برچسب: توسعه اقتصادی

  • ایران در اسارت بانکهای خصوصی قرار گرفته / می گویند به توسعه بی اعتنا باشیم، دنبال ظهور امام زمان(عج) برویم!

    ایران در اسارت بانکهای خصوصی قرار گرفته / می گویند به توسعه بی اعتنا باشیم، دنبال ظهور امام زمان(عج) برویم!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، اقتصادددان، با تاکید بر اینکه غفلت از توسعه ما را از همه بیشتر در حیطه دین آسیب پذیر خواهد کرد، گفت: زمانی به حکومتگران گرامی گفتم اگر شما بخواهید عالمانه با داعش مبارزه کنید، بنیان های اندیشه ای شبه داعشی در جامعه ما اصلا ضعیف تر از جوامع اسلامی دیگر نیست، اگر نگوییم گواه هایی وجود دارد که بسیار هم قوی تر است. با اندیشه های شهید بهشتی می توان مواجهه فکری با اندیشه های شبه داعشی، شبه القاعده ای و شبه طالبانی پیدا کرد. اما ترجیح این است که معرفی اسلام توسط برخی مداحان کم سواد و کم اطلاع صورت گیرد و آنها معرفی کننده اسلام باشند و نه امثال شهید بهشتی.

    دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که در نشست اعضای مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، با عنوان «توسعه به مثابه یک مساله مستحدثه» سخن می گفت با بیان اینکه به گواه فیلسوفان علم و تاریخ شناسان علم، در هنگامه بحرانها، راه اصولی برون رفت از بحران، بازگشت به مسائل بنیادی است، اظهارداشت: از دریچه اقتصاد سیاسی، بسیاری از متفکران، جامعه ما را جامعه ای اکنون زده توصیف کردند. جامعه ای که از گذشته خود می برد و نسبت خود را با آینده هم نمی تواند مشخص کند. این یکی از اقتضائات اقتصادهای سیاسی رانتی است که در آن به صورت نظام وار، ملاحظات کوتاه مدت به مصالح دور مدت سیطره پیدا می کند و هر از چند گاهی چشم باز می کنیم و می بینیم چه پس افتادگی ها و روندهایی قهقرایی پرخسارت و غیرمتعارف گریبان ما را گرفته است.

    وی افزود: شاید بشود ادعا کرد که در میان آن مباحث، یکی از بنیادی ترین آنها، مشخص کردن نسبت میان جامعه مدعی دینداری با مسائل سطح توسعه است. شاید نزدیک به نیم قرن پیش، زنده یاد مرتضی مطهری، این ایده بسیار درست را مطرح کرد که فقهای ما تا زمانی که درکی بایسته از مساله سرمایه داری به مثابه یک امر مستحدثه پیدا نکنند، قادر به فهم اقتضائات زمانه بر اساس اصول اسلامی هم نخواهند بود.

    بعد از پنجاه سال، هنوز به سطح آن زمان مطهری هم نرسیده ایم / از جنبه اندیشه ای روندهای قهقرایی جدی را طی کردیم / باید فهمی متناسب با اقتضائات زمانه پیدا کنیم

    این اقتصاددان ادامه داد: جای دریغ و تاسف است که این اکنون زدگی باعث شده ما اکنون بعد از پنجاه سال، هنوز حتی به سطح آن زمان مطهری هم نرسیده ایم و از جنبه اندیشه ای حتی روندهای قهقرایی جدی را طی کردیم و به طریق اولی، این قهقرا از جنبه عملکردی به مراتب واضح تر قابل مشاهده است. در رویکرد تاریخی به مساله توسعه، اسلام شناسان بزرگ قرن بیستم، خود را درگیر لفظ نکردند و از موضع خودی به این مساله نگاه کردند و از مفهومی با عنوان انحطاط جامعه اسلامی بهره بردند و پرسش آنها این بوده که این تناقض را چگونه برطرف کنیم که در عملکرد، واقعیتهای زندگی مدعیان دین خاتم در عمل تناسبی با آن خاتمیت ندارد و در آنجا، یکی از حیاتی ترین موضوعاتی که مورد تاکید قرار دادند این است که ما باید فهمی متناسب با اقتضائات زمانه پیدا کنیم و تا زمانی که این فهم مقتضی زمانه در دستور کار نباشد، امکان برون رفت از آن دورهای باطل انحطاط فراهم نخواهد شد.

    توسعه، دلبخواهی، سلیقه ای و باری به هر جهت نیست

    مومنی با بیان اینکه این اقتضائات زمانه، در کلی ترین حالت «توسعه» نام داده می شود، خاطرنشان کرد: تا زمانی که ما نفهمیم که مساله توسعه، دلبخواهی، سلیقه ای و باری به هر جهت نیست، بلکه الزامی قطعی است و در غیات آن ابعاد، گستره و عمق انحطاط می تواند به اندازه آن گسترش پیدا کند تا حدی که ما را از چهنه گیتی حذف کند. اما این پرسش بنیادی باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد که چگونه است که ما نسبت به چنین مساله ای، تا این میزان برخورد سهل انگارانه داشته و داریم!؟

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه باید توجه داشت که خود را در اسارت لفظ قرار ندهیم ، گفت: مدتی پیش فردی از اهل علم به من گفت ما به لفظ توسعه، آلرژی داریم و به جای آن از واژه پیشرفت استفاده می کنیم. من در آنجا عرض کردم توسعه، یک دیسیپلین و رشته علمی است، مگر آدم عاقل به رشته علمی آلرژی پیدا می کند!؟ اگر بخواهم با شما همدلانه صحبت کنم، می توانم بگویم در درون این دیسیپلین، رویکردهای نظری خاصی وجود داشته که در آن رویکردهای نظری، دیدگاه های خاصی درباره فرهنگ و نظام باورهای کشورهای درحال توسعه ارائه شده، شما به آن رویکرد خاص نظر دارید. ایشان گفتند دقیقا همین است. گفتم پس مشکلت را بگو و بگو حرفهای تحقیر آمیزی درباره جوامع در حال توسعه زده است. اما باید بدانید در همان رویکرد هم بیش از 50 سال است که آن دیدگاه اولیه در معرض نقدهای رادیکال قرار گرفته و اکنون هم در آن رویکرد هم کسی آن حرفها را درباره نسبت میان فرهنگ جوامع با توسعه نمی زند. اما متاسفانه همچنان کم و بیش آن آلرژی ها وجود دارد.

    وی با بیان اینکه باید همفکری کنیم و بابی برای گفت وگوهای اعتلابخش ایجاد کنیم، گفت: متاسفانه درباره اصل اینکه پدیده و نیروهای محرکه «بهار عربی» چه بود، چه مسیری را طی کرد و به کجا رسید هیچ بحثی در ایران صورت نگرفت. در مطالعاتی که صورت گرفته یکی از عناصر مشترکی که در همه آن کشورهایی که در معرض آن تلاطم قرار گرفتند وجود داشت، این بود که بار اصلی پیشبرد آن ماجرا بر عهده گروه سنی خاص 15 تا 24 سال بوده است که در ادبیات توسعه با عنوان NEET شناخته شدند، یعنی گروهی که نه در جریان آموزش هستند، نه مهارتی می آموزند و نه اشتغال دارند. چون به هیچ یک از این سه کانال وصل نیستند، نظامهای حاکم، ردی از آنها نداشت و این گروه یک باره در معرض ترتیبات شبکه ای ناشی از انقلاب دیجیتالی همدیگر را پیدا کردند و توانستند آن جریان را پیش ببرند.

    از حیاتی ترین مسائل ریز و درشت ما با بی اعتنایی عبور می شود

    مومنی با بیان اینکه پنج سال طول کشید تا بخشهایی از ساختار رسمی اداره کشور را در سطح کارشناسی متقاعد کنیم که این پدیده را در ایران هم بررسی کنند، ادامه داد: اوضاع این گروه، در ایران به مراتب جدی تر و حادتر از آن کشورهایی است که در معرض آن ماجراها قرار گرفتند. اما متاسفانه، وقتی بنا بر فهم، گفت وگو و ژرف اندیشی نباشد، از حیاتی ترین مسائل ریز و درشت ما با بی اعتنایی عبور می شود و ما دائما در معرض غافلگیر شدن قرار داریم.

    هر لحظه که از فهم بایسته اقتضائات زمانه غفلت می کنیم، سیلی های بزرگ می خوریم

    مومنی به سرعت چشمگیر و بالای ثبت اختراعات و کوتاه شدن زمانی که نیاز داریم خود را با پدیده های جدید تطبیق دهیم اشاره کرد و با تاکید بر ضرورت درک ابعاد مفهومی مقوله «تاخر فرهنگی»، گفت: هر لحظه که از فهم بایسته اقتضائات زمانه غفلت می کنیم، سیلی های بزرگ می خوریم، هزینه های سنگین می پردازیم و خسارتهای بعضا جبران ناپذیر متحمل می شویم. باید شتاب تاریخ را بسیار جدی بگیریم و در این زمینه نیازمند کارهای بسیار جدی هستیم.

    رشد گسسته و غیرپایدار را یکی از بزرگترین گرفتاریهای تاریخی ایران

    این اقتصاددان مساله رشد گسسته و غیرپایدار را یکی از بزرگترین گرفتاریهای تاریخی ایران عنوان کرد و ادامه داد: ما در فراز و فرودهایی که داریم، به دستاوردهای نسبی قابل اعتنا در بزنگاه های تاریخی دست پیدا کردیم، اما نمی توانیم آن را حفظ و پایدار کنیم. بعد که حرارت پایین می آید، به قهقرایی می افتیم که پایین تر از آن چیزی است که قبلا بودیم.

    تمام دعوا را به مسائل حاشیه ای برده ایم

    مومنی برخی از دستاوردهای ایران در سه جنبش بزرگی که در قرن بیستم تجربه کرده را خارق العاده و معجزه آسا دانست و گفت: این تجربیات گسسته و ناپایدارند. ما به جای اینکه اصل موضوع پیوسته سازی و پایداری را در معرض بررسی قرار دهیم، تمام دعوا را به مسائل حاشیه ای مشروطه یا مشروعه متنزل می کنیم و هنوز درگیر دعوای مصدق و کاشانی هستیم در حالی که ما در دوره مصدق به کارنامه هایی دست پیدا کردیم که تا امروز تکرار نشده است.

    باید فهم جدیدی پیدا کنیم

    این استاد اقتصاد به دستاوردهایی که ایران با وجود همه فشارها، در دوره دکتر مصدق به آنها دست یافت اشاره کرد و با بیان اینکه در طی 30 هزار سال تاریخ مکتوب بشری اندازه بنیه تولید سرانه بشر 3 برابر شده اما در 200 ساله از ربع پایانی قرن هجدهم تا ربع پایانی قرن بیستم، در اثر این دگرگونی تولید سرانه 1720 برابر شده، اظهارداشت: با فهم های غیرمقتضی زمانه ، این پدیده جدید قابل درک نیست. ما باید فهم جدیدی پیدا کنیم.

    با اندیشه های متصلب، نمی شود تغییر فراگیر اعتلابخش را سامان داد / تصلب اندیشه ای در ساحت دین، شکنندگی آور است

    وی با اشاره به بخشهایی از کتاب «فهم فرایند تحول اقتصادی» که در آن تاکید شده توسعه مطالبه یک تغییر اعتلابخش است و خیلی از جوامع نتوانسته اند بفهمند با اندیشه های متصلب، نمی شود تغییر فراگیر اعتلابخش را سامان داد، گفت: در این چارچوب مطالعه هایی وجود دارد که می گوید تصلب اندیشه ای در ساحت دین، شکنندگی آوری و ایجاد پس افتادگی اش، به مراتب از تصلب در اندیشه علمی سنگین تر است.

