برچسب: برجام

  • FATF، این بار برای نجات آب / فدائی‌فرد: خرج آب بیش از دخل است

    FATF، این بار برای نجات آب / فدائی‌فرد: خرج آب بیش از دخل است

    به گزارش اقتصادران، مصطفی فدائی‌فرد  با اشاره به اوضاع آب و سیاست دولت‌های مختلف در این حوزه اظهار داشت: یکی از دلایل اصلی افت شدید پشتوانه مردمی نظام و کاهش مستمر مشارکت در انتخابات، بحران آب، خاک، هوا و محیط زیست است.

    بی‌توجهی به بحران آب

    وی افزود: از یک طرف وقوع خشکسالی‌های پی‌درپی در سال‌های اخیر که کاهش میزان بارش‌ها و افت شدید رواناب‌ها را در پی داشته است، باعث فرو افتادن شدید سطح منابع آب‌های زیرزمینی شده و از طرفی دیگر، سوءمدیریت منابع و مصارف آب و بهره‌برداری بی‌رویه، منجر به توسعه فرونشست و همچنین خشک شدن بسیاری از تالاب‌ها و دریاچه‌های کشور و نهایتا ایجاد بحران شدید آب در کشور شده است، از این رو، موضوع آب بایستی همواره در صدر مجموعه مخاطرات کشور قرار داشته باشد که متاسفانه چنین نیست و به دلیل همین بی‌توجهی، بحران آب در ایران روزبه‌روز وخیم‌تر نیز می‌شود.

    تخریب آبخوان‌ها

    این پژوهشگر حوزه آب و محیط زیست گفت: کشور ما از نظر بهره‌برداری بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی به یک منطقه خطرناک جهانی تبدیل شده است. منابع آب زیرزمینی در کشور بسیار سریع‌تر از آنچه که به آنها آب وارد می‌شوند، مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند که این امر منجر به تخریب بیش از حد آبخوان‌ها می‌شود.

    زندگی جمعیت زیادی در مناطقی با سطوح بالای تنش آبی

    وی ادامه داد: سطح در معرض قرار گرفتن خطر تنش آب‌های زیرزمینی در ایران با میانگین جهانی قابل مقایسه نیست. بخش قابل توجهی از جمعیت نیز در مناطقی با سطوح بالا و یا بسیار بالای تنش آب زیرزمینی زندگی می‌کنند.

    شوری آب به دلیل بهره‌برداری زیاد از آب‌های زیرزمینی

    فدائی‌فرد تصریح کرد: بهره‌برداری بی‌رویه از آب سطحی باعث افزایش غلظت آلاینده‌ها در پهنه آبی و تغییر رژیم جریان طبیعی و آسیب رساندن به اکوسیستم‌های آبی نیز می‌شود. به طور مشابه، بهره‌برداری بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی و به خصوص از ذخایر فسیلی آب زیرزمینی می‌تواند کیفیت آب و خاک و به تبع آن هوا را کاهش دهد. بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی بیش از میزان تغذیه طبیعی، می‌تواند موجب نفوذ آب شور به داخل و یا به سمت بالای آبخوان شود و در نتیجه باعث آلودگی از طریق آب شور یا بسیار شور شود، این روند در بسیاری از آبخوان‌های کشور مشاهده شده است.

    تمرکز روی آب گران فسیلی به جای کاهش تبخیر!

    وی در ادامه با بیان اینکه ذخیره و تغذیه مصنوعی آب در آبخوان‌ها به تامین امنیت و کاهش تلفات تبخیری کمک می‌کند، گفت: این امر همچنین کیفیت آب را بهبود می‌بخشد، زیرا مواد مغذی و میکروبی موجود در آب در تعامل با مواد محلی آبهای زیرزمینی و مواد آبخوان حذف یا رقیق می‌شوند. از طرفی، با استفاده از عملیات پخش سیلاب‌ها در طرح‌های تغذیه آبخوان مدیریت شده، قادر به ذخیره مقادیر قابل ملاحظه‌ای از سیلاب‌ها نیز خواهیم بود ولی متاسفانه طرح‌های تغذیه مصنوعی، آبخیزداری و آبخوان‌داری و همچنین جلوگیری از خروج آب مجازی و برنامه‌ریزی برای ورود آن به دلیل این که به لحاظ اقتصادی کوچک مقیاس هستند و هزینه‌های اندک برای اجرای آنها نیاز است، مسئولین کشور اقبالی به آنها نشان نمی‌دهند. در عوض طرح‌های بزرگ‌مقیاس مانند سدسازی، انتقال بین حوضه‌ای آب، شیرین‌سازی و انتقال آب دریا به مناطق دوردست و حتی بهره‌برداری از آب‌های استراتژیک فسیلی همیشه توسط مسئولین مورد توجه و پیگیری قرار می‌گیرند که طی اجرای آنها هزینه‌های بسیار بالایی نیاز دارد.

    تاکید بر واردات آب مجازی

    این کارشناس حوزه آب با بیان اینکه واردات آب مجازی می‌تواند منجر به افزایش امنیت آبی کشور و در پی آن بهبود امنیت غذایی شود، توضیح داد: با وجود چالش‌های تمام‌عیار بحران آب در ایران، حداقل‌های لازم برای حل بحران آب مهیا نیست. انجمن اقتصاد جهانی از کارشناسان و رهبران منطقه خاور میانه و شمال آفریقا (MENA) این پرسش را مطرح کرد که: ” منطقه شما برای کدام خطرات جهانی، کمترین آمادگی را داشته است؟” اکثر پاسخ‌دهندگان، بحران آب را به عنوان بزرگترین تهدید برای منطقه دانسته‌اند، مخاطره‌ای که حتی از بی‌ثباتی سیاسی یا بیکاری نیز بیشتر است.

    ۷۰ درصد از تولید ناخالص داخلی در مناطقی با تنش آب سطحی زیاد ایجاد می‌شود

    وی افزود: محدوده خاورمیانه و شمال آفریقا، کم‌آب‌ترین منطقه در جهان است. بیش از ۶۰ درصد جمعیت این منطقه در مناطقی با تنش آب سطحی زیاد و یا بسیار زیاد زندگی می‌کنند درحالی‌که میانگین جهانی حدود ۳۵ درصد است. متاسفانه بیش از ۷۰ درصد از تولید ناخالص داخلی منطقه در مناطقی با تنش آب سطحی زیاد یا بسیار زیاد ایجاد می‌شود درصورتی که میانگین جهانی، ۲۲ درصد است. چالش‌های جاری آب در منطقه فراتر از محدودیت‌های سنتی کمبود آب است. درحالی‌که چالش‌های کمبود آب در کشور طی ده‌ها سال ایجاد شده، چالش‌های جدیدتری هم مثل بلایای طبیعی و پیچیدگی و چندبخشی بودن موضوع آب نیز به آن اضافه شده است.

    حل مشکل آب، هوا و محیط زیست؛ با برجام

    فدائی‌فرد اظهار داشت: پیچیدگی‌های زنجیره انرژی، آب، خاک، هوا، مواد غذایی، تغییرات اقلیمی، خشکسالی و سیل، کیفیت آب، مدیریت آب مرزی بین‌المللی و مدیریت آب در شرایط شکننده هم به چالش کمبود آب آمیخته می‌شوند. رویاروئی با این چالش‌ها تا حد زیادی به مدیریت بهتر منابع آب به صورت سرمایه‌گذاری بیشتر و بهتر در منابع آب، سرمایه‌گذاری در امور زیربنایی و فن‌آوری آنها بستگی خواهد داشت که همگی منوط به پیوستن به FATF و احیای برجام است.

    خرج آب بیش از دخل است

    وی بیان داشت: ایران در حال از بین بردن و نابود کردن شالوده منابع آبی خود است، منابع آبی که طی هزاران سال در این منطقه ایجاد شده است. در این شرایط تسریع رشد اقتصادی و جمعیتی به همراه ضعف مدیریتی نیز به این نابودی کمک می‌کند. برداشت حجم‌های ناپایدار آب باعث تخریب اکوسیستم‌ها و آبخوان‌ها شده است. برداشت بیش از اندازه آب از رودخانه‌ها و آبخوان‌ها برابر خرج بیش از دخلی است که موجب نابود کردن سرمایه طبیعی، تضعیف ثروت بلندمدت و انعطاف‌پذیری کشور است.

    اثرات منفی چالش‌های آب

    این پژوهشگر حوزه آب و محیط زیست گفت: چالش‌های آب می‌تواند ناپایداری‌های موجود و نوظهور را ترکیب کند و در کشمکش‌های سیاسی، امنیتی و اجتماعی نقش داشته باشد. کوتاهی در رسیدگی به چالش‌های موجود می‌تواند اثرات منفی فراوانی را هم در داخل و هم در خارج از کشور در برداشته باشد.

    چگونه آمنیت آبی داشته باشیم؟

    وی تاکید کرد: امنیت آب زمانی وجود خواهد داشت که آب به طور کارآمد، پایدار و منصفانه مدیریت شود تا هم از پتانسیل تولیدی آن بهره‌برداری شود و هم پتانسیل‌های تخریبی آن کاهش یابد. امنیت آب به‌صورت “دسترسی به آب با کمیت و کیفیت قابل قبول برای سلامتی، معیشت، تولید و اکوسیستم، همراه با سطح قابل قبول خطرات مربوط به آب برای مردم، محیط و اقتصادها”، تعریف می‌شود، به طوری که امنیت آب مبحثی است که از کمبود آب فراتر می رود و نه‌تنها سرمایه‌گذاری در منابع آب کشور را مورد توجه قرار می‌دهد، بلکه فعالیت‌های تولیدی و حفاظتی کشور را هم در برمی‌گیرد.

     کشورهای خشک چگونه خود را ایمن کردند؟

    فدائی‌فرد ادامه داد: برخی از کشورهای مواجه با بیشترین کمبود آب در جهان مانند عربستان سعودی با مدیریت اصولی، به طور حیرت‌انگیزی از مهم‌ترین کشورهای ایمن از لحاظ آبی هستند. درحالی‌که برخی از کشورهای با منبع مناسب‌تر از آب مانند ایران، برای حفظ جمعیت خود در مقابل خطرات مربوط به آب تقلا می‌کنند تا دسترسی به آب آشامیدنی بهتر را فراهم کنند. کشورهایی که قادر به دستیابی به امنیت آب نباشند به دلیل زیاد شدن آسیب‌پذیری این کشورها به شوک‌های هواشناسی و هیدرولوژیکی، مجبورند از رشد بالقوه خود چشم‌پوشی کنند که نتیجه آن امکان افزایش شکنندگی‌های سیاسی و اقتصادی خواهد بود.

    خسارت به ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی در ۲۰۵۰

    وی گفت: انتظار می‌رود، ایران در آینده‌ای بسیار نزدیک بیشترین زیان‌های اقتصادی را از لحاظ کمبود آبِ متاثر از اقلیم و سوءمدیریت را داشته باشد، که این امر حدود ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۵۰ را شامل خواهد شد.

    تأثیر شوک خشکسالی و سیل زیاد خواهد شد

    این کارشناس حوزه آب بیان داشت: در جاهایی که سیستم پیش‌بینی و هشداردهنده ضعیف باشد، تأثیر کمبود و شوک‌های هیدرولوژیکی، مانند خشکسالی و سیل زیاد خواهد بود. در مناطق با مدیریت سیلاب و مدیریت آب شهری نامناسب، زیرساخت‌های آبیاری کم و آب ذخیره ناکافی در مخازن و آبخوان‌ها این اثرات افزایش می‌یابد. عدم توانایی دولت‌ها در تأمین خدمات پایه‌ای آب و کاهش تأثیر بلایا و خطرات مربوط به آب می‌تواند چالش را افزایش داده و شکنندگی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، محیط زیستی، سیاسی و حتی امنیتی را افزایش دهد.

    خطرات و فرصت‌های مربوط به امنیت آب در ایران هرگز تا این اندازه نبوده است

    وی تاکید کرد: خطرات و فرصت‌های مربوط به امنیت آب در ایران هرگز تا این اندازه نبوده است. از آنجائی که کمبود آب یکی از ویژگی‌های اصلی ایران و منطقه در طول تاریخ بوده است، برای رضایت از پذیرش محدودیت‌های کمبود آب، و واکنش مدرن یا سنتی مطرح در مورد چالش‌های آب، روش‌های بالقوه‌ای وجود دارد که تاکنون به صورت اصولی مورد توجه قرار نگرفته است.

    برنامه‌ کشورها برای کاهش هزینه‌های آب بدون درآمد

    فدائی‌فرد اظهار داشت: در حال حاضر، بسیاری از کشورها در حال اجرای برنامه‌های نوآورانه برای کاهش هزینه‌های آب بدون درآمد هستند و در زمینه افزایش بهره‌وری آب، و تولید آب غیرمتعارف از طریق بازیافت یا دفع زباله‌های فاضلاب، موفقیت قابل قبولی داشته‌اند. چشم‌انداز آتی و هزینه بهره‌وری از این فن‌آوری‌ها نیز به‌عنوان گزینه‌ای جهت مدیریت آب برای نسل بعدی به‌سرعت در حال بهبود است. این در حالی است که ضعف‌های سیاسی، انگیزه‌ای و نهادی در کشور موجب استفاده ناکارآمد و کم‌ارزشی از آب شده که باعث خدمات غیرقابل اعتماد و استفاده غیرمجاز از آب و تخلیه فاضلاب شده است. با وجود کمبود آب، هزینه خدمات آب بسیار کم است ولی دارای بیشترین یارانه‌های اعمالی آب در جهان است. این سیاست‌ها منجر به ترویج تخریب منابع، کاهش نقدینگی مالی و آسیب‌پذیری را افزایش داده است. روشی که در آن آبرسانی، تخصیص، قیمت‌گذاری و مدیریت می‌شود؛ می‌تواند پیامدهای عمیقی برای رشد اقتصادی داشته باشد، این امر بر ساختار اقتصاد و پایداری محیطی آن، همراه با انسجام اجتماعی و ثبات منطقه‌ای تأثیر خواهد گذاشت.

    مشارکت اجتماعی در اولویت قرار گیرد

    وی ادامه داد: بدین صورت لازم است طیف گسترده‌تری از ابزارها، فن‌آوری‌ها و سیاست‌ها در حال حاضر و آینده، در نظر گرفته شوند و یا مورد بحث و اجرا گذاشته شوند. سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های آب، سامانه‌های اطلاعاتی، مؤسسات، و فن‌آوری‌های آبی در این موارد مورد نیاز خواهد بود. باید فراتر از رویکرد سنتی حرکت کنیم تا کمبود آب را با تکمیل منابع و در نظر گرفتن راه‌حل‌های بحث‌برانگیز مدیریت کنیم. این امر ممکن است شامل سیاست‌هایی تشویقی باشد که برای حفاظت از آب و بهره‌وری استفاده از آب، از جمله هزینه‌ها، جریمه‌ها، مجوز و قیمت‌گذاری مناسب و واقعی و همچنین بازیافت فاضلاب و استفاده مجدد از آن و تخصیص مجدد آب از کاربران روستایی به شهری و از کشاورزی به صنعت انگیزه ایجاد می‌کند. علاوه بر این موارد، مشارکت اجتماعی بایستی در اولویت قرار گیرد به نحوی که در ارائه خدمات آب از جمعیت فقیر و حاشیه‌نشین تحت خطرات مرتبط با آب حفاظت کند.

