برچسب: حقوق و دستمزد

  • سونامی شاغلان فقیر / شکاف دستمزد و هزینه معیشت عمیق تر شد

    سونامی شاغلان فقیر / شکاف دستمزد و هزینه معیشت عمیق تر شد

    به گزارش اقتصادران، با رسیدن به ماه‌های آخر سال، تعیین دستمزد کارگران در سال آینده به دغدغه اصلی این قشر تبدیل شده است؛ به ویژه اینکه در سال‌های اخیر، رقم افزایش دستمزدها همواره کمتر از تورم بوده و این موضوع، تامین حداقل معیشت را برای کارگران دشوارتر کرده است.

    در این میان، برخی کارشناسان و فعالان کارگری، نظام دستمزد سراسری در ایران را یکی از عواملی می‌دانند که باعث ایجاد چالش در تعیین دستمزدها شده است و معتقدند که نظام تعیین دستمزد منطقه‌ای باید جایگزین آن شود. با تعیین دستمزد منطقه‌ای، حداقل دستمزدی متفاوت برای مناطق مختلف کشور بر اساس تفاوت در هزینه‌های زندگی، سطح توسعه‌یافتگی و سایر شاخص‌های اقتصادی تعیین می‌شود.

    فاطمه عزیزخانی، پژوهشگر مرکز پژوهش‌های مجلس و کارشناس بازار کار  با بررسی ویژگی‌های نظام تعیین دستمزد منطقه‌ای، مزایا و چالش‌های آن را در مقایسه با نظام دستمزد سراسری بررسی می‌کند.

    شکاف دستمزد و هزینه معیشت سال به سال بیشتر می‌شود

    عزیزخانی در ابتدا دستمزد سراسری را ناکارآمد ارزیابی کرد و توضیح داد: «بخشی از این ناکارایی مربوط به شیوه‌ای است که دستمزد تعیین می‌شود و ساختار دستمزد دارای چالش‌هایی مانند چانه‌زنی‌ها و ماده 167 قانون کار است. بحث دوم نیز آن است که همان دستمزد سراسری هم به طور کامل اجرا نمی‌شود.»

    او افزود: «با وجود اینکه بارها بر این نکته تاکید شده که حقوق و دستمزدها باید متناسب با هزینه معیشت و تورم باشد، هر سال شاهد آن هستیم که شکاف بین دستمزد سراسری و هزینه معیشت بیشتر می‌شود. بخشی از آن، مربوط به شیوه تعیین دستمزد است و بخشی دیگر به نوع دستمزد تعیین شده مربوط است.

    حداقل‌بگیران تهرانی مشکلات بیشتری برای تامین معیشت دارند

    این کارشناس مرکز پژوهش‌های مجلس به تجارت‌نیوز گفت: «یکی از ایرادات وارد بر قانون کار، آن است که برای همه یکسان نوشته شده و گروه‌های هدف و مناطق متفاوت را مد نظر قرار نداده است. در دستمزد هم همین رویه وجود دارد که باعث شده شکاف دستمزد و هزینه معیشت، سال به سال در میانگین کشور بیشتر شود و این افزایش در بعضی از استان‌ها بسیار بیشتر باشد.»

    او با ارائه یک مثال، توضیح داد: «در استان تهران هزینه زندگی زیاد است و طبیعتا حداقل دستمزدی که برای کل کشور تعیین می‌شود، برای حداقل‌بگیرانی که در استان تهران زندگی می‌کنند، نسبت به شخصی که در سیستان بلوچستان همان حداقل دستمزد را می‌گیرد، مشکلات بیشتری برای تامین معیشت خواهد داشت.»

    تعداد شاغلان فقیر در شهرهای بزرگ بیشتر است

    عزیزخانی در ادامه این گفت‌وگو اظهار کرد: «متاسفانه انجمن‌های کارگری به این مسئله کم توجه‌اند و احساس می‌کنند که با حذف دستمزد سراسری، در حقشان اجحاف می‌شود. در صورتی که هدف و نیت از این طرح، حمایت از نیروی کار است، مخصوصا نیروی کاری که در شهرهای بزرگ هستند و با این سطح حقوق، نمی‌توانند معیشت خود را تامین کنند.»

    او در ادامه گفت: «حجم یا تعداد شاغلان فقیر در شهرهای بزرگ نیز همین را نشان می‌دهد. تعداد خانواده‌هایی که در آنها، سرپرست خانوار شاغل است اما زیر خط فقر هستند، در شهرهای بزرگ در مقایسه با شهرهای کوچک بیشتر است.»

    ۶۰ درصد اشتغال کشور غیررسمی است

    عزیزخانی با اشاره به آمار بالای اشتغال غیررسمی در کشور گفت: «به طور میانگین ۶۰ درصد اشتغال کشور غیررسمی است که در استان‌های محروم و مرزی کشور این عدد به مراتب بیشتر است و تا مرز بیشتر از ۷۰ درصد هم می‌رسد که دلیل آن، ساختار ضعیف تولید در آن مناطق است و بنگاه‌ها در این مناطق، توان پرداخت حداقل دستمزد را هم ندارند.»

    او توضیح داد: «نتیجه دستمزد سراسری و یکسانی که بدون توجه به وضعیت معیشت در مناطق، شهرها و گروه‌های هدف مختلف و شرایط بنگاه‌ها تدوین می‌شود، همین چالش‌هایی است که الان وجود دارد. اشتغال غیررسمی بالا می‌رود و از سوی دیگر سونامی شاغلین فقیر را در شهرهای بزرگ ایجاد کرده است.»

    نیازی به اصلاح قانون نیست

    عزیزخانی با بررسی هدف طرح دستمزد منطقه‌ای، تصریح کرد: «ما به دنبال این هستیم که به سمت انعطافی برویم که تا حدودی چالش ها را کمتر کند. دستمزد منطقه‌ای یکی از این گزینه‌ها است که پتانسیل ترمیمی آن در قانون وجود دارد و نیازی به اصلاح قانون نیست. دستمزد را می‌توان در سطح مناطق و استان‌های مختلف تعیین کرد که به هزینه معیشت آن استان نزدیک‌تر باشد.»

    چالش‌های اجرای دستمزد منطقه‌ای زیاد است

    این کارشناس بازار کار در مورد چالش‌های پیش‌رو دستمزد منطقه‌ای گفت: «در حال حاضر انتقادات زیادی بر دستمزد منطقه‌ای وارد است و چالش‌های بسیاری برای اجرای این طرح وجود دارد. در وهله نخست، اگر بخواهیم هزینه معیشت مناطق مختلف استان‌ها را مشخص کنیم تا حقوق متناسب با آن را تعیین کنیم، نیاز است که در هر منطقه، یک ساختار چانه‌زنی وجود داشته باشد. این در حالیست که در سطح مناطق و استان‌ها، تشکل‌های کارگری قوی وجود ندارد.»

    او در ادامه به ارائه راهکار برای حل این مشکل رپرداخت و توضیح داد: «برای جلوگیری از اجرای این چالش، پیشنهاد می‌شود که فعلا همان دستمزد سراسری و یکسان اجرا شود اما در اقلامی مثل هزینه مسکن که به دستمزد سراسری اضافه می‌شود، ارقام مربوطه به شکل منطقه به منطقه و استان به استان تعیین شوند. در این صورت دستمزد در استان‌های مختلف، متفاوت خواهد بود.»

