکن است صنعت در میانه مسیر از نفس افتاده باشد و عرضه کاهش یافته باشد. اقتصاد تحریمی این شکاف را عمیق‌تر می‌کند؛ زیرا هزینه‌های مبادله، کارمزدها، ریسک‌های نقل‌وانتقال و زمان تأمین بالا است. در ایران، گاهی به‌موقع‌بودن تخصیص و تأمین از خود عدد نرخ ارز تعیین‌کننده‌تر است؛ چون نرخ هرقدر هم بالا باشد اگر قابل پیش‌بینی و مستمر باشد می‌توان برایش قیمت و قرارداد ساخت؛ اما بی‌قطعیتی تأمین برنامه را می‌سوزاند و زنجیره را به رفتارهای دفاعی سوق می‌دهد. انبار کردن، کاهش تنوع، فروش نقدی و عقب‌نشینی از اقلام حساس.

    از حیث ساخت هزینه نیز باید واقع‌بین بود. داروهای وارداتی و اقلام های‌تک بیشترین وزن ارزی را دارند و طبیعی است که به تغییر نرخ تأمین ارز حساس‌ترند. تولید داخل هم الزاما کم‌ارز نیست؛ مواد مؤثره، بخش‌هایی از مواد جانبی، قطعات و ماشین‌آلات، برخی اقلام بسته‌بندی و حتی خدمات فنی و استاندارد، مستقیم یا غیرمستقیم به ارز گره خورده‌اند. پس حذف ارز ترجیحی می‌تواند بهای تمام‌شده تولید داخل را نیز بالا ببرد با این تفاوت که تولید داخل زیر سقف قیمت‌گذاری دستوری، دیرتر و کمتر امکان اصلاح قیمت دارد و بنابراین بیشتر در معرض کاهش عرضه قرار می‌گیرد. اگر جبران بیمه‌ای ناقص یا دیرهنگام باشد، سیاستی که قرار بوده بار را از دوش بیمار بردارد، ناخواسته تولیدکننده را در تنگنای نقدینگی می‌گذارد و بیمار را با کمبود روبه‌رو می‌کند و کمبود، خودْ موتور گرانی است.

    برای پاسخ به اینکه تا چه میزان بازار با افزایش قیمت همراه می‌شود، باید میان افزایش قیمت رسمی و افزایش پرداخت واقعی مردم تفکیک گذاشت. قیمت رسمی ممکن است با تأخیر و به‌صورت مرحله‌ای بالا برود؛ اما پرداخت واقعی مردم تابع پوشش بیمه، سرعت تسویه بیمه با داروخانه و پخش، توان داروخانه در ادامه فروش اعتباری و مهم‌تر از همه وضعیت موجودی است.

    اگر جبران بیمه‌ای کامل و به‌موقع اجرا شود، افزایش پرداخت از جیب می‌تواند کنترل‌پذیر بماند و بیشتر به تورم عمومی و اصلاحات دوره‌ای محدود شود. اما در سناریوی محتمل‌تر ایران یعنی جبران ناقص یا دارای وقفه اثر ترکیبی افزایش هزینه ارزی، هزینه مالی ناشی از قفل شدن سرمایه در گردش و اختلال عرضه باعث می‌شود قیمت مؤثر در بازار از قیمت رسمی جلو بزند. در این سناریو برای بسیاری از داروهای تولید داخل با سهم ارزی متوسط تا بالا افزایش قیمت در بازه یک‌ساله می‌تواند از چند ده درصد تا نزدیک دو برابر نوسان کند و برای داروهای وارداتی و اقلام کم‌تیراژ و حساس، دامنه افزایش‌ها بالاتر می‌نشیند؛ نه فقط به دلیل نرخ ارز و به دلیل کمبود، هزینه تأمین جایگزین و انتقال ریسک به حلقه‌های پایین‌دست. به بیان روشن، اگر پرداخت‌های جبرانی به‌موقع نباشد مسئله از گران شدن عبور می‌کند و به دسترس‌پذیری تبدیل می‌شود وقتی دسترسی آسیب ببیند بازار ناگزیر سازوکارهای غیررسمی خود را می‌سازد و در آنجا افزایش قیمت‌ها تندتر و بی‌مهارتر ظاهر می‌شود.

    پس حذف ارز ترجیحی در دارو بیش از آنکه یک تصمیم درباره قیمت باشد یک آزمون درباره حکمرانی پرداخت و نظم تأمین است. اگر دولت بتواند جبران را دقیق، مستمر و سریع اجرا کند و هم‌زمان مسیر تأمین ارز را قابل پیش‌بینی نگه دارد اثر سیاست می‌تواند در سطح قیمت‌های رسمی مدیریت شود و فشار واقعی بر بیمار مهار گردد. اگر همان گلوگاه‌های شناخته‌شده تأخیر پرداخت، کمبود نقدینگی زنجیره و اختلال تخصیص تکرار شود شوک هزینه به شوک عرضه تبدیل خواهد شد و در نهایت بازار نه با قیمت‌های مصوب با قیمت‌های واقعیِ ناشی از کمبود سازگار می‌شود؛ این همان جایی است که افزایش قیمت برای مردم می‌تواند بسیار فراتر از آن چیزی باشد که در محاسبات ارزی به دست می‌آید.

  • حرکت صنعت دارو روی لبه تیغ / تورم و کمبود نقدینگی گریبان داروسازان را گرفته و رها نمی‌کند!

    حرکت صنعت دارو روی لبه تیغ / تورم و کمبود نقدینگی گریبان داروسازان را گرفته و رها نمی‌کند!

    به گزارش اقتصادران، بررسی عملکرد چهار شرکت لیدر گروه دارویی بازار سرمایه نشان می‌دهد، آبان امسال برای این صنعت، ماهی پرتحرک از نظر تولید بوده؛ اما این تحرک به‌طور کامل به فروش موثر و پایدار تبدیل نشده است.

    در شرایطی که مهدی پیرصالحی رئیس سازمان غذا و دارو، صراحتا اعلام کرده بدون اصلاح قیمت، ادامه فعالیت صنعت داروسازی ممکن نیست، اعداد و ارقام شرکت‌ها تصویر روشنی از این بحران ارائه می‌دهند.

    وضعیت تولید داروسازان بورسی

    البرز دارو؛ دالبر در آبان ۱۴۰۴ با تولید بیش از ۶ میلیون و ۲۷۱ هزار جعبه ۱۰۰ عددی دارو، رشد ۷۸ درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته ثبت کرد و در صدر جدول افزایش تولید قرار گرفت. با این حال، درآمد این شرکت در دوره مورد بررسی، تنها ۴۱ درصد رشد کرد و به ۳۱۵ میلیارد تومان رسید.

    لابراتوار داروسازی‌ دکتر عبیدی‌؛ دعبید نیز در آبان امسال با رشد ۲۹ درصدی تولید نسبت به آبان سال گذشته و رسیدن به تراز هفت میلیون و ۴۱۶ هزار جعبه ۱۰۰ عددی، عملکرد قابل قبولی در بخش تولید داشت. درآمد این شرکت با رشد ۴۸ درصدی در دوره مورد بررسی، به هزار و ۳۴۷ میلیارد تومان رسید؛ رشدی که بیش از آنکه ناشی از جهش فروش حجمی باشد، از افزایش قیمت داروها تاثیر گرفته است.

