برچسب: اوپک

  • «اوپک» ترک برداشت!

    «اوپک» ترک برداشت!

    به گزارش اقتصادران، در جغرافیای سیاسی خلیج فارس، نفت هیچ‌گاه صرفاً یک کالای اقتصادی نبوده است. نفت در این خطه، زبان دیپلماسی، ابزار قدرت و سیمان پیونددهنده ائتلاف‌های سنتی است. اما اعلام خبر خروج امارات متحده عربی از سازمان کشور‌های صادرکننده نفت (اوپک) و ائتلاف وسیع‌تر آن، اوپک‌پلاس، نشان داد که این سیمان قدیمی ترک برداشته است.

    این تصمیم که لرزه‌ای بر پیکره بازار‌های جهانی انداخته، بیش از آنکه حاصل چرتکه‌اندازی‌های نفتی باشد، محصول یک «بن‌بست استراتژیک» و نوعی قهر سیاسی میان ابوظبی و متحدان دیرینه‌اش، به‌ویژه عربستان سعودی است. اماراتی‌ها که انتظار داشتند در مسیر توسعه پرشتاب خود مورد حمایت و درک شرکای منطقه‌ای قرار گیرند، حالا با خروجی اعتراضی، پیام خود را به صریح‌ترین شکل ممکن به ریاض و جهان مخابره کردند.

    پایان افسانه همبستگی خلیجی

    برای دهه‌ها، اوپک نماد نظم و هم‌گرایی کشور‌های عربی حوزه خلیج فارس بود. اما همان‌طور که تحلیل‌گران بین‌المللی و رسانه‌هایی، چون الجزیره تاکید کرده‌اند، این جدایی را نباید در قالب نوسانات بازار تعبیر کرد؛ این رویداد، بیانیه‌ای رسمی برای پایان یک عصر از همبستگی است. واقعیت این است که زیر پوست روابط دیپلماتیک، تقابلی فزاینده میان امارات و عربستان سعودی شکل گرفته که حالا به شاهرگ حیاتی اقتصاد آنها سرایت کرده است.

    امارات متحده عربی در سال‌های اخیر احساس کرده است که در میانه بحران‌های منطقه‌ای و تصمیمات کلان نفتی، نه‌تنها از سوی «برادران بزرگتر» حمایت نمی‌شود، بلکه هزینه‌ بلندپروازی‌های دیگران را از جیب خود می‌پردازد. اختلافات عمیق بر سر سیاست‌های نفتی، نحوه مدیریت تنش‌ها با ایران و رقابت برای نفوذ در شاخ آفریقا و یمن، باعث شده اجماعی که سال‌ها میان این کشور‌ها برقرار بود، از هم بگسلد. ابوظبی به این نتیجه رسیده که در ساختار فعلی اوپک، منافع ملی‌اش قربانی هژمونی عربستان می‌شود.

    اما محرک اصلی این قهر استراتژیک را نباید صرفاً در راهرو‌های دبیرخانه اوپک جست‌و‌جو کرد؛ ریشه اصلی این شکاف در میدان‌های نبرد یمن و تضاد عمیق دیدگاه‌ها درباره امنیت منطقه‌ای نهفته است. در حالی که ریاض به سمت تنش‌زدایی با تهران و بازیگری با واسطه ترکیه و پاکستان حرکت کرده، ابوظبی با تکیه بر «پیمان ابراهیم» و نزدیکی به تل‌آویو، مسیر متفاوتی را برای تضمین امنیت خود برگزیده است. اوج این تنش در اواخر سال ۲۰۲۵ رخ داد؛ جایی که اصطکاک منافع در جنوب یمن به تقابل مستقیم نیرو‌های تحت حمایت دو کشور انجامید و ابوظبی احساس کرد که «برادر بزرگتر» نه تنها حامی منافع استراتژیک او نیست، بلکه فعالانه در پی محدود کردن نفوذ منطقه‌ای امارات است.

    این حس «تنهایی در میدان» زمانی به حوزه اقتصاد سرایت کرد که اماراتی‌ها دریافتند عربستان از ابزار اوپک‌پلاس برای تامین بودجه پروژه‌های بلندپروازانه ملی خود (مانند شهر نئوم) استفاده می‌کند، در حالی که امارات را مجبور به حبس ظرفیت تولید خود کرده است. از نگاه ابوظبی، ریاض در حال تعریف نظمی است که در آن امارات صرفاً یک «تامین‌کننده مالی» برای بلندپروازی‌های سعودی باشد، بدون آنکه حق داشته باشد از سرمایه‌گذاری‌های نجومی خود در شرکت «ادنوک» برای توسعه ملی‌اش بهره‌برداری کند. همین تضاد در «مدل توسعه» و «نگاه به امنیت»، خروج از اوپک را از یک تصمیم فنی به یک واکنش تند سیاسی بدل کرد.

    بلندپروازی‌های ابوظبی در قفس سهمیه‌ها

    ریشه اصلی این دل‌خوری بزرگ را باید در تحول بنیادین اقتصاد امارات جست‌و‌جو کرد. در حالی که عربستان سعودی به عنوان رهبر سنتی اوپک، سیاست انقباضی و کاهش تولید برای حفظ قیمت‌ها را دنبال می‌کند، امارات در میانه یک جهش تولید بی‌سابقه است. اماراتی‌ها با سرمایه‌گذاری‌های نجومی در شرکت ملی نفت خود (ادنوک)، ظرفیت تولیدشان را به شدت افزایش داده‌اند و حالا در پی بازگشت سرمایه هستند.

    در ادبیات رسانه‌ای و اقتصادی، امارات دیگر آن کشور کوچک دهه ۷۰ میلادی نیست؛ اقتصاد این کشور به قدری بزرگ و متنوع شده که دیگر نمی‌تواند زیر سایه سنگین تصمیمات دیکته‌شده از سوی ریاض باقی بماند. وقتی اوپک بر تمدید کاهش تولید پافشاری کرد، اماراتی‌ها حس کردند که در ائتلافی گرفتار شده‌اند که مانع رشد ملی آنهاست. این حس «نادیده گرفته شدن» و عدم همراهی کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج فارس، انگیزه اصلی این حرکت قهرآمیز بود. آنها نمی‌خواهند با ظرفیت تولید بلااستفاده بمانند، در حالی که رقبای جهانی‌شان سهم بازار را تصاحب می‌کنند.

    آیا اوپک فرو می‌پاشد؟

    خروج امارات تنها به معنای حذف یک نام از فهرست اعضا نیست؛ این واقعه می‌تواند به معنای فروپاشی تدریجی ساختاری باشد که نیم قرن بر نبض انرژی جهان حکم رانده است. کارشناسان ارشد انرژی، از جمله فعالان صنفی و علمی در ایران، هشدار می‌دهند که این اقدام امارات می‌تواند «دومینووار» عمل کند.

    اوپک در ابتدا نهادی برای هم‌صدایی تولیدکنندگان نفت بود، اما با ظهور اوپک‌پلاس و ورود روسیه به معادلات، بازی پیچیده‌تر و گاه ناعادلانه‌تر شد. اعضا تا مدت‌ها به سختی سهمیه‌ها را رعایت می‌کردند تا قیمت‌ها را بالا نگه دارند، اما حالا امارات با این خروج، راه را برای دیگران باز کرده است. اگر یکی از منضبط‌ترین و قدرتمندترین اعضای اوپک به این نتیجه برسد که «استقلال تولید» بهتر از «تبعیت جمعی» است، اعتبار و نفوذ این سازمان برای کنترل بازار به شدت مخدوش خواهد شد. این خروج، در واقع شلیک به قلب اقتدار اوپک بود.

    رقابت بر سر رهبری

    در لایه سیاسی، این اتفاق بازتاب‌دهنده شکاف عمیق میان محمد بن زاید و محمد بن سلمان است. دو رهبر جوانی که زمانی متحد استراتژیک پنداشته می‌شدند، حالا در یک ماراتن نفس‌گیر برای تبدیل شدن به «قطب اول منطقه» قرار دارند. اماراتی‌ها با سرمایه‌گذاری در فناوری، گردشگری و انرژی‌های نو، مدل اقتصادی خود را از عربستان جدا کرده‌اند.

