برچسب: حوادث کارگری

  • غرامت ناچیز مرگ کارگران در معادن ایران / خانواده‌های داغدار ماه‌ها معطل بروکراسی سازمان تأمین اجتماعی می‌شوند!

    غرامت ناچیز مرگ کارگران در معادن ایران / خانواده‌های داغدار ماه‌ها معطل بروکراسی سازمان تأمین اجتماعی می‌شوند!

    به گزارش اقتصادران، بر اساس اخباری که به دست خبرگزاری ایلنا رسیده، از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون، متأسفانه بیش از ۲۰ مورد حادثه کاری مرگبار در معادن کشور به ثبت رسیده که منجر به جان‌باختن دست‌کم ۲۴ نفر از کارگران معدن شده است. این آمار تکان‌دهنده، تنها بخشی از واقعیت موجود است؛ چراکه این تعداد صرفاً ناظر بر حوادثی است که در رسانه‌ها و مشخصاً خبرگزاری ایلنا بازتاب یافته و به‌احتمال قوی، شمار قابل توجهی از مرگ‌ومیرها و حوادث کار معادن، در سکوت خبری باقی مانده‌اند.

    این داده‌ها، که هم‌راستا با روند سال‌های گذشته از شیب صعودی حوادث کار در بخش معدن حکایت دارد، یک پرسش بنیادین و مغفول را پیش می‌کشد: در بازه‌ای که حوادث کار یکی پس از دیگری جان کارگران را می‌گیرد، چه سرنوشتی در انتظار خانواده‌های داغدار آنان است و حقوق پایمال‌شده این بازماندگان چه زمانی و از چه مسیری جبران می‌شود؟

    غرامت کم و بروکراسی پیچیده

    یافته‌های میدانی ایلنا از گفت‌وگو با خانواده‌های قربانیان نشان می‌دهد که در بسیاری از موارد، اگر پیمانکار الزامات قانونی را «در حد حداقلی» رعایت کرده باشد، در نخستین گام، تنها مبلغی ناچیز به‌عنوان غرامت اولیه پرداخت می‌شود؛ رقمی که نه تناسبی با عمق فاجعه دارد و نه پاسخگوی هزینه‌های فوری زندگی خانواده‌ای است که نان‌آور خود را از دست داده است. پس از آن، این خانواده‌ها ناچارند برای پیگیری مستمری بازماندگان—که غالباً بر مبنای حداقل دستمزد مصوب محاسبه می‌شود—ماه‌ها و گاه سال‌ها در پیچ‌وخم بوروکراسی سازمان تأمین اجتماعی سرگردان بمانند.

    اما بخش فاجعه‌بارتر ماجرا آنجاست که در اغلب این پرونده‌ها، کارفرما و پیمانکار خاطی با مجازاتی بازدارنده مواجه نمی‌شوند. در چرخه‌ای سؤال‌برانگیز، معادنی که به‌دلیل وقوع حادثه تعطیل می‌شوند، پس از مدت کوتاهی دوباره فعالیت خود را از سر می‌گیرند؛ بی‌آنکه گزارش شفافی از رفع نواقص ایمنی یا پاسخگویی حقوقی منتشر شود. نمونه بارز این وضعیت، معدن «مهماندویه کرمان» است که پس از جان‌باختن ۷ کارگر، مجدداً به چرخه استخراج بازگشت؛ گویی جان کارگران، هیچ ارزش الزام‌آوری برای اجرای پایدار قوانین ایمنی ندارد.

    ابعاد این بحران تنها به حوادث منجر به فوت محدود نمی‌شود. در بخش مصدومان، آمار آسیب‌دیدگان به‌مراتب بالاتر است و در مواردی، صدمات واردشده ماهیتی دائمی و جبران‌ناپذیر دارد؛ به‌گونه‌ای که کارگر ناچار است باقی عمر خود را با ناتوانی‌های جسمی یا روانی سپری کند. از جمله کارگری که تقریباً یک سال و دو ماه قبل، در حادثه معدن طبس دچار شوک عصبی شدید شد و تا پایان عمر با ترس و تبعات روانی آن زندگی خواهد کرد.

    در عمل، هزاران معدن‌کار با آسیب‌های جدی جسمی و روانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در حالی که کارفرما و پیمانکار، با پرداخت غرامتی موقت، پرونده حادثه را مختومه اعلام کرده و بار دیگر به مسیر تولید و سودآوری بازمی‌گردند.

    لزوم برخورد قانونی با کارفرمایان پس از حادثه در معدن

    احسان سهرابی، فعال کارگری و عضو سابق شورای عالی حفاظت فنی، درباره اینکه پس از وقوع حادثه برای یک کارگر معدن، چه برخوردی باید با کارفرما یا پیمانکار خاطی صورت گیرد، توضیح می‌دهد: «ما باید نگاه کالایی و صرفاً غرامتی به حوادث کار را کنار بگذاریم. این تصور که اگر فردی در اثر حادثه‌ای در معدن فوت کرد، صرفاً باید دیه یا خون‌بها به خانواده‌اش پرداخت شود، کاملاً غلط است. شرکت‌های بیمه‌گر این نگاه را باب کرده‌اند و این باعث می‌شود مسئولیت واقعی کارفرما و پیمانکار نادیده گرفته شود.»

    او به ماده ۶۱۶ قانون مجازات اسلامی اشاره می‌کند و می‌گوید: «این ماده صراحتاً امکان برخورد قهری با کارفرمایان را پیش‌بینی کرده است. مدعی‌العموم می‌تواند نسبت به این نوع حوادث اقدام کند. اخیراً دادستان سمنان با همکاری چند استاد و کارشناسان حوزه کار، در معدن‌هایی که حادثه رخ داده بود، اقدام به بازداشت کارفرما کرده و برخورد قضایی قهری انجام داده‌اند. این اقدامات، پیشگیرانه و بازدارنده است و باید الگوی اصلی سیستم نظارتی ما باشد.»

    سهرابی درباره نقش بیمه‌ها و فرآیندهای قانونی توضیح می‌دهد: «شرکت‌های بیمه مسئولیت مدنی و بیمه حوادث، برای بنگاه‌های اقتصادی، اعم از معادن یا پروژه‌های ساختمانی، فراهم است. اگر حادثه‌ای رخ دهد، دیه و غرامت از طریق بیمه پرداخت می‌شود و دادگاه رسیدگی می‌کند. اما این رسیدگی جنبه خصوصی دارد و کارگر تنها می‌تواند حقوق خود را دریافت کند. آنچه باید تقویت شود، جنبه عمومی جرم است تا برخورد قضایی بازدارنده باشد و فرهنگ پیشگیری شکل بگیرد.»

    او به اهمیت اطلاع‌رسانی و آموزش کارگران اشاره می‌کند و می‌گوید: «یکی از بزرگترین مشکلات، جهل کارگران به حقوق خود است. بیش از ۱۱ هزار تشکل فعال کارگری در کشور داریم که وظیفه دارند دانش کارگران را ارتقا دهند، آن‌ها را از حقوق قانونی و مراحل پیگیری مستمری و دیه آگاه کنند. اگر کارگران این اطلاعات را نداشته باشند، کارفرما می‌تواند از عدم آگاهی آنان سوءاستفاده کند و حتی مستمری یا حق قانونی آن‌ها را کاهش دهد.»

    در خصوص مصدومان حوادث کار، سهرابی توضیح می‌دهد: «وقتی فردی دچار نقص عضو می‌شود، مانند قطع دست یا پا، مشکل اصلی این است که پس از پایان قرارداد، کارفرما مسئولیت خود را کنار می‌گذارد و کارگر با درآمد ناچیز یا بدون شغل باقی می‌ماند. طبق قانون مجازات اسلامی، کارفرما باید مجازات تعزیری ببیند و توجه به این موضوع باعث می‌شود نگاه صرفاً مالی به جان انسان‌ها کاهش یابد. اما در عمل، نگاه غرامتی غالب است و حقوق معنوی و جبران آسیب‌های روحی خانواده‌ها نادیده گرفته می‌شود.»