    کارخانجات‌ داروپخش‌؛ دارو یکی از متفاوت‌ترین عملکردها را در آبان به ثبت رساند. تولید این شرکت با رشد ۳۴ درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته، به حدود ۲۹۵ هزار جعبه ۱۰۰۰ عددی رسید، اما درآمد آن با جهش ۲۱۷ درصدی در این دوره، از ۳۱۵ میلیارد تومان به حدود هزار میلیارد تومان افزایش یافت. این رشد خیره‌کننده درآمد، بیش از هر چیز بازتاب افزایش شدید قیمت داروهای پرمصرف است.

    فرآورده‌های‌ تزریقی‌ ایران‌؛ در مقابل، دفرا با وجود رشد تنها دو درصدی تولید در آبان امسال نسبت به ماه مشابه سال گذشته و ثبت رقم ۱۴ میلیون و ۲۴۸ هزار بطری، شاهد جهش ۱۵۷ درصدی درآمد و رسیدن آن به ۲۸۵ میلیارد تومان در این دوره بود. این تضاد آشکار میان تولیدِ تقریبا ثابت و درآمد صعودی، مهر تاییدی دیگر بر نقش پررنگ تورم و افزایش نرخ‌ها در صورت‌های مالی شرکت‌های دارویی است.

    تصویر کلی صنعت داروسازی

    در مجموع، تولید چهار شرکت لیدر دارویی در آبان ۱۴۰۴ با رشد ۲۰ درصدی نسبت به آبان سال قبل، به بیش از ۲۸ میلیون واحد انواع دارو رسید، اما درآمد گروه با رشد ۵۶ درصدی در این دوره، به هزار و ۵۷۳ میلیارد تومان افزایش یافت. این اختلاف جهت‌دار نشان می‌دهد موتور اصلی رشد درآمد صنعت دارو، نه افزایش فروش واقعی، بلکه افزایش قیمت‌ها بوده است.

    بر اساس گزارش‌های رسمی، داروهای پرمصرف طی ماه‌های اخیر با افزایش قیمت ۱۰ تا ۲۷۰ درصدی مواجه شده‌اند؛ افزایشی که هزینه درمان میلیون‌ها بیمار را چند برابر کرده، در حالی که پوشش بیمه‌ای تقریبا ثابت مانده است.

    حذف ارز چهار هزار و ۲۰۰ تومانی و جایگزینی آن با ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی از سال ۱۴۰۱ نیاز شرکت‌های دارویی به نقدینگی را چند برابر کرده است. همچنین بخشی از مواد اولیه نیز با ارز آزاد تامین می‌شود؛ موضوعی که فشار هزینه‌ای را تشدید کرده است. اکنون نیز زمزمه حذف ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی در بخشی از این صنعت به گوش می‌رسد.

    عملکرد آبان لیدرهای دارویی بورس نشان می‌دهد صنعت دارو روی لبه تیغ حرکت می‌کند. تولید هنوز متوقف نشده و حتی در برخی شرکت‌ها رشد قابل توجهی دارد، اما افزایش درآمدها عمدتا حاصل تورم و رشد قیمت‌ها است. در این میان، تولیدکننده با کمبود نقدینگی و بیمار با هزینه‌های فزاینده درمان مواجه است؛ وضعیتی که اگر اصلاح ساختاری در نظام قیمت‌گذاری و حمایت بیمه‌ای صورت نگیرد، می‌تواند این صنعت حیاتی و جامعه هدف آن را وارد مرحله‌ای پرریسک‌تر کند.

  • جان مردم بازیچه لابی‌های صنعتی می شود؟ / سکوت خطرناک نهادهای ناظر در برابر عوارض برخی از داروهای تولیدی

    جان مردم بازیچه لابی‌های صنعتی می شود؟ / سکوت خطرناک نهادهای ناظر در برابر عوارض برخی از داروهای تولیدی

    به گزارش اقتصادران، در سال‌هایی که تولید ملی شعار مرکزی سیاستگذاری کشور شده است، لابی‌های صنعتی نیز چهره‌ای تازه یافته‌اند. در حوزه حساس بیوتکنولوژی پزشکی؛ جایی که سلامت مردم مستقیما به کیفیت تصمیم‌سازی گره خورده، نفوذ صنفی در فرآیندهای نظارتی بیش از گذشته احساس می‌شود.

    نفوذ تشکل‌های صنعتی بیوتکنولوژی در فرآیندهای دارویی، نظام نظارت را در معرض تعارض منافع قرار داده است؛ جایی که مرز میان حمایت از تولید و حفظ سلامت عمومی هر روز باریک‌تر می‌شود.

    انجمن‌های صنفی یا بازیگران سیاستگذاری؟

    برخی انجمن‌های صنفی بیوتکنولوژی در ابتدا با هدف توسعه دانش و تسهیل ارتباط صنعت و دانشگاه شکل گرفتند اما به مرور از نقش فنی و حمایتی خود فاصله گرفته و به بازیگران پرنفوذ عرصه سیاستگذاری بدل شده‌اند. به نظر می‌رسد در برخی موارد این انجمن‌ها با لحن حامی تولید داخل و از مسیر نامه‌نگاری‌های متعدد، جلسات مشترک و حتی فشار رسانه‌ای در پی اثرگذاری بر نحوه اجرای مقررات و دستورالعمل‌های نظارتی سازمان غذا و دارو بوده‌اند. در ظاهر این تلاش‌ها با هدف رفع موانع تولید انجام می‌شود اما در عمل گاه بخشی از جریان علمی را از چرخه تصمیم‌سازی کنار می‌زند. فشار برای تسریع صدور مجوزها، کاهش ارزیابی‌های فنی و تردید در ضرورت برخی الزامات نظارتی از جمله مواردی است که گاه در ادبیات این لابی‌ها دیده می‌شود.

    نهاد نظارتی در تنگنای منافع

    نهاد ناظر باید داور بی‌طرف میان علم، صنعت و سلامت باشد اما هنگامی که فشار صنفی و رسانه‌ای از یک‌سو و ضرورت‌های اقتصادی از سوی دیگر بر آن سنگینی کند، توازن از بین می‌رود. در چنین شرایطی تصمیم‌ها گاه به‌جای تکیه بر داده‌های علمی با ملاحظه‌های اقتصادی یا سیاسی اتخاذ می‌شوند. گزارش‌های کارشناسی در پیچ بوروکراسی گم می‌شوند و معیارهای علمی در برابر شعار حمایت از تولید عقب می‌نشینند. لابی‌گری سازمان‌یافته، تصمیم علمی را به تصمیم اداری بدل می‌کند و این، آغاز زوال استقلال رگولاتوری است.

    سکوت خطرناک در برابر عوارض دارویی

    در کنار نفوذ صنفی، ضعف نظام ثبت و پایش عوارض دارویی، حلقه دوم این چرخه خطرناک است. در حالی که در بسیاری از کشورها، فارماکوویژیلانس قلب نظام نظارت بر ایمنی دارو است، در ایران هنوز به شکل موثر و یکپارچه عمل نمی‌کند. بسیاری از بیماران نمی‌دانند چگونه و کجا باید عوارض را گزارش کنند. پزشکان از پیچیدگی فرآیندها خسته‌اند و نهاد ناظر به‌جای انتشار شفاف داده‌ها، سکوت را ترجیح می‌دهد. نتیجه این است که عوارض جدی، از اختلالات هورمونی تا مشکلات ناشی از مصرف برخی داروهای بیوتک، در سطح گمانه باقی می‌مانند. وقتی داده‌ای وجود ندارد، پاسخگویی هم تعطیل می‌شود و در نبود پاسخگویی، اعتماد عمومی فرسوده می‌گردد.

