برچسب: سالمندان

  • ۴۰ درصد خانوارهای کل کشور فاقد بیمه و درآمد ثابت هستند / در آینده با موج سالمندان فقیر روبرو خواهیم شد / نیمی از درآمد تهرانی ها صرف مسکن و سوخت می شود

    ۴۰ درصد خانوارهای کل کشور فاقد بیمه و درآمد ثابت هستند / در آینده با موج سالمندان فقیر روبرو خواهیم شد / نیمی از درآمد تهرانی ها صرف مسکن و سوخت می شود

    به گزارش اقتصادران، یک اقتصاددان با بیان اینکه عدم کفاف حقوق بازنشستگی برای سالمندان نسل‌های آینده بسیار بیشتر خواهد بود و ما با موج سالمندان فقیر در آینده روبرو خواهیم شد، گفت: آنچه که فردا با آن مواجه هستیم سالمندانی هستند که بخش بزرگی از آنها، به حداقل حقوقی که برای بازنشستگی شان است دسترسی ندارند، اکنون ما هر روزه با اعتراضات بازنشستگان مواجهیم که ناشی از سطح پایین حقوق بازنشستگی شان نسبت به هزینه های زندگی است. این در حالی است که در نسل بعد، کمتر و کمتر ما به این حقوق بازنشستگی دسترسی خواهیم داشت. علاوه بر آن در نسل‌های قبل، افرادی که به حقوق بازنشستگی دسترسی نداشتند، از امکان نگهداری سالمندان در قالب سیستم خانوادگی بزرگ مقیاس بهره می بردند و بخشی از هزینه ها را جبران کنند، اما این اتفاق برای سالمندان نسل بعد نخواهد افتاد، چون عموما سالمندان نسل بعد سالمندانی هستند که یا فرزند ندارند و یا تعداد فرزند کمی دارند و یا به دلیل افزایش سن باروری، آن زمان که آنها به سن سالمندی می رسند، فرزندان در شرایطی نیستند که بتوانن تامین مالی سالمندی را داشته باشند. یعنی ما برای سالمندان آینده نه حمایت درون خانواده را خواهیم داشت و نه حمایت قانونی در قالب حقوق بازنشستگی.

     

    از ۱۳۷۱ تا ۱۴۰۰ خانوارهای بدون فرد شاغل، بیش از دو برابر شده اند

    دکتر سمانه گلاب، که در نشست ویژه برنامه روز جهانی کارگر و در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران سخن می گفت، با بیان اینکه آنچه در بندرعباس رخ داد همه ما را عزادار کرد و امیدوارم چنین اتفاقات تلخی عاملی شود تا آنها که باید به خود بیایند، به خود آیند و جان انسان ها را قربانی دیگر اولویتها نکنند، تصریح کرد: تعداد خانوارهای بدون فرد شاغل از سال ۱۳۷۱ تا ۱۴۰۰، از ۱۰ درصد به ۲۵٫۵ درصد افزایش پیدا کرده است. در این دوره، خانوارهای با یک فرد شاغل از ۶۱ درصد به ۵۳ درصد کاهش پیدا داشته که نشان می دهد خانوارهای بدون فرد شاغل، بیش از دو برابر شده و از خانوارهای با یک شاغل و خانوارهای با دو شاغل کاسته شده است.

    وی افزود: در شرایطی که ما در پنجره جمعیتی قرار داریم و تعداد بیشتری از افراد در سن کار قرار دارند، این انتظار وجود دارد که به واسطه یک بازار کار درست ساماندهی شده، تعداد افراد بیشتری در خانوارها در بازار کار حضور داشته باشند، اما بر اساس آمار، نه تنها خانوارهای با فرد شاغل کاهش داشته اند، بلکه حتی به خانوارهای بدون فرد شاغل هم به طور قابل توجهی افزوده شده. در واقع این آمار نشان می دهد بار تکفل مالی خانوارها، اکنون بر دوش یک نفر یا هیچ نفر قرار داده شده است.

    ۴۰ درصد خانوارهای کل کشور فاقد بیمه و درآمد ثابت هستند

    این اقتصاددان ضمن اشاره به داده هایی از اطلس رفاه ایرانیان، گفت: این اطلاعات نشان می دهد ۴۰ درصد خانوارهای کل کشور فاقد بیمه و درآمد ثابت هستند. می توان تصور کرد که بخشی از آن خانوارهای بدون فرد شاغل، مربوط به خانواده بازنشستگان است که سرپرست خانواده بازنشسته شده و از این طریق کسب درآمدی دارد، اما اطلاعات اطلس ایرانیان نشان می دهد ۴۰ درصد خانوارها فاقد بیمه و فاقد درآمد ثابت هستند. یعنی عده ای اساسا نتوانستند به کار به عنوان یک دارایی ارزشمند دستیابی پیدا کنند.

     ۵۵ درصد شاغلان، اشتغال غیررسمی دارند

    گلاب با بیان اینکه اطلاعات مرکز آمار ایران نشان می دهد ۵۵ درصد شاغلان ما اشتغال غیررسمی دارند، ادامه داد: اشتغال غیر رسمی، اشتغال کارکنان مستقل، کارفرماها، کارکنان شرکت های تعاونی بخش غیر رسمی، کارکنان فامیلی بدون مزد و مزد و حقوق بگیرانی است که از نظر قانونی زیر پوشش قوانین اجتماعی قرار ندارند. یعنی وقتی که ما از قانون کار و حداقل دستمزد را می گوییم، باید توجه داشته باشیم که در مورد کمتر از ۵۰ درصد شاغلان صحبت می کنیم. در کنار این، ما در کشور ۴۱ درصد مشارکت اقتصادی داریم، این به معنای این است که آدمها نمی توانند کار کنند. واقعیت این است که دست کم تغییرات نرخ بیکاری نشان می دهد که اغلب موارد، نرخ مشارکت همزمان با رکودهای اقتصادی خیلی قوی، پایین می آید. به این معنا که آدمها آنقدر دنبال کار گشته اند و پیدا نکردند که دیگر برای کار پیدا کردن هم تلاشی نمی‌کنند، در نتیجه نرخ مشارکت دائم در حال کمتر شدن است.

    در نرخ مشارکت زنان، ۴ یا ۵ کشور دیگر پایین تر از ایران قرار بگیرند / ۳۸٫۵ درصد شاغلان با ساعت کار بیش از ۴۹ ساعت کار فعالیت می کنند

    این پژوهشگر اقتصاد با بیان اینکه نرخ مشارکت در مورد زنان به شدت پایین و در حد ۱۴ درصد است که ایران را جزء رتبه های بسیار پایین در جهان قرار می دهد و شاید ۴ یا ۵ کشور دیگر پایین تر از ایران قرار بگیرند، تصریح کرد: نسبت اشتغال در واقع نسبت شاغلان به کل جمعیت است که نشان می دهد ۳۷٫۹ درصد از جمعیت ۱۵ سال به بالای ما، اشتغال دارند. خیلی از افراد وارد بازار کار نمی شوند و بسیاری از افرادی که توانسته اند وارد بازار کار شوند، اشتغال ناقص دارند. در عین حال، شاغلین با ساعت کار معمول ۴۹ ساعت و بیشتر هم آمار قابل توجهی است. ۳۸٫۵ درصد شاغلان با ساعت کار بیش از ۴۹ ساعت کار فعالیت می کنند که نشان می دهد هم ورود به بازار کار بسیار دشوار است و وقتی وارد بازار کار می شوند هم میزان درآمد کافی وجود ندارد. در نتیجه ۳۸٫۵ درصد از شاغلان بیش از اندازه کار می کنند.

