برچسب: بحران مسکن

  • تفکیک وزارت مسکن از راه، آب یا سراب؟! / ذاکری: بحران مسکن، از حد یک وزیر هم بالاتر است، چه رسد به معاون وزیر! / غیبی: از زمان مسکن مهر تا الان تنها ۲ میلیون و ۷۰۰ واحد ساخته شده است!

    تفکیک وزارت مسکن از راه، آب یا سراب؟! / ذاکری: بحران مسکن، از حد یک وزیر هم بالاتر است، چه رسد به معاون وزیر! / غیبی: از زمان مسکن مهر تا الان تنها ۲ میلیون و ۷۰۰ واحد ساخته شده است!

    به گزارش اقتصاردان، سال ۱۳۹۰ دو وزارتخانه وزارت راه و ترابری از مسکن و شهرسازی با هم ادغام شدند و وزارت راه و شهرسازی فعلی تشکیل شد. همان زمان قرار بر این شد تا تمام امکانات، تعهدات، اعتبارات و نیروی انسانی وزارتخانه های قبلی، به وزارت راه و شهرسازی انتقال داده شود. قرار بر این بود که تصمیم گیری های منسجم تری در خصوص مدیریت این حوزه ها صورت بگیرد اما متاسفانه در بیش از ۱۳ سالی که این دو وزارتخانه ادغام شدند، چنین اتفاقی رخ نداد و بلکه مشکلات بیشتری نیز در این دو حوزه رخ داد.

    در این میان، مخالفان و موافقان این تفکیک، دیدگاه ها و نظرات خاص خود را دارند. برخی مخالفان معتقدند مشکل اصلی به کارایی وزارتخانه ها، سیاست های غلط و عدم تمایل برخی از مدیران به تغییر و تحول در این عرصه برمی گردد و یا می توان با همین ساختار، تنها با تغییر رویکرد، به حل مساله مسکن پرداخت.

    ساخت و عرضه مسکن به شدت غیرتخصصی شده است

    در این رابطه، ناصر ذاکری، کارشناس اقتصاد مسکن، با بیان اینکه دولت ملزم است که طرح جداسازی وزارت مسکن از راه حمایت کند، خاطرنشان کرد: در چند دهه گذشته، حوزه ساخت و عرضه مسکن به شدت غیرتخصصی شده است، هر کسی که پولی در اختیارش بوده، وارد این مجموعه شده و شروع به ساخت و ساز کرده و عملا نوعی پراکندگی در این حوزه ایجاد شده است. شرکت‌های توانمندی که بنیه مالی خوب و بنیه تخصصی و مدیریت قوی داشته باشند بسیار کم داریم. دولت باید در این راستا کار کند و تلاش کند حوزه عرضه مسکن را اصلاح کند و عرضه کنندگان توانمند و مدبر و مقتدر به لحاظ مالی فنی مدیریتی و اجرایی وارد میدان شوند و کار کنند.

    وی ادامه داد: از سوی دیگر باید در حوزه تقاضا نیز به نحوی مدیریت صورت گیرد که نیازمندان واقعی مسکن وارد این بازار شوند. انجام این دو اصلاح نیازمند اقتدار بالایی، بسیار فراتر از وزارتخانه است و باید شخص رئیس جمهور درگیر این کار شود و پیگیری کند تا در واقع حوزه مسکن هم در عرضه هم در تقاضا بازآرایی شود. اگر چنین زمینه‌ای فراهم شود یک وزارت اقتصاد مقتدر و توانمند می‌تواند کار را چنان پیش ببرد که برای مثال ما ۱۵ سال دیگر نیازمند وزارت مسکن نباشیم و بگوییم راه و شهرسازی می‌تواند در قالب یک معاونت به راحتی کار را پیگیری کند و ادامه دهد تا دیگر به مشکلی بر نخوریم.

    این کارشناس اقتصادی یادآور شد: برای نمونه درباره اینکه چه تعداد از شهروندان ما خودشان خانه دارند اما بنا به ملاحظاتی مستاجر هم هستند هیچ اطلاعاتی وجود ندارد و جمعیت مستاجر و جمعیت مالک با یکدیگر تداخل دارند. یا در خصوص خانه‌های مجردی و واحدهای مسکونی که استفاده غیر مسکونی از آنها می‌شود اطلاعات دقیقی وجود ندارد. وقتی همه این‌ها دست به دست هم می‌دهند می‌توان به آن «ناهنجاری آماری بخش مسکن» گفت. بنابراین اولین قدم این است که ما باید اطلاعات دقیق در این رابطه داشته باشیم و مشخصاً بتوانیم به استناد آمار و ارقام و نه بر اساس یک سری اطلاعات احساسی و هیجانی که بعضاً حتی در صحبت‌های مقامات مسئول و نمایندگان مجلس هم دیده می‌شود تصمیم بگیریم.

