برچسب: تولید نفت

  • مشکل فروش نفت نداریم، مشکل تولید نفت داریم

    مشکل فروش نفت نداریم، مشکل تولید نفت داریم

    به گزارش اقتصادران، محسن زنگنه، عضو کمیسیون تلفیق بودجه ۱۴۰۴، درباره تعیین عدد ۶۳ دلار برای هر بشکه نفت که در لایحه بودجه ۱۴۰۴ آمده است و اینکه عدد تعیین‌شده منطقی است یا نه گفت: همین الان قیمت ۷۰ تا ۷۵ دلار است. قیمتی که در بودجه دیده شده قبل از این وقایع اخیر بوده است؛ به این خاطر که تحریم هستیم و فروش نفت هم تا حدودی برایمان هزینه بیشتری دارد، به نظر من ۶۳ قیمت منطقی است.

    تحریم در فروش نفت به ما هزینه اضافه تحمیل می‌کند/ نفت آسیا بالای ۷۰ دلار است و در بودجه قیمت نفت ۷ تا ۸ دلار از این رقم کمتر است

    عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس درباره افزایش هزینه فروش نفت ایران با توجه به تحریم‌ها توضیح داد: چون تحریم هستیم هزینه بیشتری به ما بار می‌شود. هم بحث انتقال پول‌مان هزینه دارد و هم ارسال نفت‌مان با هزینه‌های بیشتری انجام می‌شود. بنابراین ۶۳ دلار در حال حاضر از قیمت نفت آسیا که بالای ۷۰ دلار است هفت تا هشت دلار کمتر است، پس قیمت ۶۳ در بودجه منطقی است.

    مشکل فروش نفت نداریم

    این نماینده مجلس درباره میزان یک میلیون و ۳۳۰ بشکه که فروش روزانه در بودجه تعیین شده است و در جواب این سوال که آیا در حال حاضر توان فروش این میزان را داریم نیز گفت: ما الان مشکل فروش نداریم بلکه مشکل تولید داریم.

    در صنعت نفت مشکلات زیرساختی داریم

    عضو کمیسیون تلفیق بودجه ۱۴۰۴ با تاکید بر مشکلات زیرساختی در صنعت نفت گفت: متاسفانه در طول این سال‌ها کار نکرده‌ایم؛ به هر حال بعد از مدتی باید بهره‌وری چاه‌های نفت افزایش پیدا کند، بر فشار چاه‌ها نظارت شود، چاه‌های جدید اضافه شود و تجهیزات به‌روز شود که در حال حاضر قدیمی است. در نتیجه الان مشکل فروش نداریم و ظرفیت این کار وجود دارد.

    شرکت نفت اعلام کرده ظرفیت تولید ۳ میلیون و ۷۷۵ هزار بشکه نفت را دارد/ نتوانیم نفت تولید کنیم کسری بودجه خواهیم داشت

    زنگنه با اشاره به اینکه حدود سه میلیون و ۷۷۵ هزار بشکه برای تولید در نظر گرفته‌ شده افزود: مهم این است که به آن تولید برسیم، در فروش مشکلی نداریم.

    این نماینده مجلس در پاسخ به این سوال که با توجه به مشکلات زیرساختی، چقدر از میزان تعیین‌شده را می‌توان تولید کرد توضیح داد: شرکت نفت گفته این میزان قابل تولید است چون الزام برنامه هفتم هم دارد.

    او در پایان در جواب این سوال که اگر شرکت نفت نتواند کل این حجم را تولید کند چه اتفاقی رخ می‌دهد تاکید کرد: کمبود و کسری بودجه خواهیم داشت.
  • چگونه صنعت حفاری نفت ایران در دست چند خانواده خاص قرار گرفت؟ / ملت ایران نمی‌داند اما دشمن که می‌داند!

    چگونه صنعت حفاری نفت ایران در دست چند خانواده خاص قرار گرفت؟ / ملت ایران نمی‌داند اما دشمن که می‌داند!

    به گزارش اقتصادران، مشکلات حوزه تولیدی در صنعت نفت ادامه دارد. مشکلاتی که حیاتی‌ترین صنعت کشور را درگیر کرده است. تاراج منابع ملی به دنبال سودجویی عده‌ای در صنعت نفت رخ داده است و صحبتی از آن به میان آورده نمی‌شود.

    ایران به دنبال مواجهه با افت فشار میادین نفتی و گازی، نیازمند سرمایه‌گذاری‌های متعدد به جهت توسعه چاه‌های نفتی و گازی است. این در حالی است که به دلیل تحریم‌های بین‌المللی و سیاست‌های کلان دولت، متولی حفاری‌ها پالایشگاه‌های کشور هستند. پالایشگاه‌هایی که منطقا باید به دلیل دریافت نفت ملی، به جهت توسعه کشور در زمینه وظایف خود عمل کنند. این در حالی است که حفاری‌های جدید عمدتا ناکارا بوده و بازدهی بسیار پایینی دارند.

    خصولتی‌شدن پالایشگاه‌ها و سود افراد ذی‌نفع

    در رابطه با ناکارآمد بودن حفاری‌های جدید، محمود خاقانی، کارشناس انرژی، بیان کرد: در ابتدا باید از چندین سال گذشته شروع کرد. دولت‌های نهم و دهم شرایط نسبتا خوبی را تحویل گرفتند که در واقع ناشی از سیاست‌های دولت‌های هفتم و هشتم بود. در دولت اصلاحات، شرکت‌های چندملیتی متقاعد شده بودند که در صنعت نفت ایران با ورود فناوری‌های جدید، مشارکت کنند. برای مثال، میدان پارس جنوبی از صفر به ۱۰۰ رسانده شد. صنعت نفت در آن زمان کاملا آماده توسعه و پیشرفت بیشتر بود، اما این پیشرفت در دولت‌های نهم و دهم تداوم نداشت و صرفا از منابع موجود و ظرفیت‌های پیشین بهره‌برداری کردند.

    او عنوان کرد: در آن زمان درآمد نفتی حدود 800 دلار بود، اما این درآمد را در راستای توسعه صنعت و افزایش سرمایه‌گذاری استفاده نکردند. از سوی دیگر در دولت دهم، بخش‌های مهمی از صنعت نفت، از جمله صنعت حفاری را به اسم خصوصی‌سازی، خصولتی‌سازی کردند. در واقع بخش‌های پایین‌دستی صنعت نفت مانند پخش و پالایش را تحت عنوان خصوصی‌سازی، کانال‌سازی کردند. این بخش‌ها به دست افراد حقیقی و حقوقی خاص و خانواده‌های ویژه واگذار شد و این افراد به جای سرمایه‌گذاری در این صنایع، تنها از ظرفیت‌های ملی موجود استفاده می‌کردند.

    وی در رابطه با این به اصطلاح مافیای فعال در صنعت حفاری توصیح داد: این افراد حتی به دولت هم فشار می‌آوردند. برای مثال در صنعت پالایش، پالایشگاه‌ها به بهانه یارانه، نفت خام را به قیمت صفر از دولت دریافت می‌کردند. در واقع بهانه این بود که پالایشگاه‌های خصوصی، مجبور هستند که بنزین، گازوئیل و برخی دیگر از فرآورده‌ها را به دولت بدهند و دولت این فرآورده‌ها را با یارانه در اختیار مردم قرار می‌دهد، بنابراین نفت نیز باید رایگان در اختیار آن‌ها باشد. اما آن‌ها دیگر فرآورده‌ها را در بازارهای بین المللی می‌فروختند و در حالی که نفت خام را با قیمت صفر از دولت گرفته بودند، علنا درآمدهای دولتی داشتند. در آن زمان، سازمان‌های نظارتی در رابطه با این امر سکوت می‌کردند.

    کاهش تولید بیش از 400 حلقه چاه نفت

    خاقانی در رابطه با تاثیر افراد غیرمتخصص بر کاهش تولید نفت عنوان کرد: در دولت دهم، 250 نفر از بهترین و باتجربه‌ترین مدیران ارشد و میانی صنعت نفت کنار زده شدند و نیروهایی که تخصص در رشته‌های مرتبط با نفت نداشتند، جایگزین شدند. همین باعث شد که برای صیانت یا حفظ تولید از چاه‌های نفت و گاز، نیروی کارآمد وجود نداشته باشد. این موضوع منجر به کاهش تولید بیش از 400 حلقه از چاه‌های نفت و گاز شد. شاید زمانی برسد که وزارت نفت تصمیم به شفاف‌سازی در رابطه با این موضوع بگیرد.

    طرح فوریتی به کام شرکت‌های حفاری تمام شد!