    آنها دیگر حاضر نیستند در نشست‌های اوپک، صرفاً تاییدکننده تصمیماتی باشند که در ریاض گرفته شده است. این خروج نشان‌دهنده آن است که امارات می‌خواهد به عنوان یک بازیگر مستقل و فرامنطقه‌ای شناخته شود، نه عضوی از بلوک تحت رهبری عربستان. در واقع، این پایانِ دورانِ «پیروی کورکورانه» در حاشیه خلیج فارس است. عدم حمایت کشور‌های خلیج فارس از مطالبات امارات در نشست‌های اخیر، آخرین میخ بر تابوت این همکاری بود.

    جهان در انتظار جنگ قیمت‌ها؟

    بر اساس گزارش‌های اخیر خبرگزاری‌هایی چون رویترز، ائتلاف اوپک‌پلاس حتی پیش از خروج امارات هم با چالش‌های جدی برای مدیریت سهمیه‌ها رو‌به‌رو بود. حالا با خروج رسمی امارات، احتمالاً شاهد افزایش عرضه نفت از سوی ابوظبی در ماه‌های آینده خواهیم بود. وقتی امارات محدودیت‌های اوپک را کنار بگذارد، برای جذب مشتری و تثبیت سهم خود در بازار جهانی، دست به رقابت قیمتی خواهد زد.

    این موضوع می‌تواند منجر به نوسانات شدید در بازار جهانی نفت شود. از سوی دیگر، این جدایی بر روابط تجاری و سرمایه‌گذاری‌های متقابل در منطقه نیز سایه خواهد انداخت. کشور‌هایی که تا دیروز بر سر میز مذاکره به عنوان برادران خونی از هم یاد می‌کردند، حالا در میادین نفتی و بازار‌های انرژی، رقبایی سرسخت خواهند بود که هیچ ابایی از ضربه زدن به منافع طرف مقابل ندارند.

    انتخابی سخت میان بقا و وفاداری

    خروج امارات از اوپک، داستانی از «بلوغ و جدایی» است. ابوظبی با این حرکت قهرآمیز نشان داد که در نظم جدید جهانی، وفاداری‌های سنتی دیگر کارکرد سابق را ندارند و هر کشوری به دنبال حداکثرسازی منافع ملی خود، حتی به قیمت تخریب ائتلاف‌های کهن است. این گسست، فراتر از تغییر در اعداد و ارقام تولید نفت، نشان‌دهنده تغییر در هندسه قدرت در خاورمیانه است.

    حالا پرسش اساسی این است: آیا عربستان می‌تواند با اهرم‌های فشار خود مانع از فروپاشی کامل اوپک شود، یا اینکه امارات مسیر جدیدی را باز کرده که دیگران نیز به زودی در آن گام خواهند نهاد؟ آنچه روشن است، این است که «ماه عسل» کشور‌های نفتی به پایان رسیده و حالا زمان رویارویی با واقعیت‌های تلخ رقابت در دنیای مدرن است. امارات با خروج خود، نه تنها از اوپک، بلکه از سایه متحدان قدیمی‌اش نیز خارج شد تا سرنوشت انرژی خود را، به تنهایی و با نگاه به افق‌های دورتر، رقم بزند.

  • امارات از اوپک خارج شد / زنگ هشدار برای بازار جهانی نفت به صدا در آمد

    امارات از اوپک خارج شد / زنگ هشدار برای بازار جهانی نفت به صدا در آمد

    به گزارش اقتصادران، تصمیم امارات متحده عربی برای خروج از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) و سازوکار گسترده‌تر اوپک پلاس از ابتدای ماه مه، یکی از مهم‌ترین تحولات ساختاری در بازار جهانی انرژی طی دهه اخیر به شمار می‌رود. این اقدام عملاً به نزدیک به شش دهه حضور مستمر امارات در یکی از مهم‌ترین نهادهای تنظیم‌کننده بازار نفت پایان می‌دهد و می‌تواند پیامدهایی گسترده برای توازن قدرت در بازار جهانی انرژی، انسجام اوپک و حتی نظم ژئوپلیتیک خلیج فارس داشته باشد. اهمیت این تصمیم زمانی بیشتر آشکار می‌شود که در نظر بگیریم امارات یکی از بازیگران اصلی بازار نفت، سومین تولیدکننده بزرگ در میان اعضای اوپک و صاحب یکی از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های مازاد تولید در جهان است. در چنین شرایطی خروج این کشور از چارچوب هماهنگی تولید نفت، نه‌تنها یک تغییر نهادی بلکه نشانه‌ای از تحولات عمیق‌تر در اقتصاد سیاسی انرژی جهان محسوب می‌شود.

    امارات نخستین بار در سال ۱۹۶۷، زمانی که تنها امارت ابوظبی عضو اوپک بود، به این سازمان پیوست و پس از تشکیل کشور امارات متحده عربی در سال ۱۹۷۱ نیز این عضویت حفظ شد. در طول دهه‌های بعد، این کشور به یکی از ستون‌های اصلی تولید نفت در خلیج فارس تبدیل شد و نقش مهمی در سیاست‌های هماهنگ تولید اوپک ایفا کرد. در سال‌های اخیر نیز امارات در کنار عربستان سعودی و عراق در میان بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت اوپک قرار داشت. با این حال، تغییرات ساختاری در بازار جهانی انرژی، سرمایه‌گذاری‌های گسترده این کشور در توسعه ظرفیت تولید و همچنین تحولات ژئوپلیتیک منطقه‌ای به تدریج زمینه را برای بازنگری در این عضویت فراهم کرد.

    عوامل اقتصادی موثر در تصمیم امارات متحده عربی

    یکی از مهم‌ترین عوامل اقتصادی که در پس تصمیم امارات قرار دارد، نظام سهمیه‌بندی تولید در اوپک است. اوپک برای مدیریت عرضه جهانی و حفظ ثبات قیمت‌ها، سطح تولید اعضا را از طریق سهمیه‌های مشخص محدود می‌کند. این سیاست در بسیاری از دوره‌ها به تثبیت قیمت نفت کمک کرده است، اما برای کشورهایی که در حال افزایش سریع ظرفیت تولید هستند می‌تواند محدودکننده باشد. امارات در سال‌های اخیر میلیاردها دلار در توسعه میادین نفتی، فناوری‌های استخراج و زیرساخت‌های تولید سرمایه‌گذاری کرده است. شرکت ملی نفت ابوظبی (ADNOC) برنامه‌ای بلندپروازانه برای افزایش ظرفیت تولید نفت این کشور تدوین کرده که هدف آن رساندن تولید روزانه به حدود پنج میلیون بشکه تا سال ۲۰۲۷ است. در حالی که ظرفیت تولید امارات در حال افزایش بوده، سهمیه‌های اوپک عملاً اجازه استفاده کامل از این ظرفیت را نمی‌دادند. در نتیجه، از منظر اقتصادی، ادامه عضویت در اوپک به معنای از دست رفتن بخشی از درآمد بالقوه نفتی برای امارات تلقی می‌شد.

    این مسئله را می‌توان از منظر مفهوم «هزینه فرصت» در اقتصاد انرژی تحلیل کرد. هنگامی که کشوری سرمایه‌گذاری‌های سنگینی برای افزایش ظرفیت تولید انجام می‌دهد اما به دلیل محدودیت‌های نهادی قادر به بهره‌برداری کامل از آن نیست، بخش مهمی از بازده سرمایه‌گذاری از دست می‌رود. برای امارات که پروژه‌های توسعه‌ای گسترده‌ای در حوزه‌های زیرساختی، فناوری و تنوع اقتصادی در دست اجرا دارد، چنین محدودیتی از نظر اقتصادی قابل توجیه نبود. خروج از اوپک این امکان را فراهم می‌کند که سیاست تولید نفت این کشور نه بر اساس توافق‌های جمعی بلکه بر اساس شرایط بازار، استراتژی درآمدی و ملاحظات اقتصادی داخلی تنظیم شود.