    ذاکری با اشاره به مسئله واحدهای خالی عنوان کرد: در این رابطه آمار دقیقی وجود ندارد. مسئولان عددهای مختلفی را می‌گویند اما هیچ جا به بررسی دقیق میدانی و مطالعات درست استناد نمی‌شود تا بتوانیم به برآوردهای درستی تکیه کنیم. عددها با فاصله بسیار گسترده گفته می شوند و ما را نسبت به صحتشان مطمئن نمی‌کنند.

    وی ادامه داد: از آنجا که حوزه مسکن جور بازار سرمایه را می‌کشد و بخشی از سرمایه‌گذاران و صاحبان نقدینگی ما از روی ناچاری در حوزه مسکن و املاک و مستغلات سرمایه‌گذاری کردند و املاک و مستغلات را خریده و احتکار کرده‌اند، هیچ جای تعجب وجود ندارد که بخشی از این خانه‌ها خالی بماند. آنها که این املاک را خریده‌اند لزوماً انگیزه‌شان این نبوده که اجاره بدهند و از محل اجاره درآمدی داشته باشند. حتی اگر اجاره هم ندهند برای آنها درآمد ایجاد می‌شود. به این دلیل که بسیار پیش می‌آید که سازندگان مسکن انگیزه‌ای برای تکمیل پروژه ندارند و تلاش می‌کنند پروژه را در زمان، سال یا دوره‌ای پایان کار بگیرند که مثلاً بازار مسکن در حال رونق است. به همین دلیل می‌بینیم سرعت ساخت پروژه‌های ساختمانی خصوصاً در سال‌های پایانی و در مراحل تکمیلی زیاد نیست و متناسب با شرایط بازار پیش می‌رود. این وضعیت عدد و رقم‌هایی را در اختیار ما قرار می‌دهد که چندان قابل اطمینان نیست. در حالی که اگر اعداد و ارقام درستی داشته باشیم می‌توانیم ادعا کنیم که تعداد مسکن خالی ما چقدر است و مشکل مسکن خالی دقیقاً چه ابعادی دارد.

    این کارشناس اقتصاد مسکن ادامه داد: علاوه بر این‌ها بخشی از این املاک و واحدهای مسکونی کیفیت لازم را ندارند و بدمسکنی محسوب می‌شوند و ما هم در این رابطه اطلاعات دقیق نداریم. اولین قدم این است که ما تعریف کنیم بدمسکنی چه معنایی دارد و ما چه ملکی را نامناسب می‌دانیم. متاسفانه هیچ یک از مسائل دیده نشده و ما تنها تلاش کرده‌ایم وضع موجود را به گونه‌ای مدیریت کنیم که کار خراب نشود و نگاه به آینده نداشته‌ایم، بررسی نکرده‌ایم که در آینده کلان شهرهای ما چه ویژگی‌هایی خواهند داشت. همه این‌ها دست به دست هم می‌دهند، بنابراین ما در حوزه مسکن، کار بر زمین مانده بسیار بیشتر از حد یک وزارتخانه داریم. رئیس جمهور شخصاً باید مثلاً ستاد مدیریت و مهار بحران مسکن تشکیل دهد و تا مدت‌ها خود درگیر آن شود. بنابراین از حد یک وزیر هم بالاتر است، چه رسد به معاون وزیر!

    ذاکری درباره نحوه ورود دولت و نمایندگان مجلس به این طرح نیز گفت: دیدگاه‌های مختلفی در این رابطه مطرح می‌شود و برخوردهای ما تا حد زیادی در این رابطه احساسی است و نه کارشناسی. گاهی گفته می‌شود باید دو وزارتخانه ادغام شوند همه در وصف کاهش و کوچک کردن دولت و مزایای صحبت می‌کنند. زمانی مطرح می‌شود مشکلی به نام مسکن داریم باید آن را حل کنیم و به فکر آن باشیم، اما در هر حال مسئله اصلی، زاویه دید و نوع نگاه ما است که تعیین کننده است. اینکه مسئله مسکن را چگونه می‌بینیم و چگونه توصیه‌هایی برای حل آن داریم، بحثی روش شناسانه است که باید اصلاح شود و ببینیم کدام یک از گروه‌ها و مقامات نگاه کارشناسانه ای به این حوزه دارند و بر اساس آن نگاه کارشناسانه می‌توان امیدوار بود پیشنهادات و نظراتی که ارائه می‌شود کارشناسانه باشد.

