برچسب: برجام

  • پیش بینی ظریف از احتمال جنگ دوباره بین ایران و اسرائیل / ظریف: حملات علیه من و برجام سازماندهی شده است

    پیش بینی ظریف از احتمال جنگ دوباره بین ایران و اسرائیل / ظریف: حملات علیه من و برجام سازماندهی شده است

    به گزارش اقتصادران، محمدجواد ظریف، در روزنامه النهار لبنان گفت: در شرایط کنونی جمهوری اسلامی راهبرد مذاکره مستقیم، چند وجهی و معطوف به نتیجه را در پیش بگیرد.

    مذاکره واقعی یعنی از زندان گذشته بیرون آمدن و از همه امکان‌ها و ظرفیت‌های قدرت ملی استفاده کردن. همچنین این واقعیت که ترامپ قبل از ضربه زدن به ایران پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را خالی می‌کند و پیام می‌دهد که پاسخ ایران را می‌پذیرد، بیانگر پذیرش اراده و توانمندی ایران حتی برای رویارویی با آمریکاست.

    سخن از جنگ قریب‌الوقوع علیه ایران صرفاً گمانه‌زنی است.

    بسیاری از تخریب‌ها و حملات علیه من و برجام سازماندهی شده است و اصالت ندارد. اما درباره علت پایان برجام و بازگشت مکانیسم ماشه غیر از بدعهدی امریکا و اروپا حرف‌های زیادی می‌توان زد که طرح ان‌ها را الان به مصلحت نمی‌دانم.

  • چرا جلیلی و احمدی‌نژاد هوس مناظره کردند؟ / جعفرزاده ایمن آبادی: بس کنید؛ مردم حوصله این بچه‌بازی‌ها را ندارند

    چرا جلیلی و احمدی‌نژاد هوس مناظره کردند؟ / جعفرزاده ایمن آبادی: بس کنید؛ مردم حوصله این بچه‌بازی‌ها را ندارند

    به گزارش اقتصادران، برخی از چهره‌های سیاسی ایران که امروز دیگر مسئولیتی در دولت ندارند، با طرح بحث مناظره و بازگشت به میدان رسانه‌ای، تلاش می‌کنند خود را در صدر توجه عمومی نگه دارند. از سعید جلیلی که پس از بیش از یک دهه سکوت نسبت به دعوت‌های متعدد مناظره، حالا از آمادگی خود برای رویارویی با حسن روحانی می‌گوید، تا محمود احمدی‌نژاد که صراحتاً پیشنهاد مناظره با روحانی را مطرح کرده است؛ این روند بیش از آنکه فرصتی برای پاسخگویی و شفاف‌سازی باشد، به صحنه‌ای برای خودنمایی و جلب توجه رسانه‌ای تبدیل شده است.

    در همین حال، روند تلاش سعید جلیلی برای مناظره با روحانی، با انتقاد‌های سیاسی همراه شده است. او که در بیش از یک دهه گذشته ده‌ها دعوت به مناظره را بی‌پاسخ گذاشته، حالا با بازگشت تحریم‌ها و فعال شدن مکانیسم ماشه، بار دیگر پای مناظره را وسط کشیده است. واکنش‌ها به این موضوع، به ویژه از سوی نمایندگان سابق مجلس و تحلیلگران سیاسی، نشان می‌دهد که فضای کنونی جامعه و دغدغه‌های مردم، فرصتی برای مناظره‌های رسانه‌ای فراهم نمی‌کند و چنین تلاش‌هایی بیش از آنکه اثری بر سیاست و تصمیم‌گیری‌ها داشته باشد، محملی برای خودنمایی سیاسی و بازی رسانه‌ای است.

    جعفرزاده ایمن‌آبادی: اکنون وقت مناظره نیست!

    غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده ادوار مجلس و رئیس فراکسیون مستقلین دهم،  دیدگاه خود را درباره این مناظره‌ها با جزئیات بیان کرد و گفت: «اولاً باید بگویم که شخصاً در شرایط کنونی با هرگونه مشاجره‌ای که منجر به ایجاد تشنج در جامعه شود و فضای نه‌چندان آرام کنونی را بیش از پیش متشنج کند، نادرست می‌دانم و ثانیاً معتقدم حتی اگر بر فرض محال چنین مناظره‌ای هم انجام شود، به هیچ عنوان مورد توجه افکار عمومی و جامعه قرار نخواهد گرفت.»

    جعفرزاده در ادامه با اشاره به سابقه جلیلی گفت: «در واقع در این اوضاع و احوال هم اگر احیاناً آقای روحانی از فردی برای مناظره دعوت کنند، مخالفم و هم‌چنان‌که در این چند روز گذشته شاهد بودیم، با دعوت به مناظره از سوی آقای جلیلی مخالفم؛ به‌ویژه اینکه آقای جلیلی با آن ادبیات بسیار سخیف خود، سابقه خوبی هم در این دست مناظره‌ها ندارد. ایشان حرمت افراد را نگه نمی‌دارد. اما به هر حال بهتر می‌دانم که از هر دو طرف درخواست کنم که بیش از این پی این مسئله را نگیرند و کوتاه بیایند؛ چراکه جامعه به هیچ عنوان چنین رفتاری را نمی‌پذیرد.»

    او با تاکید بر وضعیت فعلی جامعه افزود: «آقای روحانی در شرایط کنونی درخواست مناظره نداده است، بلکه این سعید جلیلی است که در روز‌های گذشته، پس از فعال‌سازی مکانیسم ماشه و بازگشت تمامی قطعنامه‌های تحریمی شورای امنیت، به تکاپو افتاده تا به تمامی دعوت‌های بی‌پاسخ یک دهه گذشته پاسخ مثبت بدهد. آقای جلیلی همواره دنبال مسائل حاشیه‌ای بوده و این‌بار هم با همان روحیه و رویکرد سابق دنبال مناظره است. اما مناظره به هر حال وقتی جذاب خواهد بود که بیننده و مخاطب داشته باشد. وقتی امروز به دلیل مشکلاتی که عموم جامعه با آن دست به گریبان هستند، هیچ تمایل و رغبتی به چنین مباحثی نشان نمی‌دهند و چنین مباحثی نیز هیچ جذابیتی برای مردم ندارد، طبیعتاً دلیلی هم برای انجام مناظره وجود ندارد.»

    جعفرزاده همچنین درباره ضعف گفتمانی و شخصیت جلیلی در مناظره گفت: «شخصاً بسیار بعید می‌دانم که آقای جلیلی تا انتها پای حرفی که زده بماند. ایشان اولاً به لحاظ گفتمانی ضعیف است و هم این‌که به هر حال مرد مناظره نیست. ممکن است اطرافیانش پیشنهاد‌هایی از این دست به او بدهند، اما این مناظره حتی با معیار‌های جناحی و انتخاباتی هم به صلاح جلیلی نیست.»