    تخریب منابع سطحی و زیرزمینی به دلیل عدم رسیدگی به مصرف بیش از اندازه آب

    این پژوهشگر حوزه آب و محیط زیست گفت: ایران و برخی دیگر از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا در استفاده از آب به صورت ناپایدار یک کانون جهانی مشخص هستند. این منطقه آب بسیار بیشتری از آب در دسترس تجدیدپذیر را استفاده می‌کند. در برخی کشورها بیش از نیمی از برداشت‌های آب حاضر بیش از محدوده‌های برداشت پایدار مجاز است. عدم رسیدگی به مصرف بیش از اندازه آب می‌تواند منجر به تخریب و تخلیه هر دو منابع سطحی و زیرزمینی شود، به طوری که معیشت و فرصت‌های توسعه برای نسل آینده را به خطر می‌اندازد.

    کیفیت آب در ایران

    وی با اشاره به کیفیت آب در ایران تصریح کرد: به دلیل مصرف ناپایدار آب، رو آوردن به توسعه آب‌شیرین‌کن‌ها و تخلیه نمک، آلودگی و فاضلاب‌های تصفیه نشده روزبه‌روز کیفیت بدتر می‌شود. هزینه کیفیت پایین آب در ایران در محدوده بین ۵ تا ۵.۲ درصد از تولید ناخالص داخلی سالانه تخمین زده می‌شود.

    سهم بیشتر اغنیا از یارانه آب

    به گفته فدائی‌فرد؛ مسائل مربوط به حاکمیت آب به ویژه عدم ایجاد انگیزه‌ای برای نشان دادن کمبود شدید آب که مشوق حفاظت از آب هستند از متعارف‌ترین مفهوم مدیریت آب است. مصرف بیش از اندازه و تخریب منابع، اثرات قابل پیش‌بینی حاصل از کم‌ارزش در نظر گرفتن آب، تدابیر ضعیف و اجرای ناکافی قوانین است. فقدان چارچوب قانونی، اجرائیات نامناسب حقوقی و عدم هماهنگی نهادهای دولتی، مانع بهره‌گیری از پیشرفت‌ها و فناوری‌های جدید در تسویه و بازچرخانی فاضلاب می‌شود. در حوزه عمل تقویت پایداری و بهره‌وری مدیریت آب در منطقه نقاط توجه مهمی وجود دارد. یارانه‌ها معمولا به خانوارهای ثروتمند بیشتر از خانوارهای فقیر کمک می‌کند. به‌طوری‌که در بعضی از موارد مناطق ثروتمند می‌توانند از آب یارانه‌ای بسیار بیشتر نسبت به مناطق فقیرتر بهره‌مند شوند. این در حالی است که، خانواده‌های فقیر در مناطقی مانند سیستان و بلوچستان قرار بگیرند که از طریق خدمات عمومی تأمین نشوند در این صورت ساکنین مجبورند آبی با کیفیت مشکوک در دسترس را استفاده کنند. حتی زمانی که فقرا به آب لوله‌کشی شده دسترسی دارند، آنها سهم کوچکی از مزایای یارانه‌ها را دریافت می‌کنند، زیرا آنها از آب کمتری استفاده می‌کنند.

    لزوم برنامه صحیح برای ارزش‌گذاری آب

    وی ادامه داد: داده‌های موجود برای کشورهای نمونه انتخاب شده در سراسر جهان نشان می‌دهند که ۲۰ درصد از جمعیت فقیران کمتر از ۱۰ درصد از یارانه‌های ناشی از خدمات عمومی آب را دریافت می‌کنند، درحالیکه ۲۰ درصد ثروتمندان بیش از ۳۰ درصد از یارانه‌ها را دریافت می‌کنند. ارزش‌گذاری و قیمت‌گذاری آب یک مسئله حساس سیاسی محسوب می‌شود که امری ضروری است. در این خصوص باید سعی کنیم هزینه‌های خدمات آبرسانی مقرون و سیاست‌های یارانه‌ای به‌صرفه، عادلانه و پایدار را طراحی کنیم. به هر حال فشارهای مالی و اقتصادی به زودی ما را مجبور به انجام این کار خواهد کرد.

    تغییرات اقلیمی، تنش آب سطحی را افزایش می‌دهد

    این کارشناس حوزه آب تصریح کرد: تغییرات اقلیمی، تنش آب سطحی را در بسیاری از مناطق افزایش می‌دهد و منجر به تغییرات بیشتر در بارندگی می‌شود. افزایش تنش آب سطحی به دلیل تغییرات آب و هوایی، افزایش تنش آب را به طور قابل توجهی در نتیجه تغییرات اقلیمی تجربه خواهند کرد. از سوی دیگر، تغییرات اجتماعی و اقتصادی باعث افزایش بیشتر تنش آب سطحی در ایران خواهد شد. خطرات سیل و خشکسالی افزایش می‌یابد و احتمالاً به فقیران آسیب بیشتری می‌رساند. سیلاب‌ها فراوان‌ترین بلایای طبیعی در ایران است. به‌طوریکه درصد تولید ناخالص داخلی در معرض سیل، از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۲۰ بیش از سه برابر شده است. باید انتظار خشکسالی‌های شدید و بسیار شدید به‌عنوان نتیجه‌ای از تغییرات اقلیمی را نیز داشت. خشکسالی‌های اخیر نسبت به تغییرات طبیعی مشاهده شده طی هزاران سال گذشته استثنایی بوده است ولی نگرانی‌های مربوط به شرایط خشکسالی که از طریق تغییر آب و هوایی صورت می‌گیرد نیز افزایش خواهد یافت.

    تجارت آب مجازی؛ راهکاری برای امنیت آب و غذا

    وی افزود: تجارت آب مجازی راهی است که انتقال منابع آبی از دیگر مناطق به مناطقی با تنش آبی مانند ایران را فراهم می‌کند. بسیاری از کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا، آب مجازی را از سراسر جهان وارد می‌کنند. ایالات متحده امریکا خود بزرگترین صادرکننده آب مجازی برای خاورمیانه و شمال افریقا هست و بعد از آن آرژانتین، استرالیا و برزیل قرار دارند. منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بزرگترین واردکننده گندم در جهان است و هفت کشور منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا جزو ۳۰ کشور بالاترین واردکننده مواد غذایی در جهان هستند. تجارت آب مجازی در خاورمیانه و شمال آفریقا، می‌تواند امکان تخصیص مجدد آب آبیاری کشاورزی به دیگر بخش‌های با ارزش بالاتر را فراهم آورد و درنتیجه بهره‌وری اقتصادی کشور را افزایش دهد. اگر خطرات مرتبط با آب مدیریت شود، آب مجازی می‌تواند به‌طور همزمان به تقویت امنیت آب و غذا کمک کند. در این راستا اول، مسیر تجارت آب خالص باید مشخص شود. واردات آب مجازی به منطقه منا بیش از ۱۵۰ درصد بین سال‌های ۱۹۸۶ تا ۲۰۲۰ افزایش یافته است اما مسئولین کشور ما تمایل زیادی به اینکه جزو کشورهای واردکننده باشند، ندارند و هم غذا و هم آب را به عنوان یک مسئله امنیتی نمی‌بینند.

    کوچ اجباری جمعیت از مناطق خشک

    فدائی‌فرد متذکر شد: به دلیل عدم احیای برجام و نپیوستن به FATF، امکان بهره‌برداری از پتانسیل‌های فراوان کشور فراهم نیست و همه اشتغال ناکافی ایجاد شده در کشور نیز، آب‌محور است، چون جمعیت زیادی که برای معیشت خود به کشاورزی وابسته‌اند، در حال حاضر امکان کاهش مصارف کشاورزی که از راندمان بسیار اندکی برخوردار است، ممکن نیست. کوچ اجباری جمعیت از مناطق خشک تا حد زیادی دشواری دستیابی به امنیت آب را افزایش می‌دهد. هجوم پناهندگان می‌تواند فشار جمعیتی در منابع آب محدود را بدتر کنند و منجر به تنش‌های اجتماعی و افزایش شکنندگی در جوامع میزبان شود.

    دور زدن قوانین در صورت گرانی آب

    وی ادامه داد: افزایش هماهنگی نهادی میان بخش‌های آب، انرژی و کشاورزی تلاش‌های مدیریتی آب را تقویت می‌کند. کاهش موفقیت‌آمیز مصرف آب و توزیع مجدد آب برای مصارفی با ارزش بالاتر نیازمند هماهنگی بین وزارتخانه‌های مختلف، افزایش شفافیت نظارتی و اشتراک‌گذاری داده‌هاست. آن دسته از مشوق‌هائی برای حفاظت از آب و نوآوری موردنیاز است که در راستای تغییر روش مدیریت آب هستند. این امر می‌تواند از طریق سیاست‌ها، قیمت‌گذاری، تخصیص یا آیین‌نامه‌ها باشد. اگر آب در دسترس نباشد و یا بیش از حد گران شود، کاربران آب در ایران و به دلیل وابستگی شدید معیشت‌شان به آب، واکنش نشان خواهند داد. آنها بدعت‌های جدیدی را برای دور زدن قوانین کشف خواهند کرد.

    از فرصت استفاده کنیم

    این پژوهشگر حوزه آب تاکید کرد: عدم استفاده از فرصت‌های اندک باقیمانده، پیامدهای مهمی برای ثبات سیاسی، اقتصادی و محیطی در کشور و فراتر از آن خواهد داشت. عدم رسیدگی به چالش‌های آب می‌تواند بر سمت و ثبات سیاسی مردم تأثیرات جدی داشته باشد.

     حل چالش آب از مسیر FATF و برجام

    وی افزود: همه کارشناسان دغدغه‌مند در حوزه آب و محیط زیست تاکید می‌کنند که به منظور کاهش تبعات تنش و بحران آب، یگانه راه‌کار باقیمانده اصلاح سیاست‌های کلان و فراهم شدن امکان تعامل با جهان، پیوستن به FATF و احیای برجام معرفی می‌کنند تا در اثر آن امکان بهره‌برداری از سایر پتانسیل‌های کشور به خصوص توسعه گردشگری فراهم و فشار از روی منابع آب برداشته شود.

    ۶۰ درصد تحریم‌کننده انتخابات؛ رییس‌جمهور اصلح را انتخاب کنند

    وی خاطرنشان کرد: انتظار می‌رود در دور دوم، بخشی از آن ۶۰ درصد شرکت نکرده در انتخابات به منظور اصلاح امور وارد میدان رای دادن شوند و رییس‌جمهور اصلح را با رایی بالا انتخاب کنند تا کشور در مسیر اصلاحات اصولی و بنیادی قرار گیرد. البته انتظار داریم نامزد موردنظر به مهم‌ترین وعده خود عمل کند، آنجا که به روشنی اعلام کرده است که اگر نتوانند مشکلات و بحران‌های کشور را برطرف کنند، استعفا خواهند داد.

  • من ایرانی ها را در جایی قرار دادم که حتی یک بچه می‌توانست با آن‌ها معامله کند!

    من ایرانی ها را در جایی قرار دادم که حتی یک بچه می‌توانست با آن‌ها معامله کند!

    به گزارش اقتصادران، ترامپ روز پنجشنبه در یک مصاحبه پادکستی با “آل این” (ALL IN)، در بخشی از اظهاراتش درباره ایران، مدعی شد:” ایران ورشکسته شده بود و پولی نداشت، چون من دولت‌هایی را که می‌خواستند از ایران نفت بخرند، تحریم کردم، ولی در عین حال می‌توانستم با ایران کنار بیایم و به توافقی عادلانه برسیم. ”

    او درباره مختصات توافق مورد نظرش نیز گفت:” توافق ساده بود: ایران نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد. به جز این، ما در مورد همه مسائل دیگر می‌توانستیم صحبت کنیم و آن‌ها از این گفتگو بسیار خوشحال می‌شدند. ”

    ترامپ که به اظهارنظر‌های بدون سند و مدرک و در بسیاری مواقع خلاف واقع برای تبلیغات انتخاباتی و بزرگ جلوه دادن خودش در بین هوادارانش شهره است، در ادامه مدعی شد:” من آن‌ها (رهبران ایران) را در جایی قرار دادم که شما می‌توانستید با آن‌ها مذاکره کنید. حتی یک بچه می‌توانست با آن‌ها معامله کند، اما بایدن هیچ کاری نکرد. ”

    او مدعی شد که در آن دوران هر مرد و زن جوان و بی تجربه آمریکایی می‌توانست پای میز مذاکره با ایران نشسته و با آن‌ها توافق کند، چون ایرانی‌ها (در اثر فشار‌های او) می‌خواستند توافق کنند، در حالی که دولت بایدن از عهده چنین کاری برنیامد.

     

    ترامپ در ادامه تاکید کرد که آن فرصت حالا از دست رفته، چون به گفته او حالا چینی‌ها هر ماه میلیارد‌ها دلار نفت ایران را می‌خرند و ایرانی‌ها وضع خراب اقتصادی سابق را ندارند و بر همین اساس گرفتن امتیاز و کشاندن آن‌ها به پای میز مذاکره و توافق سخت‌تر شده است.

    ترامپ در ادامه درباره جنگ ۹ ماه گذشته در غزه نیز مدعی شد:” در پایان دوره ریاست جمهوری من هیچ خبری از ترور نبود؛ بنابراین امکان نداشت که حتی در طول یک میلیون سال هم (با فرض حضور او در کاخ سفید) حمله‌ای مثل هفتم اکتبر علیه اسرائیل صورت بگیرد. ایران هم پولی نداشت که به حماس و حزب‌الله بدهد، چون وضع ایران خراب بود. ”

    او حتا مدعی شد که در اواخر دوران ریاست جمهوری اش به این باور رسیده بود که مقامات تهران نیز در نهایت به “پیمان ابراهیم” (پیمان صلح بین اسرائیل و کشور‌های عربی منطقه) بپیوندد و اسرائیل را به رسمیت بشناسد.

  • اگر می‌خواهید سر مردم را شیره بمالید، درست بمالید! / ببینید مردم! تورم‌تان را کجا بردند! ببینید فروش نفت را کجا بردند!

    اگر می‌خواهید سر مردم را شیره بمالید، درست بمالید! / ببینید مردم! تورم‌تان را کجا بردند! ببینید فروش نفت را کجا بردند!

    به گزارش اقتصادران، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه اسبق در برنامه میزگرد سیاست خارجی که به عنوان مشاور مسعود پزشکیان حاضر شده بود، در این برنامه خطاب به فواد ایزدی گفت: تحریم را با عدد نمی‌شمرند؛ وقتی گفتند ۸۰۰ تحریم قبل از برجام به ۱۵۰۰ تحریم بعد از برجام تبدیل شد، دوتای آن خودم من بودم. شمردن تحریم با عدد، آدرس غلط دادن به مردم است.

    او افزود: بانک، نفت، پتروشیمی، بیمه و کشتیرانی ما را کجا تحریم کردند؟

    ظریف با اشاره به قانون کاتسا گفت: این قانون هیچ تحریم جدیدی ندارد و تنها تحریم‌های قبل را هماهنگ کرد؛ چون برجام به آمریکا اجازه نمی‌داد تحریم جدیدی اضافه کند.

    وزیر خارجه اسبق ادامه داد: سال‌های ۹۵ و ۹۶ دو سالی بود که بعد از توافق، رشد دو رقمی داشتیم و تورم تک رقمی.

    او با اشاره به خروج آمریکا از برجام، افزود: برخی روزنامه‌ها و دوستان نوشتند اینکه ترامپ می‌گوید از برجام خارج می‌شود، جنگ زرگری است و او خارج نمی‌شود؛ بعد که خارج شد؛ پس چه شد؟ ترامپ می‌گفت برجام کلاه گشادی بود که ایرانی‌ها سر ما گذاشتند؛ البته در اینجا هم برخی می‌گفتند برجام کلاه آمریکا بر سر ایران بود.

    ظریف افزود: تنها کشوری که از ساز و کار اسنپ‌بک در برجام استفاده کرده، ایران است؛ ایران به مدت ۵ سال است که از این ساز و کار استفاده می‌کند.

