برچسب: سامانه شاد

  • «شاد» پولی!! / نیک‌نژاد: ۸۰ درصد آموزش مجازی عملاً تعطیل است

    «شاد» پولی!! / نیک‌نژاد: ۸۰ درصد آموزش مجازی عملاً تعطیل است

    به گزارش اقتصادران، «آموزش در ایران عملاً از اولویت خارج شده است»؛ این گزاره‌ای است که این روزها بیش از هر زمان دیگری در میان کارشناسان آموزشی تکرار می‌شود. تداوم تعطیلی مدارس، گسترش آموزش مجازی، نگرانی‌های امنیتی ناشی از جنگ و بحران‌های اقتصادی، حالا نظام آموزشی ایران را وارد مرحله‌ای تازه کرده؛ مرحله‌ای که بسیاری معتقدند دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک وضعیت موقت یا اضطراری دانست.

    در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آموزش در ایران تا چه اندازه قربانی بحران‌های پی‌درپی شده و آیا «مجازی‌سازی آموزش» به تدریج در حال تبدیل شدن به یک سیاست دائمی است؟

    محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزش، با نگاهی انتقادی به وضعیت کنونی مدارس، از افت گسترده کیفیت آموزش، شکاف طبقاتی در دسترسی به امکانات آموزشی، ناکارآمدی آموزش مجازی و کاهش اولویت آموزش در سطح دولت و جامعه سخن می‌گوید: «در ایران ماه‌هاست که آموزش عملاً تعطیل مانده و حالا هم با هر بحران تازه، اولین راه‌حل، تعطیلی مدارس و رفتن به سمت آموزش مجازی است. ما نه‌فقط در دوران کرونا، بلکه بعد از آن هم مدام با تعطیلی روبه‌رو بوده‌ایم؛ از آلودگی هوا و کمبود انرژی گرفته تا مسائل امنیتی و جنگ. این حجم از تعطیلی‌ها نشان می‌دهد آموزش عملاً دیگر اولویت نیست.»

    «آموزش» از اولویت خارج شده؛ ۸۰ درصد آموزش مجازی عملاً تعطیل است/ پس از امنیت جانی، یادگیری در اولویت است

    نیک‌نژاد با اشاره به شرایط جنگی و نگرانی‌های امنیتی، تعطیلی مدارس در وضعیت بحرانی را قابل درک می‌داند، اما معتقد است این مسئله نباید به حذف تدریجی آموزش حضوری منجر شود: «در شرایط جنگی یا بحران‌هایی مثل کرونا، طبیعی است که عقل و پروتکل‌های ایمنی حکم کنند مدارس تعطیل باشند، چون جان دانش‌آموزان از هر چیز دیگری مهم‌تر است؛ حتی مهم‌تر از آموزش.»

    با این حال، او تأکید می‌کند که بسیاری از کشورهای پیشرفته، حتی در شرایط بحرانی، آموزش را پس از امنیت جانی در اولویت قرار می‌دهند: «در کشورهایی مثل ژاپن، کره‌جنوبی، سنگاپور، چین یا کشورهای اسکاندیناوی، بعد از جان دانش‌آموز، ذهن و روح او اولویت دارد. برای همین آموزش را تعطیل‌بردار نمی‌بینند.

    مثلاً در بریتانیا، وقتی شدت کرونا کم می‌شد، مدارس را دوباره باز می‌کردند و فقط در مقاطع اوج بیماری، تعطیلی‌های کوتاه‌مدت اعمال می‌شد. یعنی اصل بر باز نگه داشتن مدارس بود.

    در ایران ماه‌ها آموزش عملاً تعطیل ماند و حالا هم با هر بحران تازه، اولین راه‌حل، تعطیلی مدارس و رفتن به سمت آموزش مجازی است. ما نه‌فقط در دوران کرونا، بلکه بعد از آن هم مدام با تعطیلی روبه‌رو بوده‌ایم؛ از آلودگی هوا و کمبود انرژی گرفته تا مسائل امنیتی و جنگ. این حجم از تعطیلی‌ها نشان می‌دهد آموزش عملاً از اولویت خارج شده است.»

    نیک‌نژاد با اشاره به آمارهای جهانی دوران کرونا توضیح می‌دهد: «برآوردهای جهانی نشان می‌داد حتی در کشورهای پیشرفته، حدود ۶۰ درصد افت در مهارت‌های پایه مثل خواندن، نوشتن و حساب کردن اتفاق افتاد؛ که مستقیماً ناشی از آموزش مجازی و تعطیلی طولانی مدارس در دوران پاندمی بود.»