    این کارشناس حوزه انرژی در رابطه با راهکار افزایش تولید تشریح کرد: حال وزارت نفت از یک طرح فوریتی برای افزایش ۲۵۰ هزار بشکه در روز صحبت به میان می‌آورد. باید توجه داشت که هزینه این طرح چگونه قرار است تامین شود؟ جواد اوجی وقتی که وزیر نفت دولت سیزدهم بود، در مصاحبه‌های مختلفی بیان کرد که قراردادها در این رابطه بسته شده و ۱۶ میلیارد دلار هم جذب سرمایه اتفاق افتاده است. البته متولی این قرارداد و جزئیات این قرارداد به بهانه تحریم انتشار پیدا نکرد.

    وی افزود: این در حالی است که در دولت یازدهم یک قرارداد جدید نفتی تعریف شد و بعد از برجام، شرکت‌های نفتی با شرکت ملی نفت ایران، قراردادهایی برای افزایش تولید نفت بستند. در آن زمان تولید به طور کلی تا 4.5 میلیون بشکه در روز افزایش پیدا کرد. اما در دولت دوازدهم یک کارشکنی دو طرفه انجام شد. یعنی هم از داخل علیه برجام اقداماتی انجام شد و هم با حمایت اسرائیل، دولت ترامپ متقاعد شد که از برجام خارج شود. از این رو، همکاری‌های بین‌المللی کاهش یافت.

    او تصریح کرد: در پی این اتفاقات و پس از روی کار آمدن دولت سیزهم، مسئولان وقت اعلام کردند که به‌رغم تداوم تحریم‌ها، قادر به رشد اقتصاد انرژی کشور هستند. اما اتفاقی که افتاد این بود که همان شخصی که در دولت دهم، ۲۵۰ نفر از مدیران نفتی را کنار زد، رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت سیزدهم شد. به همین ترتیب، یک جراحی اقتصادی را ایجاد کرد و این جراحی نتوانست درست عمل کند. در نتیجه افزایش تورم، هزینه‌ها و دستمزدها به هزینه‌های بالاسری صنعت نفت فشار آورد. منطقا صنعت حفاری نیز از صنعت نفت دستمزد بالاتری درخواست داشت و چون در انحصار چند شرکت حفاری خصوصی ایرانی بود، هرچقدر که توانستند از طریق کانال‌های ویژه خود، از صنعت نفت دستمزد می‌گرفتند و هزینه تولید را برای صنعت نفت بالا می‌بردند.

    ملت ایران نمی‌داند اما دشمن که می‌داند!

    خاقانی در رابطه با تاثیر این انحصار بر تولید نفت افزود: فناوری جدید در صنعت حفاری وجود ندارد. همچنین اکثر دکل‌های موجود نیز ساخت چین بوده و دکل‌های مدرن نیستند. وزارت نفت دولت سیزدهم می‌گفت به دلیل تحریم‌ها نمی‌تواند این مطالب را شفاف بیان کند. اما نکته مورد توجه آن است که این مطالب را ملت ایران نمی‌دانند، وگرنه دشمن یا از طریق نفوذی‌ها یا از طریق اطلاعاتی که در بازار دارد، از همه چیز مطلع هست.

    وی متذکر شد: دولت چهاردهم باید شفاف عمل کند و با توجه به رویکرد مسعود پزشکیان در سازمان ملل، می‌توانند با جهان تعامل داشته باشند. اما با توجه به وضعیت بحرانی منطقه، از جنگ غزه تا اتفاقاتی که در لبنان افتاد، بیشترین منفعت نصیب دیکتاتور نظامی مصر و سایر دیکتاتورهای حاکم بر کشورهای عربی شد. حتی ترکیه، امارات، تونس و سایر حکام حاکم در کشورهای عربی که چندین مرتبه تجربه سرکوب مردم در بهار عربی را هم دارند، همگی موافق قتل عام در غزه بودند و خود به دیکتاتور تبدیل شده‌اند. این تحولات در منطقه، تاثیر منفی بر ارتباط ایران با جهان و آینده دیپلماسی کشور خواهد داشت. نکته مورد توجه آن است که این موضوع عمدتا به خاطر دست‌یابی به منابع غنی گاز طبیعی شرق دریای مدیترانه در سواحل لبنان و سواحل غزه است که نشان از چرخش معادلات بین‌المللی دارد.

    او در رابطه با تاثیر این وضعیت بر تولید نفت عنوان کرد: در چنین شرایطی، برخی رسانه‌ها، روزنامه‌ها و عده‌ای از نمایندگان مجلس نیز در حال تشویق ایران به سمت یک جنگ منطقه‌ای هستند و به نظر می‌رسد خبری از دیپلماسی نیست. در چنین شرایطی، نمی‌توان تولید نفت را با جلب و جذب سرمایه و فناوری‌های نوین افزایش داد. همچنین نمی‌توان به طور دقیق اظهارنظر کرد، چرا که مشخص نیست سیاست‌مداران در شرایط بحرانی موجود، چه اقدامی را در پیش خواهند گرفت. اما مسلم است که قدرت تصمیم‌سازی در دست دولت چهاردهم نیست و شاید همان دولت پنهانی که مشخص نیست تا چه اندازه نفوذی‌های اسرائیل و آمریکا در آن حضور دارند، در حال تصمیم‌سازی است.

    سودجویی شرکت‌های حفاری به اسم افزایش تولید نفت

    خاقانی در رابطه با حفاری‌های چند سال اخیر عنوان کرد: با حفاری‌هایی که در چند سال گذشته انجام شده، بعید است امکان افزایش تولید نفت وجود داشته باشد. چراکه این حفاری‌ها عمدتا به دلیل منافع صنعت حفاری انحصاری انجام شده است و به دلیل فرسودگی تجهیرات و بازدهی پایین، قادر به افزایش تولید نفت نیستند.

    او در رابطه با لابی‌گری شرکت‌های حفاری تشریح کرد: شرکت‌های حفاری هر موقع که بیکار می‌شوند از رانت خود استفاده می‌کنند و با لابی‌گری طرح‌هایی را به جهت منافع خود تصویب می‌کنند. برای مثال وزارت نفت تصویب می‌کند که به طور اضطراری باید تولید نفت 250 هزار بشکه در روز افزایش پیدا کند. وقتی همچین طرحی تصویب می‌شود بدان معناست که شرکت‌های حفاری باید تعمیر چاه‌ها و حفاری‌های جدید را شروع کنند. پول چنین طرحی از بیت‌المال پرداخت می‌شود؛ چراکه از صندوق توسعه ملی در همین راستا دلار قرض گرفته می‌شود.

    برنامه کلان در حوزه انرژی وجود ندارد!

    این کارشناس انرژی در رابطه با نبود برنامه کلان در حوزه انرژی افزود: مطمئنا در چندین سال آینده پیگیری می‌شود که چرا که این حفاری‌ها به سرانجام نرسید. دلیل آن است که در کشور، برنامه‌ریزی کلان انرژی وجود ندارد. بلکه علنا این طرح تنها به سود شرکت‌های حفاری خواهد بود. در راستای نبود برنامه کلان باید گفت که سمت افراد در دولت‌ها، شاهدی بر این موضوع است. برای مثال جواد اوجی که وزیر نفت بود، مشخص نیست که با توجه به کدام تخصص و عملکرد مثبت، به سمت قائم مقام سازمان انرژی هسته‌ای منصوب شده است. حال مشخص نیست که دیپلماسی انرژی هسته‌ای در اولویت قرار دارد یا دیپلماسی انرژی نفت و گاز. چرا که از طرف دیگر، نوید ساخت نیروگاه هسته‌ای نیز مطرح شده است. به دلیل نبود برنامه مشخص، معلوم نیست که سرمایه کشور قرار است به بخش انرژی هسته‌ای هدایت شود یا به صنعت نفت و گاز اختصاص داده شود.

    او در رابطه با نقش نمایندگان مجلس بر این وضعیت گفت: در چنین شرایطی، نمایندگان کمیسیون انرژی مجلس، به جای تمرکز بر مسائل انرژی کشور و برنامه‌ریزی برای آن، بیشتر اظهارنظرهای سیاسی می‌کنند و آن هم به دلیل افزایش شهرت خودشان است. نمایندگان به جای نظارت بر قوه مجریه و ارائه راه‌حل، درگیر حواشی و دیده‌شدن هستند.

