برچسب: صداوسیما

  • ذبح معیشت مردم زیر پای صداوسیما؟ / افقه: به جای کمک به رفاه مردم، بودجه گزاف به صداوسیما می دهند!

    ذبح معیشت مردم زیر پای صداوسیما؟ / افقه: به جای کمک به رفاه مردم، بودجه گزاف به صداوسیما می دهند!

    به گزارش اقتصادران، بخش دوم لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ کل کشور توسط دولت به مجلس ارسال شده است. در این بودجه بخش‌های مختلف به تفکیک قابلیت بررسی دارد. یکی از بخش ها، بودجه نهاد‌های علمی و فرهنگی است که در این بخش صدا و سیما رکورد زده و افزایش ۴۶ درصدی بودجه را برای سال آتی به نام خود کرده است.

    صداوسیما در سال ۱۴۰۳، حدود ۳۵ هزار میلیارد تومان بودجه خواهد گرفت. این رقم در بودجه سال جاری ۲۴ هزار میلیارد تومان است. سهم صداوسیما از بودجه عمومی دولت معادل مجموع اعتبارات بودجه‌ای کل وزارتخانه‌های نفت، دادگستری، امور خارجه و میراث فرهنگی است و با بودجه وزارت جهاد کشاورزی برابری می‌کند. با توجه به این شرایط پرسش‌هایی مطرح است از جمله این که چرا بودجه صدا و سیما از وزارتخانه‌های تاثیرگذار بر اقتصاد کشور بیشتر است و برای تعیین بودجه هر بخش، چگونه برنامه ریزی می‌شود؟ «مرتضی افقه»، استاد دانشگاه چمران اهواز به این پرسش‌ها پاسخ داده است:

     

    متاسفانه نظام تخصیص بودجه در کشور ایدئولوژیک است

    «مرتضی افقه» به فرارو گفت: «بار‌ها تاکید کرده‌ام که ریشه عمده و اساسی ناکامی‌های سه دهه گذشته در مسائل مختلف، نوع دیدگاه ایدئولوژیکی است که وجود دارد و همین نوع نگاه، روی معیشت و زندگی مردم تاثیرگذار است. نگاهی به آمار‌های منتشر شده درباره ردیف‌های بودجه، گویای همین مسأله است که نوع تصمیم گیری‌ها تا چه حد بی ارتباط به مصالحی است که می‌توان برای مردم اندیشید. برای مثال، به جای این که روی افزایش رفاه مردم تمرکز شود، بودجه‌ای گزاف به صدا و سیما تعلق می‌گیرد. یعنی آن زمان که ردیف‌های بودجه تعیین می‌شد، به این فکر نشده بود که وزارتخانه‌های مهم کشور، از جمله وزارت جهاد کشاورزی، نفت، و امثالهم که می‌توانند در مسیر کاهش مشکلات مردم موثر باشند، یا می‌توانند بسترساز رشد و پیشرفت کشور باشند، نیاز به بودجه بیشتری نسبت به صدا و سیما دارند؟ به همین دلیل است که معتقدم تا زمانی که اولویت‌های فکری تغییر نکند، این روند ادامه خواهد داشت. نکته عجیب این است که این بودجه صرف سازمانی می‌شود که اتفاقا بر اساس آمار‌های مختلف، مخاطبان پرتعدادی هم ندارد. اگر به دنبال مثالی برای «هدر دادن سرمایه‌های کشور» باشیم، این اتفاقات می‌تواند نمونه‌ای روشن از این هدر رفت سرمایه باشد. صدا و سیما چقدر مخاطب دارد که حجم زیادی از سرمایه‌های کشور را می‌گیرد؟!»