    عزیزخانی در پایان خاطرنشان کرد: «این یک روش آزمایشی است که اجرای آن، رضایتمندی کارگران و بهبود وضعیت معیشت‌شان را به همراه داشت، می‌توان به سمت اجرای کامل دستمزد منطقه‌ای پیش رفت.»

  • افزايش شكاف دستمزد و تورم / سقوط 15 درصد از طبقه متوسط به طبقه فقیر

    افزايش شكاف دستمزد و تورم / سقوط 15 درصد از طبقه متوسط به طبقه فقیر

    به گزارش اقتصادران، دولت‌ها در ايران هر ساله تلاش مي‌كنند تا با افزايش حداقلي دستمزدهاي كارگران و كارمندان، قدرت خريد آنان را در برابر تورم‌هاي بيش از ۳۰ درصد حفظ كنند؛ اقدامي كه معمولا تنها در شش ماه نخست سال كارايي دارد و در شش ماه دوم دوباره با تورم تعديل‌شده و اثر آن كم مي‌شود.

    در اين ميان سه سناريوي احتمالي براي پيش‌بيني تورم تا انتهاي سال ۱۴۰۴ وجود دارد: در سناريوي «خوشبينانه» اعلام شده كه اگر تورم ماهانه ۱۴۰۴ به اندازه ۱ درصد باشد (كمترين نرخ) تورم ۱۶درصد خواهد بود و در سناريوي «ميانه» آورده شده كه اگر نرخ تورم ماهانه تا انتهاي سال ۱۴۰۴ به اندازه ۲.۳ درصد باشد (ميانگين دولت چهاردهم) نرخ تورم به ۳۱ درصد خواهد رسيد و در سناريوي «بدبينانه» هم در صورتي كه تورم ماهانه تا انتهاي سال ۱۴۰۴ به اندازه ۲.۸ درصد شود (مطابق آبان ماه سال جاري) ميزان تورم به ۳۸.۶ درصد خواهد رسيد.

    افزايش ۳۰ درصدي حقوق كارمندان در سال آينده

    اوايل آذر ماه امسال، در كميسيون تلفيق لايحه بودجه ۱۴۰۴ تصويب شد كه حداقل مبلغ درج‌‌شده در حكم كارگزيني و قراردادهاي منعقده ماهانه حقوق‌بگيران، ۱۳ ميليون تومان تعيين شود. اين در حالي است كه طبق مفاد لايحه بودجه ۱۴۰۴، حداقل حقوق كارمندان ۱۲ ميليون تومان تعيين شده بود. حال با اين مصوبه شوراي تلفيق، يك ميليون تومان به كف حقوق كارمندان اضافه خواهد شد؛ البته اجرايي شدن اين مصوبه نياز به تصويب در صحن علني مجلس و تاييد شوراي نگهبان دارد. هرچند كه اين افزايش ۳۰ درصدي در حالي براي حقوق سال آينده كارمندان تعيين شده كه تورم سالانه ۱۴۰۳ تا انتهاي آبان ماه امسال، حداقل ۳۳ درصد اعلام شده است.

    اما آيا رشد ۳۰ درصدي دستمزدها در سال آينده از تورم ۱۴۰۴ پيشي خواهد گرفت؟

    وحيد شقاقي شهري، اقتصاددان و استاد دانشگاه در مورد رشد نرخ تورم و فاصله آن با دستمزدها در سال آينده به «اعتماد» گفت: آنگونه كه در لايحه دولت ارايه شده بود افزايش دستمزد كارمندان بين ۲۰ تا ۲۷ درصد تعيين شده و براي بازنشستگان هم افزايش دستمزد شناور۲۹ تا ۳۸ درصدي پيش‌بيني شده است كه با توجه به بعد خانوار و ساير موارد افزايش دستمزدها متفاوت ديده شده است. اين كارشناس اقتصادي در ادامه افزود: مساله اصلي در شرايط كنوني افزايش دستمزدها نيست بلكه موضوع نرخ تورم است و تا زماني كه نتوانيم كشور را از محل تورم كنترل كنيم تمامي شيرازه اقتصاد كشور به هم مي‌ريزد.

    ميانگين تورم هفت ساله بيش از ۴۰ درصد شده است

    او با اشاره به هفتمين سال پياپي نرخ تورم بالا در اقتصاد كشور تصريح كرد: ميانگين تورم هفت ساله اقتصاد در كشور بيش از ۴۰ درصد شده است و در ۱۰۰ سال گذشته هيچ دوره زماني نبوده كه بيش از ۳ سال تورم بالا به درازا كشيده شود، اما براي اولين‌بار در طول صد سال اخير ۷ سال پي در پي است كه با تورم‌هاي بالا مواجه هستيم كه از سال ۱۳۹۷ آغاز شده و امسال هم پيش‌بيني تورم در محدوده ۳۳ درصد مي‌شود، اما براي سال آينده شواهد نشان مي‌دهد كه همچنان با تورم‌هاي بالا روبرو باشيم و در سناريوي بدبينانه حتي تورم به بيش از ۴۰ درصد خواهد رسيد.

    اين كارشناس اقتصادي خاطرنشان كرد: زماني كه در يك اقتصاد افق روشني براي كنترل تورم و برنامه و زمانبندي هم براي مهار تورم نداشته باشيم، به صورت مكرر شكاف دستمزد و تورم رخ مي‌دهد و در نتيجه مدام به طبقه فقير افزوده مي‌شود.

    او با اشاره به آمارها ادامه داد: در دهه ۹۰ طبقه متوسط شامل ۷۰ درصد اقتصاد ايران مي‌شد اما امروز بيش از ۱۵ درصد از اندازه طبقه متوسط كاسته شده است و اكنون طبقه متوسط ايران به كمتر از ۵۵ درصد رسيده است و بالعكس طبقه فقير اقتصاد در ابتداي دهه ۹۰ سهم ۱۱ درصدي را داشت كه اين روزها به بيش از ۳۰ درصد رسيده است كه نشاندهده آن است كه تداوم طول دوره تورم به دليل شكاف حقوق و دستمزد و تورم به كاهش اندازه طبقه متوسط و گسترش طبقه فقير در اقتصاد منجر شده است.

    افزايش شكاف دستمزد و تورم

    شقاقي شهري خاطرنشان كرد: حقوق و دستمزد تنها شامل كارمندان دولت نمي‌شود و يك مساله ملي و كلان است و هم مشمول كارمندان دولت و هم بازنشستگان دولت و هم حقوق‌بگيران بخش خصوصي و بازنشستگان بخش خصوصي مي‌شود و حتي سهم كاركنان بخش خصوصي به مراتب از دولت بالاتر است. اين اقتصاددان در ادامه افزود: شكاف حقوق و دستمزد با تورم در بخش كارگري بيداد مي‌كند و فقر در طبقه كارگري به مراتب تشديد شده است.

    اين در حالي است كه كارمندان دولت به دلايل مختلف به مزاياي دولتي بيشتري دسترسي داشتند اما كارگران با حداقل حقوق در اقتصاد كار كردند و اين تورم زندگي كارگري را كاملا از كار انداخته است. او با بيان اينكه به دليل كسري‌هاي بودجه‌اي دولت نمي‌تواند تغيير چنداني در رشد دستمزدهاي كارمندان بدهد، تصريح كرد: در كنار اين مساله احتمال تشديد تحريم‌هاي نفتي وجود دارد و اگر تحريم‌هاي نفتي تشديد شود دولت با كسري بودجه به مراتب سنگين‌تري مواجه مي‌شود و اگر خواستار افزايش حقوق و دستمزدها باشند بايد دستمزد بازنشستگان دولت و حقوق كارمندان بخش خصوصي هم افزايش پيدا كند.

