برچسب: زمین

  • گره کور «مسکن» / عیدی زاده: زمین در ایران به تله سرمایه تبدیل شده است

    گره کور «مسکن» / عیدی زاده: زمین در ایران به تله سرمایه تبدیل شده است

    به گزارش اقتصادران، بر اساس داده‌های رسمی، قیمت مسکن در پایتخت در بازه زمانی ۱۳۳۹ تا ۱۴۰۲ رشدی خیره‌کننده و بیش از تورم عمومی افزایش یافته است. این شکاف عمیق، تبیین‌گر این واقعیت تلخ است که مسکن در ایران دیگر صرفاً یک کالای مصرفی یا سرپناه نیست، بلکه به کارآمدترین ابزار حفظ ارزش دارایی در برابر تورم مزمن و کاهش ارزش پول ملی تبدیل شده است. این گزارش با رویکردی تبیینی و با استفاده از چارچوب‌های اقتصاد نهادی و رفتاری، به کالبدشکافی علل ریشه‌ای این وضعیت پرداخته و راهکارهایی فراتر از بسته‌های سیاستی متعارف برای تصمیم‌گیران ارشد ارائه می‌دهد.

    بخش اول- تبیین مکانیزم‌های اقتصادی و مدل‌های علی بحران مسکن

    برای تحلیل دقیق بازار مسکن ایران، تفکیک بین همبستگی‌های ظاهری و روابط علی ضروری است. بسیاری از سیاست‌گذاران به اشتباه تصور می‌کنند که کمبود عرضه تنها علت گرانی است، در حالی که مدل‌های علی نشان می‌دهند که تقاضای سرمایه‌ای و سوداگرانه موتور محرک اصلی قیمت‌ها در اتمسفر اقتصاد کلان ایران است.

    رابطه بین نقدینگی و قیمت مسکن یک رابطه خطی ساده نیست، بلکه از طریق مکانیزم انتظارات تورمی و سرکوب مالی عمل می‌کند. در اقتصادی که نرخ بهره واقعی در اکثر سال‌ها منفی بوده است (نرخ تورم منهای نرخ بهره بانکی)، نقدینگی سرگردان به جای حرکت به سمت تولید، به دنبال پناهگاهی امن می‌گردد. مسکن به دلیل ویژگی‌هایی نظیر غیرقابل تجارت بودن، محدودیت فیزیکی زمین و ریسک پایین افت قیمت اسمی، به جذاب‌ترین گزینه تبدیل شده است.

    تحلیل روابط علی نشان می‌دهد که افزایش نرخ ارز (به عنوان دماسنج ریسک‌های ژئوپلیتیک) به سرعت انتظارات تورمی را تحریک کرده و منجر به پدیده جایگزینی دارایی می‌شود. در این فرایند، خانوارها و بنگاه‌ها ریال خود را به ملک تبدیل می‌کنند. این تقاضای هجومی، قیمت را بالا می‌برد و چون عرضه زمین و مسکن در کوتاه‌مدت صلب است، قیمت‌ها جهش می‌کنند.

    در تحلیل بازار مسکن ایران، سه لایه از شوک‌ها قابل شناسایی است که در جدول زیر به تفکیک ارائه شده‌اند:

     

    نوع شوک منشأ و محرک اصلی مکانیزم اثر بر بازار مسکن بازه زمانی اثرگذاری
    شوک کوتاه‌مدت نوسانات ارزی، تنش‌های منطقه‌ای تحریک تقاضای سفته‌بازی و افزایش قیمت نهاده‌ها کمتر از ۱ سال
    شوک ساختاری رشد نقدینگی، کسری بودجه، ناترازی انرژی افزایش مستمر هزینه تولید (نهاده‌های ساختمانی) میان‌مدت و بلندمدت
    شوک انتظاراتی عدم قطعیت‌های سیاسی، ابهام در مذاکرات تغییر رفتار بازیگران از عرضه به احتکار ملکی فوری و پیش‌نگر

    این تفکیک نشان می‌دهد که سیاست‌های تمرکز یافته بر عرضه (مانند نهضت ملی مسکن) تنها با شوک‌های ساختاری مقابله می‌کنند و در برابر شوک‌های کوتاه‌مدت و انتظاراتی که موتورهای اصلی جهش قیمت در ایران هستند، کارایی چندانی ندارند.

    بخش دوم- تحلیل داده‌محور وضعیت موجود و محدودیت‌های آماری

    بررسی داده‌های رسمی بانک مرکزی و مرکز آمار ایران نشان‌دهنده یک رکود تورمی عمیق در بازار مسکن است. در حالی که قیمت‌ها به رشد خود ادامه می‌دهند، حجم معاملات به کمترین میزان در دهه‌های اخیر رسیده است.

    در پایان فروردین ۱۴۰۳، متوسط قیمت هر متر مربع زیربنای مسکونی در شهر تهران به حدود ۸۱ میلیون تومان رسید که نسبت به سال قبل رشدی ۳۴.۷ درصدی داشت.  با این حال، در ماه‌های پایانی سال ۱۴۰۳ و ابتدای ۱۴۰۴، این رقم در برخی مناطق به ۱۱۰ میلیون تومان نیز نزدیک شد. اختلاف قیمت میان مناطق نیز معنادار است؛ منطقه ۱ با میانگین ۱۵۰ میلیون تومان و منطقه ۱۸ با حدود ۴۲ میلیون تومان، شکاف طبقاتی شدیدی را بازنمایی می‌کنند.

    شاخص اقتصادی وضعیت در سال ۱۴۰۳ پیامد برای سیاست‌گذار
    تورم سالانه مسکن ۴۰.۳ درصد خروج کامل دهک‌های متوسط از بازار خرید
    تورم نقطه به نقطه اجاره ۵۴.۷ درصد انتقال فقر به سبد خوراک و سلامت مستأجران
    نسبت قیمت به درآمد رکوردهای جهانی (بالای ۷۰ سال انتظار) ناامیدی اجتماعی و کاهش نرخ ازدواج
    هزینه خرید اوراق تسهیلات حدود ۷۹ تا ۱۱۶ میلیون تومان افزایش هزینه اولیه ورود به بازار

    یکی از بزرگترین چالش‌های تحلیل‌گران در ایران، عدم شفافیت و تاخیر در انتشار آمارهاست. بانک مرکزی در مقاطعی انتشار آمارهای ماهانه را متوقف کرده است. همچنین، آمارهای مربوط به خانه‌های خالی که توسط نهادهای مختلف ارائه می‌شود، تفاوت‌های میلیونی دارند. این ابهام ساختاری منجر به کوری سیاست‌گذاری شده و باعث می‌شود مداخلات دولت بر پایه حدس و گمان باشد تا واقعیت‌های میدانی.

    بخش سوم- نقد انتقادی سیاست‌های نهادی و ترک‌فعل‌های تاریخی

    وضعیت فعلی مسکن محصول تصادف نیست، بلکه نتیجه منطقی سلسله‌ای از ترک‌فعل‌های نهادی و طراحی‌های غلط سیاست است.

    ۱-تمرکز بر پروژه‌های حجیم: مسکن مهر اگرچه عرضه را افزایش داد، اما به دلیل تامین مالی از طریق پول پرقدرت، خود به محرک تورم تبدیل شد و به دلیل مکان‌یابی غلط، هزینه‌های اجتماعی و زیرساختی سنگینی را به دولت تحمیل کرد. ۲-وعده ۴ میلیون مسکن: تمرکز بر تعداد واحد بدون در نظر گرفتن محدودیت‌های ناترازی بانک‌ها و توان مالی متقاضیان (آورده اولیه)، این طرح را با کندی روبرو کرد. نقد جدی به دولتها، عدم تمرکز بر اصلاح نظامات مالیاتی و اکتفا به روش‌های ساخت سنتی است.