    وی در ادامه درباره مشکلاتی از جمله فروش نفت پس از حضور ترامپ در کاخ سفید گفت: «مشکل ما در نظام ارزشی حاکم بر تصمیم گیران و تصمیم سازان، [این] است که در اولویت بندی‌ها، ایراداتی همراه است. این نظام ارزشی، به دغدغه‌های ایدئولوژیک، نسبت به رفع مشکلات مردم اولویت بیشتری می‌دهد. متأسفانه، همین ساختار فکری نیز بر نظام انتخاب و انتصاب حاکم است. همین ساختار فکری بر تخصیص بودجه بین نهاد‌های مختلف حاکم است و بسیاری از نهاد‌های فرهنگی، سیاسی و صدا و سیما، بخش گسترده‌ای از بودجه دولت را به خود جذب می‌کند که مطابق همان نگرش اشتباه است. با توجه به شرایط جدیدی که در سیاست خارجی رخ داده و احتمالا با تنگنا‌های شدید بودجه‌ای به دلیل محدودیت فروش نفت مواجه خواهیم شد، بعید می‌دانم که شاهد تغییر چندانی باشیم. ممکن است به طور نسبی بودجه همه وزارتخانه‌ها کم شود، اما باز هم احتمالا این نسبت کاهشی، به نفع نهاد‌ها و دستگاه‌ها و وزارتخانه‌هایی است که در جهت توسعه یک نظام ارزشی خاص فعالیت می‌کنند و نه تنها، در گسترش دیدگاه‌های خود موفق که نبوده‌اند، بلکه دافعه هم داشته‌اند و به ویژه جوانان را فراری داده‌اند.»

     

    برای کنترل تورم باید کسری بودجه را کاهش داد

    این استاد دانشگاه چمران اهواز درخصوص امکان تغییر روش تعیین بودجه در کشور گفت: «سالهاست که می‌گویم اگر می‌خواهیم تورم را کاهش دهیم باید نقدینگی کاهش پیدا کند و اگر قرار است نقدینگی کاهش پیدا کند، باید کسری بودجه را کاهش داد. اگر قرار است کسری بودجه کاهش پیدا کند، در مرحله نخست باید به سراغ انبوه ردیف‌های هزینه‌ای موجود در جداول بودجه‌ای برویم که عمدتا کارایی چندانی ندارند. ما ردیف‌های بودجه‌ای بسیار زیادی داریم که هیچ کمکی در جهت افزایش تولید، افزایش رفاه و افزایش خدمات دولت چه به شکل کمی و چه به شکل کیفی نمی‌کنند. اگر قرار است حاکمیت به این نتیجه برسد که باید ردیف‌های هزینه‌ای اضافی را حذف کنیم، با توجه به این که عده زیادی در این دستگاه‌ها شاغلند و نمی‌توان به سرعت این ردیف‌ها را حذف کرد، می‌توان برنامه ریزی گام به گام انجام داد و طی چند مرحله تدریجی، این کار را انجام داد. به هر حال اول باید این تفکر ایجاد شود که هزینه‌های متعددی وجود دارد که اضافه است. حتی اگر فروش نفت کشور حل شود، باز هم این هزینه‌های اضافی باید حذف شوند. هم اکنون که با مشکل درآمد‌های نفتی مواجهیم، بهترین زمان است که یکبار برای همیشه تصمیم بگیریم هزینه‌های اضافی را از بودجه برداریم.»

    وی افزود: «مشکل اصلی ما همان افکار یا نظام ارزشی است که به موضوعاتی از جمله تخصیص بودجه، به شکل توسعه محور نگاه نمی‌کند. درواقع معیشت و رفاه مردم، با فاصله زیادی از افکار این تصمیم گیران یا تصمیم سازان قرار دارد. با این نوع تصمیم گیری، نه تنها ایدئولوژی خود این افراد ضربه خورده است، بلکه به دلیل ناکارآمدی، نتوانسته‌اند جذابیتی برای اندیشه‌های خود ایجاد کنند و حتی همفکران خود را هم دفع کرده‌اند.»

     

  • تلاش سعید جلیلی برای فتح پله های ساختمان پاستور / از سنگ اندازی نهادهای تحت امر تا بسترسازی برای فتح!

