برچسب: صداوسیما

  • رسانه ملی؛ از سانسور و تحریف تا بودجه‌خواری!

    رسانه ملی؛ از سانسور و تحریف تا بودجه‌خواری!

    به گزارش اقتصادران، صداوسیما یکبار دیگر گلایه مسعود پزشکیان را به دنبال داشت. او در دیدار با رئیس و جمعی از مدیران سازمان صدا و سیما با انتقاد از طرح برخی تحلیل‌های غیرواقعی در برنامه‌های رسانه‌ای، اظهار داشت: گاهی برخی کارشناسان در رسانه ملی سخنانی مطرح می‌کنند که با واقعیت‌های جاری کشور و روندهای موجود فاصله جدی دارد، اما دولت به‌منظور جلوگیری از اختلاف و حفظ آرامش جامعه، از واکنش و موضع‌گیری پرهیز می‌کند.

    پزشکیان همچنین در به موضوع مذاکرات و نحوه بازتاب آن در رسانه‌ها اشاره کرد و گفت: در مواردی، کلیپ‌هایی از بیانات رهبر شهید انقلاب درباره مذاکره به‌گونه‌ای بازنشر می‌شود که گویا نظام به‌صورت مطلق مخالف هرگونه مذاکره بوده است، در حالی که رهبر شهید هیچ‌گاه با مذاکره عزتمندانه، مبتنی بر اقتدار و در چارچوب منافع ملی مخالفت نداشتند و در دیدارهایی که با معظم‌له داشتیم، نگاه ایشان همواره مبتنی بر حفظ عزت، حکمت و مصلحت نظام بود.

    تیغ سانسور جام‌جم روی سخنان رئیس‌جمهور

    این اولین باری نیست که پزشکیان از صداوسیما صریحا انتقاد می‌کند. ۲۰ بهمن پارسال وقتی مراسم بهره‌برداری ۷۵۰ مگاوات نیروگاه خورشیدی از صداوسیما پخش می‌شد، مجری مراسم خواستار مدیریت زمان جلسه به علت پخش از شبکه خبر۲ شد. اما پزشکیان پاسخ داد «شبکه خبر خیلی مهم نیست. ما داریم کار خودمان را می کنیم تو نگران نباش. شبکه خبر به جای آن حرف‌های بی‌ربط از این حرف‌ها بزند که مردم هم بدانند [صداوسیما] دارد کمک می‌کند.» این چند جمله باعث شد که مسئولان صداوسیما پخش این برنامه را متوقف کنند و به جای آن نطق نماینده عضو جبهه پایداری در مجلس را پخش کنند.

    بعد از این ماجرا صداوسیما بخش‌هایی از سخنرانی رئیس‌جمهور در ۲۲ بهمن را که به اعتراضات دی ۱۴۰۴ مربوط بود در بخش‌های خبری خود انعکاس نداد و در ادامه نشست رئیس‌جمهور با خانواده‌های جانباختگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ در سفر به استان گلستان در بخش‌های خبری صداوسیما سانسور شد. بخش خبری ۲۰:۳۰ با تحریفی عجیب عنوان این دیدار آن را دیدار با خانوادهای شهدا و ایثارگران استان نامید.

    صداوسیما میلی به دیپلماسی ندارد

    انتقادات اخیر پزشکیان هم درباره عملکرد صداوسیما در مورد مذاکرات بار دیگر سانسور شد. موضع‌گیری آشکار صداوسیما در مورد مذاکرات و قرار گرفتن در برابر در دولت‌ البته موضوع تازه ای نیست. در دولت حسن روحانی هم که مذاکرات هسته‌ای در ژنو و وین آغاز شده بود، این سازمان پیام‌هایی درباره سازشکاری مخابره می‌کرد. تا جایی که رئیس دولت شخصا در سخنرانی‌هایش می‌گفت که صداوسیما بذر ناامیدی می‌پاشد. کلیدواژه «رسانه میلی» از همان زمان به ادبیات منتقدان جام‌ جم اضافه شد؛ زمانی که رئیس دولت گفت صداوسیما باید رسانه باید ملی باشد، نه میلی. هرچند دستفرمان صداوسیما با با تغییر روسای این سازمان همان بوده، در دوره پیمان جبلی این موضوع نمود بیشتری پیدا کرد.

    وقتی بلندگوی جریان اقلیت در برابر تصمیمات حاکمیتی قرار می گیرد

    عملکرد همسوی جام جم با مخالفان مذاکرات در حالی است که در ساختار سیاسی ایران نظرات وزیر خارجه، دولت و حتی رئیس جمهور در مورد مذاکره تعیین کننده نیستند بلکه فقط مجری شناخته می شوند. مذاکره در شورای عالی امنیت ملی که نهادی فرادستی با حضور روسای قوا، فرماندهان نظامی و مسئولان اطلاعاتی است تصمیم گیری می شود و در نهایت هم این تصمیم باید به تایید رهبری برسد. همین مطلب که رئیس مجلس در راس تیم مذاکره کننده ایران قرار گرفته است هماهنگی در کلان کشور برای انجام مذاکرات را نشان می دهد.

    صداوسیما که از بودجه عمومی استفاده می کند بیشتر از آنکه در مقام یک رسانه فراگیر نگاه حداکثری جامعه را منعکس کند بازتاب دهنده نگاه های سیاسی حداقلی در کشور شده است. اما عملکرد صداوسیما را حتی به تعبیری نمی‌توان حاکمیتی دانست چراکه رئیس سازمان صداوسیما علاوه بر شرکت در جلسات دولت، در جلسات شورای عالی امنیت ملی هم بدون آنکه حق رای داشته باشد شرکت می کند و حضور او در این جلسات صرفا برای هماهنگی های بیشتر با تصمیمات حاکمیتی است. این مطلب نشان می دهد صداوسیما در برخی موارد حتی بیش‌تر از آنکه تریبونی برای حاکمیت باشد، بولتنی برای گروه‌هایی است که بقایشان در نفی مذاکره است؛ گروه‌هایی مثل جبهه پایداری که وحید جلیلی قائم مقام صداوسیما به آن تعلق دارد.

    غلبه نگاه جناحی بر تحلیل‌های کارشناسی

    در حالی که که یک وظیفه یک رسانه انعکاس دقیق و راستی آزمایی شده اطلاعات و واقعیات است، در رویکرد ایدئولوژیک صداوسیما مطلبی که با اهداف سیاسی صداوسیما و جبهه پایداری همخوانی داشته باشد از تریبون این سازمان شنیده می شود. جز اینکه کارشناسان و تحلیل‌گران حرفه‌ای که در شرایط بحرانی حرفی برای گفتن دارند، در دسته غیرخودی‌ها قرار می گیرند، کارشناسان صداوسیما را معمولا افرادی تشکیل می دهند که تحصیلات و پیشینه آن‌ها در مواردی نامعلوم است و درمواردی هم زیر سایه سخنان حرف‌های ایدئولوژیک و جناحی آن‌ها قرار می گیرد.

    پول از دولت، تخریب از جام‌جم

    با این حال مسعود پزشکیان جز یکی دو مورد انتقاد علنی از صداوسیما عملکرد دیگری در خصوص رفتارهای تقابل‌آمیز صداوسیما نشان نداده است. او در حالی از صداوسیما گلایه می کند که این سازمان به رغم داشتن درآمد ناشی از تبلیغات، هم‌زمان از بودجه عمومی استفاده می‌کند. بسیاری از ناظران در یکی دو سال گذشته به پزشکیان هشدار داده بودند که تا زمانی که صداوسیما از پول بدون زحمت دولتی استفاده می‌کند نه فقط نشانه‌ای از ارتقای سطح رسانه‌ای در آن دیده نمی‌شود بلکه رفتارهای جناحی خود را بیش‌تر نمایش خواهد داد. از این جهت به نظر می‌رسد پزشکیان تا زمانی که صدای منتقدین را نمی‌شنود باید این تقابل‌ها از رسانه ملی را تحمل کند؛ تقابلی که به نوعی می‌توان آن را هجمه خودساخته دانست.

  • صداوسیما در تسخیر رانتخواران!!

    صداوسیما در تسخیر رانتخواران!!

    به گزارش اقتصادران، در دوره‌ای که دیوار اعتبار رسانه ملی هر روز کوتاه‌تر از دیروز می‌شود و آمار مخاطبانش طبق نظرسنجی‌های رسمی و غیررسمی به شکلی معناداری سقوط می‌کند، گویی مأموریت جدیدی برای برخی چهره‌های نورسیده تعریف شده است؛ «تکمیل پروژه خالص‌سازی از طریق اخراج مردم!»

    بهانه جدید برای بازخوانی پرونده سقوط آزاد جام‌جم، اظهارات شاذ و جنجالی «محمدرضا شهبازی»، مجری محبوب طیف تندرو در تلویزیون است. او که پیش از این نیز با ادبیات خاص خود هزینه‌های گزافی را بر دوش این سازمان گذاشته بود، این بار تیر خلاص را به پیکر نیمه‌جان مدارا و حقوق شهروندی شلیک کرد و در واکنش به مطالبات عمومی برای بهبود کیفیت زیرساخت‌های دیجیتال، با لحنی تحکم‌آمیز گفت: «اگر خیلی به اینترنت پرسرعت و این چیز‌ها علاقه دارید، برید افغانستان و سوریه!»

    فرمان ایست به مطالبات ملی!

