برچسب: توسعه

  • این میزان سهل انگاری در ساختار هزینه‌ها در کشور شرم آور است! / با بحران سرمایه‌گذاری مواجهیم، اما می‌گویند نرخ بیکاری تک رقمی است!

    این میزان سهل انگاری در ساختار هزینه‌ها در کشور شرم آور است! / با بحران سرمایه‌گذاری مواجهیم، اما می‌گویند نرخ بیکاری تک رقمی است!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با بیان اینکه اقتصادمان روز پس از روز در خلق فرصت‌های شغلی مولد ناتوان‌تر می‌شود، گفت: که هیچ اولویتی برای فهم واقعیت‌های این سیستم، جدی‌تر از اولویت شکافتن شفاف و کارشناسی متغیر سیستمی بازار کار نیست. این مسئله را در معرض یک گفت وگوی ملی بگذارید تا ابعاد آن و قباحت آنچه بر سر این جامعه آمده آشکار و روشن شود تا راه برون رفت آن را بیابید. راه حل این است که بستر نهادی را برای خلق فرصت‌های شغلی از یک سو و گرفتن مالیات‌های حقه جامعه از ثروت‌های انباشته شده غیرمولد آماده کرد. بسیار متاسفم که می‌گویم نظام مالیات ستانی ما دقیقا عکس این مسئله عمل می‌کند.

    وی با اشاره به تاثیر اشتغال بی کیفیت و غیرمولد بر مرگهای از سرناامیدی، ادامه داد: در مقدمه‌ای بر کتاب «مرگهای از سر ناامیدی و آینده سرمایه داری» براساس مجموعه ذخیره دانایی موجود در ادبیات اشتغال و توسعه، 45 بُعدِ اهمیت برای اشتغال مولد را شرح کردم، ضمن اینکه متن کتاب هم تاکید دارد وقتی در کشوری، کیفیت اشتغال متنزل می شود، سه نوع مرگ، یعنی مرگ از فرط اعتیاد به مواد الکلی، مواد مخدر و خودکشی رواج پیدا می کند. می‌گوید پیامدهایی در سقوط کیفیت اشتغال وجود دارد که این مرگها نسبت به آن پیامدها شرافت دارد، برای نمونه در کشورهای پیشرفته صنعتی، یعنی جایی که بیش از ۱۵۰ سال است که از مرحله تولید انبوه عبور کرده، به موازات کاهش کیفیت اشتغال، با رشد فراگیر تولد کودکان خارج از عقد ازدواج روبرو هستند. اهل فن می‌دانند که این چه معنایی دارد و چگونه امروز را و ۱۰ برابر آن، آینده یک جامعه را به آتش می‌کشد.

    هر ۴۵ آسیب بی‌اعتنایی به کیفیت اشتغال، به طرز وحشتناکی در ایران جریان دارد

    وقتی بیکاری گسترش پیدا می کند، مناسبات مبتنی بر حذف، ستیز و بیکاری می‌شود

    مومنی تاکید کرد: تاریخ اقتصادی می‌گوید هرگاه امکان انتخاب میان بیکاری و تورم وجود داشته، تمام کشورهایی که توسعه پیدا کرده‌اند، اولویت را به رفع بیکاری داده‌اند؛ چرا که وقتی بیکاری گسترش پیدا می‌کند بحران کمیابی شدت می‌گیرد. مناسبات به جای اینکه مبتنی بر تشویق، خلاقیت، نوآوری، تولید و رفاه باشد، مبتنی بر حذف، ستیز و فریبکاری می‌شود، یعنی کل نظام حیات جمعی را زیر و رو می‌کند. در جریان انتخاب اعضای کابینه، شاهد بودیم که هزاران شیفته خدمت برای یک صندلی خالی یورش می‌برند! این مناسبات نرمالی نیست و اگر کسی بخواهد آینده کشورش را مدیریت کند، نباید از این علائم متوجه خشونتی که در حذف وجود دارد شود!؟

    مومنی با تاکید بر اینکه بحران کمیابی، بحران هنجاری ایجاد می‌کند، گفت: هزاران ناهنجاری در این کشور وجود دارد. نظام تصمیم گیری و تبلیغات رسمی بخش اعظم آن را سرپوش می‌گذارد، وقتی شرم می‌کنند از اینکه آمار طلاق را علنی کنند، می‌خواهید دسترسی به دیگر اطلاعات وجود داشته باشد!؟ طنز تلخش این است که شما این میزان کارشناس تربیت کرده‌اید که این مشکلات را حل کنند، اما مشکلات را از آنها پنهان می‌کنید! اینگونه می‌شود که دانشگاه و موسسات پژوهشی را از کارکرد می‌اندازند. هزینه‌های آنها منتفی نمی‌شود، اما دستاوردهایش برای جامعه منتفی می‌شود.

    نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور به ابعاد اهمیت اشتغال واقف شود / این میزان سهل انگاری در ساختار هزینه‌ها در کشور شرم آور است!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور باید حداقل به بخشی از ابعاد اهمیت اشتغال واقف شود، خاطرنشان کرد: آنچنان با دارایی‌های بین نسلی و بیت المال کشور برخورد می‌کنند که با ارث پدرشان برخورد نمی‌کنند، این میزان سهل انگاری در ساختار هزینه‌ها در کشور شرم آور است! به روی خود نمی‌آورند و طلبکاری هم می‌کنند!

    شغل بیش از ۷۰ تا 90 درصد افراد، ارتباطی با رشته تحصیلی‌شان ندارد / نامربوطی بین شغل و رشته تحصیلی در بخش‌های مولد کشور بیشتر بیداد می‌کند

    مومنی با بیان اینکه اشتغال، یک متغیر سیستمی است، گفت: در ساختار بازار کار در واقع آینه وار کل سیستم را نگاه می‌کنیم. در حالی که گزارش رسمی مرکز آمار می‌گوید ساختار اشتغال به گونه‌ای است که بیش از ۷۰ درصد افراد، شغلشان ارتباطی با رشته تحصیلی‌شان ندارد، شما که اسراف می‌فهمید، ببینید این چه میزان اسراف را منعکس می‌کند!؟ در بخشی از مشاغل، این نامربوطی رشته تحصیلی و شغل انتخاب شده به بالای ۹۰ درصد می‌رسد. نامربوطی بین شغل و رشته تحصیلی در بخش‌های مولد کشور بیشتر بیداد می‌کند. به خوبی روشن است که می‌خواهید مناسباتتان مافیایی باشد و خلاقیت و تولید مبنای اداره این جامعه نباشد. در عمل مافیا گستری می‌کنید ولو اینکه نیتتان چیز دیگری باشد.

    بالاترین سطوح بیکاری مربوط به آنها است که تحصیلات بیشتری دارند / سهم زنان دانش آموخته بیکار به بالغ بر ۷۱ درصد رسیده است!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، اضافه کرد: بالاترین سطوح بیکاری مربوط به آنها است که تحصیلات بیشتری دارند. یعنی هر کسی را که بیشتر خرجش می‌کنید بیشتر او را در بازار کار پس می‌زنید. گزارش ۱۴۰۲ از آمارگیری نیروی کار می‌گوید سهم زنان دانش آموخته بیکار، به بالغ بر ۷۱ درصد رسیده است! میانگین نرخ مشارکت در زنان ایران حدود یک سوم میانگین جهانی است، که این خود یک فاجعه بزرگ و بزرگ‌ترین اتلاف نعمت برای اداره کشور است. در اقتصاد سیاسی توسعه به آن از ریخت افتادگی می‌گویند، کاش حکومت ما مقداری به تولید و اشتغال مولد آگاهی و غیرت پیدا کند، اگر غیرت نداشته باشد نسبت به بساطی که در کشور ایجاد شده تعصبی ندارد و به آن بر نمی‌خورد.

    نرخ بیکاری پنهان، بیش از 2برابر نرخ بیکاری رسما اعلام شده است /نگاه به شغل هم فاسد و سیاست زده است

    مومنی با بیان اینکه در مبارزات انتخاباتی یک کلمه درباره این موارد صحبت نشده و به جای آن، ببینید چه مسائلی مورد بحث قرار گرفته اضافه کرد: در آینده خواهیم گفت شرم آور است که در دوره‌ای زندگی می‌کردیم که سطح آگاهی راجع به اقتضائات توسعه چنین بود! آیا عزیزان می‌خواهند عزت جامعه اسلامی را با این سطح از درک و شناخت اولویت‌ها تعیین کنند!؟ در کل سرشماری‌هایی که داشته‌ایم، نرخ بیکاری پنهان، تقریبا بیش از 2برابر نرخ بیکاری رسما اعلام شده است. یعنی نگاه به شغل هم فاسد و سیاست زده است.

    فاجعه در نسبت شاغلان مورد نیاز و شاغلان تحمیلی در مجتمع‌های صنعتی

    وی با بیان اینکه در دهه ۸۰ از یکی از مجتمع‌های صنعتی بزرگ کشور با 3500 شاغل بازدید داشته که ۲۰۰۰ نفر آنها تحمیلی و بدون در نظر گرفتن نیازهای کارخانه و سطح تخصص بوده اند، ادامه داد: مجموعه‌ای که با ۱۵۰۰ نفر می‌چرخید تا ۸۳ به ۳۵۰۰ نفر رسید و در دوره احمدی نژاد به ۱۷۵۰۰ نفر افزایش یافت. قبیح‌تر از آن، نسبت به شاغلان نهاد ریاست جمهوری وجود دارد. من خودم از بعضی از مقامات کلیدی کشور شنیدم که میزان نیروی کار مورد نیاز در نهاد ریاست جمهوری بیش از ۱۰ برابر آن‌هایی است که اکنون در آنجا شاغلند! یعنی ماجرای بیکاری پنهان، خود برای خود چنین ماجراهایی دارد و چقدر اسراف، اتلاف، سرخوردگی و فساد ایجاد می‌کند. این شدت، از ریخت افتادگی آینه است و از این مناسبات برای مسلمانان عزت بیرون نمی‌آید.

    با بحران سرمایه‌گذاری مواجهیم، اما می‌گویند نرخ بیکاری تک رقمی است! / رقمی که اعلام می‌کنند در بعضی از ماه‌ها، زیر نرخ بیکاری طبیعی است!

    به گفته این استاد اقتصاد؛ راه حلی که با بازی کردن و پنهان کردن اطلاعات و آمار دنبال می‌کنند بسیار تلخ و غم انگیز است. سال ۱۴۰۲ مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی عنوان کرد که ۱۱ کاستی بزرگ در آمارهای اشتغال و بیکاری وجود دارد در حالی که خودشان گزارش می‌دهند که کشور با بحران سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی مواجه است، می‌گویند نرخ بیکاری ما تک رقمی است! بسیار شرم آور است! باید گفت اگر ابعاد اهمیت اشتغال را می‌دانستید با آن این گونه شوخی نمی‌کردید. رانتی شدن حکومت به رانتی شدن ملت منجر می‌شود، خدا می‌داند تا چه میزان مسئولیت دنیایی و قیامتی برای حکومتگران فاقد صلاحیت وجود دارد که از یکدیگر شغل می‌قاپند و برخلاف ابتدایی‌ترین موازین اخلاقی، انسانی و دینی عمل می‌کنند. آمار می‌گوید بیکاری ما یک رقمی است! حتی همان رقمی که اعلام می‌کنند در بعضی از ماه‌ها زیر نرخ رقم بیکاری طبیعی بوده است!

    مومنی یادآورشد: این‌ها را می‌شنوم روزی صد بار به غیرت و تعصب مهندس موسوی درود می‌فرستم، ایشان دائما در نخست وزیری می‌گفتند هر اِشکالی در شیوه اداره کشور وجود دارد، اِشکال همه ماست و اگر کسی سعی کند آن را پنهان کند به همه ما و به آیندگان خیانت می‌کند. گزارش‌های اقتصادی سالانه سازمان برنامه را در دوره جنگ بخوانید و آن را با گزارش‌های امروزی مقایسه کنید. تصور می‌کنید آن را یک حزب سیاسی رادیکال و مخالف دولت نوشته است. گزارش آنچنان بی پرده، صریح و شفاف راجع به مسائل صحبت می‌کرد و استدلال مهندس موسوی این بود که اگر همه دلسوزان کشور آگاه شوند که چه نقایصی وجود دارد، برانگیخته می‌شوند که به فکر چاره بیفتند. اما متاسفانه تا ما این موارد را می‌گوییم، می‌گویند مطامع سیاسی دنبال می‌کنید.

    خالص فرصت‌های شغلی ایجاد شده مولد طی ۱۵ ساله گذشته در ایران زیر صفر است/ چرا گزارش ادعای کاهش فقر در 1401 محرمانه است؟

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه خالص فرصت‌های شغلی ایجاد شده مولد طی ۱۵ ساله گذشته در ایران زیر صفر است، افزود: در این شرایط ببینید چه آمار و اطلاعاتی داده می‌شود! فقط خدا می‌داند در همین دولت آقای رئیسی، وزارت کاری داشتیم که گزارش تهیه کرده و گفته بود در سال ۱۴۰۱ نسبت به ۱۴۰۰ جمعیت فقیر در ایران کاهش چشمگیر پیدا کرده است! در حالی که در سال ۱۴۰۱ بی‌سابقه‌ترین جهش در قیمت مواد غذایی، در تاریخ اقتصادی جنگ دوم ایران و بحران حاد سرمایه‌گذاری و شوک‌های کوچک و بزرگ دیگر داشته‌ایم و بعد با مهر طبقه بندی محرمانه آن را از دید کارشناسان مستقل پنهان کردند.

    اشتغال، تنها اکسیر برون رفت از فقر است / هرگز از محل خصوصی‌سازی‌ها، دیناری بابت اشتغال زایی اختصاص پیدا نکرده

    وی با اشاره به حدیثی که می‌گوید هرجا فقر از دری وارد شود، ایمان از در دیگر بیرون می‌رود، خاطرنشان کرد: شما چه اصولگراهایی هستید که علنا با دستکاری داده‌ها و ژست موفقیت گرفتن، از حکومتگران کلیدی کشور نسبت به مساله ای با این اندازه اهمیت که تکلیف کفر و ایمان را روشن می‌کند، حساسیت زدایی می‌کنید!؟ تمام ادبیات توسعه را بخوانید، هرجا مسئله فقر وجود دارد، می‌گویند فقط یک اکسیر برای برون رفت آن وجود دارد و آن شغل مولد با کیفیت استدر حالی که هرگز از محل خصوصی‌سازی‌هایی که در این ۳۵ ساله شده، دیناری بابت اشتغال زایی اختصاص پیدا نکرده است. ابعاد آن به صورت بی‌نهایت تکان دهنده است. متاسفانه دغدغه‌ها و مسائل مربوط به دلال‌ها، تیتر یک رسانه‌ها و رادیو و تلویزیون است، اما مسائل مربوط به فقر، بیکاری و نابرابری، سالانه چقدر از رسانه‌ها منتشر می‌شود!؟ بنابراین نشان می‌دهد یک اشکال بزرگ وجود دارد و از همین رو است که می‌گویند اشتغال یک متغیر سیستمی است.

    چرا تحریم‌ها صنعت خودروسازی ایران را هدف گرفت؟ / امتیازهایی که به کارخانه‌های خودروسازی چین داده می‌شود نسبت ناچیزی با یک کشور مستقل دارد

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه سطح درک در بعضی از ساختار قدرت ما در این حد است که منتقدین را اپوزیسیون می‌نامند، ادامه داد: به دولت جدید می‌گویم در مقام شعار و ادعا تاکنون حرف‌های خوبی زدید، چرا که ما احمدی نژاد را دیده بودیم و از صحبت کردن ایشان احساس شرم می‌کردیم. ما می‌گوییم اگر برای بقای کشور به حرف کارشناسان داخلی نمی‌خواهید بها دهید، حداقل به شیوه لقمان حکیم عمل کنید. صفحات ۴۷ تا ۴۸ کتاب «هنر تحریم‌ها»، نوشته «ریچارد نفیو» که حدود ۲۰ سال مسئول میز تحریم‌های ایران بوده است، می‌گوید هدف اصلی ما این است که ریشه مشاغل صنعتی را در ایران بسوزانیم، چرا که اگر رژیم ایران بخواهد بقا داشته باشد باید قادر به خلق فرصت‌های با کیفیت شغلی داشته باشد. در این کتاب آمده که تاکید ما در حذف مشاغل صنعتی، بخش‌های مولد غیردولتی است. آدرسی آشکار و روشن است! در آن گزارش می‌گوید یکی از کانون‌های اصابت این سیاست، صنعت خودروسازی ایران است. در همین شرایط، بعضی از امتیازهایی که به کارخانه‌های خودروسازی چین داده می‌شود نسبت ناچیزی با یک کشور مستقل دارد.

    چرا صنعت خودروسازی ایران هدف تحریمها قرارداده شد؟

    مومنی با اشاره به بخشهایی از کتاب «هنر تحریم‌ها»، اضافه کرد: در کتاب «هنر تحریم‌ها» آمده که ابعاد اهمیت صنعت خودروسازی ملی را برای ارتقاء سیستمی مشاغل با کیفیت در این کشور ببینید! در رسانه به اصطلاح ملی ما، کسانی که ابتدایی‌ترین سطح صلاحیت تخصصی نداشتند را به طور بی‌اندازه و با لباس‌های مختلف می‌آوردند تا بگویند درِ کارخانه‌های خودروسازیتان را ببندید و کار را با واردات فیصله دهید! اقتصاد آمریکا هم نمی‌تواند مسائلش را با این میزان واردات حل کند، شما این میزان دلار اضافی دارید تا بتوانید کل نیاز خودرویی تان را واردکنید!؟ از خودتان نمی‌پرسید که این چه حکمتی است که در کل سال‌های تحریم ایران، واردات قطعات خودرو هیچ گام مشمول تحریم نشد!؟ برای اینکه ما اینجا قابلیتی داشتیم، سطوح ارتقاء را تجربه کردیم و تحولاتی را بسترسازی می‌کردیم.