    او اضافه کرد: «آقای جلیلی ممکن است در خلوت خود مباحثی را مطرح کند و خود را قانع کند که پیروز مناظره با خود شده، اما در مناظره واقعی اوضاع متفاوت است و حتی یک کودک خردسال هم می‌تواند به راحتی او را از کوره در بیاورد و به هر مناظره‌ای به گوشه رینگ بفرستد. چراکه کاراکتر آقای جلیلی برای مناظره مناسب نیست و به راحتی کنترل خود را از دست می‌دهد و عصبی می‌شود.»

    جعفرزاده درباره انگیزه‌های انتخاباتی اطرافیان جلیلی توضیح داد: «آقای جلیلی یک مهره سوخته است و امروز حتی اصولگرایان هم از روی او رد شده‌اند؛ بنابراین بسیار بعید می‌دانم که در انتخابات آتی هم شانسی داشته باشد. امروز حتی بخش‌هایی از اصولگرایان نزدیک به این جریان تندرو هم از آنها فاصله گرفته‌اند و هیچ تمایلی به همکاری با آنان ندارند.»

    او افزود: «بدنه جامعه نسبت به آقای جلیلی و اصولگرایان تندرو به شدت گارد دارند و این جریان را مقصر تمامی مشکلات امروز کشور می‌دانند. بعید است که چه خود جلیلی و چه دیگر چهره‌های تندرو، جایگاهی در میان مردم داشته باشند و بتوانند احیاناً در انتخابات موفق شوند.»

    وی در پایان گفت: «من به‌شدت توصیه می‌کنم که وارد چنین مباحث و فضا‌هایی نشوند و بس کنند؛ چراکه مردم ابداً حوصله این بچه‌بازی‌ها را ندارند و به هیچ عنوان از این مباحث استقبال نمی‌کنند؛ مثل این‌که آقایان واقعاً نمی‌دانند در جامعه چه خبر است؛ امروز مردم مشکل جدی معیشت دارند و اساساً برای این مناظره‌ها تره هم خُرد نمی‌کنند.»

    ضرورت پاسخگویی به افکارعمومی به جای مچ‌گیری و مناظره‌های نمایشی

    تجربه چند سال اخیر نشان می‌دهد که مناظره‌ها در ایران اغلب تبدیل به ابزار مطرح کردن خود و نمایش سیاسی شده‌اند و نه فرصتی واقعی برای پاسخگویی و شفافیت. جلیلی با رویکردی که بیشتر بر مچ‌گیری و حاشیه تاکید دارد، نمونه واضحی از این روند است؛ او تلاش می‌کند با مطرح کردن موضوعات تحریم‌ها و مکانیسم ماشه خود را در مرکز توجه رسانه‌ها قرار دهد.

    البته این مناظره از جهاتی هم سودمند است مثلا در مناظره جلیلی و روحانی به فرض اینکه رئیس دولت سایه بالاخره زیربار مناظره برود یک با برای همیشه معلوم خواهد شد که در قضیه برجام چه کسی خادم چه کسی خائن بوده است. مسئولیت تصمیمات کلان سیاست خارجی به عهده کیست و بازنده واقعی این مناظره چه کسی خواهد بود.

    رد مناظره فرضی روحانی و احمدی‌نژاد که به قول زیدآبادی می‌تواند محشر باشد هم حداقل نظر افکار عمومی به اظهارت این دو چهره جذاب و مورد توجه جلب خواهد شد.

    در نهایت، اما چنین تلاش‌هایی باید با درک وضعیت واقعی جامعه و دغدغه‌های مردم همراه باشد، نه صرفاً برای نمایش رسانه‌ای یا خودنمایی سیاسی. روند مناظره‌ها در ایران به ما یادآوری می‌کند که ابزار‌های سیاسی برای دیده شدن و جلب توجه، وقتی از هدف اصلی خود فاصله بگیرند، نه تنها به شفافیت نمی‌انجامند، بلکه جامعه را نیز خسته و بی‌اعتماد می‌کنند.

  • طبقه متوسط را دریابید / آزاد ارمکی: با فروپاشی برجام، آخرین پیوند میان حاکمیت ایران و جامعه جهانی از بین رفت

    طبقه متوسط را دریابید / آزاد ارمکی: با فروپاشی برجام، آخرین پیوند میان حاکمیت ایران و جامعه جهانی از بین رفت

    به گزارش اقتصادران، تقی آزاد ارمکی در یادداشتی با عنوان «طبقه متوسط و نگهداشت جامعه» برای روزنامه اعتماد می‌نویسد: بحث درباره برجام، چه در قالب مناظره بین طرفین موافق و مخالف و چه در قالب جشن نابودی آن یا سوگواری برای شکست آخرین پروژه بین‌المللی حاکمیت، دیگر موضوع محوری جامعه ایران نیست. توافقی که زمانی کانون منازعات سیاسی و امید‌ها و ترس‌های اجتماعی بود، اکنون به مرحله‌ای رسیده که نه امکان احیا دارد و نه امکانی برای نابودی بیشتر، تمام شد. اما این اتمام شاید فرصتی برای طرح پرسش‌های بنیادی‌تر فراهم کند. در این میان، طبقه متوسط شهری به عنوان نیرویی پنهان، اما تعیین‌کننده، به اصلی‌ترین عامل نگهداشت جامعه بدل شده است.

    در دو دهه گذشته، گفتار حکمرانی ایران کمتر بر مصالح عمومی تکیه داشته و بیشتر بر حذف، طرد و بسیج لحظه‌ای نیرو‌ها متکی بوده است. نتیجه آن که توان تولید گفتار خردمندانه از درون ساختار قدرت کاهش یافته و جامعه بیش از پیش در معرض آسیب‌ها قرار گرفته است. اما پرسش اساسی اینجاست: چه چیزی مانع از فروپاشی کامل اجتماعی شده است؟ پاسخ را باید در طبقه متوسط شهری جست‌وجوکرد.

    خرد طبقه متوسط

    طبقه متوسط شهری در ایران چنان نحیف و زیر فشار‌های اقتصادی و امنیتی قرار گرفته که نه توان تداوم الگو‌های مصرف فرهنگی و اقتصادی را دارد و نه ظرفیت ایفای نقش میانجیگری میان جامعه و حاکمیت. سیاست‌های انقباضی و محدودیت‌های سیاسی، این طبقه را از کارکرد‌های کلاسیک خود تهی کرده و به جایگاه تدافعی و حداقلی رانده است؛ جایگاهی که بیشتر بر بقا و حفظ حداقل‌های زیست اجتماعی متمرکز است تا برآفرینش فرهنگی یا میانجیگری سیاسی. با این حال، حتی در چنین وضعیتی، این طبقه نقشی تعیین‌کننده در جلوگیری از گسترش شکاف‌های اجتماعی ایفا کرده است. بقای جامعه را باید مدیون نوعی عقلانیت عملی دانست که این طبقه به ویژه در بزنگاه‌های بحرانی از خود نشان داده است.