    گلاب با یادآوری اینکه این داده ها مربوط به اطلاعاتی است که سازمان تامین اجتماعی ارائه می دهد و در واقع داده های دقیقی در کشور در این زمینه وجود ندارد، عنوان کرد: تقریبا ۷۲ درصد کسانی که در سازمان بیمه تامین اجتماعی حق بیمه رد می کنند، بین یک تا دو برابر حداقل دستمزد حق بیمه رد می کنند. حالا شما حداقل دستمزد را با هزینه های زندگی مقایسه کنید. این در حالی است که ۲۵ درصد خانوارها اصلا فرق شاغل ندارند و بیشترین درصد برای کسانی است که یک فرد دارند. یعنی دستمزدی که به طور رسمی اعلام می شود، بسیار پایین است.

    شغل‌ها تامین کننده آن چیزی نیست که افراد را از دهک‌های پایین درآمدی به دهک‌های بالاتر ببرد

    وی ضمن اشاره به مفهوم شاغلان بیکار، توضیح داد: تصوری که دهه های قبل وجود داشت که آدم ها فقیرند چون تن به کار نمی دهند و کار نمی کنند، اکنون با چالش مواجه شده است و افراد در دهک‌های مختلف میزان اشتغال برابری دارند، اما مساله اینجاست که شغل‌ها تامین کننده آن چیزی نیست که افراد را از دهک‌های پایین درآمدی به دهک‌های بالاتر ببرد. در کنار آن، تقریبا سه یا چهار دهک اول در کشور ما، تقریبا با فقر مطلق دست و پنجه نرم می کنند.

    این اقتصاددان ضمن اشاره به نوع اشتغال سرپرستان خانوار با تفکیک دهکها که در گزارش مرکز آمار منتشر شده است، گفت: در دهکهای پایین تر، سهم مزد و حقوق بگیران بخش عمومی بسیار کمتر است و دهک دهمین بیشترین سهم را دارد. یعنی انگار اگر شما بتوانید به سیستم دولت و بخش عمومی وصل شوید، امکان اینکه بتوانید خودتان را از فقر نجات دهید و در دهک های بالاتر قرار بگیرید بسیار بیشتر است اما خارج از این سیستم، شما با ریسک فقر خیلی بیشتری مواجه هستید.

    در استان تهران ۵۵ درصد درآمد خانوار صرف مسکن و سوخت می شود

    گلاب با بیان اینکه سهم مالکیت مسکن در ایران از سال ۷۱ به بعد در حال کاهش بوده و مالکیت مسکن سالمندان ما به طور قابل توجهی بیشتر از جوانان است، یادآورشد: بر اساس اطلاعات سال ۱۴۰۲ خانوارهای شهری، ۴۲ درصد هزینه های یک خانوار صرف مسکن و سوخت می شود که البته عمده آن سهم مسکن است. این سهم برای جایی مثل استان تهران به ۵۵ درصد درآمد خانوار می رسد که نشان می دهد دارایی مانند مسکن چگونه می تواند سطح زندگی را تغییر دهد.

    بازار کار متناسب با رشد جمعیت بزرگ نشده

    به گفته این اقتصاددان؛ بازار کار متناسب با رشد جمعیت بزرگ نشده و رشد نکرده، سهم مهمی از جمعیت در سن کار ما، به ویژه زنان، خارج از بازار کار هستند. در بازار کار ما، وزنه بازار به سمت بازار غیر رسمی است که نظارتی روی آن وجود ندارد و تضمینی برای دستیابی حداقل دستمزد هم در آن نیست. به دلیل سطح درآمدی پایین، پرکاری رو به افزایش است. در چند سال اخیر حتی صنایع بزرگ ما با خروج از بازار کار رسمی به صورت داوطلبانه مواجه شدند و رفتن به سمت مشاغل غیر رسمی به صورت داوطلبانه است. به حدی که صنایع بزرگی که درآمدهای بالاتر از حداقل دستمزد را هم در اختیار کارگران قرار می دهند هم با کمبود نیروی کار مواجه اند؛ چرا که وضعیت به گونه ای شده که افراد به جای روی آوردن به مشاغلی که می توانند در آن کسب تجربه کنند، برای تامین هزینه‌های روزانه‌شان، حاضرند به شغل‌های مقطعی که درآمد بالاتری دارد؛ مانند اسنپ و پیک موتوری که تضمین و قانونی ندارند و آسیبها در آن شغلها زیاد است روی آورند تا بتوانند زندگی روزانه شان را بگذرانند.

    جامعه تا آنجا که بتواند با تغییر سبک زندگی در تلاش است خود را با فشارهای اقتصادی، تاب آور کند

    گلاب به شیوه هایی که افراد برای کاهش فشار هزینه مسکن به آن روی آورده اند، از جمله همخانگی بین نسلی و هم خانگی هم نسلی برای به اشتراک گذاشتن هزینه ها گفت: در نسل قبل یک فرد شاغل تامین کننده زندگی یک چهار یا پنج نفر بود، اما اکنون افراد با کمک از این شیوه ها تلاش می کنند با هر نوع کسب درآمدی هزینه های زندگی را از این طریق کاهش دهند و یا با درآمدهای چندگانه زندگی خود را تامین کنند. جامعه تا آنجا که بتواند در حال تلاش است که خود را با فشارهای اقتصادی که رخ داده، تاب آور کند. اما پرسش اینجاست که این تاب آوری تا کی می تواند ادامه پیدا کند. آنچه که امروز در قالب فقر می بینیم، چه در قالب خروج از بازار کار و نبودن در بازار کار و چه در قالب حضور در بازار کاری که نمی تواند هزینه ها را جبران کند، فردا قرار است به چه شکلی خود را به ما نشان دهد!؟

    بخش بزرگی از سالمندان آینده به حقوق بازنشستگی دسترسی ندارند

    این پژوهشگر اقتصادی توضیح داد: آنچه که فردا با آن مواجه هستیم سالمندانی هستند که بخش بزرگی از آنها، به حداقل حقوقی که برای بازنشستگی شان است دسترسی ندارند، اکنون ما هر روزه با اعتراضات بازنشستگان مواجهیم که ناشی از سطح پایین حقوق بازنشستگی شان نسبت به هزینه های زندگی است. این در حالی است که در نسل بعد، کمتر و کمتر ما به این حقوق بازنشستگی دسترسی خواهیم داشت. علاوه بر آن در نسل‌های قبل، افرادی که به حقوق بازنشستگی دسترسی نداشتند، از امکان نگهداری سالمندان در قالب سیستم خانوادگی بزرگ مقیاس بهره می بردند و بخشی از هزینه ها را جبران کنند، اما این اتفاق برای سالمندان نسل بعد نخواهد افتاد، چون عموما سالمندان نسل بعد سالمندانی هستند که یا فرزند ندارند و یا تعداد فرزند کمی دارند و یا به دلیل افزایش سن باروری، آن زمان که آنها به سن سالمندی می رسند، فرزندان در شرایطی نیستند که بتوانن تامین مالی سالمندی را داشته باشند. یعنی ما برای سالمندان آینده نه حمایت درون خانواده را خواهیم داشت و نه حمایت قانونی در قالب حقوق بازنشستگی.