    زنان، قربانیان خاموش ضعف نظارت

    تبلیغ بی‌نظارت، قانون بی‌اثر

    قانون صراحت دارد: تبلیغ دارو ممنوع است اما در عمل، محصولات دارویی از مسیر رسانه‌های غیررسمی و صفحات شبه‌علمی تبلیغ می‌شوند. انجمن‌های صنفی، گاه با برگزاری رویدادها یا انتشار گزارش‌های جهت‌دار، مرز میان اطلاع‌رسانی و تبلیغ را مخدوش می‌کنند. در غیاب نظارت موثر، افکار عمومی با انبوهی از پیام‌های تبلیغاتی روبه‌رو می‌شود که به‌جای داده علمی، احساسات ملی را تحریک می‌کنند. این روند فضای اعتماد میان بیمار، پزشک و نهاد ناظر را مخدوش کرده است.

    حذف مطالعات بالینی؛ هشدار برای آینده علم

    در ادامه همین روند، زمزمه‌هایی درباره کاهش یا حذف الزامات مطالعات بالینی در فرآیند تایید داروها شنیده می‌شود. این دیدگاه سال‌هاست در بخشی از ادبیات لابی‌های بیوتک تکرار می‌شود: مسیر مجوز باید سریع‌تر و ساده‌تر شود اما مطالعات بالینی نه مانع تولید بلکه صافی حقیقت‌ هستند. حذف آنها یعنی خاموش کردن آخرین امکان برای پرسش علمی: آیا این دارو واقعا ایمن و موثر است؟ وقتی یک انجمن صنفی بتواند تا این اندازه بر قواعد علمی اثر بگذارد، مرز میان حمایت از تولید و دخالت در سلامت عمومی از بین می‌رود.

    بازگشت به شفافیت؛ نه حذف نظارت

    هیچ‌کس مخالف تولید ملی نیست اما تولید ملی زمانی اعتبار دارد که پاسخگو باشد. شفافیت و استقلال علمی باید پیش‌شرط حمایت از صنعت باشند، نه قربانی آن. لابی‌گری اگر در مسیر علم قرار نگیرد، به نفوذ تبدیل می‌شود و نفوذ اگر بدون پاسخگویی باشد به تهدیدی برای سلامت عمومی بدل خواهد شد. کشوری که سلامت مردمش را فدای سرعت و مصلحت کند، در نهایت دارو تولید می‌کند اما اعتماد نه. اعتماد تنها محصولی است که در هیچ خط تولیدی ساخته نمی‌شود.

    کمااینکه امروز تب و تاب خرید داروی خارجی از هر مسیر ممکن به‌روشنی نشان می‌دهد که اعتماد عمومی به کیفیت داخلی در حال فرسایش است. قوانین سختگیرانه‌ای که در عمل برخی تولیدکنندگان فرآورده‌های ‌های‌تک را به بازیگران بی‌رقیب بازار بدل کرده‌اند نه‌تنها رقابت را از بین برده‌اند بلکه در نهایت آخرین قربانیانشان همان مردمی‌ هستند که با فقر اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. سلامت جایی برای تعارف ندارد. اعتماد عمومی محصول شفافیت است نه شعار و هیچ صنعتی، حتی شریف‌ترینش بدون پاسخگویی پایدار نمی‌ماند.

     

    نویسنده: دکتر مریم‌سادات خرمگاه / کارشناس دارویی سازمان غذا و دارو

  • حال صنعت دارو خوب نیست / نایب‌رییس انجمن وارد‌کنندگان دارو: ۳۸۰ خط تولید دارو در معرض خطر قرار دارند

    حال صنعت دارو خوب نیست / نایب‌رییس انجمن وارد‌کنندگان دارو: ۳۸۰ خط تولید دارو در معرض خطر قرار دارند

    به گزارش اقتصادران، صنعت دارو و واردات آن در کشور با چالش‌های متعددی مواجه است که بخشی از آن ناشی از متغیرهای کلان اقتصادی و تحریم‌ها بوده و بخش دیگری مربوط به مسائل درون‌حوزه‌ای این صنعت است. مشکلات تامین ارز، افزایش تورم، تاخیر در پرداخت تعهدات دولت و پیچیدگی‌های بوروکراتیک، فرآیند واردات دارو را کند و دشوار کرده‌اند. این وضعیت منجر به اختلال در تامین دارو و تجهیزات پزشکی شده که می‌تواند سلامت مردم را به خطر بیندازد. از سوی دیگر سیاستگذاری‌های حمایتی از تولید داخلی در عمل با محدودیت‌های شدید برای واردات همراه شده است درحالی‌که تولید داخل به شدت به واردات مواد اولیه وابسته است و کنترل بیش از حد واردات، نه‌تنها به‌نفع تولیدکننده نیست بلکه به زیان مصرف‌کننده تمام می‌شود. برای دستیابی به تامین پایدار دارو، لازم است سیاست‌ها به گونه‌ای تنظیم شود که هم از تولید داخلی حمایت و هم واردات به شکل هوشمندانه و متوازن ادامه یابد. به‌ویژه در شرایط تحریم و جنگ اقتصادی، حفظ امنیت تامین دارو و مواد اولیه آن باید در اولویت باشد تا بتوان ضمن حمایت از تولید داخلی، دسترسی مردم به داروهای مورد نیاز را تضمین کرد. در ادامه گفت‌وگوی روزنامه جهان‌صنعت با دکتر مجتبی  بوربور، نایب‌رییس انجمن وارد‌کنندگان دارو را می‌خوانید.

     از نظر شما به‌عنوان فردی که سال‌هاست در حوزه واردات دارو و دیگر بخش‌های مرتبط این حوزه فعال هستید بگویید که چالش‌های اصلی این حوزه کدام موارد هستند؟

    چالش‌های تولید دارو و واردات دارو طبیعتا در کنار اشتراکاتی که با یکدیگر دارند به‌علت ماهیت کار، تفاوت‌هایی نیز دارند. در بحث واردات ما دو شاخه کلی در مشکلات پیش‌رو داریم؛ یکی مشکلات فراحوزه‌ای است که متاثر از متغیرهای کلان کشور  هستند. بر کسی پوشیده نیست که وضعیت اقتصادی کشور، تحریم‌ها، مشکلات ارزی، تورم خیلی شدید و بعضا رکود و ناترازی(‌کلمه‌ای که این روز‌ها خیلی مد شده و صحبتش به کرار شنیده می‌شود) مثل صنایع دیگر اینجا نیز تاثیر زیادی به جا گذاشته است.

    در واقع طی یکی، دو سال اخیر حجم و اثر این موضوع به‌نظر شدت بیشتری پیدا کرده است.  وقتی داخل محیط نامساعد قرار می‌گیریم، عملکرد ما و بهینه عملکرد ما در حوزه تخصصی‌ خود می‌تواند خیلی راهگشا باشد اما از بد حادثه در حوزه مشکلات درون‌حوزه‌ای که مرتبط با تامین دارو و واردات است به‌جای اینکه بهتر عمل کنیم متناقض یا بدتر عمل می‌کنیم؛ این موضوع خود وخامت اوضاع را تشدید و اثرپذیری از متغیرهای بیرونی را بدتر می‌کند.