    این نخستین بار نیست که از آنتن رسانه‌ای که با بودجه عمومی و از جیب تک‌تک ایرانیان (با هر گرایش و سلیقه‌ای) اداره می‌شود، پیام «جمع کنید و بروید» صادر می‌شود. پیش‌تر نیز زینب ابوطالبی در همین قاب، به صراحت اعلام کرده بود که ایران متعلق به حزب‌اللهی‌ها و سلحشوران است و هر کس نمی‌پسندد، برود. اما تفاوت شهبازی با اسلاف خود در این است که او نه‌تنها یک میهمان گذری، بلکه ویترین جریانی است که با تکیه بر رانت‌های سیاسی، صداوسیما را به حیات خلوت خود تبدیل کرده‌اند.

    نسخه مهاجرت به افغانستان و سوریه، تنها یک توهین به شعور مخاطب نیست؛ بلکه نشانه عمیق یک بحران ساختاری است. جریانی که در سال‌های اخیر با شعار «تحول»، چهره‌های استخوان‌خردکرده و محبوب را از آنتن حذف کرد، اکنون به مرحله‌ای رسیده است که حتی مطالبه برای ابتدایی‌ترین ابزار زیست مدرن یعنی اینترنت را برنمی‌تابد و منتقدان را به خروج از مرز‌ها حواله می‌دهد.

    زمان بازنگری در صداوسیما

    این اظهارات نه تنها در شبکه‌های اجتماعی با موجی از خشم و انزجار همراه شد، بلکه صدای دولتمردان سابق و چهره‌های میانه را نیز درآورد. محمود واعظی، رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور در دولت دوازدهم و قائم‌مقام حزب اعتدال و توسعه، در واکنشی تند در شبکه ایکس (توییتر سابق) نوشت: «مخاطب رسانه ملی باید همه ایرانیان باشند. تقلیل جایگاه به تریبون جناح خاص موجب کاهش اعتبار، مخاطب و تقویت رسانه‌های خارجی می‌شود. صداوسیما باید آینه تنوع سلایق جامعه باشد و از دوقطبی‌سازی که موجب تضعیف انسجام ملی می‌شود، پرهیز کند؛ لذا زمان بازنگری فرا رسیده است.»

    هشدار واعظی درباره تقویت رسانه‌های خارجی، نکته‌ای است که بار‌ها کارشناسان رسانه بر آن تاکید کرده‌اند. وقتی رسانه داخلی به جای میزبانی از مطالبات مردم، به آنها توهین می‌کند، عملاً مخاطب را به سوی ماهواره‌ها و رسانه‌های فرامرزی هل می‌دهد. این یعنی صداوسیما با دست خود، زمین بازی را به رقبا واگذار کرده است.

    محمد عطریانفر، فعال سیاسی و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، نیز با نقدی صریح به عملکرد صداوسیما خواستار روشن شدن تکلیف این رسانه شد. او معتقد است که رفتار فعلی صداوسیما نه تنها باعث شکاف اجتماعی می‌شود، بلکه با روح قانون اساسی که این سازمان را تحت نظارت قوای سه‌گانه می‌داند، در تضاد است. این در حالی است که شورای نظارت بر صداوسیما عملاً به نهادی خنثی تبدیل شده که هیچ قدرتی در برابر حلقه‌های بسته مدیریتی در جام‌جم ندارد.

    پناه بردن به رانت سیاسی در غیاب رتبه رسانه‌ای

    سوالی که افکار عمومی و فعالان رسانه‌ای از مدیریت ارشد صداوسیما می‌پرسند این است که محمدرضا شهبازی از چه پشتوانه سیاسی و حاشیه امنی برخوردار است که علیرغم هزینه‌تراشی‌های مکرر برای نظام، همچنان با همان «دست‌فرمان» ادامه می‌دهد؟

    برخی تحلیلگران معتقدند که او و امثال او، نه به خاطر توانمندی حرفه‌ای، بلکه به دلیل مأموریت در «پروژه خالص‌سازی» مقابل دوربین نشسته‌اند. گویی رسانه ملی در تسخیر رانت‌خواران رسانه‌ای قرار گرفته است که هیچ نسبتی با ملی بودن ندارند. صداوسیما مدت‌هاست که از یک نهاد ملی به یک ارگان جناحی تقلیل یافته و افرادی مانند شهبازی، خروجی رویکرد و منطقی هستند که وفاداری را بر تخصص و ادب ترجیح می‌دهد.

    رسانه ملی یا موتور تولید نفرت؟

    در بحبوحه‌ای که ایران با پیچیده‌ترین تنگنا‌های اقتصادی و فشار‌های خارجی دست و پنجه نرم می‌کند و بیش از هر زمان دیگری به انسجام و «وحدت ملی» برای عبور از بحران‌ها نیاز است، تماشای چنین صحنه‌هایی در رسانه رسمی، چیزی جز پاشیدن نمک بر زخم عمیق مردم نیست. این یک تناقض آشکار و گزنده است؛ از یک سو تریبون‌های رسمی مدام از لزوم حضور مردم در صحنه و فداکاری برای منافع ملی سخن می‌گویند و از سوی دیگر، رسانه‌ای که با بودجه عمومی اداره می‌شود، به بخشی از همین مردم با وقاحت تمام می‌گوید: «اگر ناراضی هستید، بروید افغانستان!»

    پرسش اساسی اینجاست که اگر قرار است این دستگاه عریض و طویل تنها به کام یک اقلیت خاص باشد، چرا فاکتور هزینه‌های گزاف آن از سفره عمومی و جیب تمام ملت پرداخت می‌شود؟

    این نوع ادبیات «اخراج‌محور»، تنها یک لغزش زبانی ساده نیست؛ بلکه بازتولید یک تفکر خطرناک و رادیکال است که کشور را ملک طلق خود و هم‌فکرانشان می‌داند. در این جهان‌بینی کج‌ومعوج، اکثریت جامعه نه صاحبان حق، بلکه مستأجرانی فرض می‌شوند که یا باید تابع بی‌چون‌وچرای اقلیت باشند و یا بار سفر ببندند.

    این منطق که «هر کس مثل ما فکر نمی‌کند، جایش اینجا نیست»، بزرگ‌ترین ضربه به مفهوم وطن و هویت ملی است. تبدیل کردن حق شهروندی به یک امتیاز جناحی، فرآیندی است که در آن رسانه ملی عملاً به موتور تولید نفرت و دوقطبی‌سازی تبدیل شده و به‌جای آنکه چتر حمایت خود را بر سر تمام ایرانیان بگستراند، به ابزاری برای تحقیر و راندن آنها بدل گشته است.

    در جست‌وجوی بقا در حاشیه

    واقعیت این است که صداوسیما مدت‌هاست اعتبار خود را در نزد افکار عمومی از دست داده است. کوچ ستارگان محبوب، حذف برنامه‌های پرمخاطب مانند «نود» و جایگزینی آنها با برنامه‌هایی که بیشتر به بیانیه‌های سیاسی شباهت دارند تا جُنگ‌های تلویزیونی، گویای این مدعاست. اما فاجعه اصلی زمانی رخ می‌دهد که همین تتمه اعتبار باقی مانده نیز قربانی لجبازی‌های سیاسی می‌شود.

    مجریانی مانند شهبازی که گمان می‌کنند با توهین به مطالبات مردم (مانند اینترنت پرسرعت که نیاز حیاتی کسب‌وکار‌های مدرن است) در حال دفاع از ارزش‌ها هستند، در واقع بزرگترین ضربه را به نظام و کارآمدی آن می‌زنند. آنها با تقلیل سطح دغدغه‌های مردم به مسائل پیش‌پاافتاده و حواله دادن منتقدان به کشور‌های جنگ‌زده، عملاً تصویر کشوری به بن‌بست خورده را مخابره می‌کنند که در آن هیچ امیدی به بهبود اوضاع نیست.

    نیاز رسانه ملی به جراحی فوری

    آنچه از برآیند واکنش‌ها برمی‌آید، یک مطالبه عمومی برای پایان دادن به هرج‌ومرج کلامی در صداوسیماست. اگر این سازمان همچنان اصرار دارد که تریبون یک جناح خاص بماند، دست‌کم باید هزینه آن را همان جناح بپردازد، نه مردمی که در صف گوشت و مرغ با تورم روزافزون دست و پنجه نرم می‌کنند و شب‌ها باید شاهد توهین‌های مجریان خود تحلیلگر پندار تلویزیون باشند.

    مدیریت پیمان جبلی در صداوسیما که با شعار «تحول» آغاز شد، اکنون در آزمونی سخت قرار دارد. آیا او توان برخورد با نیرو‌های خودسر آنتنی را دارد یا اینکه جام‌جم همچنان در تسخیر رانت‌خوارانی خواهد ماند که تنها هنرشان، دوقطبی‌سازی و هزینه‌تراشی است؟

    تا زمانی که منطق «برید افغانستان و سوریه» بر اتاق‌های فکر صداوسیما حاکم باشد، نمی‌توان انتظار داشت که این رسانه دوباره به «دانشگاه عمومی» تبدیل شود. امروز، جام‌جم بیش از هر زمان دیگری به یک خانه‌تکانی اساسی نیاز دارد؛ پیش از آنکه آخرین مخاطبانش نیز برای همیشه دکمه خاموش گیرنده‌های خود را بفشارند.

  • خودویرانگری به سبک رسانه ملی؟!

    خودویرانگری به سبک رسانه ملی؟!