    بنیان های اندیشه ای شبه داعشی در جامعه ما قوی است / ترجیح این است که معرفی اسلام توسط برخی مداحان کم سواد صورت گیرد

    این اقتصاددان ادامه داد: زمانی به حکومتگران گرامی گفتم اگر شما بخواهید عالمانه با داعش مبارزه کنید، بنیان های اندیشه ای شبه داعشی در جامعه ما اصلا ضعیف تر از جوامع اسلامی دیگر نیست، اگر نگوییم گواه هایی وجود دارد که بسیار هم قوی تر است. با اندیشه های شهید بهشتی می توان مواجهه فکری با اندیشه های شبه داعشی، شبه القاعده ای و شبه طالبانی پیدا کرد. اما ترجیح این است که معرفی اسلام توسط برخی مداحان کم سواد و کم اطلاع صورت گیرد و آنها معرفی کننده اسلام باشند و نه امثال شهید بهشتی.

    تصورشان این است که اخلاق منحصرا از موعظه تاثیر می پذیرد

    مومنی با بیان اینکه دستیابی به بنیه تولیدی بی سابقه، به معنای دستیابی همزمان به قدرت، ثروت و منزلت و اطلاعات و صدای متناسب با آن بنیه تولیدی است، تاکید کرد: هر میزان که بحرانهای فکری و فرهنگی در ایران افزایش می یابد، عزیزان بودجه نهادهای موعظه گر را بالا می برند. تصورشان این است که اخلاق منحصرا از موعظه تاثیر می پذیرد. اما متفکران بزرگی که درباره رابطه فرهنگ با توسعه صحبت کرده اند با گواه های تاریخی پرشمار و حیرت انگیز نشان داده اند که عالی ترین جلوه های ظهور یافته اعتلای فرهنگی، مربوط به دورانهایی است که سطوحی از امنیت اقتصادی پدیدار شده. این به معنای نفی رویه های سنتی تقویت مناسبات اخلاقی نیست، بلکه بحث بر سر این است که تکیه گاه را کجا قرار دهیم. در غیاب اعتلای بنیه تولید فناورانه، جامعه با بحران حاد کمیابی نیازهای اساسی روبرو می شود و در آن شرایط، مناسبات مسلط مناسبات ستیز و حذف می شود. ما همدلی را آموزش نمی دهیم و تنها به حذف و ستیز می پردازیم.

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی یادآورشد: در شرایط کنونی ایران، درکی که از فرهنگ ارائه می شود، یک درک منحصرا تمایزبخش است؛ در حالی که در طول تاریخ بشر، فرهنگ همیشه ترکیب خرمندانه تفاوتها و تشابه ها بوده است. تمرکز افراطی بر وجوه تمایز، دلایل تاریخی و نهادی خاصی دارد که مختص قرن بیستم بوده است. اما اکنون که آن اقتضائات پایان یافته، دوباره به این بازگشت شده که فرهنگ ترکیب خردمندانه تفاوتها و تشابه ها است. از جنبه اسلامی هم خداوند در قرآن می فرمایند که من آگاهانه شما را متفاوت آفریدم و فلسفه آن ارتقای شناخت بوده است اما برای این متفاوت ها، خداوند قواعد یکسان گذاشته است. بنابراین از دیدگاه وحی هم زور تشابه ها ، از زور تفاوتها بیشتر است. برای حرکت به سمت توسعه، ما باید هر دو را بشناسیم، اما افراط در تفاوتها و نادیده گرفتن تشابه ها، ما را در دنیا منزوی و هزینه های بسیار سنگینی به ما تحمیل می کند. بنابراین تمرکز افراطی بر تمایزها، به همان اندازه که ضدتوسعه ای است، ضداسلامی هم درنظر گرفته می شود.

    به گفته مومنی ؛ اینکه می بینیم یک باره به صورت بسیار غیرمنطقی و افراطی، دائما بر ستیز و تمایزها تمرکز می شود، همه ماجرا را نباید حمل بر مسائل مربوط به منافع و ویژگیهای خاص اخلاقی کرد، ما باید منطق رفتاری را بشناسیم و راه های علاج منطقی اش را با موازین دینی خودمان ارائه دهیم. ما حقیقتا نیازمند این مساله هستیم.

    اگر باورهای دینی ما توسعه را نفهمد به سرعت برق و باد، دچار تزلزل می شود

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه توسعه میل غیرقابل تصور به فراگیری و استیلا دارد و می خواهد همه عرصه های حیات جمعی را به تسخیر خود درآورد، اظهارداشت: باورهای دینی ما اگر این فهم را نداشته باشد به سرعت برق و باد، دچار تزلزل می شود. اکنون ذیل مفاهیم استعمار دین، کالایی سازی دین، بازاری کردن دین هزاران هزار صفحه مطلب قابل استفاده وجود دارد. اما چون ما نسبت به اصل توسعه غافل هستیم، درباره لوازم و دلالتهای آن هم غافلیم و عواقب و پیامدهای ان هم مانند هر چیز غیرمترقبه دیگری، یک باره گریبان ما را می گیرد و ما را گرفتار خواهد کرد.

    در نحوه مواجهه ما با صنعت خودروسازی چین، هیچ ردی از استقلال ملی مشاهده نمی شود

    به گفته رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد؛ باید این اقتضائات درست فهمیده شود، اگر فهمیده نشود، بدیلش می شود مستعمرگی، دست نشاندگی و وابستگی ذلت آور به دنیای خارج و شما اکنون نشانه های بسیار نگران کننده از الگوی روابط اقتصادی ایران با چین و روسیه می توان دید. همانطور که در نحوه مواجهه ما با صنعت خودروسازی چین، هیچ ردی از استقلال ملی مشاهده نمی شود. ما می توانیم ژست بگیریم و پنهان کاری کنیم، اما واقعیتها کارکرد خود را دارند و خود را به ما تحمیل می کنند. باید باب گفت و گوها در این باره باز شود.

    ایران در اسارت بانکهای خصوصی قرار گرفته / کارکرد بانکهای خصوصی عمق بخشیدن وابستگیهای ذلت آور به دنیای خارج است

    مومنی توضیح داد: بسیاری از امتیازاتی که می دهیم، تحت این عنوان است که می خواهیم سرمایه جذب کنیم، اما در ادبیات موضوع گفته می شود هیچ کشوری قادر نخواهد بود که از سرمایه خارجی، چه انسانی و مادی، در مسیر توسعه اش استفاده کند، مگر اینکه ابتدا صلاحیت و کارآمدی اش را در استفاده از سرمایه های داخلی خود نشان داده باشد. مواجهه با سرمایه خارجی، در شرایط به غایت نابرابر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی باعث کارکردهایی می شود که شما را به اسارت سرمایه خارجی درمی آورد. برای نمونه سرمایه خارجی از یک سازوکاری برخوردار است که به آن سازوکار دفع گفته می شود. وقتی سرمایه خارجی وارد یک ساخت توسعه نیافته می شود، به دلیل آن ضمانتهایی که گرفته و برتریهایی که دارد این قابلیت را دارد که تمام رشته فعالیتهای مشابه بومی را دچار ورشکستگی کند. که به آن سازوکار دفع سرمایه خارجی گفته می شود. سازوکار جذب هم می گوید سرمایه خارجی به اعتبار امتیازها و تضمینها و امنیت و تفوق تکنولوژیکی و سازمانی و انسانی که دارد، این قابلیت را دارد که ظرفیتهای بومی را به صورت مجانی به استخدام خود درآورد. اکنون که ایران در اسارت بانکهای خصوصی قرار گرفته و کارکرد آنها عمق بخشیدن و درونی کردن وابستگیهای ذلت آور به دنیای خارج است، این وضعیت بحرانی تر است.

    این اقتصاددان به بخشهایی از خاطرات ابوالحسن ابتهاج درباره امتیازی که به بانک شاهی به انگلیس داده شد اشاره کرد و با بیان اینکه این امتیاز هیچ کارکرد توسعه گرایی برای ایران نداشت و تسهیل استیلای انگلیس و بعدها روسیه با امتیاز بانک استقراضی بر ایران را به همراه داشت، خاطرنشان کرد: این بنیه تولیدی ، قدرت بی سابقه تنوع بخشی به نیازهای مصرفی و خلق نیازهای مصرفی جدید دارد. اگر تنها بخواهیم تصویری از صورت این مساله ارائه کنیم، به ده ها جلسه نیاز دارد تا بگوییم مواجهه سهل انگارانه با بنیه تولیدی و الگوی مصرف در کشورهای درحال توسعه چه ماجراهایی می تواند برای ما ایجاد کند و به اعتبار این توانایی خارق العاده است که مساله بهره وری به مثابه یک مساله مستحدثه موضوعیت پیدا کرده. آنچه که در ایران با عنوان بهره وری مفهوم سازی می شود و با آن شاخص سازی می کنند، کمدی تراژدی دردناک است.

    می گویند به توسعه بی اعتنا باشیم، دنبال ظهور برویم! / حرفهای عجیب و مشکوکی عنوان می شود

    مومنی با انتقاد از تعابیری که برخی می گویند باید مثنوی معنوی را با انبر برداشت و یا اینکه چرا می خواهند ما را دل مشغول اهداف کوچکی مانند توسعه کنند و ما باید به آنها بی اعتنایی کنیم و دنبال ظهور برویم، افزود: بعد در آن پدیده ظهوری که وصف می کنند نه امکان سنجشی وجود دارد و نه با ایده های درخشان اسلام شناسان بزرگی که توفیق درک محضرشان را داشته ایم تناسبی دیده می شود. بعد همین دیدگاه ها به طرز مشکوکی باد کرده و تبلیغ می شوند و گویی آنها باید به عنوان فهم اصلی دینی جا انداخته شوند. حرفهای عجیب و مشکوکی عنوان می شود. تعبیرشان این است که اگر مشروعیت حکومت را به رای مردم برگردانید، باید از حکومت یزید هم دفاع کنید. اگر یزید در شرایط فعلی، یک مزدور استخدام می کرد، نمی توانست اینگونه از حیثیت او دفاع کند و یزید را انسان دموکرات مردم سالار معرفی می کند. آیا این عبارات تصادفی به اذهان می رسد!؟ در مواجهه با این شوکها اکنون واکنشهایی این گونه در جامعه ما وجود دارد و مظلومیت علی ابن ابی طالب(ع) را در این شرایط ببینید که تنها حکومت دموکراتیک صدر اسلام که متعلق به علی ابن ابی طالب(ع) بود را برای مقاصدی که خدا می داند، به حاشیه می رانند!

    غفلت از توسعه ما را از همه بیشتر در حیطه دین آسیب پذیر خواهد کرد / می خواهند دین را از کادر اصلی خود خارج و موضوع کسب و کار کنند / به فهم بایسته ای از مساله توسعه به مثابه مساله مستحدثه نرسیده ایم

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه غفلت از توسعه ما را از همه بیشتر در حیطه دین آسیب پذیر خواهد کرد، گفت: پدیده استعمار پساسکولاریستی، آنچنان آشفتگی مضمونی و پیوندهای غیرمتعارف دارد که قابل تصور نیست. در کنار آن ما در کشورمان افرادی را داریم که شعارهای بسیار افراطی ضدصهیونیستی و ضدامپریالیستی می دهند اما مجری برنامه های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی هستندافراطی تر از هر جای دیگر دنیا! این پدیده بسیار آشفته ای است. واقعا اگر ذهنیت جامعه ای مشوش باشد، هویتش هم آشوبناک می شود. از دریچه دینی هم برخی از آنها که به اسم مداحی، کلیددار معرفی اسلام می شود، دقیقا در کادری که در دنیا پشتیبانهای خاص دارد و می خواهند دین را از کادر اصلی خود خارج و موضوع کسب و کار کنند وارد عمل می شوند. این تناقضها در ساحت اندیشه و عمل در ایران امروز به صورت بی حدو اندازه وجود دارد و علت آن این است که ما به فهم بایسته ای از مساله توسعه به مثابه یک مساله مستحدثه نرسیده ایم. تاکنون چوبهای بزرگ خورده ایم و اگر این غفلت ادامه پیدا کند، در ادامه چوبهای بسیار بزرگ تری هم خواهیم خورد.