    ۳- تصویب قوانینی نظیر سقف افزایش اجاره‌بها مصداق بارز مداخله قیمتی است که در بلندمدت منجر به خروج سرمایه از بازار اجاره و افزایش قراردادهای غیررسمی می‌شود. مجلس در زمینه تصویب مالیات بر ارزش زمین  و مالیات بر عایدی سرمایه به نفع ذینفعان پرنفوذ، سال‌ها ترک‌فعل داشته است.

    یک زاویه مغفول در تحلیل‌ها، اثر ناترازی انرژی بر قیمت تمام‌شده مسکن است. قطع برق و گاز صنایع فولاد و سیمان در فصول گرم و سرد، منجر به نوسانات شدید قیمت نهاده‌های ساختمانی می‌شود که مستقیماً بر قیمت نهایی مسکن اثر می‌گذارد. همچنین، اختلالات اینترنتی اخیر بر کسب‌وکارهای واسطه‌گری ملکی و استارتاپ‌های حوزه مسکن اثر منفی داشته و شفافیت بازار را کاهش داده است.

    بخش چهارم- مقایسه تطبیقی بین‌المللی؛ مسیرهای متفاوت سیاست‌گذاری

    ایران می‌تواند از تجربیات کشورهای در حال توسعه با شباهت‌های نهادی، درس‌های بزرگی بیاموزد.

    برزیل: برنامه مسکن من، زندگی من (PMCMV)

    برزیل با اجرای یکی از بزرگترین برنامه‌های مسکن حمایتی در جهان، از سال ۲۰۰۹ تلاش کرد شکاف مسکن را پر کند.

    برزیل از توسعه‌گران خصوصی به عنوان موتور اصلی استفاده کرد، اما با چالش پراکندگی شهری روبرو شد. زیرا پروژه‌ها در حاشیه شهرها ساخته شدند. ایران نیز در مسکن مهر با همین تله مواجه شد.

    اندونزی: مدل تسهیلات نقدینگی (FLPP)

    اندونزی از مدل FLPP برای کاهش نرخ بهره وام مسکن برای دهک‌های پایین استفاده می‌کند. تخصیص منابع بر پایه امتیاز اعتباری و شفافیت مالیاتی متقاضیان. در سال ۲۰۲۵، اندونزی رکورد جدیدی در توزیع این تسهیلات ثبت کرده که نشان‌دهنده پایداری مدل مالی آن است.

    ژاپن: بازتنظیم زمین (Kukaku-seiri)

    ژاپن به جای تملک اجباری زمین، از مدل بازتنظیم زمین استفاده کرد. مالکان بخشی از زمین خود را برای زیرساخت عمومی می‌دهند و در عوض ارزش باقی‌مانده زمین‌شان به دلیل نوسازی افزایش می‌یابد. این مدل خودتامین است و نیاز دولت به بودجه‌های کلان را از بین می‌برد.

    مصر: صندوق مالی مسکن اجتماعی

    مصر با همکاری بانک جهانی، صندوقی را برای تامین مالی مسکن دهک‌های پایین ایجاد کرده است که تا پایان ۲۰۲۶ بودجه آن به یک میلیارد دلار می‌رسد. این صندوق به جای ساخت مستقیم، قدرت خرید را تقویت می‌کند.

    کشور رویکرد اصلی نقش بخش خصوصی ابزار مالی
    ایران عرضه مستقیم دولتی پیمانکار صرف استقراض بانکی و پول پرقدرت
    برزیل یارانه به عرضه و تقاضا توسعه‌گر فعال صندوق‌های تضمین
    اندونزی سقف نرخ بهره ثابت رقابتی بازار سرمایه و بودجه عمومی
    ژاپن بازتنظیم و تراکم هوشمند مشارکت‌کننده محلی خودگردان

     بخش پنجم- تحلیل آثار توزیعی بحران بر دهک‌ها و نسل‌ها

    بحران مسکن در ایران فراتر از اقتصاد، در حال تخریب سرمایه اجتماعی و ساختار جمعیت است.

    ۱-نسل‌کشی اقتصادی جوانان: افزایش قیمت مسکن منجر به ناامیدی از آینده در نسل جوان شده است. داده‌ها نشان می‌دهد که ۱۲ میلیون جوان در سن ازدواج به دلیل عدم توانایی در تامین مسکن، قادر به تشکیل خانواده نیستند.

    ۲-آثار توزیعی بر دهک‌ها: دهک‌های ۱ تا ۳ عملاً از بازار مسکن خط خورده‌اند. این دهک‌ها اکنون مجبورند بین تغذیه و اجاره‌بها یکی را انتخاب کنند. گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد که خانواده‌ها از هزینه‌های ضروری غذا می‌زنند تا سرپناه خود را حفظ کنند.

    ۳-توزیع ناعادلانه ثروت: تورم مسکن منجر به انتقال ثروت عظیم از دهک‌های فاقد مسکن به دهک‌های دهم (مالکان املاک چندگانه) شده است. تورم برای دهک دهم ۵۲ درصد و برای دهک دوم ۵۸.۲ درصد گزارش شده که بخشی از این فاصله ناشی از وزن هزینه‌های مسکن در سبد مصرفی است.

    بخش ششم- سناریوهای سیاستی و برآورد اثرات

    برای افق ۵ ساله، سه سناریوی اصلی قابل تصور است:

    سناریوی ۱: تداوم وضع موجود (ادامه مسیر فعلی)

    • شرح: اصرار بر ساخت مستقیم دولتی، عدم اصلاح نظام مالیاتی و نرخ بهره منفی.
    • اثر: قیمت مسکن همگام با دلار رشد می‌کند، حجم معاملات در حداقل باقی می‌ماند، و مسکن به یک کالای لوکس غیرقابل دسترس تبدیل می‌شود. حاشیه‌نشینی به ۶۰ درصد جمعیت شهری گسترش می‌یابد.

    سناریوی ۲: اصلاح ناقص (مداخلات مقطعی و دستوری)

    • شرح: افزایش سقف تسهیلات بانکی بدون کنترل نقدینگی و فشار تعزیری بر بازار اجاره.
    • اثر: منجر به تورم مجدد در کل اقتصاد می‌شود. افزایش وام‌ها به سرعت توسط قیمت‌ها بلعیده می‌شود (اثر خنثی) و بازار اجاره به سمت قراردادهای غیررسمی و کاهش امنیت سکونت حرکت می‌کند.

    سناریوی ۳: اصلاح نهادی عمیق (گذار به حکمرانی زمین)

    • شرح: اجرای مالیات بر ارزش زمین، بازتنظیم اراضی شهری و ثبات پولی.
    • اثر: جذابیت سوداگری زمین از بین می‌رود. قیمت مسکن به سمت قیمت تمام‌شده میل می‌کند. سرمایه‌ها از احتکار زمین به سمت ساخت‌وساز صنعتی و فعالیت‌های مولد هدایت می‌شوند.

    بخش هفتم- راهکارهای واقعی، اجرایی و جایگزین (خارج از بسته‌های متعارف)

    ۱مالیات بر ارزش زمین (LVT)؛ تیر خلاص به سوداگری

    به جای مالیات بر کل ملک (بنا + زمین)، دولت باید تنها بر ارزش رانتی زمین مالیات وضع کند.