    او به مثال‌های عملی اشاره می‌کند: «اگر کارگری در معدن آسیب ببیند، مستمری سازمان تامین اجتماعی معمولاً ناکافی است و خانواده‌ی او با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و روانی مواجه می‌شود. برای مثال، فرزندان خردسال ممکن است دچار آسیب‌های اجتماعی شوند و خانواده از لحاظ معیشتی تحت فشار قرار بگیرد. نگاه ما باید این باشد که کارگر آسیب‌دیده تا زمانی که بنگاه اقتصادی فعال است، همچنان در کارگاه اشتغال داشته باشد و حقوق کامل خود را دریافت کند.»

    سهرابی درباره اهمیت فرهنگ‌سازی می‌گوید: «اجرای صحیح قوانین موجود، از جمله قانون تامین اجتماعی و قانون مجازات اسلامی، کافی است اما این امر نیازمند نظارت دقیق و فرهنگ‌سازی است. آموزش، اطلاع‌رسانی و پیگیری مستمر، وظیفه تشکل‌ها و سازمان‌های کارگری است تا حوادث کاهش یابد و حقوق کارگران تضمین شود.»

    در پایان، او تأکید می‌کند: «شفافیت و بررسی مستمر حوادث کار و اجرای دقیق قوانین، تنها راه جلوگیری از وقوع حوادث و تضییع حقوق کارگران است. نگاه پیشگیرانه و احترام به جان انسان‌ها باید سرلوحه عملکرد بنگاه‌ها و مسئولان باشد تا فرهنگ غرامتی جای خود را به مسئولیت‌پذیری و ایمنی بدهد.»

  • پاییز مرگبار معادن / کارگران معدن قربانی جیب‌ خالی و حوادث کاری

    پاییز مرگبار معادن / کارگران معدن قربانی جیب‌ خالی و حوادث کاری

    به گزارش اقتصادران، پاییز امسال مانند هر  سال، معادن کشور  صحنه تکرار رویدادهای ناگواراند؛ رویدادهایی که هرکدام در ظاهر جدا از هم رخ می‌دهند، اما در عمل زنجیره‌ای واحد از خطر را شکل می‌دهند؛ زنجیره‌ای که کارگران معدن، به‌عنوان نخستین و آخرین حلقه‌اش، هر روز با آن روبه‌رو می‌شوند.

    در طبس، مرگ یک نگهبان شیفت شب در مسیر بازگشت از معدن خبرساز شد. این رخداد شاید در آمار رسمی «حوادث کار معدن» ثبت نشود، اما ریشه در همان نظم کاری فرساینده‌ای دارد که ساعت کار، مسیر رفت‌وآمد و خستگی مفرط را بخش جدانشدنی کار معدن کرده است. کمی بعد، در معدن زغال‌سنگ چشمه پودنه، کارگری دیگر جان باخت؛ مرگی که مانند بسیاری از مرگ‌های معدنی، در چند خط اعلام شد، اما در دل خود روایت آشنای دیگری از ضعف ایمنی، سختی کار و فرسودگی تجهیزات دارد.

    در پرونده‌ای دیگر، مرگ یک کارگر چند ماه پیش از بازنشستگی نه‌تنها خانواده‌ای را داغدار کرد، بلکه آن‌ها را وارد مسیری فرسایشی برای دریافت مزایای «سختی کار» ساخت؛ مسیری که نشان می‌دهد فشار معدن تنها در تونل‌ها پایان نمی‌یابد و حتی پس از مرگ نیز خانواده کارگر باید برای به‌رسمیت‌شناختن سختی کار او تلاش کند.

    یزد نیز از این رویدادها بی‌نصیب نبود؛ ریزش معدن روستای دربید دو کارگر را مصدوم کرد و بار دیگر ضعف سازه‌ها و نبود استانداردهای پایدار ایمنی را آشکار ساخت. هم‌زمان، در زرند، مرگ یک راننده صنعتی به پلمب موقت معدن انجامید؛ نشانه‌ای که می‌گوید «خطر» تنها در اعماق زمین نیست و هر نقطه‌ای از چرخه تولید زغال‌سنگ می‌تواند بستر وقوع حادثه باشد. کمی بعد، در معدن پابدانا جنوبی، کارگر جوانی جان خود را از دست داد؛ رخدادی دیگر در رشته مرگ‌هایی که هرچند نام‌ها متفاوت‌اند، اما علت‌ها اغلب مشترک‌اند.

    آخرین حلقه این سلسله، در هفته گذشته، ریزش تونل معدن کرومیت اسفندقه بود. پس از آن، مسئولان اداره کار کرمان بیشتر از آنکه درباره علت صحبت کنند، توضیح دادند که «بعید است بازرسی صندوق فولاد دستور تعطیلی داده باشد». همین فاصله میان رخداد، پاسخ‌گویی و اقدام اجرایی، بخشی از مسئله است: نظام ایمنی معادن هنوز به‌جای پیشگیری پایدار، به واکنش موردی و پساحادثه‌ای تکیه دارد.

    ابراهیم رحیمیان، (دبیر اجرایی خانه کارگر طبس)  درباره وضعیت معادن و حوادث متعدد آن گفت: «کارگاه‌های معادن زغال سنگ، همواره پرحادثه و خطرناک هستند و هر لحظه امکان رخداد حادثه وجود دارد. حتی اگر کارگر تمام نکات ایمنی را رعایت کند، تجهیزات فرسوده و شرایط سخت، خطر را افزایش می‌دهد.»

    وی افزود: «در معادن زغال‌سنگ ممکن است فشار روغن در تجهیزات مکانیزه آنقدر بالا باشد که یک لحظه غفلت کوچک، باعث آسیب جدی یا حتی فوت شود. این‌ها مسائلی هستند که کارگر نمی‌تواند به تنهایی کنترل کند.»

    مشکلات معیشتی و تأثیر آن بر ایمنی

    رحیمیان درباره مشکلات معیشتی کارگران و تأثیر آن بر ایمنی توضیح داد: «بسیاری از کارگران نگران تأمین نیازهای روزمره خانواده هستند. وقتی فرد  برای خریدهای ساده خانواده پول ندارد، حتی رعایت ایمنی را هم نمی‌تواند کامل انجام دهد. این دغدغه‌ها باعث ایجاد شبه‌حادثه و حادثه می‌شود.»

    او افزود: «خیلی از کارگران مجبورند شغل دوم یا سوم داشته باشند و خستگی ناشی از آن، احتمال وقوع حوادث را افزایش می‌دهد.»

    رحیمیان در ادامه به تأثیر تورم و فشارهای روانی اشاره کرد و گفت: «افزایش قیمت کالاهای اساسی مانند شیر، مرغ، تخم‌مرغ و پنیر باعث شده فشار روحی و روانی بر کارگران افزایش یابد. وقتی نیازهای اولیه کارگر تأمین نشود، حوادث روزمره در محیط کار به راحتی رخ می‌دهند.»

    انتقاد از بازرسی‌ها و وزارت کار

    رحیمیان با انتقاداز بازرسی‌ها و وزارت کار گفت: « بازرسی‌های وزارت کار تقریباً صفر درصد در محیط معدن مؤثر است. بازرس‌ها بیشتر تشریفات اداری انجام می‌دهند و به نواقص واقعی توجهی ندارند. تاریخ بازدیدها از قبل مشخص است و کارفرما فرصت دارد محیط را آماده کند. هیچ‌گاه شرایط واقعی به بازرس نشان داده نمی‌شود.»

    وی افزود: «بسیاری از حوادث ناشی از سهل‌انگاری کارفرما است. کارفرماها همیشه اولویت را تولید می‌گذارند و ایمنی نیروی کار برایشان اهمیتی ندارد. حتی اگر کارگر تمام نکات ایمنی را رعایت کند، مسئولیت اصلی با کارفرما و دولت است.»