    تلاش سعید جلیلی برای فتح پله های ساختمان پاستور / از سنگ اندازی نهادهای تحت امر تا بسترسازی برای فتح!

    به گزارش اقتصادران، سعید جلیلی در تازه‌ترین اظهارات خود در همایش «وحدت کلمه» که توسط خود او در حسینیه جماران برگزار شده و حلقه نزدیکانش یعنیامیرحسین ثابتی، حجت‌الله عبدالملکی، بیژن نوباوه و فریدون عباسی نیز در آن حضور داشتند، گفته است «به این که هرگز کاری را برای فتح انجام نداده افتخار می‌کند.»

    جلیلی با بیان این جمله البته مشخص نکرده است که منظورش از فتح دقیقا چه اقدامی است که خود را از آن مبرا دانسته، بلافاصله بعد از این جمله به موضوع انتخابات اشاره و تاکید کرده است که « انتخابات یکی از جاهایی بوده‌ که همه باید وظیفه خود را انجام بدهند؛ و این راه‌ ادامه‌ دارد.»

    پس تا اینجای کار مشخص است که جلیلی می گوید کاندیداتوری اش در انتخابات برای پیروزی نبوده بلکه تنها به وظیفه خود عمل کرده است. عمل به تکلیف با کاندیداتوری در انتخابات البته رویکرد و شعار کلی و قدیمی چهره های جناح راست است اما این که آیا عدم توفیق او در هر انتخاباتی که در آن شرکت کرده است- از کاندیداتوری برای مجلس ششم و هفتم تا انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ و دو دوره انتخابات ریاست چهاردهم – را باید بی اعتنایی به فتح یا عدم توفیق در آن ارزیابی کرد، موضوع دیگری است.

    او همچنین به مساله دولت سایه اشاره کرده آن را حرکتی با «مبنای دینی» و «یک گفتمان» خوانده و تاکید کرده است که «دولت سایه یعنی مشکلات کشور را سایه به سایه دنبال‌ کنیم. معنای امر به معروف و نهی از منکر این است».

    بخش مهم دیگر اظهارات جلیلی در این همایش اما جمله ای است که به فاصله کمی بعد از ماجرای فتح و انتخابات بیان کرده است:«چند ماه گذشته کار بزرگی‌ را شروع کرده‌ایم؛ این راه‌ باید ادامه پیدا کند»

    مشخصا اشاره جلیلی به کاربزرگی که شروع شده و باید ادامه پیدا کند، «دولت سایه» نیست چرا که حداقل بر اساس انطباق زمانی فعالیت آنچه «دولت سایه» خوانده می شود از حدود ۱۰ سال قبل شروع شده است. اشاره جلیلی به موضوع «کار بزرگی که از چند ماه قبل شروع شده» مشخصا اشاره به تحرکاتی دارد که او و نزدیکانش بعد از شکست در انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم علیه دولت وقت و با برنامه ای کلان تر از انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۷ دنبال می کنند. برنامه ای که شاید جلیلی به آن به دید تکلیف نگاه کند اما در واقع کاری تشکیلاتی برای رسیدن به یک الگوریتم جدید در راستای در اختیار گرفتن نهادهای مختلف در کشور است.

    او بعد از عدم توفیق در چهار دوره انتخابات و ۵ مرحله رای گیری – ۲ انتخابات مجلس و ۳ مرحله انتخابات ریاست جمهوری- احتمالا به این نتیجه رسیده است که هرگز نمی تواند به صورت مستقیم از یک انتخابات وارد نهادهای حاکمیتی شود و این درک او را به سمت برنامه ای دیگر سوق داده است.

    از سنگ اندازی نهادهای تحت امر تا بسترسازی برای فتح

    مشخصا جلیلی و رفقایش در حال حاضر چند نهاد مهم نفوذ دارند و او از طریق حضور همین نیروهای نزدیک به خود در این نهادها کار سنگ اندازی و نقد تمام عیار دولت و حتی مجلس فعلی را پیگیری می کند.