    خاقانی در نهایت در رابطه با تاثیر تفکیک قوا بر گذر از بحران عنوان کرد: رئیس دولت سیزدهم قصد داشت که ریشه فساد را خشک کند اما موفق به انجام این کار نشد. دلیل این موضوع آن است که قوه مجریه، قوه مقننه، قوه قضاییه و سایر نیروهای نظارتی با هم یک دست شده بودند. در حالی که در دولت هفتم و هشتم، موضوع به این منوال نبود و به دلیل تفکیک قوا، علنا به فساد و اختلاس رسیدگی می‌شد، چرا که سازمان‌ها بر یک‌دیگر و بالاخص بر قوه مجریه، نظارت می‌کردند. در آن زمان، قوه قضائیه نیز در کار قوه مجریه دخالت نمی‌کرد. به‌رغم اینکه دولت پنهان در حال تشکیل شدن بود، هر ۹ روز یک‌بار هم برای قوه مجریه بحران‌سازی می‌شد. حال به نظر می‌رسد که دولت چهاردهم با یک شعار وفاق ملی به میان آمده است و می‌تواند بار دیگر قوا را از یک‌دست‌سازی خارج کند. با توجه به وضعیت بحرانی منطقه، اگر این اتفاق رخ ندهد، کشور در شرایط سختی قرار خواهد گرفت.

  • نفت محرمانه! / سایه سنگین نهادهای خاص بر آمار خرید و فروش نفت

    نفت محرمانه! / سایه سنگین نهادهای خاص بر آمار خرید و فروش نفت

    به گزارش اقتصادران، دولت مسعود پزشکیان وزارت نفت را در وضعیتی تحویل گرفت که موضوعات مرتبط با خرید و فروش نفت، محرمانه اعلام شده است. این موضوع تحلیل دقیقِ آینده اقتصاد وابسته به نفت ایران را دشوار خواهد کرد.

    قیمت نفت ایران و موضوعات محرمانه

     از سال ۹۷، بحث خرید و فروش نفت، مقاصد، قیمت و میزان تولید و فروش آن محرمانه شده و گزارش به نهادهای بالاسری منتقل می‌شود، اما انتشار عمومی پیدا نمی‌کند. این موضوع نیز به دلیل سوءاستفاده‌هایی که ممکن است رخ دهد، رسانه‌ای نمی‌شود و انتشار عمومی پیدا نمی‌کند. در همین زمینه تنها هر آماری که از مراجع رسمی بیان می‌شود قابل استناد است که آن هم به صورت جزئی و به‌تفکیک اعلام نمی‌شود. اما آمارهایی از مراجع غیررسمی یا اظهارنظر کارشناسان و مسئولان متعدد تاکنون منتشرشده که در ادامه به آن می‌‎پردازیم.

    قیمت نفت سنگین ایران، در روز چهارشنبه ۷ شهریور 1403، 75.94 دلار و قیمت نفت سبک ایران، 76.15 دلار است. قیمت نفت سنگین ایران در هفته گذشته کاهش 2.93 درصدی پیدا کرده است. اما نکته درخور توجه آنجاست که صادرات نفت ایران با ارقامی پایین‌تر از رقم منتشرشده فروخته می‌شود.

    تخفیف نفتی

    بنا بر آماری که رویترز در اردیبهشت سال جاری منتشر کرد، ایران هر بشکه نفت خام را با 15 دلار تخفیف به چین فروخته که منجر به پس‌انداز 4.22 میلیارد دلاری چین شده است. از سوی دیگر مجید انصاری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در نشستی خبری در تیرماه سال جاری، از تخفیف ۱۵ تا ۳۰ دلاری در هر بشکه و میانگین ۲۰ دلار در هر بشکه تخفیف خبر داده است. به گفته او، روزانه ۲۶ میلیون دلار به چین تخفیف می‌دهند.

    پیشتر فرشید شکرخدایی، عضو کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی،  توضیح داد: «هزینه کل تخفیف صادرات نفت یعنی انتقال، جایگزینی و عدم اهرم‌ شدن و… روی هم ۳۰ درصد است. اما تخفیف مستقیم ۳۰ درصد نیست. حرف هر دو طرف صحیح است. آنها می‌گویند ما ۳۰ درصد تخفیف نمی‌دهیم که درست می‌گویند و از طرف دیگر گفته می‌شود هزینه تهاتر ۳۰ درصد بالاتر است که این نیز درست است. در واقع مجموع این عوامل ۳۰ درصد می‌شود. اگر تحریم‌ها برداشته و FATF نیز پذیرفته شود، درآمد ایران با فرض همین قیمت نفت، ۳۰ درصد افزایش پیدا می‌کند.»

    نکته جالب توجه در این زمینه آن است که ارز حاصل از فروش نفت، عمدتاً در قالب کالا به کشور بازمی‌گردد. از طرفی با تخفیف‌های گسترده و از طرف دیگر با وصول نشدن این درآمدها، عملاً درآمد ارزی ایران به‌شدت کاهش یافته است.

    مشتریان نفتی ایران

    چین همواره بزرگ‌ترین مشتری نفتی ایران بوده است و تخفیف‌های اعلام‌شده، عمدتاً تخفیف‌هایی است که به چین داده می‌شود. از سوی دیگر، رویترز در گزارشی که مرداد سال جاری منتشر شد، ادعا کرد با وجود تداوم تحریم‌ها علیه ایران، تهران مقاصد و مشتریان جدیدی برای محموله‌های کوچکی از نفت خام خود مانند بنگلادش و عمان پیدا کرده است.

    بنا بر آمار ارائه‌شده از سوی منابع غیررسمی، ازبکستان، عراق، ترکیه، امارات و پاکستان نیز از مقاصد نفتی ایران هستند. با این حال همچنان چین بزرگ‌ترین خریدار نفتی ایران است و انحصار خرید نفت ایران از سمت چین، ایران را در فروش نفت آسیب‌پذیر می‌کند.

    ظرفیت تولید و صادرات نفت

    آخرین آمار منتشرشده از سوی وزارت نفت، آمار سال 95 است. بر اساس گزارش شرکت ملی نفت، ظرفیت تولید روزانه نفت ایران در سال 1395، حدود چهار میلیون بشکه بوده است. طبق آخرین آماری که جواد اوجی، وزیر نفت دولت سیزدهم، در ششم تیرماه سال جاری اعلام کرد، از ابتدای سال ۱۴۰۳، میانگین تولید نفت‌ خام کشور سه میلیون و ۵۷۰ هزار بشکه گزارش شده است.

    بنا بر ادعای اوجی، صادرات نفت خام در سال 1403 به سالانه ۵۶۵ میلیون بشکه و همچنین ارزش صادرات نفت‌خام و میعانات گازی نیز به ۳۶ میلیارد دلار رسیده است. شایان ذکر است ادعای مسئولان همواره افزایش تولید و صادرات نفتی در دولت سیزدهم بوده است اما توجه به میزان تخفیف‌های نفتی و رقم واقعی میزان صادرات نفتی در این زمینه، باید در کانون توجه قرار گیرد. در غیر این صورت، هر تحلیلی اساساً غلط بوده و بدون توجه به تمامی جنبه‌های موضوع، صورت گرفته است.

  • نفت ایران خواستگاران جدید پیدا کرد!

    نفت ایران خواستگاران جدید پیدا کرد!

    به گزارش اقتصادران، نفت ايران كه پس از تحريم‌ها دستخوش ناملايمات شد و مشتريان خود را كم‌كم از دست داد گويا دوباره مشتريان جديدي به دست آورده است. رويترز با استناد به منابع كشتيراني و داده‌ها، در گزارشي مدعي شد ايران خريداران جديدي براي نفت خام خود پيدا كرده و محموله‌هاي نفتي اين كشور، به عمان و بنگلادش ارسال شده است. براساس داده‌هاي كشتيراني موجود، در اوايل سال جاري، نفتكش‌ها در نزديكي بنادر بنگلادش و عمان مشاهده و رديابي شدند.

     به تازگي برآورد شده است كه توليد نفت ايران با وجود تحريم‌هاي امريكا، به بالاترين سطح خود از سال ۲۰۱۸ صعود كرده است.

    جواد اوجي – وزير نفت ايران ماه گذشته خبر داد كه تهران در حال حاضر نفت خود را به ۱۷ كشور صادر مي‌كند. ايران ميعانات گازي (نفت بسيار سبك) را با صادرات بيشتر آن، به ارزش افزوده تبديل كرده است.