    اگر بازار کار به خوبی ساماندهی شده بود آینده ترسناکی برای بازنشستگی تصور نمی کردیم / با موج سالمندان فقیر در آینده روبرو خواهیم شد

    وی به چالشهای تامین مسکن اشاره کرد و با بیان اینکه عدم کفاف حقوق بازنشستگی برای سالمندان نسل‌های آینده بسیار بیشتر خواهد بود و ما با موج سالمندان فقیر در آینده روبرو خواهیم شد، اظهارداشت: فقری که امروز با آن مواجه هستیم، با شدت بیشتری درباره نسل آینده وجود دارد و کلید حل این مشکل نه در اصلاحاتی است که هر روزه در سیستم‌های بازنشستگی و رفاهی اتفاق می‌افتد بلکه کلید رسمی حل این مشکل، در بازار کار است. بازار کاری که بتواند شرایطی ایجاد کند که افراد در سن کار وارد بازار کار شوند، درآمد شرافتمندانه داشته باشند تا با آن زندگی شان را تامین کنند و بر اساس داشته هایشان سالمندی خود را سامان دهند. اگر بخواهیم که در واقع سویه ماجرا را به سمتی غیر از سمت بازار کار ببریم بسیار مسیر اشتباهی رفته ایم. در شرایطی که ما از پنجره جمعیتی برخوردار بودیم، اگر بازار کار به خوبی ساماندهی شده بود در این دوره نه با این بحران ها مواجه بودیم و نه آینده ترسناکی برای بازنشستگی تصور می کردیم.

  • بحران سالمندان مجهول‌الهویه / طرد ۴۸۰۰ سالمند توسط فرزندان

    بحران سالمندان مجهول‌الهویه / طرد ۴۸۰۰ سالمند توسط فرزندان

    به گزارش اقتصادران، احمد دلبری، مشاور عالی سازمان بهزیستی در امور سالمندان درباره وضعیت سالمندی در کشور گفت: به هر حال، ایران در دنیا پرشتاب‌ترین کشوری است که به سمت سالمندی پیش می‌رود. بر اساس آمارهایی که وجود دارد، دو برابر شدن جمعیت سالمند از سال ۵۵ تا تقریباً ۹۵، ۴۰ سال طول کشید و دو برابر شدن بعدی تقریباً ۲۰ سال به طول خواهد انجامید. در سال ۱۴۳۰، ۳۰ درصد جمعیت یعنی از هر سه نفر، یک نفر سالمند خواهد بود.

    وی افزود: نکته‌ای که وجود دارد این است که کشور تا به امروز درگیر توسعه یافتگی بوده است، کمتر به موضوع سالمندی توجه کرده است. سالمندان معمولاً به چشم نمی‌آیند و در خانه هستند، برعکس معتادان که اگر ده نفر در بزرگراه همت باشند، به راحتی دیده می‌شوند و همه برای حل مشکل آن‌ها فکری می‌کنند اما متاسفانه سالمندی اینگونه نیست. سالمندی مانند آتش زیر خاکستر است و به هر حال سال‌هاست که زنگ خطر سالمندی در کشور به صدا درآمده است. خوشبختانه دولت چهاردهم صدای ما را شنید و بعد از مدت‌ها، برای نخستین بار در ۲۷ بهمن ماه، شورای ملی سالمندی به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور شکل گرفت.

    دلبری با بیان اینکه مقرر شد که این شورا هر سه ماه یک بار تشکیل شود و قرار است شورای سالمندی ارتقا یابد، گفت: شورای سالمندی ذیل وزارت رفاه است و رئیس این شورا وزیر رفاه بوده و قرار است به ریاست رئیس‌جمهور یا معاون اول شکل گیرد. دنبال آن هستیم قانون حمایت از سالمندان شکل گیرد و این موضوع جزو دستور جلسه آن شورا بود. اتفاق خوبی که افتاده این است که در سازمان بهزیستی، موضوع سالمندی به یکی از اولویت‌های اصلی تبدیل شده و قرار است با همکاری سایر نهادها، ارگان‌ها و وزارتخانه‌ها، برای معضل تنهایی و انزوای سالمندان، مراکز مهر و گفتگو را با مشارکت وزارت آموزش و پرورش، مساجد، پایگاه‌های بسیج راه‌اندازی کنیم تا سالمندان اوقات فراغت خود را در این مراکز بگذرانند.

    رئیس انجمن سالمندان کشور در ادامه خاطر نشان کرد: اگر این کار انجام شود، بزرگترین تهدید سالمندی و بازنشستگی کشور، که امروزه تنهایی و انزواست، ساماندهی خواهد شد. امیدواریم که تا قبل از وقوع اتفاق ناگواری، موضوع سالمندی جزو اولویت‌های حاکمیت قرار گیرد، زیرا موضوع سالمندی تنها بحث سالمندی نیست بلکه بحث اقتصادی و بهداشتی نیز است. اگر فکری برای بحران سالمندی کشور نکنیم، قطعا به یک بحران اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی پس از سال‌های ۱۴۲۰ به یک بحران امنیتی تبدیل خواهد شد. تبعات این موضوع در مرحله اول زمانی بروز می‌کند که جمعیت سالمند ما زیاد شود؛ به معنای اینکه جمعیت جوان و افراد در سن کار کاهش پیدا می‌کند و به نحوی آورده‌ای برای کشور نخواهند داشت.

    وی با اشاره بر اینکه این افراد مالیاتی پرداخت نمی‌کنند و نیروی کار مورد نیاز را نداریم، گفت: از سوی دیگر، تبعات بحران سالمندی این است که حدود ۴ هزار و ۸۰۰ سالمند مجهول‌الهویه داریم، یعنی سالمندانی که به طور میانگین در کشور ۵ فرزند داشتند. این فرزندان ۴۸۰۰ سالمند را به دلیل مشکلات اقتصادی و همچنین از آنجایی  بخش زیادی از این افراد به دلیل بیماری‌هایی مانند آلزایمر، سکته مغزی و سکته قلبی، در خانه امکان نگهداری ندارند، در مکان‌هایی آنها را رها کرده اند. این سالمندان رها شده از طریق دادستانی در مراکز سالمندان که در سطح کشور وجود دارد، توسط سازمان بهزیستی نگهداری می‌شوند، اما نگران آینده هستیم. در آینده منابع مالی برای ساماندهی این حجم از سالمندان را نخواهیم داشت.