    فرض کنید که در حال حاضر به‌عنوان یک شاخص بسیار مهم، بحث تامین ارز برای تامین کالاها را داریم و در آن دچار اختلال هستیم؛ رویه‌های بوروکراتیک مازاد در دستگاه‌های اجرایی ما این وضعیت را تشدید می‌کند. درواقع ما به‌جای اینکه شرایط را تسهیل کنیم آن را تشدید می‌کنیم. بنابراین اگر بخواهم یک به یک  چالش‌های حوزه تامین و واردات دارو را بشماریم، اولین موضوع مشکل ارز و ارز مرغوب و دوم، مشکل تورم بسیار زیادی است که باعث شده عملیات‌ اقتصادی شرکت‌ها از سوددهی یا حتی بقا فاصله بگیرد.

    مطلب سوم این است که دولت به‌عنوان بزرگ‌ترین پرداخت‌کننده سهم سلامت و سهم دارو‌، پرداخت‌های معوق‌ بسیار طولانی  دارد. در عین حال دولت  به تعهداتی که مطابق بودجه پیش‌بینی شده است نه در زمان مناسب نه به اندازه مناسب عمل نمی‌کند. بنابراین تشدید بحران نقدینگی را در سیستم داریم که ناشی از عدم ایفای تعهد خریدار خدمت و خریدار کالاست و آن را اضافه می‌کنیم به اینکه تورم در کشور وجود دارد، نقدینگی دچار اختلال  است، سیستم بانکی دچار اختلال است و … بدین ترتیب  فعال اقتصادی عملا فلج می‌شود. اینها مسائلی است که در عمل وجود دارد. در شرایط بحران به جای اینکه به  شرکت‌ها اعتماد کنیم، در حوزه تامین به شرکت‌ها بی‌اعتماد هستیم و با بوروکراسی دست آنها را بیش از پیش می‌بندیم. باید تفویض اختیار کرده و به تجربه، دانش و قدرت راه‌حل‌شان اعتماد کنیم اما موانع فنی‌ای را بیش از گذشته برای‌شان ایجاد می‌کنیم که این خود مساله خیلی جدی‌ای را ایجاد و فرآیند را کند می‌کند. من کند شدن روند تامین اقلام را به نظر یک مساله بسیار حیاتی و حساس می‌دانم.

    به عنوان اولین چالش شما به مشکل تامین ارز اشاره کردید؛ درباره این بحث خصوصا در شرایط جنگ و تحریم که باید به غذا و دارو بیش از همیشه توجه کرد، توضیح بدهید.

    دولت بر مبنای بودجه کشور، سالانه پیش‌بینی و تعهداتی را به‌عنوان مهم‌ترین و شاید بگویم عرضه‌کننده تمام سیستم ارزی کشور به عهده می‌گیرد. الان که بیشتر از نزدیک به نیمی از سال گذشته، دولت یا بهتر بگویم بانک مرکزی در ایفای تعهداتش چه در مقدار، چه در نوع، چه در نرخ برابری عقب است. فرض کنید صنعت دارو و تجهیزات پزشکی قریب ۵/۴میلیارد دلار بودجه داشته‌، به گواه خودشان تا الان – ۵/۴ میلیارد دلار ارز ۲۸۵۰۰تومانی را عرض می‌کنم – یک و هشت‌دهم آن را داده‌اند و این در حالی است که شش‌ماه از سال گذشته؛ پس ما عددی عقب هستیم.

    نکته بعدی این است که برخی کالاها بدون اینکه بیان شود، چه ماده اولیه، چه داروی ساخته‌شده، چه تجهیزات، از گروه ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی  به گروه ۷۰ هزارتومانی منتقل شدند یعنی به‌تدریج به‌دلیل اینکه کمبود بودجه داریم از این لیست خارج شده‌اند. پس این‌هم یعنی یک اختلال دیگر در تامین ارز. نکته بعدی پروسه طولانی تخصیص یعنی جذب ارز، خرید و انتقال آن است. می‌توانم بگویم که بعد از دوران جنگ ۱۲روزه تا سه ماه انتقال بعضی ارزهای خریداری‌شده – از سامانه‌های متعارفی که بانک مرکزی اعلام کرده- طول کشیده است.

    نکته بعدی ارز مرغوب است. من نمی‌گویم که بهترین ارز را می‌خواهیم اما باید در نظر داشت که عمده تجارت بر مبنای یورو انجام می‌شود اما نوع ارزی که تامین می‌شود یوان و درهم است. اگر یورویی هم تامین شود به‌لحاظ هزینه‌های انتقال، نحوه انتقال و سوئیفت شدن به شدت دچار اختلال است. هرکدام این موارد یک متغیر است که وقتی  کنار هم جمع می‌شوند شما در یک مخمصه قرار دارید و ریالش را به راحتی نمی‌توانید تامین کنید. چون پول را نمی‌توانید به راحتی از دولت بگیرید.

     اشاره کردید که یک‌سری از مواد اولیه، داروی نهایی و تجهیزات از یک گروه ارزی به گروه ارزی دیگری رفته است بنابراین باید انتظار تورم قیمتی هم در بحث دارو و سلامت داشته باشیم؟

    تورم قیمتی هم در بحث دارو و سلامت درحال وقوع است و اکنون که ما داریم صحبت می‌کنیم این مساله وجود دارد. ریشه افزایش قیمت کالاها، قیمت خریدشان نیست بعضا قیمت‌های خرید که از منابع مختلف دارد انجام می‌شود، کاهشی هم هست اما نرخ برابری ارز وقتی از ۲۸۵۰۰ تومان به ۷۰هزار تومان می‌رسد اثرش  روی کالای وارداتی صد در صد است و آن را روی قیمت خرید می‌بینید. بماند که هزینه‌هایی که اصطلاحا هزینه‌های مالی است را هم متاثر می‌کند چراکه شما باید نقدینگی بیشتری تامین کنید که طبعا وجود ندارد.

    اصطلاحا من به این افزایش قیمت نمی‌گویم بلکه می‌گویم تغییر قیمت ناشی از مولفه‌هایی که خود دولت سیاستگذاری کرده است یعنی من وارد‌کننده کالا را یک دلار می‌خرم اما یک دلار اینجا قیمتش تبدیل به ریال می‌شود و بسیار تفاوت پیدا می‌کند.

    قسمت بعدی هم اینکه سیاست‌های تعرفه‌ای هم تحت‌تاثیر این شرایط تغییر می‌کند؛ وقتی گروه کالایی تغییر می‌کند‌، مالیات و عوارض از ۴ تا ۱۸درصد افزایش می‌یابد.

    طبیعی است که شما بین ۴ تا ۱۸درصد در اینجا افزایش نرخ ناشی از درآمدهای دولت در حوزه گمرکات دارید، نرخ برابری هم که تغییر کرده است و مارجین‌ها یا حاشیه‌های سود بازیگران مثل وارد‌کنندگان، توزیع‌کنندگان و داروخانه نیز به همین نسبت رشد می‌کند. نکته نگران‌کننده این است که آیا دولت حالا این تفاوت را در قالب بیمه پرداخت خواهد کرد؟ مساله‌ای که به‌نظر می‌رسد یا دیر انجام می‌شود یا کامل انجام نمی‌شود؛ پس پرداخت بیمار بالا می‌رود.