    صنعت زدایی‌هایی که در ۱۵ ساله اخیر اتفاق افتاده بی سابقه است

    با وجود تزریق۶۲۰ میلیارد دلار در فاصله ۸۵ تا ۹۰ مشاغل ایجاد شده در بخش صنعت منفی ۴۱۵ هزار نفر است

    وی با بیان اینکه جنبه امیدبخش این است که ظرفیت‌های مادی و انسانی کشور و ذخیره دانایی هنوز در حدی هست که بتوان آن را شرافتمندانه و از موضع توسعه اداره کرد، اظهارداشت: اما اگر کشور برنامه نداشته باشد و در چهارچوب بینش حکومتگری رانتی، تمام فکرتان ارز و ریال باشد و به بقیه امور مربوط به کیفیت سیاست گذاری و هدف گذاری بی‌اعتنا باشید، ایران روی خوش نخواهد دید. در سند برنامه میان مدت، یک کلمه راجع به اشتغال نیست. صنعت زدایی‌هایی که در ۱۵ ساله اخیر اتفاق افتاده، از نخستین موج انقلاب صنعتی تا کنون بی‌سابقه است، اما یک آخ گفته نشد! زمان احمدی نژاد نوشتم که داده‌های سرشماری ۱۳۸۵ تا ۹۰ را ببینید در مقابل آن درآمدهای ارزی این چند سال را بگذارید! حدود ۶۲۰ میلیارد دلار در فاصله ۸۵ تا ۹۰ در اقتصاد ایران تزریق شده خالص فرصت‌های شغلی ایجاد شده در بخش صنعت منفی ۴۱۵ هزار نفر است! شگفت آور است در حالی که حکومت به این مسئله توجهی نمی‌کند، یک مقاله علمی هم راجع به این پدیده نداریم. گویی دستهایی ما را به قهقرا می برد و دستهایی از طریق پنهان کاری، دستکاری واقعیت و خلاف گویی در تریبون های عمومی ما را نسبت به این مسائل غیرحساس کرده است.

    مومنی با تاکید بر ضرورت توجه دولت به توصیه‌هایی که مهندس بحرینیان در هفته‌های گذشته داشته است، توضیح داد: در ۱۳۳۸تاکنون با سوبسیدهایی که داده شده رقمی به مراتب بیش از ۵۰۰۰ میلیارد دلار مستقیم و غیرمستقیم منابع در اختیار سیستم بوده است. از ۸۳ تا ۹۴ میزان فرصت‌های شغلی که ایجاد شده به طور متوسط در هر سال به ۳۰۰ هزار شغل نمی‌رسد، در حالی که سازمان بین المللی کار می گوید در فاصله ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۶ طی کمتر از ۲۰ سال، حدود ۳۱۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کرده‌اند ۲۲۶ فرصت شغلی مولد ایجاد کرده‌اند. با این پژوهش‌های تطبیقی می‌توان فهمید که با آن۵۰۰۰ میلیارد دلار چه کاری می شود کرد! به اسم بازارگرایی و به اسامی منحوس مانند کنترل نرخ ارز، آزادسازی سیاست‌های مسکن، مسابقه رانتی در دولت و مجلس بر سر طرح‌های عمرانی، فقط در سه دهه گذشته حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار از دارایی‌های بین نسلی ایران را پودر کردند و از درون آن، سیاستهای ضد اشتغال و انگیزه کش از نیروی جوان تحصیل کرده و فراری دادن آنها به خارج از کشور ایجاد کردند و انبوهی از فسادهای گسترده و دائما عمق یافته را به این جامعه تحمیل کردند.

    تعداد کسانی که قادرند از طریق شغل شرافتمند یک زندگی را اداره کنند هر روز کمتر می‌شود

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: مناسباتی ایجاد کرده‌اید که اکنون تعداد کسانی که قادرند از طریق شغل شرافتمند یک زندگی را اداره کنند هر روز کمتر می‌شود. قباحت بسیاری از چیزها ریخته، ابتدای همین سال رئیس نیروی انتظامی می‌گوید خجالت آور است اما دزدی به یک شغل تبدیل شده! چنین ضربه‌هایی به شیوه حکمرانی کنونی وارد می‌شود و خدا را شکر این‌ها روئین تنند و یکی از آنها یک آخ نگفت! این چه طرز اداره کشور است

    مومنی تاکید کرد: هدیه این جلسه به دولت جدید این است که هیچ اولویتی برای فهم واقعیت‌های این سیستم، جدی‌تر از اولویت شکافتن شفاف و کارشناسی متغیر سیستمی بازار کار نیست. این مسئله را در معرض یک گفت وگوی ملی بگذارید تا ابعاد آن و قباحت آنچه بر سر این جامعه آمده آشکار و روشن شود تا راه برون رفت آن را بیابید. در دولت حسن روحانی وقتی سند برنامه ششم منتشر کردند در آن گفته شده بود در یک دوره ۵ ساله می‌خواهیم ۱۹۶ هدف کلی و ۵۵۶ استراتژی را دنبال کنیم! در حالی که در تمام دنیا ۹۰ درصد کشورهای موفق حداقل دو استراتژی را دنبال می‌کنند! می دانید چه می گویید؟ از آن زمان تاکنون بدون استثنا حرف ما این بوده که این میزان حرف‌های جاه طلبانه و بی‌منطق و فریبکارانه نزنید! به جای این‌ها بگویید هدف یک مسئله، آن هم ارتقاء بنیه تولید ملی با راهبرد بسط ظرفیت‌های شغلی مولد در اقتصاد باشد. اگر این کار را بکنند خرج‌های دیگری مانند ستاد تشویق به ازدواج لازم نیست! باب زندگی شرافتمندانه را بسته اید و راجع به شغل با کیفیت صحبت نمی‌کنید و مرتب درباره وام‌های ازدواج صحبت می‌کنید! اگر فرد شاغل نباشد، چگونه وام را پس بدهد! این همه باب سوداگریهای ضدانسانی در بازار مسکن و اجاره، راه انداخته اید، طرق کجا سکنی بگزیند!؟ به اینها کار ندارند، بعد می گویید ای کسانی که ایمان آورده اید، ازدواج خوب چیزی است! عزیزان سوراخ دعا را گم کرده اند!

    اقتصادمان روز پس از روز در خلق فرصت‌های شغلی مولد ناتوان‌تر می‌شود

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: باید محور را بر سر این بگذاریم که آسیب شناسی شود که چرا این اقتصاد روز پس از روز در خلق فرصت‌های شغلی مولد ناتوان‌تر می‌شود و شرافتمندانه به لوازم این ارزیابی آسیب شناختی تمکین کنید. آن زمان خواهید دید که این جامعه چقدر اخلاقی خواهد شد و چقدر ناهنجاری‌ها کاهش پیدا خواهد کرد و چقدر احساس تعلق به این جامعه رشد می‌یابد.

    ورود به آسیب شناسی اداره کشور از دریچه متغیر سیستمی اشتغال نجات دهنده است

    راه اصلی مبارزه با فقر، پول پاشی به اشکال گوناگون نیست

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه راه اصلی مبارزه با فقر، پول پاشی به اشکال گوناگون نیست، توضیح داد: شکارچی‌ها، پوست خربزه شوک درمانی را می‌اندازند؛ چرا که در شرایط شوک درمانی بستر برای پول پاشی بی ضابطه، پرفساد، نابرابرساز و تحمیل کننده وابستگی‌های ذلت آور به کشور مهیا می‌شود. در کشورهای فقیر، راهبرد شوک درمانی و پول پاشی بخش بزرگی از صورت مسئله است. راه حل این است که بستر نهادی را برای خلق فرصت‌های شغلی از یک سو و گرفتن مالیات‌های حقه جامعه از ثروت‌های انباشته شده غیرمولد آماده کرد. بسیار متاسفم که می‌گویم نظام مالیات ستانی ما دقیقا عکس این مسئله عمل می‌کند. سنگین‌ترین تحمیل‌ها را به مزد و حقوق بگیرها و مصرف کننده‌های کالاهای اساسی به عنوان جهت‌گیری انتخاب کرده و بیشترین گشاده دستی را به دارندگان ثروتهای غیرمولد روا می دارد. اینکه می‌گوییم بازآرایی و تغییر ریل در همه عرصه‌های نظام اداره کشور ضروری است و بدون تغییر ریل امکان نجات وجود ندارد به این دلیل است و از کانال اشتغال مولد و نیاز مبرم کشور به آن می‌توان این مسئله را درک کرد.

    وی تاکید کرد: وقتی شغل بی‌کیفیت، قادر نیست دستمزدی برای اداره‌های اداره یک زندگی با شرافت تامین کند، بنابراین فقر، کفر و بی‌دینی را گسترش می‌دهید. فکر نکنید که سر هر چهارراه یک داربست می‌زنید و چیزهایی پخش می‌کنید، دیانت گسترش می‌دهد. از دریچه توسعه و اشتغال مولد و تولید فناورانه ماجرا را سامان دهید، مردم خودشان این کارها را بسیار بهتر از شما بلدند. میانگین پایبندی عامه مردم به مسلمات دین از حکومتگران گرامی اصلا کمتر نیست. آنها بلدند و به موعظه هم چندان نیاز ندارند. باید بستر فراهم کنید که با عزت در سرنوشت اقتصادی و سیاسی شان مشارکت داشته باشند، خودشان با عزت هم از دینشان محافظت می‌کنند و هم از اخلاق حمایت می‌کنند و هم مایه افتخار کشور می‌شوند.

  • چه اشک‌های عجیب و غریبی برای چیزی که اساسش بر باد است می‌ریزند!

    چه اشک‌های عجیب و غریبی برای چیزی که اساسش بر باد است می‌ریزند!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با بیان اینکه سیطره برخی باورهای نادرست در راستای منافع گروه‌های ضد توسعه ضد ملی و ضد دینی از فرط تکرار به باوری فراگیر تبدیل شده، توضیح داد: یکی از حرف‌هایی که بسیار تکرار می‌شود این است که می‌گویند انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامیِ حاصل از آن، فاقد مبانی اندیشه ای و راهبردی برای اداره کشور بوده، این یک دروغ بزرگ است. از میان کشورهای در حال توسعه کمتر کشوری را میابیم که در همان سال نخست بعد از پیروزی، قادر شده باشد قانون اساسی را به تصویب برساند. قانون اساسی به عنوان یک دستاورد بشری قابل نقد است اما در هیچ حرکت آزادی بخش قرن بیستمی چنین توانایی را مشاهده نکردیم. می‌گویند عده‌ای جوان احساساتی، بعد از پیروزی انقلاب، امور اجرایی کشور را به دست گرفتند! در حالی که به دولت موقت که میانگین سنی‌اش بالای ۶۵ سال بوده، هر نسبتی داده شود مضحک‌تر از این نیست به جوانی، خامی و بی‌تجربگی متهم شود. میانگین سنی اعضای شورای انقلاب هم اینگونه بوده است. این تبلیغات آنقدر تکرار شده که برای بسیاری تبدیل به واقعیت شده در حالی که واقعیت درست خلاف آن بوده است.

    دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، که در نشستی با عنوان «شهید بهشتی و اندیشه مالکیت و عدالت» در فرهنگستان علوم سخن می‌گفت، ضمن بیان تسلیت نسبت به بروز سانحه سقوط هلیکوپتر و تاسف عمیق به دلیل استمرار شوک‌های انسانی مادی و حیثیتی بزرگ در کشور ابراز امیدواری کرد، سطح دانایی‌ها در تنظیم مناسبات و برنامه‌ها در اداره کشور بالاتر برود تا کشور از این شوک‌هایی که پرشمار و لاینقطع است نجات یابد.

    در زمینه مسائل بنیادی، نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی غفلت‌های نابخشودنی بزرگ و پرشماری صورت داده

    وی با اشاره به کتاب منتشر شده از سوی «توماس کوهن»، با عنوان «ساختار انقلاب‌های علمی» که در آن عنوان شده هرگاه دچار بحران می‌شویم، راه اصولی برون رفت از بحران‌ها بازگشت به بنیان‌های اندیشه‌ای است، در زمینه اندیشه و عملکرد اقتصادی، مسئله حقوق مالکیت را در زمره بنیادی‌ترین مسائل دانست و  افزود: باید اظهار تاسف کنم که در زمینه مسائل بنیادی نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور غفلت‌های نابخشودنی بزرگ و پرشماری را صورت داده و این غفلت و به حاشیه کشاندن مسائل بنیادی راه را برای مطرح شدن یک سلسله مسائلی باز کرده که هویت و صلاحیت مردم ایران را به گونه‌های مختلف با دستکاری واقعیت و دروغ پردازی‌های گوناگون به چالش می‌کشد.

     

    نظام تصمیم گیری‌های اساسی ما راه را گم کرده

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه در قرن بیستم شاید ایران تنها کشوری باشد که مردمش در طی یک قرن، سه جنبش فراگیر برای برون رفت از دورهای باطل توسعه نیافتگی را تجربه کردند، ادامه داد: جدی‌ ترین رقیب ما از این نظر، چین است؛ آنها دوبار این تلاش را کردند و پرسش بنیادین این است که چرا ما با تلاش بیشتر، توفیق بسیار ناچیزتری برای تحقق آن اهداف داریم! پاسخ مشخص آن این است که نظام تصمیم گیری‌های اساسی ما راه را گم کرده، از مسائل اساسی غافل شده و در بسیاری از زمینه‌ها با پشت کردن به توسعه، دقیقا در جهت عکس مسیر بایسته حرکت کرده است.

    بی توجهی به مسائل بنیادین، عامل گمگشتگی و روزمرگی است

    مومنی ابراز عقیده کرد: امیدواریم حکومت گرامی متوجه شود، وقتی که به مسائل بنیادی بی‌توجهی می شود ، راه را گم می‌کند و دچار سرگیجه و و روزمرگی می‌شود، هر میزان هم تقلای بیشتر کند، از واقعیت دورتر می‌شود و این وضعیت فرصتی را برای آنها که مقاصد ضد ملی و ضد دینی را از کانال اندیشه‌ای دنبال می‌کنند، ایجاد کرده است.

    سیطره باورهای نادرست، از فرط تکرار، فراگیر شده/ اتهام فاقد اندیشه راهبردی بودن انقلاب اسلامی، یک دروغ بزرگ است /نسبت خامی و بی تجربگی به دولت موقت دادن، مضحک است

    وی با بیان اینکه سیطره برخی باورهای نادرست در راستای منافع گروه‌های ضد توسعه ضد ملی و ضد دینی از فرط تکرار به باوری فراگیر تبدیل شده، توضیح داد: یکی از حرف‌هایی که بسیار تکرار می‌شود این است که می‌گویند انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامیِ حاصل از آن، فاقد مبانی اندیشه ای و راهبردی برای اداره کشور بوده، این یک دروغ بزرگ است. از میان کشورهای در حال توسعه کمتر کشوری را میابیم که در همان سال نخست بعد از پیروزی، قادر شده باشد قانون اساسی را به تصویب برساند. قانون اساسی به عنوان یک دستاورد بشری قابل نقد است اما در هیچ حرکت آزادی بخش قرن بیستمی چنین توانایی را مشاهده نکردیم. می‌گویند عده‌ای جوان احساساتی، بعد از پیروزی انقلاب، امور اجرایی کشور را به دست گرفتند! در حالی که به دولت موقت که میانگین سنی‌اش بالای ۶۵ سال بوده، هر نسبتی داده شود مضحک‌تر از این نیست به جوانی، خامی و بی‌تجربگی متهم شود. میانگین سنی اعضای شورای انقلاب هم اینگونه بوده است. این تبلیغات آنقدر تکرار شده که برای بسیاری تبدیل به واقعیت شده در حالی که واقعیت درست خلاف آن بوده است.

    مومنی اضافه کرد: یکی از بزرگترین افتخاراتی که به همت چهره‌های بزرگی مانند زنده یاد دکتر عالی نسب انجام شد، این بود که یک سال پس از پیروزی انقلاب، سند پرافتخاری به نام «برنامه توسعه و تکامل نظام جمهوری اسلامی» را ارائه کردند. این سند تا امروز همچنان یکی از با کیفیت‌ترین، مسئله محورترین و راهگشاترین اسنادی است که در تاریخ برنامه‌ریزی ایران منتشر شده.

    بخش اعظم مصادره ها، ملی کردن بدهی بدهکاران بزرگ فراری بود / چه اشک‌های عجیب و غریبی برای چیزی که اساسش بر باد است می‌ریزند!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد تاکید کرد: درباره مصادره‌ها نیز باید گفت اگرچه در یک ساخت توسعه نیافته، خطا و سهل انگاری در اجرا دور از ذهن نیست، اما حواسمان باشد بخش اعظم آنچه که با عنوان مصادره یاد می‌شود ملی کردن بدهی بدهکاران بزرگ فراری بود. بسیار تلخ و غم انگیز است که وقتی نظام ملی، زیر بار چنین هزینه بزرگی رفته، ذیل قانون حفاظت و توسعه صنایع کشور بوده است. اما می‌بینیم چه بساطی راه می‌اندازند و چه اشک‌های عجیب و غریبی بر سر چنین چیزی که اساسش بر باد است می‌ریزند! با کمال تاسف، تلاش‌های این چنینی همچنان استمرار دارد و جای دریغ است که فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع ما از این زاویه هم به غایت ناکارآمد و بی‌کیفیت است. وقتی افراد کم صلاحیت، بی‌صلاحیت و عمدتا سفله به شایسته‌ها ترجیح داده می‌شوند، حتی در اولویت گذاری برای دفاع از نقاط قوت خودشان هم ناتوان هستند، تا چه رسد به اینکه توضیح یا توجیهی برای نقاط ضعفشان ارائه دهند!

