برچسب: سهامداران بورس

  • حل مشکل بورس با جلوگیری از خام فروشی و سوداگری در اقتصاد

    حل مشکل بورس با جلوگیری از خام فروشی و سوداگری در اقتصاد

    به گزارش اقتصادران، روح‌اله ایزدخواه، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینکه بازار سرمایه نیازمند اصلاح ساختاری است، گفت: قبل از اصلاح مسائل روبنایی باید اصلاح ساختاری به نفع مردم در بازار سرمایه انجام شود به این معنا که ذینفعان واقعی بازار سرمایه با تصمیمات ناگهانی احساس خُسران نکرده و اعتمادشان روز به روز نسبت به بازار بیشتر شود.

    وی اظهار داشت: کشوری که همچنان گرفتار خام فروشی و اقتصاد سوداگری است، تولید در آن قوام لازم را ندارد. لذا با توجه به مشکلات موجود نخست باید اصلاح ساختاری در کشور به خصوص بازار سرمایه به صورت جدی دنبال و در راستای مردمی سازی اقتصاد حرکت کرد.

    ایزدخواه با تاکید بر این که اکثر نوسانات در بازار سرمایه لزوما ریشه اقتصادی ندارد، گفت: راه حل‌های مربوط به کاهش نوسانات مشخص است، اما باید عزم جدی برای حل آنها در دولت وجود داشته باشد.

  • 10 انتظار بورسی از مسعود پزشکیان

    10 انتظار بورسی از مسعود پزشکیان

    به گزارش اقتصادران، بورسی‌‌‌‌‌‌‌ها برای بازگشت رونق به بازار سرمایه از دولت چهاردهم مطالبات مهمی دارند. حذف قیمت‌گذاری دستوری، شفافیت در سیاست‌های پولی و مالی، تک ‌‌‌‌‌‌‌نرخی‌شدن قیمت ارز، ثبات رویه در سیاستگذاری و اقداماتی در جهت بازگشت اعتماد به بورس، از خواسته‌های مهم اهالی بازار سرمایه است، همچنین کاهش تحریم‌های بین‌المللی و تاثیر مثبت آن بر بورس، کاهش مالیات شرکت‌های بورسی، فرمول‌‌‌‌‌‌‌گذاری درست برای نرخ انرژی صنایع، توسعه سرمایه‌گذاری غیر‌مستقیم و فراهم‌کردن بستر تامین مالی از بازار سرمایه، از دیگر مطالبات فعالان بورسی است.

    انتظارات از پزشکیان

    بازار سرمایه در دولت سیزدهم حال خوبی نداشت، به‌طوری‌که در این دولت ارزش دلاری بازار به‌شدت کاهش‌یافت. عدم‌بازدهی دلاری بورس برای فعالان آن، اعتماد را در بازار سهام کمرنگ کرد، به‌طوری‌که تصمیمات خلق‌الساعه دولت شهید‌رئیسی، توان پیش‌بینی‌کردن را از تحلیلگران بورسی گرفت. با روی کارآمدن مسعود پزشکیان به‌عنوان نهمین رئیس‌جمهور ایران‌ انتظار می‌رود، رویه‌‌‌‌‌‌‌های غلط قبل‌ ادامه نداشته و با اقدامات سازنده، بورس تهران به روزهای اوج بازگردد.

    اولین و مهم اقدام دولت چهاردهم، باید حذف قیمت‌گذاری دستوری باشد. سیاستی که در وعده‌‌‌‌‌‌‌های انتخاباتی پزشکیان هم شنیده شد و فعالان بازار انتظار دارند تا جامه‌عمل به آن پوشانده شود. قیمت‌گذاری و دخالت دولت در نرخ محصولات شرکت‌های فعال در بورس تهران، به‌خصوص صنایع کوچک، شرایط اسفناکی را برای این صنایع به‌وجود آورده است، به‌طوری‌که همچنان این صنایع با P/E یا نسبت قیمت به سود بازاری کمی مورد معامله قرار می‌گیرند. افزایش ریسک عملیاتی و فروش در این شرکت‌ها سبب شده‌است تا به سود این شرکت‌ها ضریب کم‌‌‌‌‌‌‌تری داده و ارزش بازار آنها رشد کم‌‌‌‌‌‌‌تری داشته‌باشد. هرچند در دولت‌های قبل، ورود سیمان به بورس‌کالا، اقدام مثبتی در جهت افزایش تولید در این صنعت بود. انتظار می‌رود، این روند سازنده ادامه‌یافته و بازار سرمایه از این رویکرد مثبت جان تازه‌‌‌‌‌‌‌ای بگیرد.

    دوم، هدف‌گذاری برای اجرای سیاست‌های پولی و مالی در کشور است. اگر واقعا نرخ بهره بالا برای اقتصاد کشور ضروری است، لازم است تا با رویکرد هدف‌گذاری برای تورم، زمان اتخاذ این سیاست مشخص‌شده و پیش‌بینی‌‌‌‌‌‌‌پذیری به اقتصاد بازگردد. اگر هم رویکرد دولت عقب‌نشینی از سیاست انقباضی است، باید تصمیم خود را برای اجرای این رویکرد به‌طور شفاف بیان‌کند. در دولت قبل عدم‌ثبات رویه درخصوص تصمیم‌گیری برای سیاست‌های پولی و مالی، بازار را با تلاطم‌هایی همراه کرد که خسارات قابل‌توجهی را برای سهامداران به‌همراه داشت.

    سوم، مطالبه تک‌نرخی‌‌‌‌‌‌‌کردن قیمت ارز بر اساس بیان صریح پزشکیان در مناظرات انتخابی است. در دولت قبل، با وجود اقدام مثبت در جهت حذف ارز ترجیحی ۴هزار و ۲۰۰تومانی، پافشاری رئیس بانک‌مرکزی بر قیمت ۲۸هزار و ۵۰۰تومانی تامین ارز کالاهای اساسی، دوباره بورس را به کما فرستاد. همچنین فروش محصولات پالایشی‌‌‌‌‌‌‌ها تا تابستان سال‌پیش با نرخ دلار مذکور، ضربه محکمی بر این صنعت مهم بازار سرمایه واردآورد. در پایان دولت شهید‌رئیسی نیز اختلاف بالای دلار نیما و آزاد که در برهه‌‌‌‌‌‌‌هایی از زمان به بالای ۶۰درصد نیز رسید، صدای سهامداران را در آورد و باعث واکنش منفی بازار نسبت به رشد قیمت ارز شد، لذا با تک‌نرخی‌‌‌‌‌‌‌کردن نرخ ارز و نظام شفاف قیمت‌گذاری برای نرخ ارز، می‌توان بازار را از منجلاب فعلی نجات‌داد.