    در کنار این ملاحظات اقتصادی، تغییرات بلندمدت در ساختار بازار جهانی انرژی نیز نقش مهمی در تصمیم امارات داشته‌اند. طی دهه گذشته، بحث درباره «اوج تقاضای نفت» به یکی از موضوعات اصلی در اقتصاد انرژی تبدیل شده است. گسترش خودروهای برقی، سیاست‌های کاهش انتشار کربن، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و افزایش بهره‌وری انرژی در بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان باعث شده برخی تحلیلگران معتقد باشند تقاضای جهانی نفت در دهه‌های آینده به نقطه اوج خود خواهد رسید و سپس روندی نزولی را آغاز خواهد کرد. در چنین سناریویی، کشورهایی که دارای ذخایر عظیم نفتی هستند با یک معادله راهبردی مواجه می‌شوند: آیا بهتر است نفت را در زیر زمین نگه دارند یا آن را پیش از کاهش تقاضا استخراج کرده و به سرمایه مالی تبدیل کنند؟

    به نظر می‌رسد امارات رویکرد دوم را انتخاب کرده است. افزایش تولید نفت در کوتاه‌مدت می‌تواند درآمدهای قابل توجهی برای این کشور ایجاد کند که سپس در پروژه‌های متنوع‌سازی اقتصادی، توسعه فناوری و سرمایه‌گذاری‌های جهانی مورد استفاده قرار گیرد. این کشور طی سال‌های اخیر تلاش کرده اقتصاد خود را از وابستگی صرف به نفت دور کند و بخش‌هایی مانند تجارت بین‌المللی، گردشگری، خدمات مالی، لجستیک و فناوری‌های پیشرفته را گسترش دهد. سرمایه‌گذاری در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، اقتصاد دیجیتال و انرژی‌های نو بخشی از همین استراتژی محسوب می‌شود. بنابراین، افزایش تولید نفت در واقع می‌تواند به عنوان ابزاری برای تأمین مالی گذار اقتصادی بلندمدت امارات تلقی شود.

    عوامل ژئوپلتیک موثر در تصمیم امارات متحده عربی

    با این حال، تصمیم امارات صرفاً نتیجه ملاحظات اقتصادی نیست و باید آن را در بستر تحولات ژئوپلیتیک منطقه نیز تحلیل کرد. یکی از مهم‌ترین زمینه‌های این تحول، افزایش رقابت راهبردی میان امارات متحده عربی و عربستان سعودی است. برای دهه‌ها این دو کشور به عنوان شرکای نزدیک در شورای همکاری خلیج فارس شناخته می‌شدند و در بسیاری از مسائل منطقه‌ای مواضع مشترکی داشتند. اما در سال‌های اخیر نشانه‌هایی از رقابت فزاینده میان آنها در حوزه‌های اقتصادی، ژئوپلیتیک و حتی سیاست انرژی مشاهده شده است.

    در حوزه اقتصادی، هر دو کشور تلاش می‌کنند خود را به عنوان مرکز مالی، تجاری و سرمایه‌گذاری خاورمیانه تثبیت کنند. عربستان با اجرای برنامه «چشم‌انداز ۲۰۳۰» در حال توسعه شهرهای جدید، مناطق آزاد اقتصادی و پروژه‌های عظیم زیرساختی است تا سرمایه‌گذاران جهانی را جذب کند. در مقابل، امارات که پیش‌تر جایگاه قدرتمندی در حوزه خدمات مالی و تجارت منطقه‌ای به دست آورده، تلاش می‌کند این موقعیت را حفظ و تقویت کند. این رقابت اقتصادی به تدریج به حوزه انرژی نیز سرایت کرده است.

    اختلافات میان دو کشور در چارچوب اوپک نیز سابقه‌ای چندساله دارد. از اوایل دهه ۲۰۲۰، امارات بارها نسبت به مبنای محاسبه سهمیه تولید خود در اوپک اعتراض کرد و خواستار بازنگری در خط پایه تولید شد؛ درخواستی که با مقاومت عربستان و برخی دیگر از اعضا مواجه شد. از منظر ابوظبی، سهمیه‌های تعیین‌شده با واقعیت ظرفیت تولیدی کشور همخوانی نداشت و عملاً این کشور را از بهره‌برداری کامل از سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده بازمی‌داشت. این اختلافات در نهایت به تضعیف اعتماد امارات به سازوکار تصمیم‌گیری اوپک انجامید و خروج از این سازمان را به گزینه‌ای قابل دفاع تبدیل کرد.

    در کنار این رقابت اقتصادی و انرژی، اختلافات ژئوپلیتیک نیز به واگرایی میان دو کشور دامن زده است. بحران یمن یکی از نمونه‌های بارز این اختلافات به شمار می‌رود. اگرچه عربستان و امارات در ابتدا در چارچوب یک ائتلاف نظامی مشترک وارد این جنگ شدند، اما در ادامه اهداف و اولویت‌های آنها از یکدیگر فاصله گرفت. امارات به‌تدریج از تمرکز بر دولت مرکزی مورد حمایت عربستان فاصله گرفت و از نیروهای محلی و بازیگران غیردولتی حمایت کرد که در برخی موارد در تعارض مستقیم با منافع ریاض قرار داشتند. این اختلافات میدانی، به مرور به بی‌اعتمادی سیاسی میان دو کشور دامن زد و زمینه را برای رقابت گسترده‌تر فراهم کرد.

    خروج امارات از اوپک را همچنین باید در بستر تحولات ژئوپلیتیک اخیر منطقه خلیج فارس تحلیل کرد. این تصمیم در زمانی اعلام شد که بازار جهانی نفت با یکی از شدیدترین شوک‌های ژئوپلیتیک سال‌های اخیر مواجه بود. درگیری نظامی میان ایران از یک‌سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، امنیت عرضه انرژی در خلیج فارس را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. تنگه هرمز، به عنوان یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان که حدود ۲۰ درصد نفت مصرفی دنیا از آن عبور می‌کند، با محدودیت‌های جدی در عبور و مرور نفتکش‌ها مواجه شد. این وضعیت به کاهش عرضه جهانی و افزایش ریسک ژئوپلیتیک در بازار نفت انجامید.

    آینده اوپک و بازار نفت

    در چنین شرایطی، اعلام خروج امارات از اوپک اثر فوری و شدیدی بر قیمت‌ها نداشت، زیرا بازار از پیش با کمبود عرضه مواجه بود. از منظر زمانی، این انتخاب هوشمندانه به نظر می‌رسد؛ چرا که واکنش منفی بازار به افزایش بالقوه عرضه نفت امارات در کوتاه‌مدت تا حد زیادی خنثی شد. به بیان دیگر، بحران ژئوپلیتیک موجود همچون یک «ضربه‌گیر» عمل کرد و امکان داد امارات بدون ایجاد شوک قیمتی شدید، چارچوب نهادی سیاست نفتی خود را تغییر دهد.

    با این حال، پیامدهای میان‌مدت و بلندمدت این تصمیم برای بازار نفت بسیار مهم‌تر از اثرات کوتاه‌مدت آن است. در افق میان‌مدت، با فرض کاهش تنش‌های نظامی و بازگشایی مسیرهای صادراتی، امارات قادر خواهد بود تولید نفت خود را به‌طور قابل‌توجهی افزایش دهد. توسعه خطوط لوله جایگزین، به‌ویژه مسیر انتقال نفت به بندر فجیره در دریای عمان که امکان دور زدن تنگه هرمز را فراهم می‌کند، ظرفیت صادراتی این کشور را تقویت خواهد کرد. در چنین سناریویی، افزایش عرضه نفت امارات می‌تواند فشار کاهشی بر قیمت‌ها وارد کند و نوسانات بازار را تشدید نماید.

    این تحول به‌طور مستقیم جایگاه اوپک را در بازار جهانی نفت تحت تأثیر قرار می‌دهد. اوپک و اوپک پلاس طی سال‌های گذشته تلاش کرده‌اند با مدیریت هماهنگ تولید، نقش «تنظیم‌کننده مرکزی بازار» را ایفا کنند. خروج امارات، به‌عنوان یکی از تولیدکنندگان بزرگ و دارای ظرفیت مازاد، توان این سازمان برای اعمال سیاست‌های مؤثر را تضعیف می‌کند. سهم اوپک پلاس از عرضه جهانی نفت که در سال‌های اخیر حدود ۴۸ درصد برآورد می‌شد، با این خروج به حدود ۴۴ درصد کاهش یافته و احتمال دارد در آینده نیز کاهش بیشتری را تجربه کند. کاهش این سهم به معنای کاهش قدرت چانه‌زنی اوپک در برابر سایر تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان بزرگ است.