    حوادث جزئی و شبه‌حادثه‌ها

    او درباره حوادث جزئی و شبه‌حادثه‌ها در معادن زغال‌سنگ طبس توضیح داد: «گاهی تجهیزات بدون محافظ جابجا می‌شوند و کارگران دچار آسیب‌های شدید می‌شوند. حتی آموزش‌های کارگران هم همیشه کافی نیست، زیرا مشکل اصلی بی‌توجهی کارفرما به ایمنی است.»

    وی افزود: «در بسیاری از موارد، آموزش‌ها جلوی حوادث را گرفته اما مشکل اصلی، بی‌توجهی کارفرماست. ما شاهد حوادثی بودیم که می‌توانست با رعایت نکات ساده ایمنی پیشگیری شود، اما کوتاهی کارفرما جان کارگران را تهدید کرده است.»

    رحیمیان با تأکید بر مسئولیت کارفرما و دولت گفت: «کارگر معدن باید در صدر توجه کارفرما و دولت باشد. تا زمانی که نگرانی معیشتی کارگران حل نشود و نظارت‌ها کارآمد نباشد، ایمنی پایدار در معادن ایران محقق نخواهد شد.»

    نگاه تخصصی و قانونی

    ابوالفضل اشرف‌منصوری، عضو شورای عالی حفاظت فنی نیز درباره وضعیت ایمنی معادن کشور و حوادث کارگری به ایلنا گفت: معادن ایران عمدتاً از استحکام دائمی برخوردار نیستند و بخش‌های عملیاتی آن‌ها با پیشرفت استخراج، همواره در حال تغییر است. بسیاری از معادن به دلیل ماهیت متغیر، از حفاظ‌ها و استحکامات موقت استفاده می‌کنند و کارفرماها معمولاً به جای تمرکز بر ایمن‌سازی بلندمدت، بیشتر روی استخراج و تولید متمرکزند.

    منصوری با اشاره به تکرار حوادث گفت: «متأسفانه وقوع حوادث در معادن به یک رویه روتین تبدیل شده و برخی تصور می‌کنند داشتن چند حادثه کوچک در هفته امری قابل قبول است. چنین نگرشی غیرانسانی و اشتباه است و باید فرهنگ پیشگیری جایگزین آن شود.»

    راهکارهای قانونی و فناوری

    وی در ادامه به آیین‌نامه ایمنی معادن و ماده ۳۵ آن اشاره کرد و توضیح داد: «این ماده کارفرما را موظف می‌کند تا فرم‌های خوداظهاری ایمنی را به مراجع ذی‌صلاح ارسال کرده و شرایط پرخطر را اعلام کند تا اقدامات پیشگیرانه انجام شود.»

    او افزود: «استفاده از مانیتورینگ‌های هوشمند و سیستم‌های هوش مصنوعی می‌تواند پیش‌بینی حوادث احتمالی مانند ریزش، گازگرفتگی یا انفجار را ممکن کند و در حفظ سرمایه انسانی نقش حیاتی دارد.»

    اهمیت نهادهای تخصصی و نظارت مؤثر

    اشرف‌منصوری بر اهمیت بهره‌گیری از ظرفیت انجمن‌ها و نهادهای تخصصی ایمنی در کشور تأکید کرد و گفت: «با استفاده از نیروهای متخصص و شبکه‌های رصد و مانیتورینگ، می‌توان معادن را به صورت شبانه‌روزی تحت کنترل داشت و به مراجع حاکمیتی اطلاع داد تا اقدامات پیشگیرانه انجام شود.»

    او افزود: «ماده ۹۵ قانون کار مسئولیت ایمنی را بر عهده کارفرما می‌گذارد، اما مشکلات مالی، کمبود نیروی انسانی و فشارهای بازار باعث می‌شود که اولویت کارفرماها اغلب تولید باشد و ایمنی به حاشیه برود.»

    وی با بیان اینکه آمار دقیقی از معادن ایمن در کشور در دست نیست، افزود: «نبود اطلاعات شفاف مانع اتخاذ تصمیمات هدفمند و پیشگیرانه می‌شود و باعث می‌شود بسیاری از حوادث بدون اصلاحات اساسی ادامه یابد.»

    منصوری تصریح کرد: «اگر آمار صحیح موجود بود، می‌توانستیم بر اساس نقاط ضعف و شدت حوادث، اقدامات مؤثر پیشگیرانه انجام دهیم.»

    او یادآور شد: «کارگران در چنین شرایطی باید بتوانند از حق امتناع از انجام کار پرخطر مطابق ماده ۹۴ قانون کار استفاده کنند. برای پیشگیری مؤثر، همه بخش‌ها باید به هم متصل شوند: نهادهای نظارتی، کارفرماها، کارگران و ظرفیت‌های تخصصی انجمن‌ها و نهادهای ایمنی، تا نه تنها حوادث کاهش یابد، بلکه فرهنگ ایمنی به صورت پایدار در معادن نهادینه شود.»

    سخن پایانی: چرخه‌ای که باید شکسته شود

    مجموع این رخدادها تصویری واحد می‌سازد: کارگر معدن فقط در فضای تاریک تونل، زیر وزن سنگ و گاز و دستگاه، در معرض خطر نیست؛ خطر از لحظه خروج از خانه آغاز می‌شود و تا مسیر بازگشت، در روند قراردادهای کاری، فرایند بیمه و حتی تشخیص سختی کار ادامه پیدا می‌کند. مرگ‌ها و مصدومیت‌ها، اگرچه در ظاهر پراکنده‌اند، اما روایت مشترکی دارند و از نواقص مشترکی حکایت می کنند: فرسایش زیرساخت‌ها، کمبود نیروهای ایمنی، ضعف آموزش، رفتار مقطعی کارفرمایان و نبود نظارت مؤثر.

    این حوادث نشان می‌دهد که معدن‌کاری در ایران همچنان یکی از پرریسک‌ترین مشاغل است؛ شغلی که کارگرانش با ترکیبی از آسیب‌پذیری شغلی، تجهیزات فرسوده، شیفت‌های طولانی و بازرسی‌های ناکافی سروکار دارند. آنچه امروز از طبس تا زرند و از یزد تا اسفندقه دیده می‌شود، نه «تصادف‌های پراکنده»، بلکه تکرار الگویی است که اگر اصلاح نشود، نام‌ها و مکان‌ها تغییر می‌کنند، اما داستان ثابت می‌ماند.

    آمار پراکنده و ناقص، بازدیدهای تشریفاتی و تمرکز صرف بر تولید، نشان می‌دهد که نه تنها دولت و وزارت کار، بلکه کارفرماها نیز مسئولیت خود را جدی نمی‌گیرند. وقتی تجهیزات فرسوده و آموزش‌ها ناکافی‌اند، وقتی کارگر با دو یا سه شغل برای گذران زندگی درگیر است و وقتی نظارت‌ها نمایشی است، رویدادهای ناخواسته تنها نتیجه طبیعی و قابل پیش‌بینی این سیستم ناکارآمد است.

    راه‌حل روشن است: پیشگیری باید به شیوه ساختاری اجرا شود. کارفرماها باید پاسخگو شوند، اطلاعات شفاف منتشر شود و ظرفیت‌های تخصصی ایمنی در معادن کشور فعال و متصل به شبکه‌های نظارتی شوند. بدون این اقدامات، هر حادثه جدید نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه بخشی از روند تکرارشونده‌ای خواهد بود که هزینه آن، جان و معیشت کارگران است.

    این وضعیت دیگر قابل قبول نیست و زمان آن رسیده که مسئولان ادارات کار، به جای تمرکز بر حمایت از کارفرما، مسئولیت واقعی خود را اجرا کنند و به جای تنبیه‌های سطحی، با کارفرمایان خاطی برخورد جدی و مؤثر داشته باشند و این اقدامات را به طور شفاف اعلام کنند؛ تنها در این صورت است که شرایط ایمنی واقعاً بهبود می یابد.