    چهارم، ثبات رویه دولت در تصمیم‌گیری است. از شروع دولت سیزدهم، متاسفانه تصمیمات و ابلاغیه‌‌‌‌‌‌‌های مختلف  که درخصوص صنایع بورسی به‌طور خلق‌الساعه اتخاذ می‌شدند، بازار را با هیجاناتی روبه‌رو کرد که مهم‌ترین آن‌ ریزش ۱۷اردیبهشت۱۴۰۲بود. پنهان‌‌‌‌‌‌‌کاری کابینه دولت قبل، درخصوص افزایش نرخ خوراک پتروشیمی‌ها سبب شد تا با خروج دیرهنگام برخی از سرمایه‌گذاران خرد از بازار سرمایه، منفعت اقلیتی از بازار سهام تامین‌شده و کارآیی اطلاعاتی بازار زیر سوال رود. همچنین ابلاغیه‌‌‌‌‌‌‌های مختلف برای تغییر فرمول قیمت‌گذاری محصولات و دستکاری مستقیم سود شرکت‌های بزرگ و وابسته دولت از دیگر اقدامات دولت سیزدهم بود که امید است در دولت جدید تکرار نشود.

    پنجم، بازگشت اعتماد به بورس است. این موضوع در گرو موارد ۴گانه فوق است. بازار سرمایه همواره به دلیل عدم‌پیش‌بینی‌پذیری و تصمیمات ناگهانی درخصوص نرخ ارز، نرخ انرژی و سیاست‌های پولی دچار هیجانات مثبت و منفی شده و نسبت به تحولات دچار بیش‌‌‌‌‌‌‌واکنشی می‌شود. نمونه بارز آن، رشد شارپ ۹۹ و هیجان مثبت کاذب آن و کاهش شدید قیمت سهام در آبان ۱۴۰۱ و روزهای پایانی دولت سیزدهم است. بازار باید از این هیجانات کاذب خارج شود و این مهم بدون کمک دولت در شفافیت اطلاعاتی و همچنین در پیش‌‌‌‌‌‌‌گرفتن رویه‌‌‌‌‌‌‌ای ثابت، امکان‌پذیر نیست. ششم، برداشتن تحریم‌ها بازگشت برجام یا توافق جدید و پیوستن ایران به FATF است.

    این موضوع به شوک‌های ارزی آرام‌بخش تزریق می‌کند و زمینه رشد اقتصادی ۸درصد را رقم خواهد زد. رشد ۸درصدی در صورت‌های مالی شرکت‌ها و افزایش تولید و فروش آنها نیز مشاهده خواهد شد. در این‌صورت بورس نیز از روندهای هیجانی در امان است و به بازاری با ریسک مناسب تبدیل می‌شود که بنگاه‌های فعال در آن سود اقتصادی می‌سازند و امنیت سرمایه‌گذاری در آن تامین است.

    هفتم، کاهش مالیات بورسی‌‌‌‌‌‌‌ها است. شرکت‌هایی که همچنان با ریسک قیمت‌گذاری دستوری و قیمت ارز سرکوب شده مواجه هستند و حتی نرخ مواد اولیه آنها نیز با قیمت به‌خصوصی تعیین می‌شود، افزایش نرخ مالیات، تکلیف همین اندک‌‌‌‌‌‌‌سود‌سازی در شرکت‌ها را نیز یک‌‌‌‌‌‌‌سره خواهد کرد.

    هشتم، تعیین فرمولی مشخص برای خوراک و هزینه انرژی در صنایع است. یکی از مهم‌ترین مولفه‌‌‌‌‌‌‌هایی که در چند سال‌اخیر روند بازار سرمایه را متاثر کرده‌است، قیمت انرژی است. عدم‌ثبات رویه در قیمت‌گذاری انرژی ‌بر صنایع و تغییر فرمول قیمت‌ها، ضربه‌‌‌‌‌‌‌ای را بر پیکره صنعت فولاد و به‌خصوص صنایع پایین‌دست پتروشیمی وارد آورده است. صنایع بزرگ نیز به دلیل قطعی برق و گاز در طول سال، در دو برهه زمستان سرد و تابستان داغ با کاهش تولید مواجه می‌شوند.

    نهم، استفاده از ظرفیت تامین مالی در بازار سرمایه است. افزایش شرکت‌های پروژه‌ای در بازار، رونق بازار اوراق درآمد ثابت و استفاده بخش‌خصوصی از بازار سرمایه، یکی از مطالبات اصلی اهالی بورس است، اما باید این نکته مدنظر قرار گیرد که بازار سرمایه، به محلی برای جبران کسری‌بودجه و تکرار حوادث ۹۹ بدل نشود. دهم، بازگشت سود اقتصادی به شرکت‌های صنایع مختلف بورسی و غیربورسی است. بسیاری از شرکت‌های حاضر در بازار سرمایه که صورت‌های مالی آن در کدال منتشر می‌شود، دارای سود حسابداری هستند و عمدتا مطابق با بازده موردانتظار در اقتصاد، رشد واقعی را تجربه نمی‌کنند. عوامل ۹گانه قبل، از مواردی است که بر سود اقتصادی بنگاه‌ها حداقل در حوزه بازار سرمایه موثر بوده و سبب شده‌است تا بازار آنها را به قیمتی پایین‌تر از قیمت واقعی قیمت‌گذاری کند. نسبت قیمت تابلوی بسیاری از سهم‌‌‌‌‌‌‌ها کم‌‌‌‌‌‌‌تر از نصف خالص ارزش روز دارایی آنهاست و به دلیل رویکردهای غلط دولت‌های قبل بازار سرمایه این شرکت‌ها را تنبیه می‌کند، لذا بازگشت سود اقتصادی به شرکت‌ها  به‌عنوان آخرین مطالبه باید پس از عبور از موانع فوق در اولویت قرار گیرد.

  • اگر آقای پزشکیان انتخاب شود، بازار سرمایه مثبت و اگر آقای جلیلی باشد منفی خواهد بود

    اگر آقای پزشکیان انتخاب شود، بازار سرمایه مثبت و اگر آقای جلیلی باشد منفی خواهد بود

    به گزارش اقتصادران، سعید ذوالفقاری، کارشناس بازار سرمایه به ترسیم آینده بازار سرمایه بعد از انتخابات پیش رو پرداخت و گفت: چشم انداز بورس تهران را باید با توجه به فضای سیاسی حاکم بر ایران و جهان تحلیل کرد؛ تا قبل از انتخابات دور دوم ریاست جمهوری، تاثیر رئیس جمهور احتمالی آینده بر بازار سهام و انتخابات آمریکا از جمله عواملی هستند که باید به آنها نگاه تحلیلی داشت.

