برچسب: حقوق و دستمزد

  • عقب‌ماندگی شدید مزد در ایران / حقوق خلبانان ایرانی معادل کارگران ساده عربستان!

    عقب‌ماندگی شدید مزد در ایران / حقوق خلبانان ایرانی معادل کارگران ساده عربستان!

    به گزارش اقتصادران، سقوط مداوم ارزش ریال، دستمزد نیروی کار ایرانی را به‌طور کم و کمتر و قدرت خرید شاغلان را آب می‌کند. این موضوع نه‌تنها بسیاری از شاغلان کشور را فقیر و فقیرتر کرده، بلکه در سال‌های گذشته به مهاجرت نیروی متخصص از کشور دامن زده است.‌

    گزارشی که مرکز پژوهش‌های مجلس درباره پیشران‌های مهاجرت در ۲۵ سال اخیر منتشر کرده است، نشان می‌دهد‌ در بازه زمانی سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۴۰۰ عمده مهاجرت ایرانیان در سنین جوانی و بزرگسالی و در مردان بوده و دلیل اصلی مهاجران برخورداری از رفاه مالی بیشتر و به دلایل اقتصادی و به اشتغال بوده است و زنان به تبعیت از آنها مهاجرت کرده‌اند. کارشناسان می‌گویند‌ یک نیروی ماهر در کشور حداقل تا ۲۵‌سالگی تحصیل می‌کند و پنج تا ۱۰ سال هم را صرف حرفه‌آموزی کرده تا تبدیل به نیروی ماهر شود. به عبارت دیگر برای جایگزینی یک نیروی ماهر حداقل ۱۵ تا ۳۵ سال زمان لازم است.

     قیمت دلار ۴۷ برابر و دستمزد ۱۵ برابر شد

     حقوق خلبانان ایرانی معادل کارگران ساده عربستان

    این مسئله سبب مهاجرت گسترده نیروهای متخصص در کشور شده است. در این میان بسیاری از شرکت‌های هواپیمایی از مهاجرت گسترده خلبانان به کشورهای منطقه خبر می‌دهند و می‌گویند‌ این موضوع باعث تضعیف بیش از پیش شرکت‌های هواپیمایی ایران شده است. این در حالی است که بر‌اساس چشم‌انداز برنامه ۲۰‌ساله توسعه، بنا بود‌ ایران تبدیل به قطب هوانوردی منطقه شود، اما حالا در شرایطی که صنعت هوایی کشور نیاز به ۵۰۰ فروند هواپیما دارد، فقط حدود ۱۵۰ و بنا بر روایاتی ۶۰ تا ۷۰ فروند هواپیما در ایران فعال است که میانگین سنی این هواپیماها به ۲۰ سال می‌رسد. در این شرایط سقوط ارزش ریال هم سبب شده است‌ متخصصان صنعت هوایی و خلبانان اقدام به مهاجرت به کشورهای همسایه کنند. در ایران حقوق ماهانه خلبانان ماهر ایران به حدود هزار دلار می‌رسد و در برخی ایرلاین‌ها این رقم پایین‌تر است. این در شرایطی است که نه‌تنها دریافتی خلبانان در کشورهای منطقه چند برابر خلبانان ایرانی است، بلکه در برخی کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی حداقل حقوق کارگران با حقوق خلبانان ایرانی برابری می‌کند. گزارش‌ها نشان می‌دهد‌ حقوق خلبانان اماراتی وابسته به میزان مهارت آنها بین پنج‌هزارو ۴۰۰ تا ۲۶ هزار دلار است. در ترکیه هم خلبانان حداقل هزارو ۲۳۰ دلار دریافت می‌کنند.

     مقایسه دستمزد پزشکان ایرانی و اروپایی

    به‌جز خلبانان این روزها اخبار مهاجرت گسترده پزشکان و پرستاران به گوش می‌رسد. در همین زمینه حسین کرمانپور، روابط‌عمومی وزارت بهداشت، اعلام کرد‌ براساس «آمار نظام پزشکی» ایران از ابتدای کرونا تا سال ۱۴۰۱ حدود پنج هزار پزشک از این کشور مهاجرت کرده‌اند. علی جواهرفروش‌زاده، رئیس سازمان نظام پزشکی اهواز هم گفته بود‌ مهاجرت پزشکان ایران، از‌جمله اهواز به عمان، بحرین، قطر و اروپا در سال‌های اخیر رشد چشمگیری داشته است. طی یک سال گذشته روزانه برای دو تا  ۱۰ نفر از کادر درمانی اهواز گواهی مهاجرت صادر شده است. همچنین موید علویان، رئیس هیئت‌مدیره نظام پزشکی تهران گفته است مهاجرت پزشکان ایرانی در یک‌ سال هزار درصد رشد داشته است. ‌آمار کسانی که برای گرفتن تأییدیه به نظام پزشکی مراجعه کرده‌اند از ۴۰۰ نفر در سال ۱۴۰۰ به بیش از چهارهزارو ‌۲۰۰ مهاجر در سال‌ ۱۴۰۱ رسید. درباره مقایسه درآمد پزشکان و پرستاران هم باید گفت براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، متوسط درآمد سالانه یک پزشک در ایران در سال ۲۰۱۹ حدود ۱۰ هزار دلار بوده است که در مقایسه با متوسط درآمد سالانه یک پزشک در آمریکا که حدود ۲۹۴ هزار دلار، در انگلستان حدود ۱۳۶ هزار دلار، در کانادا حدود ۲۵۸ هزار دلار، در استرالیا حدود ۲۰۷ هزار دلار و در آلمان که حدود ۱۱۱ هزار دلار بوده، بسیار کمتر است. همچنین متوسط درآمد سالانه یک پرستار در ایران در سال ۲۰۱۹ حدود سه هزار دلار بوده است که در مقایسه با متوسط درآمد سالانه یک پرستار در آمریکا که حدود ۷۳ هزار دلار، در انگلستان حدود ۴۰ هزار دلار، در کانادا حدود ۵۹ هزار دلار، در استرالیا حدود ۶۵ هزار دلار و در آلمان که حدود ۴۷ هزار دلار بوده، بسیار کمتر است.

     سیل مهاجرت متخصصان نفتی

    این ماجرا برای متخصصان نفتی هم تکرار می‌شود. چندی پیش آرش نجفی، عضو کمیسیون انرژی اتاق ایران، به ایلنا گفته بود در حالی که مدیران درجه یک نفتی در ایران فقط حدود هزارو ۷۰۰ دلار حقوق دریافت می‌کنند، همین مدیران ارشد در معمولی‌ترین شرکت‌های دنیا پنج هزار دلار حقوق می‌گیرند. او در ادامه تأکید کرده است: «وقتی معیشت و ارزاق را مقایسه می‌کنیم با شهری مثل دوبی، یکی است؛ یعنی هزینه‌های دو کشور یکسان و درآمدها بسیار متفاوت و یک‌چهارم امارات است و همین باعث می‌شود از پرستار تا تکنسین فنی و متخصص به کشورهای حاشیه خلیج فارس و همسایه جذب شوند». همچنین ناصر عاشوری، دبیر انجمن صنفی کارفرمایی پالایش نفت، از بروز چالش در برخی پالایشگاه‌ها به دنبال مهاجرت نیروهای متخصص خبر داد و گفت: «تا پیش از این، مهندسان ما درخواست رفتن به خارج از کشور داشتند، اکنون افراد فنی و آچاربه‌دست پالایشگاه‌ها نیز درخواست کار در کشورهای خارجی را دارند؛ به‌طوری که از کشورهای همسایه دعوت‌نامه برای کارگران ماهر پالایشگاه‌ها با حقوق ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان در ماه ارسال می‌شود». مسئله حتی از نیروهای متخصص هم فراتر رفته است و سقوط ارزش ریال دستمزد کارگران ساده را نیز به‌شدت متأثر کرده است و زمزمه‌های تشدید مهاجرت کارگران به گوش می‌رسد.