    مومنی با بیان اینکه صمیمانه اهل نظر را به مطالعه کار درخشان آیت الله محمد سروش محلاتی با عنوان «بازگشت از بهشتی و بازگشت به بهشتی» دعوت می‌کنم، ادامه داد: در این کتاب، توضیح داده می‌شود که ماجرای پشت کردن به هدف و طی کردن مسیر اضمحلال در درجه اول بنیان اندیشه ای دارد. ملی شدن بدهی‌ های بدهکاران فراری را مصادره جا می‌زنند و آن را نشانه تندروی می‌دانند در حالی که در همان زمان گروه‌ های ضد انقلاب، به ویژه مارکسیست‌ها و مجاهدین خلق، چندین راهپیمایی علیه شهید بهشتی با این مضمون راه انداخته بودند که قانون حفاظت و توسعه‌ای که با ریاست ایشان در شورای انقلاب به تصویب رسیده، می‌خواهد بورژوازی کمپرادور را در ایران بازسازی کند! آن زمان این قانون نمادی از یک راست روی افراطی تلقی می‌شد و اکنون همان قانون به ضد خود متهم شده و کسانی که این سوابق را ندارند به اشتباه می‌افتند. وقتی در برابر استدلال و استناد علمی حرفی ندارند با رویکرد مسکوت گذاشتن این حرف‌ها کار خود را دنبال می‌کنند.

    این اقتصاددان با بیان این انتقاد که یک نقد روشمند به سیاست‌هایی که خصوصی‌سازی و آزادسازی انجام دادند، ارائه نمی‌شود، اما شبهه افکنی‌ های معطوف به منافع رانتی، شخصی و باندی نسبت به آن دیدگاه‌ها به وفور وجود دارد، اظهارداشت: در کتاب «دکتر شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن» شهید بهشتی، می‌بینیم  رویارویی اندیشه‌ای میان صورت بندی‌ های متناسب با اقتضائات زمانه از اسلام، با رویکردهایی که به نام دین، بگیر و ببند، تکفیر و تفسیق، حتی ترور را در مبارزه اندیشه‌ای توجیه می‌کردند از قبل از انقلاب هم وجود داشته و در آن کتاب این رویارویی را به صورت عریان در مواجهه با پدیده دکتر شریعتی ملاحظه می کنیم. از منظر اندیشه‌ای این رجعت به اندیشه‌ هایی که به نام دین، جمود، تعصب و خشونت را راهگشا می‌داند و چهره‌ های تابناکی مانند بهشتی، مطهری، طالقانی، صدرها و شریعتی را کنار می‌گذارد، از کوزه اش هم همان بر خواهد آمد.

    به گفته مومنی؛ رویکردی که اکنون به عنوان تفسیر دینی ساختار قدرت انتخاب شده صرف نظر از همه ملاحظه‌هایی که در ارزیابی تاریخ ساز شهید بهشتی آمده، دو مشخصه کلیدی دارد: اول اینکه هیچ نسبتی با اقتضائات زمانه در عصر شتاب تاریخ ندارد و دیگر اینکه از دریچه آن اندیشه به نام اسلام امکان نظام سازی وجود ندارد. آنها تنها می‌توانند تخریب کنند و از بین ببرند.

    تکیه افراطی به اشخاص به جای نهادسازی، نقطه ضعف قانون اساسی است

     رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد  با بیان اینکه قانون اساسی، نقاط قوت قابل اعتنا و البته نقاط ضعف قابل اعتنایی هم دارد،گفت: یکی از نقاط ضعف آن را که البته در قانون اساسی تجدید نظر شده شدت گرفته، تکیه به اشخاص به جای نهادسازی است. در قانون اساسی اول، رویکرد مشارکت جویانه، رویکرد کاملا مسلطی بود. متاسفانه روند قهقرایی را از این نظر شاهد هستیم. این روند پس از تجدید نظری که در قانون اساسی شد، به ویژه از زاویه برهم زدن همان توازن قوای نسبی میان حکومت و مردم که در قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ بود، به سمت نظم اجتماعی قائم به شخص پیش رفت. این مساله در کتاب آیت الله سروش محلاتی به طور بسیار عالی توضیح داده شده است.

    مطالبه گری وعده های بنیانگذاران را، به اپوزوسیون نسبت می دهند

    به گفته مومنی؛ آنچه که مسئله را بسیار غم انگیز می‌کند این است که در شرایط فعلی اگر بگوییم اساس جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی از نظر اندیشه‌ای قابل دفاع بوده است و هنوز هم می‌تواند راهگشایی داشته باشد، کسانی که اگر به آنها بسیار امتیاز دهیم می‌توانیم بگوییم دچار عقب افتادگی ذهنی هستند، این تذکرات، هشدارها و نقدهای مشفقانه را به جای اینکه مطالبه حق و عدل و مطالبه وعده‌های بنیانگذاران و مخالفت با رانت، ربا، فساد و ظلم و حق کشی و نقض عهد ببینند، آن را مواجه از موضع اپوزیسیون تفسیر می‌کنند. این واقعیت بسیار تلخ و غم انگیزی است که باید راجع به آن بیشتر صحبت کنیم.

    به شدت نیازمند بازگشت به اندیشه‌های شهید بهشتی هستیم

    این اقتصاددان اظهار داشت: از دوره بعد از جنگ که ریل اقتصاد ما تغییر کرده، مکررا تاکید کرده ایم که تا زمانی که اصرار بر این است که نظام ملی روی ریل کنونی قرار داشته باشد، راه نجاتی برای آن نیست. اگر برگردیم به بنیادهای اولیه ایجاد اعتماد به اسلام، به عنوان دینی که می‌تواند در ربع پایانی قرن بیستم یک نظام قابل دفاع بسازد، می‌توانیم بفهمیم کجاها را خطا رفته‌ایم و در چه عرصه‌ هایی نیاز به اصلاح داریم. در این مسیر ، به شدت نیازمند بازگشت به اندیشه‌های آیت الله شهید دکتر بهشتی هستیم.

    مومنی با تاکید بر ضرورت توجه به اندیشه مالکیت و عدالت در آراء شهید بهشتی، تصریح کرد: در یکی، دو سال گذشته، افرادی نسبت‌ هایی را از زاویه طرز نگاه شهید بهشتی به مسئله مالکیت مطرح کرده اند که اگر بخواهیم با اغماض صحبت کنیم، آبروی اهل علم را برده‌اند. بدون اینکه حتی یک سطر از آثار شهید بهشتی را خوانده باشند به ایشان نسبت‌هایی را داده‌اند که رابطه‌ای نزدیک به صفر با واقعیت دارد.

    وی با بیان اینکه برای درک آرای شهید بهشتی ناگزیر باید از سطح توسعه به مسئله وارد شویم، توضیح داد: در قله‌های اندیشه، کسانی در سطح داگلاس نورث می‌گویند اگر شما بخواهید از تغییر اجتماعی اعتلابخش و فراگیر درک روشمند داشته باشید، باید سه نظریه ارائه کنید: نظریه‌ای درباره «ایدئولوژی» درباره «دولت» و درباره «حقوق مالکیت». در صورتبندی اندیشه‌ ای شهید بهشتی، راجع به مسئله توسعه و توسعه نیافتگی این سه رکن رعایت شده و یک رکن هم اضافه کرده و تاکید دارد که ما به نظریه‌ای درباره عدالت هم نیازمندیم تا بتوانیم درک عالمانه از مسئله مالکیت و حقوق مالکیت داشته باشیم.

    به گزارش جماران، این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، ضمن تشریح مبانی فلسفی و نظری اندیشه شهید بهشتی در رابطه با مفهوم مالکیت، خاطرنشان کرد: در غیاب حقوق مالکیت با کیفیت، ما با کوته نگری نظام وار و نهادمند روبرو می‌شویم و در غیاب حقوق مالکیت کارآمد برای هیچ قرارداد بلند مدتی امکان برقرار شدن وجود ندارد و امکان شکل گیری تقسیم کار و تخصصی شدن امور جود نخواهد داشت و ما با تشدید بحران کمیابی و سلطه مافیاها و بازار سیاه برای همه امور حیاتی انسان‌ها روبرو خواهیم شد

    وضعیت حقوق مالکیت، عنصر کلیدی توضیح دهنده رشد‌ و انحطاط‌

    مومنی یادآورشد: «داگلاس نورث» نیز معتقد است وضعیت حقوق مالکیت، عنصر کلیدی توضیح دهنده رشد‌ها و انحطاط‌ها است و این باید به عنوان یک امر خطیر در نظر گرفته شود. در سایه حقوق مالکیت دستیابی به امید به آینده و پیش بینی پذیر شدن امور و امکان انباشت سرمایه‌های انسانی و مادی به صورت کارآمد فراهم می‌شود و ایجاد تعهد اجتماعی نسبت به قراردادها پدید می‌آید، پدیده پاسخگویی فراگیر در سطح حکومت و افراد و بنگاه‌ها موضوعیت پیدا می‌کند، امکان مهار شدن فرصت طلبی و سواری مجانی پدیدار می‌شود و سقوط هزینه مبادله هم تابع وضعیت حقوق مالکیت است.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن تشریح دیگر پیامدهای مثبت توجه به حقوق مالکیت در جوامع، گفت: از نظر تجربی گفته می‌شود پرداختن به حقوق مالکیت، به معنای دادن یک آدرس سرراست و صریح است و اگر حکومت بخواهد فهمی روزآمد از اینکه چگونه باید مسیر برون رفت از بحران‌های کنونی را فراهم کند، می‌تواند از آن استفاده نماید. هر قدر کیفیت حقوق مالکیت بالا می‌رود، کیفیت زندگی مردم هم افزایش می‌یابد و تولید ناخالص ملی نیز رشد بیشتری نشان می‌دهد و شکاف میان کشورها از این دریچه به طرز بسیار برجسته‌ای قابل توضیح است.

    مومنی شاخص‌هایی که به عنوان شاقول برای سنجش و اندازه‌گیری وضعیت حقوق مالکیت کشورها مطرح است را به ترتیب «نرخ بهره رایج در فعالیت‌های اقتصادی»، « مقیاس فعالیت بنگاه‌های تولیدی»، «وضعیت مالیه حکومت»، «اندازه بخش غیر رسمی»، «اندازه مداخله‌های تصدی گرانه دولت»، «ریسک گریزی بخش خصوصی در سرمایه‌گذاری‌های مولد»، «اندازه گستره و عمق فساد» و «اندازه شاخص‌های اعتماد اجتماعی» برشمرد و ادامه داد: در برخی از این موارد اوضاع و احوال ایران وضعیت فاجعه آمیزی دارد. با در نظر داشتن اینهاست که روشن می‌شود ورود به مسئله حقوق مالکیت از دریچه اندیشه‌های شهید بهشتی چه جایگاهی دارد.

    وی یادآورشد: شهید بهشتی می‌فرمایند که باید حواسمان باشد مالکیت یک رابطه اجتماعی اعتباری قراردادی است و در عین حال، امر عینی اجتماعی نیز در نظر گرفته می‌شود. در چهارچوب روش شناسی شهید بهشتی منطق مسلط به تعبیر ایشان منطق فطرت است و بر فراز رویکردهای ایدئولوژی زده باید با منطق فطرت مسئله مالکیت را مورد واکاوی قرار داد. منطق فطرت برای پدید آورنده یک شی، حق تصرف را می‌پذیرد؛ بنابراین اینکه می‌گوییم از دیدگاه اسلامی خداوند مالک همه چیز است به عنوان یک امر حقیقی و نه صرفا قراردادی، موضوعیت پیدا می‌کند.

    نظم سیاسی می‌تواند حقوق مالکیت با کیفیت عرضه کند که «ضابطه محور» و «غیر قائم به شخص» باشد

    مومنی با بیان اینکه شهید بهشتی شش منشا برای مالکیت در نظر می گیرد و آنها که بدون خواندن اندیشه‌ های بهشتی، مطهری، طالقانی یا آقا محمد باقر صدر می‌گویند بهشتی فقط برای کار، شأن مالکیت قائل می‌شود ماجرای دیگری است که باید در سطح توسعه توضیح داده شود، گفت: از دیدگاه شهید بهشتی آن نظم سیاسی می‌تواند حقوق مالکیت با کیفیت عرضه کند که «ضابطه محور» و «غیر قائم به شخص» باشد. عبارت‌هایی را در توضیح این مسئله مطرح کرده‌اند که واقعا تکان دهنده است.

    بازی‌هایی در ایران با عنوان تقدس بازی های ضد اسلامی و شخص محور ایجاد می‌شود

    این اقتصاددان با بیان اینکه در برخی موارد تقدس بازی های ضد اسلامی و شخص محور ایجاد می‌شود، افزود: آقای بهشتی در کتاب «پیامبری از نگاه دیگر» مطرح کرده‌اند که خداوند برای دین خاتم، این گونه مقدر کرده که حتی پیامبرش هم نباید خود را مطرح کند. با این تعبیر که پیامبر هم نباید بت شود. استناد می‌کنند به قرآن و می‌گویند خداوند از پیامبران تعهد گرفت که نباید شما مردم را به خودتان دعوت کنید. اکنون تفسیرهای ضد اسلامی که راجع به غیر پیامبران می‌شود را با این طرز نگرش که می‌گوید نظم اجتماعی باید ضابط محور باشد مقایسه کنید! این کلام مولا را دیده‌اید که می‌گویند باید برای داوری راجع به اشخاص، حق را ملاک قرار داد نه اینکه اشخاص ملاک حق قرار گیرند. ایشان می‌فرمایند خداوند از پیامبران پیمان گرفت که من به شما کتاب و حکمت می‌دهم و شما با این سرمایه در میان خلق بروید؛ اما یادتان باشد که نمی‌روید دستگاه بسته، متحجر، محدود، قفس مانند، مرید و مراد بازی راه بیندازید یا نظم محدود ایجاد کنید.

    خداوند از پیامبران پیمان گرفت که نباید مردم را به خود دعوت کنند، بلکه باید آنها را به خدا پیوند بزنند

    مومنی گفت: می‌فرمایند خداوند از پیامبران پیمان گرفت که کتاب و حکمتی که به شما داده می‌شود برای این نیست که خودتان میان خلق بروید و برای آنها بت جدید بسازید، هیچ پیغمبری هم نباید بت شود. نباید مردم را به خودتان دعوت کنید، بلکه باید آنها را به خدا پیوند بزنید. در اینجا باید در نظر داشت این نظم اجتماعی ضابط محور به صورت فراگیر متکی به مردم است.

    شهید بهشتی زمامداری را در ساختار سیاسی – اسلامی، امری شورایی می‌داند

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه در نظم اندیشه‌ای شهید بهشتی، شاقولی که نظم اسلامی را از نظم مدعی اسلامی تفکیک می‌کند، شش دگم دارد، توضیح داد: رکن اصلی، «ممنوعیت شخص محوری» است، ارکان دیگر «آزادی انتقاد از رهبران»، «حرمت مجازات و حبس قبل از وقوع جرم»، «عدالت با همه شاخ و برگ‌های آن»، «ممنوعیت شکنجه»، «ممنوعیت محاکمه‌های غیر علنی درباره جرائم سیاسی و رسانه‌ای» نیز از جمله دگم های حکومت اسلامی است که هیچ کدام شامل احکام ثانویه نمی‌شوند. شهید بهشتی زمامداری را در ساختار سیاسی – اسلامی، امری شورایی می‌داند و تسریع می‌کند که تصمیم گیری فرد محور می‌تواند چه فجایعی برای جامعه اسلامی ایجاد کند و البته برای نظم اجتماعی غیر قائم به شخص از دریچه اندیشه اسلامی نیز خصوصیاتی مطرح می‌کند.

    استفاده ابزاری از دین، سیطره پیدا کردن شرک در جامعه به جای توحید است

    مومنی با تاکید بر اینکه در اندیشه شهید بهشتی، عدالت برای تضمین مشارکت فعال موثر مردم در سرنوشت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی‌شان است، گفت: ایشان می‌فرمایند در غیاب عدالت، علم، عدل و اخلاق امکان ریشه‌دار شدن و گسترش یافتن پیدا نمی‌کنند و به جای آن جمود، تعطیلی عقل، هرج و مرج فکری و هنجاری، انتظار پاداش‌های بدون عمل و مسئله استفاده ابزاری از دین موضوعیت پیدا می‌کند. ایشان استفاده ابزاری از دین را سیطره پیدا کردن شرک در جامعه به جای توحید عنوان می‌کنند.

    اگر شخص غیر شایسته‌ای با علم به وجود شایسته‌تر از خود، برخورداری منصبی و منزلتی پیدا کند، حکم ربا دارد / طفره روی کارکنان دولت از کار، ربا است

    این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه در چهارچوب مالکیت، حیاتی ترین مسئله، اضافه کردن صورت‌بندی نظری شهید بهشتی از ربا است، اظهارداشت: ایشان می‌فرمایند در ساخت سیاسی، اگر شخص غیر شایسته‌ای با علم به وجود شایسته‌تر از خود، برخورداری منصبی و منزلتی پیدا کند، حکم ربا دارد و همه کارکردهای ربا را به جامعه تسری می‌دهد. همانطور که می‌فرمایند اگر در بدنه دیوان سالاری دولت، کسانی برای کار معین پول بگیرند و بخشی از تعهدات را انجام ندهند، مزد و حقوقی که گرفته می‌شود به دلیل طفره روی از کار، حکم ربا پیدا می‌کند و همه کارکردهای ربا را خواهد داشت.

    در غیاب عدالت، اگر سراسر یک جامعه را با ظاهر قرآن بپوشانید از مشکلات این جامعه جلوگیری نمی‌کند

    مومنی در پایان گفت: شهید بهشتی می‌فرمایند در غیاب عدالت اگر سراسر یک جامعه را با ظاهر قرآن بپوشانید از مشکلات این جامعه جلوگیری نمی‌کند. به همین دلیل هم است که ایشان برای «عدل»، منزلتی بسیار استثنایی حتی در استنباط احکام قائل هستند. ایشان می‌گویند محک اصلی ادعای اسلامی بودن جامعه به میزان رعایت عدالت وابسته است.