    سال آينده شاهد هشتمين سال با نرخ تورم بالا در كشور هستيم

    شقاقي شهري با اشاره به موضوع حقوق و دستمزد در شوراي كارگري نيز افزود: چند ماه بعد شاهد چانه‌زني سنگيني در اين بخش خواهيم بود و از اين منظر يكي از مشكلاتي كه در اقتصاد وجود دارد اين است كه فرصت مهار تورم را از دست داده‌ايم. در هيچ جاي دنيا ۷ سال تورم پي در پي رخ نداده است و با مطالعه‌اي كه از اقتصاد كشورهاي مختلف داشتم نهايتا تورم‌هاي بالا بين ۲ تا ۳ سال طول كشيده است اما در ايران تورم بالا از سال ۱۳۹۷ آغاز شده است و سال آينده هشتمين سال تورم بالا در كشور خواهد بود. او با اشاره به احتمال تشديد تحريم‌هاي نفتي در سال آينده و رشد نرخ دلار افزود: احتمالا در سال آينده با نرخ تورم بيش از ۴۰ درصدي مواجه خواهيم شد، هر چند در دنيا هم تورم‌هاي بالا حتي ۱۰۰۰ و ۱۰۰۰۰ درصد و ابرتورم هم رخ داده است اما نهايتا اين ميزان از تورم يك تا دو سال طول كشيده و نهايتا مهار شده است اما هيچ كشوري ۸ سال تورم پياپي نداشته است.

    اين اقتصاددان با اشاره به افزايش نرخ تورم در كالاهاي سرمايه‌اي مانند مسكن، خودرو و لوازم بادوامي نظير يخچال و… گفت: اين قبيل از كالاها كه با تورم‌هاي بالايي هم مواجه بودند باعث شكاف بيشتري هم شده‌اند، به عنوان نمونه خانه‌اي كه ۲ ميليارد تومان ارزش داشت زماني كه با ۵۰ درصد تورم روبرو شد ۱ ميليارد تومان به قيمت آن اضافه مي‌شود اين در حالي است كه دستمزد يك كارمند ۲۰ ميليون تومان است و اگر ۵۰ درصد هم به آن اضافه شود ۳۰ ميليون تومان خواهد شد و در طول يكسال اين ميزان رشد ۱۲۰ ميليون تومان خواهد شد كه قابل مقايسه با رشد قيمت مسكن نيست.

    بيش از ۱۵ درصد طبقه متوسط از بين رفته است

    او تصريح كرد: در اين مدت بيش از ۱۵ درصد طبقه متوسط از بين رفته است و به طبقه فقير جامعه اضافه شده است و هنوز هيچ افق روشني براي مهار تورم در دولت ديده نمي‌شود. متاسفانه در دولت گذشته بانك مركزي هم براي مهار تورم مسير اشتباهي را در پيش گرفت.

    با وجود هشدارهايي كه داده شده بود و اعلام شد كه صرفا با سياست‌هاي پولي انقباضي نمي‌توان مهار تورم را پايدار نگه داشت و ريشه تورم سياست‌هاي مالي و بي‌انضباطي‌هاي دولت و ناترازي‌هاي اقتصاد كلان بود اما باز هم تغييري رخ نداد. شقاقي شهري افزود: هنوز در دولت چهاردهم يك برنامه روشني نسبت به مساله تورم وجود ندارد و به يك اجماع و برنامه روشني نرسيده‌ايم و اگر دير بجنبيم طبقه متوسط كاملا از بين خواهد رفت. اين در حالي است كه همه انتظار دارند حقوق و دستمزدشان متناسب با تورم يا حتي بيشتر از تورم افزايش پيدا كند.

    اين كارشناس اقتصادي خاطرنشان كرد: اين روزها نه دولت بودجه كافي دارد و نه بخش خصوصي حاضر است چنين سياستي را در پيش گيرد و دولت با كسري بودجه‌اي كه دارد توان افزايش دستمزدها را ندارد و بخش خصوصي هم به دليل تحريم‌ها و فضاي نامناسب كسب و كار متاسفانه نيمه فعال يا تعطيل شده‌اند و توان افزايش بالاي دستمزد كارگران را ندارند.

    شقاقي شهري با بيان اينكه ما وارد دور باطل حقوق و دستمزد و تورم شده‌ايم، افزود: تا زماني كه نتوانيم تورم را مهار كنيم اين شكاف مدام بيشتر و بيشتر خواهد شد و ماحصل اين تداوم تورم منجر به فقيرتر جامعه مي‌شود، در حال حاضر كه ۳۰ درصد جامعه ايران در فقر به سر مي‌برند مدام به اين ۳۰ درصد اضافه خواهد شد. او تصريح كرد: با ادامه اين روند به مرحله‌اي خواهيم رسيد كه جامعه دو قطبي مي‌شود و تنها ۵ درصد ثروتمند باقي مي‌ماند و مابقي جامعه فقير مي‌شوند كه اين موضوع ريشه در طولاني شدن دوره تورمي دارد و نبايد آدرس اشتباه داد كه مساله به افزايش حقوق و دستمزدها و عدم برنامه روشن براي مهار تورم و طولاني شدن دوره تورمي برمي‌گردد.

    اين كارشناس اقتصادي گفت: ما در طول ۱۰۰ سال گذشته بيشترين دوره تورمي‌مان حداكثر سه سال بوده اين در حالي است كه به هشتمين سال نزديك مي‌شويم و هنوز هم دولت برنامه‌اي براي مهار تورم ندارد. شقاقي شهري با اشاره به رشد تورم در آرژانتين تصريح كرد: رييس‌جمهور آرژانتين با هر ايده و سياست‌گذاري كه داشت سعي كرد نرخ تورم ماهانه آرژانتين را كاهش دهد و از يك ابرتورم به تورمي اندك برساند كه نيازمند تصميمات سخت و برنامه‌ريزي و اقدامات فوري داشت، اما متاسفانه نه تنها دولت گذشته در ايران سياست اشتباهي را در پيش گرفت، در دولت چهاردهم هم برنامه‌اي براي كنترل تورم وجود ندارد و لذا تا زماني كه تورم مهار نشود امكان كنترل شكاف دستمزد و تورم وجود نخواهد داشت.

  • حتی اگر حقوق‌ها در ایران 5 برابر شود، تازه به خط فقر جهانی می رسیم!

    حتی اگر حقوق‌ها در ایران 5 برابر شود، تازه به خط فقر جهانی می رسیم!

    به گزارش اقتصادران، اسماعيل گرامي مقدم در روزنامه اعتماد نوشت:

    تنهاراهکار باقی مانده برای مقابله با شرایط فعلی اقتصادی، تحریک تولید و رونق تولید است.

    تحریک تولید در اثر مصرف بالا شکل می‌گیرد و مصرف بالا هم زمانی نهادینه می‌شود که مردم حقوق و درآمد کافی برای خرید محصولات تولید شده را داشته باشند. برای این منظور باید حقوق کارکنان دولت، کارگران و حقوق‌بگیران را افزایش داد.

    وقتی آدام اسمیت برای نخستین‌بار بحث «دولت رفاه» را طرح کرد، هیچ پشتوانه‌ای جز افزایش نقدینگی یا بالا بردن حقوق‌ها مطرح نکرد. اساسا تحقق هدف هر بودجه‌ریزی و برنامه‌ریزی در گروی افزایش درآمد عمومی مردم است. این تنها راهی است که می‌تواند اقتصاد ایران را که دچار رکود تورمی است نجات دهد.