    جنگ ۱۲روزه؛ تجلی عقلانیت طبقه متوسط

    نمونه روشن این نقش را می‌توان در جنگ ۱۲ روزه اخیر مشاهده کرد. در شرایطی که «آسمان‌ها دراختیار نیروی متخاصم بود»، طبقه متوسط شهری خیابان را در اختیار نگرفت. این تصمیم نه نشانه انفعال بلکه تجلی عقلانیت جمعی بود. این کنش مانع از آن شد که جامعه در بحبوحه جنگ خارجی با بحران امنیتی و شکاف‌های داخلی مواجه شود. طبقه متوسط دو کارکرد همزمان ایفا کرد: نخست، نجات حاکمیت از سقوط ناگهانی و فروپاشی امنیتی و دوم، جلوگیری از چندپارگی جامعه. این کارکرد دوگانه نشان می‌دهد که طبقه متوسط نه‌تنها برای جامعه، بلکه برای خود حاکمیت نیز به طور ناخواسته به ستون ایجاد تعادل بدل شده است.

    وفاق اجتماعی علیه وفاق سیاسی

    ویژگی طبقه متوسط این است که نیرویی یکدست و همگن نیست. در درون آن گرایش‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی گوناگون وجود دارد. اما آنچه این طبقه را متمایز می‌کند، توانایی‌اش در تبدیل این تکثر به عقلانیت عملی است. این عقلانیت به جای حذف دیگری، به پذیرش حضور متکثر شهروندان در جامعه می‌انجامد.

    فروپاشی برجام و بازتعریف رابطه جامعه و حاکمیت

    با فروپاشی برجام، آخرین پیوند ساختاری میان حاکمیت و جامعه جهانی از بین رفت. این فروپاشی نشان می‌دهد که اتکای صرف به دیپلماسی خارجی نمی‌تواند بنیان نگهداشت جامعه را تضمین کند؛ باید از جامعه دفاع کرد. تنها راه بقای جامعه، بازتعریف رابطه میان حاکمیت و شهروندان است. در اولین گام، حاکمیت چاره‌ای جز پذیرش این واقعیت ندارد که بقایش را مدیون طبقه متوسط شهری است.

  • تندرو‌ها هم از قتل برجام خرسندند هم دنبال قاتل می‌گردند

    تندرو‌ها هم از قتل برجام خرسندند هم دنبال قاتل می‌گردند

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی در یادداشتی تحلیلی تأکید می‌کند تندرو‌های ایران که از دوران احمدی‌نژاد مسیر مقابله با برجام و تحریم‌ها را در پیش گرفتند، امروز با بازگشت تحریم‌ها و اجرایی شدن مکانیسم ماشه، بار دیگر به همان سرخط بازگشته‌اند و درس تجربه ۲۰ سال اخیر را نادیده گرفته‌اند.

    وی در ادامه با اشاره به تندرو‌های داخلی می‌گوید: «از سال ۱۳۸۴ و با آمدن احمدی‌نژاد در صندلی ریاست‌جمهوری، این نگاه و گرایش در ساختار رسمی قدرت یافت و چنان به واقعیت و حقیقت پشت پا زدند که گویی حقیقت و واقعیت همان روایت است و دیگر هیچ نیست. آنان همچون قوم بنی اسراییل همه تقصیرات را بر دوش دیگران می‌اندازند و اندکی قدرت تخیل و انصاف برای فهم واقعیت ندارند.»

    عبدی مراحل رفتار احمدی‌نژاد در قبال تحریم‌ها و برجام را این‌گونه تحلیل می‌کند؛ «او رفت در حالی که چند ماه پیش از او مذاکرات محرمانه و مستقیم در مسقط میان نمایندگان ایران و امریکا آغاز شده بود… جریان تندروی تابع احمدی‌نژاد در ضدیت با برجام و تفاهم فروگذار نکرد. ولی در هر صورت حمایت‌های رسمی و مردم مانع از موفقیت آنان شد.»

    او درباره دوره ترامپ و مخالفت تندرو‌ها با احیای برجام نیز می‌نویسد: «با آمدن ترامپ به کاخ سفید، گویی هدیه‌ای آسمانی نصیب تندرو‌ها شد و بسیار مشعوف شدند… آنان در مجلس و بیرون آن دنبال آتش زدن برجام افتادند… ولی این‌بار شانس علیه تندرو‌ها بود و در سال ۱۳۹۹، ترامپ شکست خورد و تندرو‌ها عزادار شدند.»

    عبدی با اشاره به خوشحالی تندرو‌ها از اجرای مکانیسم ماشه می‌نویسد: «با اتفاقات ۷ اکتبر در سال ۱۴۰۲ و سپس درگیری ایران و اسراییل و بعد سقوط بالگرد و ترور هنیه و نصرالله و… ماجرا تغییر کرد تا جنگ اخیر که صورت مساله را به کلی متحول نمود. آنان که دشمن برجام بودند، به یک باره یاد علت شکست آن که مکانیزم ماشه باشد افتادند و دنبال مقصر آن گشتند. ولی فراموش کردند که اگر این کار را خیانت می‌دانند و باید مقصر آن را پیدا کنند، خوشحالی آنان از اجرایی شدن اسنپ‌بک چه معنایی خواهد داشت؟»

    این تحلیلگر سیاسی در پایان نتیجه‌گیری می‌کند: «مثل این است که در پی انتقام از عامل قتل نزدیکان خود باشند تا او را مجازات کنند ولی در عین حال از قتل او بسیار خرسند و خشنود باشند و جشن بگیرند. البته آنان در پایان این تراژدی به همان نقطه آغاز آن در زمان احمدی‌نژاد رسیدند. او تحریم‌ها را مسخره و از آن استقبال می‌کرد، و ادامه‌دهندگان راه او نیز از بازگشت قطعنامه‌های تحریمی خشنود هستند. نتیجه این رفتار دیر یا زود روشن خواهد شد. در هر دو مقطع و در طول این ۲۰ سال، همسویی کامل با اسراییل و نتانیاهو و تندرو‌های امریکایی و براندازان کاملا مشهود است.»

  • حمله تند روحانی به جلیلی؛ اگر جرأت داری با من مناظره کن!

    حمله تند روحانی به جلیلی؛ اگر جرأت داری با من مناظره کن!

    به گزارش اقتصادران،حسن روحانی، رئیس‌جمهور پیشین خطاب به سعید جلیلی تیر ماه ۱۴۰۳ گفته بود: شما که ۷۰۰ میلیارد دلار به کشور صدمه زدید. شما که در این سه سال ۳۰۰ میلیارد دیگر به کشور لطمه زدید. اگر می‌خواهی راجع به دولت روحانی و تدبیر و امید صحبت کنی، اگر شهامتش را داری با خود من مناظره کن. در صداوسیما در طول تمام این مناظرات به من اتهام زده شد و ما چهار نامه نوشتیم ولی هیچ اعتنایی نکرد، فرصتی در اختیار ما نگذاشت. البته معلوم است در صداوسیما چه کسانی هستند؟ طرفدارهای چه کسی هستند؟ چگونه عمل می‌کنند؟ همه این‌ها را شما می‌شناسید.