    به اندیشه های سیدحسن مدرس و محمد مصدق برگردیم

    مومنی گفت: شخصا یک امید بزرگ دارم، از نظر من در هر سه جنبش اجتماعی فراگیر قرن بیستمی، هر کس که اقتضائات آن را فهمیده، با یک خشونت سنگین، ترور فیزیکی و شخصیتی روبرو شده و همه را دعوت می کنم که به این فکر کنیم که چرا در جنبش مشروطیت در زمینه قتل ملک المتکلمین و سیدجمال الدین واعظ زودتر از همه جمعبندی می شود و چرا اسمی از آنها وجود ندارد. باید درباره آن فکر کنیم. در قرن بیستم به عالی ترین شکل، دو نفر راهبرد مقتضی زمانه با این شرایط را ارائه کردند و ما باید به صورت انتقادی و اعتلابخش نیاز داریم که به اندیشه های سیدحسن مدرس و محمد مصدق برگردیم. هر دو آنها مفهومی را با عنوان موازنه عدمی در اقتصاد سیاسی بین الملل صورت بندی کردند که بسیار نیاز به روزآمد کردن آن وجود دارد و بیشترین ظرفیت برای روزآمد سازی اندیشه ای و برنامه ای این ایده در اندیشه های آیت الله شهید دکتر بهشتی وجود دارد.

  • مافياها در ايران براي حل مساله تورم بساطي را برپا كردند / در بستر مناسبات رانتي همه به دنبال منافع شخصي هستند

    مافياها در ايران براي حل مساله تورم بساطي را برپا كردند / در بستر مناسبات رانتي همه به دنبال منافع شخصي هستند

    به گزارش اقتصادران، فرشاد مومني، رييس موسسه دين و اقتصاد، در نشست خبري رويداد «جايزه عالي‌نسب» اظهار داشت: شرايط بسيار خاصي را در ايران در حال تجربه هستيم و نگراني‌ها درباره روندهاي واگرايانه و قهقراآميز در همه عرصه‌هاي حيات جمعي ما بيداد مي‌كند، به‌طور همزمان شاهد اين هستيم كه به‌طور غيرمتعارفي به جاي برانگيختن عزم، اداره و انگيزه براي برطرف كردن اين گرفتاري‌ها، متاسفانه آگاهانه و غيرآگاهانه عناصر انگيزه‌كش فعال است.

    از اين رو طبيعتا به اعتبار فلسفه وجودي موسسه مطالعات دين و اقتصاد مبني بر اينكه ايران و توسعه آن بايد در مركز توجه قرار داشته باشد، اين پرسش در موسسه مطرح بود كه ما به سهم خود در اين زمينه چه اقدامي انجام مي‌دهيم.
    وي ادامه داد: تصور ما اين بود كه با مطرح كردن جايزه عالي‌نسب به سهم خودمان و مقدورات به‌طور همزمان چند موضوع را دنبال مي‌كنيم، مساله نخست اين است كه در بستر مناسبات رانتي قرباني بزرگ توسعه است. اگر به اسناد برنامه‌هاي توسعه كشور نگاه كنيم مي‌بينيم كه هر نسبتي را مي‌توان به اين اسناد داد به جز اينكه ارتباطي به ماجراي توسعه كشور داشته باشند.

    مومني گفت: مگر مي‌شود در جامعه‌اي مساله توسعه را حذف كنيم كه اين حذف هم به اعتبار ذي‌نفعان رانتي شكل و شمايل پرتنوعي به خود گرفته و پس از اين حذف، احتمال بهبود وضعيت را داشته باشيم. ماموريت اصلي جايزه عالي‌نسب اين است که دوباره وجود گرامي به نام «ايران» را به همه يادآوري كند. چراكه در بستر مناسبات رانتي همه به دنبال منافع شخصي در حركت هستند و فراموش مي‌كنند كه منافع شخصي پايدار فقط در صورتي شكل مي‌گيرد كه ايراني باقي‌مانده باشد كه حالش خوب باشد و براي اينكه حال ايران خوب شود بايد محور همه تلاش‌ها توسعه باشد.

    اين استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي افزود: بر اين باور هستيم كه براي پيشبرد ماجراي توسعه اول بايد مساله و دغدغه توسعه در حيطه انديشه‌اي سامان پيدا كند، در شرايطي كه با كمال تأسف مراكز انديشه‌اي ما يكي از برترين ايام را از نظر تحمل كردن مداخله‌هاي ناروا و فشارهاي غيرعادي تجربه مي‌كند، به اهل علم و پژوهش در حيطه توسعه با تمركز بر نيازهاي معرفتي اين مساله در ايران يك انگيزه‌اي را از طريق رويداد جايزه عالي‌نسب ايجاد كنيم.
    مومني با بيان اينكه همچنين به دنبال اين بوديم كه به جامعه اين پيام را بدهيم كه ولو اينكه حكومت به خادمان واقعي توسعه ايران بهاي كافي ندهند، اهل علم و دانايي هرگز كساني را كه گام‌هاي بزرگي در زمينه توسعه برداشته باشند فراموش نمي‌كنند، اظهار داشت: با مطرح كردن اين جايزه به نام استاد فقيد ميرمصطفي عالي‌نسب مي‌خواهيم بگوييم كه جامعه ما اگر بخواهد هويت توسعه‌‌اي پيدا كند بايد چهره‌هاي برجسته كه در دوران‌هاي سخت‌تر از شرايط كنوني گام‌هايي بزرگ در ساحت‌هاي نظر و عمل و در مسير توسعه كشور برداشته‌اند را به عنوان الگو معرفي كند. اميدواريم به همين بهانه به همان اندازه كه دغدغه ايران و توسعه ايران مطرح مي‌شود مساله قدرشناسي عالمانه از خادمان توسعه موضوعيت پيدا كند.

    مومني همچنين درباره تامين مالي اين رويداد گفت: طبيعتا در اين مسير اولين كاري كه كرديم اين بود كه براي تامين مالي هزينه‌هاي اين رويداد به كارخانه عالي‌نسب مراجعه كرديم، يكي از افتخارات عالي‌نسب اين است كه جزو معدود بنگاه‌هايي است كه پس از فوت بنيان‌گذار همچنان با بالندگي و رونق در حال فعاليت است، در حال حاضر مديرعامل كارخانه سماورسازي عالي‌نسب برادرزاده استاد فقيد عالي‌نسب است كه وقتي اين مساله را با ايشان درميان گذاشتيم از اين موضوع استقبال فراتر از انتظار داشت.

    مومني تاكيد كرد: يقين داريم آنچه كه ايران امروز گرفتار آن است در تسخير علم است و ما تافته جدا بافته در اين عالم نيستيم و مانند هر كشور ديگري اگر اهل علم انگيزه پيدا كنند قطعا مي‌توانيم از عهده گرفتاري‌ها بربياييم، مباحث ارزشمندي كه از سوي متفكران در رسانه‌ها منتشر مي‌شود درمي‌يابيم كه با معيارهاي علمي مي‌توانيم توضيح دهيم كه چرا به اين روز افتاده‌ايم و هم مي‌توانيم سازوكارهاي برون‌رفت از اين وضعيت را ارايه دهيم. به گمان ما اگر حكومت هم همراه باشد و به مقام علم ارج نهد و اين فشارهاي غيرعادي را به جامعه دانشگاهي و اهل علم را كاهش دهد مي‌توانيم جنبش اميدبخش توسعه خواهي را در ايران زنده كنيم.

    وي ادامه داد: جايزه عالي‌نسب به اعتبار مهم‌ترين مولفه روش شناختي توسعه كه براساس آن توسعه پديده بين رشته‌اي است و اين جايزه مي‌تواند به تمام عرصه‌ها و رشته‌هاي علوم انساني و اجتماعي و حتي ادبيات تعلق بگيرد و اميدواريم به اعتبار كارهايي كه بسيار خوب در دانشكده‌هاي علوم سياسي و اجتماعي و روابط بين‌الملل و روانشناسي و… انجام شده اقدام موثري انجام شود و اين رويداد پيامي به اهل هنر و فرهنگ جامعه مي‌دهد كه همه تلاش‌ها به هدف اصلي يعني اعتلاي ايران برگردانيم كه تحقق اين موضوع هم از لحاظ انديشه‌اي فقط از مسير گرامي داشتن انديشه توسعه امكانپذير خواهد بود.

    رييس موسسه دين و اقتصاد تاكيد كرد: امروز شاهد آن هستيم مافياها در ايران براي حل مساله تورم بساطي را برپا كردند و سراغ هر چيزي مي‌روند به جز آسيب‌شناسي فشارهايي كه به توليد ايران وارد شده است. از همين روي به توليد توجهي نمي‌شود و به جاي آن توجه‌ها به سمت مناسبات رانتي و فاسد است و تمام اين موضوعات نشان مي‌دهد كه از لحاظ انديشه‌اي چقدر به بسيج حداكثر ظرفيت‌هاي دانايي نياز داريم و اميدواريم كه برگزاري رويداد جايزه عالي نسب براي برگزيدن بهترين مطالعات در زمينه توسعه گامي باشد در مسيري كه آدرس‌هاي غلط را كنار بگذاريم و ذهنمان را به هدف كه توسعه است معطوف كنيم و كمكي شود تا دوباره بذر اميد در جامعه پاشيده شود.

    مومني در پاسخ به اين سوال كه در داوري‌ها آيا سوگيري خاصي را دنبال مي‌كنيد گفت: در دوره رياست‌جمهوري احمدي‌نژاد فشارهاي غيرمتعارفي به گروه توسعه و برنامه‌ريزي دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه وارد شد اما كسي فريادرس نبود اما در همان دوره وقتي احمدي‌نژاد با دانشكده اقتصاد دانشگاه شريف تعرضي داشت در موسسه مطالعات دين و اقتصاد چندين تلاش گسترده شخصي و نهادي را در دفاع از حريم علم و دانشگاه انجام داديم كه اين حساب و كتاب‌هايي در روش‌شناسي توسعه دارد و مي‌گوييم اگر كسي وقوف روش شناختي به نقص اطلاعات انسان‌ها داشته باشد، مي‌داند كه وجود رويكرد نظري رقيب مي‌تواند بزرگ‌ترين عامل اعتلابخشي باشد بنابراين چيزي كه براي حيات‌بخشي است، اين بوده كه از همه ديدگاه‌ها استقبال كنيم و داوران متناسب با اين موضوع هستند. موضوع اصلي اين است كه با اين تلاش‌ها يك گره معرفتي جدي را از مسير توسعه باز كنيم بنابراين به هيچ‌وجه گزينش رويكردي نخواهيم داشت.