    او ادامه داد: روزی که دولت روحانی تحویل آقای رئیسی شد، توانسته بودیم آمریکا را سه بار در شورای امنیت شکست دهیم؛ غنی‌سازی را از ۲۰ درصد به ۶۰درصد رسانده بودیم.

    ظریف ادامه داد: اینکه می‌گویند بایدن می‌توانست به برجام برگردد، بله؛ اصلا قرار بود برگردد اما یکی اسرائیل بود که با شهید کردن شهید فخری‌زاده اجازه نداد و یکی هم قانون راهبردی.

    او در ادامه افزود: نگذارید که بگوییم در آن ۶ ماه تلخ چه گذشت. بارها می‌توانستیم برجام را زنده کنیم تا مردم در فلاکت زجر نکشند. در سه سال دولت روحانی به ۱۵۰۰ تحریم رسید؛ و از سه سال دولت آقای رئیسی به ۲۵۷۰ رسید. در ۸ سال ۷۰۰ تحریم اضافه شد و در سه سال بیش از هزار مورد. اگر می‌خواهید سر مردم را شیره بمالید، درست بمالید.

    او خطاب به مردم گفت: ببینید مردم! تورم‌تان را کجا بردند! ببینید فروش نفت را کجا بردند!

    ظریف با اشاره به فروش نفت ایران، گفت: اینکه فروش نفت بالا رفته کار دوستان نبوده، بلکه وقتی بایدن آمد سیاستش این شد که پیچ تحریم‌ها را شل کند؛ بگذارید ترامپ برگردد ببینید دوستان چه می‌کنند.

    ظریف افزود: حضرت حجت‌الاسلام خاتمی ذیل نظرات رهبری، برای ایران افتخار آفرید؛ معجزه هزاره سوم هم فکر می‌کرد تحت نظرات رهبری عمل می‌کند، به همراه دبیر شورای عالی امنیت ملی‌اش که الان هم نامزد انتخابات شده، جز تحریم نیاوردند. دولت روحانی هم توانست کشور را سربلند کند. اگر برجام بد بود چرا آمریکا با استفاده از برجام خارج نشد. مگر ترامپ از آب و هوا و قرارداد موشک‌های میان برد خارج نشد؛ شوروی سابق هم بر مذاکره کرده بودند؟

    او ادامه داد: خطای استعمارگر را به پای مبارزه کننده با استعمار بیاوریم. فراموش نکنید که همانقدری که سلاح مهم است، مردم هم مهم هستند.

    جواد ظریف در ابتدای سخنانش با بیان اینکه قدرت مجموعه‌ای از قدرت‌ معنایی و قدرت مالی است که منجر به کاهش آسیب پذیری می‌شود، اظهار داشت: آنچه به ایران قدرت داده، قدرت معنایی است که همان گفته امام یعنی پیروزی خون بر شمشیر است و قدرت معنایی مقاومت را اجرا کرد. قدرت بر اساس تعریف همه کارشناسان مجموعه‌ای از قدرت‌های مادی و معنایی است؛ اول افزایش نفوذ و دوم کاهش اسیب پذیری.

    او افزود: آنچه به جمهوری اسلامی قدرت داده قدرت معنایی ما است؛ وقتی امام گفتند اگر مردم همراه شما نباشند، نمی‌توانید پیروز باشید، توجه امام به توجه معنایی بود.
    وی تاکید کرد: قدرت در ایران در سال ١٣۶١ در میانه جنگ ایجاد شد در مقاومت لبنان و فلسطین با پیام انقلاب اسلامی ایران و نپذیرفتن زور ایجاد شد. اگر قدرت یعنی قدرت نظامی، بر اساس نظریه‌های واقعگرایی یا باید به قدرت دیگری وابسته شویم یا باید با آمریکا بالانس قدرت کنیم. قدرت را درست تفسیر کنید. ما پای مقاومت ایستاده‌ایم؛ مقاومت قدرت

    وزیر امور خارجه دولت دوازدهم تاکید کرد : به دلیل همین قدرت معنایی، اسراییل که در هر جنگی یک ماهه پیروز می‌شد امروز پس از ٨ ماه نتوانسته در برابر گروهی ایستادگی کند و افسانه پیروزی اسرائیل  شکست خورده‌ است، ما پای مقاومت ایستاده‌ایم و این قدرت معنایی انقلاب را از دست نخواهیم داد.

  • چرا تورم مهار نمی شود؟

    چرا تورم مهار نمی شود؟

    به گزارش اقتصادران، محمدرضا متجذب طی یادداشتی در روزنامه تعادل نوشت:

    در روزهايي كه يك بار ديگر در اقتصاد ايران نوسانات قيمتي در بازارهاي مختلف رو به سمت صعود گذاشته و نرخ ارز و بسياري از اقلام مصرفي و مورد نياز مردم بالا رفته است، گفت‌وگو در خصوص اين واقعيت كه عوامل موثر بر تورم كدام هستند براي افكار عمومي و تحليلگران واجد اهميت ويژه‌اي است. در اغلب موارد موضوعاتي چون رشد نقدينگي به عنوان گزاره اثرگذار بر تورم مورد تاكيد قرار مي‌گيرد، اما در مطالعه‌اي كه اخيرا بر مبناي داده‌هاي رسمي انجام شد، عوامل موثر بر تورم از منظري تازه مورد واكاوي و محاسبه قرار گرفت. هرچند رشد نقدينگي عاملي موثر بر تورم ايران طي هفت دهه اخير بوده است، ليكن عواملي ديگر هم بر تورم تاثيرگذار بوده است كه در سياست‌هاي مقابله با تورم بايد مورد نظر باشد. اين عوامل به شرح زير هستند:

    رشد توليد: توليد در ايران شامل مجموعه توليدات چهار زيربخش خدمات، كشاورزي، نفت و صنعت است. به‌ طوري كه رشد توليد از طرف عرضه كل اقتصاد تاثيري كاهنده بر توليد دارد. افزايش يك درصدي در توليد چيزي درحدود ۱۰ صدم درصد تورم را كاهش مي‌دهد.

    رشد نقدينگي: رشد نقدينگي تاثيري افزايشي بر تورم دارد. رشد نقدينگي از طرف تقاضاي كل اقتصاد موثر است. به ‌طوري كه در تورم پايين يك درصد افزايش در نقدينگي موجب افزايش يك دهم درصد در تورم مي‌شود. ولي با افزايش تورم اين رقم افزايش مي‌يابد. در تورم كنوني تاثيري معادل ۲۵ صدم درصدي دارد.

    رشد نرخ ارز: بدون ترديد رشد نرخ ارز، تاثيري مثبت بر تورم دارد. به ‌طور متوسط افزايش يك درصدي در نرخ ارز، افزايش ۱۵ صدم درصدي بر تورم دارد. تبلور رشد كسري بودجه بيشتر از دو كانال رشد نقدينگي و رشد نرخ ارز در اقتصاد ظاهر مي‌شود.

    رشد انتظارات تورمي: انتظارات تورمي تاثيري مثبت بر تورم دارد.

    انتظارات تورمي به معناي شكل‌گيري و پيش‌بيني جامعه از تورم در دوره آتي (مثلا يك ‌فصل يا يك سال آينده) است.

    مطالعات انجام ‌شده در ايران حاكي از شكل‌گيري انتظارات به ‌صورت تطبيقي (قوي‌تر) و عقلاني است. بر اين اساس نتايج بررسي رابطه مثبت انتظارات تطبيقي تورم با تورم در ايران نشان مي‌دهد:

    اول) تأثير انتظارات تورمي بر تورم مثبت است. به ‌عبارت ‌ديگر با افزايش انتظارات تورمي در ايران تورم افزايش‌يافته است.

    دوم) با افزايش ارقام تورم در ايران (از تك ‌رقمي تا بالاي ۵۰ ‌درصد)، تأثيرگذاري انتظارات تورمي بر تورم بيشتر شده است. به گونه‌اي كه در تورم تك ‌رقمي (برخي سال‌هاي دهه چهل و نيز دو سه سال ديگر از در دهه‌هاي ديگر)، اگر انتظارات يك درصد افزايش مي‌يافت موجب افزايش ۴۶/۰ درصدي در تورم شده است. لكن با افزايش سطح تورم اين ضريب تا ۳۴/۱ درصد تورم را افزايش مي‌دهد.

     سوم) تأثير انتظارات بر تورم نامتقارن است. به ‌عبارت ‌ديگر هنگام افزايش انتظارات و نيز تورم، تأثير افزاينده انتظارات بر تورم (با ضريبي) بيشتر است، ولي در كاهش تورم، تأثير انتظارات بر تورم كمتر است.

    چهارم) چون تأثير انتظارات تورمي بر تورم نسبتا شديد و ملموس است، لازم است عوامل موثر بر انتظارات تورمي كالبدشكافي و شناسايي گردد. در اين مسير مي‌توان با كنترل انتظارات تا حد زيادي به كنترل تورم دست ‌يافت.

     پنجم) سياست‌هاي كنترل انتظارات قيمتي هرچقدر بلندمدت‌تر باشد، تاثيري بلندمدت‌تر بر كنترل تورم خواهد داشت.

    مبتني بر اين توضيحات انتظارات قيمت در ايران بدون شكل تطبيقي و عقلاني شكل مي‌گيرد. هرچند نقش انتظارات تطبيقي به مراتب بيشتر است.  تاثير انتظارات از چهاردهم درصد در تورم‌هاي پايين شروع مي‌شود و به ۸ دهم درصد در تورم‌هاي بالا ختم مي‌شود. از اين منظر تاثير انتظارات تورمي از دو مقوله قبلي بيشتر است.

    خروج امريكا از برجام: خروج امريكا از برجام در دوره ترامپ، اثري افزايشي بر تورم داشته است. در اين دوره به ‌طور متوسط تورم ۲۵ صدم درصد افزايش داشته است. در اين مطالعه تاثير ادوار تجاري سياسي و انتخاب رفسنجاني، خاتمي، احمدي‌نژاد و روحاني بر تورم مورد ارزيابي قرار گرفت. اقتصاد ايران تنها در دوره رفسنجاني تورمي افزايشي و معنادار را تجربه كرده است.

    در جمع‌بندي مي‌توان گفت طي دهه اخير روند تورم دچار شكست ساختاري شده است و سطح آن افزايش داشته است. دليل اصلي آن تحريم‌هاي شديد بر اقتصاد ايران بوده است، كه از هر دو طرف عرضه كل و تقاضاي كل بر تورم ايران تاثير گذاشته است. در اين نوشتار مهم‌ترين عوامل موثر بررسي شد، هرچند عوامل كمي و كيفي ديگري هم قابل ذكر است.

  • اقتصاد ایران در 1403 به کدام سو خواهد رفت؟

    اقتصاد ایران در 1403 به کدام سو خواهد رفت؟

    به گزارش اقتصادران، سال گذشته سال رشد تولید و مهار تورم نامیده شد، در گفت‌وگویی با حبیب آرین وضعیت تورم و تولید در اقتصاد ایران و عوامل اثر گذار بین المللی بر آن را بررسی کرده ایم:

    آقای آرین برای اولین سوال، فرایند تورم در سال گذشته را تحلیل کنید؛

    تورم در سال ۱۴۰۲ روندهای متفاوتی را طی کرد. در اوایل سال ۱۴۰۲ رکوردهای تاریخی در تورم نقطه به نقطه به ثبت رسید. مثلاً این تورم در فروردین ماه این سال بعد از جنگ جهانی دوم رکورد ساز شد. اما روند تورم در ادامه سال با توجه به سیاست‌های که بانک مرکزی روندی نزولی را آغاز کرد.

    بر اساس گزارش مرکز آمار تورم سالیانه به ۴۲.۵ درصد رسیده و نسبت به تورم بهمن ماه در سال گذاشته ۵.۲ درصد کاهش پیدا کرده؛ تورم نقطه به نقطه و ماهیانه هم در بهمن امسال به ترتیب ۳۵.۸ و ۱.۴ درصد گذارش شده است.

    آیا سیاست‌های پولی بانک مرکزی موفق بود؟

    سیاست‌های پولی بانک مرکزی در این سال نیز ادامه سیاست انقباض ترازنامه بانک‌ها یا به عبارتی کنترل مقداری ترازنامه بانک‌ها بود. سیاستی که در کنترل نقدینگی به طور خاص موفق عمل کرد و رشد نقدینگی رو از بالای ۴۰ درصد به صورت نقطه‌ای به زیر ۲۷ درصد رساند.

    هرچند که تورم‌های نقطه‌ای اکنون الان به زیر ۴۰ درصد رسیده است که از تورم‌های نقطه‌ای بالای ۵۰ درصد ابتدای سال در واقع پایین‌تر است؛ منتهی زمانی که به تورم سالانه نگاه می‌کنیم حدود ۴۳ درصدی که تفاوت معنی داری با سال‌های قبل نمی‌کند. این اصلی ترین نقد وارد بر سیاست‌های بانک مرکزی است؛ مضاف بر این باید این نکته را نیز قید کنیم که در صورت ادامه دار بودن این سیاست می‌توانیم امیدوار باشیم که روند تورم حداقل افزایشی نشود اما با توجه به ماهیت تورمی که در ایران وجود دارد مخصوصاً در کوتاه مدت؛ از سمت بازار ارز می‌تواند تحت تأثیر قرار بگیرد و این امر برای ۱۴۰۳ کار را سخت و دشوارتر می‌کند. چرا که افق ارزی که برای کشور در سال ۱۴۰۳ متفاوت‌تر از ۱۴۰۲ است و تثبیت ارز در کانال‌های ۵۰ هزار تومان بسیار دشوار به نظر می‌رسد.

    نقد وارد بر سیاست کلان اقتصادی دولت چیست؟

    همه اینها در حالی رخ می‌دهد که سیاست‌های اقتصادی دولت در بازار ارز با ابهامات و پیچیدگی‌های زیادی در سال گذشته همراه بود. از تغییر نرخ خوراک پتروشیمی‌ها، تغییر در سیاست‌های نرخ‌های ترجیحی، تغییرات تعرفه‌های وارداتی و صادراتی، الزامات جدید تحویل ارزهای صادراتی، پیچیدگی دریافت ارزهای وارداتی، تخصیص ارز مسافرتی و … همگی اینها مجموعه نا همگون از سیاست‌های اقتصادی بود که توانست در بازار ارز بود اثرات متفاوتی را ایجاد کند. اینها در شرایطی است که در شرایط کنترل نرخ ارز همچنان مبهم هست و به نظر می‌رسد جهش‌های ارز در سال پیش رو نیز تدام یابد.

    این در شرایطی است که ایران  در سال ۱۴۰۲ توانست بیشترین میزان فروش نفت را از سال ۱۳۹۷ به این سو به ثبت برساند. افزایش فروش نفت که بیش از هرچیزی با کاهش سختگیری‌های آمریکایی‌ها حاصل شده است از سویی توان سیاستگذار پولی برای کنترل نرخ ارز را افزایش داد. همچنین توانسته است از بیشتر شدن ناترازی هایی ارزی را کاهش دهد. این میزان افزایش فروش نفت همچنین عامل اصلی رشد اقتصادی ۴.۵ درصدی در ۹ ماهه نخست سال جاری هم بود.

    با همه این موارد همچنان انتظارات تورمی به شدت بالاست یعنی هم مردم و هم فعالان اقتصادی انتظار دارند سطح عمومی قیمت‌های در سال آینده باز هم افزایش یابد. یکی از دلایل بالا بودن این انتظارات تورمی تغییر شرایط ریسک‌های ژئوپلوتیک در اقتصاد ایران بوده است.