  • فکر می کنند چون كسي حرفي نمي‌زند، مشكلي نيست! / با رویکردهای کوته نگرانه نمی توان صنعت بنا کرد! / فاسدها و چاپلوس‌ها خیرخواه شما نیستند!

    فکر می کنند چون كسي حرفي نمي‌زند، مشكلي نيست! / با رویکردهای کوته نگرانه نمی توان صنعت بنا کرد! / فاسدها و چاپلوس‌ها خیرخواه شما نیستند!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با بیان اینکه برخی می خواهند دو روز، مدیریتِ به قول خودشان بی دردسر داشته باشند، اما مقامات کلیدی کشور را نسبت به حیاتی‌ترین روندهای نابود کننده کشور غیرحساس می کنند، گفت: نرخ فرونشست زمین در ایران بیش از ۵ برابر میانگین جهانی شده است. در چنین شرایطی اسم سندی که منتشر کرده اند را برنامه توسعه می گذارند که در آن به هیچ یک از این موارد اعتنا نشده و اهتمام شدیدتر به تمام زمینه‌ هایی دارند که بحران آب و فرونشست را شدت می بخشد. اتلاف منابع و بحران سازی‌ های سیستمی که به واسطه انتقال بین حوزه ای آب صورت می گیرد، بسیار روشن و هشدار دهنده است و این مناسبات آنچنان عریان هستند که نمی توان گفت کسانی آن را نمی فهمند!

    با ترکیب خطرناکی از آشفتگی اندیشه ای در نظام تصمیم گیری و شدت گیری بحرانها روبرو هستیم / بی برنامگی، کشور را به دست و پا زدن در آزمون و خطاهای بی فرجام معتاد کرده

    به گزارش جماران، دکتر فرشاد مومنی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی که در نشست «آب، آمایش سرزمین و توسعه پایدار» و به مناسبت رونمایی از ویژه نامه «آمایش سرزمین» فصلنامه «اقتصاد و جامعه»، در موسسه مطالعات دین و اقتصاد سخن می گفت، با تاکید بر اینکه اگر خرد و دانایی محور قرار گیرد و آلرژی نظام تصمیم گیری های اساسی کشور به فساد افزایش یابد، می توانیم اوضاع و احوال بهتری را تجربه کنیم، خاطرنشان کرد: ما با ترکیب خطرناکی از آشفتگی اندیشه ای در نظام تصمیم گیری های اساسی کشور و شدت گیری بحرانها و چالشهای خطیر در عرصه عمل در نظام حیات جمعی مان روبرو هستیم. بی برنامه بودن، کشور را به دست و پا زدن در آزمون و خطاهای بی فرجام و بی پایان معتاد کرده است و به گفته مهندس بحرینیان، در ایران فقر اندیشه ای باعث شده در اغلب امور مربوط به نظام تدبیر و تمشیت امور، عزیزان سرنا را از سر گشادش می زنند.

    راه نجات، از اندیشه توسعه آغاز می شود

    وی با بیان اینکه در نهایت اختصار می توانیم به عزیزان و مردم، عزیز مظلوم و بی پناه خود این نکته را تقدیم کنیم که راه نجات از اندیشه توسعه آغاز می شود، ادامه داد: باید یک پرسش فراگیر ملی را جدی بگیریم که چه باید کرد که در ساحت اندیشه و عمل، کوته نگری در نظام تصمیم گیری های کشور جای خود را به دورنگری اعتلابخش و توسعه خواه بدهد. باید تاکید کرد که در ساحت اندیشه، آنچه که حلقه وصل حرکت هر جامعه به سمت توسعه یا اضمحلال است، تلقی از تولید فناورانه به مثابه حیات جمعی است.

    پیوندی ارگانیک میان تمدن سازی با رشد صنایع و پیوندی میان این دو با کیفیت زندگی مردم

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با یادآوری اینکه مرور میراث اندیشه ای تاریخی نشان می دهد اگر در گذشته می توانستیم اوضاع را به سامان تر ببینیم، به دلیل سطوحی از اندیشه های سترگ پشتیبان بوده است، اظهارداشت: از این دریچه می توان درک ابن خلدون از «صنعت» به مثابه نظام حیات جمعی را در کتاب دو جلدی مقدمه اش رد گیری کرد که در آن پیوندی ارگانیک میان تمدن سازی با رشد صنایع و پیوندی میان این دو با کیفیت زندگی مردم قائل است. ابن خلدون در تحلیل ریشه اصلی گرفتاری اعراب و بناکردن جاهلیت از سوی آنها به جای تمدن، می گوید آنها چون بادیه نشین بودند و استقرار نداشتند، قادر به خلق صنایع نبودند و چون به تعبیر امروزی، تولیدشان فناورانه نشده بود، همه عرصه های حیات جمعی شان با بحران روبرو شد.

    با رویکردهای کوته نگرانه نمی توان صنعت بنا کرد

    مومنی با بیان اینکه اگر سیاستهای آموزشی، عمرانی، پولی، مالی و تجاری و نرخ ارز، بر مبنای ضربه زدن به تولید یا بی اعتنایی به آن باشد، به جای توسعه، رو به اضمحلال خواهید گذاشت، تاکید کرد: تصمیم گیری راجع به صنعت، تصمیم گیری دورمدت است؛ بنابراین با رویکردهای کوته نگرانه رانتی نمی توان آن را بنا کرد. شما می خواهید مشکلات کوته نگری رانتی را با تزریق ارز و ریال بپوشانید، در حالی که این شدنی نیست و فساد، نابرابری و ناهنجاری های بیشتر را به گرفتاری های موجود اضافه می کنید.

    ارتقای بنیه تولید، ستون فقرات تمدن سازی، اعتلای کشور و بهبود کیفیت زندگی مردم / راه ساکت کردن بازنشسته ها، سرکوب کردنشان نیست

    این اقتصاددان؛ ارتقای بنیه تولید را، ستون فقرات تمدن سازی، اعتلای کشور و بهبود کیفیت زندگی مردم، دانست و اظهارداشت: در گزارشهای روزمره ای که دستگاه های مختلف منتشر می کنند، این مساله روشن است. فیلمی از بازنشسته های کشور منتشر شده که فریاد و فغانشان درباره اینکه آنچه که به عنوان مستمری به آنها داده می شود به هیچ وجه قادر نیست یک زندگی شرافتمندانه را برای آنها تامین کند، بلند است. بازنشسته های ما که مخزن الاسرار دانایی ها و توانایی ها هستند، اینگونه رنجیده شده اند و متاسفانه بخش های کوته نگر سیستم هم با بی شرمی تصور می کنند که راه ساکت کردن آنها، سرکوب کردنشان است. در جامعه ای که از نظر هنجارها در حد زیادی توصیه به حفظ حریم بزرگترها شده، این عملکردها بسیار شرم آور است. باید چه کرد که اینها به خود آیند و بفهمند که چه ها می کنند!

    بخشهای قابل اعتنایی از نظام تصمیم گیری های اساسی کشور، برنامه پذیر نیست

    مومنی با تاکید بر ضرورت یادآوری مبانی که ریشه در تمدن کشورمان دارد و همچنین توضیح علل توسعه در کشورهایی که مسیر توسعه را به خوبی پیموده اند برای نظام تصمیم گیریهای کشور، ابراز عقیده کرد: رانت، ربا و فساد و این شیوه های غیرمولد که در مرکز اهتمام نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور قرار گرفته اند، هیچ گاه به صورت انتزاعی حل و فصل نخواهند شد. با یک رویکرد سیستمی و مبتنی بر برنامه می توان توسعه را جلو برد. در هم تنیدگی هایی که ایجاد شده نشان می دهد هیچ عنصری از بحرانهای موجود در ایران، منتزع از سایر وجوه حیات جمعی نیست. بنابراین تنها می توان با برنامه این شرایط را رفع کرد. برنامه داشتن هم لوازمی می خواهد که با کمال تاسف بخش های قابل اعتنایی از نظام تصمیم گیری های اساسی کشور حاضر نیستند به لوازم برنامه تن در دهند.

    حذف داده های ضروری و دست بردن در آنها، خیانت به کشور است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه شفافیت مهمترین لازمه برنامه داشتن است و ضمن بسترسازی برای مشارکت، عزم همگانی را برای مشارکت بر می انگیزد، تصریح کرد: با پاک کردن صورت مسائل و حذف داده های ضروری یا به تاخیر انداختن انتشار آنها یا خدای نکرده دست بردن در آنها، که به غیر از اینکه از نظر اخلاقی مذموم است، خیانت به منافع ملی هم هست، مشکلی از مشکلات کشور حل نمی شود. هر کس با هر توجیهی این کار را می کند، باید صمیمانه و خاضعانه او را نسبت به خیانتی که به کشور می کند، آگاه کنیم.

    در برنامه هفتم عزیزان به هیچ یک از لوازم دستیابی به برنامه با کیفیت تن در ندادند

    به گفته مومنی؛ مساله اساسی این است که در برنامه باید یک مطالعه روندی از اوضاع و احوال و شرایط اولیه کنونی کشور ارائه دهید. چقدر خجالت آور است که با اینکه در متون کلاسیک گفته می شود ایران جزء پیشگامان امر برنامه ریزی توسعه است، اما در عمل در برنامه هفتم شاهد بودیم عزیزان تقریبا به هیچ یک از لوازم دستیابی به برنامه با کیفیت تن در ندادند. متاسفانه به دلیل اینکه اکثریت نخبگان و دانایان کشور سرخورده شده اند و سخنی نمی گویند، عزیزان فکر می کنند پس چون کسی حرفی نمی زند، مشکلی نیست! اما برای یک کشور پیشگام در برنامه ریزی توسعه بسیار شرم آور است که مثلا در برنامه هفتم این مطالعه روندی و گزارش وضع موجود تهیه نشده است.

    در برنامه هفتم بی طور بی سابقه ای، منابع و مصارف ارزی کشور روشن نیست

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، ادامه داد: اگر چنین گزارشی نباشد، به معنای این است که نمی دانید چه چیزی را می خواهید تغییر دهید. پس اگر حتی حسن نیت هم داشته باشید، وقتی صورت مساله برایتان آشکار نیست، سرتان را به در و دیوار می کوبید و منابعتان را تلف می کنید. فساد و نابرابری و وابستگی ذلت آور به دنیای خارج را هم افزایش می دهید و این آن چیزی است که اکنون در هر سطحی از مطالعات روندی به چشم می خورد. حواسمان باشد برای اولین بار در برنامه هفتم است که بی سابقه ترین خودداری ها از ارائه جداول ارزی درباره منابع و مصارف ارزی کشور اتفاق افتاده است.

    آمادگی برای گفت و گوی صادقانه با مردم درباره میزان منابع و مصارف ارزی کشور وجود ندارد

    به گفته مومنی؛ آمادگی وجود ندارد که صادقانه به مردم بگویند که پیش بینی می کنند در سالهای برنامه تا چه میزان ارز در اختیار دارند و می خواهند آنها را صرف چه اموری کنند. خدا می داند دلالت ها و پیامدهای این شیوه از مقاومت درباره لوازم برنامه، تا چه اندازه می تواند برای کشور فاجعه ساز باشد و چقدر مشروعیت سیستم را به چالش می کشد. اگر این مساله را نداشته باشید، آنچه آورده اید، برنامه نیست و اگر این جداول را جدی نگیرید، مساله پاسخگویی و مشارکت مردم بی معنا می شود و یک باره چشم باز می کنید و می بینید در ورطه بیشمار بحران فاجعه ساز اسیر شده ایم.

    به حکومتی که دچار آشفتگی فکری است کمک کنید بفهمد مهمترین مساله، مواجهه خردورزانه با نااطمینانی است

    این اقتصاددان خاطرنشان کرد: اگر توسعه مبتنی بر برنامه ریزی با کیفیت را مبنا قرار دهیم، در آنجا حیاتی ترین مساله ای که مطرح می شود این است که نقطه عزیمت کجاست. در اندیشه توسعه، گفته می شود به حکومتی که دچار آشفتگی فکری است کمک کنید که بفهمد مهمترین مساله، مواجهه خردورزانه با نااطمینانی ها است. تا زمانی که نااطمینانی به معنای ناامنی و پیش بینی ناپذیری امور وجود دارد سنگی روی سنگ بند نمی شود. بعد گفته می شود در کلی ترین حالت، نااطمینانی ها دو گونه هستند، با منشا طبیعت، با منشا تعاملات انسانی؛ و ما با تقدم حل و فصل نااطمینانی های با منشا طبیعت روبرو هستیم.

    در مناسبات پنهانکارانه، رانتی و مشارکت زدا، ترکیب فقرفروشی و محیط زیست فروشی به نام توسعه دنبال می شود

    وی با بیان اینکه اگر محیط زیست مقوم بقا نباشد، امکان ندارد تمدنی ساخته شود، توضیح داد: اینها جزء بدیهی ترین مسائل است و تکرار آن خجالت آور است. در طول تاریخ بشر، هر جا جمعیتی شکل گرفته و تمدنی ساخته شده، اوضاع به سامان محیط زیست اصلی ترین عامل آن بوده و در این میان هم عنصر آب نقش تعیین کننده داشته است. اینها که نیاز به کشف و شهود ندارد و اگر نظام تصمیم گیری ای به این مسائل بی توجه بماند، بسیار گرفتار خواهد شد. در ادبیات توسعه گفته می شود در چارچوب مناسبات پنهانکارانه، رانتی و مشارکت زدا به نام توسعه، آنچه که دنبال می شود ترکیب اضمحلال بخش فقر فروشی و محیط زیست فروشی است. معرفت های زیادی دراین عبارت گنجانده شده است.

    سرنوشت جامعه غافل از تولید فناورانه، استثمار نیروی کار و زایندگی فقر است / استثمار نیروی کار را به عنوان عنصر کسب مزیت تئوریزه و ترویج می کنند / مزیتی که میراثش برای مردممان گسترش و تعمیق فقر باشد را نمی خواهیم

    مومنی با بیان اینکه جامعه ای که رویش به تولید فناورانه نباشد، زایندگی فقر پیدا می کند و راه نجات برای اداره کشورش را استثمار نیروی کار قرار می دهد، اظهارداشت: مشخصه همه کالاهای صادراتی ایران، چه خام و چه شبه خام، سهم اندک نیروی کار در آن است. در حالی که عنصر گوهری در اکثریت قریب به اتفاق تجربه های موفق توسعه ، سهم دستمزد بالای پرداختی به نیروی کار بوده است؛ اما در این جا کسانی را داریم که استثمار نیروی کار را به عنوان عنصر کسب مزیت تئوریزه و ترویج می کنند. این مزیتی که میراثش برای مردممان گسترش و تعمیق فقر باشد را نمی خواهیم.

    هنوز فکر می کند از استثمار نیروی کار راه نجات برای کشور بیرون می آید / شاغلان قادر به تامین زندگی شرافتمندانه نیستند / به جای اینکه بر سر بازنشسته ها بزنید، منشا گرفتاری را پیدا کنید

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه دانش بشر آنچنان در این زمینه شواهد در اختیار دارد که حیرت انگیز است که این چه نظام تصمیم گیری است که در ربع اول قرن بیست و یکم و علی رغم این ذخیره دانایی، هنوز فکر می کند از استثمار نیروی کار راه نجات برای کشور بیرون می آید، خاطرنشان کرد: مرکز آمار در گزاشی، عنوان کرده است که 89 درصد فقرای ایران را شاغلین سابق و لاحق تشکیل می دهند. یعنی در غیاب تولید فناورانه این مشاغل قادر نیستند یک زندگی شرافتمندانه را تامین کنند. با تحت فشار قرار دادن مردم، آنها را وادار به عصیان می کنند. چرا برای شما آموزنده و عبرت آور نیست که یکی از اصلی ترین طیف های تجمع کننده اعتراضی در این کشور، بازنشسته ها هستند! در حالی که سن بازنشستگی سن این التهابتها و فشارهای روحی و جسمی نیست. به جای اینکه بر سر آنها بزنید، منشا گرفتاری را پیدا کنید و منشا آن این است که شما به تولید فناورانه پشت کرده اید و همه چیز در حال از بین رفتن است.

    بدتر از استثمار نیروی کار، «محیط زیست فروشی» است / عملکرد رانتی معدنی ها، آمیزه ای از فقرفروشی و محیط زیست فروشی است

    مومنی با بیان اینکه بدتر از استثمار نیروی کار، «محیط زیست فروشی» است ، ادامه داد: در مناسبات رانتی، اگر انتخاب نکنی، انتخاب بد خود را تحمیل می کند. اکنون در کشور ما، ارزآورترین رشته فعالیتهای خام فروشانه که ما روی آن صورتک تولید صنعتی زده ایم، آلوده ترین رشته فعالیتهای شناخته شده در دنیا هستند. بعد در رانتی معدنی هایی که صادر می کنند، چه فولاد و چه پتروشیمی ها و چه موارد دیگر، این دو مساله به طور کامل با یکدیگر پیوند خورده اند و تبدیل به آمیزه فقرفروشی و محیط زیست فروشی شده است. سهم حقوق و دستمزد در ساختار هزینه های رانتی معدنی ها، در میان رشته فعالیتهای صنعتی پایین ترین در ایران است. در تخریب محیط زیست و آب بری هم جزء بالاترین ها هستند. آیا نباید این مسائل برای مسئولان الهام بخش باشد!