    مردم! کسی که این همه به کشور خسارت زد، ۶ سال رفت برای مذاکره فقط برای جای مذاکره بحث کرد که مذاکره دور بعد بغداد باشد یا آلماتی باشد؟ چه کار کردی برای کشور؟ چه به دست آوردی جز قطعنامه، جز مردم را فقیرتر کردن، بیچاره‌تر کردن؟

  • توافق پرحاشیه / تندروها دست به کار شدند / رسایی: مراحل شبیه برجام در حال تکرار است / عراقچی از رهبر مجوز توافق دارد؟

    توافق پرحاشیه / تندروها دست به کار شدند / رسایی: مراحل شبیه برجام در حال تکرار است / عراقچی از رهبر مجوز توافق دارد؟

    به گزارش اقتصادران، نشست دیروز کمیسیون امنیت ملی با حضور عباس عراقچی نشان‌دهنده موازنه پیچیده میان دیپلماسی، امنیت ملی و فشار داخلی است؛ در حالی که دولت از چارچوب قانونی و مجوز‌های شورای عالی امنیت ملی برای توافق با آژانس دفاع حرف می‌زند، تندروها با فضاسازی رسانه‌ای تلاش دارند روند تصمیم‌گیری  را مختل کنند.

    ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی در پی برگزاری این نشست اضطراری گفت که یکی از گزینه‌های ایران در صورت فعال شدن «مکانیسم ماشه» توسط کشور‌های اروپایی خروج از NPT (پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای) است. او گفت که مجلس توافقنامه امضا شدۀ اخیر میان ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را با قانون «تطبیق» خواهد داد.

    اشاره عزیزی به قانون تعلیق همکاری ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی است که مجلس بعد از جنگ دوازده روزه با اسرائیل تصویب کرد. رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس حالا و بعد از توافق قاهره می‌گوید: «اگر این توافقنامه از قانون عبور کرده باشد یا عدول از قانون داشته یا انحرافی رخ داده باشد، از قانون پاسداری خواهیم کرد.»

    آیا هیاهوی تندروها، نوید یک توافق است؟

    واکنش‌ها در فضای مجازی به جلسه دیروز به وضوح نشان می‌دهد که برخی تندرو‌ها در داخل و خارج کشور به صورت هماهنگ قصد کارشکنی دارند. شاهد این مدعا توییت حمید رسایی، نماینده تندروی تهران است. او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «جلسه سه ساعته تمام شد. مراحل شبیه برجام در حال تکرار است. والسلام»

    یک فعال توییتری اصولگرا که از سوی چهره‌هایی مثل رائفی‌پور، میثم مطیعی، سیدپویان حسین‌پور، جلیلی محبی دنبال می‌شود، مدعی شده: « نشست اضطراری کمیسیون امنیت ملی با حضور دکتر عراقچی به منظور بررسی توافق جدید ایران با آژانس برگزار شد. خیانتی دیگر که متاسفانه اینبار قالیباف در حدود ۳ ساعت به تنهایی آن‌را انجام داد و دلسوزانی، چون رسایی و ثابتی نتوانستند از آن جلوگیری کنند.»

    علی علیزاده، فعال رسانه‌ای خارج نشین معتقد است تعطیلی مجلس با توافق رابطه داشته. او  به تجمع کم شمار مخالفان توافق مقابل ساختمان شورای عالی امنیت ملی اشاره کرده و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «سال‌ها خود را حامی دموکراسی و‌جامعه مدنی خواندند، اما برای اینکه «بدهند برود» مجلس را تعطیل کردند، به منتقدان سرشناس مثل جلیلی و رسایی همه گونه تهمت زدند و حالا دنبال دستگیری صد شهروند معترضند. تنها راه متوقف کردنشان اینست که تجمع بعدی نه با صد نفر که با صد هزار نفر برگزار شود.»

    مجتبی زارعی، نماینده تهران و عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس به ادعای علیزاده واکنش نشان داد و نوشت: «یکی می‌گوید ۱۰۰نفرکم است دیگری میگوید دفعه‌ی بعد۱۰۰۰۰۰ نفر میاریم! ما میگوییم دود اردو کشی خیابانی کارعقل را تعطیل میکند! سیاستگذاری جایش درخیابان نیست! راستی! این فرمانده ۱۰۰۰۰۰نفری همانی نیست که ازلندن در دهان یک سیاسیِ تهران انداخت که ما مقابل رهبرانقلاب که ضبط صوت نیستیم؟!»

    جزئیات جلسه؟ گفتند نگویید!

    مهدی کوچک‌زاده، نماینده تهران و از حاضران در جلسه دیروز  از ارائه جزییات جلسه روز گذشته نمایندگان با عراقچی سرباز زد. او  گفت: «گفته‌اند که درباره این جلسه صحبت کنید». با این حال کوچک زاده ادعای رسایی در مورد نهایی شدن یک توافق را تایید کرد و گفت: «خلاصه جلسه همان توییت آقای رسایی است».

    احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس_ که ظاهرا در جلسه حضور نداشته_  با دلخوری می‌گوید «وضعیت مشابه پروسه تصویب برجام است». او با این توضیح که در مجلس دو رویکرد تعاملی و تقابلی نسبت به توافق وجود دارد، گفت: «همان طور که در زمان تصویب برجام برخی به رویکرد و منش آقای ظریف و تصمیم مجموعه نظام اعتماد داشتند، الان هم روش و منش آقای عراقچی را قبول دارند. در مقابل گروهی که معتقدند ما در برجام رکب خوردیم الان نگران هستند که این اتفاق تکرار شود».

    وی می گوید «آقای عراقچی اطلاعاتی بیشتر از آنچه در تلویزیون می‌گوید را به نمایندگان نمی‌دهد».

    این عضو کمیسیون امنیت ملی تشریح کرد: «حرف آقای عراقچی این است که ما دو نوع تاسیسات داریم. یک بخشی مثل تاسیسات بوشهر که مورد حمله قرار نگرفته و الان هم بازرسان می‌توانند از آن بازدید کنند. یک بخش مهم‌تر، تاسیساتی که مورد هجوم قرار گرفت. عراقچی می‌گوید که برای مذاکره با آژانس درباره نحوه بازرسی از این تاسیسات از شورای عالی امنیت ملی اجازه دارد».