    وی ادامه داد: تفکر آقای جلیلی و تیم اقتصادی اطراف ایشان، دلارزدایی بوده که بر این اساس، واضح است این تفکر ضد بازار سرمایه و حتی ضد تولید است؛ این در حالی است که با روی کار آمدن این تفکر بر مسند بالاترین مقام اجرایی کشور، قاعدتا نباید انتظار بازار مثبتی را داشت.

    به گفته ذوالفقاری، در نقطه مقابل آقای پزشکیان هم، هنوز به صورت مشخص در حوزه سیاست های اقتصادی گام برنداشته ولی با توجه به گذشته ایشان و تمایل افزایش تعاملات با دنیا می‌توان مدعی بود که شخص میانه‌روتری بوده و قطعا در کوتاه مدت سیگنال مثبتی برای بازار سرمایه خواهد بود.

    فاجعه‌ای که بعد از ۲۰ سال رقم خورد

    ذوالفقاری به یکی از پارامترهای بنیادی و تاثیرگذار نیز اشاره کرد و گفت: بعد از بیست سال فعالیت در بازار با قاطعیت باید گفت که گزارش‌های سه ماهه چهارم سال ۱۴۰۲ شرکت‌ها و صنایع، فاجعه بوده است. گزارشی که نشان می‌دهد پتروشیمی‌ها و دارویی‌ها زیان‌ده شدند و حتی صنعت سیمان که تقریبا مبرا از قیمت‌گذاری دستوری است نیز تنها یک سوم فصول گذشته خود، سود شناسایی کرده است؛ بنابراین در صورت تکرار گزارش عملکرد ۳ ماهه چهارم، بازار باز هم با افت مواجه خواهد شد!

    تکرار سیاست‌های پولی شکست خورده

    ذوالفقاری ادامه داد: از سوی دیگر نرخ سود بدون ریسک بانک‌ها و صندوق‌ها، P/E مناسب بازار برای ورود را به عدد ۳ کاهش داده است. همین مسئله نشان می‌دهد که نرخ بهره ۳۲ درصد سبب شده که هیچ کفی برای بازار قائل نباشیم و حتی با روی کار آمدن آقای پزشکیان، بازار در بلند مدت هیچ رشدی را تجربه نخواهد کرد.

    این کارشناس بازار سرمایه یک سوال اساسی مطرح کرد و گفت: با توجه به نرخ بهره ۳۲ درصد، خود بانک‌ها کجا سرمایه‌گذاری می‌کنند که می‌توانند چنین سودی بسازند؟ به نظر می‌رسد که مانند بانک آینده در سنوات گذشته، اضافه برداشت خواهند داشت که این مطلب را مخابره می‎‌کند که سیاست انقباضی پولی بانک مرکزی نه تنها تولید را نابود کرد، بلکه باعث افزایش رشد نقدینگی و تورم خواهد شد؛ کما اینکه از زمان اجرای این سیاست‌ها شاهد رشد دلار از ۴۰ به ۶۰ هزار تومان بودیم؛ اتفاقی که به خوبی نشان می‌دهد این سیاست‌های پولی شکست خورده است.

    انتخابات آمریکا و بورس تهران

    ذوالفقاری به یک ریسک دیگر بازار اشاره کرد و گفت: همیشه انتظارات تورمی، خود سبب جهت‌دهی به بازارها می‌شود. اتفاقی که به مانند انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا، بورس تهران را از ۳ ماه قبل از آن به حالت کما برد تا وضعیت ریاست جمهوری آمریکا تعیین تکلیف شود؛ این در حالی است که امسال نیز این احتمال وجود دارد که بازار سرمایه از شهریور ماه دست به عصا بوده و منتظر نتیجه انتخابات آمریکا باشد.

    وی خاطرنشان کرد: در دوره فعلی، احتمال روی کار آمدن ترامپ بیشتر است و خود می‌تواند عاملی باشد که بعد از انتخابات آمریکا و در آبان ماه، شاهد یک فشار فروش دیگری در بازار سرمایه باشیم.

    ذوالفقاری گفت: اولا تا هفته آینده و به علت فضای ابهامی حاکم، بورس تهران نوسانی خواهد بود که البته این فشار فروش امروز بازار، دیگر تکرار نمی‌شود؛ ضمن اینکه باید منتظر تعیین رئیس جمهور باشیم که اگر آقای پزشکیان باشد، بازار سرمایه مثبت و اگر آقای جلیلی باشد منفی خواهد بود.

    وی ادامه داد: انتخابات آمریکا، بورس تهران را از شهریور ماه راکد خواهد کرد؛ هر چند قاعدتا روی کار آمدن ترامپ شوک منفی تلقی می‌شود و در آخر باید گفت پارامترهای بنیادی مانندی نرخ بهره و سودسازی شرکت‌ها عواملی است که در صورت عدم اصلاح آن‌ها، بازار سرمایه ناگزیر به اصلاح خواهد شد.

  • قهر سهامداران با بورس ارزان / بورس بازان به کدام بازار مالی کوچ کردند؟

    قهر سهامداران با بورس ارزان / بورس بازان به کدام بازار مالی کوچ کردند؟

    به گزارش اقتصادران، گویی تمام فکر و ذکر دولتمردان معطوف به انتخابات بوده و بازار سرمایه را به کل فراموش کردند؛ گویی که اصلا بازاری با چنین نامی وجود ندارد. البته ناگفته نماند که در زمان دولت سیزدهم هم حال بورس تهران خوش نبوده؛ اما واضحا به این زاری هم روزها را سپری نمی‌کرد. پس گویی بالاتر از سیاهی رنگی هست.

    تعداد کدهای خریدار حقیقی

    برای اولین بار از سال ۱۳۹۸، تعداد کدهای خریدار حقیقی به حدود ۶۰ هزار کد کاهش یافت. البته از آن زمان تا به امروز بیش از ۱۳۰ صندوق به بازار اضافه شده است. به واسطه عمق بخشی به بازار سرمایه، انتظار افزایش اقبال نیز وجود دارد اما تصمیمات و سیاست‌های اقتصادی و غیر اقتصادی در قبال بازار سرمایه به فراری دادن افراد از این بازار ختم شده است.