    ایران در سال ۱۴۰۲ بیش از پیش به دو تنش مهم بین المللی نزدیک شده است. جنگ اسرائیل و حماس در خاورمیانه و جنگ روسیه علیه اوکراین در شمال ایران. به نظر می‌رسد این تنش‌ها همچنان ادامه دار خواهد بود و به نوعی در هر کدام از این تنش‌ها احتمال درگیری ایران افزایش یافته است. پروکسی‌های نزدیک به ایران بیش از پیش وارد درگیری‌های نظامی با اسرائیل و متحدانش در لبنان، سوریه، عراق و یمن شدند. در آن سو نیز ایران از سوی غرب متهم به تجهیز تسلیحاتی روسیه به وسیله پهبادهایش شده است. همه این موارد افزایش تنش‌های ایران و غرب و حتی احتمال درگیری نظامی را به عنوان یکی از مهمترین ریسک‌های ژئوپلوتیک افزایش داده است.

    ریسک‌های ژئوپلوتیک که بر اقتصاد تأثیر می‌گذارد، برای سال آینده کدام موارد هستند؟

    از طرف دیگر به نظر می‌رسد نشانه‌های ممکنی برای راه حل های دیپلماتیک برای گشایش‌های اقتصادی و برداشته شدن تحریم‌ها از میان رفته است. اکنون فعالان اقتصادی اساساً امیدواری خود را نسبت به حل این مناقشات از طریق راه حل های دیپلماتیک از دست داده اند. در ماه‌های اخیر برای بسیاری از افراد مسجل شده است که اولاً احیای توافق برجام در شرایط جدید تقریباً ناممکن است و حتی در صورت احیا نیز نمی‌تواند اثرگذاری ویژه ای داشته باشد.

    افزایش اختلاف نظرهای ایران با آژانس بین المللی اتمی و یا منتفی شدن پیوستن ایران به FATF و گزاره‌های از این دست نشان می‌دهد سطوح اختلافات ایران و غرب وارد سطوح تازه ای شده و نمی‌توان انتظار داشت که حداقل در کوتاه مدت گزینه‌های همچون برداشته شدن تحریم‌های مالی و اقتصادی برای اقتصاد ایران ممکن نباشد. توافقات صورت گرفته با عربستان نیز اگرچه می‌تواند ابزاری در خدمت کنترل تنش‌ها بین دو کشور باشد، اما نتوانسته از سطوح اولیه خارج و وارد مناسبات عملیاتی شود و این نکته مثبت ارزیابی می‌شود.

    ضمن اینکه ریسک‌های ژئوپلوتیک دیگر جهان نیز در سال ۱۴۰۲ در ایران افزایش یافت. حملات سایبری به نهادها و شرکت‌ها و فروش اطلاعات شهروندان و فضای وب از دیگر ریسک‌هایی بود که به کرات و با شدت بیشتری رخ داد. حملات تروریستی نیز هم از نظر کثرت حملات و هم از نظر میزان تلفات انسانی به عنوان یکی دیگر از ریسک‌های ژئوپلوتیک افزایش یافته است. حملات به زیرساخت‌های انرژی نیز بخش دیگری از حملات را شامل شده است.

  • آن مرغی که می‌گفتند به برجام ربطی ندارد، الان همان مرغ ۱۲۰ هزار تومان شده است! / افراد میانه‌رو در صحنه‌ی انتخابات حضور دارند

    آن مرغی که می‌گفتند به برجام ربطی ندارد، الان همان مرغ ۱۲۰ هزار تومان شده است! / افراد میانه‌رو در صحنه‌ی انتخابات حضور دارند

     به گزارش اقتصادران، پزشکیان و مطهری در گفت‌وگویی مشترک شکل‌گیری اقلیتی از چنین افرادی در مجلس آینده را اثرگذار دانستند.
    متن کامل گفتگو با مسعود پزشکیان و علی مطهری را می‌توانید در ادامه بخوانید:

    برای ارائه‌ی لیست واحد میانه‌روها امیدواری وجود دارد

    *با وجود فضای سرد انتخاباتی، اما به نظر می‌آید که جریانی که به جریان میانه‌روها مشهور شده است در تلاش هستند تا شرایط را تغییر دهند. فضای انتخابات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    علی مطهری: طیف‌های مختلف جریان میانه‌روها برای ایجاد یک ائتلاف در انتخابات پیش رو درحال رایزنی و مشورت هستند. این امید وجود دارد که رایزنی‌های صورت گرفته به نتیجه‌ی مثبتی برای ارائه یک لیست واحد منجر شود.

    میانه‌روها افراد عقل‌گرا و معتدلی هستند که واقعیت‌گرا بوده و به دنبال شعارگرایی نیستند. آن‌ها در پی اصلاح امورند و خود را در مقابل افراط و تفریط تعریف می‌کنند. آن‌ها تلاش می‌کنند که سمت تفریط کردن و بی تفاوتی نباشند و از طرف دیگر در مقابل افراطی‌گری‌هایی که در چند سال اخیر مشکلات جدی برای کشور ایجاد کرد می‌ایستند.

    *به نظر می‌آید که مقصودتان از سال‌های اخیر دولت سیزدهم و مجلس یازدهم است. آیا می‌توان مصادیق این میانه‌روها را که می‌گویید در برابر افراطی‌گری می‌ایستند در بین مدیران نزدیک به آقایان خاتمی، روحانی و لاریجانی پیدا کرد؟

    مطهری: همه‌ی کسانی که رویه و تفکری مبتنی بر میانه‌روی دارند و تفکر سیاسی معتدلی را دنبال می‌کنند ذیل این جریان قرار می‌گیرند. برای نمونه مدیرانی که قائل به ایجاد توازن میان شرق و غرب هستند و از اینکه به دلیل دشمنی به غرب در دامان شرق بیفتیم گریزان هستند و یا برعکس، میانه‌رو محسوب می‌شوند.
    میانه‌روها از تحریم‌ها استقبال نخواهند کرد
    میانه‌روها در پی آن هستند تا با ایجاد توازنی در سیاست خارجی رفع تحریم‌ها را دنبال کنند. در واقع آن‌ها به دنبال این هستند که هر چه زودتر کشور به حالت طبیعی خود بازگردد. آن‌ها بر خلاف جریان مقابل‌شان از تحریم‌ها استقبال نخواهند کرد و به دنبال این نیستند که به زندگی مردم سختی‌هایی بیش از این را تحمیل کنند. آن‌ها ایجاد رفاهی نسبی برای مردم را در سرلوحه‌ی برنامه‌های خود دارند.

    در نقطه‌ی مقابل میانه‌روها افرادی هستند که صرفا شعار می‌دهند و توجهی به عواقبی که کارهایشان برای مردم ایجاد می‌کند ندارند و به همین خاطر فرصت‌های بسیاری را از دست می‌دهند که نمونه‌های بسیاری از آن را در همین چند سال اخیر شاهد هستیم.

    تندروها باعث شدند فرصت احیای برجام را از دست بدهیم

    برای نمونه در موضوع برجام در خرداد ۱۴۰۰ تقریبا کار احیای آن به اتمام رسیده بود، اما تندروها شعار دادند که می‌خواهیم توافق بهتری را به دست بیاوریم و صبر کنید تا دولت جدید بیاید. پس از روی کار آمدن دولت جدید هم ۹ ماه کار معطل ماند و در نهایت شرایط دنیا تغییر کرد و در عمل فرصت‌ها را از دست دادیم.

    سختی‌های غیر ضروری را بر مردم تحمیل کرده‌اند و این نوع سختی‌ها بر اثر بی تدبیری‌هایی‌ست که بر مردم تحمیل شده است. برخی شکلی رفتار می‌کنند که گویی انقلاب اسلامی به معنای آن است که باید به همین شکل به پیش برویم در حالی که می‌شود با انتخاب مسیر دیگری بسیاری از این سختی‌های غیر ضروری را بر مردم تحمیل نکرد. وقتی مردم می‌بینند فرصت‌هایی برای از میان بردن این سختی و رفع تحریم‌ها بوده و استفاده نشده است برایشان قابل هضم نخواهد بود.

    افراد میانه‌رو در صحنه‌ی انتخابات حضور دارند

    *آقای پزشکیان! شما چه تحلیلی از فضای انتخاباتی فعلی دارید؟ آیا میانه‌روها امکان و توان شکل دادن یک ائتلاف و به دست آوردن نتیجه‌ای مطلوب در انتخابات را خواهند داشت؟

    مسعود پزشکیان: برخی‌ها از بیرون و البته از داخل در حال تلاش برای کاهش مشارکت مردم در انتخابات هستند. نوع برخورد دولت آقای رئیسی و ساختارهای نظارتی هم به شکلی است که دانسته یا ندانسته در حال کمک به کاهش مشارکت مردم در انتخابات هستند.

    این در حالی است که رهبری از ابتدای امسال در موقعیت‌ها و مناسبت‌های مختلف توصیه و تاکید داشتند که کارها به شکلی انجام شود که انتخابات رقابتی باشد و مشارکت مردم نیز افزایش پیدا کند و اخیرا هم گفتند اجازه دهید نظرات و جریان‌های مختلف وارد صحنه شوند.

    این وظیفه‌ی مجریان بوده که بستر انتخابات را طوری فراهم کنند که رقابتی که بر آن تاکید شده بود شکل بگیرد. البته افراد میانه‌رویی در صحنه‌ی انتخابات حضور دارند، اما به سادگی نمی‌شود مسائل را حل کرد.

    اگر افرادی که شناخته‌شده‌تر هستند و در بین مردم اسم و رسمی دارند در صحنه باشند می‌توانند مشارکت جامعه در انتخابات را هم افزایش دهند. اگر فردی انسان بسیار خوبی هم باشد، اما ناشناخته باشد قاعدتا نمی‌تواند با حضور خود صحنه‌ی انتخابات را پر شور کند. کاری که باید دولت و دیگران می‌کردند این بود که این صحنه‌ی انتخابات را پر شور کنند. انتخابات پر شور در حال حاضر و با توجه به وضعیت منطقه‌ای و مسائل دیگر حائز اهمیت بسیاری است.

    *معضلی که الان وجود دارد این است که چگونه می‌توان این شور انتخاباتی را ایجاد کرد. اگر مطابق آنچه قرآن دستور داده در برابر حرف درست سر خم کرده بودیم آیا در چنین وضعیتی قرار می‌داشتیم؟!

    افرادی که در حال حاضر در دولت و مجلس هستند ادعا می‌کردند که وضعیت مملکت به خاطر کارهایی است که گذشتگان کرده بودند. اولین سوال این است که اگر وضعیت مملکت به خاطر کارهای اشتباه آنهاست پس به چه دلیلی دیگر این جشن‌های بزرگداشت و سالگرد انقلاب را می‌گیریم؟!

    اگر هم دستاوردهایی وجود دارد که به آن افتخار می‌کنید هم کار آن‌ها بوده است. اگر بخواهیم بپذیریم عملکرد گذشتگان یکسره خطا بوده و همه بد بودند پس دیگر نیازی نیست در سالگرد انقلاب جشن بگیرید و بگویید موفق بودیم.

    آن‌ها وعده داده بودند که با حضورشان در مجلس و دولت سفره‌ی مردم را رنگین خواهند کرد و می‌گفتند «مگر مرغ و گوشت مردم به برجام ارتباطی دارد؟!»؛ آن مرغی که می‌گفتند به برجام ربطی ندارد ۲۰ هزار تومان بود و الان همان مرغ ۱۲۰ هزار تومان شده است! با همین عملکردها قدرت خرید مردم کاهش پیدا کرده است.

    برجام و برجام‌ها را لازم داریم

    اگر قرار است با دنیا تعامل کنیم برجام و برجام‌ها را لازم داریم. البته که کسانی که برای چنین گفتگوهایی می‌روند هم باید توان گفتگو و چانه‌زنی در عرصه‌ی دیپلماسی را داشته باشند نه اینکه حتی نتوانند با زبان آن‌ها هم صحبت کنند.

    پیشنهاد و توصیه‌ی من این است که مردم با صندوق‌های رای قهر نکنند و در برابر مدعیانی که در این سال‌های اخیر مشخص شده ادعاهایشان درست نبوده به کسانی رای دهند که میانه‌رو هستند حتی اگر در حال حاضر در جامعه شناختی زیادی از آن‌ها وجود نداشته باشد و چهره‌های مشهوری نباشند.

    انتخاب افراد میانه‌رویی که اهل علم و منطق هستند و به دنبال جار و جنجال نیستند می‌تواند اثرگذارتر از قهر با صندوق رای باشد.

    جایگاه مجلس پایین آمده است

    *آقای مطهری! فکر می‌کنید حضور میانه‌روها می‌تواند کمکی به بهبود شرایط زندگی روزمره‌ی کند؟ به نظر می‌آید بسیاری دیگر به دنبال اهداف خیلی رویایی نیستند و در پی زندگی معمولی می‌گردند.

    مطهری: مجلس در حد خودش می‌تواند بر زندگی مردم اثرگذار باشد. البته این یک واقعیت است که در سال‌های اخیر مجلس از جایگاهی که در قانون اساسی از آن گفته شده پایین آمده است.

    شورایی مثل شورای سران قوا یک شورای موقت بوده، اما همچنان فعالیت آن ادامه دارد و گاهی قانون‌گذاری می‌کنند، حتی هیئت عالی نظارت بر اجرای سیاست‌های کلی نظام هم وارد قانون‌گذاری می‌شود و باعث شده که دست مجلس به نسبت آنچه که باید بسته‌تر شود، اما با این وجود بسیاری از موارد این چنینی قابل اصلاح است.

    اصلاحات ساختاری بر زندگی روزمره‌ی مردم هم اثرگذار خواهد بود

    اصلاحات ساختاری از این جنس بر زندگی روزمره‌ی مردم هم اثرگذار خواهد بود. برای نمونه یکی از لوایح مربوط به fatf در هیئت عالی نظارت باقی ماند در حالی که تصویب چنین قوانینی می‌توانست اثر مثبتی بر زندگی مردم داشته باشد.
    بسیاری از این موارد قابل حل است، البته بعضی هم شاید نیاز به مذاکره با رهبری داشته باشد که همان‌ها را می‌شود پیش برد. با این وجود، حضور اقلیتی از افراد معتدل و عقل‌گرا حتما موثر خواهد بود و می‌توانند جریان‌های اثرگذاری را در جهت احقاق حقوق مردم ایجاد کنند. لازم است که از این فرصت‌ها استفاده کنیم.

    کسانی که می‌گویند «رای ندهیم تا نظام به خودش بیاید» در حال حرکت در مسیر براندازی هستند. فرض کنیم که این نظام رفت چه جایگزینی وجود دارد؟! تنها راه اصلاح کشور آن است که در جاهایی که امکان فعالیت وجود دارد حاضر شویم و اصلاح امور را از همان بخش‌ها آغاز کنیم و کشور را به حالت طبیعی بازگردانیم. اگر همه خود را کنار بکشند رفتار مسئولانه‌ای نیست.

    رای به افراد معتدل و عاقل حتما موثر خواهد بود. البته که نباید انتظار زیادی هم ایجاد کرد و قطعا تحول عجیب و غریبی رخ نمی‌دهد، اما حضور میانه‌روها می‌تواند به مرور زمان موثر باشد و حتی بر شکل‌گیری دولت آینده نیز اثرگذار باشد.

    این دوره‌ی انتخابات می‌تواند در حل مسائل آینده بسیار موثر باشد

    شرایط حساس موجود و به ویژه مسائل منطقه‌ای ضرورت مشارکت در انتخابات را بیشتر می‌کند. ما در نوعی جنگ با امریکا و اسرائیل هستیم و اگر آن‌ها ببینند مشارکت پایین است گستاخی‌های بیشتری خواهند داشت.

    در حالی که اگر مشارکت بالایی در انتخابات داشته باشیم می‌تواند از این جنبه هم اثرگذار باشد. این دوره‌ی انتخابات به دلایل گوناگونی حائز اهمیت بسیاری است و می‌تواند درحل مسائل آینده بسیار موثر باشد.