    لذا می‌توان گفت این تحول نشانه‌ای از تغییر تدریجی نظم حاکم بر بازار نفت است. در دهه‌های گذشته، اوپک توانسته بود با ایجاد نوعی هماهنگی میان تولیدکنندگان اصلی، تا حد زیادی نوسانات شدید بازار را مهار کند. اما با افزایش تولید نفت شیل در آمریکا، رشد عرضه از سوی تولیدکنندگان غیرعضو و اکنون خروج برخی اعضای کلیدی، این نظم در حال فرسایش است. خروج امارات می‌تواند انگیزه‌ای برای سایر اعضا ایجاد کند تا یا از اوپک خارج شوند یا دست‌کم پایبندی کمتری به سهمیه‌های تولید نشان دهند. چنین روندی خطر بروز جنگ قیمتی میان تولیدکنندگان را افزایش می‌دهد؛ سناریویی که پیش‌تر در مقاطعی میان عربستان و روسیه تجربه شده بود.

    تضعیف منافع منطقه‌ای عربستان

    جایگاه عربستان سعودی به‌عنوان رهبر سنتی اوپک نیز با چالش‌هایی مواجه می‌شود. عربستان همواره نقش محوری در تنظیم عرضه و دفاع از قیمت‌ها ایفا کرده و در بسیاری از مواقع بار اصلی کاهش تولید را به دوش کشیده است. خروج امارات، که از نظر ظرفیت مازاد دومین کشور مهم اوپک محسوب می‌شد، فشار بیشتری بر عربستان وارد می‌کند تا به تنهایی نقش تثبیت‌کننده بازار را ایفا کند. این وضعیت می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و سیاسی این نقش را برای ریاض افزایش دهد و در بلندمدت تمایل این کشور به ادامه چنین سیاستی را تضعیف کند.

    اما در سمت دیگر ماجرا، ساختار اقتصادی امارات به این کشور امکان می‌دهد سیاست نفتی تهاجمی‌تری را دنبال کند. اگرچه نفت همچنان نقش مهمی در اقتصاد امارات دارد، اما وابستگی بودجه‌ای این کشور به درآمدهای نفتی نسبت به بسیاری از تولیدکنندگان منطقه کمتر است. تنوع اقتصادی، درآمدهای حاصل از تجارت، گردشگری و خدمات مالی، و همچنین ذخایر مالی قابل توجه، به امارات اجازه می‌دهد حتی در شرایط کاهش قیمت نفت نیز ثبات اقتصادی خود را حفظ کند. این مزیت نسبی می‌تواند در صورت بروز رقابت قیمتی در بازار نفت، دست بالاتری به امارات بدهد.

    هم‌راستایی تصمیم امارات و منافع آمریکا

    در سطح بین‌المللی، خروج امارات از اوپک پیام‌هایی فراتر از بازار نفت نیز دارد. این تصمیم می‌تواند با منافع برخی مصرف‌کنندگان بزرگ نفت، به‌ویژه ایالات متحده، همسو باشد. دولت‌های آمریکا طی سال‌های اخیر بارها اوپک را به دستکاری قیمت‌ها و آسیب زدن به مصرف‌کنندگان متهم کرده‌اند. تضعیف انسجام اوپک و افزایش رقابت در بازار نفت می‌تواند به کاهش قیمت‌ها یا دست‌کم محدود شدن توان اوپک در بالا نگه داشتن قیمت‌ها منجر شود. از این منظر، خروج امارات را می‌توان بخشی از روند گسترده‌تر کاهش نفوذ کارتل‌های سنتی در اقتصاد جهانی انرژی دانست.

    آینده انرژی جهانی در مسیر تغییر

    خروج امارات متحده عربی از اوپک را باید نه یک تصمیم مقطعی، بلکه یک چرخش راهبردی در سیاست انرژی این کشور تلقی کرد. این تصمیم در نقطه تلاقی چند روند مهم اتخاذ شده است: افزایش ظرفیت تولید نفت، تغییرات ساختاری در تقاضای جهانی انرژی، رقابت ژئوپلیتیک منطقه‌ای و فرسایش تدریجی نظم سنتی بازار نفت. پیام اصلی این تحول آن است که بازار نفت جهانی در حال ورود به مرحله‌ای جدید است؛ مرحله‌ای که در آن هماهنگی جمعی جای خود را به رقابت بیشتر برای سهم بازار می‌دهد و نقش نهادهایی مانند اوپک به تدریج کمرنگ‌تر می‌شود.

    برای اقتصاد جهانی، این تحول می‌تواند به معنای افزایش نوسانات قیمت نفت و دشوارتر شدن پیش‌بینی روندهای بلندمدت باشد. برای کشورهای تولیدکننده، به‌ویژه در خلیج فارس، خروج امارات زنگ هشداری است که نشان می‌دهد اجماع سنتی در حال تضعیف است و هر کشور بیش از گذشته به دنبال حداکثرسازی منافع ملی خود خواهد بود.

  • معامله‌گران نفت نگران تر از همیشه / سرنوشت قیمت نفت چه خواهد شد؟

    معامله‌گران نفت نگران تر از همیشه / سرنوشت قیمت نفت چه خواهد شد؟

    به گزارش اقتصادران، نفت در چهارمین روز درگیری‌ها با رشد قیمت همراه شد و در پی نگرانی‌ها از گسترش جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران بهای آن از ۸۲‌دلار در هر بشکه فراتر رفت. همزمان احتمال بسته شدن تنگه‌هرمز ریسک اختلال در عرضه جهانی را افزایش داده و به گفته تحلیلگران تداوم این شرایط حالا سناریوهای بالاتر برای قیمت نفت را محتمل‌تر کرده است.

    قیمت نفت در معاملات روز سه‌شنبه با ادامه نگرانی‌ها درباره گسترش درگیری میان آمریکا، اسرائیل و ایران روند افزایشی خود را ادامه داد. نفت خام برنت در حدود ۷۸ تا ۸۲‌دلار در هر بشکه معامله شد که بالاترین سطح از ژانویه‌۲۰۲۵ بوده است و نفت خام آمریکا (WTI) نیز نزدیک به ۷۲‌دلار در هر بشکه معامله شد.

    افزایش ریسک اختلال در عرضه جهانی نفت را به‌طور قابل‌توجهی بالا برده است زیرا بازارها احتمال ناامن شدن مسیرهای کلیدی صادرات نفت در خاورمیانه، به‌ویژه تنگه هرمز را در قیمت‌ها لحاظ کرده‌اند. بسته شدن تنگه هرمز تهدید کاهش عرضه ۲۰‌درصد نفت خام جهان را تحت‌تاثیر قرار داده و باعث افزایش بیشتر قیمت‌ها شده است.

    رویترز به نقل از تحلیلگران بازار نفت نوشته است که در شرایطی که جنگ به‌طور مستقیم به زیرساخت‌های نفتی کشیده نشده، اما دامنه درگیری در حال گسترش است، بازار نفت به‌طور سنتی با واکنش پیش‌دستانه روبه‌رو می‌شود.

    به گفته تحلیلگران مورد استناد رویترز، هرگونه نشانه از تهدید مسیرهای صادراتی حتی در حد اظهارات یا هشدارهای نظامی، برای افزایش قیمت‌ها کافی است. این وضعیت باعث شده است که معامله‌گران نفت بیش از شاخص‌های عرضه و تقاضای کوتاه‌مدت تحولات امنیتی منطقه را دنبال کنند.

    از سوی دیگر تحلیلگران بازار نفت وضعیت کنونی را با روزهای ابتدایی جنگ روسیه و اوکراین مقایسه کرده‌اند؛ دوره‌ای که نگرانی از حذف نفت و گاز روسیه از بازار جهانی، قیمت‌ها را به‌شدت افزایش داد. در آن مقطع نفت به سطوح بالای ۱۲۰‌دلار در هر بشکه رسید و بازار برای مدت طولانی در وضعیت بی‌ثباتی باقی ماند.شباهت اصلی شرایط کنونی با آن دوره، نقش پررنگ نااطمینانی و ترس از اختلال عرضه است. با این حال تفاوت مهمی نیز وجود دارد: در جنگ اوکراین، اختلال واقعی و گسترده در عرضه رخ داد، در حالی که در شرایط فعلی، بازار هنوز با اختلال فیزیکی جدی مواجه نشده و بیشتر تحت‌تاثیر ریسک‌های بالقوه قرار دارد.

    به گفته کارشناسان همین تفاوت می‌تواند باعث شود که دامنه نوسانات قیمت در کوتاه‌مدت محدودتر باشد، مگر آنکه تحولات میدانی به‌سمت اختلال واقعی در عرضه حرکت کند. با این حال تجربه گذشته نشان می‌دهد که بازار نفت می‌تواند برای مدت طولانی تحت‌تاثیر فضای نااطمینانی باقی بماند.