    به گفته وزير نفت، ايران موفق شده است توليد نفت خود را ۶۰ درصد افزايش دهد و از ۲.۲ ميليون بشكه در روز در زمان آغاز به كار دولت سيزدهم در سال ۲۰۲۱، به ۳.۶ ميليون بشكه در روز در حال حاضر افزايش دهد. ايران همچنين درآمد نفتي سالانه خود را از ۹ ميليارد دلار در سال ۲۰۲۰، به ۲۸.۴ ميليارد دلار افزايش داده است. بر اساس اين گزارش داده‌هاي مختلف رديابي كشتي‌ها در سال جاري نشان مي‌دهد كه تهران، صادرات نفت خود را در ماه‌هاي اخير افزايش داده و به بالاترين حد در شش سال گذشته رسانده است.

    اوجي در ۱۹ مارس سال ۲۰۲۴ اظهار كرده بود: جمهوري اسلامي توليد نفت و گاز خود را ۲۰ درصد نسبت به سال گذشته، افزايش داده است.

    اوجي وزير نفت پيش‌تر اعلام كرده كه صادرات نفت ايران از ۱۸۲ ميليون بشكه در سال ۱۳۹۸ به ۵۶۵ ميليون بشكه در سال ۱۴۰۲ رسيده است؛ همچنين رشد گروه نفت و گاز كه سال ۱۳۹۸ منفي ۳۵ درصد بود؛ سال ۱۴۰۲ به مثبت ۲۰ درصد رسيد؛ در زمينه توليد گاز مايع نيز جهش عمده‌اي رخ داده، به‌طوري كه توليد آن از سالانه ۳ ميليون و ۲۰۰ هزار تن به ۶ ميليون و ۵۰۰ هزار تن در سال رسيده است.

    بر اساس گزارش اويل پرايس، ايران افزايش توليد نفت خود را به چهار ميليون بشكه در روز، هدف گذاري كرده است.

    در همين زمينه حسن فياض‌بخش، كارشناس حوزه انرژي، در گفت‌وگو با خبرنگار «تعادل» اظهار كرد: ايران در ماه‌هاي اخير توانسته است خريداران جديدي براي نفت خود جذب كند و صادرات خود را افزايش دهد. اين روند در سايه كاهش فشار تحريم‌هاي بين‌المللي و تلاش‌هاي تهران براي پيدا كردن بازارهاي جديد شكل گرفته است.

    وي تصريح كرد: چين همچنان بزرگ‌ترين خريدار نفت ايران باقي مانده است. به‌رغم تحريم‌هاي ايالات متحده، واردات نفت ايران توسط پالايشگاه‌هاي مستقل چيني ادامه دارد و اخيرا نفت ايران به بنادر شمال شرقي چين منتقل شده است. اين نفت با تخفيف‌هاي چشم‌گير نسبت به ساير انواع نفت خاورميانه‌اي، مورد توجه پالايشگاه‌هاي چيني قرار گرفته است. برخي از اين محموله‌ها نيز به صورت مجدد برچسب خورده و به نام كشورهايي مانند مالزي و امارات به چين وارد مي‌شوند تا از اثرات تحريم‌هاي بين‌المللي جلوگيري شود.

    وي خاطرنشان كرد: علاوه بر اين، به نظر مي‌رسد كه ايران در حال گسترش بازارهاي صادراتي خود به كشورهاي جديد است. گزارش‌ها حاكي از آن است كه ايران در تلاش است تا نفت خود را به كشورهاي ديگري مانند عمان و بنگلادش صادر كند.

  • آرامکو معامله می‌شود، پتروشیمی‌های ایرانی زمین گیر شده اند / تاخت و تاز عربستان در میادین مشترک و حذف ایران از بازی

    آرامکو معامله می‌شود، پتروشیمی‌های ایرانی زمین گیر شده اند / تاخت و تاز عربستان در میادین مشترک و حذف ایران از بازی

    به گزارش اقتصادران، شرکت آرامکو عربستان سعودی حالا به ارزشمندترین شرکت جهان تبدیل شده است، شرکتی که تقریبا به طور مداوم بر ارزش آن افزوده می‌شود. آرامکو یا به طور کامل «شرکت نفت عربی سعودی»، اکنون بزرگ‌ترین شرکت نفتی جهان است. این شرکت دولتی در سال ۱۹۳۳ تأسیس شد و مقر اصلی آن در ظهران، عربستان سعودی قرار دارد. آرامکو به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت خام و گاز طبیعی در جهان شناخته می‌شود و نقش مهمی در اقتصاد و سیاست انرژی جهانی ایفا می‌کند.

    اصلی‌ترین و کلیدی‌ترین ویژگی‌های آرامکو را نیز می‌توان در موارد زیر ارزیابی کرد:
    ۱. تولید نفت: آرامکو روزانه میلیون‌ها بشکه نفت تولید می‌کند و دارای بزرگترین ذخایر نفتی اثبات‌شده در جهان است.
    ۲. پالایش و پتروشیمی: این شرکت در صنایع پایین‌دستی مانند پالایش و پتروشیمی نیز فعال است.
    ۳. تجارت جهانی: آرامکو نفت خود را به بسیاری از کشور‌ها صادر می‌کند و تأثیر زیادی بر بازار‌های جهانی نفت دارد.
    ۴. تحقیق و توسعه: این شرکت سرمایه‌گذاری زیادی در زمینه تحقیق و توسعه انجام می‌دهد تا بهره‌وری و پایداری در استخراج و تولید نفت را بهبود بخشد.
    ۵. پروژه‌های بزرگ: آرامکو در پروژه‌های بزرگ صنعتی و زیرساختی در داخل و خارج از عربستان سعودی مشارکت دارد.

    اوراق قرضه ویژه آرامکو

    در جدیدترین اقدام نیز این شرکت میلیون دلاری اکنون شروع به انتشار اوراق قرضه بین‌المللی کرد که شامل تعهداتی مستقیم، عمومی، بدون قید و شرط و بدون تضمین دارایی‌های آرامکو سعودی به دلار آمریکا است. اخیرا نیز وبگاه آرتی عربی نوشته است: «بر اساس بیانیه شرکت در Tadawul، بازده ارائه برای اوراق قرضه سررسید ظرف ۱۰ سال، ۵.۷۵۰ درصد، برای اوراق قرضه سررسید ۳۰ سال ۵.۸۷۵ درصد و برای اوراق قرضه سررسید ظرف ۴۰ سال، ۵.۸۷۵ درصد بوده است».
    این شرکت همچنین تایید کرده که برای پذیرش اوراق در بورس لندن درخواست خواهد داد. در همین حال تعداد کل اوراق قرضه به ۳۰ هزار عدد و ارزش اسمی اوراق بالغ بر ۲۰۰ هزار دلار رسیده است.

    آرامکو عربستان بنا بر آمار جولای ۲۰۲۴ و برابر با تیرماه سال جاری، حدود ۲۵۹ میلیارد بشکه ذخایر نفت و گاز را در اختیار دارد که با هیچ شرکت دیگری در جهان قابل مقایسه نیست و همین عامل کلیدی در ارزش ۱.۸ تریلیون دلاری این شرکت است.
    پس از آرامکو عربستان سعودی، شرکت آمریکایی اکسون موبیل با ۱۷.۷ میلیارد بشکه نفت در رتبه دوم و شرکت نفت دیگر آمریکا، شورون نیز با ۱۱.۲ میلیارد بشکه نفت در جایگاه سوم قرار دارد.

    این در حالی است که به گزارش اقتصاد ۲۴، آرامکو عربستان اکنون روزانه ۹ میلیون بشکه نفت تولید می‌کند که بیش از هر شرکت دیگری و نزدیک به یک دهم کل نفت جهان است. این غول نفتی دولتی، سودآورترین شرکت جهان است که بین سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۳، مبلغ ۷۲۲ میلیارد دلار سود داشته است.

    همچنین این در شرایطی است که انتظار می‌رود که آرامکو نقش مهمی در برنامه‌های عربستان سعودی برای تنوع بخشیدن به اقتصاد و کاهش وابستگی به نفت داشته باشد. اخیرا نیز محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی تایید کرد که پادشاهی در حال مذاکره برای فروش یک درصد از سهام غول نفتی دولتی است که می‌تواند به تامین مالی پروژه‌های این کشور در زمینه انرژی پاک و فناوری کمک کند.

    این انتشار اوراق قرضه آرامکو در جولای ۲۰۲۴ در شرایطی رخ می‌دهد که یک سال قبل و در جولای ۲۰۲۳ نیز دو کنسرن نفتی آرامکو عربستان و توتال انرژی فرانسه قراردادی به ارزش ۱۱ میلیارد دلار برای احداث یک تأسیسات پتروشیمی تازه نیز امضا کردند و در همان زمان یک مقام نفتی ایران خبر داده بود که عربستان در حال تخلیه میادین مشترک، از جمله میدان گازی آرش است.

