برچسب: بدحجابی

  • آقایان! بدحجابی هم خریدنی شد؟

    آقایان! بدحجابی هم خریدنی شد؟

    به گزارش اقتصادران، ناصر ذاکری، کارشناس ارشد توسعه، در یادداشتی ضمن بررسی ابعاد لایحه «حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب» معروف به لایحه حجاب که به تازگی نهایی شده است، با بیان اینکه این قانون توجه خاصی به افراد سرشناس، یا به اصطلاح سلبریتی‌ها، دارد و اگر آنان خطایی کنند، مجازات بیشتری در انتظارشان است، زیرا رفتارشان در برخی شهروندان تأثیرگذار است، خاطرنشان کرد: این سؤال مطرح می‌شود که پس چرا قانون‌گذاران مجازاتی برای مدیران و مقاماتی که با رفتارشان مروج دین‌گریزی نسل جوان هستند، در نظر نگرفته‌اند؟ آیا رفتار ناپسند آن فرد متنفذی که زمین گرانقیمتی را در مرغوب‌ترین محله شهر به نام خود سند می‌زند، یا آن دیگری که بدون برخورداری از کمترین ارثیه خانوادگی در کوتاه‌ترین زمان ممکن با استفاده از رانت قدرت، به ثروتی افسانه‌ای دست می‌یابد، یا آن سومی که با تملک رانتی اموال مصادره‌ای میلیاردر می‌شود، یا آن دیگری که فرزند تازه جوانش را با کمترین تجربه و دانش به عضویت هیأت مدیره فلان بنگاه اقتصادی معظم منصوب می‌کند تا با هدر دادن اموال عمومی کسب تجربه کند و به قول پدر متنفذش چم و خم کار را یاد بگیرد و راه بیفتد، هیچ‌گونه اثری در گسترش اعتراض‌گونه بی‌حجابی ندارد؟

    متن این یادداشت بدین شرح است:

    « چند روزی است که قانون جدید حجاب که رئیس مجلس وعده ابلاغ آن را در روز بیست‌وسوم آذرماه داده‌ است، توجه همگان را به خود جلب کرده و واکنش‌های فراوانی را برانگیخته‌است. منتقدان به ایرادات بارز متن قانون از جمله استفاده از تعابیر غیرحقوقی و مبهم، و تعریف مجازات جدیدی با عنوان محکومیت به زندگی در داخل کشور پرداخته‌اند. همچنین آنان این قانون را در تقابل با خواست اکثریت جامعه معرفی می‌کنند و به این واقعیت اشاره می‌کنند که هیچ مطالعه و سنجش قابل‌اعتمادی در مورد این که اجرای چنین قانونی خواسته چند درصد شهروندان است، انجام نگرفته‌ و نمایندگانی که از این متن دفاع می‌کنند، با کمترین میزان رأی ممکن به خانه ملت راه یافته‌اند. همچنین برخی از شخصیت‌های دینی نیز اجرای چنین قانونی را منطبق بر اصول اندیشه اسلامی نمی‌دانند.

    بی‌تردید هریک از سرفصل‌های بالا ارزش تأمل و بررسی بیشتر دارد، و طبعاً در روزهای آینده اهل فن بدان‌ها بیشتر و بیشتر خواهند پرداخت. در این یادداشت صرفا با رویکردی حتی‌المقدور اقتصادی نگاهی به این پرونده خواهم‌ کرد.

    تدوین‌کنندگان این قانون ظاهراً با علم به هزینه‌های سنگین برخورد خشونت‌بار و بازداشت از ابزار جریمه مالی استفاده کرده‌اند. همچنین آنان با فرض این‌که بسیاری از احضارشوندگان اعتنایی به این احضار نخواهندکرد، امکان برداشت مبلغ جریمه از حساب‌های بانکی افراد را پیش‌بینی کرده‌اند. اما نکته این است که در نتیجه اجرای برخی سیاست‌های نادرست که اتفاقاً مورد حمایت همین مدافعان قانون مذکور است، جامعه امروز ایران با یک دوپارگی و گسترش فقر روبه‌رو شده‌است.

    بخش بزرگی از جامعه آنچنان گرفتار فقر شده‌اند که در تأمین هزینه‌های اولیه زندگی خود نیز درمانده، و مصداق بارز المفلس فی ‌امان‌الله هستند. طبعاً این گروه به دلیل نداشتن استطاعت مالی حساب بانکی فربهی برایشان نمانده که بتوان بابت جریمه بدپوششی چیزی از آن برداشت کرد. شاید قانون‌گذاران بگویند چنین افرادی از دریافت خدمات بانکی محروم خواهندشد. در پاسخ باید گفت معمولاً تنها مورد نیاز این افراد به خدمات بانکی واریز اجاره‌بهای ماهانه کلبه‌ای است که در آن ساکن شده‌اند، و آنان اگر از امکان واریز اجاره محروم شوند، شاید از این محرومیت استقبال هم بکنند، زیرا هزینه انتقال وجهی که بانک‌ها ظالمانه از اقشار کم‌درآمد می‌گیرند، به نفع آنان صرفه‌جویی خواهدشد و اجاره ماهانه را نقدی پرداخت خواهندکرد.