  • منافع اقلیت مفت‌خوار و زورگو این است که فریبکار باشد! / مملکت را از نظر مالی دچار افلاس و ورشکستگی کرده‌اند

    منافع اقلیت مفت‌خوار و زورگو این است که فریبکار باشد! / مملکت را از نظر مالی دچار افلاس و ورشکستگی کرده‌اند

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با بیان اینکه اگر حکومتی تن به سازماندهی و تحزب مردمش ندهد در اسارت مافیاها و گروه‌ها و باندها قرار خواهد گرفت، تاکید کرد: اگر دستگاه‌های مسئولی را در ایران دیدید که رسالت خود را نابود کردن احزاب و سازمان‌های سیاسی تعریف کنند و آن را موفقیت بدانند، صمیمانه و خاضعانه از دریچه اندیشه توسعه باید به آنها گفت شما قرار بود مراقب نفوذ بیگانگان باشید، این اندیشه نشان می‌دهد شما تحت سلطه و نفوذ امثال چینی‌ها، روس‌ها و انگلیسی‌ها قرار گرفته‌اید. در دوره قاجار همواره می‌شنیدیم که شعار محوری انگلیسی‌ها، تفرقه بینداز و حکومت کن بود. قرار آنها این بود ایرانی‌ها کار جمعی کردن، یاد نگیرند و قدرت کار جمعی نداشته باشند تا همیشه سلطه پذیر باقی بمانند.

    دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی که در نشستی با عنوان “شهید بهشتی و اقتضائات زمانه” که به مناسبت چهل و سومین سالگرد شهادت آیت الله بهشتی در موسسه “مطالعات دین و اقتصاد” سخن می‌گفت، خاطرنشان کرد: یکی از مشخصه‌های بزرگ انسان‌های خداگونه و کسانی که به مقام خلیفه اللهی نائل شدند این است که غیاب آنها بسیار بیشتر از حضورشان حس می‌شود؛ چرا که تا زمانی که انسان از نعمتی برخوردار است و آن را ابدی می‌پندارد حضورش حس نمی شود. کارهایی هم که چنین انسانهایی انجام می‌دهند چندان درک نمی‌شود به این دلیل که این انسان‌ها معمولا کارها را بی‌توقع در سکوت و بی‌مزد و منت انجام می‌دهند، اما به محض اینکه آنها نیستند خلاء وجودی‌شان از تمام زوایا با تمام وجود احساس می‌شود.

    پرکاری و خستگی ناپذیری ویژگی انسانهای خداگونه است

    وی پرکاری و خستگی ناپذیری را یکی دیگر از خصوصیات انسان‌های خداگونه عنوان کرد و ادامه داد: وقتی به کارنامه شهید بهشتی چه در ساحت عمل و چه در ساحت نظر نگاه می‌کنید، با تمام وجود از اینکه چطور یک انسان با همه محدودیت‌هایش می‌توانسته تا این میزان اندیشه و عمل خلق کند شگفت زده می‌شوید.

    اتاق کار شهید بهشتی، نمایی از زندگی یک عالم پرکار و منظم

    این استاد دانشگاه ادامه داد: خاطرم هست وقتی این افتخار نصیبم شد که برای انتشار کتاب “بانکداری، ربا و مسائل مالی اسلام” با خانواده گرامی شهید بهشتی همراهی کنم، فرزند برومند ایشان من را به اتاق بزرگی بردند که نزدیک سه متر ارتفاع داشت. سرتاسر آن با قفسه‌های فلزی طبقه‌بندی شده بود و فیش‌های تحقیقاتی شهید بهشتی را در آنجا نگهداری می‌کردند. حقیقتا نظمی که در آن اتاق وجود داشت یک طرف و عظمت فایل‌های موضوعی و اینکه همه آنها پر از فیش‌های تحقیقاتی بود مرا منقلب کرد. شهید بهشتی همه آن فایل‌ها را با دست خود نوشته بود!

    بهشتی در هر سخنرانی، حاصل یک پژوهش را ارائه می کرد

    مومنی یادآور شد: شهید بهشتی چند هفته پس از پیروزی انقلاب وقتی در کتابخانه‌اش حاضر شده بود، با حسرتی، به پسرش گفته بود من تا قبل از پیروزی انقلاب به ندرت سخنرانی کردم تا سخنرانی کرده باشم، و در هر سخنرانی حاصل یک پژوهش علمی خود را عرضه کردم. این سیره عملی برای روحانیان و دانشگاهیان بسیار اعتلابخش است.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، ضمن بیان خاطرات خود از سال‌های حضور در کنار شهید بهشتی گفت: با نظر لطف ایشان بعد از تشکیل حزب جمهوری اسلامی، مسئولیت واحد دانش آموزی را بر عهده داشتم. در آن ایام دائما دچار بحران کمبود وقت می‌شدم، یک بار از خودم پرسیدم که چگونه آقای شهید بهشتی علی رغم مسئولیت دبیر کلی حزب و مسئولیت‌های بزرگ دیگر به همه کارهایشان می‌رسند، اما من در این رابطه ناتوانم! فقط تعداد جلسات موظفی که ایشان باید در طول هفته در آن شرکت می‌کردند را دیدم، تا جایی که من اطلاع دارم ایشان باید در هفته حدود ۴۰ ساعت در جلسات موظف شرکت می کردند!

    نظم استثنایی، راز برکتی در وقت در زندگی شهید بهشتی

    مومنی ادامه داد: وقتی این مسئله را با دوستان عزیزم خصوصا سه یار بسیار عزیزم که هر سه در ماجرای هفتم تیر شهید شدند، یعنی شهید حسن اجاره‌دار، جواد مالکی و علی اصغر آقا زمانی به عنوان شگفتی مطرح کردم به اتفاق آرا جمع‌بندی ما این بود که این ناشی از نظم استثنایی و منحصر به فرد ایشان است که خداوند تا این درجه در اوقاتش برکت قرار می‌دهد.

    بهشتی ۱۸ تا ۲۰ ساعت در روز کار با کیفیت، همراه با نظم و دانایی می‌کرد

    مومنی گفت: شاهد بودم افرادی با التماس وارد حزب می‌شدند و می‌گفتند کار اضطراری با ایشان دارند، شهید علی درخشان که از دوستان عزیز ما و یار کم نظیر شهید بهشتی که بسیار مهربان بود جدول اوقات برنامه‌های شهید بهشتی را مقابل آنها می‌گذاشت و نشان می داد وقت شهید بهشتی کاملا پر است اما با اصرار آنها از کمترین فرصتی برای انجام این ملاقات استفاده می‌شد و ایشان کوچک‌ترین وقت استراحتی نداشت. شهید بهشتی نزدیک ۱۸ تا ۲۰ ساعت در روز کار با کیفیت همراه با نظم و دانایی می‌کرد.

    چه باید کرد تا چنین انسان‌هایی بیشتر تکرار شوند؟

    وی خاطرنشان کرد: وقتی به این فکر می‌کنم که چه باید کرد تا چنین انسان‌هایی بیشتر تکرار شوند به این نتیجه می رسم که باید بنیان‌های اندیشه‌ای و اسلوب روش شناختی ایشان را به خوبی بشناسیم و بشناسانیم و در این راستا، عمیقا نیازمندیم با منش و روش زیست فردی و جمعی ایشان هم آشنا شویم. حقیقتا جای دریغ و تاسف بزرگی است که در این بیش از ۴۰ سال که از شهادت ایشان می‌گذرد، دقیقا در این زمینه‌ها با کمترین آثار روبرو هستیم.

    همه تجربه های موفق توسعه، راه را برای بهره‌مندی بدون صلاحیت و تلاش بسته‌اند

    به گفته این اقتصاددان؛ حل کردن این پارادوکس بزرگ که چگونه بر روی اصول ثابت استخراج شده از دین پافشاری کنیم و همزمان اقتضائات زمانه را هم رعایت کرده باشیم خدمت بزرگی به ایران معاصر است. چنین پرسشی، عینا در اندیشه توسعه هم موضوعیت دارد. بدون استثنا همه تجربه‌های موفق توسعه از یک سلسله اصول ثابت پیروی کرده‌اند، مثلا همه آنها راه را برای بهره‌مندی بدون صلاحیت و تلاش بسته‌اند.

    ملی کردن بانکهای خصوصی گام اول تجربه های موفق توسعه در قرن بیستم

    وی یادآور شد: در تمام تجربه‌های موفق توسعه در قرن بیستم، گام نخست حرکت ملی کردن و یا متوقف کردن بانک‌های خصوصی است. به اندازه‌ای تامل و دقت درباره آن وجود دارد که می‌توان چند جلسه درباره آن صحبت کرد. حتی در دوره شیلی پسا آلنده که ترکیب منحوس دیکتاتوری نظامی کودتاگر و بازارگرایی افراطی به نمایش گذاشته شده بود، وقتی رژیم پینوشه دید حتی برای کنترل مردم رعب ناشی از نظامی‌گری و زور سرنیزه کار را راه نمی‌اندازد، گام نخست برای برون رفت از بحران را ملی کردن بانک‌های خصوصی دانستند.

    بانکهای خصوصی در ایران سلطه غیرمتعارفی پیدا کرده‌اند

    مومنی تاکید کرد: حتی در انگلستان و فرانسه بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم که بازسازی و توسعه در دستور کار قرار گرفت، اولین اقدام، ملی کردن بانک‌های خصوصی بوده است. با مرور فجایعی که بانکداری خصوصی در ایران از نقطه عطف ۱۳۸۰ تا به امروز پدیدار کرده، روشن است که برای نجات ایران هم یکی از اجتناب ناپذیرترین گام‌های ضروری این مسئله است که دلیل سلطه غیرمتعارفی که بانک‌های خصوصی در ایران پیدا کرده‌اند، شاید بسیاری با من هم نظر باشند، اما به دلیل برخی ملاحظات آن را به زبان جاری نمی‌کنند. با این حال آنچه که راه نجات کشور است و مردم را از این فقر و فلاکت و کشور را از این پس افتادگی و انحطاط نجات می‌دهد، از این مسیر می گذرد و ما چاره‌ای جز این نداریم که آن را بیان کنیم و هزینه‌هایش را هم بپردازیم. برخی از آن طفره می‌روند اما گریزی از آن نداریم.

    فاجعه ای که بعد از ایجاد بانکهای خصوصی در ایران رقم خورد…

    این اقتصاددان با بیان اینکه این مسئله به معنای نادیده گرفتن همه بحران‌ها، کاستی‌ها و نارسایی‌های اقتصاد توسعه نیافته رانتی نیست، یادآورشد: در نامه‌ای که کمیسیون اقتصادی مجلس نوشته بود آورده بود از ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۹ و در مقطعی که پای بانک‌های خصوصی در ایران باز شده در یک دوره ۲۰ ساله رشد تولید ۳۶ درصد و رشد نقدینگی ۱۰۲۵۰ درصد بوده است! جا دارد ساعت‌ها راجع به این مسئله صحبت کنیم که همین ۳۶ درصد هم تا چه میزان نادقیق است؛ چرا که خام فروشی نفت، تولید معیشتی و ضد توسعه‌ای در محاسبات آنها با عنوان «تولید» حساب شده و نام مونتاژکاری که تنها با اهرم دلارهای نفتی می‌تواند بقا داشته باشد، تولید صنعتی گذاشته شده است.

    مملکت را از نظر مالی دچار افلاس و ورشکستگی کرده‌اند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: تنها به روند تحولات بدهی‌های دولت در این مدت نگاه کنید تا ببینید چرا دولت به این روز افتاده که دائما مجبور است از تعهدات حاکمیتی خود در زمینه آموزش، سلامت، بهداشت، تغذیه، مسکن مردم و زیرساخت‌های عمرانی و فیزیکی و هر آنچه که به زندگی با عزت و قابل قبول متصل و در حیطه مسئولیت‌های دولت است طفره می رود. نسبت هزینه‌های حاکمیتی دولت به تولید ناخالص داخلی فقیرترین کشورهای دنیا که درآمد سرانه‌شان بین ۲ تا ۵ هزار دلار است، به طور متوسط ۲۷ درصد است. این رقم در ایران حدود ۱۰ سال است که به حدود ۱۰ درصد فروافتاده، ببینید چه به روز دولت آورده‌اند و در چه ابعادی نهاد حکومت را از نظر مالی دچار افلاس و ورشکستگی کرده‌اند!