    قیمت به سود (P/E)

    نسبت قیمت به سود نشان دهنده مبلغی است که سرمایه‌گذاران حاضرند به ازای هر یک ریال سود تولید شده توسط شرکت بپردازند. نسبت P/E TTM یکی از شاخص‌های سودآوری است که وضعیت سود خالص شرکت‌ها در چهار فصل گذشته را نشان می‌دهد. برای مثال شرکتی با قیمت سهم ۱۰۰۰ تومانی که در چهار فصل گذشته ۲۰۰ تومان سود خالص ایجاد کرده دارای P/E TTM پنج است.

    نسبتی که اگر مهر ۱۴۰۱ را چشم پوشی کنیم به اسفند ۱۳۹۶ برمی‌گردد. جالب این‌جاست که از سویی کاهش P/E بازار را شاهد هستیم، اما از سوی دیگر تعداد کدهای خریداران و ارزش معاملات به پایین‌ترین سطح‌های خود رسیده و این یعنی بازار سرمایه در این محدودیت‌ها نیز جذابیت ندارد.

    خریداران کجا رفتند؟

    جذابیت سرمایه‌گذاری طبیعتا با توجه به نرخ بهره بالا و امنیت سرمایه در سایر بازارهای موازی نظیر طلا، متوجه بورس تهران با آن همه ریسک‌های تحمیلی نمی‌شود. پول‌های بزرگ ترجیح می‌دهند در بازاری فعالیت کنند که یا مانند اوراق دولتی با نرخ حوالی ۳۵ درصد بدون ریسک باشد، یا مانند ملک و دلار متاثر از تورم بازدهی ایجاد کند و یا مانند طلا علاوه بر حفظ قدرت خرید در مقابله با ریسک‌های سیستماتیک مقاوم باشد.

    قاعدتا کمتر کسی سرمایه خود را به سمت بازاری هدایت می‌کند که نه پیش‌بینی پذیر است، نه شفافیت و تقارن اطلاعاتی مکفی دارد و نه حتی از دست درازی دولت در سودسازی آن مصون است. نتیجه این مناسبات، آن می‌شود که P/E=۷ نیز برای سرمایه‌گذاران جذاب نخواهد بود.

  • کلی‌گویی‌ها دیگر به درد بازار سرمایه نمی‌خورد / می‌خواهند هزینه وعده‌های خود را از جیب سهامدار بردارند!

    کلی‌گویی‌ها دیگر به درد بازار سرمایه نمی‌خورد / می‌خواهند هزینه وعده‌های خود را از جیب سهامدار بردارند!

    به گزارش اقتصادران، بازار سرمایه طی چهار سال گذشته، اسم رمز شعارهای تبلیغاتی کاندیداهای ریاست جمهوری و مجلس بوده است. نامزدهای کرسی‌های قدرت در طول این مدت، از بیان وعده عجیب و بی‌پایه درمان سه روزه بورس گرفته تا طرح شعارهای رنگارنگ در حمایت از سهامداران و بازار سرمایه، دریغ نکرده‌اند. چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز از این بهره‌برداری سیاسی خالی نیست و شعار حمایت از بورس در اظهارات هر ۶ کاندیدا دیده می‌شود؛ اگرچه هیچ‌یک، برنامه مشخص و روشنی برای عمل به وعده خود ارائه نکرده‌اند.

    باید اشاره داشت که تا کنون تمامی نامزدهای انتخابات، بر اصل حمایت از بازار سرمایه تاکید کرده‌اند، اما مشخص نیست در حالی که تمامی آنها در سمت‌های اجرایی موثر بر مدیریت اقتصادی کشور فعال و مشغول هستند، چگونه است که برنامه مشخصی برای بازار سرمایه تدارک ندیده‌اند! در این میان قرارگرفتن حسین عبده تبریزی، دبیرکل اسبق بورس و نظریه‌پرداز و کارشناس ارشد اقتصادی در کنار مسعود پزشکیان، تنها نقطه روشن و امیدوارکننده برای فعالان بازار بوده است، که البته هنوز منجر به ارائه برنامه‌ای درباره بازار سرمایه نشده است.

    به این ترتیب، مناظرات و میزگردهای نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری این سیگنال را به فعالان بازار سرمایه ارسال کرده است که این بار هم مشت دولت جدید برای این بازار خالی خواهد بود و نباید به وعده‌ها و شعارها، دل خوش کرد.

    پوشالی بودن وعده‌های نامزدهای انتخابات برای فعالان بورس روشن شده است

    در همین راستا، هومن عمیدی، کارشناس بازار سرمایه تاکید کرد: «متاسفانه این دوستان شاید به دلیل عدم شناخت از بازار سرمایه، فکر می‌کنند، اهالی این بازار هم مانند بسیاری از حوزه‌های کشور، دچار احساسات و هیجانات خاص می‌شوند و شانس خود را با وعده‌ها و حرف‌های غیرعملیاتی و غیرقابل باور و حتی متاسفانه اغواکننده امتحان می‌کنند.»

    وی افزود: «مشخصا درباره کسانی که در دوره‌های قبل، کاندیدا شده بودند و در همین مرحله قول و وعده‌های عجیب و غریب داده بودند، پوشالی بودن وعده‌ها برای تحلیلگران، فعالان بازار سرمایه، کارشناسان و کسانی که بازار سرمایه را می‌فهمند، مشخص است؛ نمونه آن، آقای قاضی‌زاده هاشمی‌ست که قرار بود سه روزه بورس را به سامان برساند و متاسفانه در دوره سه‌ساله دولت سیزدهم، ایشان که در مسند ریاست مجموعه‌هایی بود که بانک دی را در زیرمجموعه خود داشت، بدترین عملکرد را برجای گذاشت.»

    دشمنان بازار سرمایه در کنار قالیباف قرار گرفته‌اند!

    عمیدی اظهار کرد: «یا درباره نکاتی که اکنون آقای قالیباف مطرح می‌کند، باید اشاره داشت که ایشان در مسند ریاست مجلس بودند و بدترین موارد علیه بازار سرمایه در همین مجلس تصویب شد! ایشان هم تا زمانی که سر و صدا به‌اندازه‌ای بلند شد که کمیسیون‌های مختلف مجلس بالاخره با فشار فعالان بازار سرمایه وارد تصمیم‌گیری شدند، آن هم با رعایت نظر دولت، دغدغه‌ای در این باره نداشتند.»

    وی افزود: «حتی در حال حاضر هم کسانی را در کنار خود دارند که دشمنی خاص آنها با بازار سرمایه کاملا مشخص است. صحبت‌ها و مصاحبه‌های قبلی مشاوران اقتصادی و همراهان ایشان هنوز موجود است؛ قطعا اینها از چشم ریزبین و دقیق فعالان بازار سرمایه دور نمی‌ماند!»