    با دامن زدن به فعالیتهای رانتی معدنی، فروپاشی نسبی فعالیتهای صنعتی را پنهان کرده اند / سقوط 20درصدی سهم صنایع نساجی در اشتغال صنعتی در حدود 20 سال

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه سال 1370 سهم رانتی معدنی ها از کل ارزش افزوده بخش صنعت در ایران، حدود 30 درصد بوده و از 1395 به بعد، این رقم از70 درصد عبور کرده است، گفت: با این رشد بادکنکی مخرب و فاجعه ساز رانتی معدنی ها که هزار گونه فساد و بیچارگی و نابرابریهای ناموجه به ایران تحمیل کرده است، فروپاشی نسبی بسیاری از رشته فعالیتهای صنعتی را پنهان کرده اند. سال ۱۳۷۰ سهم صنایع نساجی و پوشاک در اشتغال صنعتی و ارزش افزوده صنعتی و ارزآوری حدود ۲۵ درصد بوده است اما اکنون این سهم به زیر ۵ درصد سقوط کرده است این آمار برای کشوری که در نساجی و پوشاک سابقه داشته است بسیار شرم آور است

    فخر فروشی بانوان درباری انگلیس با پارچه های مخملی ایران در رمان شاه لیر شکسپیر

    مومنی با یادآوری اینکه در رمان شاه لیر، شکسپیر ضمن روایت گفتگوی خانم‌های درباری انگلیس بزرگترین مظهر فخرفروشی آنها به یکدیگر را استفاده از پارچه‌ های مخملی ساخت ایران توصیف کرده است، اظهارداشت: ببنید ما چه دستاوردهایی را به نابودی کشانده ایم! باد کردن رانتی معدنی‌ها چه تخریب خطرناک و فاجعه سازی است که شما با ادعای ارزآوری آن را ادامه می دهید! مرکز پژوهش‌ های مجلس نیز سال گذشته در گزارشی عنوان کرد که با مقیاس مقدار وزنی صادرات ارزآوری صدور محصولات نساجی و پوشاک نسبت به رانتی معدنی‌ها بین ۵ تا ۱۵ برابر است. واقعا ما چه می کنیم! این مسیر اضمحلال است و نه مسیر توسعه!؛ چرا که بر مبنای فساد، رانت، بی‌عدالتی و تعمیق وابستگی ذلت آور به دنیای خارج همراه با استثمار نیروی کار و تخریب محیط زیست بنا شده است. اینکه می گوییم نمی توانید برنامه آمایش و توسعه پایدار داشته باشید بدون اینکه برنامه اعتلابخش توسعه صنعتی داشته باشید به این معناست.

    انتقاد نسبت به بی اعتنایی مسئولان به هشدارها و دیدگاه های بدنه کارشناسی کشور

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با انتقاد نسبت به بی اعتنایی مسئولان به هشدارها و دیدگاه های بدنه کارشناسی کشور، عنوان کرد: به هر زبانی تلاش می کنیم هزینه فرصت این خطاهای  وحشتناک و نابخشودنی را آشکار کنیم تاکنون موفق نبوده ایم، هر چند که در سطوحی از بدنه اجرایی و کارشناسی کشور آگاهی ایجاد شده و این برای ما موفقیتی است اما متاسفانه زور رانت از زور دانایی بیشتر است و نتوانسته ایم در این زمینه برای ایجاد تغییر در تصمیمات کلان و حیاتی کشور موفق باشیم.

    هشدار گزارش ملی توسعه پایدار نسبت به روند نزولی بارش برف و باران / زنگ خطر سرنوشت مشابه ارومیه و زاینده رود برای کارون

    وی در ادامه به گزارش ملی توسعه پایدار ایران که تابستان ۱۴۰۱ منتشر شده اشاره کرد و افزود: در این گزارش که به مسئله تغییر اقلیم پرداخته اند، در تشریح وضعیت ایران عنوان شده که ما با دو اثر ویژه تغییر اقلیم در ایران روبرو هستیم؛ یکی مربوط به روند نزولی بارش برف به طور کلی و روند نزولی باران به طور خاص. آنها که با بحث پایداری دورنگر آشنایی دارند متوجه می شوند که مسئله بارش برف تا چه اندازه برای کشور راهبردی‌تر است. به ما هشدار داده‌اند که اگر این روند ادامه داشته باشد، دور نیست که کارون هم سرنوشت ارومیه و زاینده رود را پیدا کند.

    با فرارکردن از مطالعه روندی در سند برنامه، به کشور خیانت می کنند

    مومنی با تاکید بر اینکه آنها که از مطالعه روندی در سند برنامه فرار می کنند به کشور خیانت می کنند، ادامه داد: می خواهند دو روز، مدیریتِ به قول خودشان بی دردسر داشته باشند، اما مقامات کلیدی کشور را نسبت به حیاتی‌ترین روندهای نابود کننده کشور غیرحساس می کنند. هر کسی و با هر توجیهی چنین کاری می کند بداند که در حال خیانت به کشور است.

    در تابستانها بارشهای سیلابی در مناطق جنوبی کشور شدت پیدا خواهد کرد

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی اضافه کرد: در گزارش ملی توسعه پایدار ایران آمده است که در تابستانها بارشهای سیلابی در مناطق جنوبی کشور شدت پیدا خواهد کرد. با اینکه ایران جزء اولین تمدن‌ های دنیا است که به فناوری سدسازی دست پیدا کرده، اما بلوغ فکری که داشتند باعث شده پیشینیان ما اهتمام اصلی شان را روی تقویت سفره‌ های زیرزمینی آب بگذارند. گزارش‌ های رسمی این یافته را امروز اینگونه بیان می کنند که ما سرزمینی هستیم که یک، سوم میانگین جهانی بارش داریم اما اندازه تبخیر، سه برابر میانگین جهانی است. با این حال سدسازی‌ های معقول را تحت‌الشعاع سدسازی های رانتی و فاسد و قراردادهای رانتی کرده اند.

    با انفجار قرارداد‌های سدسازی‌ مشکوک و نابودکننده در کشور مواجه هستیم / طی 5 سال، 2برابر کل سدهای ساخته شده در عرض 50سال قرارداد بستیم!

    وی با یادآوری اینکه به اذعان کارشناسان اگر ضایعات محصولات کشاورزی را کاهش دهیم، ۱۰ برابر پروژه‌ های مشکوک، رانتی و فاسد انتقال بین حوزه ای آب می توانیم ثمر و پایداری داشته باشیم و اکوسیستممان را سالم نگه داریم، گفت: در عین اینکه این هشدارها داده می شود ما با انفجار قرارداد‌های سدسازی‌ های مشکوک و نابود کننده در کشور مواجه هستیم. در ۵ سال اول بعد از جنگ، به اندازه حدود 2 برابر کل سدهایی که در ۵۰ سال قبل از آن ساخته شده بود قرارداد جدید سدسازی امضا کردیم! ببینید چقدر غیرعادی است! بعد هم تا حرف عالمانه کارشناسی زده می شود می گویند او منتقد است و منتقد هم اپوزیسیون است!

    طرفداران و خیرخواهان واقعی شما منتقدینتان هستند و نه چاپلوسان و فریبکاران / اینکه از نقد آشفته می شوید، یک سقوط اخلاقی است

    این اقتصاددان با بیان اینکه کتاب «اعتراض، خروج و وفاداری» که ۴۰ سال قبل نوشته شده آورده است که به حکومتگران آموزش دهید که طرفداران و خیرخواهان واقعی شما منتقدینتان هستند و نه چاپلوسان و فریبکاران، تصریح کرد: اینکه از نقد آشفته می شوید، غیر از اینکه مشکوک فاسد و ضد توسعه ارزیابی می شود، یک سقوط اخلاقی هم هست. مظلوم تر از منتقدین ایران به ندرت در دیگر مناطق دنیا پیدا می شود. مجانی به صورت شبانه روزی عمرشان را می گذارند تا ذخیره آگاهی را ارتقا دهند و بعد آن را دو دستی به حکومت تقدیم می کنند. بعد رسانه‌ هایی که خدا می داند چگونه با سفله گزینی رشد کرده‌اند و مافیای رسانه ای را شکل داده اند، تا حرفی زده می شود که به منافع رانتی و فاسد اصابت دارد، شروع لجن پراکنی و برچسب زنی و اپوزیسیون پنداری منتقد می کنند. این چه شعوری است که نسبتی با دین، علم و تجربه تاریخی کشورمان ندارد.

    هشدار نسبت به شدت اتلاف منابع و بحران سازیهای سیستمی با انتقال بین حوزه ای آب

    به گفته مومنی؛ اتلاف منابع و بحران سازی‌ های سیستمی که به واسطه انتقال بین حوزه ای آب صورت می گیرد، بسیار روشن و هشدار دهنده است و این مناسبات آنچنان عریان هستند که نمی توان گفت کسانی آن را نمی فهمند!

    صرف میلیاردها دلار در چارچوب مناسبات رانتی، فاسد و مشکوک انتقال آب / هشدار جنگ بر سر منابع آب شیرین در قرن بیست و یکم را جدی بگیرید

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه در تمام دنیا بیش از ۷۰ درصد واحدهای فولاد و پتروشیمی در کنار دریاها ساخته شده‌اند، افزود: در چارچوب مناسبات رانتی، فاسد، مشکوک و جاهلانه این واحدها را به خشک ترین مناطق ایران برده‌اند و بعد می گویند میلیاردها دلار هزینه کنیم که آب به آنها برسانیم! آن هم چه آبی، آب شیرین! ببینید در این مملکت چه خبر است! اینها با امنیت ملی پیوند می خورد. سال ۱۹۹۰ اندیشکده «کلاب رم»، در گزارشی هشدار داد که سه، چهارم جنگ‌ هایی که در قرن بیست و یکم، چه به صورت داخلی و چه خارجی رخ خواهد داد، بر سر منابع آب شیرین است. آیا کسی در کشور ما نباید این هشدار را جدی بگیرد؟!

    فاسدها و چاپلوس‌ها خیرخواه شما نیستند، آنها را از اطراف خودتان دور کنید

    این عضو هیات علمی دانشگاه با بیان اینکه کارشناسان محیط زیست صد جور هشدار داده اند که تخریب محیط زیست، ضد امنیت ملی، سلامت مردم و ضد توسعه پایدار کشور است، اما برای آنها پرونده سازی می کنند، اضافه کرد: در اثر تصور نادرست فکر می کنند منتقدان خیرخواه نیستند و نمی فهمند! در حالی که باید بدانید فاسدها و چاپلوس‌ها خیرخواه نیستند، اگر می خواهید کشور نجات پیدا کند، آنها را از اطراف خودتان دور کنید.

    آمار تکان دهنده از زلزله ها در کرمان و اصفهان / حکایت تلخ بازتولید سیستماتیک ناپایداری و نااطمینانی در کشور

    مومنی با بیان اینکه با شدت گرفتن بحران آب، گسل‌ های غیرعادی پیدا می شود که این گسل‌ها ضمن افزایش آسیب پذیری ما را در برابر تکانه‌ های زلزله ای، ده ‌ها مفسده دیگر برای ما پدیدار می کند، اظهار داشت: به همین دلیل در اندیشه توسعه، نااطمینانی‌های با منشا طبیعت، اولویت داده می شود. مرکز لرزه نگاری کشور در گزارشی عنوان کرده که سال ۱۴۰۰، حدود 8 هزار و 630 لرزه در کشور تجربه کردیم. در کرمان ۱۶۷ لرزه با شدت بالای ۴ ریشتر و در اصفهان حداقل ماهی یک مورد لرزش بالای ۵ ریشتر رخ داده است. اینها ناپایداری و نااطمینانی را به شکل سیستمی خود بازتولید می کنند. بنابراین اینگونه نیست که بشود همچنان با ول انگاری این مسیر را ادامه داد.

    نرخ فرونشست زمین در ایران بیش از ۵ برابر میانگین جهانی / بیابان هر سال یک میلیون هکتار پیش روی می کند

    این اقتصاددان یادآورشد: تیر ماه سال گذشته، یکی از مسئولان سازمان منابع طبیعی کشور در گزارشی گفت سالانه یک میلیون هکتار بیابان به سرزمین ما اضافه می شود و نرخ فرونشست زمین در ایران بیش از ۵ برابر میانگین جهانی شده است.

    جلوه‌ های نابرابری‌ های وحشتناک منطقه ای در کشور ما بسیار خطرناک است

    مومنی با بیان این انتقاد که در چنین شرایطی برخی اسم سندی را برنامه توسعه می گذارند، اما به هیچ یک از این موارد اعتنا نمی کنند و اهتمام شدیدتر به تمام زمینه‌ هایی دارند که بحران آب و فرونشست را شدت می بخشد، گفت: شما با این روش در ایران ناپایداری را سیستمی می کنید. در مقام ادعا مگر نمی گوییم علوی هستیم و مگر علی بن ابیطالب به عدل شناخته نمی شود، اما جلوه‌ های نابرابری‌ های  وحشتناک منطقه ای در کشور ما بسیار خطرناک است و در شرایطی که ما کشوری هستیم که ۱۶ استان مرزی داریم این عملکرد می تواند برای ما بحران امنیت ملی ایجاد کند. با هفت کشور مرز خشکی و با ۶ کشور مرز آبی داریم از کل ۳۱ استان ایران ۱۶ استان مرزی است. در این شرایط در اثر غفلت از تولید محوری، ناپایداری‌ها، فقرگستری‌ها و وابستگی‌ های  ذلت آور را افزایش دادن ببینید چه بر سر کشور می آورد!

    کوله بری و ته لنجی، را راه نجات برای حفظ جمعیت مرزنشین انتخاب می کنند!

    وی افزود: بعضی از راه حل‌ هایی که اهتمام می کنند، بسیار شرم آور است. حتی عزیزان به تسهیل کوله‌بری و ته لنجی روی می آورند. خدا شاهد است در ربع اول قرن بیست و یکم بسیار شرم آور است! آن هم برای کشوری که تا این اندازه ظرفیت‌ های عظیم مادی و انسانی دارد. ما کشوری هستیم که از نظر دسترسی به منابع طبیعی و ذخایر زیرزمینی سهم مان 7 برابر سهممان از جمعیت دنیا است! بسیار شرم آور است که ته لنجی و کوله بری تسهیل کنیم. انواع و اقسام مشوق‌ های  رانتی را در دستور کار قرار دهیم و سوداگری را در مرزها ایجاد کنیم. به جای اینکه با تولید در چهارچوب یک استراتژی توسعه صنعتی و بر اساس تشخص مناطق مرزی، سیاستی پیش ببرند که مایه مباهات و افتخار باشد، سوداگری را به عنوان راه نجات برای حفظ جمعیت مرز نشین انتخاب می کنند! روشن است که از این طریق چه میزان فساد ناکارآمدی و عقب ماندگی و قاچاق بیرون می آید. چقدر شرم آور است که مناسباتی ایجاد کنید که اگر فرد به سمت قاچاق نرود، اموراتش نگذرد. وقتی هم که بحث قاچاق می شود آن را تبدیل به بهانه ای برای وارد کردن شوک به قیمت‌ های  کلیدی می کنند!

    دستمزدها و هزینه تخریب محیط زیست را در قیمت تمام شده محصولات رانتی معدنی وارد کنید

    این استاد دانشگاه تاکید کرد: کارشناسان کشور  بارها گفته اند اگر شما شرافتمندانه معتقدید چون یک سری از اجناس ما ارزان است، این نیروی محرکه قاچاق می شود، پس شرافت و شعور به خرج دهید دستمزد را بالا ببرید و هزینه‌ های تخریب محیط زیست را هم در قیمت تمام شده این اقلام رانتی معدنی وارد کنید. ببینیم آیا دیگر کسی انگیزه قاچاق اینها را می کند! در اینجا هم سرنا را از دهان گشادش می زنید! ‌می گویید دارو و بنزین در ایران چون ارزان است قاچاق می شود! دستمزد را بالا ببرید، هزینه‌ های تخریب محیط زیست را هم در قیمت تمام شده‌اش وارد کنید، چرا زورتان را به مظلوم‌ترین و باشرف‌ترین انسان‌ها یعنی نیروی کار مولد اعمال می کنید؟ بعد هم به گونه ای  حرف می زنند که گویا چار ه ای جز این همه ظلم، استثمار و تخریب محیط زیست وجود ندارد!

    میانگین کشوری تراکم جمعیت در هر کیلومتر مربع کشور ۴۶ نفر، در تهران ۸۹۰ نفر

    وی تاکید کرد: گزارش توزیع جغرافیایی استقرار جمعیت و فعالیت نشان می دهد در حالی که میانگین کشوری تراکم جمعیت هر کیلومتر مربع ۴۶ نفر است، در تهران ۸۹۰ نفر است. ابعاد این ناهنجاری و از ریخت افتادگی را ببینید! ۱۹ درصد کارگاه‌ های صنعتی در تهران مستقر است، در حالی که مجموعه ۸ استان کشور یک درصد است. ببینید چه خبر است! گویی این سیستم می خواهد از طریق رانت، فساد و مفتخوارگی برای خود مزیت تعریف کند. ۵۵ درصد سپرده‌ های بانکی و ۵۸ درصد تسهیلات در تهران است، اما ۱۴ استان کشور هر یک تنها یک درصد سهم دارند. آن هم در کشوری که اوضاعش در استان‌ های مرزی روشن است.

    به گفته مومنی؛  وقتی می خواهند راه حل پیدا کنند، سراغ تشویق کوله بری، تهنجی و دلالی و سوداگری می روند. یا ‌هر کس می خواهد برخورداریهای بیشتری از رانت پیدا کند، چند شهرستان را دور هم جمع کند و یک استان جدید بزند! بینید ما را در چه ورطه ای انداخته اند. اگر واقعا مسئله پایداری محیط زیست و توسعه پایدار بر محور تولید فناورانه در دستور کار قرار گیرد، بسیاری از فریب‌ هایی که اکنون برای استمرار مناسبات رانتی بیداد می کند، برملا می شود.