    • منطق: زمین محصول تلاش انسان نیست و عرضه آن ثابت است. مالیات بر زمین باعث می‌شود احتکار آن ضررده شود و مالکان مجبور شوند زمین را به چرخه تولید وارد کنند یا بفروشند. این مالیات، خنثی است و باعث فرار سرمایه از بخش تولید نمی‌شود، بلکه سرمایه را از زمین به سمت بنا و صنعت هدایت می‌کند.

    ۲مدل بازتنظیم زمین در بافت فرسوده

    به جای تملک اجباری توسط شهرداری‌ها، باید به ساکنان بافت‌های فرسوده اجازه داد با تجمیع زمین‌های خود و واگذاری سهم کوچکی به شهرداری (برای معابر)، از تراکم عمودی بهره‌مند شوند. این کار بدون ریالی بودجه دولتی، نوسازی شهری را رقم می‌زند.

    ۳ایجاد بازار اجاره حرفه‌ای با مشارکت بخش خصوصی

    دولت باید به شرکت‌های دارای صلاحیت، زمین‌های اجاره به شرط تملیک واگذار کند تا آن‌ها مجتمع‌های اجاره‌ای بسازند. این شرکت‌ها ملزم به قراردادهای ۵ تا ۱۰ ساله با مستأجران هستند.

    استفاده از صندوق‌های سرمایه‌گذاری مستغلات در بورس برای تامین مالی این پروژه‌ها، تا مردم عادی هم از سود اجاره‌داری بهره‌مند شوند.

    ۴تفکیک حق مالکیت بنا از حق مالکیت زمین

    برای دهک‌های ۱ تا ۴، دولت باید زمین را به صورت اجاره ۹۹ ساله واگذار کند و تنها هزینه بنا را از متقاضی بگیرد. این کار قیمت تمام‌شده را تا ۶۰ درصد کاهش می‌دهد.

    • تفاوت با مسکن مهر: در این مدل، مدیریت و نگهداری مجتمع‌ها به تعاونی‌های ساکنان و شرکت‌های تخصصی سپرده می‌شود تا از استهلاک سریع جلوگیری شود.

    ۵هدایت اعتبار غیرتورمی

    بانک مرکزی باید نرخ ذخیره قانونی بانک‌ها را مشروط به تخصیص اعتبار به تولید صنعتی مسکن (نه خرید مسکن آماده) کاهش دهد. این کار نقدینگی را به سمت زنجیره تولید (فولاد، سیمان، اشتغال) هدایت می‌کند، نه سوداگری دارایی.

    بخش هشتم- مرحله‌بندی اجرایی و نقشه راه

    مرحله ۱: سال اول (شفافیت و مالیات)

    • تکمیل سامانه املاک و اسکان و شناسایی دقیق اراضی معطل شهری.
    • تصویب و ابلاغ مالیات بر ارزش زمین (LVT) با نرخ تصاعدی برای زمین‌های بالای ۵۰۰ متر مربع در کلان‌شهرها.
    • حذف قیمت‌گذاری دستوری در بازار اجاره و جایگزینی آن با بیمه اجاره‌بها برای حمایت از مستأجران.

    مرحله ۲: سال دوم و سوم (تولید صنعتی و بازتنظیم)

    • واگذاری اراضی دولتی درون‌شهری به شرکت‌های توسعه‌گر خصوصی برای ساخت مجتمع‌های اجاره‌ای.
    • اجرای گسترده مدل بازتنظیم زمین در محلات هدف و بافت‌های فرسوده کلان‌شهرها.
    • راه‌اندازی اولین صندوق‌های مسکن حمایتی در بازار سرمایه.

    مرحله ۳: سال چهارم و پنجم (ثبات و پایداری)

    • گذار از ساخت‌وساز سنتی به صنعتی (کاهش زمان ساخت از ۲۴ ماه به ۶ ماه).
    • کاهش نسبت قیمت به درآمد به سطوح متعارف (۱۰ تا ۱۵ سال) از طریق کنترل تورم پولی و افزایش عرضه موثر.
    • انتقال کامل نقدینگی از بازار سوداگری مسکن به بورس تولید مسکن.

    کلام آخر: ضرورت شجاعت در جراحی نهادی

    بحران مسکن در ایران با توصیه و شعار حل نمی‌شود. سیاست‌گذار باید بپذیرد که زمین در ایران به تله سرمایه تبدیل شده است. آزادسازی این سرمایه‌ها نیازمند جراحی نهادی و ایستادگی در برابر گروه‌های ذینفع است که از تورم ملکی سود می‌برند. راهکارهای ارائه شده در این گزارش، با تمرکز بر اصلاح انگیزه‌های رفتاری و مداخلات غیرمستقیم، مسیری کم‌هزینه و پایدار برای تامین حق قانونی مسکن برای آحاد جامعه فراهم می‌آورد. دولت باید از نقش سازنده به نقش طراح قواعد بازی تغییر جهت دهد تا بخش خصوصی مولد جایگزین سوداگران غیرمولد گردد.

     

    نویسنده: شهرام عیدی‌زاده / پژوهشگر اقتصادی و مدرس دانشگاه

  • بحران مسکن؛ بانک‌ها کنار کشیده‌اند دولت هم عقب می‌رود؟!

    بحران مسکن؛ بانک‌ها کنار کشیده‌اند دولت هم عقب می‌رود؟!

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که تازه‌ترین داده‌های رسمی از عبور میانگین قیمت هر متر مربع مسکن در کلان‌شهرها از سقف‌های قبلی حکایت دارد و نرخ‌های اجاره در بسیاری از مناطق تا ۶۰ درصد رشد سالانه را تجربه کرده‌اند، سیاستگذاری در بخش مسکن نه به سمت مهار سوداگری حرکت کرده و نه به سمت آزادسازی زمین. برآوردها نشان می‌دهد متوسط زمان انتظار خانه‌دار شدن برای خانوارهای شهری از مرز ۵۰ سال عبور کرده و سهم هزینه مسکن در سبد خانوار به بالاترین سطح تاریخی خود نزدیک شده است. با این حال، در چنین فضایی، تمرکز سیاستگذار نه بر اصلاح ریشه‌های بحران، بلکه بر حذف تبصره ماده ۵۰ قانون ساماندهی زمین و مسکن قرار گرفته؛ تبصره‌ای که دولت را مکلف به تأمین زمین و آماده‌سازی زیرساخت برای تولید مسکن می‌کند.این رویکرد، به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، نه یک اصلاح ساختاری، بلکه حذف آگاهانه نخستین حلقه زنجیره تولید مسکن است؛ زنجیره‌ای که بدون زمین، اساساً امکان آغاز ندارد.

    زمین؛ نقطه شروع سیاستگذاری یا قربانی آن؟

    عباس جهانبخش، کارشناس حوزه مسکن،  حذف تبصره ماده ۵۰ را نوعی فرار از مسوولیت قانونی دولت توصیف می‌کند و معتقد است که زمین باید نقطه شروع سیاستگذاری مسکن باشد، نه اولین قربانی آن.او تأکید می‌کند: حذف تبصره تنها به معنی پاک‌کردن صورت‌مساله است؛ چرا که دولت طبق قانون اساسی موظف به فراهم‌سازی زمین، زیرساخت و تسهیلات برای خانه‌دار شدن مردم است و واگذاری این مسوولیت به بازار و قیمت‌گذاری آزاد، فشار بر خانوارها را دوچندان خواهد کرد.به گفته جهانبخش، تجربه‌های گذشته نشان داده هرگاه دولت از نقش تنظیم‌گری و فراهم‌سازی عقب‌نشینی کرده، بازار زمین و مسکن به سرعت به محمل سوداگری تبدیل شده و هزینه آن مستقیماً بر دوش مصرف‌کننده واقعی افتاده است.او در ادامه می‌افزاید: اگر زمین تأمین شود، می‌توان هزینه بخش مهمی از زیرساخت‌ها را نیز از محل همان زمین تأمین کرد، اما بدون آغاز این زنجیره، هیچ نهادی برای ساخت مدرسه، درمانگاه، شبکه آب و برق جلو نمی‌آید. اول باید زمین باشد، بعد توسعه معنا پیدا می‌کند.