    از سوی دیگر تهدید این افراد به ممنوعیت خروج از کشور نیز طنزی تلخ است، زیرا اینان که به لطف کاسبان تحریم دچار فقر شده‌اند، نه استطاعت پرداخت عوارض خروج از کشور برایشان باقی مانده، و نه پولی برای خرید بلیط قطار یا اجاره قاطر در بساط دارند. به‌راستی قانون‌گذاران با این قشر عظیم فاقد استطاعت پرداخت جریمه چه خواهندکرد؟

    همچنین بخش دیگر جامعه که هنوز استطاعت پرداخت جریمه را دارند، آیا از ترس محکوم شدن به پرداخت جریمه مالی، سلیقه قانون‌گذاران را پذیرفته و پوشش باب میل آنان را بر سر و تن خواهندکرد؟ آیا تداوم این وضعیت یادآور برقراری مالیاتی از نوع جزیه نخواهدبود؟ زیرا قشر پولدار جامعه می‌تواند با پرداخت مبلغ جریمه حتی اگر میزان آن واقعاً هنگفت هم باشد، مطابق سلیقه خود و نه سلیقه قانون‌گزاران زندگی کند.

    نباید از نظر دور داشت که اعمال چنین قانونی می تواند شهروندان را به سمت برقراری نوعی روابط مالی کمتر متکی به بانک هدایت کند. در این حالت افراد به نگهداری نقدینگی خود در قالب حسابهای بانکی که مدام در معرض خطر برداشت خواهند بود، تمایل کمتری نشان می دهند. این بدان معنی است که گروهی از شهروندان به تخلیه تدریجی حسابهای بانکی خود و یا انتخاب شیوه های جدید برای نگهداری اموال از جمله طلا یا ارز خانگی روی خواهند آورد. حتی ممکن است با پدیده استفاده از حسابهای بانکی افراد امین روبرو شویم. در این حالت فردی که حسابهای بانکی خود را در معرض خطر برداشت بی اجازه می یابد، به جای افتتاح حساب به نام خود، از پوشش نام سایر اعضای خانواده با منسوبین یا حتی سایر افراد معتمد استفاده خواهد کرد. به بیان دیگر به موازات پدیده فرار مالیاتی، شاهد شکل گیری پدیده دیگری با عنوان فرار جریمه بی حجابی خواهیم بود و این به معنی افزایش درجه بی فایدگی قانون مورد نظر است.

    همچنین اصرار بر اجرای قانون معروف به حجاب، ممکن است به‌نوعی مشوق افراد برای انتخاب الگوی پوشش نامناسب باشد و بی‌اعتنایی به قانون را تبدیل به نشانه ای از برخورداری فرد از تمکن مالی بالا کند. این وضعیت ممکن است بدحجابی را تبدیل به نمادی از ثروت و در مقابل حجاب را نشانه ای از فقر و تنگدستی نماید. بدین‌ ترتیب همان‌گونه که اینک برخی افراد برای تظاهر به پولداری و جلب توجه، با اجاره ساعتی خودروهای گرانقیمت و به‌اصطلاح دور دور کردن در پی جلب توجه هستند، در روزهای آینده ممکن است شاهد نوع دیگری از این دور دور کردن‌ها نیز باشیم.

    به‌طوری‌که ملاحظه می‌شود، چنین قانونی و در کنار آن چنین مجازاتی، هرگز نمی‌تواند تغییر محسوسی در رفتار جامعه ایجاد کند، و فقط ضمن از بین بردن اعتبار نهاد قانون‌گذار، مایه زحمت شهروندان می‌شود.

    ۱ – قانون دستگاه‌های ذیربط را ملزم می کند که فناوری لازم را برای کشف هویت شهروندان به کار گیرند. آیا شهروندان خواهند پذیرفت که برخی مجرمان خاص با وجود چنین امکاناتی، هرگز شناسایی و بازداشت نشوند؟! همچنین آنان خواهند پرسید اگر منابع مالی لازم برای استقرار چنین تجهیزاتی را داریم، چرا برای شناسایی زورگیران و سارقان لوازم خودرو و کیف‌قاپان از آن استفاده نمی‌کنیم؟

    ۲ – این قانون توجه خاصی به افراد سرشناس، یا به اصطلاح سلبریتی‌ها، دارد. اگر آنان خطایی کنند، مجازات بیشتری در انتظارشان است، زیرا رفتارشان در برخی شهروندان تأثیرگذار است. حال این سؤال مطرح می‌شود که پس چرا قانون‌گذاران مجازاتی برای مدیران و مقاماتی که با رفتارشان مروج دین‌گریزی نسل جوان هستند، در نظر نگرفته‌اند؟ آیا رفتار ناپسند آن فرد متنفذی که زمین گرانقیمتی را در مرغوب‌ترین محله شهر به نام خود سند می‌زند، یا آن دیگری که بدون برخورداری از کمترین ارثیه خانوادگی در کوتاه‌ترین زمان ممکن با استفاده از رانت قدرت، به ثروتی افسانه‌ای دست می‌یابد، یا آن سومی که با تملک رانتی اموال مصادره‌ای میلیاردر می‌شود، یا آن دیگری که فرزند تازه جوانش را با کمترین تجربه و دانش به عضویت هیأت مدیره فلان بنگاه اقتصادی معظم منصوب می‌کند تا با هدر دادن اموال عمومی کسب تجربه کند و به قول پدر متنفذش چم و خم کار را یاد بگیرد و راه بیفتد، هیچ‌گونه اثری در گسترش اعتراض‌گونه بی‌حجابی ندارد؟

    با اینکه گفتنی در باب این قانون و نقاط کور آن بسیار است، در این مرحله به این اندک بسنده کرده، و منتظر ابلاغ قانون و مشاهده آثار اجرایی آن و انتشار گزارشات نظارتی مرتبط با آن می‌مانیم.

  • «کلینیک ترک بی‌حجابی» یا بهانه جدید برای بودجه ستانی هنگفت از دولت؟ / گشت ارشاد هنوز نرفته، کلینیک ترک بی‌حجابی آمد!

    «کلینیک ترک بی‌حجابی» یا بهانه جدید برای بودجه ستانی هنگفت از دولت؟ / گشت ارشاد هنوز نرفته، کلینیک ترک بی‌حجابی آمد!