    یا باید به تورم‌های سنگین و رکودهای عمیق عادت کرد و مردم را در کشاکش نوسانات مستمر رها کرد یا اینکه جسارت داشت و طی یک جراحی معقول تلاش کرد وضعیت را تغییر داد.

    این روزها که موضوع افزایش دستمزدها در کمیسیون تلفیق با موافقت‌ها و مخالفت‌هایی مواجه شده  برخی نگرانند که افزایش حقوق‌ها باعث تورم کاذب شود.

    آنچه امروز عاید حداقل‌بگیران و حقوق‌بگیران ایرانی می‌شود، تورم فزاینده‌ای است که طول و عرض معیشت مردم را به هم دوخته. اگر برخی کشورهای در حال توسعه و کشورهای شرق جهان (و نه کشورهای توسعه یافته) را مد نظر قرار دهیم خط فقر در آنها حول و حوش هزار دلار است (میزان دستمزدها در ایران 200دلار است) اگر حقوق‌ها در ایران تا 5برابر هم افزایش یابد، تازه مردم ایران می‌توانند به درآمدهایی دسترسی داشته باشند که نزدیک به خط فقر جهانی است! از این جهت هزینه‌های مردم و مصرف خانوارها افزایش می‌یابد و این روند به رونق تولید می‌انجامد.

  • کارمندان و مستمری‌بگیران فقیرتر شده‌اند

    کارمندان و مستمری‌بگیران فقیرتر شده‌اند

    به گزارش اقتصادران، یکی از ارقام مهم بودجه که هر سال پس از تقدیم لایحه از سوی دولت به مجلس شورای اسلامی، بحث‌های متعددی پیرامون آن شکل می‌گیرد میزان افزایش حقوق کارمندان است. رقمی که علاوه بر کارمندان، بازنشستگان و خانواده‌های آنها، با اثرگذاری غیرمستقیم بر تعیین دستمزد کارگران، معیشت این قشر را نیز تحت‌ تاثیر قرار می‌دهد.

    در لایحه بودجه سال 1404 حداقل رقم افزایش حقوق کارمندان 20 درصد تعیین شده که این رقم برای کارمندان متاهل و دارای پنج فرزند به 45 درصد نیز می‌رسد. در کل اما میانگین رقم افزایش حقوق در سال آینده 28 درصد است.

    این در حالی است که طبق اظهارات حمید پورمحمدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه، تورم سال آینده در لایحه بودجه معادل ۳۰ درصد در نظر گرفته شده است. بنابراین همچون سال‌های گذشته، نرخ تورم بالاتر از رقم افزایش حقوق خواهد بود.

    در همین راستا، کامران ندری، کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه امام صادق،  عواقب تداوم عقب‌ماندگی افزایش حقوق کارمندان از تورم در سال آینده را بررسی می‌کند.

     

    دولت‌ها به بهانه تورم، حقوق کارمندان را به اندازه کافی افزایش نمی‌دهند

    ندری در ابتدا با تاکید بر اینکه میزان افزایش حقوق کارمندان در لایحه بودجه کافی نیست گفت: «دستمزد واقعی که معادل نسبت دستمزد اسمی به سطح عمومی قیمت‌هاست، طی چند سال گذشته به طور مستمر کاهش پیدا کرده است؛ زیرا نرخ رشد دستمزد اسمی همواره از نرخ تورم کمتر بوده است. بنابراین قدرت خرید کارمندان و مستمری‌بگیران پایین آمده و فقیرتر شده‌اند.»

    او در ادامه توضیح داد: «دولت‌ها همواره به بهانه اینکه افزایش حقوق کارمندان باعث تشدید تورم می‌شود، این رقم را به اندازه کافی افزایش نمی‌دهند و این رویه در دولت‌های سیزدهم و دوازدهم نیز وجود داشت. اما این سیاست نه‌تنها در اقتصاد ایران بلکه در دیگر اقتصاد کشورهای دیگر نیز جواب نداده است.»

    با تداوم مسیر کنونی بخش بزرگی از جمعیت ایران زیر خط فقر قرار می‌گیرد

    این کارشناس اقتصادی راه‌حل مهار تورم را در ریشه‌یابی آن دانست و عنوان کرد: «باید با دقت بیشتری عوامل ایجادکننده تورم در اقتصاد ما مورد توجه قرار گیرد. تداوم وضعیت کنونی باعث می‌شود چند سال آینده چیزی از بخش بزرگی از جمعیت کشور که حقوق‌بگیر هستند باقی نماند.»

    او افزود: «دولت هر سال حقوق کارمندان را کمتر از نرخ تورم افزایش می‌دهد که با این روند قدرت خرید افراد به طور پیاپی کاهش پیدا می‌کند و با تداوم این مسیر، بخش بزرگی از جمعیت زیر خط فقر قرار می‌گیرد.»

     

    دولت باید کاهش قدرت خرید مردم را جبران کند

    این استاد اقتصاد دانشگاه امام صادق در ادامه اظهاراتش، برای اصلاح وضعیت کنونی اقتصاد کشور پیشنهاد داد: «دولت باید طوری برنامه‌ریزی کند که در جبران کافی نبودن افزایش حقوق دستمزدها در سال‌های اخیر، سطح حقوق پرداختی در یک دوره بالاتر از نرخ تورم برود تا بخشی از کاهش قدرت خرید مردم جبران شود»

    ندری ادامه داد: «دولت باید متوجه باشد که این مسیر درست نیست و به طور مستمر رفاه اقتصادی مردم را پایین می‌آورد و قدرت خرید آنها را کم می‌کند. این فشار به طبقه حقوق‌بگیر وارد می‌شود و در نهایت به جایی خواهیم رسید که 90 درصد مردم فقیرند و آن 10 درصد آن‌قدر ثروتمند هستند که شکاف به‌وجودآمده را نمی‌توان به‌راحتی اصلاح کرد.»

     

    تفاوت زیادی بین دولت پزشکیان و دولت سیزدهم قابل مشاهده نیست

    این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: «شکی در این نیست که ما در مسیر نادرستی هستیم و اگر امسال هم دولت پزشکیان، سیاست دولت‌های قبلی را پیش بگیرد و بگوید به‌ناچار مجبور به افزایش حقوق کارمندان کمتر از نرخ تورم است، باید این چشم‌انداز را به مردم بدهد که در سال‌های آینده نرخ تورم را کاهش می‌دهد و میزان افزایش حقوق را بالاتر از تورم تعیین می‌کند.»

    ندری در پایان خاطرنشان کرد: «در سطح کارشناسی، تفاوت زیادی بین دولت آقای پزشکیان و دولت سیزدهم قابل مشاهده نیست و در واقع دولت چهاردهم همان کاری را انجام می‌دهد که دولت آقای رئیسی و قبل از آن انجام می‌دادند و حتی این نگرانی وجود دارد که وضعیت در سال‌های آینده بدتر هم بشود.»

  • پیامد تصمیمات من درآوردي دولت بر زندگی کارگران و بازنشستگان!