    آنطور که این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس توضیح می‌دهد، طبق قرار عراقچی و گروسی، آژانس بین المللی انرژی اتمی باید برای بازدید از تاسیساتی که مورد حمله قرار گرفته‌ به ایران درخواست بدهد؛ این درخواست در شورای عالی امنیت ملی بررسی شده و این شورا مشخص می‌کند که بازرسی به چه نحوی و تا چه حدی صورت بگیرد.

    ماجرای مجوز از رهبری چیست؟

    بخشی از اختلاف نظر مخالفان توافق با عراقچی، محتوای دیدار عراقچی و گروسی در قاهره و اظهارات رئیس کل آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره رسیدن به یک «توافق» با ایران است. بخشایش اردستانی می‌گوید: «گروسی گفت که با ایران توافق کرده‌ایم و این حرف حساسیت ایجاد کرده است. البته حرف اشتباهی هم نیست. به هرحال آنها درباره نحوه بازرسی‌ها توافق کرده‌اند».

    وی در واکنش به اینکه عراقچی گفته برای توافق از رهبری مجوز دارد، گفت: «به این شکل بیان نشده، اما اصل حرف درست است. آقای عراقچی برای مذاکره با آژانس و توافق درباره بازرسی‌ها از شورای عالی امنیت ملی مجوز دارد و مصوبات شورای عالی امنیت ملی نیز مورد تایید رهبری است».

    این عضو کمیسیون امنیت ملی در پاسخ به اینکه آیا توافق ایران و آژانس نیاز به تصویب در مجلس دارد؟ گفت: «خیر، بحث تصویب نیست. اما نمایندگان می‌خواهند آن را با قانون تعلیق همکاری با آژانس تطبیق دهند».

    وی در پاسخ به اینکه اگر نظر مجلس مغایرت این توافق با قانون اخیر مجلس باشد، تکلیف چه خواهد بود؟ گفت: «آن قانون راه را نبسته و تصمیم‌گیری برای همکاری با آژانس را به نظر شورای عالی امنیت ملی منوط کرده است. اکنون هم آقای عراقچی از شورای عالی امنیت ملی مجوز گرفته و مشکلی نیست».

    اروپا ماشه را می‌کشد؟

    بگومگو‌ها بین مجلس و دولت و موافقان و مخالفان همکاری با آژانس، اما درحالی داغ شده و ادامه دارد که مساله اساسی در شرایط کنونی اجرایی شدن یا نشدن مکانیزم ماشه است. سران نظام در جلسات و محافل خصوصی با مدیران رسانه از احتمال بالای فعال شدن مکانیزم ماشه حرف زده‌اند.

    برخی امیدوارند که توافق ایران و آژانس بتواند، اروپا را تا حدی راضی کرده و موجب به تعویق افتادن اجرایی شدن مکانیزم ماشه بشود. عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، اما امید چندانی ندارد و این احتمال را صرفا ۵۰ درصد می‌داند. او با اشاره به اینکه اگر اروپا ماشه را تا ۷ مهر بکشد و اسنپ بک فعال بشود، توافق با آژانس هم کان لم یکن خواهد شد؛ گفت: «اگرچه یکی از خواسته‌های آژانس همکاری ایران و با آژانس است، اما باید در نظر داشت که عراقچی با اروپایی‌ها مذاکره نکرده و مستقیما با گروسی توافق کرده است. ضمن اینکه اروپا شروط و مسائل دیگری از جمله مذاکره با آمریکا را نیز مطرح کرده‌اند».

    اردستانی در پاسخ به اینکه آیا ممکن است ایران در این مدت کوتاه سایر شروط اروپا را هم بپذیرد؟ گفت: «در این زمان کم چنین اتفاقی نخواهد افتاد و این اروپا است که باید عقب نشینی کند. ممکن هم هست که چنین کنند، چون آنها می‌خواهند که این تهدید را مدام بالای سر ایران نگه دارند. البته اگر قصدشان این باشد که واقعا ایران را منزوی کنند ممکن است که تا ۷ مهر ماشه را هم بکشند».

    توافق با آژانس اگرچه فرصت‌هایی برای کاهش فشار بین‌المللی و تعویق مکانیزم ماشه فراهم می‌کند، اما همزمان نیازمند مدیریت دقیق تندروهای داخلی و تدبیر دیپلماتیک است. تجربه گذشته، از جمله روند برجام، نشان می‌دهد که تعادل میان مصالح ملی، فشار‌های داخلی و الزامات بین‌المللی همچنان پیچیده و حساس باقی مانده است.

  • شما که قطعنامه را کاغذپاره می‌دانید، شما که کل برجام را بد می‌دانید، شما دیگر ساکت باشید!

    شما که قطعنامه را کاغذپاره می‌دانید، شما که کل برجام را بد می‌دانید، شما دیگر ساکت باشید!

    به گزارش اقتصادران، روحانی همچنین خطاب به مخالفان برجام گفت: «شما که می‌گویید برجام خیلی بد بوده؛ شما که می‌گویید کار‌های قبل خیلی خوب بوده، خب شما ۶ تا قطعنامه گرفتید می‌گویید خوب بوده حالا برمی‌گردیم به همان، ما برمی‌گردیم به قبل از سال ۹۴. شما که می‌گویید اصلاً کل قطعنامه‌ها اصلا ارزش ندارد، کاغذپاره است. شما چه می‌گویید؟ شما که قطعنامه را کاغذپاره می‌دانید، شما که کل برجام را بد می‌دانید، شما دیگر ساکت باشید.»

    متن کامل سخنان روحانی پیرامون اسنپ‌بک به این شرح است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    یکی از موضوعاتی که در این ایام معمولاً در مجامع مورد بحث است، موضوع استفاده از سازوکاری است که برای حل اختلافات در برجام و همچنین در قطعنامه ۲۲۳۱ آمده که اصطلاحاً به آن می‌گویند اسنپ‌بک که نتیجه آن بازگشت قطعنامه‌هایی است که قبل از برجام از سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵) تا ۲۰۱۰ (۱۳۸۹) تصویب شده است. تمام این ۶ قطعنامه، قطعنامه‌هایی است ذیل فصل ۷ منشور ملل متحد و اهمیت این قطعنامه‌ها به این دلیل است که ذیل فصل ۷ است و به جز قطعنامه اول، ۵ قطعنامه بعدی طبق ماده ۴۱ فصل هفتم است. قطعنامه اول هم البته طبق ماده ۴۰ فصل هفتم است. این روز‌ها این بحث مطرح است که سه کشور اروپایی نامه‌ای را به شورای امنیت سازمان ملل نوشته‌اند و در واقع طبق آن نامه، درخواست اسنپ‌بک کرده‌اند که این طی پروسه ۳۰ روزه این کار انجام می‌گیرد برمبنای آنچه که در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ آمده است.