     حقوق کارگران ایرانی فقط ۶۶ دلار

    قدرت خرید کارگران ایرانی به کمتر از یک‌سوم ۱۰ سال گذشته رسیده است. در حال حاضر ارزش دلاری دستمزد کارگران ایرانی فقط ۶۶ دلار در ماه است، حال آنکه دستمزد کارگران در سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶ به ۲۲۵ دلار در ماه می‌رسید. این در حالی است که بررسی داده‌های وزارت کار عمان نشان می‌دهد‌ حداقل حقوق کارگران در این کشور ۸۴۵ دلار در ماه است. حداقل حقوق کارگران در کویت هم حدود ۲۴۵ دلار است. همچنین حقوق کارگران در امارات هم بین ۴۹۰ تا ۹۰۰ دلار در ماه و در عراق هم حداقل حقوق کارگران بین ۳۵۵ تا ۴۰۰ دلار است. در این میان عربستان سعودی ارقام قابل توجهی به‌عنوان حقوق به کارگران می‌پردازد و حداقل حقوق کارگران  بین ۸۰۰ تا هزار دلار است.

  • سقوط آزاد معیشت / کارگران و رویای یک «زندگی معمولی»!

    سقوط آزاد معیشت / کارگران و رویای یک «زندگی معمولی»!

    به گزارش اقتصادران، به روزهای پایانی سال و موعد تعیین دستمزد کارگران نزدیک می‌شویم. تا امروز تنها سه جلسه کمیته مزد و دو جلسه شورای‌عالی کار برگزار شده است. هنوز نرخ سبد معیشت تعیین نشده و آمار و ارقامی که در این جلسات رد و بدل شده، به بیرون درز نکرده است.

    مذاکرات مزدی در حالی انجام می‌شود که طی هفته‌های اخیر با حذف ارز ترجیحی از کالاهای اساسی، موجی کم‌سابقه از افزایش قیمت‌ها شکل گرفته و هزینه‌های زندگی با شتابی بی‌سابقه رو به صعود گذاشته است. متأثر از این وضعیت، گروه کارگری تأکید دارد که سبد معیشت باید با در نظر گرفتن آثار حذف ارز ترجیحی و بر مبنای تورم بهمن‌ماه محاسبه شود؛  به این امید که با تعیین رقمی نزدیک به واقعیت‌های بازار، زمینه برای چانه‌زنی بر سر دستمزدی منصفانه فراهم شود. این امیدواری البته چندان محلی از اعراب ندارد  چراکه بنا به تجربه‌ی هر سال، حتی نرخ سبد معیشت حداقلیِ محاسبه شده در کمیته مزد، مبنای تعیین دستمزد کارگران قرار نمی‌گیرد.

    کوچک شدنِ سبد حداقل‌های زندگی

    مطابق ماده ۴۱ قانون کار، تعیین دستمزد کارگران باید بر پایه نرخ سبد حداقل‌های زندگی برای یک خانواده ۳.۳ نفره و با استناد به نرخ تورم رسمی اعلام‌شده از سوی بانک مرکزی تعیین شود. بر این اساس، حداقل حقوق باید تأمین‌کننده نیازهای اساسی و ضروری یک خانواده کارگری باشد اما در عمل، سال‌هاست این قانون به درستی اجرا نمی‌شود. شکل‌گیری شکافی عمیق و پایدار میان حداقل دستمزد و هزینه‌های واقعی معیشت، نتیجه‌ی این سرکوب مزدی مکرر و همیشگی است؛ وضعیتی  که باعث شده دریافتی بسیاری از کارگران حتی پاسخگوی ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی نیز نباشد.

    اکنون به وضعیتی رسیده‌ایم که همین سبد حداقلی نیز به کوچک‌ترین اندازه خود تقلیل یافته است. اگر خوراک، پوشاک، درمان و مسکن را بدیهی‌ترین نیازهای بقا بدانیم، همین نیازهای اولیه نیز به سخت‌ترین شکل ممکن تأمین می‌شوند. افزایش بی‌سابقه قیمت کالاهای خوراکی اساسی همچون برنج، مرغ، گوشت و حتی نان، توان تأمین این اقلام ضروری را به‌شدت محدود کرده است؛ فشاری که تنها به سفره محدود نمی‌شود و در حوزه‌های مسکن، آموزش و درمان نیز به‌ وضوح قابل مشاهده است.

     وقتی تثبیت وضع موجود یک دستاورد می‌شود!

    با حذف ارز ترجیحی از کالاهای اساسی، فشار هزینه‌ها سنگین‌تر شده و برخی کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند سبد حداقل‌های زندگی در سال پیش‌رو به رقمی بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون تومان برسد. این در حالی است که حداقل حقوق امسال رقمی حدود ۱۴ میلیون تومان است و دریافتی کارگر حداقل‌بگیر با دو فرزند به حدود ۱۷ میلیون تومان می‌رسد. شکاف میان این ارقام به‌روشنی گویای واقعیت است: برای نزدیک شدن دستمزد به نرخ سبد معیشت، افزایش مزد در سال آینده باید فراتر از ۱۰۰ درصد باشد.

    پرسش اما اینجاست؛ آیا چنین افزایشی در عمل امکان‌پذیر است؟ و آیا دستمزد می‌تواند به سطحی هم‌تراز با هزینه‌های واقعی زندگی یا دست‌کم نزدیک به آن برسد؟

    وزیر کار در پاسخ به این پرسش در یک نشست خبری گفت: «هدف اصلی، حفظ قدرت خرید کارگران است.» این جمله، اگر بی‌واسطه و صریح خوانده شود، معنایی جز تلاش برای تثبیت شرایط بد معیشتی موجود ندارد؛ یعنی آنچه در دستور کار قرار گرفته، نه بهبود معیشت، بلکه جلوگیری از وخیم‌تر شدن آن است. به بیان روشن‌تر، سقف انتظار از مذاکرات مزدی این است که اوضاع کارگران در سال آینده از سطح دشوار کنونی پایین‌تر نرود.

    در چنین چارچوبی، حفظ وضع موجود – حتی با همه کاستی‌ها و فشارهایش – به عنوان یک دستاورد مطرح می‌شود؛ نشانه‌ای از آنکه افق سیاست‌گذاری مزدی، بیش از آنکه معطوف به جبران عقب‌ماندگی‌ها باشد، بر مهار سقوط بیشتر متمرکز شده است.

    بله؛ ماده ۴۱ قانون کار کاملا تشریفاتی است!

    سخنان وزیر کار بعدتر با اظهارات پروانه رضایی، معاون روابط کار وزیر، تکمیل شد. او در نشستی با دبیران اجرایی خانه کارگر، ماده ۴۱ قانون کار را تشریفاتی دانست و گفت: «ماده ۴۱ قانون کار، مبنای تعیین دستمزد را بر اساس معیشت یک خانواده چهار نفره تعریف کرده است؛ به این معنا که یک نفر کار کند و سه نفر دیگر را اداره کند؛ اما این اتفاق شدنی نیست.»

    این سخن، در واقع تأیید شکافی است که در طول سال‌ها میان قانون و واقعیت زندگی کارگران شکل گرفته است. حداقل حقوق یک کارگر، تأمین‌کننده حداقل نیازهای خانواده او نیست. در چنین شرایطی برای آنکه زندگی در حداقلی‌ترین شکل ممکن، یعنی در سطح تامین حیاتی‌ترین و حداقلی‌ترین نیازها بچرخد، یا باید دو نفر در خانواده کار کنند و یا سرپرست خانواده چند شیفت کار کند و از ساعات استراحت و فراغت خود بزند تا زندگی اعضای خانواده، فقط در حد بقا تداوم داشته باشد!