    به گزارش اقتصادران، خانم مهری طالبی دارستانی، رئیس اداره زنان و خانواده ستاد امر به معروف استان تهران، اخیراً اعلام کرده که در پاسخ به مراجعات متعدد خانواده‌ها و دختران تهرانی، اولین «کلینیک ترک بی‌حجابی» با هدف «درمان علمی و روان‌شناختی بی‌حجابی» در تهران راه‌اندازی می‌شود. این مرکز با رویکرد مشاوره و حمایت، قصد دارد به دخترانی که پوششی خارج از حجاب شرعی دارند، کمک کند تا دوباره به پوشش مدنظر این نهاد برگردند.

    خواندن نام «کلینیک ترک بی‌حجابی» احتمالاً برای بسیاری تداعی‌کننده کلینیک‌های ترک اعتیاد است؛ گویی نیت بر این است که دختران را به تخت ببندند و به درمان اجباری بپردازند. این نوع تصمیم‌ها از همان ابتدا سوال‌برانگیز و دور از درک عمومی به نظر می‌رسد.

    اینکه چطور در جلسات اداری چنین طرح‌هایی به تصویب می‌رسد، جای شگفتی دارد! آیا هیچ‌کس در این جلسات تردید نمی‌کند که چنین تصمیماتی، به‌جز خنده و تمسخر، دستاوردی برای جامعه نخواهند داشت؟ کدام بحران اجتماعی و فرهنگی در جهان با این نوع برخوردها حل شده که ما امید داشته باشیم کلینیک‌های ترک بی‌حجابی بتوانند تغییر مثبتی ایجاد کنند؟

    تاسیس این کلینیک‌ها پیام ضمنی نگران‌کننده‌ای به دختران و جوانانی می‌فرستد که مثل ستاد امر به معروف فکر نمی‌کنند؛ پیام این است که آن‌ها دچار «بیماری» هستند و نیاز به درمان دارند. این برخوردی است که پیشتر دربارهٔ اعتیاد به کار گرفته شده و حالا بدون توجه به تاثیرات آن، به مسئله پوشش تسری داده می‌شود.

    حال پرسش این است که در این کلینیک چه برنامه جدیدی برای این جوانان ارائه می‌شود؟ آیا کاری متفاوت از آنچه در مدارس از طریق معلمان پرورشی و کتب تعلیمات دینی انجام می‌دادند، صورت خواهد گرفت؟ بسیاری از جوانانی که امروز در پوشش خود، آزادی بیشتری می‌جویند، سال‌ها از سخنان و نصایح دینی در دوران مدرسه بهره‌مند بوده‌اند، اما این اقدامات آن‌ها را متقاعد نکرده است. چه دلیلی وجود دارد که تصور کنیم این کلینیک‌ها کارایی بیشتری خواهند داشت؟

    چنین تصمیماتی نشان می‌دهد که برخی مسئولان هنوز به درک کاملی از مسئله حجاب و مطالبات نسل جوان نرسیده‌اند. تا زمانی که نگاه آن‌ها تغییر نکند، همچنان با این نوع برخوردها درجا خواهیم زد. نسل امروز به‌واسطهٔ گسترش شبکه‌های اجتماعی و دنیای کوچکی که به‌راحتی در یک گوشی جای گرفته، دیگر همانند نسل‌های پیشین فکر نمی‌کند. برای تعامل با آن‌ها، شناخت دقیق‌تر و احترام به تفاوت‌هایشان ضروری است، نه اینکه آنان را بیمارانی نیازمند درمان بدانیم.

    البته این کلنیک‌ها می‌توانند بودجه‌های خوبی بگیرند و اشتغال زایی کنند و اگر از این جنبه به این ماجرا نگاه کنیم می‌شود برای آن توجیهی پیدا کرد. بالاخره به بهانه این تصمیم می‌شود کار تولید کرد و کمی آمار اشتغال را بالا برد!

    در نهایت، اگر ستاد امر به معروف به دنبال تصمیم‌های پربازده است، بهتر است از جامعه‌شناسان، پژوهشگران علوم اجتماعی و همچنین جوانانی که اعتقادی به حجاب ندارند، دعوت کند تا با یک رویکرد علمی و پژوهشی و پس از مطالعات چند ساله، به فهمی دقیق‌تر از نسل امروز ایران دست یابند. هر تصمیمی بدون پشتوانه علمی و با این پیش‌فرض که «ما درست می‌گوییم و آن‌ها اشتباه می‌کنند»، محکوم به شکست خواهد بود.

    بهتر است به جای تلاش برای «اختراع دوباره چرخ»، از تجارب جهانی در حل مسائل اجتماعی بهره بگیریم و از تکرار اشتباهات پرهیز کنیم.

  • مردم به خاطر گشت ارشاد از حاکمیت متنفرند / متدینین سرتاپای این حکومت را فحش دادند + فیلم

    مردم به خاطر گشت ارشاد از حاکمیت متنفرند / متدینین سرتاپای این حکومت را فحش دادند + فیلم

    به گزارش اقتصادران، شهاب الدین حائری شیرازی گفت: گشت ارشاد از موثرترین عوامل در بحران مشروعیت حاکمیت است. در قضایای پائیز ۱۴٠۱ حاکمیت با خشونتی که به خرج داد بی آبرو شد در نزد بسیاری از طرفدارانش شد. بسیاری از مردم در اثر خشونتهای عریان حکومت از حکومت متنفر شدند. این بحران قابل پیشگیری بود به شرط آنکه حاکمیت گوشی برای شنیدن و عزمی برای اصلاح خود داشت.