    کلی‌گویی‌ها دیگر به درد بازار سرمایه نمی‌خورد

    این کارشناس بازار سرمایه بیان کرد: «حتی آقای پزشکیان هم همین‌گونه است. در حال حاضر با آقای عبده تبریزی در جلسات حاضر هستند اما در حد کلی‌گویی و جملات نامشخص درباره بازار سرمایه و اقتصاد صحبت می‌کنند. می‌گویند بورس باید حمایت شود اما این کلی‌گویی‌ها دیگر به درد بازار سرمایه نمی‌خورد.»

    عمیدی اضافه کرد: «فعالان بازار سرمایه از خود سازمان بورس به‌عنوان رگولاتور و متولی بازار نه تنها گلایه و نسبت به عملکرد این سازمان انتقادات شدیدی دارند، که از این افراد گذشته و عبور کرده‌اند.» وی افزود: «بازار سرمایه و بورس اکنون در مرحله‌ای از عمق فشار قرار دارد که دیگر متاسفانه با وعده و حرف‌درمانی و کلی‌گویی مشکلات آن قابل حل نیست.»

    وی اظهار کرد: «نمی‌توانیم اعتقاد داشته باشیم که می‌خواهیم بازار سرمایه را حمایت کنیم، اما اجازه دهیم بانک مرکزی یک‌شبه نرخ بهره را به ۳۰ درصد برساند! نرخی که تغییرات ۰.۲۵ درصدی آن حتی با وجود اعلام قبلی و قابلیت پیش‌بینی در جهان، باعث ایجاد بازدهی یا افت‌های ۲۵ درصدی و ۳۰ درصدی می‌شود.»

    عمیدی بیان کرد: «چطور ممکن است یک نفر در بدنه دولت و بانک مرکزی نرخ بهره را این‌گونه افزایش دهد و از این اقدام دفاع هم کند و پشت آن بایستد و ژست قلدرمآبانه هم بگیرد با این مضمون که همین است که هست! از سمت دیگر هم بگوید بازار سرمایه را حمایت می‌کنیم!»

    این کارشناس بازار سرمایه بیان کرد: «دوستان در تیم اقتصادی دولت و مجلس در دوره قبل حرکاتی را انجام دادند که تمامی معادلات و محاسبات بازار سرمایه را بر هم زدند. مستقیما از کاری که انجام می‌دهند، دفاع می‌کنند و حتی علم اقتصاد را زیر سوال می‌برند. ما واقعا با پدیده‌های عجیب و غریبی در چهار سال گذشته یعنی از سال ۹۹ به این سو موجاه شده‌ایم که از حمایت بورس و اولویت اول قراردادن آن، رسیده‌ایم به دشمنی آشکار با بورس!»

    وی عنوان کرد: «مقام رهبری هر سال را با عنوان تولید نام‌گذاری می‌کنند اما کسانی که مدعی ولایت‌مداری و اجرای منویات رهبری هستند، دقیقا عکس این نام‌گذاری‌ها عمل می‌کنند.»

    عمیدی بیان کرد: «کسی را در مسند ریاست سازمان بورس گذاشته‌اند که رانت یک عده دیگر که بازار سرمایه را گروگان گرفته‌اند و با داشتن رانت در اردیبهشت سال گذشته موجب ریزش بازار شدند را در نظر نمی‌گیرد. آن زمان، ایشان درباره بازار سرمایه اعلام کرده‌اند که رشدهای طوفانی برای بورس آزاردهنده است در حالی که یک ماه و نیم بود که بازار داشت نفس می‌کشید! اما ایشان ترمز بازار را کشید.»

    وی افزود: «بعد گفتند چه کسانی بودند که این حجم از معاملات را انجام دادند و اطلاع داشتند، پاسخ دادند، کسانی بودند و سیو سود کردند. اگر سیو سود کرده‌اند، این لیست ۴۰-۵۰ نفره متخلفان که بالاخره مجبور شدند به قوه قضائیه اعلام کنند، چه کسانی هستند؟ چرا از اردیبهشت ۱۴۰۲ تا کنون، هیچ اظهار نظر روشن و رسمی انجام نمی‌شود و فقط سکوت کرده‌اند؟ چرا تمرکز خود را فقط گذاشته‌اند برای تامین مالی؟ آنقدر در بازار سرمایه قحط‌الرجال شده که عده‌ای بیایند و تعاریف بازار سرمایه را عوض کنند!»

    کاری کرده‌اند که مردم پول خود را ببرند به بازار رمزارز، سکه و فعالیت‌های تورم‌زا!

    این کارشناس بازار سرمایه بیان کرد: «فلان کارشناس در تلویزیون صحبت می‌کند و می‌گوید، بورس جایی‌ست که باید در آن تامین مالی انجام شود. یعنی بورس را فقط جایی برای تامین مالی می‌دانند! این غلط‌ترین تعریف ممکن است که حتی یکی از مهمترین و معروف‌ترین کارشناسان با هدف حمایت از بازار سرمایه آن را مطرح می‌کند و متاسفانه گل به خودی می‌زند.»

    عمیدی اظهار کرد: «بازار سرمایه متاسفانه تنها به محل تامین مالی دولت تبدیل شده است؛ تامین مالی ۴۰ درصدی صنایع و شرکت‌ها. آیا رسالت بازار سرمایه این است؟ شما باید کمک کنید که تولید ناخالص ملی بالا برود. باید کمک کنید که شرکت‌های بازار سرمایه به رشد و اعتلا برسند. شما کاری کرده‌اید که مردم پول خود را ببرند به بازار رمزارز ، سکه و فعالیت‌های سفته‌بازی مخرب و تورم‌زا.»

    ۲۵ اقتصاددانی که بورس را عامل تورم معرفی کردند، شده‌اند مشاوران اقتصادی بعضی از همین کاندیداها!

    عمیدی با بیان اینکه «آن ۲۵ اقتصاددانی که نامه نوشتند و بورس را عامل تورم اعلام کردند، الآن شده‌اند مشاوران اقتصادی برخی از همین کاندیداها!» اظهار کرد: «الآن چهار سال شده که بازار سرمایه منفی‌ست و چهار سال هم شده که کشور به طور میانگین، درگیر تورم ۴۰ درصدی‌ست! این اشتباه مهلک شما را که نامه‌نگاری کردید و بورس را عامل تورم اعلام کردید، چه کسی پاسخ می‌دهد؟ چرا باید بلایی به سر ذی‌نفعان بازار سرمایه بیاورند که تعداد ۵۰ میلیون سهامدار و فعال این بازار به ۵۰ هزار نفر برسد؟»

    می‌خواهند هزینه وعده‌های خود را از جیب سهامدار بردارند!