    به گزارش اقتصادران، ورود به هشتمین هفته قطع اینترنت در بیش از ۵۰ روزی که از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران می‌گذرد و به‌تبع آن قطع بیشتر راه‌های ارتباطی و رسانه‌ای، موجب شده است رسانه‌های داخلی ازجمله صداوسیما که عنوان «رسانه ملی» را هم بر دوش می‌کشد در کنار خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها به تنها منابع خبری تبدیل شوند که دسترسی به آن‌ها برای همه میسر است و نیازمند اندیشیدن تمهیداتی خاص نیست. در این میان، صداوسیما آن‌طور که به نظر می‌رسد، با کنداکتوری متنوع در دسته‌بندی‌هایی چون «تحلیل‌ها و ویژه‌های جنگ رمضان»، «دفاع مقدس سوم» و برنامه‌های «گفت‌وگومحور» دست به کارِ رساندن اخبار و ارائه تحلیل و گزارش و گفت‌وگو در مورد جنگ شد. «جریان»، «سیاست خارجی»، «روی خط خبر»، «ثریا» و… ازجمله برنامه‌های گفت‌وگومحور تلویزیوند که اگرچه در ظاهر متنوع به نظر می‌رسند اما محدویت‌هایی چون حضور نام‌های تکراری در کنار گرایشات سیاسی هم‌سوی آن‌ها با یکدیگر، نشان می‌دهد که هشدارهای سالیانِ سال استادان علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری، کارگر نیفتاده است و در، بر همان پاشنه‌ای که می‌چرخید، می‌چرخد. نکته‌ای که روزنامه ابتکار هم در گزارشی با عنوان «فرصت‌سوزی تاریخی جام‌جم در تاریکی اینترنت» به آن اشاره کرده و نوشته است: … جواد لاریجانی، سعید جلیلی، حسین شریعتمداری، فواد ایزدی، محمد مرندی، مرتضی سیمیاری، مصطفی خوش‌چشم و… ازجمله نام‌های پرتکرار خط مقدم برنامه‌های گفت‌وگومحور تلویزیون هستند… ضمن این که برخی از کارشناسان نیز در حالی وارد قاب تلویزیون شده‌اند که نه فقط برای مخاطب بلکه حتی برای بسیاری از رسانه‌ها هم ناشناسند.

    جایی برای میانه‌روها نیست/ خودویران‌گری به سبک صداوسیما/ داده‌های آماری: تصویری از یکدستی سیاسی

    چهره‌هایی که مهمان محمدجعفر خسروی شدند/ کارشناس ثابت؛ مهدی خانعلی‌زاده

    برنامه «سیاست خارجی» از شبکه سه، در بخشی که با اجرای امیرحسین طهماسبی روی آنتن می‌رفت به شکل ثابت میزبان مهدی خانعلی‌زاده، تهیه‌کننده و سردبیر این برنامه، به‌عنوان کارشناس بود.‌ در بخشی که با اجرای محمدجعفر خسروی پخش می‌شد اما مهمانانی ازجمله؛ علی خضریان (عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی)، حسین پاک (کارشناس مسائل منطقه و محور مقاومت)، آیت‌الله سیدمحمدمهدی میرباقری (عضو مجلس خبرگان رهبری)، حجت‌الاسلام سیدجانعلی کاظمی (عالِم شیعیان پاکستان)، محسن مهدیان (مدیرمسئول موسسه همشهری) و روح‌الله متفکرآزاد (عضو هیات‌رئیسه مجلس شورای اسلامی) بودند.

    کارشناس

    عنوان

    گرایش سیاسی

    علی خضریان

    نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس

    از اعضای شورای مرکزی جبهه پایداری انقلاب

    آیت‌الله سیدمحمدمهدی میرباقری شاهروردی

    نماینده مردم سمنان در مجلس خبرگان رهبری

    رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم- هم‌سنگ محمدتقی مصباح‌یزدی، پدر معنوی جبهه پایداری و ادامه دهنده‌ راه او

    محسن مهدیان

    مدیرمسئول موسسه همشهری از آبان ۱۴۰۰

    اصولگرا (از نیروهای قدیمی روزنامه «همشهری» با سابقه کار به‌عنوان معاون خبر در خبرگزاری فارس)

    روح‌الله متفکرآزاد

    نماینده آذرشهر، اسکو و تبریز-

     عضو هیأت‌رئیسه و کمیسیون انرژی مجلس

    سیاستمدار اصولگرا (کاندیداهای شورای ائتلاف نیروهای انقلاب)

    چهره‌هایی که علیرضا زادبر از آن‌ها میزبانی کرد/ از سعید جلیلی تا حسین شریعتمداری 

    جایی برای میانه‌روها نیست/ خودویران‌گری به سبک صداوسیما/ داده‌های آماری: تصویری از یکدستی سیاسی

    کارشناس

    عنوان

    گرایش سیاسی

    سعید جلیلی

    نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی

    سیاستمدار نزدیک به جبهه پایداری انقلاب اسلامی

    میثم مهدیار

    جامعه‌شناس

    معاون پژوهشی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات

    محمدهادی محمودی

    پژوهشگر فلسفه و عرفان

    مدیر اندیشکده علم و سیاست فارسی

    شهریار زرشناس

    پژوهشگر حوزه‌ فلسفه و سیاست

    عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

    علیرضا شفاه

    دانشجوی دکترای فلسفه علم و فناوری

    عضو شورای علمی موسسه علم و سیاست اشراق

    محمدباقر خرم‌شاد

    استاد علوم سیاسی

    عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

    حسین شریعتمداری

    مدیرمسئول روزنامه کیهان

    اصولگرا

    علی انتظاری

    استاد دانشگاه

    مدیرگروه سابق جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی

    عباس سلیمی‌نمین

    مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران

    فعال سیاسی اصولگرا

    علیرضا بلیغ

    دانشجوی دکتری فلسفه‌ علم و فناوری

    معاون اندیشکده فرهنگی-اجتماعی دفتر بررسی‌های راهبردی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت

    اسماعیل  نوده‌فراهانی

    دانش‌آموخته دکتری دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

    پژوهشگر مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی

    مهدی ارزقی

    کارشناس حوزه غرب آسیا

    مدیر گروه تعاملات خارجی اندیشکده ایتان

    اباصالح تقی‌زاده

    دکتری علوم سیاسی

    دبیر شورای علمی موسسه علم‌وسیاست اشراق

    سیدعلی کشفی

    دکتری سیاست‌گذاری فرهنگی

    مدیرمسئول و عضو شورای علمی

     مؤسسه علم و سیاست اشراق

    مرتضی سیمیاری

    تحلیلگر مسائل بین‌الملل

     کارشناس امنیتی حوزه مقاومت

    مقاله‌نویس روزنامه «جوان» و تحلیل‌گر رسانه‌های موسوم به انقلابی

    حسن حسن خانی

    مدرس دانشگاه و پژوهشگر اقتصادی

    براساس Bio توئیتر: علاقمند به مدل‌سازی عامل بنیان (ABM)

    سیدحسین شهرستانی

    دکترای جامعه‌شناسی از دانشگاه تهران

    معاون پژوهشی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی

    ابوالفضل اقبالی

    عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا

    مدیر اندیشکده زن و جامعه

    مهدی تکلو

    دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

    مدیر دفتر مطالعات جنسیت و جامعه

    فرزاد جهان‌بین

    دانشیار دانشگاه شاهد

    معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی

    فواد ایزدی

    دانش‌آموخته ارتباطات جمعی، مدرس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران

    از چهره‌های نزدیک به سعید جلیلی و جبهه پایداری

    محمدحسین رجبی دوانی

    متخصص تاریخ صدر اسلام

    مشاور رئیس سازمان صداوسیما (اگرچه پیمان جبلی می‌گوید رجبی‌دوانی، نسبتی سازمانی با او ندارد)

    احسان خاندوزی

    اقتصاددان

    وزیر اقتصاد دولت سیزدهم- سیاستمدار اصولگرا

    مجید شاه‌حسینی

    رئیس فرهنگستان هنر

    دانش‌آموخته پزشکی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و پژوهشگر و مدرس حوزه سینما

    جواد لاریجانی

    دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه و رئیس پژوهشگاه دانش‌های بنیادی

    اصولگرا

    سیدجلال دهقانی فیروزآبادی

    استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی

    دبیر شورای راهبردی روابط خارجی

    موسی نجفی

     ریاست پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

    صاحب «نظریه تکوین و تکون هویت ملی ایرانیان» در کرسی‌های نظریه‌پردازی

    علیرضا شجاعی زند

    جامعه‌شناس و دانشیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس

    از اعضای کلیدی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

    حجت‌الاسلام سیدسعیدرضا عاملی

    عضو شورای عالی فضای مجازی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو هیئت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران

    اصولگرا

    برنامه تلویزیونی «جریان»، آن‌طور که روابط عمومی شبکه یک می‌گوید، برنامه‌ای در حوزه مسائل سیاسی است که به بررسی تحولات کشور از منظر راهبردی می‌پردازد. گروه سیاسی شبکه یک، «جریان» را با اجرای علیرضا زادبر با هدف «آگاهی مردم، خصوصاً نسل جوان با تحولات روز کشور و جهان از منظر راهبردی» پخش می‌کند. ازجمله مهمانان این برنامه که گرایش سیاسی‌شان قابل تشخیص بوده است (در فاصله آغاز جنگ تا امروز) می‌توان به نام‌های زیر اشاره کرد:

    ازجمله کارشناسان حضوری یا تلفنی برنامه «روی خط خبر» (شبکه خبر) نیز می‌توان به این نام‌ها اشاره کرد:  