    جهانبخش با اشاره به سابقه تدوین قوانین مسکن در کشور توضیح می‌دهد که اساساً فلسفه ورود دولت به حوزه مسکن، «فراهم‌سازی» بوده است، نه ساخت‌وساز مستقیم. او می‌گوید: در پیش‌نویس اولیه قانون، وظیفه دولت تولید مسکن تعریف شده بود، اما با پیشنهاد شهید بهشتی این موضوع به فراهم کردن زمینه تغییر کرد. دولت باید سه چیز را تامین کند؛ زمین، تاسیسات زیربنایی و تسهیلات بانکی. اگر این سه رکن مهیا شود، مردم می‌توانند خودشان خانه بسازند و صاحب مسکن شوند. به اعتقاد این کارشناس، حذف تبصره ماده ۵۰ به معنای کنار گذاشتن همین فلسفه است؛ یعنی دولت نه‌تنها تولید نمی‌کند، بلکه از فراهم‌سازی هم عقب می‌نشیند.

    بانک‌ها کنار کشیده‌اند دولت هم عقب می‌رود؟

    جهانبخش با انتقاد از عملکرد شبکه بانکی می‌گوید: در بخش تسهیلات بانکی متأسفانه با خصوصی شدن بانک‌ها، این نهادها به تعهد قانونی خود عمل نمی‌کنند و با بهانه‌هایی مثل تورم‌زایی از پرداخت تسهیلات سرباز می‌زنند. اما دو بخش دیگر یعنی زمین و تأمین زیرساخت کاملاً در اختیار دولت است.به گفته او، وقتی بانک‌ها از ایفای نقش خود شانه خالی کرده‌اند، عقب‌نشینی دولت از تأمین زمین عملاً به معنای تعطیلی کامل سیاست مسکن است.یکی از استدلال‌های مطرح‌شده برای حذف تبصره ماده ۵۰، «هزینه سنگین آماده‌سازی زمین» عنوان می‌شود؛ استدلالی که به گفته جهانبخش، بیش از آنکه اقتصادی باشد، بهانه‌جویانه است.او تصریح می‌کند: زمین برای ساخت مسکن نیاز به تامین بودجه اولیه ندارد؛ موجود است و امکان واگذاری آن وجود دارد. اگر حلقه اول زنجیره یعنی زمین فراهم شود، پس از آن می‌توان از وزارت نیرو، آموزش و پرورش و سایر دستگاه‌ها خواست خدمات تکمیلی را ایجاد کنند. اما اگر این حلقه حذف شود، هیچ دستگاهی برای توسعه شبکه آب، برق یا خدمات آموزشی پیش‌قدم نخواهد شد.او ادامه می‌دهد: حتی بخش زیادی از هزینه‌های زیرساختی را می‌توان زمین‌پایه تأمین کرد؛ یعنی زمین به طبقه متوسط و بالاتر واگذار شود و درآمد حاصل صرف ایجاد زیرساخت‌ و خدمات در اراضی جدید شود.

    هزینه‌سازی روی کاغذ حذف مسوولیت در عمل

    مسکن، ازدواج و فروپاشی پیوندهای اجتماعی

    جهانبخش با اشاره به ارتباط مستقیم تولید مسکن و شاخص‌های اجتماعی می‌گوید: سال ۱۳۸۹ رکورد ساخت مسکن ۹۰۰ هزار واحد بود و در همان سال آمار ازدواج نیز حدود ۹۰۰ هزار مورد ثبت شد. زمانی که تولید مسکن کاهش پیدا کرد، ازدواج هم کاهش یافت. یکی از سه علت اصلی کاهش ازدواج در کشور همین بی‌ثباتی در تامین مسکن است.او تأکید می‌کند: دولت باید مداخله جدی، هدفمند و متعهدانه داشته باشد، نه اینکه مساله را حذف کند.این کارشناس معتقد است سیاست‌های فعلی هم در سمت عرضه و هم در سمت تقاضا ناکارآمد بوده است.جهانبخش توضیح می‌دهد: در دو بال عرضه و تقاضا، سیاست‌های وزارتخانه غلط بوده است. در تقاضا، سوداگری زمین و مسکن آزاد رها شده؛ درحالی که زمین کالایی است که تولید نمی‌شود، فاسد نمی‌شود، گم یا سرقت نمی‌شود و همه به آن نیاز دارند. چنین کالایی باید تحت حفاظت و سیاست‌گذاری ویژه دولت باشد.او راهکار کنترل این وضعیت را اجرای ابزارهای مالیاتی می‌داند و می‌گوید: برای کنترل سوداگری، ابزارهایی مثل مالیات LVT (مالیات بر ارزش زمین) باید اجرا شود. این مالیات هم ابزار تنظیمی است هم منبع درآمد و می‌تواند برای تأمین زیرساخت‌ به کار گرفته شود.

    عددها چه می‌گویند؟

  • بحران سرپناه /  زمین ۷۰ درصد قیمت را می‌بلعد

    بحران سرپناه / زمین ۷۰ درصد قیمت را می‌بلعد

    به گزارش اقتصادران، بازار مسکن در ایران سال‌هاست که از یک معضل اقتصادی صرف فراتر رفته و به بحرانی ملی و چندبعدی تبدیل شده است؛ بحرانی که اکنون نه‌تنها اقتصاد، بلکه اجتماع، فرهنگ، سبک زندگی و حتی سیاست کشور را تحت‌تأثیر قرار داده است.

    آمارها نشان می‌دهد که سهم هزینه مسکن از مخارج خانوارهای شهری به بیش از ۴۴ درصد رسیده و این عدد در تهران، به عنوان پایتخت و یکی از گران‌ترین شهرهای خاورمیانه، به حدود ۶۰ درصد رسیده است. این یعنی بیش از نیمی از درآمد ماهانه خانواده‌های تهرانی صرف تأمین سرپناه می‌شود؛ موضوعی که به‌روشنی زنگ خطر فروپاشی اقتصادی خانوارهای طبقه متوسط و پایین را به صدا درآورده است.

    در همین حال، قیمت هر مترمربع مسکن در تهران از مرز ۱۱۹ میلیون تومان گذشته و طی یک دهه، جهشی بیش از ۱۰ ‌برابری را تجربه کرده است. اما این گرانی صرفاً حاصل نوسانات بازار یا تورم عمومی نیست؛ بلکه در دل خود، ریشه‌هایی عمیق در سیاستگذاری‌های اشتباه، انحصار زمین، محدودیت‌های مصنوعی در عرضه، و ضعف حکمرانی شهری دارد.