    اولین بحث این است آیا اسنپ‌بک مشکلی درست می‌کند؟ یا مشکلی درست نمی‌کند؟ اصلاً اهمیتی دارد یا اهمیتی ندارد؟ به نظر من اینگونه که در جامعه مطرح می‌شود بعضی‌ها می‌گویند اصلاً مهم نیست، بعضی می‌گویند فوق‌العاده مهم است، ما باید حد و مرز اسنپ‌بک را به دقت بدانیم چیست. البته اسنپ‌بک ممکن است از لحاظ اقتصادی خیلی فشار زیادی به کشور وارد نکند، در شرایطی که تحریم آمریکا بالای سر ما هست، البته تحریم‌های سازمان ملل برمی‌گردد، منتهی تحریم‌های سازمان ملل یا حتی تحریم‌های اروپا در برابر تحریم آمریکا از لحاظ اقتصادی اهمیت چندانی ندارد. گرچه از لحاظ سیاسی و از لحاظ حقوقی اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد که ایران همچنان برمی‌گردد ذیل فصل ۷ منشور ملل متحد.

    نکته دوم این است که آیا سه کشور اروپایی حق دارند چنین کاری را انجام بدهند؟ قطعاً از لحاظ حقوقی حق چنین کاری ندارند به دلیل اینکه اسنپ‌بک طبق بند ۳۷ برجام و طبق بند‌های ۱۰ به بعد در قطعنامه ۲۲۳۱ مبنایش این است که یک کشوری نقض آشکار کرده باشد، یعنی عدم پایبندی نسبت به تعهدات خودش انجام داده، آن هم عدم پایبندی اساسی، خب جمهوری اسلامی ایران از ابتدای برجام به تمام آنچه که در قطعنامه و همچنین توافق برجام آمده متعهد بوده به همین دلیل هم وقتی ترامپ در دورهٔ اول یعنی در سال ۹۷ می‌خواست از برجام خارج شود، اول متوسل شد به آژانس بین‌المللی و می‌خواست آمانو یک حرفی بزند، حتی نماینده آنها در سازمان ملل رفت به وین برای اینکه آژانس را راضی بکند که یک نکته‌ای را علیه ایران بگوید. آمانو با قاطعیت گفت ایران به تمام تعهدات خودش عمل کرده، بنابراین راهی پیدا نکرد. آمریکا به همین دلیل یک‌جانبه از برجام خارج شد. قبلش می‌خواست راه حقوقی پیدا کند، دید راه حقوقی وجود ندارد. ایران و جمهوری اسلامی ایران اساساً به هر چیزی که تعهد کند به عهدش پایبند است.

    اولین کسی که نقض اساسی کرد و از برجام به طور کلی خارج شد، خود ترامپ بود در سال ۹۷، البته آن‌طور که آقای پوتین برای من توضیح داد، ترامپ از برجام خارج شد به این دلیل که به او گفته بودند اگر شما از برجام خارج شوید، بلافاصله ایران از برجام خارج می‌شود و اگر ایران بلافاصله از برجام خارج می‌شد، همه قطعنامه‌ها و همه تحریم‌ها برمی‌گشت و همه چیز به گردن ما می‌افتاد. منتهی ایران هوشمندی کرد و این کار را نکرد. آنهایی که در مجلس آن ایام و قبلش برجام را آتش می‌زدند آنها دیگر باید کاملا ساکت باشند. آنهایی که همان روز می‌گفتند ما برجام را کنار بگذاریم، بعد از اینکه ترامپ خارج شده، خب اگر ما از برجام خارج می‌شدیم، همه قطعنامه‌ها همان روز برمی‌گشت، همه تحریم‌ها هم همان روز برمی‌گشت، هیچ نفعی هم ما نمی‌بردیم و همهٔ بار هم به دوش ما می‌افتاد. ترامپ چنین قصدی داشت، اما ما این کار را نکردیم؛ و لذا ۱+۴ کنار جمهوری اسلامی ایران ماند و لااقل از لحاظ سیاسی و از لحاظ تبلیغاتی روبه‌روی ترامپ و روبه‌روی آمریکا هم ایستاد و ما هم بعد از اینکه ترامپ از برجام خارج شد به مدت یک سال، کاملاً به برجام متعهد بودیم به این دلیل که اروپایی‌ها به ما قول داده بودند که در این یکسال تحریم آمریکا را جبران می‌کنند، قول‌های زیادی هم به ما دادند، در مذاکرات هم ۱۱ بند به عنوان تعهد خودشان قبول کردند، متأسفانه به هیچ یک از آن ۱۱ بند عمل نکردند، بعد از یکسال وقتی ما دیدیم اروپا هیچ قدمی برنمی‌دارد یا ۱+۴ در واقع کاری انجام نمی‌دهد از اردیبهشت ۹۸ ما شروع کردیم در ۵ مرحله تعهدات برجامی خودمان را کاهش دادیم. در هر مرحله هم اعلام کردیم به ۱+۴، که دو ماه به شما فرصت می‌دهیم اگر شما بتوانید موضوع تحریم‌ها را جبران کنید ما دومرتبه برمی‌گردیم به طور کامل به برجام، که متأسفانه کاری نکردند یا نتوانستند انجام دهند.

    مسأله دوم این که، اروپایی‌ها در این اواخر بار‌ها تکرار کردند که ما الان معتقد نیستیم که ایران ۶/۳ غنی‌سازی کند، ما الان معتقدیم به غنی‌سازی صفر؛ و این را وزیر خارجه انگلیس به صراحت در پارلمان انگلیس اعلام کرد، گفت ما از برجام عبور کردیم و امروز معتقدیم که غنی‌سازی ایران باید صفر باشد. پس کشوری که از برجام عبور کرده چطور می‌تواند طبق یک بند برجام بخواهد علیه جمهوری اسلامی ایران، از این برجام استفاده کند.

    دلیل سومی که اروپا نمی‌تواند از این سازوکار استفاده بکند این که در حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، اروپایی‌ها هم در لفظ و هم در عمل از متجاوزین حمایت کردند، وقتی که مراکز هسته‌ای ما بمباران می‌شد اروپا آن را محکوم نکرد، و نه تنها محکوم نکرد که حتی صدراعظم آلمان گفت این کار کثیف را اسرائیل به نیابت ما انجام می‌دهد؛ بنابراین از حمله‌ای که به ایران شد، حمایت صد درصد کردند. پس اروپایی‌ها از لحاظ حقوقی امروز از اسنپ‌بک نمی‌توانند استفاده کنند، از لحاظ سیاسی نمی‌توانند استفاده کنند، از لحاظ اخلاقی هم نمی‌توانند استفاده بکنند و این کار آنها کاملاً نادرست است.