    ستاد امر به معروف و نهی از منکر این روزها عملا اتاق فکر و بخش پیاده نظام فعالیت علیه دولت در محورهای مختلف است؛ از فشار برای ابلاغ قانون حجاب تا مطالبه وعده صادق ۳ و البته تلاش برای حذف ظریف از دولت چهاردهم.

    ترکیب اعضا ستاد امر به معروف و رویکردهای آن ها در ماه های اخیر به خوبی نشان می دهد که این ستاد از نهادی فرهنگی و حقوقی فاصله گرفته و محفلی سیاسی برای فعالیت انتخاباتی برای ریاست جمهوری ۱۴۰۷ تبدیل شده است.

    نهاد مهم دیگر سازمان عریض و طویل صداوسیما است که زیر سایه قائم مقامی برادر سعید جلیلی اداره می شود؛ وحید جلیلی رییس در سایه سازمان صداوسیما در عمل با نیروهای مختلفش در بخش های مهم در عمل این سازمان را به ستاد سیاسی سعید جلیلی تبدیل کرده و در آنتن زنده، سریال، برنامه تحلیلی، گفتگومحور و …یک صدا بر علیه دولت، رییس دولت و فعالیت ها و چهره های آن تولید محتوا می کنند.

    هر اندازه باور داشته باشیم که صداوسیما مرجعیت رسانه ای خود را از دست داده است اما با توجه به اینکه انحصار رسانه رسمی در دست این سازمان است هنوز می تواند به عنوان سنگر غیرقابل فتح برای نیروهای دیگر در نظر گرفته شود.

    البته در رزمی که صداوسیما علیه رقبای سعید جلیلی آغاز کرده هدف تنها پزشکیان و دولت اش نیست. محمدباقر قالیباف، رییس مجلس دوازدهم که در سال های اخیر خودش و حلقه نزدیکانش نزاعی غیرقابل توقف را با این طیف آغاز کرده اند، نیز یکی از اهداف است تا رقبای سعید جلیلی هم بیرون از دایره اصولگرایان خلع سلاح شوند و هم در داخل آن.

    وقتی اول مهرماه سال جاری محمدعلی صائب به عنوان یکی از مخلص ترین نیروهای برادران جلیلی به سمت ریاست شبکه خبر رسید تا این شبکه به عنوان خط مقدم و اتاق فکری که می‌توان محتوای تولیدی صداوسیما در حوزه سیاسی را با ظرافت یا صراحت دستکاری کند، به تریبونی برای برنامه های جلیلی و نقد رقبایش تبدیل شود، قابل حدس بود که به واقع جریان جلیلی برنامه ای مهم در پیش دارند.
    برنامه ای که این روزها جلیلی درباره آن سخن می گوید از همان روزهای آغاز به کار دولت پزشکیان در صداوسیما کلید خورد؛ وقتی وحید و سعید جلیلی با تغییراتی از جنس استراتژیک آخرین سنگر باقی مانده در دست‌شان را تجهیز کردند تا رقبای اصلاح‌طلب و اصولگرای سعید جلیلی را هدف قرار دهند.

    علاوه بر ستاد امر به معروف و البته صداوسیما، سعید جلیلی نیروهای پیدا و پنهانی نیز در مجلس دوازدهم دارند. نیروهایی که شاید از منظر آماری قلیل باشند اما صدای بلندی دارند و می توانند با مدیریت فضای روانی مجلس اثرگذاری خود را داشته باشند.

    این البته تنها سه بخش و نهاد است که چهره های شناسنامه دار سعید جلیلی در آن فعال هستند. به این لیست می توان بخش ها و نهادهای دیگر حتی وزارتخانه های دولت چهاردهم را نیز افزود که هنوز رسوبات نیروی انسانی دولت سیزدهم که عموما نیروهای سعید جلیلی بودند را نیز اضافه کرد.