    این پروژه که زیر مجموعه ای از آرامکو خواهد بود؛ طرح آن برای اولین بار در سال ۲۰۱۸ اعلام شد و در عین حال یک سرمایه‌گذاری حدود ۱۱ میلیارد دلاری است که ۴ میلیارد دلار آن با سرمایه آرامکو و توتال انرژی تامین می‌شود.

    این مجتمع پالایشگاه «ساتورپ» عربستان را چنان توانمند خواهد کرد که تا گاز‌های تولیدی داخلی و نفتا و همچنین اتان و بنزین طبیعی عرضه‌شده توسط آرامکو را به مواد شیمیایی با کیفیت بالا تبدیل کند. به گفته آرامکو، این مجتمع ظرفیت تولید ۱.۶۵ میلیون تن در سال اتیلن و سایر گاز‌های صنعتی را خواهد داشت.

    امین ناصر، رئیس آرامکو نیز در همان زمان و در مراسم امضای این قرارداد گفته بود: «به عنوان بخشی از استراتژی توسعه آرامکو، این پروژه به امکاناتی با ارزش افزوده در اکوسیستم پایین دستی واقتصاد پادشاهی سعودی کمک می‌کند.»

    تاخت و تاز عربستان در میادین مشترک و حذف ایران از بازی

    درهمین حال رییس هیأت مدیره انجمن شرکت‌های حفاری نفت و گاز ایران در تیر ماه سال ۱۴۰۲ تاکید کرده بود که عربستان به میدان آرش ورود کرده و ما هم ساکت نشسته‌ایم. او همچنین گفته بود که «به نظر می‌رسد میادین مشترک را به همسایگان واگذار کرده‌ایم.»
    هدایت‌الله خادمی در گفتگو با ایلنا، در تیر سال گذشته و با اشاره به همکاری گازی ایران و عربستان گفت، از زمان تشکیل اوپک، عربستان همواره رقیب نفتی ایران بوده است. در حالی که ایران در برهه‌ای همه‌کاره اوپک بوده است، امروز این مسئولیت به لحاظ سیاسی و مدیریت و نیز تصمیم‌گیری در زمینه قیمت به عربستان رسیده است. «همچنین به لحاظ میزان تولید از مخازن نیز عربستان گوی سبقت را از ما ربوده است.»

    خادمی در همان گفتگو تاکید داشت: «ما میادین مختلفی از جمله فرزاد B و A، آرش و فروزان را با عربستان مشترک هستیم. این کشور به طور جدی به فعالیت‌های خود توسعه داده و برداشت داشته است، اما با وجودی که اولین چاه‌های اکتشافی را هم ما حفر کردیم، امروز عربستان برداشت بیشتری دارد و ما کاری نکرده‌ایم، مثلا در فرزاد A عربستان برداشت با برنامه‌ای را پیش می‌برد و ایران کاری نکرده، در فرزاد B ما یک دکل حفاری مستقر کرده بودیم، اما اکنون این دکل بیکار شده و به پهنه سرزمینی برگشته است.»
    رییس هیأت مدیره انجمن شرکت‌های حفاری نفت و گاز ایران همچنین تاکید کرده بود که عربستان تعداد بسیار زیادی دکل دریایی در این منطقه مستقر کرده است.

    این شرایط متفاوت در دو سوی خلیج فارس در حالی برای شرکت‌های پتروشیمی و نفتی ایران و عربستان رخ می‌دهد که به نظر می‌رسد ایران از همه سهم‌های خود از امکان بهره وری از منابع طبیعی خود جامانده است.

    تفکر انحصارطلبانه مدیران ایرانی با شرکت‌های پتروشیمی چه کرد؟

    در حالی اکنون امارات، قطر و عربستان در حال استفاده از میادین گاز و نفت مشترک با ایران هستند که تقریبا نتیجه تفکر دانش آموختگان دانشگاه امام صادق در عرصه مدیریت کشور، عدم سرمایه گذاری و انزوای کامل در حوزه انرژی برای کشور است.

    اصطلاح مدیران دانش آموخته دانشگاه امام صادق البته بیش از همه به آن دسته از مدیران در عرصه اقتصاد و سیاست کشور و به خصوص قدرت گرفتنشان در دولت سیزدهم اطلاق می‌شود که در برابر هر نوع مذاکره با جهان، سرمایه گذاری خارجی و یا تلاش برای نوشتن قرارداد‌های خارجی مقاومت می‌کنند.

    شاید نتیجه همین تفکر در میان بخشی از مدیران بوده که اکنون آرامکو را به بزرگ‌ترین و ارزشمندترین شرکت در جهان تبدیل کرده و البته قرارداد‌های مختلف نفتی نوشته شده در این کشور خود نشان از میزان تمایل کشور‌ها و شرکت‌های معتبر برای سرمایه گذاری در عربستان دارد و از جمله می‌توان این تمایل را در میان چینی‌ها به عنوان شریکی که دولت سیزدهم امید به آن داشت نیز دید.

    آرامکو معامله می‌شود، پتروشیمی‌های ایرانی زمین گیر شده اند

    از سوی دیگر شرکت آرامکو عربستان با میانگین pe ۱۴ در حالی وارد رومد معاملات بورس شده است که، شرکت‌های پالایشی ایران با میانگین pe ۴ در بازار بورس زمین گیر شده اند.
    باید تاکید کرد که نسبت P/E در بورس از مهم‌ترین موارد تحلیل بنیادی است. P/E نسبت قیمت سهم (Price) به سود هر سهم (Earning per share) است. محاسبه نسبت پی به‌ ای در بورس، یکی از روش‌های رایج ارزش‌گذاری سهام در تحلیل بنیادی است که از طریق آن با تخمین سود خالص شرکت‌ها، ارزندگی سهام بررسی می‌شود. این نسبت عموما برای شرکت‌های تولیدی و سودده مورد استفاده قرار می‌گیرد.
    در واقع می‌توان این طور گفت که این نسبت بیان‌کننده مبلغی است که سرمایه‌گذاران حاضرند برای به دست آوردن یک ریال سود بپردازند. مثلا اگر نسبت P/E سهمی معادل ۱۰ باشد، به این معنی است که سرمایه‌گذاران حاضرند برای به دست آوردن یک ریال سود، مبلغ  ۱۰ ریال بپردازند.

    چرایی پیشرفت آرامکو و عقب ماندگی صنعت نفت ایران

    در چنین شرایطی به نظر می‌رسد، صنایع پتروشیمی و نفتی ایران که قدمتی بیش از ۸۰ سال دارند، اکنون چنان در بحران هستند که با اینکه در ذات ارزشمند هستند، اما به دلیل مدیریت‌های اشتباه توسط غیرمتخصصین، در بدترین دوران خود از نظر امکان معامله قرار دارند.

    تنها مقایسه همین ارقام به خوبی نشان می‌دهد که وضعیت یک شرکت سعودی، چون آرامکو در برابر شاید ده‌ها شرکت ارزشمند ایرانی اکنون چگونه است. شرکت‌هایی که هر کدام به ذات توانایی رقابت با آرامکو را داشته اند، اما تفکر بسته و به شدت انحصارگرای برخی از مدیران و از سوی دیگر نگرش ضد هر نوع سرمایه گذاری خارجی و اندیشه پر از توهم دشمن هراسی، اینگونه منجر به زمین گیری این شرکت‌ها شده است.

    کاش این مدیران یک بار به خود بیایند و ببینند چطور کشورهایی چون امارات، قطر و عربستان و حالا بحرین و عمان، با ده‌ها قرارداد خارجی و سرمایه گذاری شرکت‌های مهم انرژی در حال پیشروی هستند و ایران با سرمایه‌های عظیم نه تنها از قافله جامانده که شاید حتی ناچار شود به زودی به واردکننده انرژی در جهان نیز تبدیل شود!