    از تصمیم اوپک‌پلاس تا بسته شدن تنگه

    اویل پرایس هم در گزارشی می‌نویسد: تنگه‌هرمز به‌عنوان مهم‌ترین نقطه فشار در بازار جهانی نفت معرفی شده است. این تنگه که حدود ۲۰‌درصد نفت مصرفی جهان از آن عبور می‌کند، در شرایط تشدید تنش‌ها میان ایران و آمریکا به کانون اصلی نگرانی معامله‌گران تبدیل شده است.

    به نوشته این وب‌سایت تحلیلی بازار نفت، هرگونه اختلال در عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز حتی اگر محدود و موقت باشد می‌تواند پیامدهای قیمتی بزرگی به همراه داشته باشد. بر اساس این تحلیل‌ها افزایش هزینه‌های بیمه، کاهش تمایل شرکت‌های کشتیرانی برای تردد در منطقه و تاخیر در تحویل محموله‌ها همگی می‌توانند عرضه موثر نفت به بازار را کاهش دهند.

    تحلیلگران مورد استناد گزارش اویل پرایس تاکید کرد‌ه‌اند که در صورت بروز اختلال جدی در تنگه هرمز، قیمت نفت می‌تواند به حدود ۹۰‌دلار و حتی ۱۰۰‌دلار در هر بشکه برسد. برخی موسسات تحلیلی نیز سناریوهایی را مطرح کرده‌اند که در آن اگر جریان عبور نفت به‌طور قابل‌توجهی کاهش یابد بازار با شوکی مشابه شوک‌های بزرگ تاریخی روبه‌رو خواهد شد.با این حال کارشناسان تاکید می‌کنند که بسته شدن کامل تنگه هرمز سناریویی بسیار پرهزینه و بعید است اما تجربه بازار نفت نشان داده است که «ریسک ادراک ‌شده» می‌تواند حتی بدون تحقق سناریوی حاد، قیمت‌ها را به سطوح بالاتری هدایت کند. به همین دلیل تنگه هرمز در شرایط کنونی بیش از آنکه یک عامل عملیاتی باشد به یک عامل روانی موثر در بازار تبدیل شده است.

    همزمان با افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی، اوپک‌پلاس تصمیم گرفته که افزایش محدودی در تولید نفت اعمال کند؛ تصمیمی که اگرچه با هدف آرام‌کردن بازار و جلوگیری از جهش شدید قیمت‌ها اتخاذ شده اما شواهد نشان می‌دهد که میزان افزایش تولید در مقایسه با حجم کل عرضه جهانی بسیار محدود بوده و کمتر از آن است که بتواند نگرانی‌های بازار را برطرف کند.

    تحلیلگران به اویل پرایس گفتند که این افزایش تولید بیشتر جنبه سیگنال‌دهی دارد تا اثرگذاری واقعی. در شرایطی که بازار با ریسک اختلال ناگهانی در عرضه روبه‌رو است، افزایش چندصد‌هزار بشکه‌ای تولید نمی‌تواند نقش بازدارنده جدی در برابر شوک‌های احتمالی ایفا کند.از سوی دیگر برخی کارشناسان معتقدند که اوپک‌پلاس با احتیاط حرکت می‌کند زیرا نمی‌خواهد با افزایش شدید تولید، تعادل شکننده بازار را برهم بزند. این ائتلاف در سال‌های اخیر تلاش کرده است با مدیریت عرضه، از نوسانات شدید قیمت جلوگیری کند اما تحولات ژئوپلیتیکی خارج از کنترل آن کارآیی این سیاست را محدود کرده است.

    اویل پرایس می‌نویسد که واکنش بازار به تصمیم اوپک‌پلاس نیز نشان می‌دهد که تمرکز اصلی معامله‌گران همچنان بر تحولات خاورمیانه و امنیت عرضه باقی مانده است.

    قیمت‌ها پس از اعلام این تصمیم کاهش محسوسی نداشتند و مسیر کلی بازار همچنان صعودی ارزیابی می‌شود.

    رقابت چین و آمریکا برسر بازار انرژی

    در کنار تحولات خاورمیانه، اویل پرایس در گزارشی جداگانه به رقابت چین و آمریکا در حوزه انرژی پرداخته است.رقابتی که اگرچه در بلندمدت به فناوری‌های نوین مانند هم‌جوشی هسته‌ای گره خورده اما در کوتاه‌مدت بر بازار نفت نیز تاثیرگذار است. چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان به‌شدت نسبت به امنیت عرضه حساس است و هرگونه ناامنی در تنگه هرمز می‌تواند به‌طور مستقیم اقتصاد این کشور را تحت فشار قرار دهد.

    در مقابل آمریکا که تولید نفت خود را در سال‌های اخیر افزایش داده، تلاش می‌کند نقش فعال‌تری در مدیریت بازار انرژی ایفا کند. با این حال این گزارش تاکید می‌کند که حتی افزایش تولید آمریکا نیز نمی‌تواند به‌طور کامل جایگزین نفت خاورمیانه شود و بازار جهانی همچنان به جریان پایدار نفت از این منطقه وابسته است.

    این وابستگی باعث شده است که رقابت ژئوپلیتیکی میان واشنگتن و پکن به‌طور غیرمستقیم بر حساسیت بازار نفت نسبت به تحولات خاورمیانه بیفزاید. تحلیلگران معتقدند که هرگونه تشدید تنش در منطقه، نه‌تنها پیامدهای قیمتی دارد بلکه می‌تواند به بازنگری در سیاست‌های انرژی و ذخایر استراتژیک قدرت‌های بزرگ منجر شود.

  • قطعی اینترنت ایران، آمارهای جهانی نفت را بهم ریخت!

    قطعی اینترنت ایران، آمارهای جهانی نفت را بهم ریخت!

    به گزارش اقتصادران، وال استریت ژورنال در بخشی از گزارش اخیر خود در مورد ایران عنوان کرد که قطع اینترنت که در سراسر ایران اعمال شد، باعث شد سازمان کشور‌های صادرکننده نفت اوپک دید بسیار محدودی نسبت به وضعیت فعلی بخش نفت ایران داشته باشد و این موضوع تلاش‌ها برای پایش سطح تولید و حفظ ثبات بازار را پیچیده کرده است. به گفته نمایندگان کشور‌های خلیج فارس در اوپک، کشورهای عربی این سازمان از اختلال جدی در ارتباط با همتایان ایرانی خود خبر داده‌اند.

    این موضوع به دنبال قطعی سراسری اینترنت در ایران از ۱۸ دی ماه رخ داد. آن‌طور که از گزارش وال استریت ژورنال پیداست، قطعی اینترنت موجب بروز اخلال در روند شفافیت ایران در اوپک شده است.

    اخلال در روند اوپک به دلیل قطعی اینترنت در ایران

    تاکنون گزارش‌های متعددی در مورد مشکلاتی که قطعی اینترنت در ایران به وجود آورده، منتشر شده است. با این حال، موضوعی که حائز اهمیت است، اخلال در روند فعالیت اوپک در زمینه پایش سطح تولید و حفظ ثبات بازار است.

    یعنی نه‌تنها قطعی اینترنت موجب بی‌خبری بسیاری از مردم، آسیب به کسب‌وکارها، تعطیلی آنها، تعدیل نیرو و… شد، بلکه منجر به سازمان کشورهای صادرکننده نفت اوپک نیز نتواند به سیاق گذشته به تلاش‌های خود برای پایش سطح تولید و حفظ ثبات بازار نفت ادامه دهد.

    سازمان کشورهای صادرکننده نفت اوپک به عنوان یک کارتل نفتی، همواره دغدغه حفظ ثبات بازار نفت به نفع خود را داشته است. پس از بروز شوک‌های نفتی و آسیب به اقتصاد کشورهای نفتی، این سازمان حفظ قیمت نفت را یکی از مهم‌ترین اهداف خود می‌داند. طوری که در سال‌های گذشته سیاست‌های در راستای افزایش عرضه یا کاهش عرضه پیاده کرده است تا از افزایش یا کاهش بی‌رویه نفت با مازاد عرضه یا کم کردن آن جلوگیری کند.