    کارشناس

    عنوان

    گرایش سیاسی

    سعید جلیلی

    نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی

    سیاستمدار نزدیک به جبهه پایداری انقلاب اسلامی

    میثم مهدیار

    جامعه‌شناس

    معاون پژوهشی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات

    محمدهادی محمودی

    پژوهشگر فلسفه و عرفان

    مدیر اندیشکده علم و سیاست فارسی

    شهریار زرشناس

    پژوهشگر حوزه‌ فلسفه و سیاست

    عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

    علیرضا شفاه

    دانشجوی دکترای فلسفه علم و فناوری

    عضو شورای علمی موسسه علم و سیاست اشراق

    محمدباقر خرم‌شاد

    استاد علوم سیاسی

    عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

    حسین شریعتمداری

    مدیرمسئول روزنامه کیهان

    اصولگرا

    علی انتظاری

    استاد دانشگاه

    مدیرگروه سابق جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی

    عباس سلیمی‌نمین

    مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران

    فعال سیاسی اصولگرا

    علیرضا بلیغ

    دانشجوی دکتری فلسفه‌ علم و فناوری

    معاون اندیشکده فرهنگی-اجتماعی دفتر بررسی‌های راهبردی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت

    اسماعیل  نوده‌فراهانی

    دانش‌آموخته دکتری دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

    پژوهشگر مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی

    مهدی ارزقی

    کارشناس حوزه غرب آسیا

    مدیر گروه تعاملات خارجی اندیشکده ایتان

    اباصالح تقی‌زاده

    دکتری علوم سیاسی

    دبیر شورای علمی موسسه علم‌وسیاست اشراق

    سیدعلی کشفی

    دکتری سیاست‌گذاری فرهنگی

    مدیرمسئول و عضو شورای علمی

     مؤسسه علم و سیاست اشراق

    مرتضی سیمیاری

    تحلیلگر مسائل بین‌الملل

     کارشناس امنیتی حوزه مقاومت

    مقاله‌نویس روزنامه «جوان» و تحلیل‌گر رسانه‌های موسوم به انقلابی

    حسن حسن خانی

    مدرس دانشگاه و پژوهشگر اقتصادی

    براساس Bio توئیتر: علاقمند به مدل‌سازی عامل بنیان (ABM)

    سیدحسین شهرستانی

    دکترای جامعه‌شناسی از دانشگاه تهران

    معاون پژوهشی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی

    ابوالفضل اقبالی

    عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا

    مدیر اندیشکده زن و جامعه

    مهدی تکلو

    دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

    مدیر دفتر مطالعات جنسیت و جامعه

    فرزاد جهان‌بین

    دانشیار دانشگاه شاهد

    معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی

    فواد ایزدی

    دانش‌آموخته ارتباطات جمعی، مدرس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران

    از چهره‌های نزدیک به سعید جلیلی و جبهه پایداری

    محمدحسین رجبی دوانی

    متخصص تاریخ صدر اسلام

    مشاور رئیس سازمان صداوسیما (اگرچه پیمان جبلی می‌گوید رجبی‌دوانی، نسبتی سازمانی با او ندارد)

    احسان خاندوزی

    اقتصاددان

    وزیر اقتصاد دولت سیزدهم- سیاستمدار اصولگرا

    مجید شاه‌حسینی

    رئیس فرهنگستان هنر

    دانش‌آموخته پزشکی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و پژوهشگر و مدرس حوزه سینما

    جواد لاریجانی

    دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه و رئیس پژوهشگاه دانش‌های بنیادی

    اصولگرا

    سیدجلال دهقانی فیروزآبادی

    استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی

    دبیر شورای راهبردی روابط خارجی

    موسی نجفی

     ریاست پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

    صاحب «نظریه تکوین و تکون هویت ملی ایرانیان» در کرسی‌های نظریه‌پردازی

    علیرضا شجاعی زند

    جامعه‌شناس و دانشیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس

    از اعضای کلیدی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

    حجت‌الاسلام سیدسعیدرضا عاملی

    عضو شورای عالی فضای مجازی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو هیئت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران

    اصولگرا

    همان ایراد همیشگی؛ از تک‌صدایی تا از دست دادن مرجعیت

    جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، یکی از حساس‌ترین مقاطع برای سنجش کارآمدی رسانه‌ای بود که نام خود را «رسانه ملی» گذاشته است؛ مقطعی که انتظار می‌رفت صداوسیما با ارائه روایت‌های دقیق، متنوع و قابل‌اعتماد، نقش مرجع خبری و تحلیلی را ایفا کند. با این حال، بررسی ترکیب مهمانان برنامه‌های گفت‌وگومحور و گرایشات سیاسی آن‌ها؛ «سیاست خارجی»، «جریان» و «روی خط خبر» (سه برنامه که از میان برنامه‌های گفت‌وگومحور انتخاب شده‌اند) نشان می‌دهد که عملکرد این رسانه نه‌تنها در سطح انتظار نبوده که به شکل معناداری از استانداردهای یک رسانه حرفه‌ای فاصله داشته است. براساس بررسی انجام‌شده که حاصل آن در بالا در قالب جدول قابل مشاهده است، داده‌های آماری حکایت از یکدستی گرایشات سیاسی کارشناسان محبوب صداوسیما می‌کنند و نشان می‌دهند که غلبه با اصولگرایان و سپس نزدیکان به جبهه پایداری است و درصد اندکی کارشناس غیرهمسو یا اصلاح‌طلب در جنگ اخیر به پای‌شان به ساختمان صداوسیما باز شده است. براساس بررسی انجام‌شده در مورد کارشناسان دعوت‌شده به این برنامه‌ها، می‌توان پی برد ۷۹٪ این افراد اصولگرا، ۱۵٪ نزدیک به جبهه پایداری و تنها ۶٪ غیرهمسو یا اصلاح‌طلب بوده‌اند. این اعداد نشان می‌دهد که رسانه اصطلاحا «ملی» عملاً به یک تریبون یک‌جناحی تبدیل شده است.

    وقتی ۹۴ درصد مهمانان از یک طیف باشند، دیگر نمی‌توان از «سوگیری» سخن گفت و بهتر است آن را یک سیاست رسانه‌ای هدفمند نامید. ضمن این که مشکل فقط حذف اصلاح‌طلبان نیست و داده‌ها نشان می‌دهند که اصولگرایان میانه‌رو یا چهره‌های منتقد درون ساختار نیز تقریباً جایی در این برنامه‌ها ندارند. نتیجه این که ترکیب مهمانان نشان می‌دهد که صداوسیما عملاً از «تفکر انتقادی» فاصله گرفته و به رسانه‌ای تأییدکننده تبدیل شده است و به‌جای مخاطب‌محوری بر بازتولید گفتمان مطلوب خود تمرکز دارد. وضعیتی که می‌توان آن را «خودویرانگری رسانه‌ای» نامید.

  • رسانه ملی روزانه یک میلیون تومان سهم هر ایرانی را می‌بلعد/ چرا یک صداوسیما باید بار مالی سنگین‌تر از ۱۰ وزارتخانه بر بودجه عمومی تحمیل کند؟

    رسانه ملی روزانه یک میلیون تومان سهم هر ایرانی را می‌بلعد/ چرا یک صداوسیما باید بار مالی سنگین‌تر از ۱۰ وزارتخانه بر بودجه عمومی تحمیل کند؟

    به گزارش اقتصادران، روزی که سیدشهاب‌الدین طباطبایی، به عنوان عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت، در یک برنامه زنده به آرامی خم شد، دست‌هایش را روی میز گذاشت و جمله‌ای را گفت که مثل پتک بر سر ساختار رسانه ملی فرود آمد «هر روز صبح که کرکره صداوسیما بالا می‌رود، ۹۶ میلیارد تومان از پول مردم وارد این سازمان می‌شود؛ اما اگر دغدغه‌ها و سلایق مردم در آن بازتاب نداشته باشد، این هزینه در جای درست مصرف نشده است»؛ شاید خودش هم نمی‌دانست این جمله ساده، بار دیگر جعبه سیاه بودجه صداوسیما را باز می‌کند؛ آن‌هم درست در آستانه بودجه‌نویسی ۱۴۰۵، زمانی که هر ریال بودجه باید مثل خون در رگ‌های کشور حساب‌وکتاب داشته باشد، اما صداوسیما همچنان یکی از پرهزینه‌ترین نهاد‌های کم‌مخاطب ایران باقی مانده است.

    بودجه‌ای که از ۱۰ وزارتخانه سنگین‌تر است

    بودجه سازمان صداوسیما در سال ۱۴۰۴ به رقم حیرت‌آور ۳۵ هزار میلیارد تومان رسیده است؛ عددی که بیش از اینکه یک بودجه باشد، یک «بیانیه قدرت» است.