    وی تاکید کرد: باید پژوهش دانشگاهی و مطالعات علمی منسجم در حوزه مسکن افزایش یابد. اطلاعات در قالب سرشماری‌ها و مطالعات میدانی بیشتر و اطمینان بخش شود و زاویه دیدمان به حوزه مسکن و تعهدات دولت و حکومت شفاف و روشن شود. بعد از آن می‌توان انتظار داشت که موضع درستی گرفته شود.

    مسکن در کشور متولی ندارد

    همچنین منصور غیبی، کارشناس اقتصاد مسکن نیز تفکیک وزارت مسکن از راه را یک ضرورت عنوان کرد و با بیان اینکه این دو واحد باید از هم جدا شود، اظهارداشت: مسکن با وظایف مربوط به امور راه و ترابری و گمرک تفاوت زیادی دارد، اما اکنون موضوع مسکن در درون این ارتباطات گم شده است. توجه به مساله مسکن، توجهی گذرا است و عمیق و تاثیرگذار نیست. دغدغه ها به خوبی شناسایی نشده اند و به آنها پرداخته نمی شود. بنابراین می طلبد با توجه به این وضعیت قرمز در حوزه مسکن، تعریفی کنیم که نهاد و وزارت خانه ای، مسئول و پاسخگو باشد. ما برای دو ساعت تاخیر یک هواپیما، در سطح وزیر انتظار داریم عذرخواهی صورت گیرد اما درباره مسکن چنین حساسیتی وجود ندارد.

    وی با تاکید بر اینکه صرفا با منصوب کردن یک معاون مسکن یا فرد آگاه به اقتصاد مسکن ، بحران مسکن در کشور ما حل نمی شود، گفت: باید برای مسکن، وزارتخانه ای درنظر گرفته شود تا این موضوع در راس توجه نمایندگان مجلس، دستگاه های موازی و اجرایی و نهادهای مرتبط قرار گیرد. همه بدانند که ما چنین وزارتخانه ای داریم و تعامل ، درک موقعیت و پوشش ضعفهای ساختاری این مجموعه و خواسته ها شکل گیرد. باید مصرف کننده های واقعی شناسایی و رده بندی شود. ما اکنون چندین سال است که با یک نوع رویه و شعار درباره اینکه می خواهیم سالانه فلان مقدار آپارتمان برای ذینفعان بسازیم، این مسیر را پیش می بریم و موفق هم نبودیم.

    وی به مواضع مخالفان تفکیک این دو وزارتخانه از جمله بار مالی این تفکیک و نیاز به تشکیلات و ساختمان، اشاره کرد و با بیان اینکه می توان از پتانسیل و ظرفیتهای همین وزارتخانه موجود استفاده کرد، گفت: اگر هزینه – منفعت درازمدت را در نظر بگیریم، هزینه ای که ابتدا برای استقرار و تثبیت انجام می شوذ، منفعت ها مهمتر و بزرگتر است. نمی توان گفت چون هزینه دارد و یا ممکن است توقفی در برنامه ها شود، این ضرورت را درنظر نگرفت. باید این تغییر انجام شود و منتقدان هم دیدگاه های خود را بیان کنند.

    غیبی در رابطه با دیدگاه هایی که تاکید می کنند با استفاده از همین ظرفیتها و تنها با تغییر رویکرد، به حل مساله مسکن پرداخته شود، تصریح کرد: چه کسی می خواهد مسائل مسکن را پیش ببرد!؟ هر کدام از مسئولیتهایی که در حیطه کار وزارت راه قرار گرفته، از جمله گمرک، راه و ترابری، حمل و نقل ریلی و بین شهری، هواپیمایی، سازمان بنادر و کشتی رانی خود به اندازه یک وزارتخانه است. ما ظرفیت چندین وزارتخانه را بر عهده یک وزیر گذاشتیم و اقتصاد مسکن را هم به همانجا سپردیم. اصلا هم بحث توانمندی وزارتخانه نیز نیست، هر که باشد، با چنین شرایطی مواجه است. باید وزارت مسکن جدا شود، تا پررنگ دیده شود و ببینیم کاستی ها و توانمندی جامعه در تعریف نیازهای اصلی حوزه مسکن چیست و چگونه می توان آن را حل کرد. پنهان کردن موضوع و نپرداختن به آن، اشتباه بزرگی است.