    وی افزود: «این اتفاقی که در بازار سرمایه افتاده آنقدر وحشتناک است که مدیرعامل شرکت بورس تهران می‌گوید درآمد آرایشگاه‌های زنانه از معاملات بازار سرمایه بیشتر بوده است. متاسفانه شما این بلا را بر سر بازار سرمایه آورده‌اید! هر بار یک قانون جدید گذاشته‌اید، هر بار دست خود را در جیب یکی از صنایع و شرکت‌ها کرده‌اید. به‌واسطه اینکه قول داده‌ای تورم و گرانی ایجاد نکنید و قیمت بنزین را افزایش ندهد، کل سوبسید مورد نیاز را از جیب صنعت پالایشگاهی برمی‌دارید! به اسم اینکه وعده‌ داده‌اید نهضت ملی مسکن به راه بیندازید و وام مسکن بدهید، بانک‌ها را با تسهیلات تکلیفی تحت فشار قرار می‌دهید! می‌خواهید تمام هزینه‌هایی که باید برای مردم، برای اقتصاد، وعده‌هاتان و کشورداری تامین کنید، از بازار سرمایه و از جیب سهامدار بردارید.»

    عمیدی اظهار کرد: «سوال من این است که اگر سهامداران در بازار سرمایه نباشند و پول‌هایشان را از بازار ببرند که برده‌اند، شما می‌خواهید از کجا تامین مالی کنید؟ آیا شما توانستید اوراق دولتی را بفروشید؟ آیا توانستید کسری بودجه دولت را با فروش اوراق مدنظر در بودجه تامین کنید؟ اخزای شما با ۳۶ درصد هم فروش نمی‌رود! شما کاری کرده‌اید که دشمنی خود را با تولید کاملا اثبات کرده‌اید. همه هم از منویات رهبری صحبت می‌کنید! آیا مقام رهبری گفته‌اند تولید را نابود کنید؟ آیا ایشان گفته‌اند سرمایه‌های مردم را از بین ببرید؟ آیا ایشان گفته‌اند پول مردم را به سمت رمزارز ببرید؟»

    این کارشناس بازار سرمایه ابراز کرد: «الآن اعتماد مردم به یک بازی عجیب و بلاتکلیف که هنوز مشخص نیست پشتوانه‌ای دارد یا نه، از اعتماد آنها به کل بازار سرمایه بیشتر است! شما چه کرده‌اید که باعث شده‌اید مردم در قیمت‌های عجیبی که مشابه آن را بیرون نمی‌بینید، سهام خود را به ثمن بخس بفروشند و خارج شوند؟ متاسفانه این کاندیداها هم هیچ‌کدام دغدغه بازار سرمایه را ندارند؛ فقط دیده‌اند فضایی‌ست که می‌توانند روی آن مانور و وعده بدهند.»

    عمیدی تصریح کرد: «متاسفانه افرادی هم که انتخاب شده و به جلسات آنها رفته بودند، مشخص بود که برنامه‌ای برای بازار سرمایه ندارند. خیلی از آنها البته اعلام می‌کنند که فرصت برنامه‌نویسی نداشته‌ایم و می‌خواهیم برنامه هفتم را سرلوحه قرار دهیم یا برای بازار سرمایه برنامه خاص داریم. بدانید که این طور نیست!»

    قیمت سهام به سطح سال ۹۸ تنزل کرده است!

    این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه هر روز بازار سرمایه منفی‌ست، اظهار کرد: «قیمت‌ها در بازار سهام به سطح سال ۹۸ بازگشته است! سوال من این است که در سال ۹۸ و ۹۹ قیمت‌ها در کدام بازار و حوزه اقتصادی کشور برابر با سطح فعلی بوده است؟ در هیچکدام از ارزاق و مواد غذایی، دلار، طلا، سکه، ملک، خودرو و هر کالای دیگری، قیمت‌های فعلی برابر با قیمت‍‌های سال ۹۸ نیست. اما قیمت سهام به قیمت سال ۹۸ معامله می‌شود!»

    ۱۲۰ میلیارد دلار سرمایه طی چهار سال گذشته در بورس سوخته است!

    عمیدی بیان کرد: «محاسبات ما نشان می‌دهد حدود ۱۲۰ میلیارد دلار سرمایه طی این مدت از بین رفته است! بیایید این آمارها را اعلام کنید و بگویید ما در دولت سیزدهم هم مسئول و متولی بودیم، از آقایان مخبر، خاندوزی، جلیلی، قالیباف که رئیس مجلس بودند، همین آقای قاضی‌زاده و تیم فعلی که همه دست‌اندرکار بوده‌اند، بیایند اعلام کنند که چگونه می‌توان ۱۲۰ میلیارد دلار سرمایه یک کشور و مردم را طی چهار سال از بین برد و سوزاند!»

    گشایش ارزی ۵ میلیارد دلاری را دستاورد معرفی می‌کنند اما در برابر سوخت ۱۲۰ میلیارد دلار سکوت کردند

    عمیدی افزود: «از گره‌گشایی و حل مشکلات ارزی با ارزش پنج میلیارد دلار صحبت می‌کنند، اما چگونه ۱۲۰ میلیارد دلار برای آنها عددی نیست؟ می‌توانند با یک گشایش ارزی پنج یا ۱۰ میلیارد دلاری که آیا بشود یا نشود، ماه‌ها به‌عنوان دستاورد مثبت صحبت کنند اما ۱۲۰ میلیارد دلار سرمایه مردم این کشور که مالیات آن را هم در لحظه پرداخت کرده‌ بودند، طی چهار سال پیش چشمان از بین رفته و سکوت کرده‌اند!»

    این کارشناس بازار سرمایه بیان کرد: «متاسفانه تمام اظهارات فعلی شعار است و گوش بازار سرمایه هم از این حرف‌ها پر! متاسفانه عمق فاجعه خیانتی که در بازار سرمایه نسبت به سهامداران و بخش تولید، رخ داده بسیار وحشتناک‌تر از آن است که سه نفر بخواهند در یک ساعت درباره آن کلی‌گویی کنند و درباره آن صحبت کنند.»

    پرونده ریزش بازار سرمایه باید توسط نهادهای اطلاعاتی و امنیتی بررسی شود

    عمیدی عنوان کرد: «امیدوارم پای بازرسان قوه قضائیه، وزارت اطلاعات و بازرسی دفتر مقام رهبری به پرونده ریزش بازار سرمایه باز شود تا به اقدامات متخلفان یا افرادی که ترک فعل کردند و افرادی که بازار سرمایه را دچار انحراف کردند، رسیدگی شود.»