    علاوه بر این نباید از حضور چهره اصلی جریان سعید جلیلی یعنی محمدمهدی میرباقری در مجلس خبرگان فعلی نیز غافل شد. مجلسی که البته کارکرد قانونی دیگری دارد اما حضور متحد جلیلی یعنی میرباقری در این مجلس و سخنرانی ها و رفتارهای سیاسی او در جای خود می تواند برگی در دست جریان جلیلی باشد.آن هم در مجلسی با ترکیب قابل توجه از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

     

    الگوریتم جدید جلیلی؛ فتح پله به پله تا رسیدن به پله های ساختمان پاستور

    بدون شک جریان جلیلی هدف گذاری خود را تنها انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۷ قرار نداده است. الگویی که در دو دهه گذشته توسط بسیاری از جریان های سیاسی مورد توجه بوده است تمرکز بر نهاد شوراهای اسلامی شهر و روستا برای رسیدن به ساختمان پاستور است. انتخابات دوره هفتم شوراها کمتر از شش ماه دیگر برگزار می شود وضعیت کلی اقتصادی کشور می تواند مهمترین محور نقد جریان به دولت وقت باشد تا نیروهای سیاسی نزدیک به خود را به نهاد شوراها بفرستد.

    سکوی بعدی برای سعید جلیلی البته مجلس سیزدهم است که با فاصله زمانی کمی قبل از انتخابات ریاست جمهوری پانزدهم تشکیل خواهد شد و به نوعی پیش زمینه نتیجه انتخابات را تعیین می کند. تردیدی نیست که در این دوره از انتخابات مجلس نیز نیروهای سعید جلیلی هم با نیروهای خارج از جریان اصولگرایی رقیب خواهند بود و هم با برادران اصولگرای خود که حالا ناتنی از آب در آمده اند؛ مانند نیروهای محمدباقر قالیباف!

    سطح تنش های بین نیروهای قالیباف و جلیلی در انتخابات مجلس دوازدهم فراتر از حد تصور بود تا جایی که اخبار پادرمیانی برخی چهره  های نظامی در اینباره نیز به گوش رسید و حتی خبرهای تایید نشده ای از حضور چهره های حزب الله در مشهد برای پادرمیانی بین قالیباف و جلیلی نیز منتشر شد.

    فارغ از صحت این گفته ها اینبار هم بدون شک هیچ وحدتی بین نیروهای قالیباف و جلیلی شکل نخواهد گرفت. تردیدی نیست که شکاف بین این طیف که از سال ۱۳۹۲ در انتخابات ریاست جمهوری منتهی به پیروزی حسن روحانی شکل گرفت نه تنها ترمیم نشده که حالا گسلی عمیق است.

    در این شرایط به نظر می رسد با توجه به این که فرصت نقد وضع موجود بیش از همه در اختیار طیف سعید جلیلی خواهد بود و می تواند با قرار دادن قالیباف و مجلس دوازدهم در کنار دولت فعلی، لیستی از متهمین برای وضع فعلی را بتراشد، نیروهایش را در قالب منجی های خروج از وضع فعلی وارد عرصه انتخابات خواهد کرد.

    علاوه بر این نباید از جریان شریان نیز غفلت کرد که به صورت جدی در حال سازماندهی خود برای انتخابات شوراها و مجلس آتی است و این جریان هم پوشانی هایی نیز با جریان جلیلی دارد، همان اندازه که با محمدباقر قالیباف و نیروهایش فاصله های قابل توجه دارد.

    جلیلی می داند که هدایت او از طریق نهادهای مختلف و وارد کردن نیروهایش در انتخابات مجلس سیزدهم به بهارستان تنها مسیر و الگوریتمی است که شاید بتواند بالاخره زیر سایه ردصلاحیت های شورای نگهبان او را در مسیر رسیدن به ساختمان پاستور قرار دهد.