    پیامد تصمیمات من درآوردي دولت بر زندگی کارگران و بازنشستگان!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه تعادل نوشت:

    طي روزهاي اخير اخباري با موضوع نظام تصميم‌سازي‌هاي مرتبط با كارگران و بازنشستگان مطرح شد كه به نظرم لازم است در خصوص آنها صحبت شود. در وهله نخست، دولت اعلام كرد كه روند تصميم‌گيري در خصوص حقوق و دستمزدها را از شوراي عالي كار سلب نكرده و همچنان اجازه مي‌دهد تا سه قانون سه‌جانبه‌گرايي در اين زمينه حاكم باشد! در واقع دولت، تداوم قانون فعلي را در حكم دستاورد براي خود اعلام كرد و به خاطر آن بر سر كارگران و بازنشستگان منت گذاشت.

    در وهله بعد هم دولت و وزارت كار در مورد هر نوع افزايش در حقوق و دستمزدهاي۱۴۰۳ (حداقل در بحث افزايش حق مسكن) آب پاكي را روي دست كارگران ريخته و اعلام كردند، حداقل‌بگيران و بازنشستگان منتظر هيچ نوع افزايش جديدي نباشند! سومين موضوع مهم هم مرتبط با انتقادات شديد ساختار اجرايي از آمارها و گزارش‌هاي مركز پژوهش‌هاي مجلس بود كه بازخوردهاي وسيعي در فضاي عمومي كشور پيدا كرد.

    ۱-اصل موضوع محول كردن فرايند تعيين دستمزدها به مجلس از طريق تنظيم لايحه در واقع يك تصميم من درآوردي و غير كارشناسي است. متاسفانه از اين نوع اظهارات و اقدامات در دولت به كرات ديده مي‌شود. اين رويكردها نشان مي‌دهد در رابطه با مسائل اساسي كشور به خصوص مطالبات نيروي كار و خواسته‌هاي مرتبط با دستمزدها، تاملات جدي مبتني بر ديدگاه‌هاي كارشناسي و علمي در دولت وجود ندارد.متاسفانه بسياري از تصميمات و اقداماتي كه دولت درباره حقوق كارگران انجام مي‌دهد، بدون كار كارشناسي، استفاده از تجربيات گذشته و حضور و مشاركت اهل فن صورت مي‌گيرد. روندي كه نشان مي‌دهد براي ارزيابي مطالبات كارگران و بررسي دقيق نياز آنها كاركارشناسي مبتني بر برنامه و داده‌هاي مستند صورت نمي‌گيرد.

    به همين دليل است كه وزير كار خيلي راحت، اظهاراتي درباره گرفتن حق تصميم‌سازي مرتبط با تعيين دستمزدها از «شوراي عالي كار» و اعطاي آن به مجلس از طريق تصويب قانون جديد صحبت مي‌كند و بلافاصله پس از چند روز اين اظهارات مهم را كان‌لم‌يكن تلقي كرده و منتفي اعلام مي‌كند. اما اين اظهارات نگراني‌هاي بسياري را در بازار كار ايجاد كرده و دورنماي تيره و تاري را در خصوص چشم‌انداز آينده كسب و كار ارايه مي‌كند. بعد خيلي راحت در جلسه ديگر، رييس‌جمهور اين مساله را رد و همان وزيري كه با قاطعيت اعلام كرده بود از سال آينده ديگر مجلس درباره دستمزدها تصميم‌گيري مي‌كند و نه شوراي عالي كار از حرف خود عقب‌نشيني مي‌كند.

    ۲-مسائل مهم كشور در حوزه‌هاي اقتصادي و مساله دستمزدها و مطالبات كارگران موضوعات ساده‌اي نيستند كه در يك جلسه سخنراني درباره تغيير كامل نقشه راه بازار كار صحبت شود و در جلسه‌اي ديگر همه صحبت‌هاي قبلي منتفي شود. كاملا مشخص است كه دولت راهبرد روشني در حوزه مسائل كلان اقتصادي ندارد و بيشتر نسبت به رخدادها، واكنش‌هاي شتاب‌زده نشان مي‌دهد. اين روند نشان مي‌دهد، دولت توجه كافي به نيروي انساني و نيروي كار كشور به عنوان زيربناي اصلي توسعه و رشد و پيشرفت ندارد.

    نهايتا همين اظهارات شتاب زده است كه باعث بروز مشكلات جدي مي‌شود. تبعات منفي زيادي هم در اثر اين سوءمديريت‌ها بروز مي‌كند. ترسيم نقشه راه در خصوص بازار كار بايد در نهادهاي تخصصي مانند شوراي عالي كار مورد بررسي قرار بگيرد نه دفتر فلان مسوول و وزير و وكيل. دولت اگر احساس مي‌كند بايد تغييراتي در نظام تصميم‌سازي‌هاي كشور ايجاد كند بايد در نهادهاي تخصصي و علمي مسائل خود را مطرح كند. بررسي‌ها هم بايد با مشاركت كارگران، نخبگان و دانشگاهيان انجام شود، نه اينكه آقاي وزير يك روز از پايان عصر سه‌جانبه‌گرايي صحبت كند و فردا از تداوم آن بگويد.

     

    ۳-در عين حال دولت انتقادات بسيار زيادي از آمارها و گزارش‌هاي مركز پژوهش‌هاي مجلس دارد. اين از عجايب است، چرا كه مركز پژوهش‌هاي مجلس يك نهاد حاكميتي است.مركز پژوهش‌ها بازوي تقويتي، علمي و فني و در عين حال تقنيني مجلس است كه كمك مي‌كند مجلس با ارزيابي‌هاي علمي هم بازنگري درستي از قوانين انجام دهد و هم در تصويب قوانين جديد از داده‌هاي اين مركز استفاده كند. همگان ديدند كه ارزيابي‌ها و نگراني‌هاي مركز در حوزه مسائل اقتصادي باعث عصبايت نهادهاي اجرايي شد و باعث واكنش آنها شد. حتي اين آمارها را فعاليت‌هاي تخريبي عليه دولت تلقي كردند. در حالي كه اين پژوهش‌ها زمينه‌ساز سياست‌گذاري و برنامه‌هاي بلند دولت است و بايد از آن استقبال كرد.

    داده‌هاي مهمي چون نرخ خط فقر، وضعيت قدرت خريد مردم، نرخ تورم در اقلام مختلف، سبد معيشتي، مصائب حوزه مسكن و… مي‌تواند به دولت براي سياست‌گذاري‌هاي درست كمك كند. به اين معنا كه ساختار تصميم ساز كشور مي‌تواند آسيب‌شناسي درستي از مشكلات داشته باشد، در عين حال با يك هدف‌گذاري صحيح براي رفع مشكلات كشور برنامه‌ريزي كند. من فكر مي‌كنم دولت هم علاقه‌اي به كارهاي كارشناسي، اساسي و علمي ندارد چرا كه ايرادات (دولت) را نمايان مي‌كند و هم توجهي به نيروي كار كشور نشان نمي‌دهد. در واقع دولت توجهي به نقش برجسته نيروي كار در شكل‌گيري رشد، پيشرفت و نهايتا توسعه ندارد و اين عدم توجه براي آينده كشور خطرناك است.