    مشاور عالی سازمان بهزیستی در ادامه با تاکید بر اینکه صندوق‌های بازنشستگی از وضعیت بسیار ناترازی برخوردارند، خاطرنشان کرد: سال گذشته ۱۵ درصد منابع کل کشور صرف صندوق‌های بازنشستگی شد. سرانه بیمه‌ای برای یک فرد سالمند تقریباً ۶ برابریک فرد غیرسالمند است و قطعاً وقتی درصد جمعیت سالمندان بیشتر شود، این مشکلات نیز افزایش خواهد یافت و دیگر منابعی برای دیگر اقشار و رده‌های سنی دیگر باقی نمی‌ماند. موضوع سالخوردگی جمعیت از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است و باید به این موضوع فکر کنیم. دهه ۶۰ و ۷۰ را تجربه کردیم و دیدیم که آن‌ها که معمولاً در دنیا جوان و عامل توسعه هستند، نتوانستیم از این عامل توسعه استفاده کنیم و بخش زیادی از آسیب‌های اجتماعی کشور نیز از همین قشر نشأت می‌گیرد.

    دلبری در پایان گفت: به هر حال، وقتی این افراد به سالمندی برسند، گفته می‌شود مشکلات سالمندان نسبت به جوانان ۵ تا ۶ برابر است. وقتی که آن‌ها نتوانند به وظایف خود رسیدگی کنند و ما نتوانیم ساماندهی کنیم، وضعیت چطور خواهد بود؟ کشورهای توسعه‌یافته نیز با ۲۰ درصد سالمندی با مشکل مواجه‌اند و بسیاری از کشورهایی که به هر حال پیشتاز در موضوع سالمندی هستند، با ۲ میلیون نفر سالمند می‌گویند که با سالمندان خود غافلگیر شده‌اند. حال تصور کنید در سال ۱۴۳۰ چیزی حدود ۲۷ میلیون نفر سالمند داشته باشیم. این تعداد سالمند نیاز به زیرساخت دارد و زیرساخت‌های لازم را برای این موضوع سالمندی نداریم و باید حتماً برنامه‌ریزی کنیم تا بحران سالمندی مدیریت شود.

  • بحرانی به نام “سالمندان سرراهی” / ۴۸۰۰ سالمند در بیمارستان ها یا امامزاده ها رها شدند

    بحرانی به نام “سالمندان سرراهی” / ۴۸۰۰ سالمند در بیمارستان ها یا امامزاده ها رها شدند

    به گزارش اقتصادران، بعد از گذشت چندماه از آغاز یکسان‌سازی پرداخت‌ها به بازنشستگان، آنها می‌گویند که یکسان‌سازی‌ها هنوز روی ریل درست قرار نگرفته و با آنچه در قانون آمده، متفاوت است. تعداد زیادی از بازنشستگان نهادها و سازمان‌های مختلف، دو روز پیش دور هم جمع شدند تا در نشستی که تعدادی از مسئولان هم در آن حضور داشتند، از مطالبات‌شان بگویند. آنها در این نشست که با عنوان «عدالت سالمندی با تاکید بر مطالبات بازنشستگان» و به همت پلتفرم کارزار برگزار شد، از دغدغه‌های‌شان گفتند و پاسخ‌هایی هم از مسئولان مربوطه شنیدند.

    «بیمه تکمیلی بازنشستگان از آتیه‌سازان به بیمه ملت تغییر پیدا کرد و ما خواستار پوشش بهتر و تغییر بیمه‌ایم.»، «وزارت بهداشت و صندوق بازنشستگی بسیار به ما کم‌لطفی کرده و معوقات ۱۵ درصد ما از تاریخ ۱۵ تیرماه ۱۴۰۰ تاکنون پرداخت نشده است.»، «عنوان شغلی ما کارگر است اما به‌محض اینکه بازنشسته می‌شویم، عیدی‌مان را کارمندی حساب می‌کنند.»، «ماده ۸۵ قانون خدمات کشوری ۱۶ سال است که مسکوت مانده است.
    دولت موظف است در بحث درمان، بازنشستگان را مثل شاغلان، بیمه تکمیلی کند اما این اتفاق نیفتاده است.»، «با وجود همه شعارها درباره تکریم بازنشستگان و پیشکسوتان و تصویب سند ملی سالمندی، هنوز هم آنها در کف هرم مازلو باقی ‌مانده‌اند و در تامین نیازهای معیشتی – درمانی مشکل دارند.» و… اینها بخشی از حرف‌هایی است که بازنشستگان با حضور در این نشست زدند و گاه با دست و صدایی لرزان، سعی کردند از دغدغه‌های فراموش‌شده‌شان بگویند.

    بازنشستگان فقیر در معرض بی‌خانمانی

    شیوا پروایی، دکترای جامعه‌شناسی دانشگاه تهران نزدیک ۱۵ سال است در حوزه سیاست‌گذاری سالمندی فعالیت می‌کند. او در این نشست توضیح داد که نتایج مطالعات او با آنچه نمایندگان کارزارها درباره شرایط بازنشستگان می‌گویند، مطابقت دارد: «احساس تبعیض در برخورداری از خدمات رفاهی، نابرابری در خدمات و مزایا بین شاغلان، افراد مسن و بازنشستگان، شکاف بین حقوق و مستمری بازنشستگان و شاغلان همیشه در نتایج پژوهش‌های ما دیده شده است. افراد در دوران بازنشستگی به‌دلیل هزینه‌های بالا در بخش‌های مختلف ازجمله حوزه درمان و مسئولیت‌های خانوادگی، بیشتر در معرض تجربه فقر هستند، به‌خصوص در شرایط اقتصاد تورمی یک‌دهه اخیر در ایران.»

    پروایی درباره مشاهدات خود از پیامدهای شرایط اقتصادی برای بازنشستگان گفت و توضیح داد که بسیاری از آنها مجبور به اشتغال دوباره می‌شوند یا مسکن خود را از دست می‌دهند: «من بازنشستگانی را دیده‌ام که در گرمخانه‌های تهران ساکن‌اند و بی‌خانمان شده‌اند. افرادی را دیده‌ام که از شهرستان‌ها برای کار به تهران آمده‌اند و در گرمخانه‌ها زندگی می‌کنند.

    ازسوی‌دیگر به مسائل زنان بازنشسته هم پرداخته نشده است. این شرایط تورمی باعث شده بسیاری از آنها از سبک زندگی پیشین خود عقب‌نشینی کنند و حالا ما شاهد هستیم افرادی که در تهران ساکن بودند، در شهرهای اطراف آن زندگی می‌کنند و کیفیت زندگی‌شان روزبه‌روز کاهش پیدا می‌کند. ازطرف‌دیگر با اشتغال مجدد بازنشستگان روبه‌رو شده‌ایم؛ بخش زیادی از آنها برای کیفیت زندگی بهتر کار نمی‌کنند، بلکه برای جبر معیشتی و جبران هزینه‌های زندگی کار می‌کنند.»