  • حجاب مطالبه حکومت است یا مردم؟ / خشونت رسمی علیه زنان توسط گشت ارشاد

    حجاب مطالبه حکومت است یا مردم؟ / خشونت رسمی علیه زنان توسط گشت ارشاد

    به گزارش اقتصادران،نسرین نیکنام نوشت:

    آنچه از شهريور 1401 تا به امروز بر جامعه گذشته، در زمان‌هاي مختلف و در نشست‌هاي تخصصي، از نگاه جامعه‌شناسان و روانشناسان و … مورد بررسي قرار گرفت و خروجي اين نشست‌ها و نگاه‌ها مختلف بود، صاحب‌نظران، جامعه كنوني را جامعه‌اي دوقطبي با شكاف‌هاي مختلف اجتماعي مي‌دانند، اما با درصدهاي مختلف. جامعه‌شناسان درصد اين شكاف را ۲۰ تا ۳۰ درصد مي‌دانند و از سوي ديگر مي‌گويند كه حدود ۸۰ درصد جامعه، حجاب براي‌شان يك ابزار يا مساله سياسي نيست و يك رفتار فردي براي‌شان محسوب مي‌شود. نگاهي كه ابوالفضل اقبالي، جامعه‌شناس و پژوهشگر به اتفاق‌هاي 1401 دارد كه آن را چندي پيش در گفت‌وگويي مطرح كرده، اين است كه در مساله حجاب و به ويژه ماجراي گشت ارشاد، خيلي از نخبگان تذكر دادند و بارها گفتند كه بايد اصلاحاتي در اين باره وجود داشته باشد، اما تغييري اتفاق نيفتاد و اين خودش يك بي‌اعتنايي به بازخوردهاي جامعه است كه آسيب‌زننده هم است. همين الان هم مطالباتي درباره حجاب وجود دارد و اگر تصميم جديد حاكميت همراه با گفت‌وگو، اقناع و تفاهم با مردم نباشد، بار ديگر شكاف ايجاد مي‌كند، حتي ممكن است اين شكاف در بدنه مذهبي جامعه هم اتفاق بيفتد. او اين را هم اضافه كرد كه در بحث حجاب نيز پيش از اين اتفاقات هم، ما با موضوعاتي از اين قبيل روبه‌رو بوده‌ايم؛ حجاب يك ساحت سياسي و يك ساحت فردي دارد.

    «زهرا نژادبهرام»، فعال سياسي اصلاح‌طلب در گفت‌وگو با «اعتماد» حجاب را يك مطالبه اجتماعي مي‌داند كه به دليل رفتار حاكميت تبديل به يك مطالبه سياسي شده است.

    او مي‌گويد: ما آنچه مي‌بينيم، قله كوه است، اما زير اين قله، كوه يخي وجود دارد و آنچه در طول سال‌هاي اخير بروز و ظهور پيدا كرده، انباشت مطالباتي است كه حجم اين كوه يخ را بزرگ و بزرگ‌تر كرده و حتي مي‌توان گفت عمق آن آنقدر زياد است، اما ما فقط خود قله را مي‌بينيم.

    او ادامه مي‌دهد: دليل بروز حوادث سال‌هاي اخير در واقع حجم كثيري از مطالبات زنان بود كه در طول اين چهار دهه گذشته تلنبار شده بود كه موضوعاتي مانند بيكاري، تبعيض حقوقي، عدم ارتقاي شغلي، نبود امنيت خانوادگي و اجتماعي را شامل مي‌شود. وقتي همه اين موارد در كنار هم قرار مي‌گيرد، متوجه مي‌شويم كه اصلا موضوع اعتراض حجاب نبود، بلكه مساله اصلي نبود امنيت اجتماعي براي زنان بود.

    امنيت اجتماعي زنان زير سوال رفت

    به گفته اين فعال سياسي اصلاح‌طلب، امنيت اصلي‌ترين و زيرساختي‌ترين عامل براي پايداري حكومت‌هاست و همه جوامع به دنبال اين هستند كه اول امنيت را تامين كنند.

    نژادبهرام معتقد است: «فوت مهسا اميني سبب شد آن قله يخي كه تمام مطالبات در زير آن جا مانده بود كه در راس آن ناديده گرفتن مساله امنيت اجتماعي زنان بود، آب شود و به اين ناديده گرفتن مطالبات، حجم كثيري از خشونت‌هاي خانگي اضافه شود، اما كسي به اين موضوع مهم توجه نكرد.»

    او با نقد اين موضوع كه يك قانون درست و مناسب براي حراست از امنيت زنان و در واقع نفي خشونت عليه زنان نداريم، مي‌گويد: «بيش از چهار دهه از انقلاب مي‌گذرد، اما اين خلأ همچنان وجود دارد و همه اين نواقص به حجاب تعميم داده شد، اما مساله اصلي اين است زنان مي‌خواهند در جامعه و در خانواده‌شان امنيت داشته باشند.»

    نژادبهرام ادامه مي‌دهد: «زنان مي‌خواستند بغض فروخفته‌اي كه ناشي از نابرابري و تبعيض جنسيتي بود را بيان كنند، اما راهي براي آن وجود نداشت تا زماني كه آن حادثه براي مهسا رخ داد و همين دليل شد كه همه بغض‌ها بيرون بريزد.»

    حجاب هيچ ‌وقت مطالبه اول نبود، اما شد

    اين فعال سياسي اصلاح‌طلب به يك نظرسنجي كه در سال 96 انجام شد، اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «در اين نظرسنجي كه از سوي معاونت امور زنان در هشت شهر بزرگ كشور انجام شد، از زنان پرسيده شده بود كه اصلي‌‌ترين مطالبات‌تان چيست، بيكاري و اشتغال مهم‌ترين مطالبه‌اي بود كه زنان به آن اشاره كرده بودند. خواسته بعدي آنها رفع تبعيض حقوقي و اجتماعي بود و جالب است كه بدانيد مساله حجاب شايد ششم يا هفتمين مطالبه زنان در آن دوره بود. اما بي‌پاسخ ماندن و بي‌توجه بودن به مطالبات زنان منجر به حادثه 1401 شد.»