    این وضعیت زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که بدانیم بر اساس آمارهای مطرح‌شده در یکی از جلسات کمیته مزد امسال، ۷۲ درصد از بیمه‌شدگان در زمره حداقل‌بگیران یا دریافت‌کنندگان اندکی بالاتر از حداقل دستمزد قرار دارند. به این ترتیب، اکثریت نیروی کار رسمی کشور در محدوده حداقل حقوق دریافتی دارند و برای تأمین یک زندگی صرفاً حداقلی و در حد بخور و نمیر، ناچارند ساعات طولانی و طاقت‌فرسا کار کنند.

     سقوط مکرر معیشت

    عبدالله بلواسی، فعال کارگری، درباره وضعیت فعلی کارگران می‌گوید: امروز سفره کارگران و بازنشستگان بیش از هر زمان دیگری کوچک شده است. دستمزد سال ۱۴۰۴ از همان روزهای ابتدایی سال، ارزش خود را از دست داد و با تداوم سقوط ارزش ریال و افزایش بهای مایحتاج زندگی، اثراتِ ناچیز افزایش مزد عملاً خنثی شد.

    بلواسی بی‌اثر شدنِ ارزش مزد بعد از گذشت چند ماه از سال و سقوط دوباره معیشتِ کارگران را روندی تکراری می‌داند و می‌گوید: ما بارها گفته‌ایم که تعیین دستمزد به‌صورت سالانه در شرایط بی‌ثبات اقتصادی و با این حجم از بی‌تدبیری در اداره‌ی کشور نابجاست. برای آنکه کارگران سقوط دائم معیشت را تجربه نکنند، بازنگری در دستمزد، دست‌کم باید به‌صورت فصلی انجام شود یا دولت با تقویت بن‌های حمایتی، کاهش قدرت خرید را جبران کند.

    او می‌گوید: ارزش دستمزد به قدری سقوط کرده که حقوق یک ماه کارگر به کمتر از ۱۰۰ دلار رسیده است. صعود چشمگیر و گاه چند صددرصدی هزینه‌هایی مانند اجاره مسکن، دارو، خوراک، آب، برق و گاز موجب شده دستمزدهای فعلی حتی پاسخگوی حداقل‌های معیشتی نباشد و همان روزهای اول ماه به پایان‌برسد.

    این فعال مستقل کارگری تکید می‌کند:  بسیاری از خانواده‌های کارگری ناچار شده‌اند اقلامی مانند گوشت، میوه و حتی لبنیات را از سبد غذایی خود حذف کنند. چطور می‌شود یک کارگر به این حد از درماندگی برسد که حتی نتواند در سال دو کیلو گوشت به خانه‌اش ببرد؟!

    بلواسی در ادامه به نبود سندیکاهای مستقل و نمایندگان واقعی کارگری اشاره می‌کند و می‌گوید: کارگران در غیاب تشکل‌های مستقل، هر آسیبی که فکر کنید دیده‌اند و از قربانیان مسلم سیاست‌های خُرد و کلان اقتصادی هستند.

    او می‌گوید: کارگری که با ده دوازده ساعت کار در هفت روز هفته نمی‌تواند نیازهای حداقلی خانواده خود را برآورده کند، چه امیدی به آینده دارد؟ همین ناامیدی و استیصالِ معیشتی باعث شد کارگران در کنار سایر اقشار به خیابان‌ها بیایند. اما  دیدیم چه اتفاقی افتاد! هنوز نمی‌دانیم در اعتراضات دی ماه چند کارگر  جان خود را از دست داده‌اند و چند نفر در زندان هستند. چیزی که خوب می‌دانیم این است که جواب اعتراض این نیست!

    تلاش برای تثبیتِ حدِ کنونی فقر و ناتوانی‌

    ما درگیرِ یک ناامیدی جمعی شده‌ایم. کارگران دیگر امیدی به بهبود اوضاع خود در ساختار فعلی ندارند. آن‌ها بارها سقوط سنگین معیشت را تجربه کرده‌اند و می‌دانند نهایتِ آنچه در  جلسات  مزدی  آخر سال نصیب‌شان می‌شود، حفظ وضع موجود است. یا به عبارتی دیگر، آن‌ها کاملا مطلع هستند که دستاورد  شورای‌عالی کار در پایان سال، چیزی بیشتر از نگه‌داشتن  حدِ  کنونیِ فقر و ناتوانی‌اشان نخواهد بود.

  • حقوق ۱۰۰ درصد هم افزایش پیدا کند کافی نیست

    حقوق ۱۰۰ درصد هم افزایش پیدا کند کافی نیست

    به گزارش اقتصادران، چالش حقوق و دستمزد برای سال آینده آغاز شده است. وزیر کار روز گذشته اعلام کرد که جلسه تعیین دستمزد کارگران در سال ۱۴۰۵ هفته آینده برگزار می‌شود. تاکنون سه جلسه میان نمایندگان کارگران و کارفرمایان برگزار شده، اما هنوز نتیجه مشخصی اعلام نشده است. کارگران با توجه به تورم فعلی و پیش‌بینی رشد آن در سال آینده، انتظار افزایش دستمزدی فراتر از ارقام معمول را دارند. در مقابل، کارفرمایان همچنان بر این باورند که افزایش دستمزد می‌تواند به تشدید تورم منجر شود.

    حقوق و دستمزد بر اساس سبد معیشت تعیین شود نه تورم رسمی

    در همین رابطه با حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری که سابقه نمایندگی کارگران در شورای عالی کار را دارد، گفت‌وگو کردیم. او می‌گوید مبنای پیشنهاد کارگران برای تعیین دستمزد، «سبد معیشت» است.

    صادقی گفته «پیشنهاد ما بر اساس سبد حداقلی معیشت است؛ سبد حداقلی معیشت که میزان کالری بدن یک انسان را تأمین می‌کند.. تأکید ما اجرای ماده ۴۱ قانون کار و مذاکره بر مبنای همین سبد است. این موضوع از دوره وزارت آقای ربیعی احیا شد، در زمان آقای شریعتمداری ادامه یافت و در دوره بعدی کم‌رنگ شد. سبد معیشت برگرفته از تورم واقعی است، نه تورم عمومی محاسبه‌شده بر اساس فراوانی کالاها.»

    صادقی تاکید کرده که تورم مدنظر ما براساس فراوانی کالا‌های خدماتی نیست بلکه بر اساس سبد حداقلی سفره کارگر است.

    تورم واقعی امروز ۶۷ درصد است تورم رسمی ۳۵ درصد

    صادقی معتقد است تورم واقعی سبد معیشت بسیار بالاتر از نرخ‌های رسمی است: «اگر تورم را ماه‌به‌ماه بررسی کنیم، امروز به حدود ۶۷ درصد می‌رسد، اما اگر روی سبد گسترده ۲۵۳۵ کالاها محاسبه شود، حدود ۳۵ درصد اعلام می‌شود. موضوع سبد معیشت باید مستقل از یارانه‌ها و کالابرگ بررسی شود. کالابرگ نباید جایگزین دستمزد واقعی شود.»

    به گفته این عضو اتحادیه کارگری در مذاکره با وزارت کار، کالابرگ به کسی که دهک ۱۰ هم هست پرداخت می‌شود، به کارگری که ماهانه ۱۵ میلیون حقوق می‌گیرد هم ارائه می شود. بنابراین دقت داشته باشید که کالابرگ نباید موضوع سبد معیشت را کمرنگ کند.