     خیلی وقت‌ها گفته می‌شود سیاستگذاری‌های صورت‌گرفته در غذا و دارو به هدف حمایت از تولید داخل صورت می‌گیرد این درحالی است که تولید داخل و واردات از یکدیگر جدا نیستند چراکه تولید داخل به‌شدت به واردات وابسته است و تنها مصرف‌کننده نهایی از این داستان زیان می‌بیند. نظر شما در این مورد چیست؟

    اولا یک اتفاق خیلی خوب در سازمان غذا و دارو طی یک‌سال اخیر این است که بسیاری از اطلاعات و یادداشت‌ها‌، شفاف در اختیار همه است یعنی شما وقتی به سامانه وزارت بهداشت مراجعه می‌کنید از اطلاعات واردات، قیمت خرید، اطلاعات تولید و همه‌چیز شفاف در اختیار قرار داده شده و به همین دلیل خیلی مستندتر می‌توانیم راجع‌به شرایط صحبت کنیم. حالا می‌رسیم به بحث تامین که در دو قسمت تولید و واردات دارد انجام می‌شود. در سیاست‌های کلی و تکالیفی که برعهده وزارت بهداشت گذاشته شده تامین داروی باکیفیت بیمار جزو وظیفه اصلی وزارت بهداشت است و ترجیح بر این گذاشته شده که از منابع با کیفیت داخلی استفاده شود. پس ما با این موضوع هیچ تناقضی نداریم اما گاهی مواقع هست که ما با انتخاب یک تکنیک غلط به ضرر همه بازیگران یا همه کسانی که ذی‌نفع هستند اقدام می‌کنیم. این یعنی چی؟ مدت‌هاست بیش از ۹۰درصد داروهای مورد نیاز کشور دارد از طریق تولید داخل تامین می‌شود و این مساله جای افتخار دارد اما توجه داشته باشید که اینجا لزومی ندارد که با یک ابزار یعنی محدود کردن واردات اقلام بخواهیم تولید کنند را تقویت کنیم. به‌نظر من سیاستگذار اینجا اشتباه می‌کند.

    اولین نگاه شما باید این باشد که تامین پایدار داروی باکیفیت را برای بیمار فراهم کنید. دومین تکلیف در اینجا حمایت از تولید داخل است. پس اینکه داعیه حمایت از تولید داخل بردارید فرع بر مسوولیت است. برای وزارت بهداشت تاکید می‌کنم که مفاد سندهای بالادستی از جمله برنامه پنجم را بخوانند، قانون را بخوانند چرا که عینا در مفاد ۶۸ تا ۷۲ قانون برنامه هفتم توسعه این را می‌بینید. نباید تفسیر به رای انجام دهیم.

    در تولید هم وقتی ما می‌خواهیم یک بنگاه داخلی را حمایت کنیم چه باید کنیم؟ اجزایی که منتهی به حمایت می‌شوند فقط کالا نیست، ایجاد محیط کسب‌وکار بهتر، کمک به ایجاد تراز تجاری و هدایتش به اینکه بتواند ارزآوری داشته باشد و صادرات کند، می‌تواند به بهبود زیرساخت تولیدی کمک کند که به نظر من خیلی مهم‌تر،  پایدارتر و موثر‌تر است ولی خب برخی دوست دارند که به اسم تولید داخل یک‌سری از انحصارها را ایجاد کنند که به‌نظر من به ضرر خودشان خواهد بود و اگر خودشان هم این انحصار را داشته باشند قطعا توسعه پیدا نمی‌کنند.

    واردات منطقی و هوشمندانه به نفع بیمار و سلامت جامعه است و  تولید‌کننده را حمایت خواهد کرد. الان دوسوم شرکت‌های وارد‌کننده دارو خودشان تولید‌کننده هستند. این بدین معناست  که ما وارد‌کننده یا تولید‌کننده صرف نداریم. بهتر است  برای منافع جامعه باهم به این تفاهم برسیم که تولید‌کننده اگر بتواند صادرات داشته باشد، برگ برنده دارد. باید بتواند بازارهای منطقه‌ای را بگیرد نه اینکه سر یک بازار ۹۰میلیونی کشور بخواهند با همدیگر رقابت کنند.

    اگر ما ادعا داریم که داروهای‌مان به لحاظ کمی و کیفی مناسب هستند، چرا آمار صادرات هیچ وقت  بالای ۱۰۰‌میلیون دلار در سال نشده ؟ درحالی‌که کل بازار داروی ایران حدود ۴میلیارد دلار است.

    من کاری به درست یا غلط بودن ماجرا ندارم؛ تولیدکننده آزاد است با هر شرایطی که می‌خواهد بفروشد اما در شرایط انحصاری، بیش از ۹۰درصد بازار در اختیار اوست. در واقع تولیدکنندگان بیشتر برای رقابت با خودشان تولید می‌کنند و شاید کمتر از ۱۰ درصد رقابت واقعی در بازار وجود داشته باشد. برای واردکننده و کالاهایش آن‌قدر مانع و محدودیت قرار می‌دهند که مثلا من نوعی اگر نیاز بازارم را برای هشت‌ماه آینده تامین کرده باشم، فقط اجازه داشته باشم یک‌هشتم آن را در ماه به فروش برسانم.

     مجموعه نکاتی که اشاره کردید باعث شده رقابت در حوزه تولید دارو بسیار کم باشد. بنابراین تولیدکننده دارویی به‌دنبال رشد کیفیت نمی‌رود. این همان اتفاقی است که شاید در صنایع دیگر هم قبلا رخ داده؛ هر جا حمایت بیش از حد از تولید داخلی با رویکرد خودکفایی داشتیم، متاسفانه باعث شدیم آن صنعت درجا بزند. آیا تایید می‌کنید که به‌دلیل نبود رقابت، اولا کیفیت تولیدات داخلی در مقایسه با سطح جهانی چندان بالا نیست و ثانیا با توجه به شرایط موجود که نبود رقابت هم مزید بر علت شده، تولیدکنندگان با دستگاه‌های بسیار فرسوده و تکنولوژی عقب‌مانده کار می‌کنند به ‌طوری‌که فاصله زیادی با فناوری روز دنیا دارند و در نهایت دارویی که به دست مصرف‌کننده می‌رسد، از نظر قیمت شاید مشابه نمونه‌های جهانی باشد اما از کیفیت فاصله دارد؟

    اصلا قائل به حمایت کورکورانه نیستم. معتقدم با سیاست‌های غلط، تولیدکننده تضعیف می‌شود. چیزی که اسمش «حمایت» گذاشته‌اند، درواقع حمایت از تولید داخل نیست. چرا؟ چون همانطورکه اشاره کردم، قیمت و دیگر مولفه‌های اقتصادی که باید در عمل پشتیبان تولید باشند، اساسا حمایتی از تولید نمی‌کنند.

    اگر نگاه کنید دائما گفته می‌شود جلوی واردات را بگیریم تا تولیدکننده حمایت شود اما واقعیت این است که چنین چیزی وجود ندارد. من قاطعانه می‌گویم سیاست‌های ما ضدتولیدی است. مهم‌ترین عامل آن هم ایجاد تورم است. من نمی‌گویم «تورم»، بلکه می‌گویم «ایجاد تورم». از نظر علم اقتصاد، تورم در واقع دست‌اندازی دولت به پول مردم است و این یک واقعیت اقتصادی است.