    او تاكيد مي‌كند: «اصلي‌ترين مبناي جوامع همين امنيت و رفع تبعيض است كه بر اساس آن مسير خودشان را پيدا مي‌كنند. هم امنيت كه نخستين مطالبه زنان بود به رسميت شناخته نشد و به همين دليل مطالبات ثانويه هم مورد توجه قرار نگرفت.»

    نژادبهرام با بيان اينكه همه خشونت‌ها عليه زنان علني شده است، مي‌گويد: «پيش از اين اگر خشونت فيزيكي يا كلامي رخ مي‌داد، در خانه‌ها بود و كسي از آن خبردار نمي‌شد، اما امروزه همه اين خشونت‌ها به شكل علني در سطح جامعه ديده مي‌شود كه برجسته‌ترين آنها خشونت‌هاي رسمي از سوي كساني است كه در گشت ارشاد كار مي‌كنند.»

    اين فعال سياسي اصلاح‌طلب معتقد است هر چند كه ما هنور با چنين چالش‌ها و بحران‌هايي دست و پنجه نرم مي‌كنيم، اما در عوض شدت مطالبه‌گري زنان بالا رفته و حاكميت به اين نتيجه رسيده كه ديگر نمي‌تواند بي‌تفاوت باشد و بايد مطالبات زمين مانده را تامين كند.

    به گفته او امروز همه جامعه مطالبه‌گر شده است؛ امروز شما فقط خانم‌هايي را كه حتي به حجاب رسمي باور دارند هم در رده افرادي مي‌بينيد كه مطالبه دارند، آنها هم مي‌خواهند گشت ارشاد از سطح شهر جمع شود؛ آنها حجاب خود را بر اساس باورهاي شخصي و اعتقادات‌شان برگزيدند، اما مي‌كوشند در كنار ساير زنان نسبت به حضور گشت ارشاد و اجراي طرح نور معترض باشند، چون معتقدند تنش در جامعه ناامني اجتماعي دارد.

    او ادامه مي‌دهد: «به‌‌رغم همه اعتراض‌ها در سال‌هاي اخير باز هم طرح نور مطرح مي‌شود و مجلس به سمت تصويب لايحه حجاب مي‌رود، بعد دوباره مسكوت مي‌ماند و جامعه نمي‌داند با اين تلاطم حاكم چه كند، نمي‌داند حاكميت قرار است به حرف آنان گوش دهد يا ندهد، اين فضاي نه جنگ و نه صلح در واقع با انتخابات اخير رياست‌جمهوري شكل ديگري پيدا كرد، يعني اين مقوله جمع‌آوري گشت ارشاد از زبان كانديداي رياست‌جمهوري مطرح و در نهايت اين مطالبه اجتماعي تبديل به يك مطالبه سياسي شد.

    نژادبهرام مي‌گويد: «اين مطالبه سياسي يعني امروز آقاي پزشكيان به عنوان رييس‌جمهور كشور ايران با توجه به صحبت‌هاي انتخاباتي كه كرد و مردم را به سمت خودش اقبال داده، امروز بايد در نهادهاي سياستگذار و تصميم‌گير، تكليف اين مساله مشخص شود و حالا كه اين مطالبه اجتماعي تبديل به مطالبه سياسي شد بايد اين تصميم سياسي با دقت انجام شود و اين از وعده‌هاي رييس‌جمهور بود.»

  • دادستان کل کشور تکلیف برخورد با بدحجابان را یکسره کرد

    دادستان کل کشور تکلیف برخورد با بدحجابان را یکسره کرد

    به گزارش اقتصادران، دادستان کل کشور با بیان اینکه اقدامات زیادی در خصوص بی‌حجابی یا بدحجابی انجام شده، اما باز هم هست و تعطیل نشده است، گفت: مکررا گفتیم بحث اقدام قضایی، پایان خط است و ابتدا باید از طریق ارشاد و نهی از منکر اقدام شود؛ کسی حق ندارد در خیابان با کسی برخورد فیزیکی داشته باشد.

    دادستان کل کشور با بیان اینکه اقدامات زیادی در خصوص بی‌حجابی یا بدحجابی انجام شده، اما باز هم هست و تعطیل نشده است، گفت: مکررا گفتیم بحث اقدام قضایی، پایان خط است و ابتدا باید از طریق ارشاد و نهی از منکر اقدام شود؛ کسی حق ندارد در خیابان با کسی برخورد فیزیکی داشته باشد.

    حجت الاسلام و المسلمین محمد موحدی آزاد در آیین تکریم و معارفه دادستان عمومی و انقلاب مرکز خوزستان که امروز (۲۱ شهریورماه) در اهواز برگزار شد، با گرامیداشت یاد شهدا اظهار کرد: در آستانه ولادت پیامبر (ص) و هفته وحدت قرار داریم. خداوند متعال انبیا را برای هدایت بشر فرستاده است و اول به ایشان تاکید شده است که افراد نیازمند را تحت پوشش قرار دهد. کسی که می‌تواند جامعه را انسجام بخشد و پیشرفت دهد و همکاری را تقویت کند باید به تامین نیاز‌های مادی، معنوی و عقلی جامعه کمک کند، بنابراین باید همه ما به وظیفه خود عمل کنیم. بر اساس تکالیفی که دین مبین اسلام بر عهده ما گذاشته، مسئولیت در نظام جمهوری اسلامی بسیار سنگین است.