    او اضافه می‌کند: «امروزه در کشور ما شاید ۷۰ تا ۸۰ درصد آموزش در فضای مجازی عملاً تعطیل است. دانش‌آموز فقط حضورش را ثبت می‌کند، اما یا خواب است یا مشغول کار دیگری.»

    آموزش مجازی؛ راه‌حل اضطراری یا سیاست دائمی؟/ ناکارآمدی آموزش غیرحضوری، امری بدیهی

    این کارشناس آموزش معتقد است آنچه در ایران رخ داده، دیگر صرفاً استفاده موقت از آموزش مجازی نیست: «به نظر می‌رسد آموزش مجازی دیگر فقط یک راه‌حل اضطراری نیست، بلکه کم‌کم دارد به یک سیاست دائمی تبدیل می‌شود؛ چون برای مدیران و دولت، ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین گزینه است.»

    به گفته او، پژوهش‌های جهانی بعد از دوران کرونا نشان داده‌اند که آموزش مجازی، حتی در کشورهای توسعه‌یافته، نتوانسته جایگزین مؤثری برای آموزش حضوری باشد: «در سطح جهان هم پژوهش‌ها بارها بر ناکارآمدی آموزش مجازی تأکید کرده‌اند. حالا تصور کنید در ایران، با اینترنت محدود و پلتفرم‌های ضعیف داخلی، این ناکارآمدی چند برابر می‌شود. در همین شرایط اختلال اینترنت، دانش‌آموزان مجبور شده‌اند به سامانه‌هایی مثل «شاد» بروند؛ در حالی که این پلتفرم‌ها اصلاً قابل مقایسه با ابزارهایی مثل گوگل‌میت، اسکای‌روم یا دیگر بسترهای حرفه‌ای نیستند.»

    فروش آموزش مجازی در مدارس؛ حتی «شاد» هم رایگان نیست

    نیک‌نژاد یکی از مهم‌ترین چالش‌های آموزش مجازی را مسئله هزینه‌ها می‌داند؛ موضوعی که به گفته او با اصل ۳۰ قانون اساسی، مبنی بر رایگان بودن آموزش، در تضاد است.

    او توضیح می‌دهد: «الآن مدیر مدرسه برای استفاده از برخی امکانات «شاد» یا فضاهای مشابه، باید مبلغی پرداخت کند و این هزینه طبیعتاً از خانواده‌ها گرفته می‌شود. یعنی آموزش‌وپرورش عملاً دارد فضای شاد را می‌فروشد. بنابراین حتی آموزش مجازی هم دیگر رایگان نیست.

    همین مسئله شکاف آموزشی میان طبقات مختلف را عمیق‌تر کرده است. مدارس برخوردار، پلتفرم اختصاصی و امکانات بهتر دارند، اما مدارس دولتی و خانواده‌های ضعیف‌تر مجبورند با حداقل امکانات ادامه دهند. این یعنی کیفیت آموزش، بیش از گذشته وابسته به وضعیت اقتصادی خانواده‌ها شده است.»

    هشدار درباره عادی‌سازی تعطیلی مدارس/ چرا دولت از آموزش غیرحضوری استقبال می‌کند؟

    این کارشناس معتقد است: «متأسفانه آموزش در ایران فقط مورد بی‌توجهیِ دولت نیست؛ در بخش‌هایی از جامعه هم اهمیت گذشته را ندارد. مشکل اینجاست که آموزش عملاً در بحران‌های بزرگ‌تر گم شده است. اگر شرایط عادی بود، الان باید درباره «آموزش در بحران» برنامه‌ریزی جدی می‌شد؛ باید سازوکارهای حمایتی، روانی و آموزشی ویژه‌ای برای دانش‌آموزان طراحی می‌شد. اما الان نه برای دولت، نه برای جامعه و نه حتی برای بخشی از خانواده‌ها، آموزش در اولویت نیست و این بسیار نگران‌کننده است.»

    او می‌گوید: «وقتی از آسیب آموزش صحبت می‌کنم، منظورم فقط تعطیلی فیزیکی مدرسه نیست؛ الان دانش‌آموزان کشور به‌شدت در حال آسیب دیدن هستند. اگر خطر واقعی وجود داشته باشد، تعطیلی قابل درک است؛ اما چیزی که من و بسیاری از کارشناسان آموزش‌وپرورش را نگران کرده، این است که به نظر می‌رسد دولت هم اساساً با تعطیلی مدارس مسئله‌ای ندارد، بلکه تا حدی از آن استقبال هم می‌کند. دلیلش هم روشن است؛ آموزش مجازی از چند جهت به نفع دولت تمام می‌شود؛ مهم‌ترینش مسئله بودجه است. آموزش‌وپرورش سال‌هاست با کسری بودجه جدی روبه‌روست و فضای مجازی این امکان را فراهم کرده که بخشی از این بحران پنهان شود.»