  • اولویت دولت تناسب هزینه و درآمد خودش است! / فشار اصلی افزایش مالیات روی قشر میانه و ضعیف جامعه است

    اولویت دولت تناسب هزینه و درآمد خودش است! / فشار اصلی افزایش مالیات روی قشر میانه و ضعیف جامعه است

    به گزارش اقتصادران، بر اساس متن نهایی لایحه بودجه سال ۱۴۰۳، با افزایش ۲ میلیون تومانی، سقف معافیت مالیاتی حقوق بگیران به ۱۲ میلیون تومان افزایش یافت و افرادی با حقوق سالیانه ۱۴۴ میلیون تومان، معاف از مالیات خواهند بود. اما افرادی که درامد بین ۱۲ تا ۱۶ میلیون و نیم دارند، با افزایش مالیات ۱۰ درصدی رو به رو خواهند شد و این رقم به شکل پلکانی با افزایش نرخ حقوق افزایش خواهد داشت و در نهایت برای حقوق ۴۰ میلیون تومان به بالا، مالیات ۳۰ درصدی تعیین شده است.

    بر اساس آمار‌های عمکلرد سازمان امور مالیاتی کشور در سال ۱۴۰۲ حقوق بگیران بخش عمومی حدود ۳۱ همت و حقوق بگیران بخش خصوصی حدود ۴۹ همت مالیات پرداخت کرده اند. مالیات اصناف و مشاغل نیز حدود ۵۱ همت بوده که بر این اساس حقوق بگیران حدود ۳۰ همت از اصناف مالیات بیشتری پرداخت کرده اند.

    مسئله چگونگی افزایش حقوق و دستمزد بازنشستگان نیز از دیگر موضوعات چالشی است که باید دید در بلندمدت قابل چانه زنی و تغییر خواهد بود یا خیر. علی‌اصغر عنابستانی، رئیس کمیته حقوق و دستمزد کمیسیون تلفیق لایحه بودجه سال ۱۴۰۳ درخصوص آخرین تصمیم‌گیری پیرامون حقوق و دستمزد کارکنان و بازنشستگان در این باره گفت: «کمیته حقوق و دستمزد کمیسیون تلفیق جلسات متعددی را برگزار کرد و نهایتاً دولت پیشنهاد کرده بود که ۱۸ درصد متوسط حقوق و دستمزد کارکنان و بازنشستگان افزایش پیدا کند، بحث ما در مجلس و در کمیته حقوق و دستمزد این بود که بازه ۱۸د رصد چطور تعیین می‌شود و ساختار اجرای آن چگونه خواهد بود.»

    با توجه به این شرایط، پرسش‌هایی مطرح می‌شود از جمله این که چرا در کشور ما تناسب قابل قبولی بین حقوق و دستمزد‌ها ایجاد نمی‌شود و فشار افزایش مالیات ها، بیشتر بر دوش کدام گروه‌ها خواهد بود؟ در راستای پاسخ دهی به این پرسش‌ها با مرتضی عزتی، اقتصاددان و عضو هئیت علمی دانشگاه تربیت مدرس گفتگو کرده ایم:

    فشار اصلی افزایش مالیات روی قشر میانه و ضعیف جامعه است

    مرتضی عزتی گفت: «ارقامی که توسط دولت برای حداقل حقوق و دستمزد‌ها در سال ۱۴۰۳ اعلام شده، در بخش کارگری حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد افزایش حقوق را در نظر گرفته است که برای حقوق‌های بالاتر با ضریبی متفاوت در برابرافزایش دستمزد، در نظر گرفته شده است. اگر شخصی حداقل حقوق را دریافت کند، ۲ فرزند را داشته باشد، با ۳ الی ۴ سال سابقه کاری، مشمول مالیات نمی‌شود. اگر قرار باشد مالیات به درستی تعیین شود، حتی در ارقام بالاتر نیز نباید مالیات را افزایش داد، مگر این که رقم حقوق بسیار بالاتر از حد انتظار باشد که بخشی از آن مشمول مالیات می‌شود. در حال حاضر در کشور ما، افراد تازه کار و کارگرانی که حقوق حداقلی دارند، مشمول مالیات نمی‌شوند. اما با توجه به این که در نهایت عدد‌های حقوق و دستمزد کارگران بین ۲۵ تا ۳۰ درصد افزایش را تجربه خواهد کرد، افزایش حقوق و دستمزد با افزایش نرخ تورم ناهماهنگ است.»

    وی افزود: «کارمندان دولت نیز حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد افزایش حقوق دارند و در نتیجه افزایش حقوق و دستمزد آنان نیز کمتر از حدی است که بتوانند در برابر تورم، از رفاه برخوردار باشند. این وضعیت باعث می‌شود که شرایط رفاهی مردم یا به تعبیری درامد واقعی مردم، همچنان نسبت به سال قبل به اندازه محسوس و قابل توجهی کاهش پیدا کند. از طرف دیگر، در بحث مالیات، وقتی حقوق و دستمزد‌ها بالاتر می‌روند، سهمشان در پرداخت مالیات افزوده می‌شود. در چنین شرایطی، چون دولت، حقوق و دستمزد‌ها را کمتر از حد انتظار افزایش داده است، روی افرادی که دستمزد‌های بالاتری دارند، فشار مضاعف می‌شود. در برخی موارد، فردی که حقوق بالاتری می‌گیرد، افزایش حقوق ۱۵ درصدی دارد. این نرخ افزایش دستمزد با توجه به تورم بالای ۴۰ درصدی، اعمال می‌شود، بنابراین عدد دستمزدها، عدد بسیار ناچیزی است و قشر حقوق بگیری که دستمزدشان در دامنه میانه به بالا قرار می‌گیرد، بیشتر از سایرین تحت فشار هستند.»

    اولویت دولت تناسب هزینه و درآمد خودش است

    این اقتصاددان در ادامه گفت: «علت اصلی این که حقوق و دستمزد‌ها کمتر از تورم افزایش پیدا می‌کند، این است که اولویت دولت، تناسب هزینه و درآمد خودش است. دولت اصلی‌ترین پرداخت کننده حقوق و دستمزد در کشور است و سهم قابل توجهی از حقوق و دستمزدی که در کشور پرداخت می‌شود، توسط دولت است. در چنین شرایطی که دولت بزرگ‌ترین پرداخت کننده حقوق و دستمزد است، اگر حقوق و دستمزد‌ها را بالاتر ببرد، با افزایش هزینه‌های خود و کسری بودجه بیشتری رو به رو می‌شود. به همین دلیل از نظر دولت بهتر است که حقوق و دستمزد‌ها در این شرایط تورمی کمتر افزایش پیدا کند تا دولت کسری بودجه کمتری را تجربه کند؛ بنابراین اصلی‌ترین دلیل عدم افزایش حقوق و دستمزد به همین موضوع مرتبط است که دولت، خود، پرداخت کننده و خود نیز تصمیم گیرنده است که تا چه حد حقوق و دستمزد را افزایش دهد. این شرایط را می‌توان اصلی‌ترین مشکل در نظام تعیین حقوق و دستمزد دانست. اگر کارمندان می‌توانستند، خود در نحوه تعیین حقوق و دستمزد مشارکت کنند، قطعا شاهد عدد و رقم‌هایی متفاوت با آن چیزی بودیم که اکنون می بینیم.»

    وی افزود: «دولت بودجه خود را بیش از ۵۰ درصد افزایش داده است، در حالی که حقوق و دستمزد‌ها را تنها ۲۰ درصد افزایش داده است. خود این حرکت، یعنی دولت از مجموع خدماتی که به مردم می‌فروشد (مالیات، عوارض، حق الزحمه خدمات و …)، ۵۰ درصد اضافه‌تر دریافت می‌کند، ولی در بخشی که باید به مردم دستمزد دهد ۲۰ درصد یا کمتر افزایش ایجاد کرده است، همه این‌ها به این دلیل است که اولویت دولت، خودش است، نه تناسب‌هایی که علم اقتصاد تاکید می‌کند باید برقرار شود. علم اقتصاد می‌گوید قیمت‌های نسبی باید متناسب باشند، اما دولت قیمت کالا‌ها و خدمات را با دستمزد‌ها متعادل پیش نمی‌برد. در چنین شرایطی بی عدالتی اقتصادی رخ می‌دهد.»