    وی افزود: هر کسی باید به وظیفه خود عمل کند در غیر این صورت در این دنیا و آن دنیا مواخذه می‌شود. مردم از مسئولان انتظاراتی دارند و مسئولان هم از مردم انتظار دارند. امروز مردم از کسانی که مسئولیتی بر عهده دارند از جمله معلمان انتظار دارند که به وظایف خود عمل کنند، اما اگر برخی مسئولیت‌ها انجام نشوند مردم بسیار رنج می‌کشند.

    دادستان کل کشور گفت: نظام جمهوری اسلامی به محض استقرار به سمت ارتقای سلامت رفت که این کار را از طریق توسعه درمانگاه و مراکز درمانی و با افزایش کادر درمان انجام داد. قبلا بیشتر پزشکان کشور، خارجی بودند، اما اکنون حتی پزشک به خارج از کشور صادر می‌کنیم.

    موحدی آزاد بیان کرد: شش کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در سطح علمی بالا بودند و همه در داخل کشور تحصیل کرده بودند که این افتخاری برای ما است. کشور در بهداشت و درمان مستقل است و به برخی کشور‌های مجاور هم کمک می‌کند.

    وی افزود: با وجود این پیشرفت‌ها و خدمات، هستند کسانی که این خدمات را به کام برخی تلخ می‌کنند و یکی از این مسائل، بحث زیرمیزی پزشکان است. زیرمیزی در شأن جامعه پزشکی نیست، بنابراین مراجع نظارتی این صنف باید دنبال اصلاح این مسائل برود تا معدود افرادی که زحمات این قشر که در طول جنگ به مردم و رزمندگان خدمات دادند را زیر سوال نبرند.

    دادستان کل کشور گفت: دولت باید جدی در این زمینه ورود کند، اما باید قبل از ورود مراجع قضایی، مراجع نظارتی این صنف این مسائل را پیگیری کند. نباید هر کاری را قضایی کنیم و از اهرم‌های دیگری که داریم استفاده کنیم.

    پیام‌رسان‌های خارجی باید بر اساس شرایطی که ما تعیین می‌کنیم در کشور فعالیت کنند

    وی بیان کرد: مساله دیگر مورد انتظار مردم از مسئولان، فضای مجازی است. ۲۰ سال است که مقام معظم رهبری در این خصوص مطالب مفید و دوراندیشانه‌ای فرموده و تذکر داده است. بحث هوش مصنوعی مطرح است و اگر دیر بجنبیم از دنیا عقب می‌مانیم و نمی‌توانیم ارتباط برقرار کنیم.

    موحدی آزاد گفت: در زمان شهید رئیسی تدبیری اندیشیده شد و در مدت کوتاه هجرت به پیام‌رسان‌های داخلی به ۹۰ درصد افزایش یافت و این کار نشان می‌دهد می‌شود چنین کاری کرد. دیدیم که پیام‌رسان‌های داخلی را تقویت کردند و تا بالای ۳۰ میلیون کاربر پیدا کردند. این پیام‌رسان‌ها در حال رقابت با پیام‌رسان‌های خارجی هستند و بالای ۵۰ درصد به آن‌ها مراجعه می‌شود.

    وی عنوان کرد: بارزترین مصداق حقوق عامه، فضای مجازی است، زیرا دین، تربیت فرزندان و فرهنگ مردم در این بستر رقم می‌خورد و همه در این خصوص مسئول هستند. از دولت و وزارت ارتباطات می‌خواهیم به سرعت پیام‌رسان‌های داخلی را تقویت کنند و اگر بودجه و نیاز‌هایی دارند این نیاز‌ها را تامین کنند.

    دادستان کل کشور با اشاره به همکاری دستگاه قضا برای پیگیری بین‌المللی در خصوص فعالیت پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی خارجی در کشور تصریح کرد: پیام‌رسان‌های خارجی باید بر اساس شرایطی که ما تعیین می‌کنیم در کشور فعالیت کنند. این موضوع را به عنوان حق مردم از دولت مطالبه می‌کنیم.

    برخورد فیزیکی با بدحجابان در خیابان به هیچ وجه توجیه قانونی ندارد

    وی افزود: یکی دیگر از موارد بحث حقوق عامه، موضوع حفظ عفت عمومی است؛ برخی، حرکاتی انجام می‌دهند که عفت عمومی را جریحه‌دار می‌کند. اقدامات زیادی در خصوص بی‌حجابی یا بدحجابی انجام شده، اما باز هم هست و تعطیل نشده است. قانون در این زمینه وجود دارد و تکلیف از فراجا، ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، سازمان تبلیغات اسلامی، خطبای نماز جمعه و… برداشته نشده و به قوت خود باقی است.

    موحدی آزاد گفت: سازمان‌های فرهنگی نیز باید به وظیفه خود عمل کنند. بستر برای فعالیت همه فراهم است و هیچ منعی برای فعالیت فرهنگی درست وجود ندارد و باید هر کسی توان دارد دین ناب محمدی را تبلیغ کند.

    وی ادامه داد: مکررا گفتیم بحث اقدام قضایی، پایان خط است و ابتدا باید از طریق ارشاد و نهی از منکر اقدام شود؛ کسی حق ندارد در خیابان با کسی برخورد فیزیکی داشته باشد. اگر کسی تمرد کرد، حق کتک زدن ندارند و تنها باید پرونده تشکیل شود و مستندات را به دادستان بدهند و قطعا تعقیب می‌شود. برخورد فیزیکی به هیچ وجه در خیابان در ملا و منظر توجیه قانونی ندارد، البته این اتفاق کم و به ندرت اتفاق می‌افتد که با متخلفان برخورد کردیم و می‌کنیم.