  • حال و روز صنعت نفت ایران / عربستان و عراق از ایران در تولید نفت جلو زدند

    حال و روز صنعت نفت ایران / عربستان و عراق از ایران در تولید نفت جلو زدند

    به گزارش اقتصادران، گزارش‌‌‌های منابع ثانویه نشان می‌دهد که تولید نفت خام در ماه مه (اردیبهشت – خرداد) به ۳ میلیون و ۲۲۶‌هزار بشکه در روز رسید که نسبت به آوریل ۲۰۲۴ (فروردین – اردیبهشت) ۷‌هزار بشکه افزایش داشت. گزارش ماه ژوئن اوپک که در روز سه‌‌‌شنبه (۲۲ خرداد) منتشر شد، حاکی از آن است که اعضای این سازمان در ماه مه (اردیبهشت – خرداد) مجموعا ۲۶ میلیون و ۶۲۹‌هزار بشکه نفت تولید کردند که نسبت به ۲۶ میلیون و ۶۰۰‌هزار بشکه تولید شده در ماه آوریل، ۲۹‌هزار بشکه بیشتر است. براساس گزارش ماه ژوئن اوپک، ایران پس از عربستان سعودی با تولید روزانه ۹ میلیون بشکه و عراق با تولید روزانه ۴ میلیون و ۱۹۵‌هزار بشکه، با تولید روزانه ۳میلیون و ۲۲۶‌هزار بشکه، سومین تولیدکننده بزرگ این سازمان بوده است. بر اساس این گزارش، تولید نفت پنج عضو اوپک (ایران، امارات، نیجریه، گابن، گینه استوایی) در دوره مورد بررسی افزایش یافته، به‌‌‌طوری که بیشترین افزایش تولید مربوط به نیجریه با ۷۴‌هزار بشکه در روز بوده است. ایران، ونزوئلا و لیبی از توافق کاهش عرضه ائتلاف تولیدکنندگان عضو اوپک و غیراوپک (اوپک‌‌‌پلاس) معاف هستند.

     

    تغییرات قیمت نفت

    براساس آخرین گزارش اوپک، قیمت نفت خام سنگین ایران در ماه مه نسبت به ماه آوریل ۲۰۲۴، ۴ دلار و ۶۶ سنت معادل 5.2درصد کاهش یافته است. قیمت نفت خام سنگین ایران در ماه مه ۲۰۲۴ به ۸۴ دلار و ۱۳ سنت رسید، در حالی‌‌‌که این رقم در آوریل ۲۰۲۴، ۸۸ دلار و ۷۹ سنت برای هر بشکه بود. میانگین قیمت نفت خام سنگین ایران در سال ۲۰۲۴، ۸۳ دلار و ۴۱ سنت بوده است. قیمت سبد نفتی اوپک نیز در ماه مه ۲۰۲۴ به ۸۳ دلار و ۵۹ سنت برای هر بشکه رسید که نسبت به آوریل ۲۰۲۴، ۵ دلار و ۵۳ سنت (معادل 6.2درصد) کاهش یافته است. براساس گزارش دبیرخانه اوپک، تقاضای جهانی نفت خام برای سال ۲۰۲۴ با ۲ میلیون و ۲۵۰‌هزار بشکه افزایش روزانه همراه خواهد بود و مجموع تقاضای نفت جهان برای سال ۲۰۲۴ ، ۱۰۴ میلیون و ۴۶۰‌هزار بشکه پیش‌بینی شده است.

    اوپک همچنین پیش‌بینی کرده که تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۵ روزانه یک میلیون و ۸۵۰‌هزار بشکه افزایش یابد و به مجموع ۱۰۶ میلیون و ۳۱۰‌هزار بشکه در روز برسد. اوپک در دورنمای بلندمدت خود اوج تقاضای نفت را پیش‌بینی نمی‌‌‌کند و انتظار دارد تقاضا تا سال 2045 به 116 میلیون بشکه در روز برسد، و حتی ممکن است بیشتر شود. این ارزیابی در تضاد کامل با گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) است که پیش‌بینی می‌‌‌کند تقاضای نفت تا سال 2029 به اوج خود خواهد رسید و سپس در پایان دهه به حدود 106 میلیون بشکه در روز افت خواهد کرد.

     

    تفسیر خطرناک

    دبیرکل اوپک، گزارش آژانس بین‌المللی انرژی را «تفسیر خطرناک» توصیف کرده و معتقد است که این گزارش می‌تواند منجر به نوسانات بی‌‌‌سابقه در بازار انرژی شود. الغیس در مقاله‌‌‌ای در مجله جنبه‌‌‌های انرژی تاکید کرد که چنین روایت‌‌‌هایی می‌توانند مصرف‌کنندگان را گمراه کنند و بازار انرژی را بی‌‌‌ثبات سازند. از اواخر سال 2022، ائتلاف اوپک پلاس، اعضای اوپک به رهبری عربستان سعودی و متحدانی چون روسیه، کاهش قابل‌توجهی در تولید خود اعمال کرده تا بازار را تثبیت کنند.

    در حال حاضر، اعضای اوپک در حال کاهش تولید به میزان 5 میلیون بشکه در روز هستند که حدود 5.7‌درصد تقاضای جهانی را شامل می‌شود. این نزول شامل کاهش 3 میلیون بشکه در روز است که این گروه در 2 ژوئن موافقت کرد تا پایان سال 2025 تمدید شود. علاوه بر این، کاهش 2 میلیون و 200‌هزار بشکه در روز نیز وجود دارد که اوپک پلاس قصد دارد به تدریج از اکتبر به مدت یک سال اجرایی کند. این اقدامات استراتژیک با هدف ایجاد تعادل در بازار در میان نوسانات تقاضا و عرضه انجام می‌شود.

    پیش‌بینی‌‌‌های متضاد

    آژانس بین‌المللی انرژی، که در پاریس مستقر است و به کشورهای صنعتی مشاوره می‌‌‌دهد، اخیرا تاریخ پیش‌بینی‌‌‌شده خود برای اوج تقاضای نفت را به جلو برده و اکنون معتقد است که این اوج تا سال 2030 رخ خواهد داد. این آژانس می‌‌‌گوید که تقاضای نفت از سال 2030 روند نزولی خواهد داشت، در حالی که ایالات متحده و سایر کشورهای غیر‌اوپک به عرضه خود خواهند افزود. الغیس خاطرنشان کرد که پیش‌بینی‌‌‌های مشابه توسط آژانس بین‌المللی انرژی در گذشته اشتباه بوده است. به عنوان مثال، این آژانس قبلا پیش‌بینی کرده بود که تقاضای بنزین در سال 2019 و تقاضای زغال‌‌‌سنگ در سال 2014 به اوج برسند، اما این پیش‌بینی‌‌‌ها با روندهای واقعی بازار در تناقض بودند. الغیس اظهار کرد: «در اوپک، ما رشد تقاضای نفت را به میزان 4 میلیون بشکه در روز طی دو سال 2024 و 2025 پیش‌بینی می‌‌‌کنیم، در حالی که سایر پیش‌بینی‌‌‌کنندگان نیز رشد بیش از 3 میلیون بشکه در روز را پیش‌بینی می‌‌‌کنند.»

    او همچنین تاکید کرد که حتی آژانس بین‌المللی انرژی نیز رشد 2 میلیون بشکه در روز را در این دوره پیش‌بینی می‌‌‌کند و سپس رشد 0.8 میلیون بشکه در روز در سال 2026 را انتظار دارد، قبل از اینکه به طور چشمگیری کاهش یافته و تا سال 2030 تقریبا هیچ رشدی نداشته باشد. الغیس از پیش‌بینی‌‌‌های آژانس بین‌المللی انرژی به عنوان تحلیلی غیرواقعی انتقاد و استدلال کرد که این پیش‌بینی‌‌‌ها اثرات مخربی بر اقتصادهای جهانی خواهند داشت. او چشم‌‌‌انداز آژانس بین‌المللی انرژی را ادامه‌‌ یک روایت ضد نفتی دانست که به پیچیدگی و انعطاف‌‌‌پذیری بازار جهانی انرژی آسیب می‌‌‌زند.

    به گفته الغیس، نادیده گرفتن پتانسیل رشد مداوم تقاضای نفت، روندهای تاریخی را نادیده و نقش مداوم نفت را در پیشبرد توسعه اقتصادی در سراسر جهان دست کم می‌گیرد. بحث بین اوپک و آژانس بین‌المللی انرژی‌بر عدم قطعیت‌‌‌ها و دیدگاه‌‌‌های متفاوت در مورد آینده‌‌ تقاضای جهانی نفت تاکید می‌‌‌کند. در حالی که اوپک دیدگاه خوش‌بینانه‌‌‌ای دارد و رشد قابل‌‌‌توجهی را پیش‌بینی می‌‌‌کند، آژانس بین‌المللی انرژی اوج قریب‌‌‌الوقوع و کاهش متعاقب آن را تخمین می‌زند. این تناقض پیامدهای عمیقی بر سیاست‌‌‌های انرژی، ثبات بازار و سلامت اقتصاد جهانی خواهد داشت.