    مسکن؛ مصرف یا سرمایه‌گذاری؟

    نخست باید به ماهیت دوگانه مسکن در ایران اشاره کرد؛ جایی که خانه دیگر فقط «سرپناه» نیست، بلکه ابزار سرمایه‌گذاری و سوداگری شده است. نتیجه این نگاه، دور شدن بازار از مصرف واقعی و شکل‌گیری یک تقاضای کاذب و سرمایه‌محور بوده است. به‌ویژه در کلان‌شهرهایی مانند تهران، رشد قیمت‌ها عمدتا با منطق سرمایه‌گذاری پیش رفته و نه نیاز مصرفی.

    فرهاد بیضایی، کارشناس مسکن، در این باره می‌گوید: «خانوارهای شهری در تهران بیش از ۵۰ درصد درآمد خود را صرف هزینه‌های مسکن می‌کنند. این فشار هزینه‌ای، مستقیما به کاهش کیفیت زندگی، افزایش حاشیه‌نشینی، رشد سن ازدواج و مهاجرت اقشار کم‌درآمد از شهرها منجر شده است.»

    درواقع یکی از مهم‌ترین عوامل در جهش قیمت مسکن، سهم بالای زمین در قیمت تمام‌شده واحدهای مسکونی است. طبق برآوردهای رسمی: سهم زمین در قیمت مسکن در کل کشور: ۴۷ درصد، سهم زمین در قیمت مسکن در تهران: ۶۳ درصد و در برخی مناطق شمال تهران: تا ۷۰ درصد.

    این سهم غیرعادی زمین، برخلاف استانداردهای جهانی است که سهم زمین در آنها بین ۱۵ تا ۲۰ درصد تعریف شده است. اما چرا این عدد در ایران تا این حد بالاست؟ پاسخ روشن است: انحصار زمین و محدودیت‌های مصنوعی در عرضه آن.

     سیاستی که بازار را قفل کرد

    ریشه اصلی این بحران به مصوبه شورای عالی شهرسازی و معماری در سال ۱۳۷۸ بازمی‌گردد؛ مصوبه‌ای که بر اساس آن توسعه محدوده شهرها متوقف شد و عملا زمین‌های اطراف شهرها از خدمات زیربنایی محروم ماندند. به بیان ساده، عرضه زمین شهری به شکل مصنوعی کاهش یافت، در حالی که تقاضا در حال افزایش بود. کارشناسان این تصمیم را آغازگر انحصار زمین می‌دانند؛ انحصاری که نه‌تنها قیمت زمین را چند برابر کرد بلکه به سوداگری، تراکم‌فروشی  و کاهش عدالت شهری نیز دامن زد.

    محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، چندی پیش صراحتاً اعلام کرد که ۱.۸ میلیون هکتار زمین دولتی در اختیار وزارت راه و شهرسازی وجود دارد که بخش زیادی از آن بلااستفاده است.

    این اعتراف نشان می‌دهد که زمین هست، اما یا درگیر بروکراسی است یا به دلایل سیاسی و فنی، عرضه نمی‌شود. در واقع، برخلاف تصور عمومی، مشکل کمبود زمین نیست، بلکه مدیریت آن است.

    گزارش‌ها حاکی از آن است که بیش از ۹۹ درصد زمین‌های ملی در مالکیت دولت است. اما همین دولت، به دلیل بی‌تحرکی، احتکار زمین، و محدودیت‌های نهادی، زمین را از بازار مصرفی حذف کرده و زمینه‌ساز افزایش شدید قیمت‌ها شده است.

    راهکارها روی میز هستند

    اکنون سیاستگذاران با سه راه روشن مواجه‌اند: بازنگری در محدوده‌های شهری و توسعه متوازن شهرها، آزادسازی زمین‌های دولتی برای ساخت مسکن مصرفی و اصلاح نظام مالیاتی برای مقابله با سوداگری (مالیات بر خانه‌های خالی، معاملات مکرر و زمین‌های بایر) . اما هیچ‌یک از این راهکارها به شکل جدی، سریع و موثر اجرایی نشده است. ساختارهای بروکراتیک، تعارض منافع بین نهادها، و نبود شفافیت، از موانع اصلی اجرای این سیاست‌ها هستند.

    در غیاب سیاست روشن عرضه زمین، شهرداری‌ها به تراکم‌فروشی روی آورده‌اند. این یعنی واگذاری مجوز ساخت بیشتر در ارتفاع، بدون آنکه زیرساخت‌ها توسعه یابد. این اقدام، اگرچه درآمد کوتاه‌مدتی برای شهرداری‌ها ایجاد می‌کند، اما در بلندمدت به شکل‌گیری کلانشهرهای بی‌هویت، تراکم بیش از حد و نارضایتی عمومی منجر می‌شود.

     جامعه در انتظار اقدام واقعی

    افزایش سن ازدواج، کاهش نرخ باروری، مهاجرت از کلان‌شهرها، رشد سکونت در واحدهای زیر ۴۰ مترمربع، و افزایش حاشیه‌نشینی، تنها بخشی از نتایج این بحران است.

    در چنین شرایطی، اگر انحصار زمین شکسته نشود و سیاست‌های نادرست بازنگری نشوند، نه‌تنها امکان خانه‌دار شدن برای طبقات متوسط و پایین حذف می‌شود، بلکه شکاف اجتماعی نیز تعمیق خواهد یافت.

    نمی‌توان بحران مسکن در ایران را صرفا به عواملی مانند افزایش قیمت سیمان، میلگرد یا حتی نوسانات ارزی نسبت داد. اینها گرچه در رشد هزینه‌های ساخت بی‌تأثیر نیستند، اما تنها بخشی از ماجرا را توضیح می‌دهند. واقعیت تلخ‌تر و بنیادین‌تر این است که عامل اصلی جهش سرسام‌آور قیمت مسکن، زمین است؛ زمینی که برخلاف تصور عمومی، نه کمیاب است و نه کم‌ارزش، بلکه دچار انحصار، احتکار و سوءمدیریت مزمن شده است.

    در حال حاضر، بخش عمده‌ای از اراضی شهری و ملی در اختیار دولت و نهادهای عمومی است؛ با این حال، سیاست روشن و شجاعانه‌ای برای آزادسازی و توزیع عادلانه این منابع وجود ندارد. زمین‌هایی که می‌توانستند موتور محرک ساخت مسکن باشند، سال‌هاست که در انبارهای دولتی خاک می‌خورند یا تبدیل به دارایی‌هایی برای سوداگری و فشار سیاسی شده‌اند. گویی این منابع عمومی، به گروگان ساختارهای بروکراتیک و تعارض منافع درون‌حاکمیتی درآمده‌اند. تا زمانی که دولت و نهادهای سیاست‌گذار اراده‌ای جدی و عملی برای شکستن این انحصار از خود نشان ندهند، وعده‌هایی همچون «نهضت ملی مسکن» یا ساخت سالانه یک میلیون واحد، چیزی جز شعارهای کاغذی باقی خواهد ماند. زمین در ایران وجود دارد، به اندازه‌ای بسیار فراتر از نیاز واقعی. اما این زمین‌ها نه در خدمت مردم، بلکه در اسارت قوانین بازدارنده، آیین‌نامه‌های دست‌وپاگیر و نگاه سوداگرانه به منابع ملی هستند.

    حل بحران مسکن، پیش از آنکه نیازمند تزریق منابع مالی یا افزایش وام باشد، نیازمند بازنگری جدی در نظام مالکیت، مدیریت و تخصیص زمین است. تنها با آزادسازی هوشمند و هدفمند اراضی دولتی، تغییر در سیاست‌های توسعه شهری، و مقابله با احتکار زمین می‌توان به آینده‌ای امیدوار بود که در آن «خانه» نه کالای لوکس، بلکه حق بدیهی هر شهروند ایرانی باشد.