    این جامعه‌شناس توضیح می‌دهد که کفایت مزایا در صندوق‌های بازنشستگی بسیار پایین است و حالا تنها نیمی از هزینه‌های زندگی آنها از طریق مستمری‌ها تامین می‌شود و برای اینکه بتوانند باقی هزینه‌ها را تامین کنند، باید دوباره مشغول به‌کار شوند. آنطور که بررسی‌های پروایی نشان می‌دهد، مستمری ۲۵ درصد از بازنشستگان در ایران کمتر از حداقل دستمزد است و حدود ۶۰ درصد از مستمری‌ها کمتر از خط فقر است و باعث می‌شود آنها نتوانند هزینه‌های خودرا تامین کنند، روندی که باعث اشتغال در مشاغل غیررسمی یا بی‌خانمانی و ازدست‌دادن مسکن می‌شود.

    آخرین وضعیت متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان

    سخنران بعدی این نشست رضا مسلمی، معاون فنی و امور بیمه‌ای صندوق بازنشستگی کشوری بود. او درباره درخواست بازنشستگان برای بیمه تکمیلی از این صندوق توضیح داد: «اول باید ببینیم آنچه در کشور به‌عنوان بیمه پایه شناخته می‌شود، تعهدات خود را انجام داده یا خیر؟ آیا باید بهداشت و درمان را از صندوق بازنشستگی کشوری مطالبه کنیم؟ هم بازنشستگان تامین اجتماعی، هم سایر دستگاه‌ها از  ابتدای اشتغال به‌کار یک بیمه پایه دارند. کسور بیمه درمان آنها به‌عنوان بیمه پایه برای ارگانی که مسئولیت آن را به‌عهده داشته، واریز شده است.

    قانون‌گذار در ماده ۸۵ بیمه تکمیلی درمان گفته است، دستگاه اجرایی زمان اشتغال موظف است مشابه افراد شاغل، فرد بازنشسته را بیمه کند، صندوق بازنشستگی کشوری نقشی در این زمینه  ندارد اما درحال‌حاضر آن را انجام می‌دهد. با وجود اینکه صندوق بازنشستگی در این زمینه وظیفه‌ای ندارد آیین‌نامه اجرایی بیمه تکمیلی در سال ۱۴۰۰ ابتدا به وزارت تعاون و بعد به هیئت‌دولت ارسال شد. درحال‌حاضر هم دوباره ماده ۸۵ و آیین‌نامه اجرایی آن در دستور کار قرار گرفته است.»

    او درباره متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان هم توضیح داد: «یک ماده قانونی در برنامه هفتم توسعه تصویب شده است که طبق آن باید حقوق بازنشستگان متناسب با حقوق شاغل و هم‌تراز در حد جزئی‌ترین موارد ممکن در نظر گرفته شود. نکته کلیدی آن هم بحث شاغل مشابه و هم‌تراز است. این موضوع به تصویب آیین‌نامه آن در هیئت‌وزیران مشروط شده است و باید با همکاری سازمان‌ها و دستگاه‌های اجرایی این دستورالعمل نوشته شود.

    قانون خواسته است تا جایی که می‌توانیم شاغل مشابه و هم‌تراز را شناسایی و تفکیک کنیم. تا الان ۳۰ گروه مختلف شاغل مشابه و هم‌تراز شناسایی کردیم. باید آیین‌نامه همه دستگاه‌ها را بدانیم و نظیر‌به‌نظیر شناسایی کنیم تا بدانیم شاغل مشابه و هم‌تراز در دستگاه‌های مختلف چقدر حقوق می‌گیرند.»

    او به سوالات بازنشستگان نمایندگان کارزارها نیز پاسخ داد. در برخی از صندوق‌ها بخش‌هایی که مشمول کسور بازنشستگی است، متفاوت است و به همین دلیل وزارت تعاون در لایحه ساماندهی نظام‌های بازنشستگی، پیشنهاد اصلاح این موضوع را مطرح کرده است. به گفته او در سال جاری نیز همه آیتم‌هایی که در متناسب‌سازی تاثیر داشت، در احکام آورده شده است. ازسوی‌دیگر پاداش بازنشستگان سال ۱۴۰۳، پاداش و رفاهیات طبق ضوابط اجرایی بودجه، مربوط به دستگاه زمان اشتغال بازنشستگان است. علاوه بر این سختی کار آموزش‌وپرورش و وزارت بهداشت و دانشگاه‌های علوم پزشکی براساس دستورالعمل‌ها مشابه شاغلان مشابه و هم‌تراز سنجیده و در حقوق متناسب‌سازی بازنشستگان ۱۴۰۳ اعمال شده است.

    ۴ هزار و ۸۰۰ سالمند سرراهی

    احمد دلبری، مشاور عالی سازمان بهزیستی در امور سالمندان و رئیس انجمن علمی سالمندان ایران، یکی دیگر از سخنرانان این نشست بود. او گفت که بیش از ۱۰ سال است که ما برای حقوق بازنشستگان و سالمندان، مطالبه‌گری می‌کنیم و نکته اینجاست که بالاخره دولت صدای ما را شنید و هفته پیش شورای ملی سالمندی برای اولین‌بار در کشور به ریاست آقای عارف برگزار شد: «آنجا دکتر میدری و همه ۱۸ نفر عضو شورا حضور داشتند. آقای عارف قول داد که هر دوماه جلسه‌ای درباره موضوع سالمندی برگزار شود.

    من تا پارسال می‌گفتم بحران سالمندی، امسال می‌گویم ابربحران سالمندی. ایران تقریباً بیشترین سرعت رشد را در حوزه سالمند شدن دارد و مطمئنیم روز خوش در حوزه سالمندی، در ۱۰ سال آینده نخواهیم داشت. این حرف‌ها را من ۱۵ سال پیش می‌زدم که بازنشستگی زودتر از موعد یعنی فاجعه؛ به قیمت اینکه جوان‌ها را سر کار بیاوریم، آدم‌ها را به خانه بردیم. سال گذشته ۱۵ درصد مناطق کل کشور صرف صندوق‌های بازنشستگی شده و وضعیت بسیار خطرناک است و حالا دولت صدای ما را شنیده است.»

    دلبری در ادامه گفت که ۳۰ درصد آسایشگاه‌ها را سالمندان مجهول‌الهویه شکل داده‌اند؛ سالمندان سرراهی ۴ هزار و ۸۰۰ نفرند و به جایی رسیده‌ایم که پدر و مادرها را در بیمارستان و امامزاده صالح رها می‌کنند: «این درحالی‌است که درحال‌حاضر، میانگین فرزندان خانواده‌ها، پنج نفر است و در آینده اینگونه نخواهد بود. نکته دیگر اینجاست که وقتی یک معلم می‌گوید برای مطالبه‌گری، کتک خورده و دست‌وپایش شکسته است، واقعاً شرم دارد که معلم مملکت وضعش این باشد.»