    میانه‌روها می‌توانند ریل‌گذاری صحیح را در سیستم جا بیندازند

    *آقای پزشکیان! شما چه ارزیابی از احتمال شکل‌گیری فراکسیون اقلیت دارید؟ آیا چنین فراکسیونی می‌تواند در مجلس اثرگذار باشد و یا اثر مثبتی بر زندگی مردم بر جای بگذارد؟

    پزشکیان: وظیفه‌ی مجلس قانون‌نویسی و نظارت بر اجرای آن است. اگر این اقلیت میانه‌روها بتواند در هر کمیسیون افرادی کارکشته و متخصص را داشته باشد می‌توانند جهت‌گیری کارشناسی و ریل‌گذاری صحیح را در سیستم جا بیندازند. اگر اقلیت با دیگرانی که اکثریت را در مجلس دارند در چارچوب منطقی و کارشناسی سخن بگویند معمولا می‌پذیرند و اینطور نیست که همه عناد داشته باشند.

    مشکلی که در حال حاضر وجود دارد نبود افراد کارشناس و خبره در کمیسیون‌های تخصصی مجلس است تا بتوانند نقشه‌ی راه درستی را طراحی کنند که در صورت اجرای درست آن مشکل‌گشا شود.
    اقلیت میانه‌رو می‌تواند حرف خود را به کرسی بنشاند
    بسیاری کارشناسان و استادان دانشگاه معتقدند که برای مثال چارچوب کلی و کارشناسی آنچه در کمیسیون بهداشت در چند دوره‌ی اخیر مجلس مطرح شده کاملا قابل دفاع است. همین نشانگر آن است که در صورتی که کار تخصصی و کارشناسی صورت بگیرد بحث اقلیت و اکثریت کنار می‌رود و همه آن را پذیرا خواهند بود، زیرا بسیاری از آن را مجالس با گرایش‌های مختلف هم تصویب کرده‌اند. اگر بتوان به درستی و بر مبنای کارشناسی گفتگو کرد اقلیت می‌تواند حرف خود را به کرسی بنشاند.

    مشکلی که در حال حاضر وجود دارد این است که افراد متخصص و کارشناسی که بر اساس مستندات علمی و کارشناسی سخن بگویند در کمسیون‌های مجلس کم هستند و اگر اقلیت با چنین ویژگی‌های در مجلس وجود داشته باشد اکثریت را می‌تواند با خود همراه کند.

    اگر افرادی باشند که دانسته‌های صحیح و کارشناسی را در سیستم مطرح کنند و توان گفتگو با دیگران را داشته باشند اقلیت هم توان اینکه کار خود را به سرانجام برساند خواهد داشت. البته این هم واقعیتی است که تعداد زیادی از افراد این چنینی از گزینش‌های مربوط به انتخابات گذر نکرده‌اند.

    بعضی قوانین بسیار خوب که در مجالس مختلف تصویب شده به دلیل آنکه مجریان مهارت کافی برای اجرای آن نداشتند به جایی نرسیده است. یا در مورد چشم‌انداز که قرار بود بر اساس آن قدرت اول منطقه باشیم کدام یک از این مسئولین نقشه‌ی راهی طراحی کرد که بر اساس آن این اهداف محقق شود؟!

    افرادی را در مسئولیت‌های مختلف قرار داده‌اند که اصلا توان درک این مسائل را ندارند. به همین خاطر است که ما نه تنها به اهداف چشم‌انداز نرسیدیم بلکه از آن چشم‌انداز دور و دورتر شدیم و افرادی هم در این میان دیگرانی را به نام «ضدیت با رهبری» از گردونه خارج می‌کنند.

    در صورتی که اگر آن‌ها واقعا تابع رهبری هستند چرا آن سیاست‌های را اجرایی نمی‌کنند؟! اگر سیاست‌های کارشناسی که مطرح شده اجرایی می‌شد این نارضایتی‌ها در جامعه‌ی ما به وجود نمی‌آمد. طبق چشم‌انداز قرار بود الهام‌بخش باشیم؛ با زدن و گرفتن و زندان مگر می‌شود الهام‌بخشی کرد؟! این‌ها الهام‌بخش نخواهند شد فراری‌بخش می‌شوند و باعث خواهند شد که افراد متخصصی از این مملکت بروند.

    در مجلس فعلی خبری از پیگیری فصل حقوق ملت قانون اساسی نیست

    *بعضی منتقدین مشارکت در انتخابات که نسبت به ثبت نام صورت گرفته از سوی هر دوی شما انتقاد دارند می‌گویند که در دوره‌هایی که در مجلس حضور داشتید چه کردید که دوباره می‌خواهید به مجلس بروید؟ با حضور شما در مجلس قرار است چه اتفاقی بیفتد؟

    مطهری: من در سه دوره نماینده‌ی مجلس بودم سوال از رئیس جمهور برای اولین بار در تاریخ جمهوی اسلامی در یکی از همین سه دوره و با پیگیری‌هایی که داشتم انجام شد. آقای احمدی‌نژاد به کسی پاسخگو نبود و گاهی به صراحت می‌گفت من تنها قانونی را اجرا خواهم کرد که خودم آن را مطابق قانون اساسی بدانم و بقیه‌ی قوانین را اجرا نخواهم کرد.

    ایشان را با سوال از رئیس جمهور مجبور کردیم که در مجلس حضور پیدا کند و به سوالات جواب داد. در مجلس نهم قانون اداره صداوسیما و نظارت بر آن را تدوین کردیم و در کمیسیون فرهنگی مجلس هم تصویب شد.

    نمایندگان مجلس چندان وارد بحث حقوق ملت که در فصل سوم قانون اساسی آمده است نمی‌شدند، حقوقی مثل ممنوعیت شکنجه، شنود، بازداشت بدون حکم قضایی و… پیگیری چنین مواردی چندان از سوی نمایندگان دنبال نمی‌شد، اما در مجلس نهم وارد این حوزه نیز شدم.

    مثلا درباره‌ی آنچه در موضوع آقای ستار بهشتی اتفاق افتاد از وزیر کشور در صحن مجلس سوال پرسیده شد و در مجلسی که اکثریت آن با تندروها بود هم حتی ۹۵ نفر به درستی چنین سوالی رای دادند. در مجلس بیان چنین مسائلی کم سابقه بود. ما تاکید داشتیم که وظیفه‌ی مجلس علاوه بر بررسی مسائل اقتصادی و سیاست خارجی چنین مسائلی هم است. در مجلس فعلی چنین مواردی نیست.

    البته که ما نسبت به وضعیت اقتصادی مردم نیز مسئول هستیم و می‌باید مشکلات آن‌ها در این بخش را حل و فصل کنیم و مردم را از فشار شدید گرانی نجات دهیم، اما به چنین مسائلی هم باید پرداخت و نباید شاهد یک بعدی شدن مجلس باشیم. فکر می‌کنم که اگر بار دیگر میانه‌روها بتوانند در مجلس وارد شوند می‌توانند کارهایی از این جنس را انجام دهند.
    قوانین خوب به درستی اجرا نشده‌اند
    پزشکیان: در این چهار دوره‌ای که در مجلس بودم مباحث مربوط به بهداشت و درمان که بخش بزرگی از گرفتاری‌های مردم را هم شامل می‌شود را تلاش کردیم با تدوین قوانین کارشناسی‌شده کاهش دهیم. اینکه در قانون آمده همه باید بیمه شوند و در دولت روحانی انجام گرفت موضوعی است که در کمیسیون بهداشت مطرح شد و در مجالس مختلف تصویب شد.

    اگر قوانین از سوی مجریان به درستی اجرایی شود بسیاری از دغدغه‌های مردم را همین قوانین موجود می‌تواند حل کند. مشکلی که الان وجود دارد این است که این قوانین خوب به درستی اجرا نشده‌اند.

    یکی از مشکلاتی که در این مجلس داریم بحث نظارت بر عملکرد دولت است. یکی از انتقاداتی که همواره داشتم این است که ضرورتی ندارد که این همه قانون بنویسیم، آنچه حائز اهمیت است این است که بررسی و نظارت کنیم که دولت تا چه حد این قوانین را اجرا کرده است.

  • روس‌ها با یک دست پوچ، سه کارت عمده از ایران را گرفتند/ دولت آقای رئیسی در سیاست خارجی موفق نبوده است

    روس‌ها با یک دست پوچ، سه کارت عمده از ایران را گرفتند/ دولت آقای رئیسی در سیاست خارجی موفق نبوده است

    به گزارش اقتصادران، «حشمت‌الله فلاحت پیشه»، رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی که برای شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره دوازدهم نیز ثبت نام کرده بود، به تازگی رد صلاحیت شده است. وی معتقد  است صحبت‌های او در خصوص سیاست خارجی کشور باعث خشم شورای نگهبان و رد صلاحیتش شده است.

    منتقد سیاست خارجی کشور هستم / جمهوری اسلامی در جریان عملیات هفتم اکتبر به مراتب بهتر می‌توانست عمل کند

     

    از عملیات 7 اکتبر تا الآن بیش از صد روز می‌گذر و تقریبا نزدیک 110 روز می‌شود. جمهوری اسلامی ایران در ابتدای این ماجرا عنوان کرد که این عملیات را حماس برنامه‌ریزی کرده و از صفر تا صد آن را نیز خودش علیه مواضع اسرائیل و رژیم صهیونیستی انجام داده است. شاید هیچ کدام از کشورهایی که فکر می‌کردند به عنوان حتی بازوی مقاومت باشند، در جریان ماجرا نبودند. سید حسن نصرالله نیز بلافاصله دو مرتبه -با فاصله‌ای نزدیک- موضوع گرفت و گفت که ما هم از این عملیات خبر نداشتیم. ممکن است ما واقعا از عملیات خبر نداشتیم، ولی الآن که بیش از صد روز از ماجرا می‌گذرد، دامنه این درگیری به جاهایی کشیده شده است که ایران و رژیم صهیونیستی نیابتا اهداف همدیگر را مورد حمله قرار می‌دهند؛ مشخصا، در هفته های گذشته دو تن از سرداران نیروی قدس‌ ما که علی الظاهر از فرماندهان رده بالا بودند، به شهادت رسیدند و ما هم پاسخ‌هایی دادیم؛ مثل حمله موشکی به اربیل عراق. آیا ممکن است بگوییم که ما شاید از شروع ماجرا خبر نداشتیم، اما می‌توانستیم این ماجرا را با مشورت‌های مان به سمتی ببریم که دامنه این اتفاقات به داخل کشور نکشند یا پای ما اینقدر واضح به بازی کشیده نشود؟

     ما باید در سیاست خارجی یک تحلیل راهبردی داشته باشیم و طبق آن راهبرد حرکت کنیم. باید بگویم که بنده با اینکه از مدافعان سیاست دفاعی کشور بوده‌ام و معتقدم که کشور در حوزه دفاع خوب عمل کرده است، ولی در حوزه سیاست خارجی منتقدم و مهمترین بخش انتقادم هم این است که در برخی از موارد، راهبرد سیاست خارجی تحت الشعاع یک‌سری تصمیم‌گیری‌ها و موضع‌گیری‌های مقطعی قرار می‌گیرد. به‌هرحال، وقتی یک کشور می‌خواهد موضعی بگیرد یا تصمیمی را اتخاذ کند، باید این تصمیم در دل یک راهبرد شکل بگیرد؛ آثار اقتصادی، اجتماعی، حقوقی و… آن در قالب منافع ملی باید ارزیابی بشود. لذا نقد بنده در برخی از موارد این است که ما عمومیت این شاخص‌ها را در درون منافع ملی و به سود ملت کم‌تر می‌بینیم.

    در مورد 7 اکتبر من معتقدم که جمهوری اسلامی ایران می‌توانست خیلی بهتر عمل کند. من دارم از امروز که صد و چند روز از آغاز آن گذشته است، می‌گویم؛ شما می‌دانید که دیروز حماس بیانیه‌ای داد و در آن، مسئولیت برخی از رفتارهای افراطی روز 7 اکتبر را بر عهده نگرفت و گفت این رفتارهای افراطی جزو سیاست ما نبوده است.

    به‌هرحال، قبول داریم که 7 اکتبر حاصل بغض فلسطینی‌ها در بزرگترین زندان رو باز دنیا –غزه- بود؛ اما صهیونیست‌ها و به‌ویژه نتانیاهو که یکی از جنایتکاران قرن علیه فلسطینی‌ها بوده‌اند، با تمسک به این رفتارهای افراطی، 7 اکتبر را تبدیل به یک 11 سپتامبر برای اسرائیل کرد.

    من معتقدم که در تاریخ معاصر دو مقام سیاسی خیلی به هم شبیه‌اند: یکی بوش پسر و دیگری هم نتانیاهو. بوش پسر 11 سپتامبر را برای تحمیل 11 سال جنگ به دنیا به کار گرفت که تبعات آن بیش از این 11 سال است. نتانیاهو نیز 7 اکتبر را به عنوان یک 11 سپتامبر جدید در اختیارش گرفت. یک‌سری اتفاقاتی که در روز اول این عملیات شکل گرفته بود، وی هرکدام را داستان‌سازی و بهانه‌سازی کرده و یک جنگ بی پایان را با شعار آزادی گروگان‌ها –که هنوز هم ادامه دارد- شروع کرده است. به همین دلیل، من معتقدم که اگر دنیا در مسیری که نتانیاهو شروع کرده مانع ایجاد نکند، ما به سمت یکی از عظیم‌ترین جنگ‌ها بعد از جنگ جهانی دوم حرکت خواهیم کرد. نتانیاهو هنوز جنگ در غزه را تمام نکرده، جنگ در لبنان و در سوریه را شروع کرده است. در حالی که جنگ با نیروهایی مقاومت همچنان ادامه داشته و در اوجش به سر می‌برد، نتانیاهو دارد این را به سمت ایران می‌کشاند؛ حملاتی که علیه مستشاران ایرانی انجام می‌دهد، بی‌سابقه است.

    از طرفی، او توانسته حمایت آمریکا و متحدانش را هم جلب کند؛ آمریکا و انگلستان بخشی از ناتو را به عنوان پشتیبان در مدیترانه و در دریای سرخ مستقر کرده است. خیالش هم راحت است که اگر جنگی بین ایران و اسرائیل شکل بگیرد، آمریکایی‌ها مجبور به حمایت از اسرائیل هستند و لذا دارند به سرعت به این سمت پیش می‌روند. من معتقدم برای نتانیاهو پایان جنگ، جنگ ایران و آمریکا است. سیاست نتانیاهو این است؛ یعنی هدفش این است که این جنگ پایانش جنگ ایران و آمریکا باشد. من شما را ارجاع می‌دهم به سخنرانی که ما در جماران داشتیم؛ آنجا شما یک‌سری از مسئولان را دعوت کرده بودید که من هم صحبت کردم و چندتا هشدار دادم: گفتم در میدانی بازی نکنیم که نتانیاهو طراحی کرده است. آن زمان که تنها چند روز از آغاز این جنگ گذشته بود – الآن صدوچندروز گذشته- عرض کردم که هدف نتانیاهو این است که ایران و آمریکا با هم دچار تقابل بشوند و تحولات نیز به این سمت دارد حرکت می‌کند.

    من  این را در همان زمان هشدار دادم و الآن نیز همین هشدار را دوباره تکرار می‌کنم. البته این هشدارم هم به ایران است و هم به آمریکا؛ چون من معتقدم که سیاست‌های دفاعی ایران براساس مقابله با یک تهدید فرامنطقه‌ای چیده شده است و لذا اگر جنگی بشود، آن زمان مدیریت این جنگ الزاما در اختیار آمریکا نخواهد بود. به بایدن نیز بارها هشدار دادم که ترک میز مسقط توسط آمریکایی‌ها یک اشتباه راهبردی است. البته چیدمان سیاست‌های دفاعی ایران یکی از موانع جدی در مقابل جاه‌طلبی نتانیاهو و جریان حریدی تندرو در سرزمین اشغالی نیز می‌باشد که عملا برداشته شده است. اینها شرایطی است که شکل گرفته و من معتقدم که ما باید سیاست خارجی را با یک دید راهبردی  ببینیم و آنموقع می‌توانیم تبعات هر اتفاقی را برای منافع ملی به حداقل برسانیم.