    حقوق ۱۰۰ درصد هم افزایش پیدا کند کافی نیست

    به گفته او، حتی افزایش چشمگیر حقوق نیز پاسخگوی هزینه‌های زندگی نیست: «اگر پایه حقوق ۱۰۰ درصد هم افزایش یابد، به حدود ۲۰ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان می‌رسد. اگر یک وزیر و نماینده مجلس توانست با این حقوق ۵ روز زندگی کند، من به او جایزه می‌دهم. در اقتصادی که تورم به‌صورت لحظه‌ای تغییر می‌کند، نمی‌توان با نگاه حداقلی به دستمزد تصمیم گرفت. شاخص قیمت دارو و اقلام ضروری نشان می‌دهد فشار معیشتی بسیار جدی‌تر از ارقام رسمی است.»

    تورم سال آینده سه رقمی است | افزایش ۲۰ درصدی دستمزد جامعه را به تنش می‌کشاند

    صادقی هشدار می‌دهد تصمیم‌گیری بر اساس تورم دو رقمی، در شرایطی که احتمال جهش‌های بیشتر وجود دارد، می‌تواند تبعات گسترده‌ای داشته باشد:«کسانی که افزایش ۲۰ درصدی را مطرح می‌کنند، جامعه را به سمت تنش می‌برند. نگاه ما به دستمزد هنوز بسته و غیرواقع‌بینانه است. در کشورهایی مانند ترکیه، دستمزدها متناسب با شرایط اقتصادی چندین بار در سال تعدیل می‌شود و تا ۷۵ درصد هم در طول سال افزایش پیدا می کند. ترکیه تورمی بیشتر از ایران داشت، اما توانست با این مؤلفه شدت تورم را کنترل کند اما در ایران فاصله میان درآمد و هزینه روزبه‌روز عمیق‌تر می‌شود.»

    رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری می گوید: عامل وضعیت فعلی تفکر بسته‌ای است که عده‌ای نسبت به دستمزد دارند. عده‌ای می‌گویند افزایش دستمزد عامل تورم است.

    او در پایان تاکید کرده «تورم تنها نتیجه افزایش دستمزد نیست؛ سیاست‌های کلان اقتصادی، تحریم‌ها و کاهش سرمایه‌گذاری نیز نقش تعیین‌کننده دارند. تا زمانی که این عوامل اصلاح نشود، فشار تورمی ادامه خواهد داشت.»

  • همیشه سر حقوق بگیران در برابر رشد تورم، کلاه رفته است / افزایش ۲۰ درصدی حقوق در برابر فشارهای اقتصادی راهگشا نیست /  مردم می خواهند قدرت خریدشان بالاتر برود نه عدد دستمزدشان

    همیشه سر حقوق بگیران در برابر رشد تورم، کلاه رفته است / افزایش ۲۰ درصدی حقوق در برابر فشارهای اقتصادی راهگشا نیست / مردم می خواهند قدرت خریدشان بالاتر برود نه عدد دستمزدشان

    به گزارش اقتصادران، تعیین حقوق کارگران و کارمندان دولت در ماههای پایانی هر سال و ماههای آغازین سال بعد، یکی از مهمترین موضوعاتی است که برای قشر حقوق بگیر به عنوان دغدغه ای معیشتی مورد توجه است. در روزهایی که در سایه تحولات سیاست خارجی وضعیت مهار تورم در کشور چندان ساده نیست، هماهنگی تورم و دستمزدها به موضوعی مهم از دید اغلب تحلیلگران اقتصادی تبدیل شده است.

    برخی منابع خبری اعلام کرده اند که براساس ضوابط مالی تهیه و تدوین لایحه بودجه سال ۱۴۰۵، دستگاه‌های اجرایی موظف شده‌اند افزایش ضریب ریالی حقوق کارکنان را نسبت به آخرین احکام کارگزینی سال ۱۴۰۴ با رشد ۲۰ درصدی در محاسبات خود لحاظ کنند.

    اما پرسشهایی درباره این میزان افزایش دستمزد و همخوانی آن با شرایط معیشتی کارمندان مطرح است. علی قنبری، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس به بررسی این موضوع پرداخته است:

    سر حقوق بگیران در برابر رشد تورم، کلاه رفته

    علی قنبری گفت: «همیشه سر حقوق بگیران در برابر رشد تورم، کلاه رفته است. درواقع همیشه تورم بالاتر از حقوق است. این موضوعی که در خصوص احتمال افزایش ۲۰ درصدی حقوق مطرح شده در شرایطی است که نرخ تورم در بهترین حالت با همین فرمان تا پایان سال یا اوایل سال آتی، به بالای ۴۵ درصد می رسد. از منظر تحلیلی، اگر تورم ۴۵ درصد باشد و دستمزد تنها ۲۰ درصد رشد کند، قدرت خرید مردم حداقل ۲۵ درصد کاهش پیدا می‌کند. این یعنی خانواده‌ای که سال قبل با یک سطح مشخص هزینه زندگی می‌کرد، اکنون برای همان سبد کالا باید یک‌چهارم بیشتر از درآمدش هزینه کند. این محاسبه ساده، نشان می‌دهد فشار معیشتی نه‌تنها کاهش نمی‌یابد، بلکه تشدید می‌شود. با این تفاسیر، چطور قرار است مردم از پس هزینه های زندگی خود بربیایند. اگر دولت واقعا می خواهد کاری برای مردم انجام دهد باید روی کاهش تورم متمرکز شود. تا زمانی که تورم کشور به شکل لجام گسیخته رو به افزایش است، هر چقدر حقوق ها افزایش پیدا کند، بی فایده است. در حال حاضر افزایش حقوق ها در برابر نرخ تورم واقعا ناچیز است. درست است که افزایش حقوق خواهی نخواهی روی تورم موثر است اما لازم است که با کمک برنامه های اساسی پولی و مالی تورم کنترل شود تا افزایش حقوق ها منطقی تر شود.»

    وی افزود: «در اقتصاد ایران، حقوق‌بگیران تقریباً همیشه بازندگان رقابت میان دستمزد و تورم بوده‌اند. طی دو دهه گذشته، میانگین رشد سالانه دستمزدها معمولاً بین ۱۵ تا ۲۵ درصد بوده، در حالی که میانگین تورم رسمی اغلب در بازه ۳۰ تا ۴۵ درصد نوسان کرده است. این فاصله به‌ظاهر کوچک، از نظر علم اقتصاد تفاوت بنیادینی ایجاد می‌کند: کاهش مستمر قدرت خرید واقعی. یعنی درآمد پولی بالا می‌رود، اما درآمد واقعی، که همان قدرت خرید است، کاهش پیدا می‌کند. در چنین وضعیتی انتظار اینکه مردم بتوانند هزینه‌های اساسی مانند اجاره، خوراک، درمان و حمل‌ونقل را بدون تغییر سطح رفاه مدیریت کنند، واقع‌بینانه نیست. آمارهای رسمی همین را تأیید می‌کنند: مثلاً در بازار مسکن، رشد اجاره‌بها در سال‌های اخیر گاهی به ۵۰ تا ۶۰ درصد رسیده و در بخش خوراکی‌ها، برخی اقلام افزایش‌های ۴۰، ۷۰ درصدی را تجربه کرده‌اند. طبیعی است که افزایش ۲۰ درصدی حقوق در برابر چنین فشارهایی راهگشا نیست.»