    نیت این که او می گوید هرگز به دنبال فتح نبوده هر اندازه مبهم باشد اما رفتارها و خیزهای سیاسی نیروهایش در ماه های اخیر به خوبی گویای این است که تعریف جدیدی از فتح را در دستورکار خود قرار داده اند. الگوریتم سعید جلیلی اینبار حرکت مرحله به مرحله را در نظر دارد تا حضور او در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۷ اگر به روایت خودش تکلیف است اما همراه با تضمینی حداقلی برای پیروزی باشد.

  • دهن کجی صداوسیما به تصمیمات دولت جدید در خصوص اتباع افغان / شبکه مخصوص اتباع به راه افتاد!

    دهن کجی صداوسیما به تصمیمات دولت جدید در خصوص اتباع افغان / شبکه مخصوص اتباع به راه افتاد!

    به گزارش اقتصادران، راه‌اندازی بخش خبری مخصوص اتباع روی آنتن زنده با واکنش‌هایی روبه‌رو شده است.

  • مردم را فدای حوزه‌هایی کردیم که در آن‌ها مزیت نداریم / کسی‌که از ایران رفت و مهاجر شد دشمن ما نیست

    مردم را فدای حوزه‌هایی کردیم که در آن‌ها مزیت نداریم / کسی‌که از ایران رفت و مهاجر شد دشمن ما نیست

    به گزارش اقتصادران، مهاجرت نیروهای متخصص از ایران آن‌قدری شده که سبب‌ساز نگرانی شود، نیروهای متخصصی که در همین کشور آموزش می‌بینند اما زمان بهره‌برداری که می‌رسد مهاجر می‌شوند و از ایران می‌روند، برخی هم خیلی قبل‌تر از آن‌که فارغ‌التحصیل شوند به‌فکر مهاجرت هستند، به‌گفته علی جعفریان رئیس سابق دانشگاه علوم پزشکی تهران: «دانشجوی سال اول پزشکی به‌فکر مهاجرت است.» حالا با همین موضوع نشستی با عنوان «آسیب شناسی مهاجرت نخبگان» در خانه اندیشمندان علوم انسانی ایران برگزار شد. محمدجواد ظریف، وزیر سابق امور خارجه، یکی از سخنرانان این نشست بود، او مهاجرت نخبگان را از سه زاویه زمامداران، مردم، و وضعیتی تحت عنوان ناامیدی بررسی کرد.

    مردم را فدای حوزه‌هایی کردیم که در آن مزیت نداریم

    ظریف در ابتدای سخنان خود با اشاره به فراموش شدن نگاه «انسان محور» توسط زمامداران گفت: «مشکل عمده به نگرش ما برمی‌گردد که مزیت نسبی ایران و انقلاب اسلامی را فدای حوزه‌هایی کردیم که در آن‌ها مزیت نداریم، مهمترین مزیت نسبی ما مردم هستند و نگاه انسان محوری که باعث شد در ابتدای انقلاب نفوذ گسترده‌ای هم در داخل کشور و هم در جهان داشته باشیم، اما به دلایلی نگاه ما از توانمندی نرم‌افزاری به توانمندی‌های سخت‌افزاری منحرف شد، درحالی‌که علاوه بر توسعه، توانمندی و بازدارندگی انسان محور است و ابزار محور نیست.»

    او ادامه داد: «کسی‌که جنگ را مقاومت کرد، کسی‌که در برابر تحریم مقاومت می‌کند، کسی‌که باعث شد جنگ سال ۲۰۰۲ به ایران نیاید و به عراق برود، کسی‌که باعث شد در سال ۲۰۰۸ فردو را نزنند (حمله نظامی) مردم بودند، و هرچه ما از این مردم دور شدیم توانمندی و جذابیت‌مان برای مردم کمتر شد. لذا جاذبه‌ای نیست که مردم را نگه دارد و جذب کند، این مشکل مربوط به سامانه زمامداری است که به مهاجرت نخبگان می‌انجامد.»