    وی افزود: «بازار سرمایه چهار سال است، دچار ریزش شده و جالب اینکه در هر جای کشور که صحبت می‌شود همه از ریزش می‌گویند اما کسی نمی‌آید عوامل آن را بررسی کند. کسی نمی‌آید فرضیه نفوذ و توطئه بیگانه را در این باره بررسی کند. بررسی کنند ببینند رد پای چه افرادی در این ریزش‌ها وجود داشته است. شاید واقعا یک حمله اساسی به زیربنای تولید کشور باشد که رقم خورده است.»

    این کارشناس بازار سرمایه بیان کرد: «فکر نمی‌کنم هیچ‌کجای اقتصاد کشور، چهار سال تمام چنین فاجعه‌ای رخ دهد و ارکان نظارتی، قضائی، نظامی و انتظامی سکوت کنند و نپرسند که چه اتفاقی افتاده است. بی‌سابقه است که ۱۲۰ میلیارد دلار سرمایه کشور از بین برود و پای نهادهای امنیتی و قضائی به آن باز نشود.»

  • بازار سرمایه دل و دماغی برای کسی باقی نگذاشته است!

    بازار سرمایه دل و دماغی برای کسی باقی نگذاشته است!

    به گزارش اقتصادران، نوید فرهادی در روزنامه تعادل نوشت:

    این روز‌ها ناامیدی در رفتار معامله‌گران مشهود و روند معاملات بیش از پیش مصنوعی و خسته‌کننده شده است. دو اقدام اخیر مدیر جدید نظارت بر بورس‌های سازمان بورس و اوراق بهادار مبنی بر لغو عرضه‌های اولیه و سفارش فروش توسط بازارگردان‌ها نیز تا حدودی فضا را بهتر کرده اما همه می‌دانیم این اقدامات سطحی نمی‌تواند برای زخم عمیقی که بازار سرمایه از تصمیمات و سیاست‌‌های دولت برداشته، درمان باشد. لذا با وضعیت فعلی این‌گونه اقدامات تنها مسکنی خواهد بود که زمینه را برای جراحی عمیق ایجاد می‌کند.

    در این مدت سازمان بورس و اوراق بهادار نیز در راستای حمایت از صنایع و البته حق سهامداران باید تمام تلاش خود را به عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان اقتصادی به کار گیرد، اما چنانچه راهکار‌های فعلی بدون برنامه و توامان با اقداماتی برای حل مشکلی اصلی استفاده نشود اوضاع از همین که هست نیز بدتر خواهد شد، چراکه استفاده از چنین راهکار‌هایی آسیب‌ها و عوارض خود را به دنبال دارد. برای مثال منع فروش بازارگردان‌ها در برخی از تک نماد‌هایی که از لحاظ بنیادی چیزی در چنته و قیمت‌های‌شان توجیهی ندارد تنها عاملی برای سوءاستفاده برخی از افراد خواهد بود و زمانی که شرایط به حالت قبل برگردد شاهد حباب بزرگی خواهیم بود که ترکیدن آن سرعت اصلاح را به مراتب افزایش خواهد داد.  بگذریم به سراغ اصل مطلب برویم!

    این روز‌ها عدم وجود چشم‌انداز مثبت در کنار برخی تصمیمات و سیاست‌های نسنجیده دولت و بانک مرکزی، بازار سرمایه را بین زمین و هوا و در خلأ نااطمینانی گیر انداخته. در کنار این موارد فرسایشی شدن روند اصلاحی بازار که از اردیبهشت ماه سال جاری آغاز شده دیگر دل و دماغی برای کسی باقی نگذاشته. به عقیده ما اما اصلی‌ترین چالش بازار افزایش نرخ بهره است. لازم است بدانید نرخ بهره از دیرباز تاکنون یکی از اصلی‌ترین رقیب‌های بازار سرمایه بوده و هست. به واقع تغییرات نرخ بهره بدون ریسک همواره روی کاهش یا افزایش میزان هرگونه سرمایه‌گذاری تاثیرگذار است.

    حال این سرمایه‌گذاری چه در حوزه تولید باشد چه در حوزه مسکن و چه در دیگر بازار‌ها. به بیان دیگر نرخ بهره بدون ریسک همان‌طور که از اسمش پیداست نشانگر میزان بازدهی است که شما بدون پذیرش هیچ‌گونه ریسکی می‌توانید دریافت کنید. لذا افزایش نرخ بهره به منزله افزایش ریسک انواع سرمایه‌گذاری‌ها خواهد بود، آن‌هم نرخ بهره‌ای که با انتشار اوراق گواهی سپرده خاص به سطوح ۳۴درصدی (موثر) رسیده است. از سوی دیگر نیز زمزمه افزایش نرخ تسهیلات تا محدوده ۳۷ الی ۴۰درصدی به گوش می‌خورد که امیدواریم واقعیت نداشته باشد اما کاملا طبیعی است زمانی که بانک‌ها با نرخ ۳۰درصدی جذب سپرده می‌کنند با نرخی بالاتر نیز تسهیلات پرداخت کنند که این به معنای افزایش هزینه تامین مالی بنگاه‌ها برای تولید خواهد بود که نتیجه‌اش جز نابودی تولیدکننده یا گران‌تر شدن کالاهای تولیدی و رشد نرخ تورم نخواهد بود. سوال اصلی اینجاست که چطور از بنگاهی که پس از پشت‌سر گذاشتن مشکلات بسیار نظیر تورم، استهلاک، قیمت‌گذاری دستوری و… در بهترین حالت به حاشیه سود ۱۵ الی ۲۰درصدی رسیده انتظار هزینه مالی بیش از ۳۵درصد را دارید؟

    پرواضح است که دیر یا زود چنین هزینه مالی سنگینی عاملی برای زمین‌گیر شدن صنایع خواهد شد. لذا بهتر نیست با کاهش نرخ بهره و تغییر رویه‌ فعلی و سیاست‌های غلطی که تاکنون برای بازار سرمایه به عنوان یکی از رکن‌های تامین مالی اتخاذ کردید پول‌های سرگردان در بانک‌ها را به چرخه تولید بازگردانید؟ فقط کافی است با چند اقدام ساده و بدون نگاه ابزاری به بازار سرمایه موجبات رونق بازار را فراهم آورید و در زمان رونق به بازار عمق ببخشید.