    افزایش دستمزد بدون کنترل نقدینگی یعنی تورم مضاعف

    این اقتصاددان در ادامه گفت: «افزایش دستمزد در اقتصادهای تورمی، اگر با کنترل نقدینگی همراه نباشد، خود به تورم تبدیل می‌شود. در ایران، نقدینگی سالانه معمولاً بیش از ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش پیدا می‌کند. این رقم، با هیچ معیاری مناسب اقتصادی نیست. وقتی نقدینگی چنین سرعتی دارد، سیاست افزایش حقوق، تنها یک واکنش سطحی به یک بیماری عمیق است. دلیل هم واضح است: تا زمانی که حجم پول و پایه پولی کنترل نشوند، افزایش حقوق، بلافاصله در قیمت‌ها منعکس و خنثی می‌شود. بنابراین، اگر دولت قصد بهبود واقعی معیشت مردم را دارد، باید به ریشه تورم بپردازد. مهم‌ترین عامل تورم در اقتصاد ایران کسری بودجه مزمن است. دولت به‌طور تاریخی با کسری‌هایی مواجه بوده که گاهی تا ۵۰۰ هزار میلیارد تومان و بیشتر هم رسیده است. جبران این کسری معمولاً از مسیرهایی مانند استقراض از بانک‌ها، انتشار اوراق بدهی و برداشت از منابع پنهان انجام می‌شود که همگی اثر تورمی دارند. در بسیاری از کشورها، هنگامی که کسری بودجه به حدود ۳ درصد تولید ناخالص داخلی برسد، آن را خطرناک می‌دانند؛ در ایران اما این نسبت گاهی به ۶ تا ۸ درصد هم نزدیک شده است.»

    وی افزود: «افزایش حقوق زمانی معنا دارد که دولت بتواند با سیاست‌های مکمل، تورم را در محدوده‌ای قابل پیش‌بینی نگه دارد. برای دستیابی به این هدف، دو محور اصلی باید در کانون سیاست‌گذاری اقتصادی قرار گیرد: کنترل تورم و ایجاد رشد اقتصادی پایدار. بدون رشد اقتصادی، پایه مالیاتی افزایش نمی‌یابد، درآمدهای پایدار شکل نمی‌گیرد و دولت ناچار است بخش بیشتری از هزینه‌ها را از طریق پولی‌سازی تأمین کند؛ مسیری که به‌صورت مستقیم تورم‌زاست.اصلاح ساختار بودجه مهم‌ترین گام در این مسیر است. بخش قابل توجهی از بودجه جاری به نهادها و سازمان‌هایی اختصاص دارد که نه تنها خروجی اقتصادی مشخصی ندارند، بلکه برخی از آنها درآمدهای مستقل و قابل توجه نیز دارند و نیازی به دریافت بودجه ندارند. حذف هزینه‌های غیرضروری، هدفمندکردن یارانه‌ها، جلوگیری از اتلاف منابع و جلوگیری از تخصیص بودجه‌های کم‌اثر، می‌تواند بخشی از کسری بودجه را بدون بار تورمی جبران کند.»

    تبلیغات

    مردم می خواهند قدرت خریدشان بالاتر برود نه عدد دستمزدشان

    عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس تاکید کرد: «اگر سیاست‌گذار قصد دارد تأثیر واقعی در رفاه مردم ایجاد کند، باید به جای اتکا به اصلاحات سطحی، به اصلاحات ساختاری فکر کند. افزایش‌های سالانه حقوق، بدون کنترل تورم، فقط اعداد را بزرگ‌تر می‌کند اما زندگی را سخت‌تر. مردم می خواهند قدرت خریدشان بالاتر برود نه عدد دستمزدشان . اقتصاد ایران زمانی به ثبات می‌رسد که تورم به سطوح تک‌رقمی پایدار نزدیک شود؛ سطحی که بسیاری از کشورها آن را معیار سلامت اقتصاد می‌دانند. تا زمانی که تورم به این نقطه نرسد، افزایش حقوق تنها نقشی عدد و رقمی دارد و اثر معیشتی واقعی ایجاد نمی‌کند.در نهایت، مردم زمانی احساس بهبود می‌کنند که درآمد واقعی آنها افزایش یابد، نه رقم اسمی دستمزد. این هدف تنها با کاهش نرخ رشد نقدینگی، مهار کسری بودجه، اصلاح سیاست‌های مالی و ایجاد رشد اقتصادی پایدار قابل تحقق است. تا زمانی که این اصلاحات انجام نشود، فاصله میان درآمد و هزینه بیشتر خواهد شد و گروه‌های حقوق‌بگیر همچنان اصلی‌ترین قربانیان تورم باقی می‌مانند.»

  • افزایش اسمی دستمزدها و کوچک‌تر شدن سفره‌ها / افزایش دستمزدها هم دیگر دردی را درمان نمی کند؟

    افزایش اسمی دستمزدها و کوچک‌تر شدن سفره‌ها / افزایش دستمزدها هم دیگر دردی را درمان نمی کند؟

    به گزارش اقتصادران، با افزایش تورم صددرصدی مواد خوراکی و خط فقر بیش از ۵۵ میلیون تومانی، تعیین دستمزد ۱۴۰۵ به بحرانی ملی تبدیل شده است.

    اقتصاد کشور در‌حالی به نهمین ماه سال ۱۴۰۴ نزدیک می‌شود که به اعتقاد کارشناسان و تحلیلگران بازار کار، باتوجه به شرایط خاص اقتصادی و تورمی، بررسی موضوع دستمزد سال آینده باید از حالا جدی گرفته شود. در این میان سه سناریوی محتمل برای سال ۱۴۰۵، درخصوص افزایش دستمزدها مطرح است؛ در سناریوی اول یا سناریوی خوش‌بینانه افزایش پیش‌بینی ‌شده دستمزدها حدود ۴۰ تا ۵۰درصد یا بیشتر است، در سناریوی دوم یا سناریوی واقع‌بینانه افزایش پیش‌بینی‌ شده حدود ۲۵ تا ۳۵ درصد مطرح شده و در سناریوی سوم یا سناریوی محافظه‌کارانه افزایش پیش‌بینی‌ شده حدود ۲۰ تا ۲۵درصد یا کمتر خواهد بود، اما در واقع‌بینانه‌ترین حالت، میزان افزایش دستمزدها در سال آینده ۲۵ تا ۳۵درصد اعلام می‌شود.

    افزایش دستمزدها حتی مُسکن هم نیست 

    حسین راغفر، اقتصاددان و استاد دانشگاه با اشاره به افزایش دستمزدها در سال ۱۴۰۵ به «اعتماد» می‌گوید: این میزان افزایش دستمزد، هیچ تاثیری بر قدرت خرید کارگران ندارد و در برابر تورم سنگینی که امسال به مردم به‌ویژه طبقات پایین تحمیل شده است، افزایش پایه دستمزد بین ۱۲ تا ۱۵ میلیون تومانی رقم قابل‌توجهی نیست و حتی نمی‌تواند بخشی از فشار تورمی را جبران کند.

    او توضیح می‌دهد: بیش از سه دهه است که نرخ افزایش دستمزدها به ‌مراتب کمتر از نرخ تورم بوده است، درحالی که تورم اعلام ‌شده میانگین قیمت کالاها و خدمات است، سبد مصرفی کارگران معمولا تورم بالاتری را تجربه می‌کند. همین امر باعث می‌شود افزایش‌های اسمی حقوق در واقع نوعی سرکوب مزدی باشد که در طول ۳۷ سال گذشته تداوم یافته است.

    راغفر تاکید می‌کند: افزایش محدود دستمزدها 

    نه تنها موجب رشد بهره‌وری نمی‌شود، بلکه در عمل انگیزه نیروی کار را کاهش می‌دهد. وقتی دستمزد واقعی کارگران کاهش می‌یابد، نه تنها انگیزه کار ازمیان می‌رود، بلکه بهره‌وری نیز افت می‌کند، به همین دلیل است که بسیاری از کارگران روزمزد و شرکتی در سال‌های اخیر کار خود را ترک کرده و به مشاغلی مانند رانندگی یا فعالیت‌های آزاد روی آورده‌اند.