    فرمودید که موضع ما از ابتدا می‌توانست خیلی بهتر باشد، می‌شود این را مقداری تبیین کنید؟

    من اعتقادم بر این است که خیلی از تنش‌هایی که در دنیا شکل می‌گیرد و ایران به عنوان یکی از طرف‌های تنش در آن مطرح می‌شود، به خاطر این است که ما دید راهبردی به تحولات دنیا نداریم؛ آنهم تنش‌هایی که اصلا ربطی به ما ندارد، مثل موضوع اوکراین. در موضوع اوکراین، بعد از روسیه، بیشترین هجمه‌ها به ایران صورت می‌گیرد؛ دلیلش این است که متأسفانه ملاحظات لازم صورت نگرفت و روس‌ها پای ما را به جمعی کشاند که هیچ منفعتی برای ما ندارد. در موضوع فلسطین هم ایران اولین کشوری بود که غافل‌گیر شد و مسئولان ایران هیچ‌گونه اطلاعی از این تحولات نداشتند. اما دیپلمات‌های ما به جایی اینکه سعی کنند تا بحران مدیریت بشود، دیدیم که بیشتر در خدمت توجیه شرایطی قرار گرفتند که حتی الآن حماس هم از آن تبری می‌جوید؛ این را در بیانیه چند روز پیش حماس دیدیم که خودش می‌گوید در آن قضایا ما نقشی نداشتیم. حماس می‌گوید خود نیروهایی اسرائیلی با هلیکوپترهای‌شان آمدند یک‌سری افراد را کشتند و همین‌طور می‌خواهند بگویند که اگر یک‌سری افراط‌گرایی‌هایی هم صورت گرفته، جزو برنامه حماس نبوده است.

    لذا من اعتقادم بر این است که اگر ما از همان ابتدا موضع واقع‌گرایانه خود را حفظ می‌کردیم که اطلاعی از موضوع نداریم اما می‌توانیم به مدیریت تحولات کمک کنیم، آن موقع، تحولات به گونه‌ای پیش نمی‌رفت که نتانیاهو آن را می‌خواست و مثل الآن که جنایات خودش را ادامه می‌دهد و سعی می‌کند جنگ را گسترش بدهد. بیست سال است که نتانیاهو شعار جنگ آخر الزمانی را مطرح می‌کند، ولی هیچ وقت زمینه برای اجرای این برنامه‌های افراطی او فراهم نشد، اما الآن او فکر می‌کند که این زمینه فراهم شده و به دنبال این سیاست است.

    بازگشت به میز مذاکره مسقط، پادزهر مقابله با نتانیاهو است / نتانیاهو جنگ آخرالزمانی را شروع کرده است

     

    فرمودید در این زمینی که داریم حرکت می‌کنیم، آنهم با این سرعت، ممکن است باز هم تنش‌ها بیشتر شود. می‌بینیم که در این 70-80 روز  گذشته، ابتدا دامنه این جنگ به ایران کشیده نشد، ولی هرچقدر که ماجرا پیشتر می‌رود، دامنه درگیری‌ها وسعت پیدا کرده و پای ایران بیشتر وسط ماجرا کشیده می‌شود؛ شما دیدید که در این اواخر، شهید سید رضی را هم زدند. اتفاقا شما یک توئیتی هم زده بودید که دامنه این جنگ ممکن است اینقدر وسعت پیدا کند که اصلا نشود جلوش را گرفت. فکر می‌کنید در این جاده با چه دست‌اندازی می‌توانیم خودمان را متوقف کنیم تا در تله اسرائیل نیفتیم؟ پادزهر این ماجرا الآن کجاست؟

    من معتقدم که هرچه زمان می‌گذرد، موضوع از حوزه مدیریت بحران خارج می‌شود. البته معتقدم که ایران و آمریکا اگر به میز مسقط برگردند امکان مدیریت تحولات است. هرچند که به نیات خود آمریکا هم واقعا شک دارم؛ چون اولین بار تقریبا روز نهم اکتبر -دو روز بعد از 7 اکتبر- بود که آقای بایدن آمد و گفت حماس و حزب الله باید از بین بروند؛ یعنی ایشان این خط را داد و لذا این تردید نسبت به نیت آمریکا وجود دارد. اگرچه آمریکایی‌ها به شدت تحت فشار افکار عمومی قرار گرفتند و بایدن هم می‌داند که گسترش یک جنگی در آستانه انتخابات ممکن است شرایط را برای مدیریت انتخاباتش سخت بکند و لذا موضوع ایشان یک‌مقداری تعدیل هم شد، ولی نتانیاهو چراغ سبز را از آمریکا گرفت و بر همان اساس دارد پیش می‌رود.

    من معتقدم که الآن راه سومی وجود ندارد و راه سوم تا قبل از 7 اکتبر بود که عبارت بود از توازن مقابله؛ یعنی یک ضربه را گروه‌های مقاومت می‌زدند و یک ضربه را هم طرف مقابل می‌زد و بدین شکل، توازن حفظ شده بود و همین توازن مانع جنگ تمام عیارشان می‌شد. اگر هم جنگی شکل می‌گرفت، به یک ماه نمی‌کشید و تمام می‌شد؛ چون محدود بود. حتی ما می‌بینیم که خود طرفین سعی می‌کردند یک‌سری حملات را انجام ندهند تا جنگ عمق پیدا نکند. ولی بعد از آن که نتانیاهو مسیر جنگ تمام عیار و سیاست زمین سوخته را مشخص کرد و یک جنگ آخر الزمانی و فراگیر را در پیش گرفت، به نظر من هدف نتانیاهو کشاندن پای ایران و آمریکا در جنگ است.

    برای جلوگیری از گسترده شدن این جنگ، فقط یک راه وجود دارد و آن آتش‌بس است. در شرایط آتش‌بس، می‌توان از آن جنگ پرهیز کرد. اینکه الآن ایران یک مقدار وضعیت را مدیریت می‌کند، چون می‌داند که هدف اسرائیل جنگ اسرائیل و ایران نیست، بلکه جنگ ایران و آمریکا است. مقامات ایرانی علی‌رغم اینکه خیلی‌ها در داخل ایران انتقاد می‌کنند که چرا ایران اقدام به مقابله نمی‌کند، به خاطر تجربیاتی که از جنگ‌های گذشته دارند، سعی می‌کنند فعلا این جنگ فراگیر نشود.

    ولی من معتقدم که اگر آتش‌بس شکل نگیرد و مسیر اول پیش برود، طبیعتا ایران یک پیام هشداری را به آمریکا خواهد داد مبنی براینکه اگر آتش‌بس در یک فرجه زمانی صورت نگیرد، معنایش گسترش جنگ به تمام منطقه است. کمااینکه من معتقدم اگر خود جریان مقاومت می‌دانست که نتانیاهو می‌خواهد جنگ را به این سمت بکشاند، از همان ابتدا حزب الله هم با تمام توان وارد جنگ می‌شد. ولی الآن می‌بینید جنگی که خیلی‌ها فکر می‌کردند برای اسرائیل فرسایشی شده، نتانیاهو دارد آن را برای زدن نیروها و استحکامات مقاومت فرسایشی می‌کند.

    کمتر کسی فکر می‌کرد جنگ آنقدر گسترده شود / اعلان آتش بس می‌تواند خطر دامنه جنگ را کاهش دهد

     

    یعنی فکر می‌کنید طراحان حملات 7 اکتبر نیز چنین تصوری نداشتند که دامنه جنگ اینقدر طولانی بشود؟

    البته این را باید از خود طراحانش پرسید، ولی پیداست که طراحان در یک فضای نامعلومی موضع گرفته اند؛ زیرا الآن می‌بینیم که خود مسئولان سیاسی حماس هم می‌گویند ما اطلاعی نداشتیم. معنایش این است که یک جمعی که بغض جمعی در آنها صورت گرفته بود، سعی کردند این حصار را بشکنند. حتی فکر می‌کردند که اگر 12کیلومتر دیگر می‌رفتند می‌توانستند غزه را به کرانه باختری وصل کنند.

    من معتقدم کمتر کسی فکر می‌کرد که جنگ در این حد گسترش پیدا کند؛ یعنی براساس تجربیات گذشته هم می‌دانید که اسرائیلی‌ها به خاطر یک گروگان آمدند حدود 1030 نفر را آزاد کردند و آقای سنوار که الآن رهبر جنگ در غزه است، یکی از این 1030 گروگان بود. نتانیاهو منتظر یک چنین فرصتی بود و الآن نیز با اینکه نارضایتی‌ها و اعتراضات خانواده‌های گروگان‌ها و همین‌طور تظاهرات چند صد هزار نفری مردم علیه خودش را می‌بیند، اما توجهی نمی‌کند؛ چون او می‌داند که بعد از این جنگ آینده‌ای ندارد. حالا ممکن است یک کسی بگوید نتانیاهو هم یک سیاستمدار است؛ من می‌گویم نتانیاهو یک کسی است که بیست سال عملا بازیگر اصلی سرزمین‌های اشغالی بوده است. او سوار بر یک موج افراطی آخر الزمانی هم است و به همین دلیل، نمی‌خواهد از این موج پایین بیاید.

    بنابراین، من معتقدم که اگر آتش‌بس صورت نگیرد، حتما جریان مقاومت و حتی ایران به این نتیجه می‌رسند که این‌بار یک ضرب الاجل مشخص کنند تا اگر در یک فرجه‌ای زمانی آتش‌بس شکل نگیرد، آنموقع بدون اینکه مسئولیتی را بپذیرند، در قالب حتی منشور ملل متحد، جنگ فراگیر را شروع کنند.

    در موضع‌گیری‌های آمریکایی‌ها هم حرف زیاد بوده است؛ آمریکایی‌ها در همان روزهای اول -شاید در پانزده بیست روز اول- چهار بار وزیر امورخارجه‌شان به مناطق اشغالی سفر کرد. خیلی‌ها معتقد بودند که آمریکا می‌خواهد جنگ را تمام کند، خیلی‌های دیگر هم معتقد بودند که نه، آمریکا گفته که تا ته ماجرا بروید. پیش‌بینی آخر شما از موضع آمریکا در این جنگ چیست؟

    من اعتقادم بر این است که آمریکایی‌ها می‌دانند اگر از سیاست دو کشوری عقب‌نشینی کنند، تمام متحدان منطقه‌ای‌شان و حتی خیلی از کشورهای اروپایی در حمایت از اسرائیل یا حداقل عدم حمایت از مقاومت، همراه آمریکا نیستند. لذا دارند یک کشوری بی‌روح و بدون حاکمیت را به اسم «فلسطین» می‌خواهند تعریف کنند. به همین دلیل، تمام استحکامات غزه را سعی می‌کنند از بین ببرند تا مثل کرانه باختری که فلسطینی‌ها در آنجا فقط پاسبان دارند و اصلا نیرو و ارتش ندارند، همین اتفاق در غزه هم شکل بگیرد.

    آمریکایی‌ها سعی دارند تا کیان امنیتی غزه شبیه رفح بشود که هر ارتباطی را اسرائیلی‌ها در آنجا کنترل کنند؛ یعنی با اینکه رفح در ظاهر مرز مصر و فلسطین است، ولی کنترل آن دست اسرائیلی‌ها است. امروز در غزه تمام استحکامات از بین رفته است و طبیعتا منتظرند که حماس هم تسلیم بشود.

    این نوعی همراهی با سیاست سرزمین سوخته‌ای است که نتانیاهو دارد شکل می‌دهد؛ ولی این سیاست آمریکاهی‌ها یک قالبی دارد به نام دو کشوری با این تعریف که در کشوری به نام فسلطین هیچ حاکمیت و هیچ ارتشی وجود نخواهد داشت؛ فقط یک عده‌ای در آنجا باشند که عمدتا به عنوان کارگران اسرائیلی‌ها زندگی خواهند کرد. این چیزی است که الآن آقای بایدن دنبالش است و شاید در عمل تفاوت زیادی با نظریه نتانیاهو نداشته باشد. به همین دلیل، بایدن گفت که نتانیاهو با نظر من موافق است. بیشتر می‌خواست این را بگوید که من با نظر نتانیاهو موافقم اما نتانیاهو این را هم نپذیرفت؛ یعنی می‌داند که اگر بحث دو کشوری را مطرح کند، این موج افراطی را که شکل داده، ممکن است تضعیف بشود.

    در شرایط فعلی صحبت از موضوع دو کشوری مطرح نیست

     

    موضع رسمی جمهوری اسلامی طرح رفراندوم در سرزمین‌های اشغالی است. خیلی‌ها نظرات متفاوتی دارند و می‌گویند این راه حل جمهوری اسلامی عملا اجرایی نیست؛ اگر به سمت دو دولتی برویم شاید بهتر باشد. خیلی‌های دیگر هم می‌گویند که طرح دو دولتی شکست خورده است. نظر شما در مورد راهکار عملی طرح رفراندوم یا طرح دو  دولتی چیست؟

    با شرایط کنونی، شما اصلا نمی‌توانید از طرح دو کشوری هم صحبت کنید؛ حتی آن‌چیزی که آقای بایدن می‌گوید، بیشتر دیپلماسی عمومی است نه دیپلماسی عملی و این قابلیت عملی شدن را ندارد. بحث رفراندوم را هم که شما اشاره کردید، به‌هرحال یک سیاست کلی بود؛ چون ایران به خاطر مخالفت با طرح دو کشوری، تحت انتقاد قرار دارد که هم همچون افراطی‌های صهیونیست مخالف شکل گرفتن کشور فلسطینی است.

    ایران این بحث را مطرح می‌کرد که از زمان شکل گرفتن طرح دو کشوری در سال 1948 میلادی به بعد، در این سرزمین هر دهه یک جنگ بوده است: 48، 56، 67، 73، 82 و بعد هم جنگ‌هایی که با مقاومت شکل گرفته است. در هر دوره‌ای فقط سرزمین‌های فلسطینی بوده که آب رفته و اسرائیل پیش آمده است. لذا ایران می‌گفت که عملا طرح دو کشور منجر به شکل‌گیری یک دولت فلسطینی نخواهد شد.

    براین اساس، ایران بحث رفراندوم را مطرح کرد؛ اینکه همه بیایند رأی بدهند. این طرحی بود که در سازمان ملل متحد هم سابقه دارد؛ حتی ایران خودش هم در قبال بحرین این سابقه را دارد. البته قضیه بحرین به‌گونه‌ای دیگر شکل گرفت و آن یک نظرسنجی بود نه رفراندوم. ولی این طرح رفراندوم یک طرح دموکراتیک بود که ایران مطرح کرد. شاید در شرایط کنونی امکانش فراهم نباشد، ولی حداقل اسرائیلی‌ها از عملی شدن آن نگران هستند؛ چون آنها می‌دانند که جمعیت فلسطینی‌ها الآن حتی در اردن از خود اردنی‌ها هم بیشتر است و همین طور جمعیت فلسطینی‌هایی رانده در دیگر نقاط دنیا که تعدادشان اکثریت جمعیتی فلسطین را در سرزمین‌های اشغالی رقم می‌زند. اینها نمی‌توانند بگویند که ما نسبت به سرنوشت فلسطین بی‌توجه یا بی‌خیال هستیم و رفراندوم این مسائل را می‌بیند. هرچند که امروزه در روی زمین، کل طرح‌ها -از رفراندوم تا طرح دو کشوری- تحت الشعاع میلیتاریسم و نظامی‌گری قرار گرفته است.