    یکی از مولفه‌ها در میان ده‌ها مولفه دیگر، میزان آمادگی محیط کسب‌وکار ماست. به‌عنوان مثال، مساله برق را در نظر بگیرید؛ همه می‌گویند خودتان بروید تامین کنید یعنی حتی نیازهای پایه هم به‌درستی تامین نمی‌شود بنابراین از نظر من در این فضا نه واردکننده حمایت می‌شود و نه تولیدکننده.

    نکته دوم بحث کیفیت است. توجه داشته باشید چندی پیش در اتاق بازرگانی همایشی برگزار  در آن تحلیلی روی شرکت‌های بورسی دارویی انجام شد. نتایج نشان داد که ۴۲درصد از شرکت‌هایی که تعیین‌کننده اقلام دارویی کشور هستند، بورسی‌اند. با این حال تمامی این شرکت‌ها طی شش‌سال گذشته از نظر ایجاد سرمایه – یعنی ورود پول به سیستم و تبدیل آن به سرمایه – وضعیت منفی داشته‌اند، به‌جز یکی دو مورد. یعنی در این صنعت تقریبا هیچ سرمایه‌گذاری تازه‌ای صورت نگرفته است. خب، در چنین شرایطی چه انتظاری می‌توان از کیفیت داشت؟ وقتی امکان سرمایه‌گذاری روی منابع انسانی، زیرساخت‌های تشکیلاتی، ماشین‌آلات و تغییر تکنولوژی فراهم نبوده، طبیعی است که رشد کیفی نیز رخ نداده باشد. این وضعیت در واقع تصویری کلی از صنعت دارو را نشان می‌دهد و به‌احتمال زیاد مشابه آن در دیگر صنایع ما هم وجود دارد.

    درخصوص کیفیت، من کیفیت داروی ایرانی را قابل قبول می‌دانم؛ به‌‌عنوان یک مصرف‌کننده این نظر را دارم. این جالب است که من واردکننده هستم اما تا جایی که بتوانم از داروی ایرانی استفاده می‌کنم. این اعتقاد شخصی من است؛ هر کسی نظر خودش را دارد و محترم است. من کیفیت داروی ایرانی را معقول می‌دانم. نمی‌گویم کیفیت بالا اما کیفیتی متناسب با شرایط ماست. وقتی منابع مالی ما محدود است، ناچاریم تخصیص بهینه منابع داشته باشیم.

    تاکید می‌کنم که بیش از ۹۰ درصد داروی کشور توسط تولید داخلی تامین می‌شود و این اتفاق بزرگی است. اگر دارو بی‌کیفیت بود، قطعا شاهد مشکلات جدی در سطح سلامت جامعه ‌بودیم. با این حال جاهایی هست که مشکل کیفیت وجود دارد و من این را می‌پذیرم. حتی برای منِ واردکننده هم بارها این سوال پیش آمده که چرا باید این‌همه از تولید حمایت کرد؟ اما نگاه من نه تولیدمحور است و نه واردات‌محور؛ نگاه من مبتنی‌بر درستی و منطق مساله است.

    باید نگران زنگ خطرهایی باشیم که می‌تواند منجر‌به افت کیفیت شود. نکته‌ای که نباید فراموش کرد این است که کیفیت فقط به محصولی که به دست بیمار می‌رسد محدود نمی‌شود. در صنعت دارو، مستندسازی کیفیت در زمان تولید خود هنری بزرگ است یعنی باید مشخص باشد آنچه به‌‌عنوان ماشین‌آلات و مواد اولیه استفاده شده، با استانداردهای تعریف‌شده منطبق بوده یا خیر و اینکه آیا تمامی مراحل تولید به‌درستی انجام شده و مستنداتش موجود است یا نه. ما در این زمینه‌ها مشکلاتی داریم و این موضوع می‌تواند پایه‌های رشد کیفیت را تضعیف کند.

    عامل تضعیف دیگر، شاخص‌های اقتصادی است که شرکت‌ها اکنون با آن درگیرند. همانطورکه می‌دانید ما در تولید و واردات مساله قیمت‌گذاری داریم و این قیمت‌گذاری در عمل به یک اهرم ضدتوسعه تبدیل شده است.

    خیلی جالب است؛ دولت به ما می‌گوید چه چیزی تولید کنیم، چه چیزی وارد کنیم، چند واحد، در چه زمانی، با چه ارزی و به چه کسی بفروشیم. در نهایت هم می‌گوید: «خب، به خودم می‌فروشید اما پولش را نمی‌دهد. در چنین شرایطی شما چطور می‌توانید فعالیت اقتصادی انجام دهید؟

    از نگاه یک واردکننده، سوال این است که با چه انگیزه‌ای ادامه بدهد؟ این وضعیت بیشتر شبیه حالت بقاست تا فعالیت اقتصادی سالم. بسیاری از بنگاه‌های متوسط و کوچک ما در حال نابودی هستند.

    یادتان باشد در صنعت برق شش یا هفت‌سال پیش متخصصان هشدار دادند. آن زمان گفتند داریم به گرفتاری می‌خوریم و باید سرمایه‌گذاری انجام شود؛ با هر روشی که ممکن است. اما گوش شنوایی نبود. امروز من همان زنگ خطر را در صنعت دارو به صدا درمی‌آورم.

    در یکی از محافل وقتی با فعالان حوزه دارو و تامین دارو صحبت می‌کردیم، درد دلشان این بود که نزد سیاستگذاران با گریه و زاری درخواست می‌کنند اما نتیجه‌ای نمی‌گیرند. تولیدکننده‌ها مجبورند ادامه بدهند تا روزی که دیگر توان‌شان به پایان برسد.

    اکنون هم به همان نقطه رسیده‌ایم: بنگاه‌ها یکی‌یکی در حال سقوط هستند. صنعت دارو که تا حد زیادی نسبتا امن تلقی می‌شد، امروز دیگر چنین امنیتی ندارد. اگر صورت‌های مالی شرکت‌ها را بررسی کنید (همان ۴۲درصدی که قبلا اشاره کردم)، خواهید دید چه خبر است.

    مثلا شرکت‌های وابسته به تامین اجتماعی را در نظر بگیرید؛ حدود ۲۰سال پیش، ۶۵ درصد داروی کشور را تامین می‌کردند. امروز سهم‌شان به حدود ۳۰درصد رسیده است. این تغییر به‌خوبی نشان می‌دهد چه اتفاق‌هایی در آینده نزدیک در راه است.

    مشکل اینجاست که گاهی به هشدارهای متخصصان دیر توجه می‌کنیم. حالا همان متخصصان می‌گویند: «ما کمک می‌خواهیم، با این روند نمی‌توانیم ادامه دهیم.» اما کسی جدی نمی‌گیرد. همه کسب‌وکارها مثل هر انسان زنده‌ای تلاش می‌کنند تا آخرین لحظه ادامه دهند ولی در نهایت به ورشکستگی، تعدیل نیرو و تعطیلی خطوط تولید می‌رسند.