    با این حال در شرایطی که بازار نفت از مازاد عرضه رنج می‌برد و کشورهای نفتی در تلاش هستند که ثبات بازار را تا حدی حفظ کنند، یکی از کشورهای عضو اوپک به ناگهان داوطلبانه ارتباط خود با جهان را قطع می‌کند. همین موضوع منجر به این می‌شود که اوپک نتواند برآورد دقیقی از وضعیت تولید و صادرات نفت ایران داشته باشد تا با توجه به وضعیت ایران و دیگر کشورهای عضو، سیاست‌هایی در راستای حفظ بازار اتخاذ کند.

    ناشفاف‌ترشدن آمارها در مورد بخش نفت ایران

    با توجه به این که اوپک نیز در زمان قطعی اینترنت نتوانست به داده‌های دقیق میزان تولید و صادرات نفت ایران دست پیدا کند، روند غیرشفاف‌بودن بخش نفت ایران شدت گرفته است.

    با توجه به وضعیت تحریمی کشور، ایران تصمیم گرفته است که هیچ‌گونه آماری در مورد میزان صادرات نفت، مشتریان نفتی، قیمت نفت و …. منتشر نکند. این تصمیم به بهانه سواستفاده‌های دشمن اتخاذ شده است.

    با توجه به اتخاذ این تصمیم، بسیاری از سازمان‌های داخلی نیز آماری از وضعیت بخش نفت ایران ندارند و نمی‌توانند تصمیم درستی با توجه به درآمدهای این بخش بگیرند. ایران اکنون مهم‌ترین درآمدهای خود را از صادرات نفت به دست می‌آورد، اما به بهانه تحریم هیچ‌گونه اطلاعات دقیقی از میزان درآمد نفتی و چگونگی استفاده آن در دست نیست.

    حال وقتی اوپک نیز با اختلال در دستیابی به آمار نفتی مواجه شود، این موضوع نه‌تنها به اقتصاد کشور آسیب می‌زند، بلکه کل کشورهای صادرکننده نفت عضو اوپک را نیز در هاله‌ای از ابهام فرو می‌برد. با این حال همچنان مشخص نیست که اخلال گزارش‌شده چقدر جدی است.

  • تناقض بزرگ در آمار نفتی اوپک و آژانس بین‌المللی انرژی؛ ۲۶۰ هزار بشکه اختلاف و ۱۰۰ هزار بشکه تناقض!

    تناقض بزرگ در آمار نفتی اوپک و آژانس بین‌المللی انرژی؛ ۲۶۰ هزار بشکه اختلاف و ۱۰۰ هزار بشکه تناقض!

    به گزارش اقتصادران، تناقض میان آمارهای اوپک و آژانس بین‌المللی انرژی در مورد میزان تولید نفت ایران در ماه اکتبر و نوامبر، در رسانه‌ها مطرح شده است. با توجه به آمارهای این دو موسسه، اوپک میزان تولید نفت ایران را کاهشی برآورد کرده و آژانس بین‌المللی انرژی میزان تولید نفت را ثابت گرفته است.

    در ادامه ضمن بررسی جزئیات دقیق آمار ارائه‌شده توسط این دو سازمان، به چرایی تناقضات آمار این دو موسسه پرداخته می‌شود.

    آمار اوپک از کاهش تولید و آمار آژانس بین‌المللی انرژی از ثابت ماندن تولید نفت ایران حکایت دارد

    گزارش آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد که ایران در ماه نوامبر روزانه ۳.۵ میلیون بشکه نفت تولید کرده است که نسبت ماه اکتبر تغییری را تجربه نکرده و تولید نفت ایران در ماه اکتبر نیز همین مقدار بوده است.

    این در حالی است که اوپک روایت دیگری را ارائه می‌دهد، بنا بر آمارهای اوپک میزان تولید نفت ایران در ماه اکتبر ۳٫۲۴ میلیون بشکه در روز بوده و در ماه نوامبر ۳٫۲۲۱ میلیون بشکه در روز عنوان کرده است. این بدان معناست که تولید نفت ایران ۱۹ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است.

    تناقض آمار آژانس بین‌المللی انرژی!

    در حالی که آمار آژانس بین‌المللی انرژی ارائه‌شده در ماه دسامبر از تولید ۳٫۵ میلیون بشکه‌ای نفت در اکتبر حکایت دارد، این آژانس در ماه نوامبر، میزان تولید نفت ایران در ماه اکتبر را ۳٫۴ میلیون بشکه عنوان کرده بود.

    علاوه بر تناقض آماری دو سازمان ارائه‌دهنده آمار تولید نفت، آمار ماه دسامبر سازمان بین‌المللی انرژی با آمار ماه پیش خود اختلاف ۱۰۰ هزار بشکه‌ای دارد. یعنی خود سازمان بین‌المللی انرژی در گزارش اخیر خود، میزان تولید نفت را ۱۰۰ هزار بشکه بیشتر از آمار ارائه‌شده در ماه قبل بیان کرده است که اتفاق عجیبی است.

    در همین زمینه باید گفت نه‌تنها میان آمار موسسات اختلاف وجود دارد، بلکه درون خود سازمان‌ها نیز اختلاف آماری نمایان است. این اختلاف به طور تقریبی در آمار هر ماه آژانس وجود دارد و به نظر می‌رسد که ناشی از تدقیق میزان برآورد تولید نفت باشد.

    نبود آمار رسمی و تناقضات آمار ارائه‌شده توسط منابع ثانویه

    یکی از عوامل اصلی تناقض میان آمارهای اعلامی اوپک و آژانس بین‌المللی انرژی نبود شفافیت آماری از سوی ایران است. زمانی که ایران، آمار رسمی و قابل اتکایی از میزان تولید خود منتشر نمی‌کند، فضای تحلیل به سمت حدس و گمان رفته است. در چنین شرایطی، طبیعی است که نهادهای بین‌المللی نتوانند به آماری یکسان از واقعیت تولید نفت دست پیدا کنند و خروجی گزارش‌های آنها متناقض باشد.

    ایران در سال‌های اخیر به‌دلیل ملاحظات تحریمی و سیاسی، آمار دقیق تولید و صادرات نفت خود را به‌صورت منظم در اختیار نهادهای بین‌المللی قرار نمی‌دهد. در نتیجه، این سازمان‌ها به‌جای داده‌های رسمی، از برآوردهای غیرمستقیم استفاده کنند.

    این برآوردهای غیرمستقیم بر پایه منابع ثانویه، داده‌های حمل‌ونقل دریایی، ردیابی نفتکش‌ها و تحلیل تصاویر ماهواره‌ای انجام می‌شود. تفاوت در روش‌شناسی، منابع اطلاعاتی و اهمیت داده‌ها برای سازمان‌ها باعث می‌شود هر نهاد برآورد متفاوتی داشته باشد.

    اوپک بیشتر به منابع ثانویه کشورهای عضو و گزارش‌های داخلی تکیه دارد، در حالی که آژانس بین‌المللی انرژی با اتکا به داده‌های بازار جهانی و جریان عرضه، تولید را تخمین می‌زند. وقتی داده‌های اولیه قطعی و رسمی در دسترس نباشد، هر گزارش جدید می‌تواند با اطلاعات تکمیلی، برآورد قبلی را تغییر دهد. بنابراین، تناقض‌های آماری موجود شاید منطقی باشد، اما باعث می‌شود که مردم نتوانند به طور دقیق به آمارهای ارائه‌شده اعتماد کنند.

    این نهادها، با وجود آگاهی از محدودیت‌های اطلاعاتی، همچنان اعداد دقیق و ظاهرا قطعی ارائه می‌کنند. اما بازبینی‌های مکرر و اختلاف‌های آماری به‌ویژه در گزارش‌های متوالی آژانس بین‌المللی انرژی، اعتبار این آمارها را بیش از پیش زیر سوال می‌برد. وقتی یک سازمان در فاصله یک ماه، برآورد خود از تولید یک کشور را ده‌ها یا صدها هزار بشکه تغییر می‌دهد، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا اساسا این اعداد قابل اتکا هستند؟

    تا زمانی که آمار رسمی از میزان تولید، صادرات و قیمت نفت ایران به طور دقیق ارائه نشود، همواره تناقضاتی میان آمار ارائه‌شده از طریق منابع ثانویه وجود دارد. این موضوع اتکا به آمارهای ارائه‌شده را دشوار می‌کند، اما شاید چاره دیگری در میان نباشد چراکه مسئولان تصمیم گرفته‌اند که ارائه هرگونه آمار نفتی را ممنوع اعلام کنند، آماری که مربوط به مهم‌ترین منبع درآمد اقتصاد کشور است.