    برای مقایسه کافی است بدانیم:
    بیش از بودجه کل ۱۰ وزارتخانه کشور
    برابر با مجموع بودجه وزارتخانه‌های نفت، امور خارجه، دادگستری و میراث فرهنگی
    تقریباً معادل بودجه وزارت جهاد کشاورزی
    و یک‌ونیم برابر بودجه سال قبل صداوسیما (۲۴ هزار میلیارد تومان)

    در کشوری که دو وزارتخانه حیاتی یعنی آموزش و پرورش و بهداشت هر سال برای تأمین حداقل‌ها به تکاپو می‌افتند و کمبود معلم، بدهی‌های انباشته بیمه، کاهش بودجه پژوهش‌های پزشکی پیش روی دو وزارتخانه سرنوشت ساز یک سرزمین است؛ این سؤال بزرگ‌تر از همیشه مطرح است: چرا یک سازمان رسانه‌ای باید سنگین‌تر از ۱۰ وزارتخانه بار مالی بر بودجه عمومی تحمیل کند؟

    ۹۶ میلیارد تومان در روز؛ هزینه‌ای که هر ایرانی ناچار است بپردازد

    در این بین توجه کنید که اگر جمعیت ایران را حدود ۹۱ میلیون نفر بدانیم و بعد این اعداد را روی کاغذ بیاوریم، سهم هر ایرانی از هزینه‌های سالانه صداوسیما: روزانه بیش از یک میلیون تومان (۱/۰۵۵/۰۰۰) و سالانه ۳۸۵ میلیون تومان است.

    این یعنی هر خانواده ایرانی، چه تلویزیون نگاه کند و چه نه، چه صداوسیما را قبول داشته باشد یا نه، چه آن را دنبال کند یا سال‌هاست قید آن را زده باشد، محکوم است بخش قابل توجهی از بودجه خودش را برای رسانه‌ای بپردازد که انتخابش نمی‌کند.

    کافی است نگاهی نیز به افزایش بودجه سازمان عریض و طویل صداوسیما بیاندازیم تا متوجه شویم که در ۱۳ سال گذشته بودجه این نهاد ۳۴۰۰ درصد رشد کرده است؛ و البته که حالا و با آغاز فصل طراحی و تدوین بودجه برای سال ۱۴۰۵، رئیس سازمان صداوسیما بار دیگر ساز تازه برای دریافت پول بیشتر را ساز کرده است.

    بودجه صداوسیما در ده سال

    پیمان جبلی، رییس صدا و سیما به تازگی و با بیان اینکه برای بازسازی ساختمان شیشه‌ای این رسانه که در جنگ آسیب دید برای بازسازی نیاز به منابعی داریم که بخش عمده آن از طریق مولدسازی اموال صدا و سیما انجام می‌شود و برای بخش کوچکی از آن به دولت درخواست داده‌ایم.

    به نظر می‌رسد بهانه تازه و این بار خیلی موجه پیدا شده است؛ صداوسیما برای افزایش نجومی بودجه‌اش خیز برداشته است.

    غولی ۴۸ هزار نفره؛ سازمانی بزرگ‌تر از BBC و CNN

    اماا اگر بخواهیم بفهمیم چرا هزینه صداوسیما این‌قدر سنگین است، کافی است تنها یک عدد را ببینیم؛ ۴۸ هزار کارمند.

    این عدد را خوب است با رسانه‌های بزرگ جهان مقایسه کنیم:

    BBC: حدود ۲۵ هزار نفر

    NHK ژاپن: ۱۰ هزار نفر

    CCTV چین: ۱۰ هزار نفر

    CNN آمریکا: چهار هزار نفر

    Fox News آمریکا: هزار و سیصد نفر

    این اعداد به آن معناست که صداوسیما، سازمانی که فقط یک کشور و یک زبان را پوشش می‌دهد، تقریباً دو برابر BBC و ۲۰ برابر فاکس‌نیوز نیرو دارد. این حجم عظیم نیروی انسانی نیز فقط یک چیز تولید می‌کند بوروکراسی چاق، هزینه‌های فلج‌کننده و سازمانی که انرژی‌اش را صرف نگه‌داشتن خودش می‌کند، نه تولید محتوا.

    در سازمانی با ۴۸ هزار کارمند، جلسه برگزار کردن از تولید محتوا مهم‌تر می‌شود و فرم پر کردن از نوآوری. به همین دلیل است که خروجی تلویزیون هنوز با الگوی تولید دهه ۷۰ و ۸۰ ساخته می‌شود و خلاقیت زیر چرخ‌های یک ساختار عظیم اداری له می‌شود.

    پنج شبکه اصلی؛ بلعنده‌های بودجه

    نیمی از بودجه سالانه صداوسیما یعنی حدود ۱۷.۵ هزار میلیارد تومان، تنها به پنج شبکه اختصاص دارد و اعداد را اگر دقیق‌تر ببینیم، حیرت‌آورتر می‌شود:

    ۴۸ میلیارد تومان هزینه روزانه برای این پنج شبکه

    ۶ میلیارد و ۶۵۸ میلیون تومان هزینه هر دقیقه پخش!

    اگر فقط ساعات مفید پخش را حساب کنیم:۲ میلیارد و ۶۶۴ میلیون تومان برای هر دقیقه واقعی

    این اعداد اگر کنار حجم بازپخش‌ها، محتوای تکراری، برنامه‌های کم‌هزینه و سریال‌های بی‌کیفیت گذاشته شود، دیگر شبیه آمار نیست؛ شبیه طنز تلخ است.

    به گزارش اقتصاد ۲۴، این روند بدان معناست که صداوسیمایی که در قوانین بودجه به‌عنوان یک «مؤسسه انتفاعی دولتی» ثبت شده است؛ اما در واقعیت: زیان ۲۸ هزار میلیارد تومانی برای سال ۱۴۰۴ دارد. (برخی برآورد‌ها این عدد را ۱۳ هزار میلیارد می‌دانند، اما حتی همان هم عظیم است.)

    این زیان نیز سه برابر بودجه نهاد ریاست‌جمهوری و سه‌ونیم برابر بودجه سازمان حفاظت محیط‌ زیست و ۱۲ برابر بودجه وزارت ورزش و جوانان است؛ و سوال این است که چطور یک نهاد «انتفاعی» می‌تواند بزرگ‌ترین زیان سازمانی را در کل دولت داشته باشد؟ چطور نهادی که درآمد‌های میلیاردی از تبلیغات دارد، باز هم دستش را به سمت دولت دراز می‌کند؟

    درآمد‌های نجومی و عطش بی‌پایان برای بودجه بیشتر

    صداوسیما هر سال صد‌ها میلیارد و در برخی موارد ده‌ها هزار میلیارد تومان از راه تبلیغات، رپرتاژ و برنامه‌های مشارکتی به دست می‌آورد.

    فقط یک نمونه از پخش زنده بازی‌های استقلال و پرسپولیس در سال ۱۴۰۳ صداوسیما حداقل ۳۲ هزار میلیارد تومان و در برخی برآورد‌ها تا ۵۸ هزار میلیارد تومان درآمد داشته است. این رقم بیش از دو برابر بودجه‌ای است که از دولت می‌گیرد.
    اما حتی با این درآمد هنگفت، صداوسیما همچنان از کمبود بودجه گلایه می‌کند؛ از بازسازی ساختمان شیشه‌ای، از «تحول رسانه‌ای»، از «رقابت با دشمن» و از هر چیزی که بتواند بودجه بیشتری توجیه کند.

    بحران مخاطب؛ روایت‌هایی که با هم نمی‌خوانند

    در همین حال به گزارش اقتصاد ۲۴، مرکز تحقیقات صداوسیما مدعی است مخاطب تلویزیون از ۵۹ درصد در بهار ۱۴۰۲ به ۶۵ درصد در تابستان ۱۴۰۳ رسیده است.
    اما در همین بازه زمانی ایسپا گزارش می‌دهد که تنها ۱۲.۵ درصد مردم اخبارشان را از صداوسیما می‌گیرند و تنها ۱۱.۵ درصد سریال‌های تلویزیون را تماشا می‌کنند. این اعداد از دو جهان متفاوت خبر می‌دهند.

    در همین حال صداوسیما می‌گوید در روستا‌ها ۷۸ درصد و در کل کشور ۷۲ درصد مخاطب دارد و گزارش ایسپا در مقابل می‌گوید سهم تلویزیون در مصرف خبر از ۵۱ درصد (۱۳۹۶) به ۱۲.۵ درصد رسیده است.

    سوال این جاست که اگر مخاطب این‌قدر زیاد است، پس اعتماد کجاست؟ و اگر ۷۰ درصد مردم تلویزیون می‌بینند، پس چرا مصرف اخبار در تلویزیون به ۱۲ درصد رسیده است؟ این تناقض‌آماری، در کنار کاهش شدید سناریونویسی، تکرار برنامه‌ها و ریزش جوانان، تصویر واضحی از واقعیت می‌دهد: بودجه بالا رفته، اما اعتبار پایین آمده است.

    رسانه‌ای که هر سال چاق‌تر و هر سال تنهاتر می‌شود

    داستان صداوسیما، داستان نهادی است که هر سال بزرگ‌تر می‌شود، اما اثرگذاری‌اش کوچک‌تر شده است. صداوسیما هر سال بودجه بیشتری می‌گیرد، اما مخاطب بیشتری از دست می‌دهد و هر سال نیروهایش بیشتر می‌شود، اما کیفیت تولید کمتر است چنان که حتی با محصولات یک و دو دهه پیش خود نیز نمی‌تواند رقابت کند.

    صداوسیما هر سال ساختمان‌ها و دفاتر و معاونت‌هایش گسترده‌تر می‌شود، اما محتوایش محدودتر و تکراری‌تر. این همه هزینه در نهادی شود که قرار بود «رسانه ملی» باشد، اما امروز به بزرگ‌ترین مصرف‌کننده منابع ملی تبدیل شده و تا زمانی که صداوسیما بدون شفافیت، بدون رقابت و بدون پاسخ‌گویی از بودجه عمومی ارتزاق کند، چرخه همین خواهد بود: بودجه بیشتر، بازده کمتر و هزینه بیشتر، مخاطب کمتر؛ و البته که هر روز صبح که کرکره صداوسیما بالا کشیده می‌شود، ۹۶ میلیارد تومان دیگر که از جیب مردم دود می‌شود.