    او ادامه داد: «با وضعیتی که در جامعه بازنشستگی کشور می‌بینم، بسیار نگرانم. آدم‌ها دیگر با چربی، فشار و دیابت نمی‌میرند، اما به ۸۰ سالگی می‌رسند و در وضعیتی قرار می‌گیرند که هرروز می‌گویند خدایا من را ببر چون ده‌ها بیماری مختلف می‌گیرند. باید بگویم که بازنشستگان همانقدر که دنبال معیشت هستند، باید به روح و روان خودشان هم اهمیت دهند تا در وضعیت بهتری زندگی کنند.»

  • ایرانی ها با شتاب به سمت پیرشدن می روند / تا 1430 رکورد سالمندی را می زنیم!

    ایرانی ها با شتاب به سمت پیرشدن می روند / تا 1430 رکورد سالمندی را می زنیم!

    به گزارش اقتصادران، سیدجواد حسینی روز پنجشنبه در نشست شورای اداری شهرستان سبزوار افزود: در شرایطی که جامعه با داشتن بیش از ۲۸ درصد جمعیت سالمند، شدیدا سالخورده تلقی می شود، پیش‌بینی می‌شود که رقم سالمندی ایران در سال ۱۴۳۰ از ۳۳ درصد نیز تجاوز کند.

    ارائه ۷۵۰۰ میلیارد ریال وسایل کمک توانبخشی به مددجویان

    رییس سازمان بهزیستی گفت:‌ از زمان روی کارآمدن دولت چهاردهم هفت هزار و ۵۰۰ میلیارد ریال وسایل و تجهیزات کمک توانبخشی به مددجویان زیر پوشش این نهاد ارائه شده است.

    وی اظهار کرد:‌ برای ۵۷ میلیون ایرانی برنامه غربالگری چشم و خدمات مداخله حرفه ای انجام شده است که مجموعه این اقدامات سبب کاهش شیوع تنبلی چشم در ایران به نصف میزان شیوع آن در دنیا شده است.

    وی اضافه کرد:‌ میزان شیوع تنبلی چشم در دنیا چهار درصد است که با فعالیت های صورت گرفته در کشور، این میزان به کمتر از نصف آن، یعنی به حدود ۱.۵ درصد رسیده است.

    تحقق ۹۶ درصدی اشتغال مددجویان بهزیستی

    رییس سازمان بهزیستی گفت: تعهد ایجاد اشتغال مددجویان زیر پوشش این سازمان در سال جاری ۶۰ هزار فرصت شغلی بوده است که تاکنون ۹۶ درصد این رقم محقق شده است.

    حسینی گفت: از این میزان تعهد اشتغال، چهار هزار و ۹۰۰ مورد سهم استان خراسان رضوی و سهم شهرستان سبزوار ۳۶۰ مورد بوده است که این میزان به طور کامل در این شهرستان تحقق یافته است.

  • ایران کشور خوبی برای سالمندان نیست

    ایران کشور خوبی برای سالمندان نیست

    به گزارش اقتصادران، بررسي «اعتماد» بر نتايج مطالعات جهاني درباره ارايه خدمات سلامت براي گروه سني بالاي 60 سال نشان داد كه «ايران» بهترين كشور براي سالمندان نيست.  موسسه خدمات سلامت LOTTIE در گزارشي كه ژانويه 2024 منتشر كرده، با نگاهي به جدول رتبه‌بندي خدمات سلامت به تفكيك كشورها و مناطق جهان، كشورهاي نروژ، سوئد، سوييس، آلمان و كانادا را به عنوان كشورهاي برتر در ارايه خدمات به سالمندان معرفي كرده است.

    اين رتبه‌بندي بر مبناي ميزان پوشش مستمري بازنشستگي، نظام مراقبت‌هاي بهداشتي، خدمات مراقبتي (واگذاري خانه مسكوني يا تعداد آسايشگاه و مراكز نگهداري سالمندان) حمايت اجتماعي و كمك‌هاي مالي از سوي دولت‌هاي 94 كشور جهان انجام شده و LOTTIE در توضيح علت اعطاي رتبه‌هاي برتر به 5 كشور جهان اعلام مي‌كند: «در كشور نروژ، هم ميزان حمايت‌هاي اجتماعي قابل توجه است و هم پرداخت مستمري به افراد سالمند، پوشش صد درصدي دارد علاوه بر اينكه سالمندان در نروژ در مقايسه با ساير كشورها از بالاترين نرخ اشتغال و درآمد برخوردارند. در كشور سوئد، هزينه خدمات مراقبت از سالمندان توسط شهرداري‌ها و از طريق كمك‌هاي مالي دولت پرداخت مي‌شود و …

    بررسي «اعتماد» بر نتايج مطالعات جهاني درباره ارايه خدمات سلامت براي گروه سني بالاي 60 سال نشان داد كه «ايران» بهترين كشور براي سالمندان نيست.

    موسسه خدمات سلامت LOTTIE در گزارشي كه ژانويه 2024 منتشر كرده، با نگاهي به جدول رتبه‌بندي خدمات سلامت به تفكيك كشورها و مناطق جهان، كشورهاي نروژ، سوئد، سوييس، آلمان و كانادا را به عنوان كشورهاي برتر در ارايه خدمات به سالمندان معرفي كرده است.

    اين رتبه‌بندي برمبناي ميزان پوشش مستمري بازنشستگي، نظام مراقبت‌هاي بهداشتي، خدمات مراقبتي (واگذاري خانه مسكوني يا تعداد آسايشگاه و مراكز نگهداري سالمندان) حمايت اجتماعي و كمك‌هاي مالي ازسوي دولت‌هاي 94 كشور جهان انجام شده و LOTTIE در توضيح علت اعطاي رتبه‌هاي برتر به 5 كشور جهان اعلام مي‌كند: «در كشور نروژ، هم ميزان حمايت‌هاي اجتماعي قابل توجه است و هم پرداخت مستمري به افراد سالمند، پوشش صد‌درصدي دارد علاوه بر اينكه سالمندان در نروژ در مقايسه با ساير كشورها از بالاترين نرخ اشتغال و درآمد برخوردارند. در كشور سوئد، هزينه خدمات مراقبت از سالمندان توسط شهرداري‌ها و از طريق كمك‌هاي مالي دولت پرداخت مي‌شود و ميزان رضايت سالمندان سوئدي از آزادي‌هاي مدني، امنيت، خدمات ارايه شده در آسايشگاه‌ها و سيستم حمل و نقل عمومي هم در بالاترين حد نسبت به ساير كشورهاست.