    وی باید یک بار برای همیشه، از حوزه مسکن سیاست زدایی کنیم و آن را به چشم اولویت اصلی زندگی جوانان و بدمسکن ها و مستاجران ببینیم، گفت: اکنون چهار وزارتخانه بر سر یک معامله ساده ملکی با یکدیگر درگیر هستند. اخیرا هم قوه قضائیه به آن وارد شده است. متاسفانه برای حل معضل اقتصاد مسکن در جامعه ما، به مسائلی پرداخته می شود که اصلا دغدغه نیست. درد جامعه ما کمیسیون بالا و پایین یا نحوه دریافت کد رهگیری نیست. ما ضعفهای بزرگی در حوزه ساختار اقتصاد مسکن داریم. باید متولی وجود داشته باشد تا سامانه ها ، محدودیتها و ویژگی ها تعریف شود.

  • اوضاع مسکن از گره کور به بحران رسید / کارفرمایی دولت در بخش مسکن اشتباه است

    اوضاع مسکن از گره کور به بحران رسید / کارفرمایی دولت در بخش مسکن اشتباه است

    به گزارش اقتصادران، بخش نخست گفتگو با «حسین عبده تبریزی» پیرامون اینکه نیازمند اصلاحات اقتصادی هستیم و مردم نیز باید این موضوع را بپذیرند گفت: «پزشکیان» موافق خصوصی شدن حوزه بهداشت و آموزش نیست.

    عبده تبریزی مشاور اقتصادی پزشکیان در بخش نخست گفتگوی خود معتقد است که نیازمند یک اصلاحات اقتصادی اساسی هستیم که البته این اصلاحات چندین مولفه مهم دارد که در کنار اقدامات دولت، مردم نیز باید از آن حمایت کنند.

    بخش دوم گفتگو با «حسین عبده تبریزی» راجع به بخش مسکن و اینکه دولت چهاردهم باید برای بخش مسکن چه اقداماتی انجام دهد تا بتواند مشکل بخش مسکن را مرتفع کند بود.

    او در این خصوص می گوید: وضعیت مسکن تا این اوخر چندان هم نامناسب نبود. اما در ۱۰ سال اخیر، بخش مسکن از گره کور به بحران رسید. چرا باید دولت کارفرمایی کند؟ وقتی دولتی اعلام می کند سالانه ۱ میلیون واحد مسکونی احداث خواهم کرد نشان می دهد که آن بحران را نمی تواند به راحتی پیدا کند.

    او تاکید دارد که سرمایه گذار خارجی در بخش مسکن که دلاری بدهکار شویم خیلی خطرناک است. پس دولت باید به بخش خصوصی اعتماد کند و کارفرمایی نکند. او همچنین در خصوص ورود چینی ها به بخش مسکن نیز اعلام کرد که هیچ کشوری توصیه نمی شود یک جنسی که قابل خرید و فروش با دنیا نیست این جنس و کالا را از طریق ارز پرداخت کند.

     

    بخش دوم گفتگو با حسین عبده تبریزی نماینده اقتصادی پزشکیان را با هم می خوانیم:

    بخش مسکن از گره کور به بحران رسید

    * به عنوان نماینده اقتصادی مسعود پزشکیان و شخصی که سال ها در بخش مسکن فعالیت های مشاوره ای داشتید آیا معتقد هستید که باید نامزدهای ریاست جمهوری از دادن وعده برای مسکن دار کردن مردم خودداری کنند یا اینکه نه. به هر حال همه می دانیم که مسکن از کمبود سرمایه گذاری خارجی و داخلی رنج می برد و قطعا این مشکل نمی تواند با وعده دادن حل شود.

    وضعیت مسکن تا این اواخر چندان نامناسب نبود. اما در ۱۰ سال اخیر، بخش مسکن از گره کور به بحران رسید. مثالی اگر بخواهیم در این خصوص بزنیم باید گفت که مشکل مسکن باید باشد چون سرزمینی است به اندازه یکی از استان های ایران با جمعیتی بالغ بر ۵۰ میلیون نفر است. پس خرید مسکن برای خانه اولی ها و جوانان یک رویا محسوب می شود. اما در ایران با این امکانات و این میزان زمین و تولید مناسب مصالح ساختمانی مشکلی از بابت خانه دار شدن نباید داشته باشیم. با حضور کارگران افغانستانی، نیروی کار اضافی هم داریم. پس سوال این است که چرا در کشور گاهی مواقع وضعیت مسکن از کشورهای اروپای شرقی هم بدتر است. این روزها با ۲ میلیارد تومان هم در شهرهای اطراف تهران و حتی مناطق جنوبی تهران نمی توان مسکن خریداری کرد. حتی اگر با وام مسکن هم بخواهد مسکن خریداری شود، سود بالای این وام بازپرداخت اقساط را با مشکل مواجه می کند. پس به نظر می رسد این روزها یک وضعیت کاملا استثنایی ایجاد شده است.