    این عضو هیئت علمی دانشگاه گفت: «برای این که متوجه شویم ماجرای ارتباط وتاثیر حقوق و دستمزد در کشور دقیقا چیست، باید بدانیم که افزایش مالیات منجر به تورم می‌شود و افزایش تورم منتهی به افزایش فشار روی حقوق بگیران می‌شود.

    وقتی که مالیات‌ها افزایش پیدا می‌کند، صنوف مختلف تحت فشار قرار می‌گیرند. مالیات یا به شکل مستقیم از مصرف کننده (مالیات ارزش افزوده بیش از ۱۰ درصدی) صنوف و تولید کننده‌ها گرفته می‌شود. این در حالی است که هم اکنون اصناف و تولید کننده‌ها تحت فشار شدید رکود اقتصادی قرار دارند و تولید و فروش آنان نیز به شدت کاهش پیدا کرده است. در ضمن تورم در زمان خرید و فروش کالا‌های آنان، فشاری مضاعف ایجاد می‌کند. آن‌ها کالایی ۱۰۰ تومانی می‌خرند، این کالا را ۱۲۰ تومان می‌فروشند و وقتی قرار است دوباره این کالا را تامین کنند میبینند که از ۱۲۰ تومان فراتر رفته است. این به معنای فشار بیش از حد است. در این وضعیتی که ترسیم کردم، صنوف و تولید کننده‌ها مجبورند که یا قیمت کالا‌های خود را بالا ببرند و هزینه‌های نامتعارفی تعیین کنند یا تا مرحله تعطیلی مشاغل خود پیش بروند. این دومینو، روی کل جامعه تاثیری منفی می‌گذارد.»

  • دولت، مهمترین مخالف افزایش دستمزد کارگران است

    دولت، مهمترین مخالف افزایش دستمزد کارگران است

    به گزارش اقتصادران، جلسات تعیین دستمزد کارگران همچنان پرچالش در حال برگزاری است و تاکنون به نتیجه‌ای نرسیده است. دولت حداقل حقوق ۱۰ میلیون تومانی را پیشنهاد داده و بر آن پافشاری می‌کند و معتقد است افزایش حقوق و دستمزد‌ها تورم‌زا است و باید جلوی آن را گرفت. اخیرا هشتگی تحت عنوان «حداقل حقوق ۱۵ میلیون تومانی» در فضای مجازی ترند شده است و جامعه کارگری خواهان تعیین حقوق با این مقدار هستند.

    اعدادی که دولت و کارفرمایان پیشنهاد می‌کنند به هیچ‌عنوان قابل پذیرش نیست

    *درخصوص سبد معیشت در جلسات بحث جدی داریم و دوستان کارفرما اعم از دولت، اعدادی را پیشنهاد می‌دهند که به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست و ما نیز به عنوان نمایندگان کارگری، تحت هیچ شرایطی پیشنهادات آن‌ها را نمی‌پذیریم. عدد پیشنهادی ما برای سبد معیشت ۲۱ میلیون ۶۶۸ هزار تومان است. آن‌ها عدد ۱۵ میلیون و ۲۰۰ را مطرح می‌کنند. یعنی اگر عدد سبد معیشت سال گذشته که ۱۳ میلیون ۹۰ هزار تومان بود و به هیچ عنوان هم مورد قبول جامعه کارگری نبود را اگر همین را هم در نظر بگیریم، با هیچ منطقی نمی‌توانیم به عدد ۱۵ و ۱۶ میلیون تومان برای سال ۱۴۰۳ برسیم.

    *متاسفانه با یک دیدگاه سرکوب مزدی از سوی دولت و سایر کارفرما‌ها برای پایین نگه‌داشتن حقوق و دستمزد مواجه هستیم و متاسفانه اعدادی که پیشنهاد می‌دهند موجب آسیب‌رسیدن به بدنه جامعه کارگری می‌شود و ما نیز برای دفاع از خواسته مشروع جامعه کارگری به هیچ عنوان به این عدد تن نخواهیم داد.

    *ملاک تعیین رقم دستمزد، رقم سبد معیشت است که تاکنون هیچ توافقی روی آن صورت نگرفته است.

    *آن‌ها می‌گویند افزایش حقوق‌ها تورم زا است و باعث ایجاد تورم است و طبق مطالعات داخلی و خارجی، اصلا این ادعا را ثابت نمی‌کند.

    *اولین و مهمترین مخالف ما، دولت به عنوان کارفرمای اصلی است و سایر کارفرما‌ها نیز پشت سر دولت خودشان را قایم می‌کنند و طرف اصلی ما مشخصا دولت و کارفرماهایش است.

    حقوق ۱۵ میلیون تومانی را می‌توان پلکانی اجرا کرد

    *ترند هشتگ «حداقل حقوق ۱۵ میلیونی» کارزاری است که خودم آن را به راه انداختم و استدلالم این بود که عدد سبد معیشت ۲۱ میلیون و ۶۶۸ هزار تومان است که با توجه به تورمی که از سوی بانک مرکزی اعلام شده و با توجه به اینکه معتقدیم عملکرد دولت در سال آینده باعث افزایش تورم خواهد شد؛ براساس میزان تورم در سال آینده، عدد ۲۷ میلیون تومان خارج شده است. ما عدد ۱۵ میلیون تومان را براساس افزایش قیمت‌های سرسام در سال جاری و تورم و با توجه به سبد معیشت خارج کرده‌ایم.

    *از آنجایی که جبران فاصله سبد معیشت و نرخ دستمزد‌های فعلی به صورت آنی امکان‌پذیر نیست، به صورت پلکانی پیشنهاد عدد ۱۵ میلیون تومان را برای گام اول دادیم و کمتر از این را امضا نمی‌کنیم.

    *پیشنهاد ما منطقی و بسیار خوبی است و امیدواریم دولت قبول کند، اما با توجه به جلسات قبلی، تا به الان کاملا مخالف بوده‌اند و احتمال سرکوب مزدی را خواهیم داشت.

    تعهد می‌دهم پیشنهاد زیر ۱۵ میلیون را امضا نکنم

    *من در جایگاه خودم، متعهد شدم به عنوان نمایندگان کارگری، که کمتر از ۱۵ میلیون تومان را امضا نخواهیم کرد. ما نمایندگان ۳ حق رای داریم و امیداریم آن دوستان هم پای حرفشان باشند. البته، چون مصوبات با اکثریت آرا لازم‌الاجرا می‌شود، حتی با امضا نکردن ما بازهم این مصوب می‌شود.

  • به 280 درصد افزایش دستمزد نیاز داریم /  کارگران 19 روز ماه جیبشان خالی است

    به 280 درصد افزایش دستمزد نیاز داریم / کارگران 19 روز ماه جیبشان خالی است

    به گزارش اقتصادران، بیستم اسفندماه فرارسیده اما هنوز محاسباتِ جدی سبد معیشت خانوارهای کارگری (موضوع بند دوم ماده ۴۱ قانون کار) در کمیته مزدِ ذیل شورای عالی کار آغاز نشده است؛ فعالان کارگری این تاخیر طولانی را نشانه‌ای روشن از تلاش دولت برای «تعیین دستوری دستمزد» می‌دانند و این در حالیست که در سال‌های پیشین تا قبل از شروع اسفند، رقم سبد معیشت خانوار نهایی شده بود.