    نیک‌نژاد به دلیل دیگری هم اشاره می‌کند: «یک مسئله مهم دیگر هم وجود دارد و آن کنترل فضای اجتماعی است. وقتی مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل می‌شوند، فضاهای جمعی هم از بین می‌روند و طبیعتاً برای حکومت، کنترل جامعه ساده‌تر می‌شود. دانش‌آموز و دانشجو در خانه‌اند و آن فضای تعامل و تجمع دیگر وجود ندارد.»

    او تأکید می‌کند: «مسئله اصلی من دولت است. دولت باید اولین نهادی باشد که نگران آموزش است، اما انگار نه انگار. مضاف بر این، دولت در زمینه اعتمادسازی و تضمین امنیت عملکرد قابل قبولی نداشته؛ وظیفه دولت این است که امنیت ایجاد کند و برای خانواده‌ها توضیح دهد که می‌توانند با اطمینان فرزندانشان را به مدرسه بفرستند. اما الان نه توضیحی داده می‌شود و نه حتی به نظر می‌رسد آموزش دغدغه دولت باشد.»

  • آموزش تعطیل و آقای وزیر در هپروت! / توصیه به جهاد تبیین وقتی جامعه تا خرخره در فقر، رانت و فاصله طبقاتی فرو رفته است

    آموزش تعطیل و آقای وزیر در هپروت! / توصیه به جهاد تبیین وقتی جامعه تا خرخره در فقر، رانت و فاصله طبقاتی فرو رفته است

    به گزارش اقتصادران، علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش دولت چهاردهم  در جلسه شورای معاونان که به صورت برخط برگزار شده اظهاراتی داشته که نشان می‌دهد یا ایشان از اساس وزیر این کشور نیستند یا در جریان حوزه تحت مسئولیت خود قرار ندارند.

    در شرایطی که در روز‌های اخیر با قطعی اینترنت بسیاری از کسب و کار‌ها و حوزه آموزش به طور کلی تعطیل است وزیر در عالمی دیگر می‌گوید که سامانه شاد برقرار است و کلاس‌ها نیز دایر! اینه در حالی است که گفت و گو با خانواده‌های متعددی که دانش آموز در خانه دارند گویای وضعیت دیگری است.

    مینو دو فرزند ۱۵ و ۹ ساله دارد که هر دو محصل هستند. او می‌گوید سامانه شاد که از ابتدای قطعی اینترنت با مشکلات جدی مواجه بود و مدرسه فرزندانش با استفاده از اسکایپ روم سعی در برگزاری کلاس‌ها داشتند. او می‌گوید قطع و وصلی به اندازه‌ای زیاد بوده که عملا تدریس هیچ مبحثی در روز انجام نمی‌شود و بسیاری از والدین و محصلین به حدی از وضعیت اتصال کلاس آنلاین کلافه شدند که سیستم را خاموش کرده و دیگر تلاشی برای اتصال نیز نمی‌کنند.

    نرجس مادر دیگری است که پسرش کلاس دوم ابتدایی است. او می‌گوید مدرسه بعد از روز شنبه که امکان برگزارش کلاس را با توجه به وضعیت سامانه‌های آموزشی ادوبی کانکت و شاد منتفی دید تنها به دادن تکالیف به بچه‌ها اکتفا کرده است. نرجس می‌گوید که معلم و مسئولان مدرسه تکالیفی از دروس قبلی که پیش از رخداد‌های اخیر تدریس شده را مورد مرور قرار می‌دهند. پی دی اف تکالیف برای بچه‌ها در سامانه نیمکت گذاشته می‌شود تا بچه‌ها تکلیف مرور قبلی را به صورت آفلاین انجام دهند و برای معلم ارسال کنند.

    این که در برخی از مدارس شاد فعال است و در برخی دیگر نه، این که از اساس حتی پیش از این قائله شاد چقدر می‌توانست به عنوان یک سیستم کارامد آموزشی برای مدارس فعالیت کند به کنار بخش دیگر اظهارات وزیر اموزش و پرورش نه تنها رنگی از منطق اظهارات یک مسئول ندارد که شاید به صورت مستقیم نوعی از توهین به شعور مخاطبان و جامعه تحصیلی ائم از معلمین و خانواده‌ها است.