  • بحران مسکن در سایه انحصار زمین / تحلیلگر بازار مسکن: تا وقتی زمین نباشد هر طرح مسکنی شکست می خورد

    بحران مسکن در سایه انحصار زمین / تحلیلگر بازار مسکن: تا وقتی زمین نباشد هر طرح مسکنی شکست می خورد

    به گزارش اقتصادران، بازار مسکن ایران با بحرانی عمیق روبه‌روست؛ از یک‌سو رشد قیمت‌ها همچنان ادامه دارد و از سوی دیگر توان مالی خانوارها برای خرید یا ساخت مسکن کاهش یافته است. در این میان، یکی از عوامل کمتر دیده‌شده اما بسیار کلیدی، مسئله «زمین» است. مهدی سلطان‌محمدی، تحلیلگر ارشد بازار مسکن تأکید کرد: «چند عامل عمده باعث بحران مسکن در ایران شده، اما شاید هیچ‌کدام به اندازه مسئله زمین حیاتی نباشد. تا وقتی زمین آماده ساخت وجود نداشته باشد، هر طرح مسکنی شکست می‌خورد. حل بحران مسکن یک طرح ملی است و به راهبرد بلندمدت، سیاست‌گذاری دقیق و مشارکت واقعی بخش خصوصی نیاز دارد.»

    واگذاری زمین به مردم، تنها راه خروج از بن‌بست مسکن؛ زیرساخت‌ها باید هم‌زمان توسعه یابد

    سلطان‌محمدی در توضیح این بحران گفت: «اکثر زمین‌هایی که در اختیار دولت قرار دارند، در حاشیه شهرها یا شهرهای جدید هستند و از امکانات زیرساختی محروم‌اند. نه راه دارند، نه دسترسی حمل‌ونقل، نه آب، برق، بیمارستان یا مدرسه. برای اینکه این زمین‌ها تبدیل به زمین قابل سکونت شوند، در ابتدا باید شرایط را برای واگذاری زمین به مردم تسهیل کرد و سپس سرمایه‌گذاری کلانی برای احداث راه‌های دسترسی جاده‌ای و ریلی، توسعه شبکه‌های آب و برق، ساخت بناهای عمومی و فضاهای سبز انجام شود. بسیاری از شهرهای جدید که حتی دو یا سه دهه پیش طراحی شده‌اند، هنوز قابل سکونت نیستند چون زیرساخت‌ها فراهم نشده است. بدون این زیرساخت‌ها، صرفاً یک زمین خام است و نمی‌توان آن را وارد چرخه ساخت‌وساز کرد.»

    انحصار دولتی؛ مانع مشارکت بخش خصوصی

    سلطان‌محمدی مشکل بزرگ دیگر را انحصار دولت در زمین‌های حاشیه‌ای دانست و گفت: «زمین‌های درون‌شهری اغلب در اختیار مالکان خصوصی‌اند و قیمت‌های نجومی دارند، اما زمین‌های حاشیه‌ای که تحت مالکیت دولت یا نهادهای عمومی هستند، به دلیل نبود سازوکار مناسب، اصلاً وارد بازار نمی‌شوند. این انحصار باعث شده که بخش خصوصی نتواند در بازار زمین وارد شود و همین موضوع چرخه عرضه زمین را به کلی مختل کرده است.»

    سلطان‌محمدی در خصوص شرکت‌های توسعه‌گر با سرمایه‌گذاری در زمین‌های خام، گفت: «در ایران این مدل اصلاً اجرا نمی‌شود، چون موانع قانونی زیاد است و هیچ مشوق مالی مشخصی هم برای این شرکت‌ها در نظر گرفته نشده. حتی وقتی زمین به خانوارها واگذار می‌شود، چون زیرساخت ندارد، نمی‌توانند خانه بسازند یا زندگی کنند. بنابراین چرخه‌ای معیوب ایجاد شده که نه دولت می‌تواند به تنهایی حلش کند و نه بخش خصوصی اجازه ورود دارد.»

    هزینه‌های پنهان ساخت؛ از شهرداری تا نظام مهندسی

    سلطان‌محمدی،در خصوص عوامل دیگر در بالا رفتن هزینه‌های ساخت‌وساز، توضیح داد: «هزینه‌های جانبی تحمیل‌شده از سوی نهادهای دولتی از عوامل بالا رفتن هزینه‌ها است. شهرداری‌ها، ادارات آب و برق و گاز، نظام مهندسی و سایر نهادها برای صدور مجوز یا خدمات، مبالغ سنگینی دریافت می‌کنند. این هزینه‌ها در نهایت روی قیمت نهایی مسکن تاثیر مستقیم دارد.»

    سیاست‌گذاری و سرمایه‌گذاری؛ دو بال نجات زمین و مسکن

    سلطان‌محمدی راه‌حل را بازنگری در سیاست‌های زمین دانست و گفت: «دولت باید زمین‌های ملی را در مناطق دارای ظرفیت جمعیت‌پذیری آماده کند؛ یعنی خودش زیرساخت‌ها را ایجاد کند یا بخش خصوصی را وارد این طرحها کند. اما دولت به‌تنهایی منابع مالی کافی ندارد. بنابراین باید با ابزارهایی مانند معافیت مالیاتی، تسهیلات بانکی و واگذاری زمین با شرایط انعطاف‌پذیر، توسعه‌گران خصوصی را ترغیب کند.»

    تداوم بحران زمین؛ آغاز رکود، افزایش نابرابری و کاهش اعتماد عمومی

    او هشدار داد: «اگر چالش زمین حل نشود، عرضه مسکن کاهش می‌یابد، قیمت‌ها بالا می‌ماند و ساخت‌وساز وارد رکود می‌شود. این رکود می‌تواند مشاغل مرتبط با ساختمان‌سازی را تحت تاثیر قرار داده و نرخ بیکاری را بالا ببرد .از منظر اجتماعی نیز، این وضعیت می‌تواند به تعمیق شکاف طبقاتی بین طبقه متوسط و قشر ضعیف منجر شود. اگر خانواده‌های کم‌درآمد و حتی متوسط نتوانند خانه بخرند، نارضایتی اجتماعی افزایش پیدا می‌کند و این پیامدها صرفاً اقتصادی نخواهد بود.»

    پول، برنامه، مشارکت؛ سه‌گانه عبور از بحران زمین

    در پایان، سلطان‌محمدی تأکید کرد: «ما مصالح داریم، نیروی انسانی داریم، فناوری ساخت داریم. اما بدون منابع مالی و بدون سیاست‌گذاری منسجم، هیچ‌کدام از این‌ها به نتیجه نمی‌رسد. حل بحران مسکن یک طرح ملی است و به راهبردی بلندمدت، سیاست‌گذاری دقیق و مشارکت واقعی بخش خصوصی نیاز دارد. تنها در این صورت است که می‌توان رویای خانه‌دار شدن را برای مردم به واقعیت نزدیک کرد.»