    گزارش: محمدسعید حسام الدینی

  • باز هم مرگ کارگران در معدن؛ این بار معدن زغالسنگ چشمه پودنه

    باز هم مرگ کارگران در معدن؛ این بار معدن زغالسنگ چشمه پودنه

    به گزارش اقتصادران، صادق کاظمی رئیس حوزه قضایی شهرستان کوهبنان شامگاه شنبه اعلام کرد: عصر شنبه در پی وقوع حادثه در یکی از کارگاه‌های معدن زغالسنگ چشمه پودنه، متأسفانه یکی از کارگران این معدن جان خود را از دست داد.

    وی افزود: پس از دریافت گزارش حادثه، دستورات قضایی لازم برای حضور کارشناسان و بازرسان اداره کار در محل صادر شد تا علت دقیق وقوع سانحه مشخص و در صورت احراز هرگونه قصور یا تخلف، با متخلف یا متخلفان برخورد قانونی صورت گیرد.

    کاظمی، با اشاره به اهمیت رعایت ضوابط ایمنی در معادن شهرستان گفت: ایمنی محیط کار، اولویت نخست در فعالیت‌های معدنی است و هیچ‌گونه سهل‌انگاری در این زمینه پذیرفتنی نیست، دستگاه قضایی با جدیت پیگیر تعیین مسئولیت حادثه و صیانت از حقوق کارگران خواهد بود.

  • پیکر بی جان کارگران زیر آوار آمارهای ضدونقیض / چرا علت مرگ کارگران عمدا تغییر داده می شود؟

    پیکر بی جان کارگران زیر آوار آمارهای ضدونقیض / چرا علت مرگ کارگران عمدا تغییر داده می شود؟

    به گزارش اقتصادران، آخرین آمار منتشر شده از سوی سازمان پزشکی‌ قانونی نشان می‌دهد مرگ‌ومیر کارگران در حوادث کار به بیش از ۲ هزار نفر رسیده است. نبود ایمنی در کارگاه‌ها یکی از بزرگترین معضلاتی است که کارگران با آن مواجه‌اند. از آنجایی که بیشتر کارگاه‌ها و به خصوص کارگاه‌های ساختمانی زیر نظر پیمانکاران است و این افراد بیش از آنکه به امنیت کارگران اهمیت بدهند، حاشیه سود خود را در نظر می‌گیرند و هزینه‌ای برای ایمن‌سازی انجام نمی‌دهند.

    این آمار مربوط به حوادث کار در سال ۱۴۰۳ است. طبق معمول هم کارگران ساختمانی بیشترین سهم را از این آمار به خود اختصاص می‌دهند. اغلب کارگاه‌های ساختمانی فاقد لوازم ایمنی است و در این بین بیمه نبودن کارگران ساختمانی هم یکی دیگر از معضلاتی است که همچنان زیر سایه اما و اگرهای قانونی «کان لم یکن» باقی مانده و هیچ اراده‌ای برای اجرای آن وجود ندارد. در این آمار منتشر شده تعداد مجروحان حوادث کار نیز نزدیک به ۱۷ هزار نفر عنوان شده است.

    آمارهای ضد و نقیض و کارگرانی که جان می‌دهند

    این آمارها وقتی از سوی سازمان پزشکی‌ قانونی اعلام می‌شود شامل همه کارگرانی که براثر حوادث کار جان باخته و یا مجروح شده‌اند، نیست. حسن مهدوی، کارشناس ایمنی کار در این باره می‌گوید: به گفته وزارت بهداشت و درمان سالانه حدود ۱۰ هزار کارگر به دلیل حوادث شغلی جان خود را از دست می‌دهند. این آمار حداقل ۵ برابر آماری است که سازمان پزشکی‌ قانونی اعلام می‌کند.

    او می‌افزاید: تفاوت این آمارها بیشتر به دلیل این است که هنگام ثبت دلیل فوت اغلب به حوادث کار اشاره نمی‌شود و به همین دلیل آمارهایی که پزشکی‌قانونی می‌دهد با آماری که سازمان‌های دیگر از تعداد جان‌باختگان حوادث شغلی دارند بسیار متفاوت است.

    مهدوی ادامه می‌دهد: متاسفانه در بسیاری از موارد علت مرگ کارگران به صورت عمدی تغییر می‌کند و حوادث کار عمدتا برخورد جسم سخت یا دلایل دیگر عنوان می‌شود که همین امر در مشخص شدن آمارهای واقعی بسیار تاثیرگذار بوده و باعث می‌شود تا تناقض آماری فاحشی در این زمینه وجود داشته باشد.

    نبود نظارت به قیمت جان کارگران تمام می‌شود

    این کارشناس ایمنی کار در ادامه یکی از عمده دلایل بروز این حوادث را نبود نظارت کافی دانسته و اظهار می‌دارد: نهادهای نظارتی که باید بر ایمنی کارگاه‌ها نظارت مستقیم داشته باشند اغلب با کمبود نیرو مواجه‌اند و همین مساله باعث می‌شود تا نظارت دقیقی در این زمینه انجام نشود.

    او می‌افزاید: از سوی دیگر متاسفانه برخی پیمانکاران با ناظران تبانی کرده و مانع از اعلام مشکلات موجود در کارگاه می‌شوند که تمام این مسایل در نهایت به قیمت جان کارگران تمام خواهد شد. اگر نظارت دقیقی بر کارگاه‌ها وجود داشته باشد قطعا این میزان حوادث کار رخ نخواهد داد و حداقل کارگران امنیت جانی خواهند داشت.

    حوادث کار روزانه جان ۷۷ کارگر را تهدید می‌کنند

    حسن مهدوی می‌گوید: فعالان کارگری معتقدند که حوادث کار روزانه جان ۷۷ کارگر را تهدید می‌کند؛ با استناد به همین آمارها می‌توانیم بگوییم که آمار واقعی فجایع کارگری بسیار بیشتر از آن چیزی است که در آمارهای رسمی منتشر می‌شود.

    او می‌افزاید: بسیاری از کارگران از آنجایی که هیچ بیمه‌ای ندارند و نشانی از آنها در آمارهای کارگری وجود ندارد اگر دچار حادثه شوند بدون اینکه در خبری از آنها در جایی منتشر شود یا جان خود را از دست می‌دهند و یا توانایی کار کردن را برای همیشه از دست می‌دهند و هیچ حمایت قانونی هم از آنها نمی‌شود.

    این کارشناس ایمنی اظهار می‌دارد: با توجه به عدم اجازه تأسیس اتحادیه‌ها و تشکل‌های مستقل، پیگیری حقوق و ایمنی کارگران مختل شده و موجب شده تا روند مرگ و آسیب‌دیدگی‌ها «به‌گونه‌ای خاموش» ادامه یابد .

    نقشه جغرافیایی حوادث کار؛ تفاوت‌های معنادار میان استان‌ها

    بر اساس اعلام پزشکی‌قانونی همچنان برخی استان‌ها بیشترین سهم را در مصدومان حوادث کار به خود اختصاص داده‌اند. تهران، خراسان رضوی، اصفهان، فارس و خوزستان در صدر این فهرست قرار دارند؛ به‌طوری‌که هر یک از این استان‌ها در سال ۱۴۰۳ بیش از ۱۵۰۰ مصدوم را ثبت کرده‌اند.

    مجموع مصدومان حوادث کار در سراسر کشور طی سال گذشته ۲۶ هزار و ۵۴۸ نفر بوده است که در این میان هزار و ۵۱۸ زن و باقی مصدومان مرد بوده‌اند. هرچند این عدد نسبت به سال ۱۴۰۲ حدود سه درصد کاهش را نشان می‌دهد، اما همچنان تکان‌دهنده و قابل تامل است.