    کاظمی در ادامه سخنان خود با تأکید بر این که آگاه سازی نوجوانان جدی گرفته شود، گفته است که باید جهاد تبیین را برای نسل نوجوان و جوان اجرا کنیم و با گفت‌و‌گو و پاسخگویی به سؤالات و شبهات ایجاد شده در فضای مفاهمه و مهربانانه نسبت به اقناع سازی اقدام نماییم.

    او با اشاره به این موضوع گفته است که «ضرورت دارد به سؤالات و شبهات دانش آموزان به دقت، با سعه صدر و مهربانانه پاسخ داده شود و با استفاده از ظرفیت انجمن اولیا و مربیان نسبت به آگاه سازی اولیاء و مراقبت ویژه از فرزندان با همکاری معلمان و مشاوران اقدامات لازم صورت پذیرد».

    مشخص نیست این اظهارات آقای وزیر بر اساس چه برداشت و تحلیلی از شرایط فعلی است. گویا ایشان به عنوان وزیر آموزش و پرورش فراموش کرده‌اند که جامعه معلمان در سال‌های اخیر تحت چه فشار‌های امنیتی و اقتصادی بوده است که حالا برای معلمان نسخه می‌پیچند که برای دانش آموزان جهاد تبیین کنند و ان‌ها را اقناع سازند!

    آقای وزیر خودشان توانسته‌اند یک جامعه تحت مدیریت و مسئولیت خود را قانع کنند؟ در یک سال گذشته با چند معلم به دلیل فعالیت‌های صنفی برخورد شده است؟ وضعیت زندگی و معیشت معلمان حداقل بستر اقتاع سازی را فراهم کرده است؟ چگونه معلمی که خود بخشی از بدنه اعتراض است قرار است دانش آموزانی که از اساس متعلق به نسل دیگری در مفاهیم مطالبه و اعتراض هستند را قانع کند؟ آیا بیان این حرف‌ها در این شرایط بیش از این که نمک پاشیدن بر اعصاب و روان جامعه باشد نتیجه دیگری دارد؟ آقای وزیر اگر حرف زدن در این شرایط بلد نیستند، حرف نزدن هم بلد نیستند؟

    از اساس تصور کنیم که بر فرض محال معلمین به صدای وزیر آموزش و پرورش گوش فرا دهند در پی اقناع دانش اموزان بر بیایند. باید به کدام سوال پاسخی قانع کننده بدهند؟ به قیمت دلار؟ به رانت و فساد رخنه کرده در تمامی سیستم اداری و اجرایی؟ باید چه چشم اندازی برای دانش آموزان برای بهبود جامعه نشان داد؟

    ایشان که در امر کردن به اقناع دانش آموزان نسخه می‌پیچند یک درخواست داریم. سری به مدارس جنوب شهر در تهران بزنند- شهرستان و مناطق محروم پیشکش شان باشد-. به یکی از کلاس‌های مدارس دولتی در جنوب پایتخت بروند. در مقام معلم خود را مسئول به توضیح و اقناع ببینند. وقتی دانش آموز از ایشان سوال بپرسد که که چرا فقیر هستیم؟ چرا گرسنه هستیم؟ چه جوابی دارند. برای دانش آموزی که این روز‌ها می‌بینند خانواده اش در التهاب و اضطراب مسائل اقتصادی است، احتمالا سر و صدای شلوغی و تیراندازی را حتی در خانه اش می‌شنود و از درس و مدرسه نیز افتاده است چه پاسخی برای رفع ابهام دارد؟

    اگر دانش آموزش از وزیر سوال بپرسد که چرا ما با همه دنیا سر جنگ داریم؟ چرا باید اقتصادمان این حجم فسادزده زیر سایه و برکت تحریم باشد؟ چرا فاصله طبقاتی آقازاده‌ها با مردم معمولی هر روز بیش‌تر می‌شود؟ ایشان چه پاسخی دارند؟

    وزیر آموزش و پرورش اگر در شرایط فعلی و تعطیلی کلاس‌ها و حوزه آموزش در میانه بحران و رخداد‌های کشور نمی‌تواند حرف درستی بزند، می‌تواند هیچ حرفی نزد؟ میتواند به خاطر این وضعیت در کشور سکوت کند؟ از اساس وزیر آموزش و پرورش دقیقا درباره کدام کشور صحبت می‌کند؟ یا شما دولت ما نیستید یا ما ملت شما نیستیم. این تفاوت دنیا جز در این حالت معنی پیدا نمی‌کند.