    دولت آقای رئیسی در سیاست خارجی موفق نبوده است / روس‌ها با یک دست پوچ، سه کارت عمده از ایران را گرفتند

     

    وقتی دولت سیزدهم در صحنه انتخابات وارد زمین شد، از سیاست -به تعبیر خودشان- تکواره‌ای دولت آقای روحانی خیلی انتقاد کردند و گفتند که نگاه ما فقط به برجام نیست و شما زندگی مردم را به برجام و چند کشور اروپایی گره زده‌اید؛ ولی شعار اصلی ما در سیاست خارجی همزیستی مسالمت‌آمیز با همسایه‌ها بوده و نگاه ما به همسایه‌ها است. اما در این ده روز اخیر دیدیم که ما با دو تا از همسایه‌های خودمان که حداقل در این چند وقت اخیر با آنها مشکل نداشتیم، دچار مشکل شدیم. شما به عنوان کسی که سکاندار سیاست خارجی و امنیت ملی ما در مجلس بودید، در خیلی از ماجراهایی مثل برجام، اف‌ای‌تی‌اف و موضوعاتی مثل آن درگیر بودید و در جلسات مجمع نیز حضور داشتید، می‌خواهم از شما بپرسم که آیا این دولت در این شعارهایش موفق بوده است؟ تحلیل‌تان در ارتباط با ماجرای پاکستان و اربیل عراق چیست؟ آیا فکر می‌کنید که ما در خصوص پاکستان و اربیل عراق سیاست نظامی درستی اتخاذ کردیم؟

    من اعتقادم براین است که دولت آقای رئیسی در سیاست خارجی موفق نبوده است و این نگاه کلی بنده است. در شروع این دولت، نوع نگاهی که به روسیه شکل گرفت با تاریخ مناسبات ایران و روسیه همخوان نبود و روس‌ها یک دست پوچ را با سه کارت ایران عوض کردند؛ یعنی یک دست پوچ دادند و سه تا کارت و کار عمده را از ایران گرفتند.

    اولین کارت یا برگ، برجام بود؛ من هنوز هم معتقدم که برجام فدای روسیه و جنگ اوکراین شد. در برجام شما سه تا سند دارید: یک، سند تعهدات ایران در موضوع هسته‌ای؛ دو، سند تعهدات طرف‌های مقابل به ویژه آمریکا در موضوع پایان دادن به تحریم‌ها؛ سوم، اجرای این تعهدات. در دو سند، دو کارگروه اول اسنادشان را کامل کردند؛ اما وقتی برای اجرا آمد، جنگ اوکراین و تحریم‌های روسیه شروع شده بود. می‌دانید که براساس این تعهدات، ایران باید بخشی از تولیداتش را مثلا سوخت 20درصد و 60درصد را مثل قبل به روسیه می‌داد و روسیه نیز به ایران کیک زرد می‌داد یا همکاری‌های دیگر می‌کرد.

    اما شما دیدید که آقای اولیانوف نماینده روس‌ها آمد و گفت ما نمی‌توانیم همکاری بکنیم؛ چون به خاطر جنگ اوکراین تحریم هستیم. در گذشته آمریکایی‌ها حتی در زمان ترامپ هم تحریم مربوط به این موافقت‌نامه‌ها و همکاری‌های هسته‌ای را تعلیق می‌کردند؛ مثل تحریم سوخت بوشهر و غیره. اولیانوف هم می‌دانست که این مورد شامل تحریم‌های اوکراین نمی‌شود. ولی لاوروف وزیرخارجه روسیه 8 ساعت بعد در مصاحبه‌اش، زمانی که دید قلاب‌شان گیر کرده است، آمد از آب گل آلود ماهی گرفت و گفت علاوه بر مناسبات هسته‌ای با ایران، باید کل مناسبات با ایران همچون مناسبات اقتصادی، تجاری و حتی نظامی از تحریم‌های اوکراین معاف بشود؛ یعنی عملا شبیه دوران جنگ جهانی دوم می‌خواست ایران را پل پیروزی برای غلبه بر تحریم علیه خودش به خاطر جنگ اوکراین بکند.

    طبیعتا با این خواسته موافقت نمی‌شد و این کارشکنی از سوی آنها صورت گرفت. من متأسفم برای آن دسته از ایرانی‌هایی که آن موقع رفتند در خود مسکو مصاحبه کردند و گفتند نه، روس‌ها مانع نبودند، ما اختلافات دیگری داریم و اختلافات دیگر را آمدند مطرح کردند؛ اختلافاتی که بعد از مذاکرات اضافه شد و برجام برگ اول ایران بود که فدای روسیه شد.

    برگ دوم: در جنگ اوکراین، اولین بار روس‌ها مسأله پهپادهای ایرانی را مطرح کردند؛ طرف روسی آمد گفت از عمل کرد پهبادهای ایران در جنگ راضی نیستیم. آنها با این نوع گفتارشان هم توهین و تحقیر ایرانی‌ها را مطرح کرد و هم اینکه به عبارتی گفت که ایران پهباد انتحاری می‌دهد. این پهبادها را نیز که مدعی شدند که اینها مال ایران است، برای بدترین عملیات‌های جنگی‌شان به کار گرفتند؛ حمله به مناطق غیر مسکونی، حمله به نیروگاه‌ها و غیره. اینجا است که درد و زجر مردم اوکراین از ایران بیشتر می‌شود؛ درواقع، روس‌ها دنبال شریک جرم بودند.

    برگ سوم، نفوذ در عمق استراتژی ایران بود. از سوریه تا فلسطین، موضوع روس‌ها در قبال عمق استراتژی ایران موضع خیانت بوده است؛ مثلا در سوریه در منطقه در طرطوس، بندر نزدیک‌تر به خاک اسرائیل را گرفتند. روس‌ها از همان ابتدا اجازه مبادله به ایران را از طرطوس ندادند؛ طرطوس را قرق نظامی‌کردند و ایران را فرستادند سمت لاذقیه؛ یعنی بندر پائینی که خودشان یک واسط باشند و امتیاز از دو طرف -اسرائیل و ایران- بگیرند.

    همین‌طور مسائل دیگری که بعدا مطرح شد. اطمینان بیش از حد به روسیه نتیجه‌اش این بود. موضوع فلسطین و جنگ غزه که مطرح شد، فشار جنگ اوکراین را کاهش داد و اصلا جنگ اوکراین تحت الشعاع قرار گرفت. آخرش هم لاوروف آمد حقانیت خودشان را در اوکراین با حقانیت اسرائیل در فلسطین مقایسه کرد.

    این بود سه برگ اصلی و عمده‌ای ایران که روس‌ها آنها را گرفتند و یک دست پوچ تحویل ایران دادند. کدام ابزار نظامی را به ایران دادند؟ کدام موضع حمایتی را کردند؟ روس‌ها نه تنها از ایران حمایت نکردند، حتی یک ضربه هم زدند؛ در قضیه جزایر در دام یک سیاست ضد ایرانی افتادند که این هم خودش یک واقعیت دیگر. همه اینها ناشی از این است که متأسفانه یک دید راهبردی که در آن تجربه تاریخی وجود نداشت تا منافع امروز در آن دیده بشود و در سیاست خارجی ما بعضا از آن غافل بودیم.

    همین وضعیت در مسائل دیگر هم است. من معتقدم اختلافات اخیر با عراق و پاکستان قابل پیش‌گیری بود. ایران در طول پنج شش سال اخیر چندین بار تجربه ضربه زدن به نیروهای تروریستی در شرق را در داخل خاک کشورهای همسایه دارد و این کار را انجام می‌داد. آیا لزومی داشت که این کار در این شرایط شکل بگیرد؟ آیا کسی که مشورت می‌دهد تا این کار صورت بگیرد، همه تبعات آن را دیده بود که ما دو تا کشور کاملا دوست در منطقه هستیم؟ می‌خواهم این را بگویم که معمولا برای سفارتخانه‌ها یک رسم بوده است که اولین کشوری که شما را به رسمیت شناخته است، به پاس این حرمت، پلاک ماشین سفارت آن کشور را به شکل دو صفر یک، دو صفر دو، و… قرار می‌دهند. اولین کشوری که جمهوری اسلامی پاکستان را به رسمیت شناخت، ایران بود و پاکستان هم جزو اولین کشورهایی بود که انقلاب اسلامی در ایران را به رسمیت شناخت.

    ما هیچ وقت تجربه جنگ نداشتیم، ولی الآن دچار این موضوع می‌شویم. می‌شد بهتر عمل کرد؛ هرچند که من هم معتقدم بارها هم گفتم که سازمان اطلاعات محرمانه ارتش پاکستان هم به سیاست در داخل پاکستان ضربه زده است، هم به مناسبات خارجی‌اش و حتی بعضا اطلاعات هم می‌فروشند. ولی به‌هرحال، شما در یک کشور می‌توانید سازوکارهای دیگری را غیر از مسائلی که شکل گرفت، دنبال کنید.

    در مسأله عراق و اربیل نیز من معتقدم که ما می‌توانستیم آن را خیلی بهتر پیش ببریم. من به‌عنوان کسی که در اوج جنگ، چندین بار به عراق رفتم و در شروع شکل‌گیری دولت‌ها نیز از اولین کسانی بودم که به عراق رفتم، به رفتار خوب و دوستانه عراقی‌ها را نسبت به ایران دیده‌ام.

    مثلا یادم است که در اولین روزهای مرحوم جلال طالبانی به عنوان رئیس جمهور، در ضیافت شامی که نشست بودیم -ایشان با من که اصلا کردی حرف می‌زد- آنجا به چند نفر از نظامیان ایرانی که در آن ضیافت بود، گفت یادش بخیر، یادتان است که روی کوه و کمر چه غذاهایی با هم می‌خوردیم، یاد آن دوران بخیر. ما با کردها در زمان جنگ ایران و عراق و بعد از آن، تجربه همرزمی را داریم و همین حالا هم بخش اعظم صادرات غیر نفتی ایران به کردستان و اقلیم عراق صورت می‌گیرد.

    باید در هر سیاستی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن را ببینیم، نه اینکه سیاست ما به گونه‌ای باشد که یکباره بزرگترین تظاهرات علیه ایران در جایی شکل بگیرد که اصلا توقعش نمی‌رود؛ زیرا از لحاظ تاریخی، خون ایرانی‌ها با کردها قاطی شده است. حالا من قبول دارم جریاناتی در کردستان عراق سعی کردند دشمنان ایران را جمع کنند که این مسأله قابل انتقاد و مقابله است.

    ولی من معتقدم می‌شد خیلی بهتر هم عمل کرد. می‌دانید که یکی از معدود مقامات عراقی که در مقابل همان جریانات اول است، همین جریان آقای طالبانی است. زمانی که دولت عراق تازه شکل گرفته بود، کسانی مثل طارق هاشمی و دیگران آمدند قرارداد 1975 ایران و عراق -قرارداد الجزایر- را زیر سوال می‌برده و رد می‌کردند. آن زمان آقای طالبانی رئیس جمهور عراق بود، آمد جلو تلویزیون خود صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران نشست و گفت: 1975 بین ایران و عراق قرارداد تاریخی و متقنی است. اما کشیده شدن مناسبات از آن سطح به این سطح، یعنی یک اشتباه در سیاست خارجی. بدون اینکه از هم ناراحت بشویم، باید بپذیریم که بخشی از آسیب نزد ما است.

    ما نباید در عراق به گونه‌ای عمل بکنیم که اختلافات داخل عراق تبدیل به یک سیاست در ایران بشود. من مثال عرض می‌کنم: برای عراق یک طرح چهار خطه راه آهن داده بودم تا از همان ابتدا ما از چهار سو به عراق وصل بشویم تا ایران و عراق جزو کرویدور اصلی شرق و غرب بمانند؛ یکی همدان-سنندج و اقلیم کردستان بود؛ دومی، یعنی خط پایین‌تر: خط خسروی-بغداد بود؛ خط پایین‌تر: مهران-کربلای و نجف بود و خط آخر نیز: شلمچه-بصره بود. به دلایل سیاسی که در داخل عراق بود، در ایران سه خط بالا تقریبا متوقف ماند و خط پایین را بردند تا شلمچه و آن موقع یک عده در عراق روی کار آمدند که بر سر اروند رود اختلاف دارند و هنوز مانع سازی می‌کنند که این خط به هم و طور کامل وصل نشود. حالا ما چه کار کردیم؟ همان زمان که زائران ما برای زیارت عتبات اذیت می‌شدند، مرز خسروی را می‌بستند. من می‌دانستم که مانعش آن‌ور، به خاطر اختلافات داخل عراق است، اما به ایران می‌گفتند ناامن است.

    بنده در یک سالی که رئیس کمسیون بودم، اتفاقا دوستانی که من تا عمر قدردان‌شان هستم، حتی همه کسانی که برای انتخابات رئیس کمیسیونی به من رأی نداده بودند، با من آمدند به همراه یک‌سری از نمایندگان دیگر، ده دوازده نفر ما رفتیم گفتیم می‌خواهیم از راه زمینی و از همین مسیری که می‌گویند نا امن است، به زیارت برویم. همان دوستان نماینده هم آمدند و ما هم رفتیم.

    جالب است که هنوز تیم بدرقه‌کننده ما در خسروی پخش نشده بودند که من بعد از یک ساعت و ده دقیقه از کاظمین از طریق واتساپ با اینها تماس گرفتم. ما بعد از یک ساعت و ده دقیقه این مسیر را رفتیم با اینکه هنوز یک‌سری موانع هم وجود داشت. البته الآن این مسیر باز است. دید ما به مناسبات با همسایگان باید اینجوری باشد. به‌هرحال، هر کشوری در سیاست خارجی‌اش مستقل است؛ ممکن است مناسباتی داشته باشد که اگر هم تبدیل به تهدید علیه شما شد، اگر شما موافقت‌نامه امنیتی با آن کشور دارید، می‌توانید در قالب آن عمل کنید. وگرنه، در سایر موارد باید همه مسائل را با هم ببینید.