    به باور این اقتصاددان، کاهش انگیزه و امنیت شغلی، کیفیت نیروی کار را هم تنزل داده است و این خود عاملی برای سقوط بهره‌وری در دستگاه‌های دولتی به شمار می‌آید.

    راغفر سیاست تکرارشونده افزایش سالانه حقوق، بدون مهار تورم را یک دور باطل می‌داند و توضیح می‌دهد: اگر افزایش دستمزد متناسب با نرخ تورم نباشد، دولت ناگزیر می‌شود در هزینه‌های خود بازنگری و انضباط مالی ایجاد کند، اما در شرایط فعلی، دولت توجهی به تورم ندارد، چون هر سال بخش قابل‌توجهی از هزینه‌هایش را از جیب نیروی کار تامین می‌کند.

    او می‌گوید: در واقع کارگران و کارمندان دولت، با دریافت دستمزدهای واقعی کمتر از هزینه زندگی، به دولت یارانه می‌دهند که این وضعیت نه‌تنها موجب نارضایتی گسترده شده، بلکه روحیه و انگیزه نیروی کار را به ‌شدت تضعیف کرده است.

    این استاد دانشگاه استدلال دولت مبنی بر ناتوانی در پرداخت حقوق بالاتر را نادرست دانسته و ادامه می‌دهد: اگر دولت واقعا با کمبود منابع روبه‌رو است، چرا مبالغ هنگفتی را به بورس تزریق یا منابع ارزی را صرف واردات خودروهایی می‌کند که تنها بخش کوچکی از جامعه از آن بهره‌مند می‌شود؟

    او یادآوری می‌کند: دولت در سال گذشته با ارز دولتی طلا وارد کرد و سپس آن را با نرخ‌های آزاد و چندبرابری فروخت که این رفتارها نشان‌دهنده نبود انضباط مالی در ساختار بودجه است.

    راغفر تاکید می‌کند: دولت باید در بودجه‌ریزی انضباط ایجاد کند و منابع عمومی را به سمت بخش‌هایی هدایت کند که پاسخگو و کارآمدند.

    به باور او، بخش بزرگی از بودجه به نهادها و سازمان‌هایی اختصاص می‌یابد که نه بهره‌وری دارند و نه شفافیت مالی. همین بی‌انضباطی سبب شده است کسری بودجه مزمن شکل گیرد، نرخ ارز افزایش یابد و دولت برای جبران کسری، به گرانی حامل‌های انرژی مانند آب، برق و گاز متوسل شود.

    او هشدار می‌دهد: در چنین شرایطی، مردم مجبورند هزینه سوءمدیریت دولت را با تورم و فشار معیشتی تحمل کنند.

    راغفر می‌گوید: یکی از ریشه‌های اصلی بحران مزمن بودجه در ایران، نظام مالیاتی محدود و ناکارآمد است. دولت از بخش‌های ثروتمند و بنگاه‌های بزرگ مالیات واقعی دریافت نمی‌کند و در عوض، فشار مالیاتی بر دوش گروه‌های حقوق‌بگیر و طبقات پایین‌تر قرار دارد.

    او یادآوری می‌کند: پایه‌های مالیاتی مهمی مانند مالیات بر ثروت، دارایی و ارث در ایران وجود ندارد و در عین حال، فرار مالیاتی گسترده نیز در میان طبقات ثروتمند و بنگاه‌های شبه‌دولتی رایج است. نتیجه این وضعیت، سقوط شدید درآمدهای مالیاتی و افزایش کسری بودجه است که دوباره از طریق سرکوب دستمزدها جبران می‌شود.

    به گفته راغفر، در این چرخه معیوب، کارگران مظلوم‌ترین قشر جامعه‌اند. آنها هزینه بی‌انضباطی مالی، سوءمدیریت بودجه و فساد ساختاری را می‌پردازند، در حالی که سهمی از تصمیم‌گیری ندارند.

    او تاکید می‌کند: تا زمانی که دولت بودجه خود را با ارقام واقعی و بدون کسری تنظیم نکند و تا وقتی که مالیات عادلانه از ثروتمندان و صاحبان دارایی گرفته نشود، اقتصاد کشور روی تعادل و عدالت را نخواهد دید.

    به باور این اقتصاددان، تنها با بازتوزیع عادلانه منابع و اصلاح ساختار مالیاتی می‌توان جلوی تداوم سرکوب مزدی، تورم فزاینده و نارضایتی اجتماعی را گرفت.

    راغفر هشدار می‌دهد: ادامه این وضعیت، نه‌تنها معیشت کارگران، بلکه بنیان‌های تولید را هم تهدید می‌کند، زیرا وقتی نیروی کار بی‌انگیزه و نگران آینده است، هیچ بهره‌وری و رشدی در اقتصاد شکل نمی‌گیرد و بازگشت به انضباط مالی، اصلاح نظام مالیاتی و افزایش واقعی و عادلانه دستمزدها، تنها راه خروج از این چرخه باطل است.

    افزایش نگرانی از معیشت بازنشستگان

    علی دهقان‌کیا، رییس کانون کارگران بازنشسته استان تهران با تاکید بر اینکه دولت باید عقب‌ماندگی حقوق‌ها را طی پنج سال جبران کند به «اعتماد» می‌گوید: وضعیت معیشتی بازنشستگان و کارگران به مرحله‌ای بحرانی رسیده است که افزایش‌ محدود دستمزدها نمی‌تواند قدرت خرید از دست ‌رفته آنها را بازگرداند.

    او می‌گوید: اگر دولت به قانون عمل کند و سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری درباره رفاه اجتماعی را اجرا کند، بخش زیادی از مشکلات موجود قابل جبران است.

    دهقان‌کیا توضیح می‌دهد: تورم فعلی بسیار بالاتر از میزان افزایش دستمزدهاست و اکنون تورم واقعی در کالاهای اساسی و سبد معیشت خانوار به بیش از ۸۰ تا ۹۰درصد می‌رسد، درحالی که افزایش حقوق کارگران حدود ۵۰درصد است و این شکاف، باعث کاهش شدید قدرت خرید شده و بسیاری از خانواده‌های کارگری دیگر توان تامین حداقل نیازهای خود را ندارند.

    او یادآوری می‌کند: در ۴۰ سال گذشته تنها سه بار تورم مهار شده و در سایر سال‌ها سیاست‌های اشتباه مانع از کنترل آن شده است. یکی از این سیاست‌های غلط، این تصور بوده که افزایش مزد موجب تورم می‌شود، درحالی که این سیاست چند دهه‌ای نتیجه‌ای جز فقر گسترده قشر حقوق‌بگیر نداشته است.

    حداقل‌بگیران زیر یک‌سوم سبد معیشت درآمد  دارند

    رییس کانون کارگران بازنشسته تهران با اشاره به آمارهای سازمان تامین اجتماعی می‌گوید: بیش از ۶۰درصد بازنشستگان حداقل‌بگیر هستند و حقوق آنها کمتر از یک‌‌سوم هزینه سبد معیشت خانوار را پوشش می‌دهد، در چنین شرایطی، هر میزان افزایش دستمزد بدون اصلاح ساختار اقتصادی، تنها مُسکن موقتی است و نمی‌تواند معیشت را بهبود دهد.

    دهقان‌کیا اضافه می‌کند: بازنشستگان با این حقوق ناچیز در تامین هزینه‌های ضروری زندگی از‌جمله خوراک، مسکن و درمان با بحران روبه‌رو هستند. بسیاری از آنان برای پرداخت اجاره یا خرید دارو ناچار به قرض یا شغل دوم می‌شوند.