    مناسبات رانتی حتی در حال از بین بردن هویت ملی ما است!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با یادآوری اینکه به طور متوسط بخش کشاورزی در دنیا بین ۷۰ تا ۹۰ درصد آب‌ های  شیرین را مصرف می کند، اظهار داشت: برآوردهای رسمی منتشر شده می گوید این سهم در ایران از میانگین جهانی هم کمتر است؛ اما چون ما بخش کشاورزی سازمان نیافته داریم که صدایی در مراکز تولید رانت و تصمیم گیری ندارد، مافیاها می‌گویند هرچه فریاد دارید در ماجرای بحران آب بر سر بخش کشاورزی بزنید! بعد آمارهای مجعول و دروغ راجع به اینکه بخش کشاورزی تا چه میزان آب مصرف می کند را مبنایی برای تبرئه کردن مافیای سدسازی و مافیایی‌ هایی که رانتی معدنی‌ها را در خشک‌ترین مناطق کشورمان پخش کرده‌اند، قرار می دهیم! چه مسابقه ای  وجود دارد! هفته گذشته چند کارشناس محیط زیست هشدار دادند که این مناسبات رانتی حتی در حال از بین بردن هویت ملی ما نیز است! خطراتی که راجع به نابود شدن تخت جمشید و بی ستون منتشر شده را ببینید! نیروی محرکه تمام آنها بسط مناسب رانتی و مستقر کردن صنایع رانتی معدنی در کم آب‌ترین استان‌ های  کشور است.

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه در اقتصاد سیاسی توسعه گفته می شود، عامل اصلی آلودگی هوا هم مانند هر نارسایی دیگر بی برنامه بودن کشور است، توضیح داد: با این بی‌برنامگی بزکی با عنوان سند قانون برنامه درست کرده‌اند که تقریبا هیچ کدام از ابتدایی‌ترین مشخصه‌ های  یک سند برنامه در این پیدا نمی شود. شما کل سیستم تبلیغاتی‌تان را بر گفتن اول تا آخر دولت قبلی بنا کرده اید و بعد سه سال پشت سر هم برنامه همان دولت قبل را تمدید کردید! اصلا قباحت چنین چیزی برایشان آشکار نیست! الان هم برنامه تهیه کرده‌اند که مطالعه روندی و گزارش وضع موجود ندارد! جداول تخصیص منابع ارزی به رشته فعالیت‌ها و اولویت‌ها هم ندارد! این‌ها علائم بسیار بدی است و نمی خواهم تصریح کنم که این‌ها نشانه چه چیز هایی است.

    مومنی معتقد است: ساختار قدرتی که با این شیوه برنامه‌ریزی می کند، می خواهد بگوید من به اینکه ملزم شوم منابع ارزی‌ام را در مسیر توسعه ملی هزینه کنم، تن نمی دهم. شما هر اسمی که می خواهید برای آن پیدا کنید. ما فاجعه سازی‌ های بسیار در این زمینه داریم.

    با روندهای ضدتوسعه ای و رانتی و ربایی نمی شود کشور را اداره کرد

    این اقتصاددان با بیان اینکه مرکز تحقیقات راه مسکن و شهرسازی در گزارشی توضیح داده که در ۴۰ سال اخیر، ۳۰ درصد کل زلزله‌ های ویرانگر دنیا در ایران اتفاق افتاده‌، ادامه داد: ببینید چگونه در ایران با این ندانم کاری‌ها ارکان بقا می لرزد! پیوند حیاتی میان فقر و بحران محیط زیست ادبیات بسیار وسیعی در دنیا دارد که به آن «آلودگی فقر» می گویند که بسیار خطرناک‌تر از همه انواع آلودگی‌ها است. ببینید اوضاع و احوال فقر در ایران به چه ورطه‌ هایی رسیده است و همه این‌ها نشان می دهد ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم با تداوم این روندها که پشت به توسعه و رو به رانت و ربا دارد بشود، کشور را اداره کرد.

    وی خطاب به نهادهای نظارتی سطح بالای کشور گفت: ما از ۱۳۸۸ تا امروز دائما گفتیم برنامه تعدیل ساختاری و محور قرار دادن شوک درمانی که نیروی محرکه بسط ناامنی و بی ثباتی است و در آن خصوصی‌سازی اسم رمز غارت دارایی‌ های بین نسلی کشور می شود و آزادسازی اسم رمز تسلیم ایران به قدرت‌ های بزرگ از طریق صدور فرصت‌ های شغلی کشور به بیرون می‌شود و ایران را مصرف کننده مفلوک می کند و با کیفیت‌ترین انسان‌ های کشورمان ناچارند با سرخوردگی ایران را ترک کنند، کشور را به ورطه اضمحلال برده اس. اکنون بر این نکته تاکید می کنم که ما با خطر بسیار بزرگ روبرو هستیم که پخت و پزی در گذشته برای آن شده است و میخ‌ های تابوتش را نیز در برنامه هفتم تدارک دیده‌اند.

    رقابت مخربی تحت عنوان دولتی سازی اراضی عمومی آغاز شده است

    مومنی توضیح داد: تمام آنچه که به عنوان تعهد حکومت در اصول ۴۳ و ۴۴ قانون اساسی تصریح شده بود از طریق برنامه تعدیل ساختاری و با شعار تضعیف ارزش پول ملی و آزادسازی و خصوصی‌سازی به تاراج داده شد، چون دارایی‌ های  قابل فروش از دارایی‌ های بین نسلی مصرح در اصل ۴۴ در حال پایان یافتن است. عزیزان تحت تاثیر اراده‌ های مشکوکی قرار گرفته‌اند که از طریق منتفی کردن اصل ۴۵ قانون اساسی، تعرض به اموال و دارایی‌ های عمومی متعلق به مردم و در اختیار حکومت را در دستور کار قرار دهند. در منتهای شفقت و خضوع هشدار می دهم و می گویم اگر این مسیر عملیاتی تر از آنچه که تاکنون شده شود، دیگر چیزی با عنوان محیط زیست با کیفیت در ایران باقی نخواهد ماند و ما با فاجعه‌ های  بزرگ و بی‌سابقه‌ترین تهدید های امنیت ملی هم روبرو خواهیم شد.

    اراده های مشکوکی، در پی تبدیل اراضی عمومی و دولتی برای زمین خواری هستند

    مومنی توضیح داد: اصل ۴۵ قانون اساسی، انفال به مثابه اموال عمومی ذکر شده که سهم آن در اراضی ۸۳ درصد از کل اراضی کشور است. اکنون با سیاست تبدیل اراضی عمومی به اراضی دولتی خطر زمین خواری و زمین فروشی و تعرض به منافع و دارایی‌ های بین نسلی که مشاعا متعلق به همه نسل‌ های  گذشته، حال و آینده ایران است، تشدید شده است. این مسئله از نظر حقوقی جزئیات زیادی دارد. اکنون در میان دستگاه‌ های دولتی خصوصا وزارت نیرو، راه و مسکن رقابت مخربی تحت عنوان دولتی سازی اراضی عمومی آغاز شده است.

    به گفته مومنی؛ به محض اینکه دولتی سازی اتفاق افتاد، آن زمان پرچم مولدسازی به اهتزاز در می آید. زمانی که ما هشدار می دادیم ماجرای مولدسازی فقط به آن رسوایی‌ های، تلخ و فاجعه‌ساز که در آن مدارس ساخته شده توسط خیرین مدرسه ساز را به اسم مولدسازی می فروشید تمام نمی شود و هر اندازه جلوتر رود می تواند ماجراهای بسیار نگران کننده‌تری را برای ما پدید آورد، به این دلایل است. این هشدار را نهادهای نظارتی فرادست به عنوان یک اتمام حجت شرعی تلقی کنند.

    وی اضافه کرد: نمی شود که حکومت اصل ۴۳ قانون اساسی ۴۴ و ۴۵ و اصول قبل و بعد آنها را نادیده بگیرد، و بعد در مواردی خاص شعار قانون گرایی بدهد! وقتی شما حریم قانون اساسی را این گونه نگه می دارید چگونه می خواهید مردم باور کنند شما صادقانه به قوانین خاصی استناد می کنید! ماجرا شرح و بسط زیادی دارد.

  • دست از بازی با الفاظ  توسعه بردارید / کشور در یک شیب تند رو به انحطاط است / به مرحله ای رسیدیم که شاخص فلاکت جایگزین شاخص عدالت شد‌

    دست از بازی با الفاظ توسعه بردارید / کشور در یک شیب تند رو به انحطاط است / به مرحله ای رسیدیم که شاخص فلاکت جایگزین شاخص عدالت شد‌

    به گزارش اقتصادران، دغدغه «توسعه‌یافتگی» در ایران متعلق به امروز نیست، سالهاست که مردم این دیار برای نیل به توسعه تلاش کرده و مرارت‌های زیادی را تجربه کردند. با این حال به باور بسیاری از کارشناسان نتوانستند به سرمنزل مقصود برسند.  بدتر اینکه، شکاف بین ایران و کشورهای توسعه یافته هر روز بیشتر شده و به مرحله خطرناکی رسیده است.

    بزرگان علم توسعه می گویند برنامه‌های تدوین شده دولت برای تحقق توسعه دستاوردی نداشته و حتی بستر «عقب‌گرد» ایران را فراهم کرده است. درجا زدن مداوم ایران در مسیر نیل به توسعه موجب شد تا «موسسه مطالعات دین و اقتصاد» نشستی را با حضور  فرشاد مومنی و حسین رجب‌پور برگزار کند تا به این ترتیب «نحوه مواجهه برنامه هفتم با مقوله توسعه فراگیر» مورد ارزیابی قرار بگیرد.

    فرشاد مومنی استاد اقتصاد دانشگاه علامه به عنوان سخنران دوم، به گریزناپذیری ایران از مقوله توسعه اشاره و تصریح کرد:مساله توسعه در ایران یک موضوع دلبخواهی نیست . یک الزام و اجبار است. اگر نظام تصمیم‌گیری کشور به هر بهانه و دلیلی از توسعه طفره می‌رود، هزینه جبران‌ناپذیری برای کشور برجا می‌گذارد. روند پیش‌رو، بسیار خطرناک و با یک شیب تند رو به انحطاط است. دکتر رجب‌پور زوایایی از بحث را مطرح کردند که خلاصه آن این است که کشور با یک شیب تند به سمت انحطاط می‌رود و چاره کار وقوف روش شناختی عالمانه و فراگیر نسبت به مساله توسعه است. چیزی که در سطح نظام تصمیم‌گیری کشور مشاهده می‌شود این است که نمی‌خواهند به واقعیت توسعه تن بدهند و به همین دلیل با کمال تاسف می‌توان پیش‌بینی کرد که این روند انحطاط سرعت بیشتری بگیرد.

    وی در ادامه افزود: دوست عزیزمان جناب آقای مهندس بحرینیان در گزارشی که منتشر کردند، روی  چند  نکته حساس دست گذاشتند. محاسبات ایشان نشان می‌دهد که بیش از 80 درصد کل عایدات ارزی ایران از ۱۳۳۸ تا به امروز، در دوره ۱۳۶۹ به بعد به دست آمده است. یعنی مشکلی به نام کمبود ارز و ریال وجود ندارد. حال سوال مهم این است که چرا چنین انحطاطی را تجربه کردیم؟

    نشانه مشکوک اداره اقتصاد کشور

    مومنی به روند اداره کشور اشاره کرد و گفت: می‌توان برخی روندها و نشانه‌های مشکوک را  در اداره اقتصاد کشور مشاهده کرد وقتی شما گزارش‌های دست اندرکاران کلیدی تحریم ایران را که هدفشان براندازی حکومت ایران ذکر کرده اند را بررسی کنید ، متوجه خواهید شد که هر اقدامی که نابرابری‌های ناموجه را در ایران افزایش دهد یا هر سیاستی که تورم‌زا باشد و اعتبار و ارزش پول ملی ایران را ساقط کند یا هر سیاستی که تخصیص منابع ارزی کشور را به واردات لوکس و تجملی معطوف کند یا هر سیاستی که به بیکاری دامن بزند یا هر سیاستی که برای بخش صنعت و کارخانه های ایران مانع‌تراشی بیشتر کرده و محدودیت‌ها و تنگناهای بیشتری را به این بخش تحمیل کند‌ یا هر سیاستی که هزینه تامین سرمایه در گردش را برای تولیدکنندگان ایران افزایش دهد را توصیه می‌کنند در راستای اهداف براندازان حرکت می کنند.

    شما به روش سیاست ورزی که در سه دهه کذشته  در دستور کار قرار گرفته است، توجه کنید و بعد بررسی کنید که از این فهرست کدامیک را انجام نداده اند. برای دنبال کردن نفوذ لازم نیست که سرشان را از پنجره بیرون ببرند و دیگران را نگاه کنید . باید به مجموعه خودتان نگاه کنید که به این عریانی از طریق سیاست‌هایی که مکرر کارشناسان مظلوم و متدین و میهن دوست کشور نسبت به عواقب وخیم ان هشدار دادند  و با بی اعتنایی مواجه شدند، کشور به سمت انحطاط می رود!

    از ادعای حساسیت به نفوذ تا وابستگی ذلت‌بار به واردات

    مومنی تصریح کرد: کارشناسان مظلومانه و متضرعانه همواره این نکته را گوشزد کردند که این سیاست ها از هر زاویه ای که مورد بررسی قرار دهید ، به کشور صدمه زده است! کارشناسان می‌توانند به گزارش رئیس سازمان برنامه در دولت پیشین استناد کنند که ادعا کرده بود که در سازمان برنامه مطالعه ای صورت گرفته و نشان می دهد که ارزبری هر واحد تولید ناخالص داخلی در ایران در فاصله ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶  برای دستیابی به هر واحد تولید ناخالص داخلی با هدف گذاری رشد هشت درصدی از حدود شانزده و نیم میلیارد دلار در سال به حول و حوش دویست میلیارد دلار رسیده است. آخر چه کسی می‌تواند ادعا کند که نسبت به نفوذ حساسیت دارد اما عمق افزایش وابستگی ذلت آور به واردات به صورت تکان‌دهنده را درک نکند و در دستور کار برنامه‌ریزی توسعه  قرار ندهد.

    وی در ادامه افزود: شما اگر گزارش مرکز پژوهش های مجلس  در مورد عملکرد حداکثرسازی قانون ساخت داخل را بررسی کنید متوجه می‌شوید که 80 درصد  و بیشتر عدم تحقق رخ داده است. آخر این چه نوع نهاد نظارتی است که نسبت به این رویکرد، که کل کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهد، سکوت کرده است تا فقر و بدبختی و وابستگی ذلت‌بار و بحران محیط زیست و بحران پس افتادگی در مورد استانداردها را به ما تحمیل کند چون نظام تصمیم گیری کشور چشم به چیزهای دیگری دوخته  و برمسایل بسیاری چشم خود را فرو بسته است.

    تداوم روندهای نگران کننده

    مومنی تاکید کرد: اگر ارزش‌ها آنچنان که ادعا می‌کنید برایتان اهمیت دارد، چطور امکان دارد که  در آغاز سال ۲۰۲۳ سازمان بهداشت جهانی این گزارش را ارائه کرده است که ایرانیان از نظر سرانه مصرف الکل در میان مصرف کنندگان مداوم نوشیدنی‌های الکلی رتبه نهم را در بین ۱۸۹ کشور جهان کسب کردند. بعد از مدتی یک مقام مسئول سخنگوی وقت وزارت بهداشت در اردیبهشت ۱۳۹۹ اعلام می‌کند که طی دو ماهه اول سال ۱۳۹۹ بیش از پنج هزار نفر در اثر استفاده از الکل تقلبی مسموم شدند.نشانه‌های این روندهای نگران کننده به چند مورد خلاصه نمی‌شود.  ابعاد آن هم کوچک و ناچیز نیست که بتوان از آن صرفنظر کرد و بهانه آورد که موارد مهمتری وجود دارد.  وقتی از این راویه مسائل  را نگاه می‌کنید، متوجه می‌شوید که سهل انگاری و پشت کردن به اقتضائات توسعه فراگیر ما را به پرتگاه‌های خطرناکی رسانده است.

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: نکته کلیدی هم این است که تمام مسائل نگران‌کننده در اسناد رسمی هم انعکاس یافته است. به عبارتی بدنه کارشناسی دستگاه‌های حکومتی شرافت حرفه ای را رعایت کردند و شما مشاهده می‌کنید که این کاستی ها را متذکر شده و حتی به صورت عمومی منتشر کردند چون به این نتیجه  رسیدند که دستگاه های تصمیم گیرنده حساسیت لازم را نداشته و لازم است تا حساسیت بیشتری ایجاد کرد.

    دست از بازی با الفاظ  توسعه بردارید

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: آن چیزی که مشاهده می‌شود این است که عزیزان با مشاهده این روندها و با علم بر اینکه خودشان مرتب گوشزد می‌کنند که به اعتبار ملاحظات همسایگی، منطقه‌ای و امنیتی تهدیدات زیادی متوجه ایران به دلیل ضعف دانش و بصیرت است که صلاحیت‌های تخصصی در تنظیم روابط بین‌المللی با دنیای خارج موجب شده تا نگرانی‌ها وهزینه های جدیدی متوجه کشور شود‌. هم تراز و همسو با بحران‌ها و آشفتگی‌های خارج، بحران‌هایی در داخل خودنمایی می‌کند. گویی اراده‌ای وجود دارد که همه دنیا را علیه ایران بسیج کنند. در چنین شرایطی چیزی که به این عزیزان می‌توان تقدیم کرد این است که شما لازم است تا به دامن توسعه بازگردید.

    وی در ادامه افزود: توسعه ماجرای بازی با الفاظ نیست. اینکه شما بخواهید اسمش را تغییر دهید. مهم نیست بلکه باید به قواعد آن تن بدهید. قواعد و منطق توسعه کاملا روشن است و در قالب مفهوم توسعه فراگیر در سطح جهان به یک بلوغ اندیشه ای رسیده است . شرح و بسط مسیر طی شده جهان برای اینکه به چنین بلوغی دست پیدا کند، مشخص است. همین دستاورد موضوع بسیار جذابی است .همان اندازه که به  مساله و دغدغه کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است باید گفت که به دغدغه و مساله کشورهای پیشرفته صنعتی هم تبدیل شده است.