    مسئولیت پذیری حکومت در ایران، یک سوم فقیرترین کشورها است

    مومنی تاکید کرد: وقتی حرف‌های غیرمتعارفی که راجع به کارنامه سه سال اخیر زده می‌شود را با محک واقعیت ها می‌سنجیم، می‌بینیم از این ناحیه که حیاتی‌ترین شاخص برای سنجش عملکرد واقعی یک دولت است در لایحه بودجه ۱۴۰۳ این نسبت به زیر ۱۰ درصد فرو افتاده است. میزان مسئولیت پذیری حکومت در زمینه وظایف حاکمیتیش تقریبا به یک سوم میانگین فقیرترین و پس افتاده‌ترین کشورها رسیده است. از این دریچه می‌توانیم حرف‌های پوچ و توخالی که راجع به نرخ رشد اقتصادی اعلام می‌شود را بسنجیم. رشدی که از طریق سرمایه‌گذاری خالص منفی حاصل شده باشد، مشخص است جز به کار ژست گرفتن و تبلیغ کردن به هیچ کار دیگری نمی‌آید به همین دلیل هم است که به هیچ وجه مورد اعتنای کسی قرار نمی‌گیرد.

    در طول 20 سال، رشد عرضه 36 درصد، رشد تقاضا 10250 درصد بوده/ پر کردن این شکاف وحشتناک، به بهای وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج

    این اقتصاددان توضیح داد: قسمت عرضه کل اقتصاد، با همه ملاحظات، در ۲۰ سال ۳۶ درصد رشد کرده. قسمت تقاضای اقتصاد در همان ۲۰ سال، ۱۰۲۵۰ درصد رشد داشته است ببینید برای پر کردن این شکاف وحشتناک چقدر باید به سمت وابستگی‌های ذلت آور به دنیای خارج برویم، چه تحمیل‌هایی را متحمل شویم و دم برنیاوریم! اگر انشاالله شرایط کشور مساعد و بابی باز شود که گزارش‌های شفافی تهیه شود فقط درباره اینکه نفتمان را چگونه به چینی‌ها فروختیم و پول آن را به چه میزان و به چه صورت و در کادر چه قیدهایی پس گرفتیم، دور از ذهن نیست که ننگ های دیگر به ننگ خام فروشی اضافه شود.

    روشن شدن ارتباط بانکهای خصوصی با کانالهای قدرت و ثروت، زوایای شگفت انگیزی از اقتصاد سیاسی ایران را برملا می کند

    وی در عین حال گفت: در مقام دفاع از حریم بخش خصوصی شرافتمند و مولد، باید گفت اطلاق لفظ بانک خصوصی به بانک‌هایی که در ایران با قاعده بانکداری خصوصی مجوز فعالیت پیدا کرده‌اند هم یک ظلم بزرگ و آشکاری است. اگر بابی باز شود که روشن گردد که چه کسانی پشت سر این بانک‌ها هستند و به چه کانال‌های قدرت و ثروتی متصلند زوایای شگفت انگیزی از اقتصاد سیاسی ایران برملا می‌شود. همانطور که اگر تجربه خصوصی‌سازی در ایران را از این زاویه مورد واکاوی قرار دهید، به همین نتیجه می رسید. هر چند که گویی فقط از ایده خصوصی‌سازی تنها برای بی آبرو کردن و لجن مالی بخش خصوصی مولد استفاده شده در حالی که بهره‌مندان اصلی آن، هیچ نسبت قابل ذکری نه با بخش خصوصی دارند، نه با فعالیت‌های مولد.

    ردگیری اندیشه توسعه در آثار شهید بهشتی حیاتی است

     رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ردگیری اندیشه توسعه در آثار شهید بهشتی را یکی از اقدامات بسیار حیاتی عنوان کرد و اظهار داشت: شهید بهشتی از جهت اسلوب روش شناختی، منطق فطرت را برگزید. ایشان حتی شناخت از دیدگاه فطرت را بررسی کردند که بسیار خارق‌العاده است. اجمالا منطق فطرت به معنای توجه به گونه خاصی از خلقت و آفرینش است که بر اساس مصرحات قرآنی به طور خدادادی و ذاتی و تغییرناپذیر است و کل ماجرای زندگی این است که هر کس چقدر توفیق دارد که از آن قوه‌ای که در چهارچوب منطق فطرت در خلقت انسان به کار گرفته، فعلیت بسازد.

    مومنی بیان اینکه از دیدگاه شهید بهشتی اگر بخواهد توسعه‌ای اتفاق بیفتد این امور پنجگانه فطری باید در مرکز توجه قرار گیرد؛ تربیت مبتنی بر آزادی، توجه به عقل و عقلانیت به مثابه ابزار فعلیت یافتن استعدادهای فطری، ترکیب خردمندانه عقل و دل در انسان شناسی اسلامی، به رسمیت شناختن اینکه هر انسان نماد ظرفیت‌هایی برای تحول پذیری و شدن‌های مستمر است، و همچنین ترکیب خردمندانه خودسازی و محیط سازی به عنوان یک ستون بسیار محوری در منطقه فطرت

    مهمترین معنای زندگی این است که مناسبات عادلانه برپا کنیم / ریشه انحطاط و بی عزتی جوامع اسلامی این است که آنها عاملان حق و عدل نیستند

    وی با بیان اینکه در اسلوب روش شناختی شهید بهشتی قرآن محوری نیز دیده می‌شود، تکلیف قرآنی ساختن یک جامعه نمونه اسلامی برای مسلمانان را از دیگر محورها عنوان کرد و گفت: از دیدگاه قرآن، قیامت باید به مثابه تجلیگاه عمل انسان‌ها دیده شود. از نظر ایشان، مهمترین معنای زندگی این است که مناسبات عادلانه برپا کنیم و فلسفه اعتقاد به امام زمان(عج) هم عدالت محوری انسان مسلمان است. از همه تکانده دهنده‌تر اینکه ریشه اصلی انحطاط و نداشتن عزت در میان مسلمانان و جوامع اسلامی این است که آنها عاملان حق و عدل نیستند که به این روز افتاده‌اند.

    جایگاه فهم عالمانه اقتضائات زمان در مسیر مبارزه با جمود و تحجر

     مومنی با بیان اینکه یکی از وجوه عظمت اندیشه‌ای شهید بهشتی این است که می‌توانستند اقتضائات زمانه را خوب بفهمند، ادامه داد شهید بهشتی در مسیر مبارزه با جمود و تحجر برای فهم عالمانه اقتضائات زمان جایگاه استثنایی و منحصر به فرد تعریف کرده بود.

    توسعه با اندیشه جامد محقق نمی شود / در معرض سوء استفاده از نقص اطلاعات و توزیع نامتقارن آن در کشور هستیم / فریب و دادن آدرس‌های غلط، لازمه بقای مناسبات رانتی است

    وی با بیان اینکه «داگلاس نورث» در کتاب «فهم فرایند تحول اقتصادی توسعه» توسعه خواهی را به مثابه مطالبه تغییر اعتلابخش می‌داند که با اندیشه «متصلب» و «جامد»، شدنی نیست، اظهار داشت: شهید بهشتی، وقوف روش شناختی به مسئله نقص اطلاعات انسان‌ها داشت و اکنون در دستگاه نظریه نهادگرایی در این زمینه مفصل بحث می‌شود که می‌گویند، نقص اطلاعات انسان‌ها به توزیع نامتقارن همان اطلاعات ناقص گره می‌خورد که بشر را در قالب‌های فردی و اجتماعی‌اش در برابر فرصت طلبی‌ها و فریبکاری‌ها آسیب‌پذیر می‌کند. هر کس مثل ما، در یک مناسبات رانتی زندگی کرده باشد با اندکی دقت، با تمام وجودش حس می‌کند که چقدر در معرض سوء استفاده از نقص اطلاعات و توزیع نامتقارن آن در کشور هستیم، چرا که لازمه بقاء مناسبات رانتی گیج کردن ذینفعان و فریب دادن آنها و دادن آدرس‌های غلط به آنها است.

    اظهارات برخی کاندیداها در مناظرات، در کادر الگوی فرافکنانه بازارگرایی مبتذل بود

    مومنی ادامه داد: در همین مناظره‌های انتخاباتی ریاست جمهوری آنچه که برخی به زبان آوردند به خوبی نشان می‌داد اگر حمل بر صحت کنیم و این فرض را جدی بگیریم که هیچ کدام از آنها به کانون‌های توزیع رانتی عایدات وصل نیستند، همان حرف‌هایی که درباره برخی تحلیل‌ها مثلا ریشه تورم می‌زدند، تماما در کادر الگوی فرافکنانه بازارگرایی مبتذل در ایران بود. اگر به هر کدام از توصیه‌هایی که مطرح می‌کردند عمل شود، یعنی باید فاتحه جامعه حتی با تورم یک رقمی در ایران را خواند!

    سمبه رانت جویان و شوک درمانگرها در ایران قدرتمند است / در مناظرات به مبتذل‌ترین شیوه‌ها وعده‌های مصرفی داده می‌شد

    این اقتصاددان با بیان اینکه از اینجا متوجه شدم که چقدر سمبه رانت جویان و شوک درمانگرها در ایران قدرتمند است، تاکید کرد: پیش از این هشدار داده بودیم که باید باب دادن وعده‌های مالایطاق، فرصت طلبانه و تحریک کننده مصرف و انگیزه‌های مصرفی به جای انگیزه‌های خلاقیت و تولید را ببندید. اما به مبتذل‌ترین شیوه‌ها وعده‌های مصرفی داده می‌شد و خدا می‌داند اگر درصدی از آنها می‌خواست عملی شود چه فاجعه‌هایی را باید تصور کرد چون از کانال‌های سالم که نمی‌شود کار غلط انجام داد و برای تامین منابع آن باید سراغ شیوه‌هایی بروند که جز فاجعه برای کشور نساخته است.

    این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، گفت: نفس اینکه هنوز از این حرف‌ها می‌زنند نشان دهنده ده‌ها مسئله است که باید آنها را با گفت وگوهای ملی تحلیل کرد و اگر نهادهایی مانند مراکز پژوهشی شورای نگهبان یا مجلس این کار را نکردند، نیازمندیم که رسانه‌ها این کار را بکنند و انشاالله که داغ و درفش نمایش داده از سوی این و آن نیز متوقف شود تا مقداری یادگیری های ما هویت جمعی پیدا کند و بدانیم این سازه‌های ذهنی که مستلزم تخریب‌های گسترده‌تر در نظم اجتماعی و اقتصادی است، چه بر سر ما آورده است و گویی هیچ چیز دیگر به ذهن آنها نمی‌رسد.

    تصویر وضعیت تولید فناورانه در کشور، قلب هر انسان توسعه خواهی را می‌فشارد

    وی با بیان اینکه از همه تکان دهنده‌تر این است که حتی در یک مورد یکی از آنها اشاره‌ای به وضعیت فاجعه آمیز تولید فناورانه در ایران نکرد، ادامه داد: تصویری که از وضعیت تولید فناورانه در کشور وجود دارد قلب هر انسان توسعه خواهی را می‌فشارد و نشان می‌دهد پشت کردن به خلاقیت و تولید، عدالت و آزادی چگونه ما را از حق طلبی و عدالت خواهی دور و به تعبیر شهید بهشتی ما را دچار بی‌عزتی کرده است. شهید بهشتی در کتاب حق و باطل از دیدگاه قرآن که جزء افتخارآمیزترین دستاوردهای معرفتی تمدن اسلامی در قرن بیستم است تاکید دارد بنا به مصرحات قرآن، وقتی اسلام دین جهانی معرفی می‌شود، دلالت‌های معرفتی روش شناختی و اجرایی و عملی آن چیست! هوش از سر انسان می‌برد!