    وقتی یک مساله ای حل نشود، آن زمان است که دولت کارفرما می شود. سرمایه گذاری بخش ساختمان در سال های طولانی در ایران، بخش خصوصی بوده است.

    چرا باید دولت در بخش مسکن کارفرمایی کند

    * پس با دخالت دولت در بخش مسکن موافق نیستید؟

    چرا باید دولت در بخش مسکن کارفرمایی کند؟ وقتی دولتی اعلام می کند سالانه ۱ میلیون واحد مسکونی احداث خواهم کرد نشان می دهد که آن بحران را نمی تواند به راحتی پیدا کند. در سال های دور بانک رهنی وام مسکن می داد و نرخ سود تصور می کنم ۱۲ درصد بود و بازپرداخت هم ۱۸ سال بود. همان محصول آن سال ها را هم در حال حاضر سیستم بانکی ندارد. بعد از گذشت ۵۰ سال، سیستم بانکی همچنان این محصول را با این روش ندارد.

     

    * چرا بعد از این همه سال هنوز مشکل حل نشده است؟

    چون تورم را نتوانسته ایم کنترل کنیم. اگر از مردم نظرسنجی کنید قطعا پاسخ به این نظرسنجی تورم خواهد بود.

    آیا دولتی در دنیا داریم که از بخش خصوصی ارزان تر بسازد؟

    * پس معتقد هستید که دولت و یا دولت ها نباید عددی برای ساخت مسکن اعلام کنند؟

    اگر منابعی دارد اعلام کند. اصلا فرض کنیم که منابع هم دارد، اما بهترین شکل آن این نیست که دولت مسکن بسازد. می تواند به مردم وام بدهد و افرادی هم هستند که مسکن می سازند. آیا دولتی در دنیا داریم که از بخش خصوصی ارزان تر بسازد؟ بنابراین کارفرمایی دولت را طبعا نمی توانیم بپذیریم چرا که اگر برای بخش خصوصی امکانات فراهم شود و زمین رایگان داده شود قطعا بهتر از دولت خواهد ساخت.

    سرمایه گذار خارجی در بخش مسکن که دلاری بدهکار شویم خیلی خطرناک است

    * بهترین روش برای سرمایه گذاری در بخش مسکن را سرمایه گذار داخلی می دانید یا خارجی؟

    سرمایه گذار خارجی در بخش مسکن که دلاری بدهکار شویم خیلی خطرناک است.

     

    * پس اقدامی که شهرداری تهران برای ورود چینی ها به بازار مسکن و بافت فرسوده انجام می دهد چه نظری دارید؟

    بنده نمی دانم که شهرداری تهران چه اقدامی انجام می دهد. به هر حال یا نرسیده ام از آن مطلع شوم و یا اینکه اطلاعات عمومی داده شده است.

    به هیچ کشوری توصیه نمی شود یک جنسی که قابل خرید و فروش با دنیا نیست از طریق ارز پرداخت کند

    * ظاهرا قرار است از محل یوزانس تامین منابع شود؟

    یوزانس یعنی اینکه وامی داده شود. شهرداری اگر قصد دریافت وام ارزی دارد یا مثلا از کشوری که دارای ثبات ارزی است وام دریافت کند. سوال این است که اگر دلار از وضعیت فعلی جهش کرد این وام را چگونه می توان پس داد؟ مشابه این اتفاق در اروپا افتاد. کشورهای اروپای شرقی از سوییس که نرخ پایینی داشت وام دریافت کردند و زمانی که نرخ برابری ارز جهش کرد، بدهی ها به شدت به سوییس افزایش یافت. بنابراین به هیچ کشوری توصیه نمی شود یک جنسی که قابل خرید و فروش با دنیا نیست از طریق ارز پرداخت کند.

     

    * ورود چینی ها به بافت فرسوده تهران را چطور ارزیابی می کنید؟

    سوال این است که مگر برای ساخت مسکن مشکلی داریم؟

     

    * شهرداری تهران اعلام کرده است که چینی ها قرار است تکنولوژی و منابع مالی وارد کشور کنند؟

    متاسفانه در این حوزه به دلیل پایین بودن دستمزدها با تکنولوژی جدید کار نمی شود. تصور بنده این است که دولت باید برای شهرداری نرخ را ثابت کند و این نشان می دهد که سوبسید بزرگی به مردم داده است. مسیر آن هم البته لزوما می تواند شهرداری نباشد و می تواند منابع را در اختیار بانک مسکن قرار دهد و اعلام کند که با دلار امروز می دهم و با دلار همین امروز هم پس بده. بانک مسکن اگر چنین اقدامی را در اختیار بگیرد اصلا منابعی هم نمی خواهد. چرا که بانک مسکن می تواند ترازنامه خود را به فروش برساند و فقط دولت تعهد بدهد که دلار در سال های آینده هم چندان تغییری نکند. توصیه ما همواره این بوده است که بانک مسکن سابقه طولانی دارد و اقساط فروشی را به خوبی می داند.