  • بقا با نفت ۴۰ دلاری / حسینی: فروش نفت با قیمت ۰ دلار نیز برای ایران اقتصادی است

    بقا با نفت ۴۰ دلاری / حسینی: فروش نفت با قیمت ۰ دلار نیز برای ایران اقتصادی است

    به گزارش اقتصادران، درحالی‌که بازار جهانی نفت تحت‌تاثیر تنش‌های تجاری میان آمریکا و چین برای کشورهای تولیدکننده نفت به‌شدت غیرقابل پیش‌بینی شده است و سناریوهای کاهشی قیمت نفت بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته‌اند، در ایران، با وجود فشار تحریم‌ها، برنامه‌هایی برای افزایش تولید، اکتشاف میادین جدید و توسعه میادین نفتی در دستور کار قرار دارد.

    در روزهای اخیر خبر اکتشاف میدان گازی- نفتی «پاژن»، تایید افزایش ۲۵۰‌هزار بشکه‌ای تولید نفت ایران در ماه سپتامبر از سوی اداره اطلاعات انرژی آمریکا و همچنین بهره‌برداری از یک چاه جدید در میدان مشترک آزادگان جنوبی با ظرفیت تولید روزانه ۴۳۰۰بشکه، همگی نشانه‌ای از عزم دولت سیزدهم و وزارت نفت برای تحقق هدف افزایش تولید نفت روزانه کشور هستند.

    با این حال، در شرایطی که آمریکا و اعضای اروپایی برجام در تلاش هستند تا فروش نفت ایران را بیش از پیش محدود کنند، این سوال مطرح می‌شود که: آیا با وجود تحریم‌ها، افزایش تولید نفت لزوما به‌معنای یافتن مشتری جدید است؟ یا اینکه فروش نفت با تخفیف‌های سنگین، به‌جای افزایش درآمد، تنها زیان ناشی از تحریم‌ها را جبران می‌کند؟

    در همین حال، تشدید تنش‌های تجاری میان چین و آمریکا، همراه با کاهش عرضه از سوی اوپک‌پلاس، موجب نوسان قیمت نفت شده است. با این حال، جنگ تعرفه‌ای آمریکا موجب شده افزایش قیمت‌ها دوام نداشته باشد. تا آنجا که آخرین پیش‌بینی بانک آمریکا از احتمال کاهش قیمت نفت به کمتر از ۵۰دلار در هر بشکه خبر می‌دهد؛ کاهشی که در صورت تحقق، نه‌تنها ایران بلکه بودجه تمامی کشورهای نفت‌محور را تحت‌تاثیر قرار خواهد داد.

    برای ایران که درگیر تحریم‌های فزاینده نفتی است، کاهش قیمت نفت زمانی نگران‌کننده شد که بهای هر بشکه به زیر ۶۳دلار -رقم پیش‌بینی‌شده در بودجه سال۱۴۰۴- رسید. البته در ابتدای سال جاری، طبق گزارش اوپک، میانگین قیمت نفت ایران حتی به ۷۰ دلار در هر بشکه نیز رسید اما این روند پایدار نبود و در ماه‌های اخیر با تداوم کاهش قیمت‌ها، میانگین فروش نفت ایران پایین‌تر از ارقام بودجه‌ای قرار گرفته است. افزون‌بر این، با در نظر گرفتن تخفیف‌ها، هزینه‌های اجاره کشتی و بیمه، درآمد واقعی ایران از صادرات نفت، طبق گزارش نمایندگان مجلس، حداقل ۳۰‌درصد پایین‌تر از قیمت‌های جهانی است.

    با این حال، کارشناسان معتقدند که حتی در صورت کاهش بیشتر قیمت نفت، تولید و صادرات آن برای ایران تا سطح ۴۰دلار نیز همچنان اقتصادی است چراکه ایران از معدود کشورهایی است که می‌تواند با هزینه تولید پایین- حدود ۱۲دلار به ازای هر بشکه- همچنان در بازار جهانی رقابت کند. این مزیت ساختاری، پشتوانه‌ای برای ادامه سیاست افزایش تولید نفت، حتی در شرایط کاهش قیمت جهانی، محسوب می‌شود. در واقع زمانی که قیمت‌ها کاهش می‌یابد، تولیدکنندگان با هزینه بالا از بازار کنار می‌روند و جای خود را به بازیگرانی می‌دهند که از مزیت هزینه‌ای برخوردارند .از این رو، افزایش تولید نفت ایران را نباید صرفا در قالب رقابت قیمتی تحلیل کرد. این رویکرد بخشی از یک راهبرد کلان موسوم به «رهبری هزینه» است؛ راهبردی که هدف اصلی آن، تثبیت جایگاه بلندمدت ایران در بازار جهانی انرژی است نه صرفا افزایش درآمدهای کوتاه‌مدت. حتی اگر در حال حاضر بخشی از نفت تولیدی با تخفیف عرضه شود، این افزایش تولید است که در نهایت به ایران امکان می‌دهد تا در معادلات آتی بازار جهانی – به‌ویژه در دوران گذار انرژی و شکل‌گیری نظم جدید اقتصادی- نقش پررنگ‌تری ایفا کند.

    جنگ قیمتی نفت برای رقابت

    وی افزود: در چنین شرایطی کارت‌های جنگ قیمتی فعال می‌شوند. در جنگ قیمت، کشورهایی از خاورمیانه برنده هستند که هزینه تولید پایین‌تری دارند. بیشترین فشار بر نفت شِل در آمریکا وارد می‌شود و نفت در اروپا، روسیه و چین بیش از کشورهای خاورمیانه تحت فشار قرار می‌گیرد زیرا هزینه‌ تولید در کشورهای خاورمیانه بسیار پایین‌تر است. ما علاوه بر چین، می‌توانیم بازارهای دیگری در آفریقا، هند و سایر مناطق نیز داشته باشیم و تلاش می‌شود وابستگی به روسیه کاهش یابد. حتی فروش نفت با قیمت ۰ دلار نیز برای ایران اقتصادی است چراکه هزینه‌ تولید هر بشکه نفت حداکثر حدود ۱۲دلار است.

    بنابراین به هیچ‌وجه نباید از افزایش تولید نفت عقب‌نشینی کنیم.

    حسینی به اقدام اخیرا اوپک و اوپک‌پلاس اشاره کرد و گفت: سیاست حفظ قیمت نفت را کنار گذاشته و به دنبال افزایش سهم بازار هستند. امسال تولید خود را به ۴۲‌میلیون و ۵۰۰‌هزار بشکه افزایش داده‌اند. نگاه آنها این است که در جنگ سهمیه‌ای با دیگر کشورها، چون تنها ۲‌درصد از ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارند، سهم‌شان از بازار نفت بسیار کمتر از ظرفیت واقعی است بنابراین سیاست جدیدشان این است که با ورود به جنگ سهمیه‌ای، سهم خود از بازار را افزایش دهند، حتی اگر به کاهش قیمت نفت منجر شود.

    به‌دنبال استراتژی رهبری هزینه در بازار

    محمدصادق مهرجو، کارشناس انرژی نیز در این خصوص به «جهان‌صنعت» گفت: قطعا وقتی نفت روسیه با کیفیت پایین‌تر از نفت ما مشتری دارد، نفت ایران هم مشتری فراوان دارد. همچنین افزایش تولید نفت خام یک تکلیف است که در برنامه هفتم توسعه به تفصیل راجع به آن صحبت شده و یک انتخاب نیست. راجع به فروش نفت خام با توجه به بازیابی کانال‌های فروش ما این اتفاق در حال انجام است. وی افزود: کشف مخزن نفتی پازن در حد ۲۰۰‌میلیون بشکه اعلام شده که اصلا رقم خیلی قابل‌توجهی نسبت‌به نفت قابل استحصال در مناطق نفتخیز نیست. صرفا این اتفاق به‌عنوان یک خبر خوش عنوان شده است. به نظرم کشور پس از خروج برجام تمهیدات لازم را برای فروش نفت خامش دیده و این اتفاق با توجه به کانال‌های فروش‌مان همواره در حال انجام است.