    دهقان‌کیا علت اصلی وضعیت موجود را عدم اجرای قوانین می‌داند و می‌گوید: اگر دولت‌ها در طول سال‌های گذشته قانون را به ‌درستی اجرا می‌کردند، امروز بازنشستگان در چنین وضعیت دشواری قرار نمی‌گرفتند. ‌او به سیاست‌های کلی تامین اجتماعی ابلاغی از‌سوی مقام معظم رهبری اشاره کرده و ادامه می‌دهد: در همان بند نخست بر «رفع فقر و ارتقای معیشت بازنشستگان» تاکید شده، اما این دستور عملی نشده است.

    دهقان‌کیا پیشنهاد می‌دهد: دولت برای جبران عقب‌ماندگی مزدی کارگران و بازنشستگان، برنامه‌ای پنج‌ساله تدوین کند. اگر دولت بخواهد فقط به تورم سالانه بسنده کند، عقب‌ماندگی مزدی هیچ‌گاه جبران نمی‌شود، لازم است هر سال بخشی از این شکاف تاریخی پوشش داده شود تا طی پنج سال سطح واقعی حقوق‌ها به سطح هزینه‌های زندگی برسد.

    او هشدار می‌دهد: ادامه روند فعلی می‌تواند پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای داشته باشد، زیرا نارضایتی معیشتی در میان حقوق‌بگیران به ‌شدت رو به افزایش است. رییس کانون کارگران بازنشسته تهران با اشاره به وضعیت قیمت کالاهای اساسی، از نبود کنترل موثر دولت انتقاد کرده و می‌گوید: وقتی قیمت برنج وارداتی با دلار ۲۸ هزار تومانی باید حدود ۷۵ هزار تومان برای هر کیلو باشد و در بازار با بیش از دو برابر قیمت فروخته می‌شود، این یعنی نظارت وجود ندارد.

    دهقان‌کیا معتقد است: دولت باید فروشگاه‌های بزرگ زنجیره‌ای را موظف کند تا کالاهای اساسی را با قیمت واقعی و عادلانه دراختیار مردم قرار دهند اگر کنترل قیمت‌ها جدی نباشد، افزایش دستمزد هیچ فایده‌ای ندارد و تورم تمام اثر آن را از بین می‌برد.

    او یکی از اقدامات مفید را اجرای طرح کالابرگ می‌داند، اما این طرح باید با دقت و نظارت کافی اجرا شود تا واقعا به دست دهک‌های پایین جامعه برسد.

    به گفته دهقان‌کیا، تورم برای همه اقشار اثر دارد، اما آسیب آن برای حداقل‌بگیران و بازنشستگان شدیدتر است. دولت باید اولویت را به این گروه‌ها بدهد.

    دهقان‌کیا از وضعیت درمان بازنشستگان تامین اجتماعی نیز انتقاد کرده و می‌گوید: امروز در بخش درمان، وضعیت به مرحله هشدار رسیده است. بسیاری از بازنشستگان توان پرداخت هزینه‌های دارو، بستری و درمان را ندارند و این موضوع به ‌شدت آنها را تحت فشار قرار داده است.

    او با اشاره به حجم زیاد مراجعات روزانه به کانون بازنشستگان می‌گوید: روزانه بیش از ۶۰۰ تا ۷۰۰ نفر به ما مراجعه می‌کنند و بیشتر شکایت‌ها درباره مشکلات معیشتی و درمانی است. مردم خسته و نگران هستند و احساس می‌کنند کسی صدای آنها را نمی‌شنود.

    دهقان‌کیا در پاسخ به این پرسش که اصلاح نظام مالیاتی تا چه اندازه می‌تواند به بهبود وضعیت کمک کند، توضیح می‌دهد: نظام مالیاتی فعلی عادلانه نیست و فشار را بر حقوق‌بگیران متمرکز کرده است. افزایش مالیات از دهک‌های بالاتر و کاهش فشار از کارگران و بازنشستگان می‌تواند بخشی از نابرابری‌ها را جبران کند، اما با این نرخ‌های فعلی و معافیت‌های محدود، تغییر محسوسی ایجاد نمی‌شود.

    رییس کانون کارگران بازنشسته استان تهران تاکید می‌کند: تنها راه برون‌رفت از این چرخه باطل، اجرای کامل قانون و پرداخت متناسب با نرخ واقعی تورم است. اگر دولت بخواهد با سیاست‌های گذشته پیش برود، نارضایتی اجتماعی افزایش پیدا می‌کند. راه درست این است که عقب‌ماندگی مزدی در یک بازه پنج‌ساله جبران شود و همزمان دولت بر قیمت کالاهای اساسی، مسکن و خدمات درمانی نظارت واقعی داشته باشد.

  • افزایش ۴۵ درصدی حقوق کارگران، فقط دهان پر کن است وگرنه محتوایی ندارد!

    افزایش ۴۵ درصدی حقوق کارگران، فقط دهان پر کن است وگرنه محتوایی ندارد!

    به گزارش اقتصادران، حسینعلی حاجی دلیگانی درباره افزایش ۴۵ درصدی حقوق و دستمزد کارگران در سال ۱۴۰۴ گفت: عنوان‌اش که ۴۵ درصد است، عنوان دهان‌پرکنی است؛ اما از لحاظ محتوا بالاخره با ۱۰ میلیون تومان امروز نمی‌توان زندگی کرد.

    این نماینده مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: به دلیل اینکه پایه حقوق کارگران پایین است، درصد عنوان‌اش بالا می‌شود، اما طبیعتاً از لحاظ شرایط زندگی با این وضعیت تورم واقعاً قابل قبول نیست.

    وی ادامه داد: یک زمانی فردی پایه حقوقش بالا است، ۲۵ درصد هم اضافه شود، می‌تواند جوابگو باشد. اما وقتی پایه حقوق پایین است، به نظر من اول می‌بایست یک انطباق‌سازی پایه حقوق یک بار هم شده با شرایط فعلی جامعه صورت گیرد و بعداً حقوق‌ها برابر آنچه نرخ تورم است، افزایش پیدا کند.

    حاجی‌دلیگانی درباره این‌که آیا کارگران و حداقل بگیران با این افزایش حقوق می‌توانند زندگی خودشان را بگذرانند، گفت: با توجه به شرایط اقتصادی کشور سخت است.

    وی درباره این‌که با وجود افزایش حقوق  ۴۵ درصدی باتوجه به شرایط اقتصادی کشور گذران زندگی برای کارگران و حداقل بگیران سخت است دولت چه اقدامات دیگری باید انجام دهد، گفت: دولت مهم‌ترین کاری که می‌تواند انجام دهد، این است که از گرانی‌هایی است که توسط شرکت‌های وابسته به خودش در حال انجام است، جلوگیری کند.

    این نماینده مجلس تاکید کرد: دولت خودش نباید ارز را گران کند و نباید خودش گرانی ایجاد کند. این مهم‌ترین کمکی است که می‌توان به کارگران کرد؛ چراکه وقتی شرکت‌های دولتی و نیمه‌دولتی یا خصولتی می‌آیند کالا و خدماتشان را گران می‌کنند، این‌ها در سبد یک خانوار بسیار مؤثر است.

  • فوری / رقم حقوق کارگران در ۱۴۰۴ اعلام شد / حداقل حقوق چقدر تعیین شد؟

    فوری / رقم حقوق کارگران در ۱۴۰۴ اعلام شد / حداقل حقوق چقدر تعیین شد؟

    به گزارش اقتصادران، احمد میدری بامداد یکشنبه پس از پایان سیصد و سی و پنجمین جلسه شورای عالی کار برای تعیین حداقل دستمزد کارگران در سال ۱۴۰۴ در جمع خبرنگاران گفت: شورای عالی کار پس از برگزاری چندین جلسه که آخرین آن از ساعت ۱۶ روز شنبه (۲۵ اسفند) آغاز و لحظاتی پیش به پایان رسید ، به این توافق دست یافت.