    سیاستهایی را دنبال کنند که قیمت زمین خیلی افزایش نیابد

    * دولت در حوزه مسکن نباید دخالت مستقیم کند؟

    به هر حال بخش مسکن حوزه ای است که همواره دولت ها نگران آن هستند. حوزه ای است که دولت ها باید از آن حمایت کنند. یکی از اقدامات این است که سیاستهایی را دنبال کنند که قیمت زمین خیلی افزایش نیابد. یعنی امکانات کشور را به گونه ای توزیع کنند که تمام امکانات به شهرهای بزرگ محدود نشود.

     

    * دو پروژه مسکن مهر و نهضت ملی مسکن را چطور ارزیابی می کنید؟

    به هر حال عده ای از افراد در مسکن مهر زندگی می کنند و تصور می کنم که ۸۰۰ هزار واحد مسکونی در دوره اقای احمدی نژاد احداث شد و ۱ و نیم میلیون واحد مسکونی در دوره آقای آخوندی احداث شد. به هر حال مسکن مهر طولانی شد. وقتی به آمار مسکن توجه می شود می بینیم که متفاوت از بقیه هم نیست. یعنی سقف مسکن سازی در یک سال حدود ۸۰۰ هزار واحد مسکونی بوده است. حتی وقتی مسکن مهر احداث شد از آن ارقام بالاتر نرفته است. عملکرد دولت روحانی در این بخش به دلیل اینکه منابع مالی نبود محدودتر است. اولین موضوعی که به ذهن دولت ها در این حوزه می رسد، زمین است. اما طبیعتا زمین شهری خوب نداریم. مثلا در اتوبان تهران و قم، زمین مجانی بدهند به هر حال آن منطقه نیازمند خدمات زیربنایی است. اما به هر حال زمین در بیشتر نقاط کشور، رایگان و یا ارزان است. پس اگر این زمین ها در طول زمان و با ساخت مسکن، سنددار شوند زندگی در حومه شهر توسعه پیدا می کند. به هر حال یک گرایشی به سمت روستاها و حومه افزایش یافته است.

     

    * بهترین الگو برای خانه دار شدن چیست؟

    تخصصی در این حوزه ندارم اما زمانی که تجربه مشاوره در وزارت راه و شهرسازی داشتم این است که به سمت شهرسازی کوچک برویم. شهر به گونه ای تقسیم شود که شهرهای بزرگ نداشته باشیم. در اروپا یکی از الگوهای این شکلی می تواند آلمان با شهرهای کوچک باشد. در شهرهای کوچک همان امکانات را دارند که شهرهای بزرگ دارند.

     

    * به هر حال دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری وزرای سابق راه و شهرسازی را به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی خود برگزیدند. این نشان می دهد که این دو نامزد به بخش مسکن نگاه ویژه ای خواهند داشت؟ دولت آینده تا چقدر می تواند به حل مشکل مسکن نزدیک شود؟

    مساله به قدری حاد شده است که به هر حال اقدامی سنگینی نیاز است و تنها باز شدن فضا نیست. به هر حال فروش نفت فقط به یک کشور زیاد نمی تواند مفید باشد. به هر حال بخش مسکن و حل مشکلات این بخش نیازمند منابع مالی است. در حوزه مسکن از سال ۶۸ تاکنون نرخ اجاره نشینی افزایش یافته است. به هر حال مسکن تولید شده است و ۲۴ میلیون خانوار داریم اما لزوما یک مقدار هنوز خانه خالی از سکنه داریم و یا نظام بانکی نتوانسته است از اقشار کم درآمد حمایت کند. دولت وظیفه دارد قیمت زمین را در استطاعت قرار دهند. به هر حال باید به خریداران مسکن یارانه پرداخت کرد. وام با نرخ سود حتی ۱۰ درصد نیز قابل تحمل نیست. اگر دولت بتواند منابعی که در اختیار دارد را تفاوت نرخ سود را به گروه های هدف و خانه اولی ها پرداخت کند.