    استان‌های صدرنشین مرگ‌ومیر حوادث محیط‌های کاری

    اما تصویر زمانی تیره‌تر می‌شود که پای آمار مرگ‌ومیر به میان می‌آید. بر اساس گزارش رسمی پزشکی‌قانونی، بیشترین قربانیان حوادث محیط‌های کاری در سال ۱۴۰۳ در استان‌های تهران، اصفهان، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی و مازندران ثبت شده است. در مجموع، یک‌هزار و ۹۸۶ نفر بر اثر حوادث محیط‌های کاری جان خود را از دست داده‌اند؛ در میان این تعداد ۱۵ زن و باقی جانباختگان مرد بوده‌اند. آماری که اگرچه نسبت به سال پیش از آن ۶ درصد کاهش داشته، اما همچنان بیانگر فاجعه‌ای خاموش در محیط‌های کاری کشور است.

  • آقای وزیر! تا کی باید شاهد مرگ کارگران معدن باشیم؟ / پیام تسلیت به دردِ کارگران نمی‌خورد

    آقای وزیر! تا کی باید شاهد مرگ کارگران معدن باشیم؟ / پیام تسلیت به دردِ کارگران نمی‌خورد

    به گزارش اقتصادران، سعید فتاحی، مشاور کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران، در رابطه با ایمنی پایین کار در معادن و حادثه‌ی معدن مهماندویه دامغان به ایلنا گفت: در اولین روزهای کاریِ سال ۱۴۰۴ در معادن ایران ۹ کارگر جان خود را از دست دادند؛ ۷ کارگر در معدن مهماندویه دامغان، یک کارگر در مهاباد و یک کارگر در بجستان. متأسفانه سال گذشته نیز بزرگترین حادثه‌ی معدن در طبس اتفاق افتاد که ۵۳ کارگر فوت کردند و برخی از کارگران نیز هنوز سلامتیِ خود را به دست نیاورده‌اند. همان زمان اعلام شد که معادنِ ناایمن بسته می‌شوند و حقوق کارگران معدن افزایش پیدا می‌کند، در مورد بازرسی‌ها قول‌هایی داده شد اما بعد گذشت چند ماه همچنان شاهد این خبرها هستیم به طوریکه در اولین روزهای سال،۹ کارگر در معدن جان خود را از دست دادند.

    وی ادامه داد: آقایان وزیر صمت و وزیر کار تا کی باید در این معادن شاهد فوت کارگران زحمت‌کش باشیم؟ مگر هزینه دستگاه گازسنج چقدر بود که این حوادث باید در سال چندین بار تکرار شود؟! چرا مشکل معدن مهماندویه دامغان و علت مرگ ۷ کارگرِ این معدن نیز باید نشست گاز باشد؟ تا کی باید شاهد مرگ این کارگران باشیم؟ خانواده‌هایی که سرپرستان خود را در این حوادث از دست می‌دهند، چه آینده‌ای در پیش دارند و چگونه حمایت می‌شوند؟ بازرسان کار کجا هستند؟ به ما گزارش بدهید که چه بازرسی‌هایی و در چه فواصلی از این معدن صورت گرفته است؟ آیا اصلا بازرسی‌ای از این معادن صورت گرفته است؟

    فتاحی گفت: نکند انتظار دارید کارگران خود با حقوق اندکشان هزینه‌ی گازسنجی و تجهیزاتِ ایمنی را بدهند؟ وقتی بحث استخراج و سود کارفرمایان می‌شود، کارگران باید در هر حالتی به معادن بروند بدون آنکه موارد ایمنی رعایت شده باشد. پارسال معدن طبس و امسال معادن مهاباد و مهماندویه دامغان! حالا وقتی صحبت از حق و حقوق و سختی کار این کارگران می‌شود گوش شنوایی نیست تا لااقل حق این کارگران پایمال نشود.

    مشاور کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران گفت: متأسفانه باید بگوییم همین کارگران معدن که سخت و زیان‌آورترین کار را دارند هم حتی گاهی برای استفاده از سنوات ارفاقی قانونی و بازنشستگیِ پیش از موعد دچار مشکل می‌شوند و باید راه زیادی برای بازنشستگی طی کنند. حالا تصور کنید کارگران بیست سال در سخت‌ترین و زیان‌آورترین شرایط کار کرده‌اند، انواع و اقسام بیماری‌ها را گرفته‌اند و بعد از بیست سال باز هم باید چند سالی بمانند تا کارهای بازنشستگی خود را انجام دهند.

    این فعال کارگری بیان کرد: از وزارت کار انتظار می‌رود تا نسبت به قوانین سفت و سخت برای ایمنی معادن و الزام به استفاده از تجهیزات ایمنی سختگیری بیشتری داشته باشند. انتظار داریم به طور جد نظارت بر بخش معادن افزایش پیدا کند. از ریاست قوه قضاییه تقاضا داریم نسبت به این همه بی‌احتیاطی مدیران و صاحبان معادن دولتی و خصوصی عکس‌العمل نشان داده و با وضع قوانین سخت نسبت به مجازات عوامل این گونه حوادث اقدام کنند.

    فتاحی در پایان گفت: پیام تسلیت به دردِ کارگران نمی‌خورد، از وقوع حوادث پیشگیری کنید. وعده و وعید نمی‌خواهیم، قانون را اجرا کنید. اجازه ندهید کارفرماها در رعایتِ ایمنیِ کار کوتاهی کنند و از تجهیزات ایمنی بزنند. بر معادن و کارگرانش نظارت کنید تا اینگونه شاهدِ مرگِ دسته‌جمعیِ کارگران نباشیم.

  • پاییز بی مهر برای کارگران معدن / ضعف تجهیزات معدنی تا کی قربانی می گیرد؟

    پاییز بی مهر برای کارگران معدن / ضعف تجهیزات معدنی تا کی قربانی می گیرد؟

    به گزارش اقتصادران، باز هم حادثه در معدن، بازهم گرفته شدن جان یک کارگر؛ این روایت این روزهای کارگران معدن است، کارگرهایی که برای استخراج تا عمق زمین می‌روند اما انگار بدون پشتوانه و ایمنی. حالا حادثه پشت حادثه می‌بارد، هنوز فاجعه مرگ کارگرها در طبس فراموش نشده یک کارگر دیگر در معدن جان باخت، قبل‌تر یک فعال کارگری به خبرآنلاین گفته بود که برای انتقال کارگران معدن از واگن‌های حمل زغال استفاده می‌کنند، واگن‌هایی که این‌بار جان یک کارگر را گرفتند.

    بی‌مهری ماه مهر برای کارگرران معدن

    اول مهر بود که انفجار در معدن معدنجو در طبس سبب‌ساز مرگ کارگران شد، مرگی که همزمان با روز اول بازگشایی مدارس همه را شکه کرد، همان روزها خیلی‌ها از ایمن نبودن معادن برای کار گفتند، حرفی که برای اثبات آن زمان زیادی لازم نبود، حجت الاسلام نسائی زهان بازپرس پرونده‌ی حادثه معدن جوی طبس اعلام کرد، کارشناسان  قصور در زمینه نبود ایمنی در معدن را متوجه مسئولان معدن دانستند اما درصد آن باید بررسی شود.

    مرگ کارگران معدن معدنجو سبب شد یک‌بار دیگر ایمنیِ کار در معادن ایران مورد توجه کارشناسان قرار بگیرد، بهرام حسنی‌نژاد دبیر سابق انجمن صنفی کارگران معدن چادرملو گفت: «متاسفانه در ایران تجهیزاتی که انتشار گاز متان را شناسایی کنند و بعد از شناسایی گاز را تخلیه کنند یا موجود نیست یا اگر هم هست کار نمی‌کند.»