  • پخش اطلاعات حساس شبکه آب تهران در صداوسیما؛ سهل انگاری یا نفوذ؟

    پخش اطلاعات حساس شبکه آب تهران در صداوسیما؛ سهل انگاری یا نفوذ؟

    به گزارش اقتصادران، صدا و سیما در یک برنامه خبری اطلاعات حساس شبکه آب تهران را منتشر کرده است! یاشار سلطانی، فعال رسانه‌ای که نامش با افشاگری گره خورده با انتقاد از این اقدام در صفحات مجازی خود نوشته: «صداوسیما نقشه خیلی محرمانه شبکه آب تهران را پخش کرد! نفوذ همیشه از درِ پشت نمی‌آید؛ گاهی با آنتن زنده تلویزیون می‌آید!»

    توییت یاشار سلطانی

    خطر بیخ گوش شبکه آب ایران

    این اقدام صداوسیما در شرایط واقعا حساس کنونی که کشور با یک بحران آبی شدید مواجه است، بیش از همیشه حساسیت‌زا است. از یک طرف مشکلات و معضلات گسترده در این حوزه و از سوی دیگر هم اظهارات بی‌پرده نتانیاهو که نشان می‌دهد شبکه آبی ایران واقعا در خطر است.

    مساله آب در ایران امروز فراتر از نشت آب، انشعابات غیرمجاز و تجهیزات معیوب که موجب هدر رفت آب می‌شود، فرسودگی شبکه آبرسانی و خطرات بهداشتی، کاهش فشار آب و قطعی‌های مکرر که اخیرا با آن مواجه هستیم و … است.

    اظهارات بنیامین نتانیاهو مبنی بر اینکه «آماده است به ایرانی‌ها برای غلبه بر بحران آب در این کشور کمک کند» گواه توجه ویژه اسرائیل به شبکه آب ایران است و این موضوع به خصوص حالا که تجربه جنگ دوازده روزه را هم از سرگذرانده‌ایم، بیش از قبل حائز اهمیت است.

    درسی که باید از نظنز می‌گرفتیم

    این نخستین بار نیست که صداوسیما به دلیل نمایش غیرمسئولانه اطلاعات حساس، در مظان اتهام قرار می‌گیرد؛ شاهدش حمله سایبری به تاسیسات هسته‌ای در دوره احمدی‌نژاد است.

    مستند مشهور Zero Days (محصول ۲۰۱۶ به کارگردانی الکس گیبنی) درباره حمله سایبری استاکس‌نت به تاسیسات هسته‌ای ایران، کارشناسان امنیتی، چون دیوید سانگر و رالف لانگر توضیح می‌دهند که چگونه اطلاعات تصویری منتشر شده در رسانه‌های داخلی از جمله صداوسیما، راه را برای طراحی این حمله سایبری هموار کرد.

    در یکی از این تصاویر، نمایی از صفحه سیستم کنترل SCADA به نمایش درآمده بود که به‌وضوح ساختار فنی و ریزآرایش پایپینگ سانتریفیوژ‌ها را مشخص می‌کرد. داده‌هایی نظیر وضعیت شیر‌های «Stage Exhaust Valves» با برچسب‌هایی مانند EP‑۴۱۰۸ تا EP‑۴۱۱۲، فشار‌های مطلق و تفاضلی، شماره‌گذاری خطوط، و حتی قالب گرافیکی نرم‌افزار کنترلی در این تصاویر مشهود بود.

    در واقع انتشار تصاویر بازدید محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور وقت ایران از تاسیسات نظنز کار دست کشور داده بود. لانگر در آن مستند تصریح می‌کند که پژوهشگران با اتکا به همین تصاویر توانستند مدل دیجیتال سیستم صنعتی نطنز را بازسازی کرده و آسیب‌پذیری‌های آن را هدف قرار دهند.

    سهل انگاری یا عامدانه؟

    صداوسیما بار‌ها در گزارش‌های رویداد‌های مرتبط با صنعت هسته‌ای، نیروگاه، پالایشگاه، سامانه سوخت و بانک‌ها، از روند تولید تا توزیع گرفته تا شبکه‌پردازی اطلاعاتی تصویربرداری کرده است. می‌توان تصور کرد در این رویه با توجه به ناآگاهی‌هایی نسبت به اهمیت اطلاعات سیستمی، سهل‌انگاری‌هایی صورت گرفته باشد، اما این ظن را نمی‌توان نادیده گرفت که این اقدامات هدفمند و ناشی از نفوذ گسترده در رسانه ملی باشد.

    امر مسلم، اما این است که پخش اطلاعات فنی و اینچنینی می‌تواند «کلید» نفوذ و برنامه‌ریزی یک حمله سایبری پیچیده باشد به خصوص که سیاهه سوابق حملات سایبری به نقاط حساس کشور بسیار طولانی است.

    سابقه هک‌های مهم در ایران

    دیگر خاطره تلخ و فراموش نشدنی از حمله سایبری، اما دو بار هک سامانه سوخت کشور است. در سال ۱۴۰۰ بود که کارت سوخت ۱۷۴ میلیون خودرو در سراسر کشور ناگاه از مدار خارج شد و تنها ۳۰ درصد جایگاه‌ها توان سوخت گیری دستی داشتند و صف‌های چند کیلومتری ایجاد شد. گروه گنجشک درنده در شبکه ایکس مسئولیت این حمله را پذیرفت. صداوسیمای جبلی در واکنش به این حمله سایبری مرجع رسمی روایت بود، اما به هیچ یک از داده‌های فنی یا علت خطا شاره نکرد و بر ابهام‌ها افزود.

    دو سال بعد یعنی در آذر ۱۴۰۲ سامانه سوخت برای دومین بار هک و معلوم شد که هیچ تلاشی برای برطرف کردن روزنه‌های نفوذ صورت نگرفته است. در واقع ماجرای قبلی موجب هیچ اصلاح ساختاری نبود! عملکرد رسانه ملی در این فقره نیز مثل ماجرای قبلی بود با تکرار رویه قبلی بر بحران ایجاد شده، سرپوش گذاشت.

    گفتنی است، مواردی دیگری از هک، نفوذ محدود یا خرابکاری در سامانه بانک‌ها، قوه قضاییه، ثبت احوال، پست، زندان اوین و را نیز به یاد داریم. این موارد از لحاظ گستردگی با حمله استاکس‌نت برابری نمی‌کنند، اما شمار بالای هک‌های کوچک‌تر را نشان می‌دهند و این یعنی زیرساخت‌های حیاتی کشور در خطر هستند.

    تهدید امنیتی با بی‌احتیاطی

    سابقه‌ی صداوسیما در افشای ناخواسته اطلاعات حساس، زنگ خطری است که نباید نادیده گرفته شود. در شرایطی که تهدید‌های سایبری هر روز پیچیده‌تر می‌شوند، تکرار اشتباهاتی از این دست می‌تواند پیامد‌های سنگینی برای امنیت ملی به همراه داشته باشد.

    آیا زمان آن نرسیده که رسانه ملی هم مانند زیرساخت‌های حساس کشور، تحت ضوابط امنیتی دقیق‌تری فعالیت کند؟ یا باید همچنان نگران آنتن‌هایی باشیم که ناخواسته، راه نفوذ دشمن را هموار می‌کنند؟

  • صداوسیما در آغاز سال نو شمشیر را از رو برای رئیس جمهور بست! / چرا صداوسیما پیام نوروزی پزشکیان را با تأخیر پخش کرد؟

    صداوسیما در آغاز سال نو شمشیر را از رو برای رئیس جمهور بست! / چرا صداوسیما پیام نوروزی پزشکیان را با تأخیر پخش کرد؟

    به گزارش اقتصادران، پاشنه‌ی درِ صدا و سیما در سال جدید باز هم بر همان پاشنه سابق چرخید.

    بر اساس این گزارش، طبق سنت همه ساله پس از تحویل سال، شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی صدا و سیما اقدام به پخش پیام رهبری می‌کنند؛ و باز هم طبق سنت همه ساله، پس از پیام رهبری، پیام نوروزی رئیس جمهوری پخش می‌شود. اما امسال پیام مسعود پزشکیان رئیس جمهوری فقط در شبکه‌های یک، چهار و خبر بعد از پیام رهبری پخش شد. شبکه دو پس از پیام رهبری اقدام به پخش موسیقی و همچنین گفت‌وگو با میهمانان برنامه نوروزی خود کرد و با تاخیری بیش از نیم ساعته اقدام به پخش پیام رئیس جمهوری کرد.

    شبکه سه هم با مدیریت علی فروغی با گذشت حدود یک ساعت بعد از تحویل سال، پیام نوروزی رئیس جمهوری را منتشر کرد. این شبکه در طول مدت زمان بعد از سخنان رهبری، بجای پخش پیام پزشکیان، آنتن زنده را به سخنان میهمانان برنامه نوروزی خود اختصاص داد.علی فروغی مدیر شبکه سه، از حاضران در حمله به سفارت بریتانیا در سال ۱۳۹۰ است.

    این اقدام شبکه‌های سراسری صدا و سیما در حالیست که قاعدتا طبق سنت باید پیام رئیس جمهوری بعد از پیام رهبری پخش می‌شد. عملکرد صدا و سیما با مدیریت متمایل به تندروها و جبهه پایداری، نسبت به دولت انتقادات زیادی را در پی داشته است.