    مهرجو تاکید کرد: بخشی از فروش نفت خام ما به‌سمت پالایشگاه‌های هند می‌رود و با توجه به کم بودن صادرات ما به نسبت روسیه و کیفیت بالاتر نفت خام‌مان بنابراین این اتفاق به‌شکل مستمر در قالب توافقات ذیل پیمان بریکس در حال انجام است. تخفیف‌های فروش نفت خام ایران با توجه به قیمت تمام‌شده تولید یک بشکه نفت حتی به نسبت کشورهای همسایه‌مان از یک وضعیت خوبی برخوردار است و در صورت پایین آمدن قیمت نفت خام کشورهایی چون آمریکا و اروپا که هزینه تولید بالایی در هر بشکه دارند متضرر اصلی خواهند بود (قیمت تمام‌شده هر بشکه نفت خام شیل در آمریکا حدود ۴۰دلار است) تخفیف‌های ما هم ۳۰‌درصد نیست و براساس اطلاعات غیررسمی فقط بین ۳ تا ۵دلار در هر بشکه گزارش می‌شود. وی در پایان درخصوص برنامه اصلی عربستان و روسیه که دو عضو مهم کشورهای عضو اوپک پلاس هستند گفت: افزایش تولید به‌منظور کاهش قیمت نفت خام است تا شاید بتوانند تولیدکنندگانی مثل آمریکا را از بازار بیرون بیندازند چون هزینه‌های تولیدشان بسیار پایین‌تر از اروپا و آمریکاست و به‌دنبال استراتژی رهبری هزینه در بازار هستند.

  • بازار نفت قربانی تنش‌های تجاری آمریکا و چین

    بازار نفت قربانی تنش‌های تجاری آمریکا و چین

    به گزارش اقتصادران، قیمت نفت در معاملات آسیایی روز پنجشنبه، پس از آن که رئیس جمهور آمریکا گفت نارندرا مودی، نخست وزیر هند، متعهد شده است که کشورش خرید نفت از روسیه را متوقف کند، حدود یک درصد افزایش یافت.

    قیمت آتی نفت برنت با ۵۴ سنت معادل ۰.۸۷ درصد افزایش، به ۶۲ دلار و ۴۵ سنت در هر بشکه رسید.  قیمت آتی نفت وست تگزاس اینترمدیت آمریکا با ۵۷ سنت معادل ۰.۹۸ درصد افزایش، به ۵۸ دلار و ۸۴ سنت در هر بشکه رسید.

    هر دو شاخص روز چهارشنبه، به دلیل تنش‌های تجاری آمریکا و چین و هشدار آژانس بین‌المللی انرژی در مورد مازاد بزرگ عرضه نفت در سال آینده به دلیل افزایش تولید تولیدکنندگان اوپک پلاس و رقبا در بحبوحه تقاضای ضعیف، به پایین‌ترین حد خود از اوایل ماه مه نزول کرده بودند.

    دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، روز چهارشنبه گفت: هند خرید نفت از روسیه را متوقف خواهد کرد و آمریکا در مرحله بعد سعی خواهد کرد چین را نیز به همین کار وادار کند، زیرا واشنگتن تلاش‌هایش را برای قطع درآمدهای انرژی مسکو تشدید کرده و این کشور را برای مذاکره در مورد توافق صلح در اوکراین تحت فشار قرار می‌دهد.

    منابع آگاه به رویترز گفتند: برخی از پالایشگاه‌های هندی در حال آماده شدن برای کاهش واردات نفت روسیه هستند و پیش بینی می‌شود که این کاهش، تدریجی باشد.

    اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، همچنین روز چهارشنبه گفت: به کاتسونوبو کاتو، وزیر دارایی ژاپن، گفته است که دولت ترامپ انتظار دارد ژاپن واردات انرژی روسیه را متوقف کند.

    هند و چین، دو خریدار اصلی صادرات نفت روسیه از راه دریا هستند که توسط آمریکا و اتحادیه اروپا تحریم شده‌اند. هند، ماه‌ها، در برابر فشار آمریکا برای توقف خرید نفت روسیه مقاومت کرد و مقامات هندی از این خریدها به عنوان خرید حیاتی برای امنیت انرژی ملی دفاع کردند.

    دولت انگلیس هم روز چهارشنبه تحریم‌های جدیدی را اعلام کرد که مستقیما شرکت‌های روس‌نفت و لوک‌اویل روسیه که دو شرکت از بزرگترین شرکت‌های انرژی جهان هستند را هدف قرار می‌دهد. نهادهای تحریم‌ شده شامل چهار پایانه نفتی، پالایشگاه خصوصی شاندونگ یولونگ پتروکمیکال در چین، ۴۴ نفتکش در «ناوگان سایه» روسیه و شرکت پالایشی نایارا انرژی لیمیتد هند هستند.

    در این بین،  سرمایه‌گذاران پس از داده‌های ضد و نقیض گروه تجاری موسسه امریکن پترولیوم (API)، منتظر انتشار آمار هفتگی ذخایر نفت و سوخت آمریکا از سوی اداره اطلاعات انرژی (EIA) هستند.  منابع بازار با استناد به آمار این موسسه در روز چهارشنبه گفتند که ذخایر نفت خام و بنزین آمریکا هفته گذشته افزایش یافت، در حالی که ذخایر فرآورده‌های تقطیری کاهش پیدا کرد.

  • اوپک، نفت را غافلگیر کرد

    اوپک، نفت را غافلگیر کرد

    به گزارش اقتصادران، اوپک‌پلاس که از اعضای سازمان کشورهای صادرکننده نفت به‌علاوه متحدان از جمله روسیه تشکیل شده است، در نشست اخیر این ائتلاف با افزایش تولیدات در ماه آگوست به اندازه روزانه ۵۴۸ هزار بشکه موافقت کرد.

    در پی این تصمیم، نفت خام برنت دریای شمال با کاهش ۴۷ سنتی یا ۰.۶۹ دلاری، هر بشکه ۶۷.۸۳ دلار معامله شد و معاملات وست‌تگزاس اینترمیدیت نیز با کاهش ۱.۴۲ درصدی یا ۰.۹۵ دلاری، هر بشکه ۶۶.۰۵ دلار صورت گرفت.

    رویترز از ابهام درباره تعرفه‌های آمریکا و تاثیر احتمالی آنها بر رشد اقتصادی جهان از دیگر عوامل تاثیرگذار بر کاهش قیمت نفت یاد کرده است.

    تیم ایوانز تحلیلگر شرکت «ایوانز انرژی» در یادداشتی نوشت: افزایش تولید به وضوح از رقابتی پرتنش‌تر برای به دست آوردن سهم بازار و همچنین اندکی مقاومت در برابر کاهش قیمت و درآمد حکایت دارد.

    اوپک‌پلاس پیش‌تر در ماه‌های مه، ژوئن و جولای با افزایش روزانه ۴۱۱ هزار بشکه نفت موافقت کرده و این رقم برای ماه آوریل تنها ۱۳۸ هزار بشکه بود.

    تحلیلگران «آربی‌سی کپیتال» می‌گویند که این تصمیم، ۸۰ درصد کاهش داوطلبانه (۲.۲ میلیون بشکه) تولیدات هشت عضو بزرگ اوپک را به بازار برمی‌گرداند.

    به نوشته آنها، با این حال، افزایش واقعی تولید تاکنون نسبت به آنچه برنامه‌ریزی شده بود، کمتر و عمده تولیدات نیز از سوی عربستان بوده است.

    ریاض در اقدامی با هدف نمایش اعتماد عربستان به تقاضای نفت، دیروز بهای نفت خام «سبک عرب» را برای ماه آگوست به سقف چهارماهه آن در آسیا افزایش داد.

    تحلیلگران «گلدمن ساکس» انتظار دارند که اوپک‌پلاس در نشست بعدی این ائتلاف نفتی در سوم آگوست، برای آخرین بار با افزایش تولید موافقت کنند و این بار آن را به روزانه ۵۵۰ هزار بشکه برسانند.

    قیمت نفت همچنین به دلیل تصمیم غیرمنتظره آمریکا مبنی بر تعویق تعرفه‌ها تحت فشار قرار گرفته است. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا دیروز گفت که این کشور در آستانه نهایی کردن چند توافق تجاری طی روزهای آتی است و تا نهم جولای به سایر کشورها درباره افزایش نرخ تعرفه‌ها اطلاع‌رسانی خواهد کرد و این تعرفه‌های جدید از اول آگوست اجرایی خواهند شد.