    تجهیزات ناقص یا نبود آن متوجه معادن زیادی می‌شود، براساس گزارش‌ها بعد از حادثه برای معدن معدنجو در طبس، کارگران معدن طزره در کرمان به‌خاطر ایمن نبودن معدن تجمع و تحصن کردند، معدنی که همین یک سال قبل در پی انفجار سبب مرگ شش کارگر شده بود، به‌گزارش میزان ۱۲ شهریور ماه سال گذشته در حادثه انفجار تجمع گاز در یکی از تونل‌های فرعی معدن طزره دامغان، ۶ نفر از کارگران این معدن فوت کردند. مرگی که سبب‌ساز صدور حکم برای کارفرمای معدن شد، آن‌طورکه میزان گزارش داده کارفرما به اتهام قتل غیرعمدی ناشی از حوادث کار ۶ کارگر معدن، ناشی از بی احتیاطی و بی مبالاتی در حین کار در معدن طزره، محکوم به ۳ سال حبس تعزیری شد.

    حالا خبر رسیده روز گذشته ۱۶ مهر در این معدن یک کارگر دیگر جان خود را از دست داده است، براساس گزارش‌ها این کارگر موقع تعویض شیفت دچار حادثه شده است، آن‌طورکه خبرگزاری مهر نوشته طبق اعلام مسئولان شرکت البرز شرقی این کارگر با واگن‌های حمل زغال برخورد کرده است. این درحالی‌ست که همین چند روز گذشته اعلام شد یک دستگاه آمبولانس در پایگاه امداد و نجات طزره شهرستان دامغان مستقر شده است، همین مسئله سبب‌ساز انتقاد هم شده است، برخی می‌گویند یا از ابتدا اورژانسی وجود نداشته یا امدادرسانی مناسبی وجود نداشته که سبب مرگ این کارگر شده است.

    با این وجود کمی اظهارات ضد و نقیض درباره انتقال کارگر به بیمارستان وجود دارد، مظفر شعبانی مدیر روابط عمومی شرکت البرز شرقی در توضیحاتی ارائه کرده، گفته است  بعد از وقوع حادثه کارگر حادثه دیده با آمبولانس به بیمارستان ولایت دامغان انتقال پیدا کرد. این درحالی است که  رئیس اداره صنعت، معدن و تجارت دامغان از بیمارستان دیگری نام می‌برد، حمید صالحی گفته که کارگر حادثه دیده بعد از سانحه به بهداری البرزشرقی منتقل و عملیات احیای معدنکار در همان‌جا انجام شده، سپس مصدوم با آمبولانس به بیمارستان معتمدی دامغان منتقل شده است. اینکه کارگر ۵۳ ساله فوت شده به کدام بیمارستان منتقل شده جای سوال دارد؟!

    انتقال کارگر معدن با واگن حمل زغال

    همان‌طورکه معلوم است موضوع ایمنی در معادن تقریباً به فراموشی سپرده شده است، بهرام حسنی‌نژاد دبیر سابق انجمن صنفی کارگران معدن چادرملو قبل‌تر به خبرآنلاین گفته بود: «معادن زغال سنگ ایران جزو عقب افتاده‌ترین معادن کشور از نظر تجهیزات، تکنولوژی استخراج معدن و  البته تربیت نیروی انسانی است، این‌که مردم در حادثه معدن طبس دیدند پیکر معدن‌کارها با واگن منتقل شدند باید بدانند تردد کارگرها درون معدن هم با همین واگن‌ها است. تکنولوژی ما برای بهره‌برادری از معدن اصلا قابل مقایسه با جهان نیست، در انگلستان و آمریکا هم زغال سنگ از معدن برداشت می‌کنند اما نحوه برداشت و تکنولوژی استخراج زغال در معادن ایران جزو عقب افتاده‌ترین‌ها است، خیلی مواقع با دست بیل و کلنگ انجام می‌شود و ابزارهایی که کار کردن در معدن را با حفظ ایمنی تسهیل می‌کند بسیار کم در معادن استفاده می‌شوند.»

    به گفته او: «از زمانی‌که خصوصی‌سازی در معادن بیشتر شد، به‌طور فزاینده امکانات معدن کمتر شد برای همین امنیت جانی و تجهیزات کارگران کاهش یافت، درواقع ایمنی برای کارگران معدن در حد صفر است. کارگران معدن جزو مظلوم‌ترین و در خطرترین کارگران ایران هستند، یعنی در هر لحظه ممکن است فدا شوند، تمام کارگرهای معدن حداقل حقوق را دریافت می‌کنند.»

  • مرگ کارگران معدن را عادي نكنيم / آقای میدری! انفجار معدن طبس فقط یک حادثه نبود

    مرگ کارگران معدن را عادي نكنيم / آقای میدری! انفجار معدن طبس فقط یک حادثه نبود

    به گزارش اقتصادران، گازي كه در كانسارهاي زغال‌سنگ همراه با ساير هيدروكربورها وجود دارد، عمدتاً از متان تشكيل شده است.اين‎ گاز چنانچه به ‎نسبت معيني با هوا مخلوط ‎شود، قابليت ‎انفجار ‎پيدا مي‌كند.معادني كه در آنها آزاد شدن گاز زغال از لايه‌ها به داخل حفاري‌هاي معدني انجام مي‌شود، معادن گازدار ناميده مي‌شوند.در اين معادن، ذرات ريز زغال‌سنگ قابليت انفجار دارند و بر اثر استخراج به صورت گردوغبار در فضاي معدن پراكنده مي‌شوند.يكي از نكات مهمي كه در اين معادن بايد رعايت شود، انجام فرايند گاززدايي است.اين فرايند همان بيرون كشيدن گاز زغال موجود در لايه‌هاي زغال‌سنگ و لايه‌هاي اطراف با حفر گمانه‌هاي ويژه و انتقال گاز به بيرون از معدن براي كمك به تهويه موثر معدن است.همچنين كليه معادن و كارگاه‌هاي آن، اعم از معادن سطحي و زيرزميني، بايد قبل از شروع هر نوبت كاري از سوي مسوول ايمني يا نمايندگان او بر اساس فرم‌هاي چك‌ليست ايمني بازرسي شوند.حال نكته اساسي اينجاست كه آيا فرايند گاززدايي يا اصلاً گازسنجي به منظور جلوگيري از فاجعه انجام شده است؟

    انجام نشدن به‌موقع فرايند گازسنجي

    ماده ۳۸۷ نيز تصريح مي‌كند كه دستگاه‌هاي استخراج مكانيزه زغال سنگ بايد مجهز به حس‌گرهاي تشخيص گاز زغال به‌طور پيوسته باشند و در صورت افزايش گاز زغال، بيش از ۲۵/۱ درصد آن را به‌طور خودكار خاموش كنند.

    بر اساس ماده ۳۹۲، مسوولان اندازه‌گيري گاز موظف‌اند قبل از شروع هر نوبت كاري در محل كار حاضر شوند، كارگاه‌ها و محل‌هاي مشكوك را بازديد و درصد گاز زغال را به وسيله دستگاه گازسنج اندازه‌گيري كنند.اينها صرفاً بخشي از موارد ذكرشده در آيين‌نامه ايمني معادن بوده كه مربوط به عمليات گازسنجي است.حال اگر تنها برخي از اين موارد انجام مي‌شد و عمليات گازسنجي به‌موقع صورت مي‌گرفت، مسوولان مي‌توانستند جلوي انفجار و نشت گاز را بگيرند يا حداقل كارگران را از آن دو بلوك خارج مي‌كردند.تعويق فرايند گازسنجي و چرايي انجام نشدن به‌موقع آن مي‌تواند يكي از عوامل مهم رخ دادن اين حادثه باشد.

    آيين‌نامه ايمني در معادن ارزشي ندارد!

    چرايي احتراق و انفجار همچنان مشخص نيست.گاز متان اگر به ‎نسبت معيني با هوا مخلوط ‎شود قابليت ‎انفجار ‎پيدا مي‌كند و انجام ندادن به‌موقع فرايند گازسنجي و گاززدايي و نبود تهويه، مي‌تواند يكي از علل بروز انفجار باشد.اما ممكن است دلايل ديگري براي احتراق وجود داشته باشد.در آيين‌نامه ايمني معادن، چندين ماده درباره ايمني معدن و مواد منفجره نوشته شده، اما اگر نگاهي به وضعيت معادن ايران انداخته شود، تقريباً بخش بزرگي از اين آيين‌نامه رعايت نشده و كسي به ايمني آنها رسيدگي نمي‌كند.