  • رابطه مالي شركت نفت و دولت مغشوش است / تا ۳۰ سال آينده براي توليد نفت بايد اجازه بگيريم

    رابطه مالي شركت نفت و دولت مغشوش است / تا ۳۰ سال آينده براي توليد نفت بايد اجازه بگيريم

    به گزارش اقتصادران، نهمين كنگره راهبردي و نمايشگاه نفت و نيرو چهارشنبه گذشته با هدف بررسي آينده انرژي ايران در پرتو تحولات جهاني برگزار شد. اين همايش در آخرين روزهاي سال 1402 و در زماني برگزار مي‌شود كه موضوع ناترازي انرژي و تحريم‌هاي نفتي بيش از پيش در جامعه كارشناسي كشور مطرح شده است.

    از اين رو، ‌در اين گزارش به سخنراني‌هاي سه چهره مشهور اقتصادي و البته اقتصاد انرژي در ايران مي‌پردازيم. بيژن نامدار زنگنه، وزير اسبق نفت، مسعود نيلي اقتصاددان بازنشسته از دانشگاه شريف و محمد حسين عادلي، دبيركل اسبق مجمع كشور‌هاي صادركننده گاز. بيژن نامدار زنگنه در نهمين كنگره راهبردي نفت و نيرو اظهار داشت: بنده سال‌ها در زمينه راهبردهاي نفت و انرژي در كشور فكر كرده‌ام و اسناد مهمي در سال ۹۹ با مشاركت جمع كثيري از مديران و كارشناسان وزارت نفت تدوين و بخش‌هايي به تصويب شوراي عالي انرژي رسيد.

    اين جمع‌بندي ۴۰ سال مديريت در بخش نفت و انرژي كشور بوده است. مطالب امروز بنده با فرض وجود شرايط تعاملي اقتصاد ايران و جهان مانند آنچه كه در سال‌هاي ۶۸ تا ۷۴ و ۷۶ تا ۸۴ داشتيم، است. يعني نبود تحريم‌هاي موثر و فراگير بين‌المللي عليه ايران.

    تا ۳۰ آينده براي توليد نفت بايد اجازه بگيريم

    زنگنه در سخنراني خود بيان داشت: از پيروزي انقلاب در ذهن ما اينگونه تداعي شده كه بايد نفت را براي آيندگان حفظ كنيم اما واقعيت اين است كه در دنيا با سرعت تلاش مي‌شود به توليد برسد و با وجود انرژي‌هاي تجديدپذير ما نمي‌توانيم و عاقلانه و اخلاقي نيست در برابر اين تلاش بايستيم. در چنين شرايطي بايد بدانيم زمان براي توليد نفت بسيار كوتاه است، اگر به روند كنوني توليد ادامه دهيم نزديك ۱۰۰ سال نفت داريم ۲ برابر نفتي كه از ابتداي تاريخ بشريت با همين ضريب بازيافت پايين نفت توليد مي‌كنيم، همچنين براي ۲۷۰ سال هم ذخاير گازي داريم.

    معتقدم ظرف ۳۰ سال آينده براي توليد نفت بايد از مراكزي اجازه بگيريم، يعني اينگونه نيست كه اجازه دهند هر كشوري هر ميزان كه خواست نفت و گاز توليد كند، كمااينكه اكنون بسياري از كشورها را مجبور كرده‌اند ميزان كربن توليدي را كاهش دهند.

    زنگنه ادامه داد: زمان ما كوتاه است بنابراين بايد با سرعت نفت را توليد كنيم و به بالاترين ظرفيت ممكن برسيم.

    توليد نفت در ايران ۷۲ دلار سود دارد

    وي بيان داشت: حداكثر قيمت تمام‌شده هر بشكه نفت در ايران زير ۸ دلار است و با ۲۰ درصد سود ارزي ۷۲ دلار سود بادآورده خواهيم داشت. در هيچ‌كالايي در دنيا به اين شكل نيست و بعد از آن بابت سوددهي با فاصله بالا گاز قرار دارد، بنابراين اگر درست نگاه كنيم منابع عظيمي براي ما توليد مي‌كند. وي با تاكيد بر اينكه ما به راحتي در مدت زمان ۵ تا ۶ سال مي‌توانيم به ظرفيت توليد ۷ ميليون بشكه در روز برسيم، گفت؛ هيچ بخشي در اقتصاد ايران مثل نفت قابليت جذب سرمايه و منابع خارجي را ندارد، براي افزايش ۳.۵ ميليون بشكه ظرفيت كمتر از ۷۰ ميليارد دلار سرمايه نياز است. اگر روزي يك بشكه اضافه توليد شود در سال ۳۶۵ بشكه خواهد شد و از فروش آن ۲۵ هزار دلار درآمد كسب مي‌شود در حالي كه رقم سرمايه‌گذاري به ۲۰ هزار دلار هم نمي‌رسد.

    ۱۶۰ ميليون ليتر توليد بنزين؛ تا ۱۴۲۰

    وي ادامه داد: بنده در نامه‌اي به پالايش و پخش در سال ۹۹ اهداف كمي را ابلاغ كردم، بر اين اساس تا ۱۴۰۵ هدف توليد ۱۲۵ ميليون ليتر در ۱۴۱۰، ۱۳۰ ميليون ليتر و در ۱۴۲۰ به ۱۶۰ ميليون ليتر توليد بنزين برسيم.

    بهينه‌سازي غيرقيمتي شكست خورد!

    زنگنه ادامه داد: براي پرداخت يارانه نقدي از محل درآمدهاي حاصل از صادرات فرآورده و گاز طبيعي متوقف شد. چون‌ مجلس با كار انقلابي شركت پالايش و پخش و گاز را از بنگاه اقتصادي به ادارات كل تبديل كرد و اعلام كرد تمام پول را به حساب خزانه واريز كنيد و بودجه را از دولت دريافت كنند، عملا تمام طرح‌ها جز گازرساني در نطفه خفه شد كه اگر اجرا مي‌شد هم در محيط زيست و هم اشتغال صنعتي و رفاه مردم موثر بود يعني بهينه‌سازي غيرقيمتي كاملا شكست خورد.

    وي افزود: تصور مي‌شد حل مشكل ناترازي بنزين بايد در سياست تامين خودرو ديد ولي اكنون به اين فكر رسيدند هم توليدكنندگان فراورده و هم خودروسازان گرفتار سياست‌هاي غلط در كل اقتصاد و بخش توليد هستند؛ يا بايد خودرو گران و بنزين ارزان يا برعكس باشد. عده‌اي دنبال اين هستند هم خودرو و هم بنزين گران باشد و اين جواب نمي‌دهد، ما با سياست غلط به اسم خودكفايي در توليد خودرو بدون تعامل و رقابت علاوه بر آسيب به مردم حجم عظيمي از منابع كشور را هدر مي‌دهيم و به اقتصاد كشور لطمه مي‌زنيم.

    رابطه مالي شركت نفت و دولت مغشوش است

    وي ادامه داد: رابطه مالي دولت و شركت نفت مغشوش است، ۱۴.۵ درصد سهم نفت مشكل دارد ما پيشنهاد كرديم كه سه پرداخت بهره مالكانه، ماليات و سود سهام به دولت پرداخت كند. ۱۵ سال بعد از ما اين طرح را بن‌سلمان با موفقيت پياده كرد و ارامكو را قيمت‌گذاري كرد. ما با اين منابع نفت و گاز زيرزميني كه در هيچ صورت مالي منعكس نيست، اكنون شركت نفت ما بالاترين بدهي را دارد، اما آرامكو ۳ هزار ميليارد دلار ارزش‌گذاري شد و اكنون ارزش اين شركت به ۵ هزار ميليارد دلار در بورس رسيده است و سودده‌ترين شركت دنيا شد. ما با ارزش‌گذاري شركت نفت از بالاي ۲ هزار ميليارد دلار مي‌توانيم شروع كنيم و هر ايراني هم سهامدار شود.

    تدوين راهبرد كشاورزي بدون صادرات نفت و گاز ميسر نيست

    ديگر سخنران اين همايش، ‌محمد حسين عادلي، دبيركل سابق مجمع كشورهاي صادركننده گاز بود. عادلي كه چهره‌اي اقتصادي نيز محسوب مي‌شود؛ در سخنراني خود به بحث ويژه نياز ايران به سرمايه‌گذاري در صنعت نفت اشاره كرد و گفت: ما به ۱۶۰ تا ۲۵۰ ميليارد دلار سرمايه‌گذاري در حوزه نفت نياز داريم و مهم‌ترين چالش ما تنش سياسي و تحريم‌هاي گسترده است به‌طوري كه تدوين راهبرد كشاورزي و تحقق جايگاه درست اقتصادي و ژئوپليتيك بدون صادرات نفت و گاز ميسر نيست.