    طبق گزارشی که البته خودم هنوز بررسی نکرده‌ام، ۳۸۰ خط تولید در معرض خطر قرار دارند. این یعنی پایداری صنعت زیر سوال رفته است.

     اگر بخواهید زنگ خطر را فقط در یک جمله شفاف بیان کنید، چه هشداری می‌دهید؟

    به نظر می‌رسد داستانی مشابه صنعت برق، به‌زودی در حوزه تامین دارو تکرار خواهد شد. درواقع این روند حتی شروع هم شده است. ذخایر و دپوی دارویی که وجود دارد، به اندازه کافی نیست و میانگین آن نسبت‌به سال‌های گذشته به‌‌طور نامتوازن کاهش یافته است.

    ما در برخی اقلام دارویی با موجودی بالا روبه‌رو هستیم اما در مقابل، در برخی اقلام بسیار دچار کمبودیم. برای تامین یک قلم داروی وارداتی یا مواد اولیه، باید از مسیر چندین نهاد بگذریم. این در حالی است که هم مشکلات تحریم داریم، هم مشکلات ارزی و هم مشکلات مالی. بنابراین امکان تامین متوازن وجود ندارد.

    مهم‌ترین مشکل «کاریکاتوری شدن موجودی کشور» است. به‌‌عنوان مثال، دارویی مثل استامینوفن را در نظر بگیرید. در ابتدای امسال موجودی آن به کمتر از دو ماه رسید درحالی‌که معمولا در کشور بیش از یک تا دوسال موجودی ذخیره داشتیم. این دارو نه قیمت خاصی دارد، نه تکنولوژی پیچیده‌ای، نه داروی جدیدی است و نه تولید آن کار دشواری است. وقتی چنین دارویی در کشور به این وضعیت می‌رسد، نشان می‌دهد موجودی متوازن نیست و امنیت تامین کالا به خطر افتاده است.

    البته دولت اقدامات خوبی هم انجام داده است. انصافا باید گفت آقای پزشکیان در این زمینه توجه ویژه دارند. ایشان چون دردآشنا هستند – چه در دوره‌ای که نماینده مجلس بودند و چه زمانی که وزیر بهداشت بودند – اشراف بالایی بر حوزه سلامت دارند. برای مثال، ذخیره‌سازی استراتژیک داروهای حیاتی توسط سازمان غذا و دارو و شفاف‌شدن دیتاها و اطلاعات، از جمله اقداماتی بوده که کمک کرده است.

    اگر اما بخواهم پیشنهادی شخصی بدهم، از جناب رییس‌جمهور یا وزیر محترم می‌خواهم که به حرف متخصصان در همه حوزه‌ها اعتماد کنند و به آنها اختیار بدهند. بوروکراسی را سبک‌تر و تلاش کنید در رایزنی‌های منطقی در سطح دولت و سیاستگذاران، تعهدات و مسوولیت‌هایی که دولت در قبال حوزه سلامت دارد را بالانس کنید. اگر این اتفاق بیفتد، می‌توانیم در برخی حوزه‌ها اقدامات موثری انجام دهیم.

     قبل از اینکه بخواهم نظر و پیشنهادات شما را بشنوم، یک سوال درباره قیمت‌گذاری دارم. به هر حال، قیمت‌گذاری حلقه آخر این زنجیره بوروکراتیک است. فکر می‌کنید قیمت‌گذاری‌ای که الان انجام می‌شود – بعد از تمام مشکلاتی که سر راه تولید و واردات وجود دارد – منصفانه است؟

    به‌نظر من، اول باید سیاست ذهنی‌مان را درباره قیمت‌گذاری تغییر دهیم. ما به «نظارت قیمتی» نیاز داریم، نه «قیمت‌گذاری». در تمام دنیا کشورها قیمت‌گذاری نمی‌کنند بلکه بر قیمت نظارت می‌کنند. من نمی‌گویم با اصل موضوع مخالفم؛ موضوع این است که ما سنتی‌ترین و ناکاراترین روش قیمت‌گذاری را به کار می‌بریم. قیمت‌گذاری در ایران به تعبیر فرهنگیان «کاست‌پلاس» است یعنی هرچقدر هزینه تولید شد، مدارکش ارائه می‌شود و ما روی آن یک حاشیه سود اعلام می‌کنیم. این روش قیمت‌گذاری اشتباه است چون در دنیا ناکارآمد و منسوخ‌شده است.

    قسمت بعدی این است که ما قیمت‌گذاری را واقع‌بینانه انجام نمی‌دهیم. کشوری با تورم ۵۰درصدی – طبق آمار بانک مرکزی – و با دوره گردش پول ۳۷۰روزه در شرکت‌های بورسی دارویی، چطور می‌خواهد این سیستم را زنده نگه دارد؟ یعنی یک‌سال طول می‌کشد تا پول در سیستم بچرخد. در این شرایط دادن ۲۵درصد سود به تولیدکننده و حداکثر ۱۵درصد به واردکننده، این کسب‌وکار را زنده نگه نمی‌دارد. این واقع‌بینانه نیست.

    مدل‌های مختلفی در دنیا وجود دارد اما ما حتی همان‌ها را هم اجرا نمی‌کنیم. در کمیسیون قیمت‌گذاری مقاومت وجود دارد؛ یا قیمت‌ها را دیر اعلام می‌کنند یا حاشیه سودها را کمتر از حداکثر مجاز (۲۵ درصد برای تولیدکننده و ۱۵ درصد برای واردکننده) تعیین می‌کنند. دلایل مختلفی هم می‌آورند؛ مثلا می‌گویند دولت کسری دارد یا مشکلات دیگر.

    جایگاه واقعی قیمت‌گذاری اما جای دیگری است. در صنعت دارو سه واژه کلیدی داریم: «اویلبل کردن دارو»، «اکسسبل کردن» و «بیمه».

    نظر بیمه این است که «من امسال مثلا یک‌میلیارد دلار یا چند همت هزینه دارو دارم.» بعد مناقصه برگزار می‌کند. مثلا می‌گوید: «امسال ۱۰۰میلیون عدد دارو برای بیمارانم نیاز دارم، شرکت‌ها قیمت‌تان را بدهید.» شرکت‌ها می‌آیند و پیشنهادهای خود را ارائه می‌دهند چون قرارداد در مقیاس بزرگ بسته می‌شود، طبیعتا پایین‌ترین قیمت انتخاب می‌شود و صرفه‌جویی در همان‌جا انجام می‌گیرد.

    اگر هم قرار است قیمت‌گذاری انجام شود، باید در مرحله «اکسسبل کردن فرآورده» باشد. متاسفانه امروز حتی از ترکیه هم عقب‌تر هستیم.

    ترکیه در ابتدای سال نرخ تورمی را که بانک مرکزی اعلام می‌کند عینا روی قیمت دارو اعمال می‌کند یعنی اگر تورم ۳۰درصد باشد، همان ۳۰درصد را روی قیمت دارو می‌گذارند و دیگر وارد محاسبات پیچیده نمی‌شوند اما ما در ایران چه می‌کنیم؟

    قبل از عید حدود ۱۸۰–۱۷۰ قلم آمپول را قیمت‌گذاری کرده بودند. مثلا آمپولی که فقط آب مقطر در آن است، دانه‌ای ۱۷هزار تومان قیمت داشت. بعد که خواستند قیمت‌ها را تعدیل کنند، سروصدا و اعتراض‌ها بلند شد که چه خبر است! بلافاصله دستور توقف دادند. درحالی‌که آمپول‌ها جزو اقلام حیاتی هستند چون عمدتا در شرایط اورژانسی یا حاد مصرف می‌شوند، نه مثل قرص و داروهای خوراکی. حالا شما حساب کنید: آمپولی که در کشورهای دست سوم فقط آب مقطرش ۱۷هزار تومان قیمت دارد، در ایران ۵هزار تومان قیمت‌گذاری می‌شود!