    از همه اينها مهم‌تر، موضوع رسيدگي نكردن بازرسان و سلب مسووليت دولت در قبال بررسي ايمني معادن خصوصي است.گويا مسوولان پس از خصوصي‌سازي اين معادن، ديگر مسووليتي را متوجه خود نمي‌بينند و بررسي ايمني معادن و نظارت بر رعايت آيين‌نامه، ديگر برايشان اهميتي ندارد.افزايش حوادث در معادن كشور در چندين سال گذشته، گواه اين موضوع است.

    پيشتر در اين معدن، يعني روز چهارشنبه هفتم شهريورماه، خروج گاز متان از معدن زغال‌سنگ پروده طبس منجر به ريزش قسمتي از كارگاه شد.تصاعد گاز متان مي‌توانست زنگ خطري براي وقوع بحران باشد و مسوولان با بازرسي و نظارت بر اين معدن از وقوع انفجار جلوگيري كنند.اما سلب مسووليتي كه مسوولان پس از خصوصي‌سازي معادن از خود نشان دادند، بسيار عميق‌تر از تصور است.

    وعده‌هايي كه اجرايي نمي‌شوند

    شيوه كار سنتي معدن طبس از ۲۷ سال قبل تغيير نكرده است

    از سوي ديگر محمد نصيري (نماينده مردم طبس و دبير كميسيون حمايت از جهش توليد) در اظهارنظري پيرامون حادثه گفت: معادن زغال سنگ طبس و مساله گاز متان در منطقه تهديدي است كه مي‌تواند تبديل به فرصت شود.ما معادن زغالسنگ زيادي داريم كه استخراج آنها به صورت مكانيزه است.او افزود: در جلسه با مسوولان روي اين موضوع بحث شد كه همواره احتمال بروز حادثه در معادن زغال‌سنگ وجود دارد، اما ما باتوجه به ضرورت توليد بايد به هر طريق ممكن شانس وقوع حادثه را به حداقل برسانيم.امروزه در معادن مكانيزه باتوجه به ورود مانيتورينگ و رصد مكانيزه حوادث به حداقل ممكن مي‌رسد.

    نصيري تصريح كرد: ما چاره‌اي جز افزايش ايمني معادن و بهبود وضعيت مانيتورينگ و سيستم هشدار دهي نداريم.دولت هم بايد موضوع زغال سنگ، ايمني و توليد آن را موضوعي «ملي» درنظر بگيرد.

    نماينده مردم طبس و فردوس با اشاره به ابعاد فني موضوع معدن ذغال‌سنگ معدنجو گفت: اين موضوع هنوز در دست بررسي توسط كارشناسان است.اين معدن حدود ۲۷ سال بدون حادثه درحال كار بوده و بايد ابعاد فني ماجرا مشخص شود.آنچه روشن است، اين است كه اين معادن بيشتر به شيوه سنتي فعاليت مي‌كنند و بخشي از فعاليت‌ها مكانيزه نبوده است.همانطور كه اشاره كردم از ۲۷ سال قبل معدن به همين شيوه كار بدون تفاوت و تغييرات خاصي فعاليت داشته است.

    انفجار مجدد در معدن طبس

    حالا اما جزييات جديدي از حادثه توسط فعالان كارگري مناطق گزارش شده است.ابراهيم رحيميان (دبير اجرايي خانه كارگر طبس) به ايلنا گفت: آخرين گزارش‌ها حاكي از آن است كه نشت گاز متان، كه ناشي از عدم سنجش گاز بوده است، منجر به انفجار مجدد شده است.اين حادثه احتمالاً در سينه‌كار جلوي معدن رخ داده كه تركيب گاز متان و مونوكسيد كربن، به‌صورت ناگهاني و در اثر يك حادثه دفعي فوراً نشت كرده سبب مسموميت و مرگ كارگران پس از مسموميت با انفجار شده است.

    رحيميان مي‌افزايد: حادثه به نحوي نبوده فقدان بازرسي و گازسنجي را تاييد كند.اتفاقا برعكس در همان شيفت كاري مثل هميشه گازسنجي شده بوده و اولين كارگري كه به شهادت رسيده، مسوول ايمني فني همان قسمت بوده است.مساله اين است كه حادثه كاملا ناگهاني رخ داده و همه غافلگير شدند.

    تمام حوادث معادن شرق بر اثر نشت گاز است

    منصوري افزود: دليل همه حوادث معدني ما در شرق كشور هم همين موضوع بوده است.البته طبق معمول مسوولان نسبت به مرگ بيش از پنجاه نفر كه در هر كجاي جهان به عنوان يك فاجعه ملي از آن ياد مي‌شود، واكنش شديدي نشان نمي‌دهند.اكنون وقت آن نيست كه بپرسيم چرا شيوه‌هاي استخراج خراب بوده يا چرا بازنگري روش‌هاي ايمني و كار انجام نشده و چرا از نظر اقتصادي سرمايه‌گذاري براي واردات ابزارهاي ايمني-استخراجي به شكل بروز شده را نداشتيم.براي پاسخ به همه اين سوالات دير شده است!

    صدر منصوري تاكيد كرد: پيمانكارهاي كوچك و بزرگ بخش خصوصي كه مشخص نيست داراي اهليت هستند، يكي از اصلي‌ترين معضلات ايمني صنايع معدني كشور محسوب مي‌شوند.خودخواهي بسياري از ايشان موجب مي‌شود كه در بسياري از موارد تا جايي كه بتوانند از هزينه‌ها كم بگذارند.براي همين شما حوادث معادن دولتي را با حوادث معادن خصوصي مقايسه كنيد! وقتي كار به پيمانكاري واگذار مي‌شود كه كمتر از ۵ سال سابقه كار معدني دارد و اصلا كار را نمي‌شناسد، قطعا شانس بروز حادثه بيشتر مي‌شود.اين مربوط به يك شركت نيست و امري كلي و همه‌گير به حساب مي‌آيد!

    اين كارشناس حوزه ايمني صنايع و معادن كشور با بيان اينكه «استخراج معادن زغال سنگ هميشه با خطر انفجار گاز متان است و وجود آن طبيعي است» گفت: در واقع اين سيستم تهويه است كه بايد به شكلي هوشمند طراحي شود كه با ورود و نشت گاز به محيط فورا علاوه بر هشدار آن را مكيده و خارج كند.گاز اگر مسير معكوس برود، سرنوشت را جور ديگري رقم مي‌زند.

    اين متخصص ايمني اضافه كرد: با تكنولوژي‌هاي موجود، نظارت‌هاي موجود و شرايط اقتصادي موجود طبق دانشي به نام «تحليل ريسك ايمني» كار نبايد ادامه يابد، اما شايد حكمران و مديري در سطح منطقه‌اي ملاحظات ديگري دارد كه اين ريسك را به جان خريده و مي‌پذيرد كه تحت هر شرايطي كار ادامه يابد.آن تحليل هم در جاي خود محترم است! بنده هم از منظر ايمني نظر كارشناسي خود را داشته و ملاحظات اقتصادي ندارم.اين تصميم با وزارت كار و حكمراني بخش معدن است كه درباره ادامه كار چه تصميمي بگيرند.حرف من اين است كه نبايد سالانه كشته شدن ۷۰ نفر در معادن عادي شود!