  • 68 درصد ایرانی ها خانه دارند / ملک در این 5 استان گرانتر از بقیه جاها است / تهرانی ها سالی 184 میلیون تومان هزینه مسکن دارند

    68 درصد ایرانی ها خانه دارند / ملک در این 5 استان گرانتر از بقیه جاها است / تهرانی ها سالی 184 میلیون تومان هزینه مسکن دارند

    به گزارش اقتصادران، هزینه‌های مسکن در ایران، عموماً به عنوان مهم‌ترین بخش از سبد هزینه خانوار بوده است اما در سال‌های اخیر، سهم هزینه‌های مسکن در سبد خانوار روز به روز بزرگتر شده و تأمین سایر نیازهای خانواده را با مشکل مواجه کرده است. این سهم اکنون در حالی به ۴۲.۴ درصد رسیده است که بر اساس استانداردهای جهانی، خط فقر مسکن ۳۰ درصد درنظر گرفته شده است. این گزاره بدان معنا است که اگر هزینه‌های مسکن یک خانوار، بیش از ۳۰ درصد از کل هزینه‌هایش شود، آنگاه خانوار مجبور می‌شود سهم سایر بخش‌ها مانند خوراک، سلامت، آموزش و تفریحات را کم کند.

    بخش زیادی از افزایش هزینه‌های مسکن خانوار به دلیل، باز شدن پنجره جمعیتی در دهه ۶۰ و تقاضای این نسل برای اجاره یا خرید خانه بوده است، به طوری که سهم هزینه‌های مسکن با شروع سن تشکیل خانواده و افزایش تقاضای  در این نسل، از سال ۸۰ تا کنون، از ۲۹.۲ درصد به ۴۲.۴ درصد رسیده است. به همین علت پیش‌بینی می‌شود با کاهش تقاضای مسکن از سوی متولدین دهه ۷۰ و پس از آن متولدین دهه ۸۰ و ۹۰،مسکن قیمت مسکن در ایران تعدیل شده و حباب آن اصلاح شود. اتفاقی که پیش‌پرده آن را در رکود ۲ ساله اخیر در بازار مسکن شاهد بودیم. بنابراین به نظر می‌رسد احتمالاً از سال‌های آینده به مرور با کاهش تقاضای مسکن، شاهد رکودهای گسترده‌تری در این بازار باشیم.

    احتمال وقوع این گزاره با توجه به برابری تقریبی تعداد مسکن و خانوار در ایران و همچنین مالکیت بخش زیادی از خانوارهای شهری نیز بیش از پیش می‌شود.

    ۶۷.۸ درصد ایرانی‌ها صاحب‌خانه‌اند

    نمودار زیر درصد خانوارهای شهری بر اساس نحوه تصرف مسکن در سال ۱۴۰۲ را براساس داده‌های درآمد_هزینه خانوار شهری نشان می‌دهد. حدود ۶۷.۸ درصد از خانوارهای شهری، مالک زمین و ساختمان مسکونی خود هستند. این نشان‌دهنده مالکیت گسترده خانوارها بر مسکن خود است. به عبارت دیگر، اکثریت مردم در سال ۱۴۰۲ صاحب‌خانه هستند و هم زمین و هم سازه (ساختمان) را مالک‌اند. از سوی دیگر، اجاره‌نشین‌ها حدود ۱۵.۵ درصد از خانوارهای شهری را تشکیل می‌دهند. این بخش قابل توجهی از خانوارها هستند که در خانه‌های اجاره‌ای زندگی می‌کنند و مالک ملک نیستند. این آمار احتمالاً به دلیل قیمت‌های بالای مسکن و قدرت خرید پایین برخی خانوارهاست.

    حدود ۷.۵ درصد از خانوارها به صورت رهنی در مسکن زندگی می‌کنند. این به معنای پرداخت ودیعه یا رهن به جای پرداخت ماهانه اجاره است. این روش بیشتر در شهرهای بزرگ و برای کاهش فشار اجاره ماهانه استفاده می‌شود. تقریباً ۶.۷ درصد از خانوارها به صورت رایگان مسکن خود را تصرف کرده‌اند. این حالت معمولاً به خانوارهایی اشاره دارد که به دلایلی مثل سکونت در خانه اقوام یا در خانه‌هایی که توسط کارفرما فراهم شده، بدون پرداخت هزینه سکونت دارند.

    تعداد بسیار کمی از خانوارها ۱.۱ درصد فقط مالک ساختمان هستند و مالک زمین نیستند. این شرایط بیشتر در آپارتمان‌های مشاع یا زمین‌هایی رخ می‌دهد که مالکیت زمین به صورت جداگانه از ساختمان است. حدود ۱ درصد خانوارها در دسته در برابر خدمت قرار می‌گیرند که به نوعی از سکونت اشاره دارد که فرد در ازای ارائه خدمات (مثلاً به کارفرما) از مسکن استفاده می‌کند. این آمار نشان می‌دهد که مالکیت مسکن در ایران همچنان اولویت بالایی دارد اما فشارهای اقتصادی باعث افزایش اجاره‌نشینی شده است.

     

    آیا خانه‌دار شدن در ایران شدنیه؟/ رویای دور یا کابوس واقعی؟

    اجاره‌نشینان بیشتر از دهک‌های پایین‌تر هستند

    اجاره‌نشینی یکی از موضوعات مهم اقتصادی و اجتماعی در ایران است که در سال‌های اخیر تحت تأثیر عواملی همچون افزایش قیمت مسکن، تورم و تغییرات اقتصادی قرار گرفته است. حدود ۱۴.۱ درصد از خانوار‌های دهک هزینه‌ای اول ، ۱۹.۷ درصد از خانوار‌های دهک هزینه‌ای دوم و ۲۰ درصد از خانوار‌های دهک هزینه‌ای سوم اجاره‌نشین هستند. این در حالی است که تنها ۱۱.۷ درصد از دهک هزینه‌ای دهم اجاره‌نشین هستند. در واقع در دهک‌های بالاتر میزان اجاره‌نشینی بسیار کاهشی بوده است.

     

    آیا خانه‌دار شدن در ایران شدنیه؟/ رویای دور یا کابوس واقعی؟

    تهرانی‌ها ۵ برابر ایلامی‌ها خرج مسکن می‌کنند!

    براساس داده‌های مرکز آمار، خانوار‌های شهری ساکن استان‌های تهران، فارس، البرز، زنجان و همدان بیشترین هزینه مسکن را در سال ۱۴۰۲ در بین استان‌های کشور داشته‌اند. تهرانی‌ها به طور متوسط هزینه‌ای معادل ۱۸۴ میلیون تومان برای هزینه مسکن خود پرداخت کرده‌اند و جایگاه اول بیشترین هزینه مسکن را به خود اختصاص دادند. پس از آن ساکنان استان‌های فارس، البرز، زنجان و همدان به ترتیب به طور میانگین حدود ۱۰۰ میلیون تومان، ۹۶ میلیون تومان، ۷۵ میلیون تومان و ۷۵ میلیون تومان برای مسکن در سال ۱۴۰۲ بیشترین هزینه را کرده‌اند.

    همچنین، خانوار‌های شهری ساکن استان‌های ایلام، سمنان، کهگيلويه وبويراحمد، کرمان و آذربایجان غربی به ترتیب با هزینه متوسط حدود ۳۶ میلیون تومان، ۳۶ میلیون تومان، ۳۸ میلیون تومان، ۳۹ میلیون تومان و ۳۹ میلیون تومان در سال گذشته، کمترین هزینه مسکن را داشته‌اند.

    در سال گذشته، خانوار‌های شهری ساکن استان تهران حدود ۵ برابر استان ایلام هزینه مسکن داشته‌اند. نمودار زیر هزینه متوسط مسکن خانوار‌های شهری در استان‌های کشور در سال ۱۴۰۲ را نشان می‌دهد.