    روش دنیا چیست؟ رفرنس‌پرایس یعنی دولت می‌گوید: «منِ ایرانی توان خرید و کششم این‌قدر است. ببینیم کشورهای مشابه من چه قیمت‌هایی دارند. معدل، میانه یا پایین‌ترین قیمت آنها می‌شود قیمت مبنای من.» فارغ از اینکه هزینه تمام‌شده چقدر بوده.

    در ایران اما نه تورم لحاظ می‌شود، مثل ترکیه؛ نه رفرنس‌پرایس در نظر گرفته می‌شود. ما هنوز به روش کاست‌پلاس عمل می‌کنیم که یک روش منسوخ و ناکاراست. تجربه همین روش را هم در صنعت خودرو دیده‌ایم: نتیجه‌اش نارضایتی مردم از کالا، نارضایتی خودروساز از شرایط خودش و در نهایت نارضایتی عمومی است. حالا در خودروسازی پیش‌پرداخت می‌گیرند ولی در صنعت دارو شرکت‌ها مجبورند ۴ تا ۶ ماه قبل از عرضه، هزینه را بدهند و تازه حدود ۳۷۰روز بعد از آن پولشان را دریافت کنند!

     اگر قدرت تصمیم‌گیری و اجرای اصلاحات اساسی داشتید‌، چه می‌کردید؟

    من حدود سه‌سال معاون برنامه‌ریزی اداره کل دارو بودم. با اینکه سنم کم بود (۲۷ تا ۳۰ سال) اما تجربه‌ام نشان داد که اولین موضوع، اتصال سلامت و اقتصاد داروست. من به اقتصاد رقابتی اعتقاد دارم یعنی ایجاد الزامات رقابت سالم.

    نکته دوم این است که عقربه سیاستگذاری باید همواره به‌سمت «منافع مردم» باشد یعنی هر تصمیمی را باید با این سوال بسنجیم: «آیا به نفع مردم است یا نه؟» مثلا وقتی قیمت‌گذاری اشتباه می‌کنیم، آیا واقعا به نفع مردم است؟ چون مساله فقط قیمت پایین نیست بلکه دسترسی مردم به داروی باکیفیت است.

    وقتی شما سند برنامه هفتم حوزه سلامت و دارو را نگاه می‌کنید، می‌بینید نکات خیلی خوبی در آن وجود دارد؛ فکر شده و نوشته شده اما مشکل اینجاست که این اسناد معمولا فقط تبدیل به کتاب می‌شوند، بدون اینکه ما تکالیف خودمان را به‌ عنوان سیاستگذار یا قانونگذار از آن استخراج و اجرا کنیم. مثلا سند می‌گوید: «ما در کشورمان می‌خواهیم طی پنج‌سال به این نقطه برسیم.» یا به‌ عنوان نمونه تاکید می‌کند که یکی از مزیت‌های ما طب سنتی و داروهای طبیعی است چراکه در فرهنگ ما مقبولیت بیشتری دارد و هزینه کمتری هم به جامعه تحمیل می‌کند.

    درمان‌های جالب‌توجهی در این حوزه وجود دارد که می‌توان آن را توسعه داد؛ هم به نفع سلامت عمومی و هم به نفع رضایت مصرف‌کننده. یکی از دلایلش این است که هزینه‌ها پایین‌تر و در فرهنگ ما پذیرفته‌تر است.

    در سند برنامه هفتم پیش‌بینی شده که ما نه‌تنها صادرات دارو داشته باشیم بلکه صادرات تکنولوژی و آموزش را هم دنبال کنیم. حالا سوال اینجاست: در سال اول اجرای برنامه هفتم، کجا ایستاده‌ایم؟

    نکته بعدی آن است که در همان سند اشاره‌شده حمایت از تولید داخل نباید مانع واردات شود. به‌‌طور شفاف بیان کرده‌ایم: اگر می‌خواهیم واردات را کنترل کنیم، باید به سمت «منطقی‌سازی قانون» برویم. در قوانین بین‌المللی، دو نوع مانع وجود دارد: موانع فنی و موانع تعرفه‌ای. وقتی قرار است به سازمان تجارت جهانی یا سازمان بهداشت جهانی بپیوندیم، این دو ابزار قانونی هستند که می‌توانیم با آنها وارد مذاکره با سایر کشورها شویم.

    به‌ عنوان مثال، اگر مصرف‌کننده‌ای بخواهد داروی خارجی گران‌تر را بخرد (به‌دلیل کیفیت، تجهیزات پزشکی یا حتی تمایل شخصی)، ما نمی‌توانیم به ‌طور مطلق مانع شویم بلکه باید چنین عمل کنیم: اول، بیمه تنها معادل قیمت داروی داخلی یا ارزان‌تر را پوشش دهد و مابقی هزینه را خود فرد پرداخت کند. دوم، در هنگام ورود دارو تعرفه بگذاریم؛ مثلا ۳۰ تا ۴۰ درصد عوارض دریافت کنیم تا این مبالغ در جای دیگری برای کشور سرمایه‌گذاری شود.

    این موانع منطقی است اما موانع سلیقه‌ای و غیرقانونی مغایر با اسناد بالادستی و قوانین جامع بین‌المللی است. همیشه هم تاکید کرده‌ام: وقتی مسوولیتی به عهده ما گذاشته می‌شود، باید الزامات آن تصمیم را بفهمیم و اجرا کنیم. در یک کلام، باید قانون و اسناد بالادستی را اجرا کرد.

     نگرانی اصلی پایداری تامین داروی کشور است. با همه این انتقادات، نباید از ادامه مسیر اشتباه دست کشید؟

    این نگرانی درواقع یک هشدار است: ما فرصت زیادی نداریم. حتی نمی‌توان گفت یک سال فرصت داریم. صدای سقوط قدم‌به‌قدم شنیده می‌شود؛ پیچیدگی‌ها و بوروکراسی بیشتر می‌شوند.

    اگر فقط درباره صنعت دارو یا حوزه سلامت صحبت کنیم، یک بخش ماجراست ولی محیط کلان کشور هم درگیر است. وضعیت دیپلماسی با کشورهای غربی شوخی‌بردار نیست. با آغاز روند اسنپ‌بک، آینده مبهم‌تر شده و اگر ادامه یابد و راه‌حلی پیدا نشود، تبعاتش بر اقتصاد کشور بسیار سنگین خواهد بود. تورم کشور از نقطه‌ای به نقطه دیگر سرریز می‌کند و بالا می‌رود.

    واقعیت این است که زنگ خطر به‌صدا درآمده. اما از منظر تخصصی، در حوزه دارو هنوز می‌توان اقداماتی انجام داد. چالش‌های جدی پیش روی ماست اما امیدوارم بتوانیم با چند اقدام اساسی این مسائل را حل کنیم. هنوز وقت داریم، هرچند وقت اندک است.