    شهید سلیمانی یکی از مظلوم‌ترین سرداران تاریخ سرزمین ایران است / در قضیه پاکستان باید بهتر عمل می‌کردیم / شهدای بلوچستان بسیار مظلوم هستند

    یک موضوعی است که می‌گویند هر وقت بحث انتقام شده، ما بیشتر از اینکه بتوانیم یک انتقامی بگریم یا کاری انجام بدهیم، این کار بیشتر حاشیه‌سازی برای خودمان شده است؛ از همان ماجرای بعد از ترور سردار سلیمانی تا این دوتا ماجرای اخیر. فکر می‌کنید بحث انتقام بیشتر ناشی از فشار افکار عمومی است که با توجه به توقعاتی که خودمان در داخل کشور بالا می‌بریم، این‌گونه می‌شود؟ بعد از ماجرای ترور و شهادت سردار سلیمانی اتفاقاتی پیش آمد که منجر به ماجرای هواپیمای اوکراینی شد. در این دو تا انتقام اخیر هم مسائلی پیش آمد؛ اربیل را زدیم، آن ماجراها پیش آمد. پاکستان هم که زدیم، آنها آمدند مقابله به مثل کردند و در مقابل نه نفر از کسانی را که در داخل کشور ما بودند، کشتند. حالا جالب هم این است که که از صداوسیما و رسانه ملی اعلام می‌شود که خدا را شکر اینها ایرانی نبودند!  بالاخره اینها کشته می‌شوند و حریم هوایی کشور ما نقض می‌شود. فکر می‌کنید این ناشی از کجاست؟ چه اتفاقی پیش می‌آید که ما اینجور رفتار می‌کنیم؟ فشار روی‌مان زیاد است که می‌خواهیم این کار را انجام بدهیم، یا نه، استراتژی و مدیریت‌مان در صحنه همین است؟

    البته در موضوع انتقام خون شهید سلیمانی من معتقدم که در ایران به شهید سلیمانی خیلی ظلم شد؛ یعنی شما بروید بیابان‌های شام و عراق را ببینید، آن موقع می‌دانید که به این بنده خدا ظلم شد. ایشان کسی بود که تهدید امنیتی را برای ایران و برای منطقه از بین برد و من اعتقادم بر این است که ایشان یکی از مظلوم‌ترین سردارهای تاریخ ایران بود. در قضیه انتقامش هم خوب عمل شد؛ یعنی به عین الاسد حمله شد. اگر ایران به عین الاسد حمله نمی‌کرد و حتی قبل آن اگر ایران پهپاد آمریکایی را نمی‌زد، مثل امروز یمن می‌شد. آمریکایی‌ها اینجوری هستند؛ مثل دهه 1990 عراق، یک حمله می‌کنند، اگر مقابله به مثل نبینند، دیگر هرچند روز یکبار به یک بهانه‌ای می‌زنند. زمانی که رئیس جمهور بعدی در آمریکا آمد، یک‌بار 80 تا موشک به عراق زد؛ گفتند چرا؟ گفت من متوجه شدم که رئیس جمهور قبلی ما را می‌خواستید ترور کنید. همینجوری بدون دلیل قانع کننده‌ای می‌زدند؛ برای اینکه عراقی‌ها یادشان بمانند که ضربه می‌خورند. لذا من معتقدم که حمله به عین الاسد، یک کارها بزرگی بود که آمریکایی‌ها در آن تحقیر شدند؛ ضمن اینکه فهمیدند که ایرانی‌ها اگر بخواهند بجنگند، می‌توانند بجنگند.

    من بارها عرض کردم، الآن هم می‌گویم که من از سیاست‌های راهبردی تجهیزاتی و دفاعی کشور بارها دفاع کردم و بودجه هم دادم. شاید به این دلیل باشد که خودم در دوران نوجوانی‌ام زیر جنگ و در اوج مظلومیت مرزهای کشور، هر روز بمباران می‌شدیم. همانجوری که سیاست خارجی را نقد می‌کنم، از سیاست دفاعی کشور دفاع کردم. این قضیه زدن عین الاسد هم خوب صورت گرفت.

    آنچه که در سقوط هواپیمای اوکراینی رخ داد، یک اشتباه، تقصیر، قصور یا هرچیزی دیگری بود که باید مورد پیگیری لازم قرار بگیرد. آن مسأله ربطی به موضوع ما ندارد؛ به نظر من یک بحث دیگری است که نباید مرتبط کنیم. منتها در قضایای اخیر، به نظر من یک مقدار می‌شد دقیق‌تر و مقدار هماهنگ‌شده‌تر عمل کرد. به‌هرحال، به خاطر ظلمی که به مردم کرمان شد و همین طور دوتا ظلمی که در شاه چراغ شیراز شده بود، مردم ایران عصبانی بودند و دولت ایران هم عصبانی بود. اما می‌شد به گونه‌ای دیگر هم این کشورها را تحت فشار قرار داد.

    به عنوان مثال عرض می‌کنم که همین حالا پاکستان دستش زیر سنگ ایران است؛ به خاطر قضیه گاز هجده میلیارد دلار باید به ایران غرامت بدهد. علاوه بر اینکه پاکستان خودش کلی مشکل ناامنی مرزی با تحریک طالبان و گروه‌های آزادی‌بخش -به اصطلاح خودشان- دارند. به نظر من در این قضیه هم می‌شد بهتر عمل کرد. به هر حال، این کار صورت گرفت و من نمی‌توانم از طرف آن کسانی که تصمیم گرفتند، صحبت کنم. کسانی که تصمیم گرفتند شاید خودشان بیایند دفاع کنند و صحبت کنند. ولی شما در عرصه سیاست خارجی یا حتی در مسائل انتقامی باید به گونه‌ای عمل کنید که منافع مختلف کشور را ببینید و واقعا نقطه زنی کنید.

    من فکر می‌کنم قاطبه ملت ایران همانقدر که برای مردم کرمان ناراحت شدند، برای شهدای مظلوم و بچه‌های مظلومی که در بلوچستان ایران شهید شدند هم ناراحت شدند. شاید مظلوم‌تر از همه شهدا، اینها باشند؛ زیرا هیچ تبلیغاتی روی‌شان صورت نگرفت. بعدا هم گفتند بی‌شناسنامه یا خارجی بودند که دیگر خیلی بدتر. در مورد آن مجری بنده خدا نیز چون زیاد بحث می‌شود، می‌توان گفت شاید او هم در صداوسیما یک مقداری غافل‌گیر شد؛ چون اگر دقیق نگاه کنید، فکر کنم اول یک گزارش از معاون امنیتی می‌آید که می‌گوید آنجا چند نفر غیر ایرانی کشته شدند، بعد دوباره ایشان می‌پرسد که تلفات ایرانی چه؟ می‌گوید تلفات ایران نداشتیم، ایشان می‌گوید: خدا را شکر. فقط پاسخ این جمله آخر را می‌دهد. حالا من نمی‌خواهم توجیه کنم، ولی می‌خواهم این را عرض کنم که همگان دل‌شان برای این موضوع سوخت. ولی می‌شود جلو این کار را گرفت؛ چون ما موافقت‌نامه امنیتی داریم. در سیاست خارجی موافقت‌نامه امنیتی بالاترین سطح موافقتنامه‌ها است؛ شما وقتی با یک کشور به توافق رسیدید که در این‌گونه قضایا تبادل اطلاعات امنیتی و عملیات مشترک داشته باشید، یعنی شما به سطح بالایی از همکاری رسیده‌اید.

    مثلا چرا ایران با آمریکا موافقتنامه امنیتی ندارد؛ چون در آن سطحی از روابط نیستیم و حتی دشمن هستیم. ایران با خیلی از کشورهای دوست هم، چنین موافقت‌هایی ندارد، ولی با پاکستان و حتی عراق دارد. وقتی داریم، می‌توانیم در این زمینه پیش برویم. هرچند که عرض کردم در مورد بعضی کارشکنی‌هایی وجود دارد، رفتار مقابله به مثل جواب این کارها است.

    عمده مشکل ما در سیاست خارجی؛ خانه‌نشین کردن دیپلمات‌های کارکشته است

    آقای دکتر! شما در تارپود سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و امنیت ملی حضور دارید، فکر می‌کنید با توجه به جایگاه نهادهای نظامی در سیاست خارجی،  دستگاه وزارت خارجه تضعیف شده است؟

    برای اینکه ما تضعیف دیپلماسی در مقابل حوزه نظامی را نبینیم یا برعکس، تضعیف حوزه نظامی در مقابل دیپلماسی کشور را نبینیم، قانونگذار می‌آید شورای عالی امنیت ملی را تعریف می‌کند. شورای عالی امنیت ملی تصمیم‌گیرد که چه کار صورت بگیرد. در آنجا مسئولان نظامی، امنیتی، سیاسی و خارجی –دیپلماسی- همه هستند. اینها جنبه‌های مختلف را ارزیابی می‌کنند و با هم تصمیم می‌گیرند؛ وقتی تصمیمی گرفته شد، مسئولیتش بر عهده همه این جریان‌ها است.

    ولی من در کل، معتقدم دیپلمات‌ها الآن حاشیه‌نشین شده‌اند؛ یعنی یکی از مسائلی که در جامعه ما وجود دارد این است که بخش عمده‌ای از دیپلمات‌های کارکشته کشور، به نظر من حاشیه نشین شده‌اند. و بخشی دیگر هم بیش از اینکه نقش دیپلمات را بازی کنند، متأسفانه بیشتر نقش یک غیر دیپلمات را بازی می‌کنند. حتی برخی از دیپلمات‌های ما به حدی موضع تند می‌گیرند که فقط یک اسپری فلفل کم دارند. در صورتی که دیپلماسی در دنیا یعنی اینکه اگر یک رابطه‌ای به مو رسید، پاره نشود و مسئولش دیپلمات‌ها هستند.

    دیپلمات‌ها در همه مسائل، ادبیات‌شان، رفتارشان و به ویژه ارتباطات‌شان باید به گونه‌ای باشد که اگر در حوزه نظامی و امنیتی خیلی چالش جدی شد، اینها یک امکان مذاکره‌ای داشته باشند تا این چالش تبدیل به یک جنگ مدیریت ناشده، نگردد.

    مسیر تحولات به سمت تامین خواسته‌های نتانیاهو است

     

    ما باید چه کاری کنیم که از تهدیدهای این تیپی که در این دو سه هفته اخیر شدیم و حتی ترور برخی از فرماندهان ما را دیدیم، در امان بمانیم؟  سوال آخر هم اینکه تأثیر توافق نانوشته ایران و آمریکا بر مسائل تحریم و تنش‌ها در منطقه چجوری است؟ ما یک گزارشی برای آذر ماه دیدیم که فروش نفت ایران یک رقم خوبی نسبت به دولت آقای روحانی شده بود؛ فکر می‌کنم یک توافق نانوشته‌ای پشت ماجرا باشد که شاید سیاست ایران در موضع‌گیری‌های اصلی‌اش -که خیلی‌ها هم به آن معتقدند- این بوده که ما دخالتی در منطقه نداریم و وارد تنش نمی‌شویم. تحلیل شما چیست؟

    من معتقد به توازن در سیاست خارجی هستم. یکی از دلایلی که نوع تعامل چینی‌ها با دولت آقای رئیسی کاملا متفاوت با تعامل دولت روحانی بود، این بود که در زمان برجام، دولت روحانی به یک باره حدود 70 میلیارد یورو با کشورهای اروپایی قرارداد بست و چینی‌ها از این قضیه ناراحت بودند. همین‌طور برای اولین بار ما در تاریخ ایران می‌بینیم که حدود یک سوم کابینه ایران با هیئتی به چین می‌رود که در رأس آن هیئت، رئیس مجلس ایران است و نه رئیس جمهور؛ با اینکه در این رابطه موافقت نامه همکاری بلند مدت ایران و چین بسته می‌شود. اما بعد از آن، در دولت کنونی -دولت آقای رئیسی- به دو دلیل همکاری‌هایی با چین صورت گرفت که تحریم شکن بود؛ یکی اینکه چینی‌ها از این دولت به گونه‌ای استقبال کردند که سیاست نگاه به شرق آن خیلی جدی‌تر بود. دوم اینکه در دنیا قیمت نفت به یکباره روزانه یک و نیم تا دو میلیون بشکه کمبود مواجه شد و آمریکایی‌ها برای اینکه هم بازار نفت را تغذیه کنند و هم به خاطر جنگ اوکراین قیمت‌ها بیش از حد بالا نرود، از فروش نفت ایران در خیلی از موارد چشم‌پوشی کردند؛ چون ایران نفتش را با تخفیف می‌فروخت و بعد از آن، تخفیف نفت روسیه هم به بازار آمد، این باعث شد که قیمت نفت –که معمولا در بحران‌ها قیمت نفت ده پانزده دلار بالا می‌رفت- این بار زیاد بالا نرود؛ در نتیجه، یک‌نوع همسودی بین دشمنان شکل گرفت و این شرایط به وجود آمد.

    ولی باید گفت که این نمی‌تواند تبدیل به یک شرایط اقتصادی پایدار در اقتصاد خارجی کشور بشود؛ چون ممکن است بازار نفت دوباره دچار نوسان بشود، آن موقع آمریکایی‌ها سودشان را در این می‌بینند که بیایند کارشکنی کنند. اینها مواردی است که وجود دارد؛ ولی من یک اعتقادی کلی‌تری دارم که ما بارها فرصت داشتیم تا با استفاده از این فرصت‌ها کشور را از شرایط بحران در سیاست خارجی بیرون کنیم.

    الآن هم معتقدم که فرصت‌های تنش‌زدایی زیاد است؛ مثلا همین حالا در زمان جنگ اوکراین و به ویژه بعد از جنگ غزه، چین بیشترین اختلافات تجاری خود را با آمریکا کنار گذاشته است. وزیر خارجه چین در واشنگتن می‌گوید ما با ایران همکاری می‌کنیم که در خاورمیانه کار پیش برود؛ یعنی کارت ایران را چینی‌ها به آمریکا می‌فروشند. در صورتی که شما امکاناتی مثل بخش خصوصی دارید، پارلمان و دیپلماسی پارلمانی دارید، چند بخش در پارلمان ایران مثل گروه‌های دوستی، اتحادیه بین المجالس و کمیسیون سیاست خارجی را دارید، اما الآن هیچ کدام از اینها هیچ نقشی در تنش‌زدایی در سیاست خارجی کشور ندارند.

    دلیلش این است که متأسفانه بعضی‌ها در ایران حاضرند تا امکان استفاده از کارت ایران در سیاست خارجی را برای کشورهای دیگر فراهم کنند، ولی امکانات و ابزارهای داخل ایران و حتی در خارج از ایران مثل ایرانیان خارج از کشور و خیلی از کسانی دیگر که می‌توانند تنش‌زدایی بکنند را به کار نگیرند. اینها مواردی است که من معتقدم نیازمند یک سیاست کلان است.

    اما در مورد برون‌رفت از بحران کنونی باید گفت که من در کمال تأسف عرض می‌کنم که مسیر تحولات به گونه‌ای پیش می‌رود که نتانیاهو آن را می‌خواهد و سعی می‌کند آن را به سمت دل‌خواهش پیش ببرد. این همان چیزی است که من در سخنرانی 100 روز پیش خود در نشست مشورتی خدمت‌تان عرض کردم و در جماران هم منتشر شد که متأسفانه آن پیش‌بینی‌ها نیز تقریبا همه‌اش درست بوده است. دو مسیر وجود دارد: یک، آتش بس؛ دو، جنگ. اگر ایران به این نتیجه برسد که دارند پایگاه‌ها و نیروهای‌شان را می‌زنند، مجبور است برای آمریکایی‌ها در روزهای آینده یک ضرب الاجل را اعلام کند؛ مبنی بر اینکه این جنگ دارد به سمت ما می‌آید و ما نمی‌توانیم عقب بینشینم. به نظرم، این کار باید صورت بگیرد؛ وگرنه، نتانیاهو با چراغ سبز بایدن پیش می‌آید و سعی می‌کند روز به روز تلفات و ضرباتش را بیشتر کرده و حتی متوجه ایران و حزب الله هم بکند. این شرایط خطرناکی است که فقط با رویکرد عمل‌گرایانه باید جلو آن را گرفت.

    بعضا قبل از انتخابات 1400 شنیده می‌شد که یکی از فواید و میوه‌های حاکمیت یک‌دستی این است که در سیاست خارجی به یک اتفاق نظر می‌رسیم، اما حالا که تقریبا دارد سه سال از آن می‌گذرد چیزی خاصی دیده نمی‌شود.

    بله، درست است. شما در مورد بحران الآن گفتید؛ من بحران الآن را در اول هم گفتم که قضیه‌اش به این سمت پیش می‌رود. ولی در مورد گذشته عرض کردم که ما چه کارت‌های تنش‌زدایی را از دست دادیم و کارت‌های مان را در اختیار دیگران قرار دادیم. ولی الآن در قبال بحران کنونی، من معتقدم که نتانیاهو خودش را در یک موقعیتی می‌بیند که هرچه بیشتر در مقابلش عقب‌نشینی صورت بگیرد، یک مقدار گستاخ‌تر می‌شود و قبل از اینکه سیاست‌های نتانیاهو منجر به یک جنگ فراگیر بشود، حتما باید یک‌جایی او را متوقف کرد. در مورد این توقف هم من قبلا گفتم یکی از راهکارهای اصلی آن، بازگشت ایران و آمریکا به میز مسقط در عمان است.