    دادستان کل کشور گفت: تمرد از دستور پلیس جرم است و فرد مجرم تعقیب و مواخذه می‌شود. کسی حق ندارد ولو فردی مرتکب جرم می‌شود در خیابان برخورد ناشایست داشته باشد.

    وی با اشاره به توصیه‌هایی به دادستان جدید مرکز خوزستان بیان کرد: دادستان در برخورد با جرم و محرم تبعیض‌آمیز برخورد نکند. اگر فردی جرمی مرتکب شود و دلایل کافی محرز بود با همه مجرمان چه خانواده سرشناسی داشته باشد چه نباشد، یکسان برخورد شود و ظلم نشود، در غیر این صورت این کار بی‌اعتمادی برای دستگاه قضایی ایجاد می‌کند، در حالی که اعتبار ما این است که عادلانه برخورد کنیم.

    موحدی آزاد گفت: ماده ۱۴ قانون هفتم توسعه مربوط به استان‌های نفت‌خیز و گازخیز است و قانون سهمی برای این استان‌ها در نظر گرفته است که باید با همکاری برای تحقق این سهمیه و سایر حقوق عامه با تیم جدید، پیگیری شود.

    وی افزود: در کار قضایی و اعمال نظر در پرونده‌ها، حتما نظرات مکتوب شوند و شفاهی کاری انجام نشود.

    دادستان کل کشور گفت: به همه دادیاران و بازپرسان تاکید می‌شود در مدیریت پرونده‌ها با دادستان مرکز استان خوزستان هماهنگ باشند. پرونده‌های مهم نیز به اطلاع رییس کل دادگستری برسد و با همفکری مدیریت کنند.

  • ابعاد پنهان پرونده برخورد با دختر خیابان وطن پور / مادر نفس حاجی شریف: مدام به ما می‌گفتند هیس، ما خودمان پیگیری می‌کنیم

    ابعاد پنهان پرونده برخورد با دختر خیابان وطن پور / مادر نفس حاجی شریف: مدام به ما می‌گفتند هیس، ما خودمان پیگیری می‌کنیم

    به گزارش اقتصادران، مادر نفس حاجی شریف در گفتگو با «اعتماد» از ابعاد پنهان پرونده برخورد با دختر خیابان وطن پور در تیرماه امسال می‌گوید.

    *مدام به ما می‌گفتند: «هیس، ما خودمان پیگیری می‌کنیم»

    *ما هنوز نمی‌دانیم پرونده در کدام دادگاه و شعبه ارجاع شده است. ذکر این نکته هم ضروری است که ما متوجهیم تخلف یک یا چند مامور به معنای تخلف کل ساختار نیست.

    *از ابتدای شکل‌گیری این بحران تلاش کردم از طریق قانونی موضوع را دنبال کنم. هدف از پیگیری این پرونده آن است که دختر من بداند در این کشور فرقی نمی‌کند متخلف در چه لباس و چه پست و سمتی باشد. هر زمان که تعرضی به حقوق او یا خود او صورت گیرد، دستگاه قضایی و قانون کشور از او حمایت می‌کند. نمی‌خواهم بچه‌ام از مملکت خود بترسد.
    * وقتی رسیدم، بماند که چه حرف‌ها و فحش‌های زشتی به من دادند. به من گفتند: «دخترت را تو خیابون ول کردی. دخترت و… است.» من از یک طرف نگران بچه بودم و از طرف دیگر با تحقیر‌های ممتد مواجه بودم.

    *وقتی رسیدم، دیدم صورت دخترم زخمی و خونی است. گردنش کبود شده و جای چنگ در جای‌جای بدنش وجود دارد. لباس‌هایش پاره‌پاره و او برای اینکه پیراهنش نیفتد، آنرا گره زده است. حیرت‌آور اینکه بدون روسری جلوی آن همه مرد بی‌حال نشسته بود. من تعجب کردم به خاطر حجاب نفس را گرفته‌اند، بعد نفس بی‌حجاب منتظر من نشسته است. حالم بد شد و با ماموران بحثم شد. بلافاصله به همه نهاد‌های قانونی شکایت کردم.

    * متوجه شدیم آرشیو دوربین مجتمع تجاری وجود دارد و از دادستان دادسرای نظامی خواستیم به صورت قانونی این فیلم‌ها را بگیرد. ماموران ادعا کرده بودند، بچه‌ها قبل از برخورد ماموران در منطقه‌ای دیگر فحاشی کرده‌اند. فرار کرده و ما دنبال آن‌ها آمده‌ایم. آن هم با ارایه دوربین‌های مجتمع تجاری که محل استقرار گشت است، مشخص می‌شود.

    *ما در تعجبیم که پلیس امنیت به دستور قضایی پاسخ نداده و حتی فیلمی که مامور انتظامی با هندی‌کم می‌گیرد و در فیلم مشخص است، را ارایه نمی‌کنند. من نمی‌دانم آیا تغییر خودرو‌های ون ارتباطی با ارایه فیلم دوربین‌ها دارد یا نه؟ اما بین راه، نفس را از ون اول پیاده کرده و سوار ون دوم کردند. چون اگر مسوولان قضایی، درخواست دوربین ون را کردند، دوربین ون دوم را ارایه کنند. وقتی نفس این موضوع را به من گفت، همه جا اعلام کردم، نفس سوار دو خودرو شده است. خوشبختانه ما در مورد اینکه بچه‌ها را از خودروی ابتدایی پیدا کردند و سوار ون دوم کردند، شاهد داریم.

    ‌*یکی از خانم‌هایی که داخل ون اول بوده و داخل ون دوم بوده، برای شخص ما شهادت داده که چه برخوردی با نفس شده است.