  • سهم‌خواریِ صداوسیما در روزگار تنگدستی مردم / سازمانی با کمتر از ۱۲ درصد مخاطب که سهمی معادل ۴ وزارتخانه حیاتی را می‌بلعد!

    سهم‌خواریِ صداوسیما در روزگار تنگدستی مردم / سازمانی با کمتر از ۱۲ درصد مخاطب که سهمی معادل ۴ وزارتخانه حیاتی را می‌بلعد!

    به گزارش اقتصادران، در کشاکشِ سال‌های تحریم و تنگنای اقتصادی، جریانِ یک‌طرفه توجیهات دولتی به گوشه‌ای ثابت از گفتمان عمومی تبدیل شده است: «تحریم‌ها»، «کمبود منابع»، و «بودجه انقباضی»! اما پشت این شعار‌های تکراری، واقعیتی تلخ‌تر نهفته است؛ سهم‌خواریِ نهاد‌هایی که نه تنها پاسخگوی مطالبات مردم نیستند، بلکه خود به عاملی برای تشدید بحران تبدیل شده‌اند. در این میان، سازمان صداوسیما به نمادی از این پارادوکس حکمرانی بدل شده است؛ نهادی که با وجود ریزشِ تاریخیِ مخاطب، هر سال سهم بیشتری از سفره عمومی را می‌بلعد.در این میان، پرسش اساسی اینجاست که چرا در شرایطی که فشار معیشتی به نقطه اوج خود رسیده، تخصیص ۳۵،۰۰۰ میلیارد تومان از منابع عمومی به سازمانی با کمترین پذیرش اجتماعی در دستورکار قرار می‌گیرد؟

    این رقم کلان که معادل مجموع اعتبارات وزارتخانه‌های نفت، دادگستری، امور خارجه و میراث فرهنگی است و با بودجه وزارت جهاد کشاورزی برابری می‌کند، در شرایطی به تصویب می‌رسد که دولت از افزایش یارانه‌ها ناتوان است و بر فشار مالیاتی شهروندان می‌افزاید. دولتی که عالی‌ترین مقام آن در اولین سال کرسی‌نشینی‌اش در پاستور، پشت پا به تمام وعده‌های «ما می‌توانیم» خود زده و اعلام می‌کند در پرداخت حقوق بازنشستگان، گندم‌کاران، پرسنل دولتی و … ناتوان است!

    فصل اول: تضادِ بودجه و مشروعیت

    به گزارش اقتصاد۲۴، بودجه ۳۵ هزار میلیارد تومانی سال ۱۴۰۴ برای سازمانی که نظرسنجی‌های مستقل، مخاطبانش را کمتر از ۱۲ درصد جامعه می‌دانند، تنها یک عدد نیست. این رقم، معادلی است برای مجموع بودجه چهار وزارتخانه حیاتیِ نفت، دادگستری، امور خارجه و میراث فرهنگی. اینجا دیگر بحث بر سر اولویت‌گذاری نیست، بلکه مسئله «جایگزینی ایدئولوژی به جای کارآمدی» است. چگونه می‌توان پذیرفت که در شرایطی که وزارت نفت برای حفظ زیرساخت‌های انرژی کشور دست به گریبان است، بودجه یک رسانه کم‌مخاطب از کل اعتبارات این وزارتخانه پیشی بگیرد؟

    این افزایش بودجه نه با منطق اقتصادی، بلکه با معیار‌های لابی‌گریِ درون‌ساختی همخوانی دارد. این روند، تصویری از یک «دولت موازی» را ترسیم می‌کند که خارج از چارچوب نظارتیِ معمول عمل می‌کند. بودجه این سازمان اکنون از کل هزینه‌های جاریِ آموزش عالی کشور نیز فراتر رفته است.

    گویی تربیت نیروی متخصص و تولید علم، در اولویتی پایین‌تر از تولید برنامه‌های کم‌بیننده قرار دارد. سازمانی که علاوه بر بودجه اختصاص‌یافته از سوی دولت، حدود ۸ هزار میلیارد تومان نیز به عنوان درآمد پیش‌بینی کرده که مجموع اعتبارات این سازمان را به حدود ۴۳ هزار میلیارد تومان می‌رساند.

    به گزارش اقتصاد، ادعای «جنگ رسانه‌ای» اما، بهانه همیشگی برای این افزایش‌هاست، اما آمار‌ها از شکست این استراتژی حکایت دارد. شبکه نمایش خانگی با هزینه‌ای به مراتب کمتر، نه تنها سهم بیشتری از بازار را در اختیار دارد، بلکه به بستری برای اشتغال هزاران نیروی جوان تبدیل شده است. در مقابل، صداوسیما با ۵۰ هزار نیروی رسمی، حتی نتوانسته جایگاه خود را به عنوان مرجع خبریِ غالب حفظ کند. این تناقض، پرسش بنیادین را پیش می‌کشد: آیا این سازمان دیگر نه یک رسانه، که نهادی صرفاً سیاسی امنیتی است؟

    نکته کلیدی در توجیهات مسئولان، ارجاع به «وظایف جدید در برنامه هفتم توسعه» است. اما این وظایف از «تولیدات فاخر» تا «امیدآفرینی» در عمل به تولید برنامه‌هایی تقلیل یافته که حتی مخاطبان وفادار قدیمی را نیز از دست داده است. میانگین سن بینندگان این سازمان اکنون به بالای ۵۰ سال رسیده، در حالی که نسل جوان به شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های خارجی پناه برده است.

    این بحران، تنها مالی نیست؛ بلکه بحران مشروعیت است. سازمانی که روزی خود را «آینه ملت» می‌خواند، امروز به رسانه‌ای تک‌صدا تبدیل شده که حتی قادر به جلب اعتماد ۱۵ درصد جامعه نیز نیست. اختصاص بودجه‌های نجومی به چنین نهادی، عملاً به معنای سرمایه‌گذاری روی افولی اجتناب‌ناپذیر است.

    فصل دوم: دور باطلِ بودجه و بی‌پاسخگویی

    افزایش بودجه صداوسیما در پنج سال اخیر، الگویی بیمار را آشکار می‌کند:

    ۱. سال ۱۴۰۰: پیشنهاد اولیه دولت: ۲،۶۱۹ میلیارد – مصوب مجلس: ۳،۳۸۴ میلیارد تومان
    ۲. سال ۱۴۰۱: افزایش ۵۶ درصدی به ۵،۲۸۹ میلیارد
    ۳. سال ۱۴۰۲: رشد ۵۲ درصدی به ۸،۰۰۰ میلیارد
    ۴. سال ۱۴۰۳: جهش ۲۰۰ درصدی به ۲۴،۰۰۰ میلیارد
    ۵. سال ۱۴۰۴: ثبت رکورد ۳۵،۰۰۰ میلیارد تومانی

    این رشدِ افسارگسیخته، سه ویژگی خطرناک دارد:

    – نسبت معکوس با کارآمدی: هرچه مخاطبان کمتر، بودجه بیشتر!

    – فرار از نظارت: عدم انتشار گزارش عملکرد مالی از سال ۱۳۹۷

    – تضاد با شعار‌های دولتی: افزایش بودجه در شرایطی که دولت از «مقابله با هزینه‌های زائد» سخن می‌گوید.

    به گزارش اقتصاد ۲۴  ، ادعای «تولید ۱۴۰۰ ساعت محتوای روزانه» نیز پرسش‌برانگیز است. بررسی محتوای پخش‌شده نشان می‌دهد بیش از ۶۰ درصد برنامه‌ها بازپخش تولیدات قدیمی یا مناظره‌های سیاسی تکراری است. این یعنی سازمانی با هزاران نیرو و بودجه کلان، عملاً به «ماشین تکثیر محتوای گذشته» تبدیل شده است. آیا این حجم از منابع ملی باید صرف بازتولید برنامه‌هایی شود که حتی مخاطبانش نیز آن را «بی‌کیفیت» می‌دانند؟

    فصل سوم: اقتصاد سیاسیِ یک رسانه بی‌مخاطب

    بودجه صداوسیما تنها از محل مالیات شهروندان تأمین نمی‌شود، بلکه ترکیبی است از:

    – بودجه دولتی: ۳۵،۰۰۰ میلیارد تومان در ۱۴۰۴
    – درآمد‌های اختصاصی: ۸،۰۰۰ میلیارد تومان از تبلیغات و عوارض
    – برداشت از صندوق توسعه ملی: ۱۵۰ میلیون یورو در سال ۱۴۰۰

    این «چندلایه بودن منابع درآمدی» دو پیامد دارد:
    ۱. فرار از پاسخگویی: عدم شفافیت درباره نحوه هزینه‌کرد هر بخش
    ۲. تبدیل به هلدینگ اقتصادی: تمرکز منابع مالی خارج از چارچوب نظارتی

    به گزارش اقتصاد۲۴، نمونه آشکار این بحران، برداشت ۱۵۰ میلیون یورویی از صندوق توسعه ملی در سال ۱۴۰۰ و در اوج بحران کروناست. این اقدام در شرایطی صورت گرفت که بیمارستان‌ها برای تأمین اکسیژن درمانی در تقلا بودند. این پرسش همچنان بی‌پاسخ مانده: آیا «جنگ رسانه‌ای» اولویتی بالاتر از نجات جان شهروندان داشت؟ این جهش بودجه که البته موجب اعتراض بسیاری شد واکنش صدا و سیما را نیز به دنبال داشت و این سازمان اعلام کرد که بودجه سال ۱۴۰۳ این سازمان بر اساس برنامه هفتم تنظیم شده و «این افزایش در راستای وظایف و تکالیف جدید و فراوانی است که برای صدا و سیما در بند الف ماده ۷۷ در نظر گرفته شده است». این وظایف عبارت بودند از «تولیدات فاخر، تمرکز بر موضوعاتی همچون خانواده، سبک زندگی اسلامی ایرانی و تولید برنامه‌هایی با هدف امید آفرینی و تقویت انسجام ملی!»