  • بیمه کارگران ساختمانی و زور مافیا

    بیمه کارگران ساختمانی و زور مافیا

    به گزارش اقتصادران، چالش میان کارگران و کارفرمایان در حوزه صنعت ساختمان البته سابقه‌ای دیرینه دارد و به همین یک بخش‌نامه یا فلان تصمیم محدود نمی‌شود. کارگران ساختمانی جزء مشاغل سخت و زیان‌آور هستند و طبق آمارها بیشترین حوادث ناشی از کار مربوط به فعالیت در کارگاه‌های ساختمانی و بخش ساختمان است؛ تا جایی که به گفته فعالان بخش ساختمان ۵۰ درصد حوادث کارگری کشور مربوط به کارگران ساختمانی و ۵۰ درصد مابقی حوادث، مربوط به بیمه‌شدگان دیگر مشاغل است.

    چرخش نمایندگان به زیان کارگران

    نمایندگان مجلس یازدهم فروردین‌ماه سال ۱۴۰۱ نیز، گزارش کمیسیون اجتماعی درباره طرح اصلاح قانون بیمه کارگران ساختمانی را بررسی کردند اما در جریان بررسی این طرح در اخطاری ایراداتی به بند الف ماده‌واحده طرح گرفته شد که رئیس مجلس این اخطار را وارد دانست. درنهایت اعلام شد که به دلیل برخی ابهامات نیازمند اصلاح است و براساس‌این به کمیسیون اجتماعی برگشت.

    آذرماه سال گذشته هم نمایندگان مجلس شورای اسلامی با درخواست بررسی طرح استفساریه ماده ۵ قانون بیمه‌های اجتماعی کارگران ساختمانی با قید دو فوریت موافقت کردند. این استفساریه سه بند داشت. همان زمان رئیس کانون انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی از پیشنهادی که تحت عنوان استفساریه ارائه شده بود، به‌شدت انتقاد کرد و گفت: با تصویب این پیشنهاد منابع قانون موجود نصف خواهد شد و اگر استفساریه رأی بیاورد، باید امیدمان را به بیمه‌شدن ۵۰۰ هزار کارگر ساختمانی از دست بدهیم.

    درنهایت درحالی‌که فرایند بررسی اصلاحیه ماده ۵ قانون بیمه‌ کارگران ساختمانی در مجلس در دست رسیدگی بود، ‌یکشنبه، چهارم تیرماه، در چرخشی عجیب با تصویب نمایندگان مجلس اجرای اصلاحیه ماده ۵ قانون بیمه‌های اجتماعی کارگران ساختمانی مصوب سال ۱۴۰۱ را به مدت دو سال متوقف کرد و مقرر شد قانون قبلی مصوب سال ۱۳۹۳ ملاک عمل باشد و همچنان ۱۵ درصد عوارض پروانه‌های ساختمانی بابت حق بیمه کارگران ساختمانی از سازنده دریافت شود.

    چالش بیمه کارگران برای صنعت ساختمان

    پس از چالش‌های متعدد درباره بیمه کارگران ساختمانی، اواخر مردادماه سال جاری، رئیس انجمن صنعت ساختمان در جلسه‌ای با اعضای شورای شهر تهران درخواست به تعویق افتادن مصوبه سال ۱۴۰۲ را مطرح کرد و هشدار داد که اجرای این مصوبه پیامدهای ناگواری برای صنعت ساختمان به دنبال دارد.

    پژمان جوزی بر لزوم تشکیل کمیته‌ای مشترک با حضور دولت، مجلس و بخش خصوصی تأکید کرد تا تغییرات لازم در این مصوبه انجام شود. موضوع صحبت‌های مطرح‌شده از سوی رئیس انجمن صنعت ساختمان نیز مربوط به ماده ۵ قانون بیمه‌های اجتماعی کارگران ساختمانی بود که براساس‌آن تا ۲۵ درصد از کل هزینه‌های عوارض ساختمانی به بیمه کارگران اختصاص پیدا می‌کند.

    جوزی البته هشدار داد که برای بسیاری از سازندگان مشکلات جدی ایجاد کرده است و فرمول اجرائی کنونی از جنبه‌های مختلف با عدالت سازگار نیست و می‌تواند آینده صنعت ساختمان و مسکن کشور را تحت تأثیر قرار دهد. در روزهای گذشته اعلام شد که انجمن صنعت ساختمان از رئیس سازمان تأمین اجتماعی درخواست دارد تا قانون ۲۵ درصدی فعلی به ۱۵ درصد قبلی بازگردانده شود. فعالان صنعت ساختمان این حوزه می‌گویند: تغییرات متعدد در قانون بیمه‌های اجتماعی کارگران ساختمانی در سال‌های اخیر، باعث افزایش سهم تأمین اجتماعی سهم بیمه کارگران از ۱۵ درصد به ۲۵ درصد شده، درحالی‌که این تغییرات هیچ بهبودی در وضعیت رفاه کارگران ایجاد نکرده است.

    کارگران ساختمانی و زور مافیا

    کمبود بودجه برای بیمه کارگران ساختمانی مهم‌ترین دلیل اعتراض تشکل‌های کارگری به قانون مصوب مجلس درباره اصلاح ماده 5 بیمه کارگران ساختمانی بود. با این‌ حال نمایندگان مجلس معتقد بودند طرح جدید که بر افزایش سهم تأمین اجتماعی از پروانه ساختمانی بنا شده، می‌تواند منابع مورد نیاز سازمان را تأمین کند.

    از قرار معلوم تمام محاسبات نمایندگان مجلس درباره بیمه کارگران ساختمانی با بخش‌نامه‌ای که از سوی وزارت کشور ابلاغ‌ شده، به‌ هم‌ ریخته است.

    اکبر شوکت، رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی، در این زمینه می‌گوید: تلاش برای اصلاحیه ماده ۵ بیمه کارگران ساختمانی درنهایت منجر به افزایش سهم تأمین اجتماعی از عوارض پروانه ساختمانی از ۱۵ درصد به ۲۵ درصد شد. ما با این روش مخالف بودیم و کمیسیون اجتماعی هم با حرف ما موافق بود، اما درنهایت طرح ما به تصویب نرسید. در طرح پیشنهادی انجمن صنفی کارگران ساختمانی قرار بود به ازای متراژ و منطقه ساخت منابع دریافت شود، اما آن‌طور که شوکت  گفته است؛ زور مافیای ساخت‌وساز زیاد بود و لابی وسیعی در مجلس انجام شد و درنهایت با همان مبنای عوارض ساختمانی، ماده ۵ را اصلاح کردند. بعد از ابلاغ این قانون، متأسفانه از سوی وزارت کشور مداخله‌هایی برای تقلیل سهم عوارضِ تأمین اجتماعی رخ داد که این موضوع وضعیت را بدتر می‌کند.

    در‌حال‌حاضر به نظر می‌رسد بخش‌نامه وزارت کشور، منابع بیمه کارگران ساختمانی را که قرار بود با افزایش ۲۵ درصدی از پرداخت پروانه ساخت، افزایش پیدا کند، باز هم کاهش داده است و همین موضوع باعث می‌شود تأمین اجتماعی مانند سابق از بیمه کارگران ساختمانی سر باز بزند.

    بر‌اساس برخی گزارش‌ها کارگران ساختمانی، جمعیتی کمتر از 10 درصد کارگران کشور را تشکیل می‌دهند. از طرف دیگر بررسی گزارش‌های مربوط به حوادث در محیط کار نشان می‌دهند که نیمی از حوادث کارگری کشور مربوط به کارگران ساختمانی است. رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی کشور می‌گوید: ظلمی که از سوی برخی کارفرمایان به کارگران ساختمانی می‌شود، بسیار است. آنها حاضر نیستند سهم و وظیفه قانونی خود را انجام دهند. کارگران ساختمانی نباید تاوان تخلفات وزارت کشور و سازمان تأمین اجتماعی را بدهند. آنها نباید قربانی لابی سرمایه‌داران و مسئولان سرمایه‌دار شوند. کارگر ساختمانی باید بیمه شود و امیدواریم در دولتی که دم از عدالت و شنیدن صدای کارگر می‌زند، به این قشر توجه شود.