    در كشور سوييس، خدمات و مراقبت‌هاي بهداشتي براي تمام گروه‌هاي سني از سطح و كيفيت بالايي برخوردار است كه سالمندان هم خدماتي مشابه ساير شهروندان اين كشور دريافت مي‌كنند. با وجود آنكه تعداد زيادي از سالمندان در اين كشور در خانه خود به‌سر مي‌برند و زندگي آسايشگاهي ندارند، اما اميد به زندگي در كشور سوييس بيش از 85 سال ارزيابي شده و ميزان رضايتمندي از آزادي‌هاي مدني و ارتباطات اجتماعي سالمندان در سوييس از ميانگين منطقه‌اي هم بالاتر است. كشور آلمان در اين رتبه‌بندي جايگاه چهارم را دارد كه علت آن هم كامل نبودن پوشش مستمري بازنشستگي است، اما در عوض، پيشرفت صنعت در آلمان به كمك نظام سلامت آمده چنانكه خدمات مراقبت و بهداشتي براي سالمندان با كمك فناوري پيشرفته، توانمندي سالمندان را افزايش داده به گونه‌اي كه سالمندان در اين كشور، بابت ارتباطات اجتماعي گسترده و استقلال مدني، رضايت بالايي دارند.

    پنجمين رده جدول LOTTIE متعلق به كاناداست؛ كشوري كه بالاترين نرخ اميد به زندگي جهان را به خود اختصاص داده، چون مراقبت‌هاي بهداشتي با بالاترين سطح به شهروندان خود ارايه مي‌دهد. ارايه خدمات مراقبت از سالمندان، پرداخت مستمري بازنشستگي مكفي و ايجاد امنيت اقتصادي براي فرد سالمند و همچنين توسعه حمايت‌هاي اجتماعي عامل مهمي بوده كه كانادا از كشورهاي برتر جهان بابت ارايه خدمات مراقبتي و سلامت براي سالمندان باشد.»

    بخش ديگري از گزارش LOTTIE به رتبه‌بندي ارايه خدمات بهداشتي بر‌مبناي كيفيت اين خدمات در 6 منطقه جهان و كشور شاخص در هر منطقه اختصاص دارد كه طبق اين تفكيك، كشور تايوان در منطقه آسيا با 85.9 امتياز در رديف اول اين رتبه‌بندي است و سپس، فرانسه در اروپا با 79.4 امتياز، استراليا در اقيانوسيه با 75.3 امتياز، مكزيك در امريكاي شمالي و مركزي با 72.5 امتياز، اكوادور در امريكاي جنوبي با 69.5 امتياز و آفريقاي جنوبي در آفريقا با 63.7 امتياز در رديف‌هاي بعد هستند. طبق اين رتبه‌بندي، در سال 2023 كشورهاي تايوان، كره‌جنوبي، ژاپن، فرانسه، دانمارك، اسپانيا، تايلند، اتريش، هلند و فنلاند با امتياز 85.9 (تايوان) تا 77.1 (فنلاند) به ترتيب 10 كشور داراي بالاترين سطح ارايه خدمات بهداشتي بوده‌اند و جايگاه ايران در اين رتبه‌بندي و در ميان 94 كشور جهان، رديف 82 جدول با امتياز 52.3 است. در اين رتبه‌بندي، ونزوئلا با امتياز 39.3 در آخرين رديف جدول و در جايگاه 94 است و كيفيت و سطح ارايه خدمات مراقبت بهداشتي در كشورهاي صربستان، ايرلند، آلباني، نيجريه، مصر، بلاروس، آذربايجان، مراكش، مالت، عراق و بنگلادش هم بدتر از ايران ارزيابي شده درحالي كه كشورهاي روماني، پرو، جمهوري دومينيكن، مقدونيه شمالي، اوكراين، بوسني و هرزگوين، گرجستان، قبرس، مجارستان، الجزيره و‌ترينيداد و توباگو در رديف‌هاي 71 تا 81 جدول، شرايطي بهتر از ايران دارند.

    موسسه LOTTIE يك رده‌بندي ديگر هم دارد؛ بهترين كشورها براي زندگي سالمندان. اين رتبه‌بندي بين 90 كشور جهان و براساس شاخص اميد به زندگي، مراقبت‌هاي بهداشتي، گزارش سالانه شادي و امنيت تنظيم شده است. طبق اين رتبه‌بندي كشورهاي سوييس، فنلاند، دانمارك، هلند، تايوان، ژاپن، اتريش، ايسلند، نروژ و اسراييل به عنوان 10 كشور برتر معرفي شده‌اند و ايران با نرخ اميد به زندگي 77.3 سال، شاخص 52.3 بابت مراقبت‌هاي بهداشتي، شاخص 4.721 در گزارش سالانه شادي و شاخص 50.1 بابت امنيت، در رديف 80 جدول قرار دارد درحالي كه كشورهاي جمهوري دومينيكن، بلاروس، اوكراين، آفريقاي‌جنوبي، كنيا، عراق، مصر، بنگلادش، ونزوئلا و نيجريه شرايطي بدتر از ايران دارند و در رديف‌هاي پاياني اين رتبه‌بندي قرار گرفته‌اند.

     

    سال‌هاي  قبل  هم  وضعيت  بهتري  نداشتيم

    در ارزيابي ژانويه 2020 موسسه Ageco كشورهاي فنلاند، دانمارك، هلند، سوييس، استراليا، اتريش، كانادا، نروژ، نيوزيلند و اسپانيا به عنوان 10 كشور برتر براي زندگي سالمندان معرفي شدند. در اين رتبه‌بندي كه بين 105 كشور جهان انجام شد، شاخص اميد به زندگي بالاتر، كيفيت مراقبت‌هاي بهداشتي بالاتر، امنيت و شادي و رضايتمندي بالاتر، هزينه زندگي پايين‌تر، توانمندي اقتصادي بالاتر و سن بازنشستگي بالاتر، معيار رتبه‌بندي كشورها بود كه برمبناي اين شاخص‌ها، ايران با نرخ اميد به زندگي 76.7 سال، شاخص 51.86 خدمات مراقبت بهداشتي، شاخص 2.88 امنيت، شاخص 4.55 در گزارش سالانه شادي، شاخص 41.4 هزينه زندگي، شاخص 0.2 توانمندي اقتصادي و ميانگين سني 58 سالگي در زمان بازنشستگي، بين 105 كشور جهان در رديف 99 جدول قرار داشت و كشورهاي نيجريه، كامبوج، ونزوئلا، اوكراين و كنيا وضعيتي بدتر از ايران داشتند و عراق هم در آخرين رديف رتبه‌بندي بود.