    به کار بردن پیشرفت به جای توسعه

    مومنی تصریح کرد: از وقتی عزیزان ترجیح دادند که به جای کلمه توسعه از پیشرفت استفاده کنند. ما مرتب از آنها درخواست استدلال کردیم. چون اندیشه پیشرفت و اندیشه توسعه در ذخیره دانایی بشر جایگاهی دارد. اما مساله این است که اندیشه پیشرفت به مراتب ارتجاعی تر است. اینکه بخشنامه ای نیست و در ذخیره دانایی بشر قرار دارد.  شما لازم است تا منطق خود را مطرح کنید  که چرا به اندیشه پیشرفت دل می‌بندید و به توسعه آلرژی پیدا می‌کنید . تا به زبان علم برای شما توضیح داده شود. همین اقدام تعارضات زیادی در اسناد کشوری ایجاد می‌کند. افرادی که فکر می‌کنند هنری به خرج دادند و اسم توسعه را پیشرفت گذاشتند باید بدانند که قوانین مصوب روی توسعه تاکید دارند باید حرمت امامزاده را متولی‌اش نگهدارد  و اینگونه آشفتگی در اسناد کشور ایجاد نکند.

    رساندن نان به دست مردم اسمش رانت می‌شود؟

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه در ادامه افزود: موضوع بسیار مهم این است که مساله توسعه فراگیر بر روی چه کانون‌های حساسیتی در ساحت اندیشه و عمل متمرکز می‌شود تا عزیزان به ما بگویند که کدامیک از این حساسیت‌ها را نباید داشت. فرض بفرمایید در اندیشه توسعه فراگیر مساله عدالت اجتماعی از حساسیت زیادی  برخوردار است،  شما نمی‌توانید که مرتب ادعاهای شگفت انگیز کرده و مدعی عدالت‌گستری شوید همچنانکه در دوره احمدی نژاد اینگونه بود. در آن دوره مرتب از عدالت دم می‌زدند اما در نهایت به مرحله ای رسیدیم که شاخص فلاکت جایگزین شاخص عدالت شد‌ .

    وی در ادامه افزود:  الان یک آقایی آمده است و یک مقدارعدد مجهول بی پایه را مبنا قرار داده و ادعا کرده است که حکومت از کانال نان ۱۶۴ همت رانت توزیع می‌کند. جای تاسف دارد که رساندن نان به دست مردم اسمش رانت می‌شود. آخر این بازی قصد دارید که با بهانه‌ای دوباره نان را گران کنید. خب این را شفاف و در کمال شجاعت اعلام کنید. من همان  زمان به شما خواهم گفت که ایکاش می توانستید از گذشته عبرت بگیرید. احمدی نژاد در هشت سال مسئولیتش نان را بیش از 30 برابر افزایش داد ‌. حالا شما به من پاسخ بدهید که کدام رانت‌جویی با این شیرین کاری حل و فصل شد. مثل همه چیزهایی که مرتب در این کشور  رواج پیدا می‌کند طرف هدفش این بود که پول نفت را سر سفره مردم بیاورد بماند که با گوشت و لبنیات و ….چه کرد اما  در نهایت قیمت نان را در هشت سال ۳۲ برابر کرد.حال شما قصد دارید با بازی تبلیغاتی که راه انداختند چه کار کنید؟

    جای خالی مشارکت سیاسی و اقتصادی

    مومنی تصریح کرد: مساله بسیار مهمی که در پرتو اندیشه توسعه فراگیر اهمیت زیادی پیدا می‌کند، مساله مشارکت فراگیر مردم در سرنوشت اقتصادی،اجتماعی و سیاسی شان است.حالا شما هر اسمی  را بخواهید می‌توانید برای آن انتخاب کنید. آیا فردی پیدا می شود که بگوید من می‌خواهم این کشور را بدون مشارکت مردم جلو ببرم؟.حتی پیامبران هم بدون مشارکت مردم نمی‌توانستند کاری را به سرانجام برسانند حال این سوال مطرح می‌شود که آیا شما چیز جدیدی پیدا کردید، مساله توسعه فراگیر یعنی جدی گرفتن مشارکت موثر مردم در سرنوشت خودشان.

    وی در ادامه افزود:وقتی شما از این دریچه که وارد می‌شوید متوجه میشوید که ما وضعیت فاجعه آمیزی داریم. اشاره ای که دکتر رجب پور در مورد اشتغال کردند صرفنظر از کیفیت اشتغال باید گفت که فارغ از دستکاری در مقوله اشتغال و همه شیرین کاری که عزیزان برای حساسیت‌زدایی انجام می‌دهند اما گزارش های رسمی نشان می‌دهد که چیزی نزدیک به دو سوم جمعیت در سنین فعالیت در ایران هیچ نقشی در تولید ملی ندارند . حالا ما از عالمان علم سیاست استدعا داریم تا به این سوال پاسخ دهند که وقتی مشارکت افتصادی در چنین وضعیت فاجعه ای قرار دارد مشارکت سیاسی و مشارکت اجتماعی به چه صورت است. در نهایت می‌توان از دریچه اندیشه توسعه این موضوع را تحلیل کرد که برای  مشارکت چه منطقی ارائه می‌شود این کاهش مشارکت چه هزینه ای را تحمیل یا با افزایش مشارکت چه فرصت‌ها و ظرفیت‌هایی را ایجاد می‌کند.

    توسعه سلیقه‌ای نیست

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: من استمداد میکنم که اندیشه ورزان روی این نکته یک تمرکز ویژه داشته باشند تا مشخص شود که موضوع توسعه و توسعه خواهی در این سرزمین موضوع تعارفی و میلی و سلیقه ای نیست بلکه هزینه فرصت  نبودن آن خفت و ذلت و دریوزگی و دست نشاندگان به خارجی ها است باز تاکید دارم که ما مناقشه ای روی اسم نداریم البته اگر شاقول علم در میان باشد در آین صورت ، می‌توان منطق افرادی که به جای توسعه دنبال پیشرفت هستند را بپرسیم تا متوجه شویم که تعریف عملیاتی از پیشرفت چیست.

    چرا درباره نظام مالیات سکوت می‌کنید!

    وی در ادامه افزود: افرادی که حساسیت نصفه و نیمه به تنها عامل باقی مانده سر سفره مردم یعنی نان غیرت به خرج می‌دهند و رسیدن نان به دهن بعضی را رانت تلقی می‌کنند تا با این ترتیب بترسیم و آن را از سفره مردم حذف کنیم، من دغدغه‌ام این است که چرا شرافتمندانه در مورد وضعیت نظام مالیات ستانی مان صحبت کنید. چرا اعتراض نمی کنید که در برابر افزایش حقوق بیشتر به بازنشستگان مالیات برارزش افزوده را افزایش دادند. مطالعاتی وجود دارد که نشان می دهد در کل نظام مالیات ستانی در ایران مجموع سهم مالیات بر مالکان مستغلات، مالیات بر مشاغل و مالیات بر  ثروت از کل درآمد مالیاتی دولت هفت درصد است‌. ولی وقتی نوبت تولید کننده می‌شود. سهم  مالیات بر واردات و ارزش افزوده و مالیات بر مزد و حقوق بالای ۵۰ درصد است همزمان همه تولید کنندگان و همه مصرف کنندگان را زیر فشار خرد کننده می‌گذارند.

    جورکردن معافیت مالیاتی برای اقلیت برخوردار

    مومنی تصریح کرد: در اندیشه توسعه فراگیر گویی عزیزان یک فهم واج گونه از مساله فراگیر دارند . یک اقلیت برخوردار مرتب معافیت مالیاتی برایشان جور می شود و برای اکثریت مردم یعنی تولید کنندگان و مصرف کنندگان مشکلات متعدد جور می‌کنند.

    وی در ادامه افزود:  در سخنرانی فرهنگستان علوم کل صحبت من بر این نکته متمرکز بود که تنها از کانال بودجه ۱۴۰۳ چه فشار جدیدی بر تولید کننده وارد شده و چه تعهدات قانونی در برنامه بی کیفیت هفتم برای تولید کننده قرار بوده ایجاد شود، اما حذف شده است. وقتی قرار است تا به مشارکت مردم تن ندهید مشکلات مضاعف می‌شود. فلسفه جدی گرفته شدن اندیشه توسعه فراگیر  این است که حتی در کشورهای صنعتی به این موضوع اهمیت می دهند زیرا مشارکت امری تزییتی نیست. مشارکت با حیات و ممات گره خورده است.

    در این اندیشه گفته می‌شود که اگر  شما یک آدم را از دست بدهید موقعیت تان در دنیا متزلزل می‌شود. در چنین شرایطی که به توسعه پشت می‌کنید یک مقام کلیدی رسمی کشور می‌گوید که من نگران خروج سیل آسای سرمایه انسانی از ایران نیستم، اگر شما نگران نمی شوید باید خودتان را بررسی کنید زیرا صلاحیت فهم حداقلی را نداری!

     استاد اقتصاد علامه افزود: کشورهایی که تولید ناخالص اشان حدود ۴۰  برابر شما  است،در برابر خروج سرمایه انسانی نگران میشوند اما اگر شما نگران نمی‌شوید باید صلاحیت خودتان را بررسی کنید. موضوع تلخ و گزنده این است که چنین فردی به عنوان مقام مسئول چنین حرف تلخی را می‌زند اما هیچگاه این موضوع از سوی مقامات مافوق و نهادهای نظارتی به محل سوال تبدیل نمی‌شود و حتی به چنین فردی آموزش بدهند تا دیگر چنین خطایی نکند.اینکه جامعه ای این همه نیروی انسانی با کیفیت تربیت کند اما به دلیل شرایط موجود، آنها ترجیح بدهد که از این مملکت برود باید مورد بررسی قرار بگیرد.

    چرا نسبت به مسایل زیست محیطی حساسیت ندارید؟

    مومنی افزود: یکی دیکر از مسائل مهم که در این اندیشه«توسعه فراگیر» مورد تاکید قرار می‌گیرد، نااطمینانی نسبت به آینده است. برای کشوری که بحران آمایش سرزمین و محیط زیست و آب دارد . اندیشه توسعه فراگیر کمک می‌کند که روی مسایل حاد متمرکز شویم‌. شر این موضوعات گریبان ما را رها نخواهد کرد زیرا گزارش‌های رسمی اعلام کرده که  ایران به دلیل سدسازی گسترده بعد از ۱۳۶۸ و سدسازی در زمان کنونی که مرتب هشدار آب داده می‌شود، درشرایط بحرانی قرار دارد.

    گزارش جهاد کشاورزی اعلام کرده که احتمال وقوع سیل بیش از پنج برابر شده است، حال چرا شما حساسیتی ندارید؟ من استدعا دارم که لیستی از موضوعاتی که روی آن حساسیت دارید را به من بدهید. اگر راجع به مشارکت و عدالت اجتماعی حساسیت ندارید، پس نسبت به چه چیزی ، حساس هستید تا از آن طریق بتوان شما را ارزیابی کرد؟.

    مرکز زلزله نگاری کشور اعلام کرده که فقط در سال ۱۴۰۰ چیزی نزدیک به هشت هزار بار ایران لرزیده است. افراد اهل نظر به ما بگویند که این تعداد وقوع زمین لرزه چه نسبتی با وقوع سیل دارد  و چه نسبتی با بحران فرونشست زمان دارد؟

    نگرانی از راه‌ افتادن مسابقه رانت‌جویی

    نویسنده کتاب « اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری » در ادامه افزود: وقتی استفاده  از سفره‌های آب زیرزمینی را در دستور کار گذاشتید، باعث شدید که زمین فرونشست کند. طبق گزارش های رسمی ۱۸ استان کشور در شرایط بحرانی قرار دارند. هشت میلیون واحد مسکونی در معرض تخریب هست و بقای ۲۴ میلیون انسان در سراسر کشور مورد تهدید واقع شده است..در گزارش زلزله نگاری آمده است که در یک سال ۶۷۴ مورد لرزش زمین در استان کرمان اتفاق افتاده که ۱۶۷ عدد آن بالای ۴ ریشتر بوده  است.

    توسعه فراگیر باید انسان را در مورد نااطمینانی با منشا طبیعت حساس کند ، اگر فردی در این مورد حساسیت ندارد لطفا ما را ارشاد کند! آمار مربوط به استان اصفهان هم نگران کننده است که از ۵۸۴  مورد از ابن لرزش‌ها در استان اصفهان رخ داده و در ماه حداقل یک موردش  بالای پنج ریشتر بوده  است..

     وی در ادامه افزود: با وجود چنین وضعیتی مسابقه رانت جویی برای افتتاح کارخانه کاشی و سرامیک راه می‌اندازند‌! تمام افرادی که در ایجاد شرایط موجود مقصر بودند، برای گرفتن مجوزهای پتروشیمی و……تلاش می‌کند. افرادی که به نزدیکان خود چنین رانتی می‌دهند دارند کشور را در شرایط مخاطره آمیزی قرار می‌دهند.

    روندهای نگران‌کننده را متوقف کنید!

    نویسنده کتاب « مرزهای دانش توسعه» تصریح کرد:  در فصلنامه اقتصاد و جامعه بخشی را به بحران آمایش سرزمین اختصاص دادیم که به ملاحظاتی دنیا در این زمینه پرداخته  و پیش‌بینی شده که بین کشورها بر سر دسترسی به منابع آب شیرین جنگ اتفاق می‌افتد.

    کشورهای صنعتی برای تجارت خارجی خود یک شاقول جدید به نام «آب‌بری اقلام صادراتی» وضع کردند.   گزارش رسمی فائو را که می‌خوانید، متوجه می شوید که ایران در زمینه «آب‌برترین اقلام صادراتی» محصولات کشاورزی جز ده کشور اول دنیا است.

    مسئولان ما احتیاج به آموزش زیادی دارند که درک کنند که کشور در چه شرایطی قرار گرفته است. من واقعا تقدیر میکنم از کارشناسان شرافتمندی همچون آقای بحرینیان که گزارشی منتشر کردند و اعلام کردند که خام فروشی از عوامل حاد کردن بحران آب است.

    اگر از دریچه فساد نسبت به این موضوع حساسیت پیدا نمی کنید تنها لازم است تا گزارش آزانس را مطالعه کنید تا متوجه شوید که سهم سالانه تولید انرژی از آب حدود ۱۵ درصد است آن وقت آقای بحرینیان با زحمات بسیار محاسبه کردند که تولید هرکیلو محصول پتروشیمی 9 لیتر آب یا هر کیلو فولاد هشت لیتر آب نیاز دارد. واقعا نمی دانیم چطور باید با این دوستان صحبت کرد تا دلبستگی آنها به علم بیشتر شود؟. هم از طریق علم می‌توان فهمید که جرا به این روز افتادیم هم می‌توان فهمید که چه کاری را باید انجام داد تا کشور نجات یابد.

    افزایش هشدار آمیز جمعیت حاشیه‌نشین به 25 میلیون نفر

    وی در ادامه افزود: ما استدعا داریم که روندهای نگران کننده  در نظام تدبیر کشور متوقف شود. از همه مهمتر باید به فقر و نابرابری ناموجه توجه کرد.گزارش رسمی اعلام می‌کند که جمعیت حاشیه نشین شهری در این کشور از حدود متعارف خارج شده و به ۲۵ میلیون نفر رسیده است.در گزارش مرکز پژوهش‌ها در مورد فقر آمده است که روند افزایش اندازه جمعیت زیر خط فقر به حدود 30 درصد رسیده است که یک سوم کل جمعیت است.

    واقعا وعده‌های شما این بود که این تعداد فقیر در کشور باشد؟. کاهش فاصله افراد جامعه از خط فقر روند نگران کننده ای پیدا کرده است ‌و ۴۰ درصد مردم در آستانه فرو غلتیدن به زیر خط فقر هستند و نکته چهارم این است که اقلام سفره های فقرا به طور همزمان و مرتب در حال کوچیکتر شدن و بی کیفیت شدن و گرانتر شدن است آنوقت  آقایی پیدا میشود و اینگونه مطرح میکند که دولت در حال توزیع رانت در بخش نان است.

    مومنی تصریح کرد: نکته پنجم این است که حیاتی‌ترین اقلام که روی  سلامت خانواده تاثیر گذار است، حادترین شرایط را دارد . باید این هشدارها را درک کرد و اقدام فوری انجام داد. کارشناسان متعهد زیادی در جامعه وجود دارند که مرتب هشدار می دهند و این کفران نعمت است که توجهی نشود.

    اگر از نظر علمی شبهه دارید، بهتر است پاسخگو باشید به هر حال شما خودتان آمار می‌دهید و کارشناسان توان ارایه آمار ندارند .البته شاید افرادی را دور خودتان جمع کردید که مرتب آماری ارائه می کنند که این تصور در شما شکل گرفته که در حال نزدیک شدن به قله هستید . این رویه باید اصلاح شود و باب گفتگوهای مشفقانه و ملی باز شود تا مقامات از دریچه کارشناسی موضوعات را تحلیل کنند الان دوستان دلسوز نظرات کارشناسی را مطرح می‌کنند اما نمی دانیم که چه فرایندی طی می‌شود که این آمار نادیده گرفته می‌شود .

  • در ايران، استاد بي‌سواد باشد، اما سياسي نباشد، اخراج نمي‌شود!

    در ايران، استاد بي‌سواد باشد، اما سياسي نباشد، اخراج نمي‌شود!

    به گزارش اقتصادران، نشست «موقعيت توسعه در ايران» و در «آكادمي دانايان» و با حضور و مديريت حسين عبده تبريزي و علي سرزعيم اقتصاددان برگزار شد. وبسايت جماران اين نشست را به‌طور كامل پوشش داده و در اينجا بخش‌هايي از اظهارات علي سرزعيم پژوهشگر توسعه را مي‌خوانيد.