     

    * زمانی که مشاور وزیر راه و شهرسازی سابق در دولت روحانی بودید، صندوق پس انداز مسکن یکم را راه اندازی کردید؟

    این صندوق توانست در آن دوران بسیاری را صاحب مسکن کند. بانک مسکن بیش از ۵ میلیون نفر را صاحب مسکن کرده است.

  • ادعای اشتباه در «بحران مسکن»

    ادعای اشتباه در «بحران مسکن»

    به گزارش اقتصادران، ناصر ذاکری در یادداشتی برای شرق نوشت:

    یک اقتصاد سالم طوری کار می‌کند و روال در آن به گونه‌ای است که دولت وظیفه‌ای در «تأمین مسکن» ندارد. اقتصاد سالم عمدتا در مسیری است که شهروندان با توجه به توان، ظرفیت و استعدادی که دارند، درآمد دارند، به استناد آن درآمد پس‌انداز می‌کنند و با استفاده از آن پس‌انداز در نهایت به‌عنوان یک مشتری یا متقاضی واقعی وارد بازار مسکن می‌شوند و مسکن مورد نیاز خود را خریداری می‌کنند. در این زمینه به طور طبیعی بانک‌ها و مؤسسه‌های مالی و اعتباری صندوق‌های مسکن وارد میدان می‌شوند و به شهروندان کمک می‌کنند که به اتکای درآمد آینده بتوانند مسکنی خریداری کنند و اقساط آن را در طول زمان بپردازند؛ اما وقتی اقتصاد در مسیر سالمی پیش نرود و دشواری‌هایی در این زمینه وجود داشته باشد، طبعا دولت ناگزیر است بخشی از این وظیفه را خود انجام دهد و به گونه‌ای تلاش کند که دسترسی شهروندان به مسکن سریع‌تر انجام گیرد.

    در کشور ما به‌ویژه در اواخر دهه ۵۰، شرایط بازار مسکن نامناسب و فقر مسکن در کشور شدید بود. شرایط طوری پیش رفت که به خاطر همین مشکلات در حوزه مسکن، گروه زیادی از مردم آمادگی پیدا کردند که همراه با جریان انقلاب شوند و نارضایتی‌ها به تعبیری دامن زده شود؛ به‌همین‌خاطر با شکل‌گیری نظام سیاسی جدید، این ذهنیت ایجاد شد که باید درباره دشواری مسکن کاری کرد و با توجه به فقر و محدودیت و محرومیتی که در این زمینه در جامعه وجود داشت، شرایط به نفع اقشار کم‌درآمد تغییر کند.

    در قانون اساسی حتی حق داشتن مسکن برای همه شهروندان به رسمیت شناخته شد. به نوعی یک تعهد بزرگ بر دوش دولت گذاشته شد؛ اما این روند ‌در مرحله اجرا چندان موفقیت‌آمیز نبود. در طول چند دهه گذشته این وظیفه به‌درستی انجام نشد و دولت‌ درعین‌حال که مطابق قانون اساسی مکلف بود که در حوزه مسکن برای مردم کاری کند، در این زمینه ناکام ماند. به جز در بعضی از دوره‌ها به‌ویژه در دهه ۶۰ که مسیرها تا حدودی به سمت بهبودی پیش رفت؛ چراکه شرکت‌های تعاونی مسکن تقویت شدند، بعد از آن شرایط در بازار مسکن به گونه‌ای بود که مدام وضعیت برای اقشار کم‌درآمدتر دشوار و دشوارتر شد. با وجود اینکه دولت‌ها در این سال‌ها تلاش‌هایی در دوره‌های مختلف انجام دادند؛ اما موفقیتی کسب نکرده‌اند.

    در نتیجه اکنون وقتی راجع به مسکن صحبت می‌کنیم، دیگر بحث مشکل و دشواری مسکن مطرح نیست؛ چراکه به طور صریح وارد «بحران مسکن» شده‌ایم. بیش از دوسوم جمعیت کشور دچار دشواری‌های مرتبط با مسکن هستند. یک گروه مستأجرند؛ چون مسکن ندارند. گروه دیگری ساکن در ساختمان‌هایی هستند که کیفیت لازم را ندارند و بافت فرسوده محسوب می‌شوند. گروه دیگری ساکن ساختمان‌هایی هستند که وسعت لازم را ندارند. تعداد اتاق متناسب با تعداد جمعیت خانوار نیست. گروه دیگری به خاطر مشکلات شهری مانند ترافیک و امثال آن از وضعیت سکونت خود ناراضی هستند.