    بر طبق یک روال همیشگی، محاسبه‌ی سبد معیشت خانوارهای کارگری با اعمال ضریب بر سبد خوراکی‌ها و آشامیدنی‌های خانوار صورت می‌گیرد؛ به عبارت دقیق‌تر، هیچ زمان در سبد معیشت، وزن مولفه‌هایی مانندِ مسکن، آموزش و درمان، «واقعی» نیست و بدیهی‌ست که اگر وزن مولفه‌های تاثیرگذار به خصوص مسکن به صورت واقعی دیده شود، نرخ سبد معیشت بسیار بالاتر خواهد بود.

    در هر حال امسال در نشست ۱۶ اسفندِ کمیته مزد، وزارت بهداشت از سبد غذاییِ جدید خود رونمایی کرد؛ این سبد غذایی با نمونه‌های قبلی خود از منظر میزان کالری و اقلام مصرفی تا اندازه‌ای تفاوت دارد؛ اما سوال اینجاست که با در نظر گرفتن سبد غذایی وزارت بهداشت، نرخ سبد معیشت خانوارهای کارگری چند است؟

    فرامرز توفیقی، فعال کارگری، براساس سبد اعلامی وزارت بهداشت؛ محاسباتی انجام داده است؛ او در مورد این سبد می‌گوید: جدول سبد غذائی اعلامی برای بهتر شدن شرایط تغذیه دستوراتی داده است از جمله مصرف نان سبوسدار، مصرف ماهی و توت و کشمش و انجیر که در محاسبات قیمت بر اساس آمار اعلامی مرکز آمار بهمن ۱۴۰۲ در محاسبه دخیل شده است. او با استناد به سبد غذایی وزارت بهداشت و داده‌های تورمی بهمن‌ماه به سبد خوراکی‌ها و آشامیدنی‌های زیر رسیده است:

    با استناد به داده‌های این جدول، مصرف خوراکی‌های ماهانه یک خانوار متوسط ۳.۳ نفری از فرمول زیر به دست می‌آید:

    ۳۰ * ۳۰۵۳۰۷۴= ۹۱۵۹۲۲۲۰ ریال

    در واقع، سبد خوراکی‌های خانوار کارگریِ ۳.۳ نفره، بر مبنای سبد غذایی وزارت بهداشت و با استناد به داده‌های تورمی بهمن‌ماهِ ۱۴۰۲ رقم ۹ میلیون و ۱۵۹ هزار تومان است.

    حال نوبت محاسبه سبد معیشت کلی براساس نرخ سبد خوراکی‌ها و آشامیدنی‌های خانوار است؛ توفیقی با بیان اینکه «مطابق اعلام مرکز آمار ایران، سهم خوراکی‌ها در هزینه‌های زندگی برای دهک چهارم (دهکی که غالب کارگران متعلق به آن هستند)، ۳۸.۹ درصد است» سبد معیشت خانوارهای کارگری متوسط را براساس فرمول زیر به دست می‌آورد:

    ۲۳۵۴۵۵۵۷۹ = ۳۸.۹ /۱۰۰ *۹۱۵۹۲۲۲۰

    به این ترتیب با استناد به سبد غذایی وزارت بهداشت که به گفته فعالان کارگری، میزان کالری مصرفی روزانه افراد را به میزان معناداری کاهش داده، رقمِ سبد معیشت بسیار حداقلی خانوارهای کارگری، ۲۳ میلیون و ۵۴۵ هزار تومان است.

    توفیقی اضافه می‌کند: سبد معیشت ۱۴۰۲ که در بهمن و اسفند سال قبل در شورای عالی کار محاسبه شد، ۱۳ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان قیمت داشت؛ درنتیجه مابه‌التفاوت دو سبد همین الان، ۹۶۴۵۵۵۷۷ ریال است؛ در واقع در همین چند ماهِ گذشته، هزینه‌های زندگی خانوارهای کارگری بیش از ۹ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان افزایش یافته است.

    او با بیان اینکه «طبق داده‌های فوق، هزینه‌های حداقلی زندگی در بهمن ماه امسال، ۲۳۵۴۵۵۵۷۹ ریال است» افزود: حقوق دریافتی کارگران به شرط واریز تمام مزایای مزدی برای یک خانوار ۳.۳ نفره، ۷۹۹۸۳۶۰۴ ریال است؛ در نتیجه در بهمن ماه، دستمزد کارگران فقط ۳۳.۹۷ درصد سبد معیشت را پوشش می‌دهد و قدرت پوشش دستمزد، تنها ۱۰.۲ روز است؛ در واقع کارگران حداقل‌بگیر با دستمزدی که می‌گیرند، بیش از ۱۹ روز ماه جیب‌شان کاملاً خالی‌ست!

    با این حال، به گفته توفیقی، سبد غذایی وزارت بهداشت، یک سبد انتزاعی و ایستاست و نمی‌تواند ترجمان ملموسی از نیازهای خوراکی واقعی خانوارهای کارگری باشد: «این سبد فاقد پویایی است و سبدی ایستاست. بدین معنا که برای فراهم آوردن خوراک خانوار، اقلام مختلفِ این سبد باید فراوری شده و به معنای واقعی به غذا تبدیل شود؛ از سوی دیگر برای فراوری غذاها مواد بسیار زیادی لازم است که در سبد انستیتو تغذیه‌ی وزارت بهداشت، نیامده است، موادی همچون ادویه‌ها، چاشنی‌ها و ترشی‌ها. نکته دیگر، عدم محاسبه نوشیدنی‌ها در این سبد است که خودش سهم ۰.۸۹ درصدی در سبد دارد اما در جدول هزینه‌ها، هیچ خبری از آن نیست».

    او البته تاکید می‌کند «بعید به نظر می‌رسد که در مذاکرات مزدی شورای عالی کار، همین سبد قلب شده و غیر واقعی نیز مبنا قرار بگیرد، به احتمال زیاد بازهم به سراغ دستوراتِ از بالافرموده‌ی دولت برای افزایش دستمزد می‌روند، بازهم روی رقم ۲۰ درصد چانه خواهند زد، در حالیکه صد درصد افزایش مزد بازهم از سبد معیشت بسیار حداقلی کمتر است….».

    صد درصد افزایش دستمزد، به شرطی که تمام مزایای مزدی نیز همپای پایه مزد ۱۰۰ درصد زیاد شود، حقوق دریافتی یک خانوار ۳.۳ نفره را به حدود ۱۶ میلیون تومان می‌رساند، با این افزایش که در نهادی به نام شورای عالی کار بعید است به ثمر برسد، بازهم دستمزد کارگران ۷ میلیون و ۵۴۵ هزار تومان کمتر از سبد تنزل‌یافته‌ی بهمن ماه است. برای رسیدن دریافتیِ امروزِ کارگران به سبد معیشتِ ۲۳ میلیون و ۵۴۵ هزار تومانی به ۲۸۰ درصد افزایش دستمزد نیاز است. حالا باید پرسید در چنین شرایطی، چطور وزیر کار و دولتی‌ها روی ۲۰ درصد افزایش دستمزد در رسانه‌ها مانور می‌دهند، هدف‌شان از پروپاگاندایی این‌چنین خلاف واقعیت چیست؟!