    در مناسبات رانتی، منافع اقلیت مفت‌خوار و زورگو این است که فریبکار باشد

    به گفته مومنی؛ در مناسبات رانتی، منافع اقلیت مفت‌خوار و زورگو این است که فریبکار باشد و اکنون آنها با به کارگیری برخی رسانه‌ها، فریبکاری را به شکل مدرن انجام می‌دهند. وی افزود: شاهد بودیم که وقتی فساد یکی از رانتی معدنی‌ها عریان شد، یکی از ستون‌های آن فساد، تزریق پول به رسانه‌های خاص بود؛ اما چون حواس ما پرت است راجع به این مسائل حیاتی که نیازمند ژرفکاوی است، اساسا حرفی نمی‌شنویم! حتی در تلویزیون، گاه مشاهده می‌شود ظاهرا برنامه‌ای اجرا می‌کند اما پشت سر آن یک تامین کننده مالی وجود دارد که با کمال تاسف عموما به واردات وصل و مشوق مصرف است و نه به مشوق تولید و خلاقیت! اگر ساختار قدرت از جمله شورای نگهبان و دیگر نهادهای نظارتی، اهل یادگیری باشند یکی از عالی‌ترین یادگیری‌ها، از دریچه رمزگشایی از مضمون ضد توسعه‌ای اکثر وعده‌هایی بود که کاندیداها می‌دادند، در این چارچوب نمی توان راهی به حق و عدل متصور بود.

    سهم جمعیتی ایران از کل جمعیت دنیا تقریبا یک درصد / سهم ایران از کل صادرات جهان صرف نظر از کیفیت آن در ۲۰۲۲ رقم 0.23

    این استاد دانشگاه اضافه کرد: اگر فکر می‌کنید که بدون تغییر ریل بنیادی از شوک درمانی و رانت محوری به سمت خلاقیت و تولید، راهی برای نجات ایران قابل تصور است باید بدانید که محال است. با جابجایی افراد ممکن است مقداری در سطوح خسارت‌هایی که به کشور وارد می‌شود تغییر ایجاد شود، اما بیشتر از آن امکان ندارد و باید ساختار قدرت ایران هرچه زودتر بفهمد که وقتی از حق و عدل دور شدیم، دچار چه عدم تناسب‌های ذلت آور و تحمیل کننده وابستگی ذلت آور به دنیای خارج شده‌ایم؛ مثلا در حالی که سهم جمعیتی ایران از کل جمعیت دنیا تقریبا یک درصد است، اما چقدر تلخ است که سهم ایران از کل صادرات جهان صرف نظر از کیفیت آن در ۲۰۲۲ رقم 0.23 درصد، یعنی یک پنجم رقم یک درصد، بوده است.

    سهم ایران از نظر انتشار سالانه دی اکسید کربن دو برابر سهم جمعیتی‌اش است/ از نظر آسیب پذیری در برابر بحران تغییر اقلیم، رتبه ۷ دنیا را داریم

    مومنی با یادآوری اینکه سهم ایران از نظر انتشار سالانه دی اکسید کربن دو برابر سهم جمعیتی‌اش است، گفت: ایران از نظر آسیب پذیری در برابر بحران تغییر اقلیم رتبه ۷ دنیا را دارد.

    اراده مشکوکی با تمام توان تلاش می‌کنند کرکره عقل را پایین بکشد / حاکم کردن جهل و تعصب‌های کور، باب توسعه در ایران را مسدود می‌کند

    این عضو هیات علمی دانشگاه اضافه کرد: شاهد نشانه‌های بسیار نگران کننده‌ای، به ویژه در رسانه‌های فراگیر هستیم که نشان می دهد اراده‌ای مشکوک تلاش می کند اندیشه‌های عالمان بزرگ دینی که ویژگی مشترک همه شان عقل گرایی و عقل محوری بوده است، کنار گذاشته شود و معرفی اسلام به عهده افرادی سپرده می‌شود که نمی‌خواهم اسم صنف آنها را بگویم تا سوء تفاهم نشود، چرا که در آن صنف هم مانند همه اصناف دیگر افراد شایسته‌ای حضور دارد. نمی‌خواهم بگویم همه مداحان فلان گونه هستند، اما گویی با تمام توان تلاش می‌کنند کرکره عقل را پایین بکشد. این اقدام به تعبیر شهید بهشتی خلاف فطرت و فلسفه خلقت انسان است. حاکم کردن جمود و جهل و تعصب‌های کور، باب توسعه در ایران را مسدود می‌کند. این مسئله یکی از زمینه‌های بسیار جالب است.

    این اقتصاددان به کتاب منتشر شده با عنوان «اسلام و اقتضائات زمانه از دیدگاه شهید بهشتی» نوشته «صدیقه قاسمی» اشاره کرد و گفت: جمع میان اصول ثابت اسلام و رعایت اقتضائات زمان، منحصرا از طریق عقل محوری، عدل محوری و آزادی محوری امکان‌پذیر است.

    تلاشها برای کاهش منزلت عقل در ایران، ضد دینی و ضد ملی است

    وی با بیان اینکه در عصر شتاب تاریخ، در دنیایی زندگی می‌کنیم که در هر یک ثانیه، بیش از یک اختراع ثبت می‌شود، اضافه کرد: هر کس با هر انگیزه‌ای تلاش می‌کند منزلت عقل را در ایران کاهش دهد به همان اندازه که ضد دینی عمل می‌کند، ضد ملی هم عمل می‌کند و ما را دچار گرفتاری‌های بسیار بزرگ در اداره جامعه مان و گرفتاری‌های بسیار بزرگتر در حفظ تمامیت ارضی کشورمان می‌کند. اگر از سر جهل، کوته نگری و یا شوخی است، با بد جایی شوخی می‌کنند.

    تغییر ریل باید اتفاق بیفتد / چه کسانی را برای عرضه دین خدا جلو می فرستید!؟

    این استاد دانشگاه گفت: تغییر ریل باید اتفاق بیفتد، یعنی همانطور که در اقتصاد می‌گوییم باید هزینه – فرصت مفت خوارگی را بالا ببرید و مانع فساد شوید و به صورت نظام وار نهادمند و برنامه‌ای به خلاقیت و تولید پاداش دهید و نه به خلاف آن، در ساحت رسانه‌ای نیز باید تغییر ریل اتفاق بیفتد. چقدر کفران نعمت است که ذخایر اندیشه‌ای برای معرفی اسلام مانند بهشتی، مطهری، صدرها، طالقانی و باهنرها را کنار بگذارید و بعد چه کسانی را برای عرضه دین خدا جلو بفرستید! این بدترین مصداق کفران نعمت و بد دفاع کردن از دین است. چه چیزهایی را به دین نسبت می‌دهند با این ظلمی که به دین خدا ائمه و پیامبر ما می‌کنند خدا می‌داند عاقبت خودشان چه خواهد شد!

    اهمیت جایگاه تحزب و سازمان یابی در اندیشه شهید بهشتی / حکومتی که تن به تحزب ندهد در اسارت مافیاها و باندها قرار می گیرد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد به پیوستگی وضعیت اقتصاد و سیاست در یک جامعه اشاره کرد و یادآور شد: شهید بهشتی اقتضائات قدرت در دوران مدرن را هم به طرز بی‌نظیری درک می‌کردند. به همین دلیل هم در اندیشه ایشان جایگاهی برای سازمان یابی و تحزب در نظر گرفته شده است، در حالی که نمی‌توان در تاریخ اسلام یک اسلام شناس پیدا کرد که تا این اندازه بر تحزب و سازماندهی مسلمانان تاکید داشته باشد. در عصر مدرن، قدرت اقناعی اگر بخواهد هویت جمعی پیدا کند باید از درون سازمان‌ها عبور کند و اگر حکومتی تن به سازماندهی و تحزب مردمش ندهد در اسارت مافیاها و گروه‌ها و باندها قرار خواهد گرفت. اگر دستگاه‌های مسئولی را در ایران دیدید که رسالت خود را نابود کردن احزاب و سازمان‌های سیاسی تعریف کنند و آن را موفقیت بدانند، صمیمانه و خاضعانه از دریچه اندیشه توسعه باید به آنها گفت شما قرار بود مراقب نفوذ بیگانگان باشید، این اندیشه نشان می‌دهد شما تحت سلطه و نفوذ امثال چینی‌ها، روس‌ها و انگلیسی‌ها قرار گرفته‌اید. در دوره قاجار همواره می‌شنیدیم که شعار محوری انگلیسی‌ها، تفرقه بینداز و حکومت کن بود. قرار آنها این بود ایرانی‌ها کار جمعی کردن، یاد نگیرند و قدرت کار جمعی نداشته باشند تا همیشه سلطه پذیر باقی بمانند.

    حکمرانی باندی خوب، عین توهم است

     مومنی ضمن تشریح تاکیدات شهید بهشتی نسبت به ضرورت سازماندهی مردم و تن دادن حکومت به حکمرانی حزب محور و تاثیر آن بر بهره‌مندی از شفافیت و برنامه داشتن و مسئولیت پذیری سیستمی، گفت: گزینه رقیب آن این است که کشور را به باندها و مافیاها بسپارید و شهید بهشتی می‌گوید حواستان باشد که ما حکمرانی باندی محفلی خوب نداریم. حکمرانی باندی خوب عین توهم است.

    چرا دست خدا با جماعت است؟

    وی با بیان اینکه استیکلیتز در سال ۱۹۹۹ مطالبی را گفته که شهید بهشتی سال‌ها پیش بر اساس موازین قرآنی و حکمت‌های دینی بیان کرده است، گفت: شهید بهشتی ‌صورت بندی مدرن اینکه چرا گفته می‌شود دست خدا با جماعت است را تشریح می‌کند و می‌گوید تنها تجربه‌های تاریخی ایران در قرن بیستم را بخوانید و ببینید از ناحیه ضعف در سازماندهی مسلمانان ما چقدر ضربه خورده‌ایم! ایشان بیش از ۳۰ بار در یک کتاب این مسئله را گوشزد می‌کند افتخارآمیز است که در چنین نظام اندیشه‌ای که امثال شهید بهشتی در آن هستند قرار بگیریم.

    مومنی ضمن تشریح فلسفه تحزب و سازمان یابی در اندیشه اسلامی، اضافه کرد: سازمان یابی و تحزب، نیروی محرکه رشد اخلاق کار دسته جمعی و رشد استعدادها و شناخت و تربیت کادرهای مورد نیاز جامعه است. ببینید چقدر افراد تربیت نشده و بی‌کیفیت به جای کادرهای شناخته شده حزبی در این کشور مسئولیت قبول کردند و ما تا چه میزان از این بابت ضربه خوردیم! ایشان می‌گوید از درون تحزب و سازماندهی، امکان پذیری تهیه برنامه، قبول مسئولیت و اجرای آن بیرون می‌آید.

    این اقتصاددان اظهار داشت: شهید بهشتی به حکومتگران پس از انقلاب می‌گوید اگر برای جامعه‌تان فایده داشته باشید، باقی می‌مانید. این در عین حال که نوید می دهد، هشدار بزرگ نیز هست. چقدر باید خجالت بکشیم که ما در چه زمینه‌هایی رتبه بالا داریم و در چه زمینه‌هایی رتبه پایین! این مایه شرم و خجالت است. ما باید با تغییر ریل به صورت نظام وار بازگردیم و خودمان را مجهز به اسلوب اندیشه ورزی شهید بهشتی و ذخیره دانایی به کار گرفته شده از اندیشه های ایشان، برای عرضه یک درک روزآمد و مقتضی زمان و راهگشا برای اداره جامعه، کنیم.