    صداو سیما ذلت و ناامیدی برسازی می‌کند

    محمدجواد ظریف در بخش دوم سخنان خود به بازتولید نا امیدی در جامعه اشاره کرد و آن را یکی از دلایل مهاجرت نخبگان دانست، او گفت: «مشکل دوم در افزایش مهاجرت بین سامانه زمامداری و مردم وجود دارد، که آن امید به آینده است، هرکسی که می‌خواهد مهاجرت کند نگران آینده است، جوان برای آینده خودش نگران است و افراد میانسال برای آینده فرزندانشان نگران هستند، لذا امید به آینده ارتباط بسیار مستقیمی با مهاجرت دارد.»

    ظریف ادامه داد: «مهاجرت معکوس نخبگان در سال‌های ۹۴-۹۵ در حال شکل‌گیری بود، برای این‌که امید ایجاد شده بود، همان امید بود که میزان تورم را پایین آورد وگرنه اتفاق اقتصادی نیفتاده بود، متاسفانه خودمان امید را نابود کردیم، چون امید مانند عزت تا حد زیادی برساخته است دستگاه تبلیغاتی می‌تواند امید و عزت را برسازی کند، اما ما متاسفانه با یک سیاست منسجم ناامیدی و ذلت را در این کشور برسازی کردیم.»

    وزیر سابق امور خارجه با ذکر یک خاطره بیان کرد: «من درکربلا بودم یک برادر جانباز حزب‌الله لبنان به من گفت که شما برای اسلام و تشیع عزت آفریدی، در همان کربلا یک آقای روحانی به من گفت خدا ذلیلت کند که ما را ذلیل کردی، چطور می‌شود که یک مجاهد لبنانی فکر می‌کند که ما عزت آفریدیم اما یک روحانی ایرانی فکر می‌کند که ما ذلت آفریدیم؟ او پای تلویزیون لبنان نشسته و واقعیت‌ها را دیده اما این روحانی ایرانی پای صدا و سیما نشسته که یک بمباران ذلت آفرین است. آقای اوباما گفت «اگر می‌توانستم یک پیچ و مهر از برنامه هسته‌ای ایران باقی نمی‌گذاشتم ولی نمی‌توانم.»، اما تلویزیون ایران قسمت «ولی نمی‌توانم» را منتشر نمی‌کند، یعنی به‌جای این‌که از حرف اوباما عزت و امید برسازی کند، ذلت و ناامیدی برسازی می‌کند، در این وضعیت جوان ما چه‌کار کند؟ نتیجه‌اش این می‌شود که جوان ]از کشور[ می‌رود.»

    کسانی که مهاجرت می‌کنند عموما نمی‌دانند آن طرف چه خبر است

    وزیر امور خارجه در دولت‌های یازدهم و دوازدهم به اشاره به سهم مردم در افزایش مهاجرت گفت: «آن‌چه که از جانب مردم به مهاجرت می‌انجامد آرزومندی است، یعنی فاصله بین آرزوها و واقعیت‌ها، کسانی که مهاجرت می‌کنند عموما نمی‌دانند آن طرف چه خبر است بلکه فقط آرزوهایی دارند، من راجع به کسانی‌که ناگزیر به مهاجرت هستند صحبت نمی‌کنم، صحبت من درباره گروهی است که براساس آرزومندی مهاجرت می‌کنند.»

    او ادامه داد: «این مشکل از زمان صفویه در جامعه ایرانی بوده است، یعنی سیاست و برنامه‌ریزی براساس آرزوی‌های ما است، یک بار یکی از اساتید اقتصاد به من گفت تمام برنامه‌های توسعه ما از زمان پهلوی تا کنون براساس آرزو بوده نه واقعیت، ما آرزو می‌کنیم که خارج برویم وضع‌مان بهتر می‌شود اما در بسیاری از موارد بهتر نمی‌شود، به عنوان کسی‌که بیش از ۳۰ سال در خارج از کشور بوده‌ام بگویم که جز معدودی زندگی بسیار معمولی دارند که با همان زندگی در ایران راضی نمی‌شدند.»