  • الان وقت خرید سهام است یا فروش؟

    الان وقت خرید سهام است یا فروش؟

    به گزارش اقتصادران، روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:

    انتخاب موارد سرمایه‌گذاری در بازار سهام بر اساس تجزیه‌وتحلیل صورت‌های مالی و پیش‌بینی سودآوری شرکت‌ها برای سال‌های آتی است که با توجه به شرایط ایران با ریسک‌های فراوان همراه است، زیرا تغییر قوانین، مصوبات یک‌شبه و از همه مهم‌تر ریسک‌های ژئوپلیتیک،  سودآوری شرکت‌ها یا به طور کلی بازار سرمایه را با چالش و مخاطره همراه کرده است.

     در حال حاضر باید دید بازار سهام امروز تحت‌تاثیر کدام عوامل است و آیا سهامی که شخص خریداری کرده تحت‌تاثیر این موارد است یا خیر. متاسفانه در چند روز گذشته شاهد منفی بودن تمام شرکت‌ها، خوب یا بد، با هم بودیم که این موضوع طبیعی است زیرا بی‌اعتمادی مردم به کل بازار سرایت کرده و قوانینی که باعث زیانده شدن یک صنعت شده می‌تواند برای شرکت‌های دیگر هم رخ دهد، پس باید به سرمایه‌گذاران حق داد.

    از قوانین تاثیرگذار می‌توان به نرخ‌های بالای اخزا، نرخ‌های تامین مالی برای شرکت‌ها، افزایش نرخ بهره بانکی، خوراک پتروشیمی‌ها و عدم رشد دلار نیما که باعث زیان‌ده شدن این صنعت شده اشاره کرد. خبر آخر هم خبر سانحه‌ای است که برای رئیس‌جمهور کشور اتفاق افتاد که می‌تواند روی رفتار مردم تاثیرگذار باشد.
    بررسی مجدد پرتفوی سرمایه‌گذاری خود با توجه به موارد ذکرشده مانند روند سود شرکت، فروش، سود ناخالص، و سود عملیاتی را در نظر بگیرید. به این نکته توجه کنید که این شاخص‌ها در پرتفوی شما در حال رشد است یا خیر. علاوه بر این بررسی کنید ریسک و مواردی که گفته شد چقدر روی سهام پرتفوی شما تاثیر‌گذار است.
    بنابراین بسیار مهم است که بررسی کنید آیا خرید دارایی‌های جایگزین ریسک‌های پرتفوی شما را کم خواهد کرد یا خیر. اگر سهام و دارایی بدون تحلیل یا مشاوره خریداری شده قطعا باید در سرمایه‌گذاری خود تجدیدنظر و بررسی انجام گیرد.  در این شرایط باید منتظر بود تغییراتی در نرخ خوراک پتروشیمی‌ها، تغییرات مثبت در دلار نیما، تغییرات در نرخ‌های بهره بانکی و اخزا انجام شود.

    اگر پرتفو مناسب چیده شده باشد ترکیبی از دارایی‌های مختلف در این شرایط به بازدهی افراد کمک خواهد کرد. این به معنای فروش یا عدم فروش سهام نیست و هرکس باید خود برای دارایی تحت مالکیتش تصمیم‌گیری کند، اما توصیه بنده به عدم رفتار هیجانی و بدون تحلیل است.

  • فعالان بازار سرمایه باید برابر دست درازی دولت در جیب شرکت ها قد علم کنند

    فعالان بازار سرمایه باید برابر دست درازی دولت در جیب شرکت ها قد علم کنند

    به گزارش اقتصادران، هومن عمیدی، کارشناس بازار سرمایه در خصوص دلایل اصلی افت ۲ درصدی شاخص کل در هفته گذشته گفت: دلایل متعددی وجود دارد که نه تنها هفته‌ای که گذشت، بلکه آینده بازار را تحت تاثیر خود قرار داده‌است؛ به حدی که پیش‌بینی هفته‌ی آینده بازار نیز تقریبا سخت شده است.

    وی ادامه داد: انتشار ۳۰ همتی اوراق دولتی در این مقطع زمانی، سبب معطوف شدن تمرکز حقوقی‌ها و سازمان به خود شده و مشخصا بورس در مقطع فعلی بلاتکلیف است؛ ضمن اینکه تعیین تکلیف بند س تبصره ۶، موضوعی است که به شدت بر شاخص‌های بورسی تاثیرگذار است که متاسفانه هنوز خروجی آن مشخص نیست.

    عمیدی دلایل دیگر افت بازار را برشمرد و گفت: حقوقی‌ها نیز هر مثبت بازار فرصتی برای نوسان‌گیری می‌بینند و به محض چند مثبت پی در پی، سر و کله آن‌ها در سمت فروش تابلو ظاهر می‌شود. ارزش معاملات نیز نشان می‌دهد که بازار در بلا تکلیفی به سر می‌برد و نه انگیزه‌ای برای فروش وجود دارد و نه اراده‌ای برای خرید در آن دیده می سود.

    عمیدی، گفت: به نظر می‌رسد تمرکز اصلی سازمان بر روی صندوق‌ها و همان اوراق منتشره بوده و به طور کلی بازار سهام رها شده‌ است. رها کردن بازار آن هم در مقطع فعلی که بینهایت به حمایت نیاز دارد جای سوال است که امیدواریم مسئولان سازمان پاسخگو باشند.

    این کارشناس بازار سرمایه در خصوص اثرات سیاست‌های اتخاذی بر بازار سرمایه گفت: نرخ تامین مالی برای شرکت‌ها به اعداد ۳۶ تا ۳۷ درصد رسیده است که عملا در توان بنگاه‌ها نیست. از سوی دیگر و با یک بررسی ساده مشخص می‌شود که حاشیه سود اکثر شرکت‌ها کاهشی است؛ چرا که سیاست‌ها فقط در راستا دست درازی در جیب شرکت‌ها است.

    وی ادامه داد: با رصد درآمد مالیاتی دولت متوجه می‌شویم که بیشترین مالیات پرداختی متعلق به بنگاه‌های بورسی است؛ این درحالی است که طلا فروشان که منابع درآمد سرشاری داشته و به هیچ عنوان بازدهی آن‌ها از تورم کمتر نمیشود، جلوی قانون مالیات بر عایدی سرمایه ایستاده و همگی دست به اعتصاب زدند؛ اما در نقطه مقابل، بازار به قیمت ۹۸ در حال معامله است ولی واضحا از نرخ تورم فرسنگ‌ها عقب مانده است.

    وی در آخر خاطر نشان کرد: انتظار می‌رود فعالان بازار سرمایه نیز این همیت را به خرج داده و در مقابل دست درازی دولت در جیب شرکت‌ها و مصوبات گاه و بیگاه قد علم کنند چرا که اراده‌ای در سازمان برای حمایت از بنگاه‌ها و سهامداران وجود ندارد.