    به طور طبیعی وقتی ۷۰ درصد جمعیت کشور گرفتار چنین مسئله‌ای در حوزه مسکن هستند، دیگر ما از بحران مسکن و نه مشکل مسکن حرف می‌زنیم. دولت‌ها مداوم در این زمینه و در مدیریت مسکن مشکل داشته‌اند و به طور پیوسته این مشکلات را برای دولت‌های بعد به ارث گذاشته‌اند و این روند همین‌طور ادامه پیدا کرده تا به وضعیت موجود رسیده است. با وجود چنین بحرانی، معمولا علت این ناکامی در جای دیگری جست‌وجو می‌شود. مثل بازار هر کالای دیگری که به طور طبیعی متأثر از سیاست‌های فروش و شیوه‌های تبلیغات و ارتباط خریداران و فروشندگان است، بازار مسکن نیز متأثر از شیوه تبلیغات و سیاست‌های فروش است.

    به طور طبیعی شیوه‌ای که فروشندگان و تولیدکنندگان مسکن برای فروش مسکن در پلتفرم‌های آنلاین و شبکه‌های اجتماعی و دیگر روش‌ها به کار می‌برند، می‌تواند بر بازار مسکن تأثیر بگذارد؛ اما به این معنا که ما این نوع فعالیت‌ها را عامل مهم در ایجاد بحران مسکن بدانیم، نوعی آدرس غلط دادن است. به عبارت دیگر موتور تغییرات مسکن اتفاق دیگری است که برای نمونه می‌توان به افزایش نقدینگی و سیاست‌های نامناسب دولت اشاره کرد. از سویی نبود فرصت‌های سرمایه‌گذاری نیز مزید بر علت در بحرانی‌تر شدن وضعیت مسکن شده است؛ چراکه دولت می‌تواند نقدینگی را به سمت فعالیت‌های اقتصادی مولدتر و سالم‌تر سوق دهد؛ اما دولت خود این بحران را دامن می‌زند تا نقدینگی وارد حوزه ساخت‌وساز و املاک و مستغلات شود که به طور طبیعی اثر آن را بر افزایش قیمت مسکن شاهد هستیم.

    وقتی سرمایه و نقدینگی در این حوزه زیاد است؛ پس تبعات آن می‌تواند افزایش قیمت و نوسانات مرتبط با آن باشد. به طور طبیعی اینکه ما ادعا کنیم که فعالیت مشاوران املاک و دلالان و شبکه‌های خریدوفروش آنلاین عامل تعیین‌کننده در قیمت است، ادعای اشتباهی است؛ اگرچه باید پذیرفت که این روش‌ها بر بازار مسکن اثرگذار هستند؛ اما نه آن‌قدر که همه توجه‌ها را به آن معطوف کنند. اتفاقا گاهی اوقات این مدل تبلیغات اثر معکوس دارد و لزوما منجر به افزایش قیمت در بازار مسکن نمی‌شود؛ کمااینکه فعالیت پلتفرم‌های آنلاین به مهار رشد قیمت مسکن کمک کرده‌ است. در واقع این پلتفرم‌ها اغلب به نفع مصرف‌کننده عمل می‌کنند.

    مثلا نمونه خدمات آنلاین را می‌توان در حوزه حمل‌ونقل شهری، خدمات تاکسی‌رانی، توزیع بعضی کالاها و خدمات دید. در حوزه مسکن نیز لزوما اثر منفی نمی‌گذارند؛ بلکه می‌توانند باعث ایجاد تعادل و افزایش رونق به نفع مصرف‌کنندگان مسکن شوند. باید این وضعیت را مدیریت کرد و دولت باید با سیاست‌های درست از این امکان به نفع جامعه استفاده کند و از این پلتفرم‌ها برای کاهش هزینه‌های معاملاتی و نه افزایش قیمت‌ها برای مردم بهره بگیرد. با سیاست درست و استفاده بهینه و مناسب از پلتفرم‌های آنلاین خریدوفروش می‌توان فاصله و شکاف میان قیمت خریدار و فروشنده را پر کرد و هزینه‌های معاملاتی و سهم دلالان و واسطه‌ها را به حداقل ممکن کاهش داد که هم به نفع فروشندگان و هم خریداران است؛ بنابراین آن ادعا که سایت‌ها و پلتفرم‌های آنلاین نقش منفی دارند، مسموع نیست و بیشتر برای توجیه کاستی‌هایی است که سیاست‌گذاران در عملکرد و کارنامه‌ خود دارند و به گونه‌ای تلاش می‌کنند که این مجموعه‌ها را مقصر جلوه بدهند و بیشتر از سهمی که می‌توانند داشته باشند، بار بر دوش آنها سوار شود.