    ممکن است اروپا به دلیل موضوع اوکراین از ما گله داشته باشد، ناراحت باشد، ولی این دلیل نمی‌شود که بخاطر گله‌ای که از ما دارد بخواهد تعهدات خودش را زیر پا بگذارد. یا اینکه ممکن است آنها بگویند ایران غنی‌سازی را افزایش داده به ۶۰ درصد رسانده، یا مقدار بیشتری از مواد غنی‌شده را برخلاف برجام نگه داشته، اینها قابل حل است. یعنی اگر مذاکره جدی صورت بگیرد امروز هم جمهوری اسلامی ایران باز هم آن‌طوری که وزارت خارجه ما اعلام کرده آمادگی دارد که دومرتبه در چارچوب برجام با سه کشور اروپایی در همین فرصت ۳۰ روزه مذاکره کند، و به اعتقاد من این به ضرر اروپا هست و این کاری که اروپا دارد انجام می‌دهد کاملاً باخت – باخت است. نه به نفع ایران است، نه به نفع سه کشور اروپایی، نه به نفع منطقه است، نه به نفع جهان، نه به نفع معاهده NPT، نه به نفع سازمان ملل است، ضربه به همه اینهاست. در حالی که ما امروز هم فرصت داریم با اروپا صحبت کنیم. تا پایان ۳۰ روز این فرصت باقیست تا بتوانیم با اروپا هماهنگ کنیم و به یک نقطه‌ای برسیم.

    اما یک نکته هم جالب است که این روز‌ها آنهایی که اصلاً با برجام کلاً مخالف بودند و می‌گفتند برجام اصلاً درست نبوده، و همه‌اش ضرر و خسارت بوده و اصلاً نفعی نداشته، خب اسنپ‌بک گوشه‌ای از برجام را از بین می‌برد، خب شما که می‌گویید کل برجام از بین برود خیلی خوب است، خب این هم یک گوشه‌ای از برجام است. در برجام آمده که در طول این ده سال مفاد همهٔ این قطعنامه‌ها متوقف و لغو می‌شود، و بعد از ده سال هم به طور کامل از دستور خارج می‌شود، یعنی در واقع در مهرماه امسال به طور کلی قطعنامه‌ها از دستور خارج می‌شود طبق برجام، خب شما که می‌گویید برجام خیلی بد بوده؛ شما که می‌گویید کار‌های قبل خیلی خوب بوده، خب شما ۶ تا قطعنامه گرفتید می‌گویید خوب بوده حالا برمی‌گردیم به همان، ما برمی‌گردیم به قبل از سال ۹۴. شما که می‌گویید اصلاً کل قطعنامه‌ها اصلا ارزش ندارد، کاغذپاره است. شما چه می‌گویید؟ شما که قطعنامه را کاغذپاره می‌دانید، شما که کل برجام را بد می‌دانید، شما دیگر ساکت باشید.

    اگر ایستادگی دولت تدبیر و امید نبود و ما هم بعد از آمریکا از برجام خارج شده بودیم، خب همه قطعنامه‌ها در همان اردیبهشت ۹۷ برگشته بود. این قطعنامه‌ها از زمان تصویب یعنی سال ۲۰۰۶ تا حالا حدود ۲۰ سال است، از این ۲۰ سال ما ۱۰ سالش را متوقف کرده بودیم. کار بدی کردیم که ۱۰ سال آنها را متوقف کردیم؟ ما ۱۰ سال متوقف کردیم حالا می‌خواهد برگردد به قبل از برجام.

    یک نکته دیگری هم در اینجا حائز اهمیت است و همه باید به این نکته توجه کنیم. اگر در سال ۱۴۰۰ یک عده‌ای مانع نمی‌شدند، و ما در دورهٔ بایدن به برجام برمی‌گشتیم، که همه چیز هم آماده بود، همه توافقات هم شده بود، امروز نه تنها چیزی به نام اسنپ‌بک نداشتیم بلکه در این مدت حدود ۵۰۰ میلیارد هم ضرر نمی‌کردیم. در این ۴ سال مستقیم و غیرمستقیم ۵۰۰ میلیارد ضرر کردیم. خب چرا یک عده‌ای نگذاشتند؟ چرا مانع شدند در سال ۱۴۰۰؟ خب در ۱۴۰۰ اگر ما برمی‌گشتیم به برجام هم از منافع برجام استفاده می‌کردیم هم برجام تثبیت می‌شد هم امروز مشکل اسنپ‌بک نداشتیم و حتی بالاتر من می‌خواهم بگویم حتی دیگر بهانهٔ جنگ ۱۲ روزه هم وجود نداشت. این مشکلات، مشکلاتی است که یک عده تندرو، با توهماتشان جلوی منافع ملی کشور را گرفتند و مشکلاتی در سال ۱۴۰۰ برای ما بوجود آوردند و متأسفانه بعد از اواسط ۱۴۰۰ هم در دولت بعدی نتوانستند درست استفاده کنند و مسأله را حل‌و‌فصل کنند و ما امروز مشکلات پیدا کردیم؛ یکی‌اش هم همین است که برخلاف قواعد، اروپا دارد سوءاستفاده می‌کند.

    حالا به نظر من تا جایی که می‌توانیم ما نباید بگذاریم این قطعنامه‌ها برگردد. باید تلاش کنیم و از این فرصت استفاده کنیم. اروپا نباید به خاطر مسأله اوکراین از ما انتقام بگیرد. این کار درستی نیست. کار غلطی است. به نفع همه ماست که یک بار دیگر پای میز مذاکره بنشینیم، امروز هم آمادگی هست که هنوز هم فرصت هست که با سه کشور اروپایی یا با ۱+۴ مذاکره کنیم، تا موضوع اسنپ‌بک از دستور شورای امنیت خارج شود و پس بگیرند، این به نفع آنها، به نفع ما و به نفع NPT خواهد بود. امروز هم که سه کشور یعنی ایران و روسیه و چین با اسنپ‌بک کاملاً مخالفند و مخالف خودشان را اعلام کردند، آن سه کشور هم بیایند تبعیت کنند تا به راه‌حلی برسیم که آن راه‌حل باز هم برد – برد باشد. راه‌حلی که امروز اروپا در پیش گرفته کاملاً باخت – باخت است و به نفع کسی نخواهد بود. والسلام و علیکم و رحمت‌الله.

  • ماجرای خواهش نفتی آمریکائی‌ها از ایران چه بود؟

    ماجرای خواهش نفتی آمریکائی‌ها از ایران چه بود؟

    به گزارش اقتصادران، سیدمهدی حسینی  با اشاره به لزوم تصویب و عضویت در اف‌ای‌تی‌اف و تاثیر آن بر تجارت نفت اظهار داشت: بنده اعتقاد دارم شکی نیست که باید  اف‌ای‌تی‌اف تصویب شود تا در لیست سیاه قرار نگیریم، اکنون گفته می‌شود که اگر تصویب شود باید گزارش مالی ارائه دهیم و این برای کشور ما که در مسیر دور زدن تحریم هستیم، امکان  ندارد اما بنده معتقدم باید قانون را تصویب کنیم که محکوم نشویم که اف‌ای‌تی‌اف را قبول نداریم و برای ارائه گزارش هم اعلام آمادکی کنیم و بگوییم که این امریکا است که ما را تحریم کرده و اگر قرار باشد گزارش دهیم دست ما برای صادرات نفت رو می‌شود و این نشدنی است. درواقع  به این شکل اعلام می‌کنیم که این سازمان باید مسئله خود را با امریکا حل کند در حقیقت توصیه این است که توپ به جای اینکه در زمین خودمان بماند به زمین امریکا بیندازیم.