    محمد جواد ظریف برای جمع بندی بخش اول صحبت‌هایش گفت: «فاصله گرفتن از انسان به عنوان اهرم قدرت، ایجاد ناامیدی، و برنامه ریزی براساس آرزو را دلایل اصلی مهاجرت می‌دانم.»

    ایرانی خارج از کشور برای ما یک فرصت است نه یک تهدید

    بخش دوم صحبت‌های وزیر سابق امور خارجه کشورمان درباره مهاجرت به ایرانی‌های هجرت کرده و مهاجران خارج از کشور معطوف شد، ظریف گفت: «مهاجرت یک واقعیت تلخ است، اما نگاه ما به جهان تهدید محور است، نگاه ما به محیط همسایگی هم تهدید محور است، چرا من گفتم میدان به دیپلماسی غلبه می‌کند؟ برای این‌که تهدید بر فرصت غلبه می‌کند. نگاه تهدید محور نمی‌تواند مبنای توسعه باشد، ما به مهاجرت هم به عنوان تهدید نگاه می‌کنیم درحالی‌که ایرانی خارج از کشور برای ما یک فرصت است نه یک تهدید، نخبه ما در خارج از کشور برای ایران یک فرصت است نه یک تهدید، ما باید زمینه را برای جذب فرصت‌ها فراهم کنیم.»

    او ادامه داد: «به هر دلیلی یک نفر از ایران مهاجرت کرده است، باید نگرش را عوض کنیم که کسی‌که از ایران رفت و مهاجر شد دشمن ما نیست، کسی‌که خارج نشین شد همان‌قدر که من ایران را دوست دارم او هم ایران را دوست دارد، همان‌قدر که من نگران آینده ایران هستم او هم نگران آینده ایران است، همان‌قدر که من نگران اسم خلیج فارس هستم او هم نگران اسم خلیج فارس است، همان‌قدر که من از تحریم بدم می‌آید او هم بدش می‌آید. چهار نفر که خارج از کشور برای منافع شخصی خودشان دکان باز کرده‌اند ما را به اشتباه نیندازند که تمام جامعه ایرانی خارج از کشور مثل آن‌ها هستند، جامعه ایرانی خارج از کشور وطن پرست است، عرق ملی دارد و دنبال آبادانی کشورش است.»

    او بیان کرد: «چرا ایرانی خارج از کشور نباید احساس کند که راحت می‌تواند به کشورش بیاید، چرا نباید احساس کند که هر زمان که خواست می‌تواند به ایران بیاید و در دانشگاه تدریس کند و بعد هم از ایران خارج شود، چرا احساس آرامش را برای ایرانی خارج از کشور فراهم نمی‌کنیم؟ چرا ایرانی خارج از کشور نباید احساس کند وقتی به سفارت و سرکنسولگری ایران می‌رود به خانه خودش رفته است؟ من همیشه به ایرانی‌های خارج از کشور می‌گفتم اینجا (سفارت) برای شماست ما مستاجر هستیم.»

    ظریف در پایان گفت: «حال که واقعیت مهاجرت کردن از ایران وجود دارد، اما حداقل با تغییر نگرش نسبت به کسانی‌که مهاجرت کردند بهترین رفتار را داشته باشیم، ایرانی خارج از کشور را از خودمان بدانیم، او را فرصت بدانیم، ایرانی هرجا که هست پایه قدرت ملی ما است، بپذیریم که بزرگ‌ترین منبع قدرت برای ایران، ایرانی است، بزرگ‌ترین بازدارنده در مقابل تهدیدها ایرانی داخل کشور و خارج از کشور است.»