    حال آن که سازمان صداوسیما امروز در تقابلی تاریخی قرار دارد؛ از یک سو، انحصار سنتیِ پخش را از دست داده و از سوی دیگر، نتوانسته به رقابتی جدی در فضای دیجیتال وارد شود. از طرفی، طبق نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) در پاییز ۱۴۰۲، تنها ۱۱.۵ درصد از مردم فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیون را دنبال می‌کنند و فقط ۱۲.۵ درصد اخبار را از صداوسیما دریافت می‌کنند. این آمار با ادعای مسئولان صداوسیما مبنی بر داشتن بیش از ۶۵ درصد مخاطب در تناقض است! در این شرایط، تزریق بودجه‌های کلان نه تنها راهکار نیست، بلکه به ادامه روند‌های ناکارآمد دامن می‌زند. مسئله اصلی، نیاز به بازتعریف مأموریت این سازمان است: آیا باید به رسانه‌ای پاسخگو در چارچوب اقتصاد بازار تبدیل شود؟ یا همچنان به نهادی هزینه‌ساز با مأموریت‌های سیاسیِ نامشخص ادامه دهد؟

    بودجه یا اعتماد؟

    افزایش بودجه صداوسیما در سال ۱۴۰۴ تنها یک تصمیم مالی نیست، بلکه نمادی است از:

    – اولویت‌دهی به ایدئولوژی بر معیشت مردم به این معنا که گویا دولت ترجیح می‌دهد به جای حل مشکلات اقتصادیِ فوری (مانند تورم، بیکاری، کمبود مسکن)، منابع را صرف تبلیغات سیاسی و ایدئولوژیک کند.

    – تداوم الگوی حکمرانی مبتنی بر انحصار به این معنا که افزایش بودجه به یک رسانه انحصاری (بدون رقیب) نشان می‌دهد که متولیان امر ترجیح می‌دهند به جای اصلاح ساختارها، با پول عمومی انحصار خود را حفظ کنند.

    – بی‌اعتمادی به مکانیزم‌های بازار و جامعه مدنی به این معنا که دولت به جای حمایت از رسانه‌های خصوصی و سازمان‌های مردمی، ترجیح می‌دهد با تزریق پول به یک نهاد دولتی، فضای رسانه‌ای را کنترل کند.

    تا زمانی که این سازمان به جای جلب اعتماد عمومی، به تزریق بودجه‌های نجومی متکی است، نه تنها به بحران مشروعیت خود ادامه می‌دهد، بلکه به عاملی برای تشدید شکاف بین دولت و ملت تبدیل می‌شود. پاسخ به این بحران، نه در افزایش بودجه، که در شفافیت، پاسخگویی و بازگشت به آرمان‌های اولیهِ رسانه ملی است.

  • صداوسیما در اختیار مردم نیست، در اختیار یک گروهک است! / هنوز در این کشور دعوا می‌کنیم و نمی‌توانیم راجع به تعطیلی آخر هفته تصمیم بگیریم؟

    صداوسیما در اختیار مردم نیست، در اختیار یک گروهک است! / هنوز در این کشور دعوا می‌کنیم و نمی‌توانیم راجع به تعطیلی آخر هفته تصمیم بگیریم؟

    به گزارش اقتصادران، رئیس دولت تدبیر و امید با بیان اینکه اولین موضوع تقویت و تأتیرگذارتر شدن بازدارندگی ایران و تصحیح استراتژی اصلی کشور برای امنیت ملی است، اظهار داشت: امنیت ملی بدون بازدارندگی تأمین نخواهد شد. امنیت ملی با سخنرانی و گفتار و شعار ایجاد نمی‌شود، نیاز به قدرتی دارد که در برابر دشمن بازدارنده باشد. دشمن باید بییند سلاح مؤثری ندارد یا اگر مؤثر است، با ضربه متقابل خطرناک و شدیدی مواجه خواهد شد و به این خاطر جرأت نکند. بازدارندگی را باید سامان بدهیم گرچه ساده نیست، اما شدنی است. باید محاسبات دقیقی داشته باشیم و بدانیم مثلاً در رویارویی با اسرائیل، آمریکا با همه توان حضور پیدا می‌کند. اگر این عامل را در نظر نگیریم، دچار اشتباه می‌شویم.

     روحانی تأکید کرد: مهمترین مسأله در امنیت ملی، همراه داشتن ملت است. انتخابات‌هایی که اخیراً برگزار شده را ببینید. در انتخابات آلمان و ترکیه مشارکت مردم بالای ۸۰ درصد است. دور اول انتخابات ریاست‌جمهوری ما مشارکت ۴۰ درصد بود، دور دوم ۱۰ درصد اضافه شد که آن هم برای این بود که گرفتار یکی دیگر نشوند. مردمی که قبلاً ۷۵ درصد پای صندوق می‌آمدند، چرا به این میزان مشارکت رسیده است؟ در حفظ امنیت ملی، قبل از قدرت نظامی و اطلاعاتی که هر دو بسیار مهم است، باید مردم را همراه داشت. سرمایه اجتماعی و اعتماد مردم به دولت را در نظر داشت. هر نوع فاصله مردم با حاکمیت به معنای ضربه به امنیت ملی است.

    روحانی با اشاره به مباحث موجود درباره انجام مذاکره گفت: برخی استناد می‌کنند که مقام معظم رهبری با مذاکره مخالف هستند. رهبری با اصل مذاکره مخالف نیستند، بلکه با توجه به شرایط زمانی ممکن است امروز مخالف باشند ولی چند ماه بعد با تغییر شرایط موافقت کنند. مخالفت مطلق وجود ندارد. در مسأله عراق و افغانستان که با آمریکا مذاکره کردیم، مقام معظم رهبری شاهد و ناظر بودند و حتی به من که دبیر شورای عالی امنیت ملی بودم نوشتند فلان آقا که برای مذاکره با آمریکا می‌رود، راجع به عراق این اصول را مراعات کند. مگر در برجام با ارشادت مقام معظم رهبری مذاکره نکردیم؟ مذاکره که اشکال ندارد. مذاکره شرایطی دارد، ممکن است امروز شرایط مهیا نباشد و فردا باشد. چرا یقه هم را می‌گیریم؟ چرا به صورت هم چنگ می‌زنیم؟ این چه بساطی است در کشور درست کرده‌ایم؟

    او با بیان اینکه نباید بگذاریم اصل انقلاب، یعنی استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی دچار آسیب شود، افزود: در شرایط فعلی اگر کسی نتواند حرف بزند و نظرش را اعلام کند، آزادی وجود دارد؟ صداوسیما در اختیار ملت نیست، در اختیار یک جناح و گروه هم نیست، در اختیار یک گروهک است، آیا آزادی وجود دارد؟ اگر حاکمیت ملی نباشد، استقلال هم نیست. اگر یک جناح اقلیت حاکم باشد استقلال نیست، چون حاکمیت ملی نیست. تا این را حل نکنیم استقلال و آزادی تأمین نمی‌شود. با ۴۰ درصد مشارکت، جمهوری ایجاد نمی‌شود؟ از نظر اسلامیت هم این وضع اخلاق و رفتار ما در جامعه است.

    روحانی به مشکلات اقتصادی کشور اشاره کرد و گفت: با خروج ترامپ از برجام در سال ۹۷، هر سال حداقل ۱۰۰ میلیارد دلار ضرر کردیم. می‌توانیم این ضرر را جبران و مساله اقتصاد حل کنیم؟ اقتصاد کشور بدون تعامل سازنده با جهان، جذب سرمایه و تکنولوژی مدرن و دستیابی به بازار احیا نخواهد شد. مردم در فشار شدید اقتصادی هستند، دیگر ظاهراً کسی مطالبه توسعه نمی‌کند. کسی از دولت مطالبه رشد اقتصادی ۸ درصد نمی‌کند. تنها زمانی که رشد بالای ۸ درصد داشتیم، در دو سال اجرای برجام بود. در سال‌های ۹۵ و ۹۶ به طور متوسط ۹.۴ درصد رشد اقتصادی داشتیم. در این دو سال تورم هم تک‌رقمی بود.

    رئیس دولت تدبیر و امید افزود: بار سنگینی بر دوش ما هست، هرجا می‌توانیم باید به نظام کمک کنیم تا امنیت ملی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تقویت شود. فتحی شقاقی، دبیرکل اسبق جهاد اسلامی در جریان سفر به ایران به من گفت: «اگر می‌خواهید به مسلمانان و فلسطین کمک کنید اول باید خودتان قوی و مستحکم باشید. حتی اگر استحکام ایران دچار مشکل می‌شود به ما کمک نکنید. اگر ایران نباشد مقاومت فلسطین و لبنان هم نخواهد بود. باید خودتان را به عنوان اولویت همیشه مد نظر قرار دهید.» کمک به مسلمانان جهان هم بعد از توانمندی و قدرت ایران ممکن خواهد بود.