    وی افزود:  ما اکنون در لیست سیاه قرار داریم و هر کسی می‌تواند به دلیل اینکه اف‌ای‌تی‌اف را تصویب نکرده‌ایم، ما را تحت فشار قرار دهد و امریکا نیز موضوع پولشویی را به این قضیه ارجاع داده است بنابراین مسلما ما در این قضایا مشکل خواهیم داشت،  بنده معتقدم ما حتما باید مذاکرات را با امریکا ادامه دهیم و  وارد بازی رئیس‌جمهور امریکا نشویم، اکنون زیگزاگ‌های ترامپ داخل امریکا هم مشکلاتی ایجاد کرده او داخل کشور خودش بحران ناشی از بحث تعرفه‌ها را ایجاد کرده که باعث شده قیمت‌ها در امریکا بالا برود و مردم امریکا نیز نسبت به آنچه در کشورشان در حال رخ دادن است مشکل دارند، اکنون این کشور در بنادر با پاناما و در حاکمیت سرزمینی با کانادا در افتاده، با ناتو و روسیه هم  درگیر است یک بلبشو در اقتصاد جهانی  ایجاد کرده، ما هوشیار باشیم باید با امریکا، اروپا و بازار زندگی کنیم بنابراین امروز که مذاکرات شروع شده باید کمک کنیم جلو برود.

    معاون پیشین امور بین‌الملل وزارت نفت گفت: بنده اعتقاد دارم هم دولت امریکا و هم لابی‌های اقتصادی داخل ایالات متحده امریکا که به سیاست فشار وارد می‌کنند؛ اهل بیزینس هستند بنابراین صرفنظر از مباحث هسته‌ای باید در مذاکرات ضمن حفظ حاکمیت ملی پکیج و بسته‌هایی ارائه دهیم که به لحاظ علمی فنی و تکنیکال قابل دفاع باشند، یعنی وقتی می‌گوییم غنی‌سازی ۶۰ درصد حرف بی‌ربطی است چون ۶۰ درصد را براحتی می‌توان به بالاتر و به هسته‌ای شدن رساند، اما ۳ تا ۴ درصد منطقی است، این یعنی اینکه ما بنا داریم این سوخت را در نیروگاه‌ها، بخش کشاورزی و پزشکی مصرف کنیم؛ چرا باید برای تهیه اورانیوم به دیگر کشورها  دست دراز کنیم و در مقابل اینکه آنها نیز لاجرم باید تحریم را بردارند، بنابراین غیر از مسئله هسته‌ای این بیزینس است که امریکا را به سمت ما می‌راند.

    وی به موضوع قراردادهای آی‌پی‌سی زمان مذاکرات برجام اشاره و تصریح کرد: زمانی که ما در حال تدوین مفاد آی‌پی‌سی بودیم، امریکایی‌ها با ما تماس گرفتند که و اعلام کردند ما کمک می‌کنیم که این قراردادها را ارائه دهید، آن زمان عنوان کردند که اگر برجام امضا و تحریم‌های سازمان ملل لغو شود ما آماده امضای قرارداد و سرمایه‌گذاری در نفت ایران هستیم، نه اینکه منت بگذارند؛ خواهش کردند که دعوتشان کنیم و این در حالی است که هنوز آقای ظریف در حال مذاکره بود و برجام به امضا نرسیده بود بنابراین به نظر بنده لابی نفتی لابی کارسازی است.

    حسینی با اشاره به قدرت لابی‌گری با ابزار نفت خاطرنشان کرد: بنده زمانی به آقای قالیباف گفتم که قدرت نفت از قدرت نیروهای سازنده تاسیسات نظامی، اسلحه‌سازان و اسلحه‌فروشان قوی‌تر است، مثلا  در مقطعی در سال ۲۰۰۰ برای تحریم ایران و لیبی تعداد ۴۷۰ شرکت و موسسه  علیه دولت امریکا ائتلاف تشکیل دادند که چرا ایران تحریم شده و معتقد بودند که درواقع این شرکت‌های امریکایی هستند که مورد تحریم قرار گرفته‌اند. در نتیجه، دیک چنی معاون رئیس‌جمهور در کنگره جهانی نفت در کانادا عنوان کرد که باید تحریم ایران لغو شود که اگر حمله به مرکز تجارت امریکا رخ نمی‌داد قطعا تحریم‌ها برداشته می‌شد و این قدرت لابی نفتی را نشان می‌دهد.

    وی ادامه داد: اکنون باید به لابی نفتی امریکا اعلام کنیم که برای تولید هر بشکه نفت شیل در خلیج مکزیک و آلاسکا و اروپا در دریای شمال باید ۳۰ تا ۴۰ دلار هزینه کنند تا بتوانند نفت تولیدی را ۶۰ دلار بفروشند ولی اگر دکل را به ایران بیاورند نهایتا با ۱۰ دلار نفت تولید می‌کنند و به این ترتیب می‌توانند ۵۰ دلار سود داشته باشند مطمئنا با این پیشنهادات تاجر امریکایی و اروپایی دکل را با تمنا وارد ایران می کند و سود خوبی هم به ما خواهد داد، وقتی این بیزینس فراهم است در مقایسه با مذاکرات هسته‌ای که فنی و تکنیکال است، باید روی میز قرار گیرد، این را بنده با توجه به تجربه‌ای عنوان می‌کنم که بیش از ۱۰ سال با چندین شرکت امریکایی دعواها را در لاهه و دادگاه‌های بین‌المللی  حل فصل کرده‌ام.

    وی تاکید کرد: ما اشتباه کردیم که اف‌ای‌تی‌اف و سی‌اف‌تی را تصویب نکردیم زیرا این پالس را می‌دهیم که در حال پولشویی هستیم و از تروریسم حمایت می‌کنیم؛ در حالی که این کار را نمی‌کنیم، باید اف‌ای‌تی‌اف را تصویب کنیم که از لیست سیاه خارج شویم، در مذاکراتی که در جریان است نیز معتقدم در تیم آقای عراقچی دیپلمات نفتی هم هرچند در سکوت حضور داشته باشد زیرا این پیام را می‌دهد که اگر موضوع مذاکرات هسته‌ای حل شود می‌توانید با ایران بیزنس نفت داشته باشید و این آن چیزی است که امریکایی را که با ۴۰ دلار نفت تولید می‌کند وسوسه می‌کند که تن به خواست ما بدهد تا بتواند با ۸ دلار نفت تولید کند.