    چشم‌انداز رقبا در آينده انرژي

    وي بيان داشت: چين به عنوان واردكننده بزرگ انرژي ۵۰ درصد نفت و ۷۰ درصد گاز خود را وارد مي‌كند و اولين مساله براي اين كشور امنيت انرژي است. به همين دليل دنبال مستحكم شدن عرضه انرژي و همكاري با كشورهايي است كه در بلندمدت به آنها اعتماد كند. همچنين اين كشور تعهد كرده كه ميزان كربن را تا ۲۰۶۰ به صفر برساند. عادلي ادامه داد: روسيه به دنبال جنگ با اوكراين و تحريم اكنون به دنبال بازار جديد نفت و گاز و تكنولوژي تجديدپذير و همچنين درگير ثبات اقتصادي است. وي افزود: اولويت امريكا اين است كه توليد تجديدپذير را افزايش دهد و همچنين افزايش توليد و صادرات نفت داشته باشد.

    عادلي گفت: چالش عربستان نيز اين است كه توليد نفت را افزايش داده و توليد گاز را ۵۰ درصد افزايش دهد، براي تجديدپذيرها ۱۸۶ ميليارد دلار سرمايه‌گذاري مي‌كند و برنامه‌هاي كاهش انتشار كربن، جنگل‌كاري و حفاظت از مناطق خشكي و دريا را به‌طور گسترده‌اي در دستور كار دارد، همچنين بنا دارد ۴ ميليون تن هيدروژن توليد كند.

    وي همچنين به برنامه‌هاي قطر اشاره و اظهار داشت: اين كشور افزايش توليد گاز را در دستور كار دارد و برنامه دارد توليد ۷۷ ميليون تن گاز را به ۱۲۶ ميليون تن و با اعلام كشف جديد گاز عنوان كرده كه به ۱۴۲ ميليون تن توليد خواهد رسيد و برنامه دارد كه بزرگ‌ترين صادركننده ال‌ان‌جي‌ باقي بماند و در اين رابطه قراردادهاي جديد دارد. وي افزود: امارات نيز برنامه دارد توليد نفت را به ۷ ميليون بشكه برساند و روي تجديدپذيرها ۱۲۰ ميليارد دلار سرمايه‌گذاري كرده است. عادلي با اشاره به برنامه تركيه تصريح كرد: اين كشور بنا دارد هاب گازي منطقه باشد به‌طوري كه در ۲۰۲۳ چند قرارداد صادرات گاز به اروپا از جمله بلغارستان، روماني و مالديو به امضا رسانده است همچنين به دنبال اين است كه از روسيه، آذربايجان، تركمنستان و ايران دريافت گاز داشته باشد. وي افزود: عراق نيز برنامه افزايش توليد نفت را دنبال مي‌كند و بنا دارد به ۶ ميليون بشكه در روز برسد.

    وضعيت ناترازي‌ها

    عادلي در ادامه به چالش ناترازي انرژي در بخش‌هاي مختلف در ايران اشاره کرد و اظهار داشت: ما علاوه بر ناترازي گاز در حوزه برق نيز ۱۲ تا ۱۵ هزار مگاوات ناترازي داريم، در حوزه بنزين ۱۰۰ ميليون ليتر توليد و ۱۱۰ ميليون ليتر مصرف داريم. مصرف گاز در بخش خانگي ۷۰۰ ميليون متر مكعب است نيروگاه‌ها به ۳۰۰ ميليون متر مكعب گاز نياز دارند ۱۰۰ ميليون متر مكعب تحويل داده مي‌شود، فولاد به ۴۵ ميليون متر مكعب نياز دارد ۲۰ تا ۲۵ ميليون متر مكعب تحويل مي‌گيرد، سيمان به ۳۰ ميليون متر مكعب نياز دارد و ۵ تا ۸ ميليون متر مكعب تحويل مي‌گيرد، پتروشيمي ار ۷۵ ميليون متر مكعب نياز ۵۰ ميليون متر مكعب را در اختيار دارد، بنابراين ناترازي بالاست و اين چالش ايجاد مي‌كند.

    نظام نادرست يارانه‌اي

    مسعود نيلي اقتصاددان نيز در نهمين كنگره راهبردي نفت و نيرو با بيان اينكه ما سال‌هاي طولاني است كه در تامين مالي براي سرمايه‌گذاري در حوزه نفت مشكل داريم، اظهار داشت: اصل مطلب در كشور‌هاي نفتي اين است كه در حكمراني كشور‌هاي نفتي تناقض وجود دارد و نحوه حل اين تناقض سرنوشت نفت و گاز را رقم مي‌زند و آن اينكه دولت و حكمراني در اين كشور‌ها مثل تمام دنيا خدمات عمومي ارايه دهند، دولت در همه جاي دنيا سر به سر عمل مي‌كند يعني ماليات مي‌گيرد و خدمات ارايه مي‌دهد و اصولا ماهيت كار دولت تجاري نيست.

    استاد دانشگاه صنعتي شريف گفت: ما در داخل كشور رژيم نادرست يارانه‌اي و در خارج از كشور رژيم مالي را داريم و اين مدل كسب و كار به ضرر نفت و گاز و اقتصاد كشور است كه البته نتيجه تبصره ۳۸ بودجه در سال ۵۸ است كه بر پايه آن نفت داخل بودجه عمومي گنجانده شد و بنا شد از خزانه پول بگيرد و اين با تحولات ادامه پيدا كرد.

    وي گفت: در سال ۱۳۸۲ يا ۱۳۸۳ پيشنهاد شد رژيم مالي دولت و شركت نفت بازتعريف شود كه آن زمان پيشنهاد مدرني بود و اجراي آن باعث رشد سرمايه‌گذاري در نفت مي‌شد به عبارت ديگر طبق آن برنامه پيشنهادي از سوي موسسه مطالعات انرژي منابع نفت صرف سرمايه‌گذاري در صنعت نفت مي‌شد. در كنار اين پيشنهاد اصلاح حامل‌هاي انرژي مطرح شد كه در مجلس به تصويب رسيد، اما در مجلس هفتم حذف و كل برنامه چهارم توسعه كنار رفت و در برنامه پنجم نظام درصدي جايگزين شد و در نهايت تحريم تير خلاص به نفت و گاز بود كه عملا منابعي باقي نگذاشت.

    وي با بيان اينكه پربازده‌ترين بخش اقتصاد كشور نفت و گاز است، اظهار داشت: دولت با اجراي هدفمندي بدترين اتفاق را براي نفت و گاز رقم زد. نتيجه اينكه موجودي سرمايه نفت و گاز در حساب ملي از سال ۸۹ رشد منفي داشته است به‌طوري كه در دو مقطع جنگ و از سال ۸۹ اين موجودي رشد منفي داشته كه البته از سال ۸۹ اين شدت بيشتر هم بوده و دليل آن عدم سرمايه‌گذاري است. نيلي تاكيد كرد: اقتصاد با صنعت و نفت رشد مي‌كند كه موجودي سرمايه صنعت نيز از سال ۹۶ منفي شده، به عبارت ديگر دو موتور رشد اقتصادي خاموش شده است.

    نتيجه اينكه در شرايط تحريم بازتعريف هر كدام از اين دو امكان‌پذير نيست. وي با بيان اينكه كل عدد منابع صادرات نفت كوچك شده است، افزود: از اين ميزان نيز عدد كوچكي به خود نفت مي‌رسد به‌طوري كه اكنون بايد گفت شركت ملي نفت بدهكارترين شركت دولتي در ايران و اين فاجعه است. حال آنكه مهم‌ترين و پربازده‌ترين شركت اقتصادي؛ نفت است و اكنون بر اساس قانون تجارت نبايد فعاليت مي‌كرد كه اين اتفاق نتيجه ناكارآمدي نفت نيست بلكه محيط كسب و كار اين عملكرد را رقم زده و اگر اين روند ادامه پيدا كند ما به يك كشور غيرنفتي تبديل مي‌شويم.

    وي گفت: اكثر كشور‌هاي صادركننده نفت مثل عربستان، قطر و امارات طي ۴۰ سال گذشته تناقض نظام حكمراني را به نفع سرمايه‌گذاري حل كردند، اما ما همچنان به سمتي مي‌رويم كه بخش نفت و گاز به تحليل مي‌رود و هيچ چشم‌اندازي ديده نمي‌شود. وي ابراز اميدواري كرد كه با به‌كارگيري نظرات كارشناسي تغييرات بزرگ را رقم بزنيم، چراكه تغييرات جزيي چيزي را در راستاي بهبود اوضاع تغيیر نمي‌دهد.