     

    آیا خانه‌دار شدن در ایران شدنیه؟/ رویای دور یا کابوس واقعی؟

    کارفرما‌ها با ۱۹۴ میلیون تومان دارای بییشترین هزینه مسکن

    براساس داده‌های مرکز آمار، سرپرست خانوار‌هایی که کارفرما هستند حدود ۱۹۴ میلیون تومان در سال گذشته به طور متوسط صرف هزینه مسکن خود کردند. کارمندان دولتی نیز در سال گذشته به طور متوسط حدود ۹۷ میلیون تومان برای مسکن هزینه کردند. افرادی که به طور مستقل مشغول به فعالیت هستند دارای هزینه متوسط مسکن به میزان ۸۰ میلیون تومان بوده‌اند. کارمندان بخش خصوصی نیز دارای هزینه متوسط مسکن معادل ۶۸ میلیون تومان بوده‌اند. کارمندان حوزه‌های تعاونی نیز به میزان ۳۷ میلیون تومان صرف هزینه مسکن خود کرده‌اند.

     

    آیا خانه‌دار شدن در ایران شدنیه؟/ رویای دور یا کابوس واقعی؟

     

    اختلاف ۱۰ برابری اجاره‌بهای دهک‌های بالا و پایین

    براساس داده‌های مرکز آمار، در سال ۱۴۰۲ به طور میانگین خانوار‌های شهری به طور کلی حدود ۸۵ میلیون تومان در سال گذشته صرف هزینه‌ اجاره‌بهای مسکن خود کرده‌اند. از سوی دیگر، خانوار‌های شهری در دهک اول به طور متوسط حدود ۲۵ میلیون تومان برای هزینه اجاره‌بهای مسکن خود در سال ۱۴۰۲ صرف کرده‌اند. پس از آن، دهک‌های هزینه‌ای دوم حدود ۳۶ میلیون تومان را صرف هزینه‌ اجاره‌بهای مسکن خود کرده‌اند. دهک‌های هزینه‌ای سوم، به طور متوسط حدود ۴۳ میلیون تومان برای اجاره‌بهای مسکن هزینه کرده‌اند.

    دهک‌های هزینه‌ای چهارم، پنجم، ششم، هفتم، هشتم، نهم و دهم به ترتیب هزینه متوسطی معادل ۵۰ میلیون تومان، ۶۰ میلیون تومان، ۶۸ میلیون تومان، ۷۶ میلیون تومان، ۹۳ میلیون تومان ، ۱۳۵ میلیون تومان و ۲۶۰ میلیون تومان را برای هزینه‌های اجاره‌بهای مسکن در سال گذشته پرداخت کرده‌اند.

    بنابراین می‌توان گفت، دهک‌های هزینه‌ای دهم حدود ۱۰.۲ برابر دهک‌های هزینه‌ای اول برای اجاره‌بها هزینه کرده‌اند. نمودار زیر نشان‌دهنده میزان هزینه متوسط اجاره‌بها خانوار شهری در دهک‌های هزینه‌ای مختلف در سال ۱۴۰۲ می‌باشد.

     

    آیا خانه‌دار شدن در ایران شدنیه؟/ رویای دور یا کابوس واقعی؟

  • شناسایی زمین برای ساخت 3 شهرک در اطراف تهران

    شناسایی زمین برای ساخت 3 شهرک در اطراف تهران

    به گزارش اقتصادران، ارسلان مالکی معاون وزیر راه و شهرسازی و مدیرعامل سازمان ملی زمین و مسکن در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی به توضیح اقدامات انجام شده در زمینه تأمین زمین برای نهضت ملی مسکن به روش‌های مختلف پرداخت.

    مدیرعامل سازمان ملی زمین و مسکن توضیح داد: در طرح نهضت ملی مسکن چند روش برای تأمین زمین تعریف شده که یکی از آن‌ها شناسایی اراضی چسبیده به محدوده شهر و الحاق آن به محدوده شهرهای موجود برای ساخت واحدهای مسکونی است.

    معاون وزیر راه و شهرسازی ادامه‌داد: یکی از روش‌های جدید در طرح نهضت ملی مسکن، شهرک سازی است که بر اساس آن، خارج از حریم شهر، مکانی برای ایجاد یک شهرک مستقل به‌منظور ساخت و ساز با شرایط خاص و تراکم کم شناسایی می‌شود تا اگر کسی بخواهد با فاصله منطقی از شهر، سکونتگاه ویلایی داشته‌باشد، این امکان فراهم شود.

    وی افزود: طبق دستور وزیر راه و شهرسازی علاوه بر استفاده از سایر روش‌ها برای شناسایی ۵۰ نقطه به‌منظور ساخت و ساز به این شکل اقدام کردیم.

    به گفته مالکی در حال حاضر ۵۰ نقطه شناسایی شده و بیش از ۲۳ نقطه در شورای‌عالی شهرسازی و معماری تصویب شده‌است.

    آغاز ساخت و ساز در شهرک‌های دو استان یزد و قم

    مدیرعامل سازمان ملی زمین و مسکن یادآور شد: سایر نقاط نیز در مراحل مختلف قرار دارد و یزد و قم دو استانی هستند که ساخت و ساز در قالب شهرک در آن‌ها آغاز شده‌است.

    شهرک سازی در پاکدشت، پرند و ملارد

    وی افزود: در تهران نیز مطالعات و شناسایی نقاط مناسب برای شهرک سازی آغاز شده و تاکنون در خوارزمی پاکدشت، اعتمادیه پرند، ملارد و… شناسایی اراضی انجام شده‌است.

    مکان یابی ۲۷ نقطه ساحلی برای سکونت،‌ سرمایه‌گذاری و اشتغال

    مالکی درباره موضوع سکونتگاه‌های ساحلی با بیان اینکه متولی این امر شرکت عمران شهرهای جدید است، گفت: این سیاست در شورای عالی مسکن مصوب شد که ۲۷ نقطه ساحلی در سواحل جنوب شناسایی و مکان یابی شود که جنبه سکونت، سرمایه‌گذاری و اشتغال دارد.

    معاون وزیر راه و شهرسازی تأکید کرد: امکان سنجی این ۲۷ نقطه در شورای‌عالی مصوب و به استان ابلاغ شد تا مراحل بعدی را طی کند.

    اختصاص زمین برای ساخت بیش از ۱۱۰ هزار واحد مسکونی در صنعت شهرها

    وی در ادامه به موضوع صنعت شهرها اشاره کرد و توضیح داد: تاکنون زمین به استعداد ساخت بیش از ۱۱۰ هزار واحد به صنعت شهرها اختصاص داده شده و در بخشی از آن‌ها در شهرهایی مثل ماهشهر (استان خوزستان) و خواف (جنوب شرقی استان خراسان رضوی، کلنگ‌زنی و آماده سازی شروع شده‌است.

    به گفته مالکی شهرهایی مثل خواف با وجود صنایع بزرگ و فعال، ظرفیت شهرک سازی برای کارکنان صنایع را دارند.

    ایجاد صنعت شهر در اشتهارد تهران

    مدیرعامل سازمان ملی زمین و مسکن گفت: در تهران هم تلاش می‌کنیم در یکی از شهرهای اطراف مثل اشتهارد تأمین اراضی مناسب در قالب صنعت شهرها انجام شود.

    وی صنعت شهر را مهمترین رویکرد دولت سیزدهم برای استفاده از مشارکت واحدهای تولیدی و صنعتی در فرآیند تامین زمین کارکنان و کارگران آنها دامست و گفت: در این راستا دولت تسهیلات و تخفیف‌ها و مجوزهای لازم را تامین و ابلاغ می‌کند و واحدهای تولیدی در تامین زمین و احداث واحدهای مسکونی پرسنل خود مشارکت خواهند داشت.