     مومنی در پایان گفت: مجموعه آثاری که از شهید بهشتی باقی مانده، حکم ذخیره دانایی کم نظیر و منحصر به فرد را دارد. ما از طریق عمق بخشی به دانایی‌های خود از این دریچه به خوبی می‌توانیم بفهمیم که چرا اکنون کارمان تا این اندازه زار شده و در عین حال سازوکارهای برون رفت از این وضعیت را به خوبی شناسایی کنیم و توفیق بهره‌مندتری بیشتر را مدد کنیم.

  • بزرگترین سنگ بر سر راه اقتصاد ایران

    بزرگترین سنگ بر سر راه اقتصاد ایران

    به گزارش اقتصادران، در رقابت‌های چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران، یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که همه نامزدها مطرح می‌کنند و در افکار عمومی هم مطرح هست، این است که مشکل اساسی در جامعه ایران مسئله اقتصاد و معیشت مردم است. بحث بر سر این است که همه نامزدها قصد دارند که اقتصاد را درست کنند؛ اما این اقتصاد را چگونه می‌توان درست کرد؟ حسین علایی، استاد دانشگاه به این سوال پاسخ داده است.

    او با تاکید بر اینکه «نقطه آغاز و بزرگ‌ترین مانعی که باید از پیش راه اقتصاد برداشت تا بتوان آن را به سمت اصلاح هدایت کرد و توسعه اقتصادی را در دستور کار گذاشت، رفع فشارهای خارجی است.» بیان کرد‌:‌ موضوع سیاست خارجی از همین جهت اهمیت پیدا می‌کند.

    به گفته علایی، «اگر ایران تحریم نبود وضعیت اقتصادش متفاوت بود؛ اگر ایران دائم درگیر پرونده‌هایی مثل هسته‌ای و سایر پرونده‌ها در مراکز بین‌المللی نبود، خیلی از مسائلش حل می‌شد. فرض کنید ایران اگر می‌توانست بدون مشکل نفت و گاز خود را صادر کند، بلافاصله حداقل ۲۰ درصد هزینه‌هایش کاهش پیدا می‌کرد.»

    استاد دانشگاه معتقد است: اگر ایران بتواند ۱۰۰ میلیارد دلار در سال فروش انرژی و دیگر منابع را داشته باشد، هزینه‌هاش ۲۰ درصد پایین می‌آید. هزینه‌هایش پایین بیاید، یعنی  ۲۰ میلیارد دلار به درآمد ایران اضافه شده است؛ با ۲۰ میلیارد دلار می‌توان یک کشور کوچک را اداره کرد.

    علایی افزود: بنابراین بزرگترین مانعی که بر سر توسعه اقتصادی ایران و بر سر معیشت مردم وجود دارد، مسئله سیاست خارجی است. لذا باید سیاست خارجی را در اولویت قرار داد و پرداختن به آن باید یک موضوع اساسی باشد. حال چگونه می‌توان به این موضوع پرداخت، از مباحث مهمی است که وجود دارد.

    علایی با اشاره به اینکه مهم‌ترین معیاری که از سوی رئیس جمهور آینده باید برای اتخاذ سیاست خارجی مطرح باشد این است که مدلی از سیاست خارجی را اتخاذ کند که هزینه‌های مردم را افزایش ندهد، بلکه به افزایش درآمد مردم و حل مشکل معیشت آنها کمک کند، تاکید کرد: بنابراین سیاست خارجی غیرهزینه‌زا و درآمدزا باید اتخاذ شود تا مشکلات کشور حل شود. گام اول در توسعه اقتصادی و حل مسائل فوری مردم مثل معیشت اتخاذ نوعی از سیاست خارجی است که بتواند تحریم‌های عظیمی را که آمریکایی‌ها برای از پا درآوردن ایران وضع کرده‌اند و بعضی از کشورهای اروپایی مهم و قدرتمند نیز با آنها همراهی می‌‌کنند یا از بین ببرد و مرتفع بکند و یا اینکه جلوی تداوم تحریم‌ها را بگیرد.

    استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه از زمان روی کار آمدن جو بایدن تا به امروز ۷۰۰ تحریم غیر هسته‌ای علیه ایران وضع شده، افزود: یعنی شرایط بسیار سختی را ایجاد کردند و این فشار را ادامه می‌دهند. هدف آمریکایی‌ها و دیگر قدرت‌ها از این فشارها این است که  ایران قوی نشود و تضعیف شود.

    وی تبیین کرد که «مهم‌ترین مؤلفه قدرت هر کشوری، قدرت اقتصادی است. قدرت اقتصادی هم پشتوانه قدرت نظامی‌ست و هم باعث انسجام و عزت ملی و اعتبار ملی می‌شود. اگر کشوری از نظر قدرت اقتصادی ضعیف شود، در سایر مولفه‌های قدرت هم دچار مشکل خواهد شد.»

    علایی معتقد است «رضایت مردم مسئله بسیار مهمی است و اگر مردم در معیشت‌شان دچار مشکل شوند، انسجام اجتماعی از دست می‌رود، سرمایه اجتماعی کاهش پیدا می‌کند، رابطه بین ملت و دولت تضعیف می‌شود و در نهایت خطر بزرگی از نظر امنیت ملی ایجاد می‌شود.»

    کارشناس مسائل سیاسی در ادامه توضیح داد: به نظر من آمریکایی‌ها و قدرت‌های بزرگ تضعیف ایران را هدف قرار داده‌اند و آن چیزی که می‌تواند این مسئله را حل کند، بحث سیاست خارجی است. اما اینکه چگونه می‌شود با توجه به برنامه‌هایی که آمریکایی‌ها و قدرت‌های بزرگ دارند، مدلی از سیاست خارجی اتخاذ کرد که ایران بتواند موانع را از سر راه بردارد و به مسئله اصلی کشور که توسعه اقتصادی است، بپردازد، مسئله دیگری است.

    راه حلی برای امنیت منطقه

    امروز که منطقه در تنش بسر می‌برد و بیم گسترش تنش و جنگ وجود دارد، این مسئله مطرح شده که آیا اولویت سیاست خارجی ایران همچنان رفع فشارها است یا در دوره فعلی باید متمرکز بر امنیت منطقه باشد؟ حسین علایی در این رابطه گفت: ثبات منطقه‌ای هم هدف ایران است و هم آمریکایی‌ها نمی‌خواهند جنگی که اسرائیل علیه فلسطینی‌ها شروع کرده تاحدی گسترش پیدا بکند که بقا و امنیت اسرائیل دچار خطر شود. هرچند گسترش جنگ می‌تواند سایر دولت‌ها را نیز دچار مشکل بکند و به آنها آسیب برساند، ولیکن گسترش جنگ بیشترین ضربه را به خود اسرائیل خواهد زد.

    وی افزود: امروز اسرائیل فقط در غزه و برخی مناطق دیگر مانند رفح درگیر است و به قتل‌عام مردم دست می‌زند، اما اگر این رژیم با هدف‌های دیگری هم درگیر شود، شرایط برای اسرائیل سخت خواهد شد.

    علایی توضیح داد: در ماه‌های اخیر که در باب المندب، خلیج عدن و در مسیر دریای سرخ ناامنی ایجاد شده، آمریکایی‌ها همراه با برخی کشورهای دیگر مانند انگلیسی‌ها تمام توان نظامی‌شان را به کار گرفته‌اند تا در آنجا امنیت برقرار کنند. حال تصور کنید که درگیری‌ها گسترش پیدا کند و خلیج فارس هم ناامن شود، در این صورت با وضعیت پرخطر و پرتنشی مواجه می‌شویم و هم کشورهای منطقه و هم آمریکا آسیب خواهند دید.

    استاد دانشگاه همچنین معتقد است که «این فضا، قدرت مذاکره به ایران می‌دهد؛ چون ایران می‌تواند در ایجاد ثبات منطقه‌ای نقش‌آفرینی موثر داشته باشد و این مسئله قدرت چانه‌زنی را در اختیار ایران قرار می‌دهد تا بتواند در ثبات منطقه‌ای و گسترش امنیت منطقه با توجه به توان میدانی‌اش تأثیرگذار باشد.»

    وی  افزود:‌ در عین حال یک ظرفیت برای مذاکره هم ایجاد می‌شود و در این شرایط، ایران می‌تواند در پای میز مذاکره قوی‌تر ظاهر شود؛ البته به شرط آنکه مذاکره‌کنندگان قوی باشند و نسبت به ضعف‌های آمریکا آگاه باشند.

  • خصوصی‌سازی، نقابی برای اغفال مردم! / بانک‌ها در چنگال نهادهای شبه دولتی: مولد تورم یا پیشران اقتصاد؟

    خصوصی‌سازی، نقابی برای اغفال مردم! / بانک‌ها در چنگال نهادهای شبه دولتی: مولد تورم یا پیشران اقتصاد؟

    به گزارش اقتصادران، تعریف نهاد عمومی برای نخستین بار در قانون محاسبات عمومی مصوب سال 1366 عنوان شد که بر اساس آن، این نهادها «واحدهای سازمانی مشخصی هستند که با اجازه قانون و به منظور انجام وظایف یا خدماتی که جنبه عمومی دارند تشکیل می‌شوند»؛ از نمونه‌های این نهادها می‌توان به شهرداری‌ها و شرکت‌های تابعه آن‌ها (در صورتی که بیش از 50 درصد سهام و سرمایه آن‌ها متعلق به شهرداری‌ها باشد)، بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی، هلال احمر، کمیته امداد امام خمینی (ره)، بنیاد شهید و امور ایثارگران، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، کمیته ملی المپیک ایران، بنیاد 15 خرداد، سازمان تبلیغات اسلامی، جهاد دانشگاهی، صندوق بیمه اجتماعی روستاییان و عشایر و سازمان تامین اجتماعی اشاره کرد.

    یکی از اهداف اصلی خصوصی‌سازی، کاهش تصدی‌گری دولت و افزایش نقش بخش خصوصی در اقتصاد است. با این حال، حضور گسترده نهادهای عمومی در فعالیت‌های اقتصادی، عملا این هدف را با چالش مواجه می‌کند. در واقع، واگذاری بنگاه‌های دولتی به این نهادها، به منزله جایگزینی یک بخش دولتی با بخش دولتی دیگر است و نه تنها منجر به کوچک‌تر شدن دولت نمی‌شود،  بلکه زمینه را برای رشد و گسترش آن فراهم می‌کند.

    این موضوع در صنعت بانکداری نیز نمود ویژه‌ای داشته است، در حالی که واگذاری سهام بانک‌های دولتی به بخش خصوصی در راستای اصل 44 قانون اساسی گامی مثبت به نظر می‌رسید، اما بررسی وضعیت فعلی سهامداری این بانک‌ها نشان می‌دهد که سایه دولت همچنان بر سر این صنعت سنگینی می‌کند.

    نمونه بارز این موضوع، بانک ملت است. علی‌رغم مصوبه سال 1385 مبنی بر واگذاری این بانک به بخش خصوصی، مشاهده می‌شود که نهادهای عمومی همچنان سهم قابل توجهی در سهامداری آن دارند.

    بر اساس آخرین گزارش حسابرسی شده بانک ملت در پایان شهریور ماه سال 1402، دولت با در اختیار داشتن 11.2 درصد از سهام، همچنان بزرگترین سهامدار بانک ملت باقی مانده است. اما این تمام ماجرا نیست. 2.6 درصد دیگر از سهام این بانک (بیش از 9 میلیارد سهم) در تملک شرکت سرمایه‌گذاری صبا تامین است که خود یک شرکت دولتی محسوب می‌شود. جالب توجه است که بزرگترین سهامدار شرکت صبا تامین نیز یک نهاد عمومی غیر دولتی یعنی شرکت سرمایه‌گذاری تامین اجتماعی (شستا) است.