    * نفس از خانه بیرون نمی‌رود. حتی جرات نمی‌کند پیش تراپیست برود. دچار اضطراب و استرس شدید است. برخی مشکلات را نمی‌توانم بگویم، اما از نظر روحی و روانی آسیب زیادی پیدا کرده است.

    * از ابتدا با من برخورد نامناسبی نشد. شب اول وقتی بچه را می‌خواستند تحویل ما دهند، گفتند قاضی کشیک گفته اصل مدارک شناسایی شما و دخترتان باید پیش ما بماند. من احساس می‌کنم این کار را کردند تا ما نتوانیم بلافاصله به پزشکی قانونی برویم. البته یک هفته بعد مراجعه کردیم و اسناد آن در اختیار قاضی است. از مسوولان می‌خواهم حق مرا احقاق کنند. حق مظلوم را بگیرند. شب اول ماموران پلیس از صورت و گردن دختر من عکاسی کردند و عکس‌ها را دارند. می‌توانند آن‌ها را منتشر کنند. قوه قضاییه و رسانه‌ها باید پناهگاه من شهروند نوعی باشند. هر مامور و مسوولی در هر جایگاه و پستی که هست، زمانی که رفتار غیر قانونی و فراقانونی دارد باید با او برخورد شود.

  • «حجاب‌بان» اگر موضوع خوشایندی بود همه سینه سپر می‌کردند و می‌گفتند مال ما است!

    «حجاب‌بان» اگر موضوع خوشایندی بود همه سینه سپر می‌کردند و می‌گفتند مال ما است!

    به گزارش اقتصادران، سید عبدالواحد موسوی لاری وزیر کشور دولت اصلاحات در نقد برخورد‌های اخیر با موضوع حجاب گفت:یک عده با عنوان «حجاب‌بان» در مترو پیدا شده‌اند. چه کسی متولی این‌ها است و به کجا مربوط می‌شوند؟ اگر موضوع خوشایندی بود همه سینه سپر می‌کردند و می‌گفتند مال ما است. اما چون موضوعی نیست که کسی به آن افتخار کند، همه سعی می‌کنند بگویند ربطی به ما ندارد. ما در حوزه اجتماعی و سیاسی واژه‌هایی مثل «عوامل خودسر»، «آتش به اختیار» و امثال این‌ها زیاد داشته‌ایم.

    وی افزود: این حجاب‌بان‌ها یا به یک مرکز، اداره و نهادی مرتبط هستند و آن نهاد باید رسما بگوید من این کار را کرده‌ام و مسئولیتش را هم بر عهده می‌گیرم؛ یا اینکه این‌ها به هیچ جایی مربوط نمی‌شوند و خودسر و خودجوش هستند و یا هر عنوان دیگری برای آن می‌گذارید.

    موسوی لاری تاکید کرد: اینکه دوربین بگذارند و از دختر‌های مردم عکس بگیرند، ایجاد وحشت کنند و داخل ون بیاندازند، واقعا روش‌هایی نیست که جواب بدهد.

  • پس‌لرزه‌های زنجیرزنی دختران بی‌حجاب / همه چیز برنامه ریزی شده بود؟

    پس‌لرزه‌های زنجیرزنی دختران بی‌حجاب / همه چیز برنامه ریزی شده بود؟

    به گزارش اقتصادران، حجت‌الاسلام مجید باباخانی رئیس سازمان هیأت و تشکل‌های دینی در حاشیه نشست خبری دومین همایش علمی هیأت و آئین‌های مذهبی درخصوص فیلم منتشر شده از حضور افراد بی‌حجاب در دسته عزاداری یک هیأت اظهارداشت: هیأت‌ها در دهه محرم نمی‌توانند برای همه مشکلات کشور اقدام داشته باشند اما در حد توان خود برای مشکلات برنامه‌ریزی می‌کنند.

    وی با اشاره به اینکه گزارشی در خصوص اقدام خلاف حرمت هیأت‌های مذهبی در دهه اول محرم امسال نداشتیم گفت: فیلم منتشر شده درخصوص هیأتی در شهرستان کرج است که متاسفانه اینگونه رفتارها از آن‌ها مسبوق سابقه است. به همین دلیل قبل از ماه محرم به این هیأت تذکر داده شد زیرا در خیابان مجلس عزاداری دارد.

    باباخانی گفت: فیلم منتشر شده برای روز عاشوراست که بلافاصله با همکاری نیروهای انتظامی، مسوول هیأت احضار شد و سیر قانونی درخصوص برخورد با او در جریان است.

    رئیس سازمان هیأت و تشکل‌های دینی گفت: اقدام صورت گرفته در این هیأت متاسفانه برنامه‌ریزی شده بود و با برنامه این فیلم تهیه و منتشر شد و به همین دلیل، مجوز هیأت لغو شد.

    وی ادامه داد: تیم رسانه‌ای که در توزیع این فیلم فعالیت داشت و در فضای خارج از کشور بازنمایی شد، با برنامه‌ریزی شده اقدام کردند که از سوی نیروهای انتظامی و امنیتی درحال شناسایی و برخورد است.

    باباخانی با بیان اینکه در فضای نظارت بر عملکرد هیأت‌ها، شورای هیأت‌های مذهبی در هر شهرستان‌، به عنوان یک نهاد صنفی نظارت دارد، گفت: از طریق سامانه صدای هیأت هم مردم می توانند مشکلات و موضوعات مختلف را گزارش کنند. به این منظور افراد می‌تواند عدد یک را به سامانه ۱۰۰۰۴۶۱۵ ارسال کنند.

    فیلمی از فضای مجازی منتشر شده است که در پایان دسته عزاداری یک هیأت روز گذشته تعدادی از زنان با حجاب نامناسب به زنجیرزنی می‌پردازند.