    چرا ايران توسعه نيافته است؟

    تخصيص غيربهينه، معماي توسعه‌نيافتگي ايران است. منابع را بايد به گونه‌اي متفاوت تخصيص دهيم، اما متاسفانه هر اقدام درستي مي‌خواهد انجام شود، انبوهي از فضاسازي‌هاي رسمي و غيررسمي در كشور شكل مي‌گيرد. در اين شرايط، جو اجتماعي به سمتي مي‌رود كه حاكميت از انجام هر تغييري عليل شود. فضاي رسانه‌اي و همه، عليه تغيير بسيج مي‌شوند و بعد نيرو‌هاي امنيتي مي‌گويند دست به چيزي نزنيد، نارضايتي و اعتراض ايجاد مي‌شود! و آنها هم مانع اصلاح و بازتخصيص مي‌شوند.

    توسعه چيزي بيشتر از درآمد بالا است، اما يك جامعه فقير، قطعا نمي‌تواند توسعه‌يافته باشد و حداقل بايد درآمد بالايي داشته باشد. در كشور‌هاي توسعه‌يافته، افراد بيشتر، مولدتر و اثربخش‌تر كار مي‌كنند و مجموعه فعاليت‌هاي افراد در جامعه، يكديگر را خنثي نمي‌كنند، بلكه گويا ‌برداري هستند كه يكديگر را تقويت مي‌كنند و هم‌جهت مي‌شوند.

    كشورهاي عربي استثنا هستند

    در تجربه جوامع دو تعادل مي‌شود در نظر گرفت، جوامعي كه سخت كار مي‌كنند و رفاه خوبي هم دارند، مانند امريكا و آلمان و جوامعي مانند آلباني كه چندان به خود زحمت نمي‌دهند و در عين حال رفاهي هم ندارند. كشور‌هاي عربي، در اين ميان استثنا هستند كه پول نفت زيادي دارند، كار نمي‌كنند، اما در عين حال رفاه زيادي دارند، اين استثنا را نمي‌شود قاعده دانست؛ بنابراين كشور‌ها يا با كار زيادِ مولدِ اثربخش به رفاه مي‌رسند يا در فقر و بدبختي غوطه‌ور هستند. سيستم اقتصادي كه در دهه ۴۰ ايجاد شده بود، ما را به سمت اجراي سيستم اول مي‌برد، همانطور كه در تجربه نسل قبل، زندگي همراه با نظم و تلاش را شاهد هستيم. جامعه در حال حركت به سمت ايجاد تعادل نوع اول، يعني سختكوشي و رفاه بود. دهه ۵۰، پول نفت اين تعادل را برهم زد. يك باره پول شديد وارد شد و اقتصاد ما را دگرگون كرد و بلافاصله با وقوع انقلاب، كل آن جريان به هم خورد.

    بعد از انقلاب به سمت الگوي كشور‌هاي توسعه نيافته حركت كرديم

    بعد از انقلاب ما به سمت الگوي كشور‌هاي توسعه‌نيافته حركت كرديم. حكومت به تدريج شروع به امتياز‌هاي اقتصادي دادن، كار كمتر طلبيدن، ايجاد اثربخشي پايين‌تر و غيرمولد بودن كرد. اما در كوتاه‌مدت، به دليل پول نفت، رفاه تا حدي پايين نمي‌آمد. پول نفت تا جايي، سعي مي‌كرد كاهش رفاه ناشي از كار كم را جبران كند، اما از جايي به بعد، شرايط تغيير كرد. اكنون ما به سمت تعادل منفي سوق پيدا مي‌كنيم، جامعه‌اي كه كم كار مي‌كند، مولد نيست و كار‌ها اثربخشي ندارند و بسياري از آنها، يكديگر را خنثي مي‌كنند.

    الگوي ما بايد ژاپن باشد و نه قطر و امارات

    نيرو‌هاي سياسي، خصوصا اپوزيسيون‌هاي برانداز، اين الگو را بسيار ترويج مي‌كنند كه الگوي ما بايد كشور‌هاي عربي باشند، پول نفت و گاز داريم و رفاه ما بايد مانند قطر و امارات باشد. در صورتي كه اين شعاري غلط است. ما نبايد چنين وعده‌اي به جامعه بدهيم، بلكه بايد بگوييم ما بايد به سمت ژاپن شدن حركت كنيم، كشوري كه تلاش كرده و هنوز هم تلاش مي‌كند. سن بازنشستگي‌شان را به ۷۵ سال برده‌اند. آنها با سختكوشي توانستند به ميوه توسعه برسند، نه اينكه جامعه را تحريك كنيم، وعده دهيم كه مي‌خواهيم قطر شويم! هيچ كاري نكنيم، نفت بفروشيم و به توسعه برسيم! حتي برخي در يادداشت‌هاي‌شان مي‌نويسند كه اگر رابطه ما با امريكا اصلاح شود، همه مشكلات حل خواهند شد و به رفاه مي‌رسيم! اين تصور از اساس غلط است.

    پيام‌هاي غلطي به جامعه مي‌دهيم

    توسعه يعني سختكوشي. در كشور‌هاي اروپايي، دانشجويان به مراتب از دانشجويان در ايران بيشتر درس مي‌خوانند. در همه سطوح، كارمندان و كارگران، به مراتب سختكوش‌تر هستند. سيستم به‌شدت رقابتي است. بيكاري پنهان در ادارات ما را ببينيد! در حالي كه در كشور‌هايي مانند هلند و آلمان شدت و جديت كار بسيار بيشتر است. اما ما پيام‌هاي غلطي به جامعه مي‌دهيم.

    در ايران، استاد بي‌سواد باشد، اما سياسي نباشد، اخراج نمي‌شود!

    در ايران، استاد بي‌سواد باشد، اما با سياست كاري نداشته باشد، غيرممكن است اخراج شود! دانشجويي كه به سياست كاري نداشته باشد، درس نخواند هيچ مساله‌اي برايش پيش نمي‌آيد. در حالي كه در كشور‌هاي توسعه‌يافته، كسي كه تلاش نمي‌كند، حتما تنبيه مي‌شود.

    اكثريتي در ميانه طيف هستند كه تعيين مي‌كنند جامعه به كدام سمت و سو حركت مي‌كند. كل جامعه باهم به اين جمع‌بندي مي‌رسند كه سختكوش باشند يا اينكه بگويند مملكت روي هوا است، كار را رها كنيم، در اين شرايط جامعه مي‌تواند با هر دو سو هماهنگ شود، نقش حاكميت در سوق دادن جوامع به سوي اين تعادل‌ها مهم است. حاكميت، با رفتار، انتخاب و تصميمات خود سيگنال‌هايي مي‌دهد كه كمك مي‌كند جامعه به سمت يكي از اين دو تعادل سوق يابد و حول آن هماهنگ و متشكل شود.به رغم درآمد ارزي خيلي بالا كه حدود هزار و ۵۰۰ ميليارد دلار بوده، چنين رشد پاييني ايجاد شده است، براي تحليل علت اين رشد پايين، انواع توجيه‌ها مطرح مي‌شود؛ برخي فساد، خروج سرمايه، هزينه منطقه‌اي، تبليغ دين و … براي اين مساله مطرح مي‌شود. اما اين مسائل كوچك‌تر از آن هستند كه بتوانند حجم مشكل را نشان دهند. نمي‌شود كل مشكل را به اين هزينه‌ها فروكاست. اين تحليل‌ها، توجيهات ساده، روايت‌پذير، قابل گفت‌وگو با توده مردم و ممكن‌كننده بسيج سياسي هستند، اما اين توجيهات نمي‌توانند مساله اصلي را توضيح دهند.

    به اندازه دور كره زمين در ايران لوله‌كشي گاز انجام داديم

    اگر حاكميت براي جهت‌دهي به سرمايه‌ها، سيگنال‌هاي غلط بدهد، مردم نيز رفتارشان را براساس سيگنال‌هاي غلط شكل مي‌دهند و به سمت رفتار‌هاي نابهينه مي‌روند. براي نمونه، ما انرژي گاز را با هزينه و زحمت استخراج كرديم و به اندازه دور كره زمين ما در ايران لوله‌كشي گاز انجام داديم. به روستا‌هاي دورافتاده و كوچك گازكشي كرديم. اوايل انقلاب، چون هنوز سيستم گذشته روي كار بود، فرهنگ اينكه در زمستان لباس گرم بپوشيم و شوفاژ روشن نكنيم، چون گران است، وجود داشت، اما ما اين فرهنگ را به‌طور كلي نابود كرديم و چنان مصرف گاز بالا رفته كه كمبود گاز پيدا كرديم. هر سياست خارجي خوبي هم اگر داشته باشيم، امكان صادرات گاز نيست، چون تماما صرف نياز داخل شده است. رشد مصرف گاز فزاينده است. سيگنال غلط مي‌دهيم كه گاز ارزان و فراگير است، در حالي كه اگر براساس ارزيابي‌ها، در آن مناطق پنل خورشيدي نصب مي‌شد، به صرفه‌تر بود. تك‌سرنشين بودن در دهه ۶۰ نماد رفاه و برخورداري بود، چرا كه بنزين مانند امروز ارزان نبود. با بنزين ارزان، تك‌سرنشيني در خودرو‌ها را افزايش داديم و در پي آن، گرفتاري‌هاي بعدي ايجاد شد. سال‌هاي سال، ارز مسافرتي و سوبسيد براي سوخت هواپيما داديم و به جاي گردشگري داخلي، بيشتر به گردشگري خارجي رونق داديم. حتي در سال تحريم، سال ۹۷، بيش از ۸ ميليارد دلار سفر خارجي داشتيم كه به معناي خروج ارز از كشور است. اين سياست‌ها، با وضعيت اقتصاد ما سازگار نيست. شهريه دانشگاه آزاد را سركوب كردند يا دانشگاه‌هاي ديگر رايگان هستند و افراد به جاي مهارت‌آموزي، به دانشگاه مي‌روند، در اين شرايط، ما با پديده انبوه تحصيلكردگان بيش از نياز اقتصاد در اين سطح توسعه مواجه هستيم. كارگاه‌هاي ما اين ميزان تخصص لازم ندارند. ما به جوشكار، نياز بيشتري داريم تا مهندس مكانيك. ما افراد را در سرمايه‌گذاري عمرشان به اين سمت سوق داديم.

    همه دنبال وام هستند

    نرخ بهره در كشور ما آنچنان سركوب شده كه همه به دنبال پارتي هستند كه وام بگيرند، در حالي كه وام‌دهي در كشور‌هاي ديگر به سادگي نيست، پولي كه بايد در جاي درست تبديل به سرمايه در گردش شود، جاي ديگري به سوداگري هزينه مي‌شود. همه اينها نشان مي‌دهد رفتار‌هاي خرد جامعه به دليل سيگنال‌هاي پيوسته غلط كلان، نابهينه شده است. چرا چنين سيگنال‌هاي غلطي در سطوح كلان كشور داده مي‌شود؟ گاز ارزان، بنزين ارزان، برق ارزان، نرخ وام ارزان، توجيه‌هاي پوپوليستي دارند؛ در كوتاه‌مدت جامعه را خوشحال مي‌كند، اما در بلندمدت كشور را زمينگير مي‌كند. اكنون، جامعه، فرهنگ‌ها، مكان‌يابي شركت‌ها حول اين مفاهيم شكل گرفته‌اند. اما اگر بخواهيم اقتصادمان را درست كنيم، بايد بازتخصيص دهيم. منابع را بايد به گونه‌اي متفاوت تخصيص دهيم. براي نمونه، ما بنزين ارزان مي‌دهيم، افراد به جاي قطار با ماشين شخصي سفر مي‌روند. كنارش تصادفات و كشته‌ها هم داريم. در حالي كه تعادل خوب اين است كه به جاي سوبسيد روي بنزين، خطوط راه آهن را گسترش دهيم و قطار سريع السير مي‌گذاشتيم. در اين صورت، خدمات و فروشگاه‌هاي بين راهي، حول ايستگاه راه آهن شكل مي‌گرفتند.

    روحاني مي‌خواست اصلاحات انجام دهد

    آقاي روحاني مي‌خواست اصلاحاتي انجام دهد، اما قواي ديگر مخالفت مي‌كردند و با حاكميت آشفته‌اي مواجه بوديم كه عليه هم مي‌زدند، روشن است كه در اين شرايط، بازتخصيص نمي‌تواند اتفاق بيفتد و شرايط همان ادامه وضع موجود و حركت به سمت انحطاط است. قبل از تزريق پول نفت، ايران در حال رشد بود و به سمت توسعه رفته بود، بعد از انقلاب هم در دوره سازندگي و بخشي از دوره آقاي خاتمي، ويرانه جنگ شروع به ساخته شدن كرد. همين مردم با همين فرهنگ اين كار را كردند. اينكه برخي مي‌گويند ما مقهور فرهنگ هستيم، درست نيست. بسياري از كشورها، با تصميمات درست، تغييرات جدي ايجاد كردند؛ بنابراين بازتوزيع، مساله مهم است، اما اساسا انقلاب ايران در واكنش به استبداد و اعتراض به جنبه‌هاي غيرمذهبي بود. مساله اصلي ما در هيچ دوره‌اي بازتوزيع و نابرابري نبوده و اكنون نيز گره اصلي ما رشد است. در دهه ۷۰ كه اقتصاد ما كم و بيش رشد كرد، نابرابري كم و رفاه دهك‌هاي پايين بهتر شد. با اينكه نقد‌هايي مطرح است و مي‌گويند مي‌شد بهتر باشد.

    پنج سناريوي محتمل پيش روي ايران

    در تشريح سناريو‌هاي پيش روي ايران با وجود اين حجم از مشكلات مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: يك سناريو كه حدود ۵۰ درصد محتمل به نظر مي‌رسد، ادامه وضع موجود است؛ حكومت نمي‌تواند بازتخصيص يا اصلاح وضع اقتصادي انجام دهد و وضع موجود ادامه پيدا مي‌كند، در اين سناريو، جاماندگي ما نسبت به كشور‌هاي همسايه و ديگر كشور‌ها ادامه پيدا مي‌كند و رتبه و رشد اقتصادي پايين‌تر مي‌آيد، فقيرتر مي‌شويم و جامعه هم انحطاط تدريجي دارد. مهاجرت‌ها، نارضايتي‌ها و سركوب‌ها بيشتر مي‌شود و نقطه اتكاي حكومت مرتبا تحليل مي‌رود. سناريوي انقلاب ديگر سناريوي محتمل با ضريب ۵ درصد است. اين انقلاب، استعداد تبديل شدن به جنگ داخلي و جدايي طلبي و ايجاد يك دهه مسائل سياسي حاد، در قالب خونريزي‌ها و زد و خورد‌هاي شديد را دارد، در اين شرايط ناامن، دست‌كم براي يك دهه اقتصاد كنار زده و رشد اقتصادي منفي خواهد شد.

    ايجاد دموكراسي خوب همراه با پذيرش شايسته‌سالاري از سوي حكومت از ديگر سناريو‌ها با ضريب ۵ درصد است. در اين شرايط دوست‌داشتني، چون نهاد‌هاي اجتماعي ما بسيار ضعيف هستند، مطالبات بازتوزيعي بالا مي‌گيرد و فشار‌ها آنچنان شديد مي‌شود كه گروه‌ها و اصناف مختلف، خواهان دريافت حقوق‌شان خواهند بود. در اين شرايط بي‌ثباتي سياسي رقم خواهد خورد و دولت‌هاي كوتاه‌مدت را مانند سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ خواهيم داشت؛ مقطعي كه ايران، آزادي را تجربه كرد. ناراضيان روزنامه داشتند و آنچنان مجلس قوي بود كه دولت‌ها در مقابل آن، ضعيف شده بودند و زودهنگام كنار مي‌رفتند. باطن اين حالت، مانع از ايجاد اصلاحات اقتصادي مي‌شود؛ بنابراين دموكراسي حداكثري هم ما را به اصلاحات اقتصادي نمي‌رساند؛ هر چند كه بهبود فضاي روابط سياست خارجي، ممكن است به بهبود اقتصادي كمك كند؛ مانند تجربه چك‌اسلواكي كه براي پيوستن به اتحاديه اروپا، انگيزه ايجاد اصلاحات را به دست آوردند. هر چند كه ما چنين انگيزه جذابي نداريم.

    ايجاد دموكراسي حداقلي و تدريجي ديگر سناريوي ممكن با ضريب ۳۰ درصد است. ما اكنون دموكراسي حداقلي نداريم، اما قبل از آن، بايد حاكميت قانون تثبيت شود. اين مقدم بر دموكراسي است. حاكميت بايد شروع كند، گام به گام، امتياز‌هاي سياسي و اجتماعي كه از جامعه گرفته است را پس بدهد و گام به گام امتياز‌هاي اقتصادي كه داده است را پس بگيرد. اينگونه دست‌كم، حمايت طبقه متوسط، پشت اصلاحات اقتصادي قرار مي‌گيرد؛ چرا كه طبقه متوسط ما بسيار دلبسته آزادي‌هاي فرهنگي و اجتماعي است. اين امر، براي حكومت پشتيباني اجتماعي ايجاد مي‌كند.

    حكومت نظامي ديگر سناريوي ممكن با ضريب ۱۰ درصد است. بعضي حكومت‌ها به اين نتيجه رسيده‌اند كه براي ايجاد اصلاحات اقتصادي، حريف جامعه نمي‌شوند، يك نظامي ‌كودتا مي‌كند و به زور يكسري اصلاحات را پيش مي‌برد. تجربه شيلي را مي‌توان در اين چارچوب ارزيابي كرد. ابتدا همه ناراضي هستند، اما بعد از گذشت چند سال، ميوه اصلاحات مي‌رسد و كم‌كم، نامشروعيت حكومت كم مي‌شود. اگر آشفتگي‌هايي ايجاد شود كه ما نتوانيم از درون آن اصلاحات اقتصادي را بيرون بكشيم، اين گزينه چندان دور از ذهني نيست. مانند دوره‌اي كه آنچنان هرج و مرج در ايران بالا گرفت كه ابتداي آن مدرس هم از آمدن رضا شاه حمايت كرد.