    سهام بانک ملت در قبضه نهادهای دولتی

    حضور پررنگ نهادهای دولتی در سهامداری بانک ملت به همین جا ختم نمی‌شود. شرکت پتروشیمی فن‌ آوران با 4.47 درصد سهام (معادل 15 میلیارد سهم) دیگر سهامدار عمده این بانک است. این شرکت نیز متعلق به «شرکت سرمایه گذاری نفت، گاز و پتروشیمی تامین» (تاپیکو) است که از زیر مجموعه‌های شستا به شمار می‌رود.

    گویا داستان در بانک تجارت نیز به همین منوال است. این بانک که مشمول اصل 44 و واگذاری به بخش خصوصی شده بود،  همچنان دولت را به عنوان دومین سهامدار عمده خود می‌بیند. در میان سهامداران بانک تجارت نیز نام شرکت سرمایه‌گذاری صبا تامین به چشم می‌خورد. همانطور که پیش‌تر اشاره شد، این شرکت با اتکا به سهامداری شستا، عملا تحت نظر و کنترل نهادهای دولتی اداره می‌شود. صبا تامین در بانک تجارت 4.5 درصد از سهام را در اختیار دارد و در بانک کارآفرین نیز سهامدار است.

    این نمونه‌ها به وضوح نشان می‌دهد که واگذاری سهام بانک‌ها به بخش خصوصی در ایران، صرفا یک واگذاری ظاهری بوده و در عمل، دولت همچنان از طریق نهادهای عمومی متعدد، نفوذ و کنترل قابل توجهی بر این اموال دارد.

    این موضوع، چالش جدی در مسیر تحقق اهداف اصل 44 و خصوصی‌سازی واقعی در نظام بانکی کشور به شمار می‌رود. تا زمانی که نهادهای دولتی در سهامداری بانک‌ها حضور داشته باشند، نمی‌توان انتظار داشت که این بانک‌ها به طور کامل مستقل عمل کرده و بر اساس قواعد و اصول اقتصادی اداره شوند.

    کارشناسان چه می‌گویند؟

    بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند حضور نهادهای عمومی در عرصه اقتصاد، به منزله ایجاد دولت‌های موازی است. این نهادها با استفاده از منابع و رانت‌های دولتی، به فعالیت در بازارها می‌پردازند و این امر، رقابت را در بازار از بین می‌برد و به نفع مصرف‌کنندگان نیست اما در مقابل نیز برخی اقتصاددانان بر این باورند که در شرایط فعلی اقتصاد ایران، دولت چاره دیگری جز این ندارد.

    این خبرگزاری در گفتگویی با سهراب دل‌انگیزان، اقتصاددان و دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه رازی، به بررسی چالش‌ها و راهکارهای خصوصی‌سازی در ایران، با تمرکز بر حضور پررنگ نهادهای عمومی در این فرآیند، پرداخته و این اقتصاددان با نگاهی متفاوت مساله را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد.

    حضور پررنگ نهادهای عمومی در تضاد با اهداف خصوصی‌سازی؟

    دل‌انگیزان در پاسخ به سوالی در مورد تناقض حضور گسترده نهادهای عمومی در فرآیند خصوصی‌سازی با اهداف اصلی آن، اظهار داشت که در شرایط تحریم، واگذاری‌ها به بخش خصوصی واقعی امکان‌پذیر نیست، چرا که این بخش با مشکلات عدیده‌ای از جمله تحریم‌ها روبرو است.

    او در این باره توضیح داد: خصوصی‌سازی به عنوان یکی از ابزارهای توسعه اقتصادی و رشد، به‌دنبال افزایش رقابت، رقابت‌پذیری، توان تولید و بهره‌وری در کشور است. اما باید به شرایط و موقعیت کشور در زمان انتخاب این مسیر توجه کرد. فرض کنید کشوری در اروپای شرقی که در ثبات کامل به سر می‌برد، قصد بازسازی اقتصاد خود را دارد. در چنین شرایطی، طبیعی است که این کشور برای پذیرفته شدن در چارچوب بین‌المللی، اقدام به بازسازی و نوسازی ساختارهای اقتصادی و واگذاری نهادهای دولتی به بخش خصوصی خود کند. اما در مورد ایران، مساله متفاوت است.

    بخش خصوصی در تله تحریم‌ها: نقش نهادهای عمومی در دور زدن تحریم‌ها

    دل‌انگیزان ادامه داد: اقتصاد ایران تحت تحریم است، در شرایط تحریم، واگذاری شرکت‌های دولتی به بخش خصوصی واقعی، چندان کارآمد نیست. چرا که بخش خصوصی نیز با مشکلات تحریم روبرو بوده و امکان فعالیت موثر را ندارد. در این شرایط، «بخش خصوصی» به مجموعه‌ای اطلاق می‌شود که بتواند از دام تحریم‌ها فرار کند و با وجود محدودیت‌ها، به فعالیت خود ادامه دهد. همانطور که می‌دانید، دولت به تنهایی قادر به دور زدن تحریم‌ها نیست. در این شرایط، «بخش‌های وابسته» یا همان «خصولتی‌ها» وارد عمل می‌شوند. این بخش‌ها که از نظر مدیریتی تا حدی استقلال دارند، می‌توانند با استفاده از روش‌های مختلف، از قبیل واسطه‌گری، استفاده از شرکت‌های سوری و …، تحریم‌ها را دور زده و به فعالیت‌های تولیدی خود ادامه دهند.

    این اقتصاددان معتقد است با وجود بخش‌های وابسته که بخشی از آن نهادهای عمومی است، چرخ تولید در حداقل سطح ممکن می‌چرخد و از تعطیلی واحدهای تولیدی و بیکاری گسترده جلوگیری می‌شود.؛ همچنین به دلیل توانایی در دور زدن تحریم‌ها، می‌توانند تا حدی در برابر فشارهای خارجی مقاومت کرده و برای کشور ارزآوری داشته باشند.

    او تاکید می‌کند: این ممکن است از نظر من و شما به عنوان افراد عادی، ایده‌آل نباشند، اما در شرایط تحریم، آنها می‌توانند چرخ تولید را بچرخانند و از سقوط کامل اقتصاد جلوگیری کنند.

    اقتصاد مقاومتی یا رانت‌خواری؟ چالش‌های حضور نهادهای عمومی در بانک‌ها

    در خصوص نگرانی‌ها پیرامون شفافیت و احتمال فساد در نهادهای شبه‌دولتی و عمومی، دل‌انگیزان با اشاره به نقش کلیدی بانک‌ها در شرایط تحریم، عنوان داشت: در شرایط تحریم و اقتصاد مقاومتی کشور، بانک‌ها نقش کلیدی در حمایت از واحدهای تولیدی و حفظ رونق اقتصادی ایفا می‌کنند. بسیاری از صنایع و کارخانه‌های کشور که محصولات اساسی را تولید می‌کنند، با ناکارآمدی و زیان انباشته روبرو هستند. با این حال، تعطیلی این واحدها به معنای از دست رفتن تولید ملی، افزایش بیکاری و تشدید بحران اقتصادی است.

    او افزود: نمی‌خوام حضور نهادهای عمومی در صنعت بانکداری کشور را توجیه کنم اما برخی از واحدهای تولیدی کلیدی که ناکارآمدی در آنها وجود دارد مثل ایران خودرو، پتروشیمی‌ها، کارخانه‌های فولاد، کارخانه‌های داروسازی را که نمی‌شود تعطیل کرد؛ بانک‌ها باید به واحدهای تولیدی زیان‌ده که تعطیلی آنها امکان‌پذیر نیست، وام بدهند؛ بدیهی است که اگر بانک‌ها مستقل باشند چنین ریسکی را قبول نکرده و حاضر به اعطای تسهیلات نخواهند بود، این امر مستلزم حضور دولت یا مجموعه‌های ذی‌نفوذ در سهامداری بانک‌ها است تا بتوانند تداوم خدمات بانکی را تضمین کنند.

    این اقتصاددان معتقد است تا زمانی که شرایط تحریم در کشور وجود دارد و روابط بین‌الملل تحریم نشده و اقتصاد ایران توسط اقتصاد بین‌الملل پذیرفته نشود، شرایط موجود تا حدودی قابل تداوم است.

    بانک‌ها در چنگال نهادهای شبه دولتی: مولد تورم یا پیشران اقتصاد؟

    دل‌انگیزان با اشاره به حضور نهادهای عمومی غیردولتی در سهامداری بانک‌ها و تبعات آن بر نظام بانکی، اظهار کرد: ناکارآمدی در واحدهای تولیدی، به دلیل عوامل مختلفی مانند تحریم‌ها، کمبود نیروی متخصص، سوءمدیریت، فرسودگی زیرساخت‌ها و … به وجود آمده است. این ناکارآمدی، منجر به انباشت زیان در این واحدها شده، اما با این حال، برای حفظ تداوم تولید، بانک‌ها مجبور به اعطای وام به این واحدهای ناکارآمد هستند که این امر، ناکارآمدی را به ترازنامه بانکی منتقل می‌کند. ناکارآمدی در ترازنامه بانکی نیز از طریق بانک‌های تجاری به ترازنامه بانک مرکزی منتقل می‌شود و در نهایت این امر، منجر به افزایش نقدینگی و تورم می‌شود. بنابراین ناکارآمدی در نظام تولیدی و پیامدهای آن یکی از بیماری‌های اصلی اقتصاد ایران است.

    او با تاکید بر اینکه تداوم ناکارآمدی در نظام تولیدی ایران در شرایط تحریم، چالشی اجتناب‌ناپذیر است، عنوان کرد: در شرایط فعلی حضور نهادهای عمومی غیردولتی در سهامداری سیستم بانکی به عنوان یک راهکار از سوی حاکمیت به کار گرفته شده اما این موضوع ناخودآگاه تاثیر منفی بر سیاست پولی و مالی، به خصوص سیاست‌های پولی می‌گذارد، به این صورت که این امر منجر به افزایش اضافه برداشت بانک‌ها از بانک مرکزی و نوعی سیاست پولی انبساطی می‌شود که تورم را به دنبال خواهد داشت.

    نگرانی‌ها در مورد سوء استفاده از منابع بانکی

    دل‌انگیزان، دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه رازی در پایان با اشاره به نگرانی‌های موجود در خصوص سوء استفاده نهادهای عمومی غیردولتی از منابع و تسهیلات بانکی به نفع خود و شرکت‌های تابعه، عنوان کرد: هرچند اثبات این موضوع نیازمند وجود اطلاعات و آمار دقیق و شفاف بوده و بدون این اطلاعات، نمی‌توان به طور قطعی در خصوص میزان و گستردگی این سوء استفاده‌ها نظر داد اما برخی شواهد که در این باره ظاهر شده نشان می‌دهد برخی از بانک‌ها که در فعالیت‌های شرکتداری نیز حضور دارند، بخش قابل توجهی از تسهیلات خود را به شرکت‌های تابعه خود اختصاص داده‌اند یا  برخی از شرکت‌ها و مجموعه‌های بزرگ که بانک دارند، منابع مالی خود را از بانک‌های بالادستی دریافت کرده‌اند.

    این اقتصاددان افزود: علاوه بر این، مشاهده شده است که برخی از بانک‌ها بخش قابل توجهی از سپرده‌های قرض‌الحسنه خود را به جای اختصاص به مصارف قانونی مانند وام ازدواج و تامین هزینه راه‌اندازی کسب و کار، به صورت وام قرض‌الحسنه به پرسنل خود داده‌اند.

    او معتقد است که این امر می‌تواند منجر به انحصار در دسترسی به منابع بانکی، عدم رقابت عادلانه و در نهایت آسیب به بخش خصوصی و سایر مشتریان بانک‌ها شود.