    وی افزود: این نشست با حضور نمایندگان کارگری و کارفرمایی برگزار و بر سر مزدهای سال ۱۴۰۴ توافق حاصل شد که بر اساس آن حداقل مزد ماهانه از هفت میلیون و ۱۰۰ هزار تومان به ۱۰ میلیون و ۳۹۹ هزار تومان افزایش یافت؛ کمک هزینه مسکن به همان مقدار قبلی باقی ماند و در مجموع حداقل دریافتی کارگران متاهل با دو فرزند به ۱۶ میلیون و ۳۵۱ هزار تومان افزایش یافت.

    وزیر کار یادآور شد: این رقم پیشتر ۱۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان بود که به ۱۶ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان افزایش پیدا کرده است.

    وی ادامه داد: حقوق کارگران متاهل بدون فرزند نیز از ۹ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان به ۱۳ میلیون و ۹۰۹ هزار تومان افزایش پیدا کرده است و حق کمک هزینه اقلام مصرفی یا بن کارگری نیز از یک میلیون و چهارصد هزار تومان به دو میلیون و ۲۰۰ هزار تومان افزایش پیدا کرد.

    میدری خاطرنشان کرد: از نظر درصدی هم در واقع اقلام مختلف باید مورد اشاره قرار گیرد که بزودی اطلاعات مربوط به آن در اختیار رسانه‌ها قرار می‌گیرد البته پایه سنوات از دو میلیون و یکصد هزار ریال به دو میلیون و ۸۲۰ هزار ریال افزایش پیدا کرده است.

    جزئیات افزایش ۴۵ درصدی حقوق کارگران در سال ۱۴۰۴

    بر اساس تصمیم شورای عالی کار که با توافق اعضای آن و پس از حدود ۱۰ ساعت جلسه فشرده با نمایندگان کارگری و کارفرمایی به نتیجه رسید، حداقل حقوق و دستمزد کارگران با تصویب شورای عالی کار در سال آینده به میزان ۴۵ درصد افزایش یافت.

    جزئیات افزایش به شرح زیر است:

    حداقل دستمزد روزانه: از ۲,۳۸۸,۷۲۸ در سال ۱۴۰۳ به ۳,۴۶۳,۶۵۶ ریال در سال ۱۴۰۴ افزایش یافت.

    حداقل دستمزد ماهانه: از ۷۱,۶۶۱,۸۴۰ ریال به ۱۰۳,۹۰۹,۶۸۰ ریال رسید.

    حق اولاد (برای هر فرزند): از ۷,۱۶۶,۱۸۴ ریال به ۱۰,۳۹۰,۹۶۸ ریال افزایش یافت.

    پایه سنوات: از ۲,۱۰۰,۰۰۰ ریال به ۲,۸۲۰,۰۰۰ ریال افزایش پیدا کرد.

    مزایای رفاهی:

    کمک هزینه اقلام مصرفی خانوار: از ۱۴ میلیون ریال به ۲۲ میلیون ریال افزایش یافت.

    کمک هزینه مسکن: بدون تغییر و مبلغ ۹ میلیون ریال باقی ماند.

    حق تاهل: بدون تغییر و در مبلغ ۵ میلیون ریال ثابت ماند. (حق تاهل ماهیانه برای نخستین بار برای همه کارگران متاهل اعم از زن و مرد تعیین شده که کارفرمایان ملزم به پرداخت آن هستند.)

    دریافتی ماهانه کارگران:

    کارگر متاهل با دو فرزند: دریافتی ماهانه از ۱۱۶,۰۹۴,۲۰۸ ریال به ۱۶۳,۵۱۱,۶۱۶ ریال افزایش یافت.

    کارگر مجرد بدون سابقه: دریافتی ماهانه از ۹۴,۶۶۱,۸۴۰ ریال به ۱۳۴,۹۰۹,۶۸۰ ریال رسید.

    سایر سطوح مزدی:

    سایر سطوح مزدی نیز با افزایش ۳۲ درصدی به علاوه ۳۱۰.۵۳۵ ریال نسبت به سال گذشته افزایش یافت. این افزایش با هدف جبران کاهش قدرت خرید کارگران و کاهش شکاف دستمزدها با نرخ تورم در نظر گرفته شده است.

  • معیشت ایرانیان زیر پای دلار افتاد!

    معیشت ایرانیان زیر پای دلار افتاد!

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر حداقل دستمزد ریالی کارگران نسبت به کاهش ارزش ریال مقابل دلار کاهش بی‌سابقه‌ای را تجربه کرده است. در سال ۱۴۰۳، اگر فرض بگیریم که قیمت دلار در ابتدای امسال حدود ۶۳ هزار تومان بوده است. میزان دستمزد کارگر با حداقل دریافتی ۷ میلیون تومان براساس نرخ دلاری ۱۱۱ دلار در ماه حقوق دریافت می‌کرده است.

     فاطمه عزیزخانی، کارشناس دستمزد مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در خصوص لزوم افزایش دستمزد حقوق کارگران  گفت: وزارت کار مطابق روال هر سال که از دی ماه میزان افزایش دستمزد حقوق کارگران را دردستور کار قرار می‌داد و گزارش آن را به شورای عالی کار ارسال می‌کرد تاکنون هیچ اقدامی دراین خصوص انجام نداده است. 

    وی افزود: رویکرد دولت در بحث افزایش دستمزد‌ها مشخص نیست و معلوم نیست که دولت قصد دارد میزان حقوق را در سال آینده تا چه حدودی افزایش دهد. البته عوامل متعددی ازجمله تحریم‌ها، اثرات تورمی و جنگ‌های بین المللی در ایجاد شرایط رکود تورمی موثر است که باعث شده معیشت کارگر با چالش جدی مواجه شود.

    دلیل تورم گرانی دلار است!

    این مقام مسئول درباره راهکار کاهش فشار بر قشر کارگر اظهار داشت: دولت باید قبل از جلسات تعیین دستمزد، برآورد دقیقی از آینده اقتصاد ایران همراه با دیدگاه واقع بینانه داشته باشد نه اینکه صرفا دستمزد امسال را در نظر بگیرد. ازسوی دیگر برآوردی از میزان تورم سال بعد و اتفاق‌های اقتصادی سال آینده داشته باشد و براساس آن میزان دستمزد کارگران را تعیین کند.

    به گفته عزیزخانی، قدرت خرید کارگر باتوجه به رشد فزاینده تورم که دلیل اصلی آن گرانی دلار است، کاهش یافته و حتی اگر در بهترین حالت دولت اقدام به افزایش ۵۰ درصدی حقوق نیز کند باز هم کفاف معیشت خانوار را نمی‌دهد چراکه این میزان نهایتا به اقلام خوراکی برسد، اما دیگر هزینه‌ها مانند هزینه مسکن، پوشاک، رفاهی، آموزش و پرورش و بهداشت را تامین نمی‌کند. 

    عزیزخانی با بیان اینکه دولت باید سیاست‌های حمایتی خود را به صورت هدفمند درکنار افزایش دستمزد کارگران اجرا کند، توضیح داد: برای مثال طرح «قرارگاه مسکن» زمانی برای قشر آسیب پذیر با توجه به شوک‌های ارزی و تورمی مطرح شد، اما پیگیری و اجرا نشد؛ بنابراین در کنار افزایش دستمزد که توسط کارفرما انجام می شود، دولت نیز باید نقش حمایتی خود را ایفا کند.