    شبكه خبري CBS در گزارشي كه سپتامبر 2015 منتشر كرد، نوشت: «با افزايش اميد به زندگي، انتظار مي‌رود تعداد سالمندان در تمام مناطق جهان افزايش يابد. براساس داده‌هاي اخير، تقريبا 901 ميليون نفر جمعيت بالاتر از 60 سال در سراسر جهان وجود دارد كه تا سال 2050، اين تعداد به 2.1 ميليارد نفر معادل 21.5درصد از جمعيت جهان خواهد رسيد. طبق نتايج ارزيابي بهترين مكان براي زندگي سالمندان از بين 96 كشور كه بيش از 90درصد جمعيت بالاتر از 60 سال را دارند، برمبناي امتياز هر كشور بابت وضعيت سلامت سالمندان، امنيت درآمد، توانايي (بابت شغل و سطح تحصيلات) امكاناتي براي مشاركت و توانمندي اجتماعي (حمل‌ونقل عمومي، امنيت، ارتباطات اجتماعي) و آزادي مدني، سوييس، نروژ، سوئد، آلمان، كانادا، هلند، ايسلند، ژاپن، ايالات‌متحده امريكا و انگليس بهترين كشورها براي زندگي سالمندان هستند.»

    توضيح CBS درباره دليل انتخاب 10 كشور برتر جهان به عنوان بهترين كشورها براي زندگي سالمندان اين بود: «سوييس (به دليل سياست‌ها و برنامه‌هايي براي ارتقاي سلامت افراد مسن و نرخ بالاتر از ميانگين منطقه‌اي بابت ارتباط اجتماعي و رضايت از آزادي‌هاي مدني در ميان افراد مسن و پوشش صددرصدي مستمري براي افراد بالاي  65 سال)، نروژ (به دليل بالاترين ميزان باسوادي سالمندان، نرخ اشتغال 71.1درصدي سالمندان كه حدود 15درصد بيشتر از ميانگين منطقه‌اي است، نرخ 1.8درصدي فقر در جمعيت سالمند كه پايين‌ترين نرخ در منطقه است، پوشش صددرصدي مستمري براي افراد بالاي 65 سال)، سوئد (به دليل نرخ بالاي اشتغال و تحصيلات، رضايت بالا از امنيت، آزادي مدني و رضايت از وضعيت حمل و نقل عمومي)، آلمان (به دليل نرخ بالاي توانمندي سالمندان، رتبه دوم منطقه بابت ميزان تحصيلات سالمندان، نرخ بالاي ارتباط اجتماعي و آزادي مدني)، كانادا (به دليل امتياز بالا در حوزه سلامت، نرخ بالاي اميد به زندگي، نرخ 97.7درصدي پوشش مستمري بازنشستگي و نرخ 6.8درصدي فقر در جمعيت سالمند كه از ميانگين منطقه كمتر است)، هلند (به دليل نرخ 3درصدي فقر در جمعيت سالمند، پوشش صددرصدي مستمري بازنشستگي براي افراد بالاي 65 سال، رضايت بالاي سالمندان از ارتباط اجتماعي و آزادي‌هاي مدني)، ايسلند (به دليل نرخ 1.6درصدي فقر در جمعيت سالمند كه كمترين نرخ فقر در منطقه است، رضايت از ارتباط اجتماعي، امنيت، وضعيت حمل و نقل عمومي و آزادي مدني، نرخ 81.1درصدي اشتغال سالمندان)، ژاپن (به دليل رضايت بالاي سالمندان از ارتباط اجتماعي، امنيت و آزادي مدني)، ايالات‌متحده امريكا (به دليل نرخ بالاي تحصيلات در جمعيت سالمند، رضايت بالا از امنيت و ارتباط اجتماعي) و انگلستان (به دليل رضايت بالا از ارتباط اجتماعي، آزادي مدني، ايمني و حمل و نقل عمومي، پوشش صددرصدي مستمري براي افراد بالاي 65 سال و نرخ فقر 9.3درصدي در جمعيت سالمند).»

    علاوه بر اين مطالعات، در دهه‌اي كه گذشت برخي ارزيابي‌ها هم بدون بررسي وضعيت سالمندان ايران انجام شد كه به نظر مي‌رسد دليل اين اتفاق و حذف ايران از مطالعات جهاني، ضعف و ايراد داده‌هاي ثبت شده در پايگاه‌هاي جهاني بوده است.

    يكي از نمونه‌هاي حذف ايران از مطالعات جهاني، ارزيابي سال 2015 بود كه در 96 كشور جهان انجام شد ولي در اين مطالعه، نامي از ايران نيست. اين مطالعه براساس ميزان امنيت اقتصادي سالمندان، وضعيت سلامتي، توانمندي سالمندان با درنظر گرفتن دو معيار تحصيلات و اشتغال، ميزان دسترسي سالمندان به امكانات و خدمات عمومي، امنيت و آزادي‌هاي اجتماعي انجام شد كه طبق نتايج آن، كشورهاي سوييس، نروژ، سوئد، آلمان، كانادا، هلند، ايسلند، ژاپن، امريكا و انگليس به ترتيب 10 كشور برتر بابت ارايه بهترين خدمات به سالمندان و جمعيت بالاي  60 سال بودند و كشورهاي نيجريه، عراق، اوگاندا، رواندا، زامبيا، تانزانيا، پاكستان، نوار غزه، موزامبيك، مالاوي و افغانستان در آخرين رديف‌هاي اين رتبه‌بندي قرار داشتند.

    مطالعه مشترك سال 2013 درباره بهترين و بدترين كشورها براي سالمندان، نمونه ديگري بود كه ايران را از دايره ارزيابي حذف كرد. روزنامه واشنگتن‌پست، اكتبر 2013 با اشاره به نتايج اين مطالعه نوشت: «براساس يك مطالعه جديد كه به رفاه افراد بالاي 65 سال مي‌پردازد، ايالات‌متحده از نظر رفاه سالمندان در رتبه هشتم جهان، سوئد در رتبه اول و نروژ و آلمان در رتبه‌هاي دوم و سوم هستند و پاكستان، تانزانيا و افغانستان در انتهاي اين فهرست قرار دارند. اين گزارش برمبناي چند معيار شامل سلامت، امنيت اقتصادي، فرصت‌هاي شغلي و تحصيلي و همچنين محيط مناسب براي حضور اجتماعي سالمندان ازجمله امنيت جسمي، سهولت دسترسي به وسايل حمل ‌و نقل عمومي، سهولت حفظ ارتباطات اجتماعي، سلامت روان و شادي تهيه شده است.»

    سال 2013 (1392) 8درصد جمعيت ايران بالاتر از 60 سال سن داشتند و ايران بابت اين تعداد جمعيت بالاتر از 60 ساله، در رتبه‌بندي سازمان ملل و بين 201 كشور جهان، رديف 107 جدول بود اما در اين مطالعه، هيچ نامي از ايران نيست با وجود آنكه وضعيت كشورهاي همسايه ايران از نظر كيفيت زندگي سالمندان بررسي و رتبه‌بندي شده است. داده‌هاي موردنياز براي انجام اين مطالعه مشترك، توسط بانك جهاني، موسسه نظرسنجي گالوپ، دفاتر مختلف وابسته به سازمان ملل همچون سازمان بهداشت جهاني و يونسكو و سازمان بين‌المللي كار ILO گردآوري شده بود.